ناو، تریلی و پراید

تابستان ازروزهای خونین تیرماه می گذرد. «نظام» خون دانشگاه بر دامن وپرونده قتل زهرا کاظمی دربرابرش گشوده، «رهبر» را درمقام ائمه اطهارمی نشاند، حضرت موسی و حضرت عیسی را منادی اسلام می خواند وخداوندراازفرستادن ادیان مسيحيت و يهوديت مبرا می دارد.

آخرین خبرها حکایت ازمحافظت تنگه هرمز توسط ۲۰۰موشک بالدار آمریکا دارد که برعرشه دو ناوگان جنگی سوارند وازجانب ۳۵ پایگاه آمریکا درمنطقه پشتیبانی می شوند. و رئیس جمهوری که اختیار دولتش را هم ندارد، بخدا سوگند می خورد که آمریکا و رژیم صهیونیستی رفتنی هستند.اوهنگامی»ماموریت مشترک همه ما» را برای از میان بردن

«سلطه آمریکا و رژیم صهیونیستی» و «استقرار عدالت» اعلام می کند که فرمانده قرارگاه سرکوب جنبش سبز، از فراهم ساختن نبرد افزار لازم پرده بر می دارد. نه، این قوی ترین موشک بالستیک «نظام» نیست که امیرعلی حاجی زاده، فرمانده نیروی هوایی سپاه به برد۲ هزار کیلومتری اش برای «نابودی» پایگاههای دشمن می بالد. مهدی طائب است که می خواهد با پراید دمار از روزگار تریلی ـ که برای در گم کردن به آنها ناوهای آمریکایی می گویند ـ دربیاورد، البته وقتی می خواهند «سریک پیچ دور» بزنند، آنهم بر گستره دریا که لابد مثل جاده چالوس هزار تاپیچ دارد که نقشه انحصاریش هم دراختیار رئیس شورای قرارگاه راهبردی عمار است.

بله. بعد از توضیحات مهدی طائب بر پایه اظهارات سردار فدوی، فرمانده نیروی دریایی سپاه «الان متوجه کارکرد عملیات روانی این ادوات می شویم.» واین دکترین را در تاریخ نظامی جهان درج می کنیم که ناووموشک وهواپیمای جنگی وغیره کارکرد روانی دارندو نه جنگی، حتی اگر خیلی بزرگ باشند.

وضعیت ژئو پولتیک جهان هم ازاین قرار است که ایشان می فرمایند: «اکنون ۲ جبهه وجود دارد؛ یکی عبدالله و دیگری عبدالشیطان که فرمانده کل قوا جبهه اول، خدا و فرمانده جبهه دوم، شیطان است.»

فرمانده جبهه دوم به گفته مکررولی فقیه اول ودوم وبقیه بادمجان دورقاب چین ها «شیطان بزرگ» است که آمریکا باشد که به فرمایش این هفته محمود احمدی نژاد به وزیر و کارکنان وزارت اطلاعات «در وضعيت اضمحلال و رو به سقوط هستند.»

فرماندهی جبهه دوم از طرف خداوند به تصریح مصباح یزدی به «نمونه‌ای برجسته از ائمه اطهار» سپرده شده است که همان «مقام معظم رهبری» باشند که» به هیچ عنوان نمی‌توان بر روی زمین و آسمان‌ها مانندش را پیدا کرد.» ورهبری جمهورى اسلامى  را بعهده دارند که به اصرار رئیس جمهور بی اختیارش «در مسير شكوفايى و صعود قرار دارد.»

درمتن مبارزه جبهه خدا با شیطان است که به نوشته «ورلدنیوز» رهبر جهموری اسلامی برای اولین باربه ملت خود دستورمی دهد که باید برای «آخرالزمان» آماده باشند. کلیه رسانه های دولتی ایران هم درهماهنگی با یکدیگر، داستان مشابهی را منتشر می کنند که بر پیام آیت الله علی خامنه ای در باره ظهور حضرت مهدی استوار است.

صف مقدم جبهه را هم مهدی طائب روشن می کند: «الان ما در سوریه درگیرهستیم و خط مقدم ما آنجاست.در این جبهه مقابل تمام استکبار ایستاده‌ایم، تلاش استکبار این است که سوریه را با عملیات روانی شکست دهد.»

البته معلوم نیست لشگر «عبداله» چرا برای جبهه خودش دست اتحاد به کمونیست ها داده ونیروی اصلی قوایش را ازچین وروسیه تامین کرده است.هرچه هست دراین نبرد باید تکلیف سوریه و دیکتاتور بیرحمی که تا کنون دستکم پانزده هزار نفر بدستور او کشته شده اند، روشن شود.

برهان غلیون رئیس سابق و عضو فعلی شورای ملی سوریه بعدازسفر مخفیانه به داخل سوریه و دیداری با فرماندهان ارتش آزاد به العربیه می گوید: «رژیم اسد نفس‌های آخر را می‌کشد. کار رژیم اسد تقریبا تمام است.»

نواف الفارس سفیر سوریه در بغداد حتما همین حس را دارد که از «نظام» بشاراسد جدامی شود و حمایت خود از انقلاب کشورش را اعلام می کند.

«دوستان سوریه»- جبهه وسیع داخلی و خارجی- تکرار می کنند: «بشار اسد باید برود.»ا ز روسیه صداهای متفاوتی بگوش می رسد. «ویاچسلاو دزیرکال»معاون همکاری فنی ارتش روسیه به خبرگزاریهای روسی می گوید: «دولت مسکو قراردادهای پیشین خود با سوریه را تکمیل می کند، اما از فروش سلاحهای جدید به دمشق خودداری خواهد کرد. مسکو به دمشق هلی کوپترهای جنگی نمی فروشد.»

سرگئی لاوروف، وزیر خارجه روسیه با نمایندگان گروههای مخالف سوریه به گفت وگومی نشیند. اوهدف از این گفت وگو ها را متحد ساختن مخالفان برای آغاز مذاکره با مقامهای حکومت دمشق اعلام می کند.

جورج صبرا، عضو دفتر اجرایی شورای ملی مخالفان به روزنامه الشرق الاوسط، چاپ لندن، می‌گوید: «مواضع روسیه در قبال تحولات جاری در سوریه تغییر کرده و می‌توان گفت که اکنون سیاست روسیه به ویژه پس از نشست ژنو که در آن بر لزوم تشکیل حکومت انتقالی تاکید شد، در مرحله دگرگونی قرار دارد. قرار است این هیات به اطلاع مسکو برساند که حکومت انتقالی می‌تواند بدون اسد هم شکل بگیرد.»

روزنامه روسی «راشا تودی» تحت عنوان «مسکو اسد را رها کرد» می نویسد: «روسیه بازهم و برای چندمین بار در دام آمریکایی‌ها افتاد. در آخرین دقایق نشست ژنو، روس‌ها متنی را امضا کردند که مفاد آن به معنای رهاکردن سوریه بود. واشینگتن آخرین راهکار برای بشار اسد را یافته است؛ دولت انتقالی مبتنی بر توافق دوجانبه برای سوری‌ها. اما اپوزیسیون در سوریه هیچگاه با حضور او در قدرت موافقت نخواهند کرد. آنچه که مشخص و واضح است این است که اسد باید برود.»

رادیو صدای روسیه اعلام می کند: «چشم ها روی ژنرال «مناف طلاس» که ارتش سوریه را ترک و از کشور خارج شده متمرکز شده است. این ژنرال نقش کلیدی در آینده سوریه ایفا خواهد کرد.»

کوفی عنان به تهران می آید که همچنان بر حفظ همتای جنایتکار خود در دمشق پافشاری می کند.علی اکبرصالحی حرف های دیپلماتیک می زند. اماسیاست واقعی «نظام» را باید از اميرعبداللهيان معاون وزير امورخارجه شنید که «ادبیات پاکیزه»ای هم دارد: «انديشه «برکناری اجباری» و يا «اجبار به تبعيد» بشار اسد يک «شوخی» و هرگونه حمله احتمالی به اين کشور«احمقانه» و«فاجعه‌بار» است.ايران ازطرح‌های بشاراسدبرای انجام اصلاحات حمايت می‌کند وانجام مذاکرات برای فشار به اسد به منظوراجبار وی به تبعيد را «شکست خورده» می داند.»

هفته ایست که سیاست خارجی» نظام»درنقاط دیگر جهان هم ثمرمی دهد. دعوت و اصرار احمدی نژاد بی جواب می ماند.محمد مرسی پشت به تهران رو به ریاض می رود.فعالیت وسیع دولت جمهوری اسلامی وتلفن دعوت خلاف عرف بین المللی احمدی نژادهم برای سفر محمد مرسی به تهران به جائی نمی رسد. کاربه اینجا ختم نمی شود.مرسی می گوید: «خط قرمز مصر امنیت کشور های حاشیه خلیج فارس است.»

سعید قاسمی از فرماندهان سابق سپاه از شکل‌گیری «جرثومه‌های فساد» در مراکز نظامی٬ اقتصادی و سیاسی خبر می دهد و از پرونده جنجالی چهار «دیپلمات» ربوده شده ایران در لبنان پرده برمی دارد. او برای نخستین‌بار برخلاف ادعای مقام‌های جمهوری اسلامی اعلام می کند که احمد متوسلیان خرداد ماه سال ۱۳۶۰ به دستور علی خامنه‌ای با دو یگان سپاه برای جنگ با اسرائیل به سوریه و لبنان فرستاده شده بود.قاسمی به طور تلویحی می گوید که محسن رضایی٬ فرمانده وقت سپاه با اعزام این دو یگان مخالف بود٬ اما آقای خامنه‌ای به متوسلیان چنین دستور داده بود که «ماموریت داری باید بروی درلبنان بجنگی.» به گفته این فرمانده سابق سپاه٬ احمد متوسلیان هنگامی که می‌خواست به سفارت ایران در لبنان برود و برخی اسناد را که افشای آن‌ها «آبروی نظام» را می‌برد از سفارت‌خانه خارج کند٬ دستگیر شد.

پس از آزارجنسی کودکان برزیلی، دست خطاکار دیپلمات ایرانی ودختربچه آلمانی هویت اخلاقی»نظام» را بیشتر بر ملا می کند.وزارت امورخارجه کانادا، به سفارت جمهوری اسلامی در اوتاوا، پایتخت کانادا، در خصوص به خدمت گرفتن ایرانیان مقیم کانادا در جهت منافع جمهوری اسلامی هشدار می دهد و تأکید می کند که این سفارتخانه نباید در تصمیم‌گیری‌های مهاجران ایرانی «دخالت» داشته باشد.

جان بِیرد، سخنگوی وزیر امور خارجه کانادا می گوید: «کانادایی‌های ایرانی‌تبار رژیم سرکوبگر ایران را نپذیرفته وبرای زندگی بهتربه کاناداآمده اند.»

وزیر انرژی و منابع طبیعی ترکیه اعلام می کند که این کشور پول واردات نفت ایران را نه با دلارو نه با طلا وتنها تنها با لیره، واحد پول ترکیه، می پردازد.

استفاده تعدادی از نفتکش‌های ایرانی از پرچم تانزانیا برای دور زدن تحریم‌های نفتی، لو می رودوسبب اخطار آمریکا می شود. «نظام» که قصد مدیریت جهان را دارد با ذره بین می گردد و کشور جزیره‌ای «تووالو» را پیدا می کند تا نفتکش هایش از پرچم های این کشور استفاده کنند که فقط یازده هزار نفر جمعیت دارد. علاقمندان می توانند این کشور را که در اقیانوس آرام واقع است وجمعیتش باندازه یک دهم تماشاگران فوتبال دراستادیوم آزادی است پیدا و به جهانیان معرفی کنند.هم‌اینک ۲۲ کشتی حامل نفت متعلق به شرکت ملی نفتکش ایران، تحت حمایت این ابرقدرت قرار دارند و به عنوان کشتی‌های تووالویی به ثبت رسیده‌اند.

بی دلیل نیست که «یکی از ائمه اطهار» یعنی آیت الله خامنه ای می گوید تحریم های غرب، مردم ایران را «واکسینه» کرده است: «غربی‌ها این روز‌ها درباره تحریم ایران جنجال آفرینی می‌کنند، اما نمی‌فهمند که خودشان با تحریم‌های ۳۰ سال اخیر، ملت ایران را در مقابل هر تحریمی واکسینه کرده‌اند و ما امروز نسبت به ۳۰ سال قبل، ۱۰۰ برابر قوی‌تر هستیم.»

و رئیس جمهورسابقا محبوب رهبر می فرماید: «درآمد نفتى، كمتر از ۱۰ درصد حجم اقتصاد كشور را شامل مى شود. بايد تحريم را فرصتى برای رفع وابستگی بودجه كشور به نفت دید، تا استفاده از آن به عنوان سلاح، برای هميشه از دست دشمن خارج شود.»

آخرین اخبار هفته هم صحت فرمایشات رهبر و رئیس جمهور «نظام» را تائید می کنند و ناجور. تحلیل فایننشال تایمز از تحریم ها خواندنی است: «میزان تولید نفت ایران به پایین ترین سطح در بیست سال گذشته، از زمان جنگ با عراق رسیده است.»

خبرگزاری رویترز از تاثیر «شدید» تحریم‌های غرب خبر می دهد: «ایران مجبور شده‌است که در شماری از چاه‌های نفتی میادین خود را ببندد و تولید نفت کنونی ایران به کمترین میزان طی دو دهه اخیر رسیده‌است که به معنی از دست رفتن میلیاردها دلار درآمد نفتی است.»

بانك مركزى امارات متحده عربى از ۲۳ بانك داخلى و ۲۸ واحد مالى خارجى مستقر در اين كشور، می خواهد پيش از اجازه به ايرانيان و نهادهاى ايرانى براى افتتاح حساب يا دريافت وجوه از كشورشان، اقدام به دريافت تصديق‌نامه بانك مركزى اين كشور كنند. هر كدام از بانك‌هاى اماراتى كه قصد انجام مبادلات و فعاليت‌هاى تجارى و مالى با اشخاص و نهادهاى ايرانى را داشته باشند، بايد همه اطلاعات مربوط به اين اشخاص حقيقى و حقوقى را در اختيار بانك مركزى امارات قرار دهند تا در صورت تصديق اين بانك، بتوانند فعاليت خود را انجام دهند.

تحليل لس آنجلس تایمز متوجه تاثير تحريم ها ست: «این هفته با اضافه شدن ممنوعیت های یک جانبه و چند جانبه درارتباط با واردات نفت از ایران و پایان معاملات تجاری و مسدود کردن دارایی های جمهوری اسلامی درغرب، فشار تحریم های بین المللی علیه ایران به اوج خود می رسد. فشارها از سوی کشورهایی وارد می شود که نگران سويه هاي نظامي برنامه اتمی جمهوری اسلامی هستند. حالا جامعه جهانی چشم به آن دارد که تحریم ها موضع سرسختانه ایران را در هم بشکند. آیا به راستی افزایش فشار ها باعث خواهد شد تهران تن به سازش بدهد و اجازه دهد بن بست اتمی با دیپلماسی حل و فصل شود؟

مایکل مان سخنگوی کاترين اشتون در ۲۴ ژوئیه (سوم مرداد ماه ) در استانبول برگزار می شود. اين مذاکرات بين هلگا اشميد، معاون کاترين اشتون و علی باقری، معاون سعيد جليلی مذاکره کننده ارشد ايران، برگزار خواهد شد.

اخباری از قول علی اکبر صالحی منتشر می شود: «تهران آماده است تا درباره غنی سازی اورانیوم با غلظت ۲۰ درصدی مذاکره کند.»

روزنامه وينرسايتونگ از آمادگی جمهوری اسلامی برای مذاکره محرمانه با آمريکا خبر می دهد.

در روزهای تیرماه سیاست «تیر» همچنان فعال است. سه سال پس از فاجعه بازداشتگاه کهریزک، از خانواده های قربانیان و شاکیان این بازداشتگاه خواسته می شود با سعید مرتضوی مصالحه کنند.

» وزیر ارشاد با رسانه‌ها » اتمام حجت» می کند: «نمی‌توانید هر خبری را منتشر کنید.» چرا: «شرایط فعلی کشور به گونه‌ای نیست که رسانه‌ها هر خبر یا تحلیلی را منتشر کنند.»

او حتی فراخوان می دهد واز «تمام شخصیتهای حقوقی و حقیقی» می خواهد به دنبال مطالب «خلاف واقع» در رسانه‌ها بگردند و آن را گزارش کنند.

احمدی مقدم، فرمانده نیروی انتظامی به اعضای یگان سرکوب ناجا می گوید: «برقراری امنیت مهم تر از قران به سر گرفتن است.»

البته: «یگان ویژه مامور سرکوب نیست بلکه یک واحد مردمی، حزب اللهی و ولایت مدار در میدان برای مهار مسئله است.»

یگان ویژه پاسداران یا در اصطلاح «یاگوپ»، یگان عملیاتی پلیس جمهوری اسلامی برای کنترل مبارزه وبرخورد با اغتشاشات، تجمعات غیر قانونی و اجتماعات محسوب می شود که در مقاطع حساس با سرکوب یا کنترل درگیری ها، فضای ملتهب شهری را کنترل می کند.

نام «یگان ویژه پاسداران که ویترین اقتدار نظام جمهوری اسلامی ایران است» در ۱۸ تیرماه ۷۸ که با همکاری لباس شخصی ها به کوی دانشگاه تهران حمله کردند بر سر زبانها افتاد وبعد از سرکوب مردم در اعتراض های پس از ۲۲ خرداد ۸۸ شهرت جهانی یافت.

و حالا اسماعیل احمدی مقدم ادامه ماموریت آنها را اعلام می کند: «به خدمت خودتان افتخار کنید. اگر شب احیاء شما در خیابان مامور برقراری امنیت بودید بدانید ثواب شما بیشتر از کسی است که قرآن بسر گرفته است. با قدرت و صلابت یگان شماست که گردنکشان، اوباش و مجرمان جرات ندارند امنیت جامعه را به مخاطره بیندازند. مشت محکم شما باید متوجه تبهکاران و کسانی باشد که در صدد ناامن کردن محیط اجتماعی هستند.»

و لابد «تمیزی» هم راست راست راه می رود و به این حرف ها می خندد. آخرمئیر داگان، رئیس پیشین سازمان موساد بین سال‌های ۲۰۰۲ تا ۲۰۱۲ میلادی، از «تمیزی» برای اجرای مأموریت‌های عملیاتی شده در ایران رضایت کامل داردکه می گوید: «بدون هیچ سرنخی، هیچ رد انگشتی، حتی یک موتورسیکلت هم از این مأموریت‌ها بر جا نمانده‌است.»

هفته سوم تیرماه تمام می شود و اگر اوضاع «نظام مقدس جمهوری اسلامی» به همین نحو ادامه بیابد، نگارنده مجبور است پا توی کفش همکارعزیز ابراهیم نبوی بکند و طنز را هم به نگاه هفته بیافزاید.

این هفته که از نقل چند جمله برای خنده وتغییر ذائقه گریزی نیست.

در ادامه جدال لفظی علی مطهری، نماينده اصولگرای مجلس و عباس جعفری دولت آبادی، دادستان عمومی تهران، فرزند «شهید مطهری» می فرمایند: «اقدام دادستانی، مجلس را به نهادی فرمايشی تبديل می کند.»

منظورشان همین مجلس «مستقل» به ریاست علی لاریجانی است که سر «غلام خانه زاد» بودن رهبر با حداد عادل رقابت نفس گیر دارد. یکی از برادرهایش هم-ـ همان محمد جواد-ـ دو تا حرف برای خندیدن می زند.

پس از افشای اسناد زمین خواری برادران لاریجانی،جواد لاریجانی در گفت و گویی با سایت خودش، با «افتخار» تمام اتهام زمین خواری را «آباد کردن یک وجب از خاک میهن» می خواند. تعریفی هم از زندان سیاسی می دهد. عینا کپی فرمایشات ملوکانه است: «زندانی سیاسی یعنی کسی که در چارچوب قوانین، فعالیت سیاسی کرده اما او را به ناحق به زندان انداخته اند، چرا که حاکمان و گردانندگان نظام کار او را دوست نداشته اند. براساس این تعریف در نظام جمهوری اسلامی هیچ زندانی سیاسی وجود ندارد یعنی کسی نیست که فعالیت سیاسی قانونی انجام داده باشد و چون حکومت از کار او خوشش نمی آمده و آن را دوست نداشته به زندان افتاده باشد. این اتهامی است که دشمنان نظام ما از امریکا و اسرائیل گرفته تا ضد انقلاب داخل و خارج از جمله منافقین و تروریست ها از روز اول پیروزی انقلاب تا کنون وارد می کرده اند.»

رامین مهمانپرست، سخنگوی وزارت خارجه جمهوری اسلامی درست روز هجدهم تیر از بروز خشونت های اخیر در عربستان سعودی ابراز نگرانی می کند و از دولت این کشور خواهد از به کارگیری خشونت در مقابل «خواست مردم» خودداری کند.او اظهار اميدواری می کند که دولت عربستان سعودی «مطالبات مشروع مردم» را مورد توجه جدی خود قرار داده و از به کارگيری «خشونت در مقابل خواست مردم احتراز» ورزد.

وسرانجام مهدی طائب، راز شکست سربازان آمریکائی در اشغال عراق را بر ملا می سازد: «با وجود ماهانه ۳ هزار دلار حقوق، تنها امتیازی که سبب شد سربازان آمریکایی به عراق بیایند بیمه مجانی جراحی‌‌های زیبایی از سوی دولت آمریکا بود. سربازی که برای زیبایی به جنگ می‌رود، نیروی جنگنده می‌شود؟»

جواب روشن است: نه. نیروی جنگنده سرلشگر حسن فیروزآبادی است که بدون هیچ سابقه نظامی در ارتش یاسپاه بنابر تصمیم «رهبر فرزانه » در مقام فرماندهی ستاد کل نیروهای مسلح جمهوری اسلامی قرار می گیرد و این هفته در میانه یک سمینار اذان سر می دهد.

هفته سوم تیرماه تمام می شود و شعری برگرفته از فیس بوک، سرنوشت ایران را زیر حکومت نظریه پردازان «ناو، تریلی و پراید» به طنز تصویر می کند:

اتل متل توتوله

ايران خانم چه جوره؟

هم غم داره هم غصه

نفت شو خوردن درسته

گازشو بردن هندستون

… آشغال چيني بستون!

همه چي شده واردات، گور پدر صادرات

هاچين و واچين توليد و برچين!

رقص بر لبه تیغ

هوشنگ اسدی

فروغ است که می پرسد:

ای دوست، ای برادر، ای همخون

وقتی به ماه رسیدی

تاریخ قتل عام گلها را بنویس

و شاخساران سبزکه درسراسر جهان گسترده اند، بر روزهای پایانی خرداد پرخطر که هفته آخرش همین روزها بسر می شود؛ نام نداها و سهراب ها را می نویسند و باخون چهارسربدار خوزستان سوزان پیوند می زنند.

در شهری از شهرهای جهان برپرتره خامنه ای که به شکل خون آشام نقاشی شده، کفش خشم می کوبند. گفتی خون جانباختگان جنبش سبز است که از دندان هایش بیرون می ریزد. فرزندانش در مراسم تحریم یکی از جلادان اوین و عاملان قتل عام تابستانی دیگر نشسته اند. یک زندانی جنبش سبز درنامه ای دیگر می گویدش که» به سلطنت مطلقه مشغول است». زندانی کهنسال «سلطنت فقیه»رادرهمان جایگاهی می بیند که «ناصرالدین شاه البته بدون پاره ای اختیارات فقهی و شرعی قرار داشت و حکمرانی می کرد». و تیم اتمی «سلطان مطلق العنان بی پروا» درهوای سردمسکوبرلبه تیغ، رقص مرگ را مکرر می کند. جهان صدای شمارش معکوس را می شنود و ماموران «آقا» برای نجات بشار اسد می کوشند.

دورجدید مذاکرات که از استانبول شروع شد و از بغداد گذشت، در مسکو تمام می شود. از «ترجمه نادرست سخنان لاوروف در ایران» توسط مترجمان خبره «نظام» که روسیه را مستقیما در سوریه مقابل آمریکا می گذارد، می توان» ابرهای تیره بر فراز شب های مسکو» رادید و مانند «هافینگتون پست» به خبر روز تبدیلش کرد. دمشق جائی است که دست های تهران مسلمان و مسکوی دراختیار کمونیست های سابق بهم گره می خورد. طالبان شیعه که می دانند به نوشته فیگارو » بعد از دمشق نوبت تهران است» همه تلاش برای بقای خودرا در حفظ خاکریز سوریه بکار گرفته اند. روسیه هم که حتی دو ناوش را روانه آبهای سوریه می کند، بجان می زند تا آخرین مرده ریگ «رفقا» ی سابق را در این کشوراز دست ننهد. ایران، بر لبه تیغ یک بحران جهانی، گروگان بقای «نظام مقدس جمهوری اسلامی» است.

هتل «حلقه طلايی» مسکو، این هفته شاهد ایفای نقش هیات مذاکره کننده ایرانی است که در ظاهرسعید جلیلی ریاستش رابر عهده دارد و در اصل همه نخ هایش توسط علی باقری- برادر داماد رهبر- به بیت «سلطان مطلق العنان بی پروا» وصل است. کمتر کسی انتظار دارد در «بن بست هسته ای» – به تعبیر روزنامه روسی کومِرسانت- راهی گشوده شود. معاون وزیر خارجه روسیه همان روز اول می گوید: «دوطرف را خیلی دشوار بتوان به نوعی توافق رساند چون مواضع آنها متفاوت و پیچیده است.»

یک «مقام نظام» هم پس از چند ساعت گفت وگو نام خود پنهان وخبر بر خبرگزاری فرانسه آشکار می کند: «فضای مذاکرات مثبت نیست.» بی دلیل نیست که مايکل مان، سخنگوی کاترين اشتون، ظهر روز اول اعلام می دارد:» اتحاديه اروپا تحريم نفتی خود عليه جمهوری اسلامی را به تعويق نخواهد انداخت.» منظورش روز اول ژوئيه- ۱۱ تيرماه- است که تحریم واردات نفت از ايران توسط اتحادیه اروپاکلید می خورد. کمی زودتر هم در روز بيست و هشتم جوئن –۸تیر – آمريکا تحریم بانک مرکزی را وارد مرحله اجرايی می کند.

سناتورهای آمریکائی هم به اوباما «اخطار» می دهند: «مذاکرات مسکو آخرین مهلت برای ایران است.» به گزارش فارین پالیسي سناتورهایی از هر دو جناح دموکرات و جمهوری خواه به رئیس جمهور آمریکا نوشته اند: «تهران به سمت تولید سلاح های هسته ای پیش می رود، و از این گفت وگوها هم برای خرید زمان استفاده می کند. ما می دانیم شما هم با ما هم عقیده هستید که نباید به ایران اجازه داد به اینگونه توانایی ها دست یابد.»

مردم ایران از مذاکراتی که جزئیات آن بلافاصله در اختیارکلیه کشورهای «دشمن» قرارمی گیرد، کمترین اطلاعی ندارند. خبرگزاری‌های حکومتی درمیان هزاران شعار و دشنام، به این بسنده می کنند که بنویسند: «نمایندگان جمهوری اسلامی در نشست مسکو بار دیگر تاکید کرده اند که خواهان همراهی طرف غربی با پیشنهادات پنجگانه ایران هستند.»

شبکه خبری «پرس‌ تی‌وی»- بلند گوی بیرون مرزی «نظام»- هم خیلی کلی از پیشنهادات نام می برد: «به رسمیت شناخته شدن حق غنی سازی ایران و رسیدگی به مسائل منطقه‌ای نظیر مسائل سوریه، بحرین، عراق و افغانستان.»

خواست گروه ۵+۱ «صریح و رک» است: «تعلیق غنی‌سازی اورانیوم تا سطح ۲۰ درصد و تعطیل مرکز غنی سازی فردو.»

ساعاتی پس از پایان روز نخست گفت‌وگوها، اوباما و پوتین که برای شرکت در کنفرانس گروه ۲۰ در مکزیک به سر می‌برند، دربیانیه مشترکی تصریح می کنند: «ایران باید اقداماتی جدی‌ به منظور بازگرداندن اعتماد بین‌المللی به ماهیت منحصرا صلح‌آمیز برنامه هسته‌ای خود انجام دهد.»

سردار شکنجه محمد رضا نقدی که دربجنورد دیش ماهواره جمع می کندودرتهران به «ارشاد» مشغول، از خنداندن مردم هم غافل نیست: «مذاكرات هسته‌اي، در اقتصاد ايران تاثير ندارد. حضور ما در اين مذاكرات تنها براي روشن كردن افكار عمومي مردم دنياست كه براي ما ارزشمند هستند. نهاد‌هاي بين‌المللي نشان دادند كه تحت تاثير صهيونيست‌ها، فراماسونرها و استكبار جهاني قرار دارند و نهاد‌هاي آزاد براي تصميم‌گيري نيستند و اختياري از خود ندارند كه بتوان اميدوار بود كه با گفت‌وگو قانع شوند.»

همکاران نقدی هم درخبرگزاری فارس یک خبر فوق امنیتی دیگر جعل می کنند: «منابع غیررسمی اعلام کردند که بزرگ‌ترین رزمایش مشترک خاورمیانه با حضور ۹۰ هزار نیرو از چهار کشور روسیه، ایران، چین و سوریه بزودی در خاک و آب‌های سوریه آغاز می‌شود.» خبری که بسرعت توسط روسیه و سوریه تکذیب می شود.

مذاکرات به پایان می رسد. نتیجه را کاترین اشتون، شفاف و دقیق اعلام می کند: «مذاکرات مسکو نتیجه‌ای نداشت.بعد از ۵ نوبت هنوز فاصله زیادی بین ما و ایران وجود دارد. ما امروز متوجه شدیم که فاصله زیادی با هم داریم. به ایران گفتیم غنی سازی بیست درصدی را متوقف کند. دو طرف نتوانستند در جریان گفت وگوها پل زده و راه دو طرفه ای پیدا کنند.»

چند ساعت بعد آمریکا و فرانسه به تهران هشدار می دهند. لوران فابیوس، وزیر امور خارجه فرانسه، از اینکه «ایران هنوز گام‌های مشخصی در مسیر مذاکرات هسته‌ای برنداشته است» ابراز تاسف می کند و می گوید: «فشار بر ایران از ۱۱ تیرماه و با اجرای کامل تحریم‌های اتحادیه اروپا افزایش می‌یابد.»

ميت رامنی، نامزد جمهوری خواهان برای انتخابات ریاست جمهوری، روی توپ «شکست مذاکرات مسکو» آبشار بلند پیروزی خودش را می زند: «اگر رئيس جمهور شوم برای حمله به ايران از کنگره اجازه نمی گيرم. ما با تهديد شوروی مقابله کرديم؛ ايران که تهديد ضعيف تری محسوب می شود.»

می توان دید مسیر به کدام سوست: جانشین کردن جمهوری اسلامی بجای اتحاد شوروی.

در آخرین ساعات روز چهارشنبه سناتور دمکرات رابرت منندز‍‍‍ معمار اصلی لوایح مربوط به تحریم های جمهوری اسلامی، در واکنش به نتیجه گفت و گوهای اتمی مسکو با انتشار بیانیه ای اعلام می کند که ناکامی نشست اخیر نشان می دهد که دولت ایران برآن نیست تا از پی گیری توانایی تسلیحات هسته ای دست بردارد. در این بیانیه آمده است که در روزهای آینده، لایحه مشترک جمهوریخواهان و دمکرات ها برای تشدید تحریم ها علیه حکومت ایران به کنگره ارایه خواهد شد. او ابراز امیدواری می کند که دولت اوباما، هفته آینده، تحریم بانک مرکزی را به اجرا گذارد.

ودرست درهمین موقع بخشی از جنگ پنهان رونمائی می شود. روزنامه آمریکایی واشینگتن پست از قول مقامات غربی می نویسد: «آمريکا و اسرائيل به طور مشترک جاسوس افزار «فليم» را برای جاسوسی و جمع آوری اطلاعات حساس و تدارک يک حمله سايبری خرابکارانه با هدف به تاخير انداختن برنامه های هسته ای ايران خلق کرده اند .هدف اين بد افزار شناسايی شبکه کامپيوتری ايران و نفود در کامپيوترهای مقامات ارشد حکومتی و ارسال اطلاعاتی که از اين طريق جمع آوری می شوند به مرکز کنترل اين جاسوس افزار بوده است.»

بلافاصله هم خبر حمله سایبری به سايت بانک مرکزی جمهوری اسلامی منتشر می شود: «سايت بانک مرکزی ايران از صبح روز سه شنبه از دسترس خارج شده است و سايت نهاد سياستگذار پولی و بانکی کشور هم از کار افتاده است و کاربران از داخل و خارج اين بانک به آن دسترسی ندارند.»

و درمقابل «سربازان گمنام امام زمان» به رهبری حیدر مصلحی هم اعلام می کنند که با «زیر نظر گرفتن پایگاه‌های اطلاعاتی و عملیاتی اسراییل، عده‌ای از افسران اطلاعاتی و تروریست‌های مزدور» دستگیر شده اند.

اوضاع چنان است که خبر کم شدن صادرات کالاهای کره جنوبی از ایران بچشم نمی آید.

خرداد دیگری می رود با خون ندا بر دامان و جنازه مذاکرات مسکو بر دستان «نظام» و افتخاراتی که یکی پس از دیگری بدست می آید.

حمید قدیریان، ازمسئولان دادستانی انقلاب و زندان اوین در دهه ۶۰ و ازفرماندهان ارشد سپاه پاسداران در سال‌های اخیر، این «دوست صمیمی خامنه‌ای و یار باوفای لاجوردی» ازجهان می‌رود. محمد خاتمی که سرگرم درست کردن اتاق فکر باعبداله نوری است، لابد از رفتن همکار «شهید لاجوری» بی‌خبر است که چیزی نمی‌گوید. درعوض «آقا زاده‌های مقام رهبری» برای دوست صمیمی پدرشان سنگ تمام می‌گذارند.

۲۷ نفر ازهمفکران عطاری که مسئول جوخه‌های اعدام شد، به عضویت کمیسیون امنیت ملی در می‌آیند: ۱۸ سپاهی و ۶ مقام امنیتی۳ رئیس زندان و بازداشتگاه.

شاید هم به تشخیص همین پاسداران «امنیت ملی» وقتی حسن کسایی نوازنده بی بدلیل «نی» بر اثر کهولت سن چشم از جهان فرومی بندد، شبانه جنازه او را مخفیانه به خاک می سپارند.

علی لاریجانی که افتخار ریاست مجلسی چنین معتبر را دارد از ظهور پدیده‌ای به نام «دریدگی گفتاری» در کشور خبر می دهد و «فضای تندگویی، تخريب» راکه «حاصل آن تخريب و پنجه كشيدن به صورت يكديگر است»هشدار آمیز می خواند.

معلوم نیست منظورش افشای «حساب غير قانونی پنج هزار ميليارد تومانی» در استانداری تهران هم هست یا نه.

خرداد و بهار به پایان می رسد. پیام ابوالفضل قدیانی از زندان اوین به مناسبت ۲۵خرداد چنین است: «جای هیچ مماشاتی نیست، علی خامنه ای باید برود!»

نيکلاس کريستف، خبرنگار روزنامه نيويورک تايمز که به تازگی از سفر دو هزار و ۸۰۰ کيلومتری به ايران برگشته است، می نویسد: «نظام جمهوری اسلامی دير يا زود از بين خواهد رفت.به نظر من شرايط ايران مثل ساير کشورهای استبدادی درست قبل از سقوط حکومت های آنها است.»

پیام اسقف دزموند توتو به مردم ایران منتشر می شود: «سه سال پیش جهان شاهد بود که میلیون‌ها تن از شما علیه سرکوب و خفقان به پا خاستید، و مردم‌سالاری و حقوق بشر را مطالبه کردید. بارقه‌ای که شما در ایران افروختید الهام‌بخش تغییرات بی‌سابقه‌ای در منطقه شده است. به راه خود ادامه دهید. به خاطر داشته باشید که تاریک‌ترین ساعات شب ساعاتی پیش از طلوع سپیده‌دم است.»

و حافظ موسوی، زیر شعر فروغ، تاریخ قتل گل سرخ را به ثبت تاریخ می دهد:

فردا، تمام تلویزیون های دنیا

چهره خونینت را پخش می‌کنند

و صفحه اول روزنامه‌ها، در سراسر دنیا

زیر عکس تو خواهند نوشت:

اینجا تهران است، خیابان امیر آباد و این ندا

«ندای نوشکفته آزادی است»

که از گلوی خونین ملتی بزرگ بر آمده است


دارم امیدی

هفته چهارم ماه همیشه توفانی خرداد می رود و هنوز مانده چندروزی که ماه مُهر تمام بخورد و روز شکفتن خون نداو سهراب بر شاخه های درخت سبز سه ساله بیاید که خبر از نابودی همه گل های سرخ ایران می رسد. حتی، حتی «صنعت گلاب گیری» در خطر نابودی است.

شبکه خبری الجزایر که معلوم نیست چگونه هراس پرپر شدن گل های سرخ ایران به جانش افتاده، گزارش می دهد: «تحریم‌های جهانی صنعت گلاب‌گیری و پرورش گل سرخ ایران را هم با خطر از بین رفتن مواجه کرده است. گل سرخ که در قسمت‌های مرکزی ایران به صورت خودرو رشد می‌کند، قرن‌ها پیش توسط ایرانیان کشف شد و از ایران به شام ـ سوریه – صادر می‌شد؛جایی که عطر و رنگ ویژه این گیاه زیبا طرفداران زیادی داشت.»

خردادی خطیر است که مرگ گل های سرخ که عطرشان نام ایران را تاسوریه می برد از پرده بیرون می افتد و از خیابان های دمشق صدای «سربازان بدنام امام زمان» می آید که گلوله و مرگ بجای گل سرخ سوغات برده اند. خنجر بر گلوی زنان و کودکان می کشند و جای گلاب، خون به شیشه می ریزند.

۴۵ میلیارد دلاردیگر از ثروت ملتی را که برای خرید نان شب مانده به چین می دهند تا صرف خرید بنجل هایی شود که حتی روزنامه حکومتی جام جم نامشان را «عجايب وارداتی» می گذارد و بخش کوچکی ازآن را فهرست می کند: «سنگ قبر، شلاق، تازیانه، چکش و پتک، کراوات و پاپیون، مرجان، کاسه لاک‌پشت، سبد، تیغ سلمانی، تازیانه تعلیم، لوبیا قرمز، گریپ فروت، سیر و نخود فرنگی غلافدار، سنجاق سر، قلاب ماهیگیری، انواع سس گوجه‌فرنگی، بامبو، تقویم و سر رسید، حصیر، پیچ و پونز، دکمه، چوب سیگار، وسایل تزئین درخت کریسمس و…و بخشی از کتاب‌های فارسی چاپ چین.»

 بله و حتی کتاب های فارسی و درهفته ای که یکی از معتبرترین ناشران ایران را به بهانه کتابی که دو سال قبل منتشر «نشده» می بندند تا «چشمه» نشر را گام بلنددیگری بسوی خشک شدن ببرند.

 فضای عمومی جامعه را درسومین سالگرد کودتای انتخابات سال ۸۸، سیدمصطفی تاج‌زاده چنین تصویر می کند: «بحران کنونی ایران از آنجا آغاز شده است که اقلیتی خواهان احیای روش حکومت مطلقه فردی و بازگشت به شرایط گذشته هستند و اکثریت مردم در برابر آن مقاومت می کنند».

ودر جامعه تحت حکومت مطلقه فردی، سیمای «ام القرای اسلام» غرق در ناز و نعمت و آراسته به فرهنگ تام و تمام در منظر جهانیان است. پلیس تهران می گوید: «۲۶ درصد رانندگان در اردیبهشت ماه مست یا معتاد بوده اند.»

 حمید صارمی، معاون ستاد مبارزه با مواد مخدر خبرخوشی دارد: «سن اعتیاد از ۲۳ به ۱۵ سال کاهش یافته و طبق آخرین آمارنزدیک به ۱۲ ميليون تن در ایران در معرض تهدیدات اجتماعی و اعتیاد قرار دارند.»

چنان دامان اعتیاد گسترده اند که ایرانیان تاجر گل سرخ را بعنوان قاچاقچی درچین می گیرند و در عربستان، همین هفته ده تایشان را اعدام می کنند.

سردار شکنجه محمد رضا نقدی که مامور انجام «روش جدید» برای «ارشاد» مردم شده است، از شناسائی تنها۳۰۰ ماهواره در پشت بام‌های بجنورد خبر می دهد.

يک کليسای فارسی‌زبان واقع در منطقه جنت‌آباد تهران به دستور سازمان اطلاعات سپاه تعطيل می شود. گام تازه‌ای است در ادامه سياست محو کليساهای فارسی‌ زبان.

افتتاح سد گتوند، دردستور کار قرار می گیرد تا ۳۵ روستا بهمراه آثار تاریخی منطقه – از جمله شیرهای سنگی دوران هخامنشی- همه باهم زیر آب بروند. برنامه نابودی نشانه های ایران باستان پیگیرانه دنبال می شود.

خبرگزاری مهر حمله‌ شبانه‌ اراذل و اوباش به شهروندان در پارک طالقانی را موضوع گزارش خود قرار می‌دهد. این پارک وسط شهر تهران، میان دو بزرگراه پررفت وآمد «حقانی» و «مدرس» و ازهمه مهم‌تردر مجاورت پایگاهی از پایگاه‌های نیروی انتظامی قرار داردو مدام شاهد تجاوز و قتل و حمله و مزاحمت است.

اما ماموران گشت ارشاد نيروی انتظامی به برج ميلاد تهران یورش می برند تا از ورود زنان و دختران «بدحجاب» به يک کنسرت جلوگيری کنند. یک بازیگر زن را هم دستگیر می کنند. کلید یورش را معاون فرمانده نيروی انتظامی جمهوری زده که تازه دو هفته بعداز جشنواره کن یادش افتاده لیلا حاتمی جامه ای «مستهجن» به تن داشته است. بهمن کارگر که رفته و رخت «سردار» ی پوشیده در مراسم افتتاحيه «باشگاه خبرنگاران پليس و انجمن سينمايی پليس» بعد ازتهدید سینما گران، می پرسد: «اين رفتار کجای انقلابی است که ما انجام داده ايم؟»

 معلوم نیست خطابش باکیست، امامنظورش قطعا «انقلاب شکوهمند اسلامی» است که در زمان ولی فقیه اول-ـ همان دوران طلائی امام راحل-ـ قرار بود حتی مارکسیست ها آزاد باشند.نان و مسکن مجانی شود و بروزگار ولی فقیه دوم، وعده رساندن پول نفت به سفره های مردم داده شدو ایران آزادترین کشور جهان لقب گرفت.

کسانی که جاهای خیلی حساس انقلاب را نشان سردار کارگر می دهند نه «مارکسیست» هستند، نه «دشمن» و نه «عامل استکبار»؛ هردو وصله تن «انقلاب» اند. یکیشان احمدتوکلی: «کشور از لحاظ اقتصادی در وضعیت خوبی قرار ندارد.» و دیگری رییس بانک مرکزی: «تورم در کشور زیاد است و دلار با یک مذاکره گران و ارزان می شود.» محمود بهمنی توضیحی می دهد که هم باید درتاریخ انقلاب و هم کتاب های آموزشی» اقتصاد» ثبت شود:» ما قبول داريم که تورم ۲۱.۵درصد ‌بالاست، اما هميشه فکر می‌کنيم که اگر از بين بد و بدتر و بدترين به بد رسیده ایم وضعیت خوبی است.»

نوول ابزرواتور وضعیت مردم ایران را درعنوانی چنین خلاصه می کند: «فشار بی سابقه بر شرایط اقتصادی.» ورویترز می نویسد: «ایران فشار تحریم ها را احساس می کند.»

هفته ایست که بر اساس گزارش سازمان کشورهای تولید کننده نفت، اوپک، تولید نفت ایران در ماه گذشته، نسبت به ماه قبل آن ۷۱۷۰۰ بشکه در روز کاهش یافته است. سازمان بین‌المللی انرژی می‌گوید: «صادرات نفت ایران از ابتدای سال جاری میلادی تاکنون حدود ۴۰ درصد کاهش یافته است.»

قیمت جدید نان هم در تهران اعلام می شود: «قرص نان سنگک ۶۰۰ تومان، بربری ۵۰۰ تومان، تافتون ۳۰۰ تومان و لواش ۱۶۰.»

نادر قاضی پور نماينده اروميه افزايش ۳۰ درصدی قيمت نان رابگردن دولت احمدی نژاد می اندازد. معلوم نیست او یکی ازکسانی است که بقول رئیس جمهور سابقا امام زمانی به خاطر «رقابت های پست، مسابقه تهمت و دروغ راه انداخته اند» و دولت را «سيبل» حملات خود قرار داده اند یانه. هرچه هست حرفش این است: «دولت می خواهد برای خريد گندم، مبلغ مورد نياز را از حلقوم کارگران و مردم مستضعف و فقرا بيرون بکشد.» غلامرضا خادمی‌زاده- رئیس انجمن صنفی کارگران- می گوید: «کارگران با ۱۸ درصد افزایش حقوق نمی‌توانند افزایش ۳۰ درصدی نان را تحمل کنند.»

میوه هم از نان عقب نمی ماند.خبرگزاری امنیتی فارس «جزئيات قيمت سرسام‌آور ۴۱ ميوه» را اعلام می کندو با نهایت افتخار می نویسد: «با يک محاسبه ساده دريافتيم با يارانه نقدی يک ماه می توان ۴ کيلو شليل ۱۲ هزار تومانی خريد.»

مبارک «نظام مقدس جمهوری اسلامی» باشد که دراین شرایط ۴۰ میلیون دلار ناقابل دیگر را صرف راه اندازی شبکه تلویزیونی عرب زبان دیگری به نام «المیادین» می کند تا مانع سقوط دولت جنایتکار سوریه شود.

جکسون دیل، سردبیر بخش بین‌الملل روزنامه واشینگتن پست، پیوند دو «نظام» دیکتاتوری را چنین بر می رسد: «حکومت بشار اسد نزدیک‌ترین متحد ایران و خط ارتباطی آن با کشورهای عربی است. سوریه پل زمینی ارسال تسلیحات و کمک‌های ایران به حزب‌الله و نوارغزه است. بدون سوریه بلندپروازی‌های منطقه‌ای ایران و توانایی‌های این کشور برای به چالش کشیدن اسرائیل فلج خواهد شد. سقوط رژیم سوریه می‌تواند موقعیت حکومت ایران را به شدت تضعیف کند و احتمالا در رسیدن به نوعی توافق با ایران نیز موثر خواهد بود.»

ژنرال جیمز ماتیس، سرفرمانده نیروهای آمریکا در خاورمیانه، به کنگره این کشور توضیح می دهد: «سقوط رژیم بشار اسد بزرگ‌ترین شکست استراتژیک ایران طی بیست و پنج سال اخیر خواهد بود.»

هلاری کلینتون در استانبول با مقامات ۱۶ کشور منطقه و قدرت های اروپائی که «دوستان سوریه» هستند، ملاقات می کند. در این دیدار شبانه، به میزبانی احمد داووداوغلو وزیر امورخارجه ترکیه، مقامات عالیرتبه ای ازاتحادیه اروپا، آمریکا، بریتانیا، فرانسه، آلمان، اسپانیا، ایتالیا، مصر، عربستان سعودی، کویت، امارات متحده عربی، تونس، مراکش و ترکیه شرکت دارند.

وزیر خارجه آمریکا درپایان این دیدار می گوید:»ما نمی توانیم ایمان خود را به مردم سوریه که خواهان تغییری واقعی هستند از دست بدهیم.»

عبدالباسط سیدا، یک فعال سیاسی کردکه به رهبری «شورای ملی سوریه» انتخاب شده می گوید: «رژیم بشار اسد مراحل پایانی خود را می‌گذراند و کنترل دمشق و چند شهر دیگر را از دست داده است.»

حتی چین، که هنوز دست های خونین بشار اسد را در دست دارد، با ابراز نگرانی شدید از اوضاع سوریه، اعتراف می کند که وضعیت در این کشور به نقطه ای بحرانی رسیده است.

بشاراسد در لبه پرتگاه است و «نظام» درآستانه دیدار سرنوشتی مسکومی کوشد تابحران سوریه را به فهرست موضوعات مذاکره با غرب بیفزاید و آدمکش دمشق را از سقوط برهاند.

چندین هفته است که باز راهها به مذاکرات اتمی ختم می شود. پریروز استانبول، دیروز بغداد و حالا از» چاه وین به چاله مسکو.» از همین عنوان سرمقاله کیهان تهران می توان «چاله مسکو» را مجسم کرد و سیاست نخ نمای » نظام» راپشت لحن هنوز آرام دید.

معمولا کلید را برادر بازجو حسین شریعتمداری می زند: «ايران اسلامي در آن سال هاي اوليه علي رغم هجوم تمامي كشورها و قدرت هاي شرق و غرب و در اوج تنهايي در برابر دشمن سر تسليم فرود نياورد، چه رسد به امروز كه به قول حضرت آقا در اوج قدرت و درخشان ترين دوران خود هستيم و آمريكا و اسرائيل و متحدان اروپايي و منطقه اي آنها به اعتراف خود روي قوس نزولي قدرت با شتاب در حركتند.»

 محمود احمدی نژاد هم از او کم نمی آورد: «اگر ایران بخواهد بمب اتم بسازد، هراسی از هیچ‌كس ندارد و به صورت علنی آن را اعلام می‌كند و كسی هم نمی‌تواند مانع آن شود و حداكثر كاری كه سلطه‌طلبان می‌توانند انجام دهند همین مانع‌تراشی‌هایی است كه امروز مشاهده می‌كنیم.»

در این فضا، مذاکرات هفته گذشته با آژانس بين المللی انرژی اتمی «نا اميد کننده»و بدون «نتیجه «از کار در می آید. هیات نمایندگی آمریکا در آژانس بین‌المللی انرژی اتمی اعلام می کند که نبود پیشرفت در گفت‌وگوهای میان ایران و آژانس نشان می‌دهد که ایران «به تعهداتش پایبند نیست.»

اخبار حاکی است که از وین پنجره رو به مسکو بسته شده است. سایت خبرآنلاین نزدیک به علی لاریجانی در گزارشی تحت عنوان «از گرمی بغداد تا سردی مسکو» پیش بینی می کند: «بر خلاف خوش‌بینی‌های بعد از مذاکرات بغداد، احتمالا از نشست مسکو نتیجه مطلوبی حاصل نخواهد شد. «

نظرقطعی اسماعيل کوثری-ـ نائب رئيس کميسيون امنيت ملی مجلس-ـ این است: «مذاکرات مسکو قطعا به نتيجه نخواهد رسيد.»

سعید جلیلی در صحن علنی مجلس، در باره مذاکرات هسته ای با کشورهای۱+۵ توضیح می دهد: «راهبرد فشار غیرمنطقی به پایان رسیده و زمان برای گفتگو و همکاری شروع شده و غرب باید در راهبرد گفتگو و همکاری حرکت کند.»

علی اصغر سلطانیه نماینده «نظام» در آژانس بین المللی انگار تصمیمی رااعلام می دارد: «ایران در صورتی معاهده ان پی تی را به تصویب می رساند که در تصمیم های شورای امنیت ـ-تحریم ها-ـ تجدید نظر شود.»

 و سعید جلیلی و علی باقری توپ را توی زمین اتحادیه اروپا می اندازندوخواهان نشست کارشناسی می شوند.

خانم اشتون همآهنگ کننده سیاست خارجی اتحادیه اروپا جوابشان را می دهد: «هيچ نيازی به نشست آماده سازی مذاکرات مسکو از سوی معاونان نیست. درخواست های تهران برای چنين مذاکراتی بخشی از تلاش آنها برای کش دادن مذاکرات است.»

و سرانجام دم خروس از جیب روسیه بیرون می آید. «رفیق سابق» خواستار تشکیل گروه تماس سوریه با حضور جمهوری اسلامی می شود.

روزنامه نیویورک تایمز می نویسد: «کاسه صبر کشورهای گروه ۱+۵از طفره رفتن های تهران به سرآمده است.»

هیلاری کلینتون، وزیر خارجه آمریکا که مطمئن است، روسیه و چین به ایران فشار می‌آورند که در مذاکرات اتمی مسکو با «جواب آماده» بیاید، حرف آخر را می زند: «هفته آینده گروه ۱+۵ در مسکو یک «مسیر بسیار مشخص» در برابر ایران خواهد گذاشت.اگرایران علاقمند به برون‌رفت دیپلماتیک باشد یک مسیر «قابل راست‌آزمایی» که به صورت «عمل متقابل» طراحی شده، به ایرانی‌ها در مسکو پیشنهاد خواهد شد.»

سرگئی لاوروف، وزیر خارجه روسیه، درچهارشنبه آخرین روز هفته برای «نگاه هفته» به تهران می آید و با علی اکبر صالحی و سعید جلیلی دیدار وگفت و گومی کند.

سعید جلیلی، دیر هنگام خبری را می دهد که باید درانتظار تائید یا تکذیبش ماند: «کاترین اشتون، مسئول دیپلماسی اتحادیه اروپا، سرانجام پذیرفته است که علاوه بر موضوع هسته ای، پنج موضوع دیگر مورد علاقه ایران نیز جزء مذاکرات مسکو باشد.»

خبر راست است؟ پنج موضوع دیگر کدامند؟ سوریه جزو آنهاست؟ روسیه و چین برای ایستادن کنار جمهوری اسلامی چقدر «باج» گرفته اند؟ دو قدرت کمونیست سابق که هنوز دست در دست برادر اسلامی دارند، در صحنه شطرنج جهانی منتظر گرفتن چه امتیازهائی از ۱+۵ هستند؟

میزان «باج» درخواستی روس ها هنوز معلوم نیست.اما به نوشته فیگارو، چينی ها در ازای همکاری با تحريم های جمهوری اسلامی خواهان امتيازهايی شده اند که پرداختشان هم برای اتحاديه اروپا و هم برای ايالات متحده آمريکا بسيار سنگين است.

هفته آینده، در مسکو، چه خواهد شد؟ آیا «نظام» در های خطر راخواهد بست و دریچه های تنفس راباز خواهد کرد یا ایران را بدست توفان خواهدسپرد؟ مهرداد عمادی- مشاور اقتصادی اتحادیه اروپا- فردای نزدیک را چنین می بیند: «چيزی که شايد کمتر در طول اين سه هفته مطرح شده اين است که تحريم های بيشتری هم در حال ارزيابی هستند. هم در واشينگتن و هم در کنگره و هم در اتحاديه اروپا که اگر آنها اعمال شوند نتيجه اش نيمه فلج کردن اقتصاد ايران نيست بلکه فلج کردن کامل اقتصاد ايران است.

ما بايد به مسکو به اين صورت نگاه کنيم که اين يک پنجره ای است که اگر آن پنجره را باز نکنيم برای داد و ستد پيام ها و تصميم های مثبت اجرايی، دچار يک خفقان تجارت خارجی از نظر اقتصاد خارجی خواهيم شد.»

فواد صادقی درسایت بازتاب می نویسد: «برخلاف تحلیل رایج در برخی سطوح ارشد نظام که گذشت زمان و اتلاف وقت را یکی از امتیازات ایران در مذاکرات با غرب می‌دانند، اکنون از دو سو زمان به زیان ایران و به سود غرب در جریان است و اگر مذاکرات مسکو شکست بخورد و در این فاصله یعنی تابستان ۹۱، حکومت اسد سقوط کند، زمینه برای برخورد با ایران پس از پاییز و انتخابات ریاست جمهوری آمریکا فراهم می‌گردد.»

وکمی آنسوتر کلانتر جدید دارد هفت تیرش را برای برخورد از غلاف بیرون می کشد.

ريچارد ويليامسون، مشاور ارشد ميت رامنی نامزد حزب جمهوريخواه برای انتخابات آتی رياست جمهوری آمريکا به روزنامه اسرائيلی هاآرتص می گوید: «در صورت پيروزی رامنی در انتخابات، حکومت ايران می فهمد که کلانتر جديدی به شهر آمده است و تهديد آمريکا برای کاربرد گزينه نظامی در برابر اين کشور، صادق تر از هر زمان ديگر است.»

به سوی هفته پایانی خرداد ماه می رویم. مذاکرات مسکو باروزهای در خون غلتیدن ندا و سهراب و دیگر جانباختگان جنبش سبز فقط دو روز فاصله دارد. کیهان فرمانده اصلی قتل گل های سرخ خرداد را معرفی می کند: «مديريت داهيانه آيت الله خامنه ای بساط فتنه ۸۸ را برچيد.»

و مصطفی تاج زاده درنامه ای دیگر می نویسد: «امروز همگان چه طرفداران و وابستگان به حاکمیت و ارادتمندان به رهبری و چه منتقدان و مخالفان در این نکته اتفاق نظر دارند که تغییر شرایط موجود و تغییر نحوه برخورد با ناراضیان به تصمیم رهبری بستگی دارد و نه هیچ کس دیگر. این اعتراف و اتفاق نظر به نوبه خود گویای حقیقت دیگری نیز هست و آن این که شرایط موجود و نحوه برخورد با ناراضیان براساس تصمیم رهبری سامان یافته است.»

دستور مذاکرات مسکو هم در جیب همان است که خون ندا و سهراب بر دامان و فریاد زندانیانی را در گوش دارد که در سالگرد کشته شدن هدی صابر در زندان با هجوم کماندوئی «سربازان آقا» مورد یورش قرار گرفته اند.

اوریانا فالاچی بعد از گفت وگو با فقیه اول، جمله ای نوشته که میهمان فضای مجازی است:»ایرانی ها ماهی های بسیارعجیبی اند. حتی در«خاک» هم نفس می کشند !!» و دو تن از این ماهیها- دو خواهر- باصدائی آسمانی در گوشه بامی امید را فریاد می کنند: 

دارم امیدی دارم امیدی

در آسمانت دیده‌ام ابر سپیدی

ای ابر دلکش ای اسب سرکش 

دستی به یارت می‌نشیند تک سواری

تک سوار بی قراری

عاقلی در کار یاری

عاشقی… عاشقی چشم انتظاری 

صحرا ندیدی ترک سوار آرزو را

در آسمان و بر زمین مانند او را

این قاصد پر قصه بی گفتگو را

ابر سفید سرکش امید ما را

ابر سفید سرکش امید ما را

دارم امیدی دارم امیدی

دارم امیدی دارم امیدی


شیرمشتاق

هوشنگ اسدی

«شیرمشتاق» نقشه جنگ را از سوسمار بی باک گرفته است ودر انتظارفرمان حمله می غرد. غرشش راهمه جهان می شنود ودهان گشاده اش برای بلعیدن ایران را می بیند. تنها گفتی «نظام مقدس» را نشئه قدرت بخواب برده است.

درست، سال پیش در روزهای «سالگردانقلاب شکوهمند اسلامی» بود که «سوسمار بی باک» پیدایش شد وتمرین را شروع کرد: ۲۰هزار نیروی رزمی، و واحد‌هایی از بریتانیا، فرانسه، هلند و ایتالیا، در سواحل شرقی ایالات متحده فرضیه‌های عملیاتی را برای پیاده کردن نیروهای واکنش سریع در سواحل شمالی و جنوبی خلیج فارس، تمرین کردند.

فرماندهان » نظام» رجز خواندند و چنان توی دهن «دشمن» زدند که خاکسترشد، اما همین روزها که حسین موسویان ـ– نماینده رسمی سابق و غیر رسمی کنونی- از «شکست مذاکرات» بغداد می گوید، و اغلب ناظران هم افق مسکو را تیره می بینند؛ دوباره سر وکله اش پیدا شده است. این باردر قد وقامت شیر، درچندقدمی ایران و سخت هم مشتاق. خبرش را هم سایت دیپلماسی می دهدودرست در روزهایی که خبرمی رسد شمارش معکوس برای حمله نظامی به سوریه آغاز شده است.

هنوز کسی از مردم ایران رسما باخبرنشده است که دقیقا در «بغداد» چه گذشت. کاترین اشتون که کم و بیش با حجاب اسلامی ظاهر شده بود با سعید جلیلی «عصبانی» چه گفت و چه شنید. تنها خبرهای پراکنده که به مطبوعات جهان راه می یابد و سخنان ماموران «نظام» درگفت و گو با نشریات مهم دنیا، کمی ازغلظت غبار «نشست بغداد» می کاهد.

شیخ عطار، سفیرجمهوری اسلامی درآلمان، خبرراکمی درپرده به فایننشنال تایمزمی دهد: «در مذاکرات استانبول، مذاکره کنندگان ایرانی بر سر توقف غنی سازی ۲۰ درصدی با ۱+۵توافق و تفاهم کرده بودند اما در بغداد همه چیز ناگهان عوض شد.»

حسین موسویان، که در زمان ترور سران حزب دموکرات کردستان در میکونوس سمت کنونی شیخ عطار را داشت، درزمان محمد خاتمی درنقش مذاکره کننده اصلی اتمی به فعالیت پرداخت. اتخاذ موضع تهاجمی «نظام» موسویان را برکنارکرد. سازشکار نام گرفت.حتی مهرجاسوسی هم خوردو ناگهان ازآمریکا سردرآورد. اوکه حالا وباتغییر لحن جمهوری اسلامی به یک پای غیر رسمی مذاکرات تبدیل شده است، درگفت و گو با رسانه های مختلف آمریکائی و از جمله سی ان ان، از» شکست مذاکرات» خبرمی دهد. او درروزهائی که «علی» برای ریاست مجلس بر «غلامعلی» پیشی می گیرد، به «ادبیات اتمی» علی لاریجانی بر می گردد: «غرب انتظار دارد که حکومت ایران بادام زمینی پیشنهادی غرب را با الماس‌های خود معاوضه کند.»

هاشمی رفسنجانی، برخلاف همیشه بی‌تعارف حرف می زند: «الان آمریكائی‌ها از موضع تحریم و فشار می‌خواهند كار بكنند. درمذاكره هم آنها دست بالا دارند. تحریم‌ها را كرده‌‌اند. فشارها را بر ما آورده‌اند. تحریم‌های سازمان ملل را اعمال كرده‌اند. حالا وقتی می‌نشینیم برای مذاكره می‌گویند شما این كار را بكنید تا ما تحریم‌ها را كم كنیم. این كه مذاكره نیست!»

تا نوبت واشنگتن تایمز می رسد که ازبرباد رفتن «رویاهای بغداد» بنویسد.

فضا کم وبیش روشن است.»نظام» باسیاست تهدید و عربده جوئی درپی یافتن «الماس» بوده و اکنون مشتی «بادام زمینی» جلویش گذاشته اند. سیاست «وقت کشی»، «مذاکره برای مذاکره» هم سخت نخ نما شده است. روزنامه های مهم آمریکا که بر سیاست تاثیر جدی دارند در باره» فریب» جمهوری اسلامی هشدار می دهند.

وال استريت ژورنال می نویسد: «غرب با انجام دور ديگری از مذاکرات و اين بار در شهر مسکو موافقت کرده و به اين ترتيب به ايران زمان بيشتری داده است. زمان بيشتر دقيقا همان چيزی است که ايران در اين مذاکرات در پی بدست آوردن آن است.در تمام اين سال ها همين الگو تکرار شده است. هر بار غرب با خوش بينی به دور ديگری از مذاکرات رفته، پاسخ منفی دريافت کرده ولی باز هم بر سر دور ديگری از گفتگو توافق کرده است. اما حکومت ايران در اين روند که تقريبا ۱۰ سال است ادامه دارد فقط يک هدف را دنبال می کرده و آن خريدن زمان بيشتر بوده است.رژيم ايران همواره با غرب مثل کوسه ای که نرم تنان را می بلعد رفتار کرده است. در سه دهه گذشته ايران با آمريکا مثل دشمن رفتار کرده و تا زمانی که ما اين رفتار را تلافی نکنيم، فريب خواهيم خورد.»

کمتر از دو هفته مانده به «نشست مسکو» دور جدیدی از مذاکره، تهدید و یارگیری شروع شده است.دان شاپیرو، سفیر آمریکا در اسرائیل می گوید: «دریچه گفت وگو بر سر برنامه اتمی ایران در حال بسته شدن است. اینگونه مذاکرات تا ابد ادامه نخواهد یافت.»

سوریه هم دیگر به خط دوم ریلی تبدیل شده است که بازشتابان بسوی جنگ می دود. رویترز از «تلاش ایران برای رساندن مواد غذایی به سوریه» خبر می دهد.شورای ملی سوریه، رسما «نظام» را «شریک جرم» سوریه اعلام می کند: «جمهوری اسلامی میلیاردها دلارپول از طریق بانک‌های لبنان وعراق برای رژیم بشار اسد می‌فرستد. به‌رغم جنایات رژیم سوریه… این‌طور که به نظر می‌آید رژیم ایران مصمم است تا از این رژیم پشتیبانی کامل نظامی، امنیتی، اقتصادی و سیاسی کند.»

جی کارنی، سخنگوی کاخ سفيد می گوید: «ايران از خشونت ها در سوريه برای تثبت نفوذ خود بهره برداری می کند.اين واقعيت تداوم تلاش های ايران برای گسترش نفوذ شرارت بارش را در منطقه بيشتر برجسته می کند، و بيانگر بيم ايران از سوريه بدون حکومت اسد است.»

ديويد کوهن، معاون وزير خزانه داری آمريکا در امورتروريسم و اطلاعات مالی، راهی بريتانيا، روسيه و اسرائيل است، تا در باره اجرای تحريم های آمريکا و جامعه بين المللی عليه ايران وسوریه مذاکره کند.

هیلاری کلینتون، کلید حمله نظامی به سوریه را می زند: «هر روز که می‌گذرد دلایل برای مداخله نظامی در سوریه تقویت می‌شود.»

گلوبال ریسرچ، فردای نشست مسکو را می بیند: «با شکست مذاکرات مسکو، حذف دو رژیم سوریه و ایران به رهبری ناتو شتاب خواهد گرفت.»

و دیکتاتورهای دمشق وتهران، انگار مشتاق جنگ باشند، باسیاستی واحد نفت بر آتش می ریزند. بشاراسد که دستانش از خون زنان و کودکان «حوله» رنگین است، مخالفان را «فتنه گر»و «تروریست» می خواند و از «مقاومت» دم می زند. دستوراخراج سفرای غربی را هم می دهد.

سیدعلی خامنه ای که » جنبش سبز» را «فتنه» نام داد، مرد م ر ا»میکرب» نامید و به دستورش، از گرفتن و زدن و کشتن و تجاوز دریغ نکردند، دنیا را «دروغ گو» و «فریب گر» می نامد وباز هم اسرائیل راتهدید می کند: «حمله اسرائيل مثل صاعقه بر سر خودش فرود می آيد.»

سخنان ولی فقیه دوم درسالروز رحلت ولی فقیه اول، سیاست نهفته در لبخند هاشمی رفسنجانی را برملا می کندواز سیاست به روز شده اتمی «نظام» بیشترپرده برمی دارد. می توان خشم و ترس را با هم دید که اولی باید دومی را بپوشاند.امری که پایوران

«نظام» بسرعت درمی یابند و بکار می گیرند.

محموداحمدی نژاد که دیگرکسی حرف هایش راجدی نمی گیرد، درهفته ای که به فردوسی لقب «مفسرقرآن» داده، فیلش یاد ایران باستان می کند: «اصلا برای من مقايسه ايران با برخی کشورها، حتی اروپايی، تقريبا عار است. آن زمان که ايران با آن همه عظمت وجود داشت، اين کشورها وجود نداشتند. حالا چرا ما بايد بياييم خودمان را با آنها مقايسه کنيم؟ ما با آن بزرگتره دست به يقه شده ايم!»

سردارشکنجه ـ محمدرضا نقدي ـ هم «یقه» همان «بزرگتره» را می گیردوسرش داد می زند: «ای آمریکا! پايگاه‌هاي نظامي‌ات رااز سراسر جهان جمع كن وبرو!»

علی اکبرولایتی – پزشک و یارغارومشاوربین‌الملل رهبرجمهوری اسلامی- دست روی هسته اصلی تصمیم «نظام» می گذارد: «امیدواریم که گروه ۱+۵ حق مسلم هسته‌ای ایران را درچارچوب ان‌پی‌تی به رسمیت بشناسد وازحاشیه‌روی خودداری کند. حاضر نیستیم حقوق هسته‌ای خودراواگذار کنیم.با پذیرفته شدن حق ایران دراستفاده ازانرژی صلح‌آمیزهسته‌‌ای از سوی ۱+۵، نشست آتی در مسکو به نتیجه دلخواه می رسد».

همین حرف را علی اصغر سلطانیه سفیر «نظام» در آژانس بین المللی اتمی می زند. او در برابر دوربین های خبری باهیاتی متفاوت از گذشته ظاهر می شود. او با لحن و صورتی جدی که می شود آن را عصبانی هم توصیف کرد، می گوید: «برخی می خواهند آژانس را به یک سرویس اطلاعاتی تبدیل کنند. این کار غیر قابل تحمل است.برنامه هسته ای ایران و غنی سازی اورانیوم «به هیچ وجه» متوقف نخواهد شد.»

هیلاری کلینتون، وزیر خارجه‌ آمریکا، جوابی خیلی مختصرمی دهد: «تهدیدهای ایران علیه اسرائیل «چیز تازه‌ای» نیست. باید دید ایران در مذاکرات مسکو چه چیزی مطرح خواهد کرد. مذاکرات ما با ايران درباره صداقت و نيات نبوده، بلکه درباره اعمال و نتايج است.ما در مذاکرات آينده خواستار اقدامات عملی و مشخص ايران هستیم.»

هنوزتامذاکرات مسکوحدود دو هفته باقیمانده است، اما از «بهانه» های جمهوری اسلامی برای مذاکره روزجمعه-ـ فردا-ـ با آژانس و تهدید به «شکست مذاکرات مسکو» می توان نشانه های آشنای سیاست «وقت کشی» را باز یافت.

شاید بر اساس همین شناخت است که غروب چهارشنبه بیانیه اتحادیه اروپا منتشر و ازجمهوری اسلامی خواسته می شود تا توافقنامه‌ای را که به آژانس بین‌المللی انرژی اتمی امکان دسترسی بیشتربه تأسیسات، افراد، و اطلاعات مرتبط با برنامه هسته‌ای می‌دهد، امضا کند.

سعودالفيصل، وزير امور خارجه عربستان سعودی، روز پیشتر گفته است: «با اطمينان می توان گفت برنامه هسته ای ايران سطح تهديد های منطقه را افزايش داده است. پس اين برنامه خطرناک است.نمی توانم تصورم کنم که ايران علت نابودی منطقه بشود، چرا که اين کشور بزرگترين بازنده خواهد بود.»

و در متن این «انتظار»، جهان متحد علیه جمهوری اسلامی «اقدامات عملی و مشخص» را طبق برنامه پیش می برد. مجله اشپیگل خبرمی دهد: «اسرائیل زیردریایی‌های ساخت آلمان را به کلاهک اتمی مجهز می‌کند.»

و «سوسمار بی باک» از سواحل آمریکا به کران های دریای سرخ می آید و در لباس «شیر مشتاق» غریدن می آغازد.

سایت دیپلماسی ایرانی- متعلق به صادق خرازی-ـ تحت عنوان»مانور حمله به ایران

با شرکت ۱۹ کشور جهان» می‌نویسد: «حدود ۱۲ هزار نیرو از بیش از ۱۹ کشور جهان درحال به پایان رساندن یک مانور نظامی مشترک در دریای سرخ هستند.به عقیده بسیاری از ناظران این مانورآموزشی نظامی برای رویدادی بسیار بزرگ است.ایالات متحده، عربستان سعودی و اردن تنها نمونه هایی از کشور هایی هستند که به همراه اتحادیه اروپا در این مانور نظامی یک ماهه با نام «شیر مشتاق» شرکت دارند. در مانورکه بخش قابل توجهی ازآن محرمانه انجام شده، بیش از ۳ هزار نیرو به همراه نیروهای آمریکایی عملیات ورود به خشکی و حمله به ایران را تمرین کرده اند. به این ترتیب آمریکا و متحدانش برای جنگی که احتمال آن در مورد ایران زیاد است، آماده شده اند.»

سایت بازتاب ـ نزدیک به سردارمحسن رضائی-ـ فرکانس ها ی دیگرغرش شیر را هم می بیند: «نشریه آمریکایی فوربس در پایان یک مطلب تحلیلی، نتیجه گرفته که با توجه به تعاریف موجود از جنگ در خود آمریکا، انجام چنین کاری- برنامه‌ای گسترده در دولت آمریکا برای حمله سایبری به تأسیسات هسته‌ای ایران-از سوی دولت اوباما در واقع به منزله اعلان ورود به یک جنگ از سوی آمریکا تعبیرخواهد شد. این خط تحلیلی فوربس در روزهای گذشته در شماری دیگر از مطبوعات غربی نیز بازتاب یافته است.»

آخرین خبرهفته هم را بازتاب منتشر می کند:

«سایت دبکا نزدیک به نهادهای اطلاعاتی اسراییل می نویسد که باراک اوباما به نتانیاهو گفته است در صورت شکست مذاکرات مسکو، با طرحی عملا ایران را محاصره هوایی و دریایی خواهد کرد. این طرح که پس از شکست مذاکرات مسکو آغاز خواهد شد این چنین است:در یکم ژوئیه، اروپایی‌ها تحریم‌هایی علیه صادرات نفت و بانک‌های ایران اعمال می‌کنند. و در پاییز، دولت آمریکا مهم‌ترین سلاح اقتصادی خود را بیرون می‌آورد: تحریمی که بواسطه آن هواپیماهای و کشتی‌ها نمی‌توانند به ایران بروند. هر هواپیمایی که در ایران فرود آید، از فرود در فرودگاه‌های اروپای غربی و آمریکا منع می‌شود. همچنین، ورود کشتی‌ها به بنادر ایران به طور اتوماتیک منجر به ممنوعیت از ورود آنها به بنادر اروپا و آمریکا می‌شود.»

آمریکا، اروپا و اغلب کشورهای منطقه که در این مانور شرکت دارندیک حرف می زنند.درهفته ای که کمپانی اتومبیل سازی فیات هم از ایران می رود، تنها «رفقا»ی سابق-ـ چین و روسیه ـ- هنوز از «برادر» خود جمهوری اسلامی حمایت می کنند؛حمایتی که سرمایه ملی هزینه آن شده است. ولادیمیر پوتین، رئیس جمهور روسیه، و همتای چینی وی، هو جین‌تائو، در پایان دیدار خود در بیانیه مشترکی با هرگونه استفاده از زور و يا اعمال تحريم های يک جانبه عليه ايران و سوربه مخالفت می کنند.

هفته ای است که بحث در باره «ترکمانچای ارزی» ازسرگرفته و این پرسش مطرح می شود: «دارایی ۲۵ میلیارد دلاری ملت ایران، معادل یک سال یارانه دریافتی کل مردم – که توسط دولت محمود احمدی نژاد در قراردادی یکسویه در اختیار دولت چین گذاشته تا به عنوان پشتوانه ال سی های خرید کالای چینی برای ایران استفاده شود، چه سرنوشتی پیدا کرده است؟»

و شكور اكبرنژاد- نماينده سابق تبريز و عضو كميسيون اقتصادى مجلس هشتم- می گوید: «بازار داخلى ایران به دليل عدم برنامه‌ريزى مناسب به كشور چين واگذار شده است.»

و روسیه هم که مدام دلارهای میلیاردی را به جیب می ریزد، از پایان کار تاسیسات اتمی بوشهر طفره می رود.

ماه همیشه توفانی خرداداز نیمه می گذردو همه روزها زیرسایه سنگین مذاکرات اتمی.شالیزارها تبديل به ويلا می شوند. صنعت شیردرآستانه ورشکستگی است. قیمت انواع مواد غذایی ۱۹ تا ۷۸ درصد جهش پیدا می کند. نان باز هم گران می شود. بچه های روز تیتر زیبائی را بر مطلب گرانی می گذارند: نفت نیامد سر سفره، نان هم می رود.

احمد توکلی می گوید: «احمدی‌نژاد گزافه‌گویی می‌کند؛ وزیر اقتصاد قانون‌ندان است.»

جنگ اعتبارنامه ها در مجلس در می گیرد و از حضور قاتل و دزد و جاعل در مجلس نهم خبرمی رسد.

محمدعلی جعفری، فرمانده کل سپاه پاسداران جمهوری اسلامی، از یگان‌های رزمی مستقر در جزایر ابوموسی، تنب بزرگ و تنب کوچک در خلیج فارس بازدید می کند و از «کشورهای اسلامی، به‌ویژه کشورهای حوزه جنوبی خلیج‌ فارس» می خواهد تا کمک کنند «دست استکبار جهانی» از منطقه کوتاه و «دشمنان ناامید شوند». یکی از کشورهای اسلامی که افغانستان باشد، بلافاصله به این دعوت لبیک می گوید: «شماری از شهروندان کابل در اعتراض به برگزاری مراسم سالروز درگذشت آیت‌الله خمینی در کابل، تظاهرات می کنند. آنها خواستار پایان «مداخلات ایران در افغانستان» می شوند. روی پلاکاردهایشان نوشته اند: اینجا کابل است، نه تهران، نه قم.

در کشور اسلامی دیگر که مصر باشد، هدا عبدالناصر دختر جمال عبدالناصر در روزنامه مصرى الاهرام می نویسد: «نمى‌خواهيم تجربه ايران را تکرار کنیم.»

اکبر هاشمی رفسنجانی، با اشاره به شعار دادن گروهی در روز چهاردهم خرداد علیه حسن خمینی، می پرسد: «گونه ممکن است این عده به طور خودسر این کار را کرده باشند.؟این رفتارهای افراطی نمود بارز استبداد عوام است.»

رهبر تشخیص مصلحت «نظام» که انگار دارد دستش اززیر تیغ بیرون می آید، «استبداد خواص» را فراموش کرده است که انقلا ب اسلامی را به تجربه هولناکی تبدیل کرد. یکی ا زاین خواص که آيت الله موسوی اردبيلی باشد، این هفته از: «همه مسئولين، از سابق تاکنون» می خواهد از مردم عذرخواهی کنند.

و در راس این «خواص» رهبر جمهوری اسلامی است که بخشی ازماه خونین خرداد را به نام او نوشته اند. خون ندا آقاسلطان، سهرا ب اعرابی، هاله سحابی، هداصابر با نام فرمانده قاتلان آنها سیدعلی خامنه ای گره خورده است.

خرداد دیگری است که حسین رونقی ملکی-ـ جوانی که نام بابک خرمدین را زنده می کند-ـ لحظه به لحظه درمحاصره سربازان و بازجوها به کام مرگ می رود. شاهین نجفی در مخفیگاه «ایستاده مردن» را می خواند.

و کسی سرود عشق وامید احمدشاملو رادر فضای مجازی به اشتراک می گذارد:

روزی ما دوباره کبوترهایمان را پیدا خواهیم کرد

و مهربانی دستِ زیبایی را خواهد گرفت

روزی که کمترین سرود

بوسه است

و هر انسان

برای هر انسان

برادری‌ست

روزی که دیگر درهای خانه‌شان را نمی‌بندند

قفل

افسانه‌یی‌ست

و قلب

برای زندگی بس است

روزی که معنای هر سخن دوست‌داشتن است

تا تو به خاطرِ آخرین حرف دنبالِ سخن نگردی

روزی که آهنگِ هر حرف، زندگی‌ست

تا من به خاطرِ آخرین شعر رنجِ جُست‌وجوی قافیه نبرم

روزی که هر لب ترانه‌یی‌ست

تا کمترین سرود، بوسه باشد

روزی که تو بیایی، برای همیشه بیایی

و مهربانی با زیبایی یکسان شود

روزی که ما دوباره برای کبوترهایمان دانه بریزیم…

و من آن روز را انتظار می‌کشم

حتا روزی

که دیگر

نباشم.

نقطه بی بازگشت

هوشنگ اسدی

http: //houshangassadi.com/

خرداد- ماه خیزش،اصلاحات و نزول و نزع حکومت اسلامی به نیمه می شود،  به سالگرد دیگری از قیام و رحلت «سید»ی می رسد که درقدرت، لقب «امام» گرفت، جمهوری اسلامی را بنا نهاد برخون و شمشیر؛ و چون رفت جانشینش تا بدانجا میراث «امام» را دامن گسترد که اکنون دست در دستان جبار بی رحمی دارد که جهان یکسره لعنتش می کند.

کوفی عنان، نماینده ويژه سازمان ملل متحد و اتحاديه عرب پس از ديدار با بشار اسد، دیکتاتورسوریه و تنها دوست و متحد «نظام» در جهان می گوید: «کشتار و اعمال خشونت آميز «به نقطه بی‌بازگشت» رسيده است.»

تصویر قربانیان قتل عام هولناک «حوله» درمنظرجهانیان است که با دیدن گلوی بریده کودکان بیگناه خون می گریند و در گزارش ها می خوانند: «بخشی از قربانيان با سلاح سرد يعنی چاقو کشته شده‌اند. به احتمال زياد، نيروهای لباس شخصی بشار اسد يا نيروهای شبه نظامی محلی هوادار حکومت، اقدام به اين کار کرده‌اند.»

اگر هم شکی در تکرار تجربه «لباس شخصی» های اعزامی از تهران در شهرهای سوریه بود، باسخنان جانشین فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران،برطرف می شود.

اسماعیل قاآنی، شرکت در عملیات نظامی و شبه‌نظامی در سوریه را تأیید می کند. اوبه خبرگزاری ایسنا می گوید: «جمهوری اسلامی «به‌طور فیزیکی و غیرفیزیکی» در عملیات نظامی، شبه‌نظامی و غیرنظامی در سوریه همگام با رژیم بشار اسد شرکت دارد.»

سردار قاآنی علت همپیوندی جمهوری اسلامی ـ سوریه را توضیح می دهد: «با وجود تمام اشکالاتی که دولت سوریه دارد و ما برای رفع آنها متذکر بوده‌ایم، اما سوریه جغرافیای مقاومت است و علت فشارهای آمریکا و اسرائیل به این دلیل است که دیدند تصرف آن امکان‌پذیر نیست.»

این مصاحبه، بلافاصله از خروجی سایت خبرگزاری «ایسنا» حذف می شود. اما در دهکده کوچک جهانی به سخنان نتانیاهو پیوند می خورد: «ایران بخشی جدایی ناپذیر از جنایات اسد است.»

شورای امنیت سازمان ملل متحد در نشستی فوق‌العاده دولت بشار اسد را به‌خاطر استفاده از سلاح‌های سنگین در این قتل‌عام به‌شدت محکوم می کند.وزارت امور خارجه سوریه مدعی می شود، در این قتل‌عام دست نداشته و خود را بی‌گناه می داند.

وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی و مجلس شورای اسلامی،عاملان این جنایت را، «تروریست‌ها»یی اعلام می کنند که از کشورهای همسایه وارد سوریه شده‌اند.

کشورهای مهم جهان سفرای سوریه را اخراج می کنند. حتی روسیه به نعل و به میخ می زند. سرگی لاوراف وزیر امور خارجه روسیه در دیداربا ویلیام هیگ وزیر خارجه انگلستان،حرف تازه ای می زند: «تغییرات در سوریه را می پذیریم و نه با تاکید بر بقای حکومت بشار اسد. »

تنها «نظام»است که دستان خونین بشار اسد را رها نمی کند. علی اکبر صالحی می گوید: «جمهوری اسلامی معتقد است هر تغییری در سوریه باید با حفظ بشار اسد و رژیم او باشد.»

«شلیک» و «ترور» تنها زبانی است که «نظام مقدس جمهوری اسلامی» می شناسد. حتی برای یک ترانه خوان هم «بر اساس حکم مراجع تقلید،» بازی فلش » شلیک به مرتد » توسط مؤسسه هنر ناب اسلامی تولید می شود و به رایگان در فضای مجازی قرار می گیرد.

واشینگتن پست براساس اسناد کشف شده، از طرح هائی برای عملیات ترور در هفت کشور پرده بر می دارد که قرار بود در۱۳ ماه توسط عاملان جمهوری اسلامی انجام شود. این اسناد شباهت زیادی با مدارک کشف شده در طرح ترور سفیر سعودی در واشینگتن و دیپلمات هایی در هند، ترکیه، تایلند، پاکستان و گرجستان دارد. هند و تایلند جمهوری اسلامی را عامل این طرح ها معرفی کرده اند.

نمایندگی «نظام» در سازمان ملل این ادعا را رد می کند. واشینگتن پست می نویسد: «اجرای این طرح ها به طور ناگهانی با آغاز فصل بهار همزمان با تغییر لحن ایران در خصوص مذاکرات اتمی، متوقف شد.»

یک دیپلمات غربی این پرسش را مطرح می کند: «به نظر می رسد نیت آرام کردن اوضاع پیش از مذاکرات بود. در صورت شکست مذاکرات چه پیش خواهد آمد؟ »

مذاکرات بعدی هم در خرداد خواهد بود. در روزهای پایانی ماه «نظام اسلامی» در برابر یک چالش سرنوشت ساز به دقایق پایانی تصمیم گیری می رسد.

بعد ازمذاکرات بغداد که به گفته یک دیپلمات ناشناس ایرانی با «شکست کامل» روبرو شده، صحنه دیگر شده است.صادق زیبا کلام، روی مهمترین مساله دست می گذارد: «انکار تاثیر تحریم ها دیگر ممکن نیست.»

رئیس اتاق بازرگانی تهران، در نشست هیات نمایندگان اتاق بازرگانی و صنایع و معادن تهران، یک جنبه از تاثیر تحریم ها را می شکافد. او تاثیر شرایط بانک ها در جمهوری اسلامی را «نگران کننده» می خواند و می گوید: «آمارها نشانگر اوضاع غیرعادی سیستم بانکی کشور است.حجم مطالبات معوق مانده بانک ها به ٥٤ هزار میلیارد تومان رسیده است.روابط بانک ها با بانک مرکزی «مناسب» نیست و در نتیجه، بانک ها در پرداخت تسهیلات قفل شده اند.»

 وای نت نیوز از «سایه عدم اعتماد بر فراز گفتگو ها» می نویسد. وال استریت ژورنال آینده گفت وگوها را چنین می بیند: «امید به مذاکرات ایران و پنج به اضافه یک کم شده».

گزارش کوتیدیانو حاکی است: «حالا وضعیت خطرناک است.»

استراتژی پیج می پرسد: «درد ایرانی ها چیست؟»

ایرانی ها، البته دردی جز صلح و دمکراسی ندارند. «نظام» حاکم بر ایران، همچنان باچراغ های خاموش حرک می کند. حرف های غیر رسمی مقامات، خبر از «مقاومت» می دهد، فقط پوشش فرق کرده است. به جای دهان پر دشنام احمدی نژاد، لبخند مرموز هاشمی رفسنجانی رویت می شود. علی اکبر ولایتی، می گوید: «بنای نظام این نیست که غنی سازی را متوقف کند.»

مصطفی پورمحمدی همین حرف را می زند: «همان گونه كه مذاكره كنندگان و مسئولان ما توجه دارند شرايط كنوني شرايط كوتاه آمدن در مقابل ۱+۵ نيست. نبايد اين تلقي پيش بيايد كه بايد كوتاه بياييم،تا مشكلات حل شود.اگر ما كوتاه بياييم غرب تلاش مي‌كند فشار عليه ما را افزايش دهد تا روند كوتاه آمدن ما به سطحي كه او مي‌خواهد برسد.»

حسن سبحانی‌نیا٬ عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس هشتم هم شیوه فرار به جلو را برمی گزیند: «ازغنی‌سازی ۲۰ درصد اورانیوم عبور کرده ایم.»

هیلاری کلینتون وزیر خارجه آمریکا، موضع کشورش را تکرار می کند: «همزمان با زمینه سازی برای مذاکرات مسکو در چارچوب سیاست دوسویه، فشار را ادامه می‌دهیم. همه تحریم‌ها بر جای خود باقی است و در این مدت هم ادامه خواهد داشت. انتخاب با ایران است که به تعهدات بین‌المللی خود عمل کند و به جهان درباره نیت‌های خود اطمینان دهد یا نه.»

وضع «نظام»در جهان چنین است. در داخل بهتر است؟ پسرغلامعلی حداد عادل حرف هایی می زند که ادیب آداب دانی چون ناصر زراعتی هم جوش می آورد ومی نویسد: «باشنیدن این حرف ها به مفهومِ دقیقِ این اصطلاح پی خواهید برد: «گوزپیچ شدن.»حضرات خودشان هم می دانند که «گوزپیچ» شده اند.»

و حتی دستچین اخبارهفته هم برای تائیدحرف های پسر»غلام علی» که پدرش درانتخابات ریاست مجلس از «علی» شکست خورده کفایت می کندتا پنجره دیگری به «گوزپیچ» جمهوری اسلامی بگشاید که قرار بود فرهنگ واخلاق اسلامی را در ایران حاکم و سپس به سراسر جهان صادر کند.

فرمانده ناجا از پرونده ۹۰۰ تجاوز به زنان و مردان درماه خبر می دهد. از توضیح بیشتر روشن می گردد که ۴۰ درصد آمار تجاوز مربوط به زنان است و ۶۰ درصد بقیه علیه افراد زیر ۱۵سال. در واقع منظور سردار از «مردان» همان کودکان است که قربانی لواط می شوند. سردار احمدی‌مقدم با نهایت افتخار اعلام می فرمایند: «تا خرداد سه سال پیش هدف اصلی متجاوزان به عنف، بانوان و دختران جوان بودند و حالا در دهه اول خرداد سال ۹۱ دیگر مردها هم از تهدیدی به نام تجاوز در امان نیستند.»

قاعدتا افتخار تبدیل ایران به سرزمین قوم لوط نصیب امام خامنه ای می شود که آیت الله حسین نوری همدانی از مراجع تقلید قم، این هفته او را «نائب امام زمان» و «فرمانده کل قوا در تمام دنیا» معرفی می کند.

مدیرکل حوزه ریاست پزشکی قانونی کشور هم خبر افتخارآفرین دیگری می دهد: «ایران، رتبه اول مصرف تریاک در دنیا.»

و گند گشایش «خانه بد نام اینترنتی» زیر پوشش صیغه، فضای مجازی را پر می کند.

و»نظام» بازهم نسخه کهنه می پیچد و درتابستانی دیگر «چماق امنیت» رامستقر می کند.میادین، مراکز خرید، پارک ها، اماکن تفریحی و کوهستان ها، اتومبیل ها، مدارس و دانشگاه ها، غرفه های نمایشگاه ها و… توسط پلیس نظامی می شوند.فروش کراوات برای هزارمین بار به مشکل جامعه تبدیل و جمع آوری کراوات‌ها از مغازه‌ها آغاز می شود. مراقبت از حجاب زنان شدت بیسابقه ای می گیرد.

مه آفرید خسروی، متهم ردیف اول «اختلاس بزرگ تاریخ»فریادش در دادگاه بلند می شود. نام مسوولان بلندپایه جمهوری اسلامی را که دراختلاس دست دارند بزبان می آورد. اسم علاالدین بروجردی رییس کمیسیون امنیت ملی مجلس هشتم که تکراری است. سخن از محسن رضائی و سردار رستم قاسمی و البته رحیم مشائی می رود.

او از دادستانی و دادگاه به خاطر «امنیتی کردن پرونده» انتقاد می کند: «همه را ترسانده‌اید که جرات نکنند حرف بزنند. چرا شما نمی‌گذارید من در تلویزیون مصاحبه کنم؟ در واقع من ۱۰ ماه در بازداشت هستم، آیا این درست است؟»

بعد معلوم می شود که ایشان با محسن رضایی دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام در منزلش، پارک لویزان، دفترش و در خیابان ظفر ملاقات و جلسه‌داشته است تا شرکتی را برای دور زدن تحریم‌ها در خارج از کشور دایر کند.

ایشان با اشاره به جلسه‌ای با حضور اسفندیار رحیم مشایی در هتل لاله تهران می فرمایند: «دفتر آقای مشایی در پاستور بود ولی جلسه ما در اتاق خواب برگزار شد. فکرش را بکنید در مورد بزرگ‌ترین پروژه کشور باید در اتاق خواب هتل لاله تصمیم‌گیری می‌کردیم.»

خانم ها! آقایان! واقعافکرش را بکنید. این حرف ها تاریخی است: «مدیر چفیه دور گردنش می‌اندازد و تسبیح دستش می‌گیرد و یقه‌اش را می‌بندد و هر کاری دلش می‌خواهد انجام می‌دهد.»

جدال سه قوه بر سر «فساد مالی» و «تفسیر قانون» تمام هفته ادامه دارد.از اسفندیار رحیم مشایی و محمدرضا رحیمی، به عنوان «اختلاس گر»، «رشوه گیر» و «کار چاق کن» نام برده می شود.

و بالاخره به جائی می رسد که اطلاعاتی ها به تیپ هم می زنند. واز تلاش مصلحی برای ادغام نهادهای امنیتی خبر می رسد.

سروکله سردار امنیتی دیگری بنام سراج پیدا می شود.در حرم عبدالعظیم و در جمع هادیان سیاسی ارشد سپاه درباره خطرشکل گیری جبهه و مثلث هاشمی رفسنجانی (فتنه) احمدی نژاد (انحرافی) و انشقاقیون اصولگرا (علی لاریجانی) علیه رهبری هشدار می دهد.

به فرمایش این سردار امنیتی مثلث (هاشمی-احمدی نژاد و لاریجانی ) در چهار موضوع تحریم ها،-مذاکرات هسته ای،-رابطه با امریکا و انتخابات ۹۲ در حال تحمیل نظرات خود بر «آقا» هستند. و هدف نهائی: «خوراندن جام زهر مذاکره و رابطه با امریکا به رهبری است.»

هاشمی و احمدی نژاد شانه به شانه به مجلس می روند. رئیس مجمع تشخیص مملکت باز هم ازمذاکره با آمریکا می گوید. علی لاریجانی هم رئیس موقت مجلس می شود.  اینها قرار است جام زهر به دست آقا بدهند؟ باید منتظر ماند تا وضع «آقا» روشن شود. فعلا که رئیس گردان محافظینش،- سردار جباری،تکلیف محمد خاتمی را روشن می کند که هنوز دارد «رای دادن» به «نظام» را توجیه وتفسیرمی کند: «خاتمی که می‌خواهد پس از این همه خیانت به میان مردم بازگردد، باید جلوی مردم زانو زده و بگوید غلط کردم. او باید خجالت بکشد و توبه کند.»

خرداد ما ه به نیمه می رسد. «نظام» تدارک سالگرد» قیام خونین ۱۵ خرداد» و «رحلت حضرت امام خمینی» را می بیند. مردم آماده هجوم به شهرهای شمالی می شوند. مصطفی تاجزاده می گوید: «زمام کشور به دست چکمه پوشان است.»

چکمه پوشان باز بر طلب جنگ می کوبند. کوفی عنان دست خالی از سوریه بر می گردد. لابد علی لاریجانی، خبری دارد که خطاب به آمریکا می گوید: «متوجه عواقب خطرناک مداخله نظامی در سوریه باشید.»

لئون پانته آ، وزیر دفاع آمریکا، انگار به او جواب می دهد: «گزینه نظامی علیه ایران نه تنها در دسترس بلکه آماده است.»

خداپدرمصطفی ایزدی معاون ستاد کل نیروهای مسلح را بیامرزد که حرفی می زند برای سیر خندیدن: «طبق فرمایشات مقام معظم رهبری ما در علوم انسانی ۲۰۰-۳۰۰ سال از دنیا جلو هستیم.»

و حافظ که در نیمه شب چهارشنبه به سخن است:

در تیره شب هجر تو جانم به لب آمد

وقت است که همچون مه تابان به درآیی

بر رهگذرت بسته‌ام از دیده دو صد جوی

تا بو که تو چون سرو خرامان به درآیی

حافظ مکن اندیشه که آن یوسف مه رو

بازآید و از کلبه احزان به درآیی