سخاوت امام خامنه ای

هوشنگ اسدی

«امام خامنه‌ای با سخاوتمندی تمام به درخواست ما برای بازسازی آنچه دشمن ویران کرده بود پاسخ گفت.رئیس جمهوراحمدی‌نژاد و دولتش هم. سلاح که می‌رسید، از روز اول پس از متوقف شدن عملیات نظامی، پول هم برای بازسازی رسید».

چنین شهادت می دهد رهبر حزب اله لبنان در پایان ماه گل ایران که گلهای سرسبدش سخاوت «سرمهندس ایران» – لقب اهدائی آیت اله سیستانی به علی خامنه ای – را به جان تجربه می کنند: روزنامه نویسانش چمدان در دست در صف زندان نشسته اند. یکی از زندانیان خانگی که شیخ دلاور مهدی کروبی باشد، بعداز۴۴۰ روز «اجازه باز کردن پنجره برای دسترسی به هوای آزاد، قدم زدن در پارکینگ ساختمان و نیز امکان قفل در آپارتمان» را ارزانی خویش می بیند.

روحانی منتقد دیگر، احمدرضا احمدپور در زندان سیاسی دست به اعتصاب غذا می زند. می گوید که مقصدش «مرگ» است.

سعیدمرتضوی – قاضی شجاع و محبوب آقا- این الگوی «قضات» آمده از مدرسه مصباح یزدی و برآمده از قتل عام زندانیان، چون مقیسه و صلواتی- در حال جدال با حدادعادل «غلام خانه زاد» است که این هفته لقب «عمارآقا» می گیرد. دو طرف به «قهرمان» تازه مبارزه با «نظام» یعنی علی مطهری کاری ندارند که تفکر حدادعادل را «خطرناک» می خواند و از «ظلم» او بیمناک است. «محبوب آقا» و «عمارآقا» برسر رد و اثبات شرف در جدالند. احمد توکلی هم٬ بین دو یار «امام خامنه ای» می دود و نگران «شیر شدن» مرتضوی است.

و » قضات» مربوطه که چهارهزارنفر شان لابد بدلیل داشتن «شرف» بیش از حد برای دفاع از خود، هفت تیربه کمربسته اند، به توزیع «سخاوت امام خامنه ای» مشغولند. رهروان قاضی قاتل بزرگ مطبوعات، کسی را که بعنوان عامل ترور دانشمند اتمی معرفی شده، در دادگاهی که خبرنگارانش از خبرگزاری امنیتی فارس آمده اند، به مرگ محکوم می کنند. مجید جمالی فشی که ورزشکار بود و جاسوس اسرائیل معرفی شد، بدون یک کلمه حرف بالای دار می رود. و «پرونده باز» حتی همسر مسعود علیمحمدی را به حیرت می اندازد. جوان بر دارلابد درلحظات آخر به دادگاه عدلی فکر می کند که وکیل مدافعش به «سخاوت» تمام به متهم دشنام می داد وکوس سبقت از قاضی و دادستان ربوده بود. جای چنین وکیلی برصدردادگاه های دربسته است، و وکیلی مانند محمد علی دادخواه، مهلتش همین هفته به پایان می رسدکه یا دراعتراف تلویزیونی حضور یابد و یا به زندان برود.انتخاب این فعال حقوق بشر چنین است: «زندان می‌روم اما سرزمین ام را ترک نمی کنم.»

وخواننده ای که ازسرزمینش بناچارخارج شده، تیغ تیز «سخاوت» را برگردنش می بیند: مداح سرشناس اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام)»- عبدالرضا هلالی- برای صدور «سخاوت آقا» به خارج از کشور اعلام آمادگی می کند: «در خصوص اهانت شاهین نجفی بحمدالله پس از کسب اولین فتوا از سوی حضرت آیت الله صافی و با کسب اجازه از بزرگترها علی الخصوص حاج آقا منصور ارضی، اقدام به انجام حکم در مورد این اشخاص خواهیم نمود.»

در داخل کشور هم یاران وهمفکران مداح سرشناس سرگرم توزیع بیدریغ «سخاوت» هستند. سهمیه دانشجویان را کامران دانشجو که «مسئول اجرای انقلاب فرهنگی دوم» لقب گرفته در اختیار دارد و تحت هدایت او: «بازداشت دانشجويان به صورت مستمر، نهادمند و برنامه ريزی شده صورت می‌گيرد.در سه سال گذشته ده‌ها تن از دانشجويان ستاره‌دار و محروم از تحصيل بازداشت و به حبس‌های طويل المدت محکوم شده اند.»

این هفته، «سرمهندس» دست «سخاوت» خود را تا داخل اتومبیل ها هم دراز می کند. احمد روزبهانی فرمانده پليس امنيت، حامل و مجری حکم است: «در خصوص برخورد با بدحجابان و مزاحمان نواميس در خودروها، گاهی می‌گويند خودرو حريم خصوصی است و شما نبايد نگاه کنيد. در حالی که خودرو حريم خصوصی نيست و پليس با جرايم آشکار درون خودرو برخورد قاطعی خواهد داشت.»

دانشگاه علامه طباطبایی، روش دیگری به کار می برد. «حجاب» رامی خرد. هر دختری حجابش رارعایت کند «بن ۲۰ هزار تومانی » می گیرد.

و لابد براثرهمین روش های سی و سه ساله است که به اعتراف سردار فوق الذکر: «به بدحجاب‌ها تذکر می‌دهیم، شکلک در می‌آورند، » و بر اساس بیانیه وزارت بهداشت: «عرق خوری در حد اعتیاد در ایران رواج یافته است» و براثر گسترش فرهنگ اسلامی: «دو میلیون هم معتاد به الکل داریم.» یعنی کم وبیش باندازه جمعیت تهران در زمان پیروزی «انقلاب شکوهمنداسلامی». یک سایت فارسی زبان این دستاوردرا چنین جمع بندی می کند: «ایران تریاکی‌ترین کشور دنیا بود، حالا می‌رود الکلی‌ترین کشور دنیا هم بشود.»

اکبر ترکان، وزير سابق راه هم می گوید: «فساد اکنون خرخره کشور را گرفته است.» منظورش اقتصاد است.آمارش را احمد توکلی درمجلس می دهد: «تورم ۶۰درصدی گریبان مردم را گرفته است.»

 

مجلس که بر سر ریاست دوره جدید ش دو «غلام خانه زاد»- علی لاريجانی و غلامعلی حدادعادل- مشغول گرد و خاک ویارگیری هستند، درست درآستانه مذاکرات بغداد خواست بانک جهانی را که دولت احمدی نژاد برایش سینه چاک می دهد، تصویب می کند. شمارش معکوس برای اجرای فاز دوم هدفمندی يارانه آغاز می شود. روزاول خرداد. درست دو روز پیش از مذکرات بغداد. اتفاقی است؟

جنجال دیگری هم شکل می گیرد. ذهن را متوجه سفر محموداحمدی نژاد به ابوموسی می کند که درست در آستانه نشست استانبول انجام شد و با تحریک امارات موجی از میهن پرستی برای دفاع از سه جزیره همیشه ایرانی را برانگیخت.

این بار نوبت بحرین است. بهانه نشست کشورهای حوزه خلیج فارس در ریاض برای تاسیس «اتحادیه خلیج» است وتصمیم عربستان سعودی و بحرين. برادربازجوحسین شریعتمداری بناگاه عبای اسلام می کند وجامه «میهن» دوستی می پوشد: «اين حق برای ايران وجود دارد که خواستار بازگشت بحرين يک استان جدا شده خود به ميهن باشد.»

مهندس محمدکریم عابدی، نماينده طبس – فردوس – سرایان – بشرویه – عشق آباد – آیسک – دیهوک و توابع که معلوم است سخت در «سرمهندس» ذوب شده، خواهان «لغو مصوبه مجلس شورای ملی در مورد استقلال بحرین توسط مجلس شورای اسلامی» و برگزاری «رفراندم در بحرین برای الحاق به ایران» می شود. «مهندس» اطمینان هم دارد که بیش از ۹۰ درصد مردم بحرین رای مثبت برای بازگشت به «وطن اصلی» خود یعنی ایران را خواهند داد.

پاسخ طبیعتا تند است. شاهزاده سعود الفيصل، وزير خارجه عربستان سعودی، پس از پايان اجلاس رهبران کشورهای عضو شورای همکاری خليج فارس در رياض، می گوید: «آنچه ميان عربستان سعودی و بحرين روی می دهد، ارتباطی به ايران ندارد.»

رد پای میهن پرستی افراطی وناگهانی را می توان در بازتاب خبر اعدام مجید جمالی فشی دررجا نیوز هم دید: «صبح سه شنبه با خبری خوشحال کننده برای مردم ایران آغاز شد: عامل ترور دانشمند شهید مسعود علی‌محمدی به دار مجازات آویخته شد تا قلب پردرد ملت ایران که چهار گلوله سرخ به نشانه ۴ دانشمند هسته‌ای شهید را بر خود دارد، اندکی تسلی پیدا کند.»

عصر چهارشنبه- درست یک هفته پیش از موعد نشست بغداد- وزارت خارجه بحرین کاردار سفارت جمهوری اسلامی در منامه را بعنوان اعتراض احضار می کند.

فرزند امام جمعه شهر راسْک در سیستان و بلوچستان، دستگیر می شود. عده‌ای معترض در مقابل نهادهای نظامی و امنیتی گردمی آیند. نیروهای انتظامی تیر اندازی می کنند.دست‌کم یک نفر به قتل می رسد و دو نفر زخم شدید برمی دارند.

آیا اتفاق بزرگی در راه است؟ قاعدتا برای شنیدن پاسخ باید منتظر حوادث بعدی بودو سیاست «نظام» را در نشست بغداد دنبال کرد. کسی ازمردم نمی داند علی باقری- برادر داماد سلطان علی خامنه ای- در رایزنی های فشرده خود دارد کدام معامله را جوش می دهد. چراغ های «نظام» مطلقا خاموش وتنها تغییر لحن محسوس است. از شاخ و شانه کشی رایج خبری نیست. لبخند هاشمی رابیشتر می توان دید تا دهان دریده احمدی نژاد را. علاالدين بروجردى، رييس كميسيون امنيت ملى و سياست خارجى مجلس شوراى اسلامى که نشست در زادگاهش بر پامی شود، مبنای اجلاس بغداد را توافقات مذاکرات استانبول اعلام می کند: «هرچيزى خارج از اين چهارچوب مورد پذيرش ايران نخواهد بود. و به نفع ۱+۵ است که سیاست قدیمی تقابل را به تعامل تغییر دهد.»

غلامعلی حداد که احتمالا بعد از «تغيير قانون اساسی و شکل‌گيری دقيق‌تر ساختار کشور» – که علی لاریجانی می گوید منتظر » فرصت» برای انجامش هستند- نامزدنخست وزیری است، کمی دورتر را می بیند: «نباید انتظار داشت که همه مسائل در بغداد حل شود، ولی می‌توانیم احتمال دهیم که مذاکرات بغداد ادامه مذاکرات استانبول باشد از این‌رو دو طرف باید تلاش کنند که این جو متفاوت با گذشته را حفظ کنند.»

لحن ویلیام هیگ، وزیر امور خارجه بریتانیا، بیشتر به «گذشته» شباهت دارد: «اگر ایران «گام‌های مشخصی» در جهت کاستن از نگرانی‌های بین‌المللی نسبت به برنامه هسته‌ای خود برندارد، اتحادیه اروپا «تحریم‌های سخت‌تری» را علیه تهران وضع خواهد کرد.»

سعید جلیلی، مذاکره کننده هسته ای جمهوری اسلامی در گفت و گو با میشل روکار نخست وزیر پیشین فرانسه که سفری جنجالی و پر پرسش به ایران انجام داده، لحن استانبول را حفظ می کند: «برای راهبرد فشار به پایان رسیده است.مقام‌های غربی دقت کنند برخی اظهارات غیر سازنده است.»

دور اول مذاکرات با آژانس بین‌المللی انرژی اتمی بر گزار می شود. آژانس خواستار بازدید از تمام سایت‌های هسته‌ای ایران از جمله سایت نظامی پارچین است. خبرگزاری آسوشیتدپرس از وجود یک مخزن انفجاری در این سایت خبر می دهد.شواهد و اطلاعات تازه ای درباره آشیانه انفجاری در تاسیسات نظامی پارچين منتشر می شود.

بازرسان آژانس و برخی منابع دیگر می‌گویند که احتمال آن می‌رود ایران سرگرم «پاک کردن شواهد آزمایش‌های اتمی» از تأسیسات نظامی پارچین باشد.

هرمان ناکارتس، رییس هیات مذاکره کننده آژانس بين المللی انرژی اتمی تأکید می کند: «هدف مادست‌یابی به توافقی برای حل و فصل تمامی مسائل باقی‌مانده و در درجه نخست روشن شدن ابعاد احتمالأ نظامی برنامه اتمی ایران است.»

معاون مديركل آژانس بين المللى انرژى اتمى از جمهوری اسلامی می خواهد اجازه دهد بازرسان به اطلاعات، مکانها و افرادى كه در حوزه هسته اى كار مى كنند دسترسى داشته باشند.

دور دوم مذاکرات به دوشنبه هفته آينده – دوروز پیش از نشست بغداد- موکول می شود.

اردیبهشت به سوی خرداد می دود. تام تام طبل های جنگ بگوش می رسد.شائول موفاز، رهبر کادیما، به عنوان وزیر مشاور برای نخست وزیر اسرائیل به صف وزیران این کشور می پیوند. صف‌آرایی برای ایران؟ پرسشی بی پاسخ است.

روزنامه معاريو از ماه‌های شهريور و مهر – درآستانه انتخابات رياست جمهوری آمريکا – به عنوان تاريخی ياد می کند که مقامات آمريکا نگران حمله اسرائيل به ايران هستند.

وب‌سايت معاريو می نویسد: «بنيامين نتانياهونخست وزير اسراييل به باراک اوباما رييس جمهوری امريکا گفته است، اوايل پاييز «آخرين ضرب‌الاجل» در مورد يافتن راهی ديپلماتيک برای پرونده هسته ای ايران است.نتانياهو به اوباما تأکيد کرده است که اسرائيل «جدول زمانی خاص خود را دارد» و از آن صرف نظر نمی‌کند.»

ژنرال عیدو نخوشتان که در چهار سال گذشته فرماندهی نیروی هوایی اسرائیل را بعهده داشت، در آیین رسمی تحویل پست خود به ژنرال امیر اشل می گوید: «نیروی هوایی اسرائیل از همه توانایی‌ها و آمادگی‌های مورد نیاز برای حمله به تأسیسات هسته‌ای ایران برخوردار است.»

فرمانده جدید نیروی هوایی اسرائیل هم اعلام می کند: «درصورت وقوع جنگ، مانند شمشیری بُرّان خواهیم بود».

در این فضاست که «پوتین» به محض آغاز دوره دوم ریاست جمهوری، در اولین دستور کتبی خود به وزارت خارجه روسیه، سیاست استراتژیک روسیه را جلوگیری از حمله نظامی به ایران تعیین می کند. پوتین در حکم خود می نویسد: «وزارت خارجه باید راه حل هائی در چارچوب حل دیپلماتیک براي مذاکرات اتمی ایران پیدا کند.»

اسماعیل هنیه هم می‌گوید حماس نمی‌خواهد به جنگ ایران علیه اسرائیل کشیده شود. می ماند علی خامنه ای و یاشار اسد درحال سقوط و حسن نصراله در برابر جهان.

سردار قاسم سلیمانی٬ فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران درتقلید نقش آمریکا- اسرائیل به حسن نصر‌الله دبیرکل حزب‌الله لبنان در خصوص هرگونه حمله پیش‌دستانه به اسرائیل هشدار می دهد.

اردیبهشت به روزهای آخر می رسد. بهاران دست بخشنده خود بر جهان کشیده است. می رودو منتظر گلها می ماند تامیوه شوند.

«دست سخاوت» سیدعلی حسینی خامنه ای لبنان را آباد و ایران را ویران کرده است. چه کسی ایران ویران بعد از جنگ را آبادخواهد کرد؟ سلطان بلامنازع چه خواهد کرد؟ در باره او چه خواهندسرود؟ حکیم طوس، تصویر شهریاری ضحاک بر جهان را چنین جاوادنه کرد:

چو ضحاک شد بر جهان شهریار

برو سالیان انجمن شد هزار

سراسر زمانه بدو گشت باز

برآمد برین روزگار دراز

نهان گشت کردار فرزانگان

پراگنده شد کام دیوانگان

هنر خوار شد جادویی ارجمند

نهان راستی آشکارا گزند

شده بر بدی دست دیوان دراز

به نیکی نرفتی سخن جز به راز

دو پاکیزه از خانهٔ جمشید

برون آوریدند لرزان چو بید

که جمشید را هر دو دختر بدند

سر بانوان را چو افسر بدند

ز پوشیده‌رویان یکی شهرناز

دگر پاکدامن به نام ارنواز

به ایوان ضحاک بردندشان

بران اژدهافشن سپردندشان

بپروردشان از ره جادویی

بیاموختشان کژی و بدخویی

ندانست جز کژی آموختن

جز از کشتن و غارت و سوختن

بازیگری‌های موذيانه

هوشنگ اسدی

http://houshangassadi.com/

همه راهها به بغدادمی رسد.روزهای هفته باسرعت تمام بجانب «سوم خرداد» می دوند: مذاکرات سرنوشتی مساله اتمی. «نظام»، جبهه متحد جهانی – ازجمله «شیطان بزرگ»، «رژیم صهیونیستی»- در جریان کوچکترین رویدادها وتصمیمات هستند و تنها و تنها ملت ایران است که هیچ چیز نمی داند جز اخبارگزیده ای که به مطبوعات جهان درز می کند.

نبرد پنهان تا دقیقه نود ادامه دارد و چنان توفانی است که لرزه اش گاه درهای بسته را می گشاید. علی لاریجانی که طمع ریاست مجلس و جمهوری آینده را دارد، لباس «آزادی» بتن می کند و بناگاه جانبدار آزادی احزاب می شود. وصد البته «استکبار» را هم مورحمله شدید قرار می دهد: «۱+۵ بايد متوجه باشد که ملت ايران انتظاردارد آنها رفتار گذشته خود را اصلاح کنند و دست از بازیگری ‌‌های موذيانه بردارند. نمی‌شود در مذاکرات لبخند زد و در پشت صحنه دنبال اقدامات ايذايی بود.»

ترکیه هم را بی نصیب نمی گذارد: «ممکن است برخی ها اشتباه کنند که می توانند امپراطوری های گذشته را احيا کنند ولی آنها تصور نادرستی دارند چرا که زمانه امپراطوری سازی به سر آمده است و دوران همزيستی مسالمت آميز است.»

ظاهراحرف اوهاشمی رفسنجانی راهم که درچندجمله دهها بار تاریخ ایران را به نفع روحانیون تحریف می کند، یاد سلطنت می اندازد: «گذشت روزگاری که پدر مستبد تاج بر سر فرزند بگذارد.»

به درمی گوید که متحد بازیافته اش علی خامنه ای بشنود؟ معلوم نیست. کسی هم نیست که جوابش رابدهد.اماايلينا راس لتینن، رییس کمیته روابط خارجی مجلس نمایندگان آمریکا، جواب علی لاریجانی رامی دهد ودرست در لحظه ای که هیات اعزامی «نظام» از توفان شن می گذردو وارد بغداد می شود: «توافق اخير ايران با آژانس انرژی اتمی بر سر فعاليت های تسليحاتی، یک «تاکتيک جدید وقت کشی» است تا جمهوری اسلامی در فرصت به دست آمده بتواند برنامه تسليحاتی اتمی خود را پيش برده و به سلاح هسته ای دست يابد.»

نماينده جمهوریخواه، تاریخ را هم گواه می آورد: «انگار که همه چيز مثل يک تصوير آشنا در برابر چشمانمان تکرار می شود. ده سال پيش بود که برنامه هسته ای مخفی ايران بعد از دهه ها فعاليت رژيم به دور از چشم جهانيان، توسط آژانس انرژی اتمی کشف شد.»

تا روز مذاکرات برسد، جهان متحد تاکتیک فشار دائمی را لحظه ای از دست نگذاشته است.

تهدیدها و تشویق‌ها در آستانه مذاکرات اتمی، اوج می گیرد:طرح حمله آمریکا به ایران آماده است.

موسسه تحقیقاتی «پيو» در آمریکا نتايج نظر سنجی از مردم ۲۱ کشور جهان درباره برنامه هسته ای ايران را منتشر می کند. بيشتر پاسخ دهندگان به اين نظر سنجی با دستيابی ايران به سلاح هسته ای مخالفت کرده اند.

دیوید آلبرایت موسس و رئیس موسسه علوم و امنیت بین‌الملل می‌گوید که علی اکبر صالحی وزیر خارجه کنونی ایران با یک برنامه مخفی اتمی در دهه ۹۰ میلادی در ایران در ارتباط بوده است.

مجلس نمایندگان آمریکاخواستارتشديد فشارها برايران می شودو استفاده از گزينه نظامی علیه جمهوری اسلامی را تصویب می کند: «در صورتی که آمريکا يا متحدان اين کشوراز سوی ايران مورد تهديد هسته ای قرار گيرند، ايالات متحده می تواند از گزينه نظامی در قبال جمهوری اسلامی استفاده کند.»

یکی ازاین «متحدان» اسرائیل است که براساس اعلام رسمی پنتاگون، ایالات متحده، ۷۰ میلیون دلار ِدیگر برای تکمیل سیستم دفاع موشکی اش پرداخت می کند.

وزیر دفاع اتریش می گوید: «حمله‌ نظامی به ایران آتشی را در منطقه روشن خواهد کرد که کسی قادر به کنترل آن نخواهد بود.»

روسیه رسما اعلام می کند که حمله نظامی به جمهوری اسلامی به جنگ هسته ای منجر خواهد شد.

طرح چهار ماده‌ای مقامات امنیتی سابق برای «تحریم کامل» ایران منتشر می شود.مئیر داگان، رئیس پیشین موساد، جیمز وولسی، رئیس اسبق سیا، آگوست هنینگ، رئیس سازمان اطلاعات و امنیت مخفی آلمان، چارلز گاتری، رئیس پیشین ستاد مشترک نیروهای مسلح بریتانیا، کریستن سیلوربرگ، سفیر پیشین آمریکا در اتحادیه اروپا، و مارک والاس، سفیر پیشین آمریکا در سازمان ملل، ارائه‌کنندگان این طرح هستند:مخالفت با حمله نظامی به ایران ومقابله از راه «تحریم کامل» جمهوری اسلامی.

فشار جهانی، سه روز مانده به نشست بغداد در اجلاس گروه هشت متمرکز می شود. گزارش سایت «دیپلماسی ایرانی» از این نشست وتاکید آن بر برخی نکات را می توان انعکاس شرایط کنونی در آینه «نظام» پنداشت. این سایت دو سویه توسط صادق خرازی اداره می شود. او که به «بیت» وصل است–ـ بعنوان برادرهمسر مسعودخامنه ای –ـ و خود جانبدار سیاست هاشمی- خاتمی است: «رهبران گروه ۸ «پیام قاطعی» برای ایران ارسال کرده و هشدار دادند قدرت های جهانی نیز در قبال تهران متحد هستند.در«بیانیه‌ای رسمی که اقدامی غیرمتداول» از سوی رهبران گروه ۸ محسوب می‌شود، آنها اعلام کردند که بازار نفت و منابع آن را به دقت زیر نظر دارند و در صورت لزوم از آژانس بین المللی انرژی می خواهند که وارد عمل شود.در این بیانیه از ایران خواسته شده که از «شانس اثبات ماهیت» صلح آمیز برنامه‌های هسته ای خود استفاده کند. اوباما در کمپ دیوید «یک موضع گیری نادر» نیز در قبال ایران داشت. وی ابراز امیدواری کرد که مذاکرات در بغداد با ایران خوب پیش برود و طرف‌ها به راهکاری برای حل بحران دست یابند.»

«موضع گیری نادراوباما» کدام هدف رانشانه گرفته است؟ سایت «دبکا» که به محافل اسراییلی نزدیک است، مدعی می شود که طرح هشت ماده ای توافق بین ایران و آمریکا را پیدا و آن را درج کرده است؛ طرحی که می توان در یک عبارت خلاصه اش کرد: «توافق هسته‌ای».

«نظام» دربرابرهمه تهدیدات سکوت می کند. تک مضراب کودکانه فیروزآبادی انعکاسی نمی یابد. انگارهمه با لبخندهاشمی رفسنجانی مسیر را می نگرند و سرها را خم کرده اند تا توفان بگذرد.

محمدرضا باهنر، نایب رییس مجلس، توپ راتوی زمین طرف مقابل می اندازدو «اولین گام مثبت گروه ۱+۵» را توصیف می کند: «آنها کمی نرمتر شده‌اند».

بعد هم دست روی خواست اصلی می گذارد: «تنها در صورتی که تحریم‌ها لغو شود، می‌توان در مورد مذاکرات بعدی فکر کرد».

علی اکبرولایتی ـ ازقدیمی ترین یاران رهبرجمهوری اسلامی و نامزد او برای نخست وزیرجایگزین میر حسین موسوی ـ کمی مستقیم تروارد صحنه می شود. برخی منابع از حضور او در پشت صحنه مذاکرات کنونی خبر داده اند و آخرین اخبارحکایت از نامزدی او که دست دیگرش در دست هاشمی رفسنجانی است، برای ریاست جمهوری آینده دارد.

ولایتی، از تصمیم «ما» می گوید: «ما تصمیم داریم در چارچوب مقررات بین المللی و حقوقی ایران گفتگوها انجام شود.اگر کشورهای عضو ۱+۵ حسن نیت داشته و پایبند به مقررات بین المللی باشند و در صدد تحمیل غیرقانونی نظرات خودشان نباشند، امیدواری به اجلاس بغداد وجود دارد.»

یوکیو آمانو دبیرکل آژانس بین‌المللی انرژی هسته‌ای «در سفری غیرمنتظره و بی‌سابقه» به تهران می آید. مذاکرات کاملا مخفی خود را انجام می دهد. در کنار سعید جلیلی ظاهر می شود تا اعلام کند که مذاکراتش با مقامات تهران حرکتی رو به جلو داشته است.

آمانوپس ازبازگشت، درفرودگاه وین به خبرنگاران می گوید: «توافقی آماده و مهیای امضا شد. انتظار دارم این توافق در آینده ای نزدیک امضاء شود.»

رابرت وود، نماينده ایالات متحده در آژانس بین المللی انرژی اتمی، ساعاتی پس از اعلام خبر توافق تهران و آژانس، با انتشار بيانيه ای از تهران می خواهد تا از این فرصت برای رفع تمام نگرانی ها در مورد برنامه هسته ایش استفاده کند. آمریکا همچنین خواستار همکاری همه جانبه تهران با آژانس می شود: «همکاری همه جانبه و شفاف با آژانس نخستین گام منطقی در این جهت است.»

سوم خرداد می رسد. جلیل بابازاده٬ فرمانده سپاه اردبیل برای اینکه ملت کمی بخندند، می گوید: «جمهوری اسلامی گروه ۱+۵ را به رسمیت نمی‌شناسد.»

تا نیمه شب چهارشنبه تهران، خبرها همه رسمی است. دو طرف بسته های پیشنهادی جداگانه ارائه کرده اند. مایکل من، سخنگوی کاترین اشتون، می گوید: «بسته پیشنهادی ما به حل نگرانی‌ها در ارتباط با غنی‌سازی ۲۰ درصد اورانیوم مربوط می‌شود.»

او، ضمن تأکید بر اینکه نمی‌تواند به جزئیات این بسته اشاره کند، تحریم‌ها علیه ایران را «قانون» می خواند واینکه «تنها زمانی که ایران گام‌های مشخصی در مسیر حل نگرانی‌های هسته‌ای بردارد، می‌توان تغییراتی در تحریم‌ها ایجاد کرد.»

اخبار غیر رسمی خبر از طرح مسائل مربوط به سوریه و بحرین در «بسته پیشنهادی» ایران می دهد.ادامه مذاکرات به امروز( پنجشنبه) موکول می شود.

می توان مذاکرات روز اول رابه ساده و خلاصه در این خطوط گنجاند: «دو طرف در مذاکرات روز اول سقف حداکثری خواست های خود را ارائه کردند.در بسته پیشنهادی اروپا از ایران درخواست شده است تا با برداشتن قدمهای جدی «اجرائی» و «اعتمادساز» در برطرف نمودن شبهه های جامعه بین الملل که نهایتا به برطرف شدن تحریمهای اتحادیه اروپا منجر خواهد شد، صداقت خود را به نمایش گذارد. در بسته پیشنهادی «نظام» پیش بینی شده که درمقابل هر قدم اجرائی ایران گروه ۱+۵ یک قدم اجرائی در برطرف نمودن تحریمهای اعمال شده علیه ایران بردارد. هر دو طرف نکات «امنیتی»، «سیاسی» و بین المللی را نیز در بسته های خود مورد نظر قرار داده اند. نکته بسیار مهم روشن شدن موضع آمریکا، پس از تحریم های مضاعف اعمال شده از سوی سنای آمریکا، یک روز قبل از آغاز مذاکرات است.باین ترتیب هر گونه نتیجه گیری، عملا به اعمال نتایج اجرائی از سوی ایران و طرف اروپایی محدود شده است.نقش نرمتردولت جدید فرانسه و ایتالیا در مقابل نقش سرسختانه تر آلمان و انگلیس در مذاکرات روز اول مشهود بود.»

و بیرون از بغداد، در بر همان پاشنه می گردد. در سیاست خارجی «دشمن تراشی» ادامه دارد. بحرین»دخالت وقیحانه» جمهوری اسلامی درمسائل داخلیش را محکوم می کند.

گزارش فیگارو از صف آرائی تازه منطقه در باره اتحاد شیوخ خلیج فارس علیه ایران منتشر می شود. به گزارش خبرگزاری امنیتی فارس «سفير ايران در باکو در اعتراض به توهين عناصر مزدور به مقام معظم رهبری و تشديد اقدامات ضد اسلامی جمهوری آذربايجان، با فراخوان مرکز، خاک اين کشور را ترک» می کند.

تنها تحول اساسی در سیاست خارجی، اخراج دیپلمات پیشین «نظام» در برزیل است. او برای نشان دادن » تفاوت فرهنگی» در یک استخر مختلط بطرف «عضوخصوصی» دختر بچه ها زیرآبی رفته بود.

سرانجام بعد از سی و سه سال یک نفر «مقصر» هم درجمهوری اسلامی پیدا می شود.

آمار نجومی همچنان انتشار می یابد از عرضه سالانه ۳۰۰ میلیون نسخه فیلم غیرمجاز در ایران، تا جمع آوری هزار وصد میلیارد تومان کمک های مردمی از سوی کمیته امداد وابسته به حزب موتلفه، و درآمد ۵۵ هزار میلیارد ریالی سپاه از تلفن همراه. این بخشی از کسب و کار نجومی «سرداران» است که محمد رضا باهنر «طبقه اشرافی خشن» نامشان می دهد.نایب رئیس مجلس «نظام» می گوید: «سرداران بزرگ ترین بدهکاران به نظام بانکی کشور هستند.میزان طلب نظام بانکی از سردارانی که وام و تسهیلات دریافت کرده و به موقع بدهی های خود را پس نداده اند، به ۴۵ هزارمیلیارد تومان می رسد؛ موضوعی که نظام بانکی ایران را دچار بحرانی جدی کرده است. قبل از آقای احمدی نژاد می گفتند یک طبقه اشرافی شکل گرفته در اقتصاد و سیاست. این ها باید بشکند. شکسته شد. اما الآن یک طبقه اشرافی خیلی خشن تری شکل گرفته است. اعداد و ارقام واقعا جهش یافته و عوض شده، یک وقتی ۱۰ میلیارد و ۲۰ میلیارد بود، الان ۳ هزارمیلیارد تومانی اتفاق می افتد. یعنی یک طبقه از هم پاشید و بلافاصله یک طبقه اشرافی دیگری تشکیل شد. »

حالا می خواهید «قائم مقام سابق بانک مرکزی جمهوری اسلامی که از متهمان پرونده اختلاس سه هزار ميليارد تومانی است و در حال حاضر با قيد وثيقه آزاد است» در نشست های مهم دولت محمود احمدی نژاد شرکت نداشته باشد؟

رئیس سازمان پزشکی قانونی اعلام می کند:» از جمعیت ۷۰ میلیونی ایران، ۱۰ میلیون نفر به طور مستقیم با معضل اعتیاد دست به گریبان هستند و روزانه ۱۰ ایرانی بر اثر مصرف مواد مخدر جان خود را از دست می‌دهند.»

بنابر اعلام دفتر «مبارزه با مواد مخدر و جرایم مرتبط» سازمان ملل متحد، ایران دومین مصرف کننده مواد مخدر در جهان پس از افغانستان است. هر ساعت ۳۰ قاچاقچی مواد مخدر و معتاد دستگیر می شوند.

سایت بازتاب امروز در گزارشی با انتقاد از افزایش گرانی‌ها و نرخ تورم در ایران٬ خبری می دهد که بدرد کلاه علمای اسلام می خورد: «بر اثر این گرانی‌ها نرخ «تن‌فروشی» در تهران به طور متوسط ۱۵۰ هزار تومان شده است.»

علی مطهری- درنقش قهرمان تازه ملی در آخرین نطق خود در مجلس هشتم با انتقاد شدید از احمدی نژاد و مشایی می گوید: «آقایان مشایی و احمدی نژاد زیرکانه کار رابه اینجا رسانده‌اند که تحریک جنسی آزاد شده است، آقایان به فکر کاباره‌های شبانه هم باشند. »

کسی باید یاد علی مطهری بیاندازد که در زمان بازبودن کاباره های شبانه، تهران در مقایسه با امروز بیشتر شبیه مسجد بود.

اما «خال بالا»ی ارقام بازهم از میان ورق های محمود احمدی نژاد بیرون کشیده می شود.دفتر احمدی‌نژاد می‌گوید ۳۵میلیون نامه به او رسیده است.خودش هم ادعا می کند که همه نامه‌ها را شخصا می‌خواند و دستور می‌دهد.

و کسی محاسبه می کند: «با فرض اینکه خواندن هر کدام از این نامه ها فقط به یک دقیقه وقت نیاز داشته باشد، ۵۸۳هزار و ۳۳۳ساعت از وقت احمدی نژاد تا به حال صرف خواندن نامه‌ها شده که معادل ۲۴هزار و ۳۰۵ شبانه روز است؛ یعنی بیش از ۶۶ سال!»

لابد بخاطر همین کمبود وقت است که اجرای فاز دوم حذف یارانه‌ها به تعویق می اقتد و از خرداد به تیر موکول می شود.

آخرین آمارهم براستی تکان دهنده است: «۴۱ درصد از جمعیت بالای ۱۵ سال کشور، تحصیلاتی در حد ابتدایی یا کمتر دارند. به بیان دقیق‌تر، براساس نتایج آخرین سرشماری کل کشور که از سوی مرکز آمار ایران اعلام شده، تقریبا ۱۶ درصد از جمعیت بالای ۱۵ سال کشور بی‌سواد، و تقریبا ۲۵ درصد دارای تحصیلاتی حداکثر تا پنجم ابتدایی هستند.»

خرداد ماه آغاز شده است. ایران در یکی دیگر از پیچ های تند تاریخ خود، گرفتار دیکتاتوری است که تنها گرفتن و بردن و کشتن را چاره هر درد می داند.

وزیر نیرو خبرمی دهد: «کشور در آستانه تنش آبی است» و مامورین امنیتی «آقا» معترضین به خشکی دریاچه ارومیه را باخشونت سرکوب می کنند.

اسنادی رو می شود که نشان می دهد جوان بر دار رفته به اتهام ترور دانشمنداتمی، از بیخ و بن بیگناه و پرونده مربوطه یکسره جعلی بوده است.

شش شهروند عرب که زیر شکنجه اعتراف کرده اند در خطر اعدام قرار دارند.

مصطفی کریم بیگی را کشته اند وحالا سنگهای مزار این جان باخته جنبش سبزرا درهم می شکنند. مادرش بانگ بر می کشد: «مصطفی ستون خانه ام بود، ستون مردمش شد و خونش را به مردمش اهدا کرد. وقتی گفتم خون بهای بچه ام آزادی ایران و زندانیان است شعار ندادم، هدف مصطفی را گفتم. من آدمی سیاسی نبوده ام و نیستم اما الان زبان مصطفی هستم. مادر همه شهدا زبان بچه هایشان هستند، مادر سهراب، زبان سهراب است و مادر رامین، زبان رامین و خوب میدانم که خون مصطفی می جوشد و یک روز دامن قاتلانش را خواهد گرفت.»
در شهر، مردم نگرانند که «نظام» در بغداد چه آشی برایشان پخته است. حتی روزنامه رهبر- جمهوری اسلامی- اعتراف می کند: «این پدیده عجیب‌ كه ای‌بسا بتوان آن را «سندروم مذاكره» نامید، در اثر همین جنگ روانی، به تمامی ابعاد و حوزه‌های زندگی این روزها نفوذ كرده است؛ از پنچری تایر خودرو گرفته تا كرایه تاكسی و… همه توجه تو را به مذاكرات بغداد جلب می‌كنند. جالب اینجاست كه اگر نتوانی ارتباط میان افزایش كرایه تاكسی، كوچك‌تر شدن قرص نان تافتون، رنگ زدن میله‌های خط ویژه اتوبوس، تاخیر قطارهای مترو، عدم پرداخت تسهیلات خودرو توسط شعبه بانك محل، باخت تیم‌های فوتبال و… را با مذاكرات بغداد كشف كنی و احیانا جرأت پرسش از این ارتباط و وابستگی به ظاهر واضح را به خودت بدهی، با نگاه‌های عاقل اندر سفیه مواجه می‌شوی كه

یعنی واقعا ربط این مسائل را با یكدیگر نمی‌فهمی؟!!»

فرداباید شود تا سرنوشت ایران از بغداد سر بر کشد. آِیا «نظام»- نام مستعار ولی فقیه دوم- باندازه ولی فقیه اول جرئت سرکشیدن جام زهر رادارد و یا به » بازیگری‌های موذيانه» برای » وقت کشی » ادامه خواهد داد؟

هرچه هست، «نظام» فردا نیست و ایران همیشه هست. دستی جوان بر فیس بوک می نویسد:

حيران حقارت آنم

كه خيال خاكستر شدن مرا

از آن حرارت گستاخ خود مى داند

و نمى داند

هر دانه خاكستر من

آبستن آتشى است

كه سرخى گونه هاى مرا

زيبا و زيباتر مى كند.

هم واکسن، هم ویروس

هوشنگ اسدی

یک روزنامه نگارانگلیسی رهبر جمهوری اسلامی را در نقش دو گانه ویروس ـ- واکسن می بیند. سلطان بلامنازع تاریخ ایران که مدام به جامعه ویروس تزریق می کند و گاه از جیب عبای مبارک آمپول واکس را هم بیرون می آورد.

آیت‌الله عبدالله جوادی آملی از «مراجع تقلید قم » که سالیان سال، زره مالی ـ– امنیتی ضد ویروس

» نظام مقدس جمهوری اسلامی» بر تن دارد، از حاصل ویروس تزریقی «آقا» یش بر سیاست خارجی خبرمی دهد:»دشمنان دور کشور ما حلقه زده اند و ما در وسط میدان مین قرار داریم.»

هاشمی رفسنجانی هم همین نظر رادارد: «كشور از سوی قدرت‌های استكباری مورد هجوم قرار گرفته است.»

نیرومندترین «دشمنان» که در راس » قدرت های های استکباری» هم قرار دارد، در اینجا با مقامات کلیدی «نظام» هم رای می شود: «ایران به کشوری منزوی تبدیل شده است.»

تصویر منطقه حرف جو بایدن، معاون رییس جمهوری آمریکا را تائید می کند: همسایگان همه دشمن، جز روسیه و پاکستان

هفته ای است که مذاکرات فروش تهاتری گندم با پاکستان فعلا دوست هم به بن‌بست می رسد. بخاطر تحریم‌های بین‌المللی علیه جمهوری اسلامی، معامله تهاتری- معاوضه کالا به کالا -مورد توافق قرار گرفته است. حالا «نظام» می خواهد هرتن گندم را۲۷۵ دلار بخرد، پاکستانی ها از تنی ۳۱۲ دلار پائین نمی آیند.

بیزنس لاین تحت عنوان» عراق جای متحد خود را پر می کند»ازهمسایه های دیگر خبرمی دهد: «عربستان و امارات قول داده اند کمبود نفت کره جنوبی را جبران کنند.»

همسایه های جنوبی هم سخت مشغولند. با آغاز انتقال نفت از خط لوله ۳۶۰ کیلومتری، «سلاح» تنگه هرمز هم از چنگ جمهوری اسلامی درمی آید.پروژه احداث خط لوله استراتژیک «حبشان- فجیره» امارات متحده عربی به پایان می رسد.این خط لوله تماما آماده بهره‌برداری است و تا سه ماه آینده با ظرفیت اولیه انتقال روزانه یک میلیون و ۴۰۰ هزار بشکه نفت خام عملیاتی خواهد شد.

سفیر «نظام» از رییس پارلمان افغانستان می خواهد تا توافقنامه همکاری‌های استراتژیک میان کابل و واشنگتن را تایید نکنند و با»واکنش محکم مقام‌های افغان » روبرو می شود.مجلس سنا و وزارت خارجه افغانستان به اظهارات «دخالت‌گرانه» و «غیرمسوولانه» مقام‌های جمهوری اسلامی در امور داخلی افغانستان اعتراض می کنند.

کمی دورتر از همسایه های دیوار بدیوار، هند هم به تحریم نفتی می پیوندد. خانم کلینتون، هنگام بازگشت ازدهلی درحالیکه دست هایش را بعلامت تشکرهندی بهم چسبانده توافق خود با مقامات هندی را باطلاع رسانه ها می رساند.

وزیر خارجه آمریکا حرف جرج بایدن معاون اوباما راهم تکرار می کند: «آمربکا «با هر وسیله ای» از دستیابی جمهوری اسلامی به سلاح هسته ای جلوگیری می کند. نگرانی اسراییل در صورت دستیابی ایران به سلاح هسته ای قابل توجیه است. ایران با سلاح هسته ای خطری بزرگ برای امنیت آمریکا نیز به شمار می رود.»

تا نشست تازه بر سر مساله اتمی دو هفته بیشترنمانده وهمه راهها به بغدادختم می شود. گیدو وستروله، وزیر خارجه آلمان در جمع یهودیان واشنگتن، وضعیت هسته‌ای ایران را «خطری عظیم» می خواند و با صراحت تمام می گوید: «ما نخواهیم گذاشت ایران به سلاح هسته‌ای دست یابد. ما خواستار ضمانتی قابل تأیید و اساسی از سوی ایران هستیم تا ثابت شود که جمهوری اسلامی به دنبال تولید تسلیحات اتمی نیست.»

اتحاديه اروپا و آمريکا از جمهوری اسلامی می خواهند تا از فرصت مذاکرات آتی با گروه ۱+۵ در بغداد و با آژانس بین المللی انرژی اتمی در وین استفاده کند و نگرانی های بين المللی را در خصوص برنامه هسته ايش برطرف سازد.

آمريکا خواهان «گام های عملی فوری» جمهوری اسلامی برای اعتمادسازی می شود.رابرت وود، نماينده آمريکا در آژانس بين المللی انرژی اتمی در وين می گوید: «ما همچنان نسبت به پافشاری ايران در مورد عدم پايبندی به تعهداتش در مورد توافقنامه منع گسترش سلاح های هسته ای نگران هستيم.»

پنج عضو دایم شورای امنیت، خواستار همکاری ایران با آژانس بین‌المللی انرژی اتمی می شوند.ایالات متحده، بریتانیا، فرانسه، روسیه و چین در بیانیه خود تاکید می کنند که این کشورها از اینکه ایران همچنان درعمل به «الزامات» قطعنامه‌های شورای امنیت و شورای حکام آژانس، از خود «کوتاهی» نشان می‌دهد، نگران هستند.

وزير امور خارجه آمريكا در گفت‌و گو‌هاي دو روزه استراتژيك آمريكا ـ چين، همکاری پكن در مهار فعاليت‌های هسته‌ ای جمهوری اسلامی را در راس موضوعات قر ار می دهد.

کا‌ترین اشتون، «در سفری استثنایی» به تل آویو می رود. هدفش به نوشته نشریه هاآرتص «تسکین اسرائیل» در آستانه مذاکرات بغداد است.

نخست وزیر، وزیر دفاع، وزیر خارجه و رهبر حزب کدیمای اسرائیل که قرار است وارد دولت ائتلافی شود، در دیدار با رئیس سیاست خارجی اتحادیه اروپا حضور دارند. مقامات اسرائیلی «پیشرفت در مذاکرات» را به صراحت معنا می کنند: «توقف کامل غنی سازی اورانیوم، انتقال کل اورانیوم غنی شده در ایران به خارج و برچیدن تاسیسات زیر زمینی هسته ای فوردوی قم بر اساس جدول زمانی معین.»

واکنش رامین مهمان پرست- سخنگوی وزارت امورخارجۀ جمهوری اسلامی از استمرار سیاست «مقاومت با لحن آرام» خبر می دهد. اوسفرهای خانم اشتون به اسرائیل، دیدار خانم کلینتون ازلبنان و هند، را سازماندهی اعمال فشار بر ایران پیش از مذاکرات هسته ای در بغداد ارزیابی و به این کشورها هشدار می دهد که تهران اجازه نمی دهد به حقوق ایران کوچک ترین خدشه ای وارد شود.

بیانیه آژانس بین المللی انر|ژی اتمی منتشر می شود: «اولويت در مذاکرات با ايران دسترسی به «پارچين» است.»

گزارش تازه «موسسه علوم و امنیت بین‌الملل» علت تعیین این اولویت را روشن می کند:»تصاویر ماهواره‌ای جدید نشان می‌دهد فعالیت‌های تازه‌ای در تاسیسات نظامی پارچین ایران در جریان بوده است.تصاویری که در اختیار این موسسه است نگرانی‌های آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در مورد وجود فعالیت‌های گزارش‌نشده در تاسیسات پارچین را تایید می‌کند.»

و هفته سوم فصل گل می گذرد. ایران در محاصره: حلقه مخوف ترین سلاح ها بر گردش و ویروس هولناک بحران اقتصادی بر جانش.

هاشمی رفسنجانی در عروج تدریجی دیگر باره خود، ویروس های دیگر تزریقی توسط «معظم اله» را بر می شمارد: «گرانی، فشارهای اقتصادی، بیكاری و برخی معضلات فرهنگی و اخلاقی…»

بهمن اخوان نماینده تفرش، آشتیان، فراهان و خنجین در مجلس می گوید: «امروز آنقدر مشکلات کشور را فرا گرفته که حتی اعتراض مراجع نیز به گوش می رسد.»

لس آنجلس تایمز می نویسد: «مردم زیر فشار گراني ها به فغان آمده اند.»

خبرنگار «کوریر» که به تهران رفته از «تأثیر شدید تحریم ها» گزارش می دهد.

هفته‌نامه بریتانیایی اکونومیست، فضای ویروسی ایران تحت سلطه علی خامنه ای را چنین می بیند: «برای اکثریت مردم ایران واقعیت شرایط امروزی کشور فقط درماندگی، اضطراب، بی‌ثباتی و ناامنی اقتصادی و البته برگشت خوردن تعداد بیشتری از چک‌های بانکی است.»

هفته پیش همه جا سخن از «باسن معظم اله» بود، این هفته بازجویان کیهان تهران برایش دستمال تازه ای پهن می کنند تا «ثبت ۲۰ هزار عکس از آقا در ۴ دقیقه» در تاریخ چاپلوسی ثبت شود.

و چون چنین «رهبر فرزانه» ای دور ازهر نوع خطاست، باید همه کاسه کوزه ها را سر کسی شکست. حالا نوبت دولت و احمدی نژاد است که لوموند از «غروب سیاسی» اش خبرمی دهد و می نویسد: «کسی که گفته می شد مانند «پسر» رهبر است، مانند دیگر فرزندان انقلاب بلعیده شد.»

علی لاریجانی رئیس اکثریت مجلس بانگ بر می دارد:»دولت می‌خواهد بنزین دو هزار تومان شود.»

وقدرت اله عليخانی عضو فراکسيون اقليت مجلس فرمایش می فرماید: «با توجه به قيمت افسانه ای نفت در دولت نهم و دهم مردم امروز در شرابط بد اقتصادی قرار دارند. يکی از شعارهايی که دولت در اوايل کار خود سر می داد اين بود که پول نفت را سر سفره مردم می آورد، گوشت کيلويی ۲۵۰۰۰ تومان پول نفت است؟»

و اکثریت و اقلیت، در کميسيون تلفيق افزايش ۷۰ درصدی قيمت سوخت راتصویب می کنند و «موج تازه جهش قيمت ها» را کلید می زنند.

«واردات ايران، از دسته بيل اندونزيايی تا هفت سين چينی» چنان بازار را از کالاهای بنجل انباشته که روزنامه شرق در پی یافتن پاسخ این سئوال بر می آید: «اقتصاد ایران چگونه وابسته به كالاهای خارجی شد؟» وجواب حیرت آور است. در یک عبارت: «۰ ۸ درصد درآمد نفت صرف واردات شده است.» و با اندکی تفصیل: «در ۳۱ سال گذشته حدود ۷۷۰میلیارد‌دلار از ذخایر ارزی کشور صرف واردات شده است که این میزان نزدیک به ۸۰ درصد درآمدهای نفتی کشور را شامل می‌شود. سهم دولت‌های نهم و دهم از کل واردات انجام شده در این ۳۱سال، حدود ۲/۳۴۷ میلیارد‌دلار است.»

و تا دولت احمدی نژاد با توصیه و امضای زمان برکشیده می شود «هدفمندی یارانه‌ها هم که کنار این پازل قرار گرفت، موجب افزایش نرخ تورم شد. تورمی که به خاطر رکود در سال‌های ۸۸ و ۸۹ رو به کاهش گذاشته بود. حالا باز هم تورم به ۵/۲۱ درصد رسیده است.»

ویروسی است که دو ولی فقیه بر اقتصاد ایران تزریق کرده اند تا «استقلال اقتصادی» و «خودکفائی» معنای تازه ای پیداکند: نابودی تولید ملی که تنها منتظر یک تیر خلاص است. ظاهرا این یکی را هم محموداحمدی نژاد برعهده گرفته که درایام شباب مشق این مهم در زندان اوین کرده است: ۴ ۲ میلیارد دلار واردات؛ امری که کمال اطهاری–ـ اقتصاد دان-ـ به «سوزاندن در برای گرم کردن خانه» تشبیه اش می کند.عباس رجایی، رییس کمیسیون کشاورزی مجلس شورای اسلامی، می گوید: «تیر خلاص به کشاورزی کشور.»

و در متن هولناک دشمن بر در و اقتصاد بر دار، «مقام معظم» اندکی واکسن آزادی مرحمت فرموده اند در حد «جنگ گرگها». بازی موش و گربه میان مجلس و احمدی نژاد. یارگیری برای ریاست مجلسی که تعداد راه یافتگان به آن کامل شد و باید منتظر روشن شدن چراغها ماند تا ترکیبش از تاریکخانه سر بر کشد.

اولین گزارش ها حاکی است ۱۹۶ نماینده مجلس هشتم به مجلس جدید راه نیافته اند.هر دو جریان جبهه متحد اصولگرایی و جبهه پایداری، چهره‌های خود را در مجلس دارند و می‌توانند موثر باشند.

صادق زیباکلام، وضعیت «اصلاح طلبان» و » گروه بندی احمدی نژاد » را چنیین می بیند: «نامزدهایی که خود را بعنوان اصلاح طلبان معرفی کردند رأی نیاوردند چون مردم آنها را بعنوان اصلاح طلب نپذیرفتند. مجموع آرا برای دولت از یکصد کرسی نیز بیشتر خواهد بود. برخلاف آنچه که اصولگرایان سنتی می گویند احمدی نژاد در این انتخابات موفق بوده و در حقیقت احمدی نژاد از قدرت برخوردار خواهد بود.»

شکست سنگین مؤتلفه،  و رای نیاوردن محمدنبی حبیبی، دبیرکل و اسدالله بادامچیان، قائم مقام این حزب که از نمادهای موتلفه به شمار می آیند، بسیار مهم و قابل توجه است.

ترکیب مجلس هر چه باشد، به نوشته نیویورک تایمز «میزان کنترل آیت‌الله خامنه‌ای بر مسائل مهم داخلی و سیاست خارجی ایران » باز هم زیادتر می شود. برنامه تزریق ویروسی به مجلس باید اساس راه را برای برکشیدن دو «غلام خانه زاد» هموارکند، یکی به نام رئیس مجلس و دیگری با عنوان نخست وزیر یا رئیس جمهور.

و ولی فقیه دوم، همچنان به جامعه ویروس های جدید تزریق می کند. یک هیات بلند پایه دیپلماتیک از مصر وارد ایران می شود تا برقراری روابط ایران و مصر را بررسی کند. مذاکره با این هیات را بیت رهبری در اختیار می گیرد و علی اکبر ولایتی طرف گفتگو با آنها می شود. همه باید بدانند: «هدایت رابطه با مصر دراختیار بیت رهبری است.»

در مسجدها مهد کودک داير می‌کنندو ویروس زدگان «نظام» را که «شیطان» و قاچاقچی مواد مخدر از کار درآمده اند به دار می کشند. این هفته تعدادشان چهارده نفر است. خبر اعدام قریب الوقوع عامل ترور یکی از «دانشمندان» اتمی را هم می دهند.

نرگس محمدی در زندان دچار فلج عضلانی می شود. او یکی از دلاورزنان بند ۳۵۰ اوین است. مهسا امر آبادی روزنامه نگار را هم به اوین می برند؛ جائی که همسرش مسعود باستانی هم آنجاست. شاید مهسا هم حالا در همین بند باشد.

تصویر یکی ازاتاق های بند را امیر مهدی کوچولو(نه ساله) کشیده و روزنامه نگاری دیگر، ژیلا بنی یعقوب در صفحه فیس بوکش گذاشته است و من نگاه هفته را با آن زینت داده ام.

اردیبهشت هم دیگر به هفته سوم می رسد. سیاست ویروسی سیدعلی خامنه ای، تصویر جامعه ایران را چنین در آئینه نشر یات جهان نشانده است: «رژیم جمهوری اسلامی در فساد مالی و اداری و ناکارآمدی غوطه‌ور است. رهبران و نهادهای حکومتی مشروعیت خود را در میان مردمی که بر آنها حکومت می‌کنند از دست داده‌اند. تمام این ضعف‌های ساختاری محصول خودکامگی آیت‌الله خامنه‌ای است. در نظام سیاسی حاکم بر ایران رهبر هم نقش واکسن را دارد و هم نقش ویروس را.»

هولناک ترین این ویروس ها پافشاری بر مساله اتمی و کشاندن ایران به دامان جنگ است. نماینده تفرش می گوید: «شخص احمدی نژاد نه تاریخ مطالعه کرده، نه قانون اساسی و مشروطه را، که اگر مطالعه می کرد، می توانست از سرنوشت پادشاهان و روسای جمهوری که قانون را رعایت نمی کردند درس بگیرد و عاقلانه تصمیم گیری کند.»

ایکاش شهامت داشت و بجای احمدی نژاد می نوشت «شخص علی خامنه ای» و این خبر را هم ضمیمه گفته اش می کرد: «وزارت دفاع آمریکا، پنتاگون، معتقد است آمریکا می‌تواند در عرض سه هفته صف نظامی ایران را درهم بشکند. به گزارش روزنامه واشینگتن پست، وزارت دفاع آمریکا، پنتاگون، در حال حاضر ایجاد تغییراتی در برنامه‌های جنگی خود را در دست بحث دارد و در این میان مسئله «احتمال» حمله به ایران یکی از مهم‌ترین سناریوهای مورد مطالعه این وزارتخانه است.»

واگر واکسن صلح برای درمان ویروس جنگ کارآ نشود، در پایان این سه هفته، دیگر حتی دیواری نیست که بشود بر آن تکیه داد و غزل حسین منزوی را به آوای حزین خواند:

از زمزمه دلتنگيم، از همهمه بيزاريم

نه طاقت خاموشی، نه ميل سخن داريم

آوار پريشانی‌ست، رو سوی چه بگريزيم؟

هنگامه حيرانی‌ست، خود را به که بسپاريم؟

تشويش هزار «آيا»، وسواس هزار «اما»

کوريم و نمی‌بينيم، ورنه همه بيماريم

دوران شکوه باغ از خاطرمان رفته‌ست

امروز که صف در صف خشکيده و بی‌باريم

دردا که هدر داديم آن ذات گرامی را

تيغيم و نمی‌بريم، ابريم و نمی‌باريم

ما خويش ندانستيم بيداريمان از خواب

گفتند که بيداريد؟ گفتيم که بيداريم

من راه تو را بسته، تو راه مرا بسته

اميد رهايی نيست وقتی همه ديواريم


باسن معظم لله

مدرن‌ترین جنگنده‌های امریکایی در فاصله ۳۲۰ کیلومتری خاک ایران فرود می‌آیند، «عده‌ای از آقایان و حتی قضات» گرد دیزی می‌نشینند و برای غارت کشورنقشه می‌کشند. «اراجیف» نماینده ولی فقیه بر ملا،  جزئیات قول شرف قاضی محبوبش فاش، وتمثال معظم اله در کنار آیه‌ای از قران کریم به زیارتگاه مبدل می‌شود.

و اردیبهشت ۱۳۹۱ است به نیمه. از بهاری چنین عفن، کدامین سال بر خیزد. قاضی القضات «نظام» که جز فرمانبر صاحب باسن مربوطه نیست از «وجود یک اختاپوس ارتباطی بزرگ در کشور» خبر می‌دهد که «تخلف» این بارش «بیش از ده‌ها میلیون یورو و چندین میلیون دلار» است. اسنادی بدست می‌آید «حاوی اطلاعات مستند درباره فساد اداری و تبهکاری اقتصادی در سیستم بانکی جمهوری اسلامی دردوره ریاست محمد جهرمی بر بانک صادرات» که فقط یک میلیارد تومانش به مسعود ده نمکی داده شده است تا لات‌ها را انقلابی کند.

جبهه متحد اصول‌گرایان از هزینه‌های میلیاردی با بودجه نهادهای دولتی برای ارسال اس.‌ام. اس علیه خود خبر می‌دهد و اعضای جبهه پایداری رقیب را متهم به انتشار جزوه‌هایی با تیراژ میلیونی در نماز جمعه می‌کنند.

انگار نه انگار که «در آزاد‌ترین کشور دنیا» که ولی فقیه اولش دست و بازوی کارگران را می‌بوسید، دردوران سلطه «باسن معظم اله» به کارگران در روز جهانی کارگر حتی اجازه راه پیمائی نداده‌اند. اما همه برای دفع «افسد» به «فاسد» یاد تولید ملی افتاده‌اند.

هاشمی رفسنجانی که حضوردگرباره‌اش در صحنه ملموس‌تر می‌شود، از اینکه «۲۴ میلیارد دلار برای واردات کالاهای اساسی در سال تولید ملی» اختصاص داده‌اند اظهار تاسف می‌کند. علی لاریجانی که مشغول بازی پینگ پنگ لغو و تصویب مصوبه‌ها با احمدی‌نژاد است، از خرید سالیانه ۸۰ میلیون‌دلارچوب بستنی ازآلمان، و حدود یک میلیارد و ۲۰۰ میلیون دلار واردات میوه خبر می‌دهد. و بدون اینکه بروی خودش بیاورد مجلس تحت امری که ریاستش را ایشان یدک می‌کشند، بر بودجه مهرتصویب می‌زند، می‌پرسد: «چطور ما می‌توانیم اتم را بشکافیم اما نمی‌توانیم چوب بستنی بسازیم؟ اگر مردم ما آناناس و موز مصرف نکنند، آیا دچار سوءهاضمه می‌شوند؟»

«تفکر شهید مطهری» رابه میان می‌کشد تا لابد تنور تبلیغ برای انتخاب علی مطهری را داغ کند که باید بیاید و بعنوان یک قهرمان ملی تازه نجات بخش ملت شود.

«نزاع فاسدان بر سر فساد» در اوج است. آمارهای فساد در قم منتشر می‌شود مایه افتخار: پایتخت تشیع؛ غرق در الکل و اعتیاد.  پدیده «مردان فاحشه» در ایران رسانه‌ای می‌شود؛ امری که در سال‌های اخیر پدیدار شده وگسترش یافته‌ و «نه تنها در میان گروهی معدود از زنان دارای سنین بالا، بلکه حتی در میان برخی دختران جوان» مشتری دارد.

فقر و فحشاء که وعده نابود شدنشان را ولی فقیه اول داده بود، به روزگار ولی دوم در هم تنیده‌اند. روزنامه‌های شرق، دنیای اقتصاد، و اعتماد گزارش‌هایی درباره «انتقاد روحانیون بلندپایه از گرانی‌ها» و «کاهش ۵۰ درصدی قدرت خرید مردم» منتشر می‌کنند.

شرق می‌نویسد: «گرانی‌ها دولت را به زانو درآورده است.»

گزارش نشریه‌ آلمانی ویرتشافتزبلت تکان دهنده است: «اوضاع اقتصادی ایران وخیم‌تر از آن است که مسئولان این کشور ادعا می‌کنند. به نظر می‌رسد مسئله‌ اکثریت ایرانیان پیش از آنکه مسئله هسته‌ای باشد تامین ابتدایی‌ترین مایحتاج روزمره است.»

بخش عمده گرانی با تحریم جهانی ارتباط مستقیم دارد. به نوشته اشپیگل: «جمهوری اسلامی در دور زدن تحریم‌ها موفق نبوده است.»

تحریم‌ها مدام دامنه بیشتری می‌گیرند. یک گروه لابی حقوقی امریکایی بنام «اتحاد علیه ایران هسته‌ای» به رهبری مارک والاس سفیر سابق امریکا در سازمان ملل صندوق جهانی پول را تحت فشار قرار داده تا رابطه خود با ایران را محدود کند.

«نظام» که چراغ اطلاع رسانی رابرای مردم ایران کاملا خاموش کرده است، لغو یا توقف تحریم‌ها را هدف دارد. تحریمهائی که در فاصله کمی از نشست بغداد –ـ سوم خرداد-ـ به سرمنزل تحریم رسمی نفت می‌رسد.

زمینه مناسب برای تحریم کامل نفت فراهم شده است. دو خبراختصاصی رویترز از وضعیت بازار نفت، افق راروشن می‌کند:

– آمار صادرات نفت ایران به کمترین میزان خود در ۲۰ سال گذشته رسیده است.

– عراق و عربستان سعودی، کمبود بازار را جبران کرده‌اند.

انگشتان فلزی اقتصاد که مدام فشارش را بر گلوی «نظام » بیشتر می‌کند از صفحات قطور پرونده دهساله اتمی مِی آید. آشی که رهبر دوم به دستور رهبر اول بار گذاشت و حالا دارد بدجوری بطرف «نقطه جوش» می‌رود.

نشریه آرتیکولو تره، فضای بعد از نشست استانبول را دراین عنوان خلاصه می‌کند: «از طبل جنگ تا مذاکره و گفتمان.»

ترکیه را می‌توان «دوست سابق» دید. عنوان «تودی زمان» بسیار پرمعنی است: «ترکیه خود را از دست ایران خلاص می‌کند.»

ترک‌ها سخت از سیاست «فریب» جمهوری اسلامی جا خورده‌اند. انتقال محل گفت‌و‌گو‌ها از استانبول به بغداد، «نظام» را از حمایت یک میانجی قابل اعتماد و موثر برای «چانه زنی اتمی» محروم کرد. مسکو و بغداد می‌کوشند این نقش را بعهده بگیرند. بغداد در جست‌و‌جوی یافتن موقعیتی منطقه‌ای، روی گرفتن «فتوا» ی مجدد حرام بودن سلاح اتمی از رهبر جمهوری اسلامی حساب بازکرده واز میزبانی بهره می‌برد.

روس‌ها با طرح «گام به گام» فعال شده‌اند. سرگئی ریابکوف معاون وزیر خارجه روسیه و محمود رضا سجادی سفیر جمهور اسلامی در مسکو همزمان این طرح را تائید می‌کنند. کرملین جامه نقش «میانجی مورد اعتماد» می‌پوشد و «نظام» محتاطانه قدم بر می‌دارد.

رضا تقی زاده-ـ تحلیل گر سیاسی ـ– منظر روس‌ها را چنین ترسیم می‌کند: «کاخ کرملین همین روز‌ها شاهد جا بجایی در راس هرم قدرت سیاسی و آغاز سومین دور ریاست جمهوری ولادیمیر پوتین خواهد بود. فشار‌های داخلی و خارجی طی ماه‌های اخیر چهره نخست وزیر کنونی و رییس جمهور آینده روسیه را بشدت مخدوش ساخته است. پوتین مایل است با بدست گرفتن شاخه زیتون، پیش از تصاحب دوباره قدرت، مناسبات روسیه با غرب و بخصوص آمریکا را در مسیر توسعه همکاری‌ها قرار دهد. ایفای نقش مثبت در قبال برنامه اتمی ایران و کره شمالی، می‌تواند تا حدودی به تامین این هدف کمک کند.»

علی باقری-ـ داماد رهبرـ معاون دبیر شورای عالی امنیت ملی از چین به مسکو رفته است. مانند دور گذشته رایزنی اصلی بعهده اوست. نمایندگان جمهوری اسلامی و آژانس بین المللی انرژی اتمی هم دیدار دو روزه‌ای در پیش دارند.

علی‌اصغر سلطانیه، نماینده «نظام» در آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، ابراز امیدواری می کند که مذاکرات آتی –ـ ۲۴ و ۲۵ اردیبهشت ـ- با آژانس به «حل مسایل باقیمانده» منجر شود.

چهارمین بار است که مذاکرات به دقیقه نود می‌رسد. در سه بار گذشته «مقام معظم» بر همه تصمیمات خط بطلان کشیده‌اند. این بار که از طریق داماد مربوطه مستقیما در مذاکرات حضور دارند، باید در انتظار حاصل بود: نوشیدن جام زهر برای ایران یا اصرار بر ساختن سلاح اتمی برای حفظ «نظام»؟

در انتظاراین لحظه است که همزمان با آغاز مانور «سپرجزیره» چندین فروند از پیشرفته‌ترین جنگنده‌های اف- ۲۲ در یکی از پایگاه‌هایی که با ایران نزدیک به ۳۲۰ کیلومتر فاصله دارد، فرود می‌آیند. خصوصیت این جنگنده‌ها قدرت استتار و تکنیک بسیار مدرن آنهاست و در حال حاضر گران‌قیمت‌‌ترین هواپیمای جنگی دنیا به شمار می‌روند.

احمد وحیدی، وزیر دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی، استقراراین جنگنده‌ها را اقدامی «مضر» می‌خواند.

دیپلماسی تنش زا ادامه دارد. دعوا با کشورهای عربی، آمریکا، کانادا و اسرائیل وارد مرحله تازه‌ای می‌شود. همزمان با درخواست وزارت خارجه از امارات برای پایان دادن به «گستاخی»، از بازداشت سه ایرانی به اتهام تلاش برای ترور سفیر خاندان آل سعود در مصر و احتمال اقدام تلافی جویانه جمهوری اسلامی در مقابل کانادا خبر می‌رسد. دفتر امور ویزای سفارت کانادا در ایران تعطیل می‌شود.

سردار محمد علی جعفری که دستانش به خون نداو سهراب آغشته است، دست به تهدید تازه‌ای می‌زند: «سپاه مخالفان را از سرراه بر می‌دارد.»

تنها کسانی مانندغلامعلی خیاط خلقی، اجازه فعالیت دارند که خود را بعنوان طراح پروژه قدیمی انتقال آب دریای خزر به کویر جا زده‌اند و تازه طرح جدید بسیار بزرگی هم دارند که «اندازه و فراگیری» اش از این پروژه هم بزرگ‌تر و هدف آن مهیا کردن مقدمات ظهور امام زمان است.

بهار تلخ دیگری است که به روزهای سرنوشتی خرداد می‌رود.

رضا شهابی کارگر در بند، از»زندان شیخ»، اوین بند ۳۵۰ سالن ۱ اطاق ۳ می نویسد:

«از قصه پر غصه آزادی ستیزی و حکایت پر شکایت عدالت گریزی در این دیار گویی گریزی نیست. نسل امروز تاوان سکوت نسل دیروز در برابر انحراف از آزادی، استقلال و عدالت را می‌پردازد. پس فریاد بر آوریم تا نسل فردا ما را به عتاب خطاب نکنند. این باغ ویران را هر روز بری و زندان ایران را هر روز می‌ه‌مان تازه تری می‌رسد. من تنها به در بند بودن فعالین کارگری و خودم اعتراض نمی‌کنم، آری من به‌‌ همان شدت و با‌‌ همان قوت به زندانی شدن فعالان آزادیخواه و شخصیت‌های مردمی، روزنامه نگاران، دانشجویان و زنان آزادیخواه اعتراض می‌کنم، به نقض حقوق اولیه زحمتکشان اعتراض می‌کنم، به استثمار و بهره کشی از کارگران اعتراض می‌کنم. من به فقر و تبعیض مخصوصا برای طبقه فرودست جامعه اعتراض می‌کنم و در یک کلام به نقض حقوق بشر اعتراض می‌کنم.»

و فریاد فرخ یزدی که در زندان » شاه» دهانش دوختند بر بام فلک می شود:

آن زمان که بنهادم سر به پای آزادی

دست خود ز جان شستم از برای آزادی

تا مگر به دست آرم دامن وصالش را

می‌دوم به پای سر در قفای آزادی

با عوامل تکفیر صنف ارتجاعی باز

حمله می‌کند دایم بر بنای آزادی

در محیط طوفای زای، ماهرانه در جنگ است

ناخدای استبداد با خدای آزادی

شیخ از آن کند اصرار بر خرابی احرار

چون بقای خود بیند در فنای آزادی

دامن محبت را گر کنی ز خون رنگین

می‌توان تو را گفتن پیشوای آزادی

فرخی ز جان و دل می‌کند در این محفل

دل نثار استقلال، جان فدای آزادی


عورت و ملائکه

 

هوشنگ اسدی

اردیبهشت ماه جلالی است در ایران. بادها باید عطر گل سرخ به جهان ببرند و آواز بلبلان بپراکنند. دریغا، دریغ!بوی گند » نظام» ازاستخری دربرزیل سر برمی کشد و داستان زیر آبی دیپلمات جمهوری اسلامی برای لمس»اندام خصوصی»دخترکان آن رسوائی جهانی می شودکه » فرانکشتاین‌ها»- به تعبیر زیبای دکتر ابراهیم یزدی- آن را » تفاوت فرهنگی» می نامند.

» نظام» مقدسی است براستی که یکی از اعاظم مداحان اهل بیتش، رئیس جمهور را «آلت تناسلی» می خواند، سردارش امام جمعه روسپیان برهنه می شود، دیپلماتش به نام «حکمت اله» راه به «عورت» دختر بچگان می جوید و رهبرش همچنان آن را در سایه حمایت ملائک می بیندو می فرماید که چند وچون امور «به بركت اسلام است؛ به بركت كمك الهي و كمك ملائكة اللَّه است.»

سخنان آیت اله خامنه ای، خطاب به گروه‌هاي جهادي فلسطيني در سال ۱۳۸۸، اینروزها لابد بخاطر «شرایط جنگی» ـ- به گفته دبیرهیات منصفه مطبوعات –ـ در سطح گسترده ای پخش می شود: «نيروي نظامي‌مان، نيروي اقتصادي‌مان، امكانات مالي‌مان، امكانات تبليغاتي‌مان، گستره‌ فعاليت سياسي‌مان با آمريكا قابل مقايسه نيست.» و با اینهمه «رهبرمعظم» دست از ماشه اتم که بهانه هولناک ترین جنگ تاریخ است؛ بر نمی دارد. سربازانش لابد آن سردار و مداح و دیپلماتند و اتکایش به» كمك ملائكة اللَّه.»

ابوالفضل قدیانی ـ– زندانی سیاسی –ـ در دادگاه به یکی از فرانکشتین ها که قاضی مقیسه نامی باشد می گوید: «آقای خامنه ای طاغوت زمانه است.» و «مقام عظمای ولایت » که بقول محمد نوری زاد حق دارد خودش را به ندیدن و نشنیدن بزند، «افتخارات تاریخی طاغوت» رادر حضور فرماندهان نیروی زمینی به سخره می گیرد.» رهبر جمهوری اسلامی ایران» انگار که دارد در باره تاریخ یک کشور باستانی دیگر حرف می زند، سلسله پادشاهی هخامنشی را که سنگ بنای ایران را نهادند به تحقیر وتوهین «طاغوت» می نامد. برای نشان دادن اوج»دانش» خود که دیگر همه حوزه ها را درنوردیده و حالا به تاریخ رسیده، خشایارشا را «خشایارشاه» می خواند و می فرماید: «از اینجا بلند شوند، بیش از یک میلیون سرباز را بردارند ببرند طرف یونان – اینها افتخارات تاریخىِ طاغوت ماست؛ بعد هم شکست‌خورده و کشتى‌شکسته و نابودشده برگردند به کشور. اینها در خدمت منافع ملى نیستند؛ در خدمت جاه‌طلبى‌هاى سیاسى‌اند.»

ابوالفضل قدیانی در دادگاه می گوید: «آقای خامنه ای در شهر قم مردم ایران را میکروب دانست. اوست که کشور را ویران کرده و در دوران رهبری و مدیریتش دزدی ۳ هزار میلیاردی رخ داده، اما به جای پذیرش اشتباهش در حمایت از دولت مستقر، از معترضین دزدی ۳ هزار میلیاری می خواهد که قضیه را کش ندهند!»

و حتما در ادامه همین «خدمات» است که «رهبر معظم» لابد بر بستر «منافع ملی» و نه در متن «جاه طلبی» چون خشایارشا، هیچ هشداری را بر نمی تابد که آخرین آن را نامه تاریخی اولین وزیر خارجه جمهوری اسلامی فریاد می کند.

اسنادی که این هفته «موسسه علوم و امنیت بین المللی» منتشر می کند، نشان می دهد که برنامه دست یابی به جنگ افزار هسته ای چگونه کلید خورده است: «در آوریل سال ۱۹۸۴(۱۳۶۳) در جریان یک جلسهٔ مقامات بلندپایه سیاسی و امنیتی جمهوری اسلامی ایران در کاخ ریاست جمهوری در شهر تهران، آیت‌الله علی خامنه‌ای که در آن زمان رئیس جمهور ایران بود اعلام کرد که آیت‌الله روح‌الله خمینی رهبر وقت و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران تصمیم گرفته‌است که برنامه هسته‌ای ایران دوباره فعال شود.براساس گفته‌های آیت‌الله خامنه‌ای در آن جلسه این تنها راه تضمین امنیت رژیم جمهوری اسلامی در برابر توطئه‌های دشمنان، بخصوص آمریکا و اسرائیل و فراهم کردن زمینه‌های ظهور امام زمان است. آیت‌الله خامنه‌ای در ادامه این جلسه می‌افزاید که وجود جنگ‌افزار هسته‌ای در دست سربازان خدا عامل مهمی برای مهار خطرهایی است که ایران را تهدید می‌کنند.»

در اردیبهشت ۹۱ دیروز به امروز پیوند می خورد. کسی که درجای رئیس جمهور پرونده اتمی را کلید زد، امروز درمقام رهبر صاحب مطلق آن است.

مردم ایران از شنیدن کمترین خبردر باره مساله ای که هست و نیست آنها به آن مربوط است، محرومند.اگر «آزادی» درکشورهای دیگر هم مانند جمهوری اسلامی تام وتمام بود، علی اکبر کسائیان نامی که دبیرهیات منصفه مطبوعات فرمایشی است؛می توانست «شرایط اضطراری» اعلام وبدلیل محاصره «تحریم‌ها و تهدید به جنگ» همین قانون مطبوعات نیم بند را تعطیل و همه خبرها را زندانی کند.

اما در جهان آزاد اخباروتفاسیردرجریان مداوم خود، به سرعت بسوی سوم خرداد و بغدادی می دوند که آخرین تیر تکش سیاست خارجی جمهوری اسلامی است و اکنون درمیدان جنگ لفظی با آنکارا بسر می برد.

گری سيمور مشاور اوباما در امور خلع سلاح که در مذاکرات استانبول شرکت داشت، می گوید: «به نظر می‌رسید ایرانی‌ها علاقه بسیار بیشتری به وارد شدن به مذاکرات واقعی نشانی می‌دادند، خیلی کمتر شاخ و شانه می‌کشیدند و دیگر پیش شرط نمی‌گذاشتند؛ این آمادگی را هم داشتند که درباره مسئله هسته‌ای صحبت کنند.»

برخی از منابع برهمین اساس از «سناریوی برون رفت تدریجی و آبرومندانه جمهوری اسلامی از برنامه اتمی» خبر می دهند. لوموند می نویسد: «حتی روسیه و چین هم در مورد خطرناک بودن بیش از حد آن اشاراتی داشته اند. ایرانی ها در چانه زدن تا لبه پرتگاه می روند، اما بنظر نمی رسد به پریدن هم علاقه ای داشته باشند.»

روزنامه آمریکایی واشنگتن پست در گزارشی با عنوان «آماده شدن زمینه برای معامله با ایران» از تعامل پشت پرده ایران و غرب برای تعلیق غنی سازی اورانیوم ۲۰ درصدی و متوقف ساختن غنی سازی اورانیوم در تاسیساتی زیر زمینی با خلوص بالاتر خبر می دهد.

گروهی از ناظران معتقدند که حضور جمهوری اسلامی بر سر میز مذاکرات بیشتر یک اقدام دیپلماتیک زیرکانه بوده است تا نشانه‌ای قابل اطمینان مبنی بر تمایل به توافق. درو اقع سیاست» نرمش در گفتار، پافشاری بردرخواست» بر متن کشتن زمان دنبال می شده است.

به نوشته ال مانیتور بر اساس شواهد تازه مذاکرات استانبول نزدیک بوده است به شکست بینجامد.در پایان مذاکرات رسمی، سعید جلیلی و کا‌ترین اشتون یک بار دیگر به طور جداگانه با یکدیگر ملاقات و گفت‌وگو کرده اند. در این مذاکره ۹۰ دقیقه‌ای که در دفتر وزیر خارجه ترکیه برگزار شده، سعید جلیلی با سماجت فراوان و شاید نزدیک به صد بار خواستار لغو یا به تعویق انداختن تحریم‌ها شده است. واین جواب را از کاترین اشتون شنیده که درخواست لغو این تحریم‌ها واقع‌بینانه نیست و تصمیم‌گیری در این زمینه در حوزه اختیارات او قرار ندارد.

تبدیل لغو تحریم به خواست و در واقع شرط اصلی مذاکرات «بغداد» پشتیبان این نظر است.پرویز سروری٬ رییس کمیته امنیت در کمیسیون امنیت ملی مجلس می گوید: «لغو تحریم‌های بین‌المللی شرط جمهوری اسلامی برای ادامه مذاکرات ایران با گروه ۱+۵ در بغداد است.»

سردار قاسمی، وزیر نفت جمهوری اسلامی، تهدید کهنه ای را تکرار می کند: «اگر اروپایی‌ها تحریم نفت ایران را لغو نکنند که امیدواریم در بغداد چنین کنند، حتما صادرات نفت به اروپا را قطع خواهیم کرد.»

هنوز مانده تا بغداد دو دانگی، که راه به مذاکره نزدیکتر کند و یا کلید جنگ را بزند که اسرائیل انتظارش را می کشد.

بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل، در روزی که آيين های ساليانه گراميداشت ياد قربانيان هولوکاست برگزار می شود، موضع حمله را از سر می گیرد: «کسانی که تهدید ایران برای نابودی موجودیت اسرائیل را انکار می کنند از هولوکاست درس نگرفته اند. اگر جلوی برنامه هسته ای ايران گرفته نشود، ممکن است يهوديان دوباره مانند زمان هيتلر قتل عام شوند و فاجعه هولوکاست تکرار گردد.»

ژنرال بنی گانتس، رييس ستاد مشترک ارتش اسراييل، از آمادگی برای حمله خبر می دهد: «نيروهای اسراييلی در حال انجام عمليات ويژه، فراتر از مرزهای اين کشور هستند و آماده خواهند بود، در صورت صدور دستور، به تأسيسات هسته ای ايران، حمله کنند. ما فکر می کنيم که يک ايران هسته ای بسيار بد است، بهمين دليل جهان بايد ايران را متوقف کند و اسراييل بايد جلوی آنرا بگيرد. ما در حال برنامه ريزی بر اين اساس هستيم. در اصل، ما آماده عمل هستيم.»

و تا نوبت حمله نظامی برسدیا نه، جنگ در زمینه های دیگر ادامه دارد و با شدت تمام.اندونزی و فیلیپین می‌گویند از ایران نفتی وارد نمی‌کنند و ترکیه و هند برای جایگزین کردن بخشی از واردات نفت خود از ایران به دنبال فروشنده‌های دیگر می‌گردند.

خبرگزاری رویترز گزارش می دهد: «نیمی از نفتکش های دریایی ایرانی بعلت تحریم ها در خلیج فارس لنگر انداخته و به جای تحویل نفت، به نوعی ذخیره روی آب تبدیل شده اند. بندر خارک در حال حاضر ميزبان ۱۴ نفتکش بزرگ است که هرکدام نزديک به دو ميليون بشکه نفت خام بارگيری کرده اند ولی مجبور شده اند لنگر بياندازند و مقصدی نداشته باشند.»

و درهمین حال محمود بهمنی در آمریکاست تا از مرکز اقتصاد سرمایه داری جهانی، کمک بگیرد. رئیس کل بانک مرکزی از صندوق بین‌المللی پول می خواهد تا برای جبران فشار ناشی از تحریم نفتی ایران بر کشورهای کم‌درآمد واردکننده نفت، منابع لازم را در اختیار این کشورها بگذارد. ظاهرا این مقام عالیرتبه «اقتصادی» حتی این موضوع ساده را نمی داند که صندوق بین‌المللی پول قانونا موظف به جبران خسارات ناشی از تحریم نفتی ایران نیست.

و درست در همین موقع به شبکه اینترنتی وزارت نفت حمله ویروسی می شود. ستاد بحران می کوشد از این جنگ نرم دست خالی بر نگردد.

کارخانه اتومبیل سازی «پورشه» آلمان، روابط خود را با جمهوری اسلامی قطع می کند. گروه بسیار بانفوذ «اتحاد علیه برنامه اتمی ایران» وقتی بعد از مطالعه فهرست «کشورهای تحت نظر» دریافت که صنعت اتومبيل سازی ايران، به عنوان سيزدهمين خودروسازی بزرگ جهان، عمدتاً توسط دولت و سپاه پاسداران اداره مي شود، مبارزه عليه صنعت خودروسازی جمهوری اسلامی را شروع کرد. این هفته نوبت به پورشه رسید که تنها در چند ماه گذشته درتهران بالغ بر ۱۷ميليون دلار فروش داشته است.

مارک والاس، سفير سابق آمريکا در سازمان ملل متحد، اقدام پورشه را هشدار و پيامی به جمهوری اسلامی خواند تا به غنی سازی و برنامه های مشکوک به ساخت سلاح اتمی خود و حمايت از تروريسم پايان دهد.

و تاهفته تمام شود، کميته تحريم سازمان ملل متحد، يک شرکت ايرانی و دو «عضو نیروی قدس» سپاه پاسداران را به دليل دخالت در قاچاق سلاح به نيجريه به فهرست تحريمی خود اضافه می کند. تحريم های آمريکا شامل تامين‌ کنندگان فناوری برای سرکوب در ايران، سپاه و وزارت اطلاعات- و سوريه می شود.

تحریم در متن اقتصاد ویران جمهوری اسلامی، تاثیر خود را می بخشد.حتی محمود احمدی نژاد که پس از ۲ سال به جلسه مجمع تشخیص مصلحت رفته است به گرانی اعتراف می کند. علی‌اکبر هاشمی رفسنجانی، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، که نم نمک حضورش در صحنه بیشتر بچشم می آید، و عکس خندانش در کنار رئیس جمهور نظام واقعا دیدنی است، «اوضاع کنونی اقتصاد، اشتغال و تولید» را نامطلوب می داند.

الیاس نادران، نماینده مجلس شورای اسلامی آماری ارائه می کند: «قدرت خرید مردم، ۴۰درصد کاهش يافته است.»

علیرضا محجوب که به هر دری می زند تا برای راه پیمائی روزجهانی کارگر مجوز بگیرد، از اخراج صد هزار كارگردر سال گذشته خبر می دهد. یک مقام مسئول در وزارت صنعت، معدن و تجارت از «دستور ویژه ذخیره‌سازی گسترده ۱۰ قلم کالا» پرده بر می دارد.برنج، روغن، شکر، گوشت قرمز، گوشت مرغ، قند، گندم، ذرت، جو از جمله این کالاها هستند.

احمد کریمی اصفهانی، دبیرجامعه انجمن‌های اصناف بازارمی گوید: «گرانی‌های امروز در هیچ دولتی سابقه نداشته است.امروز مسئله گرانی به آفت جامعه تبدیل شده.هیچ وقت سابقه نداشت که در خلال یک سال قیمت کالاهای اساسی و مصرفی نزدیک به ۵۰ درصد افزایش یابد.»

سعید درخشانی، رئیس اتحادیه سوپرمارکت و مواد پروتئینی، خبرهای غم انگیزی دارد: «اکثر کارخانه‌ها جنس تولید نمی‌کنند، بنابراین کالا گران شده است. برای مثال مدت‌ها کره در بازار توزیع نمی‌شد و در حال حاضر نیز این کالا به مقدار خیلی کم و با قیمت بالا‌تر عرضه می‌شود.حتی حالا که روغن (در بازار) توزیع می‌شود، قیمت آن ۲۰ درصد افزایش پیدا کرده است. روغن پنج کیلویی ۱۲ هزار و ۴۰۰ تومان بود که اکنون با نرخ ۱۴ هزار و ۸۰۰ تومان عرضه می‌شود.»

فریدون خاوند ـ– اقتصاد دان-ـ وضعیت اقتصادی را جمع بندی می کند: «کشور، با سخت‌ترین و طولانی‌ترین رکود اقتصادی بعد از جنگ با عراق روبرو شده‌است.»

و»نظام» با این وضعیت اقتصادی، دست از پشت سوریه بر نمی دارد. همانها که امروز از یاری «نظام» به کشتار مردم سوریه پرده بر می دارند، لابد روزی ارقام نجومی دلارهای پرداخت شده به حکومت بشار اسد را فاش خواهندکرد.

برهان غلیون رئیس شورای ملی سوریه پس ازدیدار با محمد عمرو وزیر خارجه مصر تاکید می کند که ادامه کشتار مردم توسط رژیم سوریه با پشتیبانی ایران و پوشش روسیه صورت می گیرد. او به تاکید می گوید: «ایرانی ها خود را به جای اسد طرف نبرد می پندارند.اگر حمایت ایران و پوشش روسیه نبود، رژیم اسد جرات نمی کرد دست به این همه کشتار بی سابقه بزند.»

و هفته ای است که ایهود باراک، وزير دفاع اسرائيل، می گوید: «سقوط حکومت بشار اسد در سوريه «بسيار مثبت» و ضربه بزرگی برای ايران خواهد بود.محور ضد اسرائيلی وابسته به ايران در لبنان و غزه نيز از سقوط بشار اسد لطمه خواهد خورد.»

وزرای امور خارجه ۷۰ کشور عضو گروه «دوستان مردم سوريه» در پايان نشست سوم خود در پاريس پايتخت فرانسه اعلام می کنند: «طرح صلح کوفی عنان آخرين امید برای حل و فصل مسالمت آميز بحران سوريه است.»

عربستان سعودی بار ديگر بر ضرورت مسلح کردن مخالفان حکومت بشار اسد تاکيد می ورزد.

هيلاری کلينتون، وزير خارجه آمريکا می گويد: «اسد آخرين فرصت را از دست ندهد.»

اردیبهشت دیگر آمده است. فصل گل به رنج و اندوه آغشته است. «نظام» چنان سرزمین گل و بلبل را به فلاکت انداخته که از چهار سو به تاراج خاکش دست گشوده اند. حالا بر طبل مالکیت سه جزیره ایرانی بر خلیج همیشگی پارس می کوبند.

«نظام» در پی نجات سوریه است. حالا که » علی مانده و حوضش «، دکتر ابراهیم یزدی به «تاریخ » می نگرد که «مملو است از نمونه‌هایی که در یک بزنگاه، سر ایشان را زیر آب می‌کنند.» فرانکشتین ها دست اندر کارند. راه مذاکره با امریکا را سفت و سخت بسته اند. دکتر صادق زیباکلام، چه زیبا این حکایت را با شواهد و شجاعت باز می گوید.

جبهه پایداری به رهبری مصباح یزدی، روی اینترنت شبکه تلویزیونی راه انداخته است.سازمان دهی، «حلقه‌های صالحین» را به سردار شکنجه، زائیده عراق محمد رضا نقدی سپرده اند. هدف نهایی این طرح تربیت عقیدتی و سیاسی و کادرسازی برای بسیج و کشور از پایین‌ترین سطح ممکن یعنی مساجد و مدارس است.

حتی حزب موتلفه به هراس افتاده است.دبیر کلش محمد نبی حبیبی، می گوید:»برخی‌ها دور خیز کرده‌اند تا کاندیداهای حزب موتلفه اسلامی در تهران رای نیاورند و تخریب‌های بسیار سازماندهی شده‌ای را به کار بسته‌اند. »

سرنوشت کتاب به بهمن دری سپرده اند که از معاونت فرهنگی ستاد مرکزی مبارزه با قاچاق کالا و ارز نهاد ریاست جمهوری به وزارت فرهنگ و ارشاد آمده و سابقه ریاست انتشارات کل سپاه پاسداران را هم در کارنامه دارد.

دادستان قم از طلاب «بازداشت سگ گردان ها و نجات بدحجابان در قم» را می خواهد. دادستان سابق

سعید مرتضوی که از بد نامی و جنایت تنهابا اسداله لاجوردی قابل قیاس است، در منصب ریاست تأمین اجتماعی ماندگار می شود. اخبار تکذیب نشده حکایت دارد که او اسرار قتل عام مطبوعات بدستور بیت رهبری را ضبط کرده و به بیرون از کشور فرستاده است. ماندنش نتیجه معامله بر سر این سی دی است که می گویند باید در آمریکا سراغش را گرفت. معلوم نیست چراحداد عادل که بر سر «سوگند شرافت» مرتضوی سنگ روی یخش کردند، هنوز منتظر استعفای اوست.

کسی هنوز رازهای مرتضوی رانشنیده است، اما خبر دیدار نوروزی دو تن از حقوقدان های شورای نگهبان، با یکی از مقامات عالی رتبه جمهوری اسلامی رسانه ای می شود.دو حقوق‌دان می گویند:» میزان مشارکت مردم در انتخابات مجلس نهم که در پایان اسفند ۱۳۹۰ برگزار شد اینگونه بود: -کل کشور: ۳۸ در صد – تهران۱۸ درصد که هشت درصد آرای اخذ شده باطله و سفید بوده است.»

آن مقام عالی رتبه پس از شنیدن آمار واقعی، می پرسد «آیا رهبری از این آمار اطلاع دارند؟»

و معلوم می شود که «معظم له»-ـ لابد زیر سایه ملائکه ـ– دستور فرموده اند بین ۲۵ تا ۳۰ درصد به آمار اضافه شود.

در این بهار غم انگیز، مقامات» نظام» برای تسکین مردم حرف های خنده دار هم می زنند. انگار که نرگس محمدی بیمار را در بحرین درمقابل پدرومادر پیرش گرفته باشند، یادر۱۲ روز گذشته ۱۷ تن را همانجا اعدام کرده باشند، یک مقام وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی خواستار توقف «نقض فاحش حقوق بشر» در بحرین می شود و می‌گوید بحرین باید ضمن توجه به مطالبات مردم به سرکوب‌ها در این کشور پایان دهد.

احمد توکلی نیز هم در صحن علنی مجلس از به «هچل» انداختن سخنگوی فارسی زبان وزارت خارجه با نتیجه ای حیرت آور خبر می دهد:» و اگر تمام اين سؤالات منتشر شود، غرب‌زده‌ترين کاربران اينترنت هم حق را به جمهوری اسلامی می‌دهند و به اين نتيجه می رسند که آمريکا منطق ندارد.»

معلوم نیست چرا که «نظام» مانع ازتعلق گرفتن این افتخار به سایت الف شده است.

هفته تمام می شود. کمتر از یک ماه به مذاکرات بغداد مانده است.نیویورک‌تایمز از» تأسیس سرویس جدید اطلاعاتی پنتاگون با محور ایران» پرده بر می دارد.

رئیس ستاد کل نیروهای مسلح روسیه، در اظهار نظری که رسانه‌های روسیه «بی‌سابقه» توصیف کرده‌اند برای اولین بار ایران و کره شمالی را «تهدید هسته‌ای» می نامد.ارتشبد نیکلای ماکاروف می گوید : «تهدید همیشه هست، به همین خاطر ما از نزدیک پیشرفت هسته‌ای بسیاری از کشور‌ها را زیر نظر داریم. نتایج تحلیل‌هایی که روسیه به همراه آمریکا انجام داده تایید می‌کند که احتمال وجود تهدید هسته‌ای از طرف ایران وجود دارد و ما متقاعد شدیم که واقعا باید یک سامانه دفاع موشکی برای مقابله با این تهدید‌ها راه‌اندازی شود.»

روس ها دارند برگ های بازی را عوض می کنند؟

کسی آخرین هشدارها را خواهد شنید؟

دکتر ابراهیم یزدی در جواب حجتی کرمانی و انگار که به تاریخ، می نویسد:

«شاه رفت خبر بود. صدام آن را نگرفت. صدام رفت، مبارک و بن‌علی نگرفتند. بن‌علی و مبارک رفتند، قذافی گفت آن‌ها بلد نبودند من می‌دانم چه‌کار کنم. قذافی رفت، اسد خبر را نمی‌پذیرد؟ علی صالح عبدالله و حاکم بحرین و سایر امیران خاورمیانه نمی‌پذیرند که وقت رحیل فرا رسیده است.عصر حکومت‌های تک نفره‌ی مادام‌العمری تمام شده است.در دقیقه‌ی ۹۰ هستیم. باید کاری کرد، قبل از آن که از دست شما و مقام رهبری و من دیگر کاری بر نیاید. اما چه کسانی باید این جام را به دست مقام رهبری بدهند. شما و تمامی کسانی که با شما هم‌سو و هم‌فکر هستند و با ایشان نزدیک، این وظیفه و تکلیف تاریخی را بر عهده دارند.»

و دکتر محمدملکی، دلسوخته از دستگیری نرگس محمدی فریاد بر می کشد:

«به تاریخ بنگرید و از سرنوشت دیگران عبرت بگیرید.بس کنید. ۳۳ سال کشور عزیزمان ایران را تبدیل به یک سرزمین سوخته نموده‌اید. به اطرافتان بنگرید آیا جز فساد، دزدی، دروغ، اعتیاد و فحشاء و دشمنی چیزی می‌بینید؟ مطمئن باشید بهار آزادی مردم ایران نزدیک است و پشیمانی حاکمان ظلم و جور خیلی دیر. »