منفور در حد تیم ملی (هوشنگ اسدی)

نجشنبه ۱۷ آذر ۱۳۹۰

هوشنگ اسدی

وزیرخارجه «نظام» هفته دوم آذرماه رابه جان می زند تا زهر «اشغال لانه جاسوسی انگلستان» رابگیرد؛ و هنوز نفس تازه نکرده «سفارت مجازی ایالات متحده آمریکا » میهمان فضای مجازی می شود.

و در فاصله بسته شدن درهای سفارت حقیقی و برآمدن سفارت مجازی، جهان چندگام بلند دیگر برای «انزوای فزاینده»ـ- بقول نوول ابزرواتور-ـ جمهوری اسلامی بر می دارد. تحریم نفت، بانک مرکزی، 180 شخصیت و شرکت، دستاورد «غرب» از تکرار بازی نخ نما وقدیمی جمهوری اسلامی است که به سرعت برملا و به ضدخودتبدیل می شود.

هنوز «دانشجویان بسیجی» در سفارت انگلستان سر گرم غارت و سرقت اند که تهران دست به تهدید می زند: «اقدام متقابل در قبال اخراج دیپلمات‌های ایرانی از لندن». برادران دارند پلوی نذری می خورند و ادای اشغال سفارت آمریکارا در می آورند. وزارت خارجه هم در چهارچوب سناریوی جدید با «ابراز تاسف» راه برائت می جوید.

دامینیک چیلکات، سفیر بریتانیا به کشورش برمی گردد و درچندجمله کوتاه که به رسانه ها می گوید، نشان می دهد جهان از الگوی رفتاری «نظام» آگاهی کامل دارد؛ همان که وال استریت ژورنال «فریب‌کاری و طفره رفتن‌های استادانه خاص جمهوری اسلامی» می خواندش. سفیر بریتانیا از ماجرای حمله به سفارت کشورش پرده بر می دارد وحتی بانام ونشان افراد ذینفع: «ایران کشوری نیست که درآن به صورت خودش تظاهراتی شکل بگیرد و پس از آن به یک سفارت خارجی حمله شود. این اقدام تنها با اطلاع و حمایت نظام انجام می‌شود. اشخاصی مانند علی لاریجانی و علاءالدین بروجردی به خاطر مقاصد سیاسی خود متمایل بودند فضا پرتنش بشود.»

دست هم روی زخم ناجور بروجرودی، از شرکای اصلی «اختلاس بزرگ تاریخ»، می گذارد ویکی از قبیله مهر برپیشانی ها را مجبور به تکذیبی می کندکه به صدتائیدمی ارزد.

گاردین و ساندی هرالد ـ دو نشریه انگلیسی ـ نشانی سردارقاسم سلیمانی فرمانده سپاه قدس را پشت صحنه حمله به سفارت می دهند ودر باره نقش فزاینده سپاه در سیاست خارجی می نویسند. اخباری هم از نقش فعال سردار شکنجه، محمد رضا نقدی دراین ماجرا رسانه ای می شود. از محمود احمدی نژاد خبری نیست که نیست. او در سال 1358 هم مخالف حمله به سفارت آمریکا بود،و نقشه اشغال سفارت شوروی سابق رادر سر داشت، وحالا مانند رهبر از لب نمی گشاید. و ناگهان سردار احمدرضا رادان از قاتلان زندان کهریزک می فهمد که مهاجمان «تحریک» شده اند و درمیان آنها افراد نفوذی بوده اند. البته سردارکه تجربه کشتار در سوریه را هم دارد توضیح نمی دهد که این نفوذی ها با کسانی که سازمان «سیا» در میان مداحان عزاداری‌ها در ایران نفوذ داده تا «آهنگ‌ها و اشعار مورد نظر خود» را وارد مداحی ها کنند رابطه ای دارند یانه.هرچه هست این دوعملیات همزمان و در ماه محرم انجام شده است. عده ای «تحریک» کرده اند و برادران بسیجی را «بازی» داده اند تابه سفارت انگلستان حمله کنند. گروه دوم به فرمایش معاون فرهنگی و تبلیغات نمایندگی ولی فقیه در سپاه پاسداران، شعر ترانه های لوس انجلسی را برداشته و به جایشان اشعاری در باره امام حسین گذاشته اند و مراسم سینه زنی را به محفل رقاصی تبدیل کرده اند. واقعا دست آوردبزرگی است برای «نظام مقدس» که می خواهد فرهنگ جهان را تغییر بدهد، امابعد از سی و چندسال هنوز نتوانسته برای ماه محرم هم چند تا مدح دست و پا کند.

هنوز کسی از مداحان نفوذی دستگیر نشده تا به صحت حرف های معاون فرهنگی سپاه «اعتراف» کند،اما یکی ازمهاجمان به سفارت می گوید: «ما بازی خوردیم».دیگری دروبلاگش نویسد: «آرزوی جنبش دانشجویی درتسخیرلانه جاسوسی انگلیس پس از سالها محقق شد.اما دستوراز بالا آمد و امر، امر ولایی است که باید هر چه سریعتر اینجا را تخلیه کنیم و بیرون برویم». بله. «امر ولایی برای خروج از سفارت بریتانیا» از همان مرکزصدور دستور حمله صادر شده است.علی اکبر صالحی فرصت حضور در کنفرانس افغانستان در آلمان را مغتنم می شمارد تا عذر خواهی دولتی ها راجهانی کند. انگلستان هم فهرست تخریب و چپاول «دانشجویان بسیجی» را می فرستد و «خواستارغرامت می شود: یک میلیون پوند هزینه «بازی خوردن» بسیجی.

و هنوز پاسخ تند جهان به حمله بسیجی ها به سفارت در راه است. حمله به سفارت انگلستان – چه حاصل تدبیر «رهبر فرزانه» باشد وچه کار نفوذی ها- در بهترین لحظه ممکن انجام شده است: درآستانه اجلاس اتحادیه اروپاومطرح شدن طرح تحریم نفت در سنای آمریکا. اروپائیان تردید نمی کنند و دست به تحریم ۱۸۰ شخصیت و شرکت ایرانی می زنندو بر سر تحریم صنعت نفت ایران اجماع حاصل می گردد. نمایندگان مجلس سنای آمریکا هم به اتفاق آرا طرحی را با هدف تحریم بانک مرکزی ایران به تصویب می رسانند تابعدازامضای اوباما، مرحله جدید تحریم ها شکل بگیرد.

وال استریت ژورنال، در باره سه محور قدیمی تحریم توضیح می دهد: «متلاشی کردن شبکه‌های تهیه تسلیحات مورد نیاز جمهوری اسلامی، محدودسازی و نظارت بر تراکنش‌های مالی ایران، و جلوگیری از فعالیت شرکت‌های حمل و نقل ایرانی که رابطه‌شان با برنامه هسته‌ای ایران به اثبات رسیده است.»و محورهای جدید را بر می شمارد: «بخش انرژی ایران و نقض حقوق بشر.»

بر این بستر آماده، یک مقام ارشد آمریکایی جمهوری اسلامی را یک «دولت منفور در سطح جهانی» می خواند و از کره جنوبی و دیگر همپیمانان ایالات متحده می خواهد تا بر شدت تحریم‌های خود علیه ایران بیافزایند.

استرالیا نخستین کشوری است که جواب مثبت می دهد. چین وروسیه به بازی دو سر بردخود ادامه می دهند. روسیه حرفی می زند که بیشتر به «سخره» کردن «نظام» می ماند: «روسیه که در قبال تحریم احتمالی خرید نفت ایران از سوی اتحادیه اروپا «بی‌طرف» می ماند، چون هیچ‌گونه واردات نفتی از ایران ندارد.» چین هم می گوید طرفدار عدم برخورد احساسی و تصمیم گیری واقعگرایانه است.

آخرین خبر هفته حکایت دارد: «کنگره آمریکا می‌کوشد تا از لغو جواز کشتی‌ها و سکوهای اکتشاف نفت به عنوان ابزار جدیدی برای اعمال فشار بر جمهوری اسلامی ایران استفاده کند.به گزارش روزنامه آمریکایی واشینگتن پست، تحت تاثیر این فشار‌ها شرکت نروژی «دت نورسکه وریتاس» که از عمده‌ترین موسسات بین‌المللی صدور جواز کشتی و سکو‌های دریایی اکتشاف نفت است، تمام مناسبات خود را با ایران قطع کرده است.»

دامنه تفسیر در باره بازی دوسر باخت جمهوری اسلامی در حمله به سفارت انگلستان ازهمیشه گسترده تر است و نظریه تلاش برای سرپوش گذاشتن بر حادثه مهم اصفهان طرفداران بیشتری دارد. این نظریه از حضور فرماندهان مهم سپاه در پشت صحنه مایه می گیرد و به گزارش موسسه علوم و امنیت بین المللی پیوند می خورد.

نخستین گزارش های دقیق رسیده از اصفهان حکایت از آن دارد که صدای مهیب انفجار هفته گذشته مربوط به یکی از پایگاه های موشکی و اتمی سپاه در این منطقه بوده است. گزارش موسسه علوم و امنیت بین المللی، نشان می دهد که پایگاه های اتمی و موشکی سپاه با دقت شناسائی و حمله به آنها عملا آغاز شده است.

العربیه که حوادث ایران رااز نزدیک دنبال می کند، می نویسد: «در پی انفجار هولناك غرب تهران كه پدر برنامه‌ی موشكی ايران را همراه با دهها تن از نيروهايش از بين برد و شايد پيش از زيانهای تسليحاتی به اعتماد به نفس حكومتيان ايران لطمه وارد كرد، انفجار اصفهان پيش آمد و قلب ايران را لرزاند. اما همگان ترجيح دادند در هر دو مورد، حقايق را مسكوت بگذارند.»

تایمز لندن می نویسد: «عکس های ماهواره ای تایمز تایید می کند که انفجاری که روز دوشنبه در شهر اصفهان رخ داد باوجود تکذیب مقامهای جمهوری اسلامی مربوط به تاسیسات غنی سازی اورانیوم در این منطقه بود. این عکس ها به روشنی موج بزرگی از دود و خرابی را نشان می دهد و بر ادعاهای ایران که چنین انفجاری در این منطقه رخ نداده خط بطلان می کشد. منابع اطلاعاتی اسراییل به تهران تایمز گفتند که تردیدی نیست انفجار در مرکز تاسیسات هسته ای اصفهان رخ داده و این «تصادفی نیست». یک منبع اطلاعاتی نظامی گفت: این انفجار به تاسیسات اصفهان به ویژه دستگاه هایی که گمان می رود انبار مواد خام را در خود داشت آسیب زده است.»

العربیه هم درعنوان و هم در مطلب خود تاکید می کند: «جنگ آغاز شده، ولی رسما اعلام نمی‌شود.»

وزیر دفاع اسرائیل و نخست وزیر امارات متحده عربی جنگ را چنان تصویر می کنند که گویا شاهدش هستند.ایهود باراک، می گوید: » در برخورد با ایران تمام گزینه ها روی میز قرار دارد.» در حال حاضر «حمله به تاسيسات هسته ای ايران در دستور کار قرار ندارد. ولی ممکن است زمانی پيش بيايد که مجبور شويم دست به چنين کاری بزنيم. چنين حمله ای برای اسرائيل خطر چندانی در بر ندارد.حمله نظامی عليه ايران برای اسرائيل ويرانگر نخواهد بود. جنگ يک مسافرت تفريحی نيست، ولی اگر اسرائيل ناچار به انجام آن شود، مادامی که مردم در خانه های خود باشند، تلفاتی در حد ۵۰ هزار، پنج هزار و حتی ۵۰۰ نفر نيز نخواهيم داشت.»

شیخ محمد بن رشید آل مکتوم، می گوید: «در صورت حمله جمهوری اسلامی به اسرائیل، تمام شهرهای ایران در 24 ساعت منهدم خواهند شد.»

جمهوری اسلامی هم ظاهرا برای این جنگ آماده شده است: «روزنامه بريتانيايی ديلی تلگراف در شماره سه شنبه ۱ خود گزارش داد که سپاه پاسداران جمهوری اسلامی ايران، نيروهای خود را در وضعيت جنگی قرار داده است.»

تصویر خوفناکی است: 500 کشته در اسرائیل، ایران سراسرویران. پیش بینی خوفناک در عاشورای 90 که خون جانباختگان عاشورای 88 درآن می جوشد. فیلم های تازه از سرکوب خونین مردم منتشر می شود. شهین مهین فر، مجری باسابقه رادیو و تلویزیون و مادر امیرارشد تاجمیر یکی از جانباختگان به فریاد در می آید وپرده سکوت می درد: «به امیر گفتم نرو، گفت به خاطر وطنم می روم. گفتم تو وطن من هستی، گفت خودخواه نباش مادر، وطن تو امیراست اما وطن من 70 میلیون ایرانی است و برای آنها می روم. او با این حرفش مرا شرمنده کرد و رفت و دیگر بازنگشت.»

رضا شهابی، از اعضای سنديکای کارکنان شرکت واحد که حدود ۱۹ ماه است در زندان اوين در بازداشت به سر می‌برد، در اعتراض به «بلاتکليفی» و ادامه بازداشتش عاشورا را در اعتصاب غذا بسر می برد.

بی دلیل نیست که محمد نوری زاد، در نامه دیگری به نایب امام زمان، با مقایسه واقعه عاشورا و وضعیت فعلی ایران از آیت الله خامنه ای می خواهد کربلای سال شصت و یک هجری را رها کند و به کربلای ایران بنگرد: «کربلا اینجاست. شمر اینجاست. خولی اینجاست. سرهای به نیزه شده اینجاست. اسیراینجاست. زنان وطفلان پای برهنه و گریزان اینجایند. اشقیا اینجایند. آری اشقیا اینجایند. کجا؟ پاکان سپاه به کنار، یک نگاهی به چهره ی پاسداران فربه از مال حرام بیاندازید، پاسدارانی که نفس زنان از بالا کشیدن اموال مردم به نزد شما شتاب می کنند، اشقیا اینانند. کسانی که یک روز در صف مردم بودند و امروز به برکت دلارهای نفتی و اسکله های قاچاق وپیمانهای بدون مناقصه و سهام مخابرات و هزار فرصت اقتصادی و سیاسی واطلاعاتی، خنده کنان به فوج اسرا می نگرند و شلاق به دست، قهقهه سرمی دهند و اسلحه به دست، مراقب اند اسیری از صفِ اسارت خروج نکند.»

وتاسوعا و عاشوراپشت سر گذاشته می شود؛ حکومتی تر، کنترل شده تر، محدودتر و نمایشی تر از هر سال دیگر. تنها امام جمعه های حکومتی ـ این عمله ظلمه دوران ـ-جهان را چون سید محمد موسوی، امام جمعه چابهار می بینند: «فریاد شهیدان تاسوعای چابهار فقط در این نقطه از میهن اسلامی ایران متمركز نیست بلكه كاخ های تمامی فراعنه و حكام جور را در عالم می لرزاند و جرقه های آن در وال استریت، منهتن و سایر ایالت های آمریكا و انگلیس مشاهده می شود.»

ویکی نیست به این نابغه بگوید که وال استریت و منهتن نام ایالت های آمریکا نیست. منتهن مرکز شهر نیویورک است و وال استریت یکی از خیابان هایش.

ودرمتن این نادانی تاریخی است که آیت اله اشرافی، مهدوی کنی،یک دست دردست عزرائیل و یک دست به دامان مقام رهبری، اورا با بوش و مائوتسه تونگ مقایسه می کند: «مردم آنجا هم آنها را رهبر می‌دانند، ولی ما آقای خامنه‌ای را به معنای عام و آنچه که در دنیا مرسوم است، رهبر نمی‌دانیم، بلکه می‌گوییم ایشان نائب امام زمان«عج» است و نوعی تقدس برای این جایگاه قائلیم. من در آقاي خامنه​اي تقوا و عدالت و مردمداری و زهد را می‌بینم. ایشان تمام خصوصیاتی را که یک فقیه نایب امام زمان«عج» باید داشته باشد، دارند.»

مهدوی کنی، میرحسین موسوی در حصرخانگی را سوسیالیست می خواند وپرده از مشکل او با » نظام» بر می دارد: «اگر مقام ولایت و مقام رهبری را قبول داشت، نتیجه انتخابات را می‌پذیرفت و می‌رفت تا در دوره‌های بعد شرکت کند، ولی این کار را نکرد.»

مهدوی کنی که در لب گور به ریاست خبرگان رهبری بر کشوری منصوب شده که جوانترین جمعیت جهان را دارد،به روی مبارک نمی آورد حرف های محمد رضا فرزين، معاون وزير امور اقتصادی و دارايی را که می گوید: «متأسفانه نه تنها ۴۱ درصد اقتصاد کشور از ماليات معاف است، بلکه اطلاعات آنها نيز در دسترس نيست.»و این همان بخش اقتصاد کشوراست که زیرنظر رهبری در اختیار باندهای قدرت و ثروت است. می برند و می چایند ودشنام هایش را به نام امام زمان واریز می کنند.

مقامات دولتی خود «نظام» فقط همین هفته اعلام می کنند: «نيمی از چای مصرفی کشور قاچاق است،» کشور «در مرحله موج سوم شيوع بيماری ايدزاز طريق روابط پر خطر جنسی» قراردارد و زیر سایه نایب امام زمان طبق گزارش سازمان شفافیت بین‌الملل با رتبه یکصدو بیستم «همچنان جز فاسدترین کشورهای جهان» است و ده‌ها مرتبه از قطر (رده ۲۲)، کویت (رده ۵۴) و ترکیه (مقام ۶۱) پایین‌تر.

در آخرین روز هفته هم «آثار شکست تنها پیروزیِ دولت هویدا می شود» و «كسري 8 هزار ميلياردي دولت از محل هدفمندسازي» از پرده بیرون می افتد.

آذرماه نه تنها ماه آخر پائیز، روزشمار سقوط دیکتاتور دیگری هم هست که دو قلوی منطقه ای جمهوری اسلامی یعنی سوریه باشد.

وزیر خارجه آمریکا می گوید سوریه بیش از همیشه منزوی شده است.شورای حقوق بشر سازمان ملل در نشست فوق‌العاده‌خود‎ با تصویب قطعنامه‌ای رژیم بشار اسد را به‌خاطر سرکوب خونین معترضان محکوم می کند. این قطع‌نامه به دبیرکل سازمان ملل متحد تحویل داده خواهد شد تا در شورای امنیت در مورد «واکنش مناسب» علیه حکوت سوریه تصمیم‌گیری شود.

بشا راسد برای اولین بار بایک تلویزیون آمریکائی مصاحبه می کند وهمان حرف های دیکتاتورهای در حال سقوط را می زند: «من برای محافظت از مردم بهترین کارها را انجام داده ام، لذا احساس گناه نمی کنم. شما باید برای جان هایی که از دست رفته اند متاسف باشید. اما وقتی که کسی را نمی کشید، نباید احساس گناه کنید.من رییس جمهور هستم. من صاحب کشور نیستم، لذا اینها نیروهای من نیستند.»

کاخ سفيد اظهارات بشار اسد را «بی اعتبار» می خواند. گزارش ها حاکی است که ترکيه تحريم هاي تازه ای عليه حکومت سوريه اعمال کرده است.شرکت نفت توتال، فعالیت های خود در سوریه را متوقف می کند. هيلاری کلينتونآماده دیدار با مخالفان حکومت سوريه است.برهان غلیون رئیس شورای ملی معترضان سوریه ‌می‌گوید: «چنانچه این شورا بتواند در سوریه به قدرت برسد، روابط نظامی دمشق با ایران را قطع خواهد کرد و مانع از رسیدن اسلحه از راه سوریه به حماس و حزب الله خواهد شد.»

روزنامه اسرائيلی هاآرتص به نقل از مقامات ارشد فلسطينی در حماس، گزارش می دهد که جمهوری اسلامی حماس را «تهديد» کرده است که «پشت کردن» اين جنبش به بشار اسد، «عواقبی سخت» خواهد داشت و ايران کمک های مالی و تسليحاتی به حماس را قطع خواهد کرد. جمهوری اسلامی به سران حماس اخطار داده است در کنار اين اقدامات تنبيهی، آموزش نيروهای حماس (در ايران، لبنان و سوريه از سوی سپاه پاسداران ايران) را نيز قطع خواهد کرد. «نیروهای حماس برای این تهدید تره هم خرد نمی کنند و درحال ترک سوریه هستند. میلیون ها دلار هزینه از جیب ملت ایران برباد می رود.

هنوز، تنها سیدحسن نصرالله، دبیر کل حزب الله لبنان است که بر اجرای «فتوای امام خامنه ای» – قابله و ارباب خود- درباره ضرورت حمایت از تمامی نمادها» اصرار دارد و سخنانش تیتر اول رسانه های حکومتی می شود.

  

جنگ گرگها در این فضای متشنج ادامه دارد. روزنامه جمهوری اسلامی خبر می دهد که «جريان انحرافی دولت» به منظور فعاليت های انتخاباتی «توزيع پول در بين ائمه جمعه سراسر کشور» را آغاز کرده است. هدف نهائی آنها به گفته مهدی طائب، فرمانده قرارگاه امنيتی-ـ اطلاعاتی موسوم به «عمار» سرنگونی نظام است.لابد برای همین هم رئیس شان در دهه عاشورا پیراهن سفیدپوشیده و جنگ تازه تمام عیاری رادامن زده است.

محمد کاظم انبارلویی سردبیر روزنامه رسالت، در نقش نظریه پرداز چهارچوب «نظام» راتعیین می کنید: «قبول نظام،رهبری، امام و قانون و غیریت باغرب.» و حضوردوم خردادی ها در انتخابات راتمام شده می داند. ظاهرا حر فهای مهدوی کنی را نشنیده یا قبول ندارد که شرط شرکت اصلاح طلبان درانتخابات قبول اشتباهات آنهاست.

حرف های محمد موسوی خوئينی رامی توان پاسخ به قبیله آشفته گرگان تلقی کرد: «فرصت برای ورود به انتخابات مجلس تمام شده است و حتی نوشتن نامه «فدايت شوم» برای اصلاح طلبان هم ديگر نتيجه ای ندارد… حاکميت هم… از اصلاح طلبان عبور کرده است و از حضور آنان در انتخابات استقبال نمی کند. حاکميت هم اگر يک کار خوب در باره اصلاح طلبان کرده باشد همين است که راه را برای ورود اصلاح طلبان به چنين مجلسی بسته است.»

هفته دوم آذرماه 1390 تمام می شود وسالی دیگر بر 16 آذر می گذرد. جرقه ای در قلب استبدادی دیگر که به شعله مبدل شد.

آیت‌الله دستغیب به مستبدانی که به نام مذهب روی قاتلین سه یار دبستانی را سفید کردند،و تاحدتیم ملی موردنفرت هستند، هشدار می دهد: «هشدار می دهد: بیدار شوید…»

مجید دری-ـ دانشجوی اخراجی و زندانی-ـ از زندان می نویسد: «در هر دانشگاهی هستید و دانشجوی هر رشته‌ای سلام مرا پذیرا باشید از دور‌ها، از پس این دیوار‌ها و رابطه‌ای که سالیان فاصله انداخته. با امید روزهای بهتر، آینده‌ای درخشان و سرزمینی سبز. همه می‌دانند دانشگاه هنوز زنده است و دانشجو همچنان پیشرو.من و تو یکی شویم از هرشعله‌یی بر‌تر که هیچگاه شکست را برما چیرگی نیست چرا که از عشق رویینه تنیم.»

بهاره هدایت، دانشجوی دیگر اخراج شده، در زندان شعری کوتاه بر دستمال کاغذی می نویسید و در ملاقات به همسرش امین احمدیان می دهد:

گفتم: ‏

این باغ ار گلِ سرخ بهاران بایدش؟

گفت‏: ‏

صبری تا کرانِ روزگاران بایدش

تازیانه ی رعد و نیزه ی آذرخشان نیز هست،

گر نسیم و بوسه های نرمِ باران بایدش

گفتمش: ‏

‏خالی ست شهر از عاشقان , وینجا نماند،

مردِ راهی تا هوایِ کویِ یاران بایدش

گفت: ‏

چون روحِ بهاران آید از اقصای شهر

مردها جوشد ز خاک‏

‏آنسان که از باران گیاه

و آنچه می باید کنون

صبرِ مردان و دلِ امیدواران بایدش


تگ   هوشنگ اسدی

 

مقالات مربوط به این نویسنده
۱۷ آذر ۱۳۹۰
۱۰ آذر ۱۳۹۰
۳ آذر ۱۳۹۰
۲۶ آبان ۱۳۹۰
۱۹ آبان ۱۳۹۰
۵ آبان ۱۳۹۰
۲۸ مهر ۱۳۹۰
۲۱ مهر ۱۳۹۰
۱۴ مهر ۱۳۹۰
۷ مهر ۱۳۹۰
۳۱ شهريور ۱۳۹۰
۲۴ شهريور ۱۳۹۰
۲۲ شهريور ۱۳۹۰
۱۷ شهريور ۱۳۹۰
۱۰ شهريور ۱۳۹۰
۱ شهريور ۱۳۹۰
۲۷ مرداد ۱۳۹۰
۲۰ مرداد ۱۳۹۰
۱۶ مرداد ۱۳۹۰
۳۰ تير ۱۳۹۰
۲۳ تير ۱۳۹۰
۲۲ تير ۱۳۹۰
۲۱ تير ۱۳۹۰
۱۵ تير ۱۳۹۰
۷ تير ۱۳۹۰
۲۴ خرداد ۱۳۹۰
۱۸ خرداد ۱۳۹۰
۵ خرداد ۱۳۹۰
۲۸ ارديبهشت ۱۳۹۰
۲۱ ارديبهشت ۱۳۹۰
۱۴ ارديبهشت ۱۳۹۰
۷ ارديبهشت ۱۳۹۰
۳۱ فروردين ۱۳۹۰
۲۴ فروردين ۱۳۹۰
۱۸ فروردين ۱۳۹۰
۲۸ اسفند ۱۳۸۹
۱۸ اسفند ۱۳۸۹
۱۸ اسفند ۱۳۸۹
۱۸ اسفند ۱۳۸۹
۱۱ اسفند ۱۳۸۹
۲۳ بهمن ۱۳۸۹
۲۰ بهمن ۱۳۸۹
۱۳ بهمن ۱۳۸۹
۶ بهمن ۱۳۸۹
۲۹ دى ۱۳۸۹
۱۸ دى ۱۳۸۹
۸ دى ۱۳۸۹
۱۸ آذر ۱۳۸۹
۱۰ آذر ۱۳۸۹
۲ آذر ۱۳۸۹
۱ آذر ۱۳۸۹
۲۷ آبان ۱۳۸۹
۷ مهر ۱۳۸۹
۱ مهر ۱۳۸۹
۲۵ شهريور ۱۳۸۹
۱۱ شهريور ۱۳۸۹
۸ شهريور ۱۳۸۹
۳ شهريور ۱۳۸۹
۲۸ مرداد ۱۳۸۹
۲۱ مرداد ۱۳۸۹
۶ مرداد ۱۳۸۹
۳۱ تير ۱۳۸۹
۱۶ تير ۱۳۸۹
۹ تير ۱۳۸۹
۲ تير ۱۳۸۹
۲۷ خرداد ۱۳۸۹
۲۰ خرداد ۱۳۸۹
۱۵ خرداد ۱۳۸۹
۱۳ خرداد ۱۳۸۹
۵ خرداد ۱۳۸۹
۳۰ ارديبهشت ۱۳۸۹
۲۲ ارديبهشت ۱۳۸۹
۱۵ ارديبهشت ۱۳۸۹
۱۱ ارديبهشت ۱۳۸۹
۸ ارديبهشت ۱۳۸۹
۱ ارديبهشت ۱۳۸۹
۲۶ فروردين ۱۳۸۹
۱۸ فروردين ۱۳۸۹
۲۸ اسفند ۱۳۸۸
۱۹ اسفند ۱۳۸۸
۱۲ اسفند ۱۳۸۸
۵ اسفند ۱۳۸۸
۲۹ بهمن ۱۳۸۸
۱۹ بهمن ۱۳۸۸
۱۵ بهمن ۱۳۸۸
۱ بهمن ۱۳۸۸
۲۴ دى ۱۳۸۸
۱۶ دى ۱۳۸۸
۱۳ دى ۱۳۸۸
۹ دى ۱۳۸۸
۲۶ آذر ۱۳۸۸
۱۸ آذر ۱۳۸۸
۱۱ آذر ۱۳۸۸
۲۷ آبان ۱۳۸۸
۲۵ آبان ۱۳۸۸
۲۱ آبان ۱۳۸۸
۱۴ آبان ۱۳۸۸
۶ آبان ۱۳۸۸
۳۰ مهر ۱۳۸۸
۹ مهر ۱۳۸۸
۱ مهر ۱۳۸۸
۲۵ شهريور ۱۳۸۸
۱۸ شهريور ۱۳۸۸
۱۸ شهريور ۱۳۸۸
۱۱ شهريور ۱۳۸۸
۱۱ شهريور ۱۳۸۸
۴ شهريور ۱۳۸۸
۲۸ مرداد ۱۳۸۸
۲۸ مرداد ۱۳۸۸
۲۱ مرداد ۱۳۸۸
۲۱ مرداد ۱۳۸۸
۱۴ مرداد ۱۳۸۸
۱۴ مرداد ۱۳۸۸
۷ مرداد ۱۳۸۸
۷ مرداد ۱۳۸۸
۳۱ تير ۱۳۸۸
۲۴ تير ۱۳۸۸
۱۷ تير ۱۳۸۸
۱۱ تير ۱۳۸۸
۳۰ خرداد ۱۳۸۸
۲۹ خرداد ۱۳۸۸
۲۴ خرداد ۱۳۸۸
۱۲ خرداد ۱۳۸۸
۱۰ خرداد ۱۳۸۸
۳۰ ارديبهشت ۱۳۸۸
۲۸ ارديبهشت ۱۳۸۸
۱۵ ارديبهشت ۱۳۸۸
۲۱ بهمن ۱۳۸۷
۴ بهمن ۱۳۸۷
۱ بهمن ۱۳۸۷
۲۴ مرداد ۱۳۸۷
۳ بهمن ۱۳۸۶
۲۹ دى ۱۳۸۶
۱۰ دى ۱۳۸۶
۲۹ آبان ۱۳۸۶
۱۳ تير ۱۳۸۶
۲۴ خرداد ۱۳۸۶
۱۷ ارديبهشت ۱۳۸۶
۳ ارديبهشت ۱۳۸۶
۲۸ اسفند ۱۳۸۵

جام زهر آقا (هوشنگ اسدی)

هوشنگ اسدی

«دانشجويان بسيجی» – نام مستعار نیروهای امنیتی-ـ نظامی وابسته به بیت رهبری، سه شنبه به سفارت انگلستان یورش می برند و با باز آفرینی کاریکاتوری «اشغال لانه جاسوسی» همه رویدادهای هفته اول آذرماه را تحت الشعاع این حادثه آفرینی خطرناک قرار می دهند.

ماه آخر پائیزوقتی می رسد که جبهه های جنگ علیه «نظام»مدام گسترده تر، حلقه محاصره پیوسته تنگتر وعمق رویدادها مرتب آشکارتر می شود.

عکس های ماهواره ای، ویران شدن پایگاه موشکی سپاه درپادگان ملارد بر اثر انفجار موتورموشک بالستیک را درمنظر جهانیان قرار می دهد. پدرموشکی جمهوری اسلامی تنها فرد شناخته شده درمیان 37 نفری است که قربانی شده اند. علی اکبر صالحی رئیس پیشین سازمان انرژی اتمی که حالا در مقام وزیر خارجه، «برگشت می خورد» و مجبور می شود بدلیل اجرایی شدن تحریم های بین المللی از آسمان مجارستان برگردد، اعتراف می کند که فرد قبلی ترور شده ـ مجید شهریاری ـ «بر جسته ترین دانشمند هسته ای ایران بوده است.»

«دانشجوی بسیجی» هم که تصویر ملکه انگستان را واژگونه گرفته و سخنرانی تهییجی خودرا با نام شهریاری آغاز می کند، از خونخواهی او سخن می راند.

تحریم نفت وارد مرحله تازه ای می شود. روزنامه های معتبرجهان می نویسند: «باید زنگ‌های خطر را در تهران به صدا درآورد.»

ایتالیا بزرگترین خریدار اروپائی نفت ایران، لوله ها را می بندد. کشور بعدی فرانسه است. سردار تکیه زده بر صندلی وزارت نفت، می گوید: «نفت ایران جایگزین ندارد.»

خبر از ورود نفت عراق به بازار می رسدو در حجم وسیع. آمریکا، کانادا و کره جنوبی، تحریم‌هایی را علیه صنعت پتروشیمی ـ بیش از ۶۰ درصد صادرات اصطلاحا غیرنفتی ایران- اعمال می کنند. لندن در موقعیت یکی از پایتخت‌های بانکی دنیا، روابط مالی خود را با بانک مرکزی ایران که دریافت‌کننده درآمدهای نفتی است، قطع کرده است.

کشورهای عضو اتحادیه اروپا امروز -۱۰ آذر / ۱ دسامبر- در مورد تشدید تحریم‌ها ی جمهوری اسلامی تصمیم می گیرند. روزنامه آلمانی «زود دویچه تسایتونگ» خبر می دهد: «وزیر امور خارجه آلمان، گیدو وستروله، پیشنهادهایی را برای ارائه به کشورهای اروپایی آماده کرده که توقف واردات نفت از ایران و تحریم بانک تجارت از رئوس اصلی آن محسوب می‌شود.»

حسن منصور-ـ اقتصاد دان ایرانی مقیم لندن-ـ افق تحریم را چنین می بیند: «در صورت وقوع تحريم گسترده بانک مرکزی و انرژی ايران، اقتصاد مملکت تا نسل ها بعد می تواند دچار بحران ساختاری شود. تحریم بانک مرکزی برای اقتصاد ايران بسيار ضربه هولناکی است. يعنی ضربه ای که از رهگذر اين تحريم ها بر اقتصاد ايران و به ويژه در درازمدت وارد می شود، ضربه ای است که با صرف ميلياردها هزينه و با گذر نسل ها جبران خواهد شد.اين هزينه ای است که جمهوری اسلامی برای اقتصاد نسنجيده بين المللی خودش می پردازد. »

معاون خزانه‌داری آمریکا به امارات و اسرائیل می رود تا درباره تحریم‌های ایران گفت و گوکند.

ششمين سقوط بزرگ بورس در 8 ماه اخیر از اولین نتایج برنامه جهانی «فلج بزرگ» است. اجلاس مجللی برای جلب سرمایه گذاران خارجی بر پا می شود. همه چیزبرای پذیرائی هست، از خاویار تافرش قرمز. روزنامه های اقتصادی نتیجه اجلاس را به تیتر تبدیل می کنند: «سرمايه گذاران خارجی نمی آيند، حتی با فرش قرمز.»

روزنامه‌های جهان صنعت و تهران امروز خبرهای دیگری هم دارند: «عنان ارز از‌کف بانک مرکزی رفت».

با آغاز تحریم‌های جدید و شکست بانک مرکزی جمهوری اسلامی در کنترل قیمت دلار «رکورد جدید ۱۳۶۵ تومان برای دلار به ثبت » می رسد. محمود بهمنی می گوید: «دستور دادیم سکه ارزان شود.»

محسنی اژه ای در هفته ای که روزنامه خراسان خبر از يك اختلاس ميلياردى جديد می دهد، هنوز در تلاش برای مهار سونامی «اختلاس بزرگ تاریخ » است. می گوید: «فساد مالی اخیر متوجه کسانی است که در قدرت هستند.»

وتنها روی یک نام دست می گذارد: علینقی جهرمی.او پیشکار اقتصادی احمد جنتی در فارس و سپس پیشکار سیاسی او در شورای امنیت بود. به پاس خدماتش در کابینه اول احمدی نژاد وزیر کار و سپس مدیرعامل بانک صادرات شد و به «بیت آقا» راه یافت. حالا هم برای خودش آزادانه می گردد.

لابد مشغول دادن مشاوره به نمیر المومنین ـ احمدجنتی ـ است که به رهبران سعودی و بحرین هشدار می دهد: «بگذارید مردم سرنوشت خودشان را تعیین کنند.»

سعود الفیصل، وزیر خارجه عربستان سعودی که کشورش برای پرکردن جای خالی نفت ایران بطور جدی در صحنه حضور دارد، می گوید: «ایران هنوز به مداخله در امور همسایگان خود و دیگر کشورهای منطقه ادامه می دهد.»

در مرکز این کشورها سوریه قرار دارد. سفیر جمهوری اسلامی در لبنان به صراحت تمام سخنان وزیر خارجه عربستان را تائید می کندغضنفر رکن آبادی، از حزب الله لبنان، حماس، جهاد اسلامی فلسطين و ساير تشکل های لبنانی و فلسطينی می خواهد که همه قوای خود را برای کمک به حفظ حکومت بشار اسد در سوريه «بسيج» کنند و به طور عملی و کلامی و تبليغی در کنار نظام سوريه بايستند. دلیل هم می آورد: «تحولات سوريه هم اينک از اهميت والايی برای دشمن برخورداراست و بايد همه توان خط مقاومت برای کمک به ملت و رهبری سوريه بسيج شود.»

احمدجنتی وسفیر نظامش ظاهرا از دیدار سران فتح و حماس در قاهره خبر ندارند وقامت دراز بشار اسد- متحد استراتژیک نظام – را نمی بینند که در انظارجهانیان پیوسته خم تر و خم تر می شود. سازمان ملل نظامیان سوریه را به «جنایت علیه بشریت» متهم می کند. حتی چین یک گام به جلو برمی دارد و اعلام می کند که بحران سوریه باید توسط اتحادیه عرب حل و فصل شود.

ضرب‌الاجل اتحادیه عرب به سوریه به پایان می رسد. وزیران امور خارجه کشورهای عضو اتحادیه عرب تحریم‌های اقتصادی علیه نظام سوریه را از تصویب می گذرانند و حمد بن جاسم آل ثانی وزیر امور خارجه قطر آن را در نشستی خبری در قاهره اعلام می کند: «بانک مرکزی سوریه توسط کشورهای عربی تحریم می‌شود و مبادله کالا با حکومت این کشور به جز کالاهای اساسی که بر زندگی مردم تاثیر می‌گذارد، متوقف می‌شود.»

احمد داوود اوغلو وزیر امور خارجه تركیه، همراهی کشورش با اتحادیه عرب را به اطلاع جهانیان می رساند: «تا زمانی كه یك دولت دموكراتیك در این كشور روی كار نیاید، تركیه روابط خود را با سوریه به حالت تعلیق درمی‌آورد.»

اوباش حاکم بر جمهوری اسلامی با هم می جنگندو برای جهان رجز می خوانند. یک فعال سیاسی از جمهوری‌اسلامی با عنوان «مزرعه حیوانات» نام می برد که در آن «همه باهم برابرند، اما بعضی از بقیه برابرترند». یک سایت احمدی‌نژاد را «میمونی» می داند که از «منبر انقلاب» بالا رفته است. جهان‌نیوز با اشاره به رایزنی احمدی‌نژاد برای عدم بازداشت جوان‌فکر و تلاش وی برای انفصال حکم حمید بقایی، از وی با عنوان فردی نام می بردکه برای نظام «شاخ و شانه و عربده» می‌کشد. اقدام روزنامه ایران در سفید منتشرکردن صفحه نخست خود «قرتی بازی مطبوعاتی» نامیده می شود و مدیران این موسسه «غاصبان روزنامه ایران» معرفی می گردند.

نوبت به حیدرمصلحی می رسد که بعد از نابود کردن سازمانهای اطلاعاتی جهان، مسخره ترین تحلیل تاریخ را از «مخالفان نظام» بر زبان بیاورد: «طبق کار اطلاعاتی انجام شده و اطلاعات به دست آمده که در اختیار ما قرار دارد، ما در کشور بعد از فتنه 88 با تعداد قابل توجهی از گروه‌های انحرافی مواجه هستیم.طبق فرمایشات رهبری خواص مردود و بی‌بصیرت به دسته‌های مختلفی از جمله خواص بی‌بصیرت، خواص مطرود، خواص غافل، فرصت طلب، مصلحت اندیش، منحط اخلاقی، غرب گرا، طرفدار حق ولی دنیا گرا، دنیا زده، ترسو و فاقد شجاعت تقسیم می‌شوند.»

و همه این گروهها هم «که با رهبری و نظام غیر همسو هستند» ودست در دست دشمنی دارند که لابد اهداف آنها توسط «کاراطلاعاتی سربازان بدنام امام زمان» کشف شده و» فعلا ازاین قرار است: «تمرکز اصلی دشمن بر زیر سؤال بردن سلامت انتخابات و القای شبهه تقلب در برگزاری آن است. تخریب چهره‌های ستونی نظام مانند رهبری، سپاه و بسیج، بزرگ جلوه کردن مشکلات مردم و ایجاد حس نارضایتمندی مردم نسبت به حاکمیت از جمله اهدافی است که آنها ـ امریکا و اسرائیل و استکبار و بدترکیب و خوش ترکیب ـ در کشور به دنبال رسیدن به آن هستند.»

حيدر مصلحی، این مهم را هم به ثبت تاریخ سیاسی می دهد: «انتخابات نهمين دوره مجلس «حساس ترين» انتخابات در عمر جمهوری اسلامی است و جريان های «فتنه، انحرافی و اصلاح‌طلبان» اهداف مشترکی برای مقابله با آيت الله علی خامنه ای، رهبر ايران، دنبال می کنند.»

و ظاهرا بر اساس این تحلیل «بد ترکیب» است که «مجلس نوکران قدرت» به طرحی رای می دهد که در صورت تصویب نهایی سازمان بسیج ایران را مختار می‌سازد نیم درصد از «افزایش درآمد فروش نفت» را در اختیار بگیرد.

و بااین انگیزه تازه، رجز خوانی برای جهان شروع می شود. میرعلی حاجی‌زاده، فرمانده هوا فضای سپاه پاسداران می گوید: «درصورت «مورد تهدید» واقع شدن حکومت ایران توسط نیروهای نظامی خارجی، نخستین محلی که هدف حملات تلافی جویانه قرار می گیرد «سپرهای موشکی ناتو در خاک ترکیه» خواهد بود.»

سرتیپ پاسدار یدالله جوانی هدف رادورتر می برد: «در صورت حمله اسرائیل به مراکز هسته‌ای و حیاتی ایران، هر نقطه از خاک اسرائیل، ازجمله مراکز اتمی‌اش، هدف بالقوه برای حمله موشکی متقابل خواهد بود.»

 وسید احمد خاتمی از شیراز تاقلب تل آویومی رود: «دانم دم از حمله به ایران می‌زنند، ولی هیچ غلطی نتوانسته‌اند بكنند و نخواهند توانست بکنند، اگر ذره‌ای تجاوز به این مملكت داشته باشند، موشك‌های ایران قلب تل‌آویو را هدف قرار داده و آنرا با خاك یكسان خواهد كرد.»

وسرانجام تهدید ها در تهران عملیاتی می شود ویک سایت ایرانی مرحله اول حمله را چنین گزارش می دهد: «واحد فدائیان ولایت که سردار نقدی به تقلید از گارد شاهنشاهی درست کرده و سه روز قبل – روز بسیج- نیز یواشکی از برابر فرمانده کل قوا رژه رفت، ماموریت پیدا کرد تا از دیوار سفارت انگلیس بالا برود.»

سپس نوبت باغ قلهک می رسد و ساعتی بعدجهان ناظر لحظه به لحظه رویدادی است که با همه قوانین جهانی مغایرت داردو البته همان چیزی است که به کار بسیج افکارعمومی جهان می آید.

سناریو این بار کمی متفاوت نوشته شده یا درمتن رقابت جناح ها است که وزارت خارجه جمهوری اسلامی از «رفتارهای غير قابل قبول معدودی» در حمله به سفارت بريتانيا در تهران «ابراز تاسف» می نماید.

دفتر تحکیم وحدت در بیانیه ای حمله به سفارت بریتانیا در تهران را محکوم می کند و مهاجمان به سفارت بریتانیا را وابستگان به جریان اقتدارگرای حاکم می داند.

اتحادجمهوری خواهان ایران در بیانیه خود می نویسد: «در کشوری که کم ترین تحرک شهروندان با قهر بی درنگ و بیرحم دولتی روبرو می شود، محتمل ترین گمانه زنی برای امکان برگزاری چنین بلوائی می تواند این باشد که اقلأ بخشی از رژیم می خواهد کشور را به ورطِۀ یک رودرروئی جدید با غرب بکشاند.»

ويليام هيگ، وزير امور خارجه بريتانيا، می گوید: «برخی همراهی ها در رژيم برای حمله عليه سفارت بريتانيا وجود داشته است.این نظر که مقام های ایرانی نمی تواستند از سفارت ما محافظت کنند یا اینکه حمله یاد شده بدون درجه ای از رضایت رژیم رخ داده است، خیالی خام است.»

رسانه های جهان بلافاصله حکومت ایران را «پشت حمله به سفارت» می بینند وداستان شوم اشغال سفارت آمریکا در سال 1358 را درخاطره ها زنده می کنند. و این جمله هگل که توسط مارکس جهانی شد، در فضای مجازی به گردش می افتد: «هر رویداد تاریخی دو بار اتفاق می افتد، باراول تراژدی وبار دوم کمدی» وتن از هراس به لرزه می افتد که تاریخ برای ایران «کمدی» راخط بزند و به جایش «فاجعه» بنشاند.

و جهان منتظر بحرکت در می آید. شورای امنیت سازمان ملل ـ ازجمله چین و روسیه-  این حرکت راشديدا محکوم می کند.رئیس شورای امینت با اعلام نگرانی عمیق تمامی اعضای این نهاد عالی سازمان ملل متحد، مقام‌های ایرانی را به انجام وظایف و تعهدات بین‌المللی‌شان فرامی خواند. انگلستان سفارت جمهوری اسلامی در لندن را می بندد.

در آخرین ساعات روز چهارشنبه رویترز خبر می دهد: «با توجه به پایین آمدن روابط دیپلماتیک میان بریتانیا و جمهوری اسلامی، لندن از تحریم نفتی ایران حمایت می کند و با همکاری متحدان آن را به اجرا خواهد گذاشت.»

آلمان، فرانسه ونروژ سفرای خود را می خوانند. نروژ تصمیم به تعطیل سفارتش می گیرد.ایتالیا راه رایزنی را بر می گزیند تا همین کار را کند.

آذر، ماه آخر پائیز با سخت ترین توفان ها آغاز شده است.جمهوری اسلامی فروش و عرضه بازی مشهور «بتل فیلد «۳ را ممنوع اعلام می کند. این بازی یک ماه پیش وارد بازار شده و حمله هوایی به پایتخت ایران، ازجمله عملیات نفربرها و جنگنده های آمریکایی را به تصویر می کشدو بازیگر نقش اول آن یک تفنگدار نیروی دریایی آمریکاست.

علیرضا نوریزاده و محمدنوری زاد در تهران و لندن آیت الله خامنه ای را به «نوشیدن جام زهر» دعوت می کنند. نوری زاد در جام زهررهبر شش داروی رهائی ایران از شرایط کنونی را ریخته است: «آزادی بی قید وشرط زندانیان سیاسی و دلجویی از آنان و از خانواده های آنان، ادغام سپاه در ارتش و جلوگیری از ورود سپاهیان به مواضع پولی و سیاسی و اطلاعاتی کشور، گفتگو با سازمان های بین المللی و رعایت خط قرمزهای بین المللی، بازگرداندن آزادی به صدا و سیما و رسانه ها و دادن حق اعتراض به مردم، پایبندی به همه تعهدات بین المللی معقول و منطبق با منافع ملی، به سرانجام رساندن داستان دستیابی به انرژی هسته ای بنحوی آبرومند و با بهره مندی از ظرفیت های معمول جهانی.»

و البته داروی اصلی همه دردها: آزادی. انتخابات آزاد با حضور همه نیروها و سلایق.

و به هنگام که رهبرجام زهر رامی نوشد، کسی باید این سخن نامه همکار ما بهمن احمدی اموئی به همسر دلاورش ژیلابنی یعقوب رابا صدای بلندبخواند تا بارگاه ظلم رافرو ریزد:

زندانیان سیاسی زن مدتی است همسایه دیوار به دیوار ما شده‌اند، ما محکم تر کف می‌زنیم و با صدای بلندتر شادی می‌کنیم، تا شادی مان را با آنها که در آن سوی دیوار هستند، تقسیم کنیم و بگوییم ما هنوز هم هستیم و هنوز هم بی شماریم.


تگ   هوشنگ اسدی

هوشنگ اسدی،نویسنده، روزنامه نگار و مترجم.متولد:۱۳۲۸
فعالیت مطبوعاتی:عضو شورای سردبیری کیهان تا سال ۱۳۵۷،سردبیر مجله گزارش فیلم،عضو شورای سردبیری روزآنلاین
کتاب ها:نان، گربه،نامه هایی به شکنجه گرم….

وب سایت شخصی
درباره من

مقالات مربوط به این نویسنده
۱۰ آذر ۱۳۹۰
۳ آذر ۱۳۹۰
۲۶ آبان ۱۳۹۰
۱۹ آبان ۱۳۹۰
۵ آبان ۱۳۹۰
۲۸ مهر ۱۳۹۰
۲۱ مهر ۱۳۹۰
۱۴ مهر ۱۳۹۰
۷ مهر ۱۳۹۰
۳۱ شهريور ۱۳۹۰
۲۴ شهريور ۱۳۹۰
۲۲ شهريور ۱۳۹۰
۱۷ شهريور ۱۳۹۰
۱۰ شهريور ۱۳۹۰
۱ شهريور ۱۳۹۰
۲۷ مرداد ۱۳۹۰
۲۰ مرداد ۱۳۹۰
۱۶ مرداد ۱۳۹۰
۳۰ تير ۱۳۹۰
۲۳ تير ۱۳۹۰
۲۲ تير ۱۳۹۰
۲۱ تير ۱۳۹۰
۱۵ تير ۱۳۹۰
۷ تير ۱۳۹۰
۲۴ خرداد ۱۳۹۰
۱۸ خرداد ۱۳۹۰
۵ خرداد ۱۳۹۰
۲۸ ارديبهشت ۱۳۹۰
۲۱ ارديبهشت ۱۳۹۰
۱۴ ارديبهشت ۱۳۹۰
۷ ارديبهشت ۱۳۹۰
۳۱ فروردين ۱۳۹۰
۲۴ فروردين ۱۳۹۰
۱۸ فروردين ۱۳۹۰
۲۸ اسفند ۱۳۸۹
۱۸ اسفند ۱۳۸۹
۱۸ اسفند ۱۳۸۹
۱۸ اسفند ۱۳۸۹
۱۱ اسفند ۱۳۸۹
۲۳ بهمن ۱۳۸۹
۲۰ بهمن ۱۳۸۹
۱۳ بهمن ۱۳۸۹
۶ بهمن ۱۳۸۹
۲۹ دى ۱۳۸۹
۱۸ دى ۱۳۸۹
۸ دى ۱۳۸۹
۱۸ آذر ۱۳۸۹
۱۰ آذر ۱۳۸۹
۲ آذر ۱۳۸۹
۱ آذر ۱۳۸۹
۲۷ آبان ۱۳۸۹
۷ مهر ۱۳۸۹
۱ مهر ۱۳۸۹
۲۵ شهريور ۱۳۸۹
۱۱ شهريور ۱۳۸۹
۸ شهريور ۱۳۸۹
۳ شهريور ۱۳۸۹
۲۸ مرداد ۱۳۸۹
۲۱ مرداد ۱۳۸۹
۶ مرداد ۱۳۸۹
۳۱ تير ۱۳۸۹
۱۶ تير ۱۳۸۹
۹ تير ۱۳۸۹
۲ تير ۱۳۸۹
۲۷ خرداد ۱۳۸۹
۲۰ خرداد ۱۳۸۹
۱۵ خرداد ۱۳۸۹
۱۳ خرداد ۱۳۸۹
۵ خرداد ۱۳۸۹
۳۰ ارديبهشت ۱۳۸۹
۲۲ ارديبهشت ۱۳۸۹
۱۵ ارديبهشت ۱۳۸۹
۱۱ ارديبهشت ۱۳۸۹
۸ ارديبهشت ۱۳۸۹
۱ ارديبهشت ۱۳۸۹
۲۶ فروردين ۱۳۸۹
۱۸ فروردين ۱۳۸۹
۲۸ اسفند ۱۳۸۸
۱۹ اسفند ۱۳۸۸
۱۲ اسفند ۱۳۸۸
۵ اسفند ۱۳۸۸
۲۹ بهمن ۱۳۸۸
۱۹ بهمن ۱۳۸۸
۱۵ بهمن ۱۳۸۸
۱ بهمن ۱۳۸۸
۲۴ دى ۱۳۸۸
۱۶ دى ۱۳۸۸
۱۳ دى ۱۳۸۸
۹ دى ۱۳۸۸
۲۶ آذر ۱۳۸۸
۱۸ آذر ۱۳۸۸
۱۱ آذر ۱۳۸۸
۲۷ آبان ۱۳۸۸
۲۵ آبان ۱۳۸۸
۲۱ آبان ۱۳۸۸
۱۴ آبان ۱۳۸۸
۶ آبان ۱۳۸۸
۳۰ مهر ۱۳۸۸
۹ مهر ۱۳۸۸
۱ مهر ۱۳۸۸
۲۵ شهريور ۱۳۸۸
۱۸ شهريور ۱۳۸۸
۱۸ شهريور ۱۳۸۸
۱۱ شهريور ۱۳۸۸
۱۱ شهريور ۱۳۸۸
۴ شهريور ۱۳۸۸
۲۸ مرداد ۱۳۸۸
۲۸ مرداد ۱۳۸۸
۲۱ مرداد ۱۳۸۸
۲۱ مرداد ۱۳۸۸
۱۴ مرداد ۱۳۸۸
۱۴ مرداد ۱۳۸۸
۷ مرداد ۱۳۸۸
۷ مرداد ۱۳۸۸
۳۱ تير ۱۳۸۸
۲۴ تير ۱۳۸۸
۱۷ تير ۱۳۸۸
۱۱ تير ۱۳۸۸
۳۰ خرداد ۱۳۸۸
۲۹ خرداد ۱۳۸۸
۲۴ خرداد ۱۳۸۸
۱۲ خرداد ۱۳۸۸
۱۰ خرداد ۱۳۸۸
۳۰ ارديبهشت ۱۳۸۸
۲۸ ارديبهشت ۱۳۸۸
۱۵ ارديبهشت ۱۳۸۸
۲۱ بهمن ۱۳۸۷
۴ بهمن ۱۳۸۷
۱ بهمن ۱۳۸۷
۲۴ مرداد ۱۳۸۷
۳ بهمن ۱۳۸۶
۲۹ دى ۱۳۸۶
۱۰ دى ۱۳۸۶
۲۹ آبان ۱۳۸۶
۱۳ تير ۱۳۸۶
۲۴ خرداد ۱۳۸۶
۱۷ ارديبهشت ۱۳۸۶
۳ ارديبهشت ۱۳۸۶
۲۸ اسفند ۱۳۸۵

جنگ ادامه دارد (هوشنگ اسدی)

پنجشنبه ۲۶ آبان ۱۳۹۰

هوشنگ اسدی

تهدید به حمله نظامی به آتش بازی مرگ ختم می شود وموج انفجار دومین ماه پائیز را به پایان می برد که امسال از زمستان هم سرد تر است. جنگ که مدت هاست آغاز شده به مرحله تازه تر و بالاتری پا می گذارد.

تمام هفته سوم مهرماه، امواج توفانی که دو مقاله در روزنامه های گاردین و هاآرتص –ـ چاپ لندن و تل آویو-ـ بر انگیخته اند از سر جهان می گذرد. افکار عمومی جمهوری اسلامی را آماجی می بیند که باید درباره حمله نظامی به آن تصمیم نهائی را گرفت: «آری، یانه؟»

از فیدل کاسترو که آمریکا ستیزی  بازهم در کنار جباران «نظام» قرارش می دهد تا شاهزاده ترکی الفیصل-ـ مقام عالیرتبه امنیتی عربستان-ـ در باره حمله نظامی سخن می گویند.

می توان جمع بندی جهانی را در سه دیگاه متبلور یافت. اسرائیل که با انتشار خبر توفان را برانگیخته، خود مهارش می کند و چنانکه همه مرغان شکاری سیاست در دامش بیافتند.

شیمون پرز، تصویری عریان از جمهوری اسلامی در برابر جهانیان می گذارد: «حکومت حاکم بر ایران به لحاظ اخلاقی فاسد و پوسیده است. آنها تنها کشوری هستند که آزادانه و در ملاءعام، کشور دیگری را به نابودی تهدید می کنند. آن ها کسانی هستند که مخالفان و معترضان را یا می کشند و یا به زندان می اندازند، ضمن اینکه دست به تجهیز و گسترش تسلیحات می زنند و هرجایی که بتوانند، از ترور و ناامنی حمایت می کنند. »

بعد، در دو فراز، چهار هدف عمده را نشانه می گیرد: همراهی اسرائیل با جهان، راضی کردن افکار عمومی ضد جنگ، جهانی نشان دادن خطر جمهوری اسلامی و فشار روی گزینه تحریم. رییس جمهوری اسرائیل، به شبکه پرمخاطب تلویزیون آمریکا می گوید:» اقدام نظامی اولین راهکار برای جلوگیری از دستیابی ایران به بمب اتمی نیست. هیچگاه پیشنهاد من این نیست که اول از همه دست به اقدام نظامی بزنیم.به جای حمله نظامی، من از تحریم های اقتصادی بیشتر و فشار سیاسی بیشتر حمایت می کنم. با در دست داشتن چنین ابزارهایی می توان حمله اخلاقی کرد و نه حمله نظامی چرا که اقدامات ایران در حمایت از تروریسم، مسئله ای جهانی است و تمامی کشورهای جهان باید بر آن تمرکز کنند. ما هم مانند دیگر اعضای جامعه جهانی، راه اجماعی را دنبال می کنیم. ما به تنهایی دست به کار نمی شویم و به عنوان عضوی از جامعه متمدن جهانی، همگام با منطق جهانی تصمیم می گیریم. هر تصمیمی گرفته شود، ما هم به آن وفادار خواهیم بود. »

شاهزاده سعودی ـ ترکی الفیصل، مقام عالیرتبه پیشین امنیتی عربستان که سخنش سیاست این کشور تلقی می شود ـ- سخن پرز رابر جهان عرب منطبق می کند:» در تمام جهان عرب، رهبران ايران به طور مداوم و به شيوۀ پنهانی و نيز با پشتيبانی از سازمان هايی مانند حزب الله و ديگران، در امور داخلی دولتها دخالت  می کنند. در اين زمينه دلايل فراوانی، از جمله کشف توطئۀ ترور سفير عربستان در ايالات متحده در دست است که از دخالت نيروی قدس حکايت دارد.»

او مخالف حمله نظامی در لحظه کنونی و موافق افزایش تحریم هاست. همان حرفی که لئون پانه‌تا ـ– رئیس سابق سیا و وزیر کنونی دفاع ایالات متحده-ـ می زند: «آمريکا بر رويکرد ديپلماتيک در قبال ايران متمرکز است و هم‌اکنون درحال گفت وگو با متحدان خود برای «تشديد تحريم‌ها» عليه ايران است. حمله نظامی «آخرين چاره» است. »

نامزدهای حزب جمهوریخواه یک صدا با این سیاست مخالف وخواهان جنگ هستند. تقریبا همه یک حرف را می زنند:

– » شواهد آشکاری که فعاليت های ايران برای توليد سلاح هسته ای را ثابت می کند و خواست آن رژيم برای نابودی اسرائيل اکنون به شکل خطرناکی در برابر ما قرار گرفته است. اکنون زمان آن فرا رسيده که وجود اين تهديد را پذيرفت، با آن برخورد کرد و آن را از بين برد.»

–  » ما بايد در روش تا به امروز پرزيدنت اوباما که گزينه نظامی را کنار گذاشته است تجديد نظر کنيم. برای حفاظت از منافع حياتی آمريکا رييس جمهور اين کشور بايد آمادگی آن را داشته باشد که در بدترين حالت ممکن برای نابود کردن توان هسته ای ايران از نيروی نظامی استفاده کند.»

پاسخ جمهوری اسلامی-ـ مثل همیشه-ـ چیزی نیست جز حقیر جلوه دادن خطر، و دشنام و تهدید که بی دریغ نثار»دشمن»  می شودو بیشتر ازهمه بکار داغ کردن تنور اسرائیل می آید. کلید را آیت اله خامنه ای می زند که این هفته هم دستمال باران می شود. مصباح یزدی می گوید:» امروز نماد اسلام شخص مقام معظم رهبری است که مفاسد زیادی به دست مبارک ایشان از سر جامعه اسلامی و اسلام جهانی دفع شده است.»

دبیر کل حزب الله،او را رهبری نمونه در منطقه و جهان می داند .کاظم صدیقی امام جمعه موقت تهران اعلام می کند که رهبرجمهوری اسلامی با «سیم به امام زمان» وصل است.

احتمالا سیم این بار جای دیگری وصل می شود . این حرفهای رهبر جمهوری اسلامی نمی تواند پیام » امام زمان» باشد:»ملت استوار ایران، ملتی نیست که فقط بنشیند و نظاره گر تهدیدهای قدرتهای پوشالی مادی باشد که از درون کرم خورده هستند.هرکس که فکر تجاوز به جمهوری اسلامی ایران، در مخیله‌اش خطور کند، باید خود را آماده دریافت سیلی‌های محکم و مشت های پولادین ارتش، سپاه و بسیج و در یک کلام، ملت بزرگ ایران کند.»

و بعد هم» لات های سیاسی» به میدان می آیندو برای زمین و زمان عربده می کشند. وزیر دفاع، مواضع اسرائیل را «یاوه گویی» می داند. یک عضو ستاد نیروهای مسلح این کشور را سگ نگهبان آمریکا می نامد . تانوبت به سردار شکنجه، نقدی می رسد که برای فهمیدن حرفش نیاز به دیلماج هست: «پاسخ آمريکا در صورت حمله جمهوری اسلامی «التماس برای مذاکره» خواهد بود.»

و ازاین جهان پنهاور، تنهاحقوق بگیر معروف حسن نصر الله دبیر کل حزب الله لبنان  است که به این سمفونی نابخردی می پیوندد:» در صورت تجاوز به ایران و سوریه، جنگ محدود به این دو کشور نخواهد ماند.چنین جنگی منطقه ای خواهد بود، و این یک حساب و کتاب واقعی است.»

مسعود جزایری از فرماندهان ارشد سپاه پاسداران و معاون فعلی ستادکل نیروهای مسلح جمهوری اسلامی، تهدید می کند: «آمریکا باید منتظر برخوردهای جدی جمهوری اسلامی باشد.»

و هنوز این تهدید به برخورد در فضا طنین انداز است که در قلب ایران و در مخزن موشک های شهاب آتش بازی می شود. معلوم نیست مامورین نفوذی حیدر مصلحی در سازمان های جاسوسی جهان با صدای انفجاری درپادگان سپاه، از خواب خرگوشی می پرند .این باررئیس موساد حتی لبخند معنی دار هم نمی زند. جمهوری اسلامی نه تنها  مانند همیشه بلافاصله تل آویو را نشان نمی دهد،که سردار سبک وزن را هم برای تکذیب به میدان می آورد. اما معلوم نیست چرا  همه آتش بازی را به حساب اسرائیل می نویسند.

انتشار یک ویروس صنعتی جدید در شبکه سایبری جهانی توسط اسرائیل وآمریکا رسانه ای می شود. ویروس کامپیوتری «دوکو» ویروس جدیدی است که پس از «استاکس‌نت» بار دیگر تاسیسات صنعتی را هدف گرفته است. اولین قربانی آن پدر»برنامه موشکی سپاه» است که حسن تهرانی مقدم نام داشت.

پاسخ آتش بازی در قلب پادگان سپاه باز هم تهدید است. در تهران «حسن فتحی» خبرنگاردر مصاحبه ای کوتاه با زبانی که سراسر «لکنت» و «بیم» ناشی از واکنش حکومت است، درباره انفجار پایگاه موشکی «ملارد»  می گوید: » باتوجه به صحبت‌های اخیر درباره اقدام حمله نظامی علیه ایران، مردم تهران هراسان و وحشت زده شده بودند و ترسیدند که مبادا حمله نظامی شده باشد.» بلافاصله دستگیرش می کنند.

مهدی طائب، رئیس قرارگاه عمار در مورد «پروژه‌ای» که تهرانی مقدم پیگیری می‌کرد، می گوید: «من از همین جا به شما می‌گویم که با شهادت سردار حسن تهرانی مقدم یک اتفاق بزرگ رخ خواهد داد.»

سردار سرلشگر فیروز آبادی هم همین سخن را بزبان می آورد:»تولید «محصول تحقيقاتی»،می تواند مشت محکمی بر دهان استکبار و رژيم غاصب باشد.»

و جهان در انتظار » اتفاق بزرگ» نمی ماند. جبهه های جنگ یکی بعد از دیگری فعال می شوند. جمهوری اسلامی یکایک را با » دشنام» می بندد.

تشدید تحریم ها که باراک اوباما»شدیدا گزنده» توصیفشان می کند، در برنامه آمریکا قرار می گیرد و بلافاصله ازجانب وزيران خارجه اتحاديه اروپا حمایت می شود.

پرونده اتمی همچنان باز است. اول هفته، هیلاری کلینتون، از مقامات جمهوری اسلامی می خواهد تا «ظرف چند روز آینده» به این گزارش پاسخ دهند.  وزیر خارجه آمریکا از مشورت واشینگتن با متحدانش درباره گام‌های بعدی در برابر ایران خبر می دهد.

علی اکبر  سلطانیه گزارش آژانس را «مزخرف» می خواند.

‌روزچهارشنبه خبر می رسد که قدرت‌های جهانی در زمینه کاستن از اختلافات خود بر سر نحوه واکنش به گزارش جدید آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در زمینه فعالیت هسته‌ای ایران «پیشرفت » داشته‌اند.

و همزمان، پیش‌نویس قطعنامه‌ای از طرف آمریکا و عربستان در محکومیت اتهام توطئه ترور سفیر عربستان سعودی در دبیرخانه سازمان ملل ثبت و توزیع می شود.  به گفته عبدالمحسن الیاس سخنگوی نمایندگی عربستان در سازمان ملل، این پیش نویس روز جمعه به رای گذاشته می‌شود.

جمهوری اسلامی، هشدار شدید الحن می دهد و قطعنامه را» کوتاه بینانه» ارزیابی می کند. نامه جمهوری اسلامی چنین تمام می شود:» آمریکا با ارائه پیش نویس قطعنامه ای که صرفاً بر مبنای ادعاهای نادرست برضد عضو دیگر سازمان ملل متحد شکل گرفته است، هدفی به غیر از پیشبرد سیاستهای کوتاه بینانه خود، از طریق استفاده ابزاری از مجمع عمومی این سازمان ندارد.»

در منطقه، زیرپای تنها متحد جمهوری اسلامی بیشتر و بیشتر خالی می شود. تركیه شورای ملی مخالفان سوریه را به رسمیت ‌می شناسد و اعلام می کند :»تصمیمات اتحادیه عرب در قبال سوریه را اجرا خواهد كرد.»

اتحادیه عرب از کشورهای عضو خواسته سفیران خود را از دمشق فرابخوانند.فرانسه سفیر خودرا از سوریه فرا می خواند.اتحاديه اروپا ۱۸ مقام دیگر سوريه را تحريم می کند.پادشاه اردن خواستار کناره گیری بشار اسد می شود. دیده بان حقوق بشر می گویدکه در سوریه جنایت علیه بشریت رخ داده است. یک دیپلمات آمریکایی خبرمی دهد: «برخی کشورهای عرب به بشار اسد پیشنهاد پناهنده شدن داده‌اند.» عصر چهارشنبهنظامیان مخالف بشار اسد که خود را «ارتش آزاد سوريه» می‌نامند،  با آر پی جی و آتشبار مسلسل به مجتمع بزرگ سازمان اطلاعات نيروی هوايی ارتش منطقه حرستا واقع در شمال دمشق حمله می کنند.

بشار اسد به راه صدام و قذافی می رود. منطقه از دیکتاتورها فاصله می گیرد. «جاسم حسین»، از رهبران گروه‌های سیاسی شیعیان بحرین، در تلویزیون ظاهر می شود تابگوید:» ما آلت دست ایران نیستیم .ما از حضور ناوگان آمریکا، و همچنین از مظاهر فرهنگ آمریکایی مثل کافه‌های زنجیره‌ای «استارباکس»» استقبال می‌کنیم.»

این سیاست‌مدار شیعه، یک اقتصاددان تحصیلکرده در آمریکاست. کت و شلوار و کراوات می‌پوشد و زبان انگلیسی را بدون نقص صحبت می‌کند.

همزمان خبرگزاری دولتی بحرین اعلام می کند: «اعضای گروهی که قصد انجام عملیات تروریستی در بحرین داشتند، با سپاه پاسداران جمهوری اسلامی ایران در ارتباط بودند.» جمهوری اسلامی ادعای بحرین در مورد سپاه را «مضحک» می خواند .

روز پایانی هفته برای» نگاه» است. دقایقی دیگر شب درتهران از نیمه می گذرد. «احمدی‌نژاد می‌خواست اما نتوانست بیاید.«این را سردار رستم قاسمی دردومین روز از نخستین اجلاس سران کشورهای صادرکننده گاز  می گوید .کار اجلاس از سه شنبه در دوحه پایتخت قطر آغاز شده است . خبرگزاریها تا ساعتی پس از افتتاح رسمی اجلاس توسط امیر قطر، همچنان از حضور محمود احمدی‌نژاد و سخنرانی او در اجلاس گزارش داده‌اند، اما از رئیس دولت»جمهوری اوباش» خبری نیست که نیست.

شاید رئیس جمهور که دیگر قبای امام زمان را از تن خارج کرده، هاله نور رابرداشته و ذکر» فردوسی» گرفته است، باپرونده های امنیتی بیت آقا زیر بغلش رفته است تا مانع ریزش تخت جمشید شود که عکس ترک دیوارهایش قلب ایرانیان راشرحه شرحه کرده است.

هفته ای است که پسر سرداررضائی بطورمشکوکی از جهان  می رود. فیس بوک را موج  شعف رفتن «نمرالمومنین جنتی» به بیمارستان پر می کند.

آیت اله یوسف صانعی-ـ از مراجع تقلید-ـ در سایت شخصی خود می نویسد:» مشکلات مردم ایران ریشه در قدرت افسار گسیخته و بی قید و بند مسئولانی دارد که خود را تابع هیچ ضابطه و معیار شرعی، عقلی و عرفی ندانسته و تنها تابع هواهای شیطانی، ظالمانه و اقتدارگرایانه خود هستند.»

و» مسئولان» که همدیگر را» لات های سیاسی» خطاب کرده اند، تمام هفته درگیر جنگ بی پایان گرگهابوده اند. مجلس مصوبه «ننگین و بی‌شرمانه» ای را تصویب کرده است:حقوق مادام‌العمر برای مقامات.

بازار فحش و فحش کاری پر رونق تر از همیشه است.داوود احمدی نژاد می گوید:» سرکرده جريان انحرافی روی پای هوشنگ اميراحمدی بزرگ شد.»

اصولگرایان به تهدیدات دولتی ها چنین جواب دادمی دهند:»با وجود احمدی نژاد ایران نیاز به دشمن ندارد.»

بهمن اخوان، نماینده اصول‌گرای تفرش و آشتیان در مجلس، با انتشار نامه‌ای سرگشاده احمدی‌نژاد و حامیانش را «وکیل‌الدوله» می خواند و با «بنی‌صدر و رجوی» مقایسه می کند. درگیری لفظی میان محمود احمدی‌نژاد و برادران لاریجانی، به روزنامه دولتی ایران می رسد. این روزنامه بدون اشاره به نام علی لاریجانی، او را «لات سیاسی قدیمی» می خواند که اکنون «لات‌بازی‌هایش کسی را نمی‌ترساند». و چون دعوا به جائی نمی رسد،دو مقام دولتی بر سر یک پست دولتی نه چندان رده بالا  به روی هم هفت تیر می کشند. و کسی هم نمی پرسد هفت تیر پیش مامور دولتی که امنیتی هم نیست، چه می کند.

البته دراین میان، اقدامات اساسی به نفع کشور هم به انجام می رسد.

حجت‌الاسلام علیپور، دبیر ستاد منشور اخلاقی فدراسیون فوتبال ایران، توطئه جدیدی را علیه «نظام» کشف می کند:»یک سری گروه‌های خارجی هستند که برنامه «راه بنداز، جا بنداز» را پیاده می‌کنند. متاسفانه این مدل ریش زیر چانه هم از اروپا آمده و متعلق به همجنس‌بازهای ایتالیایی است. »

مهم هم همین» ریش زیر چانه» است.چه اهمیت دارد که به نوشته روزنامه خراسان نیمی از دانش‌آموختگان دکترا بیکار باشند. حتی کک کسی هم از سوختن96 هزار هکتار بلوط های کهنسال جنگل های زاگرس نمی گزد.

اصلا کسی می شنود که عبدالرضا موسوی، رئیس هیات مدیره انجمن شرکت‌های هواپیمایی ایران، می گوید:» با آمدن هواپیماهای قطری صنعت هوایی ایران در مسیر نابودی می‌افتد.» و یا کاظم فرهمند نایب رئیس کمیسیون کشاورزی مجلس اعلام می کند:» ایران اکنون به بزرگ‌ترین واردکننده گوشت در دنیا تبدیل شده است.»

آبان ماه هم رو به پایان است. پس از نامه آقامصطفی  تاج زاده به رهبر جمهوری اسلامی و درخواست او از مردم برای شکستن دیوار های هراس، هیچ خبری از او در دست نیست. نه ماه می شود که رهبران نمادین جنبش سبز، بندی خانه هایشان هستند. آیت الله یوسف صانعی و آیت الله علی محمد دستغیب،، خواستار رفع حصر خانگی آنها می شوند. ‌محمد خاتمی، برگزاری انتخابات آزاد و باز کردن فضای  سیاسی را عمده‌ترین مانع حمله به ایران می داند.

رجب طیب اردوغان، نخست وزیر ترکیه که با درایت اسلام میانه رو ترکیه را به الگو تبدیل کرده و قدم به قدم امپراطوری عثمانی را بر اساس شرایط روز بازسازی می کند، حرف های تاریخی می زند:»بشار اسد باید سرنوشت اسفبار آن کسی که به روی مردم خود آتش گشود را ببیند و درس بگیرد. به او گوشزد می کنم که آینده را نمی توان بر مبنای خون سرکوب شدگان بنا نهاد و نمی توان روی خون پایمال شدگان حکومت کرد.تاریخ رهبرانی که با خون آشامی حکمرانی کرده اند را ثبت خواهد کرد.»

اردوغان به درمی گوید که دیوار بشنود، رو به دمشق دارد و تهران رامی بیند،بشار را خطاب می کند، شاید سیدعلی از خواب بیدار شود.

و حافظ شیراز بانگ بر می کشد:

شاه ترکان سخن مدعیان می شنود

شرمی از خون سیاوشش باد


برخی مطالب و مقالات هوشنگ اسدی:

حاجی و گل‌های سرخ نویسنده هوشنگ اسدی

وافور بختیار  نویسنده هوشنگ اسدی

خجالت خجالت نویسنده هوشنگ اسدی

همه کیهان شده ایم نویسنده هوشنگ اسدی

شاه رفت ، خامنه ای امد نویسنده هوشنگ اسدی

قاتل شاهزادهنویسنده هوشنگ اسدی

نازلی سخن نگفت نویسنده هوشنگ اسدی

برخورد نهائی

 

آقایان تازه فهمیده اند «برخورد نهائی نزدیک است،» و چون موعد پاسخگوئی به سی و اندی سال جنایت و خیانت را خیلی دور نمی بینند، این دوره را «دوره نامردی» می خوانند و چه علاقه ای هم به «سوراخ موش» نشان می دهند.

رئیس جمهور آخرشان از وقتی توپ اختلاس بزرگ راتوی بیت رهبری برده و زنگوله را به گردن مجتبی خامنه ای و محمدجهرمی انداخته، چاک دهانش راکشیده و برای جهان کلاس ادب باز کرده است.

رقمی افسانه ای سومین هفته آبان را می پوشاند. درآمد نفت در سراسر تاریخ ایران 995 میلیارد دلار بوده که 450 میلیارد دلارش سهم دولت احمدی نژاد بوده است.

سالیانه 270 میلیون دلارش را صرف دست یابی به سلاح اتمی کرده اند که «نظام» راحفظ کنند، تا حالا سه هزار میلیارد تومان هم بالا کشیده شده است رسما، می ماند بقیه 450 میلیارد دلار. همه را به 500 نورچشمی «نظام» که در انگلیس درس می خوانند که نداده اند. کجا رفته این گنج که می شد باآن سه بار ایران رانو سازی کرد؟

 معلوم نیست «یاران دکتر» هم که بسیاریشان در آزادترین کشور دنیا با نام مستعار جمع شده اند، بخواهند جواب این پرسش ها را بدانند، اما «دکتر» ـ همان رئیس جمهور مقدس که ناگهان عبای امام زمانی فروگذاشت و روپوش دکتری پوشید ـ قرار نیست جواب این پرسش را بدهد. حرف های مهمتری دارد برای زدن.شمشیر را از رو بسته و رقیبان داخلی و جهانیان را به باد دشنام گرفته است.

هفته ای است که یکی از چهار پرونده جهانی «نظام مقدس جمهوری اسلامی» روی میز شورای امنیت می رود ودنیا اسناد اتمی شدن «قریب الوقوع» طالبان شیعه را بچشم می بیند.

هفته، تمام هفته سخن از جنگ رفته است. ال پائیس یکی از بیشمار وسایل ارتباطی جهان است که خبرمی دهد: «دوباره طبل های جنگ با ایران می کوبند.»

عناوین رامی توان دردوتیتر خلاصه کرد: «جنگ با ایران»، «جهان نگران جنگ در ایران». همکاران «روز» فضا را درگزارشحمله به ایران؛ بحث روز جهان منعکس می کنند.

 خبراز رزمایش های مشترک اسرائیل ـ ناتو می رسد. گاردین می نویسد: «ارتش بریتانیا خود را برای حمله احتمالی به ایران آماده می‌کند.» روزنامه های دیگر آمریکا را هم در همین موقعیت می بینند. نیکلای سارکوزی می گوید: » اگر موجودیت اسرائیل بخطر بیافتد، فرانسه دست روی دست نمی گذارد.»

کارچنان بالا می گیرد که روزنامه القدس العربی، چاپ لندن با این تیتر منتشر می شود: «ایران، پس از لیبی و قبل از سوریه!»

نخستین واکنش های سران «نظام» به سرزیر برف کردن می ماند. علی لاریجانی تاکيد دارد: «تحرک‌های غرب عليه جمهوری اسلامی ايران جنبه تهديدی برای نظام ندارد و بيشتر جنبه ايذايی و جنگ روانی دارد.»

سيداحمد خاتمي در نماز جمعه می گوید: «كشتي‌ آمريكا به شدت به گل نشسته است. سپاه پاسداران انقلاب اسلامي اشك آمريكا را درآورده است.»

اما خطر بدجوری در»نظام» را می کوبد. علی اکبر صالحی، به بخش انگلیسی روزنامه ترکی «حریت» می گوید: «ما برای جنگ آماده هستیم».

 تکذیب این خبر حریت راکسی نمی شوند و سخنان وزیر خارجه جمهوری اسلامی بطور گسترده ای در رسانه های اسراییل انعکاس می یابد.

سرانجام احمدوحیدی وزیردفاع به میدان می آید وهمان «ادبیات » رابکار می برد که احمدی نژاد گسترشش می دهد: «آماده پاسخگویی قدرتمندانه به هر گونه جهالت دشمنان هستیم.»

آندرس فوگ راسموسن، دبیر کل سازمان پیمان آتلانتیک شمالی حرفی می زند که چند روز بعد با مواضع اجلاس «گروه ۲۰»، تکمیل می شود وسیاست غرب را روشن می کند: «ناتو به هیچ وجه قصد ندارد در ایران مداخله کند.»

باراک اوباما، و سران فرانسه، بریتانیا، آلمان و ایتالیا یک حرف می زنند: «شدت بخشیدن براقدامات تنبیهی علیه ایران و ادامه فشاربی سابقه بین‌المللی.»

همه در انتظار گزارش تازه آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، لحظه شماری می کنند؛ سرانجام گزارش منتشر می شود. برای اولین بار اطلاعاتی محرمانه از فعالیت‌های تسلیحاتی اتمی جمهوری اسلامی در اختیار افکار عمومی قرار می گیرد: «ایران در فعالیت هایی برای تولیدتسلیحات اتمی درگیر بوده و روی طرح یک بمب اتمی، ازجمله آزمایش قطعات آن کار کرده و مدل های کامپیوتری کلاهک هسته ای راساخته است.»

یوکیا آمانو، مدیرکل آژانس بین المللی انرژی اتمی، از «ابعاد احتمالی نظامی برنامه هسته‌ای ایران» ابراز نگرانی می کند.

ويليام هيگ، وزير امور خارجه بريتانيا هشدار می دهد: «رويارويی بر سر برنامه هسته ای ايران در حال ورود به مرحله خطرناکی است.»

فرانسه با اعلام اینکه خواستار تشکیل جلسه شورای امنیت سازمان ملل شده از تلاش برای تصویب «تحریم‌هایی بی‌سابقه» علیه جمهوری اسلامی خبر می دهد.

روسيه از گزارش آژانس درباره ايران به خشم می آید. چین که همراه روسیه درغارت ایران دست دارد و بخش قابل توجهی از450 میلیارد دلار رابه جیب زده، از ایران می خواهد: «در پرونده هسته ای از خود صداقت و انعطاف نشان دهد.»

پاسخ جمهوری اسلامی را از پیش می توان حدس زد. اولین واکنش از علی‌اصغر سلطانیه، سفیر و نماینده دائم «نظام» در آژانس بین‌المللی انرژی اتمی است: «گزارش آژانس سياسی و تکراری است. آمانو عواقب اشتباه تاریخی خود را خواهد دید.»

 و محمود احمدی نژاد، به «بی‌ادبی و قلدری» و «گستاخی و پررویی» غرب حمله می برد، «با فکر و اندیشه در مقابل» آنها می‌ایستدو به جهان درس ادب می آموزدو همان حرفی می‌زند را که کارمندان کاخ سفید می‌گویند:

«این مردم اگر بخواهند بمب بسازند از شماها می‌ترسند؟ این مردم شما را آدم حساب نمی‌کنند. این مردم نیاز به بمب ندارند و اگر بخواهند شما را بزنند راهش را بلدند و طوری می‌زنند که صدایش در نیاید، اما جیغ بنفش شما بالا برود….ملت‌ها وقتی نام رئیس‌جمهور آمریکا را می‌شنوند، بالا می‌آورند….با این روش(مدیریت جهانی) نمی‌توان حتی یک طویله را اداره کرد….ما اگر بخواهیم حال آمریکا را بگیریم از چنین سلاح‌هایی استفاده نمی‌کنیم و برخورد ما سخت‌افزاری نیست.»

یک نفر باید به «دکتر» بگوید که «جیغ بنفش» مبحثی در شعر امروز ایران است و به تشبیه هوشنگ ایرانی از صدای قطار بر می گردد. کاش کسی هم از واکنش رئیس موساد از شنیدن این سخنان آخرین رئیس جمهور»نظام» فیلم گرفته باشد:

– «سر سوزنی از این مسیری که در پیش گرفته ایم عقب‌نشینی نخواهیم کرد».

با صرف میلیونها دلارهم نمی شد ماموری دست و پا کرد که درست ودرلحظه مناسب حرف دلخواه اسرائیل را بزند.

 
«دکتر» بعد ازنابودکردن سیستم سرمایه داری جهانی به سراغ میلیاردرهای داخلی می رود که اختلاس بزرگ رابه خانواده رحیم مشائی و از آنجا به آمریکا وصل کرده اند.

 مشائی یک درجه مظلومیت می گیرد و شانه به شانه «شهید آیت اله بهشتی» می ایستد؛ آن هم درهفته ای که محمد رضا نقدی کشف کرده جنبش وال استریت حاصل خون شهداست.

در نبرد گرگها، محسنی اژه ای که هنوز رد دندانش روی شانه عیسی سحرخیز هست، پشت درعنایت الله ریاحی، خواهرزاده اسفندیار رحیم‌مشایی، زوزه می کشد: «دیدارهای متعددی با برخی از لابی گران برای برقراری رابطه با آمریکا داشته است. همچنین انتقال بخشی از درآمدهای کلان جریان انحرافی به آمریکا توسط وی انجام شده است.»

علاوه بر او، ریاحی، حمید پورمحمدی، قائم مقام بانک مرکزی ـ – شاه کلیدپرونده-ـ هم دستگیر شده اند.»دکتر» آموزش ادب به رقیبان را هم ازیاد نمی برد.بازداشت پورمحمدی را «نامردی» می داند و خوب «نامردی جواب دارد». احمدی نژاد خصوصیات مخالفان خود را هم اعلام می کند:

– «یک عده دارند از خوردن منفجر می‌شوند و یک عده دارند از فقر می‌میرند. این بساط اشرافی‌گری باید جمع بشود.تمام نارضایتی‌های مردم مربوط به کثافت‌کاری‌های اینهاست. پابرهنه بودند و الآن اعیان‌نشین شده‌اند. مردم را به نظام بدبین کرده‌اند و حالا دم از ولایت می‌زنند. زمین‌های کلان در بالای شهر خریده‌اند و خانه‌های آنچنانی دارند. یک نفر از این‌ها هفتصد هکتار زمین در اطراف تهران را تصرف کرده که الآن ارزشی حدود هشتصد میلیارد تومان دارد. می‌گوید دولت ضدولایت فقیه شده. خودش همه چیز دارد و تنبل و بیکار است و لکه‌ای است بر دامن پاک ولایت فقیه.»

احمدی‌نژاد تهدید می کند: «اگر نیم ساعت به من فرصت صحبت دهند، قیمت سوراخ موش در تهران بالا خواهد رفت.» و برای نخستین بار هم فاش می سازد: «هفت هشت ماه نهادهای امنیتی به دروغ روی ما زوم کردند و از مسایل مهم غافل شدند.»

 هنوز گردگیری احمدی نژاد تمام نشده که پرونده جهانی دیگری علیه جمهوری اسلامی ورق تازه ای می خورد.کمیته حقوق بشر سازمان ملل نگرانی‌های عمده خود را از وضعیت حقوق بشر در ایران ابراز می کند. این کمیته بسیاری از قوانین کشور جمهوری اسلامی را در تضاد با تعهدات بین‌المللی واصول حقوق بشر می داند.

 لابد برای تائیداین گزارش است که محل زندان خانگی شیخ دلاور را تغییر می دهند و

نیروهای امنیتی به دفتر کار سابق میرحسین موسوی هجوم می برند و برخی وسایل دفتر را خارج می کنند. پیرمردهای محترمی مثل محمد توسلی، علی رشیدی وجوان خواننده ای مانند آریا آرام‌نژادرا به زندان می اندازند. و ازخواهر 70 ساله دکترپیمان چند ساعت بازجوئی می کنند.

عید قربان، یکی از دو عید اصلی مسلمانان، می رسد. اهل سنت ایران از مخالفت دوباره جمهوری اسلامی با برگزاری نماز جماعت روز عید در تهران خبر می دهند. همزمان نیروهای امنیتی از سفر مفتی محمدقاسم قاسمی و مولانا احمد نارویی، دو تن از شخصیت‏های اهل سنّت ایران، برای به جا آوردن مناسک حج در عربستان سعودی جلوگیری می کنند. اهل سنت می گویند: «هم از نماز محرومیم، هم از حجّ.»

دادستان مشهد هم رکوردی جهانی را به ثبت می رساند: «در زندان سه هزار نفری مشهد، ۱۳ هزار زندانی داريم.»

بایدهم دراین فضای سرشار از آزادی، رهبر جمهوری اسلامی در نخستین واکنش مستقیم به مرگ معمر قذافی دیکتاتور لیبی، او را «خبیث و دیکتاتور» بخواند. و از قضا مصاحبه ای از مهدی کروبی پخش می شود که پیش از حصر خانگی ضبط شده است. سخنان شیخ که درایام کهنسالی، خانه اش، زندان نظامی شده که خود از پایه گذارانش بوده، روایت تازه ای است از نحوه رسیدن سیدعلی خامنه ای برهبری و افزودن مطلقه به ولایت فقیه به خواست او؛ و حکایت رهبری خامنه ای را چنانکه هاشمی رفسنجانی می گفت و به توصیه آیت اله خمینی وصل می کرد، سخت خدشه دار می کند.

 بعد از مطلقه کردن ولی فقیه، قدم بعدی هم ـ آنطور که محمد دهقان فاش می سازد-ـ برای تغییر قانون اساسی و حذف رئیس جمهور از یکسال پیش بدستور علی خامنه ای کلید خورده است.» دفترآقا حتما ترجیح می دهد باچراغ خاموش کلک بندهای مثبت قانون اساسی را بکند که محترمانه گوش راوی را می کشد و بحث دراین باره را ممنوع می سازد.

هفته سوم آبا ن ماه 1390 به پایان می رسد. «نظام» به یاری «نظامیان» تدارک آینده را می بیند.

حرف های حسن فیروزآبادی، رییس ستادکل نیروها، نشان می دهد که راه بروی هرکسی جز منصوبین «آقا» که باید از صندوق های رای بیرون بیایند، بسته است: «جریان فتنه متحد آمریکایی‌ها بوده و جریان انحرافی با آمریکایی‌ها دم‌خور است. ولی ممکن است برای تبلیغات خود برنامه‌ریزی‌هایی انجام دهند و کاندیداهای خود را به صورت پوشیده، گمنام و سفید وارد انتخابات کنند.»

افزایش فشار به رهبران سبز ودستگیری چهره های ملی را می توان در همین متن دید.

بیانیه ۳۶ زندانی سیاسی هم دراین فضا معنا پیدامی کند: «از انتخابات آزاد استقبال کنیم؛ به انتخابات ناسالم مشروعیت ندهیم.»

در منطقه، محاصره سوریه و جمهوری اسلامی کاملتر می شود. الغنوشی که پس از مخالفان قذافی در لیبی، دومین پیروز رسمی تحولات اخیر منطقه‌ای است، به راه آنها می رود و همتایان دیکتاتورستیز خود در سوریه را به رسمیت می شناسد. سفارت سوریه را در کشورش را می‌بندد و سفیرش را اخراج می‌کند.

با ادامه سرکوب مخالفان در سوريه و نقض توافق هفته‌ گذشته‌ حکومت دمشق با اتحاديه عرب، قطر خواستار برگزاری اجلاس اضطراری اين اتحاديه برای بررسی تحولات سوريه می شود.

يک نگاه اجمالی به استقرار نيروهای آمريکایی در منطقه نشان می دهد که ايران از بسياری جهات در محاصره اين نيروها قرار گرفته است.

آمريکا بيش از ۱۰۰ هزار سرباز در شرق ايران در افغانستان دارد؛ ناوهای ناوگان پنجم آمريکا در آبهای خليج فارس و دريای عمان و فراتر حضور آشکاری دارند؛ ۲۳ هزار نفر از نظاميان آمريکایی در کويت مستقر اند و قرار است به زودی تقويت شوند؛ آمريکا پايگاه های تدارکاتی در امارات دارد و سر فرماندهی لجستيک و پشتيبانی آمريکا در قطر استقرار يافته است؛ چند صد تن از نظاميان حاضر به خدمت يا بازنشسته آمريکایی در عراق به عنوان مربی و مستشار باقی خواهند ماند؛ و سامانه راداری ناتو برای هشدار سريع حمله های احتمالی ايران در ترکيه مستقر خواهد شد.

نيروی دريایی آمريکا معمولاً سه گروه رزمی که هر گروه از يک ناو هواپيمابر و تعدادی ناو های سطحی و زير سطحی تشکيل شده، در اطراف ايران مستقر ساخته است.دو گروه از اين گروه ها در خليج فارس و دريای عمان و شمال غربی اقيانوس هند گشت می زند و گروه سوم در دريای مديترانه در نزديکی آب های سوريه خود را بچشم می کشد. و ايران در تير رس هر سه گروه قرار دارد.

حمله نظامی را کسی آرزونمی کند و قادر به تعیین زمانش نیست.نبرد رسانه ای در فضایی که افکار عمومی را روز بروز بیشتر برای «برخورد نهائی» آماده می کند ادامه دارد. نظرسنجی نشان می دهد: «۴۱ درصد اسرائیلی‌ها خواهان حمله نظامی به ایران هستند.»

جنگ اقتصادی، وسیعتر و ژرفتر می شود. سردار رستم قاسمی که از قرارگاه خاتم الانبیاء به وزارت نفت آمد، تا توی دهان کمپانی های نفتی جهان بزند و بر بحران نفت غلبه بیاید، به عملی نبودن وعده های نفتی اعتراف می کند: «تحریم دستمان را بسته است.»

در تبیلغات جهانی، جمهوری اسلامی بتدریج جای القاعده را می گیرد. واشنگتن پست می نویسد: «ایران اولین تهدید آمریکا در خاورمیانه است. تهدید اصلی آمریکا و دیگر متحدان ما از این پس کاملاً روشن است. این تهدید از جانب ایران می آید. خطر تهران از خطر القاعده که رو به کاهش است، فراتر رفته.»

توصیه نیویورک پست، بوی خون می دهد: «حکومت خمیني گرا ها دشمن مردم ایران، اسرائیل و غرب است. کساني که به بمباران ایران فکر مي کنند باید این توصیه ماکیاولي را به یاد داشته باشند: دشمن فاني ات را زخمي نکن و بگذار زندگي کند. یا او را به دوستت بدل کن یا او را بکش.»

مقامات وزارت امور خارجه امریکا می‌گویند که ماه‌های نوامبر و دسامبر( آبان و آذر) ماه‌های بسیار حساس و پراشکالی در رابطه با ایران خواهد بود.

و سرما نه تنها در سیاست، بر زندگی هم حاکم است. نیمه پائیز درتهران زمستان می شودو آنقدر برف می بارد که کمر درختان کهنسال را می شکند. احمد شاملو، شاعر نامدار، سرمای امروزرا می بیند:

برف نو! برف نو! سلام، سلام

بنشین، خوش نشسته‌ای بر بام

پاكی آوردی ای امید سپید

همه آلودگی‌ست این ایام

راه شومی‌ست می‌زند مطرب

تلخواری‌است می‌چكد در جام

و شاعر گمنام در فیس بوک، آفتاب فردا را که از برف طالع می شود:

آرام باش عزیز من
آرام باش
دوباره سر از آب بیرون می آوریم
و تلالو آفتاب رامی بینیم
زیر بوته ای از برف
که این دفعه

درست از جایی که تو دوست داری طالع می شود


هوشنگ اسدی نویسنده ی ایرانی در کنار برنده ی نوبل ادبیات

در خبرها اینگونه آمده بود که یک نویسنده ی ایرانی در کنار نویسندگان بزرگ و صاحب نام جهانی به اجلاس سالیانه ی کتاب در وین دعوت شده است. ماجرا از این قرار است که “هوشنگ اسدی ” که چندی پیش برای نگارش کتاب ” نامه هایی به شکنجه گرم ” موفق به دریافت جایزه ی جهانی حقوق بشر شده بود،


گفت و گو با هوشنگ اسدی

در خبرها اینگونه آمده بود که یک نویسنده ی ایرانی در کنار نویسندگان بزرگ و صاحب نام جهانی به اجلاس سالیانه ی کتاب در وین دعوت شده است. ماجرا از این قرار است که “هوشنگ اسدی ” که چندی پیش برای نگارش کتاب ” نامه هایی به شکنجه گرم ” موفق به دریافت جایزه ی جهانی حقوق بشر شده بود، از سوی مسئولین  اجلاس ” یک شهر، یک نویسنده ” به این جلسه ی سالیانه دعوت شده است تا در کنار بزرگانی همچون ماریو بارگاس یوسا به بحث و تبادل نظر باب مسائل روز جهانی بپردازد.

سابقه ی آشنایی اسدی با یوسا به سالهای خاکستری دهه ی شصت بر می گردد. جایی که هوشنگ اسدی در زندان، کتاب ” عصر قهرمان ” این نویسنده را به فارسی بر گرداند. او پیشتر در گفت و گوهایش شرح کوتاهی بر این آشنایی غیر مستقیم داده:

” در سال شصت و پنج، برای مدت کوتاهی اجازه دادند که کتاب به داخل زندان بیاید. آنروزها همسرم برای من چند کتاب آورد از جمله یکی ” عصر قهرمان ” به قلم نویسنده ای که من حتی اسمش را هم نشنیده بودم. اما کتاب آنقدر جذاب بود که من همین که به دستم آمد تا انتهایش را خواندم. بعد، شروع کردم این کتاب را ترجمه کردن، ترجمه را تمام کردم و به صورت مخفیانه توسط همسرم از زندان خارج کردم. بعد ها این کتاب در دوران وزارت آقای خاتمی در وزارتخانه ی ارشاد، توسط انتشارات مهناز به چاپ رسید و در بازار بود تا زمانی که آقای خاتمی به ریاست جمهوری رسید. در آن زمان روزنامه ی کیهان در مطلبی ششصد و بیست کتاب را تحت عنوان کتاب های حامل فساد و فحشا دسته بندی کرد. کتابهایی که همه در زمان وزارت آقای خاتمی به چاپ رسیده بودند. به هر حال همگی این کتاب ها از بازار جمع شد، عصر قهرمان هم… “

اما اکنون، و پس از گذشت یک ربع قرن از آن آشنایی و آن تجربه، و در شرایطی که خفقان و سانسور تمام زوایای زندگی ادبی و اجتماعی ایرانیان را در بر گرفته، فرصت دیداری رودرو با این نویسنده، نصیب هوشنگ اسدی، نویسنده، روزنامه نگار و مترجم ایرانی شده است.

روز گذشته، پیش از سفر هوشنگ اسدی به وین برای شرکت در این اجلاس در یک گفت و گوی کوتاه تلفنی، از او درباره ی چند و چون این اجلاس و موضوع مورد بحث در نشست این دوره جویا شدم. این نویسنده ی کهنه کار، درباره ی شیوه ی کاری و مدعوین به این اجلاس چنین گفت:

” این نهمین دوره ی این اجلاس است. اسمش هست ” یک شهر، یک نویسنده ” . برنامه ی کاری این اجلاس هم این طور بوده که اینها معمولاً یک نویسنده ی مشهور و جهانی را به این اجلاس دعوت می کنند به عنوان نویسنده ی مهمان اصلی و سوای از او هم نویسنده های دیگری از چهارسوی دنیا به این اجلاس دعوت می شوند تا در کنار هم راجع به یکی از موضوعات روز جهان به بحث و تبادل نظر بپردازند. میهمان اصلی امسال هم ماریو بارگاس یوسا، نویسنده ی مشهور پرویی است. از ایران هم من افتخار شرکت در این مراسم را پیدا کرده ام. “

از او درباره ی ” موضوع ” مورد بحث در نشست امسال پرسیدم و او پاسخ داد:

” موضوع امسال این اجلاس، ” نظام های سیاسی در حال تغییر ” است و معطوف است به حوادثی که این روزها در جهان می گذرد و نظامهای سیاسی ای که طی سال گذشته تغییرات بنیادین پیدا کرده اند. “

اما از دیرباز دنیای سیاست و ادبیات پیوستگی ها و گسست های فزون از شماری داشته است. از هوشنگ اسدی درباره ی ارتباط سیاست و ادبیات پرسیدم و اینکه یک موضوع صرفاً سیاسی چطور مورد بحث نویسندگان ادبی قرار گرفته است… برنده ی جایزه ی بین المللی حقوق بشر به سوال من اینگونه پاسخ داد:

” البته این ماجرا از زاویه ای اجتماعی مورد بحث قرار می گیرد و الزامی بر سیاسی بودن بحث نیست. می دانید که آقای یوسا یک نویسنده ی اجتماعی ست و در کتابهایش به طور گسترده مسائل جامعه ی پرو را مطرح می کند. خب به هر حال ایشان نامزد ریاست جمهوری پرو هم بوده است، هر چند که رای نیاورد ولی منظورم این است که ایشان نویسنده ای ست که یک فعال اجتماعی هم به حساب می آید… “

اما اوضاع و احوال جامعه ی ایران در روزهای اخیر و تغییراتی که انگار در نظام سیاسی اجتماعی ایران ” لابد ” جلوه می کند، سوال بعدی من از هوشنگ اسدی بود، از او باب موضوع سخنرانی اش پرسیدم و نظر او درباره ی تغییرات احتمالی در نظام سیاسی ایران…

” من متنی برای سخنرانی ام تنظیم کرده ام که حالا آن را در اختیار رسانه های عمومی قرار خواهم داد. من درباره ی این موضوع بحث خواهم کرد که اساساً تغییر در جامعه ای که من از آن می آیم چه ریشه هایی دارد و دیگر اینکه برخواهم شمرد که به چه دلایلی جامعه ی ما در حال یک تغییر اساسی در نظام سیاسی اش است. یک سری موضوع های دیگر هم هست که من گمان می کنم برای نویسنده هایی که کمتر از ایران می دانند جذاب و مفید باشد. “

در روزهایی که از شوربختی ما و بی شرمی ارباب دوران، هنرمندان زیادی در زندان های جمهوری اسلامی روزگار می گذرانند، حمایت جامعه جهانی ادبیات از این هنرمندان در بند، می تواند به آزادی آنان مدد فراوانی برساند، برای سوال آخر از هوشنگ اسدی در باره ی همین موضوع پرسیدم و اینکه آیا او تلاشی هم برای جلب حمایت نویسندگان جهانی از هنرمندان ایرانی انجام خواهد داد، یا نه، او گفت:

” من تمام تلاشم را خواهم کرد که توجه نویسنده های جهان را به سانسور ادبیات و مطبوعات در ایران جلب کنم و سعی می کنم با تمام توانم در این مسیر قدم بردارم. به هر حال آقای یوسا یک شخصیت جهانی ست و من سعی خواهم کرد تا او را از احوال ایران با خبر کنم. در این زمینه کوشش خواهم کرد که گزارش جامعی از روند سانسور و بازداشت و شکنجه ی نویسندگان و سینماگران و شعرا در اختیار آقای یوسا قرار دهم و حمایت او از هنرمندان ایرانی را خواستار شوم.

http://www.khalije-fars.com/item/4242

هوشنگ اسدی

این سایت جدید شماست؟ برای فعال‌سازی ویژگی‌های مدیریتی و رد کردن این پیام، وارد شوید.
وارد شدن