کاسه چه کنم

 

درتهران- مقر «نظام» – براستی سنگ روی سنگ بندنمی شود.تعبیرهفته پیش مفسر فرانسوی رامی توان درهمه رویدادهای این هفته نشانه رفت ونشان داد.تحریم بی ارزش و بی اثردرنظررهبر، حالا «وحشیانه» می نماید. شکاف درمیان نیروهای مسلح، عمقی بفاصله جنگ وصلح می گیرد.فرمانده کل سپاه و سردارانش از «قطعی بودن جنگ» تا حد جنگ سوم، وبه تکرارحرف صدام حسین، آماده بودن هزاران تابوت برای سربازان آمریکائی می گفتند، رییس ستاد کل نیروهای مسلح آنها را سرزنش می کند که «اين نوع حرف زدن اشتباه است.»

با»آل سعود» که همان سالهای اول انقلاب قرار بود سرنگون شوند، برای لغو مراسم «برائت ازمشرکين» درحج به توافق می رسندوبعد ناچار به تکذیب می شوند. احتمال جنگ ترکیه باسوریه افزایش می یابد، پیمان ناتوهم رسما اعلام می کند که ازترکیه دفاع خواهد کرد. چنین است واکنش تهران: خط مقاومت در خطر؛ سرداران ساکت. پیشترالبته ازمقابله با حمله به سوریه خبر می دادند.

برای نجات «زائران» دستگیرشده در سوریه خط و نشان می کشیدند، و وقتی که دارند آنها رازیر تیغ می برند، دست بدامان زمین و زمان می شوند وآخرسرهم قطر بدادشان می رسد والبته فعلا.

خطبه خوانان جمعه هم حرف احمد خاتمی، را می زدند: «بحمدالله دركشوروضع عادي است و بحراني نيست.» این هفته یکصدا دستور جدید را می خوانند ومشکلات اقتصادی- نام مستعار بحران- از «بی‌تدبیری دولت» می دانند؛ دولتی که رئیسش درراه مجلسی است که این بارمی خواهد با لحن خودش با او حرف بزند وحساب پس بگیردکه چرا ازمذاکره آمریکا گفته؛ و «فتنه ارزی» ازکجا آب می خورد. سعیدجلیلی ـ به نوشته محمدنوری زاد- درمذاکرات استانبول شانزده بارخواستاربی قیدوشرط برچیده شدن تحریم هاشده بود؛ وحالامخفیانه برای آمریکا طرح ۹ماده ای «عقب نشینی» می فرستند و بعد ازردشدن طرح از جانب «شیطان بزرگ»، تازه وزیرخارجه آشکاراحرف از «معامله» می زند. رهبربه درجه خدائی رسیده بودواین هفته داد حاج ارضی مداح محبوب رهبردرمی آید که «همه به رهبر پشت کرده اند…»

و ازپس همه این حرف های ضدونقیص، تب وتاب ها، پاس دادن مسئولیت ها ودست پا زدن ها، سیمای واقعی «نظام» که دیگر نمی توان پنهانش کرد، ازسخنان این و آن سرمی کشد.

محموداحمدی‌نژاد، حرف بی سابقه ای می زند: «دولت به لحاظ بودجه تحت فشار است.»

محمد نبی حبیبی، دبیرکل حزب سراسری تجارموسوم به موتلفه، که تصمیم به رویاروئی بارئیس جمهورسابقا امام زمانی، گرفته است، رویخطر «تهدیدات نظامی وتحریم های اقتصادی» دست می گذارد. حبيب الله عسگراولادی–پدرخوانده حزب مربوطه-که خانواده اش انحصار تجارت یک میلیارددلاری پسته را دراختیاردارند، اعتراف می کند: «مردم «کاسه چه کنم» دست گرفته اند.»

مجلس که ظاهرا دستور گرفته چه باید بکند، اجرای مرحله دوم هدفمندی يارانه ها را متوقف می کند. رییس کمیسیون برنامه و بودجه مجلس می گوید: «ناگزیریم سوگ‌مندانه و با تلخی تمام اجرای مرحله دوم هدفمندی یارانه‌ها را متوقف کنیم.»

بدستورمقامات امنیتی، چند برابرکسانی را که «سونامی دلار» را گردن آنهاانداخته بودند، دستگیر می کنند. علی يونسی وزيراطلاعات دولت محمد خاتمی می گويد: «مشکل ارز و سقوط ارزش پول ملی را با بگير و ببند نمی توان حل کرد.»

مطبوعات جهان که دربند چشم و ابروی «نظام» وگرفتارسانسور نیستند، بر سیمای رنگ باخته «نظام» روشنائی بیشتری می اندازند.

خبرنگار بلومبرگ تهران راچنین می بیند: «مردم نگران آینده هستند.» دلیل نگرانی راباید در گزارش ایندیپندنت یافت: «ایران در آستانه ورشکستگي است».

محمد خوش چهره که هم «دکتر» شده وهم ازکناراحمدی نژادبه مقابلش کوچ کرده است، از مصدوم رو به موت حرف می زند: «در حال حاضر اقتصاد ایران همچون مصدومی است که اگر پزشک آن تشخیص ندهد که مهم ترین اقدام درباره وی جلوگیری از خونریزی می باشد موجب مرگ این مصدوم می شود؛ لذا عدم تشخیص صحیح می تواند عوارض جدی در پی داشته باشد.»

تشخیص تقی زاده- تحلیل گرسیاسی- چنین است: «افزایش شدید قیمتها، توقف تولید و توسعه بیکاری در شهرها، نتیجه محتوم بحران پولی و اقتصادی کنونی ایران است. اقتصاد ایران اینک شبیه بیماری است که دردهای اولیه آن انکار شده و فرصت جراحی برای کنترل بیماری را از دست داده و در نتیجه غفلت، سلول‌های بدخیم در اندامهای داخلی آن ریشه کرده اند. این وضعیت را اتحاد جماهیر شوروی نیز در نیمه دوم دهه هشتاد تجربه کرد.»

نتیجه گیری هاشمی رفسنجانی درست به نظر می آید: «الان آنچه انسان می‌فهمد، فعلاً امید بسته‌اند که همین وضعی که با تحریم‌ها و تبلیغات در کشور ایجاد کردند، آنها را از جنگ بی‌نیاز کند».

و تازه این از نتایج سحر است. مرسک لاین، بزرگ‌ترین خط کشتی‌رانی جهان با «نظام» قطع همکاری می کند.این کمپانی ازمهم‌ترین واسطه‌های حمل‌ونقل کانتینرهای مواد غذایی ووسایل نقلیه به ایران بود. پاریزین می نویسد: » قطع همکاری مرسک با ایران، برواردات کالاهای اساسی به ایران تاثیر چشمگیری خواهد داشت.»

تولید خودرو در ایران ۶۶ درصد کاهش می یابد. محسن سازگارا در برنامه روزانه خودمی گوید: «بحران کارخانه های خود رو به یک میلیون کارگرکه در کارگاههای قطعه سازی فعالیت دارند، تسری پیدا خواهدکرد.»

در پی کاهش شديد ارزش برابری ريال ايران در بازار ارز، شرکت های هواپيمايی در ادامه پروازهای خود به تهران تجديد نظر می کنند. شرکت هواپیمایی ایرآسیای مالزی وسرويس هوايی تاجيکستان به ايران متوقف شده اند. بریتیش ایرویز ازروزجمعه( فردا) پروازهای خود را به تهران پایان می دهد. شرکت ايرفرانس نيز در وب سايت خود پرواز به تهران را با عبارت «فراهم نيست» مشخص کرده و از مسافران و متقاضيان به تهران خواسته است تا با دفتر اين شرکت در دوبی تماس بگيرند.

سازمان هواپيمايی کشورهم از افزايش ۵۰ درصدی قيمت بليت پروازهای داخلی تا دو هفته ديگرخبرمی دهد.

وحتی افغانستان برای جلوگیری از سرازیر شدن دلار آمریکا به ایران، در مناطق مرزی با ایران محدودیت انتقال دلار را اعمال می کند.

راهها بهم می رسند ودرهفته ای که۱۲۰ کیلومتر ازدریاچه رضائیه خشک شده است، به آن «دایره منحوس» می رسند که «نظام» گردایران کشیده است ازمساله اتمی و سوریه.

فیلیپ هاموند وزیر دفاع انگلستان به ابزرواتور می گوید: «تحریم های بین المللی علیه پروژه «دیوانه وار» هسته ای ایران، باید ادامه حیات خود رژیم را به مخاطره اندازد، تا بتوان امیدوار بود که آنها نسبت به پرونده هسته ای تجدید نظر کنند.»

وزیر دفاع انگلستان در زمانی این سخنان را بر زبان می آورد که کمتر از یک هفته به برگزاری اجلاس وزرای امور خارجه اتحادیه اروپا، در روز پانزده اکتبر- بیست و چهارم مهر- در بروکسل، باقی مانده است. در این همایش وزرای خارجه سه کشور فرانسه، آلمان و انگلستان قراراست بقیه همتایان اروپائی خود را به برقراری تحریم های جدیدی در زمینه انرژی – به ویژه گاز- و مالی- تحریم بانک مرکزی – علیه جمهوری اسلامی ترغیب کنند.

مؤسسه علوم و امنیت بین‌المللی (ISIS)اعلام می کند که ایران برای تهیه اورانیوم با خلوص ۹۰ درصد تنها به ۲ تا ۴ ماه زمان نیاز دارد و پس از این مرحله نیز بین ۸ تا ۱۰ ماه وقت لازم است تا بتواند به سلاح اتمی دست پیدا کند.خبرگزاری فرانسه به نقل از دیوید آلبرایت یکی از نویسندگان این گزارش می نویسد: «پس از این مرحله بین ۸ تا ۱۰ ماه دیگر زمان لازم است تا ایران بتواند به سلاح اتمی دست پیدا کند.»

مساله اتمی به دو قلوی خود سوریه پیوند می خورد. در روزهائی که قطر‌، یکی از حامیان اصلی شورشیان سوری، از آنها خواسته است تا از کشتن گروگان‌های ایرانی خودداری کنند، تایمز لندن خبر می دهد: «۱۵۰۰ تن از نیروهای حزب الله لبنان و به همین تعداد افرادی از سپاه پاسداران برای سرکوب اعتراض ها وارد خاک سوریه شده اند.»

روزنامه فیگارو می نویسد: «سقوط اسد برای ایران جبران ناپذیر است.» و رئیس جمهورمصرکه طالب سقوط اسد است، دست به حرکتی می زند که هزارویک معنا دارد و چند سنگ دیگر را از زیر پای سیاست خارجی «نظام» می کشد.محمد مرسی، بعد از سی سال ودر مراسم ویژه‌ای به انور سادات‌ نشان افتخار می دهد. انورسادات رییس جمهور مصر پس از امضای پیمان صلح با اسرائیل در دهه ۸۰ توسط خالد استانبولی، یک نظامی اسلام‌گرای تندرو به قتل رسید. «نظام» بریکی از خیابان های اصلی تهران نام این تروریست مصری را نهاده است.

و درهمین روزها، «برادران خاتمی» به میدان درآمده اند تا سنگ روی بگذارند. شعارشان هم این است: «همین نظام باید حفظ شود.» چند روز پس ازحمله تند محمد خاتمی، رئیس جمهورسابق به افرادی که آنها را «برانداز» می خواند، محمدرضا خاتمی، برادر او نیزبا «براندازی» جمهوری اسلامی، شدیدا مخالفت می کند. نایب رئیس مجلس ششم و دبیرکل سابق حزب مشارکت، درمصاحبه ای که بایدبا ذره بین دنبال نام ایران گشت و چنان درآن برای «نظام» سینه به تنور چسبانده شده که بویش حتمابه دماغ رهبری در بجنورد هم رسیده است، می گوید: «تجربه تاريخی به ما می‌گويد که بايد سنگی روی سنگ بگذاريم. با اين شرايط همين نظامی که دو گروه اقتدارگرای داخلی و برانداز خارجی سعی می‌کنند نشان بدهند يک نظام ديکتاتوری است، ما می‌خواهيم بگوييم همين نظام ولايت فقيه می‌تواند يک نظام دموکراتيک باشد.» و نتیجه می گیرد که «يک اصولگرای عاقل هم می‌تواند وضعيت مملکت را سر و سامان دهد.در درون حاکميت هم جا برای ميانه‌روترها کمی فراخ» شده است.

تقریبا همه متفق القولند که نشانی هاشمی رفسنجانی را می دهد که روزنامه ایران، ارگان رسمی دولت او را در کار «کودتا» می بیند: «رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام ظاهراً به ریاست جمهوری نمی‌اندیشد بلکه به جایگاهی فرای از قوه مجریه فکر می‌کند. او در سودای جدیدی است».

و هاشمی رفسنجانی دست برادران خاتمی را همانجا می گذارد که دوست دارند: «البته من الان راهکارها را از طریق رهبری می‌بینم. در این شرایط غیر ازایشان کسی نمی‌تواند مسائل را به مسیربرگرداند.ماهم حاضر هستیم درخدمت ایشان – اگر بخواهند- کمک کنیم. باید به مسیری که از اول بودیم، برگردیم».

و رهبری که سوار بر اتوبوس زره پوش مانند از میان «میلیونها زائر خود جوش» می گذرد تا به تریبون برسد، گوشش باین حرفها بدهکار نیست. او جواب هیلاری کلینتون را می دهد.

وزیرخارجه آمریکا، اول هفته گفته است: «اگر ایران درباره برنامه هسته‌ای‌اش همکاری جدی کند تحریم‌ها می‌تواند فورا برداشته شود.»

پاسخ رهبری این است: «دشمنان وانمود می‌کنند که اگر ملت ایران از انرژی هسته‌ای صرف نظر کند، تحریم‌ها برداشته می‌شود. دروغ می‌گویند.از روی بغضی که دارند تحریم‌ها را انجام می‌دهند.»

مهرماه به نیمه می رسد. پلیس که هفته پیش اعلام کرده بود در طرح کنترل حجاب شکست خورده است، این هفته خبر می دهد: «پلیس از این پس به کیف قاپان شلیک می کند.»

محمد بناسرمربی تيم ملی کشتی فرنگی ايران که این تیم با هدايت او موفق به کسب سه مدال طلا شد که در تاريخ ورزش ايران بی سابقه است، پس ازدريافت نشان درجه يک شجاعت از رييس جمهور ايران، از سمت خود کنار می کشد. محمود احمدی نژاد در مراسم تجليل از ورزشکاران و مدال‌آوران المپيک ۲۰۱۲ لندن گفته بود: «محمد بنا حداقل بايد تا ۶ المپيک ديگر بماند و برای ملت ايران مدال‌آوری و افتخارآفرينی کند.».

محمد بهزاد معاون وزیر نیرو اعلام می‌کند ماهانه معادل ۸۰ میلیون دلار برق، به دولت مالکی می‌دهد. قیمت برق صادر شده تاکنون بالغ بر ۲۰۰ میلیون دلار شده، اما دولت مالکی مدعی است، تنها ۱۶هزار دلار بابت برق بدهکار است.

مقامات روحانی وغیرروحانی وتقریباروحانی هم برای اینکه صدای افتادن سنگ های «نظام» زیاد گوشخراش نباشند، حرف های بامزه می زنند.

سرلشکر حسن فیروزآبادی، فرمایش می فرماید: «تا زمانی که دموکراسی و حق رای مردم آمریکا به رسمیت شناخته نشود و مردم آمریکا از حقوق دموکراتیک خود محروم باشند، نمی‌توان با آنها مذاکره کرد.»

محسن قرائتی اظهاراتی تروتازه دارد: «هر کشوری که دانشگاهش بیشتر است، فسادش بیشتر است. در دانشگاه های ایران سرطان اخلاقی وجود دارد.»

محمود احمدی نژاد در نشست با دانش آموزان وقتی بحث به کاروان راهیان نورمی رسد، می گوید: «بروید چهار ـ– پنج تا عکس با چفیه بگیرید، برای تبلیغات آینده تان خوب است.»

ورسانه ها عکس های متعدد اوراکه چفیه به گردن دارد، منتشر می کنند.

هفته دیگری تمام می شود در پائیز سخت توفانی ۱۳۹۱.

فیلیپ هاموند، وزیر دفاع انگلستان، می گوید: «هم اکنون در درون رژیم شکاف هائی ایجاد شده است.»

آلن ایر، سخنگوی وزارت خارجه آمریکا که فارسی بلداست، ضرب المثلی را بکار می گیرد: «هر کسی آن درود عاقبت کار که کشت»

وزیر انگلیسی، ادامه می دهد: «زمانی که شدت فشار های اقتصادی کم کم به ایجاد اختلال انجامیدند و تظاهراتی در خیابان های تهران آغاز شد که رژیم را مورد تهدید قرار داد، در آن صورت حکومت رفتارش را تغییر خواهد داد.»

آويگدور لیبرمن، وزیر خارجه اسرائیل، می گوید: «درپی بهار عربی، بهار ایرانی هم خواهد آمد.درآینده نزدیک موج تازه ای ازاعتراضات ضد دولتی ایران را فرا می گیرد.»

هرگز بیگانگان چنین آشکار و بی پروا درباره امروز و فردای ایران سخن نگفته بودند تا نوبت به هنری کیسينجر، وزير پيشين خارجه آمريکا، برسد که تعیین «خط قرمز» را فقط کار واشينگتن بداند: «آیا ما باید خطوط قرمزرا اعلام کنیم تا اسرائیل یا کشور دیگری از آن برای توجیه حمله استفاده کند؟ نه ما این کار را نمی توانیم انجام دهیم. فقط آمریکا باید در این مورد تصمیم بگیرد. آمریکا باید خطوط قرمز – برنامه هسته‌ای ایران- را بدون اعلام، تعیین کند و به ایران اجازه عبور از آن را ندهد.»

و عبور از خط قرمز، یعنی خبری که دیوید راتکوف، کارشناس امور بین الملل که در نشریه آمریکایی فارین پالیسی رسانه ای می کند: «سران آمریکا و اسرائیل در زمینه یک حمله کوتاه با بیشترین کارآیی، به اتفاق نظر نزدیک می شوند. حمله‌ای به دقت تنظیم شده و برق‌آسا درحداقل «دو ساعت» و حداکثر یک یا دو روز.»

محمدنوری زاد درنامه ای درخشان که جسارت سخن را با شیوائی قلم درهم آمیخته، می پرسد: «برای برون رفت از این فلاکتی که دچارش شده‌ایم چه باید کرد؟» پرسش او از بزرگراهای ایران، نه کوره راههای «نظام» به «قدرت نخست» می رسدکه ایران را به تنهائی در ید قدرت دارد: «آهای سید علی عزیز، این صدای طبلی که می‌شنوی، صدای آخرین تپش‌های برقراری ماست. بیا و دست به دست مردم بده و خود را از حصار آنانی که ما و شما را به این فلاکت عظما فروفشرده‌اند بیرون بکش!»

آیا صدای او ازحصاری که «سرداران نفتی و قاچاقچی» گرد «سیدعلی» کشیده اند خواهد گذشت و ایران بیرون از چنبره » نظام» و تنها بر پایه رای مردم، خود را خواهد یافت؟

نصرت رحمانی است که دیالکتیک هستی را به شعر می نویسد:

رمز آزادی در حلقه هر زنجیری ست

قفل هم امیدی ست

قفل یعنی که کلیدی هم هست….

و به شعری می رسد که ناگهان در فضای مجازی پیدایش می شود:

از نگاه یاران نـدا میرسد

دوره ی رهائـی فرامیرسد

این شب پریشان سحر میشود

روز نوگل افشان به مـا میرس


اَلسَّلامُ عَلَيْكَ یا امامزاده محمد خاتمی


 
اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا اَباعَبْدِاللَّهِ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يَابْنَ رَسُولِ اللَّهِ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا خِيَرَةَ اللَّهِ و ابْنَ خِيَرَتِهِ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يَابْنَ اَميرِالْمُؤْمِنينَ و ابْنَ سَيِّدِ الْوَصِيّينَ.. اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا محمد خاتمی…
در تدارک زیارت نامه ای دیگرباشیم که درحال بر کشیدن امامزاده ای دیگریم. نسل نو آمده وبرآمده درسالهای حکومت «نظام»، محروم ازهرتجربه دیگر، دست افشان و پایکوبان دیوارامامزاده ای دیگررابنام آزادی بالا می برد. انگارکه همه تاریخ از دوم خرداد شصت و هفت آغازشده وابتدا وانتهای هستی «جمهوری اسلامی» است به روایت خدای آزادی: «سید مظلوم».
دیوارها بسرعت بالا می رودو امامزاده سیدمحمدخاتمی درپیچ تاریخ سربر می کشد ودرست روبروی گنبدوبارگاه ناخدای استبداد که فرشتگان مقرب بیتش اورادیگر آشکارامام علی وپیامبروخداحتی می نامند درمنابرومساجد به اعتقاد یا ریا ؛سیدی دیگر: علی حسینی خامنه. گفتی نه تاریخ، که هستی از روز ولایت «آقا» پا گرفته است.
 برکشیدن دو سید از طایفه استبداد وقافله آزادی ازمتن مناسبات موجود برمی آید وبه شخصیت پرستی تاریخی پیوند می خورد. استبدادیون، ساندیس خوران، وچماقداران درهمان کارندکه آزادیخواهان، زندان رفتگان وتبعید شدگان. گروهی امام می سازند، کسانی امامزاده. سنت است. درسرزمینی که شمار امامزاده­های رسمی و مورد تاييد حکومتش نزديک به ۱۱ هزار نفر است و تنها ۳۳ پیامبردرخاک گوهر بارش خفته اند؛ براستی چه فرق دارد یکی بیشتر و یاکمتر.
ازاین شماربیشمار امامزادگان، گویا سندو شجره دردست است که امروزیان بر درگاهشان سجده بریم و بر ضریح شان دخیل بندیم. اما حکایت برشدن یکیشان را نیمای یوش دیده و درکتاب «مرقد آقا» به شرح نوشته است. سه تای دیگر را بقول «مش قاسم» دائی جان ناپلئون به همین چشم هایمان دیده ایم:
 یکیشان اکنون در جهان نیست و «امام راحل» خطاب می شود. هم او که برای برانداختن «طاغوت» عزم جزم کرده بود؛ «محمدرضای پهلوی درس خوانده سوئیس را چنین می نامید مدعی که «شاه جوانبخت» آمده و دربستر «کیش شخصیت» به «خدایگان آریامهر» تبدیل شده بود.
 نماد این دگر دیسی دو «غلام خانه زاد» بودند ـ منوچهر اقبال واسداله علم – که بر ابراز نوکری پیشی می جستند و جشن تولد شاهانه را به روز ملی تبدیل کردند.
وقتی به روزگار «اعلیحضرت همایون خدایگاه شاهنشاه آریامهر»، عصردراز شاهنشاهی در ایران پایان گرفت، چشمان خیس لحظه بدرود، بیماری قدیمی ومرگ تلخ درغربت تصویری نبود جز ازیک انسان خاکی که می زید و می میردبناچار. آریامهری و خدایگانی هندوانه های پوسیده ایست که اززیر بغل فرو می افتد. بررسی چند و چونی که شاه برای میهن و مردمان آن کرد یا نکرد، امر دیگری است.
«طلبه» ای که درهیئت «نوکرمردم» آمد؛ درقدوقامت امامی تمام رفت که گنبد وبارگاهش درجنوب تهران می تواند مایه رشگ امامان دیگر باشد. مسیر» طلبه» تا » امام راحل» همان راه رفته آخرین پادشاه ایران بود. وقتی پیکر سرطانی «امام» از کفن بیرون افتاد و دوربین کاوه گلستان، لحظه های عریانی پیش از رفتن به خاک را ثبت کرد؛ تصویری نماند جزازیک انسان خاکی که می زید و می میرد بناچار.
 قاب هایی که کاوه را از انتشار آن منع کردند، فریاد می کشد که » امام»، ردایی است که فرهنگ معتاد به کیش شخصیت بر دوش «طلبه» انداخته است و پیزی های لای پالون، دست ساز مردمانی است که می خواهند خرمراد راسوار شوند.
آنچه در روزگار «امام راحل» بر ایران و حتی اسلام رفت، حکایت دیگری دارد.
نوبت به بعدی رسید. این یکی را ازنزدیک دیده بودم. بسیارنزدیک. یکی بود از میلیونها انسانی که می آیند و می روند. می خورند. نیاز به دستشوئی دارند. اگر دیر شود، بجان می آیند. می خسبند. خرخرمی کنند و همانی هستند که همه انسان ها هستند: بادی و بودی و… تا درمسیر نیفتاده بود، چنین بود. پیپ دود می کردو لطیفه می شنید و به قهقهه می خندیدو با ارباب کفر می نشست….
اکنون، همان مسیر را رفته است: «سیدناچیزی» که جامه «امام علی» بر تنش می کنند، ردای «پیامبر» بر دوشش می نشانند و «سلطنت خدا» را برایش لقمه می گیرند. بر سر «غلام خانه زاد»یش رقابت است بین دو فلسفه خوانده: علی لاریجانی و حداد عادل. – و وقت رفتن ناچار که فرا رسد، چشم زمانه خواهد دید که از «خدا» چیزی بیشتر از «خدایگان» و «امام» خواهد ماند یا نه….. چند وچون روزگار او حدیث دیگری است.
چنین است حکایت در بیت استبداد درهمین روزگار کوتاه «ما». این «ما» اسم عام همه آزادیخواهان، مبارزان راه آزادی، و «همه» آنهاست که زخم خورده استبدادند از برآمدن خورشید مشروطیت تا این غروب بارانی در غربت به پائیز ۱۳۹۱.
و این «همه» بار دیگر پرچم آزادی بدست گرفت، وقتی دریافت که «ناخدای استبداد» حتی طاقت نخست وزیر خود را ندارد و تاب رئیس جمهورش را نمی آورد.
نخست وزیر، نخست بر شانه های بخش مهمی از این «همه» نشست. یکی از مهمترین نمادهای جنبش شد که بعد ازصد سال گفتمان آزادی را جایگزین اکسیر انقلاب کرده بود و فرد را به جای توده در مرکز توجه قرار می داد. یادمان هست چه می خواستیم بکنیم؟
آن روز هم مثل امروز، هراسی سخت مرا گرفت. نوشتم:
«از وقتی خبر برگزاری تولد میر حسین موسوی را شنیدم، دلم مدام شور می زد. من عاشق و فریفته او نیستم که هیچ، راهم غیر از «رزم مشترک برای آزادی در لحظه کنونی تاریخ» از او جداست. اما نگران بودم. نردبام استبداد رامی دیدم که سبز رنگ شده و دارد از متن فرهنگ ما می آید. وهمیشه هم از همین جای کوچک شروع می شود. منتظر بودم کسی هشدار بدهد. دهقان فداکاری پیدایش بشود و فانوس را مقابل قطار سبز بگیرد وبگوید:
– از همین جا ها شروع می شود… «
 بله. از همین جا شروع می شود وداشت می شد که یادداشت میر حسین موسوی، نردبام سبزی را که زیر پایش گذاشته بودیم، سرنگون کرد:» تولد این‌جانب نه هفتم مهر که روز آشنایی با شماست. حتی اگر روز هفتم مهر به دنیا آمده بودم نیز جا نداشت حرکت شما به کیش‌شخصیت آلوده شود. امیدوارم این کلمات مرا صمیمانه و از سر نگرانی و نه یک شکسته‌نفسی بی‌حقیقت و تعارف‌گونه تلقی کنید. «
 و حالا درمهرماهی دیگرقرعه فال به نام سید محمد خاتمی زده ایم. داریم دیوارهای امامزاده اش رامقابل گنبد و بارگاه آن یکی سید بالا می بریم. سیاهه متقاضیان تاسیس امامزاده سید محمدخاتمی اگربه نسل نو- بسیار نو- محدود می ماند، معنای دیگری داشت. تسری آن به نسل پیشین که «آریامهر شدن خامنه ای» را هشدار می دهد، دامان ما را به تمامی از نهر زهرآلود کیش شخصیت، قهرمان سازی و امامزاده پروری، تر می کند.
خوب بود سیدمحمد خاتمی، به میر حسین زندانی اقتداء می کرد و نردبام دیکتاتوری را از پیش پایش بر می داشت تا یادمان بیفتد:
– محمد خاتمی هم یکی از ماست با همه قوت ها و ضعف های انسانی در شرایط بغرنج سیاسی جمهوری اسلامی. او نه امام و نه امام زاده ونه قهرمان.
کاش کسی بود و به فریاد بما می گفت:
 – ایها الناس، آزادی قهرمان و امام و امام زاده نمی خواهد. قهرمان آزادی خود آزادی است.
قهرمان سازی، امام زاده پروری، دشمن آزادی است. آزادی راه است. سنگسار، و دشنام و سخره هم دیوارهای امامزاده خاتمی را فرونمی ریزد. «ما» را تا حد کسانی تنزل می دهد که ساندیس خوران را نکوهش می کنند، اما همان راه را می روند.
 بیماری» کیش شخصیت، » همگانی است. «قهرمان پروری» ایپدمی ملی و تاریخی است. و تا بر این بیماری غلبه نکنیم، خواندن شعر «ای آزادی» پل الوار با قرائت دعای زیارت بر در امامزاده نو ساز تفاوتی ندارد.

 

 

 

 

خدا، شیطان و دلار

 

دراین پائیزتوفانی، برنده «جایزه دولتمرد جهان» می گوید ایران را «شیطان» اداره می کندویکی ازفرشتگان مقرب «بیت»، آیت اله خامنه ای را برتخت «سلطنت خدا» می نشاند.

وهرکه یک تنه ایران را دراختیاردارد، چه «شیطان» وچه «خدا»، حریف «سونامی دلار» نمی شود که بربادهای پائیزی می رود، رکورد تاریخی می زندودرطول هفته ۱۵درصد دیگرازارزش پول ملی را پودرمی کند؛وخبرتا به سخنگوی دولت آمریکامی رسد: «ارزش ریال در ماه های گذشته بیشتر از دو سوم کاهش یافته است.»

سونامی روزیکشنبه درمی گیرد، دلاربه رقم بی سابقه سه هزارتومان می رسد. ریال، فقط در این روز بیش از پنج درصد دیگر از ارزش خود را از دست می دهد. دو روزبعد۱۵ درصد ارزش پول ملی چون برگهای پائیزی برخاک می ریزد.کسی که ایران را اداره می کند، مهر سکوت از لب بر نمی دارد.محمود احمدی نژاد که کیهان «ساده لوح»و «مرعوب «می خواندش، دلار ۳۰۰۰ توماني را «جنگ رواني » می داند.وهنوز حرفش تمام نشده، ۹۰۰ تومان دیگر بر قیمت دلار افزوده می شود.

سایت قانون به پرسش «پول ایران چقدر پرستیژ دارد؟» جوابی چنین می دهد: «پول ایران به یکی ازکم ارزش‌ترین پول‌های جهان تبدیل شده است.پول همسایگان ایران از ایران قدرتمند تر است وحتی افغانی و دینارعراق که دو کشور جنگ زده هستند ارزش بیشتری ازپول ایران دارند.»

احمد باطبی که در فیس بوکش، لحظه به لحظه «سونامی دلار» را رصد می کند، می نویسد: «به برکت حکومت امام زمان، ریال، بی ارزش ترین پول منطقه شد، به پایین ترین ارزش خوددرتاریخ رسید و در بین ۱۴۱ کشورجهان مقام صد و چهل و یکم راکسب کرد.نمی دانم اگر امام راحل درقیدحیات بودند، بازهم می گفتند اقتصاد مال خر است و آمریکا نمی تواند هیچ غلطی بکند و…»

ویکتوریا نولاند، سخنگوی وزارت خارجه آمریکا، می گوید: «سقوط پول ایران نشان دهنده موفقیت تحریم های بسیار کوبنده ای است که جامعه بین المللی برای متوقف کردن برنامه هسته ای مشکوک جمهوری اسلامی وضع کرده است.»

دانی آیالون، معاون وزارت خارجه اسرائیل، معلوم است که نمی تواند خوشحالی خود را پنهان کند:» تحریم‌ها موثر بوده است.ایران در آستانه ورشکستگی قرار دارد. »

آويگدور ليبرمن، وزير امور خارجه اسرائيل، دست به پیش بینی می زند: «تظاهرات مخالفان در ايران که در ماه ژوئن سال ۲۰۰۹ روی داد، بارديگر روی خواهد داد، حتی با قدرت بيشتر.»

زمزمه بازگشت کوپن به اقتصاد کشوربه گوش می رسد.طرح ساماندهی نحوه توزیع کالاهای اساسی در مجلس شورای اسلامی در حال بررسی است. همکاران ما در روزاوضاع را چنین جمع بندی می کنند:بحران ارز؛ کشور در آستانه ناآرامی.

لابد «شیطان» یا «خدا»ی اداره کننده ایران به دیدارهای شبانه با «آقا امام زمان» رفته که حرفی نمی زند. حجت الاسلام سعیدی نماینده رهبری در سپاه همین روزها گفته است: «خمینی و خامنه ای مانند پیامبر و علی هستند.»

و در هفته ای که اعلام شده علی جنتی بعلت «کهولت سن» کمتر درنمازجمعه حاضر می شود، کاظم صدیقی از «منبر نماز جمعه»، روی دست صاحب منبر و سعیدی برخاسته و علی خامنه ای را بر تخت «سلطنت خدا» نشانده است: «ولایت فقیه جلوه‌ای از سلطنت خداست. انسان وقتی به سعادت دنیایی می‌رسد که زیر پرچم کسی قرار گیرد که بالاتر از او فقط خداست که آن یک نفر ولایت فقیه است.»

کسی نمی داند که مقام رهبری در وضعیت جدید خدایگونه وپیامبرمانندش از «آقا» «مدد» می گیرد یا برایش کلاس «بصیرت» گذاشته است. اما فرشتگان مقرب «بیت» او بروی مبارک نمی آورند که رئیس جمهور از فتح بزرگی برگشته و با سران چهار کشور از کوچکترين، فقيرترين و کم تاثيرگذارترين کشورها در عرصه بين الملل ديداروگفت وگو داشته است.اين کشورها که کومور، سوازيلند، سنت وينسنت و بوليوی باشند رویهم باندازه یک محله تهران جمعیت ندارند.

سایت «بازتاب امروز» که در نوک حمله علیه رئیس جمهور سابقا «محبوب» آقا قرار گرفته و بدجوری می تازد، از هزینه۶۰۰ ميليون دلاری کنفرانس غیرمتعهد ها پرده بر می دارد، مخارج سفرآخر «دکتر احمدی نژاد رابيست ميليون دلار» تخمین می زند و نتیجه می گیرد: «هر کلمه از سخنرانی های هشت گانه، بيش از دويست دلار مستقيم هزینه در برداشته است.»

فقط سردار محسن رضائی که صدایش «بازتاب» مداوم دارد و سایت فارس که محمود احمدی نژاد رسما آن را وابسته به «نهاد امنیتی- سپاهی»- یعنی همان سپاه پاسداران خودمان- معرفی می کند، نیستندکه بررئیس جمهورمی تازند.برادر حسین بازجودرروزنامه ضد ملی کیهان چوب رابدجوری برداشته ودرسرمقاله خود احمدی‌نژاد را فردی «دچار ساده لوحی»، «مرعوب»، بی بهره از «عقل سیاسی» و بی خبر «از فرمول های رایج استراتژیک»، توصیف می کند که «اگرچه رئيس جمهور و يكي از مسئولان بلندپايه جمهوري اسلامي ايران است ولي اتخاذ تصميم درباره مذاكره يا رابطه با آمريكا در حوزه مسئوليت و اختيارات قانوني ايشان نيست».

دکترعلی اکبرولایتی، همین حرف را می زند: «سیاست کلی جمهوری اسلامی در قبال آمریکا و ارتباط با این کشور هیچ تغییری نکرده و مانند گذشته است.»

محمدباقر ذوالقدر، سرداری که حالا معاون راهبردی قوه‌ی قضائیه است، آب پاکی راروی دست همه می ریزد: «تصمیم‌گیری درباره رابطه با آمریکا «منحصرا» دراختیار آیت‌الله علی خامنه‌ای ست.»

جنگ باآمریکا جای پیشنهاد مذاکره با آمریکا می نشیند و رئیس جمهوررا سینه به سینه «سونامی دلار» قرار می دهند.

مهدی غضنفری، وزير صنعت، معدن و تجارت جمهوری اسلامی، اولین قدم برای مقابله را بر می دارد: «نابسامانی بازار ارز صرفا اقتصادی نيست. دلال هايی که در بازار وجود دارند همواره به دنبال افزايش قيمت هستند، چرا که در هر حالت برای آنها سود ده خواهد بود و کسی نيست آنها را کنترل کند.»و خواستار دخالت نيروهای امنيتی در بازار ارز می شود.

رئیس دولت که درخواست نجات مشاورمطبوعاتیش اززندان باجواب منفی «مقام رهبری» و صادق لاریجانی-رئیس قوه «مستقل» قضائیه- روبروشده، دریک کنفرانس مطبوعاتی شرکت می کند که سایت «بازتاب امروز» آن را انتحاری لقب می دهد. رییس دولت دهم در این کنفرانس از علی و صادق لاریجانی، محمدباقر قالیباف، عزت‌الله ضرغامی، علی‌اکبر ولایتی، خبرگزاری فارس، هیات نظارت بر مطبوعات، مجلس، مراجع تقلید و… انتقاد می کند، آشفتگی در بازار ارز را به عوامل پنهان نسبت می دهد، انتقادها از دولت در زمینه اقتصادی را ناشی از بی‌اطلاعی می داند، از توقیف شرق و بازداشت علی‌اکبر جوان‌فکر گلایه دارد و نهادهای امنیتی را بابت عدم برخورد با «دشمن بیرونی و سودجویان داخلی» که به نظر وی باعث اختلال در بازار ارز هستند، مورد انتقاد قرارمی دهد.وسر انجام به خط آخر می رسد: یک خط می نویسیم خداحافظ!

محمود احمدی نژاد بعنوان رئیس دولتی که آزادی «تقریبا مطلق» رادر سیاست داشته، تاييد می کند که صادرات نفت ايران کاهش پيدا کرده است. راه حلش را هم می دهد: «انشاء الله جبران خواهیم کرد.»وبا همان فرهنگ » اقتصاد مال خراست»به مقابله سونامی می آید:

«در اين بازار ۲۲ نفرسرحلقه هستند وتمام سرنخ ها دردست آنهاست. آنجا ايستاده‌اند وموبايل دستشان است وبا هم درتماس هستند و يک دفعه می‌گويند «۲۰۰ تا بنداز بالا»، «۵۰۰ تا بنداز بالا»! اينها هيچ ربطی به اقتصاد ايران ندارد.فقط التهاب درست کرده‌اند. من حالا بايد چه کار کنم؟» و مشخص است چه نهادهايی بايد وارد عمل شوند.

و یک بار دیگر «سرکوب» برای درمان «اقتصاد» دردستور کار قرار می گیرد. هر اقتصاد دانی، سخن دکتر جمشید اسدی را تکرار می کند: «دولت که درآمد اصلی آن متکی به نفت است با مشکل فروش در بازار مواجه است.همزمان خزانه کشور نیز خالی است و با وجود تقاضای بالا برای ارز بین المللی دولت نمی‌تواند به‌‌ همان میزان عرضه داشته باشد و به این ترتیب باید در انتظار افزایش بیشتر قیمت‌ها باشیم و ارزش ریال نیز بیش از این سقوط خواهد کرد و می‌توان گفت این به معنای فروپاشی کامل اقتصاد ایران است.»

اما کسی گوشش به واقعیت تلخ نیست. سخنان عوامفریبانه رئیس جمهور، بلافاصله در فضای اقتصادی انعکاس می یابد: «بهای دلار که تا ساعت چهار بعد ازظهر سه‌شنبه حدود ۲۹۰ تومان کاهش پیدا کرده بود، درست بعد از اتمام کنفرانس مطبوعاتی دوباره اوج می گیرد و به ۳۶۲۰ تومان می رسد.»

ماموران امنیتی – نظامی هم بفرماندهی سردار «رادان» آماده یورش می شوندتا باتکرارجنایت «کهریزک» صورت مساله بحران اقتصادی راهم پاک کنند. صبح چهارشنبه دلالان مورداشاره رئیس جمهور رادستگیر می کنند وآتش نهفته زیرخاکسترسرکوب سربر می کشد. درتبریز و تهران و مشهد شلوغی در می گیرد. محمود احمدی نژاد پیش بینی وزیر اسرائیلی را درست سه روز بعد عملی می کند.

«شیطان» یا «خدا» که ایران را اداره می کند، «سونامی دلار»را به رئیس جمهور درحال سقوط واگذاشته که با یک تیر چند نشان بزند، هم بحران را به گردن «دکتر» بیندازد و هم دستان خود را پاک نشان دهد و هم چنانکه اخبار می گوید چاره ای برای «سرداران» خود ساخته بیاندیشد که در باره جنگ پیشاروی به پریشان گوئی افتاده اند.

فضا چنان توفانی و اخبار آنقدر انبوه است که خط قرمز ترسیمی بنیامین نتانیاهو، در مجمع عمومی سازمان ملل، بسرعت ازگردنه بیرون می افتد.

نخست‌وزیراسرائیل جهان را به دو بخش روشنایی وسیاهی تقسیم می کند: «اسلامگرایان ستیزه‌جومی‌خواهند به جهان مدرن پایان دهند.سرانجام نو رسیاهی رادرمی‌شکافد؛ خاورمیانه منزوی سرانجام دربرابر نور آزادی و فناوری سپر خواهد انداخت.ایران در زمره گروه‌هایی چون القاعده است. تصور کنید اگر القاعده به بمب اتم دست پیدا کند چه می‌شود.»
نخست‌وزیراسرائیل با ماژیک قرمزی که دردست دارد، خط قرمزی می کشد و می گوید: «جهان باید برای ایران خط قرمز مشخص کند.»

مواضع «ائتلاف جهانی» هم روشن است. گزارش فوربس از احتمال حمله نظامی به ایران اختصاص دارد: بعد از انتخابات، در صورت پیروزی اوباما.

گزارش ایل سوله ۲۴ اوره از واکنش جهانی در برابر ایران، بااین عنوان منتشر می شود: «کاسه صبرها دارد لبریز مي شود.»

خبرگزاری رويترزدر گزارشی، به بررسی موارد همکاری احتمالی اسرائيل با جمهوری آذربایجان در صورت اقدام نظامی یکجانبه تل آویو علیه تاسیسات اتمی ایران می پردازد: «دولت های باکو و تل آويونحوه استفاده ازپايگاه های هوايی آذربايجان و توانایی های جاسوسی پهبادهای اين کشوررا برای اجرای حمله ای درمقياس بزرگ توسط جنگنده های اسرائيلی به تاسيسات هسته ای ايران بررسی کرده اند.اين کشور همسايه شمالی ايران می تواند برای برخی از نقاط ضعف طرح حمله اسرائيل به ايران، مانند سوخت گيری جنگنده ها، عمليات جاسوسی و نجات خدمه های هواپيما را مرتفع سازد تا حمله يکجانبه اسرائيل به ايران قابليت اجرايی بيشتری پيدا کند.»

حمله نظامی، تمرین و تبلیغ می شود. جنگ اقتصادی با تمام نیرو ادامه دارد.هند برای سومین ماه پیاپی واردات نفت از ایران را کاهش می دهد. پالايشگاه «اسار» این کشوراز میزان خرید نفت از ايران تا ۴۰ درصد کم می کند.
بزرگترين شرکت خصوصی هند، اسار، نفت خام سنگين و فوق سنگين کشورهای آمريکای جنوبی را جايگزين واردات نفت ايران می کند.

آخرين موسسه رده بندی عمده بين المللی که متعلق به کره جنوبی است به همکاری با ايران پايان می دهد. موسسات رده بندی برای نفتکشها جواز سلامتی فنی کشتی صادر می کنند و بدون داشتن اين گواهينامه هيچ نفتکشی نمی تواند اجازه پهلوگيری در بنادر بين المللی داشته باشد.

اختلاف نظر در میان نیروهای مسلح نم نمک رخ می نماید و در سخنان آنها درزمی کند. «تهدید پوچ جنگ» به «احتمال واقعیت» تبدیل می شود. صحبت از جنگ سوم جهانی می رود. فراخوان جوانان برای حضور در جنگ مطرح می شود. سرتیپ پاسدار مسعود جزایری تهدیدات نظامی و اظهارات مقامات اسراییلی را «عملیات روانی دشمن» می خواند.ازچنین اظهاراتی انتقاد و اعلام می کند: «بهتر است این مقامات پاسخگویی به تهدیدان نظامی را به «دیگران» بسپارند.»

یک فرمانده نظامی، حرفی ازسرنبوغ می زندبرای ثبت درتاریخ.جواد استکی٬ فرمانده قرارگاه عملیاتی اصفهان از «احتمال حمله نظامی صد درصدی دشمن» خبر می دهد.

ظاهرا همین «احتمال صددر صدی» است که قطعیت «برخورد بزرگ» را که سر فصل هفته پیش بود، با پرسش این هفته مبدل می کند: «وقوع جنگ قطعی است یا نیست؟»

«سونامی دلار» و «حمله نظامی» بجای خود، «خدا» یا «شیطان» حاکم برایران، باردیگردرکنترل لباس زنان نا کام می ماند.

خبراز «شکست طرح گشت ارشاد»می رسد. فرمانده نیروی انتظامی به خشم مردم از برخوردهای نیروی انتظامی درقالب «گشت ارشاد» اعتراف و ضمن تایید درگیری های پراکنده مردم با عوامل این نیرودرهفته های اخیر، فاش می سازدکه گشت ارشاد طرح مطلوبی نبوده است. سردار احمدی مقدم از «تغییر رویکرد نیروی انتظامی» سخن می گوید، «پرخاشگري و رفتار تند» را محکوم می کند و از اخراج ۱۱۰۰ مامور پلیس متخلف وبرکناری سردار کارگر، معاون اجتماعی ناجا و متولی تشدید اقدامات پلیس در طرح «امنیت اجتماعی» پرده می گیرد.

فرمانده نیروی انتظامی اعتراف می کند که این نیروبین دو دیدگاه درباره حجاب در حال «کش آمدن» است. لابد سخنگوی یکی از نیروها آیت الله سبحانی است که حاصل مبارزه سی وچند ساله «نظام» برای اعمال حجاب اجباری را در اختیار عموم می گذارد: «جامعه به سمت بی حجابی می رود.»

معلوم نیست علی اکبر جوانفر که در زندان است ویکی ازاتهاماتش نوشتن مقاله اي است که درآن گفته شده «پوشیدن چادر براي زنان ایرانی یک امر سنتي یا محلي نیست و یک مسئله وارداتي است»، ترجیح می دهد نظرحضرت آیت اله را بخواند یا «قوانین و تخلفات ر اهنمائی و رانندگی» را مطالعه کند که علی آل‌کاظمی از پژوهشگران حوزوی با تفسیر آیه ۳۶ سوره «اسراء» از قرآن استخراج کرده است.

یکصد و ۱۸ کیلو طلا و ۴هزارکیلو نقره که شکل ضریح امام حسین را به خود گرفته بزودی به عراق منتقل می‌شود.این ضریح به نرخ امروز طلا، ۱۴میلیارد تومان به حساب مردم تمام شده است. کسی نمی داند که «خدا» یا «شیطان» حاکم بروطن به این گنبدمطلاخیره است ویا گوش به کشمکش دو پایورخوددارد. جنگ لفظی ميان محمدرضا رحيمی معاون اول رييس‌ جمهورومصطفی پورمحمدی رييس سازمان بازرسی کل کشوربرسر پرونده های فساد به جاهای باريک کشيده می شودوبه نوشته روزنامه خراسان «بحث بودجه‌های بی‌حساب و کتاب» را می گشاید.

به کسی از میزان و کم وکیف این «بودجه ها» خبر دقیق و کامل نمی دهند. اما تداوم مجازات سنگین برای جرایم کیفری مرتب رسانه ای می شودو قطع دست از کرمانشاه تا خوزستان خون آفتابه دزدها را بردامان حکومت ولائی می ریزد.

کارگران گرسنه اصفهان برای چندمین بار به خیابان می آیند. دست های پینه بسته شان که ولی فقیه اول می گفت برآنها بوسه می زند، از آسمان نان می خواهد و ولی فقیه دوم به نوشته تایمز لندن ده میلیارد دلار دراختیار بشار اسد می گذارد.

و درست در روزهائی که راز جنایتی دیگر از دیکتاتور دمشق از پرده بیرون می افتد.روزنامه ایتالیائی «کوریره دلا سیرا» فاش می سازدکه بشاراسد، شماره تلفن ماهواره ای معمر قذافی را باسازمان امنیت فرانسه، برای کاستن از فشار روی خودش تاخت زده است. مخفیگاه معمر قذافی بدینوسیله کشف و او به محض مشاهده به دست یک مامور سازمان امنیت فرانسه به قتل می رسد.

روزنامه های جهان عکس های بشاراسد-ـ قذافی را منتشر می کنند که دست های فشرده خودرا بعنوان پیروزی بلند کرده اند. لابد، متحداستراتژیک «نظام» که حتی نزدیکترین یارانش را می فروشد؛ پول های کارگران گرسنه ایران را می شمارد وبه تلویزیونش گوش می دهد که درخشمی کم سابقه به کسی دشنام می دهد که: «مقاومت را در مقابل قدرت فروخت…ننگ بر آن چیزی که پشت تریبون حزب اردوغان به عنوان شریکی در ستاد انتخاباتی اردوغان گفت آن هم پس از آنکه دوستی‌هایش با همسایگان خود از ارمنستان گرفته تا ایران، عراق، سوریه و یونان را به صفر رساند.»

مخاطب تلویزیون سوریه، خالد مشعل است که درترکیه ودرچهارمين کنگره حزب عدالت و توسعه حضور می یابد. دراین کنگره که درایران کاملا مسکوت می ماند و حتی اغلب رسانه های فارسی زبان خارج کشور هم به آن عنایتی نشان نمی دهند، ازجانب نشریات جهان «نمایش قدرت رهبری منطقه» ارزیابی می شود. دراین کنگره بیش از پنجاه میهمان خارجی واز جمله همه سران اخوان المسلمین حضور دارند. ریشه رابطه اردوغان با اخوان المسلمین موردبحث بسیاری ازرسانه های قرارمی گیردودر نشستی به نام

«اتحادیه جهانی جوانان مسلمان» که در سال هفتاد در عربستان سعودی برگزار شد، زادگاه تاریخی خود را می یابد. خالد مشعل، رئیس دفتر سیاسی حماس، که وقتی برای سخنرانی صدایش می کنند، ده دقیقه تمام موردتشویق قرار می گیرد، حرف هائی می زند که تهران و دمشق را با زهرآگین تیرها بهم می دوزد: «رجب طیب اردوغان نخست وزیر ترکیه رهبر جهان اسلام است و حزب عدالت و توسعه «چهره روشنی از اسلام » ارائه کرده و «اردوغان» نه تنها رهبر ترکیه، بلکه یک رهبر جهان اسلام است.»

خالد مشعل تا پیش از رویدادهای جاری در سوریه، دراین کشور مستقر بود و دفتر و بارگاه داشت. مسافر همیشه تهران بود.شخصا چک های میلیون دلاری از «رهبر فرزانه» می گرفت تا در «محورمقاومت» بماند.حماس در حال حاضر با دولت اخوان المسلمین در مصر و دولت ترکیه رابط نزدیک برقرار کرده است.

محمد مرسی، رئيس جمهور مصر هم در سخنرانی خود در مراسم افتتاحيه کنگره، بر حمايت کشورش از معترضان سوری تا سرنگونی نظام بشار اسد تاکيد می کند.

وزيران امور خارجه کشورهای شورای همکاری خليج فارس و آمريکا در نشست اين هفته خود در نيويورک، حمايت مالی و تسليحاتی «نظام» از دولت سوريه و دخالت جمهوری اسلامی در امور داخلی کشورهای شورای همکاری را، محکوم می کنند.

هوشیار زیباری وزیر امور خارجه عراق می گوید: «بغداد از هواپیماهای ایرانی که از حریم هوایی عراق به سوریه می روند به طور رندوم خواهد خواست برای بازرسی فرود بیایند.»

اولین بازرسی هم انجام می شود. حسن دانایی فر، سفیر جمهوری اسلامی در بغداد برای دولت عراق توپ می آید: «این اقدام عراق خلاف توافقی است که میان سازمان‌های هواپیمایی دو کشور است و این مسئله حق عمل متقابل را برای ما محفوظ نگه می‌دارد. ما تمایل نداریم وارد چنین فضاهایی شویم. امیدواریم این مسئله دیگر تکرار نشود.»

منصف مرزوقی، رئیس جمهور تونس، خواهان دخالت کشورهای عربی در سوریه می شود.

«گنادی گاتيلوف» معاون وزير خارجه روسيه به ناتو و قدرت های غربی هشدار می دهد که پی گير بهانه برای دخالت نظامی در سوريه نباشند: «مسکو مخالف ايجاد کريدورهای انساندوستانه و يا منطقه حائل در سوريه است.»

جهان از سوریه می گوید. تهران هم عقب نمی ماند. تظاهرکنندگان تهران، فریاد می زنند: «سوریه را رهاکن، فکری بحال ما کن..» شعار معروف «نترسید، نترسید ما همه باهم هستیم» به خیابان های تبریز، مشهد و تهران ـ- که هنوز داوری درمورد کم و کیفشان خیلی زود است-ـ بر می گردد.

این شعاررا این بارپایوران «نظام» هم سر داده اند. احمد خاتمی عضو هیات ریسه مجلس خبرگان رهبری و امام جمعه موقت تهران از مردم می خواهد تا در مقابل افزایش بی سابقه تورم، گرانی وتحریم ها یک «آخ» هم نگویند. مصطفی پورمحمدی رییس سازمان بازرسی کل کشورمردم راتشویق می کند تا «نترسند»، «جا نزده»، «عقب نکشند» و فقط «ایستادگی کنند.»

«خدا» یا» شیطان» روزآخرهفته برای «نگاه هفته» پیدایش می شود و دستور مقاومت می دهد: «هدف اصلی از افزایش فشارها وادار کردن ملت ایران به تسلیم است. اما ملت ایران هیچ‌گاه تسلیم فشارها نشده و نخواهد شد».

صادق زیباکلام می گوید: «اوضاع کشور در دوره جنگ بهتر از این بود. حتی در اوج جنگ تحمیلی هم با چنین شرایط بد اقتصادی مواجه نبوده‌ایم و در آن شرایط هم می‌توانستیم نفت خود را به سایر کشورها صادر کنیم و با همه قوا در برابر رژیم عراق بایستیم و شاهد چنین شرایط آشفته‌ای نباشیم. متاسفانه امروزه فقط با بحران اقتصادی مواجه نیستیم بلکه با بحران در حوزه بین المللی، اقتصادی، اجتماعی و سیاسی روبرو شده‌ایم. سیاست خارجی غلط دولت نهم و دهم عامل تنگنای اقتصادی و سیاسی است.»

ارزیابی این تحلیل گر روی موج سیاسی هاشمی رفسنجانی است که دولت رانشانه می رود: «امروز با وجود تمام مشکلات، ناامید نمی شویم و این وضع که تمام فرهیختگان و دلسوزان کشور ناراضی باشند قابل دوام نیست. همه باید صبورانه منتظر باشیم تا شرایط بهتری فراهم شود.»

لیبراسیون، رفسنجانی را در انتظار بازگشت به قدرت می بیند. اخبار رسیده از تهران از احتمال حضور او در انتخابات حکایت دارد و زیر این گزارش جمع بندی می شود: هاشمی بدون واهمه می آید؟

تحلیل گران دیگر بادیدگاه، آ ب ث از دستگیری فرزندان هاشمی همراهند و از محاصره گورباچف های ایران

سخن می رانند. محسن هاشمی رفسنجانی، فرزند ارشد اکبرهاشمی رفسنجانی، هم بااین فکرموافق است: «هدف اصلی برخوردهای اخیر، نه فرزندان آقای هاشمی رفسنجانی بلکه خود اوست.»

هرچه هست به نوشته تحلیلگر صاحب نام فرانسوی «برنارد گتا» در روزنامه لیبراسیون: در تهران سنگ روی سنگ بند نمی شود.

و به گفته دکتر حسین باقر زاده تحلیل گر سیاسی: وقتی است که حکومت‌‌گران دیگر نمی‌‌توانند حکومت کنند…

شعارهای امروز تهران در فضای مجازی می چرخد:

– خامنه ای به هوش باش … ما مردمیم نه اوباش

– سوریه رو رها کن، فکری به حال ما کن

و شعرحسن صفورا چه بدل می نشیند:

هرگاه

هوا پس می شد

پدرم می گفت:

«بو قارا او قارالارا بنزمز»

حالا انگار هوا پس است

پس تر از پسین های پس، که سالهاست

هوای پس، گاهی سرخ می شود و گاهی سیاه تر

شاید هم هر دو رنگ

هوا پس است

پس

انگارچند رنگ

 

*بو قارا او قارالارا بنزمز = این تو بمیری از آن تو بمیری ها نیست


 

 

 

 

جنگ سوم جهانی

 

نگاه هفته، هرگز مزین به عکس نیست. این شماره ازخوف جنگ، تصویری را منتشرمی کند که درفیسبوک منتشر شده است و درآن هم خبرهست و هم هراس وهم هشدار.

زیرعکس نوشته اند: «سالن ورزشی آیت‌الله طالقانی دربروجرد. اجساد دانش‌آموزان ایرانی که بر اثر حمله هواپیماهای عراقی در ظهر ۲۰ دی ۱۳۶۵ شهید شدند. این روزا که اینقدر مسئولین منتظرجنگند، دوست دارم این عکس اونقدر شیر شه تا شاید برسه به همون مسئولین تا شاید از خواب بیدار شند که عاقبت جنگ چیه…»

ماهی است که جنگ عراق-ـ ایران به سال سی و اند خود می رسد؛ و»نظام» اکنون سرجنگ با ائتلاف جهانی به رهبری آمریکا رادارد تا در «پیچ تاریخ» تابلوی راهنمای اسلام ـ به روایت طالبان شیعه ـ را نصب کند. جنگی که یکی از فرماندهانش آن را «جنگ سوم» جهانی می خواند.

خزان دیگرباتوفان هایش چنین می رسد. نشریات جهان می نویسند: «توفان بزرگ، اگرچه هنوزبرنخاسته، اما درراه است. «آمریکا، انگلستان وفرانسه روز اول پائیز، به جمهوری اسلامی هشدار می دهند که زمان یافتن راه حل برای بحران هسته‌ای ایران از راه مذاکره و دیپلماسی رو به پایان است.آنها تاکید می کنند که نمی‌توانند مذاکرات اتمی را «تا مدتی نامحدود» ادامه دهند.

اخطاردیگری است از «ائتلاف جهانی» که باراک اوباما درنخستین روزاجلاس سازمان ملل در «پیامی روشن وقاطع» درحضورجهانیان تکرارش می کند: «مردم ایران تاریخ چشمگیرو کهنی دارند.بسیاری ازایرانیان خواستارزندگی درصلح ورفاه کنارهمسایگانشان هستند. درایران، ما شاهدیم مسیریک ایدئولوژی خشن و غیر پاسخگو به کجا ختم می‌شود. دولت ایران همزمان با محدود کردن حقوق مردم خود ازدیکتاتوری دردمشق و گروه‌های تروریستی درخارج ازایران حمایت می‌کند.مدت‌ها است که ایران نتوانسته ازفرصت استفاده کرده که نشان دهد که برنامه هسته‌ای‌اش صلح‌آمیز است وبه تعهداتش در سازمان ملل عمل نکرده است.بگذارید شفاف بگویم. آمریکا می‌خواهد این مسئله را از طریق دیپلماتیک حل کند. ما معتقدیم زمان و فضای لازم برای انجام این کار هنوز وجود دارد. اما این زمان نامحدود نیست.ما به حق کشورها برای دسترسی به انرژی صلح‌آمیز هسته‌ای احترام می‌گذاریم. اشتباه نکنید؛ یک ایران مسلح به سلاح اتمی چالشی نیست که بتوان آن را مهار کرد.ایران اتمی اسرائیل را تهدید به نابودی می‌کند،امنیت کشورهای خلیج فارس وثبات اقتصاد جهانی را به خطر می اندازد.ایران اتمی جرقه‌ای‌است برای مسابقه تسلیحاتی اتمی درمنطقه وپیمان منع گسترش سلاح‌های اتمی ‌را ازمیان می‌برد. به همین دلیل است که ائتلافی از کشورها حکومت ایران را مسئول می‌دانند. و به همین دلیل است که ایالات متحده آنچه را که باید انجام خواهد داد تا از دستیابی ایران به سلاح اتمی جلوگیری کند.»

محمود احمدی نژاد که با لشگری ۱۵۰ نفره- از مشیر ومشارو یارغارو زن وبچه- برای هشتمین بار به نیویورک رفته و تنها هزینه اقامتش ۳۳۰۰۰۰ دلار برآورد شده، از کسانی است که اتمام حجت»ائتلاف جهانی»را می شنود.پیش از سفرآخرش بعنوان رئیس جمهور، حسن عباسی، عضو شورای مرکزی قرارگاه عمار، درباره اش گفته است: «احمدی نژاد چموشی کرده و سقوط کرده است». درجریان سفر هم موج انتقاد از او برخاسته و رئیس جمهور با پاسخ خود نهایت فرهنگ وادب «نظام» را در معرض داوری جهانیان گذاشته است.

رئیس جمهورسابقا»محبوب آقا»که تا پایش را ازتهران بیرون می گذارد مشاور مطبوعاتی و رئیس روزنامه ارگان دولتش را دستگیر می کنند، درمجمع عمومی سازمان ملل، سخنرانی ۱۲ بارویرایش شده ای را می خواند. در کلیات همان «دکترین خامنه ای» است، یک پارچه شسته تر. اوکه معلوم نیست با کدام «قدرت» می خواهد، حرف هایش را عملی کند در یک جلسه گفت و شنود در حاشیه سفرش به نیویورک روشن‌تر از همیشه از تمایل جمهوری اسلامی به برقراری مناسبات با آمریکا سخن می گویدو اعلام می کند که ایران آمادگی قدم برداشتن در راه بهبود سریع‌تر روابط میان دو کشور را دارد.

تا رئیس جمهور»چموش» به آمریکا برسد، اتفاقات مهمی روی می دهد. علی‌اصغر سلطانیه نماینده ایران در آژانس بین‌المللی اتمی، محور اصلی مذاکرات سعید جلیلی، مذاکره‌کننده ارشد «نظام» با کا‌ترین اشتون رئیس سیاست خارجی اتحادیه اروپا رابرملا می سازد: «پیشنهاد توقف غنی‌سازی ۲۰ درصدی در مقابل لغو تحریم‌ها». مقام‌های آژانس ابتدا با این «مصالحه» موافقت می کنند، ولی بعد عقب می نشینند تا یک قدم بلند جلوتر بیایند. هرگونه توافق مشروط به بستن «فردو» می شود؛ امری که «نظام» بلافاصله آن را غیر ممکن می خواند.

دولت آمریکا، در گزارشی به کنگره این کشور، شرکت ملی نفت ایران را مرتبط با سپاه پاسداران جمهوری اسلامی معرفی می کند. تفسیر خبرگزاری رویترز چنین است: «این گزارش راه را برای تحریم‌های بیشتر نفت ایران باز می‌کند. آمریکا پیشتر سپاه پاسداران رابه دلیل نقش این نهاد نظامی در» اشاعه تروریسم و نقض حقوق بشر» تحریم کرده است. سنای آمریکا، بااکثریت قریب به اتفاق قطعنامه‌ای رابرای تداوم فشارهای اقتصادی و دیپلماتیک بر جمهوری اسلامی به تصویب می رساند، با این تصریح: «منظور اعلان جنگ نیست.»

ارتش اسرائیل، رزمایش ناگهانی یک روزه‌ای را در بلندهای جولان سوریه برای آزمایش آمادگی ارتش برای جنگ احتمالی به انجام می رساند. سخنگوی ارتش اسرائیل می گوید: «این مانورجزورزمایش‌های عادی است. «خبرگزاری فرانسه می نویسد: «به نظرمی‌رسد این سخنان برای کمرنگ کردن گمانه زنی‌ها درباره احتمال جنگ احتمالی اسرائیل با ایران یا سوریه ایراد شده است. «بزرگترین مانور نیروی دریایی۲۵ کشورعضو و یا همراه ناتو – کشورهای عربی- در خلیج فارس انجام می شود. عنوان گزارش لینکیستا ازاین مانوراین است: -هشداری برای جنگ، به تهران.

داویده وانوچی، دراین گزارش می نویسد: «توفان بزرگ، اگرچه هنوز برنخاسته، اما در راه است. توفان ازخلیج فارس، درحاشیه محل سکونت مجلل خاندان های سلطنتی سنی مذهب که متحدان آمریکا نیز هستند با اسم رمز «عبوراز تنگه»- همان جا که ۴۰ درصد نفت جهان ازآن عبور می کند وزیدن گرفته است. در تهران می گویند بستن تنگه هرمز کاری ندارد.»

تهدید بستن تنگه هرمزدیگر قدیمی شده است.سخن ازفتح جهان است.سردار وحیدی، وزیر دفاع، می گوید:»ما برای یک نبرد بزرگ آماده شده‌ایم و البته این نبرد همیشه ادامه داشته است وازآنجا که درعصرظهورهستیم این جنگ، از جنگ‌های بسیار مهم است. «زمینه های مذهبی «دکترین خامنه ای» رامی توان دراین سخنان یافت.

روابط عمومی سپاه اعلام می کند: «در ۱۵ کشور وابسته نظامی داریم. «فرمانده نیروی دریایی ارتش، دامنه این حضوررا تا دوردست جهان می برد: «نیروی دریایی ایران به دنبال برنامه‌ریزی برای حضور در نزدیکی‌های قطب جنوب است. »

فرمانده سپاه جای شک برای کسی باقی نمی گذارد: «جنگ در راه است.» اوخبر از قطعی شدن درگیری نظامی بین تهران و تل آویو می دهد و یک»درگیری فیزیکی» را پیش بینی می کند:»مابا لکه ننگ غده سرطانی دروسط کشورهای اسلامی که همان رژیم صهیونیستی است، سر جنگ داریم.»

فضای کشور جنگی می شود. فیگارومی نویسد: «این یک تغییرنگاه حکومت ایران به شرایط منطقه ای است.»

سمفونی جنگ که پیداست از بالا دست رهبری می شود، بر طبل بزرگ می کوبد. صداو سیمای جمهوری اسلامی به پخش مارش نظامی و سرودهای زمان جنگ می پردازد.

سرتیپ پاسدارحسين سلامی، جانشين فرمانده کل سپاه می‌گويد: «ايران از مرز نگرانی درباره تهديد اسراييل عبور کرده و اگر به ايران حمله کند٬ يک فرصت تاريخی برای محو اين کشور از جغرافيای جهان در اختيار ايران قرار می‌گيرد. يک گردان پياده ايران قادر خواهد بود در يک شبانه‌روز کمر اسراييل را بشکند.»

این سردار سپاه که تاریخ نشان خواهد داد چرا همواره درنقش نوک پیکان جنگ طلبان ظاهرمی شود، ازاستراتژی نظامی» نظام» هم سخن می گوید:»قدرت دفاعی ما بر اساس راهبرد دفاعی ما شکل گرفته است. فرض حاکم راهبرد و استراتژی دفاعی ما این است که در یک نبرد گسترده با ائتلاف جهانی به رهبری آمریکا وارد جنگ خواهیم شد.»

سرتیپ پاسدار امیرعلی حاجی زاده، فرمانده نیروی هوافضای سپاه پاسداران، سیاست راهبردی» نظام» را دقیقتر توضیح می دهد: «ما آمریکاورژیم صهیونیستی را کاملا در کنارهم می بینیم. اصلا نمی توانیم متصور شویم که رژیم صهیونیستی بدون پشتیبانی آمریکا چنین جنگی را آغاز کند. به همین دلیل در صورت بروز جنگ قطعا ما با هر دو طرف وارد جنگ شده و حتما با پایگاه های آمریکا درگیر خواهیم شد. در صورت بروز چنین شرایطی اتفاقاتی می‌افتد که قابل کنترل و مدیریت نیست و ممکن است این جنگ به جنگ جهانی سوم تبدیل شود، یعنی ممکن است کشورهایی به نفع ایران و یا علیه ایران وارد جنگ شوند.»

یکی از کشورهائی که ظاهرا در کنار جمهوری اسلامی و دربرابر»ائتلاف جهانی» قرار می گیرد، سوریه است که درسخنرانی اوباما جایگاهش در دایره منحوس گرد «نظام» مشخص وبه محور مهم سخنرانی‌های رهبران جهان درمجمع عمومی سازمان ملل تبدیل می شود. همه هم از پایان کار» بشار اسد» می گویند.

درهفته ای که «ارتش آزاد سوريه» از انتقال مقر فرماندهی خود ازترکيه به خاک سوريه خبرمی دهد،گزارش نوول ابزرواتورازرابطه نظامی تهران – دمشق خواندنی است: «جمهوری اسلامی با استفاده از آسمان عراق مقادیر زیادی تسلیحات سنگین و همچنین افراد نظامی به سوریه منتقل کرده تا در سرکوب شورشگران به بشاراسد کمک کند.»

وسرلشکرحسن فیروزآبادی، روشنتر از همه می گوید:»جنگ‌ سوریه، جنگ ایران است.»

«دایره منحوس» برگرد ایران، بیشترو بیشتر شعله می کشد. توفان جنگی که قرار است اسلام را بر کفر پیروز کند، تازه شروع به غرش کرده است، اما گردبادهای اقتصادی چنان ایران را می روبند که حتی صدای مرجع تقلید شکرین هم در می آید.

بعد از گذشت سه ماه از ارسال اولین طومار اعتراضی کارگران به وزیر کار، تعاون و رفاه اجتماعی برای افزایش حداقل دستمزد‌ها بر اساس تورم، این بار بیش از ۱۰ هزار کارگر دیگر از هشت استان در نامه‌ای جداگانه به این وزارتخانه هشدار می دهند که در صورت ادامه تورم و گرانی‌های سرسام آور که زندگی ومعیشت میلیون‌ها کارگررا درآستانه نابودی قرار داده «اعتراضات خود را نسبت به ادامه وضعیت حاضر تشدید خواهند کرد.»

محمدرضا باهنر، نايب رييس مجلس شورای اسلامی، برای نخستين بار به طور رسمی اعلام می کند که ميزان فروش نفت ايران به يک ميليون بشکه در روز کاهش يافته است.

سایت بازتاب ـ– نزدیک به محسن رضائی-ـ دست روی نکته ای باریکتر ازمومی گذارد: «واقعیت‌های امروز شرایط اقتصاد کشور، به خوبی با بیان جان مینارد کینز مطابقت می‌کند که برای واژگون کردن پایه یک جامعه، هیچ وسیله‌ای ظریف‌تر و مطمئن‌تر از کاهش ارزش پول رایج نیست. تنزل ارزش پول رایج، تمام نیروهای پنهان اقتصادی را در راستای نابودی به کار می‌گیرد و این کار را به گونه‌ای انجام می‌دهد که حتی یک نفر از میلیون‌ها نفر نیز متوجه آن نمی‌شود.»

آيت الله ناصر مکارم شيرازی معلوم نیست متوجه این موضوع شده است یا نه، هرچه هست ،نسبت به کاهش حمايت مردم از نظام جمهوری اسلامی به دليل «فشار گرانی ها» هشدار می دهد والبته گناه را گردن احمدی نژاد می اندازد.

بازهم گلی به جمالش. «علمای محترم» از گرایش های گوناگون سیاسی، انگار نه انگار که مملکت رابسوی جنگ می برند و گرانی بیداد می کند. بافرمایشاتی که به ادبیات احمدی نژاد راه می برند، چسبیده اند به «توالت» و «فیلم موهن».

محمدتقی مصباح یزدی٬ رئیس موسسه آموزشی‌ و پژوهشی «امام خمینی» که هفته پیش رهبر جمهوری اسلامی را «شخصیت الهی» نامیده بود، این هفته در جلسه درس «اخلاق بیت» او می گوید: «بعضی از انسان‌ها از کِرم توالت بد‌تر هستند.»

آیت الله وحید خراسانی، مرجع تقلید، با محکومیت «فیلم موهن» رهبر کاتولیک های جهان را چنین خطاب می کند: «ای پاپ وامانده! که سکوت می کنی، عرضه داری جواب این را بدهی؟ اگر قرآن نبود به حکم تورات و انجیلی که الان هست، عیسی بن مریم ولد الزنا است و ولد الزنا محروم از ملکوت خدا است پس هم نسب عیسی، هم حسب عیسی به برکت نفس خاتم انبیاء است.»

عبداله نوری هم درهفته ای که ماهیت فیلم تبلیغاتی روشن شده و اوباما در اجلاس سازمان ملل آنرا «مشمئز کننده» خوانده، حرف هایی می زند که روی روحانیون اصولگرا راهم سفید می کند.

***

مهرماه با غریو شوم جنگ آغاز شده است. روزنامه لوموند تحلیلی نادربدست می دهد:» حوادث جاری در منطقه باردیگر نشان می‌دهد که رویارویی اسراییل و کشورهای اسلامی برسر فلسطین دیگر اختلاف اساسی نیست، بلکه اختلاف ایران ومتحدان عرب این کشور، با پادشاهی های عربی خلیج فارس به پشتیبانی غرب محور اصلی شده است. این حالت مواضع اسرائیل را در منطقه و حتی جهان تقویت کرده است، چرا که دیگر جبهه واحدی را در مقابل خود احساس نمی کند. »

دکتر هوشنگ حسین یاری ستاد کالج نظامی سلطنتی کانادا، نگران احتمال بمباران اتمی ایران است.

خسرو سمنانی، محقق ايرانی آمريکايی در تحقیقی تحت عنوان «قمار هسته ای آيت الله» تلفات حمله احتمالی حمله به مراکز هسته ای ایران را بين سه تا ده هزار نفر برآورد می کند؛آن هم تازه از کارکنان این مراکز.

سردار حسین علائی، که عنوان خویش را از جنگ با عراق دارد، در باره سیاست جنگی صدام حسین می نویسد:»وی تمام عمر سیاسی خود را در جنگ با ایران و کویت و آمریکا بگذراند و سرانجام، هم حکومت خود را از دست بدهد و هم طومار حیات سیاسی حزب بعث را در هم بپیچد و هم عراق را از مسیر پیشرفت و ترقی باز دارد و هم پای قدرت های زورگو را به منطقه خلیج فارس باز کند و ملت های منطقه را گرفتار سیاست های آمریکا کند. »

دو سند هم ازاین جنگ منتشر می شود. دکترابراهیم یزدی، وزیر خارجه وقت ازدیدار خود با صدام حسین می گوید واز تندروی هائی که راه دیکتاتور بغداد را برای حمله بایران گشود، پرده می گیرد.

نامه تاریخی مهندس مهدی بازرگان به فقیه اول منتشر می شود که اشک بچشم می آورد و جان را از اندوه می انبارد. رهبر نخست جمهوری اسلامی به هشدار تاریخی اولین نخست وزیر انقلاب گوش نداد و ایران را بر سر دو راهی » فاجعه و فتح» گذاشت. فاجعه ای که «نظام» برآن آویخت تا ازراه کربلا به قدس برسد وبا صدورانقلاب اسلامی، استکبار جهانی را به زیرکشد. حریف، تنها یک قدرت محلی بود که سرانجام «جام زهر» را بدست ولی فقیه اول داد. جانشین اودر»قمار» خوفناک دیگری ایران را به همان راه می برد. حریف دیروز دولت عراق بود و امروزایران را مقابله با ائتلاف جهانی می برند. هشدار و نصیحت به » امام خمینی» بناچار»محرمانه» می رسید و درخفا. فریاد های بیدارباش امروز آشکار است. دیگر از سالی می گذرد که بانگ های نگرانی » امام خامنه ای» را بخود می خواند. پاسخ سرکوب بیشتر است، تدارک گسترده برای مقابله با مردم و بستن همه زبان ها. درخوفناک ترین روزها، بازنوبت به هاشمی رفسنجانی می رسد. فرزندانش را به زندان می برند تا این محتاط ترین صدای صداها را هم خاموش کنند.حتی به محمدخاتمی هم گوش نمی دهند که می خواهد از گناه ناکرده عذربخواهد شاید کشور نجاتی یابد.

از ناسیونالیسم افراطی آلمان، فاشیسم زائید که جهان را دچار دومین جنگ جهانی کرد. درپایان جنگ از آلمان بزرگ تنها یک کارخانه لنز سازی مانده بود.

از انقلاب اسلامی، طالبان شیعه برخاسته اند که از جنگ سوم سخن می گویند. پس ازاین جنگ، جز بیابانی بنام ایران خواهد ماند؟ جنگ دوم را سر جوخه ای آدولف هیتلر نام افروخت که پیشواشد. جنگ سوم را طلبه ای رقم خواهد زد که به رهبری رسید؟

شاه ترکان سخن مدعیان می شنود

شرمی بر مظلمه خون سیاوشش باد

 

 

 

 

دایره منحوس

 

شهریورتمام می شود.» نظام» در» دایره منحوس» می چرخدومی چرخد. از بکارت های  از دست رفته دختران آمارمی دهد، قد وقامت حضرت آدم را کشف می کند ،برای مبنای جنسی بشریت نسخه می پیچد، درشت ترین هندوانه های جهان را زیر بغل «مقام معظم رهبری» می گذارد که نفت مدام بر خرمن های فروزان جنگی  می ریزد که هست و نیست ایران رابباد خواهد داد.

روزنامه  ایزوستیا چاپ مسکو،ازلحظه خوفناک درراه، تصویری چنین بدست می دهد:»بنظر می آید، جهان در آستانه یک جنگ جهانی ولی این بار با ابعاد بسیار خطرناک ترقرارگرفته است.»

مارتین ایندیک، سفیر پیشین آمریکا در اسرائيل، زمان جنگ را پیش بینی می کند:» ایران هم اکنون سلاح اتمی ندارد و با این حساب هنوز وقت هست، البته نه زیاد،جنگ آمریکا با ایران سال ۲۰۱۳ خواهد بود.»

قاسم سلیمانی فرمانده سپاه قدس، که درگفت وگو با تلویزیون «العربیه» از حضور این سپاه در سوریه و لبنان خبر می دهد، بر تاریخ یاد شده صحه می گذارد:» پیش بینی می کنیم این هجوم پس از انتخابات آمریکا آغاز خواهد شد.ما ماموریت داریم در حال آماده باش باشیم.»

انتخابات ریاست جمهوری آمریکا دو ماه دیگر خواهد بود و سال نوی مسیحی سه ماه و اندی دیگربه پایان می رسد.

و هردو طرف برای» هجوم»  درتبلیغ و با تمرین آماده می شوند. توماس د مزی‌یِر، وزیر دفاع آلمان می گوید: » اقدام نظامی علیه ایران، نامشروع نیست، اما عاقلانه نیست.»

 

نشنال پست می نویسد:» در حال حاضر گفت وگوی تمام عیاری در باره جنگ با ایران در آمریکا در جریان است.»

خبرگزاری آسوشيتدپرس،گزارش بيش از سی نفر ازديپلمات ها، افسران عاليرتبه نيروهای مسلح و مقامات دولتی سابق را درباره «پيامدها وهزينه های بالقوه حمله نظامی عليه ايران » منتشر می کند.

خبر می رسد که بان کی مون در پایان گفت و گو با آیت الله خامنه ای با لحن تهدیدآمیزی گفته است که جنگ لفظی ایران با غربی ها ممکن است به جنگ واقعی بدل شود و لازم است شما مراقب سخنان خود باشید.

کسی نمی داند «رهبرفرزانه»  چه پاسخی به هشدار تاریخی دبیرکل سازمان ملل داده است ، اما سخنان اودر باره شرایط کنونی تاریخی ونقش جمهوری اسلامی تحت فرماندهی او که بعد از این دیدار ایراد شد، در منابر و بلند گوها بعنوان » دکترین نظام» تکرار و تفسیر می شود.

آیت اله خامنه ای درسخنانی که می توان هم استراتژی و هم تاکتیک جمهوری اسلامی در لحظه سرنوشتی کنونی را در آن یافت، می گوید:» تاریخ بشر برسریک پیچ بزرگ تاریخی و در آستانه تحولی عظیم قرار دارد. »

مصطفی پور محمدی، رئیس سازمان بازرسی کل کشور، تفسیری چنین بدست می دهد:  » جهان دارد مسيرخود را تغيير می دهد ودراين تغيير ريل ديدگاه ها ورويکردهای متفاوتی وجود دارد که هر کدام می توانند تاثير گذار باشند.ايران مزاج جهانی را آماده تغيير و تحول کرده وخود نيز نقشی تعيين کننده دراين مسير دارد و شاهديم که با سئوالات جدی و بيان نقطه ضعفها نظام حاکم در جهان را به چالش کشيده است.»

حجت الاسلام پناهیان جانشین قرارگاه عمار،به نقش جمهوری اسلامی می پردازد: «انقلاب ما یک تابلو برای برای پیچ جهان و چرخش تاریخ بودوهمه باید از ابتدا حدس می زدند که کاربه این جا می رسد که انقلاب اسلامی جهان را به فکرتحول و دگرگونی بیاندازد.در کمرکش این پیچ تاریخی، چیزی جز سقوط استکبار را انتظار نداریم و همان طور که امروز می بینیم هیمنه استکبار هر لحظه در حال فرو ریختن است.»

حسین شریعتمداری، مدیر مسئول روزنامه کیهان،می نویسد: » همه شواهد حکايت از آن دارد که دنيا آبستن حادثه جديدی است که به پيچ بزرگ خود نزديک شده است و دشمن نيز دراين رابطه با ما اتفاق نظر دارد، اما تلاش هر يک از طرفين اين است که تابلوهای راهنمای اين پيچ را خود نصب کنند.»

و درهفته ای که این سخن رهبر جمهوری اسلامی را سانسور می کنند:» من استالین نیستم که بنشینم یک سری حرف بزنم بعد یک عده ای را بیاورم بنشینند آنها را تئوریزه کنند «، تفاسیر همچنان ادامه دارد.

مصباح یزدی که تاریخ نقش وِیژه او درسوق دادن  ایران بسوی نابودی را مستند خواهد کرد،به خامنه ای رنگی الهی می زند.اواز «حلول» روح آیت اله خمینی در این» شخصیت بزرگ الهی»پرده برمی دارد که» بدون شک این توفیقات را ازتوسل به امام زمان دریافت کرده اند.» و به تاکید تمام می گوید:»اگر مردم ایران قدر و نعمت حضور آیت الله علی خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی ایران را ندانند، خداوند آن ها را کیفر خواهد کرد.»

احمد جنتی، در یک قدمی گور،بیرق جنگی کور را در دست «حضرت» می گذارد:»تاریخ به نفع اسلام درحال تغییر است .چرا که امروز تاریخ به نفع اسلام و به رهبری حضرت آیت الله خامنه ای در حال تغییر است.»

کیهان در سرمقاله روز چهار شنبه خود می نویسد:»اتفاق مهمي درحال ساخته شدن است. جبهه بيداري اسلامي كار كارستاني با آمريكا كرده كه در تاريخ معاصر جهان فراموش نخواهد شد. ايران در متن و كانون اين جبهه مشغول خلع سلاح آمريكا و اسرائيل است.»

بروشنی تمام پیداست که » دکترین» آیت اله خامنه ای وپیروانش که اکنون تحت شرایط روز از پرده بیرون افتاده است، سرنگونی استکبار ونهادن تابلوی راهنمای «طالبان شیعه» بر» پیچ تاریخ» دنیاست.

مرکز نبرد» خاورمیانه» و بهانه جنگی که باید سرنوشت جهان را بسود «نظام» رقم بزند، تا دیروز » مساله هسته ای» بود، اکنون بحران سوریه هم به آن افزوده شده است. رضا تقی زاده-ـ تحلیلگر سیاسی-ـ می نویسد:»در يک جمع بندی نه چندان عملگرايانه، ايران دو موضوع دشواردرمناسبات خارجی خود (پرونده اتمی و رژيم اسد در سوريه) را در ارتباط با يکديگر قرارداده است.شايد انتظارمی رفت که با توجه به حساسيت فوق العاده اوضاع سوريه، و همچنين قرار گرفتن منطقه در خطر يک جنگ فراگير بر سر فعاليت های اتمی ايران، جمهوری اسلامی بتواند با انعطاف پذيری در يک جبهه وضعيت خود را در جبهه ديگر بهبود بخشيده و به نوعی زمينه خروج از بحران رو به تشديد کنونی را فراهم سازد.در نهايت شگفتی ، جمهوری اسلامی با سخت تر کردن مواضع خود در يک جبهه، عملا وضعيت جبهه ديگر را نيز دشوارتر از پيش ساخته و با کشيدن «دايره منحوس» از ترکيب اين دو معضل به دور خود، يکی را در خدمت بحرانی تر ساختن ديگری قرار داده است.در هر دو مورد، سپاه و رهبری جمهوری اسلامی در موضع تصميم گيری نهايی قرار داشته و نقش دولت را به اداره امور ستادی تصميمات خود کاهش داده اند.»

«مساله اتمی» که درمسکو متوقف مانده بود، دراستانبول به صحنه بر می گردد. سعید جلیلی، دبیر شورای عالی امنیت ملی و مسئول مذاکرات هسته ای جمهوری اسلامی،بازهم می رودتا باکاترین اشتون نیمه محجبه دیدار کند. فیلمی ویدئویی اورا نشان می دهد که با پائی که در جنگ عراق از دست داده، لنگان لنگان از پله های ساختمان دولتی ترکیه بالا می رود و به مقابل در ورودی ساختمان می رسد، اما هیچ مقام ارشد و رسمی ترک به استقبال او نمی آید. جلیلی چند ثانیه ای همان جا دم در تنها و با حالتی عصبانی و شاکی می ایستد، تا اینکه بالاخره فردی که به نظر نمی آید سمت بالایی داشته باشد می آید، با عجله از همان دور دست می دهد و جلیلی را به داخل ساختمان می برد.

می توان موقعیت جهانی» نظام» را در این قاب دید. در روزهای منتهی به این دیدار که  ۴۰دقیقه بیشتر طول نمی کشد، موضع جهان بازهم روشنترمی شود.

آنگلا مرکل، صدر اعظم آلمان، حرف تازه ای می زند:» ایران مجهز به سلاح اتمی نه تنها برای اسرائيل، که برای جهان تهدید به شمارمی آید.»

شورای حکام آژانس بین‌المللی انرژی اتمی با صدورقطعنامه‌ای با ابرازنگرانی ازادامه‌ «سرپیچی»ایران از قطعنامه‌های شورای امنیت، خواستار همکاری فوری مقام‌های جمهوری اسلامی با بازرسان آژانس می شود.
از ۳۵ عضو شورای حکام، ۳۱ عضو- از جمله روسیه و چین- به این قطعنامه رأی مثبت می دهند. رای اکوادور، مصر و تونس ممتنع است  و کوبا تنها کشوری است که کنار جمهوری اسلامی می ایستد.پیام، که روس هاحتی در نوشتن آنهم دخالت داشته اند، روشن است.
نماینده‌ آمریکا درآژانس این قطعنامه را»علامتی قوی به ایران «می خواند ونشانه»افزایش فشارهای دیپلماتیک و گسترده‌تر شدن انزوای ایران.»

پاسخ » نظام» را باید در شاخ و شانه کشیدن بیسابقه رييس سازمان انرژی اتمی دید و ریشه اش را سیاست راهبردی یافت که کیهان آن را اعلام کرده است: «پنجه درپنجه با قدرت هاي زورگو .»

فريدون عباسی، از آژانس  می خواهد مختصات تاسيسات هسته‌ای اسرائيل را برای ضربه متقابل ايران ارائه کند تا شرايط طرفين برای ضربه زدن مساوی باشد.

نتیجه دیداراستانبول، دربیانیه کا‌ترین اشتون اعلام می شود:» او هفته آینده در حاشیه اجلاس عمومی سازمان ملل با وزیران خارجه گروه ۱+۵ دیدار می‌کند و به ارزیابی وضعیت موجود و راههای پیش رو می‌پردازد. این دیدار «فرصت مهمی بود که یک بار دیگر برای ایران نیاز فوری به پیشرفت» در مذاکرات مورد تاکید واقع شود.»

سعیدجلیلی به تهران بر می گردد. علی اکبر صالحی به قاهره می رود تا در جلسه گروه تازه تماس  که طی اجلاس فوق العاده کشور های اسلامی در مکه با پيشنهاد محمد مرسی رييس جمهور مصر شکل گرفته است، شرکت کند.

وزیر خارجه جمهوری اسلامی دست بر زانو مقابل رئیس جمهور مصر می نشیند و لابد از» موضع عزت و اقتدار» بروی مبارک هم نمی آورد که محمد مرسی همین چند روز پیش درتهران » نظام» راتحقیرکرد و رفت. حالا هم می گوید:» حمایت ایران، از سوریه مانع از ارتقاء روابط تهران و قاهره شده است.او به عنوان رئیس جمهور مصر، نمی‌تواند افکار عمومی کشورش را که علیه دولت بشار هستند نادیده بگیرد. دولتی که علیه مردمش زبانی تند و اعمال خشونت‌آمیز به کار می‌بندد.»

قرار است » گروه تماس» با حضور وزرای خارجه مصر، ترکيه، عربستان سعودی و ايران، تشکیل شود.به دليل حمايت همه جانبه از رژيم بشار اسد، جمهوری اسلامی با سه کشور ديگر عضو «گروه تماس» در تقابل آشکارودر جمع چهار کشور در اقليت کامل قرار دارد.

در جلسه وزيران امورخارجه چهارکشور، عربستان اصلا حضور نمی یابد.محمد کامل عمر،وزيرامور خارجه مصر نيز همزمان ، ميزبان لورن فابيوس وزير خارجه فرانسه است.» علی اکبر» می ماند و حوضش و دست از پا درازتربه سوریه می رود. تازه وقتی برگردد باید جواب رئیس جمهور لبنان را هم بدهد.میشل سلیمان، رسما از جمهوری اسلامی خواسته است تا توضیح بدهد افراد سپاه قدس وابسته به سپاه پاسداران به چه دلیل به لبنان آمده و در این کشور مستقر شده اند؟

هفته ایست که دولت تسلیم دلارمی شود و «بورس ارز» را تشکیل نشده تعطیل می کند. صنعت هوائی کشور با قطع ارز دولتی با خطر تعطیل روبرو ست.  تحصن و اعتراض کارگران بازشکل می گیرد. دکترمحسن رنانی، اقتصاد روز کشوررا در وضعیت stand by رایانه می بیند:» در این وضعیت اقتصاد کشور نه تعطیل و نه فعال است در این شرایط امکان پیش بینی و برنامه ریزی به حداقل می‌رسد.در شهری دور افتاده دختران جوان «حاج آقا»  را کتک می زنند

:» برای چندمین بار متوالی و این بار در شهمیرزاد – ازتوابع شهرستان مهدیشهر دراستان سمنان- حجت الاسلام سید علی بهشتی، روحانی آمر به معرف و ناهی از منکر مورد ضرب و شتم قرار می گیرد.»

امام جمعه اصفهان کشف خود را اعلام می‌کند: «۷۴درصد دختران ما باکره نیستند.»

یک همکار او به اطلاع بشریت می‌رساند: «قدحضرت آدم ۱۷ متر بوده. عرضشم ۱۰ متر. »

محمدرضا رحیمی که خود متهم اختلاس بیمه است از اختلاس ۲۱ میلیاردی پورمحمدی که با سودش شده ۳۰ میلیارد تومان پرده بر می دارد. روزنامه دولت از گم شدن ۵۰۰ اتوبوس در وزارت کشور پورمحمدی خبر می دهد.

خبرگزاری رویترز استفاده «پنهانی» جمهوری اسلامی از بندری کمتر شناخته شده در شرق کشور مالزی برای دور زدن تحریم‌ها را رسانه ای می کند.  معلوم می شود  که نفتکش‌های ایرانی بار خود را «شبانه و در تاریکی» دراین بندرمتروکه در نفتکش‌های اجاره‌ای دیگر که با پرچم کشور پاناما تردد می‌کنند، تخلیه کرده‌اند.

و» نظام مقدس جمهوری اسلامی» پخش یک فیلم ویدئوئی را که حتی وزیر خارجه آمریکا آن را»مشمئز کننده» خوانده، بهانه می کند و به شهادت روزنامه امنیتی کیهان، شورشی را در دنیاعلیه امریکا و اسرائیل براه می اندازد.

نتانیاهو، ماهی طلائی خودش را از این آب گل آلود می گیرد:» تصور کنید همین افراد متعصب که امروزه سفارت خانه‌های شمارا به آتش می‌کشند روزی بمب اتم هم در اختیار بگیرند.»

و جنگ بازمغلوبه می شود. ظاهرا کسی گوشش به هشدار خردمندانه دبیر کل سازمان ملل نیست:» جنگ لفظی ایران با غربی ها ممکن است به جنگ واقعی بدل شود.»

شهریور ماه به پایان می رسد.بروشنی روز پیداست گزینه جنگ روی میز جمهوری اسلامی ست.

محمد نوری زاد، یکی از9 امضا کننده فراخوان کمپین «به خاطر صلح و آزادی» می گوید: «ما نگران این هستیم که حاکمیت برای برون رفت از بحران های فعلی اش دست به دامان جنگ و حرکت نظامی بشود… وقتی جامعه در اختیار چنین جریانی است منتقدان را در تنگنا قرار می دهد و به زندان می کشد و دزدان را بر مسند امور می گمارد و در عین حال حرف از بصیرت میزند، لذا گزینه جنگ برای شرایط بحرانی، از دم دست ترین گزینه هاست.»

همه حوادث هفته از آرایش جنگی د رابعاد حیرت آورخبر می دهد. ترکیش ویکلی از بزرگترین رزمایش غرب در تنگه هرمز می نویسد.همکاران » روز» وضعیت در شمال و جنوب ایران را در تیتر زیبائی خلاصه می کنند: مین‌روبی در خلیج فارس؛ مین‌ریزی در دریای خزر.

در عملیات دریای خزرآیت اله خامنه ای شخصا حضور دارد. آ ب ث تحت عنوان اگر حمله کند، چیزی از اسرائیل نمی ماند روی دکترین تازه سپاه پاسداران دست می گذارد.

سرمقاله کیهان که چیزی جزسخن جنگ طلبان بسته وابسته به » بیت رهبری» نیست، به اندازه کافی گویاست:»سخن و گزاره اصلي اين است كه به شهادت حوادث متواتر، عقلانيت در مجاهدت و مقاومت آميخته به خطرپذيري بود و نه در خوش گماني يا رعب و انفعال و بازي در زمين دشمن و بر مبناي قواعد او. جمهوري اسلامي به فضل الهي و با شجاعت آميخته با درايت امت- امامت، اغلب اين سردرگمي هاي رايج در ميان برخي تحليل گران عرفي و منحل در شبكه قدرت جهاني را پشت سرگذاشته است.حزب الله در جنگ ۳۳ روزه صرفا ۴ هزار موشک آن هم از جنس سبک به سوی اسرائیل شلیک کرد اما حالا این گروه ۷۰ هزار موشک پیشرفته و آماده شلیک دارد.»

سیاست » پنجه در پنجه» انداختن در خارج ادامه مشی سرکوب در داخل است که با

برگزاری مانورهای امنیتی نظامی در کشورراه به فردایی می برد که در چشم انداز است و هدفی جزآماده سازی بسیج برای سرکوب شورش های شهری ندارد.

«نظام»ـ- نام مستعار سیدعلی حسینی خامنه-ـ  در» دایره منحوس» می چرخد و ایران را بسوی ظلمانی ترین شبان تاریخ خود می برد.

شعر سایه د راین ظلمت روزنی است به سحر:

بال فرشتگان سحر را شکسته اند

خورشید را گرفته به زنجیر بسته اند

اما تو هیچ گاه نپرسیده ای که :

– مرد !

خورشید را چگونه به زنجیر می کشند ؟

گاهی چنان درین شب تب کرده عبوس

پای زمان به قیر فرو می رود که مرد

اندیشه می کند :

– شب را گذار نیست !

اما به چشم های تو ای چشمه ی امید

شب پایدار نیست !