سیب گندیده

 

 

«نظام» به گفته رئیس جمهور پیشین اش در خطر فروپاشی است. پرتگاهی که نوه «امام راحل» از آن سخن گفت، در یک اتاق فکر آمریکائی فرموله می شودو بازجوی قلم بدست در روزنامه ضد ملی کیهان «پرتگاه» را «صخره» ترجمه می کند تا صلابت را استعاره ای از صلابت نظامی ببیند که به سالگرددیگری می رسد. تحلیل گری می نویسد: آمریکا انتظار می کشد تا این «سیب گندیده» فروبیفتد.

 

در آخرین روزهای سی و سومین «سالگرد پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی»، چنین است اوضاع «ابر قدرت معنوی» و «ام ا لقرا» ی اسلام:

آفتابه دزدها را تحت نام «زورگیر» در ملاء عام بر دار می کشند، چون «برای امنيت روانی کشور خوب است» و «همه می فهمند کشور بدون صاحب نيست»؛ طبق فرمایشات رئيس کميسيون اجتماعی مجلس که عبدالرضا عزيزی نامی باشد. محمد اسماعيل سعيدی هم سخن رئیس اش را تمام می کند: «از منظری که ما به مسائل اجتماعی نگاه می کنيم، شايد ساير کشورها نگاه نکنند. از اين رو آنها از اين مسائل به عنوان کوباندن ايران استفاده می‌کنند.»

کشورهای دیگر هم نگاهشان به نمایش وحشت در پارک هنرمندان است و هرچقدر پلیس جمهوری اسلامی ـ– این بزرگ‌ترین «زورگیر» به تعبیر دکتر کریم لاهیجی ـ خبرنگاران را «کتک» می زند که عکس «ناجور» نگیرند، تصویر جوان محکوم به اعدام که از بی پناهی سر بر شانه دژخیم خود می نهد و زار می زند، به جهان مخابره می شود.

مجلسیان بعد از «تامین امنیت روانی جامعه» به زندان اوین می روند و بعداز دیدار از این قتلگاه معروف جهانی، نامش را «هتل» می گذارند. این پرسش به میان می آید که چرا اجازه ندادند رئیس جمهور خودشان سری به این «هتل» بزند.یک سایت فارسی زبان هم تحت عنوان «گزارش وقیحانه عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس» می نویسد که اگر اوین «هتل» است، خوب «نمایندگان مجلس، دسته جمعی بروند، ساکن هتل اوین شوند!»

غلامحسین اسماعیلی، رئیس سازمان زندان‌های جمهوری اسلامی که در تیر ماه گفته بود در ایران زندانی سیاسی وجود ندارد، این بار وجود هر گونه زندان عقیدتی در زندانهای کشور را هم انکار می کند. در روزهای «شاه رفت» کپی دست دوم همه امور «رژیم ستمشاهی» رو می شود، حتی سخنان معروف آخرین پادشاه ایران.

شورای نگهبان هم برای اینکه مُهر «سلطان اسلام» بر همه چیز بخورد، مجلس را ملزم به افزدون مجازات «رجم» – سنگسار-به اصلاحیه‌ قانون «مجازات اسلامی»، می کند و با این دقت: «مقرر گردید در همه مواردی که عبارت «سلب حیات» جایگزین کلمه «رجم» شده است، اصلاح گردد.»

این دستور، تازه به مجلس رسیده است که محمود احمدی نژاد رو دست دیگری به «نمایندگان مستقل» می زند تا نشان دهد که مرتضوی و احمدی نژادجداشدنی نیستند.

و درست در همین روزها معلوم می شود که دولت احمدی نژاد به افراد درجه دو و سه مانند مرتضوی علاقه زیادی دارد و تعداد زیادی ازآنها را در دانشگاه منزل و منزلت داده است: «پس ازهفت سال، تلاش دولت برای دستکاری در ترکیب هیات علمی دانشگاه های کشور به چیزی بدتر از فاجعه منجر شده است. با اخراج و بازنشسته کردن اساتید توانمند، تعداد زیادی از فارغ التحصیلان درجه دو وسه به جای آنان بکار گرفته شدند. ایجاد سامانه جذب هیات علمی توسط وزارت علوم تبدیل به پوششی شد تا نورچشمی‌ها یا به تعبیر یکی از دانشجویان «آقازاده های فرهنگی» با قوانینی که یادآور کاپیتولاسیون بود، به عنوان دانشجوی دکترا و بورسیه پذیرفته شوند.»

شرایط بحرانی معلمان را هم می توان در آخرین گزارش کانون صنفی معلمان ایران، یافت: «در این شرایط و وضعیت نابهنجار، چندین ماه است که حق التدریس(اضافه کار) آموزگاران و برخی دیگر از دستمزدهای آنها پرداخت نگردیده است. نزدیک به یک سال است که اضافه کار نیروهای ستادی مدرسه‌ها(مدیران، معاونان و…) پرداخت نشده، چهار ماه است که اضافه کار فرهنگیان و به ویژه معلمان واریز نگردیده است، چندین ماه است که آموزش و پرورش، سهم بیمه‌ی طلایی فرهنگیان شاغل را نپرداخته، دستمزد آموزگارانی که در آزمون های نهایی خردادماه گذشته، حضور داشته و یافته‌اند- چه در حوزه‌های اجرایی و چه در حوزه های تصحیح برگه – واریز نشده، پاداش پایان خدمت فرهنگیان بازنشسته که برابر گفته‌ی وزیر قرار بود یک هفته پس از بازنشستگی پرداخت شود، هنوز پس از گذشت ماه‌ها به دست‌شان نرسیده است. دو سال است که از سرانه‌ آموزشی مدرسه‌ها خبری نیست و تنها درصد ناچیزی از آن به برخی از مدرسه‌ها داده شده، و بسی مطالبات دیگری که هم اکنون ماه‌هاست به تعویق افتاده است.»

و همه اینها از برکات مدیریت جهانی رئیس جمهور امام زمانی است.بیهوده نیست که حمید رسایی، امنیتی دست پرورده سعید امامی، برای طرح یکی از

«دغدغه» های «صاحب مملکت» که همان «مقام معظم رهبری» باشد، به رئیس جمهور می رسد و از «هشدار خامنه‌ای به احمدی‌نژاد و مجلس» خبر می دهد: «آیت‌الله خامنه‌ای، پیش از حضور احمدی‌نژاد در مجلس، با رییس دولت دهم و علی لاریجانی، اتمام حجت کرده بود که کشاندن اختلاف قوا به درون جامعه عین خیانت است.»

این تهدید برای احمدی نژاد ۲ میلیارد دلارناقابل نان می کند که به اسم کمک به «اقشار کم در آمد» دریافت و به قول عباس عبدی مبارزه انتخاباتی را با «چراغ بالا» دنبال کند.

انتخاباتی که «دغدغه» دیگر «مقام معظم» است والبته از نو ع آزادش. امری که یکی دیگر از پایوران رسانه ایش می کند. عبدالرضا داوری رئیس مرکز مطالعات راهبردی و آموزش وزارت کشور،  اعتراف می کند که «دغدغه» رهبر معظم انقلاب درباره کلید واژه «انتخابات آزاد» از کنفرانس پراگ که

 

در آبان ماه سال ۹۱ برگزار شد نشات می گیرد.

سپاه پاسداران که کمی پیشتر از «مهندسی معقول» انتخابات خبر داده بود، حالا از زبان گوینده همان خبر، یعنی حجت الاسلام علی سعیدی، حرفی می زند که جان می دهد برای برنامه های «خنده بازار»: «سپاه هیچ تریبون و امکاناتی برای اظهارات و توانایی «دخالت» در مسایل کشور را ندارد.»

یکی از دکترهای مقیم درگاه که ضمنا شوهر داماد «سلطان علی» هم هست می گوید: «۶۰ درصد آرا، مال ما سه نفر.» منظورحدادعادل خودش و محمد باقر قالیباف و دکتر علی اکبر ولایتی ـ– دیگر سفره نشین دیر سال بیت ـ– است که می فرماید: «با يک تيم هماهنگ وارد انتخابات می‌شويم.»

معلوم است همه چیز به دقت مهندسی وحتی میزان آراء هم تعیین شده است.به همین خاطر هم یکی از سه نفر که پیشتر نامزد نخست وزیری آیت اله خامنه ای بود و حالا منتظر رخت ریاست جمهوری است، به سراغ انجام ماموریت های خارجی می رود.

همزمان با وزیر خارجه مصر که «شرط بهبود موقعیت ایران در جهان عرب» را «هماهنگی در حل بحران سوریه» اعلام می کند، دکتر علی اکبر ولایتی -مشاور بین الملل علی خامنه ای- بشار اسد را «خط قرمز» نظام برمی شمارد و می گوید که جمهوری اسلامی «تا آخر» از او حمایت می کند.

کلاینه سایتونگ تحت عنوان «چالش طلبی های ایران و سوریه» می نویسد:

«سوریه از یکی از آخرین متحدان خود، ایران، خواسته است تا همچنان از این حکومت در رویارویی با شورشیان و مخالفان داخلی و خارجی اش حمایت کند. تأمین تسلیحات، حمایت مالی، تأمین پرسنل و تجربیات فنی در «لیست خواسته ها»ی اسد است تا بدین ترتیب غرب را به چالش بکشد».

هدف اصلی نخست وزیر سوریه، وائل نادر الحلقی، که هفته قبل به تهران سفر کرد، هماهنگی درخصوص کمک های بیشتر تهران به حکومت بشاراسد بود.مقامات دو کشور طی این دیدار خاطرنشان کردند که «دشمنان دو کشور برادر هیچ شانسی برای پیروزی ندارند».

هفته ایست که «پارچین باز هم گفت‌وگوها را شکست» می دهد و بن‌بست در مذاکرات ایران و آژانس رسما اعلام می شود.

واشنگتن پست «بازی دوگانه ایران در بحران هسته‌ای» را چنین تحلیل می کند: «ایران برای مذاکرات دوباره با آمریکا و دیگر قدرت‌های جهانی بر سر مسئله هسته‌ای خود ابراز تمایل کرده است. در همین حال دست بازرسان سازمان ملل را که خواستار تحقیق در مورد آزمایش سلاح‌های هسته‌ای هستند خالی گذاشته است.»

هرمان ناکارتس، معاون آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، اعلام می کند: «مذاکرات بعدی روز ۲۴ بهمن‌ماه سال جاری د رتهران برگزار می‌شود.»

وزير امور خارجه جمهوری اسلامی می گويد که تهران خواستار انجام مذاکرات هسته‌ای با گروه ۱+۵ در مصر است و محمود احمدی نژاد، رييس جمهوری، نيز روز ۱۸ بهمن ماه به قاهره سفر می کند.

آمریکا مذاکرات دو طرف را «عمیقا مأیوس‌کننده» می خواند و اعلام می کند: «ایران باز هم فرصت دیگری را از دست داد.»

بازار بلافاصله واکنش نشان می دهد. فقط دو روز طول می کشد تا دلار از مرز ۳۵۰۰ تومان عبور کند.

کاخ سفید به اظهارات اخیر محمود احمدی‌نژاد، در صحن علنی مجلس واکنش نشان می دهد: «این سخنان گویای «تاثیر عمیق» تحریم‌های بین‌المللی علیه جمهوری اسلامی است.»

واشینگتن پست از تحریم‌های جدید آمریکا خبر می دهد: «تا دو هفته دیگر، دولت اوباما تحریم‌های جدیدی را علیه ایران اعمال می‌کند که می‌تواند آخرین منابع درآمد نفتی ایران را خشک کند.»

دراولین ساعات پنجشنبه دو خبر داغ دیگر اقتصادی می رسد: خبرگزاری فارس از «پرش‌های ۵۰۰ هزار تا ۲۰ میلیون تومانی قیمت در کمتر از ۹ ساعت» در بازار اتوموبیل خبر می‌دهد.

اسماعیل جلیلی، عضو کمیسیون برنامه و بودجه مجلس از «توافق نسبی» در نشست‌های مشترک دولت و مجلس برای اجرای مرحله دوم هدفمندی یارانه‌ها و ازجمله افزایش ۴.۵ برابری قیمت حامل‌های انرژی خبر می دهد و حال یک مقام وزارت صنعت نیز از بازگشت سهمیه‌بندی کوپنی کالاها سخن می گوید.

حاصل این » توافق» که بر اثر دخالت مقام «رهبری» انجام شده «بیش از ۱۰۰ هزار میلیارد تومان» درآمد برای دولت است.

محمود احمدی نژاد که تحریم ها را «ورق پاره» خوانده بود، حالا می گوید: «به جهنم که غرب از ما نفت نخرد. با ابداعات جدید می‌توانیم ۱۰ برابر پول فروش نفت را بدست آوریم.»

درهفته نخست بهمن ماه، سردار سرتیپ پاسدار احمد وحیدی، وزیر دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح، می گوید: «اگر چه امروز شاهد تجمیع قدرت‌های باطل علیه نظام جمهوری اسلامی هستیم اما انقلاب ما آینده‌‌ای روشن و درخشان خواهد داشت.»

یک سایت فارسی زبان، چهار شرطی راکه نمایندگان دو مجلس کشور محوری «قدرت های باطل» یعنی آمریکا برای مذاکره مستقیم با «نظام» تعیین و پیش از دوره جدید ریاست جمهوری اوباما در اختیار او گذاشته اند، منتشر می کند:

– اجازه بازرسی از پارچین در مذاکرات آژانس از ایران دریافت شود.

– ایران باید غنی سازی را تعطیل و اورانیوم غنی شده خود را به یکی از کشور های ۱ + ۵ – خارج از ایران- منتقل کند.

– تا تصویب قوانین جدیدتر حلقه تحریم ها با استفاده از اختیارات رئیس جمهوری تنگ تر گردد.

– دولت با سایر کشور ها ائتلاف نظامی برای جنگ احتمالی با ایران تشکیل بدهد.

بنیامین نتانیاهو، به محض اینکه حزبش در انتخابات کنست- مجلس اسرائیل- از رقبا پیشی می گیرد، می گوید:»ایران نخستین اولویت در میان پنج اولویت اصلی اوست.»

در این شرایط، باراک اوباما طی مراسم با شکوهی، دومین دور ریاست جمهوری خود را آغاز می کند. او پس از ادای سوگند، در برابر بیش از یک میلیون نفر، می گوید: «آمریکا از استقرار دمکراسی در جهان حمایت و از کسانی که برای آزادی تلاش می کنند، پشتیبانی می کند.»

رضا تقی زاده ـ تحلیل گر سیاسی- دوردوم ریاست جمهوری باراک اوباما را در رابطه با ایران چنین می بیند:»طی چهار سال گذشته اميدواری اوباما برای آشتی با تهران تدريجا کاهش يافت و نگرانی های ناشی از رفتار های ايران در منطقه و نا سازگاری با جامعه جهانی افزوده شد.به نسبت اين تغييرات، اقدامات تنبيهی آمريکا در قبال جمهوری اسلامی نيز به افزايش گذاشت. در فاصله دسامبر سال ۲۰۱۱ تا دسامبر سال ۲۰۱۲ اوج اين تنبيهات از راه تحميل جنگ سرد عليه نظام بانکی و صادرات نفت خام جمهوری اسلامی ديده شد.

اقدام نا محسوس ديگری که در نتيجه افزايش قيمت نفت در فاصله سال ۲۰۰۵ تا ۲۰۱۰ و تا حدودی با زمينه سازی تشويقی آمريکا صورت گرفت ( خروج از عراق و کاهش نيرو در افغانستان)، دميدن به پرچم افزايش قدرت منطقه ای جمهوری اسلامی از کابل تا بغداد، دمشق و جنوب لبنان تا نوار غزه بود که به همان نسبت منجر به گسترده شدن حضور و تعهدات خارجی تهران شد.

اعمال تنبيهات اقتصادی و محروم ساختن جمهوری اسلامی از درآمدهای ارزی و ادامه تجارت خارجی، در داخل به ايجاد نارضايتی های فزاينده و توسعه اختلاف مابين شاخه های حاکميت انجاميد و در رابطه با سياست خارجی، کاهش تدريجی درآمد های ارزی از سال ۲۰۱۱ به بعد ادامه تعهدات گسترش يافته جمهوری اسلامی را با دشواری های جدی روبرو ساخت.بی شک مثلث اوباما، جان کری و چاک هيگل، که نتايج اعمال سياست های تنبيهی واشنگتن عليه تهران را با سياست نفی جنگ در منطقه خاورميانه همسو مي بينند، در صورت تداوم قابل انتظار بی تصميمی جمهوری اسلامی برای تن دادن به سازش با جامعه جهانی، اين سياست را همچنان پيگيری خواهند کرد، به اين اميد که سيب گنديده در زمان لازم از درخت فرو افتد.پيشتر و در تجربه ای نه چندان متفاوت اجرای صبورانه سياست «دربر گيری و کمک به افزايش گسترش تعهدات» به سهم خود فروپاشی اتحاد شوروی را زمينه سازی کرده است.»

به صحنه آوردن دکتر علی اکبرولایتی، نظریه پرداز همسانی پروژه فروپاشی شوروی و جمهوری اسلامی- بعنوان یکی از نامزدهای بیت برای ریاست جمهوری که ازدیگران شانس بسیار بیشتری هم دارد، صحت تحلیل بالا را بازهم بیشتر تائید می کند: کارشناس ضد فروپاشی رسما به میدان می آید.

 

درآستانه سی و چهارمین سالگرد «انقلاب اسلامی»صحنه سیاسی ایران را می توان درحال تفکیک به دو بخش کاملا متمایز دید.

ولی فقیه و کارگزاران و پایورانش پشت مبارزه با «فتنه 92» سنگر گرفته اند و با همه نیرو بجنگ کلید واژه این «فتنه» یعنی » انتخابات آزاد» آمده اند که بانظریه فروپاشی به سبک شوروی ارتباط ارگانیک دارد. آخرین آنها دوحجت الاسلام اند. یکی عبدالله حاج‌صادقي جانشين نماينده ولي فقيه در سپاه که در گردهمايي بزرگ حقوقدانان بسيجي سراسر کشور می گوید: «احساس مي‌کنم فتنه آينده در راهبرد کلان با فتنه‌هاي گذشته به ويژه فتنه 88 تشابهات زيادي دارد.»

و دیگری عبدالعلی گواهی، مسئول نمایندگی آیت الله خامنه ای در سپاه محمدرسول الله تهران. او اعلام می کند: «از ۱۵ فروردین شاهد یکسری مسائل در درون کشور بخاطر این جریان خواهیم بود.»

در بخش مقابل، نیروهای سیاسی هستند که برای ممانعت از ایجاد کمترین شانس برای حضور یک «گورباچف» یا» یلتسین» ایرانی حذف شده اند و با همه تلاش کمترین روزن برای حضور در صحنه عملی سیاسی نمی یابند.

محمد خاتمی، می گوید: «وضع کنونی را خیلی بد می‌دانم. فکر می‌کنم مساله تحریم‌ها و مشکلاتی که هست، یا ایران را به تسلیم وا دارد یا خود به خود مثل شمعی که آب می‌شود از بین برود و این خطر بسیار بزرگی است. از هرج و مرج تا تجزیه مسائلی است که می‌تواند ایران را تهدید کند.به همین دلیل ما نه اصلا می‌توانیم تصور کنیم با حمله خارجی و دخالت بیگانه که هیچ منافع ما را نمی‌خواهد ایران شکل دیگری را پیدا کند، نه به صورت‌های دیگر به عنوان فروپاشی و از بین رفتن. آدم احساس می‌کند کوه فاخری به نام ایران مانند یک کوه یخ در حال آب شدن است و می ترسم میراث چند هزار سال در ظرف چند دهه از بین برود! امروز تا صحبت از انتخابات آزاد می‌شود حمله می کنند! ما می‌گوئیم انتخابات آزاد یعنی انتخاباتی که از جمله مهندسی نشود.»

اکبر هاشمی رفسنجانی که باز هم در مرکز حملات بیسابقه ای قرار می گیرد، سخنانی را که پس از پذیرش قطعنامه ۵۹۸ توسط آیت الله خمینی و پایان جنگ با عراق، در جمع فرماندهان سپاه ایراد کرده و تا کنون منتشر نشده بود، روی وب سایت خود قرار می دهد. بسیاری از ناظران، مخاطب این سخنان را علی خامنه ای می دانند: «انقلابی گری کلّه شقی متحجرانه نیست، تحول پذیری منطقی است. انسان انقلابی مقتدر است امّا جمود ندارد، تعصب ندارد. وقتی حق را تشخیص داد ـ– حتی خلاف نظرش-ـ در مقابل حق خاضع است و می پذیرد.»

رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در دیدارهای این هفته خود می گوید: «دموکراسی «سرنوشت قطعی جوامع امروزی، تجربه صحیح بشری» است و احزاب و انتخابات دو مولفه جامعه دموکراتیک اند. امروزه اداره جامعه بدون تحزب غیرممکن است و اگر کسی ادعا کند که می‌توان بدون حزب، تشکل و برنامه جمعی جامعه را اداره کرد، سخنی گزاف و از سر بی‌تدبیری زده است.»

عبدالرضا داوری، در سخنان خود علیه انتخابا ت آزاد، هاشمی رفسنجانی را مستقیما به این پروژه پیوند می زند: «طی سه ماه گذشته در سخنان منعکس شده یکی مسئولان عالی نظام بیش از ۷۴۲ بار از واژه انتخابات آزاد استفاده شده است.»

بهمن ماه دیگر آغاز شده است. قدر تهای جهانی که بر اثر سیاست های نابخردانه «نظام» دندان تیز کرده اند، منتظرند تا سیب سرخ ایران که نصیب دست چلاق «طالبان شیعه» شده است، بگندد و فرو بیافتد. فرزندان ایران گرد شعار «انتخابات آزاد» گرد می آیند تاسیب سرخ وطن به دامان هزار رنگ آزادی در غلتد.

دراین فضا، دو شاعر نامدار ایران، از سیب و عشق می گویند تا شاید بتوان بر وحشت آب شدن ایران، غلبه کرد.

سیب

حمید مصدق

تو به من خندیدی و نمی دانستی

من به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدم

باغبان از پی من تند دوید

سیب را دست تو دید

غضب آلود به من کرد نگاه

سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک

و تو رفتی و هنوز

سالهاست که در گوش من آرام آرام

خش خش گام تو تکرار کنان می دهد آزارم

و من اندیشه کنان غرق در این پندارم

که چرا باغچه کوچک ما سیب نداشت

 

سیب

 فروغ فرخ زاد

من به تو خندیدم

چون که می دانستم

تو به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدی

پدرم از پی تو تند دوید

و نمی دانستی باغبان باغچه همسایه

پدر پیر من است

من به تو خندیدم

تا که با خنده تو پاسخ عشق تو را خالصانه بدهم

بغض چشمان تو لیک لرزه انداخت به دستان من و

سیب دندان زده از دست من افتاد به خاک

دل من گفت: برو

چون نمی خواست به خاطر بسپارد گریه تلخ تو را…

و من رفتم و هنوز سالهاست که در ذهن من آرام آرام

حیرت و بغض تو تکرار کنان

می دهد آزارم

و من اندیشه کنان غرق در این پندارم

که چه می شد اگر باغچه خانه ما سیب نداشت

سند و سواد روزنامه نویس امنیتی

 

فقط باید روزنامه نویس امنیتی باشی، و آنقدر باسواد که سندی را با چنین دقتی دستمایه یک تحلیل قرار بدهی و بر پایه آن عربده بکشی، رگهای گردنت از شدت قدر تمندی باد کند و سرنوشت کشوری را به بازی بگیری.

سر مقاله کیهان سه شنبه سوم دی الگوی تام وتمام چنین منظری از «روزنامه نگاری» است.

«یادداشت روز» کیهان تحت عنوان اين گدايان گشاده دست !  چنین آغاز می شود: «آخرين ارزيابي آمريكايي ها درباره ايران كدام است؟ شوراي آتلانتيك كه يكي از اتاق فكرهاي مهم آمريكاست به فاصله ۲ سال، دو ارزيابي ارائه كرده است. اين شورا به تازگي در گزارشي اعلام كرد: «ايران به صخره اي به مراتب بزرگتر از صخره مالي آمريكا تبديل شده و معضل مالي دولت ايالات متحده با همه اهميت به مراتب كوچكتر از صخره ايران است… صخره ايران فراتر از ظرفيت پاسخگويي موثر و خلاقانه ماست».

جمله همینطور هم مشکوک می زند: «ايران به صخره اي به مراتب بزرگتر از صخره مالي آمريكا تبديل شده» یعنی چه؟سراغ منبع می روی که کیهان فقط به ذکر «شوراي آتلانتيك» بسنده کرده است و باید بگردی تا مقاله را پیدا کنی.

به عنوان که نگاهی بیندازی معلوم می شوداین یک مقاله است که در سایت شورای اتلانتیک منتشر شده و نه «گزارش» این «اتاق فکر مهم آمریکا». کمی هم که انگلیسی بلد باشی، وقتی متن رابخوانی نمی دانی گریه کنی یابخندی. مقاله «هارلن اولمن» که در چند جا از واژه » Cliff» استفاده کرده، چنین تمام می شود: «اگر روشی که واشنگتن در مورد پرتگاه مالی به توافق رسید، تعیین کننده مسائل پیش رو باشد، در این صورت ما به دردسر بزرگی افتاده‌ایم. اشتباه نکنید، پرتگاه ایرانی می‌تواند به خوبی قابلیت‌های ما را در واکنش موثر و سازنده، افزایش دهد.»

این ترجمه ازمن نیست. عینا از سایت همکار امنیتی- سیاسی کیهان یعنی خبرگزاری فارس نقل شده است که همان مقاله را، البته بعد از تلخیص با یک تیتر قلابی ترجمه و منتشر کرده است.

سرمقاله نویس امنیتی کیهان حتی به سایت همکارش هم توجهی نکرده و ترجمه ای را که معلوم نیست خودش مرتکب شده یا کدام شیر پاک خورده ای روی دستش گذاشته است، و فقط چند اشتباه کوچک و با مزه و بی اهمیت هم بیشتر ندارد،مبنای یک سر مقاله آتشین قرار داده است.

واژه Cliff را اینجا نباید صخره معنی کرد. معنایش با توجه به متن «پرتگاه» یا «معضل» است. نویسنده مقاله خواسته از واژه Fiscal Cliff به معنی پرتگاه مالی واژه دیگری به نام Iranian Cliff به معنای «پرتگاه ایرانی» بسازد. درحقیقت پرتگاه مالی اصطلاحی است که برای نشان دادن یک وضعیت اقتصادی خطرناک مورد استفاده قرار می گیرد و همه تلاش نویسنده مقاله این است که ایالات متحده را از این وضعیت خطرناک یا همان «پرتگاه» حذر دهد.

سرمقاله نویس امنیتی کیهان چنان از این کشف – آنهم توسط یک اتاق فکری مهم آمریکا- به هیجان آمده که همه » Cliff» ها را دریک مقاله سیاسی – اقتصادی «صخره» سنگی دیده و همه را بهم چسبانده تا » Iranian Cliff» به «صخره ایران» تبدیل و حتما بزرگتر از «صخره آمریکا» هم باشد و بعد هم یک نفس به جنگ صخره ای پرداخته و مقاله مستند مربوطه را چنین پایان داده است:

– صخره، استعاره اي ناقص از صلابت ماست.

حالا اگر ترجمه درست را مورداستفاده قرار بدهی، جمله حماسی فوق به این شکل در می آید:

– پرتگاه، استعاره ای ناقص از صلابت ماست…

و دقیقا برای گریز ازاین پرتگاه ناگزیر است که امنیتی ها، بازجویان و سردارانی که جامه عاریت روزنامه نویسی پوشیده اند، به هر نیرنگ و ترفندی دست می زنند تا صلابت «نظام» رسوای خودرا برخ بکشند.

آقایان! سرهایتان را از زیر برف غفلت بیرون بیاورید.شمشیرهای چوبین را غلاف کنید. خو ب بنگرید. براستی لب پرتگاه هستید.

انتخابات آزاد وسلطان اسلام

دیماه، دهه دوم را پشت سر می گذارد. «انتخابات آزاد» در مرکز گفتمان روز قرار می گیرد. «سلطان اسلام»- عنوان جدید اکبرگنجی برای رهبر جمهوری اسلامی- همه انتخابات برگزار شده توسط «نظام» را آزاد می خواند و سخن گفتن در باره آن را منع می کند. علی سعیدی از فرشتگان مقرب بیت به میدان می آید و نامی کارشناسانه به «انتخابات آزاد» به سبک جمهوری اسلامی می دهد: مهندسی معقول انتخابات توسط سپاه پاسداران.

حبیب اله عسگر اولادی می کوشد تا با تبرئه دو نامزد انتخابات پیشین ریاست جمهوری «نظام» رابه گذر از «پیچ تند وحساس وخطیر» کنونی یاری رساند؛ و فرزندان این دوتن خواستار آزادی پدرشان می شوند که یکی شان اولین نخست وزیر جمهوری اسلامی بوده است و دیگری رئیس مجلسش و هردو اسیر «حبس خانگی».

علی خامنه ای می پرسد: «آزاد تر از انتخابات ایران هم داریم؟» و خودش جواب می دهد: «تاکنون ۳۴ انتخابات در ایران برگزار شده و تمام این انتخابات ها آزاد بوده اند.»

روی سخنش نه با اکثریت نیروهای سیاسی- اجتماعی ایران، بلکه با کسانی است که همراه او کشتی شکسته نظام را بر شانه برده اند ومی برندو هریک از ظن خود به ریسمان نجات انتخابات آزاد آویخته اند.

درراس جدول واكنش اصولگرايان به انتخابات آزاد،  «فتنه جدید» می نشیند که همان انتخابات آزاد باشد.

بلافاصله پس از سخنان خامنه ای، اصولگرایان به روی انتخابات آزاد شمشیر دو لبه می کشند. مخاطبشان كسي نيست جز اكبر هاشمي رفسنجاني رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام که این هفته آشکارا توسط علی مطهری برای شرکت در انتخابات دعوت می شود و سيد محمد خاتمي رييس دولت اصلاحات که منتظر چراغ سبز «نظام» است.

جدال دامنه می گیرد. دفاع از دولتی که تا «خرخره» در فساد است به پاک کردن «کثافت کاری» دولت خاتمی پیوند می خورد و تا «کثافت کاری بی‌هنرانه»جشن‌های ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی می رود ؛ یک بار از زبان رئیس پارلمان و بار دوم از جانب سخنگوی هیات رئیسه مجلس اصولگرایان.

اوج اخلاق و فرهنگ «نظام» که سینمایش در آستانه تعطیل و صنعت نشرش در یک قدمی ورشکستگی است، در این سخنان متبلور است.

فاش می شود که وزارت اطلاعات ایران۳۰۰۰۰ جاسوس برای شکار مخالفان دارد.

اکبر ترکان، وزیر دفاع سابق و معاون پیشین وزارت نفت جمهوری اسلامی می‌گوید: «در دستگاه‌های دولتی تا رشوه ندهید، کار راه نمی‌افتد. فساد در ایران «سراسری» شده است. فساد فقط مربوط به دستگاه‌های دولتی نیست و در تمام ارکان جمهوری اسلامی رخنه کرده است. علاوه بر دستگاه‌های بوروکراسی، بانک، شهرداری، ثبت اسناد، متاسفانه نمونه‌هایی در دستگاه قضایی کشور نیز مشاهده می‌شود.»

یک تحقیق روشن می کند که حتی «حلقه های نور امام زمانی» هم مورد معامله کلان قرار می گیرد: «زمانی که رییس دولت در سازمان ملل سخنرانی کرد، عده‌ای به احمدی‌نژاد گفتند که وقتی سخنرانی می‌کرد، یک هاله نور اطرافش را گرفته بود و همگان به او خیره شده بودند. این حلقه سعی کرد منابع مالی گسترده‌ای را برای خود سازماندهی کند.»

نیوز تریبون بر اساس سخنان رستم قاسم خانی، گزارشی از آثار تحریم ها وکاهش ۴۵درصدی صادرات نفت می دهد. سردار- مقاطعه کاری که حالا وزیر نفت است، دوهفته پیش رسما عبور «نظام» از گلوگاه تحریم ها را اعلام کرده بود. تاثیر تحریم ها چنان است که داد روحانیون هم از گرانی در می آید و «درباره خطری بزرگ» هشدار می دهند.

دیکتاتوردمشق می کوشد به روش دیکتاتور تهران از «گلوگاه» سرنگونی بگذرد. بشار اسد در نمایش اپرای پایتخت سوریه می گوید: «با عروسک‌های خیمه‌شب بازی غرب مذاکره نمی کنم.»

«نظام» اما ازطریق مذاکره با مجاری اپوزیسیون سوریه می تواند ۴۸ گروگان ایرانی را به ازای آزادی دو هزار زندانی سوریه تاخت بزند.

واکنش جهانی به حرف های بشار اسد منفی است. اصلی ترین گروه اپوزیسیون سوریه اظهارات وی را «بی ارزش» می خواند. محمد مرسی، رییس جمهوری مصر، ساعاتی پس از سخنرانی متحد «نظام»، می گوید: «بشار اسد بايد برود و به خاطر جنايات جنگی به پای ميز محاکمه کشيده شود.»

تنها «نظام» است که بلافاصله ازاین نمایش اعلام پشتیبانی می کند. المانیتور تحت عنوان «تهران همچون پشت بشار اسد» از سیاست جمهوری اسلامی در قبال سوریه تحلیلی بدست می دهد: «رهبران ایران اعتقاد دارند که وضعیت آتی سوریه، آینده منطقه را مشخص خواهد کرد و به مسیر سیاسی آن شکل خواهد داد .تهران اعتقاد دارد که سقوط اسد ضربه بزرگی به «خط مقاومت» که ستون فقرات استراتژی خارجی ایران است وارد می کند. رامین مهمانپرست، سخنگوی وزارت خارجه ایران بر این مواضع تاکید دارد: «اگر ما بتوانیم اوضاع کنونی را به خوبی مدیریت کنیم، آینده ای روشن در انتظار جهان اسلام است، اگر خدای نکرده، این گروه های متکبر در اجرای توطئه خود موفق شوند، ضربه ای قوی به جریان کنونی اسلام وارد خواهد شد.« این اظهارات به وضوح حکایت از این دارد که تهران به دنبال خنثی کردن هر گونه ای اقدامی در راستای سرنگونی دولت سوریه از طریق عملیات نظامی است و تلاش دارد بر روی «دوره انتقالی» که وحدت ارتش سوریه را حفظ می کند تمرکز کند.»

محمد صدر، معاون سابق وزارت خارجه، از دولت ایران می خواهد تا بهترین تصمیم برای حفظ منافع ایران را بگیرد و برای مرحله پس از اسد آماده شود. موضع گیری او همزمان می شود با پیش بینی هاشمی رفسنجانی، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در باره سقوط رژیم اسد.

هیچکس نمی داند بشاراسد بعد از اجرای نمایش «قدرت» در اپرای روسیه به کجا می رود، اما دیپلمات های آمریکایی، روسی و اخضر ابراهیمی، برای مذاکره دیگری در باره سوریه روانه ژنو می شوند.

سعید جلیلی دبیر شورای عالی امنیت ملی و مذاکره کننده اتمی جمهوری اسلامی، از سفر به هندوستان و افغانستان بازمی گردد و گزارش دو رایزنی بسیار مهم ومحرمانه خود را از بالای سر وزیر خارجه و رئیس جمهور به علی خامنه ای می دهد.

یکی از مذاکرات با رئیس جمهور افغانستان انجام شده که بعدازاین دیدار برای گفت وگوبا باراک اوباما روانه آمریکا می شود. شایعات تکذیب نشده، از ارسال پیام «نظام» توسط حامدکرزای به رئیس جمهور آمریکا حکایت دارد.

دهه دوم دیماه به پایان می رسد. نیروهای سیاسی در «فضای غبارآلود و مسموم» سیاسی که عبداله نوری بروشنی تمام تصویرش می کند، راه بسوی انتخابات آزاد می جویند.

عبداله نوری می گوید: «برای تصمیم گیری نسبت به انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۹۲ و رویکرد جریان اصلاحات و جنبش سبز نسبت به آن، باید در جلساتی با حضور چهره های شاخص و موثر اصلاحات و نمایندگان احزاب و گروه های اصلاح طلب و نخبگان مستقل و کسب نظر عزیزان در حصر جناب آقای موسوی و جناب آقای کروبی و دوستان در حبس، بحث شود و در نهایت نظر اکثریت احزاب اصلاح طلب و شخصیت‌های بارز اصلاحات مورد توجه قرار گیرد».

شش فعال سیاسی ملی‌-مذهبی در نامه‌ سرگشاده ای به رهبر جمهوری اسلامی، اعلام می کنند که شرایط برای مذاکره احتمالی با آمریکا «به نفع ایران نیست» و ایران باید پس از برگزاری «یک انتخابات آزاد» به پای میز مذاکره برود: «به غرب باج ندهید ولی حق مردم ایران را پرداخت کنید».

خامنه‌ای جواب همه را می دهد: «نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری باید واقعاً وابسته و دلبسته نظام و قانون اساسی باشند.»

«نظام» نام مستعار سید علی حسینی خامنه ای است که در مقام «سلطان اسلام» نه فریاد می شنود، نه هشدار و ایران را باگامهای بلند بسوی فاجعه می برد.

سخنی ازمیر حسین موسوی، درفضای فیس بوک می چرخد: «فراعنه زمانی صـدای ملت را می شنوند که دیر شده است.»

غربی، عبری و عربی

هوای سیاسی چنان سرد است که شاعر «زمستان» باید شعرش را دیگر کند و یخبندان قطبی استبداد را بر میهن با خطوط تازه هول و خون بنویسد.زنان ایران رابه بهانه حجاب می گیرندو می بندندو می زنند، پرواز هواپیمارا هنگام اذان ممنوع می کنند. به زنان روس حق حجاب می دهند. کارگران نان و پنیر فقر می خورند ومیلیون ها دلار هزینه خریدگندم گندیده می شود.خزر رابخشیده اند و صنعت یگانه تولید خاویار را بر باد می دهند.

چنین است فشرده اخبار و اقوال در نخستین هفته دی ماه۱۳۹۱:

دست کم سه میلیارد دلار از درآمدهای حاصل از فروش نفت به قیمت پایین صرف واردات گندم گندیده از دو کشور هند و پاکستان می شود.

پرداخت يارانه پنج برابری را دستمایه دور خیز انتخاباتی کرده اند و بی خبر نیستند که

نان سنگگ راباید۱۵ هزار تومان خرید.

پرونده نیمه بسته برنج های آلوده هندی دیگر بر سر زبان ها افتاده است و دبیر انجمن حمایت از تولید برنج کشور درباره واردات بی رویه برنج های خارجی هشدار می دهد.

اقتصاد ايــــران با توليد خاويــــــار خـزر وداع می گوید: میزان تولید خاویار دردهه ۶۰ بیش از ۲۰۰ تن، در سال ۱۳۷۰ بالای ۲۸۰ تن در سال بود. تولید سال ۱۳۹۰ زیر ۱۰ تن گزارش می شود. کشورهای دیگر از جمله امارات، دارند از ما جلو می‌زنند، خیلی جلوتر.

مرکز آمار سرانجام اعتراف می کند که یک سوم جمعیت کشور، بیکار است.

با نزديک شدن به پايان سال و در حالی که توقع افزايش فعاليت‌های صنعت چاپ وجود دارد، اين صنعت با بحرانی بسيار عميق و جدی روبرو است و بسياری از چاپخانه‌ ها تعطيل شده‌اند و بقيه در آستانه‌ تعطيلی قرار دارند.

خبرگزاری ایسنا، صحبت‌ها، فریادها و اشگ‌های هر روزه بازنشستگان ذوب آهن اصفهان و تمامی مستمری بگیران بازنشسته صنعت فولاد کشور را پژواک می دهد: «با خوردن نان و پنیر در ۳۰ روز ماه باید بازنشستگی را سر کنیم وپس از ۳۰ سال کار تازه باید راه بیفتیم در یک خیابان‌، بایستیم پشت در مجلس و وزارت خانه و… به دنبال حقوقمان…»

سایت بازتاب که به نعل و به میخ می زند تا میان مردم و «نظام» جایی زیر سایه «مقام معظم» دست و پا کند، و سخت به دست و پاافتاده تا شعله ور شدن «فتنه» آینده رامانع شود، زیر عنوان «فتنه آینده ماهیت اقتصادی دارد» می نویسد: «اگر حوادث تابستان سال ۱۳۸۸ ماهیت سیاسی داشت و غرب برای تاثیرگذاری بر آن اقدامی انجام نداد، حوادثی که از بهار سال آینده باید انتظار آن را کشید، ماهیت اقتصادی دارد و غرب نیز در این حوادث احتمالی بی‌عمل نخواهد بود. ریشه‌های فتنه آینده را نه در اتاق‌های فکر سیاسیون و کتاب‌ها و حتی رایانه‌ها، بلکه آن را باید در سفره‌های مردمی جستجو کرد که به سرعت در حال کوچک شدن هستند.»

شاهین فاطمی در مقاله بلندیگانه ای، نشان می دهد که این اقتصاد ویران، میراث سخن معروف ولی فقیه اول است که گفت» اقتصاد مال خر است»و حوادث روز عمیق تر شدن آنرا به تحریم ها پیوند می زند.

نشریه دی تسایت سخن احمدی نژاد در دور جدید «جنگ گرگها» را بررسی می کند: «تحریم ها جنگ اقتصادی است.»

اتحادیه اروپا، ۱۸ شرکت و یک فرد ایرانی دیگر را در فهرست‌ تحریم‌های خود قرار می دهد و شمار شرکت‌ها یا اقلامی که در فهرست تحریم‌های اتحادیه اروپا قرار گرفته به ۴۹۰ و شمار اشخاص تحریم‌ شده به ۱۰۵ نفر می رسد.

روزنامه آمریکایی «وال استریت ژورنال» گزارش می دهد: «صادرات کالاهای خارجی به ایران از مسیر امارات متحده عربی در نیمه نخست سال ۲۰۱۲ تا ۳.۶ میلیارد دلار کاهش یافت که نسبت به مدت مشابه سال قبل ۳۲ درصد افت نشان می‌دهد.»

عبدالله الصالح، معاون وزارت بازرگانی خارجی امارات متحده عربی می گوید: «به‌طور حتم تحریم‌های بین‌المللی علیه ایران تاثیر بزرگی در کاهش حجم مبادلات تجاری داشته و دلیل اصلی کاهش آمار ثبت شده است.»

محموداحمدی نژاد، در یک مصاحبه تلویزیونی حاضر می شود و توپ رادر زمین رقبا و گردن «۳۰۰ نفر» ی که » ۶۰ درصد پول‌های کشور را گرفته‌اند و پس نمی‌دهند»، می اندازد. پاسکاری بین جناح های «نظام» در می گیرد. اصولگرایان احمدی نژاد را «سیاست‌مداری فریبکار» و «بی‌کفایت» می خوانند.و مصطفی پورمحمدی از عاملان اصلی کشتار تابستان ۶۷، رئیس دولت را به دادن «وعده‌های توخالی» متهم می کند.

حمید رسایی، آخوندی که نامش به تازگی درتیم امنیتی کیهان- سعید امامی برجسته شده وحالا » نماینده» مجلس است، باز بمیدا ن می آید تا «کار ناتمام را تمام » کند. او فریاد می کشد «دوران خوراندن جام زهرگذشت» تانقش هاشمی رفسنجانی را در برگرفتن جام زهر توسط ولی فقیه اول برجسته و مهدی هاشمی، فرزند او را «ام الفساد» و «شاه کلید فتنه‌ها علیه رهبری» معرفی کند.

تاریخ نشان خواهد داد که تلاش پیگیر برای تمام کردن کار خانواده هاشمی در داخل وخارج کشور، چه ربطی باشرایط حساس کنونی دارد. سرنوشت ایران در گرو جام زهر دوم است. کسانی جام رابه دست ولی فقیه دوم می دهندو کسانی از دستش می قاپند. اینان کیستند؟

غلام‌حسین الهام، سخنگوی دولت، تعداد کسانی که پول های کشور را گرفته اند به ۶۰۰ نفر می رساند و برای خاموش کردن آتش جنگ به سراغ «بیت» می رود: «برخی از جریانات طی ۸ ماه گذشته به شکلی جدی برای اسقاط دولت احمدی نژاد برنامه ریزی کرده بودند، اما با هوشمندی و حمایت های رهبری از گفتمان عدالت خواهی و ضدفساد احمدی نژاد، این پروژه شکست خورد».

برخی از مفسران در تبیین روابط رهبری-ـ رئیس جمهور به این همپوشانی گفتمانی اشاره دارند وآن راسبب حفظ احمدی نژاد می دانند.

سردار احمدی‌مقدم، فرمانده نیروی انتظامی، به عقب برمی گرددو روی نقش مستقیم آیت اله خامنه ای در حفظ احمدی نژاد و سرکوب مخالفان دست می گذارد: «مصداق امروز افراد پیمان شکن، آقایان موسوی و کروبی و تعدادی دیگر هستند… در یک جلسه ای بعد از فتنه روز عاشورا ما به ایشان[خامنه ای] عرض کردیم که یک تعداد از کسانی که در این فتنه دخیل هستند باید دستگیر شوند. فرمودند بروید ابتدا احراز کنید بعد بیاورید پیش من از من مجوز بگیرید. بعد از احراز یک لیست ۴۰ نفره بردیم فرمودند؛ این چند نفر با من… قطعا در هر جای دنیا چنین اتفاقی می افتاد با عوامل آن برخورد خیلی شدیدتری می کردند».

و درست درهمین روزها محمدخاتمی که به برپائی «کنگره اصلاح طلبان» دلبسته است، در دیداری با دختران میرحسین موسوی، تاکید می کند که «تداوم حصر میرحسین و رهنورد و کروبی نه شایسته کشور و آبروی انقلاب است و نه به نفع نظام.»

باید دید از «آبروی انقلاب» چیزی مانده است یانه، اما «نفع نظام» در ترفند ودروغ است که پایوران حکومت سرهم می کنند.

محمود احمدی‌نژاد، می گوید: «راننده قطار اقتصاد فقط باید دولت باشد.» احمدی‌مقدم در مصاحبه با کیهان برادر حسین بازجو «شل‌کن سفت‌کن» در گشت ارشاد» راگردن او می اندازد و بااین دستور: «فتیله رسانه‌ای را بکش پایین.»

شمس الدين حسينی، ‌وزير امور اقتصادی و دارايی و سخنگوی اقتصادی دولت، چاره ای جز اعتراف ندارد: «به خاطر تحريم‌ها، ۵۰ درصد از وصول درآمدهای نفتی کشور کاهش يافته است.»

رستم قاسمی، وزير نفت می فرماید: «شرايط در اوايل اين تحريمها سخت بود، ولی جمهوری اسلامی از اين «گلوگاه» عبور کرده است.»

لابد به همین دلیل هم هست که چین خواستارفسخ «دوستانه» قرارداد گازی ۵ ميليارد دلاری می شود.

«نظام» که به فرمایش یک «سردار» از «گلوگاه» تحریم ها عبور کرده است و در تنگه هرمز رزمایش دیگری را به انجام می رساند، باسخنان «سردار» دیگری وارد «گلوگاه» خاور میانه می شودو همه کشورها را به خاطر سوریه تهدید می کند.

سردار مسعود جزایری، معاون امور بسیج و فرهنگ دفاعی ستاد کل نیروهای مسلح، که هر روز بیشتر در نقش سعید صحاف ظاهر می شود، با حمله به رهبران ترکیه، ایالات متحده، اسرائیل و کشورهای عربی آن ها را «مرتجع و وابسته» توصیف و تهدیدشان می کند: «این کشورها به زودی تاوان خون‌های به ناحق ریخته مردم سوریه و خساراتی که بر این کشور وارد کرده‌اند را خواهند داد.»

على اكبر صالحى، وزير امور خارجه جمهورى اسلامى، تهدید نظامی را با هشدار سیاسی می آمیزد: «جمهورى اسلامى ايران به هيچ وجه اجازه نخواهد داد نسخه‌اى از خارج براى سوريه پيچيده شود. اين را همه بدانند. »

اخضر ابراهيمى نماينده دبيركل سازمان ملل در امور سوريه با طرح شش ماده ای جمهوری اسلامی که هدف اصلی اش حفظ بشار اسد است دردمشق بسر می بردو «نظام» همه تخم مرغ هایش را در سبد او گذاشته است.

روسیه هم مهره خودش را بازی می کند. ولادیمیر پوتین می گوید: «به هر قیمتی پای بشار اسد نمی‌ایستیم.»

روی سخن هر دومتحد سوریه بادیکتاتور دمشق است که به مذاکره سوری-ـ سوری روی خوش نشان بدهند و نگاهشان به تغییرات کابینه باراک اوباما ودر مرکزش جایگزینی سناتور جان کری بجای هیلاری کلینتون در مقام وزیر خارجه.

ریيس ستاد کل نيروهای مسلح جمهوری اسلامی که پیشتر گفته بود «جنگ سوريه، جنگ ايران است»، در فشانی هایی می کند که بقول خودش خوراک رسانه های «غربی، عبری و عربی» می شود. حسن فيروز آبادی از دولت آمريکا می خواهد تا از فرصت تغییر وزیرخارجه استفاده وموضع خود در قبال «تروریست»های مخالف بشار اسد را، اصلاح کند:» دولت و حاکميت سوريه بر اوضاع مسلط بوده و گروه های مردمی نيز در برابر تروريست ها ايستاده اند.»

عکس های جان کری در کنار محمد خاتمی منتشرو دستمایه چپ سنتی می شود تا مذاکره و مصالحه را نزدیک ببیند. رضا تقی زاده – تحلیلگر سیاسی- در مقاله ای درخشان سوابق جان کری را مرور و براساس اسناد، به نتیجه دیگری می رسدو به این پرسش که عنوان مقاله هم هست: «شانس توافق میان ایران و آمریکا با وزارت جان کری چقدر است؟» چنین جواب می دهد: «با حضور قابل پيش بينی جان کری در وزارت امور خارجه آمريکا شانس جمهوری اسلامی ایران برای دست يافتن به توافق جامع و اصولی با واشینگتن را بايد کمتر از گذشته تلقی کرد. بر اين اساس می توان انتظار داشت که ديپلماسی آمريکا در قبال ايران سختگيرانه از چهار سال گذشته شود.»

نشانه های این سختگیری از هم اکنون پیداست. اکثریت سناتورهای آمریکایی از هر دو حزب حاکم در نامه‌ای به رئیس جمهوری آمریکا از او می خواهند فشارها را بر تهران افزایش دهد، تحریم‌های شدیدتری وضع کند و یک ائتلاف نظامی برای حمله احتمالی به ایران شکل دهد. سناتورهای آمریکایی خواستار آن می شوند که آمریکا «حمایتش از مردم ایران و جنبش حقوق بشر و دموکراسی در ایران» را گسترش دهد.

همزمان بانامه سناتورهای آمریکائی، مجمع عمومی سازمان ملل به قطعنامه‌ای در محکومیت نقض حقوق بشر در ایران رای می دهد. این قطعنامه خواستار آزادی زندانیان سیاسی و عقیدتی و همکاری با کمیسیاریای عالی حقوق بشر و نیز گزارشگر ویژه سازمان ملل شده است.

در تهران، اعظم طالقانی درنامه سرگشاده ای به رهبر جمهوری اسلامی می نویسد: «همین ماموران زندان و بازجویان «سران فتنه» هستند که نظام را از درون پوک می‌کنند و می‌پوسانند نه منتقدینی… همچون علیرضا رجایی، مهدی کروبی، میرحسین موسوی و زهرا رهنورد.»

یخبندان سیاسی، مدام گسترش می یابد. از تهران به تل آویو می رود.بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، می گوید: «اگر در انتخابات ماه آینده اعتماد رای‌دهندگان شامل حال من شود هدف اصلی دوره بعدی کار من جلوگیری از تبدیل شدن ایران به یک تهدید هسته‌ای خواهد بود.»

و از پایتخت اسرائیل به منامه پایتخت بحرین پر می کشد. شیخ صباح الاحمد الصباح امیر کویت، در افتتاحیه نشست سران کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس، می گوید: «از ایران می‌خواهم در مسیر حل و فصل مسائل مورد اختلاف با شورای همکاری گام بردارد. به ویژه در موضوع جرایر سه‌گانه امارات، آن هم از راه مذاکرات مستقیم یا روی آوردن به داوری بین المللی.»

پاسخ رئيس دستگاه سياست خارجى «نظام» از بالا و تحریک کننده است: «ايران كشورى مقتدر و عزتمند است كه ريشه در تاريخ دارد. كشورهاى ديگر چقدر تاريخ دارند؟ ما قرار نيست هر صحبت بى منطقى را جواب بدهيم. توصيه مى كنيم فكر كنند بعد حرف بزنند. كارى نكنند در تاريخ توجيهى براى كردارشان نداشته باشند. آنها شرايطشان را مى‌دانند ما هم وقت نداريم به اين حرف‌ها پاسخ بدهيم.»

زمستانی دیگر آغاز شده است. دور جدید مذاکرات هسته ای در راه است. نیویورک تایمز نگاه بد بینانه ای دارد: «معلوم نیست نظر رهبر چیست.»

برخی از دیپلمات‌های غربی به مسائل باقی‌مانده درباره برنامه هسته‌ای ایران اشاره می‌کنند و می‌گویند نمی‌توان درباره موفقیت این مذاکرات مطمئن بود.

اسرائیل تهدید کرده است که اگر تا بهار یا اوایل تابستان آینده، جمهوری اسلامی برنامه هسته ای خود را متوقف نکند، دست به حمله نظامی خواهد زد.

اکبر هاشمی رفسنجانی، رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام، که از سوی اصولگرايان تندرو تحت فشار است و روز آخر هفته از کیهان لقب «عهد شکن» می گیرد، می گوید: «رفع مشکلات با دولت برآمده از انتخابات آزاد ميسر است» و بازهم خواستار برگزاری انتخاباتی آزاد، شفاف و قانونی در ايران می شود.

مادر ستار بهشتی که راز قتلش فرزندش برملا و قاتلانش درامانند، هشدار می دهد: «ما را تهدید کردند که اگر از شکایت خود صرف نظر نکنید، دخترت را بازداشت خواهیم کرد و من هم شکایت خود را به خدا بردم. می دانم بالاخره روزی اینها باید پاسخ‌گوی اعمال خود باشند و می‌دانم این شکایت‌ها نیز هیچ کدام به نتیجه ای نمی رسد. ولی نه من و نه دخترم و هیچ کدام از اعضای خانواده اینها را نمی بخشیم و جای ستار را گرفته ایم و حالا هر کدام از ما ستاری دیگر شده‌ایم.»

سایت باز تاب که سخت نگران بر باد رفتن «نظام» است، می نویسد: «به نظر می‌رسد محافل راهبردی نظام باید به جای سناریونویسی‌های سیاسی، در این اندک زمان باقی مانده به شعله ور شدن آتش فتنه درصدد علاج و مقابله موثر با آثار آن باشند؛ شاید چندماه دیگر خیلی دیر شود.»

و سناتورهای آمریکائی در نامه به باراک اوباما، می نویسند: «سرانجام جمهوری اسلامی به «تل خاکستر تاریخ» خواهد پیوست و نه به خاطر فشار آمریکا بلکه به خواست مردم ایران.»

تنها یک گوش که جا ی همه گوش ها را گرفته است، فریادی را که به فارسی و غربی، عبری و عربی فریاد می شود، نمی شنود. شاید صدای آشنای یارخراسانی از دور دست بر آیدو زمستان استبداد مذهبی را خوفناک و خانمان برانداز، از کوچه و خیابان به

«بیت» ببرد:

سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت

سرها در گریبان است

کسی سربر نیارد کرد پاسخ گفتن و دیدار یاران را

نگه جز پیش پا را دید نتواند

که ره تاریک و لغزان است

وگر دست محبت سوی کس یازی

به اکراه آورد دست از بغل بیرون

که سرما سخت سوزان است

نفس کز گرمگاه سینه می آید برون ابری شود تاریک

چو دیوار ایستد در پیش چشمانت

نفس کاین است پس دیگر چه داری چشم

زچشم دوستان دور یا نزدیک

مسیحای جوان مرد من ای ترسای پیر پیرهن چرکین

هوا بس ناحوانمردانه سرد است…آی

دمت گرم و سرت خوش باد

سلامم را تو پاسخ گوی در بگشای!

منم من میهمان هر شبت لولی وش مغموم

منم من سنگ تیپا خورده رنجور 

منم دشنام پست آفرینش نغمه ناجور

نه از رومم نه از زنگم همان بیرنگ بیرنگم

بیا بگشای در بگشای دلتنگم

حریفا میزبانا میهمان سال و ماهت پشت در چون موج می لرزد

تگرگی نیست مرگی نیست

صدایی گر شنیدی صحبت سرما و دندان است

من امشب آمدستم وام بگذارم

حسابت را کنار جام بگذارم

چه می گویی که بیگه شد سحر شد بامداد آمد

فریبت می دهد برآسمان این سرخی بعد از سحرگه نیست

حریفا! گوش سرما برده است این یادگار سیلی سرد زمستان است

و قندیل سپهر تنگ میدان مرده یا زنده

به تابوت ستبر ظلمت نه توی مرگ اندود پنهان است

حریفا! رو چراغ باده را بفروز شب با روز یکسان است

سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت

هوا دلگیر درها بسته سرها در گریبان دستها پنهان

نفس ها ابر دل ها خسته و غمگین

درختان اسکلت های بلور آجین

زمین دلمرده سقف آسمان کوتاه

غبار آلوده مهروماه

.

.

زمستان است……


یلدای طالبان

«کوته نظران» عنوانی است که امروز از هاشمی رفسنجانی می گیرند. شیخ دلاورکه در محبس خانگی است، بی «ریشه» خوانده بودشان و مصطفی تاج زاده که «طالبان شیعه» لقبشان داد، در روزهای آخر پائیز تعریف خود را تمام می کند. صدایش از زندان «نظام» بگوش می آید که با اشاره به مقام‌های کنونی جمهوری اسلامی، می گوید: «این‌ها همان طالبان هستند ولی شجاعت و جسارت آن‌ها را ندارند. این‌ها طالبان ترسو هستند که می‌خواهند یواشکی کارهایشان را بکنند غافل از اینکه در عصر ارتباطات کار یواشکی معنا و امکان ندارد.»

روزهائیست که بازجویان بر گمارده «طالبان شیعه» راه به «اعتراف» گیری از مهدی هاشمی نمی برند، به حریم خانوادگی علیرضارجائی پا می گذارندو از همسر او می خواهند تا از شوهرزندانی اش طلاق بگیرد. ابوالفضل قدیانی، زندانی سیاسی دیگر، در نامه‌ای به رئیس قوه قضائیه می نویسد: «مفاسد بازجویان شما روی شکنجه‌گران ساواک را سفید کرده است.»

و فخرالسادات محتشمی‌پور، واکنش همسرش را به این اخبار رسانه ای می کند: «دستگاه قضائی بحرین هم از ما جلو افتاد. در روزنامه‌ها خواندم که هشت پلیس به جرم شکنجه زندانیان سیاسی بحرین بازداشت شده‌اند. این در حالی است که این جا ما باید جواب بدهیم که چرا از شکنجه در زندان نوشته‌ایم و شکایت کرده‌ایم. یعنی به جای رسیدگی به شکایت زندانیان سیاسی آن‌ها را باز محکوم می‌کنند. واقعا شرم‌آور است که امیر بحرین هم از اقتدارگراها دموکراتیک‌ تر عمل می‌کند. اگر اسم و عکس این بازجوها دست به دست بگردد بقیه حساب کار خودشان را می‌کند.»

احتمالایکی ازاین بازجوها قاتل کارگر وبلاگ‌نویس است که خونش بد جوری دامان » نظام» را گرفته است.علی مطهری، این هفته در مجلس می‌گوید: «ستار بهشتی، به مرگ طبیعی فوت نکرده و لازم است وزیر کشور و فرمانده نیروی انتظامی از خانواده بهشتی عذرخواهی کنند.»

گزارش ساليانه «آزادی انديشه» که توسط اتحاديه بين المللی انسانگرايی و اخلاق تهيه و منتشر می شود، در اختیار سازمان ملل قرار می گیرد.نام ايران در ميان هفت کشوری قرارداردکه در آنجا خدا ناباوران با مجازات اعدام روبرو هستند.به نوشته روزنامه واشینگتن پست، در هفت کشوری که مجازات مرگ را به عنوان قانون «ضد کفر» به مرحله اجرا در می آورند، اسلام به عنوان دين رسمی شناخته می شود. «جمهوری اسلامی پاکستان» بيشترین آمار اعدام خداناباوران را به خود اختصاص داده است وعربستان سعودی، ايران، افغانستان، سودان، موريتانی و مالديو به ترتیب در پشت آن قرار دارند.

حتی سوریه هم در این حلقه نیست، هر چندسرحلقه مسائل منطقه است. تایمز لندن چنین تصویری از پایتخت سوریه می دهد: «دمشق دو تکه شده است، قلب آن و حومه آن. شورشیان به حومه دمشق رسیده اند. در محاصره اند و محاصره کرده اند. ورق برای آن ها برگشته است. دوران رکودشان به پایان رسیده است. پول می رسد، سلاح می رسد، جنگجو هم می رسد. اکنون اوضاع به کامشان است. پاتریوت ها هم به مرز ترکیه رسیده اند.»

ارسال کنندگان و دریافت کننده موشک ها حتی بخودشان زحمت دادن جواب به» نظام مقتدر اسلامی» رانداده اند که چند بار اعتراض کرده است. ارتشی- بسیجی تناور، حسن فیروز آبادی، نام هم برایش گذاشته است: «خط دفاعی صهیونیست‌ها.»

رجب طیب اردوغان، درحالیکه خبر لغو سفر احمدی نژاد را که حاصل فرمایشات فرمانده محبوب آقای خامنه ایست توی جیبش می گذارد، می گوید: «ایران بهتر است به جای اعتراض به پاتریوت‌ها از نفوذ سیاسی خود بر دولت بشار اسد در راستای توقف خشونت‌ها در سوریه استفاده کند.» عکس منتشره از نخست وزیر ترکیه جوری است که انگار دارد به ریش کسی می خندد.

«لیون پانه تا» – وزیر دفاع آمریکا- شرایط را در چند جمله چنان فشرده می کند که صدای شکستن استخوان های دیکتاتور دمشق درمسکو هم شنیده می شود: «سقوط بشار اسد باندازه روزهای انگشت شمار بسیار نزدیک است. ما در این مورد با نیروهای مخالف بشار اسد در هماهنگی کامل هستیم».

روس ها می کوشند تا بازی جمع نشده، بیشترین امتیاز را بگیرند. معلوم است که دار ند نرم نرم دستشان را از پشت بشار اسد بر می دارند.یک منبع روسی خبر می دهد که رئیس جمهور سوریه خود را برای مرحله پس از سقوط دمشق و چگونگی انتقال نیروهای وفادار ش به یک شهر ساحلی علوی نشین آماده می کند. به نظرساندی تایمز: «این طرح، شبیه سناریوی فرار معمر قذافی از طرابلس به شهر بنی ولید است.»

بشار اسدحتما بخاطر دارد که شماره موبایل دوست قدیمی اش قذافی رابا سازمان اطلاعات فرانسه تاخت زد و سرش را درهمین مسیر بباد داد. پایان اورا کدام معامله رقم خواهد زد؟

محمد علی سبحانی سفیر پیشین جمهوری اسلامی در لبنان و اردن درسایت دیپلماسی ایرانی می نویسد: «سیاست اولیه ایران مبنی بر حمایت صریح و تمام عیار از دولت بشار اسد و تروریست خواندن مخالفین او اشتباه بوده و ضربه ای به سیاست خارجی انقلابی ما در منطقه محسوب شده است. این اتفاق موجب شد که نه فقط مردم سوریه بلکه ملت های عرب و مسلمان سیاست خارجی ایران را در حمایت از جنبش های آزادی بخش منطقه به شکل جدی زیر سئوال ببرند.»

علی اکبر صالحی، در را بروی سرنگونی بشار اسد می بندد: » تهران اجازه سرنگونی بشار اسد را نمی دهد.» و برای آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، باز می کند: «طرفين به اين نتيجه رسيده‌اند که بايد از بن‌بست فعلی خارج شوند.»

هرمان ناکارتس، سربازرس این آژانس، با اشاره به «دیدارهای خوب» گروه خود با مقامات جمهوری اسلامی اعلام می کند که این گروه در ایران به پیشرفت‌هایی دست یافته است.

زمان مذاکرات بعدی را که وزير امور خارجه جمهوری اسلامی ازآن بی خبر است، علی‌اصغر سلطانیه، نماینده «نظام» در این سازمان اعلام می کند: «روز ۲۷ دی‌ماه سال جاری در تهران.»

بار دیگر بحث «سازش» با آمریکا که از منابع روسی، اسرائیلی و نشریه کمونیستی دی ولت آلمان می آید، موضوع رو زمی شود. از دیدارهای محرمانه سخن می رود و ازتوافق های پنهان رازگشائی می شود.

فریدون عباسی دوانی، رئیس سازمان انرژی اتمی جمهوری اسلامی که از ترور جان سالم بدر برده و مرتب مواضع تندتری می گیرد، همه رشته ها را پنبه می کند: «جمهوری اسلامی ایران غنی سازی ۲۰ درصد را به اندازه نیازش و تا هر زمانی که به آن احتیاج داشته باشد تولید خواهد کرد.»

مساله اتمی به بستر ده ساله اش بر می گردد و «وقت کشی» دو طرف زیر ذره بین قرار می گیرد. «نظام» زمان می خواهد که ماشه بمب را در دست بگیرد، و ائتلاف غرب-ـ عرب لحظه ها را برای سقوط بشار اسد و تغییر توازن قوا در منطقه می شمارد.

حسن فیروزآبادی رئیس ستاد کل نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران، حرفی می زند که با گنجایش مغزش نمی خواند: «هر کدام از این پاتریوت‌ها یک نقطه سیاه روی نقشه جهان و برای ایجاد یک جنگ جهانی است و متاسفانه هر روز یکی از کشورهای غربی دارند تصویب می‌کنند که پاتریوتی را به مرز سوریه و ترکیه بفرستند.»

یک سایت فارسی زبان می پرسد: «برای حکومتی که عمری انگشت شمار برایش پیش بینی کرده اند و در این راستا مخالفان بشار اسد را در جایگاهی تعیین کننده قرار داده اند، پس دیگر چرا زحمت استقرار چنین سیستم پیشرفته موشکی و پر هزینه را به خود داده اند؟»

و پاسخ را بسیار روشن می بیند: «هدف ایران است.»

طالبان ترسو، برای پیشبرد دیدگاههای عتیقه خودٍ، ایران را به هدف اصلی نبردی تبدیل کرده اند که سرنوشت ژئو پولتیک خاورمیانه را رقم می زند.

روزنامه روسي کومرسانت، مي نویسد: «ترکیه از ناتو درخواست کرده است که موشک های پاتریوت را براي دفاع در برابر سوریه در اختیارش بگذارد. اما ممکن است دلیل دومي هم وجود داشته باشد و آن آمادگي نظامي در برابر ایران است.»

دیمیتري پولیکانووف، معاون مرکز پي آي آر که یک اتاق فکر مستقل در مسکو است، مي گوید: «این موشک ها را مي شود به همه نقاط ترکیه انتقال داد. فاصله مرز ترکیه با شهر تبریز در ایران در حدود ۵۰۰ کیلومتر است. تبریز یکي از شهر هایي است که گفته مي شود تاسیسات اتمي مخفي در آنجا وجود دارد. با توجه به اینکه آمریکا مي خواهد از ترکیه بعنوان یک سپر موشکي پیشرفته استفاده کند، موشک هاي پاتریوت تا ابد آنجا خواهند ماند. ترکیه مي خواهد به هر ترتیب که شده است، سلاح هایش را مدرن کند. تحت این شرایط، سلاح ها به احتمال زیاد علیه ایران بکار خواهد رفت. هر نوع عملیات تحریک آمیز در این روزهاي حساس پیش زمینه جنگ خواهد بود.»

جنگی که باشلیک سلاح شروع شود در منظر است و جنگ تمام عیار اقتصادی- سیاسی- امنیتی- سایبری و رسانه ای مدت هاست که آغاز شده است.

چند منبع آگاه، به رویترز می گویند: «صادرات نفت جمهوری اسلامی در ماه جاری میلادی، دسامبر، نسبت به ماه پیش از آن تا «نزدیک به ۲۵ درصد» کاهش پیدا کرده و به کمترین میزان از زمان اعمال تحریم‌ها رسیده است.

صادرات نفت خام ایران که در ماه گذشته، نوامبر، به «یک میلیون و ۸۰ هزار بشکه» در روز کاهش پیدا کرده بود، در ماه دسامبر، به «۸۳۴ هزار» بشکه در روز سقوط خواهد کرد. »

رئیس «انجمن نفتی ژاپن» خبر می دهد که این کشور بدلیل تحریم‌های نفتی علیه جمهوری اسلامی، واردات نفت از ایران را در سال ۲۰۱۳ نیز همچنان کاهش خواهد دادو قصد دارد سال آینده سقف واردات نفتی از ایران را به ۱۶۰ هزار بشکه کاهش دهد.»

سید جلال یحیی‌زاده، عضو کمیسیون اقتصادی مجلس هشدار می دهد: «درحال حاضر در بد‌ترین شرایط اقتصادی بسر می‌بریم.»

تورم نقطه به نقطه به «۳۶ درصد» افزایش می یابد و کار بجائی می رسد که به علت کاهش ۵۰ درصد ی در آمد نفت و گرسنگی در ایران، طفلکی وزیر اقتصاد شب ها نمی خوابد.لابد برا ی اینکه شمس الدين حسينی، اینقدر غصه نخورد، رئیسش به میدان می آید و ریشه بحران را بر ملا می کند: «٣٠٠ نفردر کشور ۶۰ درصد پول‌های کشور را در جيب خود گذاشته و پس نمی‌دهند.این پول را برای کار و کارگرها گرفته اند.» رئیس دولت دهم که دارد چمدان ها را می بندد، بعد از نزدیک به هشت سال حتی دستش را توی جیبش نمی کند که اد ای درآوردن سیاهه غارتگران را تکرار کند. درعوض طعنه ای به «برادران قاچاقچی» می زند و از سپاه پاسداران می خواهد تا برای کمک به پیشرفت کشور بخشی از اموال خود را واگذار کند.

کارگران هم که بهتر از همه می دانند، حقوق پرداخت نشده آنها کجا رفته و برای آینده شان چه خوابی دیده اند، به خیابان می آیند. قصدشان ارائه طوماری به وزارت کار، تعاون و رفاه ایران، است که ۳۰ هزار کارگرآن را امضاء کرده اند تا به پرداخت نشدن حقوق ها، پایین بودن دستمزدها و زندگی زیر خط فقر اعتراض کنند.

دو هزار نفر از رانندگان و کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه هم دست به اقدام مشابهی می زنند.

کارگران مقابل مجلسی گرد می آیند که «نمایندگان مردم» در آن آش بیت برای انتخابات را بار گذاشته اند. مناظره ها ی تلویزیونی را حذف و راه را برای رای دادن به منصوب رهبری هموار می کنند. از علی لاریجانی، غلامعلی حدادعادل، علی اکبر ولایتی و محمدباقر قالیباف، بعنوان نامزدهای اصولگرایان نام برده می شود. علی لاریجانی که ظاهرا در صف اول است، یک قدم دیگر برای اثبات «غلام» رهبر بودن بر می داردو می گوید: «مجلس متعهد به اطاعت از رهبری است.»

صادق زیبا کلام تفسیری فوتبالی از نامزدهای «انتخابات» بدست می دهد: «اگر حريف مشايی فقط اصولگرايان سنتی باشند، رقابت مشايی با کانديدای جريان اصلی اصولگرايان، مثل بازی منچستريونايتد و مس سرچشمه کرمان خواهد شد! اگر حريف مشايی قاليباف باشد، رقابت آنها مثل بازی منچستريونايتد و ليورپول می شود. اما اگر حريف مشايی خاتمی باشد، رحيم مشايی مثل تيم ملی فوتبال ايران در برابر بارسلونا خواهد بود!»

در آرایش دکتر زیبا کلام، نامی از هیچ تیم آمریکائی نیست؛ اما «خورشید» سعید مرتضوی که حالا «هما» هم در قباله اش افتاده است، از سواحل ایالات متحده طلوع می کند تابه «جناب آقای اوباما» تسلیت بگوید؛ همان کاری که محمود احمدی نژاد کرده است. شاید قاتل زهرا کاظمی و دهها نشریه جزوهمان «انقلابيون فرسوده» باشد که به نوشته برادر حسین بازجو در کیهان تهران در تدارک «نوشاندن جام زهر به رهبر» اند.

آذر ماه تمام می شود. یلدا شبی دیگر در یلدایی ظلمانی است که طالبان از سی و سه سال پیش بر ایران گسترده اند.ایران، ازتوفان های پائیزی واز یخبندان زمستان می آید ود رخانه و غربت، در میهمانی و زندان بر سفره می نشیند.

محمدعلی دادخواه در مراسم گرامی‌داشت روز جهانی حقوق بشر در بند ۳۵۰ زندان اوين، سخنرانی خود را با اين بيت به پايان می رساند: «ظلم ماری ست که هرکه پروردش – اژدهايی شود، فرو بردش.»

حافظ در سراسر ایران دست بدست می شود و بیم شب را به امید سحرگاهان پیوند می زند:

 بر ســــر آنم که گـــــر ز دســـــت بر آید

دست به کاری زنم که غصه سر آید

 

 خلـــــوت دل نیـــست جای صحبت اغیار

 دیــــو چوبیرون رود فــــرشته در آید

 

 صــــحبت حکــام ظـلمت شب یلداست 

 نور ز خورشـــید خواه بو کـــــه برآید

 

بــــر در اربــــاب بــی مـــروت دنــــیا

 چند نشینی خـــــواجه کی بــدر آید

 

 ترک گــــــدائی مکن که گـــــنج بیابــــی 

 از نظـــــر رهروی که در گــــــذر آید

 

 صالــح و طالـــع مطاع خـــویش نمودند 

 تا که قبـــــول افـتد و جه در نظر آید

 

 بـــــلبل عاشـــــق تو عمر خـواه که آخر 

 باغ شود ســبز و شاخ گل به بر آید

 

غفلت حافظ در این سراچه عجب نیست

 هرکه به میخــــانه رفت بی خبر آید