غربی، عبری و عربی

هوای سیاسی چنان سرد است که شاعر «زمستان» باید شعرش را دیگر کند و یخبندان قطبی استبداد را بر میهن با خطوط تازه هول و خون بنویسد.زنان ایران رابه بهانه حجاب می گیرندو می بندندو می زنند، پرواز هواپیمارا هنگام اذان ممنوع می کنند. به زنان روس حق حجاب می دهند. کارگران نان و پنیر فقر می خورند ومیلیون ها دلار هزینه خریدگندم گندیده می شود.خزر رابخشیده اند و صنعت یگانه تولید خاویار را بر باد می دهند.

چنین است فشرده اخبار و اقوال در نخستین هفته دی ماه۱۳۹۱:

دست کم سه میلیارد دلار از درآمدهای حاصل از فروش نفت به قیمت پایین صرف واردات گندم گندیده از دو کشور هند و پاکستان می شود.

پرداخت يارانه پنج برابری را دستمایه دور خیز انتخاباتی کرده اند و بی خبر نیستند که

نان سنگگ راباید۱۵ هزار تومان خرید.

پرونده نیمه بسته برنج های آلوده هندی دیگر بر سر زبان ها افتاده است و دبیر انجمن حمایت از تولید برنج کشور درباره واردات بی رویه برنج های خارجی هشدار می دهد.

اقتصاد ايــــران با توليد خاويــــــار خـزر وداع می گوید: میزان تولید خاویار دردهه ۶۰ بیش از ۲۰۰ تن، در سال ۱۳۷۰ بالای ۲۸۰ تن در سال بود. تولید سال ۱۳۹۰ زیر ۱۰ تن گزارش می شود. کشورهای دیگر از جمله امارات، دارند از ما جلو می‌زنند، خیلی جلوتر.

مرکز آمار سرانجام اعتراف می کند که یک سوم جمعیت کشور، بیکار است.

با نزديک شدن به پايان سال و در حالی که توقع افزايش فعاليت‌های صنعت چاپ وجود دارد، اين صنعت با بحرانی بسيار عميق و جدی روبرو است و بسياری از چاپخانه‌ ها تعطيل شده‌اند و بقيه در آستانه‌ تعطيلی قرار دارند.

خبرگزاری ایسنا، صحبت‌ها، فریادها و اشگ‌های هر روزه بازنشستگان ذوب آهن اصفهان و تمامی مستمری بگیران بازنشسته صنعت فولاد کشور را پژواک می دهد: «با خوردن نان و پنیر در ۳۰ روز ماه باید بازنشستگی را سر کنیم وپس از ۳۰ سال کار تازه باید راه بیفتیم در یک خیابان‌، بایستیم پشت در مجلس و وزارت خانه و… به دنبال حقوقمان…»

سایت بازتاب که به نعل و به میخ می زند تا میان مردم و «نظام» جایی زیر سایه «مقام معظم» دست و پا کند، و سخت به دست و پاافتاده تا شعله ور شدن «فتنه» آینده رامانع شود، زیر عنوان «فتنه آینده ماهیت اقتصادی دارد» می نویسد: «اگر حوادث تابستان سال ۱۳۸۸ ماهیت سیاسی داشت و غرب برای تاثیرگذاری بر آن اقدامی انجام نداد، حوادثی که از بهار سال آینده باید انتظار آن را کشید، ماهیت اقتصادی دارد و غرب نیز در این حوادث احتمالی بی‌عمل نخواهد بود. ریشه‌های فتنه آینده را نه در اتاق‌های فکر سیاسیون و کتاب‌ها و حتی رایانه‌ها، بلکه آن را باید در سفره‌های مردمی جستجو کرد که به سرعت در حال کوچک شدن هستند.»

شاهین فاطمی در مقاله بلندیگانه ای، نشان می دهد که این اقتصاد ویران، میراث سخن معروف ولی فقیه اول است که گفت» اقتصاد مال خر است»و حوادث روز عمیق تر شدن آنرا به تحریم ها پیوند می زند.

نشریه دی تسایت سخن احمدی نژاد در دور جدید «جنگ گرگها» را بررسی می کند: «تحریم ها جنگ اقتصادی است.»

اتحادیه اروپا، ۱۸ شرکت و یک فرد ایرانی دیگر را در فهرست‌ تحریم‌های خود قرار می دهد و شمار شرکت‌ها یا اقلامی که در فهرست تحریم‌های اتحادیه اروپا قرار گرفته به ۴۹۰ و شمار اشخاص تحریم‌ شده به ۱۰۵ نفر می رسد.

روزنامه آمریکایی «وال استریت ژورنال» گزارش می دهد: «صادرات کالاهای خارجی به ایران از مسیر امارات متحده عربی در نیمه نخست سال ۲۰۱۲ تا ۳.۶ میلیارد دلار کاهش یافت که نسبت به مدت مشابه سال قبل ۳۲ درصد افت نشان می‌دهد.»

عبدالله الصالح، معاون وزارت بازرگانی خارجی امارات متحده عربی می گوید: «به‌طور حتم تحریم‌های بین‌المللی علیه ایران تاثیر بزرگی در کاهش حجم مبادلات تجاری داشته و دلیل اصلی کاهش آمار ثبت شده است.»

محموداحمدی نژاد، در یک مصاحبه تلویزیونی حاضر می شود و توپ رادر زمین رقبا و گردن «۳۰۰ نفر» ی که » ۶۰ درصد پول‌های کشور را گرفته‌اند و پس نمی‌دهند»، می اندازد. پاسکاری بین جناح های «نظام» در می گیرد. اصولگرایان احمدی نژاد را «سیاست‌مداری فریبکار» و «بی‌کفایت» می خوانند.و مصطفی پورمحمدی از عاملان اصلی کشتار تابستان ۶۷، رئیس دولت را به دادن «وعده‌های توخالی» متهم می کند.

حمید رسایی، آخوندی که نامش به تازگی درتیم امنیتی کیهان- سعید امامی برجسته شده وحالا » نماینده» مجلس است، باز بمیدا ن می آید تا «کار ناتمام را تمام » کند. او فریاد می کشد «دوران خوراندن جام زهرگذشت» تانقش هاشمی رفسنجانی را در برگرفتن جام زهر توسط ولی فقیه اول برجسته و مهدی هاشمی، فرزند او را «ام الفساد» و «شاه کلید فتنه‌ها علیه رهبری» معرفی کند.

تاریخ نشان خواهد داد که تلاش پیگیر برای تمام کردن کار خانواده هاشمی در داخل وخارج کشور، چه ربطی باشرایط حساس کنونی دارد. سرنوشت ایران در گرو جام زهر دوم است. کسانی جام رابه دست ولی فقیه دوم می دهندو کسانی از دستش می قاپند. اینان کیستند؟

غلام‌حسین الهام، سخنگوی دولت، تعداد کسانی که پول های کشور را گرفته اند به ۶۰۰ نفر می رساند و برای خاموش کردن آتش جنگ به سراغ «بیت» می رود: «برخی از جریانات طی ۸ ماه گذشته به شکلی جدی برای اسقاط دولت احمدی نژاد برنامه ریزی کرده بودند، اما با هوشمندی و حمایت های رهبری از گفتمان عدالت خواهی و ضدفساد احمدی نژاد، این پروژه شکست خورد».

برخی از مفسران در تبیین روابط رهبری-ـ رئیس جمهور به این همپوشانی گفتمانی اشاره دارند وآن راسبب حفظ احمدی نژاد می دانند.

سردار احمدی‌مقدم، فرمانده نیروی انتظامی، به عقب برمی گرددو روی نقش مستقیم آیت اله خامنه ای در حفظ احمدی نژاد و سرکوب مخالفان دست می گذارد: «مصداق امروز افراد پیمان شکن، آقایان موسوی و کروبی و تعدادی دیگر هستند… در یک جلسه ای بعد از فتنه روز عاشورا ما به ایشان[خامنه ای] عرض کردیم که یک تعداد از کسانی که در این فتنه دخیل هستند باید دستگیر شوند. فرمودند بروید ابتدا احراز کنید بعد بیاورید پیش من از من مجوز بگیرید. بعد از احراز یک لیست ۴۰ نفره بردیم فرمودند؛ این چند نفر با من… قطعا در هر جای دنیا چنین اتفاقی می افتاد با عوامل آن برخورد خیلی شدیدتری می کردند».

و درست درهمین روزها محمدخاتمی که به برپائی «کنگره اصلاح طلبان» دلبسته است، در دیداری با دختران میرحسین موسوی، تاکید می کند که «تداوم حصر میرحسین و رهنورد و کروبی نه شایسته کشور و آبروی انقلاب است و نه به نفع نظام.»

باید دید از «آبروی انقلاب» چیزی مانده است یانه، اما «نفع نظام» در ترفند ودروغ است که پایوران حکومت سرهم می کنند.

محمود احمدی‌نژاد، می گوید: «راننده قطار اقتصاد فقط باید دولت باشد.» احمدی‌مقدم در مصاحبه با کیهان برادر حسین بازجو «شل‌کن سفت‌کن» در گشت ارشاد» راگردن او می اندازد و بااین دستور: «فتیله رسانه‌ای را بکش پایین.»

شمس الدين حسينی، ‌وزير امور اقتصادی و دارايی و سخنگوی اقتصادی دولت، چاره ای جز اعتراف ندارد: «به خاطر تحريم‌ها، ۵۰ درصد از وصول درآمدهای نفتی کشور کاهش يافته است.»

رستم قاسمی، وزير نفت می فرماید: «شرايط در اوايل اين تحريمها سخت بود، ولی جمهوری اسلامی از اين «گلوگاه» عبور کرده است.»

لابد به همین دلیل هم هست که چین خواستارفسخ «دوستانه» قرارداد گازی ۵ ميليارد دلاری می شود.

«نظام» که به فرمایش یک «سردار» از «گلوگاه» تحریم ها عبور کرده است و در تنگه هرمز رزمایش دیگری را به انجام می رساند، باسخنان «سردار» دیگری وارد «گلوگاه» خاور میانه می شودو همه کشورها را به خاطر سوریه تهدید می کند.

سردار مسعود جزایری، معاون امور بسیج و فرهنگ دفاعی ستاد کل نیروهای مسلح، که هر روز بیشتر در نقش سعید صحاف ظاهر می شود، با حمله به رهبران ترکیه، ایالات متحده، اسرائیل و کشورهای عربی آن ها را «مرتجع و وابسته» توصیف و تهدیدشان می کند: «این کشورها به زودی تاوان خون‌های به ناحق ریخته مردم سوریه و خساراتی که بر این کشور وارد کرده‌اند را خواهند داد.»

على اكبر صالحى، وزير امور خارجه جمهورى اسلامى، تهدید نظامی را با هشدار سیاسی می آمیزد: «جمهورى اسلامى ايران به هيچ وجه اجازه نخواهد داد نسخه‌اى از خارج براى سوريه پيچيده شود. اين را همه بدانند. »

اخضر ابراهيمى نماينده دبيركل سازمان ملل در امور سوريه با طرح شش ماده ای جمهوری اسلامی که هدف اصلی اش حفظ بشار اسد است دردمشق بسر می بردو «نظام» همه تخم مرغ هایش را در سبد او گذاشته است.

روسیه هم مهره خودش را بازی می کند. ولادیمیر پوتین می گوید: «به هر قیمتی پای بشار اسد نمی‌ایستیم.»

روی سخن هر دومتحد سوریه بادیکتاتور دمشق است که به مذاکره سوری-ـ سوری روی خوش نشان بدهند و نگاهشان به تغییرات کابینه باراک اوباما ودر مرکزش جایگزینی سناتور جان کری بجای هیلاری کلینتون در مقام وزیر خارجه.

ریيس ستاد کل نيروهای مسلح جمهوری اسلامی که پیشتر گفته بود «جنگ سوريه، جنگ ايران است»، در فشانی هایی می کند که بقول خودش خوراک رسانه های «غربی، عبری و عربی» می شود. حسن فيروز آبادی از دولت آمريکا می خواهد تا از فرصت تغییر وزیرخارجه استفاده وموضع خود در قبال «تروریست»های مخالف بشار اسد را، اصلاح کند:» دولت و حاکميت سوريه بر اوضاع مسلط بوده و گروه های مردمی نيز در برابر تروريست ها ايستاده اند.»

عکس های جان کری در کنار محمد خاتمی منتشرو دستمایه چپ سنتی می شود تا مذاکره و مصالحه را نزدیک ببیند. رضا تقی زاده – تحلیلگر سیاسی- در مقاله ای درخشان سوابق جان کری را مرور و براساس اسناد، به نتیجه دیگری می رسدو به این پرسش که عنوان مقاله هم هست: «شانس توافق میان ایران و آمریکا با وزارت جان کری چقدر است؟» چنین جواب می دهد: «با حضور قابل پيش بينی جان کری در وزارت امور خارجه آمريکا شانس جمهوری اسلامی ایران برای دست يافتن به توافق جامع و اصولی با واشینگتن را بايد کمتر از گذشته تلقی کرد. بر اين اساس می توان انتظار داشت که ديپلماسی آمريکا در قبال ايران سختگيرانه از چهار سال گذشته شود.»

نشانه های این سختگیری از هم اکنون پیداست. اکثریت سناتورهای آمریکایی از هر دو حزب حاکم در نامه‌ای به رئیس جمهوری آمریکا از او می خواهند فشارها را بر تهران افزایش دهد، تحریم‌های شدیدتری وضع کند و یک ائتلاف نظامی برای حمله احتمالی به ایران شکل دهد. سناتورهای آمریکایی خواستار آن می شوند که آمریکا «حمایتش از مردم ایران و جنبش حقوق بشر و دموکراسی در ایران» را گسترش دهد.

همزمان بانامه سناتورهای آمریکائی، مجمع عمومی سازمان ملل به قطعنامه‌ای در محکومیت نقض حقوق بشر در ایران رای می دهد. این قطعنامه خواستار آزادی زندانیان سیاسی و عقیدتی و همکاری با کمیسیاریای عالی حقوق بشر و نیز گزارشگر ویژه سازمان ملل شده است.

در تهران، اعظم طالقانی درنامه سرگشاده ای به رهبر جمهوری اسلامی می نویسد: «همین ماموران زندان و بازجویان «سران فتنه» هستند که نظام را از درون پوک می‌کنند و می‌پوسانند نه منتقدینی… همچون علیرضا رجایی، مهدی کروبی، میرحسین موسوی و زهرا رهنورد.»

یخبندان سیاسی، مدام گسترش می یابد. از تهران به تل آویو می رود.بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، می گوید: «اگر در انتخابات ماه آینده اعتماد رای‌دهندگان شامل حال من شود هدف اصلی دوره بعدی کار من جلوگیری از تبدیل شدن ایران به یک تهدید هسته‌ای خواهد بود.»

و از پایتخت اسرائیل به منامه پایتخت بحرین پر می کشد. شیخ صباح الاحمد الصباح امیر کویت، در افتتاحیه نشست سران کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس، می گوید: «از ایران می‌خواهم در مسیر حل و فصل مسائل مورد اختلاف با شورای همکاری گام بردارد. به ویژه در موضوع جرایر سه‌گانه امارات، آن هم از راه مذاکرات مستقیم یا روی آوردن به داوری بین المللی.»

پاسخ رئيس دستگاه سياست خارجى «نظام» از بالا و تحریک کننده است: «ايران كشورى مقتدر و عزتمند است كه ريشه در تاريخ دارد. كشورهاى ديگر چقدر تاريخ دارند؟ ما قرار نيست هر صحبت بى منطقى را جواب بدهيم. توصيه مى كنيم فكر كنند بعد حرف بزنند. كارى نكنند در تاريخ توجيهى براى كردارشان نداشته باشند. آنها شرايطشان را مى‌دانند ما هم وقت نداريم به اين حرف‌ها پاسخ بدهيم.»

زمستانی دیگر آغاز شده است. دور جدید مذاکرات هسته ای در راه است. نیویورک تایمز نگاه بد بینانه ای دارد: «معلوم نیست نظر رهبر چیست.»

برخی از دیپلمات‌های غربی به مسائل باقی‌مانده درباره برنامه هسته‌ای ایران اشاره می‌کنند و می‌گویند نمی‌توان درباره موفقیت این مذاکرات مطمئن بود.

اسرائیل تهدید کرده است که اگر تا بهار یا اوایل تابستان آینده، جمهوری اسلامی برنامه هسته ای خود را متوقف نکند، دست به حمله نظامی خواهد زد.

اکبر هاشمی رفسنجانی، رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام، که از سوی اصولگرايان تندرو تحت فشار است و روز آخر هفته از کیهان لقب «عهد شکن» می گیرد، می گوید: «رفع مشکلات با دولت برآمده از انتخابات آزاد ميسر است» و بازهم خواستار برگزاری انتخاباتی آزاد، شفاف و قانونی در ايران می شود.

مادر ستار بهشتی که راز قتلش فرزندش برملا و قاتلانش درامانند، هشدار می دهد: «ما را تهدید کردند که اگر از شکایت خود صرف نظر نکنید، دخترت را بازداشت خواهیم کرد و من هم شکایت خود را به خدا بردم. می دانم بالاخره روزی اینها باید پاسخ‌گوی اعمال خود باشند و می‌دانم این شکایت‌ها نیز هیچ کدام به نتیجه ای نمی رسد. ولی نه من و نه دخترم و هیچ کدام از اعضای خانواده اینها را نمی بخشیم و جای ستار را گرفته ایم و حالا هر کدام از ما ستاری دیگر شده‌ایم.»

سایت باز تاب که سخت نگران بر باد رفتن «نظام» است، می نویسد: «به نظر می‌رسد محافل راهبردی نظام باید به جای سناریونویسی‌های سیاسی، در این اندک زمان باقی مانده به شعله ور شدن آتش فتنه درصدد علاج و مقابله موثر با آثار آن باشند؛ شاید چندماه دیگر خیلی دیر شود.»

و سناتورهای آمریکائی در نامه به باراک اوباما، می نویسند: «سرانجام جمهوری اسلامی به «تل خاکستر تاریخ» خواهد پیوست و نه به خاطر فشار آمریکا بلکه به خواست مردم ایران.»

تنها یک گوش که جا ی همه گوش ها را گرفته است، فریادی را که به فارسی و غربی، عبری و عربی فریاد می شود، نمی شنود. شاید صدای آشنای یارخراسانی از دور دست بر آیدو زمستان استبداد مذهبی را خوفناک و خانمان برانداز، از کوچه و خیابان به

«بیت» ببرد:

سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت

سرها در گریبان است

کسی سربر نیارد کرد پاسخ گفتن و دیدار یاران را

نگه جز پیش پا را دید نتواند

که ره تاریک و لغزان است

وگر دست محبت سوی کس یازی

به اکراه آورد دست از بغل بیرون

که سرما سخت سوزان است

نفس کز گرمگاه سینه می آید برون ابری شود تاریک

چو دیوار ایستد در پیش چشمانت

نفس کاین است پس دیگر چه داری چشم

زچشم دوستان دور یا نزدیک

مسیحای جوان مرد من ای ترسای پیر پیرهن چرکین

هوا بس ناحوانمردانه سرد است…آی

دمت گرم و سرت خوش باد

سلامم را تو پاسخ گوی در بگشای!

منم من میهمان هر شبت لولی وش مغموم

منم من سنگ تیپا خورده رنجور 

منم دشنام پست آفرینش نغمه ناجور

نه از رومم نه از زنگم همان بیرنگ بیرنگم

بیا بگشای در بگشای دلتنگم

حریفا میزبانا میهمان سال و ماهت پشت در چون موج می لرزد

تگرگی نیست مرگی نیست

صدایی گر شنیدی صحبت سرما و دندان است

من امشب آمدستم وام بگذارم

حسابت را کنار جام بگذارم

چه می گویی که بیگه شد سحر شد بامداد آمد

فریبت می دهد برآسمان این سرخی بعد از سحرگه نیست

حریفا! گوش سرما برده است این یادگار سیلی سرد زمستان است

و قندیل سپهر تنگ میدان مرده یا زنده

به تابوت ستبر ظلمت نه توی مرگ اندود پنهان است

حریفا! رو چراغ باده را بفروز شب با روز یکسان است

سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت

هوا دلگیر درها بسته سرها در گریبان دستها پنهان

نفس ها ابر دل ها خسته و غمگین

درختان اسکلت های بلور آجین

زمین دلمرده سقف آسمان کوتاه

غبار آلوده مهروماه

.

.

زمستان است……


یلدای طالبان

«کوته نظران» عنوانی است که امروز از هاشمی رفسنجانی می گیرند. شیخ دلاورکه در محبس خانگی است، بی «ریشه» خوانده بودشان و مصطفی تاج زاده که «طالبان شیعه» لقبشان داد، در روزهای آخر پائیز تعریف خود را تمام می کند. صدایش از زندان «نظام» بگوش می آید که با اشاره به مقام‌های کنونی جمهوری اسلامی، می گوید: «این‌ها همان طالبان هستند ولی شجاعت و جسارت آن‌ها را ندارند. این‌ها طالبان ترسو هستند که می‌خواهند یواشکی کارهایشان را بکنند غافل از اینکه در عصر ارتباطات کار یواشکی معنا و امکان ندارد.»

روزهائیست که بازجویان بر گمارده «طالبان شیعه» راه به «اعتراف» گیری از مهدی هاشمی نمی برند، به حریم خانوادگی علیرضارجائی پا می گذارندو از همسر او می خواهند تا از شوهرزندانی اش طلاق بگیرد. ابوالفضل قدیانی، زندانی سیاسی دیگر، در نامه‌ای به رئیس قوه قضائیه می نویسد: «مفاسد بازجویان شما روی شکنجه‌گران ساواک را سفید کرده است.»

و فخرالسادات محتشمی‌پور، واکنش همسرش را به این اخبار رسانه ای می کند: «دستگاه قضائی بحرین هم از ما جلو افتاد. در روزنامه‌ها خواندم که هشت پلیس به جرم شکنجه زندانیان سیاسی بحرین بازداشت شده‌اند. این در حالی است که این جا ما باید جواب بدهیم که چرا از شکنجه در زندان نوشته‌ایم و شکایت کرده‌ایم. یعنی به جای رسیدگی به شکایت زندانیان سیاسی آن‌ها را باز محکوم می‌کنند. واقعا شرم‌آور است که امیر بحرین هم از اقتدارگراها دموکراتیک‌ تر عمل می‌کند. اگر اسم و عکس این بازجوها دست به دست بگردد بقیه حساب کار خودشان را می‌کند.»

احتمالایکی ازاین بازجوها قاتل کارگر وبلاگ‌نویس است که خونش بد جوری دامان » نظام» را گرفته است.علی مطهری، این هفته در مجلس می‌گوید: «ستار بهشتی، به مرگ طبیعی فوت نکرده و لازم است وزیر کشور و فرمانده نیروی انتظامی از خانواده بهشتی عذرخواهی کنند.»

گزارش ساليانه «آزادی انديشه» که توسط اتحاديه بين المللی انسانگرايی و اخلاق تهيه و منتشر می شود، در اختیار سازمان ملل قرار می گیرد.نام ايران در ميان هفت کشوری قرارداردکه در آنجا خدا ناباوران با مجازات اعدام روبرو هستند.به نوشته روزنامه واشینگتن پست، در هفت کشوری که مجازات مرگ را به عنوان قانون «ضد کفر» به مرحله اجرا در می آورند، اسلام به عنوان دين رسمی شناخته می شود. «جمهوری اسلامی پاکستان» بيشترین آمار اعدام خداناباوران را به خود اختصاص داده است وعربستان سعودی، ايران، افغانستان، سودان، موريتانی و مالديو به ترتیب در پشت آن قرار دارند.

حتی سوریه هم در این حلقه نیست، هر چندسرحلقه مسائل منطقه است. تایمز لندن چنین تصویری از پایتخت سوریه می دهد: «دمشق دو تکه شده است، قلب آن و حومه آن. شورشیان به حومه دمشق رسیده اند. در محاصره اند و محاصره کرده اند. ورق برای آن ها برگشته است. دوران رکودشان به پایان رسیده است. پول می رسد، سلاح می رسد، جنگجو هم می رسد. اکنون اوضاع به کامشان است. پاتریوت ها هم به مرز ترکیه رسیده اند.»

ارسال کنندگان و دریافت کننده موشک ها حتی بخودشان زحمت دادن جواب به» نظام مقتدر اسلامی» رانداده اند که چند بار اعتراض کرده است. ارتشی- بسیجی تناور، حسن فیروز آبادی، نام هم برایش گذاشته است: «خط دفاعی صهیونیست‌ها.»

رجب طیب اردوغان، درحالیکه خبر لغو سفر احمدی نژاد را که حاصل فرمایشات فرمانده محبوب آقای خامنه ایست توی جیبش می گذارد، می گوید: «ایران بهتر است به جای اعتراض به پاتریوت‌ها از نفوذ سیاسی خود بر دولت بشار اسد در راستای توقف خشونت‌ها در سوریه استفاده کند.» عکس منتشره از نخست وزیر ترکیه جوری است که انگار دارد به ریش کسی می خندد.

«لیون پانه تا» – وزیر دفاع آمریکا- شرایط را در چند جمله چنان فشرده می کند که صدای شکستن استخوان های دیکتاتور دمشق درمسکو هم شنیده می شود: «سقوط بشار اسد باندازه روزهای انگشت شمار بسیار نزدیک است. ما در این مورد با نیروهای مخالف بشار اسد در هماهنگی کامل هستیم».

روس ها می کوشند تا بازی جمع نشده، بیشترین امتیاز را بگیرند. معلوم است که دار ند نرم نرم دستشان را از پشت بشار اسد بر می دارند.یک منبع روسی خبر می دهد که رئیس جمهور سوریه خود را برای مرحله پس از سقوط دمشق و چگونگی انتقال نیروهای وفادار ش به یک شهر ساحلی علوی نشین آماده می کند. به نظرساندی تایمز: «این طرح، شبیه سناریوی فرار معمر قذافی از طرابلس به شهر بنی ولید است.»

بشار اسدحتما بخاطر دارد که شماره موبایل دوست قدیمی اش قذافی رابا سازمان اطلاعات فرانسه تاخت زد و سرش را درهمین مسیر بباد داد. پایان اورا کدام معامله رقم خواهد زد؟

محمد علی سبحانی سفیر پیشین جمهوری اسلامی در لبنان و اردن درسایت دیپلماسی ایرانی می نویسد: «سیاست اولیه ایران مبنی بر حمایت صریح و تمام عیار از دولت بشار اسد و تروریست خواندن مخالفین او اشتباه بوده و ضربه ای به سیاست خارجی انقلابی ما در منطقه محسوب شده است. این اتفاق موجب شد که نه فقط مردم سوریه بلکه ملت های عرب و مسلمان سیاست خارجی ایران را در حمایت از جنبش های آزادی بخش منطقه به شکل جدی زیر سئوال ببرند.»

علی اکبر صالحی، در را بروی سرنگونی بشار اسد می بندد: » تهران اجازه سرنگونی بشار اسد را نمی دهد.» و برای آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، باز می کند: «طرفين به اين نتيجه رسيده‌اند که بايد از بن‌بست فعلی خارج شوند.»

هرمان ناکارتس، سربازرس این آژانس، با اشاره به «دیدارهای خوب» گروه خود با مقامات جمهوری اسلامی اعلام می کند که این گروه در ایران به پیشرفت‌هایی دست یافته است.

زمان مذاکرات بعدی را که وزير امور خارجه جمهوری اسلامی ازآن بی خبر است، علی‌اصغر سلطانیه، نماینده «نظام» در این سازمان اعلام می کند: «روز ۲۷ دی‌ماه سال جاری در تهران.»

بار دیگر بحث «سازش» با آمریکا که از منابع روسی، اسرائیلی و نشریه کمونیستی دی ولت آلمان می آید، موضوع رو زمی شود. از دیدارهای محرمانه سخن می رود و ازتوافق های پنهان رازگشائی می شود.

فریدون عباسی دوانی، رئیس سازمان انرژی اتمی جمهوری اسلامی که از ترور جان سالم بدر برده و مرتب مواضع تندتری می گیرد، همه رشته ها را پنبه می کند: «جمهوری اسلامی ایران غنی سازی ۲۰ درصد را به اندازه نیازش و تا هر زمانی که به آن احتیاج داشته باشد تولید خواهد کرد.»

مساله اتمی به بستر ده ساله اش بر می گردد و «وقت کشی» دو طرف زیر ذره بین قرار می گیرد. «نظام» زمان می خواهد که ماشه بمب را در دست بگیرد، و ائتلاف غرب-ـ عرب لحظه ها را برای سقوط بشار اسد و تغییر توازن قوا در منطقه می شمارد.

حسن فیروزآبادی رئیس ستاد کل نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران، حرفی می زند که با گنجایش مغزش نمی خواند: «هر کدام از این پاتریوت‌ها یک نقطه سیاه روی نقشه جهان و برای ایجاد یک جنگ جهانی است و متاسفانه هر روز یکی از کشورهای غربی دارند تصویب می‌کنند که پاتریوتی را به مرز سوریه و ترکیه بفرستند.»

یک سایت فارسی زبان می پرسد: «برای حکومتی که عمری انگشت شمار برایش پیش بینی کرده اند و در این راستا مخالفان بشار اسد را در جایگاهی تعیین کننده قرار داده اند، پس دیگر چرا زحمت استقرار چنین سیستم پیشرفته موشکی و پر هزینه را به خود داده اند؟»

و پاسخ را بسیار روشن می بیند: «هدف ایران است.»

طالبان ترسو، برای پیشبرد دیدگاههای عتیقه خودٍ، ایران را به هدف اصلی نبردی تبدیل کرده اند که سرنوشت ژئو پولتیک خاورمیانه را رقم می زند.

روزنامه روسي کومرسانت، مي نویسد: «ترکیه از ناتو درخواست کرده است که موشک های پاتریوت را براي دفاع در برابر سوریه در اختیارش بگذارد. اما ممکن است دلیل دومي هم وجود داشته باشد و آن آمادگي نظامي در برابر ایران است.»

دیمیتري پولیکانووف، معاون مرکز پي آي آر که یک اتاق فکر مستقل در مسکو است، مي گوید: «این موشک ها را مي شود به همه نقاط ترکیه انتقال داد. فاصله مرز ترکیه با شهر تبریز در ایران در حدود ۵۰۰ کیلومتر است. تبریز یکي از شهر هایي است که گفته مي شود تاسیسات اتمي مخفي در آنجا وجود دارد. با توجه به اینکه آمریکا مي خواهد از ترکیه بعنوان یک سپر موشکي پیشرفته استفاده کند، موشک هاي پاتریوت تا ابد آنجا خواهند ماند. ترکیه مي خواهد به هر ترتیب که شده است، سلاح هایش را مدرن کند. تحت این شرایط، سلاح ها به احتمال زیاد علیه ایران بکار خواهد رفت. هر نوع عملیات تحریک آمیز در این روزهاي حساس پیش زمینه جنگ خواهد بود.»

جنگی که باشلیک سلاح شروع شود در منظر است و جنگ تمام عیار اقتصادی- سیاسی- امنیتی- سایبری و رسانه ای مدت هاست که آغاز شده است.

چند منبع آگاه، به رویترز می گویند: «صادرات نفت جمهوری اسلامی در ماه جاری میلادی، دسامبر، نسبت به ماه پیش از آن تا «نزدیک به ۲۵ درصد» کاهش پیدا کرده و به کمترین میزان از زمان اعمال تحریم‌ها رسیده است.

صادرات نفت خام ایران که در ماه گذشته، نوامبر، به «یک میلیون و ۸۰ هزار بشکه» در روز کاهش پیدا کرده بود، در ماه دسامبر، به «۸۳۴ هزار» بشکه در روز سقوط خواهد کرد. »

رئیس «انجمن نفتی ژاپن» خبر می دهد که این کشور بدلیل تحریم‌های نفتی علیه جمهوری اسلامی، واردات نفت از ایران را در سال ۲۰۱۳ نیز همچنان کاهش خواهد دادو قصد دارد سال آینده سقف واردات نفتی از ایران را به ۱۶۰ هزار بشکه کاهش دهد.»

سید جلال یحیی‌زاده، عضو کمیسیون اقتصادی مجلس هشدار می دهد: «درحال حاضر در بد‌ترین شرایط اقتصادی بسر می‌بریم.»

تورم نقطه به نقطه به «۳۶ درصد» افزایش می یابد و کار بجائی می رسد که به علت کاهش ۵۰ درصد ی در آمد نفت و گرسنگی در ایران، طفلکی وزیر اقتصاد شب ها نمی خوابد.لابد برا ی اینکه شمس الدين حسينی، اینقدر غصه نخورد، رئیسش به میدان می آید و ریشه بحران را بر ملا می کند: «٣٠٠ نفردر کشور ۶۰ درصد پول‌های کشور را در جيب خود گذاشته و پس نمی‌دهند.این پول را برای کار و کارگرها گرفته اند.» رئیس دولت دهم که دارد چمدان ها را می بندد، بعد از نزدیک به هشت سال حتی دستش را توی جیبش نمی کند که اد ای درآوردن سیاهه غارتگران را تکرار کند. درعوض طعنه ای به «برادران قاچاقچی» می زند و از سپاه پاسداران می خواهد تا برای کمک به پیشرفت کشور بخشی از اموال خود را واگذار کند.

کارگران هم که بهتر از همه می دانند، حقوق پرداخت نشده آنها کجا رفته و برای آینده شان چه خوابی دیده اند، به خیابان می آیند. قصدشان ارائه طوماری به وزارت کار، تعاون و رفاه ایران، است که ۳۰ هزار کارگرآن را امضاء کرده اند تا به پرداخت نشدن حقوق ها، پایین بودن دستمزدها و زندگی زیر خط فقر اعتراض کنند.

دو هزار نفر از رانندگان و کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه هم دست به اقدام مشابهی می زنند.

کارگران مقابل مجلسی گرد می آیند که «نمایندگان مردم» در آن آش بیت برای انتخابات را بار گذاشته اند. مناظره ها ی تلویزیونی را حذف و راه را برای رای دادن به منصوب رهبری هموار می کنند. از علی لاریجانی، غلامعلی حدادعادل، علی اکبر ولایتی و محمدباقر قالیباف، بعنوان نامزدهای اصولگرایان نام برده می شود. علی لاریجانی که ظاهرا در صف اول است، یک قدم دیگر برای اثبات «غلام» رهبر بودن بر می داردو می گوید: «مجلس متعهد به اطاعت از رهبری است.»

صادق زیبا کلام تفسیری فوتبالی از نامزدهای «انتخابات» بدست می دهد: «اگر حريف مشايی فقط اصولگرايان سنتی باشند، رقابت مشايی با کانديدای جريان اصلی اصولگرايان، مثل بازی منچستريونايتد و مس سرچشمه کرمان خواهد شد! اگر حريف مشايی قاليباف باشد، رقابت آنها مثل بازی منچستريونايتد و ليورپول می شود. اما اگر حريف مشايی خاتمی باشد، رحيم مشايی مثل تيم ملی فوتبال ايران در برابر بارسلونا خواهد بود!»

در آرایش دکتر زیبا کلام، نامی از هیچ تیم آمریکائی نیست؛ اما «خورشید» سعید مرتضوی که حالا «هما» هم در قباله اش افتاده است، از سواحل ایالات متحده طلوع می کند تابه «جناب آقای اوباما» تسلیت بگوید؛ همان کاری که محمود احمدی نژاد کرده است. شاید قاتل زهرا کاظمی و دهها نشریه جزوهمان «انقلابيون فرسوده» باشد که به نوشته برادر حسین بازجو در کیهان تهران در تدارک «نوشاندن جام زهر به رهبر» اند.

آذر ماه تمام می شود. یلدا شبی دیگر در یلدایی ظلمانی است که طالبان از سی و سه سال پیش بر ایران گسترده اند.ایران، ازتوفان های پائیزی واز یخبندان زمستان می آید ود رخانه و غربت، در میهمانی و زندان بر سفره می نشیند.

محمدعلی دادخواه در مراسم گرامی‌داشت روز جهانی حقوق بشر در بند ۳۵۰ زندان اوين، سخنرانی خود را با اين بيت به پايان می رساند: «ظلم ماری ست که هرکه پروردش – اژدهايی شود، فرو بردش.»

حافظ در سراسر ایران دست بدست می شود و بیم شب را به امید سحرگاهان پیوند می زند:

 بر ســــر آنم که گـــــر ز دســـــت بر آید

دست به کاری زنم که غصه سر آید

 

 خلـــــوت دل نیـــست جای صحبت اغیار

 دیــــو چوبیرون رود فــــرشته در آید

 

 صــــحبت حکــام ظـلمت شب یلداست 

 نور ز خورشـــید خواه بو کـــــه برآید

 

بــــر در اربــــاب بــی مـــروت دنــــیا

 چند نشینی خـــــواجه کی بــدر آید

 

 ترک گــــــدائی مکن که گـــــنج بیابــــی 

 از نظـــــر رهروی که در گــــــذر آید

 

 صالــح و طالـــع مطاع خـــویش نمودند 

 تا که قبـــــول افـتد و جه در نظر آید

 

 بـــــلبل عاشـــــق تو عمر خـواه که آخر 

 باغ شود ســبز و شاخ گل به بر آید

 

غفلت حافظ در این سراچه عجب نیست

 هرکه به میخــــانه رفت بی خبر آید

 


بند ائمه الکفر

ضرورتی لابد در کار است که بر دست های آقای خامنه ای آب پاکی می ریزند تا خون  اعدامیان مارکسیست  تابستان شصت و هفت را ازآن بشویند

ماجرا را سایت بازتاب به ثبت تاریخ داده است و فشرده اش این دروغ بزرگ تاریخی که بعد از صدور حکم معروف آیت اله خمینی در باره اعدام زنداییان مجاهد، «افرادی» که این حکم را «دریافت» کرده بودند، توانستند حکم مشابهی را در مورد اعضای سازمانهای چپ و مارکسیستی اعم از چریکهای فدایی خلق، حزب توده و… دریافت کنند.» آقای خامنه ای در مقام رئیس جمهور ورئیس مجمع تشخیص مصلحت » با صراحت و شدت با این اقدام مخالفت کرده در سخنان صریح و تندی به «مخالفت» پرداختند و درنتیجه «موضوع اعدامهای زندانیان چپ که تعدادشان به هزاران نفر بالغ می شد، منتفی گردید.»

بر من پوشیده است که آقای خامنه ای رئیس وقت مجلس و دیگر اعضای مجمع در این باره چه گفته اند وچه شنیده اند، اما آشکارتر از آشکار است که اگر مقدمه این خبر بازتاب واقعیت دارد، نتیجه اش دروغ مطلق است. نه تنها » موضوع اعدامهای زندانیان چپ که تعدادشان به هزاران نفر بالغ می شد، منتفی » نگردید، بلکه هزاران تن و بیشتر از آنان در «دادگاه مرگ» محکوم شدند و به پای چوبه های اعدام رفتند؛ مرگی که در هولناکی دستکمی از بر دار کردن زندانیان مجاهد نداشت، بااین تفاوت که بهانه» عملیات» به هیچ گروه مارکسیستی اعم از توده ای و فدائی و اقلیتی و پیکاری و رنجبری و…. نمی چسبید.

 وقتی داس مرگ به گردش درآمد به چشمان خویش رفتن جوانان چون گل مجاهد را دیدم و صدای گام های آخر گنج های کهنسال مارکسیست را شنیدم. بهرام دانش، نظامی بازمانده از سپاه آزادی کلنل پسیان را وقتی با هم قدم می زدیم، صدا کردند و رفت. پیرمرد کارگر زارع را با قامت خدنگ وارش بیاد می آورم. داستان رفتن دکتراحمد دانش را هزار بار هم اتاقی اش، دکتر فریبرز بقائی برایم تعریف کرده است.و….بسیاران دیگر از همه گروههائی که «بازتاب» اعدامشان رامنتفی دانسته است. گل های سرخ چپ ایران رامانند جوانان مجاهد بر دار کردند. نسل کشی بیرحمانه نسل

«عدالت جو» مجاهد و توده ای و چپ و راست نمی شناخت. درآن بیداد گاه ترین دادگاه تاریخ، باید به سه پرسش جواب دلخواه دادگاه می دادی،ورنه رهسپار جوخه اعدام می شدی. یار نازنین ما مهدی حسنی پاک ، تنهادرپاسخ یکی از پرسش ها که «مسلمانی؟» پاسخ داد»آری، اما نه مسلمانی مثل شما.» باشلاق شرحه شرحه اش کردند و سپس به بلندای دارش فرستادند. امیر نیک آئین (هوشنگ ناظمی) به هر سه پرسش نه گفت و با قامت تناورش به دیدار مرگ رفت. داود قریشی عزیزم که خون از سبیلهایش می چکید ، دیدار عشق خود را به ابدیت واگذاشت و بر طناب دار بوسه زد. و مهرداد فرجاد، این یگانه عشق وامید که چنان دلاورانه ازمرز زندگی گذشت….

دیگر از کدام مارکسیست بر دار شده بگویم که به نام و نشان می شناختم؟ فرزاد دادگر؟ حسین قلمبر؟ فریبرز صالحی و…. تا به دومین سردبیر بردار شده روزنامه مردم برسم و با نام بلندمنوچهر بهزادی در بند «ائمه الکفر» رابروی تاریخ بگشایم؛ دری که هنوزندیده ام کسی ازآن به بندمحکومان به اعدام پاگذاشته باشد و دروغ «بازتاب» این فرصت را فراهم می آورد.

غروب بود که ارابه مرگ به بند «ائمه الکفر» رسید. از چند ماه قبل شماری از رهبران وکادرهای گروههای مارکسیستی را در این بندجمع کرده بودند. وقتی نوبت اعدام هارسید، ترکیب این بند معنا پیدا کرد و نامش یگانه شد. منوچهر بهزادی، عضو هیات سیاسی حزب توده و سردبیر روزنامه مردم، سرگرم بازی والیبال بود که صدایش کردند. هیچ کس فکرنمی کرد» منوچهر خان» مرد آرام و دلنشین برای همیشه می رود. روز بعد افسران سازمان نظامی را صداکردند که بعداز بیست و پنج سال اسارت در زندان شاه، حالا دربندجمهوری اسلامی بودند. تقی کی منش در کمیته مشترک جانباخته بود، رضاشلتوکی در اوین. حالا عباس حجری ، اسماعیل ذوالقدر و ابوتراب باقر زاده رامی بردند. نوبت به هدایت اله حاتمی ومحمد پورهرمزان رسید. محسن هنری از حزب کمونیست را صدازدند. دکترحسین جودت و احمدعلی رصدی را بردند و بردند و بردند…. تاروزی که حاج ناصر احمدی مسئول شعبه شش دادستانی- ویژه حزب توده و اکثریت- از در در آمد و گفت: «مژده! دیگر کسی را از «بندائمه الکفر» اعدام نمی کنندو معلوم شد زندانیان این بند حکمشان از پیش مرگ بوده است، تنها تفاوتی که دادگاه در حکم قائل می شد کسانی را که می گفتند مسلمانند در بهشت زهرا بخاک می سپردند و بقیه را به خاوران می بردند.

و این نام ها که بخاطر من مانده است و مشتی است نمونه خروار، سالهای بسیار طول کشید تا از تاریکخانه دهه شصت به آفتاب حقیقت راه یافت. گروههای مختلف مارکسیستی بتدریج جانبختگان خود را یافتند و هر کدام کتابی را با اطلاعات د ردست منتشر کردند و سر انجام فهرست بلندی فراهم آمد.

نام حدود پنج هزار جانباخته تابستان مرگ را از نظر بگذرانید، گل های سرخ ایران را می بیینید که در کنارهم خفته اند و هیچ گروه مارکسیستی نیست که چندین و چند بر دار شده در فهرست قتل عام جمهوری نداشته باشد.

 این سند، و بسیار سند های مشابه دیگر که توسط گروههای حقوق بشری تهیه شده است و دهها کتاب که جان بدربردگان درطول این سالها نوشته اند، هنوز تمامی واقعیت نیستند، اما دروغ بزرگ بازتاب را بر ملا می کنند.

مجاهدین، باحکم آیت اله خمینی که بارها منتشر شده، به بهانه مرصاد بردار شدند وبسیاران بودند. هزاران نفر از اعضای رهبری، کادرها، اعضاء وهواداران گروههای مختلف چپ ومارکسیستی را بی هیچ بهانه به دیدار مرگی فرستادند که از پیش برای

 «ائمه» آنها تدارک دیده بودند.

 آقای خامنه ای اگر هم حرفی زده و کاری کرده، در این قتل عام بیرحمانه تاثیری نداشته است. تمامی راز «کشتار چپ» سر به مهر است.

 ای کاش همه بازماندگان به سخن بیایند و یادمانده های خود را با همه کاستی و احتمالا نقصان در میان بگذارندو راه را برای روزی بگشایند که اسرار این جنایت از میان اوراق خونین جمهوری اسلامی بیرون کشیده شود و درمعرض قضاوت تاریخ قرار بگیرد.

گور پدر ایران

پنجشنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۱

«نظام» با سکوت ـ که علامت رضاست- نبرد غزه را در جایگاه «قادسیه» ای دیگر به ثبت تاریخ می دهد. در قادسیه نخست، ایران مغلوب اعراب مسلمان شد. در قادسیه دوم، صدام حسین سر فتح ایران را داشت. قادسیه سوم، راه را برای نابودی تام و تمام ایران گشوده است.

نظریه پردازان «نظام» با گفتمان قادسیه سوم به میدان آمده اند و حرف سالها نهفته در دل را بزبان می آورند:

مصباح یزدی، استاد برجسته حوزه علمیه قم: «امروز متاسفانه مباحث وطن پرستی از سوی کسانی که در جامعه اسلامی هستند مطرح می‌شود که باید عنوان کرد اگر کسی به جای طرح ارزش‌های اسلامی، اینگونه مباحث را مطرح کند به خون شهدا خیانت کرده است. طرح مباحث وطن دوستی شعار دوران جاهلیت است.»

 محمد مهدی عبد خدایی، دبیرکل فدائیان اسلام: «چون ما یک حکومت ایدئولوژیک هستیم، مجبوریم آموزه های دینی خود را نگاه داریم. ما انترناسیونالیست دینی هستیم و کاری به این نداریم که اسماعیل هنیه چه می گوید. شعارهایی همانند نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران در واقع‌‌ همان گرایش ناسیونالیستی است.»

از دل این «گفتمان» سیاست داخلی و خارجی استخراج می شود:

آیت الله حسن ممدوحی، از اعضای مجلس خبرگان رهبری: «رهبری انتخاب خدا است و اگر رهبری رای مردم را تنفیذ نکند، مردم هیچکاره هستند.»

محمد جواد اردشیر لاریجانی، نظرپرداز سیاست خارجی، دبیر ستاد حقوق بشر: «با فرانسوی ها وآلمانی ها مذاکره می کنیم چون یک مشت بدبخت های مفلوک سیاسی هستند.استراتژِی ما مقاومت و ایستادگی است. بدترین آدم های جرزن در معامله غربی هاهستند.اینکه الان بنشینیم ومسئله را با امریکا حل کنیم هم غیر عملی و هم غلط است.»

هدف تیر سخنان بدقت تنظیم شده یکی از برادران لاریجانی، چیزی جز ویرانی تازه ترین موضع وزیر خارجه آمریکا نیست.

هیلاری کلینتون، وزیر خارجه ایالات متحده، در آغاز این هفته گفته است: «در صورت آمادگی ایران، آمریکا آماده است تا با جمهوری اسلامی وارد مذاکره هسته‌ای دوجانبه شود.»

آمریکا، برسکان رهبری «ائتلاف غرب» بر متن سیاست مذاکره- تحریم پیش می آید. در همان حال حلقه محاصره اقتصادی را تنگتر و دامنه متحدان خود راگسترده تر می کند و پیوسته تابلوی مذاکره را در دست دارد.

علی اکبر صالحی باردیگر مذاکره با آمریکا را در گرو تشخیص «مقام معظم» می گذارد. ونماینده آیت الله خامنه ای در سپاه تلویحا گفت و گو با ایالات متحده را موجب «سقوط نظام» می داند. سعید رجائی خراسانی، نماینده سابق جمهوری اسلامی در سازمان ملل متحد، عبارت پرمعنائی می گوید: آمریکا با یک ابله در ایران مذاکره نمی کند، تاریخ مذاکرات را که همه به سد «مقام معظم» برخورده، می شمارد و نتیجه می گیرد: «من ایشان را کارشناس سیاسی نمی دانم، خودشان هم نمی دانند. من مطمئن نیستم که آقای خامنه ای قلبا مخالف باشند. اینطور نیست.»

نگاه متوجه دو «دکتر» می شود که در دوطرف «مقام معظم» ایستاده اند و تخصصشان سیاست خارجی اعلام شده است. اولی علی اکبر ولایتی نام دارد و یکسان سازی موقعیت شوروی و ایران دست پخت اوست. دکتر بعدی محمد جواد لاریجانی، نظریه

«نگاه به شرق» را رقم زده است. هر دودیدگاه به بستر فکری آیت اله خامنه ای پیوند می خوردو غرب ستیزی ایدئولوژیک را جانشین ملاک منافع ملی می کند.

رجائی خراسانی درهمین متن می پرسد: «یکی از مسائل مهمی که الان مطرح است این است که چرا ایران از سوریه جنایتکار حمایت می کند؟ یعنی چه آخر؟»

این چرای برخاسته از منافع ملی را محمدمهدی عبد خدائی جواب می دهد: «فلسطین، از منافع ملی ما مهمتر است.» وریشه کشاندن ایران را به مرکز مهلکه خاورمیانه بر ملا می کند.

هفته ایست که دیکتاتور سوریه به پایان نزدیکتر می شود. اخضر ابراهيمی فرستاده ويژه اتحاديه عرب و سازمان ملل به مجمع عمومی این سازمان گزارش ماموريت خود را می دهد: «تنها راه خروج از بن بست کنونی سوريه، مداخله نظامی در آن کشور است.»

ترکیه که برای «تذکر» جمهوری اسلامی تره هم خردنکرده است، احمد داوود اوغلو وزیر امور خارجه اش را به اجلاس وزرای امور خارجه کشورهای عضو پیمان دفاعی ناتو، در بروکسل می فرستد و او با توافق نامه این اجلاس برای ارسال سامانه های موشکی پاتریوت بر می گردد.

سرگی لاوروف وزیر امورخارجه روسیه، که همراه ولادیمیر پوتین د راستانبول بسر می برد، موافقت کشورش با استقرار موشک های پاتریوت بوسیله ترکیه در مرز این کشور با سوریه را اعلام می کند.

رضاتقی زاده-ـ تحلیل گر سیاسی- تحت عنوان «آیا روسيه و ترکيه جمهوری اسلامی را دور مي زنند؟» آخرین تحولات منطقه را بر می رسد: «با قبول اين فرض که حفظ رژيم اسد امکان پذير نيست، مذاکرات پوتين با اردوغان در استانبول مي تواند به حذف تهران از توافقهای منطقه ای و کاهش هزينه های انتقال قدرت از اسد منجر شود.در حال حاضر ايران در راه حل مشکل سوريه و پايان دادن به وضع کنونی در آن کشور عملا به يک عامل بازدارنده تبديل شده است.مذاکرات جاری پوتين با اردوغان در ترکيه، مي تواند آينده سياسی دمشق را رقم زده و از راه حذف تهران، پيش از تقويت دست آن، رسيدن به توافق های دوجانبه مابين مسکو و آنکارا امکان پذير سازد. در اين پوکر سياسی تهران پيشتر دست برنده خود را رها ساخته بود.»

تهران، هنوز روی ورق باخته بازی می کند. نیویورک تایمز، چنین عنوانی دارد: «عراق، مسیر اصلی ارسال تسلیحات ایران به سوریه» و می نویسد: «آسمان عراق به یکی از مسیرهای عمده حمل سلاح های ایران برای نیروهای بشار اسد تبدیل شده است. تسلیحات اعزامی به سوریه از جمله شامل راکت، موشک های ضد تانک، خمپاره، و نارنجک انداز است.»

بسیاری ازسیاست‌مداران وناظران اعتقاد دارند که پایان کاربشاراسد نزدیک است. نبیل العربی دبیرکل اتحادیۀ عرب، می گوید: «این سقوط ممکن است هرلحظه اتفاق بیفتد.»

سعود الفیصل، وزیر خارجۀ عربستان سعودی تاکید دارد: «روند انتقال قدرت بیش از همیشه ضروری است».

استقرار موشک های پاتریوت، زمینه نظامی برای از کارانداختن ارتش سوریه را فراهم و لحظه پیوستن بشار اسد به دیکتاتوری های پیشین رانزدیکتر می کند تا مقصدبعدی برای حرکت تهران باشد.

قطع مسير کمک رسانی به حماس، تحليل بردن حزب الله در جنوب لبنان و بالاتر از همه، منزوی ساختن تهران اولین منزلگاههای حرکت بعدی است که بانگاه استراتژیک اسرائیل همپوشانی دارد.

سازمان ملل متحد که کشور فلسطین را برسمیت شناخته است، رای مثبت

۱۷۶کشورعضو را پای مصوبه ای می گذارد که برخی مفسران آن را «علیه اسرائیل» نام می دهند.مصوبه سازمان ملل، آژانس بین المللی انرژی اتمی را مسئول نظارت بر فعالیت های اتمی اسرائیل می داند و از این کشور می خواهد تا درهای تاسیسات اتمی خود را به روی ناظران آژانس اتمی بگشاید.

يوکيو آمانو، مديرکل آژانس بين المللی انرژی اتمی، در نشست شورای حکام، اعلام می کند: «به رغم «تلاش های فراوان» آژانس، راستی آزمايی جنبه های احتمالا نظامی برنامه هسته ای ايران هیچ پیشرفتی نداشته است.»

رابرت وود، نماینده آمریکا در آژانس اتمی، درهمین نشست می گوید: «ایالات متحده تا آغاز ماه مارس ( اسفند)سال میلادی آینده به ایران فرصت می‌دهد «همکاری جدی» با این نهاد زیرمجموعه سازمان ملل را آغاز کند. در غیر این صورت، آمریکا خواستار ارجاع موضوع فقدان پیشرفت به شورای امنیت سازمان ملل می‌شود.»

سیاست تحریم پیگیر وپیوسته دنبال می شودو گسترش می یابد. سنای آمریکا به تشدید تحریم‌ها علیه جمهوری اسلامی رای مثبت می دهد. بعد از تصويب مجلس نمايندگان و امضای رئيس جمهوری آمريکا، اين تحريم ها که بخش های انرژی، ‌کشتيرانی، ‌بنادر و ساخت کشتی ايران را هدف دارد و از جمله شامل انتقال طلا از ترکیه به ایران می‌شود، به اجرا در خواهند آمد.

سنای آمريکا به اتفاق آراء بودجه دفاعی ۶۳۱ ميليارد دلاری این کشور را به تصويب می رساند. تحریم های جدید آمریکا علیه ایران نیز در لایحه بودجه دفاعی آمریکا گنجانده شده است.

سریلانکا بعد از تصويب دور جديد تحريمها توسط سنای آمريکا، تصميم می گیرد که نفت عراق را جايگزين واردات نفت خام از ايران بکند.

واردات نفت ژاپن از ایران در ماه اکتبر( مهر) نسبت به ماه قبل از آن کاهش دارد و در مقایسه با اکتبر سال گذشته، چهل و دو دهم درصد کمتر شده است.

گزارش هایی در باره افزایش ۳۰ تا ۵۰درصدی قیمت ها و نایاب شدن برخی کالاها در نشریات داخل ایران منتشر می شود.

در ادامه انتشار گزارش‌هایی در مورد کمبود داروهای مختلف در ایران، موید علویان رئیس شبکه هپاتیت ایران از کمبود داروی بیماران «هپاتیت ب» پرده بر می دارد.

وزیرصنعت، معدن وتجارت از توقف تجارت جمهوری‌اسلامی براثر تحریم‌هاخبر می دهد.

کارگران کارخانه قند و تصفيه شکر اهواز برای سومين روز متوالی در مقابل استانداری خوزستان گردمی آیند تا بگویند ۲۲ ماه است حقوق نگرفته اند.

رئیس اتحادیه کارگران قراردادی و پیمانی سراسر کشور به یک سایت اصولگرا می گوید: «یک میلیون کارگر قراردادی از ابتدای سال جاری تاکنون از واحدهای تولیدی کشور اخراج شده اند.»

علیرضا علوی تبار، آمار جالب دیگری دارد: «ما در این دوره هم شاهد ظهور یك سری میلیاردر جدید بوده‌ایم كه عمدتا هم با استفاده از رانت‌های دولتی به این موقعیت اقتصادی رسیده‌اند.»

اوهم مثل بقیه کاسه و کوزه ها را سر محمود احمدی نژاد می شکند که سخت مورد حمله تازه رسانه های جناح راست است که دوسرنوشت بیشتر پیش رویش نمی بینند: «انتحار یا سقوط قبل از پایان.» و خودش به آب و آتش می زند تا مانع تصویب طرح اصلاح قانون انتخابات ریاست‌جمهوری شود. زورش نمی رسدودریک نبرد نزدیک: «۱۴۴ رای موافق، ۹۱ رای مخالف و ۱۱ رای ممتنع» مجلس اجرای انتخابات را از دولت می گیرد.

رئیس جمهور سابقا امام زمانی که دولت را بُر زده است، ظاهرا خیلی به «مرتضوی» ها علاقه دارد که یکیشان را برای مخالفت با «طرح اصلاح موادی از قانون انتخابات» به مجلس می فرستد.

صولت مرتضوی، معاون سیاسی وزارت کشوردرصحن علنی این طرح را «مغایر قانون اساسی» می داندواسمش را می گذارد: «یک شرکت سهامی برای انتخاب رییس جمهوری».
محمود احمدی نژاد، قاعدتا یاد نحوه «انتخاب» خودش می افتد و می گوید: «به جای تصویب طرح، نام رئیس جمهور بعدی را بنویسید».

کسی او را خس و خاشاک نمی خواند، برای کشتن هوادارانش هم که مقابل مجلس جمع شده اند، تیراندازی نمی کنند. سرگرم مهندسی انتخابات ریاست جمهوری سال ۹۲ و انتصاب رئیس جمهوری هستند. سپاه از حالا از زبان علی سعيدی، نماينده ولی فقيه در سپاه پاسداران تکلیفش را روشن کرده است: «سپاه نسبت به انتخابات رياست جمهوری آينده «بی تفاوت» نيست و خواهان بر سر کار آمدن رييس جمهوری «ولايت مدار» است که «تدابیر» رهبری را اجرا کند.»

حبیب الله عسگراولادی، دبیرکل جبهه پیروان خط امام و رهبری که تشکیل دولت وحدت ملی پیشنهادی هاشمی رفسنجانی را، «طرحی پوچ» می خواند، از حالا رقم دقیق نامزدهای همه جناح ها را می دهد: «در انتخابات آینده ۴۰ نامزد خواهیم داشت که ۲۵ نفر از آنها اصولگرا و ۱۵ منفرد و اصلاح‌طلب خواهند بود».

اصلاح طلبان «بدلی»-ـ تعبیر از علی مزروعی-ـ را از حالا ردیف کرده اند. تلاش‌های حاکمیت برای وادار کردن اصلاح‌طلبان و منتقدان وضع موجود کشور به حضور کانالیزه در این صحنه، آغاز شده است. در چند هفته اخیر برخی چهره‌های اصلاح طلب و منتقد به نهادهای نظامی و امنیتی احضار شده‌اند. و برای اینکه مو لای درزش نرود که انتخابات کاملا آزاد است، احمد جنتی را از لب گور صدازده اند که بازهم ناظر ارشد انتخابات باشد. آیت اله خامنه ای برای تکمیل حلقه یاران کهنسال محمد علی موحدی کرمانی ۸۱ ساله را، به عنوان امام جمعه موقت و جديد تهران منصوب می کند.
محمود احمدی نژاد، می گوید: «متأسفانه عده‌اي خيال مي‌كنند هنوز در دوران قاجار بسر مي‌برند و استبداد حاكم است.» معلوم نیست منظورش «علمای اسلام» است که چون سرداران قادسیه گرد رهبر حلقه زده اند و یا یک نماینده مجلس که «خودسری» ماموران پلیس را عامل مرگ ستار بهشتی، اعلام می کند.

آذ ر، ماه قتل های زنجیره ایست و با نام بلند پروانه و داریوش فروهر، محمد مختاری ومحمدجعفرپوینده به نسرين ستوده، می رسد که ۴۹ روز در زندان بر اعتصاب غذا پا می فشارد تابه خواست خودمی رسد.

ژیلا بنی یعقوب و بهمن احمدی، زوج روزنامه نگار زندانی ۴ ماه است که از ملاقات هم محرومند. فشار بر مهدی هاشمی برای اعتراف تلویزیونی ادامه دارد و پدرش خواستار بازگشایی پرونده اعدام ها برای شفاف سازی در مورد پرونده‌های اول انقلاب می شود. و آنقدر زندان های ایران هتل است که مسئولان سازمان زندانها به دنبال تامين بودجه براى ساخت دو زندان ۱۰ هزار نفره در جنوب هستند.

آذر، ماه آخر پائیز به ده سوم می رسد.یکی که داستان قادسیه را دنبال کرده است، در فیس بوک می نویسد: «ولک، پس گور پدر ایران..»

بیانیه جبهه مشارکت، ایران را در لحظه کنونی چنین تصویر می کند: «هفت سال حاکمیت مطلق و یکدست اقتدارگریان بر همه ارکان حکومت، که به شکل بی سابقه‌ای از حمایت رهبری هم برخوردار بودند، واز درآمد بی‌نظیر و افسانه‌ای نفت نیز برخوردار شدند، و برخوان نعمت زیرساخت های اقتصادی دولت های سازندگی و اصلاحات نشستند، انهدام زیربناهای اقتصادی و تولیدی، گسترش فقر و بیکاری و شکاف طبقاتی، کاهش رشد سرمایه گذاری و نزول نرخ رشد اقتصادی به عدد صفر را در پی داشته است.»

حسین موسویان، مسئول سابق مذاکرات هسته‌ای ایران، که در سال‌های اخیر به آمریکا «مهاجرت» کرده، اکنون از پژوهشگران دانشگاه «پرینستون» است و هروقت مساله اتمی بیخ پیدا می کند دست به قلم می شود تاثابت کند «نظام» دنبال ساختن بمب اتمی نیست، تحلیل جدیدش را در ده بند منتشر می کند. در چند بند این «تحلیل» تکرار شده است که ادامه سیاست اتمی «جنگی را دامن خواهد زد که به نابودی ایران منجر خواهد شد.»

و هنوز در میانه «قادسیه سوم» هستیم. مادر ایران به فغان می آید. تصویر آرتمیس – زیبا زنی که نخستین فرمانده نیروی دریائی ایران بود- در فضای مجازی دور می زند و تاریخ از زبانش مکرر می شود:

«آرتمیس در سال ۴۸۰ پیش از میلاد، در جنگ سالامیس که بین نیروی دریایی ایران و یونان در گرفت، شرکت داشت. قبل از شروع جنگ دریایی سالامیس، خشایارشا از همهٔ امیران محلّی و فرماندهان دریایی نظرشان را راجع به جنگ دریایی خواست. پاسخ‌ها تماماً در تأیید جنگ دریایی با نیروی بحریه یونان بود مگر نظر آرتمیس. او گفت: «من که در تمامی نبردهای شاه به لحاظ شجاعت و فداکاری از احدی کمتر نبوده‌ام، می گویم نیروهای خود را بی جهت تلف نکنید و از رزم دریایی احتراز جوئید زیرا یونانیان در کار دریا برتری دارند. چه الزامی در این کار است؟ من نگران آنم که شکست در این جنگ دریایی، شکست در دیگر جبهه‌ها را در پی داشته باشد.»

همه فرزندان ایران به هزار زبان فریاد می کشند: ایران در خطر است. سرداران قادسیه می شنوند؟

قادسیه نظام و حماس

دهه اول آذر سایه ایران بر غزه می گسترد. حماس مسلح به سلاح های » نظام» نبرد با اسرائیل را «نبرد قادسیه» می خواند که نماد تاریخی پیروزی اعراب مسلمان بر ایرانیان است. رهبر»نظام» که این هدیه را برای ملت ایران فراهم ساخته، رسما «امام حاضر» لقب می گیرد که ترکیب بندیش «امام غایب» را بیاد می آورد که مداحان بیت از فراهم شدن «تمام قواعد ظهور»ش سخن می گویند.

خون فروهرها که در سیاهه قتل های زنجیره ای مهر فتوا از «بیت» داشتند به خون ستار بهشتی پیوند می خورد، از فراز سلول های فائزه و مهدی هاشمی، نسرین ستوده، مهدی خزعلی، احمد زید آبادی و… صدها گل سرخ دیگر می گذرد و دامان «نظام» را در سازمان ملل می گیرد.

و همه راهها به «عمودخیمه «، یعنی رهبر نظام آیت اله خامنه ای می رسد که درادامه پروژه مقدس سازیشماجرای آقا و بزغاله را بر منابر فریاد می کنند واز قضا دستمایه شوخی تازه ای می شود. مصباح یزدی که با پرچم حمله به هاشمی رفسنجانی بازگشته، «تایید بی کفایتی احمدی نژاد» را «نشانه اشتباه خامنه ای» می شمارد، مهدوی کنی تضعیف» معظم له» را حرام می داند و می گوید: «ممکن است در گوشه و کنار اشکالاتی باشد که باید آنها را درست کرد، اما عمود را نباید شکست».

محمد نوری زاد در نامه بیست و هفتم خود از امضای رهبر «پاى خفت بارترين اسناد استعمارى» به فریاد می آید و» دکترمحمد ملکی این «اشکالات» را ویرانی ایران می بیند و استعفای علی خامنه ای را طلب می کند.

تازه ترین دلیل اولین رئیس دانشگاه تهران » جنگ غزه» است که ایران را رسما ودرست در وسط یکی از هولناک ترین حوادث در راه تاریخ می گذارد. بهمین دلیل هم داود هرمیداس باوند در «راستای منافع ملی ایران» نمی داندش.

تا جنگ حماس و اسرائیل آغاز می شود، سي ان ان از «راه طولاني قاچاق اسلحه از ایران به غزه» خبر می دهد. فاکس نیوز در همان روزهای نخست درتحلیل خود می پرسد: «آیا غزه تمرین جنگ با ایران است؟» و درست در روزهائی که تلاش‌های بین‌المللی برای آتش بس در جریان است، سپاه محمد رسول الله تهران بزرگ برای نبرد با اسرائیل اعلام آمادگی می کند. این همان یگانی است که اعتراضات و تظاهرات جنبش سبز را پس ازکودتای انتخاباتی سال ۱۳۸۸ سرکوب کرد.

رسانه های خبری جهان می نویسند که حماس با موشک های اهدائی «نظام» و به نیابت آن می جنگد.  اشپیگل آنلاین گزارش تکان دهنده ای از نحوه عمل متحد » نظام» منتشر می کند: «گروه حماس روز سه‌شنبه، ‌۲۰ نوامبر شش مرد فلسطینی را به ظن جاسوسی برای اسرائیل در انظار عمومی و بدون هیچ نوع محاکمه بطور وحشیانه ای اعدام کرده است. مردان حماس نخست دست و پای قربانیان را بسته و سپس آنها را در خیابانی در شمال غزه به گلوله بسته‌اند. شمار زیادی از مردم شاهد این اعدام صحرایی بوده‌اند.مردان حماس جسد یکی از اعدام‌شدگان را به پشت خودرو بسته و آن را در سطح خیابان‌‌ها کشیده‌اند. »

«نظام» چاره ای جز به اعتراف حضور نظامی در غزه نمی بیند. محمدعلی جعفری فرمانده کل سپاه پاسداران می‌گوید که ایران فناوری ساخت موشک را به غزه فرستاده است. علی لاریجانی، رییس مجلس، یک قدم جلوتر می آید: «افتخار می‌کنیم حمایت‌مان از فلسطین نظامی بوده‌است.»

طارق الحمید، سردبیر روزنامه الشرق الاوسط -ـ یکی از پرخواننده ترین روزنامه های جهان عرب ـ- در مقاله خود تهران را مسؤول درگیری های غزه اعلام می کند.

چند روز پس از برقراری آتش بس، سران حماس بر دريافت سلاح و راکت های پيشرفته از ايران، تاکید می کنند: «ایران بدون هيچ شرط و يا پيش شرطی، کمک های نظامی و مالی خود را در راه خداوند، در اختيار تشکل های مسلح فلسطينی می گذارد».

و اسرائیل را تهدید هم می کنند. محمود الزهار از رهبران اسرائيل می خواهد پيش از حمله به ايران، در باره عواقب چنين اقدامی خوبی فکر کنند، و می گوید: «يهودی، حتماً دوبار قبل از حمله به ايران فکر خواهد کرد.»

جنگ برای اسماعیل هنیه، نخست وزیر حماس حکم «قادسیه» را دارد. اوخطاب به رزمندگان این گروه می گوید: «شما با پیروزی که رقم زدید بار دیگر حماسه های قادسیه و جنگ خیبر را به اسلام باز گرداندید.»

جنگ قادسیه نبردی بود که در سال ١۴ هجری قمری میان اعراب مسلمان و سپاه ایران در سرزمینی به همین نام در عراق کنونی، در گرفت و پیروزی اعراب در این جنگ، راه آنها را برای سقوط امپراتوری ساسانیان و اشغال ایران هموار کرد.

نبرد قادسیه از آن پس به نمادی از پیروزی اعراب مسلمان بر ایرانیان تبدیل شد. صدام حسین، رهبر پیشین عراق نیز پس از حمله به ایران و آغاز جنگ در سال ١۳۵٩، این جنگ را قادسیه دوم نام نهاد.

قادسیه حماس ـ– نظام که راه به نابودی ایران می برد، گره ای ناگشوده دارد: سوریه.ابو مرزوق -ـ معاون خالد مشعل رييس دفتر سياسی حماس –ـ گام نخست را برای گشودن این گره بر می دارد. او در سخنانی در قاهره، پايتخت مصر، ايران را به تغيير سياست در قبال بحران سوريه و دوری کردن از حکومت اسد فرا می خواند.

موسی ابو مرزوق می گويد: «ایران در جهان عرب در موقعیت مناسبی قرار ندارد.ايران با موضعش درباره سوريه خود را در افکار عمومی عرب منزوی می کند.»

«نظام» باز هم از مصر به سوریه می رسد.هفته ایست که بهار به میدان التحریرقاهره بر می گردد.هزاران نفر از مخالفان محمد مرسی، رئيس جمهور مصر، گردمی آیند تا مانع بر کرسی نشستن یک «ولی فقیه» دیگر شوند. قضات و خبرنگاران هم هستند.

«ولی فقیه» تهران، حکم توقف پرسش از محمود احمدی نژاد را داده است. «نامه ذلیلانه علی لاریجانی و اعلام چندباره بی ارادگی گماشتگان مجلس در برابر رهبر» به نوشته مجتبی واحدی، حتی نتوانسته جنگ گرگها را متوقف کند. احمدی نژاد در تدارک همایشی در تهران است تا باز از «اختیارات» خود بگوید.

و رهبردارد برای سوریه نسخه می پیچد: «اگر مخالفان در سوریه دست از سلاح بردارند «امکان مطالبه از دولت سوریه برای شنیدن نظرات مخالفان و اجازه دادن به آنها برای بیان مواضعشان» وجود خواهد داشت.»

واشنگتن پست هم از تلاش های ایران برای احداث «خط لوله ۱۰ میلیارد دلاری گاز به سوریه» گزارش می دهد.

رهبر جدید اپوزیسیون سوریه سفارت این کشور در پاریس را تحویل می گیرد. و لبنان درنامه تند رييس جمهورش به احمدی نژاد می پرسد: «چرا از خاک لبنان برای پرواز پهبادها به اسرائيل استفاده می کنيد؟»

سرويس بين الملل سایت انتخاب که مسائل منطقه را با دقت دنبال می کند، می نویسد: «ميشل سليمان رييس جمهور لبنان طی ارسال نامه ای به همتای ايرانی خود مراتب اعتراض لبنان به پرواز هواپيمای بدون سرنشين ايران از خاک اين کشور به حريم هوايی اسراييل را به احمدی نژاد اعلام کرد.»

و تازه، نوبت ترکیه می رسد. دولت رجب طیب اردوغان که تاکنون چند بار حریم هوایی اش توسط جنگنده های سوریه نقض شده، هفته گذشته از کشورهای عضو پیمان آتلانتیک شمالی ـ– ناتو-ـ درخواست کرده است تا سیستم ضد هوایی پاتریوت خود را در مرزهای ترکیه با سوریه مستقر کنند.

علی لاریجانی پس از بازگشت از سفر ۴۸ ساعته به سوریه، لبنان و ترکیه، نارضایتی خود را از استقرار موشک های زمین به هوای ناتو در مرز ترکیه و سوریه ابراز و اعلام می کند: «به سران ترکیه تذکر داده شد.»

پس از «تذکر» لاریجانی، سپاه پاسداران به ترکیه «هشدار» می دهد. سردار یدالله جوانی مشاور عالی نماینده ولی فقیه در سپاه پاسداران می گوید که اقدام ترکیه برای استقرار موشک‌های پاتریوت در مرز این کشور با سوریه «اشتباه مجدد استراتژیک آنکاراست. ترکیه از ابتدای شروع بحران در سوریه فریب غرب و صهیونیست‌ها را خورد و با تقویت گروه‌های خراب‌کار در کشورش به ایفای نقش در تشدید بحران در سوریه پرداخت.»

سایت تابناک، تحت عنوان «موشک های پاتریوت ترکیه برای حمله است، نه دفاع» خبر می دهد: «هم‌اکنون گروهی متشکل از متخصصان نظامی ترکیه و ناتو در حال ارزیابی بهترین مکان ممکن در مرز ترکیه برای استقرار سامانه موشکی «پاتریوت» هستند. موشک‌های «پاتریوت» در کنار بخش‌هایی از سپر دفاع موشکی ناتو که تاکنون در ترکیه استقرار پیدا کرده، می‌تواند منطقه‌ای بسیار فرا‌تر از مرز ترکیه با سوریه را تحت کنترل داشته باشد؛ منطقه‌ای شامل همه بخش‌های شمال سوریه، از جمله شهرهای مهم حلب و حمص».

هاشمی رفسنجانی که هفته پیش برای ملاقات دخترش فائزه به اوین رفته است واین هفته مانند محموداحمدی نژاد در مراسم عزاداری عاشورا در بیت رهبر حضور ندارد، در جای دیگری شب عاشورا رامی گذراند که پایگاه اطلاع رسانی اش نمی نویسد کجاست؛اما حرف هایش را منتشر می کند. رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام که بازهم خواستار تشکیل دولت وحدت ملی شده است، می گوید: «دروغ، ریاكاری، فساد اداری و مالی، غیبت، خلف وعده ها، تجسس در امور و زندگی خصوصی مردم، گرانی، بیكاری، تزلزل بخشی خانواده‌ها، بی‌اعتنایی به حوزه‌های علمیه، روحانیت و مراجع و سایر موارد، یعنی تزلزل در امتحان الهی. اگر نظام در وعده‌هایی كه برای تحقق جامعه‌ای اسلامی و انسانی به مردم داده ناموفق عمل كند، در امتحان الهی شكست خورده و باید با توبه و بازگشت از خطا و اشتباه، به جبران مافات بپردازد.»

بهتر از این نمی شود به زبان هاشمی رفسنجانی «نشانه های شکست نظام» رابر شمرد. محسن رضائی که مانند دیگر پایوران «نظام» مراقب است «عمودخیمه» نشکند، همه کاسه کوزه ها را سر دولت های ۲۰ سال گذشته- بعد از ریاست جمهوری علی خامنه ای- می شکند و سیاهه هاشمی را کامل می کند: «نمره دولت های ۲۰ سال گذشته زير ۱۲ است. رقيب اصلی دولت آينده، فقر و مشکلات اقتصادی و تحريم های خارجی است.»

هفته ایست که اکونومیست می پرسد: «آیا اقتصاد ایران در آستانه انفجار است؟» واز اقتصاد دانان چنین جواب می گیرد: «اقتصاد ایران شبیه انسان فلجی شده که با از دست دادن قسمت زیادی از امکاناتش مجبور به ادامه فعالیت می باشد. روابط تجاری ایران به شدت خدشه دار شده و سئوال اینجاست که اقتصاد ایران تا کی قادر به ادامه این وضعیت خواهد بود؟ »

لابد برای مقابله بااین وضع است که «امتیاز صید ماهی خاویار دریای خزر به روسیه واگذار می شود.» محمد نوری زاد در نامه تازه خود از «بلعيدن كشور توسط روسیه»رازگشائی می کند و کسی از سر درد در فیس بوک، می نویسد: «یه روزی چشم باز می کنیم و می بینیم تمام خاک کشور رو فروختن و هیچ چیزی از خودمون نداریم…»

علیرضا ضیغمی، معاون وزیر نفت، از قاچاق سازمان یافته سوخت به خارج از ایران خبر می دهد: «روزانه ۵ تا ۶ میلیون لیتر گازوئیل از ایران به خارج کشور، قاچاق می‌شود.»

هنوز معلوم نیست «برادران قاچاقچی ما»- تعبیر احمدی نژاد در باره فرماندهان سپاه- دراین قاچاق «سازمان یافته» هم دست دارند یانه، اما مصطفی مصلح‌زاده سفیر جمهوری اسلامی ثروت «پدری» را به اردن پیشکش می کند: «ایران آماده است دربرابر صدور مجوز تبادل تجاری و گردشگری دینی میان دو کشور، تا ۳۰ سال نفت مجانی در اختیار اردن قرار دهد.»

و جالب اینجاست که دولت اردن نمی پذیرد.

روزهای آخر هفته خبر خوش دیگری برای «نظام» می رسد.موسسه رده‌بندی چین، که از جمله ۱۳ موسسه بزرگ ارائه دهنده جواز فنی و استاندارهای زیست محیطی برای کشتی‌ها در دنیا است، همکاری با ایران را متوقف می کند. «سی سی اس» آخرین موسسه از ۱۳ موسسه رده‌بندی عمده دنیا است که به رابطه اش باایران پایان می دهد.

چین درکنار روسیه جزو چند کشورمعدودی است که به قطعنامه ارائه شده از سوی کانادا در محکومیت نقض حقوق بشر رای منفی می دهد. کره شمالی، کوبا، اکوادور و قزاقستان هم همراهش هستند.این قطعنامه با ۸۳ رای مثبت به تصویب می رسد.

جواد اردشیرلاريجانی در رد قطعنامه، احمد شهید را هنرپیشه می خواند و می گوید: «در ايران حکم شکنجه‌گر اعدام است.» مهدی خزعلی که به گفته «سربازان بدنام امام زمان» در» ویلا» بسر می برد و حتی اجازه تماس تلفنی هم ندارد، حتما از شنیدن این حرف از خنده روده بر می شود.

سربازان فرهنگی «نظام» حرف بامزه دیگری می زنند که کمی فضا تلطیف شود. فرج اله سلحشور که در فیلمسازی بجائی نرسیده، اما در پرونده سازی مهارت خاصی پیدا کرده است، از کشف جدید خود خبر می دهد: «هفده نفر از صهیونیست‌ها، بهایی‌ها، ساواکی‌ها و توده‌‌ای‌ها در عرصه‌ فیلمسازی در ایران فعال هستند.»

روستا آزاد رئیس دانشگاه شریف هم از بزرگترین آرزویش خبر می دهد: «برگزاری نماز جماعت در یکی از کرات آسمانی.»

آذر ماه، ده روز نخست خود را پشت سر می گذارد و جان مک کين، سناتور جمهوريخواه، همه چیز را به برنامه هسته ای پیوند می زند: «حکومت ايران «تهديدی برای صلح و ثبات»‌ در جهان است.»

هفته پیش علی آهنی، سفیر جمهوری اسلامی در فرانسه گفته است: «جمهوری اسلامی در قبال لغو تحریم ها حاضر است غنی سازی اورانیوم را تا زیر پنج در صد کاهش دهد.»

این هفته، سید حسین نقوی حسینی، سخنگوی کمیسیون امنیت ملی، می گوید: «اظهاراتی در مورد مذاکره ایران و امریکا صورت گرفته است و در صورتی که این گفته ها واقعیت داشته باشد، با توجه به شرایط کشور امکان دارد اتفاقات جدیدی در رویکردها و سیاستهای دو طرف رخ دهد.»

نشست غیر علنی نمایندگان ۱+۵ در بروکسل انجام می شود.

سرگئي ريابکوف نماينده روسيه در پايان اين نشست، می گوید: «پيشنهاد روسيه براي حل گام به گام اختلاف ها مورد پذيرش قرار گرفته است.»

سخنگوي خانم اشتون نیز توضیحات بیشتری می دهد: «محور رايزني هاي امروز در بروکسل برگزاري دور جديدي از گفت وگوها در سريع ترين زمان ممکن بود. »

افق دیگری برای مذاکره باز می شود. باراک اوباما رئیس جمهور آمریکا در اولین کنفرانس خبری خود در واشینگتن بعد از انتخاب مجدد به ریاست جمهوری آمریکا، می گوید: «تلاش برای آغاز گفت‌وگو‌ها با ایران ماه آینده آغاز خواهد شد. گفت‌وگوها برای یافتن راه حل محدود به آمریکا نیست و جامعه جهانی را هم در بر می‌گیرد. به ایران اجازه داده نخواهد شد صاحب بمب اتم شود. برای حل مسئله به صورت دیپلماتیک هنوز یک دریچه زمانی وجود دارد.»

کارشناسا ن اتمی، دریچه زمانی را تا تابستان آینده باز می بینند و دلیلش را توضیح می دهند: «اورانیوم غنی شده ۲۰ درصد ی جمهوری اسلامی تا تابستان آینده به۲۴۰ کیلوگرم که مقدار لازم برای تولید یک بمب اتمی است، افزایش پیدا می کند.»

دو نظریه پرداز بسیارمهم آمریکائی، از «دریچه زمانی» به «مساله هسته ای» می نگرند.

هنری کیسینجر، وزیر امور خارجه پیشین آمریکا با انتشار مقاله‌‌ای در روزنامه واشینگتن پست می‌نویسد: «اولویت فوری باراک اوباما در سیاست خارجی ممانعت از تلاش ایران برای دستیابی به سلاح هسته‌ای است. در صورتی که ایران در مذاکرات رویکردی همانند یک دولت ملی و نه یک انقلابی مذهبی از خود نشان دهد، و راست‌آزمایی‌های هسته‌ای را بپذیرد، آنگاه باید برخی جوانب امنیتی ایران را نیز به طور جدی در نظر گرفت، از جمله لغو تدریجی تحریم‌ها که متناسب با کاهش سطح غلظت غنی‌سازی اورانیوم از سوی ایران خواهد بود.»

زیبیگنیوبرژینسکی -ـ مشاور سابق کاخ سفید ـ می گوید: «آمریکا «هیچ الزامی ندارد مثل بز دنباله‌روی» حمله اسرائیل به تاسیسات هسته‌ای ایران باشد. حمله آمریکا یا اسرائیل به جمهوری اسلامی «بدترین گزینه» در صورت شکست مذاکرات است.من درصورت گسترش سلاح هسته‌ای توسط ایران از سیاست «مهار» به عنوان راه چاره‌ای که‌‌ «کمتر از باقی گزینه‌ها بد است» حمایت می کنم. سیاست در قبال ایران شامل «تحریم‌های دردناک اما با خفقان کمتر» خواهد بود، به شکلی که به نیروهایی که به دنبال تغییر دموکراتیک در ایران هستند، کمک کند. تحریم‌ها باید با «تضمین امنیتی روشن» برای کشورهای منطقه از جمله اسرائیل که دوست آمریکا هستند ترکیب شود؛ به همان شیوه که آمریکا از اروپا در مقابل شوروی حمایت کرد و هنوز در حال جلوگیری از کره شمالی در استفاده از سلاح هسته‌ای علیه کره جنوبی و ژاپن است.»

این سیاست راهبردی که توسط چهره های کلیدی آمریکا اعلام می شود، به نگاه خوش بینانه ای پیوند می خورد که سایت تابناک روی آن پا می فشارد: «تمامی کارشناسان و تحلیلگران روابط بین‌الملل بر تاثیر ایران و برنامه هسته‌ای آن بر انتخابات امریکا اذعان دارند. بیشتر کارشناسان بر این عقیده‌اند که اوباما در دوره جدید ریاست جمهوری خود رویکردی عملگرایانه‌تر در تعامل و یا تقابل با ایران خواهد داشت و اجلاس آتی ایران و ۱+۵می تواند آزمونی تعیین کننده برای آمریکا و هم‌پیمانانش باشد.»

«دریچه زمانی» مستقیما هم بروی تحولات سوریه باز می شود.

سایت خبری ـ تحلیلی «دبکا فایل»، وابسته به محافل اطلاعاتی و امنیتی اسرائیل، جزییاتی از سامانه موشک های پاتریوت را بر ملا می کند که راه را بر این تحلیل می گشاید: «استقرار موشک‌های ضد موشک در ترکیه، با اقدام مخالفان مسلح در از میان بردن دو پایگاه کلیدی هوایی و راداری در جنوب سوریه و در مرز این کشور با اردن همراه شده است.ناتو و ترکیه می‌توانند در صورت تمایل، مهمترین ابزار دولت سوریه علیه مخالفان مسلح، یعنی استفاده از نیروی هوایی را از دست آن بیرون بیاورند. مجموعه این عوامل این پتانسیل را پدید می‌آورد که بتوان با یک اقدام نظامی هماهنگ، در شمال و جنوب سوریه به منظور خارج کردن کنترل آسمان این مناطق از دست دولت، نیروهای ارتش را به عقب‌نشینی به مناطق مرکزی سوریه وادار کرد. به این ترتیب، استقرار موشک‌های پاتریوت در ترکیه، بخشی از یک برنامه گسترده‌تر از سوی غرب و دولت آنکارا به منظور زمینه‌سازی برقراری منطقه پرواز ممنوع و احتمالاً انجام کار نظامی علیه دولت سوریه است. »

افق سیاسی کم و بیش روشن می نماید. در لحظه کنونی سیاست «مهار» – نظیرهمان سیاست در مقابل اتحاد جماهیر شوروی، چین و کره شمالی در دستور کار قرار دارد. روسیه هم موافق با آن به نظر می رسد. «مهار» همانقدر برای روسیه ضروری است که برای جبهه متحد غرب. فرو افتادن دیکتاتور سوریه که بسیار محتمل می نمایدو شکست مذاکرات آتی اتمی، راه را بر سیاست دیگر خواهد گشود که جنگ اخیر غزه درآمدی بر آن بود.

دراین جنگ، اسرائیل در پی خنثی سازی دومین خط مقدم برای حمله نظامی به ایران یعنی لبنان و غزه بود و سه هدف را، پس از کشتن فرمانده نظامی حماس دنبال کرد: آزمایش سیستم دفاع ضد موشکی خود-، آگاهی از حجم و نوع موشکی که از ایران به غزه رسیده است-، نابودی پایگاه های پرتاب موشکی و یا کاستن از شمار آنها.

با تغییر رژیم در سوریه، امکان رساندن موشک به غزه و حماس بسیار محدود خواهد شد و اسرائیل و امریکا از هر راه ممکن تلاش خواهند کرد که دیگر محموله موشکی از ایران به غزه نرسد. و حماس که از هم اکنون رفتن دیکتاتور سوریه را می خواهد، سیاستی را بر خواهد گزید منطبق با حکومت جدید که از حالا می توان همراه مصرش دید.

هفته به پایان می رسد. آرامش پیش از توفان، هنوز مجال می دهد راه نجات ایران راجست: استعفای رهبر جمهوری اسلامی، برگزاری انتخابات آزاد.

دکتر محمد ملکی «خاضعانه» روی اولی پامی فشارد و برای آیت اله خامنه ای می نویسد «شما استعفای خود را به حضور ملّت بزرگوار ایران تقدیم کنید و اعلام نمایید با شرایطی که به وجود آمده، اثبات شد «نظام ولایی» قادر به اداره‌ی امور کشور نیست و مردم فهیم ایران هستند که باید چگونگی اداره‌ی امور کشور را در یک همه پرسی (رفراندوم) آزاد و همگانی زیرنظر سازمانهای بین‌المللی تعیین کنند و سرنوشت خود را به دست گیرند تا از آنچه در لیبی و سوریه و… در کشتار مردم و تخریب شهرها اتفاق افتاد جلوگیری گردد. جناب آقای خامنه‌ای، شک نکنید، فردا نوبت شماست و این نوشته، آخرین پیام من به شماست.»

و موسوی خوئینی ها می گوید: «این را هم بنده مکرر گفته‌ام و هم سایر بزرگان، که راه حل مشکل مدیریّت کشور بازگشت به انتخابات آزاد است. اگر مسوولان از همین امروز تصمیم بگیرند که انتخابات پیش رو را آزاد برگزار کنند و صمیمانه هم این کار را بکنند، خیلی از مشکلات از همین امروز مرتفع می‌شود و نیمی از فشارهای بین المللی هم برداشته می‌شود. چون آن‌ها هم به محض اینکه احساس کنند چنین اتفاقی می‌افتد، می‌فهمند که دیگر با یک ملت روبرو هستند.»

سید علی حسینی خامنه ای به راه قادسیه خواهد رفت یا جانب ایران راخواهد گرفت؟