اینجا ایران نیست؟

 

پرچم ایران را دستی با مچ بند سبز بر بلندترین قله جهان نصب کرده است. پرچم سه رنگ را یافته اند و سه دلاور که راه سخت رابه نام ایران رفته اند، برای همیشه در میان برفهای ابدی خفته اند. فرزندان آرش کمانگیر جان را فدای نام بلند ایران کرده اند. آنان دیگرنیستند اما «مسیر ایران» هستی ملتی را همواره فریاد خواهد کرد که شایسته قله ها است و همیشه درهای دوزخی زندان ها رابرویش گشوده اند.

با چشمان اشکبار، با تمامی قلبم، سه نام را بر صفحه مرداد می نویسم: آيدين بزرگي، پويا كيوان، مجتبي جراحي.

تردید ندارم که این جوانان استبداد مذهبی را هم دیگر خواهند کرد.

مردادماه آغاز شده است.تاریخ، این نام را با کودتا بیاد داردکه سرنوشت دمکراسی درایران را دگر کرد تا زنی سحرگاهی راه بردو زن دیگر ببندد: «اول سعی کردم با نگاه هشداردهنده، باعث شوم که حجابشان را رعایت کنند اما آنها نگاه طلبکارانه‌ای را تحویل من دادند، در مرحله بعد سعی کردم یادآوری کنم که آنها در کجا زندگی می‌کنند و فقط خطاب به آنها گفتم «ببخشید خانم‌ها آیا اینجا ایران نیست؟» جواب دادند که « ایرانه که ایرانه!» اما دیگر….»

چنین است آغاز هفته درتنها حاکمیت سیاسی-مذهبی جهان که داستان کتک خوردن خانم شمس ـ سی ساله به مجلس می رسدو غلامحسین اژه‌ای، ازعاملان قتل عام زندانیان «یورش گارد زندان‌ها به بند زندانیان سیاسی» را دروغ می خواند ومعترضان را تهدید می کند که اگر به کشور بازگردند تحت تعقیب قرار می‌گیرند. و۴ تن از دراویش گنابادی به ۸ سال حبس تعزیری و ۱۲ سال تبعید محکوم می شوند.

و مادران ۴ جوان محکوم به اعدام ازجهان استمداد می طلبند: «فریاد ما را برای نجات چهار جوان و جگرگوشه‌مان به گوش همه نهادهای مدنی و بین‌المللی رسانده، مانع اعدام آنان شوید».

محمد خاتمی، در «انجمن شاعران» دولتی که باید درآن بزحمت گشت و یک «شاعر» پیداکرد و البته به نظر رئیس جمهور اسبق» میراث دار کلام و کلمه در جامعه ماست»، چنین می گوید: «این روزها کمی فضا بازتر است و ظاهرا احساس می کنیم همه چیز بهتر و راحت تراز قبل شده است.»

و در «این فضای بازتر» است که «حبیب» رهبرکنونی از «نخست وزیر امام» و «دوست خوب امام» می خواهد توبه کنند و به «دامان پر مهر امام و نظام» برگردند. فاطمه کروبی که همسرش به «توبه» دعوت شده و از قضا خودش در هیات منصفه حکومتی همکار» برادر گرامی جناب آقای حبیب الله عسگراولادی» بوده است، به او پیشنهاد می کند: «زمینه مناظره معترضین ۸۸ را با مجریان و دبیر شورای نگهبان فراهم آورد تا مردم بعنوان هیات منصفه ای اصلی به قضاوت در این امر مهم ملی بپردازند.»

«مقام معظم» درهفته ای که از خانه پدری اش در محله شورآباد مشهد رونمائی و «مسجد آیت الله خامنه ای» هم درتهران افتتاح شده است، دردیدار با «مسئولان كشور و كارگزاران عمده‌ نظام» که هاشمی و خاتمی به آن دعوت نشده اند و رئیس جمهور رفتنی و آمدنی تا کمر در برابرش خم می شوند، «سیاست کلی نظام» را اعلام می کند. «حضرت آقا» با تصویری که ازجنبش سبز می دهد، عملا وضعیت رهبران زندانی این جنبش را هم روشن می کند: «در سال ۸۸ بعضى خطاى بزرگى را مرتكب شدند، كشور را در لبه يك چنين پرتگاهى قرار دادند، يك مشكل اين چنينى را براى كشور تدارك ديدند. در اين سالهاى متوالى از اول انقلاب – منهاى همان برهه‌ كوتاه سال ۸۸ – هميشه اين دست‌به‌دست شدن قدرت و مسئوليت در كشور، با آسايش، با خوشى و با شادكامى همراه بوده است.»

یکی از لاریجانی ها که قوه قضاییه رادراشغال دارد و افزایش اعدام ها را حلال مشکلات می داند، بلافاصله به صحنه می آید و به جنبش سبز صفاتی پلشت تر از محمود احمدی نژاد می دهد. سخن صادق لاریجانی این است: «در این مدت اخیر کسانی که اهل فتنه سال ۸۸ و در جریان اصلاحات قائل به سکولاریزه شدن کشور و سیاست بودند و راه امام (ره) را بر نمی‌تافتند دوباره سر برآورده‌اند و گویی افعی جانشان گرما خورده است و به جنبش افتاده‌اند اما اشتباه می‌کنند چرا که امت تفکرات این گروه را برنمی‌تابد.»

رهبر جمهوری اسلامی، ضمن تائید مجدد «کارهای بزرگ دکتر محمود احمدی نژاد» «سیاست» پایه ای را که «باید» انجام گیرد، ابلاغ می کند: «بايد با استفاده از آنچه كه تاكنون انجام گرفته است، و با بنا بر روى بنائى كه تا امروز بالا رفته است، ان‌شاءالله كشور را پيش ببرند.»

معلوم می شود که «مدل جديد مردم‌سالارى دينى» را هم ایشان به دنیا عرضه کرده اند: «مدل جديد مردم‌سالارى دينى كه ما به دنيا عرضه كرده‌ايم، همين انتخابات، همين دست‌به‌دست شدن قدرت اجرائى و قدرت تقنينى كشور، يكى از بزرگترين موفقيتها است. مردم‌سالارى دينى، مردم‌سالارىِ سالم است؛ بدون كارها و شگردها و خدعه‌هائى كه در دنيا معمول است. من متأسفم از اين كه خيلى از جوانهاى ما بی خبرند از اين شگردهائى كه در دنيا، در آمريكا، در غرب، در اروپا، در زمينه‌ى انتخابات به كار مي برند، كه ظاهر دموكراسى دارد، اما باطن غير دموكراسى دارد…»

بر پایه این «باید» است که نحوه مبارزه با «دشمن» و تعامل با جهان روشن می شود: «واقعيت اين است كه كشور با يك جبهه‌ دشمن معاند مواجه است. مثل خيلى از چيزهاى ديگر و عرصه‌هاى ديگر كه ما در دنيا تكيم، در اين قسمت هم در دنيا تكيم! نداريم كشورى را كه يك جبهه‌ى معارضِ معاندى با اين عرض و طول در مقابلش وجود داشته باشد؛ در مقابل ما هست. جبهه‌ ارتجاع هست، جبهه‌ استكبار هست، برخى از سردمداران كشورهاى غربى هستند، برخى از ضعفاى مسئولان دولتهاى منطقه‌اى هم هستند؛ بالاخره يك جبهه‌اى است در مقابل ما.دومين نكته‌اى كه در اين زمينه وجود دارد، مسئله‌ى تعامل با دنيا است؛ كه اين روزها زياد هم گفته مي شود. ما معتقد به تعامل با دنيا هستيم. در تعامل با دنيا، بايد طرف مقابل را شناخت؛ اگر نشناسيم، پشت پا خواهيم خورد. پرونده‌ى خصوم خودمان را فراموش نكنيم. ممكن است انسان يك وقتى سابقه‌اى را به رو نياورد؛ اشكالى ندارد. شما يك وقتى با يك شخصى مواجه‌ايد، مي خواهيد يك كارى را انجام دهيد، يك سابقه‌اى هم از او داريد، مصلحت نمي دانيد به رو بياوريد؛ اين اشكالى ندارد، اما اين سابقه يادتان نرود؛ اگر يادتان رفت، پشت پا خواهيد خورد، ضربه خواهيد خورد. آمريكائى‌ها مي گويند ما مي خواهيم با ايران مذاكره كنيم. خب، سالها است كه مي گويند مي خواهيم مذاكره كنيم؛ اين يك فرصتى نيست كه براى ما به‌وجود آوردند. من اول سال گفتم كه خوشبين نيستم. در مسائل خاص، مذاكره را منع نمي كنم – مثل مسئله‌ى خاصى كه در قضيه‌ عراق داشتيم، و بعضى از قضاياى ديگر – ليكن من خوشبين نيستم؛ چون تجربه‌ى من اين را نشان مي دهد. آمريكائى‌ها، هم غيرقابل اعتمادند، هم غير منطقى‌اند، هم در برخوردشان صادق نيستند. اين چهار ماهى هم كه از آن صحبت ما گذشت، همين را تأييد كرد؛ موضعگيرى‌هاى مسئولان و دولتمردان آمريكا نشان داد كه همين مطلبى كه ما گفتيم – كه گفتيم خوشبين نيستيم – درست است؛ خود آنها عملاً اين را تأييد كردند. انگليسها هم يك جور ديگر، ديگران هم يك جور ديگر. تعامل با دنيا هيچ ايرادى ندارد، ما از اول هم اهل تعامل با دنيا بوديم؛ منتها در تعامل، طرف مقابل را بايد شناخت؛ شگردهاى او را بايد دانست؛ هدفهاى اساسى و كلان را بايد در مدّ نظر داشت. ممكن است دشمنى سر راه شما را بگيرد، بگويد از اينجا نبايد جلو برويد. سازش با او به اين صورت نيست كه شما قبول كنيد، برگرديد؛ هنر اين است كه شما كارى كنيد كه راهتان را ادامه دهيد، او هم مانع كار شما نشود؛ والّا اگر چنانچه توافق و تفاهم به اين معنا بود كه او بگويد شما بايد از اين راه برگرديد، شما هم بگوئيد خيلى خوب، اين كه خسارت است. توجه به اين جهات بايد از سوى مسئولين و دولتمردان وجود داشته باشد.»

می توان سخنان راهبردی «مقام رهبری» را ـ- که عین آن علیرغم طولانی بودن عمدا نقل شد-ـ چنین خلاصه کرد:

ادامه راه در سیاست داخلی و خارجی: «هنر اين است كه شما كارى كنيد كه راهتان را ادامه دهيد، دشمن هم مانع كار شما نشود.»

و البته درراس «جبهه‌ دشمن معاند» آمریکاست که در «چهارماه » گذشته- یعنی از فروردین تا 2 مرداد- «موضعگيرى‌هاى مسئولان و دولتمردان آمريكا نشان داد» که نباید به آنها خوش بین بود.

سخنان «مقام معظم» بلافاصله توسط منصوبان تعبیر و تفسیر می شود: «اعتدال» یعنی فریب «دشمن». قاعدتا هم فرمایشات ایشان فصل الخطاب و حرف اول و آخر است.نیازی هم به سند ندارد. تجربه شخصی حضرتشان کفایت می کند.

کلیه اسناد و رویدادهای هفته جاری حکایت از این دارد که «مذاکره» با جمهوری اسلامی به متن اصلی سیاست آمریکا تبدیل شده است.

واشينگتن پست می نویسد: «کنگره آمريکا ارسال طرح جدید تحريم ايران را به تعويق انداخت.» ۱۳۰ نماينده کنگره آمریکا درنامه ای از اوباما در خواست می کنند باجمهوری اسلامی مذاکره کند.حتی پیشنهاد ملاقات اوباما و روحانی در نیویورک مطرح می شود.برنت اسکوکرافت، و زبینگیو برژینسکی، مشاوران سابق امنیت ملی آمریکا، از جمله چهره هایی هستند که از ملاقات مستقیم اوباما با روحانی در جریان مجمع عمومی سازمان ملل که در ماه سپتامبر در نیویورک برگزار می شود، حمایت می کنند.

این دیدگاه اکنون در میان سیاستمداران آمریکا طرفداران زیادی دارد: «ملاقات اوباما و روحانی می تواند زمینه را برای رئیس جمهور جدید ایران به منظور توافق با غرب آماده کند.»

در منطقه دو اتفاق مهم دیگرهم می افتد که «نظام مقدس» با همان منطق همیشگی با هردومخالفت می کند:

ـ شاخه نظامی حزب‌الله در فهرست تروریستی اروپا قرار می گیردو جمهوری اسلامی این اقدام را محکوم می داند.

ـ جان کری، وزير خارجه آمريکا، از توافق اسرائيل و فلسطينی ها برای از سرگيری مذاکرات صلح خاورميانه خبر می دهد و پيش بينی می کند که نمايندگان دو طرف به زودی برای مذاکرات مستقيم به واشينگتن سفر کنند. جمهوری اسلامی این مذاکرات را از هم اکنون «شکست» خورد می نامد.

آخر هفته خبر می رسد که شورای امنیت با اپوزیسیون سوریه تشکیل جلسه خواهد داد. گزارش رویترز از موافقت کنگره آمریکا با مسلح کردن شورشیان سوریه حکایت دارد.ژنرال مارتین دمپسی، رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا در باره نتایج دخالت نظامی در سوریه گزارشی به کنگره می دهد که حاوی برآوردهزینه پنج طرح مختلف است؛ از هزینه آموزش شورشیان سوریه تا شرکت تمام عیار نیروهای آمریکایی در جنگ داخلی این کشور.

روزهای هفته به گمانه زنی و انتظار در باره ترکیب کابینه ای می گذرد که باید با «تدبیر و امید» راهی از ظلمات «نظام» بگشاید. جنگ گرگها براین متن شتاب می گیرد و در باره برخی همراهان «رئیس جمهور منتخب» که نامشان در تمامی کابینه های احتمالی هست، افشاگری هایی می شود که برخی درتاریخ » نظام» بی سابقه است. روزنامه ضدملی کیهان از اختلاس کلان اکبر ترکان پرده بر می دارد. سوابق محمد نهاوندیان ورق می خورد و رد پایش از عضویت در حجتیه تا امروز دنبال می شود.

روزنامه تهران امروز ـ– از جناح قالیباف-ـ دست روی برگ سرنوشت سازی در باره علی یونسی- وزیر اطلاعات خاتمی و همراه همیشه حسن روحانی- می گذارد: «علی یونسی در نیمه دوم سال ۱۳۶۲ در مقام ریاست شعبه دادگاه نظامی، بیش از ۱۰۰نفر از اعضای شبکه مخفی و نظامی حزب توده ایران و ۳۰ نفر از اعضای سازمان فداییان، شاخه اکثریت را محاکمه و برخی را نیز به اعدام محکوم کرد.»

خبری که سبب می شودتا بخشی از زندگی علی یونسی؛ از دادگاه نظامی تا وزارت اطلاعات،  از تاریکی بیرون بیاید.

و تا لیست اعضای دولت در خلوت و دوراز چشم مردم و حتی روزنامه نگاران نهایی شود، از تصویب پنهان «مقام رهبری» بگذرد و به صحن علنی مجلس برسد، اخبار متوجه مراسم تحلیف است. این اولین بار بعد از انقلاب اسلامی است که از مقامات خارجی برای شرکت در این مراسم دعوت به عمل می آید.

وزارت خارجه رئیس جمهور رفتنی رسما اعلام می کند که برای شرکت در مراسم تحلیف رئیس جمهور آمدنی ازمقامات همه کشورها به جز آمریکا و اسرائیل دعوت شده است: «احتمالا بسیاری از کشورها در سطح سران در مراسم تحلیف رئیس جمهور جدید حضور خواهند یافت.»

نخستین خبرها حاکی است :انگلیسی ها آری؛ خاتمی نه.و نور افکن ها روی جک استروا روشن می شود. سپاهیان و امنیتی های سابق که حالا رخت » نمایندگی»پوشیده اند، فریاد به اعتراض بر می دارند: نماینده «روباه پیر» به ایران نیاید. روح اله حسینیان- که یار غارش سعید امامی در زمان وزارت علی یونسی کشتنش واجب آمد- میداندار است: «جک استراو به تحلیف بیاید با گوجه از او پذیرایی می‌کنم.»

درباره سفر ولادیمیر پوتين به تهران هم گزارش های متناقض منتشر می شود. باید صبر کرد و دید رهبران مهم جهان به مراسم تحلیف می آیندو یا همان مشتریهای همیشه شب جمعه را شاهد خواهیم بود.

روزنامه اوینینگ استناندارد، در روز آخر هفته تکلیف انگلستان و اروپا را روشن می کند: «موضع اتحادیه اروپا این است که سفارتخانه های اعضای آن می توانند نمایندگانی به این مراسم بفرستند، اما از آنجایی که سفارت بریتانیا در تهران بسته است، هیچ نماینده ای از سوی لندن در این مراسم حضور نخواهد داشت.»

باید صبر کرد و دید سران دیگر کشورهای دنیا درادامه «حماسه سیاسی» شرکت خواهند کرد یا نه؟

مرداد ماه دیگر شروع شده است. میهن زیرآفتاب سوزان تابستانی، سرنوشت خود را از این دست «نظام» درحال انتقال بدست دیگرش می بیند.

سایت فرا رو خبرمی دهد: «کم کم زمزمه های ورشکستگی صنعت خودرو به گوش می رسد.طبق گفته خودرو سازان سال گذشته بدلیل تصمیم‌ها و سیاست‌های دولت چهارهزارمیلیاردتومان متضرر شده‌اند. این زیان از بابت تاخیر در قیمت‌گذاری و اشتباه در تعیین قیمت خودروهای تولید داخلی بوده است.»

گزارش روزنامه مردمسالاری حاکی است: «با خشک شدن دریاچه ارومیه، سونامی ۸ میلیارد تنی نمک در راه است.مرگ و نابودی اطراف دریاچه ارومیه پرسه می‌زند، غربت تلخی بر سکوتش جامانده و ترک‌های نقش‌بسته، جراحتش را عمیق‌تر کرده است. با کاهش مساحت دریاچه ارومیه و خشکی تدریجی، دریاچه ارومیه به شوره‌زاری ۸ میلیارد تنی تبدیل می‌شود که زیست‌بوم انسانی منطقه را از بین خواهد برد و در نهایت منجر به مهاجرت‌های ناخواسته و از بین رفتن بخش مهمی از کشتزارهای اطراف می‌شود».

بانک جهانی اعلام می کند که دیگر به ایران وام نمی‌دهد.در پی عدم باز پرداخت ششماهه بدهی های ایران به این بانک در قبال وام‌های دریافتی، ایران بعد از این توان دریافت وام از این بانک را نخواهد داشت و در کنار زیمبابوه به عنوان کشوری با وضعیت غیر تعهدی قرار می‌گیرد.

یکی باید از «نظام مقدس» – پرورنده «خانم شمس ـ سی ساله»ها- بپرسد: اینجا ایران نیست که جوانانش می گریزند تادرآبهای دوردست قربانی امواج شوند؟ قایقی درحادثه مرگبار برای «پناهجویان ایرانی» در آب‌های اندونزی غرق می شود.یک جوان ایرانی ۲۳ ساله که سیدنی دیلی تلگراف او را سهیل معرفی کرده، به این روزنامه گفته تنها بازمانده از گروه ایرانی در قایق است…

آیدین بزرگی که مچ بند سبز بدست دارد ویکی از کوهنوردان گمشده درارتفاع هشت هزارمتری هیمالیاست و بایارانش رفته اند تا مسیر جدیدی بنام ایران به بلندترین قله جهان بگشایند، در آخرین نامه اش می نویسد: «اینجاییم تا بر تن یک کوه هشت هزار متری یادگاری خودمان را بنویسیم، نام ایران مان را حک کنیم، اینجاییم تا دوباره زنده شدن را زمزمه کنیم…عزم پرواز است. عزم ما عاشق است، شکست را نمی شناسد….»
و نامه اش رابا شعر احمدشاملو تمام می کند که سیزدهمین سال سفر همیشه اوست:
من وتو يكي دهانيم
كه با همه آوازش، به زيباتر سرودي خواناست.
من و تو يكي ديدگانيم
كه دنيا را هر دم، در منظر خويش تازه‌تر مي‌سازد.
نفرتي
از هر آنچه بازمان دارد، از هر آنچه محصورمان كند، از هر آنچه واداردمان، كه به دنبال بنگريم.
دستی
که خطی گستاخ به باطل می‌کشد.
من و تو يكي شوريم
از هر شعله‌ اي برتر، كه هيچ گاه شكست را بر ما چيرگي نيست
چرا كه از عشق رویینه تنيم.
و پرستوئي كه در سرپناه ما آشيان كرده است
با آمد شدني شتابناك
خانه را از خدائي گمشده لبريز مي‌كند.


توبه جنبش سبز

 

چه خبر است؟ دارند در خلوت خانه های امن از شیخ دلاور توبه می گیرند؟ نگاه هفته این پرسش را در میان می گذاشت و می کوشید برهول و هراس خود غلبه کند.خبرها که مثل همیشه از هزار توی خوفناک سیاست دیر سال جمهوری اسلامی درز می کند، باخود اندوه نابودی بندیان بندهای بویناک و ویرانی جان های شیفته محبوس در خانه های امنیتی رادارد. سر سلسله دراز است و سی وچند سال عمر دارد، از مرجع تقلید آیت اله شریعتمداری شروع می شود، در خانه همه اندیشه ها و گروههای سیاسی و اجتماعی را می زند، و حالا به سه رهبر نمادین جنبش سبز می رسد.

 دولت جدید بهر تقدیر بر شانه بخشی ازجنبش سبز ـ نام عام دموکراسی خواهان ایران ـ بر آمد که رای دادن را چاره کار دانست و در شعاربرجسته جشن های بعد از پیروزی، نام ها وخواستی را فریاد کرد که عبداله نوری در یک عبارت خلاصه اش می کند: «آزادی آقایان موسوی و کروبی یک مطالبه ملی است.» پیداست که جای زهرا رهنورد هم دراین مطالبه ملی، استواری کمتری از دو نام دیگر ندارد. اندکی بعد٬ قائم‌مقام حزب اعتمادملی٬‌ خبر از رایزنی‌هاو اقداماتی برای رفع حصر از مهدی کروبی داد که» قطعا به نتیجه خواهد رسید. به زودی تکلیف کروبی مشخص خواهد شد.»

حسن روحانی، حرفهایی زد که شاید به همان «اقدامات» مربوط باشد: «باید کمک کنیم از مشکلات و اختلافات عبور کنیم و مشکل را افزون نکنیم؛ یعنی آنها که آماده بازگشت هستند راهشان را تسهیل کنیم، چون توبه برای همه است.»

«رئیس جمهور منتخب» به «شیخ دیپلمات» شهرت دارد و عبارت دیپلماتیک بالا را می توان به «توبه» برای » شیخ دلاور» هم تعبیر کرد؛ تعبیری که با اخبار بعدی قوت می گیرد. روزنامه اعتمادملی می نویسد که حبیب اله عسگر اولادی «ماموریت ویژه» دارد:

«این ماموریت‌ »رفع حصر» و «آغاز فعالیت‌های حزبی اصلاح‌طلبان» است. اظهارات حبیب‌الله عسگراولادی هماهنگ نشده نیست.»

 پدر خوانده حزب سراسری موتلفه، که در آستانه انتخابات گفته بود مهدی کروبی و میرحسین موسوی، را «فتنه‌گر» نمی‌داند، اکنون مقصود اصلی آشکار می سازد. اوکه «همچنان منتظر دریافت پیام روشنی از موسوی و کروبی است » توصیه می‌کند: «راه‌ توبه باز کنند و به دامن پرمهر امامت و ملت و نظام برگردند.من از موسوی و کروبی درخواست دارم در ماه رمضان که ماه توبه است، نسبت به امام، رهبری و نظام شرایطی را ایجاد کنند که در شب‌های قدر آرامشی را که در دولت جدید پدید آمده، به جانب کمال ببریم و عید فطر امسال رنگ دینی، مذهبی، ملی و کشوری شود.»

روزنامه اعتماد می نویسد: «حبییب الله عسگراولادی در مقام مجتهدی سیاسی با این اظهارات خود تلاش کرد تا نشان دهد که پایان حصر دو سیاستمدار معترض به نتایج انتخابات ۸۸ وابسته به نگارش یک توبه‌نامه است.»

می توان اظهارات حبیب اله عسگر اولادی را که تجربه وسیع توبه خودخواسته اعضای حزبش در سال ۱۳۵۵ را دارد، دراین فراز خلاصه کرد: «موسوی و کروبی تنها با نوشتن توبه نامه آزاد می شود. منتظر پیام روشن آنهاهستند.»

قاعدتا رهبران جنبش سبز از درخواست «مجتهد سیاسی» باخبر شده اند که او اکنون منتظر» پیام روشن» آنهاست؛درخواستی که آنها را در صورت عدم توبه در برابر» امام، رهبری و نظام» می گذاردو ازجانب دیگر به زدن رنگ » دینی، مذهبی، ملی و کشوری» می خواندشان. یعنی درست همان تاکتیکی که توانست انتخابات را از تحریمی بی سابقه نجات بدهد.

شک نیست که هوای خانه هایی که رهبران جنبش سبز در آنها محبوسند، سخت سنگین است. در چنین شرایطی مدام درها باز و بسته می شود. رنگ دررنگ می آیند و می روند؛ بالبخند آشتی، با مشت های گره کرده تهدید. زنان و مردان بسیاری تسلیم این فضا شده و بسیار تن زده اند. هیچ کس نمی تواندبه محبوس بی دفاع بگوید چه کند. گرفتار خوف و رجاء، مانده بین دو سنگ آسیاب نظام و کشور، پیرمردانی که قلبشان بیمار است و ۹۰۰ روزآنها را در محبس لحظه لحظه کشته اند و ازهمه بی خبرند، اگر زبان در کشندو عقوبت سخت پذیرند، بر بلندای نام ایستاده اند. اگرهم بناچاردهان گشایند واز گناه ناکرده توبه کنند، چیزی از بزرگی رنج و اهمیت کارسترگشان کاسته نمی شود. دراینطور لحظاتی عقربه تاریخ می چرخدو روی گالیله می ایستد.او بناچارتوبه می کردازگردش زمین، وسیاره خاکی درهمان موقع می چرخید.

اما، پیام شیخ و میر به پیام رسان «نظام» هرچه باشد، براین امر از هم اکنون صحه می گذارد که هدف مهم و شاید هم اصلی مهندسی «انتخابات ۹۲» خنجر کشیدن بر گلوی جنبش سبز باگرفتن «توبه» از رهبران نمادین زندانی آن است. بخشی از بدنه جنبش دربن بست تاریخی رای داد تا راه دموکراسی از طریق صندوق رای هموار شود و رهبران در بند خود را آزاد ببیند. همه اعتبار بدست آمده، اکنون صرف گرفتن توبه ازشیخ و میرمی شود که شکستن آنها معنائی جز توبه جنبش سبز ندارد.

راستی را چه خبر است؟ دارند در تاریکخانه ها از شیخ و میر «توبه» می گیرند؟ من از وحشت برخود می لرزم دراین گرمای خوفناک و مثل همیشه تاریخ یک کلمه از این «توبه» راباور نمی کنم.

خشم، دیوث، فریب

تیرماه تمام می شود وسه واژه زیرآفتاب داغ تابستانی ؛ فضای ملتهب، منتظرو چندوجهی سیاسی، را بازتاب می دهند.»خشم» جامعه مدنی درفریاد پردردعلیرضا داود نژاد انعکاس می یابد.»دیوٍث «-ـ نگارنده بابت تکرار بناچار این واژه درتیتر و متن از خواننده پوزش می طلبد-ـ عمق فرهنگ » نظام» را از زبان یکی از دهها امام جمعه برگزیده » مقام معظم» برمنبرپیامبرعنوان ومیلیونها مرد را به خاطر آرایش همسرشان دشنامی پلشت نصیب می سازد؛ و»فریب «که دوسوی صحنه مهمترین نبرد آتی را روشن می کند.» رئیس جمهورمنتخب» می گوید «دولت آینده در فکر فریب» نیست و نخست وزیر اسرائیل چنین نظری دارد: «حسن روحانی گرگ است درلباس میش و به دنبال فریب جامعه بین المللی است. رئیس جمهور ایران لبخند می زندو بمب می سازد.»

هفته ایست که گرمای هوا و سرمای سیاست بیداد می کند. هاشمی رفسنجانی رئیس جمهور اسبق، لابد اجازه می دهد که معلوم می شود حسن روحانی و علی لاریجانی از طرف شورای نگهبان، خواستار انصراف او شده بودند.غلامعلی رجایی می نویسد: «بعدها از آقای هاشمی شنیدم، صبح زود آن روز، آقای دکتر حسن روحانی به منزل ایشان رفته و او هم از طرف شورای نگهبان به وی پیغام داده انصراف بدهند که ایشان این پیشنهاد را قاطعانه رد کرده است.» بعد هم نوبت به رئیس مجلس می رسد.

پاسخ دقیق هاشمی رفسنجانی به پیشنهاد انصراف این است: «گفتم: رهبری به من بگویند انصراف بده که در این صورت البته با ذکر دستور رهبری، انصراف می دهم. راه دیگراین است که شورای نگهبان اعلام عدم احراز صلاحیت بکند، خوب بکند. من هیچ اعتراضی نخواهم کرد.»

رئیس جمهوررفتنی، درآخرین دیداردولت دهم با رهبرجمهوری اسلامی٬ موردتمجید قرارمی گیرد. آیت اله خامنه‌ای از «زنده کردن شعارهای انقلاب» به عنوان یکی از»کارهای بزرگ» این دولت یاد می کند.

 ومجلس شورای اسلامی، دو روز بعد کلیات طرحی را به تصویب می رساند تا از «تخلف ۷۴ هزار میلیارد تومانی» دولت محمود احمدی‌نژاد جلوگیری شود. هنوز هم تکلیف آخرین بخشش رئیس جمهورمعلوم نیست. اوکه دارد از»کاخ»پاستور به » کوخ» نارمک، اسباب کشی می کند، نمایشگاه تهران را که یکی از گرانترین زمین های دنیاست به تلویزیون رهبر که فعلا اداره اش دراختیار سردار ضرغامی است می بخشد.

درپایان دوران» یتیم سیاسی» – به تعبیر آسوشیتد پرس- که با کودتای انتخاباتی «حضرت آقا» آمد وبا رضایت خاطر ایشان می رود، به نوشته روزنامه اقتصاد فردا «اتوموبیل دولت به نقطه پايانی بزرگراهی ناتمام رسيده است» و»محمود احمدی نژاد در اين بزرگراه بی آنکه به علايم توجه کند تخته گاز رفته است. اکنون چند معضل پيش روی حسن روحانی قرار دارد. او بايد جريمه تخلفات سنگين احمدی نژاد را بپردازد. باک خالی ماشين را پر کند. ياس و نگرانی مسافران را بر طرف کند و برای رساندن مسافران به مقصد، بزرگراه را بسازد. دولت حسن روحانی دولت پايان بزرگراه است.»

حسن روحانی که در «سکوت مطلق» – البته برای رای دهندگان  دارد کابینه اش را تشکیل می دهد، درنخستین سخنرانی خود در جمع مجلسیان، توصیفی از

«بزرگراه ناتمام » بدست می دهد: «اين اولين بار است که پس از دوران جنگ تحميلی در دو سال متوالی، رشد اقتصادی ما منفی است. اين برای اولين بار است که در کنار رشد اقتصادی منفی، کشور با تورم بسيار بالايی مواجه است. بيشترين تورم در منطقه و شايد در جهان! اينکه کشور با تورم چهل و دو درصد و بيکاری مواجه است. فقط چهار ميليون دانشجو داريم و اگر روند فعلی ادامه پيدا کند، در چهار سال آينده ۴-۵ ميليون جوان فارغ التحصيل بی کار خواهيم داشت.»

اکبر ترکان، مؤثرترین و نزدیک ترین افراد «حلقه روحانی»، حرف رئیس حلقه را کامل می کند: «وضع اقتصاد خرابتر از آن است که تصور می‌کردیم.»

او یکی از همراهان دائمی » رئیس جمهور منتخب » است و غیر ازاو ۱۸ نفر از نزديکان حسن روحانی در اين ديدار حضور دارند: «محمد نهاونديان، حسين فريدون، اسحاق جهانگيری، محمد باقر نوبخت حقيقی، علوی، آشنا، محمد شريعتمداری، صادق، محمدرضا نعمت‌زاده، علی يونسی، علی ربيعی، سيد‌رضا صالحی اميری، بانک، محمود واعظی، زمانی‌نيا، عسگری، محمد فروزنده و حسن ظريف.»

 سایت تسنیم، این «همراهان» را درسیمای گزینه های احتمالی تیم اقتصادی دولت

 » تدبیر و امید » می بیند. تحلیل گران سیاسی در میان آنها حتی یک چهره نو نمی یابند.

روزنامه نگاری در فیس بوک می نویسد:» به سوابق همراهان روحانی در مجلس توجه کنید. اکثرا سابقه نظامی ـ- امنیتی دارند.»

 » شنیده» ای تکذیب نشده هم دریکی از سایت های «حماسه ساز» انتشار می یابد:

» رهبرمعظم» به «رئیس جمهور مطیع» فرموده اند: «به ترکیب وزارت اطلاعات دست نزنید.» تنها دو هفته مانده تاروشن شود که علی یونسی از کابینه محمد خاتمی به دولت جدید رخت می کشد و یا قراراست وزیر اطلاعات دولتی که زیر سایه سنگین هاشمی رفسنجانی است، کسی باشد که عدم صلاحیت او را به کرسی شورای نگهبان نشانده است و وزیر محبوب امنیتی آقا هم هست.

محمد خاتمی، مسلما شامل کسانی که باید سکوت کنندنمی شودو برای همین هم وزیر ارشاد مطلوب را در یک جلسه خیلی خیلی علنی سینمایی معرفی می کند.

محمد آقا زاده، روزنامه نگار می نویسد: «محمد خاتمی رئیس جمهوری سابق احمد مسجد جامعی را وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی مطلوب دانست. این موضع گیری شگفتی مرا برانگیخت، این رویکردی ناپخته در موضع گیری سیاسی است. کسی در حد و قواره خاتمی باید به صورت خصوصی از وزیر شدن کسی حمایت کند نه در منظر عمومی که اولا معنای سهم خواهی نداشته باشد و دوم بخاطر آنکه در افکار عمومی اقتدار رئیس جمهور روحانی را زیر سئوال نبرد.»

حسن روحانی درمجلس حرف هایی می زند که چشم انداز عمومی را روشنایی می بخشد:»تا قدرت ملی ساخته نشود دشمن در برابر ما سر فرود نمی‌آورد؛ چون قدرت ملی یعنی اقتصاد قوی، وحدت داخلی و سیاست خارجی فعال و پویا، ایمان قوی، انگیزه‌ قوی، فرهنگ قوی و اتحاد همه‌ی قوا و این قدرت ملی است که می‌تواند ما را در برابر دشمن و همه‌ آنهایی که سربلندی این کشور و ملت را نمی‌خواهند، موفق کند. در مقابل دشمن درشت سخن گفتن راه حل نيست، بايد در برابر نقشه دشمن تدبير کنيم. سخن گفتن ممکن است زيبا باشد، اما حتما کافی نيست.»

می توان ادبیات دیر سال «نظام» را در این سخنان دید.حتی اشاره دوری به آزادیهای اجتماعی وسیاسی نشده، تکیه بر «اقتصاد قوی» است که ظاهرا مجری اش تیم و نگاه اقتصادی هاشمی رفسنجانی است و «سیاست خارجی فعال و پویا» که تمام هفته مورد بحث است.

علاءالدين بروجردي، عراقی زاده ای که همراه با محمدجواد اردشیر لاریجانی «فتیله های انفجاری» را برای پیشبرد سیاست خارجی سازماندهی کردوحالا رييس كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس است، می گوید: «سازش در هيچ دولتي اتفاق نخواهد افتاد، زيرا طبق قانون اساسي، مسووليت سياستگذاري كلان با مقام معظم رهبري است. اين سازش در دولت و مجلس اصلاحات رقم نخورد و پروتكل الحاقي به تصويب نرسيد.دليل اين موضوع، جايگاه والاي ولي فقيه و مقام معظم رهبري است كه با اختيارات قانوني‌شان اجازه نخواهند داد سازش بر سياست‌هاي كشور حاكم شود.»

در برابر این نگاه، خطی شکل می گیرد که ازواشنگتن می آیدو از طریق لندن به تهران می رسد.

روزنامه وال‌استریت‌ژورنال، به نقل از یک مقام ارشد کاخ سفید گزارش می دهد: «دولت باراک اوباما به دنبال گفت وگوی مستقیم با دولت جدید ایران در موضوع هسته‌ای است. کاخ سفید در پی آن بوده است تا رییس‌جمهوری منتخب ایران را از خواست واشینگتن برای انجام گفت وگوی رو در رو با تهران مطلع سازد.ما از گفت وگوی مستقیم با ایران استقبال می‌کنیم و از هر طریقی بر این خواست خود پافشاری خواهیم کرد. حرف‌هایی در مورد اینکه ایران مسیر متفاوتی در پیش خواهد گرفت، شنیده‌ایم، اما هنوز این تغییر مسیر ملموس نبوده است.»

 بی بی سی هم سر موقع حاضر می شودو مصاحبه مفصلی با جک استراو، وزیر خارجه پیشین بریتانیا را منتشر می کند. مصاحبه بر دسته بندی ها و کارشکنی هایی که از جانب حاکمیت و به ویژه بیت رهبری اعمال شد تا مذاکرات را به شکست بکشاند و پرونده اتمی ایران را به شورای امنیت سازمان ملل ببرد، پرتو تازه ای می افکند.

جک استراو که ناگهان دلباخته تاریخ ایران وعاشق سینه چاک شیعیان از کار درمی آید، روی پاس واشنگتن » انشاء اله» می گوید و آبشار لندنی را جوری می زند که از طرف تهران هم تشویق می شود: «خیلی مایه خوشحالی است که دکتر روحانی زمانی به ریاست جمهوری انتخاب شده که در آمریکا رئیس جمهوری بر سر کار است که دومین دوره حکومتش را می‌گذراند، قدرتمند است و وزیر امور خارجه خوبی دارد. پس انشا الله!»

بیست و نه نفر از چهره‌های سیاسی و نظامی آمریکا در نامه‌ای از باراک اوباما می خواهند تا فرصت مذاکره با دولت حسن روحانی را از دست ندهدو به محض شروع به کار دولت او، گفت وگوهای چندجانبه در قالب گروه ۱+۵ را در نه فقط مورد برنامه هسته‌ای ایران بلکه در باره امنیت منطقه‌ای و حقوق بشر آغاز کند. فشرده نامه این پیام است: «دیپلماسی وقتی موفق می‌شود که ما حاضر باشیم در قبال کوتاه آمدن ایران، تحریم‌ها را کاهش دهیم و مشوق‌های دیگری هم در نظر بگیریم.»

ویلیام هیگ وزیر خارجه انگلیس اعلام می کند که کشورش به هر حرکتی از سوی حسن روحانی در جهت بهبود روابط پاسخ خواهد داد: «ما آماده بهبود روابط با ایران به صورت گام به گام هستیم.»

آمریکا ـ– انگلستان مثل همیشه سیاست واحدی را پیش می برند وجک استراو هم که عکس بگوو بخند دلبرانه اش با حسن روحانی، همه جامنتشر می شود، میداندار پیشبرد

 «مواضع میانه در قبال بحران تهران و غرب» است. اوفرصت رالحظه ای ازدست نمی دهد و برای هفتمین سفرش به ایران اعلام آمادگی می کند. قاعدتا اطلاع دارد که با استقبال گرم سخنگوی دستگاه دیپلماسی جمهوری اسلامی روبرو می شود.

دولت رفتنی و رئیس جمهور آمدنی، از اظهار نظر مستقیم می پرهیزند. اما دو ایرانی در این زمینه حسابی فعالند. حسین موسویان که رضا تقی زاده کارنامه اش را زیرذره بین، قرار می دهد؛ این هفته از یک سایت خبری انگلیسی زبان سر درمی آورد تا درباره «نقش آمریکا در حل نشدن پرونده هسته ای» سخن بگوید. موسویان درست مثل اینکه نماینده تام الاختیار «نظام» باشد، می گوید: «سیاست اعمال تحریم، بازی دو سر باخت است. ایران دو درخواست مشخص از گروه ۱+۵ دارد: لغو تحریم ها و به رسمیت شناختن حق غنی سازی اورانیوم مطابق با مفاد ان پی تی.»

خبرگزاری فرانسه به نقل از یک مقام مسؤول اسرائیلی خبری می دهد که با اظهارات همکار سابق حسن روحانی تا حدود زیادی هم پوشانی دارد: «ایران در مذاکرات آینده با گروه ۱+۵ پیشنهاد خواهد کرد به طور موقت غنی سازی اورانیوم را متوقف کند یا اینکه بخشی از اورانیوم غنی شده ۲۰ درصدی را تبدیل به سوخت کند و در مقابل بخشی از تحریم ها رفع شوند.»

پیش از این سرگی لاوروف وزیر امور خارجه روسیه نیز دو مرتبه گفته بود: «مقامات ایرانی قبل از انتخابات ریاست جمهوری، از آمادگی خود را برای بررسی گزینه توقف موقت غنی سازی ۲۰ درصدی سخن رانده اند.»

نکات مورد تاکید اکبرگنجی-هم در موضوع مساله اتمی اینهاست:

«حسن روحانی در دوران رقابت‌ها گفته بود که بهتر است به جای مذاکره با اروپا، با دولت آمریکا مذاکره کنیم. برای اینکه: «بسیاری از اروپایی‌ها از آقا اجازه می‌خواهند اما آمریکایی‌ها به قول معروف کدخدا هستند پس اگر با کدخدا ببندیم راحت‌تر هستیم تا این که به سراغ یک مقام پایین‌تر برویم».خطای بزرگی است اگر کسی گمان کند که با انتخاب حسن روحانی جمهوری اسلامی به نظامی دموکراتیک تبدیل خواهد شد، اما قطعاً تغییرات مثبتی صورت خواهد گرفت.

 -ـ آیت‌الله خامنه‌ای در مهم‌ترین سخنرانی سالانه‌اش، در اول فروردین ۹۲، درباره مذاکره با آمریکا گفته بود که اگر حقوق ایران به رسمیت شناخته شود، «با مذاکره با آمریکا مخالفت ندارم». حسن روحانی به همین سخنان استناد کرد و گفت طرفین می‌توانند «گفتگوهای دوجانبه عادلانه با حفظ احترام و حقوق متقابل و با شرایط برابر» داشته باشند. هدف اول، کاهش تنش‌ها میان دو کشور است. هدف دوم لغو تحریم‌های اقتصادی در برابر شفافیت بیشتر ایران در نزاع هسته‌ای است.

 – مطابق قانون اساسی جمهوری اسلامی، «سیاست‌های کلی رژیم» -با مشورت مجمع تشخیص مصلحت نظام- توسط رهبر تعیین می‌شود. خامنه‌ای در اول فروردین ۹۲ گفت که آمریکا هیچ تمایلی به اتمام مذاکرات هسته‌ای و حل مسئله ندارد. برای اینکه راه حل مناقشه «بسیار نزدیک و بسیار آسان» است. تنها خواست ما، به رسمیت شناختن حق غنی‌سازی اورانیوم برای اهداف صلح‌آمیز است. رفع نگرانی آنها نیز «بسیار آسان» است: «می‌توانستند مقررات قانونی آژانس هسته‌ای را هم اعمال کنند؛ ما هم از اول هیچ مخالفتی با اعمال این نظارت‌ها و مقررات نداشتیم». بدین ترتیب او می‌گوید اگر حقوق هسته‌ای ایران (غنی‌سازی اورانیوم برای اهداف صلح‌آمیز) در چارچوب NPT پذیرفته شود، هر میزان شفافیت و راست‌آزمایی را خواهد پذیرفت.»

 مخاطب مقاله اکبرگنجی که به انگلیسی هم منتشر شده، کسانی هستند که باید در نهادهای معین، به حرف آیت اله خامنه ای اعتماد کنند. او هم مانند حسین موسویان معتقد است، رهبر جمهوری اسلامی را باید مطمئن کرد که آمریکا قصد تغییر رژیم را ندارد تا مساله اتمی حل شود.

گروه پنج بعلاوه یک نیز برای مذاکرات جدید با ایران اعلام آمادگی کرده است.علی اکبر صالحی وزیر امور خارجه، در روزهای آخر وزارتش می گوید که این وزارتخانه منتظر تعیین ترکیب تیم مذاکراتی هسته ای با گروه پنج بعلاوه یک، از سوی حسن روحانی، رییس جمهورمنتخب است.مسئولیت مذاکرات هسته ای ایران با گروه پنج بعلاوه یک، با دبیر شورای عالی امنیت ملی است و رییس جمهوری به عنوان رییس شورای عالی امنیت ملی، دبیر این شورا را منصوب می کند.

 مذاکرات جک استراو ـ– واسطه غرب- در تهران ـ وتعیین دبیر شورای امنیت ملی وتیم مذاکره کننده، مساله اتمی را وارد مرحله تازه و بسیار مهمی خواهد کرد.

» نظام» کوتاه خواهد آمد؟ در پشت لبخند برنامه ای هسته ای را پیش خواهد برد؟ جواب خواست های قاطع «دشمن » راچگونه خواهد داد ؟پرسش هایی است که ماه اول تابستان با تاریخ در میان می گذارد.

هفته آخر تیر ماه تمام می شود.

تا اینجا- تاکید می کنم تا اینجا- تنها برنده بازی برد-ـ برد، «مقام معظم رهبری» است و بس. رد پای مبارکش از همه رویدادهای هولناک هشت سال گذشته پاک شده و مسئول همه فجایع از اقتصادی تا اتمی محمود احمدی نژاد شناخته شده است.

آخر هفته، همزمان با اعلام تشکیل پرونده جدیدی علیه فائزه هاشمی رفسنجانی توسط دادستان تهران، خبرهایی می رسد که حماسه سازان برای رهبردر آستانه کسب یک امتیاز هستند. در هفته ای که عبداله نوری گفته است» آزادی آقایان موسوی و کروبی یک مطالبه ملی است و در هر حرکت جمعی، شعارها به سمت لزوم رفع حصرها و حبس ها تغییر می یابد»رسول منتجب‌نیا٬ قائم‌مقام حزب اعتمادملی٬‌ خبر از رایزنی‌هاو اقداماتی برای رفع حصر از مهدی کروبی می دهد که» قطعا به نتیجه خواهد رسید وبه زودی تکلیف دبیرکل حزب اعتماد ملی(کروبی) مشخص خواهد شد.»

حسن روحانی، حرفهایی می زند که شاید به همان «اقدامات» مربوط باشد: «باید کمک کنیم از مشکلات و اختلافات عبور کنیم و مشکل را افزون نکنیم؛ یعنی آنها که آماده بازگشت هستند راهشان را تسهیل کنیم، چون توبه برای همه است.»

حبیب‌الله عسگراولادی می گویدکه همچنان منتظر دریافت پیام روشنی از موسوی و کروبی است و توصیه می‌کند: «راه‌ توبه باز کنند و به دامن پرمهر امامت و ملت و نظام برگردند.»

چه خبر است؟ روزی که پدر خوانده حزب سراسری موتلفه گفت که مهدی کروبی و میرحسین موسوی، را «فتنه‌گر» نمی‌داند، برای امروزتله می گذاشت؟ دارند در خلوت خانه های امن از شیخ دلاور «توبه» می گیرند؟ حاصل این توبه را باید برد دانست؟ پرسش های دیگر تیرماه است، شاید از مرداد در راه.

هفته ایست که خبرمی رسد عربستان سعودی از پایگاهی که تا پیش از این نامعلوم بود موشک‌های بالستیک خود را به سوی ایران و اسرائیل نشانه رفته است.

محسن مخملباف و محمد نوری‌زاد، به روایت حسین باقر زاده دست به شکستن دوتابوی بهائیت و اسرائیل می زنند.ماجرای اعتراض شدید یک زن به دختر آمر به معروف خشم نهفته در زنان آزاده ایران را رسانه ای می کند. و درست در روزهایی که حازم ببلاوی نخست وزیر موقت مصر برای نخستین بار در تاریخ این کشور دو زن را بعنوان وزیر انتخاب می کند: دریه شرف‌الدین برای وزارت اطلاع رسانی، و ایناس عبدالدایم برای وزارت فرهنگ.

نوال السعداوی، منتقد، نویسنده و مدافع حقوق‌بشر۸۰ ساله مصری از تجربه رفتن خود به التحریرمی نویسد:» رفتم چراکه احساس کردم دوباره متولد شدم. هشتاد سال دارم اما من دوباره متولد شدم. ما به یک قانون اساسی نیاز داریم که همگی در برابر آن مساوی باشیم؛ هیچ جدایی بین زن و مرد و هیچ فرقی میان مسیحی و مسلمان نباشد. ما مصری هستیم و می‌بایست برابری و مساوات بین ما وجود داشته باشد، ما برای آزادی، شرافت، برابری و عدالت از خانه‌های خود خارج شده‌ايم و به میدان التحریر رفتیم.»

علیرضا داود نژاد بانگ می زند:»قاچاقچی‌ها مملکت را گرفته‌اند» وسخنرانی وداع سالوادورآلنده با مردم، منتشر می شود. مردبزرگ تاریخ آزادی دقایقی پیش از مرگ، فریاد برکشیده است:

– کارگران میهنم، من به شیلی و سرنوشت آن ایمان دارم. مردان دیگری خواهند آمد و بر این روزگار تاریک و تلخ که خیانت بر کشور سایه افکنده، پیروز خواهند شد. به یاد داشته باشید، زود‌تر از آن‌چه فکرش را بکنید، راه‌های بسیاری پیش پایتان گشوده خواهد شد و شما مردان آزاد را به سوی ساختن جامعه‌ای بهتر هدایت خواهند کرد.

اصلاح طلبان و همه

بستان داغی است.آب بازی جوانان در کرج راه به زندان می برد و عشق ورزی رئیس جمهور رفتنی با «نظام» از سر گرفته می شود. رئیس جمهور آمدنی که در سکوت مطلق مشغول تشکیل کابینه پشت درهای بسته است، در شرایطی که وضعیت از زمان جنگ هم بدترست، از رهبر «نظام» حمایت و هدایت و دعامی خواهد و البته هر وقت که «مقام معظم» اراده فرمایند. رئیس جمهور اسبق باز هم می خواهد «خیلی عجول نباشیم» تا «اگر»، «انشاء اله» فضا بازشد «اصلاح طلبان و همه» بتوانند به «فعالیت های منطقی، قانونی، شرعی وفکری» بپردازند.

 گسل اصلاح طلبان و همه- مردم ایران- و جمهوری اسلامی یعنی نظام حاکم و ایران که همان سرزمین باستانی ایران زمین باشد، در ادبیات محمد خاتمی هم خودرا نشان می دهد، وقتی خوشحالی خود را بعنوان بزرگ اصلاح طلبان از نجات نظام در مسیری که می رفت، فریاد می کند: «مسیری که اگر ادامه می یافت نه تنها جمهوری اسلامی ایران که «ایران هم» در معرض خطر بزرگی بود.»

هفته ایست که سالی دیگر بر ۱۸ تیر خونین می گذرد؛ روزی که گسل نظام- ایران بار دیگرسر باز کردو برای نجات نظام، سرکوب در دستور کار قرار گرفت. سعید زینالی یکی از دانشجویانی است که تنها ۵ روز پس از حمله به کوی دانشگاه تهران در منزلش بازداشت شد وطی ۱۴ سال گذشته، جز یک تماس تلفنی کوتاه، هیچ تماس و ارتباطی با خانواده اش نداشته و پی گیری ها برای اطلاع یافتن از سرنوشت وی به جایی نرسیده است. پسرم تا سال ۸۱ در اوین بوده این تنها خبری که مادر سعید زینالی دارد.

 نقطه نظرات رئیس جمهور در راه که شخصا درمقام دبیر شواری امنیت ملی، بسیج را برای سرکوب «اوباش» به خیابان آورد، در جریان «ا نتخاب ۹۲» آفتابی شد. موضع رئیس جمهور وقت – محمدخاتمی- هم که حالا خودش رئیس جمهور تعیین می کند، توسط محمدعلی ابطحی در کتابی بازنشر می یابد:»بعد از حادثه‌ کوی دانشگاه، شورش پیش آمد. شورش و بلوا در تهران، حادثه‌ی زشت و نفرت‌آوری بود که ملت عزیز و مقاوم و صبور و منطقی ما را مکدر کرد. آن‌چه در تهران پیش آمد، لطمه به امنیت ملی بود؛ تلاشی بود برای برهم زدن آرامش مردم شریف و تخریب اموال عمومی و خصوصی و بالاتر از آن، اهانت به نظام و ارزش‌های آن و مقام معظم رهبری آن‌چه پیش آمد، حادثه‌ی ساده‌ای نبود؛ تلاشی بود برای مرزشکنی و برای ابراز کینه‌توزی علیه نظام که نه رابطه‌ای با این ملت شریف داشت و نه نسبتی با دانشگاه و دانشگاهیان. حادثه‌ی شورش، یک حرکت کور، یک بلوا، یک حرکت ضد امنیتی، با شعارهای منحرف‌کننده بود وبه یاری خداوند این بلوا خاموش شد.»

دیدگاه میر حسین موسوی هم که با قلب بیمار زندانی همان «نظام» است که روحانی و خاتمی و هاشمی به جان برای نجاتش می کوشند، در فضای مجازی انتشار می یابد: «اگر مسببان فاجعه ۱۸ تیر شناخته می شدند و به دلیل آن جنایات به صورت آشکار محاکمه و کیفر می شدند، ما حوادث حمله به خوابگاه دانشجویی را بعد از انتخابات نمی داشتیم.»

محمد خاتمی که برای بار هزارم می گوید» دلبسته اصل نظام و انقلاب » است، از محمود احمدی نژاد می خواهد که «نخست وزیر امام»- بنیانگذار همان «نظام»- را آزاد کند، چون این کار از حسن روحانی ساخته نیست. رئیس جمهور امام زمانی که این روزها مشتری برنامه زنده تلویزیون سردار ضرغامی است تا خدمات هشت ساله خود را به ثبت بدهد، یک نشان تاریخی هم از برادر بازجو حسین شریعتمداری می گیرد. نماینده ولی فقیه دوم در روزنامه ضد ملی کیهان، می نویسد:» عملیات روانی پرحجم و گسترده‌ای را برای انکار خدمات برجسته و کم‌نظیر- و در پاره‌ای از موارد بی‌نظیر- دولت کنونی سازمان داده و در این شیپور فریب می‌دمند که انگار قرار است «ویرانه»ای از دولت دهم به دولت یازدهم تحویل داده شود. این در حالی است که دولت آقای دکتر احمدی‌نژاد اگرچه طی ۲ سال اخیر به علت نفوذ حلقه انحرافی در آن، از بستر قبلی خود زاویه گرفته است ولی تمامی شواهد موجود حاکی از آن است که دولت ایشان در خدمت‌رسانی به مردم و عمران و آبادانی کشور نه فقط نقش برجسته‌تری از همه دولت‌های پیشین داشته است، بلکه خدمات دولت‌های نهم و دهم در طول تاریخ دولت‌ها، از مشروطه تاکنون بی‌نظیر بوده است.»

معلوم است که سکوت ناگهانی «دکتر» بی دلیل نیست. در روزهایی که یک زن «شهرت دار» با انتشار کتابی در ایتالیا خواهان برداشتن بکارتش توسط رئیس جمهور امام زمانی می شود، محمد جعفر بهداد، معاون سیاسی دفتراحمدی نژاد می نویسد که اوبرای «حفظ مصالح عالیه نظام سکوت کرده است» ونمی خواهد سبب یک «سونامی هلاک کننده» بشود. و درست در روزهای ترک خیابان پاستور، برای برادربزرگ مقام رهبری یک پست تازه دست و پا می شود. آیت اله محمدخامنه ای همان کسی است که در روزهای انتخابات بعد از بیست سال از خلوت درآمد و هاشمی رفسنجانی- شناسنامه نظام- رابه صراحت تمام عامل آمریکا خواند و حالا ریاست بنیاد ایران شناسی هم نصیبش می شود.

هاشمی رفسنجانی، در ستایش نامه بیسابقه ای که در وب سایتش انتشار می یابد » منجی کشور» لقب می گیرد و معلوم می شود» در ايام ثبت‌نام نامزدها، ديداركنندگان التماس و خواهش » می کرده اند که نامزد شود و او كه «دلبستگي‌اش به نظام يادآور حكايت دو مدعي مادري براي تصاحب يك فرزند است، داوري را به امام علي(ع)» می برد. و «البته هنوز ناگفته‌هاي فراواني هست كه اقتضاي مصلحت نظام ايجاب نمي‌كند باز گفته شود» بطوریکه حتی نام پیغام آور ازطرف شورای نگهبان و یکی از روسای سه قوه هم ازمردم مخفی می ماند.

مردمی که باید رای می دادند و به خانه می رفتند، حتی باید از گمانه زنی در باره کابینه هم دست بردارند. حکم، حکم کلید دار «تدبیر و امید» است که از طریق دفتر امور رسانه‌ای اش به اطلاع حماسه سازان عزیز رسانده می شود: «از همگان، اعم از شخصیت‌ها ورسانه‌های محترم درخواست می شود، گمانه زنی ها درباره ترکیب دولت یازدهم وکمیته ها و کارگروههای بررسی کننده در این زمینه را متوقف کنند و اجازه دهند رییس جمهور منتخب با دقت و آرامش بررسی های خود را در مهلت مقرر قانونی به فرجام رساند».

حسین موسویان، معاون سابق حسن روحانی در دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی و عضو تیم مذاکره کننده هسته ای در دوره مسئولیت او، ظاهرا ماموریت سکوت ندارد. او که بعنوان «جاسوس» شیطان بزرگ دستگیرشدو بعد بعنوان محقق ازآمریکاسر درآورد، موضع ایران درمورد سرنوشت سازترین «وضعیت بدتراز جنگ» را رسانه ای می کند: «ایران به عنوان یک کشور مستقل عضو معاهده منع گسترش سلاح های هسته ای(ان پی تی) حق غنی سازی اورانیوم را دارد. به نظر من با اذعان واشنگتن به حق ایران در غنی سازی اورانیوم، امکان دستیابی سریع به توافق وجود دارد ولی بدون به رسمیت شناختن این حق، امکان ندارد هیچ توافقی حاصل شود.»

حسین موسویان که معلوم نیست مقالات پیاپی اش در نشریات بزرگ دنیا چگونه انتشار می یابد، پیشنهاد خطرناکی هم می دهد: «خروج ایران از معاهده ان پی تی و جایگزین شدن این معاهده با فتوای رهبر معظم انقلاب اسلامی درباره حرمت ساخت و استفاده از سلاح هسته ای.»

تابستان براستی داغی است. «انقلاب دوم مصر» چنان بساط «اخوان المسلمین» را جمع می کند که حتی بشار اسد جنایتکار هم دادش از «اسلام سیاسی» به هوا می رود. سخنگوی کمیسیون امنیت ملی مجلس به روزمی گوید: روحانی اصولگراست، ما انتخابات را بردیم.

علی مطهری، نماینده اصول‌گرای مجلس حرفهایی می زند که وزن و نقشش رابیشتر برملا می سازد. فرزند «شهید مطهری» می‌گوید: «به نظر من سوء استفاده از سخنان رهبری و القای اینکه نظر ایشان به احمدی‌نژاد است، نقطه آغاز فتنه ۸۸ بود.»

 معلوم نیست فرزند «شهید مطهری» این فرمایشات رهبری را، به یاد دارد یانه: «البته بین ایشان (اکبر هاشمی رفسنجانی) و بین آقای رئیس جمهور از همان انتخاب سال ۸۴ تا امروز اختلاف نظر بود، الان هم هست… و نظر آقای رئیس جمهور به نظر بنده نزدیک‌تر است.»

هرچه هست، حرف علی مطهری، بی دلیل وندانسته نیست. او ادامه می دهد: «ضرورتی برای ادامه برخی تصمیمات و مثلا از جمله حصر برخی افراد وجود ندارد. دلایل امنیتی هم برای این کار از این پس قانع‌کننده نیست. چون قبلا می‌گفتند آزادی این‌ها ممکن است باعث فعال شدن جنبش سبز و اخلال در امنیت کشور شود، ولی الان بخش اعظم جنبش سبز با نظام آشتی کرده و ضرورتی برای ادامه این حصر نیست.»

نماینده محترم آرزودارد مجلس ختم جنبش سبز رابر پا کند.یکی از قربانیان سرکوب جنبش سبزکه مثل رهبرانش در زندان است حسین رونقی نام دارد. یک مقام قضایی در پاسخ به اعتراض این وبلاگ نویس جوان، به بی توجهی های مسئولان قضایی نسبت به وضعیت خود و زندانیان سیاسی، می گوید: «نهایتا در زندان می میری و بعد از دو هفته سر و صدای رسانه ها، همه چیز تمام می شود.»

تابستان داغی است وهفته دیگری از نخستین ماهش به پایان می رسد. آخرین رقم اعلام شده در زمان بی نظیرترین دولت ایران از مشروطه تا امروز، فقط ۱۰ میلیارد دلار ناچیز کم و کسر دارد. در حالی که محمود احمدی‌نژاد به تازگی سرمایه صندوق توسعه ملی را «بالای ۵۰ میلیارد دلار» اعلام کرده، رئیس بانک مرکزی می‌گوید ذخیره این صندوق تنها «نزدیک به ۴۰ میلیارد دلار» است.

با استفاده از همین دلارهای ناقابل است که به گفته مشاور وزیر جهاد کشاورزی جمهوری اسلامی، شرکت بازرگانی دولتی ایران ترجیح می‌دهد که به جای خرید محصولات گندم‌کاران داخلی، با قیمتی «بسیار بالاتر» گندم را از خارج کشور وارد کند.قیمت هر کیلو گندم وارداتی ۱۱۰۰ تا ۱۲۰۰ تومان است، اما قیمتی که برای خرید تضمینی گندم از کشاورزان ایرانی تعیین شده تنها ۷۲۰ تومان است.

گندم سومین کالای عمده وارداتی ایران بعد از برنج و کنجاله است و تنها در بهار امسال۹۱۵هزار تن گندم به ارزش ۳۸۲ میلیون دلار وارد شده است. خبرگزاری رویترز هم خبر از خرید ۶۰۰ هزار تن گندم به ارزش ۲۱۰ میلیون دلار در تیر ماه جاری می دهد.

شاید روزی معلوم شودکه سود نابودی کشاورزی ایران و واردات نجومی از چین و ماچین به جیب کدام یک از پایوران، ماموران و منصوبان «نظام» می رود.اما حالا روشن است که حذف ارزمرجع  سبب شده کمبود دارو بیداد ‌کند وازخانواده‌های ایرانی قربانی بگیرد.

و تازه این ازنتایح سحر است.عیسی کلانتری – وزیر اسبق کشاورزی-گزارش هولناکی می دهد: «زندگی ملت ایران در حال تهدید است.مشكل اصلی كه ما را تهدید می‌كند و از اسرائیل و آمریكا و دعواهای سیاسی و… خطرناك‌تر است مسئله زندگی ملت است. این است كه فلات ایران دارد غیرقابل سكونت می‌شود و كسی به این فكر نیست. مسئله اینجاست كه آب‌های زیرزمینی تحلیل رفته‌اند وبیلان منفی آب بیداد می‌كند و كسی به فكر نیست. اگر وضعیت اصلاح نشود ایران ۳۰ سال دیگر كشور ارواح می‌شود چون همه كشور تبدیل به كویر می‌شود. «

واین کاریست که مغولان هم نتوانستند با ایران بکنند.

هفته تمام می شود. در سکوت مطلق، دولت جدیدی را تدارک می بینند. ظاهرا سه رئیس جمهور جدول کابینه را فراهم می آورند تا برای هدایت به حضور «مقام معظم» برده شود.

تحلیل اوضاع در سطوح مختلف ادامه دارد. نظریه سازان دولتی، فرارسیدن عصری نو را تئوریزه می کنند و دیدگاههای مستقل بیرون از فضای خفقانی جمهوری اسلامی انتشار می یابد. علی اصغر رمضانپور اینک هواداران روحانی را پی می گیرد. و ناصر کاخساز، مبارز قدیمی با نگاه به رویدادهای کنونی ایران و مصر افق تازه ای را می گشاید: «سودی که مذهب سیاسی از خفقان سیاسی پیشین در مصر و از خفقان سیاسی موجود در ایران می‌برد این است که در غیاب احزاب سیاسی مدنی و سکولار آرای اجباری مردم را به سود خود می‌کشاند. دیپلماسی غربی نیز دولت‌های برآمده از چنین اوضاع و انتخاباتی را دموکراتیک می‌نامد. اما دموکراسی، در غرب، معنای دیگری دارد و در میان احزاب گوناگون و با حضور فعالانه و آزاد آن‌ها در جامعه تعریف می‌شود. تجربه‌ی مصر نشان می‌دهد که غرب تعریف واقعی دموکراسی را برای خودش نگه می‌دارد و با تقویت نیرویی که تنها آلترناتیو اجباری ارائه شده به مردم است، تعریفی ساختگی از دموکراسی را برای جوامع غیرغربی زیر عنوان تئوری امکانات تجویز می‌کند. ارتش مستقل مصر اکنون ناچار می‌شود نقش خلاء موجود در انتخابات گذشته‌ی مصر را پر کند. خلائی را که دموکراسی غربی زیرچشمی رد می کند تا اهمیت آن را و سودی را که مذهب سیاسی از آن می‌برد، نمایان نسازد.روشنفکران آزاده‌ی ایرانی باید از روشنفکران مصری بیاموزند و از هرگونه حمایت شیداگونه از هرگونه مذهب سیاسی پرهیز کنند و همزمان برای سازماندهی یک جنبش ملی سراسری در راه ایجاد ایرانی برای همه‌ی ایرانیان متحد شوند. تاکتیک‌هایی که در خدمت این استراتژی نباشند مردم را در شرایطی اجباری و ناعادلانه پشت سر یک مذهب سیاسی معتدل‌تر بسیج می‌کنند و آن‌ها را در شرایط موجود سزاوار و شایسته‌ی برخورداری از ایرانی برای همه‌ی ایرانیان نمی‌دانند. و این در حالی است که مصریان از تجربه‌ی شکست مذهب سیاسی در ایران سود می‌جویند و فریب مقداری اصلاحات جناح بهتری از اخوان‌المسلمین را نمی‌خورند.

هراس از سوریه‌ای کردنِ نبرد با جمهوری اسلامی تاکنون نیز در خدمت ابقای جمهوری اسلامی بوده است. با این هراس چونان یک استدلال، زبان طرفداران جنبش ملی بسته شده است. اکنون اما با تجربه‌ی جنبش ملی ۲۰ میلیونی در مصر، سطح استدلال در جنبش ما فراتر می‌رود.سوریه‌ای شدن، به سوریه‌ی بعثی تعلق دارد. مصر ناصری، نه سوریه‌ی بعثی، بلکه مصرِ جنبش ملی- با تصحیح اشتباهات ناصر، اما با توجه به نقشی که مصر ناصری در پرورش ارتشی مستقل داشت- از پسِ پشت، جنبش میلیونی را به سوی خیابان‌‌ها هل می‌دهد. این استفاده‌ی ملت از حافظه‌ی تاریخی خویش است. سوریه‌ای شدن هنگامی معنا پیدا می‌کند که نیمه‌ی آگاه مردم با روش مسالمت جویانه حضور فعال نداشته باشد. با حضور فعال جنبش ملی، نیمه‌ی دیگر مردم که تمایلات سنتی دارند، به تردید می‌افتند و یا منفعل می‌شوند اما بدنبال حزب سیاسی براه نمی‌افتند. هراس از سوریه‌ای شدن، بازتاب ناباوری ما به جنبش ملی و تردید ما به نارضایی مردم از مذهب سیاسی است. برای همین است که روشنفکران زیر پرچم دفاع از تغییر اندک، دینامیسم ملی مردم را فرو می‌نشانند و بجای سازماندهی اعتراضات ملی و اغتنام فرصت، مجذوب شادی مردم می‌شوند و برای آن، قصه سرایی می‌کنند. قصه سرایی نمی‌گذارد که روشنفکر، شادی مردم را در خیابان‌ها به عنوان یک علامت آمادگی برای سازماندهی ملی درک کند.

برعکس، روشنفکر مصری نیمه‌ی مدنی جامعه را فلج نمی‌کند و با توجه به تجربه‌ی ایران، آن را فعال می‌کند و از انرژی فعال شده‌ی آن برای سازماندهی خود و آن‌ها سود می‌جوید. روشنفکر ایرانی که بدنبال آلترناتیو مذهبیِ کم ضرر تری است بجای استفاده از انرژی ملی در حافظه‌ی تاریخی مردم و مبارزه‌ی شادمانه‌ی آن‌ها علیه مذهب سیاسی، آن‌ها را بدنبال مذهب سیاسی دیگری می‌کشاند و به تنبلی و بی‌کنشی سوق می‌دهد. کاری که ارتش مصر هم اکنون انجام می‌دهد، خلائی را پر می‌کند که از غیبت احزاب سیاسی سازمان‌یافته بوجود آمده است. مذهب سیاسی از این خلاء چون کشتزاری حاصل‌خیز با حمایت دو قدرت بزرگ غربی سود جسته است. جالب است که توجه کنیم وزیر خارجه‌ی انگلیس این پر کردن خلاء سیاسی بوسیله‌ی ارتش مصر را مورد انتقاد قرار داده است و دولت آمریکا از آن به عنوان یک کودتا نام برده است. یعنی لحن انتقاد در هر دو مورد متوجه ایفای نقش مستقل ارتش مصر و پیروی آن از جنبش ملی بیست میلیونی در خیابان است. معلوم نیست چرا و چگونه کودتایی به کمک جنبش ملی بیست میلیونی توجیه ‌پذیر می‌شود؟! این، به صورت طبیعت ثانوی دو قدرت بزرگ غربی درآمده است که به سیاق گذشته سیاست اتحاد مدرنیته‌ای با جهان غرب را در جنبش‌های ملی مدرن به سود آلترناتیوهای مذهبی تضعیف کند. دیپلماسی غربی ظاهرا از نبود آنتی پاتی به خود در جنبش های ملی مدرن دچار نوستالژی به هویت تاریخی خود می‌شوند.»

تابستان داغی است و استادسخن، سعدی، چنین منظری بر فصل آتش می گشاید:

آن ماه که گفتی ملک رحمانست

این بار اگرش نگه کنی شیطانست

رویی که چو آتش به زمستان خوش بود

امروز چو پوستین به تابستانست

.

ایران عزیز رهبر

 

«ایران» ناگهان «عزیز ما»ی «مقام رهبری» از کار در می آید. درسخن رئیس جمهورمنتخب، تخت جمشید، میراث ملی و شجریان اسطوره آواز نام می گیرد. در سکوت مطلقی که دولت جدید درآن سامان می یابد وحتی از اطلاع رسانی قطره ای به حماسه سازان

«انتخابات ۹۲» دریغ می شود، شایعات دامن می گستردو تحلیل ها از شمار می گذرد. دراین میان، عمیق ترین گسل جامعه ایران خود را در بحث تازه ای نشان می دهد: ایران و نظام.

در روزهای برزخی رفتن محمود احمدی نژاد که با آخرین سفر به روسیه و درخواست ساخت نیروگاههای هسته ای جدید همراه است، همه انتظار می کشند تا رئیس جمهوری که نظریاتش بیش از رفسنجانی به رهبر نزدیک بود، دولت راتحویل حسن روحانی بدهد که هاشمی ۳۵ سال است او رامی شناسد و هنوز بر صندلی ریاست جمهوری ننشسته به دیدارش می رود و «خط و نشان تندروها»را بازمتوجه خود می کند.

روزنامه بهار می نویسد: «از هنگامی که شعار اعتدال رای آورده است، تندروها و راديکال‌های وابسته به جريان اصولگرايی پرکار‌تر شده‌اند.» یکیشان که یدالله جوانی «مشاور عالی نماینده ولی فقیه در سپاه» باشد، می گوید:»عدم پیروزی اصولگرایان به معنای پیروزی اصلاح‌طلبان نیست».

مجلس هم دست به کار می شود و به تعیین باید ها و نباید ها برای روحانی می پردازد.

در بدنه جامعه بحث، درگیری، حتی شوخی و جنگ با الفاظ ناپسند بین رای دهندگان و کسانی که رای نداده اند، ادامه می یابد. گروه اول آرزوهای خود را فریاد می کنند و مخالفین راه رسیدن به حداقل ها را هم بسته می بینند. فضای مجازی، – به ویژه اتاق های خصوصی-دریچه های قابل مطالعه ای بروی جامعه ایران می گشایند. همکاران ما در «روز» نگاهی به یکی ازاین صفحات می اندازند که روحانی مچکریم را به برابر نهاد روحانی متشکریم تبدیل می کندو دوقطب مخالف را که در طنز ایرانی بهم می رسند، به نمایش می گذارد.

در سطح بالاتر، مطالبات اجتماعی مطرح می شود؛ از آزادی رسانه ها وزندانیان سیاسی گرفته تا برسمیت شناختن حقوق شهروندی بهائیان. بیش از ۵۰ تن از کنشگران جنبش زنان، در دومین جلسه‌ هم اندیشی گرد می آیند و مطالبات خود را با زنانی که در ستاد حسن روحانی فعال بوده اند، در میان می گذارند. برادر بازجو حسین شریعتمداری یاد تئوری امنیتی «خانه عنکبوت» می افتد. کسانی در برابر این مطالبات تابلوی «ورود ممنوع تا اطلاع ثانوی» می گذارند؛ تابلوئی که محمدخاتمی این هفته تحویل دکتر صادق زیبا کلام می دهد تا تصویری از فضای پیشا انتخاباتی و روند تبدیل «تحریم» به مشارکت ترسیم کند و نتیجه بگیرد: «مازمستان و برف و سرما پیش رو داریم؛ ما گردنه های صعب العبور در جلو داریم و خیلی طول نمی کشد که ما با مجلس اصولگرا، شورای نگهبان، صدا و سیما… و سایر نهادهای قدرت طرف خواهیم شد. الان اول راه است و گل، شیرینی و تبریک و از این حرفها. خیلی خوشحال نشویم و غرور ما را برندارد که ما بردیم. این تازه اول راه است، صبر کنید که آیا روحانی می تواند برای وزرایش رای اعتماد بگیرد یا نه… اصولگرایان نشان داده اند که مثل عقاب ایستاده اند و نظاره می کنند تا ببینند روحانی چه می کند و کجا یک قدم کج می گذارد بریزند سرش.»

علی افشاری می کوشد راه برحل معمای خامنه ای و روحانی  بگشاید. و درروزهایی که تصویر میرحسین موسوی وزهرا رهنورد در بیمارستان قلب منتشر می شود و خبر می رسد که مامورین امنیتی به‌رغم اصرار پزشکان مانع اقامت و درمان «نخست وزیر امام» در بیمارستان شده‌اند، یکی از اصلی ترین مطالبات محل نزاع رخ می نماید. محمد خاتمی که به دیدار نسرین ستوده رفته است، در روز اول هفته ابراز امیدواری می کند که «همه زندانیان سیاسی آزاد شوند تا فضای مناسب پدید آمده باز هم لطیف تر گردد و همگان بتوانند خدمت خود را به کشور و مردم انجام دهند.»

مصطفی تاج زاده که درآخرین روزها از صف «تحریمی های  سف و سخت» به رای دهندگان پیوست وحالا مدافع آتشین «رئیس جمهور منتخب» شده است، آب پاکی راروی دست همه می ریزد: «به نظر من نباید کسی در این زمینه از آقای روحانی توقع ویژه ای داشته باشد چرا که کار به دست او نیست. زندانیان سیاسی و خانواده های محترمشان نیز باید هم چون گذشته با صبوری و متانت این مرحله را نیز پشت سر بگذارند ومتناسب با رفتار حاکمیت عمل نمایند. در عین حال دوراندیشی حکم می کند که ما خود را برای بدترین شرایط آماده کنیم. چرا که این ها برای اینکه ثابت کنند چیزی تغییر نکرده است ممکن است نه تنها زندانیان سیاسی را آزاد نکنند بلکه شرایط را برای آن ها سخت تر هم بکنند.»

رئیس جمهور پیشین، لابد خبرهایی دارد که روز آخر هفته برای نگاه، با معاون وزیرکشورش همرای می شود و آزادی زندانیان را ازدولت احمدی نژاد می طلبد: «حبس و حصر منتقدانی که در سال‌های اخیر به بند افتاده‌اند، در این دولت شده، ولو خودش می خواست یا نمی خواست. می تواند به عنوان باقیات صالحات تلاش سازنده ای بکند تا این مشکل حل شود، چون این توقع را از آقای روحانی داشتن آسان نیست.»

ماموران و منصوبان » رهبرمعظم» درهایی را که از حالا معلوم است، کلیدروحانی قفلشان را نباید باز کند، نشان می دهند.

فریدون عباسی دوانی، رئیس سازمان انرژی اتمی، مساله هسته ای را قابل تغییر نمی داند: «تغییری در تولید سوخت هسته‌ای و فعالیت فردو روی نمی‌دهد.غنی‌سازی اورانیوم در ایران متوقف نمی‌شود.»

اسماعیل احمدی‌مقدم که از سوی رهبر به عنوان ششمین فرمانده نیروی انتظامی جمهوری اسلامی منصوب شده، همین حرف را در باره گشت ارشاد می زند.اوکه یکی از نزدیکان و حامیان محمود احمدی‌نژاد، به شمار می‌ رفت می فرماید: «آمدن دولت جدید باعث تغییر در طرح امنیت اجتماعی نمی‌شود. این شورا و نهادها تصمیم‌گیرنده هستند و تصمیم‌گیری‌های ملی، مقطعی نیست.»

دستگاه قضائی هم نظرش رادر عمل نشان می دهد و حکمی تاریخی درمورد سعید مرتضوی-، قاضی محبوب و شجاع- رهبر، صادر می کند. دخترجوانی در فیس بوک می نویسد: «سعید مرتضوی قاتل کهریزک، قصاب مطبوعات، نهایتا پرونده اش با ۲۰۰ هزار تومان جریمه، ۵ سال انفصال از خدمات دولتی و انفصال دایم از قضاوت که قابل حله بالاخره بسته می شود. اما بهار هدایت، عماد بهاور، ضیا نبوی و مجید توکلیبه جرم انسان بودن 10 سال حکم می گیرند….مهسا امر آبادی، مسعود باستانی، مهدی محمودیان و …………..سالها حکم می گیرند و محرومیت از حقوق اجتماعی ……عدالت اسلامی را امروز دیدیم و لمس کردیم…در سرزمین ما قاتلان محبوب تر و آزاد تر هستند…»

 رئیس صدا وسیمای جمهوری اسلامی – منصوب » مقام معظم» – علی مطهری را که گزینه جدی وزارت ارشاد یا آموزش وپرورش در کابینه» امید و تدبیر» است، شخصا پای میز موویلا می نشاند. فرزند» شهید مطهری» فیلم مسابقه والیبال ایران-ـ ایتالیا  را با دورکند می بیند تا قانع شود که نمایش زنی با آستین کوتاه برای چند ثانیه درمیان تماشاگران غیر عمدی بوده است. سردار عزت الله ضرغامی ماجرا را شخصاتوضیح می دهد و داستان خواندنی هوای گرم کوبا، چشمان مطهری و شکیرا در سر فصل اخبار هفته قرار می گیرد.

روزنامه ضدملی کيهان، دو گفته غلامحسين محسنی اژه ای سخنگوی قوه قضایيه رابرجسته می کند: «محکومان فتنه ۸۸ صلاحيت حضور در دولت آينده را ندارند.»و»حسن روحانی با مشکلات بسياری روبه‌رو است.»

در روزهایی که قرار است همه کاسه و کوزه های هشت سال گذشته بر سر یک نفر بشکند تا «رهبر معظم» پاک و بیگناه بماند، پرونده برجا گذاشتن «زمین سوخته» برای محمود احمدی نژاد باز می شود.روزنامه بهار در سرمقاله خود می نویسد: «آنچه این روزها از بعضی تصمیم‌ها و اتفاقات در ادارات و موسسات دولتی شنیده می‌شود، در صورت صحت؛ فاجعه‌آمیز و تاسف‌آور است. موج استخدام‌های فله‌ای و بی‌ضابطه، بعضی واگذاری‌های شتابزده، جابجایی مدیران در سطوح میانی همچون تغییر ۵ رئیس دانشگاه تنها در عرض یک هفته و تصمیم‌هایی که جز ایجاد بار سنگین مالی برای دولت آینده پیامدی نخواهد داشت، دلایلی کافی برای اثبات فاجعه‌آمیز خواندن روند انتقال قدرت از دولت دهم به دولت آینده است.»

يحيی آل‎اسحاق ریيس اتاق بازرگانی تهران که حزبش- موتلفه – با بی اعتئایی کامل رای دهندگان روبرو شده است، در روزنامه اعتماد می نویسد: «اگر در نرخ ارز تغييری ايجاد شود، بايد روراست اعتراف کرد که نه حسن روحانی و نه هيچ‌کس ديگری نمی‌تواند مشکلات احتمالی را حل کند.»

اذهان به یاد سخن تاریخی «امام راحل» می افتد که اقتصاد را کار خر می دانست و سرمقاله روزنامه جهان صنعت با تیتر «کاری که مغول‌ها با یزد نکردند»، اقدامات دستگاه‌های دولتی در تخریب هویت تاریخی و معماری شهر یزد را مورد نکوهش قرار می دهد.

تا نوبت به خودخود «رهبر فرزانه» می رسد.ایشان دو فرمایش می فرمایند که به معنای واقعی تاریخی است ودر کنار سخنان دیگرش در ایام انتخابات، شکاف اصلی جامعه ایران رابر ملا می کند:

یک: «دشمنان در حرف‌های خصوصی و نامه‌ها می‌گویند نمی‌خواهیم نظام را تغییر دهیم، اما عملکردشان خلاف این حرف را نشان می‌دهد و برای آنها، هسته‌ای، حقوق بشر، دموکراسی و هیچ چیز دیگر اهمیتی ندارد، آنها دنبال سد کردن پیشرفت ملت و سلطه مجدد بر ایران عزیز ما هستند، اما جمهوری اسلامی با اقتدار، استقلال، تکیه بر مردم و اعتماد به پروردگار، ایستاده است و از منافع ایران دفاع می‌کند.»

دو: «نتیجه انتخابات نشان می‌دهد حتی مردمی که نظام را حمایت نمی‌کنند به آن و انتخابات آن اعتماد دارند، چون نشان دادند که یک جمهوری اسلامی نیرومند مثل شیر می‌ایستد و از منافع و آبروی ملی خود دفاع می‌کند.»

شکاف سی ساله نهفته یعنی نظام-ـ ایران و هراس از «تغییر نظام» رسمااز جانب راس قدرت سیاسی به ادبیات سیاسی روزراه می یابد و در تضاد با تبلیغات سی وچند ساله ای که آخرین آنها اتفاقا در زمان انتخابات توسط روح الله حسینیان ودر پاسخ هاشمی رفسجانی در باره «ساختن ایران» عنوان شده است، گسل اصلی را پیش چشم همگان می گذارد.

سخن یارغار سعید امامی، چنین است: «فرض کنید ایرانی مانند ژاپن ساختید، در انتها چه نتیجه‌ای حاصل می‌شود؟ انقلاب‌اسلامی حرف دیگری داشت. شاه هم می‌توانست ایران را آباد کند، اما ما انقلاب کردیم تا معنویت و دین داشته باشیم.»

هادی سرمدی، پژوهشگر سیاسی این بحث تازه را تحت عنوان منافع نظام؛ منافع ملی می گشاید و راه را برای بحث درباره آن باز می کند.

هفته ایست که ریال بعد ازاندکی وقفه، باز سقوط می کند و قیمت دلار افزایش می یابد. کمبود ها به هلال احمرمی رسد و افزایش ۹۰ درصدی قیمت دارو را سبب می شود.

آخرین کشتی‌های چینی هم از ایران می روند. تحریم های جدید آمریکا کلید می خورد. یک قدم دیگر برای قطع کامل فروش نفت برداشته می شود. جیکوب ليو، وزير امور خزانه‌داری آمريکا، بی توجه به تعجب وزارت خارجه جمهوری اسلامی از تحریم های تازه، می گوید:این «شدید ترین مجازات در تاریخ» است.

و درست دو روز بعد، ۴۵ نماینده کنگره ایالات متحده در نامه‌ای به باراک اوباما، با اظهار این‌که حسن روحانی، رئیس دولت آینده ایران، از برنامه هسته‌ای جمهوری اسلامی ابراز حمایت کرده است، خواستار افزایش فشارها بر ایران می شوند.

اعضای کمیته روابط خارجی مجلس نمایندگان آمریکا در نامه خود می نویسند: «حسن روحانی در نخستین کنفرانس خبری خود حمایتش از برنامه هسته‌ای جمهوری اسلامی را اعلام کرده است. آیت‌الله خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی نیز که تصمیم‌گیرنده اصلی در مورد برنامه هسته‌ای ایران است، به تازگی تأکید کرده است که دلیلی برای عادی‌سازی روابط با آمریکا وجود ندارد.»

کسی نیست برای ائتلاف جهانی تابلوی «صبر» بگذارد و خواستار توقف مطالبات آنها بشود. تجربه سالها مذاکره و خطر دست یابی » نظام» به سلاح اتمی، آنها راتنها وتنها با اقدام عملی قانع می کند.

توفان، ازآرامش موقت بعد از انتخابات سر بر می کشد. تصویرحمید علیمی مداح اهل بیت درحالیکه در سوریه سلاح بدوش دارد، انتشار وسیع می یابد. آمریکا و روسیه، گام دیگری در راه توافق بر می دارند و به برگزاری کنفرانس «ژنو 2» نزدیک می شوند. شکی نیست که بشار اسد، اگر سقوط هم نکند، در فردای سوریه باید قدرت رابا مخالفان تقسیم کند.

بهاردوم از میدان تقسیم استانبول به میدان التحریر قاهره می رسد. مرسی برکنار می شود و حسین باقر زاده می نویسد:» شاهد «بهار» دومی در مصر هستیم که می‌خواهد حکومت را از اسلام‌گرایی پاک کند. این بهار مخصوص مصر یا کشورهای عربی نیست و نمونه دیگری از آن اخیرا در ترکیه اتفاق افتاد. موج این بهار می‌تواند هر نقطه از جهان مسلمان نشین را در بر گیرد و ایران که بیش از هر کشور دیگری از اسلام‌گرایی ضربه خورده و صدمه دیده است به سختی می‌تواند از تأثیر آن در امان بماند.»

هزاران تن از فعالان مخالف محمد مرسی که در میدان تحریر قاهره سخنرانی او را گوش می‌دهند، علیه رئیس جمهور و حزبش، گروه اسلامگرای اخوان‌المسلمین به شعار دادن می پردازند. آنها اخوان المسلمین را «دروغگویانی» توصیف می کنند که «انقلاب را با نام دین» به سرقت بردند. گفتی تاریخ «انقلاب اسلامی» ایران را بادست های هزاران جانباخته و زندانی و تبعیدی ورق می زنند.

تابستان دیگری رسیده است. سعید حجاریان مبدع واژه » نظام» برای سیستم سیاسی بعد از انقلاب، می گوید: «حاکمیت بحرانی را که انکار می‌کرد، اکنون پذیرفته است. دیگر پول نفت هم تمام شده است و الان به جای پول نفت حرف از معاملات پایاپای است. حتی گفته‌اند شرایط برای اینکه دیگر از ایران نفت خریداری نشود، آماده شده است و شرایطی نمونه آنچه برای عراق پیش آمده اکنون برای ایرانی‌ها قابل لمس است.»

رئیس جمهور منتخب، در سکوت مطلق، در کار «تدبیر» است. احمد پورنجاتی پرسش های هشدار آمیزی را با حسن روحانی در میان می گذارد: «اينك كه اندك اندك، از فضاي پر شور و احساس ارتباط چهره به چهره با شهروندان عطش‌زده يك جرعه «آرامش و امنيت و اميد به آينده و تنفس در هواي بانشاط» فاصله مي‌گيريد و به ناچار در اتاق‌هاي در بسته و حلقه‌هاي مشورت با همگرايان و ديگراني كه كم كم سر و كله‌شان از اينجا و آنجا پيدا شده و مي‌شود، براي راهبرد‌ها و برنامه‌ها و تركيب همكاران خود چاره‌انديشي مي‌كنيد، چرا به گونه‌يي مستمر و روزآمد، افكار عمومي را درباره آنچه اين روزهاي سرنوشت‌ساز كه مشغول پخت و پز «تيم همكاران» خود هستيد، منتظر گذاشته‌ايد؟ !چه اشكالي دارد حتي درباره گمانه‌زني‌ها و سبك و سنگين كردن‌هاي انتخاب‌هاتان، افكار عمومي را همراه خود داشته باشيد؟»

سعید لیلاز، با وام گیری از احمد کسروی، به سرآغاز نبرد آزادی در ایران ـ– انقلاب مشروطیت-ـ بر می گردد: «مجاهدان روز شنبه در تشکیل کابینه آقای روحانی نیز جلو افتاده‌اند و در صف اول جشن پیروزی جا خوش کرده‌اند. آنها مجاهدان روز جمعه را به حاشیه رانده‌اند. البته مجاهدان روز جمعه هیچ گله و انتظاری ندارند. همین‌که بار سنگین فشار دولت احمدی‌نژاد از مردم برداشته شود برای آنها یک دنیا می‌ارزد، اما باید مراقب باشیم این «انا شریک» گفتن بعد از پیروزی توسط مجاهدان روز شنبه، باعث منحرف‌شدن ذهن آقای روحانی از وظایف اصلی و انتخاب‌های درست نشود.»

وشعر هوشنگ ابتهاج، معنایی دیگر می یابد:

سینه می بینید و زخم خون فشان

چون نمی بینید از خنجر نشان؟

بنگرید ای خام جوشان بنگرید

این چنین چون خوابگردان مگذرید

آه اگر این خواب افسون بگسلد

از ندامت خارها در جان خلد

چشمهاتان باز خواهد شد ز خواب

سر فرو افکنده از شرم جواب

آن چه بود؟ آن دوست دشمن داشتن

سینه ها از کینه ها انباشتن

آن چه بود؟ آن جنگ و خونها ریختن

آن زدن، آن کشتن، آن آویختن

پرسشی کان هست همچون دشنه تیز

پاسخی دارد همه خونابه ریز

آن همه فریاد آزادی زدید

فرصتی افتاد و زندانبان شدید

آن که او امروز در بند شماست

در غم فردای فرزند شماست

راه می جستید و در خود گم شدید

مردمید، اما چه نامردم شدید

کجروان با راستان در کینه اند

زشت رویان دشمن آیینه اند

آی آدمها صدای قرن ماست

این صدا از وحشت غرق شماست

دیده در گرداب کی وا می کنید؟

وه که غرق خود تماشا می کنید