جنگ سوم جهانی

 

نگاه هفته، هرگز مزین به عکس نیست. این شماره ازخوف جنگ، تصویری را منتشرمی کند که درفیسبوک منتشر شده است و درآن هم خبرهست و هم هراس وهم هشدار.

زیرعکس نوشته اند: «سالن ورزشی آیت‌الله طالقانی دربروجرد. اجساد دانش‌آموزان ایرانی که بر اثر حمله هواپیماهای عراقی در ظهر ۲۰ دی ۱۳۶۵ شهید شدند. این روزا که اینقدر مسئولین منتظرجنگند، دوست دارم این عکس اونقدر شیر شه تا شاید برسه به همون مسئولین تا شاید از خواب بیدار شند که عاقبت جنگ چیه…»

ماهی است که جنگ عراق-ـ ایران به سال سی و اند خود می رسد؛ و»نظام» اکنون سرجنگ با ائتلاف جهانی به رهبری آمریکا رادارد تا در «پیچ تاریخ» تابلوی راهنمای اسلام ـ به روایت طالبان شیعه ـ را نصب کند. جنگی که یکی از فرماندهانش آن را «جنگ سوم» جهانی می خواند.

خزان دیگرباتوفان هایش چنین می رسد. نشریات جهان می نویسند: «توفان بزرگ، اگرچه هنوزبرنخاسته، اما درراه است. «آمریکا، انگلستان وفرانسه روز اول پائیز، به جمهوری اسلامی هشدار می دهند که زمان یافتن راه حل برای بحران هسته‌ای ایران از راه مذاکره و دیپلماسی رو به پایان است.آنها تاکید می کنند که نمی‌توانند مذاکرات اتمی را «تا مدتی نامحدود» ادامه دهند.

اخطاردیگری است از «ائتلاف جهانی» که باراک اوباما درنخستین روزاجلاس سازمان ملل در «پیامی روشن وقاطع» درحضورجهانیان تکرارش می کند: «مردم ایران تاریخ چشمگیرو کهنی دارند.بسیاری ازایرانیان خواستارزندگی درصلح ورفاه کنارهمسایگانشان هستند. درایران، ما شاهدیم مسیریک ایدئولوژی خشن و غیر پاسخگو به کجا ختم می‌شود. دولت ایران همزمان با محدود کردن حقوق مردم خود ازدیکتاتوری دردمشق و گروه‌های تروریستی درخارج ازایران حمایت می‌کند.مدت‌ها است که ایران نتوانسته ازفرصت استفاده کرده که نشان دهد که برنامه هسته‌ای‌اش صلح‌آمیز است وبه تعهداتش در سازمان ملل عمل نکرده است.بگذارید شفاف بگویم. آمریکا می‌خواهد این مسئله را از طریق دیپلماتیک حل کند. ما معتقدیم زمان و فضای لازم برای انجام این کار هنوز وجود دارد. اما این زمان نامحدود نیست.ما به حق کشورها برای دسترسی به انرژی صلح‌آمیز هسته‌ای احترام می‌گذاریم. اشتباه نکنید؛ یک ایران مسلح به سلاح اتمی چالشی نیست که بتوان آن را مهار کرد.ایران اتمی اسرائیل را تهدید به نابودی می‌کند،امنیت کشورهای خلیج فارس وثبات اقتصاد جهانی را به خطر می اندازد.ایران اتمی جرقه‌ای‌است برای مسابقه تسلیحاتی اتمی درمنطقه وپیمان منع گسترش سلاح‌های اتمی ‌را ازمیان می‌برد. به همین دلیل است که ائتلافی از کشورها حکومت ایران را مسئول می‌دانند. و به همین دلیل است که ایالات متحده آنچه را که باید انجام خواهد داد تا از دستیابی ایران به سلاح اتمی جلوگیری کند.»

محمود احمدی نژاد که با لشگری ۱۵۰ نفره- از مشیر ومشارو یارغارو زن وبچه- برای هشتمین بار به نیویورک رفته و تنها هزینه اقامتش ۳۳۰۰۰۰ دلار برآورد شده، از کسانی است که اتمام حجت»ائتلاف جهانی»را می شنود.پیش از سفرآخرش بعنوان رئیس جمهور، حسن عباسی، عضو شورای مرکزی قرارگاه عمار، درباره اش گفته است: «احمدی نژاد چموشی کرده و سقوط کرده است». درجریان سفر هم موج انتقاد از او برخاسته و رئیس جمهور با پاسخ خود نهایت فرهنگ وادب «نظام» را در معرض داوری جهانیان گذاشته است.

رئیس جمهورسابقا»محبوب آقا»که تا پایش را ازتهران بیرون می گذارد مشاور مطبوعاتی و رئیس روزنامه ارگان دولتش را دستگیر می کنند، درمجمع عمومی سازمان ملل، سخنرانی ۱۲ بارویرایش شده ای را می خواند. در کلیات همان «دکترین خامنه ای» است، یک پارچه شسته تر. اوکه معلوم نیست با کدام «قدرت» می خواهد، حرف هایش را عملی کند در یک جلسه گفت و شنود در حاشیه سفرش به نیویورک روشن‌تر از همیشه از تمایل جمهوری اسلامی به برقراری مناسبات با آمریکا سخن می گویدو اعلام می کند که ایران آمادگی قدم برداشتن در راه بهبود سریع‌تر روابط میان دو کشور را دارد.

تا رئیس جمهور»چموش» به آمریکا برسد، اتفاقات مهمی روی می دهد. علی‌اصغر سلطانیه نماینده ایران در آژانس بین‌المللی اتمی، محور اصلی مذاکرات سعید جلیلی، مذاکره‌کننده ارشد «نظام» با کا‌ترین اشتون رئیس سیاست خارجی اتحادیه اروپا رابرملا می سازد: «پیشنهاد توقف غنی‌سازی ۲۰ درصدی در مقابل لغو تحریم‌ها». مقام‌های آژانس ابتدا با این «مصالحه» موافقت می کنند، ولی بعد عقب می نشینند تا یک قدم بلند جلوتر بیایند. هرگونه توافق مشروط به بستن «فردو» می شود؛ امری که «نظام» بلافاصله آن را غیر ممکن می خواند.

دولت آمریکا، در گزارشی به کنگره این کشور، شرکت ملی نفت ایران را مرتبط با سپاه پاسداران جمهوری اسلامی معرفی می کند. تفسیر خبرگزاری رویترز چنین است: «این گزارش راه را برای تحریم‌های بیشتر نفت ایران باز می‌کند. آمریکا پیشتر سپاه پاسداران رابه دلیل نقش این نهاد نظامی در» اشاعه تروریسم و نقض حقوق بشر» تحریم کرده است. سنای آمریکا، بااکثریت قریب به اتفاق قطعنامه‌ای رابرای تداوم فشارهای اقتصادی و دیپلماتیک بر جمهوری اسلامی به تصویب می رساند، با این تصریح: «منظور اعلان جنگ نیست.»

ارتش اسرائیل، رزمایش ناگهانی یک روزه‌ای را در بلندهای جولان سوریه برای آزمایش آمادگی ارتش برای جنگ احتمالی به انجام می رساند. سخنگوی ارتش اسرائیل می گوید: «این مانورجزورزمایش‌های عادی است. «خبرگزاری فرانسه می نویسد: «به نظرمی‌رسد این سخنان برای کمرنگ کردن گمانه زنی‌ها درباره احتمال جنگ احتمالی اسرائیل با ایران یا سوریه ایراد شده است. «بزرگترین مانور نیروی دریایی۲۵ کشورعضو و یا همراه ناتو – کشورهای عربی- در خلیج فارس انجام می شود. عنوان گزارش لینکیستا ازاین مانوراین است: -هشداری برای جنگ، به تهران.

داویده وانوچی، دراین گزارش می نویسد: «توفان بزرگ، اگرچه هنوز برنخاسته، اما در راه است. توفان ازخلیج فارس، درحاشیه محل سکونت مجلل خاندان های سلطنتی سنی مذهب که متحدان آمریکا نیز هستند با اسم رمز «عبوراز تنگه»- همان جا که ۴۰ درصد نفت جهان ازآن عبور می کند وزیدن گرفته است. در تهران می گویند بستن تنگه هرمز کاری ندارد.»

تهدید بستن تنگه هرمزدیگر قدیمی شده است.سخن ازفتح جهان است.سردار وحیدی، وزیر دفاع، می گوید:»ما برای یک نبرد بزرگ آماده شده‌ایم و البته این نبرد همیشه ادامه داشته است وازآنجا که درعصرظهورهستیم این جنگ، از جنگ‌های بسیار مهم است. «زمینه های مذهبی «دکترین خامنه ای» رامی توان دراین سخنان یافت.

روابط عمومی سپاه اعلام می کند: «در ۱۵ کشور وابسته نظامی داریم. «فرمانده نیروی دریایی ارتش، دامنه این حضوررا تا دوردست جهان می برد: «نیروی دریایی ایران به دنبال برنامه‌ریزی برای حضور در نزدیکی‌های قطب جنوب است. »

فرمانده سپاه جای شک برای کسی باقی نمی گذارد: «جنگ در راه است.» اوخبر از قطعی شدن درگیری نظامی بین تهران و تل آویو می دهد و یک»درگیری فیزیکی» را پیش بینی می کند:»مابا لکه ننگ غده سرطانی دروسط کشورهای اسلامی که همان رژیم صهیونیستی است، سر جنگ داریم.»

فضای کشور جنگی می شود. فیگارومی نویسد: «این یک تغییرنگاه حکومت ایران به شرایط منطقه ای است.»

سمفونی جنگ که پیداست از بالا دست رهبری می شود، بر طبل بزرگ می کوبد. صداو سیمای جمهوری اسلامی به پخش مارش نظامی و سرودهای زمان جنگ می پردازد.

سرتیپ پاسدارحسين سلامی، جانشين فرمانده کل سپاه می‌گويد: «ايران از مرز نگرانی درباره تهديد اسراييل عبور کرده و اگر به ايران حمله کند٬ يک فرصت تاريخی برای محو اين کشور از جغرافيای جهان در اختيار ايران قرار می‌گيرد. يک گردان پياده ايران قادر خواهد بود در يک شبانه‌روز کمر اسراييل را بشکند.»

این سردار سپاه که تاریخ نشان خواهد داد چرا همواره درنقش نوک پیکان جنگ طلبان ظاهرمی شود، ازاستراتژی نظامی» نظام» هم سخن می گوید:»قدرت دفاعی ما بر اساس راهبرد دفاعی ما شکل گرفته است. فرض حاکم راهبرد و استراتژی دفاعی ما این است که در یک نبرد گسترده با ائتلاف جهانی به رهبری آمریکا وارد جنگ خواهیم شد.»

سرتیپ پاسدار امیرعلی حاجی زاده، فرمانده نیروی هوافضای سپاه پاسداران، سیاست راهبردی» نظام» را دقیقتر توضیح می دهد: «ما آمریکاورژیم صهیونیستی را کاملا در کنارهم می بینیم. اصلا نمی توانیم متصور شویم که رژیم صهیونیستی بدون پشتیبانی آمریکا چنین جنگی را آغاز کند. به همین دلیل در صورت بروز جنگ قطعا ما با هر دو طرف وارد جنگ شده و حتما با پایگاه های آمریکا درگیر خواهیم شد. در صورت بروز چنین شرایطی اتفاقاتی می‌افتد که قابل کنترل و مدیریت نیست و ممکن است این جنگ به جنگ جهانی سوم تبدیل شود، یعنی ممکن است کشورهایی به نفع ایران و یا علیه ایران وارد جنگ شوند.»

یکی از کشورهائی که ظاهرا در کنار جمهوری اسلامی و دربرابر»ائتلاف جهانی» قرار می گیرد، سوریه است که درسخنرانی اوباما جایگاهش در دایره منحوس گرد «نظام» مشخص وبه محور مهم سخنرانی‌های رهبران جهان درمجمع عمومی سازمان ملل تبدیل می شود. همه هم از پایان کار» بشار اسد» می گویند.

درهفته ای که «ارتش آزاد سوريه» از انتقال مقر فرماندهی خود ازترکيه به خاک سوريه خبرمی دهد،گزارش نوول ابزرواتورازرابطه نظامی تهران – دمشق خواندنی است: «جمهوری اسلامی با استفاده از آسمان عراق مقادیر زیادی تسلیحات سنگین و همچنین افراد نظامی به سوریه منتقل کرده تا در سرکوب شورشگران به بشاراسد کمک کند.»

وسرلشکرحسن فیروزآبادی، روشنتر از همه می گوید:»جنگ‌ سوریه، جنگ ایران است.»

«دایره منحوس» برگرد ایران، بیشترو بیشتر شعله می کشد. توفان جنگی که قرار است اسلام را بر کفر پیروز کند، تازه شروع به غرش کرده است، اما گردبادهای اقتصادی چنان ایران را می روبند که حتی صدای مرجع تقلید شکرین هم در می آید.

بعد از گذشت سه ماه از ارسال اولین طومار اعتراضی کارگران به وزیر کار، تعاون و رفاه اجتماعی برای افزایش حداقل دستمزد‌ها بر اساس تورم، این بار بیش از ۱۰ هزار کارگر دیگر از هشت استان در نامه‌ای جداگانه به این وزارتخانه هشدار می دهند که در صورت ادامه تورم و گرانی‌های سرسام آور که زندگی ومعیشت میلیون‌ها کارگررا درآستانه نابودی قرار داده «اعتراضات خود را نسبت به ادامه وضعیت حاضر تشدید خواهند کرد.»

محمدرضا باهنر، نايب رييس مجلس شورای اسلامی، برای نخستين بار به طور رسمی اعلام می کند که ميزان فروش نفت ايران به يک ميليون بشکه در روز کاهش يافته است.

سایت بازتاب ـ– نزدیک به محسن رضائی-ـ دست روی نکته ای باریکتر ازمومی گذارد: «واقعیت‌های امروز شرایط اقتصاد کشور، به خوبی با بیان جان مینارد کینز مطابقت می‌کند که برای واژگون کردن پایه یک جامعه، هیچ وسیله‌ای ظریف‌تر و مطمئن‌تر از کاهش ارزش پول رایج نیست. تنزل ارزش پول رایج، تمام نیروهای پنهان اقتصادی را در راستای نابودی به کار می‌گیرد و این کار را به گونه‌ای انجام می‌دهد که حتی یک نفر از میلیون‌ها نفر نیز متوجه آن نمی‌شود.»

آيت الله ناصر مکارم شيرازی معلوم نیست متوجه این موضوع شده است یا نه، هرچه هست ،نسبت به کاهش حمايت مردم از نظام جمهوری اسلامی به دليل «فشار گرانی ها» هشدار می دهد والبته گناه را گردن احمدی نژاد می اندازد.

بازهم گلی به جمالش. «علمای محترم» از گرایش های گوناگون سیاسی، انگار نه انگار که مملکت رابسوی جنگ می برند و گرانی بیداد می کند. بافرمایشاتی که به ادبیات احمدی نژاد راه می برند، چسبیده اند به «توالت» و «فیلم موهن».

محمدتقی مصباح یزدی٬ رئیس موسسه آموزشی‌ و پژوهشی «امام خمینی» که هفته پیش رهبر جمهوری اسلامی را «شخصیت الهی» نامیده بود، این هفته در جلسه درس «اخلاق بیت» او می گوید: «بعضی از انسان‌ها از کِرم توالت بد‌تر هستند.»

آیت الله وحید خراسانی، مرجع تقلید، با محکومیت «فیلم موهن» رهبر کاتولیک های جهان را چنین خطاب می کند: «ای پاپ وامانده! که سکوت می کنی، عرضه داری جواب این را بدهی؟ اگر قرآن نبود به حکم تورات و انجیلی که الان هست، عیسی بن مریم ولد الزنا است و ولد الزنا محروم از ملکوت خدا است پس هم نسب عیسی، هم حسب عیسی به برکت نفس خاتم انبیاء است.»

عبداله نوری هم درهفته ای که ماهیت فیلم تبلیغاتی روشن شده و اوباما در اجلاس سازمان ملل آنرا «مشمئز کننده» خوانده، حرف هایی می زند که روی روحانیون اصولگرا راهم سفید می کند.

***

مهرماه با غریو شوم جنگ آغاز شده است. روزنامه لوموند تحلیلی نادربدست می دهد:» حوادث جاری در منطقه باردیگر نشان می‌دهد که رویارویی اسراییل و کشورهای اسلامی برسر فلسطین دیگر اختلاف اساسی نیست، بلکه اختلاف ایران ومتحدان عرب این کشور، با پادشاهی های عربی خلیج فارس به پشتیبانی غرب محور اصلی شده است. این حالت مواضع اسرائیل را در منطقه و حتی جهان تقویت کرده است، چرا که دیگر جبهه واحدی را در مقابل خود احساس نمی کند. »

دکتر هوشنگ حسین یاری ستاد کالج نظامی سلطنتی کانادا، نگران احتمال بمباران اتمی ایران است.

خسرو سمنانی، محقق ايرانی آمريکايی در تحقیقی تحت عنوان «قمار هسته ای آيت الله» تلفات حمله احتمالی حمله به مراکز هسته ای ایران را بين سه تا ده هزار نفر برآورد می کند؛آن هم تازه از کارکنان این مراکز.

سردار حسین علائی، که عنوان خویش را از جنگ با عراق دارد، در باره سیاست جنگی صدام حسین می نویسد:»وی تمام عمر سیاسی خود را در جنگ با ایران و کویت و آمریکا بگذراند و سرانجام، هم حکومت خود را از دست بدهد و هم طومار حیات سیاسی حزب بعث را در هم بپیچد و هم عراق را از مسیر پیشرفت و ترقی باز دارد و هم پای قدرت های زورگو را به منطقه خلیج فارس باز کند و ملت های منطقه را گرفتار سیاست های آمریکا کند. »

دو سند هم ازاین جنگ منتشر می شود. دکترابراهیم یزدی، وزیر خارجه وقت ازدیدار خود با صدام حسین می گوید واز تندروی هائی که راه دیکتاتور بغداد را برای حمله بایران گشود، پرده می گیرد.

نامه تاریخی مهندس مهدی بازرگان به فقیه اول منتشر می شود که اشک بچشم می آورد و جان را از اندوه می انبارد. رهبر نخست جمهوری اسلامی به هشدار تاریخی اولین نخست وزیر انقلاب گوش نداد و ایران را بر سر دو راهی » فاجعه و فتح» گذاشت. فاجعه ای که «نظام» برآن آویخت تا ازراه کربلا به قدس برسد وبا صدورانقلاب اسلامی، استکبار جهانی را به زیرکشد. حریف، تنها یک قدرت محلی بود که سرانجام «جام زهر» را بدست ولی فقیه اول داد. جانشین اودر»قمار» خوفناک دیگری ایران را به همان راه می برد. حریف دیروز دولت عراق بود و امروزایران را مقابله با ائتلاف جهانی می برند. هشدار و نصیحت به » امام خمینی» بناچار»محرمانه» می رسید و درخفا. فریاد های بیدارباش امروز آشکار است. دیگر از سالی می گذرد که بانگ های نگرانی » امام خامنه ای» را بخود می خواند. پاسخ سرکوب بیشتر است، تدارک گسترده برای مقابله با مردم و بستن همه زبان ها. درخوفناک ترین روزها، بازنوبت به هاشمی رفسنجانی می رسد. فرزندانش را به زندان می برند تا این محتاط ترین صدای صداها را هم خاموش کنند.حتی به محمدخاتمی هم گوش نمی دهند که می خواهد از گناه ناکرده عذربخواهد شاید کشور نجاتی یابد.

از ناسیونالیسم افراطی آلمان، فاشیسم زائید که جهان را دچار دومین جنگ جهانی کرد. درپایان جنگ از آلمان بزرگ تنها یک کارخانه لنز سازی مانده بود.

از انقلاب اسلامی، طالبان شیعه برخاسته اند که از جنگ سوم سخن می گویند. پس ازاین جنگ، جز بیابانی بنام ایران خواهد ماند؟ جنگ دوم را سر جوخه ای آدولف هیتلر نام افروخت که پیشواشد. جنگ سوم را طلبه ای رقم خواهد زد که به رهبری رسید؟

شاه ترکان سخن مدعیان می شنود

شرمی بر مظلمه خون سیاوشش باد

 

 

 

 

دایره منحوس

 

شهریورتمام می شود.» نظام» در» دایره منحوس» می چرخدومی چرخد. از بکارت های  از دست رفته دختران آمارمی دهد، قد وقامت حضرت آدم را کشف می کند ،برای مبنای جنسی بشریت نسخه می پیچد، درشت ترین هندوانه های جهان را زیر بغل «مقام معظم رهبری» می گذارد که نفت مدام بر خرمن های فروزان جنگی  می ریزد که هست و نیست ایران رابباد خواهد داد.

روزنامه  ایزوستیا چاپ مسکو،ازلحظه خوفناک درراه، تصویری چنین بدست می دهد:»بنظر می آید، جهان در آستانه یک جنگ جهانی ولی این بار با ابعاد بسیار خطرناک ترقرارگرفته است.»

مارتین ایندیک، سفیر پیشین آمریکا در اسرائيل، زمان جنگ را پیش بینی می کند:» ایران هم اکنون سلاح اتمی ندارد و با این حساب هنوز وقت هست، البته نه زیاد،جنگ آمریکا با ایران سال ۲۰۱۳ خواهد بود.»

قاسم سلیمانی فرمانده سپاه قدس، که درگفت وگو با تلویزیون «العربیه» از حضور این سپاه در سوریه و لبنان خبر می دهد، بر تاریخ یاد شده صحه می گذارد:» پیش بینی می کنیم این هجوم پس از انتخابات آمریکا آغاز خواهد شد.ما ماموریت داریم در حال آماده باش باشیم.»

انتخابات ریاست جمهوری آمریکا دو ماه دیگر خواهد بود و سال نوی مسیحی سه ماه و اندی دیگربه پایان می رسد.

و هردو طرف برای» هجوم»  درتبلیغ و با تمرین آماده می شوند. توماس د مزی‌یِر، وزیر دفاع آلمان می گوید: » اقدام نظامی علیه ایران، نامشروع نیست، اما عاقلانه نیست.»

 

نشنال پست می نویسد:» در حال حاضر گفت وگوی تمام عیاری در باره جنگ با ایران در آمریکا در جریان است.»

خبرگزاری آسوشيتدپرس،گزارش بيش از سی نفر ازديپلمات ها، افسران عاليرتبه نيروهای مسلح و مقامات دولتی سابق را درباره «پيامدها وهزينه های بالقوه حمله نظامی عليه ايران » منتشر می کند.

خبر می رسد که بان کی مون در پایان گفت و گو با آیت الله خامنه ای با لحن تهدیدآمیزی گفته است که جنگ لفظی ایران با غربی ها ممکن است به جنگ واقعی بدل شود و لازم است شما مراقب سخنان خود باشید.

کسی نمی داند «رهبرفرزانه»  چه پاسخی به هشدار تاریخی دبیرکل سازمان ملل داده است ، اما سخنان اودر باره شرایط کنونی تاریخی ونقش جمهوری اسلامی تحت فرماندهی او که بعد از این دیدار ایراد شد، در منابر و بلند گوها بعنوان » دکترین نظام» تکرار و تفسیر می شود.

آیت اله خامنه ای درسخنانی که می توان هم استراتژی و هم تاکتیک جمهوری اسلامی در لحظه سرنوشتی کنونی را در آن یافت، می گوید:» تاریخ بشر برسریک پیچ بزرگ تاریخی و در آستانه تحولی عظیم قرار دارد. »

مصطفی پور محمدی، رئیس سازمان بازرسی کل کشور، تفسیری چنین بدست می دهد:  » جهان دارد مسيرخود را تغيير می دهد ودراين تغيير ريل ديدگاه ها ورويکردهای متفاوتی وجود دارد که هر کدام می توانند تاثير گذار باشند.ايران مزاج جهانی را آماده تغيير و تحول کرده وخود نيز نقشی تعيين کننده دراين مسير دارد و شاهديم که با سئوالات جدی و بيان نقطه ضعفها نظام حاکم در جهان را به چالش کشيده است.»

حجت الاسلام پناهیان جانشین قرارگاه عمار،به نقش جمهوری اسلامی می پردازد: «انقلاب ما یک تابلو برای برای پیچ جهان و چرخش تاریخ بودوهمه باید از ابتدا حدس می زدند که کاربه این جا می رسد که انقلاب اسلامی جهان را به فکرتحول و دگرگونی بیاندازد.در کمرکش این پیچ تاریخی، چیزی جز سقوط استکبار را انتظار نداریم و همان طور که امروز می بینیم هیمنه استکبار هر لحظه در حال فرو ریختن است.»

حسین شریعتمداری، مدیر مسئول روزنامه کیهان،می نویسد: » همه شواهد حکايت از آن دارد که دنيا آبستن حادثه جديدی است که به پيچ بزرگ خود نزديک شده است و دشمن نيز دراين رابطه با ما اتفاق نظر دارد، اما تلاش هر يک از طرفين اين است که تابلوهای راهنمای اين پيچ را خود نصب کنند.»

و درهفته ای که این سخن رهبر جمهوری اسلامی را سانسور می کنند:» من استالین نیستم که بنشینم یک سری حرف بزنم بعد یک عده ای را بیاورم بنشینند آنها را تئوریزه کنند «، تفاسیر همچنان ادامه دارد.

مصباح یزدی که تاریخ نقش وِیژه او درسوق دادن  ایران بسوی نابودی را مستند خواهد کرد،به خامنه ای رنگی الهی می زند.اواز «حلول» روح آیت اله خمینی در این» شخصیت بزرگ الهی»پرده برمی دارد که» بدون شک این توفیقات را ازتوسل به امام زمان دریافت کرده اند.» و به تاکید تمام می گوید:»اگر مردم ایران قدر و نعمت حضور آیت الله علی خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی ایران را ندانند، خداوند آن ها را کیفر خواهد کرد.»

احمد جنتی، در یک قدمی گور،بیرق جنگی کور را در دست «حضرت» می گذارد:»تاریخ به نفع اسلام درحال تغییر است .چرا که امروز تاریخ به نفع اسلام و به رهبری حضرت آیت الله خامنه ای در حال تغییر است.»

کیهان در سرمقاله روز چهار شنبه خود می نویسد:»اتفاق مهمي درحال ساخته شدن است. جبهه بيداري اسلامي كار كارستاني با آمريكا كرده كه در تاريخ معاصر جهان فراموش نخواهد شد. ايران در متن و كانون اين جبهه مشغول خلع سلاح آمريكا و اسرائيل است.»

بروشنی تمام پیداست که » دکترین» آیت اله خامنه ای وپیروانش که اکنون تحت شرایط روز از پرده بیرون افتاده است، سرنگونی استکبار ونهادن تابلوی راهنمای «طالبان شیعه» بر» پیچ تاریخ» دنیاست.

مرکز نبرد» خاورمیانه» و بهانه جنگی که باید سرنوشت جهان را بسود «نظام» رقم بزند، تا دیروز » مساله هسته ای» بود، اکنون بحران سوریه هم به آن افزوده شده است. رضا تقی زاده-ـ تحلیلگر سیاسی-ـ می نویسد:»در يک جمع بندی نه چندان عملگرايانه، ايران دو موضوع دشواردرمناسبات خارجی خود (پرونده اتمی و رژيم اسد در سوريه) را در ارتباط با يکديگر قرارداده است.شايد انتظارمی رفت که با توجه به حساسيت فوق العاده اوضاع سوريه، و همچنين قرار گرفتن منطقه در خطر يک جنگ فراگير بر سر فعاليت های اتمی ايران، جمهوری اسلامی بتواند با انعطاف پذيری در يک جبهه وضعيت خود را در جبهه ديگر بهبود بخشيده و به نوعی زمينه خروج از بحران رو به تشديد کنونی را فراهم سازد.در نهايت شگفتی ، جمهوری اسلامی با سخت تر کردن مواضع خود در يک جبهه، عملا وضعيت جبهه ديگر را نيز دشوارتر از پيش ساخته و با کشيدن «دايره منحوس» از ترکيب اين دو معضل به دور خود، يکی را در خدمت بحرانی تر ساختن ديگری قرار داده است.در هر دو مورد، سپاه و رهبری جمهوری اسلامی در موضع تصميم گيری نهايی قرار داشته و نقش دولت را به اداره امور ستادی تصميمات خود کاهش داده اند.»

«مساله اتمی» که درمسکو متوقف مانده بود، دراستانبول به صحنه بر می گردد. سعید جلیلی، دبیر شورای عالی امنیت ملی و مسئول مذاکرات هسته ای جمهوری اسلامی،بازهم می رودتا باکاترین اشتون نیمه محجبه دیدار کند. فیلمی ویدئویی اورا نشان می دهد که با پائی که در جنگ عراق از دست داده، لنگان لنگان از پله های ساختمان دولتی ترکیه بالا می رود و به مقابل در ورودی ساختمان می رسد، اما هیچ مقام ارشد و رسمی ترک به استقبال او نمی آید. جلیلی چند ثانیه ای همان جا دم در تنها و با حالتی عصبانی و شاکی می ایستد، تا اینکه بالاخره فردی که به نظر نمی آید سمت بالایی داشته باشد می آید، با عجله از همان دور دست می دهد و جلیلی را به داخل ساختمان می برد.

می توان موقعیت جهانی» نظام» را در این قاب دید. در روزهای منتهی به این دیدار که  ۴۰دقیقه بیشتر طول نمی کشد، موضع جهان بازهم روشنترمی شود.

آنگلا مرکل، صدر اعظم آلمان، حرف تازه ای می زند:» ایران مجهز به سلاح اتمی نه تنها برای اسرائيل، که برای جهان تهدید به شمارمی آید.»

شورای حکام آژانس بین‌المللی انرژی اتمی با صدورقطعنامه‌ای با ابرازنگرانی ازادامه‌ «سرپیچی»ایران از قطعنامه‌های شورای امنیت، خواستار همکاری فوری مقام‌های جمهوری اسلامی با بازرسان آژانس می شود.
از ۳۵ عضو شورای حکام، ۳۱ عضو- از جمله روسیه و چین- به این قطعنامه رأی مثبت می دهند. رای اکوادور، مصر و تونس ممتنع است  و کوبا تنها کشوری است که کنار جمهوری اسلامی می ایستد.پیام، که روس هاحتی در نوشتن آنهم دخالت داشته اند، روشن است.
نماینده‌ آمریکا درآژانس این قطعنامه را»علامتی قوی به ایران «می خواند ونشانه»افزایش فشارهای دیپلماتیک و گسترده‌تر شدن انزوای ایران.»

پاسخ » نظام» را باید در شاخ و شانه کشیدن بیسابقه رييس سازمان انرژی اتمی دید و ریشه اش را سیاست راهبردی یافت که کیهان آن را اعلام کرده است: «پنجه درپنجه با قدرت هاي زورگو .»

فريدون عباسی، از آژانس  می خواهد مختصات تاسيسات هسته‌ای اسرائيل را برای ضربه متقابل ايران ارائه کند تا شرايط طرفين برای ضربه زدن مساوی باشد.

نتیجه دیداراستانبول، دربیانیه کا‌ترین اشتون اعلام می شود:» او هفته آینده در حاشیه اجلاس عمومی سازمان ملل با وزیران خارجه گروه ۱+۵ دیدار می‌کند و به ارزیابی وضعیت موجود و راههای پیش رو می‌پردازد. این دیدار «فرصت مهمی بود که یک بار دیگر برای ایران نیاز فوری به پیشرفت» در مذاکرات مورد تاکید واقع شود.»

سعیدجلیلی به تهران بر می گردد. علی اکبر صالحی به قاهره می رود تا در جلسه گروه تازه تماس  که طی اجلاس فوق العاده کشور های اسلامی در مکه با پيشنهاد محمد مرسی رييس جمهور مصر شکل گرفته است، شرکت کند.

وزیر خارجه جمهوری اسلامی دست بر زانو مقابل رئیس جمهور مصر می نشیند و لابد از» موضع عزت و اقتدار» بروی مبارک هم نمی آورد که محمد مرسی همین چند روز پیش درتهران » نظام» راتحقیرکرد و رفت. حالا هم می گوید:» حمایت ایران، از سوریه مانع از ارتقاء روابط تهران و قاهره شده است.او به عنوان رئیس جمهور مصر، نمی‌تواند افکار عمومی کشورش را که علیه دولت بشار هستند نادیده بگیرد. دولتی که علیه مردمش زبانی تند و اعمال خشونت‌آمیز به کار می‌بندد.»

قرار است » گروه تماس» با حضور وزرای خارجه مصر، ترکيه، عربستان سعودی و ايران، تشکیل شود.به دليل حمايت همه جانبه از رژيم بشار اسد، جمهوری اسلامی با سه کشور ديگر عضو «گروه تماس» در تقابل آشکارودر جمع چهار کشور در اقليت کامل قرار دارد.

در جلسه وزيران امورخارجه چهارکشور، عربستان اصلا حضور نمی یابد.محمد کامل عمر،وزيرامور خارجه مصر نيز همزمان ، ميزبان لورن فابيوس وزير خارجه فرانسه است.» علی اکبر» می ماند و حوضش و دست از پا درازتربه سوریه می رود. تازه وقتی برگردد باید جواب رئیس جمهور لبنان را هم بدهد.میشل سلیمان، رسما از جمهوری اسلامی خواسته است تا توضیح بدهد افراد سپاه قدس وابسته به سپاه پاسداران به چه دلیل به لبنان آمده و در این کشور مستقر شده اند؟

هفته ایست که دولت تسلیم دلارمی شود و «بورس ارز» را تشکیل نشده تعطیل می کند. صنعت هوائی کشور با قطع ارز دولتی با خطر تعطیل روبرو ست.  تحصن و اعتراض کارگران بازشکل می گیرد. دکترمحسن رنانی، اقتصاد روز کشوررا در وضعیت stand by رایانه می بیند:» در این وضعیت اقتصاد کشور نه تعطیل و نه فعال است در این شرایط امکان پیش بینی و برنامه ریزی به حداقل می‌رسد.در شهری دور افتاده دختران جوان «حاج آقا»  را کتک می زنند

:» برای چندمین بار متوالی و این بار در شهمیرزاد – ازتوابع شهرستان مهدیشهر دراستان سمنان- حجت الاسلام سید علی بهشتی، روحانی آمر به معرف و ناهی از منکر مورد ضرب و شتم قرار می گیرد.»

امام جمعه اصفهان کشف خود را اعلام می‌کند: «۷۴درصد دختران ما باکره نیستند.»

یک همکار او به اطلاع بشریت می‌رساند: «قدحضرت آدم ۱۷ متر بوده. عرضشم ۱۰ متر. »

محمدرضا رحیمی که خود متهم اختلاس بیمه است از اختلاس ۲۱ میلیاردی پورمحمدی که با سودش شده ۳۰ میلیارد تومان پرده بر می دارد. روزنامه دولت از گم شدن ۵۰۰ اتوبوس در وزارت کشور پورمحمدی خبر می دهد.

خبرگزاری رویترز استفاده «پنهانی» جمهوری اسلامی از بندری کمتر شناخته شده در شرق کشور مالزی برای دور زدن تحریم‌ها را رسانه ای می کند.  معلوم می شود  که نفتکش‌های ایرانی بار خود را «شبانه و در تاریکی» دراین بندرمتروکه در نفتکش‌های اجاره‌ای دیگر که با پرچم کشور پاناما تردد می‌کنند، تخلیه کرده‌اند.

و» نظام مقدس جمهوری اسلامی» پخش یک فیلم ویدئوئی را که حتی وزیر خارجه آمریکا آن را»مشمئز کننده» خوانده، بهانه می کند و به شهادت روزنامه امنیتی کیهان، شورشی را در دنیاعلیه امریکا و اسرائیل براه می اندازد.

نتانیاهو، ماهی طلائی خودش را از این آب گل آلود می گیرد:» تصور کنید همین افراد متعصب که امروزه سفارت خانه‌های شمارا به آتش می‌کشند روزی بمب اتم هم در اختیار بگیرند.»

و جنگ بازمغلوبه می شود. ظاهرا کسی گوشش به هشدار خردمندانه دبیر کل سازمان ملل نیست:» جنگ لفظی ایران با غربی ها ممکن است به جنگ واقعی بدل شود.»

شهریور ماه به پایان می رسد.بروشنی روز پیداست گزینه جنگ روی میز جمهوری اسلامی ست.

محمد نوری زاد، یکی از9 امضا کننده فراخوان کمپین «به خاطر صلح و آزادی» می گوید: «ما نگران این هستیم که حاکمیت برای برون رفت از بحران های فعلی اش دست به دامان جنگ و حرکت نظامی بشود… وقتی جامعه در اختیار چنین جریانی است منتقدان را در تنگنا قرار می دهد و به زندان می کشد و دزدان را بر مسند امور می گمارد و در عین حال حرف از بصیرت میزند، لذا گزینه جنگ برای شرایط بحرانی، از دم دست ترین گزینه هاست.»

همه حوادث هفته از آرایش جنگی د رابعاد حیرت آورخبر می دهد. ترکیش ویکلی از بزرگترین رزمایش غرب در تنگه هرمز می نویسد.همکاران » روز» وضعیت در شمال و جنوب ایران را در تیتر زیبائی خلاصه می کنند: مین‌روبی در خلیج فارس؛ مین‌ریزی در دریای خزر.

در عملیات دریای خزرآیت اله خامنه ای شخصا حضور دارد. آ ب ث تحت عنوان اگر حمله کند، چیزی از اسرائیل نمی ماند روی دکترین تازه سپاه پاسداران دست می گذارد.

سرمقاله کیهان که چیزی جزسخن جنگ طلبان بسته وابسته به » بیت رهبری» نیست، به اندازه کافی گویاست:»سخن و گزاره اصلي اين است كه به شهادت حوادث متواتر، عقلانيت در مجاهدت و مقاومت آميخته به خطرپذيري بود و نه در خوش گماني يا رعب و انفعال و بازي در زمين دشمن و بر مبناي قواعد او. جمهوري اسلامي به فضل الهي و با شجاعت آميخته با درايت امت- امامت، اغلب اين سردرگمي هاي رايج در ميان برخي تحليل گران عرفي و منحل در شبكه قدرت جهاني را پشت سرگذاشته است.حزب الله در جنگ ۳۳ روزه صرفا ۴ هزار موشک آن هم از جنس سبک به سوی اسرائیل شلیک کرد اما حالا این گروه ۷۰ هزار موشک پیشرفته و آماده شلیک دارد.»

سیاست » پنجه در پنجه» انداختن در خارج ادامه مشی سرکوب در داخل است که با

برگزاری مانورهای امنیتی نظامی در کشورراه به فردایی می برد که در چشم انداز است و هدفی جزآماده سازی بسیج برای سرکوب شورش های شهری ندارد.

«نظام»ـ- نام مستعار سیدعلی حسینی خامنه-ـ  در» دایره منحوس» می چرخد و ایران را بسوی ظلمانی ترین شبان تاریخ خود می برد.

شعر سایه د راین ظلمت روزنی است به سحر:

بال فرشتگان سحر را شکسته اند

خورشید را گرفته به زنجیر بسته اند

اما تو هیچ گاه نپرسیده ای که :

– مرد !

خورشید را چگونه به زنجیر می کشند ؟

گاهی چنان درین شب تب کرده عبوس

پای زمان به قیر فرو می رود که مرد

اندیشه می کند :

– شب را گذار نیست !

اما به چشم های تو ای چشمه ی امید

شب پایدار نیست !

 

 

 

ورطه نابودی

 

درسه هفته اول شهریور- که دوهفته اش با تعطیلات موسمی «نگاه هفته» قرین می شود- چند کشف بزرگ «نظام مقدس جمهوری اسلامی» درتاریخ سیاست ثبت می شود. «رهبر معظم» همانا «تاریخ بشر را بر سر یک پیچ بزرگ تاریخی و در آستانه تحولی عظیم» می بیند. قضات مرگ و بازجویان که «میل آقا» رادریافته اند به چندوچون پیچ می پردازند و جابجا برایش علامت نصب می کنند. یکی از چاکران درگاه هم نظریه «گالیله» راآغازگر انحراف بشر از یکتاپرستی می خواند.

در ماهی که دست بوسان مقام فوق الذکر «پیروزی تاریخی» بر گزاری اجلاس غیر متعدهارا در بوق می کنند، پایوران » نظام» اوضاع کشور را مشابه «شعب ابی‌طالب» می یابند – چنانکه محمدجعفر اسدی٬ معاون بازرسی قرارگاه «خاتم الانبیاء»- اعلام می کند؛ و ایران را در «شرایط جنگ تمام عیار اقتصادی» می بینند؛ حرفی که عبدالرضا شیخ الاسلامی، رئیس کل بانک مرکزی می زند.

رئیس جمهورسابق ـ– محمد خاتمی-ـ که عنوان جدید ش یعنی «حلقه برانداز نظام» را از یدالله جوانی، مشاورعالی نماینده ولی‌فقیه درسپاه ورییس سابق دفتر سیاسی سپاه پاسداران، می گیرد ایران را در «ورطه نابودی» می یابد. و ساندی تایمزاز سلاحی رونمائی می کند که کشور را به «عصر حجر» بر خواهد گرداند.

نیمی از درآمدافسانه ای نفت ایران در سال های اخیر-  کمی بیشتر از ۵۳۱ میلیارد دلار که تقریبا برابر است با کل در آمدهای نفتی تاریخ کشور- از کیسه دولت نهم سر در می آورد.

و سخن از جنگ چنان می رود که گویا تنها باید منتظرتعیین زمانش ماند. اسرائیل دستش روی ماشه است، رئیس جمهورکنونی آمریکا یک سال دیگر را در چشم انداز دارد و رقیبش درانتخابات نزدیک، برای حمله به ایران و سوریه انتظا رمی کشد تا به کاخ سفید برود.

هفته اول شهریور ماه به تدارک و تبلیغ «اجلاس غیر متعهدها» می گذرد. بوق های «نظام» بصدا درمی آیند و اجلاس درراه را تو دهنی به غرب و راه نجات سوریه می خوانند. وزیر خارجه بریتانیامی گوید: «سابقه حقوق بشری ایران شرم‌آور است.» و دبیر کل سازمان ملل تا معلوم می شود راهی اجلاس است، می گوید که با مقامات تهران در باره «حقوق بشر» صحبت خواهد کرد. رييس جمهوری مصر دومین شخصیت مهمی که می پذیرد به تهران برود، دیدگاهش را پیشاپیش اعلام می کند: «زمان رفتن بشار اسد فرا رسيده است.»

سالار آبنوش٬ فرمانده سپاه قزوین اعلام می کند: «جمهوری اسلامی در «بعد نظامی» در سوریه مشغول جنگ است.» و ظاهرا بازهم به کاهدان زده است که رازگشائیش چند ساعت بعد از سایت های حکومتی پر می کشد.

یک ناوهواپیمابر آمریکا، چهارماه پیش ازموعد به سوی خاورمیانه می آید وديلی تلگراف می نویسد: «رهبر ايران فرمان حملات جديد عليه غرب را صادر کرد.»

سازمان ملل، موضوع تازه ای را کلید می زند: «به نظرمی‌رسد ایران به سوریه اسلحه می‌فرستد.»

و د رآخرین روز هفته آژانس بین المللی انرژی اتمی اعلام می کند که مشغول شکل دادن به تیمی ویژه از فعالیت های فناوری، اطلاعات و کارشناسی و بررسی تشعشع در مورد ایران است. خبرگزاری آسوشیتدپرس گزارش می دهد: «چنین تیم هایی در مورد کشورهای مظنون به ساخت پنهانی بمب اتمی شکل گرفته و فعالیت می کند.»

در» پیچ بزرگ تاریخی» حلقه های روز حادثه بهم وصل می شود و «نظام» می خواهد جواب آن را با یک «پیروزی بزرگ» دیگر در تهران بدهد. کشور برای این «پیروزی بزرگ» پیشاپیش تعطیل می شود. بنزهای گرانقیمت می خرند. و… روز موعود کوه موش می زاید.عدم تعهد ۱۲۰ عضو و ۲۱ ناظر دارد. کمتر از یک‌ سوم اعضای این جنبش در شانزدهمین اجلاس شرکت می کنند: آذربایجان٬ تایلند، آفریقای جنوبی، سری‌لانکا، افغانستان، چاد، میانمار، پرو، لسوتو٬ اندونزی، مالزی، ویتنام، عمان٬ اوگاندا و بحرین از جمله کشور‌های شرکت کننده در این اجلاس هستند.

برونئی، لیبی٬ بورکینافاسو، زیمباوه، کامبوج، نامیبیا، موریس، امارات، لائوس، تاجیکستان، ترکمنستان، سوریه، لبنان، اردن، مالدیو، سودان، مصر٬ سنگاپور٬ کنیا و مغولستان دیگر کشور‌هایی هستند که در سطح کار‌شناسان در این اجلاس نماینده دارند.

سیاهه کشورها نیازی به توصیف بیشتر ندارد. نورافکن های «نظام» روی دبیرکل سازمان ملل و محمد مرسی، رئیس جمهور مصر روشن می شود. بان کی مون در دیدار با آیت اله خامنه ای بقولش عمل می کند و دست روی مساله حقوق بشر می گذارد.

محمد مرسی، چنان می آید و می رود که حتی «خودی» ها آن را «تحقیر» می خوانند. رئیس جمهورمصردرحضور چندساعته اش در تهران، بمبی منفجر می کند که برای تلاشی چند اجلاس کافی است. درنشستی که یکی از اهداف اصلیش پیدا کردن راه نجات برای سوریه است، آب پاکی را روی دستان همه می ریزد و اسد بشار را خونخوار می خواند و نظامش را محکوم می کند. «نظام مقدس» شاهکار دیگری می زندو سخنان را رئیس جمهور مصر را جوری تحریف می کند که «بحرین»، جای «سوریه» را می گیرد. بحران تازه ای رقم می خورد و تابیانیه شورای همکاری خلیج فارس دامن می گیرد.

«نظام» همه این حوادث را «پیروزی» می نامد و در بوق های تحت سانسور شدید امنیتی می دمد. جهان که لحظه ای بیشتر وقت صرف تماشای این بازی نکرده است، واکنشی نشان می دهد که کم رمق ترینش را روزنامه اومانیته منعکس می سازد: «نظام حاکم بر ایران سعی کرد نشان بدهد که بر خلاف همه گفته ها، جمهوری اسلامی منزوی نیست، اما واقعیت به این تصور پاسخ دیگری می دهد.»

حسین علیزاده- دیپلمات پیشین –شرح مبسوطی از آچمز شدن جمهوری اسلامی در اجلاس عدم تعهد در تهران، بدست می دهد.

اجلاس غیر متعهد ها دو دستاورد بزرگ دیگر هم دارد.دو اتفاق جهانی برای «نخستین» بار روی می دهد. از اسکورت ویژه و لشگر مخصوص مراقبت از «رهبر محبوب»رو نمائی می شود.

برای نخستين بار رهبر يک کشور خارجی را به ديدار تاسيسات غنی‌سازی اورانيوم به نطنز می برند.رييس جمهوری مغولستان از همه قسمت‌های اين تاسيسات بازديد می کند ونظر کارشناسی می دهد که غنی‌سازی اورانيوم ايران مصارف صلح‌آميز دارد.

سردارمغولی که محبت خاصی به ایران داشت و سراسر ایران را به خون آغشت، بسیار معروف است.چنگیزخان راکیست که به نیکی نشناسد. اما برای یافتن نام این مغول جدید که درهای بسته زرادخانه اتمی «نظام» برویش باز می شود، باید دست بدامان «گوگل» شداز بس که بخاطر نقش مهمش در سیاست جهانی مشهور است. بله. ایشان «تساخیاگین البگدورج» نام دارند. «رهبر فزانه» دردیدار بااو یاد «دوران حاكميت مغولها در ايران» می افتند و سخنان حکیمانه ای می فرمایند: «روابط ايران و مغولستان با چنين پيشينه تاريخي، بايد بيش از پيش گسترش يابد.»

دكترعلی اکبر ولايتي دبيركل مجمع جهاني بيداري اسلامي که در اغلب دیدارهای رهبری حضور دارد، بعد از پایان اجلاس به اطلاع همگان می رسانند که دبیرکل سازمان ملل «مقام عظمای ولایت» را «رهبر مذهبی جهان» خطاب کرده اند؛ حرفی که بلا فاصله تکذیب می شود.

آیت اله موسوی تبریزی، در مصا حبه ای که معلوم نیست باین ادعا و تکذیب ربطی دارد یا نه، می گوید:» چاپلوسی قدرت ریشه فساد در جمهوری اسلامی است.»

رهبر و چکمه پوشانش درداخل وخارج مست از نشئه «پیروزی» خود ساخته، تهدید جهان را از سر می گیرند. «رهبر فرزانه» از «تسلط شبکه دیکتاتوری پیچیده، خطرناک، فاسد و شیطانی صهیونیست ها و قدرتهای استکباری» بر جهان و «قیام ملتهای منطقه علیه دیکتاتورهای وابسته و مبارزه بشریت با دیکتاتوری جهانی صهیونیست ها» سخن می گوید.

حسن نصرالله که ظاهرا از طرح های مخفی وتصمیمات «نظام» هم خبر دارد، دست به تهدید تازه ای می زند: «درصورت حمله اسرائیل، ايران پايگاه‌های آمريکا را می زند. ايران بر اساس طرحی که دارد، در پاسخ به هر حمله احتمالی اسرائيل به پايگاه‌های اتمی‌اش، با هدف قرار دادن پايگاه‌های آمريکا در منطقه به آن پاسخ خواهد داد.»

سرداران دیگر، شمشیر های دن کیشوتی را ازغلاف بیرون می کشند. یکیشان حبیب الله سیاری، فرمانده نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی: «به زودی ایران این امکان را خواهد داشت که در آب های نزدیک آمریکا هم حضور داشته باشد، همانند آن ها که نزدیک آب های ما هستند.»

خبرگزاری آسوشیتد پرس خبر را برای جهان می برد: «ایران به زودی در نزدیکی مرزهای آبی آمریکا» خواهد بود. شبکه تلویزیونی فاکس نیوز ـ– متعلق به جناج بازهای آمریکا-ـ تا می تواند روی خبر مانور می دهد.

وقتی کار از کارگذشته،  تهدیدهای سرداران باز هم حذف می شود.

هفته سوم شهریورمی رسد. قاتلان و نظامیان سرگرم جا انداختن تفسیر»آقا» از وضعیت جهان می شوند. مصطفی پور محمدی از «قضات» دادگاههای مرگ در شهریور خونین ۱۳۶۷، یکی ازاین هاست: «ما در يک پيچ تاريخی و تغيير مسير دنيا قرار داريم. جهان دارد مسير خود را تغيير می دهد ودراين تغيير ريل ديدگاه ها و رويکرد های متفاوتی وجود دارد که هر کدام می توانند تاثير گذار باشند. ايران مزاج جهانی را آماده تغيير و تحول کرده وخود نيز نقشی تعيين کننده دراين مسير دارد و شاهديم که با سئوالات جدی و بيان نقطه ضعفها نظام حاکم در جهان را به چالش کشيده است.»

حجت الاسلام پناهیان جانشین قرارگاه عمار، مبلغ دیگر است: «در هر جاده ای، چند صد یا چند ده متر قبل از ورود به هر پیچی، تابلو می زنند تا انسان آماده ورود به پیچ شود، ساعتش را تنظیم کند و دقتش را افزایش بدهد تا در دره سقوط نکند؛ از آغاز انقلاب اسلامی هم تابلوهای رسیدن به پیچ تاریخی نصب شد.انقلاب ما یک تابلو برای برای پیچ جهان و چرخش تاریخ بود و همه باید از ابتدا حدس می زدند که کار به این جا می رسد که انقلاب اسلامی جهان را به فکر تحول و دگرگونی بیاندازد.در کمرکش این پیچ تاریخی، چیزی جز سقوط استکبار را انتظار نداریم و همان طور که امروز می بینیم هیمنه استکبار هر لحظه در حال فرو ریختن است.»

و تنها جای «برادرحسین بازجو» خالی است که وارد صحنه شود . برای میر حسین موسوی پرونده امنیتی رابطه با «بیرون» بسازد: «از ۱۲ سال پيش می‌دانستيم که موسوی به بيرون وصل است» و بعد هم برود سرپیچ تاریخی «آقا»یش علی: «ما اکنون در شرايط حساس و نه بحرانی قرار داريم. بحران زمانی است که مولفه‌های اقتدار يک نظام روی قوس نزولی قرار گرفته باشد، اما حساسيت در اوج اقتدار هم می‌تواند وجود داشته باشد و ما امروز در اين نقطه قرار داريم.ما دوران تشکيل نظام اسلامی را پشت سر گذاشته‌ايم و امروز در مرحله تشکيل امت واحده اسلامی هستيم، راه درازی پيموده‌ايم و از گردنه‌های سخت و گاه نفس‌‌گيرعبور کرده‌ايم. همه شواهد حکايت از آن دارد که دنيا آبستن حادثه جديدی است که به پيچ بزرگ خود نزديک شده است و دشمن نيز در اين رابطه با ما اتفاق نظر دارد، اما تلاش هر يک از طرفين اين است که تابلوهای راهنمای اين پيچ را خود نصب کنند.»

سایت » بازتاب» نزدیک به سردار محسن رضائی، د رمطلب بیسابقه ای تحت عنوان «برادر حسین، آلوده امثال شما هستید»، یک تابلوی راهنمائی جدید برای شناخت سردبیر و مدیر مسئول روزنامه ضد ملی کیهان نصب می کند: «برادر حسین! اعضای سایت بازتاب، نه تنها هیچ ارتباطی با بیگانگان ندارند، بلکه اساسا پایشان به کشورهای اروپایی و آمریکایی که برخی اعضای خانواده شما چند سالی است در آنجا با پول بیت‌المال رحل اقامت افکنده‌اند، نرسیده است. اگر تنها نگاهی به پرونده جنابعالی و برخی همکارانتان بیندازیم، فارغ از رانت‌خواری و روابط آلوده، بوی تعفن ناشی از این همه دروغگویی، افترا، توهین و پرده دری که از قبیح‌ترین گناهان می‌باشد و متاسفانه شما و برخی همکارانتان هزاران بار مرتکب این معاصی شده‌اید، روان را می‌آزارد.»

و جنگ طلبان از تفاسیر و سخنان این «چهره های آلوده» ومحبوب «مقام رهبری» بیشترین استفاده را می برند.روشنتر نمی شود از این جهان را تهدید کرد و بهتر ازاین ساختن خوراک تبلیغاتی برای جنگ طلبان آمریکا و اسرائیل امکان ناپذیر است. میت رامنی سخنگوی روز عقاب های آمریکا، می گوید: «ایران هسته ای بزرگترین تهدیدی است که آمریکا و جهان مواجه آن است. پرزیدنت اوباما نتوانسته است ایران را از قابلیت هسته ای دور کند و حتی نسبت به زمانی که رئیس جمهور شد، ایران به این قابلیت نزدیکتر هم شده است. سیاست من در قبال ایران متفاوت خواهد بود.»

ودراین متن است که درهفته سوم شهریور ضربه کاری ناگهان ازجانب کانادا فرود می آید. دولت کانادا دراقدام بسیار پرمعنائی روابط سیاسی خود را با جمهوری اسلامی قطع و مامورانش را با تحقیر تمام اخراج می کند. انگلستان که پیشتر باین راه رفته است، درخواست بازگشایی سفارت جمهوری اسلامی را رد و اعلام می کند که «امکان ندارد به دیپلمات‌های ایران اجازه بدهد در بریتانیا اقامت دائم داشته باشند.»

شهریور ماه رو به پایان می رود. «نظام» همچنان برای جهان شاخ و شانه می کشد و درمیهن زخمی بر سرکوب و خشونت می افزاید. عیسی سحر خیز با تن بیمار باز در اعتصاب غذاست و ژیلا بنی یعقوب هم د ر پشت میله ها قرار گرفته تا تعداد زوج های زندانی بیشتر شود.

مأموران زن نيروی انتظامی در تالارهای عروسی، آرايشگاه‌ها و استخرهای زنان استقرار می یابند تا یک قدم بیشتر وارد حریم خصوصی شهروندان شوند.

دراولین ساعات پنجشنبه تهران، خبر می رسد که در جریان نشست روز چهارشنبه شش قدرت جهانی در وین، مقر آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، چین و روسیه نیز با محتوای قطعنامه پیشنهادی این جلسه درخصوص سرزنش ایران به خاطر توسعه برنامه غنی‌سازی اورانیوم موافقت کرده‌اند.قدرت‌های جهانی در پیش‌نویس این قطعنامه نسبت به آنچه «سرپیچی» ایران از درخواست سازمان ملل جهت تعلیق فعالیت‌های هسته‌ای با کاربرد دوگانه نظامی و غیرنظامی توصیف شده ابراز «نگرانی جدی» کرده‌اند.

حلقه در حلقه به هم پیوند می خورد تا لحظه زایش «حادثه جدید» برسد. «برادرحسین» ها، جهان را چنان معرفی می کنند که ازسرپیچ تاریخ دست بسوی آنها گشوده است. هزاران هزار گالیله فرزندان خردمند ایران در سراسر جهان- میهن خویش را می بینند که باشتاب بسوی ورطه نابودی هدایت می شود.


فینال با آمریکا سوریه

 

ازآغازهفته ای که امرداد رابه شهریورپیوندمی زند، ازهوا، آتش وازخبرهاخون می بارد. یک مرجع تقلید می گوید: «آتش بیارمعرکه نباشیم». رهبرجمهوری اسلامی اسرائیل را «زائده دروغین و جعلی» می خواند که «از صحنه جغرافیا محو خواهد شد»، رئیس جمهورش این کشوررا»توهین به بشریت»می داند: «غده‌ای سرطانی که حتی اگریک سلول آن درمنطقه بماند، خطرناک خواهد بود.» دبیرکل سازمان ملل، سخنان رهبرورئیس جمهوری اسلامی را «زشت» و «آتش‌افروزانه» توصیف می کند. کاترین اشتون، رئیس سیاست خارجی اتحادیه اروپا، همان تعبیرآیت اله صانعی رابکارمی گیرد. اوایران را «آتش بیارمعرکه» می نامد، با انتشار بیانیه‌ای، تهدیدعلیه موجودیت اسرائیل از سوی آیت‌الله علی خامنه‌ای و محمود احمدی‌نژاد را به‌شدت محکوم می کندوبرسخنان آنها مهر «تحریک‌آمیز» و نفرت‌برانگیز»می زند.

و «دو احمق» اسرائیلی ـ–لقب جدید حسن نصراله برای «نتانیاهو» و «ایهود بارک» -ـ روی پاس های طلائی «رهبرفرزانه » و رئیس جمهورش «درخواست محکومیت جهانی اظهارات مقامات ایرانی» رابه سازمان ملل می برند.

اسرائیل باصرف میلیاردها دلارهم نمی تواند فضایی چنین مناسب رابرای بهره برداری بدست بیاورد، خود را درآستانه» نابودی» تبلیغ و «پایان مهلت تل آویو» رابه گزارش کوتیدین ـ مشت نمونه خرواررسانه های جهان-ـ تبدیل کند: «بازارمردد، قیمت بالاي نفت وتغییرات سهام. همه اینهانشانه های این است که اسرائیل پیش ازانتخابات آمریکابه ایران حمله خواهد کرد. تهدید اتمي حکومت آیت الله ها، به نظر واقعي مي رسد، حتي اگر ایران اصرار داشته باشد که این برنامه ها براي ساخت سلاح اتمي نیست. درسطح سیاسي، همه چیز حول وزیر دفاع مي چرخد. آوي دیختر، مسئول سابق شین بت، مسئول وزارت دفاع غیر نظامی می شود. او که یک جنگ طلب است، ۲۴ ساعت بعد از آغاز بحث در مورد بودجه نظامی، به این سمت منصوب می گردد. ایهود باراک، وزیر دفاع اسرائیل، قصد دارد ۵.۱۵ میلیارد دلار برای سال ۲۰۱۳ درخواست کند. دو میلیارد بیشتر از بودجه نظامی در سال ۲۰۱۲.»

اومانیته ـ ارگان حزب کمونیست فرانسه ـ می نویسد: «باد جنگ با شدت بیشتری وزیدن گرفته است. گفته می‌شود که ۲۵ سپتامبروهمزمان با نشست عمومی سازمان ملل در نیویورک، مهلت تعیین شده توسط نتانیاهو وایهود باراک جهت صدور مجوزآمریکا برای حمله به تاسیسات اتمی ایران، به پایان می‌رسد. طبق نوشته سایت دبکا، سایت مخصوص اخبار سری، ایران تا ماه اکتبر مجهز به سلاح اتمی می‌شود.»

انگار که این تاریخ قطعی باشد، فقط بحث برسر نحوه حمله است. شائول موفاز، رهبر حزب اپوزیسیون کادیما در اسرائیل اعلام می کند که حمله تکروانه این کشور به ایران موفقیت‌آمیز نخواهد بود. حمله‌ نیروی هوایی اسرائیل به تاسیسات اتمی ایران بدون یاری آمریکا می‌تواند به یک «فاجعه» بیانجامد.

شیمون پرز هم بااو موافق است: «اسرائيل به تنهايی نمی تواند به ايران حمله کند.»

جمهوریخواهان آمریکا در تدارک نبرد نزدیک برای گزینش رئیس جمهوربه همین راه می روند. میت رامنی می گوید: «آمریکا باید رژیم نسل کش ایران را متوقف کند.»

رقیب باراک اوباما، هولوکاست را درذهن جهانیان تجسم دوباره می بخشد.

ترجیع بند تهدید های مقابله به مثل فرماندهان ارشد اسبق و کنونی سپاه پاسداران «نابودی اسراييل» است. سرداروحیدی ومحسن رضايی یک حرف رامی زنند: » اگر صهیونیست ها دیوانگی و به ایران حمله کنند، پاسخ کوبنده ايران به چنين حمله ای باعث سقوط اسراييلی ها خواهد شد.»

حسن نصرالله که «حزب الله» اش زائیده و زائده «نظام» است و تاکنون ارقام نجومی از گلوی مردم ایران زده شده است تا سرپابماند، در «نابودی اسرائیل» شریک می شود و چنان از جانب ایران سخن می گویدکه گویا یکی از فرماندهان ارتش یاسپاه است: «یک واکنش فوق العاده از جمله حمله مشابه ایران به اسرائیل «آینده اسرائیل» را به خطر می اندازد. ما با پرتاب تعداد معدود موشک می توانیم دهها هزار نفر از صهیونیست ها را به جهنم بفرستیم.»

محسن رضائی که گویا خاطره و نقش کلیدی خود را در شکست در جنگ با عراق و خوراندن «جام زهر» به آیت اله خمینی از یاد برده است، «اگر»ی راکه درمقابل حمله اسرائیل می گذارد، با تحلیلی همراه می کند: «تهدیدات اخیرمقامات درمانده رژیم صهیونیستی درراستای تحت الشعاع قراردادن روز قدس وکنفرانس بین المللی جنبش عدم تعهد است.»

خلوت ترین روز قدس در ایران که حضور مختلط و روزه خواری در آن هم جایز است، برگزا ر می شود و نوبت به سومین تلاش «نظام» برای نمایش عدم انزوای جهانی و جمع آوری دوست برای نجات سوریه است. «نشست مشورتی تهران در باره سوریه» با بی اعتنائی طرفهای اصلی درگیر به بن بست تبدیل شد. محمود احمدی نژاد که به گفته محمد رضاباهنر، «نظام» دارد تحملش می کند تا سال آخر را به انجام برساند، «بدون حضور در نشست پايانی اجلاس فوق العاده سران سازمان کنفرانس اسلامی» با دست خالی به تهران بازگشت. روزنامه جمهوری اسلامی دولت ايران را «بازنده» نشست فوق العاده خواند و سایت محسن رضائی –ـ بازتاب-ـ حسابی رئیس جمهور را کیسه کشید: «پس از گذشت هفت سال تندروی و حرکت های سوپر تهاجمی طرفداران احمدی نژاد در سیاست خارجی، در سال پایانی دولت احمدی نژاد وی شتابان و دوروز زودتربه اجلاسی که علیه مواضع سوریه در عربستان تشکیل شده می رود و با پادشاه بحرین که صدا و سیما و رسانه های داخلی از حکومتش به عنوان قاتل شیعیان و رژیم آل خلیفه یاد می کند، مصافحه می کند و امیرعبدالله، پادشاه عربستان که رسانه های رسمی کشور تا به حال چند بار خبر مرگش را جشن گرفته اند، در آغوش می فشارد و با او معانقه می کند و با افتخار در کنار وی می نشیند.»

بازتاب از «مهرورزی معجزه هزاره سوم با سران دیکتاتور جهان عرب» تصاویری منتشرمی کند که مایه شرم هرایرانی است. اجلاس مکه هم بدون توجه به دعوای گرگها در جمهوری اسلامی، رای به تعلیق عضویت سوریه می دهد.

همه تخم مرغ های دو زرده ویژه «نظام» می ماند برای اجلاس تهران. هزینه ای بسیار ناچیزهم دارد که جان می دهد برای دست انداختن «اقتصاد مقاومتی». اجلاس سران عدم تعهد، علاوه بر هزینه های سنگینی که به دلیل تعطیلی پنج روزه پایتخت به اقتصاد در شرایط تحریم کشور وارد می کند، صدها میلیارد تومان هزینه مستقیم نیزدربردارد:

«۱۲۰ میلیارد تومان برای بازسازی و ساخت اماکن تشریفاتی، ده ها میلیارد تومان برای اقامت بیش از ده هزار مهمان خارجی در تهران و مناطق توریستی کشور، خرید ۲۰۰ بنز تشریفاتی اس ۵۰۰ هر یک به قیمت حدود ۳۵۰ میلیون تومان برای تیم های اصلی، خرید صدها خودروی سوزوکی به بهای حدود ۸۰ میلیون تومان، برای تیم های همراه، و….»

بازتاب تخمین می زند این اجلاس «هزینه ای بالغ بر صدها میلیارد تومان را به بیت المال تحمیل» کند. طبق معمول بخش ناقابلی از این رقم به سپاه تعلق می گیرد که مسوول امنیت شهر تهران در زمان برگزاری این اجلاس است. نیروی انتظامی هم حتما بی بهره نمی ماند که احمدرضا رادان٬ جانشین فرمانده نیروی انتظامی- همان عامل اصلی جنایت های کهریزک- می گوید:»این نیرو در طول مدت برگزاری اجلاس با کسی شوخی ندارد».

حدود یک هفته مانده به اجلاس هنوز از مهمانان خبری نیست. اخبارمتناقصی در باره حضور یا غیبت شخصیت های مهم از جمله دبیر کل سازمان ملل، پادشاه عربستان، رئیس جمهور مصر و نخست وزیر ترکیه منتشر می شود.

علی لاریجانی، رئیس مجلس شورای اسلامی، درمورد «انصراف» دبیرکل سازمان ملل می گوید: «اگر سازمان ملل از حضور در اجلاس غیرمتعهد‌ها کنار بکشد به طور حتم کوچک‌تر می‌شود. امیدواریم‌بان کی مون طوری کار کند که ساختار سازمان ملل ضربه نبیند.»

وزارت خارجه آمریکا اعلام می کند: «جمهوری اسلامی «لیاقت» میزبانی سران کشورهای غیرمتعهد را ندارد.»

رضا تقی زاده- تحلیل گر سیاسی- چشم اندازی رانشان می دهد که برگزاری اجلاس تهران درهر سطح آن رااز چشم نمی اندازد: «دليل علاقه وافر جمهوری اسلامی به بزرگ نمايی رونق اجلاس جنبش در تهران نمايش گريز از انزوا و بی تاثير ماندن تحريمها است. جنبش عدم تعهد که به بهانه ميزبانی شانزدهمين اجلاس آن تهران برای بيش ازهفت روز به حال تعطيل درآمده، باشگاه سياسی پرهزينه ای است که قدرت تاثير گذاری در روند تحولات جهانی را از دست داده است.»

هدف اصلی»نظام» تاثیر برروند تحولات درسوریه است؛امری که محسن رضائی بصراحت تمام اهمیت آن رابرزبان می آورد:»‌با قاطعیت اعلام می‌کنم که ما درسوریه با فینال نهایی ایران و آمریکا روبه‌روهستیم. باید به این نکته توجه کردکه اگر سوریه به دست آمریکا بیفتد بیداری اسلامی کلا دراختیارآمریکایی‌ها قرارمی‌گیرد.»

«ویلی ویمر» که سالهای دراز مشاور»هلموت کهل» صدراعظم پیشین آلمان در سیاست دفاعی بوده است، برنده فینال سوریه را درچنین موقعیتی می بیند: «کسی که پای به سوریه بگذارد هدفش رسیدن به محور ارومچی ــ پکن از طریق تهران است. محور دوم رسیدن به مسکو از طریق سوریه و قفقاز است.»

در سوریه حوادث با گام های سریع پیش می رود. اخضر ابراهيمی به عنوان نماينده سازمان ملل برای حل بحران سوريه برگزيده می شود. اوباما به اسد هشدار می دهد: «استفاده از سلاح شيمیايی برای آمريکا خط قرمز است.»

عبدو حسام الدین، معاون سابق وزیرنفت سوریه که چند ماه پیش گریخته است، به تلویزیون العربیه می گوید: «فاروق الشرع، معاون ریاست جمهوری در حصر خانگی است.»

فاروق الشرع جدی ترین نامزد برای انتقال قدرت در سوریه است.

قدری جمیل معاون نخست وزیر سوریه در راس هیاتی به مسکو می رود. سرگئی لاوروف، وزیر خارجه روسیه، دردیدار با او حرفی می زند که روز بعد معنایش روشن می شود: «تلاش های دولت سوریه برای پایان دادن به خشونت های ۱۷ ماهۀ این کشور کافی نیست. دولت سوریه در جهت درست گام برمی دارد ولی این گام ها کافی نیست. واقعیت این است که بخش عمده ای از مردم از اوضاع کنونی ناراضیند و به همین دلیل آشتی ملی در اولویت قراردارد».

قدری جمیل، از سخنان وزیر خارجه یکی ازمهمترین متحدان سوریه رازگشائی می کند: «سوریه آماده گفت و گو در مورد استعفای بشار اسد است. پیش شرط استعفا برای آغاز گفت و گو به معنای بستن هر گونه راه برای گفت و گوست. آشتی ملی تنها ابزار توقف هر چه سریع تر خون ریزی است. کشورهای خارجی تنها کاری که باید انجام دهند فراهم کردن زمینه گفت و گوست.»

به نظر می رسد مواضع اتحادیه عرب، اروپا و آمریکاو روسیه درجائی بهم رسیده اند: فرمولی شبیه یمن یا مصر برای خداحافظی با دیکتاتور دمشق. بشار اسد می رودو علی می ماند و حسن نصراله و نقدی و حسن فیروزآبادی که هنوزد رکار آزادی سپاهیان «زائر» اعزامی به سوریه مانده و وامانده اند.

ارتش آزاد سوریه که علیه شکنجه و خشونت در باره دستگیرشدگان موضع مخالف می گیرد، رسما اعلام می کند۴۸ نفری که تصاویرشان منتشرشده از «جانیان مواجب بگیر جمهوری اسلامی» بوده وباهدف مبارزه با مخالفان سوری به این کشور سفر کرده اند. تصاویر و مشخصاتی که از دستگیر شدگان در فضای مجازی منتشر می شود آنها را فرماندهان سپاه در آذربایجان معرفی می کند.

سرتیپ مالک الکردی، فرمانده عملیات و نایب رییس ارتش آزاد سوریه می گوید: «اگر حکومت ایران حقوق و شان انسانی مردم خود را محترم بشمارد و نیز تلاش کند کشتار در سوریه متوقف شود، گروگانهای ایرانی را آزاد می کنیم.»

به ماه آخر تابستان رسیده ایم. فینال سیاسی «نظام» با آمریکا که هیچ ربطی به منافع ملی ایران ندارد و مردم درآن صاحب کمترین نقش درتصمیم گیری نیستند، درسوریه مدت هاست شروع شده است. پایه استراتژی «نظام» که هزینه ای افسانه ای برای تحقق آن صرف شده، تشکیل خط مقدم جبهه مبارزه با آمریکا وحذف اسرائیل در بیرون ازایران است. ازاین منظرنبرددمشق با جدال درتهران فرقی ندارد. نعره های هراس حسن نصراله هم ازتماشای این فینال هولناک مایه می گیردکه در آن بساط بازیگران ذخیره حزب الله جمع و شوت نهائی روانه دروازه تهران می شودکه دروازه بانش درمحاصره نظامیان در بیت نشسته و گوش بر فریاد مربی، سوت داورو میلیونها تماشاگر بسته است که بااندوه وخشم «ایران، ایران» می کنند.

آیت اله یوسف صانعی بااین فریاد همراه است: «باید همه به هر نحو ممکن تلاش کنیم تا این جنگ احتمالی رژیم صهیونیستی بر علیه ایران رخ ندهد، چرا که در صورت رخ دادن این اتفاق، اگر چه رژیم صهیونیستی بیشترین صدمه و لطمه را خواهد دید، کشور ایران نیز صدمه می بیند، چرا که در جنگ نان و حلوا تقسیم نمی کنند.»

حرفی که روز چهارشنبه علی اکبر صالحی می زند و دقیقا همان سخنان احمد وحیدی و محسن رضائی است، خبراز «تحلیل نظام» از شرایط می دهد: «وظيفه ما اين است كه اين‌تهديدها را جدي بگيريم. اما اسراييل در جايگاهي نيست كه بخواهد چنين كاري كند. اگر واقعا مي‌خواست چنين كاري كند اين قدر داد و فرياد نمي‌كرد و اين اقدامات بيش‌تر جنبه‌ي رواني و تبليغاتي دارد.»

تاریخ نشان خواهد که «احمق»ها در اسرائیل هستند ویا زمام ایران را در دست دارند.

و هفته تمام می شود باصدای بنان که ترانه میهنی ابدی را فریاد می کند:

ای ایران، ای مرز پر گهر 

ای خاکت سرچشمه هنر

دور از تو اندیشه بدان

پاینده مانی تو جاودان

ای دشمن ارتو سنگ خاره ای من آهنم

جان من فدای خاک پاک میهنم

مهر تو چون شد پیشه ام 

دور از تو نیست اندیشه ام

در راه تو، کی ارزشی دارد این جان ما

پاینده باد خاک ایران ما

سنگ کوهت دُر و گوهر است

خاک دشتت بهتر از زر است

مهرت از دل کی برون کنم 

برگو بی مهر تو چون کنم

تا گردش جهان و دور آسمان بپاست

نور ایزدی همیشه رهنمای ماست

مهر تو چون شد پیشه ام 

دور از تو نیست، اندیشه ام

در راه تو، کی ارزشی دارد این جان ما

پاینده باد خاک ایران ما

ایران، ای خرم بهشت من

روشن از تو سرنوشت من

گر آتش بارد به پیکرم 

جز مهرت در دل نپرورم

از آب و خاک و مهر تو سرشته شد گلم

مهرت گر برون رود تهی شود دلم

مهر تو چون، شد پیشه ام 

دور از تو نیست، اندیشه ام

در راه تو، کی ارزشی دارد این جان ما

پاینده باد خاک ایران ما

دارد دیر می شود

حیدربابا، یوْلوم سنَّن کج اوْلدى

 عؤمروْم کئچدى، گلممه دیم، گئج اوْلدى

 هئچ بیلمه دیم گؤزللروْن نئج اوْلدى

 بیلمزیدیم دؤنگه لر وار،‌ دؤنوْم وار

 ایتگین لیک وار، آیریلیق وار، اوْلوْم وا

حیدر بابا مسیر زندگیم عوض شد

عمر گذشت و الان دیر است

 وای که نفهمیدم زیبا رویانت را چه شد

حیدر باباست که فغان می زند ودراندوه سرایران،آذربایجان دلاور، سنت همیشه نگاه هفته را دیگرمی کند و شعر اندوه را بر آغازش می گذارد. فریاد حیدر بابا در سراسر میهن می پراکند. در شبکه های اجتماعی زلزله می افکند و به جهان شعله می اندازد. رهبر «نظام» که دراندوه غزه ولبنان گلومی درد،حتی نسبش به سرزمین شیران رابدست فراموشی می سپارد و چندان طولانی سکوت اختیارمی کند که لعنتی دیگرنصیبش می شود. رئیس جمهور «نظام» که افتخارش ساختن خانه های ضدزلزله درونزوئلاست است، فوت مادررئیس جمهورسیرالئون را تسلیت می گوید،ودر تاریخ چنین ثبت می شود: «بدون توجه به زلزله و مواضع عربستان احمدی نژاد شال و کلاه کردرفت زیارت.»

درعربستان که نشست سازمان همکاری اسلامی دو روز بعد از ورود «پرزیدنت جمهوری اسلامی» برگزار می شود،تنها شهردارمدینه منتظر اوست. بشار اسد را به این اجلاس دعوت نکرده اند. همین چند روزپیش «محمد عمرو» وزیر خارجه دولت مصر، درحاشیه نشست وزیران امورخارجه كشورهای اسلامی در جده به علی‌اكبر صالحی، گفته است: «مصرازجمهوری اسلامی که دارای رابطه ای قوی با دولت سوریه است،انتظار دارد كه به سوریه نسبت به عواقب ادامه وضع کنونی آگاهی بدهد.»

پیام روشن وزیر خارجه مصر، نسخه دیپلماتیک موضع آمریکاست: «جمهوری اسلامی از کشتار بی‌رحمانه مردم سوریه به‌دست بشار اسد پشتیبانی می‌کند.»

و جمهوری اسلامی تازه «نشست بی حاصل تهران برای کمک به بشار» اسد را به پایان برده و با بنین، موریتانی و زیمبابوه برای آینده سوریه به توافق رسیده است.احمدی نژاد در این نشست برای سفرا و کارشناسان برخی کشورها سخنرانی کرده است، بی آنکه حتی یکبار نام «سوریه» شنیده شده باشد.بی اعتنایی کشورهای درگیر در مناقشه سوریه از جمله عربستان، قطر، ترکیه، روسیه، چین، اردن، لبنان و مصر، و تمسخر اجلاس مشورتی تهران در محافل خبری جهان دو دستاوردی است که برای «نظام» می ماند.

وحالاتدارک اجلاس عدم تعهد درتهران را می بینند که اولین ارمغانش ۱۰۰ میلیارد تومان هزینه و ۵ روزتعطیلی است.رئیس جمهورهم که نامه در خواست حذف تتمه اختیاراتش را دو نفر از وزرای اخراجی- مصطفی پور محمدی، کمال خرازی- نوشته و روی میز «مقام معظم» گذاشته اند، خودش را درنهایت «عزت و قدرت» به اجلاس جده رسانده تاشاید کسی دعوت حضور در نشست تهران را بپذیرد.

موضوع اصلی در جده و تهران» سوریه » است که وضعیتش را گرهارد شیندلر رئیس سرویس اطلاعاتی آلمان برای نشریه «دی ولت» شرح می دهد و با مقدمه قابل توجه ای: «سازمان اطلاعاتی آلمان دارای اطلاعاتی دقیق پیرامون اوضاع این کشور است و این اطلاعات بصورت «تصادفی» یا با «خوش‌‌شانسی» بدست نیامده است. مخالفان مسلح با تحمیل جنگ چریکی به ارتش سوریه سبب فرسایش فزاینده آن خواهند شد و رژیم اسد آخرین مراحل حیات خود را طی می کند.»

هفته ایست که تلاش «نظام» برای نجات «زائران» دستگیر شده توسط ارتش آزاد سوریه به جائی نرسیده و این «بازنشستگان» ارتش وسپاه هنوز اسیرند که «احمد صطوف» یک گزارشگر عرب وابسته به جمهوری اسلامی در شهر حمص ربوده می شود. دفتر این شبکه تلویزیونی هم به دست «شورشیان» مورد حمله قرار می گیرد و تخریب می شود.

زمزمه مطبوعات امریکا «پس از اسد نوبت حزب الله لبنان» است ازواشنگتن پست بگوش می آید: «حزب الله لبنان درسرکوب مخالفان سوری دست دارد وامریکا اطلاعاتی در دست دارد که نشان می دهد حزب الله لبنان برای انجام عملیات تروریستی در برخی کشورهای اروپایی در آینده برنامه ریزی می کند.»

میشل سماحه وزیر سابق اطلاع رسانی لبنان معروف به «دوست نظام اسلامی ایران» در لبنان بدام می افتدو روشن می شودکه هدف سماحه، بمب گذاری در مناطق مسیحی نشین لبنان، ترور بطرس صُفیر رهبر مذهبی مسیحیان مارونی و متهم کردن سنی ها در این کشور برای انتقال بحران سوریه به لبنان از طریق درگیری های فرقه ای بوده است. ناظران بلافاصله می گویند: «این نقشه حتما درمحور تهران- دمشق تهیه شده است.»

لئون پانه‌تا، وزير دفاع آمریکا، باردیگرازنقش «نظام» درسوریه پرده برمی دارد: «ايران در بسياری ازمسائل نقشی پر اهميت‌تر در سوريه ايفا می‌کند. نشانه‌هايی وجود دارد مبنی بر اينکه ايران در حال تشکیل و آموزش گروه‌هاي شبه نظامی در سوريه برای نبرد در کنار نيروهای دولتی اين کشور عليه مخالفان است.»

رياض فريد حجاب، نخست وزير پيشين سوريه، در نخستين حضور رسانه‌ای خود پس از اعلام جدايی، اخبار مهمی را در اختیار رسانه ها می گذارد: «نيروهای بشار اسد، تنها کنترل حدود ۳۰درصد سوريه را به طور کامل در دست دارند. با توجه به تجربه‌ای که دارم و پستی که در آن بودم، تاکيد می‌کنم که نظام از لحاظ اخلاقی مادی، اقتصادی و نظامی فروپاشيده و بر بيشتر از ۳۰درصد مساحت سوريه کنترل ندارد.»

معناومفهوم این خبراین است که راه دمشق به تهران خیلی نزدیکترشده است. «نظام» برای نجات این سی درصدبجان می زند. آخرین راه ظاهراتوسل به غیرمتعهد هاست. هیچ چیز نباید آن را تحت الشعاع قرار بدهد، حتی زلزله و فروریختن خانه هائی که میلیاردهای نفتی می توانست صرف مقاوم سازی آنها بشود. نخستین فرمان، سکوت و سانسور است. بسیج در شبکه های اجتماعی، حضورمردم و انعکاس جهانی بی تفاوتی «نظام» بر این سکوت غلبه می کند. اززیر آوارهای زلزله، جرقه کوچکی ازآتش پنهان فضای استبدادی راروشن وسیاست سکوت رامغلوب می سازد. پایوران و بلندگویان «نظام» به صحنه می آیند. امام جمعه قم، آیت الله سعیدی، می گوید: «دانشمندان ما باید تحقیق کنند، ببینند در این موقعیت حساس واقعا این حادثه آذربایجان زمین لرزه بوده، که سرمنشاء ان فساد و بی حجابی است، یا از طرف استکبار و صهیونیزم یک نوع حمله نظامی یا یک زلزله سیاسی به ما وارد شده است.»

دانشمندان تحقیق را تازه شروع کرده اند که ناطق نوری رئیس دفتر رهبری، از نتیجه پر س وجو در باره سخنان یک سال پیش آیت اله سعیدی خبر می دهد. ایشان از یا علی گفتن سید علی خامنه‌ای در هنگام تولد پرده برداشته بودند و حالا ناطق نوری می گوید: «مزخرف گفته اند.»

در شبکه اجتماعی دو بریده روزنامه مثل سند رسوایی دست بدست می شود. در بریده نخست رئیس سازمان مدیریت بحران کشور از «امضای توافقنامه باحوزه علمیه برای کاهش بلایای طبیعی» خبر می دهد. بریده دیگر عکس های احمدی نژاد و هوگو چاوز را درکنار ساختمان های نو ساز ونزوئلا و ویرانه های زلزله نشان می دهد که انگار گرداین عبارت از چرخیدن نمی مانند: «ساخت واحدهای مسکونی مقاوم با استاندارد های جهانی در ونزوئلا توسط ایران.»

دکتر فرهاددانشجو رئیس دانشگاه آزاد، برای آنکه تاریخ علم هم از زلزله آذربایجان ثمری ببرد «پیام واقعا متفاوتی » می دهد: «زلزله زدگی، تلنگری است بر جان و جهان همگان! هیچ بلا و مصیبتی، فقط برای دیگران نیست. چرخ بازیگر، از این بازیچه‌ها بسیار دارد، اینها همه جزر و مدهای دنیاست…»

علی لاریجانی،رئیس مجلس شورای اسلامی «گزارش محرمانه‌ای» را به مجلس ارائه می کند. قاعدتابایدطبق معمول «سرکوب» بعنوان راه حل دردستور کار قرارگرفته باشد که سپاه با تمام نیرو در صحنه حاضر می شود. پاسداران با «امنیتی کردن جو» مناطق زلزله زده، انبار وتوزیع کمک‌های ارسالی را دردست خود می گیرند وازفیلم‌برداری و عکس‌برداری توسط خبرنگاران در این مناطق جلوگیری می‌کنند.

پروفسوربهرام عکاشه،پدرزلزله شناسی ایران، دست روی اصل ماجرا می گذارد: «اگر این زلزله ساعت ۵ صبح رخ می‌داد همانند زلزله بم چندین هزارکشته برجای می‌گذاشت‌. درهیچ جای دنیا زلزله ۶ریشتری کشته نمی‌دهد،درنهایت حداکثر باید۱۰ نفردراین زلزله زخمی شوند،درحالی که به دلیل ساختارنامناسب ساخت وساز‌ها شهر‌ها وروستاهای ما دراین زلزله بسیار آسیب دیده‌اند و این نشان می‌دهد که مدیریت بحران ما در مقاوم سازی بسیار مشکل دارد.‌»

هیچ جای دنیا زلزله۶ریشتری کشته نمی‌دهد وهیچ جای دنیا از خرابی، گرفتاری، گرانی و بیکاری بوی سعادت و نجات بر نمی خیزد جز «نظام» مقدسی که امام جمعه اش در قلب پایتخت ازاینهمه «بوی پیراهن یوسف» می شنود. آخوندی – نامش کاظم صدیقی- د رخطبه های نماز جمعه فریاد می کشد: «همه دنیا امروز گرفتار گرانی و بیکاری است و ما این را مقدمه حضور امام عصر می‌دانیم و بوی پیراهن یوسف به مشام می‌رسد،» و بر اساس برنامه «اقتصاد مقاومتی» تحمل فشارناشی از تحریم ها را به «حماسه حسینی» پیوند می زند: «اما آن‌چه مسلم است این‌ها فرزندان عاشورایی هستند و فشارها ملت حسینی ما را نورانی‌تر می‌کند».

یکی از کسانی که تحمل فشارهارا برای نورانی شدن آغاز کرده «آقازاده» سلطان بی تاج وتخت خراسان، عباس واعظ طبسی یاربسیار نزدیک «رهبر فرزانه» است. مصطفي واعظ طبسي، پسر كوچك آیت الله واعظ طبسی توليت آستان قدس رضوی فقط برای شروع تحمل،یک و نیم میلیارد تومان ناقابل از بودجه آستان قدس را اختیارفیلمسازآماتوری قرار داده که البته دخترخانمی است بنام سحر ریحانی که در هنر ایران نه سر پیاز است و نه ته پیاز. ایشان هنگام زیارت حاج آقا واعظ طبسی را دیده اند و به ایشان گفته اند: «حاج‌آقا دوست دارم پولدار بشم».

معلوم نیست بااین وجه ناچیز نور چشمی حاج آقا تا کی می توانند فشار ناشی از تحریم ها را تحمل کنند، هرچه هست تحریم ها با شدت تمام ادامه دارد. خبرگزاری رویترز از کاهش ۶۰ درصدی واردات نفت خام ترکیه از ایران طی ماه جاری خبر می دهد. عراق جای ایران را د راوپک که می گیردهیچ، حتی مالزی هم از ایران می رود.صنایع نفت زیر فشار تحریم ها درحال خرد شدن هستند. «نظام» بدون اطلاع دولت تانزانیا ۳۶ نفتکش خود را به اسم این کشور ثبت می کند تابتواند تحریم های نفتی را دور بزند.

اسد الله عسگر اولادی، نزدیک به حزب موتلفه و یکی از چند سلطان واردات ایران که هفته پیش گفته بود «شلاق تحریم ها را بر تن حس می کنیم. با خون دل قادر به تهیه مایحتاج مردم هستیم،» این هفته می گوید: «دولت ايران بايد دست به ذخيره سازی کالاهای اساسی مورد نياز مردم، برای مدت۶ تا ۸ ماه بزند. دولت بايد مانند زمان جنگ مصرف کالاها را مديريت کند.»

لابد بخش عمده ای از وجه ناقابل «ذخیره سازی» نصیب چین می شود که قرار است حجم مبادلات با آن از۴۵ میلیارد به بیش از ۷۰ میلیارد دلار برسد. سهم ر وسیه هم حتما محفوظ است. بی دلیل نیست که روسیه به تندی از تحریم های جدید آمریکا علیه «نظام» انتقاد و آنها را»باج خواهی آشکار» و «نقض فاحش قوانین بین المللی» توصیف می کند.

تازه ترین خبرها حاکی است: «كوپن به اقتصاد ايران بازمى‌گردد، اما اين بار در قالب «كارت الكترونيك». كميسيون اقتصادى مجلس طرحى را در دست تدوين دارد كه در صورت تصويب نهايى منجر به سهميه‌بندى كالاهاى مصرفى و عرضه آنها از طريق كارت الكترونيك مى‌شود.»

درهفته ای که نشریه ویکلی استاندارد «مقام معظم رهبری»را خطرناک ترین مرد جهان می خواند و پروسه جانشینی آیت اله خامنه ای را با بن لادن تسریع می بخشد، در مشهد خدمت رئیس دفتر بازرسی اش می رسند.

«دکتر» سعید قاسمی، عضو ارشد انصار حزب‌الله،هم اورا تهدید می کند: «اگر به تضعیف دولت ادامه دهد، انصار حزب‌الله عنان پاره می‌کند و سراغ او می‌رود، همان ‌طور که در مشهد دیدیم.»

روزنامه ایران هم با تیتر «ویلا و اسب را کنار بگذار و مثل اول انقلاب بیا وسط میدان» از واکنش یکی از فرماندهان دفاع مقدس به سخنان اخیر ناطق نوری درباره رزمندگان خبر می دهد.

دانشگاه فردوسی مشهد، در تابستان میزبان دانشجویان شرکت کننده در طرح ولایت است که از سراسر کشور به مشهد آورده شده و قریب دو ماه تحت تعلیم استادان موسسه آیت الله مصباح یزدی قرار می گیرند.

همه چیز نشان می دهد که شاگردان خوبی هستند و تعلیمات را به تمامی فرا گرفته اند.

وقتی بررئیس بازرسی مقام دفتری چنین می رود،تعزیر و شکنجه ۱۴ زندانی سیاسی در شب های قدر، قابل تصور است. البته از مزایای آزادی در جمهوری اسلامی این است که این زندانیان را که عده ای شان روزنامه نگار هستند و برخی فعال سیاسی به نوبت شلاق می زنند که حق کسی ضایع نشود.

در آخرین روز هفته خبر از «خداحافظی بیت رهبری با زرشک‌پلو با مرغ» می رسد و لوبیا پلو جایگزین آن می شود. چشمان آیات عظام که بعضا دو سال از خدا کوچکتر هستند بکارمی افتد تا در همان زمان که سفینه کفار در مریخ چرخ می زنند، هلال ماه را رویت و رسیدن عید فطر را اعلام کنند. «رهبر مسلمین جهان» هم برای اقامه نماز عید به جای مصلی به دانشگاه تهران خواهند رفت تا درحضور مردمی که بطورخود جوش توسط ۴ هزار اتوبوس و بیمه مجانی آورده می شوند، مسائل جهان را حل کنند.

جهان، با نفسی که در سینه حبس شده تا یکشنبه برسد، منتظر است که عکسی ازعلی اکبر صالحی منتشر می شودکه در هواپیمای آمریکائی نماز می خواند. در یک هواپیمای دیگر هم جی کارنی، پاسخ خبرنگاران رامی دهد: «آمريکا «ديد» و «چشم هایی» در درون برنامه هسته ای ايران دارد و چنانچه تهران به پيشرفتی در جهت ساخت سلاح هسته ای دست يابد از آن مطلع خواهد شد.»

حرف هایش شبیه رئیس سازمان اطلاعات آلمان در باره سوریه است. سخنگوی کاخ سفيد، بار ديگر تاکيد می کند :»ما همچنان باور داريم که هنوز زمان و فضا برای ديپلماسی وجود دارد، اين فرصت نيز برای ايران وجود دارد که از چنين اين فرآيندی استفاده کند.»

حرف های سخنگوی کاخ سفيد به نوشته نیویورک تایمز پیوند می خورد: «واشينگتن به «شرکايش» به طور شفاف و صريح تاکيد کرده است که هنوز زمان برای پيگيری مسير ديپلماتيک از طريق رويکرد دو مسيره به همراه تشديد تحريم ها وجود دارد.»

خط سرخی است که از دو متن می گذرد و به اسرائیل می رسد. روزهائی است که گزارش های بی شماری در رسانه های اسرائيلی از نزديک بودن زمان حمله اسرائيل به تأسيسات هسته ای ايران خبر می دهد. آخرین سخنان بنيامين نتانياهو بر آتش نفت می پاشد: «خطر هسته ای شدن ايران بزرگ تر از هر تهديد ديگری برای اسرائيل است. دارد دیر می شود.»

در اسرائيل گمانه زنی های زيادی وجود دارد حاکی از اينکه نقشه بنيامين نتانياهو انجام عمليات نظامی در هفته های آينده و قبل از برگزاری انتخابات رياست جمهوری در آمريکاست.

مجموعه گزارش های رسانه های اسرائيل و اظهارنظرهای مقامات اين کشور اين احتمال را تقويت می کند که زمان حمله در اواخر شهريور و يا مهر ماه، اندکی پيش از انتخابات رياست جمهوری آمريکا یعنی ششم نوامبر،برابر شانزدهم آبان خواهد بود. يوسی ملمن يکی از برجسته ترين روزنامه نگاران روزنامه هاآرتص به راديوی اسرائيل می گوید: «حمله در ماه اکتبر – مهرماه- خواهد بود.»

ماتان ويلنای، وزير دفاع غيرنظامی اسرائيل، در آخرین ساعات چهارشنبه می گوید: «جنگ احتمالی با ايران در چند جبهه خواهد بود و حدود يک ماه طول خواهد کشيد.»

امردادماه در فضائی چنان توفانی پایان می گیردکه «کودتای ۲۸ مرداد» در سایه می ماند.

برای اسرائیل به گمان نخست وزیرش «دارد دیر می شود» و برای ایران به زبان حیدر بابا «الان دیر است».

همه حوادث نشان می دهد نقشه فروپاشی ایران به نحوه «شوروی» ازهمه نزدیکتر است: «بالا بردن هزینه نظامی تاحد ممکن، فشار روزافزون تبلیغاتی و فرو ریختن پایه های اقتصادی.»

اسرائیل بر طبل جنگ می کوبد. آمریکا تحریم و فشار را پیش می برد و «زمان» را در این سمت تنظیم می کند: «از آنجا که زمان و فضا همچنان وجود دارد، دليل کافی برای ادامه مذاکرات ۱+۵ وجود دارد.»

تحلیل لوموند می گوید که اروپا هم با آمریکا همراه است: «هنوز برای کنار گذاشتن دیپلماسی زود است.»

و ایران، در جست و جوی فرصت است که سر بر دارد. ستارخان و باقرخان از ویرانه های زلزله می آیند و درماه انقلاب مشروطه دست در دست همه ایرانیان می دهند و میهن را از ویرانی و جنگ و نابودی نجات می بخشند.

جواداکبرین، فضا را چنین می بیند:

روزنامه کیهان، دو روز پس از زلزله آذربایجان در ستون خبر ویژه‌اش نوشت: «اتفاق پيش آمده بهانه خوبي براي تجديد سازمان و تجديد روحيه گروه‌هاي از هم پاشيده اپوزيسيون است» اما اشتباه می‌کند؛ زلزله، «بهانه» نیست؛ بلکه یکی و تنها یکی- از بسترهایی است که مردم دیوار سانسور را می‌شکنند و یکدیگر را پیدا می‌کنند و به کمک هم می‌شتابند.»

و حیدر بابا سخنی راکه با اندوه آغاز کرده بود، با شادی به پایان می برد:

حیدربابا، سنوْن گؤیلوْن شاد اوْلسون

دوْنیا وارکن، آغزون دوْلى داد اوْلسون

حیدر بابا دلت شاد باشد

تا دنیا دنیاست دهنت شیرین