پایین کشیدن کرکره

هفته سوم آبان ماه نقش وقت استراحت دو نیمه را دارد. سه شنبه، انتخابات ریاست جمهوری آمریکا برگزار می شود و «نظام» که سی و سه سال است مدام توی دهن آمریکا واستکبار زده، «پایین کشیدن کرکره» ها را در برنامه قرار می دهد تا معلوم شود نامزد جمهوریخواهان به کاخ سفید می رود که می خواهد همین فردا دستور حمله نظامی را بدهد و یا کاندیدای دمکرات ها که فعلا باجنگ مخالف است و روی مذاکره پا می فشارد.

سردارسعید قاسمی به کسانی که خواستار مذاکره با آمریکا هستند٬هشدار می دهد: «امروز برای پایین کشیدن کرکره هم دیگر وقت گذشته وهمه پل‌های پشت سرمان خراب شده است.»

پایوران حکومت تابلوی تشکر از «فصل الخطاب» پدر دلسوز، را بر سر در دکان های رنگارنگ سیاسی می آویزند.همه از خیانت می گویند و رگبارها محمود احمدی نژاد رانشانه می روند که یکی از اتهاماتش قصد مذاکره با آمریکاست. «پدر دلسوز» که خطابش به وِیژه به روسای سه قوه سر تاپا «مستقل» است، اختلافات علنی سران این قوا را «خائنانه» دانسته و همه را به وحدت و سکوت خوانده است. دو برادر لاریجانی – علی و صادق- در نقش غلامان خانه زاد اعلام «اطاعت» کرده اند و رئیس قوه سوم که در سرازیری ابوالحسن بنی صدر ومحمدخاتمی افتاده، درنامه اش چنین نکرده است. مجلس «مستقل»، نامه پرسش از احمدی نژاد را اعلام وصول و روح الله بیگی، نایب رئیس کمیسیون اقتصادی و عضو فراکسیون رهروان ولایت، فرمانده حمله را معرفی می کند: خامنه‌ای با سؤال از احمدی‌نژاد مخالف نیست.

هفته ایست که اصولگرایان به تلاش هاشمی رفسنجانی واکنش نشان می دهند و»دولت ائتلافی، فتنه جدید» را وارد مباحثات سیاسی می کنند. پرچم حمله را داده اند به جعفر شجونی، تابگوید: «در هیچ جای دنیا درشرایطی خوبی که در ایران است، به سراغ دولت وحدت ملی نمی روند. این طرح در زمان بحران در یک کشور مطرح می شود.»

رئیس مجمع تشخیص مصحلت «برهه کنونی انقلاب و نظام اسلامی را حساسترین دوره و مهم‌ترین امتحان برای مردم و مسئولان» می خواند وبه دیدار پسرش مهدی می رود که از سلول انفرادی به بیمارستان آورده شده است. چهره برکشانده خامنه ای به رهبری ایران که دخترش فائزه هم در زندان است، در تصاویر منتشرشده خیلی گرفته و مغموم است. معلوم نیست سخنان مادر ستار بهشتی را شنیده است یا نه: «ساعت ۱۲ ظهر سه شنبه هفته قبل آمدند و ستار را توی خانه بازداشت کردند، هیچ توضیحی هم ندادند تا دیروز که تماس گرفتند و گفتند بیایید جنازه را ببرید».

ستار بهشتی وبلاگ نویس جوان، آخرین قربانی «نظام» تا این لحظه است. او هم مانند فرزندان «بهشتی» و «هاشمی» سرنوشتشان دست آقازاده «خامنه ای» است که به شهادت مصطفی تاج زاده همه امور امنیتی را رصد و هدایت می کند. «آقا مجتبی» حالا درراس نیروهائی قرار دارد که سی و سه سال است می گیرند و می برند ومی کشند. یکیشان – مصطفی پورمحمدی- از عاملان اصلی کشتار تابستان ۶۷ و رئیس فعلی سازمان بازرسی کل کشورکه- می گوید: «خواهی نخواهی تحریم‌ها و فشارهای خارجی بر وضعیت اقتصادی تاثیرگذار است.»

محمد رضا رحیمی، معاون اول دولت، اعتراف می کند: «توانایی فروش نفت را نداریم» و توضیح می دهد: «شرايط کشور خوب نيست و تحريم ها شرايط را برای ما سخت تر کرده است. حتی اگر هم نفت را بفروشیم، برای دریافت پول با مشکل روبه‌روهستیم.»

نظرغلامرضا مصباحی‌مقدم، رئیس کمیسیون برنامه، بودجه و محاسبات مجلس، این است که «شرایط اقتصادی کشور شرایط مطلوبی نیست» وپیش‌بینی‌ می‌کند که دولت تنها در سال جاری، «۷۴ هزار میلیارد تومان» کسری بودجه داشته باشد.

هيات وزيران جمهوری اسلامی صدور پنجاه و دو قلم کالا از کشور را ممنوع اعلام می کند. از مواد غذايی مثل تخم مرغ و روغن نباتی گرفته تا کالا هايی چون لاستيک خود رو و کاغذ، جزو اقلام ممنوعه هستند.

فریدون خاوند-ـ تحلیل گر اقتصادی-ـ علت را توضیح می دهد: «در شرايط خاص اقتصادی ايران، صادرات به جای آنکه کار به وجود بيآورد و رشد اقتصادی را سريع تر کند، خطر بروز قحطی را ايجاد می کند.»

گزارش همکاران ما درروز در باره تازه ترین بحران جمهوری اسلامی روی وضعیت یکی از اقلام ممنوعه یعنی تخم مرغ متمرکز است: «گزارش ها از فروشگاه ها و سوپر مارکت های تهران حکایت از آن دارد که تخم مرغ هم در بازار نایاب شده یا با قیمت بازار سیاه فروخته می شود.»

دولت روی «کمیته امداد» دست می گذارد وخواستار دریافت مالیات از این مافیای تحت سلطه حزب موتلفه اسلامی می شود. کسی از میزان در آمدهای نجومی این کمیته خبر ندارد، اما همه می دانند بعنوان یکی از نهادهای زیر نظر «مقام رهبری» حتی یک ریال هم مالیات نمی دهد. باید دید این تصمیم که بعد از فراخواندن احمدی نژاد به مجلس رسانه ای می شود «آغاز تسویه حساب احمدی نژاد با خامنه ای» و حزب تجار است و یا راهی است برای نجات از بحران.

و بحران، دامان می گسترد وپیش می رود. حسینعلی شهریاری، رییس کمیسیون بهداشت مجلس، تصویری تکان دهنده بدست می دهد: «مردم ایران به صورت جدی درگیر مشکلات معیشتی هستند. در جامعه کنونی مردم یا فقیرند یا غنی، دیگر قشر متوسط کارمند نداریم، چرا که افزایش نرخ تورم به‌شدت منظر روانی جامعه را تحت تاثیر قرار داده‌است. هم‌اکنون هیچ حوزه‌ای سراغ نداریم که در آن منظر روانی جامعه به هم ریخته نباشد و می‌توان گفت در بیش از ۷۰ درصدجمعیت کشور، منظر روانی به هم خورده است.در جامعه کنونی ایران تنها خانوارهای دهک اول تا سوم، یعنی خانواده‌های ثروتمند «شاید» نگرانی نداشته باشند.»


آخرین آمارمنتشره، سیمای جامعه بر آمده بعداز سی و سه سال سلطه «ولایت فقیه» را با در آمد حدود ۷۰۰ میلیارد دلاری نفت، بازهم هولناکتر می کند. سهم «مردم فقیر» دراین ارقام و اخبار- مشت نمونه خروارـ منعکس است:

– ۱۰ میلیون از ۷۰ میلیون جمعیت ایران بی‌سواد مطلق‌اند.

– بیکاری از مرز ۳ میلیون نفر می گذرد.

خبرگزاری آسوشيتدپرس از کاهش چشمگير درآمدهای گردشگری عراق به خاطر کاهش زائران ايرانی خبر می دهد.هفته پیش، وزارت توريسم و فرهنگ ترکيه از کاهش ۳۵ درصدی ورود گردشگران ايرانی به ترکيه خبر داده بود. و همه این اخبارمربوط به پیش از اعلام افزایش ۶۵ درصدی نرخ بلیت پروازهای داخلی در ایران است.
چهره «مردم غنی» را می توان در سهم سالیانه فقط یک قرارگاه سپاه یعنی قرارگاه سازندگی خاتم الانبیا دید: ۳ هزار میلیارد تومان ناقابل برابرباهشت درصد بودجه عمرانی کل کشور.

ارقامی که جیب «برادران قاچاقچی» ـ تعبیر احمدی نژاد برای فرماندهان سپاه- را پر می کند وهزینه ترور در خارج از کشور می شود. خسارت تنها یکی از آنها که تاکنون بر ملا شده، غرامت ۱۳ ميليون دلاری است که چندی پيش دادگاه های آمريکا در پرونده شکايت خانواده يک قربانی آمريکايی بمبگذاری گروه حماس در دانشگاهی در شهر بيت المقدس عليه سازمان های اطلاعاتی جمهوری اسلامی مقرر کرده بود.این رقم حالااز ضبط املاک متعلق به دولت ایران ـ از جمله سفارت ـ در شهر اوتاوا و مرکز فرهنگی سابق در شهر تورنتوی کانادا تامین می شود.

و تازه همه اینهادر برابر خسارتی که ادامه سیاست ماجراجویانه اتمی در منظر ایران قرار داده است، به پول خرد می ماند.دیلی استارسخنان رئیس آژانس بین المللی انرژی اتمی را دراین تیتر به جهان خبرمی فرستد: «ایران همکاری نمی‌کند.»

«نظام» که دو ماه پیش ادعا کرده بود تروریست ها درمقر آژانس در وین نفوذکرده اند، حالا این نهاد بین المللی را «یک رصدخانه جاعل» می خواند.

سه شنبه است. هنوزنتیجه انتخابات آمریکا اعلام نشده ودر استراحت بین دونیمه هستیم.نشریه اينديپندنت خبر می دهد: «بريتانيا اعزام جنگنده های تايفون به خليج فارس را بررسی می کند.»

فرانسو اولاند رئیس جمهوری فرانسه و بنیامین نتانیاهو، بر خطرایران هسته‌ای تاکید می ورزند. رئیس جمهوری فرانسه، در کنفرانس مشترک خبری خود با نخست وزیر اسرائیل تاکید می کند که برنامه او درحال حاضر جلوگیری ازبروز جنگ است.

ریيس جمهور فرانسه، در دیدار با ملک عبدالله، پادشاه عربستان در جده جاه طلبی هسته ای ايران را «تهديدی» برای منطقه می داند واز تشکيل دولت انتقالی توسط مخالفان بشار اسد حمايت می کند.

روزهائی است که مخالفان رژیم سوریه برای یگانگی در قطر گرد آمده اند.هدف اصلی نشست ۵ روزه‌ دوحه تشکیل ارگان تازه‌ای به نام «ابتکار ملی سوریه» است که تمام گروه‌های سیاسی، از جمله «مجلس ملی سوریه»، نیروهای کرد و گروه‌های اسلامی به آن خواهند پیوست.

اشپیگل آنلاین، می نویسد: «شبه‌ نظامیان حزب‌الله لبنان برای جلوگیری از سقوط حکومت بشار اسد دوشادوش نیروهای دولتی علیه مخالفان می‌جنگند. از ماه ژوئیه که شماری از مقام‌های ارشد سوری در جریان یک بمب‌گذاری در دمشق کشته شدند، همکاری نیروهای حزب‌الله با حکومت بشار اسد بسیار گسترده‌تر شده است. سوریه از متحدان اصلی حزب‌الله و مهمترین گذرگاه ارسال اسلحه از ایران به لبنان محسوب می‌شود.»

استراحت دونیمه به پایان می رسد. چهار زن در سکوت خبری سنگسار می شوند. محمود احمدی نژاد که تازه ترین اتهامش براساس گزارش تفریغ بودجه سال ۱۳۸۹عدم واریز «۱۲میلیارد دلاراز پول نفت به خزانه» است، باید در مجلس حاضر شود.علی مطهری از اومی خواهد ناگفته هایش را بگوید وخیال همه را راحت کند.

باراک اوباما در انتخاباتی نفس گیر که زیر نظارت دقیق میلیونها چشم درداخل و خارج آمریکاست، درمتن «دموکراسی آمریکائی» بار دیگر انتخاب می شود. رای خود رامدیون زنان، جوانان و «مستعضفین» آمریکاست که بعد از تماشای سه مناظره او با نامزد جمهوریخواهان تصمیم نهائی خود را گرفته اند.

کمیسیون شوراهای مجلس جمهوری اسلامی برای نشان دادن برتری «مردم سالاری اسلامی» پایان پروژه مناظره های زنده انتخاباتی رابه تصویب می رساند. در «نظام مقدس جمهوری اسلامی» نیازی به مناظره وتصمیم مردم نیست. «مقام معظم رهبری» شبانه خط را از «آقا امام زمان » می گیرند و خودشان برنده را تعیین می فرمایند.

نیمه دوم بازی خوفناک «نظام» با «جهان» خیلی زود شروع می شود. بیشتر رهبران سیاسی جهان ازپیروزی باراک به گرمی تمام استقبال می کنند.واکنش بورس‌های سهام آمریکا، اروپا و آسیا نیز در برابر نتیجه انتخاب چهل و چهارمین رئیس‌جمهور آمریکا مثبت است. فرانسوا اولاند رئیس‌جمهور فرانسه در پیامی به اوباما می نویسد: «انتخاب مجدد شما تصمیمی روشن برای یک آمریکای باز و همبسته است که در مورد چالش‌های کره ما به خودآگاهی رسیده است: صلح، اقتصاد و محیط زیست.»

برادران لاریجانی- صادق و علی و جواد- که در یک قاب درکنار هم و از ته دل می خندند، لابد با اجازه آقا توپ را بگردش در می آورند. آنها «با انتقاد شديد از سياست‌های باراک اوباما در قبال ايران، آمريکا را به فشار و جنايت عليه مردم ايران و مسئله‌سازی در رابطه با برنامه هسته‌ای تهران متهم» می کنند.

مربی «محبوب و فرزانه و منتخب» جمهوری اسلامی، فرمان جنگ داده است؟ سیدعلی حسینی خامنه، ایران را به کجا خواهد برد؟ تاریخ به این پرسش جواب خواهد داد.

شبی پائیزی است که همایون شجریان، شعر سیمین بهبهانی را خزانی می خواند:

نبسته ام به کس دل

نبسته کس به من دل

چو تخته پاره بر موج

رها رها رها من

ز من هر آن که او دور

چو دل به سینه نزدیک

به من هر آنکه نزدیک

از او جدا جدا من

نه چشم دل به سویی

نه باده در سبویی

که تر کنم گلویی

به یاد آشنا من

ستاره ها نهفته اند

در آسمان ابری

دلم گرفته ای دوست

هوای گریه با من..

 

جمشید بسم الله

خون. مرگ. خون. جنون. خون دخترکان بیگناه برجاده های پائیزی که ازسنگرهای جنگ خاطره شکست وفاجعه می آورند. رقص مرگ جوانانی که دردامان «نظام» پرورانده شدند دربامداد خونین زندانی که رئیس جمهوربعد ازهفت سال ناگهان بیاد آن افتاده تابهانه جنگ دیگری بین گرگها باشد.

رقم بردارشدگان از ۳۰۰ می گذرد، جنگ سوم که بفرموده درآستانه شعله ورشدن بود، به فرمان پایان می گیرد. بادستگیری «جمشید بسم الله» مسائل اقتصادی حل می شود و «سمبل سرمایه داری جهانی» ـ دلار- ازترس دستگیری به شیشه بازمی گردد. سردار «رستم» که آمده بود، کمپانی های نفتی جهانی را بزانو در بیاورد، پرچم زنگبار بر کشتی های ایرانی می نشاند، کلید قطع صادرات نفت را نشان می دهدوترفند جدیدی می زند: «طرحی احتیاطی آماده کرده‌ایم تا کشوررا بدون هیچ‌گونه درآمد نفت اداره کنیم.»

کسی دردیداررهبر نظام از خراسان جرئت می کند در حضور «سلطان» که تنها اشتباهش موافقت با کاهش زاد وولداست، بگوید: «آن کسانی که دردوران جهاد مقدس و دفاع مقدس، در جبهه‌های جنوب و غرب رفتند وارد ميدان ها شدند و جان خود را کف دست گرفتند، به سه دسته تقسيم می شوند: بعضی‌ها از گذشته‌شان پشيمان می شوند، بعضی‌ها بی‌تفاوت می مانند، بعضی‌ها پايبند می مانند. آنهائی که پايبند می مانند، بايد از غصه دق کنند».

وحالاکسانی که جنگ راهم دکانی کرده اند، دخترکان مدرسه ای را به اجبارروانه جبهه هائی می کنندکه رزمندگانش سرانجامی چنین تلخ پیدا کرده اند. پدریکی ازنوعروسان قربانی که رزمنده هم بوده است، می پرسد: «این همه دختر جوان را بردند که چه ببینند، خاک ببینند؟»

رقم بردارشدگان از ۳۰۰ می گذرد. درهمان حال که قربانیان سیاست های اقتصادی «نظام» راکه در دادگاههای ۱۴دقیقه‌ای محکوم شده اند، بردارمی کنند؛ماموران دربیرون دیوارهای زندان اوین به بستگان متحصن آنهایورش می برند. دامان عدل علی چنان بر ایران گسترده است که فریادمادران وپدران خمیده درزیر باطوم نیروهای ضد شورش با ناله خانواده دختران قربانی درجنوب ایران درمی آمیزد: «جواب این همه درد را چه کسی می‌دهد؟ چه کسی مقصر است، آنچه دیدیم از عاشورا بدتر بود. چرا هیچ کس جوابگو نیست؟ جواب پدرومادرهای داغدار را چه کسی می‌دهد؟»

ظاهرا «نظام» دادن همه پاسخ ها را به گردان‌های واکنش سریع بسیج وانهاده که نخستین رزمایش ۱۵ هزارنفره خودرا با نام «الی بیت‌المقدس» در تهران برگزار می کند. کسی در فیس بوک می نویسد: «حتی نامشان هم فارسی نیست.»

فریادهمسرمسعودعلیمحمدی، دانشمند هسته ای ترور شده هم درمی آید: «بامارفتارزننده ای می کنند.» همسرش دیگر «شهید» نیست، چرا که تارمی زدوبه میر حسین موسوی رای داده بود که این روزها صدایش ازحبس خانگی به بیرون راه می یابد: «سبزم و ایستاده ام. »

بابمب‌گذاری انتحاری در چابهار، درهفته ای که برای چندمین سال مولوی عبدالحمید امام جمعه اهل سنت زاهدان را از رفتن به حج هم مانع شده اند، آتش زیر خاکستردرسیستان وبلوچستان بازسرمی کشد. آمارها رامحرمانه می کنند تا بر افزایش تعداد فقرا وگرسنگان درجمهوری اسلامی سرپوش بگذارند.

محمدرضارحیمی که نامش با اختلاس های میلیاردی گره خورده است، طناب داربحران اقتصادی رابه گردن «جمشید بسم الله» می اندازد و خود به التماس، دست بدامان «صادرکنندگان»می شودکه به مناسبت «روز صادرات» پای حرفهایش نشسته اند. معاون اول رئیس جمهورکه سخنانش نشان دهنده اوج «اقتدار نظام» در زمینه اقتصاداست، با تاکید براینکه «این استدعای دولت از صادرکنندگان برای ارایه ارز خود به دولت از سر عجز نیست» می گوید: «صادرکنندگان در این مقطع ارز خود را رو کنند بدون اینکه حتی یک سنت را کم کنند. الان درشرایطی هستیم که نیازمند به گردش ارزحاصل ازصادرات در اقتصاد کشور هستیم. صادرکنندگان ارز حاصل از صادرات خود را در چهارراه استانبول نفروشندواجازه ندهند که دشمن ازرفتارآنها شاد شود. ارزهای حاصل ازصادرات را به گونه‌ای منصفانه با رعایت سود وق بطه وبهره خود به کشور بازگردانند. این بهترین راه مقابله با تحریم است.»

معاون اول رئیس‌جمهورمحبوب آقا که حالا ازروزنامه رسالت لقب «تبهکار» می گیرد، سئوالی هم دارد: «آیا این انصاف است ارزی راکه ملت نیاز دارد، تحویل ندهید؟» وبی آنکه منتظر جواب شود، جلسه ای راترک می کند که معلوم نیست «برخی از صادرکنندگان» که «درخواست دولت رانپذیرفته‌اند» آنجا هستند یا نه. اما اسدالله عسگر اولادی، پدرمعنوی حزب موتلفه تجار، علت «استدعای دولت» راتوضیح می دهد: «ایران ۷۰ میلیارد دلار درآمد سالانه نفتی خود را از دست داده ودرآمد سالانه نفتی ایران از ۱۰۰میلیارد دلار به ۳۰ میلیارد دلاررسیده است. در صورت ادامه این وضعیت، باید به سمت جیره‌بندی حرکت کنیم.»

روزنامه رسالت-ـ ارگان اصلی میوه چینان انقلاب-ـ چندپرسش درمیان می گذاردتاتوپ را توی زمین احمدی نژاد بیاندازد: «۷۵ ميليون ايرانی که اين روزها برای خريد به بازار می‌روند، ملاحظه می‌کنند در مدت کوتاهی بخش اعظمی از قدرت خريد خود را از دست داده‌اند. چه کسی پول جيب آنها را به نفع سرمايه‌داران مصادره کرده است؟چرا هر روز پولدارها پولدارتر و فقرا فقيرتر می‌شوند؟ چه کسی رضايت داده که اين سرقت بی‌سر و صدا صورت گيرد؟ ارزش پول ملی چرا روز به روز با ميلياردها دلار ذخاير ارزی و هزاران تن ذخاير طلا در بانک مرکزی کاهش می‌يابد؟»

احمد توکلی باردیگر نسخه بازگشت به «نظام کوپنی» را می پیچد وسرتیپ غلامرضا جلالی، رییس سازمان پدافندغیرعامل ایران، می گوید: «باید بپذیریم که در شرایط اقتصادی عادی نیستیم و درگیر جنگ اقتصادی هستیم. برای مقابله هماهنگ با مشکلات اقتصادی باید یک «مرکز فرماندهی جنگ اقتصادی» تشکیل شود.»

اقتصاد دانان سخن از سلطه گام به گام «ابر تورم» بر اقتصاد ایران می رانند: «به تورم غیر قابل کنترل ابرتورم گفته می شود. شرایط ابرتورمی شرایطی است که درآن قیمتها بسیار سریع افزایش می‌یابند و واحد پول به سرعت ارزش خود را از دست می‌دهد.»

تصاویرتاریخی عبرت آموزی انتشار می یابد: اسکناس‌ های آلمانی‌ که در دهه ۱۹۲۰ بعلت افت بسیار زیادی در برابر دلار آمریکابه عنوان کاغذ دیواری مورد استفاده قرار می گرفت و اسکناس های مجاری که بعد از ابر تورم مجارستان در سالهای ۱۹۲۲ و ۱۹۲۴، کپه کپه از خیابان ها جارو می شد.

بچه ها در فیس بوک می نویسند: «ما هم داریم میریم که برسیم به این قله های افتخار…»

برنامه های تبلیغاتی «نظام» توسط اینتل‌ست هم قطع می شود. شبکه های خبر، سحر، جام جم و کوثر روی دست سردار ضرغامی می مانند که برای تولید سریال های جدید هم کم آورده است. و همه راهها به آن «دایره نحس» می رسد که «رهبر فرزانه» ایران را گرفتارش کرده است: مساله هسته ای، سوریه و حقوق بشر.

مؤسسه علوم وامنیت بین المللی (آی اس آی اس) از شروع فعالیت‌های جدیدی در مرکز نظامی پارچین خبر می دهد. آژانس بین‌المللی انرژی اعلام می کندکه براساس اطلاعات ماهواره‌ای «فعالیت‌های شدیدی» در پارچین در جریان است. دیپلمات‌های غربی می گویند: «ایران ظرفیت غنی‌سازی اورانیوم را افزایش داده است.»

لوران فابیوس، وزیر خارجه فرانسه، خبر دقیقی می دهد: «متخصصان، از راه هائی که «غیر قابل تردید» است، به این نتیجه رسیده‌اند که ایران تا ۶ ماه دیگر به توانایی تولید سلاح اتمی دست خواهد یافت.»

در هفته ای که اولین سفیر دولت محمد مرسی، رئیس جمهور مصر، استوار نامه خود را به رئیس جمهور اسرائیل تسلیم و بر پایبندی قاهره به پیمان صلح کمپ دیوید تاکید می کند، شعله های آتش سوریه به لبنان می رسدو دورد پای مهم «نظام» در سوریه کشف و رسانه ای می شود.

خبرگزاری رویترز می نویسد: «شبه‌نظامیان شیعه عراقی برای رژیم اسد می‌جنگند. درمیان آنها افرادی از «سپاه مهدی»، اعضای گروه «سپاه بدر» و نیز گروه‌های شیعه تندرویی مثل «اصائیب‌الحق» و «کتائیب حزب‌الله» حضور دارند که همگی از دستورات رهبر جمهوری اسلامی ایران تبعیت می‌کنند.»

محافظان دیکتاتور سوریه هم اعضای سپاه پاسداران از کار در می آیند. به گفته منابع دیپلماتیک غربی پیش از این محافظان شخصی اسد و مقامات بلند پایه سوریه را افرادی از علوی ها تشکیل می دادند. بشار اسد به توصیه سردار حسین همدانی نماینده سپاه پاسداران در سوریه محافظین خود را تغییر داده است.

کوفی عنان، نماینده ویژه سازمان ملل و اتحادیه عرب که حدود دو ماه پیش از این سمت کناره گرفت، حرفی می زند که راه بر بازی چند گانه «نظام» در سوریه می گشاید: «رهبران تهران به من گفته‌اند سقوط حکومت بشار اسد را می‌پذیرند، به‌شرط آنکه در سوریه ‌انتخابات دموکراتیک برگزار شود، حتی اگر انتخابات زیر نظر سازمان ملل باشد.»

در آخرین روز برای «نگاه هفته»اخضر ابراهیمی، نماینده ویژه سازمان ملل و اتحادیه عرب برای حل و فصل بحران سوریه، اعلام می کند که دولت این کشور با آتش‌بس در روزهای عید قربان موافقت کرده است.

این موافقت معنائی جز برسمیت شناختن اپوزیسیون سوریه ندارد.

بازی چندگانه در آستانه انتخابات ریاست جمهوری آمریکا بازهم دنبال می شود. تاریخ، استفاده از گروگان های سفارت آمریکابرای انتخاب شدن ریگان را بیاد دارد. بازگشت علی اکبر صالحی بعد از دو هفته اقامت بی سرو صدا در آمریکا، به خبر نیویورک تایمز در باره مذاکره دوجانبه ایران-ـ آمریکا پیوند می خورد. در رقابتی که دو نامزد در مناظره سوم خود ۴۲ بار نام ایران را می برند، بازی به نفع یکی از کاندیداها می تواند «سورپرایز اکتبر» باشد؛ تحلیلی که علیرغم تکذیب های رسمی امریکا و ایران، نیویورک تایمز و اسرائیل بر وجود آن پا می فشارند.

علی اکبر صالحی در طول دو هفته اقامت، تنها یک باردر انجمن روابط خارجی امریکا سخنرانی می کندو برای نخستین بار به جای «حکومت صهیونیستی» همیشگی، از عنوان «کشور اسرائیل» استفاده می کند.

علی اکبر صالحی دست خالی به تهران بر می گردد؟ تنها فایده اقامت طولانی او اطلاع از نحوه شکارفیلمبردار پناهنده شده امنیتی سپاه «حسن گلخنبان» از طریق یک زن خبرنگار اسرائیلی است؟

پیش بینی دیک موریس، تحلیلگر سیاسی و مشاور انتخاباتی بیل کلینتون، رئیس جمهور اسبق ایالات متحده آمریکا بوقوع می پیوندد و اوباما با هدف پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری به طور غیر منتظره توافق هسته ای با ایران را رو می کند؟

تاکید شک بر انگیزمحمد علی جعفری فرمانده سپاه بر عدم وقوع جنگ و توافق نظام برای رفتن بشار اسد به این تحولات مربوط می شود؟

رشته های دولت و وزیر خارجه اش برای ایجاد ارتباط با امریکا در لحظه آخر پنبه شده است؟ دلیل به سیم آخر زدن محمود احمدی نژاد و پاسخ های بسیار تند رسمی به او دراین متن قابل بررسی است؟

در این فضای کافکائی، حقوق بشر باز هم دامان «نظام» را می گیرد. احمد شهید، گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور حقوق بشر گزارش خود را غروب چهارشنبه به کمیته سوم مجمع عمومی این سازمان ارائه می دهد. احمد شهید در گزارشش از نقض گسترده حقوق بشردر ایران سخن گفته و از جمهوری اسلامی خواسته است مطابق کنوانسیون های بین المللی در قوانین ایران بازنگری کند و به عنوان یکی از امضاء کنندگان این میثاق ها به تعهداتش عمل کند.

علی لاریجانی، پاسخ گزارش مفصل و مستند گزارشگر حقوق بشر را با دشنام می دهد. رئیس مجلس که همراه برادرش صادق لاریجانی، درجنگ گرگها بااحمدی نژاد بجان می زنند، دبیر کل سازمان ملل را به «رقص سیاسی» و احمد شهید، گزارشگر ویژه را به تشویق «یاغی گری بین المللی» متهم می کند.

نیویورک تایمز بالاگرفتن درگیری ها در جمهوری اسلامی را «نشانه‌های جدیدی از شکاف در نمای ظاهری اتحاد، «می بیند که در شرایط وخیم اقتصادی حاصل از تحریم‌های بین‌المللی، «نمایان» تر شده است.

گام اول برای خلع ید دولت از انتخابات با مشارکت علی لاریجانی برداشته می شود. کمیسیون شوراها و امور داخلی مجلس ماده ۳۱ قانون انتخابات ریاست جمهوری را در حضور علی لاریجانی، رئیس و محمدحسن ابوترابی فرد، نایب رئیس مجلس تغییر می دهد و اجرای انتخابات از وزارت کشور به هیات اجرایی انتخابات واگذار می شود. شرایط کاندیداتوری برای ریاست جمهوری هم دیگر می شود. نامزدها باید از سوی حداقل ۲۵ عضو خبرگان و ۱۰۰ نماینده مجلس مورد تایید قرار گیرند تا روانه رقابت‌های انتخاباتی شوند.

آیت‌الله صادق لاریجانی، رئیس قوه قضاییه، در واکنش به نامه سرگشاده محمود احمدی‌نژاد اعلام می کند که رئیس جمهور ایران «به هیچ وجه» حق ندارد «بدون هماهنگی» از زندان اوین دیدار کند. و به او «اجازه» بازدید از زندان اوین را نمی دهد، مگر آنکه با قوه قضاییه هماهنگی شود.

«نظام» در وضعیت جنگ نیست و جنگ هست، بر هر ریسمانی چنگ می زند. خبر ازانتقال دهها تن شمش طلای ترکیه به طور مستقیم یا از طریق دوبی به ایران می رسد. تنها درمرداد ماه گذشته، نزديک به ۲ ميليارد دلار شمش طلا از طرف خريداران ايرانی به دوبی حمل شده است تا درمعاملات بجای ارز مورد استفاده قرار بگیرد.

طبق گزارش خبرگزاری بلومبرگ، نفتکش‌های جمهوری اسلامی بدون اجازه تانزانيا پرچم ايالت نيمه خودمختار زنگبار تانزانيا را به جای پرچم ايران بر عرشه کشتی ها به اهتزاز در آورده اند.

و برگ آخر را «سردارنفتی» رو و جهان را به قطع نفت تهدید می کند. نیویورک تایمز جوابی سخره آمیز می دهد: «رستم قاسمی پوکر بازی است که ژتون هایش در حال اتمام است و به پول احتیاج دارد.»

حرفها روی «شرایط کنونی» متمرکز می شود. محمدرضا نقدی، رییس سازمان بسیج مستضعفین، می گوید: «وضعیت فعلی ایران از محاصره شعب ابیطالب بدتر نیست. پیامبر (ص) در شعب ابیطالب که ریگزاری بیش نبود و حتی علف هم در آن رویش پیدا نمی کرد، سه سال مقاومت کرد. در مکتب اسلام تسلیم معنا ندارد و باید در عرصه اقتصادی نیز مقاومت و ایستادگی کرد.»

سردار جعفری، فرمانده سپاه، خبرهای دیگری دارد: «برخی در برابر فشارهای دشمن بریده‌اند. »

محمد خاتمی که راه شرکت در انتخابات را بسته می بیند و تازه باین فکر افتاده که چرا بعداز پیروزی در دوم خرداد، کابینه اش را با ناطق نوری تقسیم نکرد، باز هشدار می دهد: «ما از سر دلسوزی هشدار می دهیم و واقعا گاهی اوقات از آنچه پیش روی ماست وحشت می کنم.»

صادق زیبا کلام که می شود حرفش راحرف هاشمی رفسنجانی هم دانست، روی بحران دست می گذارد: «هم اكنون در بحث اقتصاد مشكل را رد كرده و به بحران رسيده ايم و در سياست و فرهنگ هم اوضاع بر همين منوال است.»

روزنامه لس آنجلس تایمز ازقول یک دیپلمات اروپایی می‌نویسد: «دولت‌های غربی معتقدند که اقتصاد ایران تحت فشار تحریم‌های خارجی، تحریم نفت و سوء مدیریت دولت، در آینده نزدیک از درون از هم خواهد پاشید به طوری که در بهار آینده ممکن است کاملا فلج شود. کارشناسان اقتصادی دولت‌های غربی معتقدند که طی شش ماه تا یک سال آینده ذخایر ارز خارجی ایران تمام خواهد شد و بنابراین جمهوری اسلامی ایران دیگر قادر نخواهد بود کالاهای ضروری برای ادامه کار صنایع و بخش‌های خدمات عمومی را خریداری کرده و یا محصولات ایرانی را در خارج از کشور بفروشد.»

رضا تقی زاده ـ تحلیل گر سیاسی-ـ تحت عنوان «شش ماه پس از امروز؛ طالع بینی سیاسی ایران» افق آینده نزدیک را چنین ترسیم می کند: «حاکمیت سیاسی ایران اینک در مقابل سه گزینه اصلی قرار گرفته است: «تن دادن به خواست های اصلی جامعه جهانی، ادامه وضع انفعالی موجود و یا اتخاذ سیاست تهاجمی. در هر حال، ایران طی شش ماه آینده آبستن تحولاتی است که طبیعت سیاسی و اقتصادی کشور را دچار تغییرات ساختاری خواهد کرد.»

دو نامزد ریاست جمهوری آمریکا در مناظره نهائی انتخاباتی که ايران در کانونش قراردارد، نظر واحدی را ابراز می دارند: «ایران نباید به بمب اتم برسد.» میت رامنی، دو بار تکرار می کند: «ایران بزرگترین خطر برای امنیت ملی آمریکاست.»

جان برد، وزیر امور خارجه کانادا، دامنه این حرف را بر جهان می گسترد: «ايران عمده ترين تهديد برای صلح و امنيت جهانی به شمار می رود.»

گزینه آخر برای مقابله با این تهدید نه فقط روی میز که در حال تدارک است. اسلیت از سناریوی نظامی علیه جمهوری اسلامی می نویسد: «حمله سریع و هدفمند آمریکا و اسراییل.»

گزارش نوول ابزرواتور در باره رزمایش گسترده آمریکا و اسراییل با عنوان»قدرت نمائی در برابر تهران»منتشر می شود: «ایالات متحده و اسراییل قصد دارند با برگزاری یک مانور نظامی گسترده در زمینه دفاع ضد موشکی، انسجام خود را در برابر حکومت تهران نشان دهند. این مانورها تحت عنوان «چالش سخت ۲۰۱۲» در اواخر اکتبر- آبان- آغاز خواهد شد و به مدت ۳ هفته ادامه خواهد داشت. در این مانور مشترک ۳۵۰۰ نظامی آمریکایی و هزاران اسراییلی حضور خواهند داشت و به گفته برگزارکنندگان آن، ژنرال آمریکایی کریگ فرانکلین و ژنرال اسراییلی نیتزان نوریل، «بزرگ ترین مانور در طول روابط نظامی میان دو کشور خواهد بود».

هفته اول آبان تمام می شود. این پرسش در مطبوعات جهان بمیان می آید: «شمارش معکوس کی آغاز می شود؟»

هاشمی رفسنجانی، هنوز ناامیدانه دنبال «گوش شنوا» می گردد. مصطفی‌ تاجزاده که از یک روز پس از انتخابات سال ۸۸، تاکنون در زندان به سر می‌برد، می نویسد: «پیش‌بینی‌های میرحسین موسوی در مناظره‌های انتخاباتی صورت واقعیت به خود گرفته است. وقتی سخنگوی کودتای انتخاباتی، زنجیره سبز راه آهن-تجریش در روزهای انتخابات ۸۸ را «فتنه» می‌خواند، آیا می‌توانست تصور کند که روزی در نتیجه همین کودتا ارزش پول و پرچم و پاسپورت ایران به چنین سقوطی دچار خواهد شد و ایران به دست کودتاچیان وارد جرگه کشورهای دست چندم منطقه و کشور‌های دسته‌ آخر جهانی خواهد شد؟»

مصطفی تاجزاده، از جنبش تازه‌ای که در ایران حول مطالبات اقتصادی و اجتماعی در حال شکل‌گیری است می گوید: «این جنبش علیه ارزش‌زدایی نظامیان از پول و از حیثیت ملی ایرانیان است.»

آیت اله بیات زنجانی درمقام یک مرجع تقلید، مردم را به اعتراض می خواند: «تكليف شرعي و عقلي و وجداني همه، حرف زدن و اعتراض به شرايط موجود است.»

و شمس لنگرودی به «توفان های سر چهار راهها» می اندیشد:

سراسر نام ها را گشته ام

و نام تو را پنهان کرده ام

می دانم شبی تاریک در پی است

و من به چراغ نامت محتاجم

توفان هایی سرچهارراه ها ایستاده اند و

انتظار مرا می کشند

و من به زورق نامت محتاجم

آفتاب را سمت خانه تو گیج کرده ام

گل آفتابگردان وان گوگ!

حضور تو چون شمعی ته دره کافی است

که مثل پلنگی به دامن زندگی درافتم

قرص ماه حل شده در آسمان!

رقص مضحک، آب آلوده

پائیزدرقدوم مبارک ملوکانه بهارمی شود.»رهبر فرزانه» درسرزمین «سلطان خراسان» به لفظ مبارک خودرادرموقعیت پیامبراسلام قرارمی دهد،ادامه جنگ احزاب را اعلام وهدف را «قدرتمند شدن درابعاد مختلف» تعیین می فرماید.یکی ازفرشتگان مقرب درگاه برای اینکه شبهه ای باقی نماند، سفرهای رهبرجمهوری اسلامی به نقاط مختلف ایران را یاد آورسفرهای پیامبر اسلام از جمله ورود به مدینه توصیف می کند.

 دراین سفرپیامبر گونه ـ به استناد سخن یک یزدی دیگراهل ولایت: مرتضی ادیب یزدی – انگلستان بازهم «خبیث» نامیده می شودویک فرمانده جان نثارمی فهمد وقت آن است که از»رقص مضحک دولتمردان» این کشوررمزگشائی کند.امام جمعه مشهدهم تا سفرپیامبر به مدینه تمام نشده، ادب وقدرت «نظام» رابا «زنکه» خواندن وزیرخارجه آمریکا و هزینه کردن «سرمایه ما ولایت علی ابن موسی الرضا» برخ جهانیان می کشد.

کشاکش بین «عزیزترین عناصرروی کره زمین»- نظامیان، امنیتی هاوخطبه خوانان بساط ولایت ازقبیل احمدعلم الهدی،گوینده این فرمایشات- و»منفورترین» اهل زمین که «فلج وبدبخت»هستند،-یعنی ائتلاف جهانی-بالامی گیرد.اشپیگل از»طرح خرابکاری»عزیزترین عناصردرخلیج فارس که نام جالبی هم دارد، پرده برمی دارد: آب های آلوده.

جنگ مغلوبه می شود.نشریه یونگه ولت از نگاه چپ سنتی آلمان،لحظه کنونی را چنین تصویرمی کند:»جهانی که به دو بلوک چند قطبی تقسیم شده، در سوریه دربرابرهم قرار گرفته است.»

خانم سویم داگدالن نماینده مجلس آلمان، سخنران یک همایش ایرانی، می گوید: «اگربگوئیم خطرجنگی دیگرخاورمیانه ونزدیک راتهدید می کند، سخنی نادرست است.چراکه هم اکنون دراین منطقه باشبکه درهم تنیده ای ازجنگ های داخلی،جنگ های نیابتی، آمیخته بادخالت طرف سوم،عملیات کماندوئی، مداخله های پنهان،حملات هواپیماهای بی سرنشین، کشتن هدفمندوکارزارهای گمراه سازی روبروهستیم.وضعیت انفجاری است، چنان انفجاری که خطر جنگ جهانی از آن برمی خیزد. گستراندن احتمالی جنگ وکشیده شدن آن به ایران دورازتصورنیست. بسیاری معتقدند که جنگ داخلی سوریه پیش درآمدی است برای جنگ با ایران. ازمدت ها پیش روشن بودکه انگیزه اقدامات انگلیس وآمریکادرسوریه درهم کوبیدن محورتهران ــ دمشق ــ حزب الله ودرنتیجه تضعیف تهران است.»

افزودن جنگ دامنه دار تبلیغاتی و امواج بطورعیان، ونبرد سهمگین سایبری درنهان این صحنه را کامل می کند.

رهبرجمهوری اسلامی که خودرادرمقام پیامبرمی بیندومصباح یزدی سرگرم فرموله کردن نقش اوبعنوان «امام» است،در»این شرایط» بازهم ایران رابه مرکزاین جنگ می کشاند: «یک عده‌اى مردم را می ترسانند.می گویند آقا بترسید. مقابله‌ با آمریکا مگر شوخى است؟ پدرتان را در مى‌آورند! آن جنگ نظامى‌شان، این تحریمشان، این فعالیتهاى تبلیغى و سیاسى‌شان… آقا چرا این جورى می کنید؟ چرا کوتاه نمى‌آئید؟ چرا سیاست تان را این جورى نمی کنید؟ «

پیداست که فریادها وهشدارها به»عرض آقا» هم رسیده است.جواب پرسش های بالا راهم درآستینرمعجزه دارد:»اینهاچیزى نیسترکهرجمهورى اسلامى نتوانداینهاراحل کند. جمهورى اسلامى با این مشکلات ازپا درنمى‌آید. ما که گیرنمی کنیم، شما گیر می کنید.»

اکبر گنجی، نگاه دیگری به «این شرایط» دارد:»مسائل وبحرانهایی که جمهوری اسلامی برای ایران پدید آورده است، بسیارخطرناک هستند.بحران مشروعیت،بحران ایدئولوژیک، بحران ناکارآمدی، بحران اقتصادی،بحران بین المللی ناشی از نزاع هسته ای.اهداف دولت های غربی، اسرائیل وکشورهای خلیج فارس طیفی را تشکیل می دهدکه یک سرآن عقب نشینی ازپروژه هسته ای است، دروسط طیف سرنگونی جمهوری اسلامی قرارگرفته ودرسردیگرطیف تضعیف موجودیت ایران قرار دارد. برخی دولت ها به حد اول قانع هستند، اما برخی دیگر دومی و برخی سومی را هم تعقیب می کنند. «

موسوی خوئینی ها می گوید:»من فكر می‌كنم كه بسیاری از شخصیت‌ها و مسوولان كشور راضی به این شرایط نیستند، اما كار دیگری هم نمی‌توانند بكنند.»

حتی میر حسین موسوی زندانی می داند که «مردم وضع معیشتی بدی دارند.»

بیزنس اینسایدر می نویسد: «شرایط روز‌به روز وخیم‌تر می‌شود. «

ورهبرجمهوری اسلامی این حرف هاراهم مانندصدهامورد مشابه ازاین گوش می گیردوازآن گوش درمی کند وخراسان رابااین خبرترک می گوید: «مستکبران دستپاچه شده اند.»

 وازقضانشست اتحادیه اروپاکه ازمدتها پیش زمانش تعیین شده، درآستانه است واروپائیان که نشان می دهند درجنگ «دستپاچه» ترازامریکا هستند، دورتازه ای از تحریم ها را سامان می دهند. تجربه عراق به آنها آموخته است، فردا را زودتر تدارک بینند.

***

هفته ایست که این نظریه تفوق خودرا درسیاست جهانی نشان می دهد:تحریم آری، جنگ فعلا نه.هاشمی رفسنجانی هفته پیش این برنامه رارصدکرده بودورهبران کشورهای غربی این هفته هشدارمی دهند: «حمله اسرائیل، رژیم ایران را تقویت می‌کند. «

رئیس جمهورآمریکا، نخست وزیرانگلستان، وزرای خارجه آلمان وفرانسه درسخنان جداگانه سیاست واحدی رااعلام می کنند: «حمله اسرائیل به ایران به تقویت رژیم جمهوری اسلامی منجر خواهد شد. رهبران اسرائیل به تحریم های بین المللی فرصت بیشتری بدهند که بر ایران تأثیر بگذارد وجمهوری اسلامی را واداربه کنار گذاشتن برنامه اتمی خود کند. دولت جمهوری اسلامی درشرایط کنونی و با شدت گرفتن تحریم های بین المللی، در«موضع ضعف» قرار گرفته وحمله نظامی می تواند به آن امکان دهد با ترسیم کردن خود بعنوان «قربانی»، موقعیتش را تقویت کند.»

«منفورترین» تحریم «عزیزترین» رادامنه بیشترمی دهند. اتحادیه اروپا راه بسوی گاز و بانک مرکزی را می گشاید. 

تصمیم بروکسل بلافاصله درتهران جواب می دهد. اقتصاد که بعدازبگیروببندودستگیری عده ای قراربود به روش امنیتی مرسوم » نظام» را ازبحران عبور دهد، تازه دلاررا با قیمت سه هزارو ۴۰۰ تومان به تابلوهای صرافی های بازگردانده است که خبرتحریم های تازه منتشرمی شود.قيمت هردلارآمريکابه حدود ۳۸۰۰ تومان می رسدوسکه طلا بابجا گذاشتن رکورد تازه ای به يک ميليون و ۵۰۰ هزار پرمی کشد؛وتازه هنوزغروب چهارشنبه است.

و سونامی اقتصاد درهمه زمینه ها می روبد و پیش می رود. در روزی که نیویورک تایمزخبرقطع رابطه شرکت های چاپ اسکناس با ایران را منتشر می کند، یکی از نورچشمی های بیت که مرضیه وحید دستجردی وزیر بهداشت باشد، خبر دیگری از قدرتمند شدن» نظام» می دهد: «بیش از ۵ میلیون نفر به علت هزینه های درمان به زیر خط فقر رفته اند. هر چند وارد کنندگان ماشین های لوکس به ارز مورد نیاز دست یافتند، اما ما برای واردات دارو دست نیافتیم.»

ومکشوف بعمل می آید دریک سال ونیم گذشته ۵۵ هزاراتومبیل سواری لوکس به ارزش ۹۸۱میلیون دلاربا ارزمرجع وارد کشور شده است.کجا رفته انه این اتومبیل ها؟چه کسانی سوارش هستند؟ فعلا که معلوم نیست.

حسین کمالی، دبیرکل خانه کارگر، سئوالی می کند: «چگونه ۳۳ میلیارد دلار کالای قاچاق وارد کشورمی‌شود؟ارزاین کالای قاچاق از کجا تامین می‌شود؟» ونتیجه ای می گیرد: «کارگران تاوان تصمیمات غلط دیگری را می‌دهند و درآتشی می‌سوزند که در برافروختن آن هیچ نقشی نداشته اند.»

وزارت اطلاعات پاسخ رادریک دستورالعمل امنیتی می دهد:اتهام کارگرانی که احضار یا بازداشت می شوندازتبليغ عليع نظام ويا اقدام عليه امنيت ملی به محور»فتنه ـ ضدانقلاب- بيگانه»تغییرمی کندوبه این بهانه که طرح آمريکا تبديل نارضايتی های اقتصادی به نا امنی اجتماعی است.

جو بایدن، معاون باراک اوباما هم لابد برای مستند کردن این اتهام در جریان مبارزاتی انتخاباتی آمریکا که درجریان است، می گوید: «تحریم‌های شدید آمریکا اقتصاد ایران را زمین‌گیر کرده است.»

آژانس بین المللی انرژی در تازه ترين ارزيابی خود گزارش می دهد: «روند نزولی توليد نفت ايران همچنان ادامه دارد و توليد نفت ايران در ماه سپتامبر نسبت به ماه قبل از آن با کاهش ۲۲۰ هزار بشکه در روز به ۲ ميليون و ۶۳۰ هزار بشکه در روز رسيده است.»

ایران در لیست کشورهای «سفر ممنوع» قرار می گیرد. گلف ایرپروازهای خود از بحرین به تهران را متوقف می کند. جنگ امواج وارد مرحله تازه ای می شود. شرکت ماهواره‌ای فرانسوی يوتل ست، ‌تامين کننده فضای ماهواره‌ای اروپا، پخش ماهواره‌ای شبکه‌های تلويزيونی و راديويی جمهوری اسلامی را بر روی ماهواره هاتبرد قطع می کند. شبکه‌های پرس تی‌وی، العالم، سحر ۱ و ۲، الکوثر، جام جم ۱ و ۲، شبکه خبر و تلويزيون قرآن از جمله شبکه‌هايی تلويزيونی جمهوری اسلامی هستند که پخش آنها بر روی ماهواره هاتبرد متوقف می شود. «نظام» که سال هاست حتی بدون توجه به سلامتی مردم، شبکه های فارسی زبان مخالف رابی وقفه پارازیت باران می کند، این امر را نقض آزادی بیان می خواند.

وزارت امور خارجه «نظام» هم در بيانيه ای گزارش سوم احمد شهيد، گزارشگر ويژه سازمان ملل متحد، درباره وضعيت حقوق بشر در ايران را «مغرضانه » و «سياسی» ارزیابی می کند.احمد شهيد، در گزارش خود تصريح کرده است: «نقض سيستماتيک و گسترده حقوق بشر در ايران همچنان ادامه دارد.»

آخربن خبرهفته حاکی از «کاهش ۵۵ درصدی» واردات نفت ترکیه ازایران است که قدم به قدم ازجمهوری اسلامی دورتروبه رویای امپراطوری عثمانی نزدیکترمی شود. حبیب اردوغان،د رکنگره حزبش نسب شرا به چند «سلطان» جهانگشا می رساند تا یادآور دیدگاه احیای عظمت امپراتوری عثمانی باشد.محمد مرسی، راشد الغنوشی وخالد مشعل به سخنان اوگوش می دهندکه به محورکنونی سیاست ترکیه یعنی سوریه می رسد: «نسل‌کشی بوسنی در سوریه تکرار می‌شود.»

ترکیه اکنون درراس نیروهائی قرار دارد که خواهان مداخله نظامی درسوریه هستند. در حالیکه «نظام» درپی انجام اصلاحات اما با حضور بشار اسد است، آمریکا فاش می کند که متحد استراتژیک جمهوری اسلامی درمحور مقاومت تا پیش از بحران کنونی برای برقراری آشتی با اسرائیل مذاکرات محرمانه داشته است.

بشار اسد که درلحظه آخر،مرگ معمر القذافی را با زندگی خود تاخت زد وتا همین اواخر با اسرائیل مخفیانه نردعشق می باخت، طرح آتش بس نماینده ویژه سازمان ملل واتحادیه عرب درامورسوریه را»بیهوده» می خواندوردمی کند.دولت سوریه،طبق الگوی جمهوری اسلامی، شورای ملی سوریه را که با این طرح موافقت کرده بود» شورشیان» می خواند و قابل مذاکره نمی داند.

» نظام»دراین جنگ همه جانبه، نشان می دهد که روزبروز «قدرتمند» ترمی شود. طرح «خرابکاری» در خلیج فارس را می ریزد تا خوراک رسانه ای لذیذی برای جنگ طلبان فراهم کند،»سرداررانندگی»را بعدازسالها ازخلوت غارت های میلیاردی به آفتاب می آورد تا رجزی دیگر بخواند.محسن رفیق‌دوست، می گوید: «دشمنان ما مطمئن باشند که با اولین حرکت علیه ایران، محبوب دل آنها یعنی اسرائیل را از زمین برمی‌داریم. «

وسرانجام یکی از پهپادهای ارزانی شده به حسن نصر اله را بفضای اسرائیل می فرستد و بر سرش جنجال راه می اندازد. احمد وحيدى، وزير دفاع جمهوری اسلامی، انگار از فتح الفتوح حرف می زند: «ما پرواز پهپاد حزب الله لبنان بر فراز اسرائيل را «حق طبيعى» آنان مى‌دانيم و اين كار نشان از «سستى و ضعف» آن چيزى است كه اسرائيل به آن «گنبد آهنين» مى‌گويد. هرآنچه دراين مدت، با عنوان گنبد آهنين فضای دفاعی رژيم صهيونيستی بيان می‌شد با اين اقدام فروپاشيد و مشخص شد رژيم صهيونيستی نمی‌تواند از خشم امت اسلام درامان باشد.»

 داستان این پهپاد که اصلش اسرائیلی است ازقلم رضا تقی زاده- تحلیگر سیاسی- هرچقدر هم خلاصه شده باشد، خواندنی است:»کشورهای روسيه وترکيه هواپيماهای بدون سرنشين نظامی خود را از اسرائيل دريافت کرده اند. چين نيز برای ساخت گونه ای ازهواپيماهای پيشرفته بدون سرنشين با اسرائيل همکاری می کند. پهپادهای ايرانی از نوع اخير به شمار می روند.اولين نمونه اين هواپيماها «مهاجر» نام گرفت.تازه ترين هواپيمای بدون سرنشين ايران،«شاهد ۱۲۹» ناميده شده که تا حدودی شبيه هواپيماهای اسرائيلی موسوم به هرمس۴۵۰ است. با بزرگ جلوه دادن خطر ايران وحزب الله توسط دولت اسرائيل و رسانه های آن کشور مانند هاآرتص، دولت کنونی می تواند برای جلب حمايت بيشتر رای دهندگان در انتخابات اعلام شده پارلمانی و تقويت مواضع خود استفاده بیشتری کند. در صورت مبادرت به حمله نظامی عليه ايران، موضوع نفوذ هواپيمای بدون سرنشين ساخت ايران به فضای اسرائيل می توانددرتوجيه«اقدام بازدارنده» ويا مقابله به مثل اسرائيل مورداستنادقرارگيرد. به اين ترتيب با به پرواز درآوردن پهپاد ايرانی و پذيرفتن رسمی منشاء آن، حزب الله لبنان در قبال دريافت يک امتياز تبليغاتی کوچک، عملا امنيت ملی ايران را وجه المصالحه قرارداده و بدون هزينه، آب به آسياب اسرائيل ریخته است.»

اپوزیسیون لبنان هم درهمین متن به حزب اله لبنان اعتراض می کند ومی گوید: «حسن نصراله می خواهد برای حفظ منافع سوریه و ایران، لبنان را وارد جنگ بااسرائیل کند.»

هفته و مهر به روزهای آخرمی رسند. حمیدرضا ترقی عضو شورای مرکزی حزب موتلفه اسلامی، می کوشد نورافکن را روی احمد جنتی بیاندازد واز «لطیفه سازی ناجوانمردانه» و «تخریب» علیه دبیر شورای نگهبان، انتقاد می کند:» می خواهند از او «تقدس زدایی» کنند.» و تازه معلوم می شود «همشاگردی خدا» جزومقدسات هم بوده و ملت خبر نداشته اند. مصطفی تاج زاده از زندان پیام می دهد: «سقف سنی بگذارید که مردم بدانند جنتی می رود.» و حرف عضورهبری حزب تجار را از سکه می اندازد.

هفته ایست که چراغ هایکی یکی روی هاشمی رفسنجانی روشن می شود که حالا باپسرش درزندان درباره سلول انفرادی حرف می زند.

 درروزهائی که موسوی خوئینی ها راه هر نوع مشارکت را کاملا مسدود می بیند وحسن روحانی، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام، خواستار تشکیل یک دولت «فراجناحی» با حضور «همه افراد، گروه‌ها و تشکل‌های سیاسی» می شود تا کشوراز «معضلات» عبور کند، اکبر هاشمی رفسنجانی در دو مساله مرکزی موضع خود را مشخص می کند. او در مورد مساله اتمی می گوید: «اعلام آمادگی برای شفاف‌سازی درانرژی هسته‌ای ازیك‌سو موجب جلب حمایت ملت‌های آزاده وبی‌طرف شده وازسوی دیگر دشمنان را برای زورگویی بیشتر به جمهوری اسلامی ایران خلع‌سلاح خواهد كرد.»

و صادق زیبا کلام که» شارح» سیاست هاشمی رفسنجانی شناخته می شود، درمصاحبه با سایت دیپلماسی ایرانی-متعلق به صادق خرازی- می گوید:»آقای هاشمی به مرحله ای رسیده اند که دشمنی و ستیز با آمریکا برای ایشان زیر سئوال رفته است و این سئوال را مطرح می کنند که اساسا مبنا و فلسفه این دشمنی چیست.»

 در فضای کنونی، شفافیت این دو موضع معنا وپیام روشنی دارد.

ماه اول پائیز، توفانی وپرخطربه پایان می رسد. آخرین خبرهاهولناک است. خبرگزاری رویترز به نقل ازدیپلمات های غربی که نامشان فاش نشده، گزارش می دهد که به نظرمی رسد ایران درحال افزایش ظرفیت غنی سازی اورانیوم درتاسیسات فردو است.

لس آنجلس تایمزمی نویسد:»برخی دولتهای غربی معتقدند اقتصاد ایران درسراشیبی سقوط است. گزارش ها حاکی از آن است که امروز( چهارشنبه) قيمت هر دلار آمريکا در بازار آزاد ايران از مرز چهار هزار تومان هم گذشته است.»

 ساعتی پیش که «نگاه هفته» در نیمه راه نوشتن بود، قیمت دلار ۳۸۰۰ بود. معلوم نیست ساعتی دیگرکه مطلب انتشار می یابد، قیمت دلار چندباشد. لحظه به لحظه ارزش پول ملی پودر می شود.»رهبر فرزانه» که هست ونیست ایران را درید قدرت گرفته از «قدرتمندی» نظام می گوید و گوش بر هر سخن دلسوزانه بسته است.

کیوان صمیمی، از زندان هشداری دیگر می دهد: «آقای آیت الله خامنه‌ای به شما که رهبر کشورهستید یادآوری می‌کنم چنانچه تندروی‌های فعلی وعدم مشارکت ملی ادامه پیدا کند، مسئولیت ظلم‌هایی که به هموطنان روا می‌شود،برهم خوردن نظم ظاهری موجود، اتفاقات تخریبی خارجی و احیانا داخلی، تجزیه احتمالی کشور، فروپاشی و سایر مسائل ناشی از سلطه قدرت‌های زیاده خواه خارجی یا تشدید فشارهای داخلی در درجه نخست بر ذمه شخص جنابعالی خواهد بود.»

بخشی از نامه سیمین دانشور به جلال آل‌احمد، منتشر می شود. از آمریکا نوشته شده و تاریخ ۸ اردیبهشت ۱۳۳۲ را دارد، یعنی چند ماهی پیش از کودتای ۲۸ مرداد. گفتی همین امشب نوشته شده است: «خبرهای ایران مشوشم می‌کند. اینجا همه عقیده دارند که کلک ایران کنده است. چه امیدی بسته بودیم… چه هیجانی در ما انگیخته بود و حالا همه‌اش دود می‌شود و می‌رود هوا.»

ترکیب بند معروف جمال الدین محمد عبدالرزاق اصفهانی در فضای مجازی می چرخد. انگار که نه شرح زمانه در قرن ششم، بلکه حدیث شب های خوفناک مهر ماه۱۳۹۱ است:

الحذَر! ای غافلان! زین وحشت‌آباد الحذَر

الحذَر! ای عاقلان! زین مُرده آباد الحذَر

ای عجب، دلتان بنگرفت و نشد جانتان ملول؟

زین هواهای عَفَن، زین آب‌های ناگوار؟

عرصه‌ای نادلگشا و بقعه‌ای نادلپسند

قرصه‌ای ناسودمند و شربتی ناسازگار

مرگ در وی حاکم و آفات، در وی پادشاه

ظلم در وی قهرمان و فتنه، در وی پیش کار

امن در وی مستحیل و عدل در وی ناامید

کام در وی ناروا، راحت در او ناپایدار

ماه را ننگ محاق و مِهر را نقص کسوف

خاک را عیب زُلازل، چرخ را رنج دوار

مهر را خفاش دشمن، شمع را پروانه خصم

جهل را بر دست تیغ و، عقل را بر پای خار

شیر را از مور صد زخم، اینت انصاف ای‌جهان

پیل را از پشه صد رنج، اینت عدل ای روزگار

نرگسش بیمار بینی، لاله‌اش دل ‌سوخته

غنچه ‌اش دلتنگ یابی و بنفشه سوگوار

دین تو رای ضعیف و ظلم چون دستت قوی

امن چون نانت عزیز و عدل چون عرض تو خوار

گه ز مال طفل می‌زن لوت‌های معتبر

گه ز سیم بیوه میخر جامه ‌های نامدار

آخر اندر عهد تو این قاعدت شد مستمر

در مدارس زخم چوب و در معابر گیرودار

وجه مخموری تو بر بوریای مسجد است

وز مسلمانی خویش آنگه نگردی شرمسار؟

تا کی این راه مزور، راه باید رفت راه

تا کی این کار مزخرف، کار باید کرد کار

 


کاسه چه کنم

 

درتهران- مقر «نظام» – براستی سنگ روی سنگ بندنمی شود.تعبیرهفته پیش مفسر فرانسوی رامی توان درهمه رویدادهای این هفته نشانه رفت ونشان داد.تحریم بی ارزش و بی اثردرنظررهبر، حالا «وحشیانه» می نماید. شکاف درمیان نیروهای مسلح، عمقی بفاصله جنگ وصلح می گیرد.فرمانده کل سپاه و سردارانش از «قطعی بودن جنگ» تا حد جنگ سوم، وبه تکرارحرف صدام حسین، آماده بودن هزاران تابوت برای سربازان آمریکائی می گفتند، رییس ستاد کل نیروهای مسلح آنها را سرزنش می کند که «اين نوع حرف زدن اشتباه است.»

با»آل سعود» که همان سالهای اول انقلاب قرار بود سرنگون شوند، برای لغو مراسم «برائت ازمشرکين» درحج به توافق می رسندوبعد ناچار به تکذیب می شوند. احتمال جنگ ترکیه باسوریه افزایش می یابد، پیمان ناتوهم رسما اعلام می کند که ازترکیه دفاع خواهد کرد. چنین است واکنش تهران: خط مقاومت در خطر؛ سرداران ساکت. پیشترالبته ازمقابله با حمله به سوریه خبر می دادند.

برای نجات «زائران» دستگیرشده در سوریه خط و نشان می کشیدند، و وقتی که دارند آنها رازیر تیغ می برند، دست بدامان زمین و زمان می شوند وآخرسرهم قطر بدادشان می رسد والبته فعلا.

خطبه خوانان جمعه هم حرف احمد خاتمی، را می زدند: «بحمدالله دركشوروضع عادي است و بحراني نيست.» این هفته یکصدا دستور جدید را می خوانند ومشکلات اقتصادی- نام مستعار بحران- از «بی‌تدبیری دولت» می دانند؛ دولتی که رئیسش درراه مجلسی است که این بارمی خواهد با لحن خودش با او حرف بزند وحساب پس بگیردکه چرا ازمذاکره آمریکا گفته؛ و «فتنه ارزی» ازکجا آب می خورد. سعیدجلیلی ـ به نوشته محمدنوری زاد- درمذاکرات استانبول شانزده بارخواستاربی قیدوشرط برچیده شدن تحریم هاشده بود؛ وحالامخفیانه برای آمریکا طرح ۹ماده ای «عقب نشینی» می فرستند و بعد ازردشدن طرح از جانب «شیطان بزرگ»، تازه وزیرخارجه آشکاراحرف از «معامله» می زند. رهبربه درجه خدائی رسیده بودواین هفته داد حاج ارضی مداح محبوب رهبردرمی آید که «همه به رهبر پشت کرده اند…»

و ازپس همه این حرف های ضدونقیص، تب وتاب ها، پاس دادن مسئولیت ها ودست پا زدن ها، سیمای واقعی «نظام» که دیگر نمی توان پنهانش کرد، ازسخنان این و آن سرمی کشد.

محموداحمدی‌نژاد، حرف بی سابقه ای می زند: «دولت به لحاظ بودجه تحت فشار است.»

محمد نبی حبیبی، دبیرکل حزب سراسری تجارموسوم به موتلفه، که تصمیم به رویاروئی بارئیس جمهورسابقا امام زمانی، گرفته است، رویخطر «تهدیدات نظامی وتحریم های اقتصادی» دست می گذارد. حبيب الله عسگراولادی–پدرخوانده حزب مربوطه-که خانواده اش انحصار تجارت یک میلیارددلاری پسته را دراختیاردارند، اعتراف می کند: «مردم «کاسه چه کنم» دست گرفته اند.»

مجلس که ظاهرا دستور گرفته چه باید بکند، اجرای مرحله دوم هدفمندی يارانه ها را متوقف می کند. رییس کمیسیون برنامه و بودجه مجلس می گوید: «ناگزیریم سوگ‌مندانه و با تلخی تمام اجرای مرحله دوم هدفمندی یارانه‌ها را متوقف کنیم.»

بدستورمقامات امنیتی، چند برابرکسانی را که «سونامی دلار» را گردن آنهاانداخته بودند، دستگیر می کنند. علی يونسی وزيراطلاعات دولت محمد خاتمی می گويد: «مشکل ارز و سقوط ارزش پول ملی را با بگير و ببند نمی توان حل کرد.»

مطبوعات جهان که دربند چشم و ابروی «نظام» وگرفتارسانسور نیستند، بر سیمای رنگ باخته «نظام» روشنائی بیشتری می اندازند.

خبرنگار بلومبرگ تهران راچنین می بیند: «مردم نگران آینده هستند.» دلیل نگرانی راباید در گزارش ایندیپندنت یافت: «ایران در آستانه ورشکستگي است».

محمد خوش چهره که هم «دکتر» شده وهم ازکناراحمدی نژادبه مقابلش کوچ کرده است، از مصدوم رو به موت حرف می زند: «در حال حاضر اقتصاد ایران همچون مصدومی است که اگر پزشک آن تشخیص ندهد که مهم ترین اقدام درباره وی جلوگیری از خونریزی می باشد موجب مرگ این مصدوم می شود؛ لذا عدم تشخیص صحیح می تواند عوارض جدی در پی داشته باشد.»

تشخیص تقی زاده- تحلیل گرسیاسی- چنین است: «افزایش شدید قیمتها، توقف تولید و توسعه بیکاری در شهرها، نتیجه محتوم بحران پولی و اقتصادی کنونی ایران است. اقتصاد ایران اینک شبیه بیماری است که دردهای اولیه آن انکار شده و فرصت جراحی برای کنترل بیماری را از دست داده و در نتیجه غفلت، سلول‌های بدخیم در اندامهای داخلی آن ریشه کرده اند. این وضعیت را اتحاد جماهیر شوروی نیز در نیمه دوم دهه هشتاد تجربه کرد.»

نتیجه گیری هاشمی رفسنجانی درست به نظر می آید: «الان آنچه انسان می‌فهمد، فعلاً امید بسته‌اند که همین وضعی که با تحریم‌ها و تبلیغات در کشور ایجاد کردند، آنها را از جنگ بی‌نیاز کند».

و تازه این از نتایج سحر است. مرسک لاین، بزرگ‌ترین خط کشتی‌رانی جهان با «نظام» قطع همکاری می کند.این کمپانی ازمهم‌ترین واسطه‌های حمل‌ونقل کانتینرهای مواد غذایی ووسایل نقلیه به ایران بود. پاریزین می نویسد: » قطع همکاری مرسک با ایران، برواردات کالاهای اساسی به ایران تاثیر چشمگیری خواهد داشت.»

تولید خودرو در ایران ۶۶ درصد کاهش می یابد. محسن سازگارا در برنامه روزانه خودمی گوید: «بحران کارخانه های خود رو به یک میلیون کارگرکه در کارگاههای قطعه سازی فعالیت دارند، تسری پیدا خواهدکرد.»

در پی کاهش شديد ارزش برابری ريال ايران در بازار ارز، شرکت های هواپيمايی در ادامه پروازهای خود به تهران تجديد نظر می کنند. شرکت هواپیمایی ایرآسیای مالزی وسرويس هوايی تاجيکستان به ايران متوقف شده اند. بریتیش ایرویز ازروزجمعه( فردا) پروازهای خود را به تهران پایان می دهد. شرکت ايرفرانس نيز در وب سايت خود پرواز به تهران را با عبارت «فراهم نيست» مشخص کرده و از مسافران و متقاضيان به تهران خواسته است تا با دفتر اين شرکت در دوبی تماس بگيرند.

سازمان هواپيمايی کشورهم از افزايش ۵۰ درصدی قيمت بليت پروازهای داخلی تا دو هفته ديگرخبرمی دهد.

وحتی افغانستان برای جلوگیری از سرازیر شدن دلار آمریکا به ایران، در مناطق مرزی با ایران محدودیت انتقال دلار را اعمال می کند.

راهها بهم می رسند ودرهفته ای که۱۲۰ کیلومتر ازدریاچه رضائیه خشک شده است، به آن «دایره منحوس» می رسند که «نظام» گردایران کشیده است ازمساله اتمی و سوریه.

فیلیپ هاموند وزیر دفاع انگلستان به ابزرواتور می گوید: «تحریم های بین المللی علیه پروژه «دیوانه وار» هسته ای ایران، باید ادامه حیات خود رژیم را به مخاطره اندازد، تا بتوان امیدوار بود که آنها نسبت به پرونده هسته ای تجدید نظر کنند.»

وزیر دفاع انگلستان در زمانی این سخنان را بر زبان می آورد که کمتر از یک هفته به برگزاری اجلاس وزرای امور خارجه اتحادیه اروپا، در روز پانزده اکتبر- بیست و چهارم مهر- در بروکسل، باقی مانده است. در این همایش وزرای خارجه سه کشور فرانسه، آلمان و انگلستان قراراست بقیه همتایان اروپائی خود را به برقراری تحریم های جدیدی در زمینه انرژی – به ویژه گاز- و مالی- تحریم بانک مرکزی – علیه جمهوری اسلامی ترغیب کنند.

مؤسسه علوم و امنیت بین‌المللی (ISIS)اعلام می کند که ایران برای تهیه اورانیوم با خلوص ۹۰ درصد تنها به ۲ تا ۴ ماه زمان نیاز دارد و پس از این مرحله نیز بین ۸ تا ۱۰ ماه وقت لازم است تا بتواند به سلاح اتمی دست پیدا کند.خبرگزاری فرانسه به نقل از دیوید آلبرایت یکی از نویسندگان این گزارش می نویسد: «پس از این مرحله بین ۸ تا ۱۰ ماه دیگر زمان لازم است تا ایران بتواند به سلاح اتمی دست پیدا کند.»

مساله اتمی به دو قلوی خود سوریه پیوند می خورد. در روزهائی که قطر‌، یکی از حامیان اصلی شورشیان سوری، از آنها خواسته است تا از کشتن گروگان‌های ایرانی خودداری کنند، تایمز لندن خبر می دهد: «۱۵۰۰ تن از نیروهای حزب الله لبنان و به همین تعداد افرادی از سپاه پاسداران برای سرکوب اعتراض ها وارد خاک سوریه شده اند.»

روزنامه فیگارو می نویسد: «سقوط اسد برای ایران جبران ناپذیر است.» و رئیس جمهورمصرکه طالب سقوط اسد است، دست به حرکتی می زند که هزارویک معنا دارد و چند سنگ دیگر را از زیر پای سیاست خارجی «نظام» می کشد.محمد مرسی، بعد از سی سال ودر مراسم ویژه‌ای به انور سادات‌ نشان افتخار می دهد. انورسادات رییس جمهور مصر پس از امضای پیمان صلح با اسرائیل در دهه ۸۰ توسط خالد استانبولی، یک نظامی اسلام‌گرای تندرو به قتل رسید. «نظام» بریکی از خیابان های اصلی تهران نام این تروریست مصری را نهاده است.

و درهمین روزها، «برادران خاتمی» به میدان درآمده اند تا سنگ روی بگذارند. شعارشان هم این است: «همین نظام باید حفظ شود.» چند روز پس ازحمله تند محمد خاتمی، رئیس جمهورسابق به افرادی که آنها را «برانداز» می خواند، محمدرضا خاتمی، برادر او نیزبا «براندازی» جمهوری اسلامی، شدیدا مخالفت می کند. نایب رئیس مجلس ششم و دبیرکل سابق حزب مشارکت، درمصاحبه ای که بایدبا ذره بین دنبال نام ایران گشت و چنان درآن برای «نظام» سینه به تنور چسبانده شده که بویش حتمابه دماغ رهبری در بجنورد هم رسیده است، می گوید: «تجربه تاريخی به ما می‌گويد که بايد سنگی روی سنگ بگذاريم. با اين شرايط همين نظامی که دو گروه اقتدارگرای داخلی و برانداز خارجی سعی می‌کنند نشان بدهند يک نظام ديکتاتوری است، ما می‌خواهيم بگوييم همين نظام ولايت فقيه می‌تواند يک نظام دموکراتيک باشد.» و نتیجه می گیرد که «يک اصولگرای عاقل هم می‌تواند وضعيت مملکت را سر و سامان دهد.در درون حاکميت هم جا برای ميانه‌روترها کمی فراخ» شده است.

تقریبا همه متفق القولند که نشانی هاشمی رفسنجانی را می دهد که روزنامه ایران، ارگان رسمی دولت او را در کار «کودتا» می بیند: «رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام ظاهراً به ریاست جمهوری نمی‌اندیشد بلکه به جایگاهی فرای از قوه مجریه فکر می‌کند. او در سودای جدیدی است».

و هاشمی رفسنجانی دست برادران خاتمی را همانجا می گذارد که دوست دارند: «البته من الان راهکارها را از طریق رهبری می‌بینم. در این شرایط غیر ازایشان کسی نمی‌تواند مسائل را به مسیربرگرداند.ماهم حاضر هستیم درخدمت ایشان – اگر بخواهند- کمک کنیم. باید به مسیری که از اول بودیم، برگردیم».

و رهبری که سوار بر اتوبوس زره پوش مانند از میان «میلیونها زائر خود جوش» می گذرد تا به تریبون برسد، گوشش باین حرفها بدهکار نیست. او جواب هیلاری کلینتون را می دهد.

وزیرخارجه آمریکا، اول هفته گفته است: «اگر ایران درباره برنامه هسته‌ای‌اش همکاری جدی کند تحریم‌ها می‌تواند فورا برداشته شود.»

پاسخ رهبری این است: «دشمنان وانمود می‌کنند که اگر ملت ایران از انرژی هسته‌ای صرف نظر کند، تحریم‌ها برداشته می‌شود. دروغ می‌گویند.از روی بغضی که دارند تحریم‌ها را انجام می‌دهند.»

مهرماه به نیمه می رسد. پلیس که هفته پیش اعلام کرده بود در طرح کنترل حجاب شکست خورده است، این هفته خبر می دهد: «پلیس از این پس به کیف قاپان شلیک می کند.»

محمد بناسرمربی تيم ملی کشتی فرنگی ايران که این تیم با هدايت او موفق به کسب سه مدال طلا شد که در تاريخ ورزش ايران بی سابقه است، پس ازدريافت نشان درجه يک شجاعت از رييس جمهور ايران، از سمت خود کنار می کشد. محمود احمدی نژاد در مراسم تجليل از ورزشکاران و مدال‌آوران المپيک ۲۰۱۲ لندن گفته بود: «محمد بنا حداقل بايد تا ۶ المپيک ديگر بماند و برای ملت ايران مدال‌آوری و افتخارآفرينی کند.».

محمد بهزاد معاون وزیر نیرو اعلام می‌کند ماهانه معادل ۸۰ میلیون دلار برق، به دولت مالکی می‌دهد. قیمت برق صادر شده تاکنون بالغ بر ۲۰۰ میلیون دلار شده، اما دولت مالکی مدعی است، تنها ۱۶هزار دلار بابت برق بدهکار است.

مقامات روحانی وغیرروحانی وتقریباروحانی هم برای اینکه صدای افتادن سنگ های «نظام» زیاد گوشخراش نباشند، حرف های بامزه می زنند.

سرلشکر حسن فیروزآبادی، فرمایش می فرماید: «تا زمانی که دموکراسی و حق رای مردم آمریکا به رسمیت شناخته نشود و مردم آمریکا از حقوق دموکراتیک خود محروم باشند، نمی‌توان با آنها مذاکره کرد.»

محسن قرائتی اظهاراتی تروتازه دارد: «هر کشوری که دانشگاهش بیشتر است، فسادش بیشتر است. در دانشگاه های ایران سرطان اخلاقی وجود دارد.»

محمود احمدی نژاد در نشست با دانش آموزان وقتی بحث به کاروان راهیان نورمی رسد، می گوید: «بروید چهار ـ– پنج تا عکس با چفیه بگیرید، برای تبلیغات آینده تان خوب است.»

ورسانه ها عکس های متعدد اوراکه چفیه به گردن دارد، منتشر می کنند.

هفته دیگری تمام می شود در پائیز سخت توفانی ۱۳۹۱.

فیلیپ هاموند، وزیر دفاع انگلستان، می گوید: «هم اکنون در درون رژیم شکاف هائی ایجاد شده است.»

آلن ایر، سخنگوی وزارت خارجه آمریکا که فارسی بلداست، ضرب المثلی را بکار می گیرد: «هر کسی آن درود عاقبت کار که کشت»

وزیر انگلیسی، ادامه می دهد: «زمانی که شدت فشار های اقتصادی کم کم به ایجاد اختلال انجامیدند و تظاهراتی در خیابان های تهران آغاز شد که رژیم را مورد تهدید قرار داد، در آن صورت حکومت رفتارش را تغییر خواهد داد.»

آويگدور لیبرمن، وزیر خارجه اسرائیل، می گوید: «درپی بهار عربی، بهار ایرانی هم خواهد آمد.درآینده نزدیک موج تازه ای ازاعتراضات ضد دولتی ایران را فرا می گیرد.»

هرگز بیگانگان چنین آشکار و بی پروا درباره امروز و فردای ایران سخن نگفته بودند تا نوبت به هنری کیسينجر، وزير پيشين خارجه آمريکا، برسد که تعیین «خط قرمز» را فقط کار واشينگتن بداند: «آیا ما باید خطوط قرمزرا اعلام کنیم تا اسرائیل یا کشور دیگری از آن برای توجیه حمله استفاده کند؟ نه ما این کار را نمی توانیم انجام دهیم. فقط آمریکا باید در این مورد تصمیم بگیرد. آمریکا باید خطوط قرمز – برنامه هسته‌ای ایران- را بدون اعلام، تعیین کند و به ایران اجازه عبور از آن را ندهد.»

و عبور از خط قرمز، یعنی خبری که دیوید راتکوف، کارشناس امور بین الملل که در نشریه آمریکایی فارین پالیسی رسانه ای می کند: «سران آمریکا و اسرائیل در زمینه یک حمله کوتاه با بیشترین کارآیی، به اتفاق نظر نزدیک می شوند. حمله‌ای به دقت تنظیم شده و برق‌آسا درحداقل «دو ساعت» و حداکثر یک یا دو روز.»

محمدنوری زاد درنامه ای درخشان که جسارت سخن را با شیوائی قلم درهم آمیخته، می پرسد: «برای برون رفت از این فلاکتی که دچارش شده‌ایم چه باید کرد؟» پرسش او از بزرگراهای ایران، نه کوره راههای «نظام» به «قدرت نخست» می رسدکه ایران را به تنهائی در ید قدرت دارد: «آهای سید علی عزیز، این صدای طبلی که می‌شنوی، صدای آخرین تپش‌های برقراری ماست. بیا و دست به دست مردم بده و خود را از حصار آنانی که ما و شما را به این فلاکت عظما فروفشرده‌اند بیرون بکش!»

آیا صدای او ازحصاری که «سرداران نفتی و قاچاقچی» گرد «سیدعلی» کشیده اند خواهد گذشت و ایران بیرون از چنبره » نظام» و تنها بر پایه رای مردم، خود را خواهد یافت؟

نصرت رحمانی است که دیالکتیک هستی را به شعر می نویسد:

رمز آزادی در حلقه هر زنجیری ست

قفل هم امیدی ست

قفل یعنی که کلیدی هم هست….

و به شعری می رسد که ناگهان در فضای مجازی پیدایش می شود:

از نگاه یاران نـدا میرسد

دوره ی رهائـی فرامیرسد

این شب پریشان سحر میشود

روز نوگل افشان به مـا میرس


خدا، شیطان و دلار

 

دراین پائیزتوفانی، برنده «جایزه دولتمرد جهان» می گوید ایران را «شیطان» اداره می کندویکی ازفرشتگان مقرب «بیت»، آیت اله خامنه ای را برتخت «سلطنت خدا» می نشاند.

وهرکه یک تنه ایران را دراختیاردارد، چه «شیطان» وچه «خدا»، حریف «سونامی دلار» نمی شود که بربادهای پائیزی می رود، رکورد تاریخی می زندودرطول هفته ۱۵درصد دیگرازارزش پول ملی را پودرمی کند؛وخبرتا به سخنگوی دولت آمریکامی رسد: «ارزش ریال در ماه های گذشته بیشتر از دو سوم کاهش یافته است.»

سونامی روزیکشنبه درمی گیرد، دلاربه رقم بی سابقه سه هزارتومان می رسد. ریال، فقط در این روز بیش از پنج درصد دیگر از ارزش خود را از دست می دهد. دو روزبعد۱۵ درصد ارزش پول ملی چون برگهای پائیزی برخاک می ریزد.کسی که ایران را اداره می کند، مهر سکوت از لب بر نمی دارد.محمود احمدی نژاد که کیهان «ساده لوح»و «مرعوب «می خواندش، دلار ۳۰۰۰ توماني را «جنگ رواني » می داند.وهنوز حرفش تمام نشده، ۹۰۰ تومان دیگر بر قیمت دلار افزوده می شود.

سایت قانون به پرسش «پول ایران چقدر پرستیژ دارد؟» جوابی چنین می دهد: «پول ایران به یکی ازکم ارزش‌ترین پول‌های جهان تبدیل شده است.پول همسایگان ایران از ایران قدرتمند تر است وحتی افغانی و دینارعراق که دو کشور جنگ زده هستند ارزش بیشتری ازپول ایران دارند.»

احمد باطبی که در فیس بوکش، لحظه به لحظه «سونامی دلار» را رصد می کند، می نویسد: «به برکت حکومت امام زمان، ریال، بی ارزش ترین پول منطقه شد، به پایین ترین ارزش خوددرتاریخ رسید و در بین ۱۴۱ کشورجهان مقام صد و چهل و یکم راکسب کرد.نمی دانم اگر امام راحل درقیدحیات بودند، بازهم می گفتند اقتصاد مال خر است و آمریکا نمی تواند هیچ غلطی بکند و…»

ویکتوریا نولاند، سخنگوی وزارت خارجه آمریکا، می گوید: «سقوط پول ایران نشان دهنده موفقیت تحریم های بسیار کوبنده ای است که جامعه بین المللی برای متوقف کردن برنامه هسته ای مشکوک جمهوری اسلامی وضع کرده است.»

دانی آیالون، معاون وزارت خارجه اسرائیل، معلوم است که نمی تواند خوشحالی خود را پنهان کند:» تحریم‌ها موثر بوده است.ایران در آستانه ورشکستگی قرار دارد. »

آويگدور ليبرمن، وزير امور خارجه اسرائيل، دست به پیش بینی می زند: «تظاهرات مخالفان در ايران که در ماه ژوئن سال ۲۰۰۹ روی داد، بارديگر روی خواهد داد، حتی با قدرت بيشتر.»

زمزمه بازگشت کوپن به اقتصاد کشوربه گوش می رسد.طرح ساماندهی نحوه توزیع کالاهای اساسی در مجلس شورای اسلامی در حال بررسی است. همکاران ما در روزاوضاع را چنین جمع بندی می کنند:بحران ارز؛ کشور در آستانه ناآرامی.

لابد «شیطان» یا «خدا»ی اداره کننده ایران به دیدارهای شبانه با «آقا امام زمان» رفته که حرفی نمی زند. حجت الاسلام سعیدی نماینده رهبری در سپاه همین روزها گفته است: «خمینی و خامنه ای مانند پیامبر و علی هستند.»

و در هفته ای که اعلام شده علی جنتی بعلت «کهولت سن» کمتر درنمازجمعه حاضر می شود، کاظم صدیقی از «منبر نماز جمعه»، روی دست صاحب منبر و سعیدی برخاسته و علی خامنه ای را بر تخت «سلطنت خدا» نشانده است: «ولایت فقیه جلوه‌ای از سلطنت خداست. انسان وقتی به سعادت دنیایی می‌رسد که زیر پرچم کسی قرار گیرد که بالاتر از او فقط خداست که آن یک نفر ولایت فقیه است.»

کسی نمی داند که مقام رهبری در وضعیت جدید خدایگونه وپیامبرمانندش از «آقا» «مدد» می گیرد یا برایش کلاس «بصیرت» گذاشته است. اما فرشتگان مقرب «بیت» او بروی مبارک نمی آورند که رئیس جمهور از فتح بزرگی برگشته و با سران چهار کشور از کوچکترين، فقيرترين و کم تاثيرگذارترين کشورها در عرصه بين الملل ديداروگفت وگو داشته است.اين کشورها که کومور، سوازيلند، سنت وينسنت و بوليوی باشند رویهم باندازه یک محله تهران جمعیت ندارند.

سایت «بازتاب امروز» که در نوک حمله علیه رئیس جمهور سابقا «محبوب» آقا قرار گرفته و بدجوری می تازد، از هزینه۶۰۰ ميليون دلاری کنفرانس غیرمتعهد ها پرده بر می دارد، مخارج سفرآخر «دکتر احمدی نژاد رابيست ميليون دلار» تخمین می زند و نتیجه می گیرد: «هر کلمه از سخنرانی های هشت گانه، بيش از دويست دلار مستقيم هزینه در برداشته است.»

فقط سردار محسن رضائی که صدایش «بازتاب» مداوم دارد و سایت فارس که محمود احمدی نژاد رسما آن را وابسته به «نهاد امنیتی- سپاهی»- یعنی همان سپاه پاسداران خودمان- معرفی می کند، نیستندکه بررئیس جمهورمی تازند.برادر حسین بازجودرروزنامه ضد ملی کیهان چوب رابدجوری برداشته ودرسرمقاله خود احمدی‌نژاد را فردی «دچار ساده لوحی»، «مرعوب»، بی بهره از «عقل سیاسی» و بی خبر «از فرمول های رایج استراتژیک»، توصیف می کند که «اگرچه رئيس جمهور و يكي از مسئولان بلندپايه جمهوري اسلامي ايران است ولي اتخاذ تصميم درباره مذاكره يا رابطه با آمريكا در حوزه مسئوليت و اختيارات قانوني ايشان نيست».

دکترعلی اکبرولایتی، همین حرف را می زند: «سیاست کلی جمهوری اسلامی در قبال آمریکا و ارتباط با این کشور هیچ تغییری نکرده و مانند گذشته است.»

محمدباقر ذوالقدر، سرداری که حالا معاون راهبردی قوه‌ی قضائیه است، آب پاکی راروی دست همه می ریزد: «تصمیم‌گیری درباره رابطه با آمریکا «منحصرا» دراختیار آیت‌الله علی خامنه‌ای ست.»

جنگ باآمریکا جای پیشنهاد مذاکره با آمریکا می نشیند و رئیس جمهوررا سینه به سینه «سونامی دلار» قرار می دهند.

مهدی غضنفری، وزير صنعت، معدن و تجارت جمهوری اسلامی، اولین قدم برای مقابله را بر می دارد: «نابسامانی بازار ارز صرفا اقتصادی نيست. دلال هايی که در بازار وجود دارند همواره به دنبال افزايش قيمت هستند، چرا که در هر حالت برای آنها سود ده خواهد بود و کسی نيست آنها را کنترل کند.»و خواستار دخالت نيروهای امنيتی در بازار ارز می شود.

رئیس دولت که درخواست نجات مشاورمطبوعاتیش اززندان باجواب منفی «مقام رهبری» و صادق لاریجانی-رئیس قوه «مستقل» قضائیه- روبروشده، دریک کنفرانس مطبوعاتی شرکت می کند که سایت «بازتاب امروز» آن را انتحاری لقب می دهد. رییس دولت دهم در این کنفرانس از علی و صادق لاریجانی، محمدباقر قالیباف، عزت‌الله ضرغامی، علی‌اکبر ولایتی، خبرگزاری فارس، هیات نظارت بر مطبوعات، مجلس، مراجع تقلید و… انتقاد می کند، آشفتگی در بازار ارز را به عوامل پنهان نسبت می دهد، انتقادها از دولت در زمینه اقتصادی را ناشی از بی‌اطلاعی می داند، از توقیف شرق و بازداشت علی‌اکبر جوان‌فکر گلایه دارد و نهادهای امنیتی را بابت عدم برخورد با «دشمن بیرونی و سودجویان داخلی» که به نظر وی باعث اختلال در بازار ارز هستند، مورد انتقاد قرارمی دهد.وسر انجام به خط آخر می رسد: یک خط می نویسیم خداحافظ!

محمود احمدی نژاد بعنوان رئیس دولتی که آزادی «تقریبا مطلق» رادر سیاست داشته، تاييد می کند که صادرات نفت ايران کاهش پيدا کرده است. راه حلش را هم می دهد: «انشاء الله جبران خواهیم کرد.»وبا همان فرهنگ » اقتصاد مال خراست»به مقابله سونامی می آید:

«در اين بازار ۲۲ نفرسرحلقه هستند وتمام سرنخ ها دردست آنهاست. آنجا ايستاده‌اند وموبايل دستشان است وبا هم درتماس هستند و يک دفعه می‌گويند «۲۰۰ تا بنداز بالا»، «۵۰۰ تا بنداز بالا»! اينها هيچ ربطی به اقتصاد ايران ندارد.فقط التهاب درست کرده‌اند. من حالا بايد چه کار کنم؟» و مشخص است چه نهادهايی بايد وارد عمل شوند.

و یک بار دیگر «سرکوب» برای درمان «اقتصاد» دردستور کار قرار می گیرد. هر اقتصاد دانی، سخن دکتر جمشید اسدی را تکرار می کند: «دولت که درآمد اصلی آن متکی به نفت است با مشکل فروش در بازار مواجه است.همزمان خزانه کشور نیز خالی است و با وجود تقاضای بالا برای ارز بین المللی دولت نمی‌تواند به‌‌ همان میزان عرضه داشته باشد و به این ترتیب باید در انتظار افزایش بیشتر قیمت‌ها باشیم و ارزش ریال نیز بیش از این سقوط خواهد کرد و می‌توان گفت این به معنای فروپاشی کامل اقتصاد ایران است.»

اما کسی گوشش به واقعیت تلخ نیست. سخنان عوامفریبانه رئیس جمهور، بلافاصله در فضای اقتصادی انعکاس می یابد: «بهای دلار که تا ساعت چهار بعد ازظهر سه‌شنبه حدود ۲۹۰ تومان کاهش پیدا کرده بود، درست بعد از اتمام کنفرانس مطبوعاتی دوباره اوج می گیرد و به ۳۶۲۰ تومان می رسد.»

ماموران امنیتی – نظامی هم بفرماندهی سردار «رادان» آماده یورش می شوندتا باتکرارجنایت «کهریزک» صورت مساله بحران اقتصادی راهم پاک کنند. صبح چهارشنبه دلالان مورداشاره رئیس جمهور رادستگیر می کنند وآتش نهفته زیرخاکسترسرکوب سربر می کشد. درتبریز و تهران و مشهد شلوغی در می گیرد. محمود احمدی نژاد پیش بینی وزیر اسرائیلی را درست سه روز بعد عملی می کند.

«شیطان» یا «خدا» که ایران را اداره می کند، «سونامی دلار»را به رئیس جمهور درحال سقوط واگذاشته که با یک تیر چند نشان بزند، هم بحران را به گردن «دکتر» بیندازد و هم دستان خود را پاک نشان دهد و هم چنانکه اخبار می گوید چاره ای برای «سرداران» خود ساخته بیاندیشد که در باره جنگ پیشاروی به پریشان گوئی افتاده اند.

فضا چنان توفانی و اخبار آنقدر انبوه است که خط قرمز ترسیمی بنیامین نتانیاهو، در مجمع عمومی سازمان ملل، بسرعت ازگردنه بیرون می افتد.

نخست‌وزیراسرائیل جهان را به دو بخش روشنایی وسیاهی تقسیم می کند: «اسلامگرایان ستیزه‌جومی‌خواهند به جهان مدرن پایان دهند.سرانجام نو رسیاهی رادرمی‌شکافد؛ خاورمیانه منزوی سرانجام دربرابر نور آزادی و فناوری سپر خواهد انداخت.ایران در زمره گروه‌هایی چون القاعده است. تصور کنید اگر القاعده به بمب اتم دست پیدا کند چه می‌شود.»
نخست‌وزیراسرائیل با ماژیک قرمزی که دردست دارد، خط قرمزی می کشد و می گوید: «جهان باید برای ایران خط قرمز مشخص کند.»

مواضع «ائتلاف جهانی» هم روشن است. گزارش فوربس از احتمال حمله نظامی به ایران اختصاص دارد: بعد از انتخابات، در صورت پیروزی اوباما.

گزارش ایل سوله ۲۴ اوره از واکنش جهانی در برابر ایران، بااین عنوان منتشر می شود: «کاسه صبرها دارد لبریز مي شود.»

خبرگزاری رويترزدر گزارشی، به بررسی موارد همکاری احتمالی اسرائيل با جمهوری آذربایجان در صورت اقدام نظامی یکجانبه تل آویو علیه تاسیسات اتمی ایران می پردازد: «دولت های باکو و تل آويونحوه استفاده ازپايگاه های هوايی آذربايجان و توانایی های جاسوسی پهبادهای اين کشوررا برای اجرای حمله ای درمقياس بزرگ توسط جنگنده های اسرائيلی به تاسيسات هسته ای ايران بررسی کرده اند.اين کشور همسايه شمالی ايران می تواند برای برخی از نقاط ضعف طرح حمله اسرائيل به ايران، مانند سوخت گيری جنگنده ها، عمليات جاسوسی و نجات خدمه های هواپيما را مرتفع سازد تا حمله يکجانبه اسرائيل به ايران قابليت اجرايی بيشتری پيدا کند.»

حمله نظامی، تمرین و تبلیغ می شود. جنگ اقتصادی با تمام نیرو ادامه دارد.هند برای سومین ماه پیاپی واردات نفت از ایران را کاهش می دهد. پالايشگاه «اسار» این کشوراز میزان خرید نفت از ايران تا ۴۰ درصد کم می کند.
بزرگترين شرکت خصوصی هند، اسار، نفت خام سنگين و فوق سنگين کشورهای آمريکای جنوبی را جايگزين واردات نفت ايران می کند.

آخرين موسسه رده بندی عمده بين المللی که متعلق به کره جنوبی است به همکاری با ايران پايان می دهد. موسسات رده بندی برای نفتکشها جواز سلامتی فنی کشتی صادر می کنند و بدون داشتن اين گواهينامه هيچ نفتکشی نمی تواند اجازه پهلوگيری در بنادر بين المللی داشته باشد.

اختلاف نظر در میان نیروهای مسلح نم نمک رخ می نماید و در سخنان آنها درزمی کند. «تهدید پوچ جنگ» به «احتمال واقعیت» تبدیل می شود. صحبت از جنگ سوم جهانی می رود. فراخوان جوانان برای حضور در جنگ مطرح می شود. سرتیپ پاسدار مسعود جزایری تهدیدات نظامی و اظهارات مقامات اسراییلی را «عملیات روانی دشمن» می خواند.ازچنین اظهاراتی انتقاد و اعلام می کند: «بهتر است این مقامات پاسخگویی به تهدیدان نظامی را به «دیگران» بسپارند.»

یک فرمانده نظامی، حرفی ازسرنبوغ می زندبرای ثبت درتاریخ.جواد استکی٬ فرمانده قرارگاه عملیاتی اصفهان از «احتمال حمله نظامی صد درصدی دشمن» خبر می دهد.

ظاهرا همین «احتمال صددر صدی» است که قطعیت «برخورد بزرگ» را که سر فصل هفته پیش بود، با پرسش این هفته مبدل می کند: «وقوع جنگ قطعی است یا نیست؟»

«سونامی دلار» و «حمله نظامی» بجای خود، «خدا» یا «شیطان» حاکم برایران، باردیگردرکنترل لباس زنان نا کام می ماند.

خبراز «شکست طرح گشت ارشاد»می رسد. فرمانده نیروی انتظامی به خشم مردم از برخوردهای نیروی انتظامی درقالب «گشت ارشاد» اعتراف و ضمن تایید درگیری های پراکنده مردم با عوامل این نیرودرهفته های اخیر، فاش می سازدکه گشت ارشاد طرح مطلوبی نبوده است. سردار احمدی مقدم از «تغییر رویکرد نیروی انتظامی» سخن می گوید، «پرخاشگري و رفتار تند» را محکوم می کند و از اخراج ۱۱۰۰ مامور پلیس متخلف وبرکناری سردار کارگر، معاون اجتماعی ناجا و متولی تشدید اقدامات پلیس در طرح «امنیت اجتماعی» پرده می گیرد.

فرمانده نیروی انتظامی اعتراف می کند که این نیروبین دو دیدگاه درباره حجاب در حال «کش آمدن» است. لابد سخنگوی یکی از نیروها آیت الله سبحانی است که حاصل مبارزه سی وچند ساله «نظام» برای اعمال حجاب اجباری را در اختیار عموم می گذارد: «جامعه به سمت بی حجابی می رود.»

معلوم نیست علی اکبر جوانفر که در زندان است ویکی ازاتهاماتش نوشتن مقاله اي است که درآن گفته شده «پوشیدن چادر براي زنان ایرانی یک امر سنتي یا محلي نیست و یک مسئله وارداتي است»، ترجیح می دهد نظرحضرت آیت اله را بخواند یا «قوانین و تخلفات ر اهنمائی و رانندگی» را مطالعه کند که علی آل‌کاظمی از پژوهشگران حوزوی با تفسیر آیه ۳۶ سوره «اسراء» از قرآن استخراج کرده است.

یکصد و ۱۸ کیلو طلا و ۴هزارکیلو نقره که شکل ضریح امام حسین را به خود گرفته بزودی به عراق منتقل می‌شود.این ضریح به نرخ امروز طلا، ۱۴میلیارد تومان به حساب مردم تمام شده است. کسی نمی داند که «خدا» یا «شیطان» حاکم بروطن به این گنبدمطلاخیره است ویا گوش به کشمکش دو پایورخوددارد. جنگ لفظی ميان محمدرضا رحيمی معاون اول رييس‌ جمهورومصطفی پورمحمدی رييس سازمان بازرسی کل کشوربرسر پرونده های فساد به جاهای باريک کشيده می شودوبه نوشته روزنامه خراسان «بحث بودجه‌های بی‌حساب و کتاب» را می گشاید.

به کسی از میزان و کم وکیف این «بودجه ها» خبر دقیق و کامل نمی دهند. اما تداوم مجازات سنگین برای جرایم کیفری مرتب رسانه ای می شودو قطع دست از کرمانشاه تا خوزستان خون آفتابه دزدها را بردامان حکومت ولائی می ریزد.

کارگران گرسنه اصفهان برای چندمین بار به خیابان می آیند. دست های پینه بسته شان که ولی فقیه اول می گفت برآنها بوسه می زند، از آسمان نان می خواهد و ولی فقیه دوم به نوشته تایمز لندن ده میلیارد دلار دراختیار بشار اسد می گذارد.

و درست در روزهائی که راز جنایتی دیگر از دیکتاتور دمشق از پرده بیرون می افتد.روزنامه ایتالیائی «کوریره دلا سیرا» فاش می سازدکه بشاراسد، شماره تلفن ماهواره ای معمر قذافی را باسازمان امنیت فرانسه، برای کاستن از فشار روی خودش تاخت زده است. مخفیگاه معمر قذافی بدینوسیله کشف و او به محض مشاهده به دست یک مامور سازمان امنیت فرانسه به قتل می رسد.

روزنامه های جهان عکس های بشاراسد-ـ قذافی را منتشر می کنند که دست های فشرده خودرا بعنوان پیروزی بلند کرده اند. لابد، متحداستراتژیک «نظام» که حتی نزدیکترین یارانش را می فروشد؛ پول های کارگران گرسنه ایران را می شمارد وبه تلویزیونش گوش می دهد که درخشمی کم سابقه به کسی دشنام می دهد که: «مقاومت را در مقابل قدرت فروخت…ننگ بر آن چیزی که پشت تریبون حزب اردوغان به عنوان شریکی در ستاد انتخاباتی اردوغان گفت آن هم پس از آنکه دوستی‌هایش با همسایگان خود از ارمنستان گرفته تا ایران، عراق، سوریه و یونان را به صفر رساند.»

مخاطب تلویزیون سوریه، خالد مشعل است که درترکیه ودرچهارمين کنگره حزب عدالت و توسعه حضور می یابد. دراین کنگره که درایران کاملا مسکوت می ماند و حتی اغلب رسانه های فارسی زبان خارج کشور هم به آن عنایتی نشان نمی دهند، ازجانب نشریات جهان «نمایش قدرت رهبری منطقه» ارزیابی می شود. دراین کنگره بیش از پنجاه میهمان خارجی واز جمله همه سران اخوان المسلمین حضور دارند. ریشه رابطه اردوغان با اخوان المسلمین موردبحث بسیاری ازرسانه های قرارمی گیردودر نشستی به نام

«اتحادیه جهانی جوانان مسلمان» که در سال هفتاد در عربستان سعودی برگزار شد، زادگاه تاریخی خود را می یابد. خالد مشعل، رئیس دفتر سیاسی حماس، که وقتی برای سخنرانی صدایش می کنند، ده دقیقه تمام موردتشویق قرار می گیرد، حرف هائی می زند که تهران و دمشق را با زهرآگین تیرها بهم می دوزد: «رجب طیب اردوغان نخست وزیر ترکیه رهبر جهان اسلام است و حزب عدالت و توسعه «چهره روشنی از اسلام » ارائه کرده و «اردوغان» نه تنها رهبر ترکیه، بلکه یک رهبر جهان اسلام است.»

خالد مشعل تا پیش از رویدادهای جاری در سوریه، دراین کشور مستقر بود و دفتر و بارگاه داشت. مسافر همیشه تهران بود.شخصا چک های میلیون دلاری از «رهبر فرزانه» می گرفت تا در «محورمقاومت» بماند.حماس در حال حاضر با دولت اخوان المسلمین در مصر و دولت ترکیه رابط نزدیک برقرار کرده است.

محمد مرسی، رئيس جمهور مصر هم در سخنرانی خود در مراسم افتتاحيه کنگره، بر حمايت کشورش از معترضان سوری تا سرنگونی نظام بشار اسد تاکيد می کند.

وزيران امور خارجه کشورهای شورای همکاری خليج فارس و آمريکا در نشست اين هفته خود در نيويورک، حمايت مالی و تسليحاتی «نظام» از دولت سوريه و دخالت جمهوری اسلامی در امور داخلی کشورهای شورای همکاری را، محکوم می کنند.

هوشیار زیباری وزیر امور خارجه عراق می گوید: «بغداد از هواپیماهای ایرانی که از حریم هوایی عراق به سوریه می روند به طور رندوم خواهد خواست برای بازرسی فرود بیایند.»

اولین بازرسی هم انجام می شود. حسن دانایی فر، سفیر جمهوری اسلامی در بغداد برای دولت عراق توپ می آید: «این اقدام عراق خلاف توافقی است که میان سازمان‌های هواپیمایی دو کشور است و این مسئله حق عمل متقابل را برای ما محفوظ نگه می‌دارد. ما تمایل نداریم وارد چنین فضاهایی شویم. امیدواریم این مسئله دیگر تکرار نشود.»

منصف مرزوقی، رئیس جمهور تونس، خواهان دخالت کشورهای عربی در سوریه می شود.

«گنادی گاتيلوف» معاون وزير خارجه روسيه به ناتو و قدرت های غربی هشدار می دهد که پی گير بهانه برای دخالت نظامی در سوريه نباشند: «مسکو مخالف ايجاد کريدورهای انساندوستانه و يا منطقه حائل در سوريه است.»

جهان از سوریه می گوید. تهران هم عقب نمی ماند. تظاهرکنندگان تهران، فریاد می زنند: «سوریه را رهاکن، فکری بحال ما کن..» شعار معروف «نترسید، نترسید ما همه باهم هستیم» به خیابان های تبریز، مشهد و تهران ـ- که هنوز داوری درمورد کم و کیفشان خیلی زود است-ـ بر می گردد.

این شعاررا این بارپایوران «نظام» هم سر داده اند. احمد خاتمی عضو هیات ریسه مجلس خبرگان رهبری و امام جمعه موقت تهران از مردم می خواهد تا در مقابل افزایش بی سابقه تورم، گرانی وتحریم ها یک «آخ» هم نگویند. مصطفی پورمحمدی رییس سازمان بازرسی کل کشورمردم راتشویق می کند تا «نترسند»، «جا نزده»، «عقب نکشند» و فقط «ایستادگی کنند.»

«خدا» یا» شیطان» روزآخرهفته برای «نگاه هفته» پیدایش می شود و دستور مقاومت می دهد: «هدف اصلی از افزایش فشارها وادار کردن ملت ایران به تسلیم است. اما ملت ایران هیچ‌گاه تسلیم فشارها نشده و نخواهد شد».

صادق زیباکلام می گوید: «اوضاع کشور در دوره جنگ بهتر از این بود. حتی در اوج جنگ تحمیلی هم با چنین شرایط بد اقتصادی مواجه نبوده‌ایم و در آن شرایط هم می‌توانستیم نفت خود را به سایر کشورها صادر کنیم و با همه قوا در برابر رژیم عراق بایستیم و شاهد چنین شرایط آشفته‌ای نباشیم. متاسفانه امروزه فقط با بحران اقتصادی مواجه نیستیم بلکه با بحران در حوزه بین المللی، اقتصادی، اجتماعی و سیاسی روبرو شده‌ایم. سیاست خارجی غلط دولت نهم و دهم عامل تنگنای اقتصادی و سیاسی است.»

ارزیابی این تحلیل گر روی موج سیاسی هاشمی رفسنجانی است که دولت رانشانه می رود: «امروز با وجود تمام مشکلات، ناامید نمی شویم و این وضع که تمام فرهیختگان و دلسوزان کشور ناراضی باشند قابل دوام نیست. همه باید صبورانه منتظر باشیم تا شرایط بهتری فراهم شود.»

لیبراسیون، رفسنجانی را در انتظار بازگشت به قدرت می بیند. اخبار رسیده از تهران از احتمال حضور او در انتخابات حکایت دارد و زیر این گزارش جمع بندی می شود: هاشمی بدون واهمه می آید؟

تحلیل گران دیگر بادیدگاه، آ ب ث از دستگیری فرزندان هاشمی همراهند و از محاصره گورباچف های ایران

سخن می رانند. محسن هاشمی رفسنجانی، فرزند ارشد اکبرهاشمی رفسنجانی، هم بااین فکرموافق است: «هدف اصلی برخوردهای اخیر، نه فرزندان آقای هاشمی رفسنجانی بلکه خود اوست.»

هرچه هست به نوشته تحلیلگر صاحب نام فرانسوی «برنارد گتا» در روزنامه لیبراسیون: در تهران سنگ روی سنگ بند نمی شود.

و به گفته دکتر حسین باقر زاده تحلیل گر سیاسی: وقتی است که حکومت‌‌گران دیگر نمی‌‌توانند حکومت کنند…

شعارهای امروز تهران در فضای مجازی می چرخد:

– خامنه ای به هوش باش … ما مردمیم نه اوباش

– سوریه رو رها کن، فکری به حال ما کن

و شعرحسن صفورا چه بدل می نشیند:

هرگاه

هوا پس می شد

پدرم می گفت:

«بو قارا او قارالارا بنزمز»

حالا انگار هوا پس است

پس تر از پسین های پس، که سالهاست

هوای پس، گاهی سرخ می شود و گاهی سیاه تر

شاید هم هر دو رنگ

هوا پس است

پس

انگارچند رنگ

 

*بو قارا او قارالارا بنزمز = این تو بمیری از آن تو بمیری ها نیست