عورت و ملائکه

 

هوشنگ اسدی

اردیبهشت ماه جلالی است در ایران. بادها باید عطر گل سرخ به جهان ببرند و آواز بلبلان بپراکنند. دریغا، دریغ!بوی گند » نظام» ازاستخری دربرزیل سر برمی کشد و داستان زیر آبی دیپلمات جمهوری اسلامی برای لمس»اندام خصوصی»دخترکان آن رسوائی جهانی می شودکه » فرانکشتاین‌ها»- به تعبیر زیبای دکتر ابراهیم یزدی- آن را » تفاوت فرهنگی» می نامند.

» نظام» مقدسی است براستی که یکی از اعاظم مداحان اهل بیتش، رئیس جمهور را «آلت تناسلی» می خواند، سردارش امام جمعه روسپیان برهنه می شود، دیپلماتش به نام «حکمت اله» راه به «عورت» دختر بچگان می جوید و رهبرش همچنان آن را در سایه حمایت ملائک می بیندو می فرماید که چند وچون امور «به بركت اسلام است؛ به بركت كمك الهي و كمك ملائكة اللَّه است.»

سخنان آیت اله خامنه ای، خطاب به گروه‌هاي جهادي فلسطيني در سال ۱۳۸۸، اینروزها لابد بخاطر «شرایط جنگی» ـ- به گفته دبیرهیات منصفه مطبوعات –ـ در سطح گسترده ای پخش می شود: «نيروي نظامي‌مان، نيروي اقتصادي‌مان، امكانات مالي‌مان، امكانات تبليغاتي‌مان، گستره‌ فعاليت سياسي‌مان با آمريكا قابل مقايسه نيست.» و با اینهمه «رهبرمعظم» دست از ماشه اتم که بهانه هولناک ترین جنگ تاریخ است؛ بر نمی دارد. سربازانش لابد آن سردار و مداح و دیپلماتند و اتکایش به» كمك ملائكة اللَّه.»

ابوالفضل قدیانی ـ– زندانی سیاسی –ـ در دادگاه به یکی از فرانکشتین ها که قاضی مقیسه نامی باشد می گوید: «آقای خامنه ای طاغوت زمانه است.» و «مقام عظمای ولایت » که بقول محمد نوری زاد حق دارد خودش را به ندیدن و نشنیدن بزند، «افتخارات تاریخی طاغوت» رادر حضور فرماندهان نیروی زمینی به سخره می گیرد.» رهبر جمهوری اسلامی ایران» انگار که دارد در باره تاریخ یک کشور باستانی دیگر حرف می زند، سلسله پادشاهی هخامنشی را که سنگ بنای ایران را نهادند به تحقیر وتوهین «طاغوت» می نامد. برای نشان دادن اوج»دانش» خود که دیگر همه حوزه ها را درنوردیده و حالا به تاریخ رسیده، خشایارشا را «خشایارشاه» می خواند و می فرماید: «از اینجا بلند شوند، بیش از یک میلیون سرباز را بردارند ببرند طرف یونان – اینها افتخارات تاریخىِ طاغوت ماست؛ بعد هم شکست‌خورده و کشتى‌شکسته و نابودشده برگردند به کشور. اینها در خدمت منافع ملى نیستند؛ در خدمت جاه‌طلبى‌هاى سیاسى‌اند.»

ابوالفضل قدیانی در دادگاه می گوید: «آقای خامنه ای در شهر قم مردم ایران را میکروب دانست. اوست که کشور را ویران کرده و در دوران رهبری و مدیریتش دزدی ۳ هزار میلیاردی رخ داده، اما به جای پذیرش اشتباهش در حمایت از دولت مستقر، از معترضین دزدی ۳ هزار میلیاری می خواهد که قضیه را کش ندهند!»

و حتما در ادامه همین «خدمات» است که «رهبر معظم» لابد بر بستر «منافع ملی» و نه در متن «جاه طلبی» چون خشایارشا، هیچ هشداری را بر نمی تابد که آخرین آن را نامه تاریخی اولین وزیر خارجه جمهوری اسلامی فریاد می کند.

اسنادی که این هفته «موسسه علوم و امنیت بین المللی» منتشر می کند، نشان می دهد که برنامه دست یابی به جنگ افزار هسته ای چگونه کلید خورده است: «در آوریل سال ۱۹۸۴(۱۳۶۳) در جریان یک جلسهٔ مقامات بلندپایه سیاسی و امنیتی جمهوری اسلامی ایران در کاخ ریاست جمهوری در شهر تهران، آیت‌الله علی خامنه‌ای که در آن زمان رئیس جمهور ایران بود اعلام کرد که آیت‌الله روح‌الله خمینی رهبر وقت و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران تصمیم گرفته‌است که برنامه هسته‌ای ایران دوباره فعال شود.براساس گفته‌های آیت‌الله خامنه‌ای در آن جلسه این تنها راه تضمین امنیت رژیم جمهوری اسلامی در برابر توطئه‌های دشمنان، بخصوص آمریکا و اسرائیل و فراهم کردن زمینه‌های ظهور امام زمان است. آیت‌الله خامنه‌ای در ادامه این جلسه می‌افزاید که وجود جنگ‌افزار هسته‌ای در دست سربازان خدا عامل مهمی برای مهار خطرهایی است که ایران را تهدید می‌کنند.»

در اردیبهشت ۹۱ دیروز به امروز پیوند می خورد. کسی که درجای رئیس جمهور پرونده اتمی را کلید زد، امروز درمقام رهبر صاحب مطلق آن است.

مردم ایران از شنیدن کمترین خبردر باره مساله ای که هست و نیست آنها به آن مربوط است، محرومند.اگر «آزادی» درکشورهای دیگر هم مانند جمهوری اسلامی تام وتمام بود، علی اکبر کسائیان نامی که دبیرهیات منصفه مطبوعات فرمایشی است؛می توانست «شرایط اضطراری» اعلام وبدلیل محاصره «تحریم‌ها و تهدید به جنگ» همین قانون مطبوعات نیم بند را تعطیل و همه خبرها را زندانی کند.

اما در جهان آزاد اخباروتفاسیردرجریان مداوم خود، به سرعت بسوی سوم خرداد و بغدادی می دوند که آخرین تیر تکش سیاست خارجی جمهوری اسلامی است و اکنون درمیدان جنگ لفظی با آنکارا بسر می برد.

گری سيمور مشاور اوباما در امور خلع سلاح که در مذاکرات استانبول شرکت داشت، می گوید: «به نظر می‌رسید ایرانی‌ها علاقه بسیار بیشتری به وارد شدن به مذاکرات واقعی نشانی می‌دادند، خیلی کمتر شاخ و شانه می‌کشیدند و دیگر پیش شرط نمی‌گذاشتند؛ این آمادگی را هم داشتند که درباره مسئله هسته‌ای صحبت کنند.»

برخی از منابع برهمین اساس از «سناریوی برون رفت تدریجی و آبرومندانه جمهوری اسلامی از برنامه اتمی» خبر می دهند. لوموند می نویسد: «حتی روسیه و چین هم در مورد خطرناک بودن بیش از حد آن اشاراتی داشته اند. ایرانی ها در چانه زدن تا لبه پرتگاه می روند، اما بنظر نمی رسد به پریدن هم علاقه ای داشته باشند.»

روزنامه آمریکایی واشنگتن پست در گزارشی با عنوان «آماده شدن زمینه برای معامله با ایران» از تعامل پشت پرده ایران و غرب برای تعلیق غنی سازی اورانیوم ۲۰ درصدی و متوقف ساختن غنی سازی اورانیوم در تاسیساتی زیر زمینی با خلوص بالاتر خبر می دهد.

گروهی از ناظران معتقدند که حضور جمهوری اسلامی بر سر میز مذاکرات بیشتر یک اقدام دیپلماتیک زیرکانه بوده است تا نشانه‌ای قابل اطمینان مبنی بر تمایل به توافق. درو اقع سیاست» نرمش در گفتار، پافشاری بردرخواست» بر متن کشتن زمان دنبال می شده است.

به نوشته ال مانیتور بر اساس شواهد تازه مذاکرات استانبول نزدیک بوده است به شکست بینجامد.در پایان مذاکرات رسمی، سعید جلیلی و کا‌ترین اشتون یک بار دیگر به طور جداگانه با یکدیگر ملاقات و گفت‌وگو کرده اند. در این مذاکره ۹۰ دقیقه‌ای که در دفتر وزیر خارجه ترکیه برگزار شده، سعید جلیلی با سماجت فراوان و شاید نزدیک به صد بار خواستار لغو یا به تعویق انداختن تحریم‌ها شده است. واین جواب را از کاترین اشتون شنیده که درخواست لغو این تحریم‌ها واقع‌بینانه نیست و تصمیم‌گیری در این زمینه در حوزه اختیارات او قرار ندارد.

تبدیل لغو تحریم به خواست و در واقع شرط اصلی مذاکرات «بغداد» پشتیبان این نظر است.پرویز سروری٬ رییس کمیته امنیت در کمیسیون امنیت ملی مجلس می گوید: «لغو تحریم‌های بین‌المللی شرط جمهوری اسلامی برای ادامه مذاکرات ایران با گروه ۱+۵ در بغداد است.»

سردار قاسمی، وزیر نفت جمهوری اسلامی، تهدید کهنه ای را تکرار می کند: «اگر اروپایی‌ها تحریم نفت ایران را لغو نکنند که امیدواریم در بغداد چنین کنند، حتما صادرات نفت به اروپا را قطع خواهیم کرد.»

هنوز مانده تا بغداد دو دانگی، که راه به مذاکره نزدیکتر کند و یا کلید جنگ را بزند که اسرائیل انتظارش را می کشد.

بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل، در روزی که آيين های ساليانه گراميداشت ياد قربانيان هولوکاست برگزار می شود، موضع حمله را از سر می گیرد: «کسانی که تهدید ایران برای نابودی موجودیت اسرائیل را انکار می کنند از هولوکاست درس نگرفته اند. اگر جلوی برنامه هسته ای ايران گرفته نشود، ممکن است يهوديان دوباره مانند زمان هيتلر قتل عام شوند و فاجعه هولوکاست تکرار گردد.»

ژنرال بنی گانتس، رييس ستاد مشترک ارتش اسراييل، از آمادگی برای حمله خبر می دهد: «نيروهای اسراييلی در حال انجام عمليات ويژه، فراتر از مرزهای اين کشور هستند و آماده خواهند بود، در صورت صدور دستور، به تأسيسات هسته ای ايران، حمله کنند. ما فکر می کنيم که يک ايران هسته ای بسيار بد است، بهمين دليل جهان بايد ايران را متوقف کند و اسراييل بايد جلوی آنرا بگيرد. ما در حال برنامه ريزی بر اين اساس هستيم. در اصل، ما آماده عمل هستيم.»

و تا نوبت حمله نظامی برسدیا نه، جنگ در زمینه های دیگر ادامه دارد و با شدت تمام.اندونزی و فیلیپین می‌گویند از ایران نفتی وارد نمی‌کنند و ترکیه و هند برای جایگزین کردن بخشی از واردات نفت خود از ایران به دنبال فروشنده‌های دیگر می‌گردند.

خبرگزاری رویترز گزارش می دهد: «نیمی از نفتکش های دریایی ایرانی بعلت تحریم ها در خلیج فارس لنگر انداخته و به جای تحویل نفت، به نوعی ذخیره روی آب تبدیل شده اند. بندر خارک در حال حاضر ميزبان ۱۴ نفتکش بزرگ است که هرکدام نزديک به دو ميليون بشکه نفت خام بارگيری کرده اند ولی مجبور شده اند لنگر بياندازند و مقصدی نداشته باشند.»

و درهمین حال محمود بهمنی در آمریکاست تا از مرکز اقتصاد سرمایه داری جهانی، کمک بگیرد. رئیس کل بانک مرکزی از صندوق بین‌المللی پول می خواهد تا برای جبران فشار ناشی از تحریم نفتی ایران بر کشورهای کم‌درآمد واردکننده نفت، منابع لازم را در اختیار این کشورها بگذارد. ظاهرا این مقام عالیرتبه «اقتصادی» حتی این موضوع ساده را نمی داند که صندوق بین‌المللی پول قانونا موظف به جبران خسارات ناشی از تحریم نفتی ایران نیست.

و درست در همین موقع به شبکه اینترنتی وزارت نفت حمله ویروسی می شود. ستاد بحران می کوشد از این جنگ نرم دست خالی بر نگردد.

کارخانه اتومبیل سازی «پورشه» آلمان، روابط خود را با جمهوری اسلامی قطع می کند. گروه بسیار بانفوذ «اتحاد علیه برنامه اتمی ایران» وقتی بعد از مطالعه فهرست «کشورهای تحت نظر» دریافت که صنعت اتومبيل سازی ايران، به عنوان سيزدهمين خودروسازی بزرگ جهان، عمدتاً توسط دولت و سپاه پاسداران اداره مي شود، مبارزه عليه صنعت خودروسازی جمهوری اسلامی را شروع کرد. این هفته نوبت به پورشه رسید که تنها در چند ماه گذشته درتهران بالغ بر ۱۷ميليون دلار فروش داشته است.

مارک والاس، سفير سابق آمريکا در سازمان ملل متحد، اقدام پورشه را هشدار و پيامی به جمهوری اسلامی خواند تا به غنی سازی و برنامه های مشکوک به ساخت سلاح اتمی خود و حمايت از تروريسم پايان دهد.

و تاهفته تمام شود، کميته تحريم سازمان ملل متحد، يک شرکت ايرانی و دو «عضو نیروی قدس» سپاه پاسداران را به دليل دخالت در قاچاق سلاح به نيجريه به فهرست تحريمی خود اضافه می کند. تحريم های آمريکا شامل تامين‌ کنندگان فناوری برای سرکوب در ايران، سپاه و وزارت اطلاعات- و سوريه می شود.

تحریم در متن اقتصاد ویران جمهوری اسلامی، تاثیر خود را می بخشد.حتی محمود احمدی نژاد که پس از ۲ سال به جلسه مجمع تشخیص مصلحت رفته است به گرانی اعتراف می کند. علی‌اکبر هاشمی رفسنجانی، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، که نم نمک حضورش در صحنه بیشتر بچشم می آید، و عکس خندانش در کنار رئیس جمهور نظام واقعا دیدنی است، «اوضاع کنونی اقتصاد، اشتغال و تولید» را نامطلوب می داند.

الیاس نادران، نماینده مجلس شورای اسلامی آماری ارائه می کند: «قدرت خرید مردم، ۴۰درصد کاهش يافته است.»

علیرضا محجوب که به هر دری می زند تا برای راه پیمائی روزجهانی کارگر مجوز بگیرد، از اخراج صد هزار كارگردر سال گذشته خبر می دهد. یک مقام مسئول در وزارت صنعت، معدن و تجارت از «دستور ویژه ذخیره‌سازی گسترده ۱۰ قلم کالا» پرده بر می دارد.برنج، روغن، شکر، گوشت قرمز، گوشت مرغ، قند، گندم، ذرت، جو از جمله این کالاها هستند.

احمد کریمی اصفهانی، دبیرجامعه انجمن‌های اصناف بازارمی گوید: «گرانی‌های امروز در هیچ دولتی سابقه نداشته است.امروز مسئله گرانی به آفت جامعه تبدیل شده.هیچ وقت سابقه نداشت که در خلال یک سال قیمت کالاهای اساسی و مصرفی نزدیک به ۵۰ درصد افزایش یابد.»

سعید درخشانی، رئیس اتحادیه سوپرمارکت و مواد پروتئینی، خبرهای غم انگیزی دارد: «اکثر کارخانه‌ها جنس تولید نمی‌کنند، بنابراین کالا گران شده است. برای مثال مدت‌ها کره در بازار توزیع نمی‌شد و در حال حاضر نیز این کالا به مقدار خیلی کم و با قیمت بالا‌تر عرضه می‌شود.حتی حالا که روغن (در بازار) توزیع می‌شود، قیمت آن ۲۰ درصد افزایش پیدا کرده است. روغن پنج کیلویی ۱۲ هزار و ۴۰۰ تومان بود که اکنون با نرخ ۱۴ هزار و ۸۰۰ تومان عرضه می‌شود.»

فریدون خاوند ـ– اقتصاد دان-ـ وضعیت اقتصادی را جمع بندی می کند: «کشور، با سخت‌ترین و طولانی‌ترین رکود اقتصادی بعد از جنگ با عراق روبرو شده‌است.»

و»نظام» با این وضعیت اقتصادی، دست از پشت سوریه بر نمی دارد. همانها که امروز از یاری «نظام» به کشتار مردم سوریه پرده بر می دارند، لابد روزی ارقام نجومی دلارهای پرداخت شده به حکومت بشار اسد را فاش خواهندکرد.

برهان غلیون رئیس شورای ملی سوریه پس ازدیدار با محمد عمرو وزیر خارجه مصر تاکید می کند که ادامه کشتار مردم توسط رژیم سوریه با پشتیبانی ایران و پوشش روسیه صورت می گیرد. او به تاکید می گوید: «ایرانی ها خود را به جای اسد طرف نبرد می پندارند.اگر حمایت ایران و پوشش روسیه نبود، رژیم اسد جرات نمی کرد دست به این همه کشتار بی سابقه بزند.»

و هفته ای است که ایهود باراک، وزير دفاع اسرائيل، می گوید: «سقوط حکومت بشار اسد در سوريه «بسيار مثبت» و ضربه بزرگی برای ايران خواهد بود.محور ضد اسرائيلی وابسته به ايران در لبنان و غزه نيز از سقوط بشار اسد لطمه خواهد خورد.»

وزرای امور خارجه ۷۰ کشور عضو گروه «دوستان مردم سوريه» در پايان نشست سوم خود در پاريس پايتخت فرانسه اعلام می کنند: «طرح صلح کوفی عنان آخرين امید برای حل و فصل مسالمت آميز بحران سوريه است.»

عربستان سعودی بار ديگر بر ضرورت مسلح کردن مخالفان حکومت بشار اسد تاکيد می ورزد.

هيلاری کلينتون، وزير خارجه آمريکا می گويد: «اسد آخرين فرصت را از دست ندهد.»

اردیبهشت دیگر آمده است. فصل گل به رنج و اندوه آغشته است. «نظام» چنان سرزمین گل و بلبل را به فلاکت انداخته که از چهار سو به تاراج خاکش دست گشوده اند. حالا بر طبل مالکیت سه جزیره ایرانی بر خلیج همیشگی پارس می کوبند.

«نظام» در پی نجات سوریه است. حالا که » علی مانده و حوضش «، دکتر ابراهیم یزدی به «تاریخ » می نگرد که «مملو است از نمونه‌هایی که در یک بزنگاه، سر ایشان را زیر آب می‌کنند.» فرانکشتین ها دست اندر کارند. راه مذاکره با امریکا را سفت و سخت بسته اند. دکتر صادق زیباکلام، چه زیبا این حکایت را با شواهد و شجاعت باز می گوید.

جبهه پایداری به رهبری مصباح یزدی، روی اینترنت شبکه تلویزیونی راه انداخته است.سازمان دهی، «حلقه‌های صالحین» را به سردار شکنجه، زائیده عراق محمد رضا نقدی سپرده اند. هدف نهایی این طرح تربیت عقیدتی و سیاسی و کادرسازی برای بسیج و کشور از پایین‌ترین سطح ممکن یعنی مساجد و مدارس است.

حتی حزب موتلفه به هراس افتاده است.دبیر کلش محمد نبی حبیبی، می گوید:»برخی‌ها دور خیز کرده‌اند تا کاندیداهای حزب موتلفه اسلامی در تهران رای نیاورند و تخریب‌های بسیار سازماندهی شده‌ای را به کار بسته‌اند. »

سرنوشت کتاب به بهمن دری سپرده اند که از معاونت فرهنگی ستاد مرکزی مبارزه با قاچاق کالا و ارز نهاد ریاست جمهوری به وزارت فرهنگ و ارشاد آمده و سابقه ریاست انتشارات کل سپاه پاسداران را هم در کارنامه دارد.

دادستان قم از طلاب «بازداشت سگ گردان ها و نجات بدحجابان در قم» را می خواهد. دادستان سابق

سعید مرتضوی که از بد نامی و جنایت تنهابا اسداله لاجوردی قابل قیاس است، در منصب ریاست تأمین اجتماعی ماندگار می شود. اخبار تکذیب نشده حکایت دارد که او اسرار قتل عام مطبوعات بدستور بیت رهبری را ضبط کرده و به بیرون از کشور فرستاده است. ماندنش نتیجه معامله بر سر این سی دی است که می گویند باید در آمریکا سراغش را گرفت. معلوم نیست چراحداد عادل که بر سر «سوگند شرافت» مرتضوی سنگ روی یخش کردند، هنوز منتظر استعفای اوست.

کسی هنوز رازهای مرتضوی رانشنیده است، اما خبر دیدار نوروزی دو تن از حقوقدان های شورای نگهبان، با یکی از مقامات عالی رتبه جمهوری اسلامی رسانه ای می شود.دو حقوق‌دان می گویند:» میزان مشارکت مردم در انتخابات مجلس نهم که در پایان اسفند ۱۳۹۰ برگزار شد اینگونه بود: -کل کشور: ۳۸ در صد – تهران۱۸ درصد که هشت درصد آرای اخذ شده باطله و سفید بوده است.»

آن مقام عالی رتبه پس از شنیدن آمار واقعی، می پرسد «آیا رهبری از این آمار اطلاع دارند؟»

و معلوم می شود که «معظم له»-ـ لابد زیر سایه ملائکه ـ– دستور فرموده اند بین ۲۵ تا ۳۰ درصد به آمار اضافه شود.

در این بهار غم انگیز، مقامات» نظام» برای تسکین مردم حرف های خنده دار هم می زنند. انگار که نرگس محمدی بیمار را در بحرین درمقابل پدرومادر پیرش گرفته باشند، یادر۱۲ روز گذشته ۱۷ تن را همانجا اعدام کرده باشند، یک مقام وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی خواستار توقف «نقض فاحش حقوق بشر» در بحرین می شود و می‌گوید بحرین باید ضمن توجه به مطالبات مردم به سرکوب‌ها در این کشور پایان دهد.

احمد توکلی نیز هم در صحن علنی مجلس از به «هچل» انداختن سخنگوی فارسی زبان وزارت خارجه با نتیجه ای حیرت آور خبر می دهد:» و اگر تمام اين سؤالات منتشر شود، غرب‌زده‌ترين کاربران اينترنت هم حق را به جمهوری اسلامی می‌دهند و به اين نتيجه می رسند که آمريکا منطق ندارد.»

معلوم نیست چرا که «نظام» مانع ازتعلق گرفتن این افتخار به سایت الف شده است.

هفته تمام می شود. کمتر از یک ماه به مذاکرات بغداد مانده است.نیویورک‌تایمز از» تأسیس سرویس جدید اطلاعاتی پنتاگون با محور ایران» پرده بر می دارد.

رئیس ستاد کل نیروهای مسلح روسیه، در اظهار نظری که رسانه‌های روسیه «بی‌سابقه» توصیف کرده‌اند برای اولین بار ایران و کره شمالی را «تهدید هسته‌ای» می نامد.ارتشبد نیکلای ماکاروف می گوید : «تهدید همیشه هست، به همین خاطر ما از نزدیک پیشرفت هسته‌ای بسیاری از کشور‌ها را زیر نظر داریم. نتایج تحلیل‌هایی که روسیه به همراه آمریکا انجام داده تایید می‌کند که احتمال وجود تهدید هسته‌ای از طرف ایران وجود دارد و ما متقاعد شدیم که واقعا باید یک سامانه دفاع موشکی برای مقابله با این تهدید‌ها راه‌اندازی شود.»

روس ها دارند برگ های بازی را عوض می کنند؟

کسی آخرین هشدارها را خواهد شنید؟

دکتر ابراهیم یزدی در جواب حجتی کرمانی و انگار که به تاریخ، می نویسد:

«شاه رفت خبر بود. صدام آن را نگرفت. صدام رفت، مبارک و بن‌علی نگرفتند. بن‌علی و مبارک رفتند، قذافی گفت آن‌ها بلد نبودند من می‌دانم چه‌کار کنم. قذافی رفت، اسد خبر را نمی‌پذیرد؟ علی صالح عبدالله و حاکم بحرین و سایر امیران خاورمیانه نمی‌پذیرند که وقت رحیل فرا رسیده است.عصر حکومت‌های تک نفره‌ی مادام‌العمری تمام شده است.در دقیقه‌ی ۹۰ هستیم. باید کاری کرد، قبل از آن که از دست شما و مقام رهبری و من دیگر کاری بر نیاید. اما چه کسانی باید این جام را به دست مقام رهبری بدهند. شما و تمامی کسانی که با شما هم‌سو و هم‌فکر هستند و با ایشان نزدیک، این وظیفه و تکلیف تاریخی را بر عهده دارند.»

و دکتر محمدملکی، دلسوخته از دستگیری نرگس محمدی فریاد بر می کشد:

«به تاریخ بنگرید و از سرنوشت دیگران عبرت بگیرید.بس کنید. ۳۳ سال کشور عزیزمان ایران را تبدیل به یک سرزمین سوخته نموده‌اید. به اطرافتان بنگرید آیا جز فساد، دزدی، دروغ، اعتیاد و فحشاء و دشمنی چیزی می‌بینید؟ مطمئن باشید بهار آزادی مردم ایران نزدیک است و پشیمانی حاکمان ظلم و جور خیلی دیر. »

با شکنجه گر ایرانی در هلند

بهار نو ، شکنجه گر ایرانی به آمستردام پایتخت هلند می آید و از زبان یکی از شکنجه شدگانش پرتو بر دهه خوفناک شصت می افکندو از گوشه ای از جنابات زندان ها پرده می گیرد.

 یکی از دهها رسانه جمعی هلند، چنین به استقبال نسخه هلندی «نامه هائی به شکنجه گرم» رفته بود که من حتی نمی توانم ان را به هلندی بر پیشانی کتابم بخوانم. خانمی کوچک اندام که گیسوانش داشت به سپیدی می زد، در لبخندش هزارتجربه حرفه ای بود و پرسش هایش بی امان و برنده، نویسنده مطلب بود.

 درهتل نویسندگان بودیم. در مرکز آمستردام و د رکنار یکی از هزاران ترعه. پنجره اتاق بزرگ و شیک بر صدای زنگ دوچرخه ها باز می شد، هیاهوی زندگی، فریاد جوانها و عبور جمعی دانشجویان . دریغا در این آفتاب زیبای بهاری، تنهاهمراهم شکنجه گرم بود که حسابی هم معروف شده است. بعضی از دهها روزنامه نگاری که برای مصاحبه آمدند، اول ا زهمه به شوخی می پرسیدند:

– برادر حمید چطور است…؟


 

و این خانم تازه به هتل نویسندگان آمده بود.اسم هتل البته هست آمباساد که نمی دانم چه معنائی دارد. اما همه می دانند که هتل مخصوص نویسندگان است. ساختمان قدیمی زیبائی دار دبا راهروهای پیچ درپیچ و بی پایان و همه آراسته به تابلوهای نقاشی. اولین کار پذیرش نه دادن پاسپورت و پر کردم فرم که  امضای کتابی است که نوشته ای. بعد که پائین می ای می بینی یکی از مسئولین پذیرش دارد کتابت را می خواند. بعد هم که کتاب تمام شد، می گذارندش توی کتابخانه زیبا و بزرگ هتل. وقت ترک هتل هم، پیش ا زهمه چیز باید دفترچه یادبود را بنویسی و ا مضاء کنی.

 بخود می گویم:

– عین هتل اوین خودمان است..

 دراین هتل، دارم با چندمین روزنامه نویس مصاحبه می کنم که همه اشان بجز یک نفر کتاب را خوانده اند و زیر سطور متعددی  را خط کشیده اند. خانم کوچک اندام، بعد از دو ساعت پرسش در باره موارد مختلف کتاب، می رسد به امروز ایران وبی مقدمه می پرسد:

– بعد از حمله چی می شود؟

 جوری از حمله حرف می زند که انگار یک فیلم سینمائی است وزمان شروع سانسسش هم معلوم. می گویم:

– بیخود می کنند حمله کنند… ایران من ویران می شود…

– از این ویرانتر؟ تازه دولت برادر حمید که همین را می گوید.

می فهمم حریف قدر است. یاد معاون سردبیر تایمزلندن می پرسم که همین موضع راد اشت. او می خواست صفتی روی آقای خامنه ای بگذارم و این یکی می خواهد تاگرفتن جواب موافقت باجنگ از من پیش برود. تجربه روزنامه نگاری و عشق ایران بهم می آمیزد و کم و بیش دعوایمان می شود. آخر می پرسد:

– حمله نکنند که می کنند، چه باید کرد؟

می گویم:

–  باید دموکراسی را در ایران نهادینه کرد…

 خنده بلندی می کندو بر می خیزد:

– این حکومت می گذارد شما دموکراسی بنا کنید؟

دست می دهد و می رود. روزنامه نویسان دیگرپشت در اتاق مخصوص مصاحبه هتل دارند باخانمی که مسئول تبلیغات کتاب است قهوه می خورند.

 راستش مصاحبه بعدی را کمی گیج می زنم. خوب است که خانم چاق سیاهپوست نه کتاب را خوانده و نه حرفه ای است.

و همه ایام مانده، درآفتاب درخشان، جنجال گنجشگان، سوت ترامواها و پیاده روی شادمانه مردم ، د رهولی می گذرد که بر اعماق دلم چنگ می زند. خبرنگارها ی دیگر هم از جنگ مانند یک خبر اعلام شده حرف می زنند. و مردمان سراسر دنیا در بادبهاری خندان می روند و خبر از سرزمین آفتابی ایران ندارند که گل هایش را برادر حمیدها پرپر کرده اند و سرزمینش را  بسوی ویرانی می برند.

 در خیابانها می روم. بهار از من نمی گذرد.

– پر کنی پیاله را..

 نه، این جام آتشین راه به حال خرابم نمی برد.

 به روزهای دور بر می گردم. اقای خامنه ای ماند که ایران بر باد دهد و من که پریشان در خیابانهای تبعید بروم…

**

وبر می گردم. و نامه مترجم کتاب می رسد:» در ۲۵ سالی که کارم ترجمه کتاب است، چنین عمیق درگیر کتابی نشده ام. اگر کتاب در خوانندگان هم همین تاثیری رابگذارد که بر من گذاشته است، چشمان بسیاری با زخواهد شد…»

 Dear Mr. Houshang Asadi

Thank you so much for the signed copy of Brieven aan mijn folteraar, the Dutch translation of Letters to my torturer.

Unfortunately, I wasn’t able to come to the signing session in person, to shake your hand, which would have been a great honor.

In the 25 years of my career as a translator, I have not encountered a book that moved me as deeply as yours, and I am proud to have contributed a little to the disclosure of your story to the people in Holland. It might hopefully help them to get a deeper understanding of the Iranian people, the regime and especially of the counter forces that are still defying those who stand in the way of liberty and equality for all.

If your book will impress the reader as much as it did me   , it should open the eyes of many.

With the highest regards,

Roelof Posthuma

و بعد لینک مصاحبه ها و گزارش ها می رسد. تقریبا همه مطبوعات مهم هلند در باره کتاب نوشته اند و یا مصاحبه های مرا منتشر کرده اند. خودم را می بینم که دارم بازبانی که یک کلمه اش را هم بلدنیستم، با مردم هلند حرف می زنم. این صدای مظلوم قربانیان دهه شصت ، فریاد خشم اعدام شدگان تابستان ۶۷ است که در هلند طنین می اندازد.

– آهای بچه ها، با هر عقیده و اعتقاد که بر دارهای مرگ رفتید، هرگز فکرنمی کردم روزی صدای شما شوم… گوش کنید. صدای شما ا زترعه ها می گذرد و به چهار سوی جهان می رود. ما همه بازخواهیم گشت  و روی همه دیوارهای وطن خواهیم نوشت:

– آزادی..

ودیگر هیچ ایرانی با هیچ شکنجه گری به آمستردام نخواهد آمد.

جهان علیه تهران

هوشنگ اسدی

بهمن می رسد. ماه انقلاب اسلامی. شعارهای انقلاب را حوادث روز، بعد از سی و سه سال تفسیر می کنند. استقلال: دلار درحال تبدیل شدن به پول رسمی کشور است؛ آنهم در سالی که رهبری سال «جهاد اقتصادی» خوانده بودش. آزادی: درهمین هفته دو رکورد جهانی دیگر بدست می آید: «رتبه ۱۷۵ام در میان ۱۷۹ کشور جهان از نظر آزادی مطبوعات » و» اعدام بیش از ۶۰۰ نفر در سال». و جمهوری اسلامی: «در بن بست اتمی گرفتار آمده». چنانکه جهان می بیند و اشپیگل آن لاین می نویسد.

در روزهای بهمن ۱۳۵۷ در تهران فریادهای «ماهمه سرباز توایم خمینی» شنیده می شد، در بهمن امسال «جنبشی درون نظام وزیدن گرفته است» که جانشین » امام خمینی» را نشانه دارد. سرداری دیگر از سرداران دوران گذشته که غلامعلی رجائی باشد، می آید تا سردار حسین علائی را در هجوم اوباش تنها نگذارد: «پچپچه های کوچه است که علنی می شود.» این دو سردار شاهد «مرگ هشت سردار سپاه در یک سال» اخیر بوده اند که همگی در دهه پنجم زندگی و بر اثر سکته و موارد نامعلوم به جهان دیگر رفته اند. هیچکس نمی داندسیستم امنیتی مخوف پایه ریزی شده توسط سعید امامی در حذف سرداران جنگ نقشی داشته است یانه، اما بروشنی می توان دست هائی که کنار گذاشتن هاشمی رفسنجانی از ریاست مجمع تشخیص را بار دیگر کلیدزده اند، دید.

در سالگرد دیگری ازانقلاب، تنها سید علی خامنه ای از گروه نخست رهبری باقی خواهد ماند و انبوه سردارانی که دوره اش کرده اند و از جنگیدن تنها رجز خواندن را می دانند.

در هفته اول ماه انقلاب، آخرین عربده کشی آنها کف می شود برآبهای خلیج فارس. فرمانده کل ارتش پس از مانور اخیر در تنگه هرمز فرموده بود ناوگان امریکا نباید دیگر به خلیج فارس بازگردد. کسی برای این حرف تره هم خرد نکرد.

دیوید کامرون، نخست‌وزیر بریتانیا، در دیدارازعربستان سعودی می‌گوید: «اگر ایران بخواهد تنگه هرمز را ببندد کشورهای جهان اجازه این کار را نخواهند داد. در مورد تنگه هرمز، منافع همه جهان در این است که این تنگه‌‌ باز بماند و من مطمئنم، اگر هرگونه تهدیدی برای بستن آن صورت گیرد، جهان دست به دست خواهد داد و کاری خواهد کرد که این تنگه‌ باز بماند.»

لئون پانته‌تا، وزير دفاع آمريکا، اعلام می کند: «ناو هواپيمابر «يو اس اس اينترپرايز» عازم خليج فارس می شود و عبور آن از تنگه هرمز پيامی روشن به ايران است.»

وناوگان امریکا بازمی گردد، نه تنها با اينترپرايز، با ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن و پنج کشتی جنگی دیگر.تازه ناوگان فرانسه و انگلیس هم همراه آن می آیند تا ضامن تحریم نفت ایران و بازنگهداشتن تنگه هرمزباشند.

عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس می فرماید: «آمریکا جرات نداشت به تنهایی از تنگه هرمز عبور کند.» سرتیپ حسین سلامی، یکی از رجزخوانان، صورت مسله راپاک می کند: «ناوهای جنگی آمریكا سالیان درازی است كه در خلیج فارس حضور دارند و تصمیم آمریکا برای اعزام ناوهای تازه، موضوع جدیدی نیست. باید اعزام ناوها را درهمین چارچوب دید.»
علی اکبر صالحی هم که معلوم نیست سر پیاز است، ته پیاز است و یا وزیر خارجه، یکسره منکر همه هارت و پورتهای سرداران می شود:» ایران هرگز قصد بستن تنگه هرمز را نداشته است.» رزمایش یک ماهه در خلیج فارس هم بدنیا نیامده، می میرد.

همکاران ما در روز وضعیت را در یک تیتر خلاصه می کنند: تحریم نفتی، آرایش جنگی. یک روز بعد از ورود ناوگان های آمریکا، انگلسی و فرانسه به خلیج فارس «ائتلاف اروپا و آمریکا علیه جمهوری اسلامی» برگ برنده ای بر زمین می زند.اتحادیه اروپا نفت، بانک مرکزی، تجارت الماس، طلا و دیگر فلزات گرانبها با ایران را تحریم می کند.وزیران خارجه ۲۷ کشور عضو اتحادیه اروپا، بر سر ممنوعیت هرگونه قرارداد جدید برای خرید یا انتقال نفت خام ایران به توافق می رسند. موافقت می کنند که همه دارایی‌های بانک مرکزی ایران را مسدود سازند، و هرگونه تجارت الماس، طلا و دیگر فلزهای گرانبها با بانک مرکزی ایران و دیگر ارگان‌های دولتی ایران را ممنوع می کنند.

دولت آمریکا تحریم های نفتی و بانکی اتحادیه اروپا را چنین می بیند: «گام محکمی در تلاش های جهانی برای افزایش فشار بیشتربرجمهوری اسلامی.» و بلافاصله وزارت خزانه داری امریکا بانک دولتی «تجارت» را در فهرست تحریم قرار می دهد. بانک تجارت در نقل و انتقال میلیون ها دلار برای کمک به برنامه هسته ای ایران دست داشته است.

«دیوید کوهن» یک مقام ارشد وزارت خزانه داری آمریکامی گوید: «در زمانی که بانک های جهان معاملات خود با ایران را قطع کرده اند و ارزش پول ایران بسرعت کم می شود، تحریم بانک تجارت یکی از آخرین راههای دسترسی ایران به سیستم مالی بین المللی را مسدود می کند.»

رئیس مجمع نفت ژاپن حرفش این است: «قادر به ادامه معامله با ایران نیستیم.» و خبر می رسد: «چين در سکوت واردات نفت از ايران را به نصف کاهش داده است».

حتی ترک ها به دنبال جایگزینی برای نفت ایران هستند.مقامات توپراس، پالایشگاه مشهور ترکیه قصد دارند در گفت و گو با مقامات نفتی عربستان سعودی که در ماه جاری میلادی انجام می شود، دسترسی به منابع جایگزین نفت ایران تا تابستان سال جاری را موردبررسی قرار دهند.

در تهران دلار ریسمان پاره می کندو سکه به رکوردی تاریخی دست می یابد و از مرز یک میلیون تومان می گذرد: «خرید در بازار به یورو و دلار، اقتصاد ایران در آستانه فروپاشی».

جواب های جمهوری اسلامی یاد آور، سخنان سعید صحاف در روزهای سقوط صدام حسین است. معلوم نیست پیمانکار بزرگ سردار رستم قاسمی که آمده بود تا توی دهان شرکت های نفتی جهان بزند، کجاست. اما بیانیه وزارتخانه متبوعه اش خواندنی است: «هیچ گونه خسارتی متوجه ایران نخواهد بود.» بیانیه وزارت خارجه تحریم‌های اتحادیه اروپا را «توجیه‌ناپذیر» می داند. و رامین مهمانپرست، سخنگوی این وزارت خانه مثل همیشه جوابی جز کلی گوئی ندارد: «اینها همه جنگ روانی است و این گونه اقدامات تنها باعث بدتر شدن اوضاع مربوط به پرونده هسته‌ای جمهوری اسلامی ایران می‌شود.»

بهتر ازاین نمی شود کشور را بباد داد. هیزم خشک است برای تنور جنگ و پاس طلائی به اسرائیل. ودرست در روزهائی که «موسسه علوم و امنیت بین المللی» که یکی از مراکز پژوهش های راهبردی در عرصه امنیت و مسائل دفاعی است، در گزارش جدیدی با عنوان «سنجش واقعیت ها» می نویسد: «حکومت ایران در صورت اتخاذ تصمیم نهایی برای تولید سلاح هسته ای به مدت زمان کمتری برای توليد اين تسليحات نیاز دارد.»

این گزارش توسط چهار تن از صاحبنظران در امور خلع سلاح و امنیت بین المللی تنظیم شده است و به دعوت سرد کاترین اشتون از تهران برای انجام «مذاکرات بدون پیش‌شرط اتمی»، معنای تازه ای می بخشد، از شکست میانجی‌گری اخیر ترکیه و دل شستن کامل جامعه جهانی از رسیدن به توافق هسته‌ای با جمهوری اسلامی خبر می دهد.

 

درهفته نخست بهمن دیگری که همه تلخکامی بر باد رفتن آرمان های مردم ایران را زنده می کند، تصویر واقعی جامعه ایران بعد از سی و سه سال حکومت اسلامی چنین است که نشریه»مریدین» تحت عنوان «هنگام فروپاشی شاخه و شانه می کشد» می نویسد: «جمهوری اسلامی بدلیل محافظه کاري سازش ناپذیر، قوم و خویش پرستي بي سابقه و عملکرد هاي اقتصادي اشتباه، دارد از درون متلاشي مي شود.حکومت ایران از یک سو تلاش مي کند صدایش را بالا ببرد، در مقابل غرب و تحریم هایش شاخ و شانه بکشد و از سوي دیگر دوراني را تجربه مي کند که هرگز از بعد از انقلاب خمیني، تجربه نکرده بود.نماي بیروني که ایران تلاش مي کند به نمایش بگذارد، کاملا متضاد با وضعیت داخلي آن کشور است. اظهارات غیر معتبر رئیس جمهور خستگی ناپذیر، محمود احمدي نژاد، علیه آمریکا، علیه استراتژي آمریکا در خاورمیانه، علیه متحدان آمریکا در منطقه و علیه نظام سرمایه داري، دیگر حتي دوستدارانش را هم متقاعد نمی کند، مثل کاسترو و چاوز. او در سفر اخیرش به آمریکاي لاتین نتوانست به موفقیت هایي که در سفر هاي گذشته اش دست یافته بود، برسد و حتي کساني چون هوگو چاوز، رئیس جمهور ونزوئلا و کاسترو، رهبر کوبا نیز نشان دادند که دیگر با او توافق ندارند.»

بر این اساس است که باراک اوباما رییس جمهوری امریکا ازعملکرد دولت خود در مورد اعمال تحریم‌های بین المللی علیه جمهوری اسلامی ایران دفاع می کند: «تحریم‌های بین‌المللی تحت رهبری امریکا، اقتصاد این کشور را «به هم ریخته» است.»

گرگها در تهران، می کوشند اقتصاد درحال تلاشی را با تهدید پلیسی درمان کنند. «پليس ارز، پليس سکه طلا، پليس گندم و برنج و نخود لوبيا» تدارک می بینند. بی ثمر است. ویرانی کشور دستاویز جنگ قدرت می کنند تا «انتخابات سرد» در راه را ببرند.

وزیر اقتصاد مسئولیت وضع نابسامان در بازار سکه و ارز را بر دوش گروه نامعلومی می گذارد که می‌خواهند در بازار «ایجاد اختلال» کنند. منتقدان دولت از جمله سردار محسن رضایی آشفتگی بازار را «ناشی از نادانی و عدم تخصص» در دولت محمود احمدی‌نژاد می دانند. گفتی آقا امام زمان سندوزارت این آقایان رابدون توجه به تخصص آنها امضاء کرده است.

پرویز سروری، رئیس کمیته امنیت داخلی مجلس دولت را «آتش‌بیار بازار ارز» معرفی می کند. غلامرضا مصباحی مقدم، عضو کمیسیون اقتصادی مجلس به «خبرهایی» اشاره دارد که از «دلالی دولت و بانک مرکزی در بازار ارز» پرده می گیرند. برادر «حسین شریعتمداری» هم بر اساس تخصص خود بحران اقتصادی را امنیتی می بیندو دنبال مامورین دشمن می گردد.

رضاتقی زاده ـ– تحلیل گر سیاسی-ـ می نویسد: «واقعيتی که عوامل دولتی در ايران وجود آنرا انکار ميکنند، قرار گرفتن کشور در وضعيت کامل جنگی است. در مراحل کنونی جنگ، اگر چه هنوز استفاده از قدرت آتش آغاز نشده، در عين حال هزينه های آن فراتر از خسارات ناشی از تخريب های جنگ گرم و از انهدام پل ها و راه ها و کارخانه ها رفته است.پول ملی نماد ارزيابی ارزش دارايی های ملی است. مردم ايران طی شش ماه گذشته، در نتيجه تخريب های جنگ نرم، و همچنين سياستهای مخرب تر دولتی، عملا نيمی از ارزش اسمی دارايی های خود را از دست داده اند.
واکنش امروز مردم نسبت به تحولات بازار، واکنش ناشی از ترس در شرايط جنگی است. در وضعيت جنگی، به دليل از ميان رفتن امنيت عمومی، پول محلی قابليت تبديل خود را به کالاها و خدمات و پول های ديگر از دست داده و به کاغذ پاره بی خريدار تبديل مي شود.طعم تلخ اين تجربه را به دردناک ترين شکل مردم آلمان طی روزهای پايانی جنگ جهانی دوم و سال های بعد از شکست نهايی رژيم نازی چشيده اند.کشورهای دچار ورشکستگی اقتصادی شده مانند زيمبابوه، و يا در شرف تغيير نظام سياسی، حاکم مانند روسيه و پانزده جمهوری اتحاد شوروی سابق نيز، بدون قرار گرفتن در وضعيت جنگی، سقوط ارزش پول ملی خود را شاهد بوده اند.»

خانم ها! آقایان! در سی و سومین بهمنی که چون بهمن بر میهن مافروافتاد، ایران تحت حکومت اسلامی به لبه یکی از هولناک ترین پرتگاههای تاریخ خودرسیده است.

اوضاع ـ– چنانکه از اخبار بر می آید-ـ چنین است: اسرائیل بایاری جمهوریخواهانی که آماده حضور در کاخ سفیدمی شوند، جنگ را در برنامه خود دارد و ازهمه نادانی و تند روی طالبان شیعی حاکم بر ایران برای رسیدن به این مقصود سود می جوید. ساندی تایمز می نویسد: «اسرائیل به آمریکا پیام داده که فقط ۱۲ ساعت قبل از حمله به ایران شما را آگاه می کنیم.»

سیاست دولت کنونی آمریکا و اروپا در لحظه کنونی بکار گیری گزینه تحریم شدیدبجای حمله نظامی است.به این ترتیب، ضمن باز نگاهداشتن تشریفاتی مسیر بازگشت ایران به مذاکرات، با هدف راضی ساختن نسبی روسیه و چین از یک سو و از سوی دیگر خنثی ساختن خطر توسل اسرائیل به جنگ، افزایش فشار‌ها علیه جمهوری اسلامی با استفاده از تمامی اهرم‌های موجود و ممکن، در دستور کار قرار گرفته‌است.
سخنان این هفته نیکلاسارکوزی را می توان در این متن دید. رئیس جمهور فرانسه می گوید: «مداخله نظامی مسئله را حل نمی‌کند. جنگ به هرج و مرج در خاورمیانه و چه بسا همه جهان بینجامد. من به دوستان چینی و روس خود می‌گویم: ما را برای تضمین صلح در جهان یاری کنید… ما بی‌تردید به شما نیاز داریم.»
رابرت بائر از مسئولان بلندپایه سابق سیا به هفته‌نامه لبنانی «الشراع» حرفهائی می زند که چشم انداز را روشنی فوق العاده می بخشد: «اسد به زودی خواهد رفت. حکومت بشار اسد تا ماه مارس آینده بیشتر به طول نخواهد کشید و بعد از آن سقوط می‌کند. دیگر برای ما اهمیت چندانی ندارد که در سوریه چه می‌گذرد. پاسخ‌ها همه در آنکارا و تهران هستند. سید حسن نصرالله دبیرکل حزب‌الله، به شدت ناراحت و عصبی است. وی قادر به انجام هیچ کاری نیست و حتی نمی‌تواند نیروهایش را برای کمک به بشار اسد به سوریه بفرستد. نصرالله اکنون فقط در حال گذراندن وقت است و به عنوان یک قدم کوچک حتی قادر نیست قاچاق سلاح از شمال لبنان به سوریه را متوقف کند.»

مامور عالیرتبه سابق سیا دارد از طریق دمشق نشانی تهران رامی دهد ودرهفته ای که عبدالله صالح از مردم عذرخواهی می کند و از یمن می رود.اتحادیه عرب خواستار واگذاری اختیارات بشار اسد به معاونش می شود. پاسخ دیکتاتور سوریه هنوز «نه» است. هنوز می کشد.

هفته به پایان می رسد. سی و سومین سال جمهوری اسلامی به آخر نزدیک است. بهرام خراسانی می نویسد:»در هنگامه سرنوشت ساز کنونی ایران، تنها گروهی قزلباش و طرار از سران حکومت جمهوری اسلامی برجای مانده، و مدتهاست که این حکومت، به موسی و عصایش تبدیل شده است.

درآخرین ساعات چهارشنبه فراخوان۳۹ دلاور زندانی منتشر می شود:

امضا‌ء‌کنندگان این بیانیه که خود از پرداخت هزینه‌ برای تحقق خواست‌های قانونی و ایستادن پای سخن حق، ابایی نداشته‌‌اند، بر این باورند که رسیدن به چشم‌اندازهای مطلوب مستلزم هزینه است. معتقدیم که آرمان‌های انقلاب مردمی ۱۳۵۷ و تحقق آزادی و جمهوریت و استقلال و رفاه و پیشرفت، در گرو کوشش پیگیر و تلاش مصمم و بی‌یأس است؛ این راهی است که از مشروطه و نهضت ملی گشوده شده و تداوم‌اش با عزم مستدام یاران صبور و متوکل و امیدوار سبز در پیوند است.

یعقوب‌وار وا اسفا همی زنم / دیدار خوب یوسف کنعانم آرزوست

والله که شهر بی تو مرا حبس می‌شود / آوارگی و کوه و بیابانم آرزوست

جانم ملول گشت ز فرعون و ظلم او / آن نور موسی عمرانم آرزوست

 


نفت ، نامه و آتش

هوشنگ اسدی

زمستان ،ماه اول را پشت سر می گذارد سراسر آغشته به بوی نفت. نه آن نفت که قرار بود» انقلاب» مجانیش کند، ونه آن نفت که محمود احمدی نژاد وعده  داد بود پولش رابرسر سفره مردم بیاورد،نه. این نفتی است بر آتش .نامه هائی در این مسیر انگار بر باد نوشته می شود. دیکتاتور بخود نمی آید . اتش بر نفت شعله خواهد زد و ایران را سراسر خواهد سوخت.

وقتی عربستان سعودی از بازکردن بلافاصله لوله های نفت برای افزایش دومیلیون بشکه در روز  می گوید، و روس ها با» هرگونه طرح یا پیش نویسی در مورد تحریم نفت ایران» مخالفند تا بتوانند جایشان را برای معامله نهائی محکم تر کنند؛یعنی: تا در گرفتن آتش چیزی نمانده است.

اروپاچهار روز دیگر ( ۲۳ ژانویه-۳ بهمن) تصمیم نهائی را می گیرد تا درجنگ نفت تام وتمام به آمریکا بپیوندد. آخرین خبرها حاکی است اتحادیه اروپا به طور اصولی به توافق رسیده و به پیشنهاد دانمارک – رئیس دوره‌ای اتحادیه اروپا – تحریم کامل خرید نفت ایران از اول ژوئیه ۲۰۱۲ (۱۱ تیر ۱۳۹۱) اجرا می شود. مهلت شش‌ماهه برای پایان دادن به قراردادهای موجود شرکت‌های نفتی اروپایی با ایران است وبا هدف جلب رضایت اعضایی که نگران تاثیر منفی تحریم خرید نفت ایران بر اقتصاد کشورشان هستند.»

فیگارو می نویسد:» سعودی‌ها به این باور رسیده‌اند که باید به اقتصاد ایران ضربه بزنند.»

ويليام هيگ، وزير امور خارجه بريتانيا، می گوید:»کشورهای عضو اتحاديه اروپا به زودی تحريم های بسیار مهمی را عليه صنعت نفت ايران و ساير بخش ها تصويب خواهند کرد .» او تاکید می کند :»بریتانیاهيچ گزينه ای را در برخورد با ايران از دستور کار خارج نمی کند.»

کریستین ساینس مانیتور از تغییر سیاست اوباما: «از مذاکره به فشار» خبر می دهد:»باراک اوباما، رئیس جمهور آمریکا با یک شاخه زیتون وارد کاخ سفید شد تا به جهانیان نشان دهد که با رژیمی که سه دهه با آن روابط تلخ و خونین داشته است، می توان از در صلح درآمد. اما او اینک با دقت فراوان در پیام های علنی و محرمانه خود به رهبران ایران از «شروعی جدید» در روابط میان ایران و آمریکا سخن می گوید.»

سرگئی لاوروف، وزير امور خارجه روسيه، که کشورش مرحله تازه ای از بازی برد- برد را در  قضیه ایران کلیده زده ، اعلام می کند:» هدف تحريم های جديد عليه جمهوری اسلامی، «خفه کردن» اقتصاد ايران به قصد ايجاد نارضايتی عمومی در داخل اين کشور است .»

صادق زیبا کلام در مصاحبه با شبکه خبری الجزیره دست روی اصل قضیه می گذارد:» جلوگیری از فروش نفت ایران در بازار بین‌المللی فقط یک معنی دارد و آن اینکه هدف تغییر رژیم ایران است.»

علی باقری نماینده امنیتی دفتررهبر جمهوری اسلامی و معاون دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران راهی مسکومی شود. در راه است که یک همتای روسی او- پاتروشف، رئیس شورای امنیت روسیه- همان حرف زیباکلام را می زند:»آمریکا برای مقابله با  برنامه اتمی جمهوری اسلامی با استفاده از ” تمام ابزار ها ” تلاش می کند رژیم را در ایران تغییر دهد.»

محافل سیاسی جهان در باره «برنامه اتمی» جمهوری اسلامی بسرعت تمام بسوی موضع واحدی می روند.همه دارند سخن رافائل گروسی- رییس سیاست گذاری و شخصیت شماره ۲ آژانس اتمی- را تکرار می کنند:»ایران به دنبال فن آوری نظامی هسته ای است.»

استفان هارپر، نخست وزیر کانادا سخن کارشناس آژانس اتمی را باز می کند:» به طور قطع تردیدی نیست که مقامات تهران دروغ می‌گویند و در واقع در صدد ساخت بمب اتمی هستند.این‌ها آدم‌هایی با دیدگاه‌های عقیدتی خاص و یک جهان بینی مذهبی افراطی و متعصبانه هستند . رهبران جهان با دستیابی به شواهد و مدارک مهم، به طور فزاینده‌ای بر سر این موضوع اتفاق نظر پیداکرده اند که ایران پس از تولید و توانایی بهره گیری از سلاح‌های اتمی در استفاده از این جنگ افزار‌ها تردید به خود راه نخواهد داد. «

یک هفته  بعد از ترور مصطفی احمدی‌روشن٬ می گذرد و پاسخ «نظام» به بهانه کشته شدن این دانشمندهسته ای د رخدمت منافع سپاه پاسداران، دقیقا تائید همان چیزی است که بکار تبلیغات  جهانی می آیدو منشاء آن هم پیام سیدعلی خامنه‌ای است. اوگفته بود که » «نظام»از مجازات مرتکبان این جنایت و عاملان پشت صحنهٔ آن هرگز چشم‌پوشی» نخواهد کرد. رهبر جمهوری اسلامی این ترور را عملی «بزدلانه» و «جنایتی کثیف و پلید» نامیده بود که «با طراحی سیا و موساد» انجام شده است و به عوامل این ترور گفته بود: «در این رفتار شنیع و قساوت‌آمیز نیز شکست خواهند خورد و به اغراض پلید و شریرانهٔ خود دست نخواهند یافت».

سرداریحیی رحیم صفوی- فرمانده سابق سپاه ، مشاورکنونی عالی نظامی رهبری و فرمانده اتاق موشکی به صراحت تمام تهدید بستن تنگه هرمز را پس می گیرد :» اگر خطراتی متوجه جمهوری اسلامی ایران شود، از ابزارهای سیاسی و «دیگر ابزارها» برای امنیت خود استفاده می‌کند.»

و سرداران دیگر رجزخوانی ها ی تازه ای را در دستور کار قرار می دهند که صدمرتبه خطرناکتر از تهدید به بستن تنگه هرمز است.

سردار مسعود جزایری٬ معاون ستاد کل نیروهای مسلح اعلام می کند که جمهوری اسلامی مشغول بررسی «نحوه مجازات عاملان ترور» مصطفی احمدی روشن است و «نحوه این مجازات آمریکا، رژیم صهیونیستی و شرکای آنها را آزار خواهد داد.جمهوری اسلامی در حال بررسی چگونگی فعال‌سازی ظرفیت‌های ناشی از عمق استراتژیک انقلاب اسلامی در جهان است.دشمنان انقلاب و پیشرفت ملت ایران هیچ شکی به خود راه ندهند که به موقع پاسخ تنبیه مناسب به آمریکا، رژیم صهیونیستی و دیگر شرکای این‌گونه جنایات داده خواهد شد».

حسین شریعتمداری٬ از موضع یک مامور امنیتی کارکشته نشانی دقیقتری می دهد:» ترور نظامیان و مقامات اسرائیلی به آسانی امکان پذیر است و این جرثومه‌های فساد به راحتی قابل شناسایی و به آسانی قابل دسترسی هستند.امروزه جمهوری اسلامی ایران، فداییان پاکباخته و سینه چاک فراوانی در سراسر جهان دارد که تنها با یک اشاره از ژرفای دل و جان برای مجازات آن‌ها مایه می‌گذارند».

مهدی محمدی٬ عضو شورای سردبیری روزنامه ضد ملی کیهان هم سخن سردبیر- بازجو را تکرارمی کند: «جمهوری اسلامی باید به مقابله به مثل پرداخته و کشورهای جنایتکار علیه ایران هزینه جنایات خودشان را عیناً بپردازند».

قاعدتا منظورهمه رجزخوانان «نظام» همان » فتیله های انفجاری» هستند که توسط جواد اردشیر لاریجانی شکل گرفت وعلاءالدین برجرودی با بودجه نامحدود گسترششان داد.انفجار تنها یکی ازاین فتیله ها کافی است که جمهوری اسلامی رسما جانشین القاعده شود و سیدعلی خامنه ای شیعه، جامه  بن لادن سنی را بر تن کند.

در بستر تحریم جهانی نفت که بی خردی «رهبر فرزانه» و بادمجان دور قاب چیننان بیتش مدام آتش را به آن نزدیکتر می کنند، صدای طبل جنگ کم است که آن را هم روسیه می نوازد:

نشریه روسی » نساویسمایا گاستا » گزار ش می دهد که ارتش روسیه بصورت فوق العاده تدارک مانور بزرگی را برای آمادگی در برابر حمله احتمالی اسرائیل و آمریکا به ایران آغاز کرده است. این مانور که ” قفقاز ۲۰۱۲ ” نام دارد قرار بود در ماه سپتامبر(شهریور) آینده در جنوب روسیه  و کشورهای منطقه قفقاز ابخاز، استین جنوبی وارمنستان انجام شود، اما با توجه به حوادث مربوط به ایران تدارک آن بصورت فوق العاده از هم اکنون آغاز شده است.
هوشیار زیباری وزیر امور خارجه عراق در کنفرانس خبری مشترک با عبد الله بن زاید آل نهیان همتای اماراتی خود در ابوظبی ، از خطر جنگ می گوید: «عراق با افزایش تنش و حل و فصل مناقشه کنونی با استفاده از نیروی نظامی به جای گفت‌و‌گو مخالف است. «

تمام هفته از فرازبزرگراه نفت و آتش، نامه هایی می گذرد. مردم ایران از این نامه های سرنوشتی بی خبرند تا نیویورک تایمز ارسال پیغام محرمانه رئیس جمهور امریکا به رهبر جمهوری اسلامی را علنی می کند و معلوم می شوداین نامه توسط وزیر خارجه ترکیه در سفر هفته گذشته اش به تهران به سید علی خامنه ای رسانده شده است.وقتی شبکه خبری «سی ان ان» هم خبر نیویورک را تائیدمی کند، تازه سایت بازتاب متعلق به سردارمحسن رضائی بخود جرئت می دهد و شکسته بسته می نویسد:»آمریکا از سه کانال نامه هایی را به ایران فرستاده است.»

محتوای نامه راهم رسانه های خارجی به اطلاع جهانیان می رسانند تا شاید از سدسانسور بگذرند ومردم ایران هم با خبر شوند:»باراک اوباما با ارسال پیامی محرمانه نسبت به پیامدهای بستن تنگه هرمز به آیت‌الله خامنه‌ای هشدار داده است. در این پیام رئیس جمهور آمریکا تاکید کرده که تهدید به بستن تنگه هرمز، واکنش امریکا را در پی خواهد داشت. «خبرگزاری امنیتی فارس، پس از فاش شدن محتوای نامه ، خبر را تائید می کند، اما با این مضمون :»خواهش اوباما از رهبر معظم برای نبستن تنگه هرمز!»

و سرانجام معلوم می شود که نامه اوباما دردو بخش و حاوی سیاست آمریکا بوده است: تهدید و دعوت به مذاکره.برخی مفسران معتقدند پس گرفتن تهدید بستن تنگه هرمز و موافقت با بازدید نمایندگان آژانس اتمی از سایت های اتمی از نتایج «خواهش» اوباما بوده است.

سرداران که پاسخ انقلابی وکوبنده به امریکا داده اند، سراغ سردار حسین علائی می روندو دوازده نفرشان نامه ای به او می نویسند.بسیجیان «خود جوش» مقابله خانه اش اجتماع می کنند وبر دیوارها دشنام می نویسند. د رلحظه ای اولین فرمانده نیروی دریائی سپا ه به»بی بصیرت» ها می پیوندد و «منافق» می شود. وزارت ارشاد هم به روزنامه اطلاعات رسما خبر می دهد:»سردار علایی از قطار انقلاب پیاده شد.» وهنوز سردار دارد از پله قطار انقلاب پائین می آمد که عماد افروغ در تلویزیون پیدایش می شود و چند تا حرف حسابی می زند: «هر عضوی از جامعه باید بتواند رهبر را استیضاح کند. » و»در جمهوری اسلامی٬ روز به روز نظام قیّمی بر نظام وکالتی غلبه می‌کند «و «این احتمال وجود دارد که جمهوری‌اسلامی به مناسبات پیش از سال ۵۷ باز گردد٬ همان‌طور که از درون نظام نبوی و علوی٬ اموی‌ها‌زاده شدند».

اوباش » دسته کشِی»-  بقول احمدتوکلی- را علیه افروغ بسرعت سازمان می دهندو این یکی هم عملا از قطار انقلاب پیاده می شود.

شورای عالی انقلاب فرهنگی به رياست محمود احمدی نژاد، فرهاد دانشجو را به عنوان رييس جديد دانشگاه آزاد انتخاب وهاشمی رفسنجانی را یک کوپه دیگر به درخروجی نزدیک می کند. جائی که علی اکبر جوانفکر، مشاور مطبوعاتی محمود احمدی نژاد و مدیرعامل خبرگزاری دولتی جمهوری اسلامی –ایرنا- ایستاده و داد می زند:» ما عاشق رهبریم.» اما دادگاه بعلت «توهین به مقام معظم رهبری» او را هل می دهد که نه تنها پیاده شود ، بلکه به زندان هم برود.

قطار انقلاب فقط کسانی را باخود می برد که مانند علی لاريجانی حتی با» ذیق» اختيارات رهبری هم مخالف باشندو یا دور و بر حسین طائب بپلکند که دارد به تنهائی در نقش سعید امامی، اسداله لاجوردی و سعید مرتضوی ظاهر می شود. اطرافیان احمد‌ی‌نژاد٬برنامه تازه حسین طائب را که وزارت اطلاعات و اطلاعات سپاه را باهم د رچنگ دارد ، در سایت جدید رها نیوز چنین عنوان می کنند: » طرحی «شوم٬ هولناک و تاسف‌بار»علیه محمود احمدی‌نژاد و دولت دهم .»این چندمین بار است که اطرافیان احمدی‌نژاد نسبت به قدرت گرفتن طیف «افراطی و مشکل‌دار» حسین طائب هشدار می‌دهند.

خود محمود احمدی نژاد هم دست از مهندسی شسته و ترجیح داده «دکتر» باشد. د راولین قدم هم موفق به کشف بزرگی می شودکه بایددرتاریخ پزشکی ثبت کرد:» مستکبران بيماری توليد می کنند تا دارو و تجهيزات بفروشند.»

اما» سربازان بدنام امام زمان» زیر فرمان حسین طائب تمامی امور را باروشهای امنیتی حل و فصل می کنند. شنود تلفن میشائیل هنکه مربی آلمانی تیم فوتبال استقلال ، زیر فشارقرار دادن مسوولان برای خبر دهی از حال و روز کارلوس کی روش سرمربی پرتغالی تیم ملی فوتبال ایران ، فیلمبرداری مخفیانه  مربی ایتالیایی تیم ملی جودو و حضوربا لباس مبدل در بازار ارز همه و همه راهم انجام می دهند.

نتیجه عملیات اقتصادی راسایت بازتاب تحت عنوان» نابود کردن اقتصاد کشور در سه سوت!»چنین گزارش می دهد:»با گذشت یک ماه از التهابات ارزی، اقتصاد کشور بدون اجرای تحریم های جدید آمریکا و به دلیل ضعف و نابسامانی مدیریت، در حال ورود به مرحله فروپاشی است. در بازارهای کلان تهران نظیر بازار آهن، لوازم خانگی و طلا مبادلات قفل شده و فعالان اقتصادی تصویر روشنی از آینده نزدیک بازار ندارند.

سیاستهای کنترلی اقتصادی بانک مرکزی که با شکست همراه شده است، جای خود را به سیاستهای امنیتی پلیس داده که گفته شده با لباس مبدل در بازار ارز حاضر می شود. بازار آزاد ارز هم جای خود را به بازار سیاه داده است و مردم که با کاهش ۵۰ درصدی ارزش پول ملی در برابر ارز و طلا، عملا نیمی از سرمایه خود را که ظرف یک عمر جمع آروی کرده بودند، در چندماه از دست داده اند با نگرانی به آینده می نگرند.»

فیگارو می نویسد:»طی روزهای اخیر، یکی از علائم تأثیرات تحریم های اقتصادی در زمینه های مالی و نفتی که کشورهای غربی علیه جمهوری اسلامی اعمال کرده اند، خود را با سقوط ۴۰ درصدی در ارزش ریال  نشان داد.

به نظر می رسد که وضعیت اقتصادی ایران از کنترل سران جمهوری اسلامی خارج شده. طی ۷ روز واحد پولی ریال  ۲۰ درصد از ارزش خود را در برابر دلار ازدست داده است. و این درحالی است که نقدینگی به صورت گسترده ای توسط بانک مرکزی ایران به بازار داخلی تزریق شده.»

فریدون خاوند- اقتصاد دان- می نویسد:» جالب است که آقای احمدی‌نژاد، رئیس جمهوری اسلامی، بار‌ها دلار را «کاغذ بی‌ارزش» توصیف کرده و قصد داشت به نقش آن در معاملات نفتی بین‌المللی پایان بدهد. او این سخن ر «دلار نهصد تومان هم نمی‌ارزد» بارها تکرار کرد. «

و تاریخ بیاد می آورد آیت اله خمینی بنیانگذار جمهوری اسلامی را که به سخره گفت:» زیر بنای خر هم اقتصاد است.»

حالا‌‌ همان «کاغذ بی‌ارزش» آخرین مواضع پول ملی ایران را به شدت تهدید می‌کند.و اقتصاد زیر بنای جمهوری اسلامی را به لرزه انداخته است. آخرین گزارش‌ها از ایران حاکی است با هجوم دوباره نقدینگی سرگردان به بازار سکه، قیمت سکه به مرز ۸۰۰ هزار تومان رسیده است. این در حالی است که بهای سکه‌ در ده روز پیش در محدوده ۶۰۰ هزار تومان نوسان داشت. دلار نیز بار ديگر رکورد شکنی کرده و از مرز ۱۸۰۰ تومان گذشته است.

در آخرین هفته دی ماه ۱۳۹۰ اوضاع چنان است که خبر کاهش ۵ میلیون هکتار ازسطح جنگل‌هاى کشور به چشم نمی آید.

در آخرین روز هفته » نظام» دو جواب رد دیگر از جهان می گیرد.اتحادیه اروپا به مذاکره در آینده نزدیک با ایران نه می گوید واخوان المسلمين درخواست ايران برای ميانجی گری در بحران سوريه را نمی پذیرد.

آخرین سخن هفته را صادق زیبا کلام می گوید:» نگرانی اصلی حکومت ایران تغییر فضای سیاسی و فرهنگی در داخل کشور است چیزی که آنها آن‌را انقلاب مخملی می‌نامند چون در یک چنین حالتی حتی داشتن سلاح هسته‌ای نیز نمی‌تواند موجودیت رژیم را تضمین کند.»

ادامه موج دستگیری ها، خفه کردن کمتربن صدا، بیرون انداختن سرنشینان قطار انقلاب را به محض کمترین انتقاد در این متن قابل تفسیر است. تشدید سرکوب و دو قطب کردن فضا راباید تا انتخابات فرمایشی اسفندماه انتظار داشت.


هفته و ماه تمام می شود. ایران در آتش نابخردی می سوزد و مهدی اخوان ثالث، فریاد دیگری می زند:

خانه ام آتش گرفته است،آتش جان سوز

هر طرف می سوزد این آتش

پرده ها و فرش ها را، تار شان با پود

من به هرسو می دوم گریان

در لهیب آتش پردود

***

وای بر من همچنان می سوزد این آتش

آن چه درام یادگارو دفتر و دیوان

و آن چه دارد منظر و ایوان

***

 خفته‌اند این مهربان همسایگان‌ام شاد در بستر
صبح از من مانده بر جا مُشت خاکستر
وای، آیا هیچ سر بر می‌کُنند از خواب؟
مهربان همسایگانم از پی امداد؟
سوزدم این آتش بیدادگر بنیاد
می‌کنم فریاد، ای فریاد! ای فریاد!

.

کندن پوست گربه

هوشنگ اسدی

  زمستان استبدادی دیگری می رسد؛ سردترو سیاهترازهمیشه. روسای جمهوری و مجلس، وزیران و وکیلان و پایورانی که برخی ازبنیانگذاران جمهوری اسلامی هم بوده و سی واندی سال «کشتی نظام» را رانده اند، دسته جمعی عمال آمریکا و اسرائیل از کاردر می آیند و به دستور ناخدا به زور پیاده شان می کنند.

 

سکان «کشتی» به دست «نظام» ـ نام مستعار آیت الله سید علی حسینی خامنه ـ است. باکش نیست ناخدا که رد پایش در۱۱ سپتامبر پیدا شده و تصویرش دارد به سرعت قاب خالی بن لادن را پر می کند. «مردان پاک» به فرمان او شراع می کشند . سخنان پریشان می گویند و «رجز» خوانان ایران را یکسره به مصاف جهانی می برند که هر روز بیشتر از دیروز پشت آمریکا سنگرمی گیرد؛ کشوری که رئیس جمهور دمکرات کنونیش «همه گزینه ها» را روی میز دارد، رئیس جمهور دمکرات اسبقش ـ– بیل کلینتون-ـ به»کندن پوست گریه» سفارش می کند و نامزد ریاست جمهوری آینده اش از حزب جمهوری خواه-ـ میت رامنی ـ-جز به «قطع گردن رژیم تهران » رضایت نمی دهد.

درجهان مسیحی سال نو می شود و پریشانگوئی کشتی نشینان «نظام» به اوج می رسد. یکیشان که سخت به پاکی شهره است و از زادگاه خود عراق به ایران آمده تا لقب «سردار شکنجه» بگیرد – بله، همان محمد رضا نقدی- کشف می کند: «حاکمان کشورهای سلطه‌گر مسيحی نيستند» و از «رجعت حضرت مسیح» خبر می دهد؛ و دیگری خاتمی نامی که «استاد قران» معرفی می شود، از راز نهفته تاریخ بشریت پرده می گیرد: «حضرت عیسی یک مسلمان شیعه است.»

کاش یکی ازپیامبر مسیحیان بخواهد که بعد از تشرف به تشیع، هنگام «رجعت» به ام القرای اسلام بیاید وبه چشم خود یورش نيروهای امنيتی به کليسای جماعت ربانی اهواز را ببیند که بیشتر به فیلم سینمائی می ماند: «نيروهای امنيتی صورت های خود را پوشانده اند. کشيش، تمام اعضای کليسا وحتی بچه‌های کوچک را که به شدت ترسيده اند با خود می برند.»

شاید آنها را به قاضی دادگاهی بسپارند که به اتهام ۱۱۲ نفراز معترضین به خشکاندن دریاچه ارومیه از جمله، ۵ زن و ۹کودک رسیدگی می کند. برای بزرگسالان زندان و شلاق می برد وکودکان رابه دادگاه اطفال احاله می دهد.

شایدهم روانه دادگاهی شوند که وکیل مدافعی به نام «آقای صمدی» دارد از جوانی که

ازآمریکا برگشته تامادر بزرگش راببیند، و حالا به جرم جاسوسی پشت درهای بسته محاکمه می شود، تصویری عمومی از پایتخت اسلام ارائه می کند: «وقتی پرنده تیزپرواز هزارچشم هزار گوش مستور و پوشیده از انظار را مأموران ما، جوانان ما و چشم و گوش های ما صید می‌کنند، آمریکا در تلاش برای چه چیزی است؟ جایی که عقاب پر بریزد، از پشه لاغری چه خیزد؟ موکل من چطور می‌توانسته در سیستمی نفوذ کند که هیچ احدی راه به آنجا ندارد. میکده حمام نیست، سرزده وارد نشو. در هرکجا جنبده‌ای علیه نظام جمهوری اسلامی وجود دارد و توطئه می‌کند توسط سربازان و جان برکفان خوش نام پوشیده مرام بسیار خوش مرام کشف می‌شود. لذا آیا می‌توان در چنین سیستمی نفوذ کرد؟»

یکی از توطئه گران که توسط «جان برکفان خوش نام پوشیده مرام بسیار خوش مرام» دستگیر شده دکتر ابراهیم یزدی اولین وزیر خارجه جمهوری اسلامی است که حالا نزدیک به هشتاد سال دارد و در دادگاه دیگری به هشت سال زندان محکوم می شود.

و فقط دادگاه ها رونق ندارند و توسط مردان پاک «عدل علی» را سکه روزانه نمی زنند. ام القرای اسلام معرکه بازار پاکی است. خبر ربوده شدن یک دختر جوان و تجاوز جنسی به او در قلب تهران به یکی از بحث‌انگیز‌ترین مسائل اجتماعی در ایران بدل می شود. حتی از سایت های اصولگرایان فریاد» وای برما»، «وای بر مسلمانی ما» بر می خیزد.

مدیرکل امور آسیب دیدگان اجتماعی سازمان بهزیستی می گویددر کشتی نظام: «۵۰ درصد کارگران جنسی، زنان متاهل هستند. » و البته کارگر جنسی نامی است که «مردان پاک» برروسپیان گذاشته اند. و معلوم نیست در شمار «۱۶میلیون ایرانی» درگیر آسیب‌های اعتیاد به مواد مخدر باشند یا نه.

و درهفته ای که» نیروهای «خودسر» به مرکز پاسخگویی به سئوالات شرعی آیت الله صانعی» حمله می برند، سید مصطفی تاجزاده که بدون ارتکاب هیچ جرمی، بیش از شانزده ماه است به اسارتی با شرایط قرنطینه دچار گشته از «استقرار دیکتاتوری مطلقه فردی» و «حکومت دروغ و فساد و بی لیاقتی» می گوید.

و هنوز حرفش در فضای مجازی می چرخد که دو خبر از «حکومت فساد» به رسانه ها می رسد. نماینده ارومیه در نطق علنی در صحن علنی مجلس شورای اسلامی با صدای بلند از رئیس جمهور می پرسد: «پول نفت در حساب شخصی چه کسانی است که به حساب ذخیره ارزی نمی‌رود؟» رئیس مجلس میکروفون او را قطع می کند. لابد برای اینکه معلوم نشود: «رقم نجومی ۱۱/۲ میلیارد دلار از درآمد نفت به حسابهای شخصی خارج از کشور» منتقل شده است. به حساب کی؟ وچرا؟ حتما «حضرت مسیح شیعه» هم با خبر نخواهد شد.

در شرکت هواپیمائی هما «تخلف» مختصری رومی شود: مبلغ ۴ میلیون و ۵۲۳ هزار و ۹۵۴ یورو که مدیر عامل مربوطه ۴۷۰ هزار پوندش را صرف خرید خانه در لندن کرده است.

و تازه پرونده «بزرگترین اختلاس تاریخ» هنوز گشوده است. روزنامه‌های جهان صنعت، جمهوری اسلامی، ابتکار، تهران امروز و خراسان از «کشف سرنخ‌های جدید» خبرمی دهند. صادق لاریجانی می گوید: «شاید همه مسائل این پرونده اعلام رسمی نشود.» و علاءالدین بروجردی، رئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس که یکی ازعوامل اصلی این اختلاس است برای خودش راست راست می گردد و سرگرم رفع و رجوع نقشه ایست که همراه با علی لاریجانی طراحی کرده بود: «یورش ماه پیش گروهی معترض تندرو به سفارتخانه بریتانیا در تهران درست نبود و عواقب زیادی برای ایران به همراه داشت.»

و درهمین حال، مردان پاک دیگر در کشتی نظام سخت به فعالیت مشغولند. پنج تایشان به فکر می افتند جای خالی 5 تن راپر کنند. آیت الله مصباح یزدی، سعید جلیلی، محمد رضا نقدی، غلامعلی حداد عادل و مجتبی خامنه ای حلقه جدیدی تشکیل می دهند که در محافل سیاسی از آن به عنوان حلقه پنج تن یاد می شود.

فعلا هدف مشترکشان فرستادن» انسان های اصولگرا» به مجلس است که مصباح يزدی خصوصیات آنها را بر می شمارد: «اول اطاعت مطلقه از رهبری، دوم مبارزه با فتنه جويان، سوم مبارزه با خط انحرافی که در کنار دولت تشکيل شده. »

نماینده رهبر جمهوری اسلامی در سپاه هم خواستار ورود بیشتر اعضای سپاه به مجلس می شود تا «بتوانند موضع گيري هاي قوي و منسجمي در قبال تصميمات مهم اتخاذ کنند».

علی رضا زاکانی، روز روشن دندان گرگهای رقیب را می شمارد که مانع ورودشان به مجلس شود: «جريان انحرافی درصدد کسب ۱۵۰ کرسی با صرف ۹۰۰ ميليارد تومان است. برای هر نماينده بين يک تا سه ميليارد تومان اعتبار در نظر گرفته‌اند و در مجموع قصد دارند تا با صرف ۹۰۰ ميليارد تومان، حداقل ۱۵۰ کرسی مجلس را در دست بگيرند.»

شیخ دلاور مهدی کروبی که انتخابات فرمایشی را تحریم کرده، برای بقیه مردان پاک هم شغل مناسبی دست و پا می کند: » برای اینکه از این بیشتر آبروی اسلام و روحانیت نرود و مردم و فعالان سیاسی دلسوز نظام، مجددا گرفتار نشوند، بهتر است جمع اندکی که مورد قبول آقایان هستند مانند: علی اکبر ولایتی، محسن رضایی -که در انتخابات ۸۸ نظرات بدیعی داشتند- به سخنگویی حدادعادل و احمد خاتمی -به عنوان حاکم شرع قاطع، که حقیر و آقای موسوی را محارب اعلام کرده بود- به ریاست احمد جنتی، که عمر او دراز باد، به عنوان شورای عالی انتخابات منصوب شوند و افرادی را به عنوان نماینده ملت انتخاب (منصوب) کنند . «تا به گفته مصطفی تاجزاده «مجلس بله قربان گویی» تشکیل شود که: «هیچ نقش مهمی در کنترل و امحای فقر، بیکاری، بزه های اجتماعی، انزوای بین المللی و پاسخ گو کردن ارکان حکومت و رهبری نظام ندارد.»

تهدید ۳۰ ساله جمهوری اسلامی، در رزمایش تازه ای دوباره خود را نشان می دهد. برگزاری این مانور را جمهوری اسلامی از دو هفته قبل اطلاع داده بود. پرویز سروری نماینده مجلس گفته بود: «اگر دنیا منطقه را ناامن کند، ما نیز دنیا را نا امن خواهیم کرد.»

فرمانده نیروی دریایی درباره احتمال بستن تنگه استراتژیک هرمزهشدار می دهد. ظاهرا کسی منتظر معاون اول محمود احمدی نژاد نیست که ناگهانی وارد صحنه می شود تا نفت روی آتش مانور سپاه در خلیج فارس بریزد. محمد رضا رحیمی از پاکترین مردان پاک، انگار ماموریت دارد نقش و نقشه علاءالدین بروجردی را تکرار می کند: «در صورت تحریم نفتی ایران، حتی «یک قطره نفت هم از تنگه هرمز عبور» نخواهد کرد.»

اشپیگل آنلاین تحت عنوان «تمرین نظامی ایران برای بستن تنگه هرمز» می نویسد: «جمهوری اسلامی با ارسال نیروی های نظامی خود به دهانه تنگه هرمز و تمرین بستن راه عبور و کشتی های حامل نفت خام، بر اولین بار امکان محرومیت دنیا از نفت را تمرین می کند. این عملیات اگر چه با عنوان مانور اجرا شد اما در عمل یک تهدید بالقوه محسوب می شود.»

بهای نفت در بازارهای جهانی به بیش از ۱۰۱ دلار در هر بشکه می رسد. اما پاسخ سیاسی جهان به این تهدیدات به سردی صدای فولاد است. مارک تونر، سخنگوی وزارت خارجه آمریکا سخنان محمدرضا رحیمی را «رجزخوانی» توصیف می کند.

مايکل مان، سخنگوی کاترين اشتون، مسوول سياست خارجی اتحاديه اروپا به خبرگزاری فرانسه می گوید: «اتحاديه اروپا دور تازه ای از تحريم ها عليه ايران را مدنظر دارد و ما اعمال اين تحريم ها را دنبال می کنيم. انتظار می رود که اين تصميم در نشست بعدی شورای امور خارجی اتحاديه در روز ۳۰ ژانويه-اتخاذ شود.»

عربستان سعودی و ديگر کشورهای جنوب خليج فارس اعلام می کنند که در صورت خودداری اتحاديه اروپا از خريد نفت ايران، آماده اند نفت جايگزين را برای اروپا روانه بازار کنند.

یکی از مردان خیلی خیلی پاک که سردار رستم قاسمی رئیس سابق پیمانکاران سپاه و وزیر کنونی نفت باشد، هفته گذشته باقاطعیت گفته بود: «عربستان جانشین تامین نفت ایران نمی شود.»

دادگاه فدرال نیویورک، جمهوری اسلامی را به اتهام همراهی با القاعده در حمله به برج های دوقلو محکوم می کند. تا چند ماه پیش چنین اتهامی در حد تشکیل دادگاه فدرال و محکوم کردن جمهوری اسلامی مطرح نبود. اکنون با چنین اقدامی می توان حدس زد که پرونده ای به نام «حمله به ایران» در حال تکمیل است.

وکیلان پرونده برگ تازه ای را رو می کنند: » رهبر جمهوری اسلامی، علی خامنه‌ای از حمله به برج‌های مرکز تجارت جهانی مطلع بوده و ایران با کمک حزب‌الله لبنان به تروریست‌ها یاری رسانده است.»

از «اتاق فرماندهی» نظام بوق همیشگی شنیده شد: «سناریوسازی‌های ناشیانه» و «کاملاً بی‌اساس» و تمام.

آخر هفته کار به جائی می رسد که جزیره ذره بینی مالت هم راه را به روی «کشتی نظام» می بندد و به تحریم کنندگان می پیوندد. نشریه دی ولت می نویسد: «جمهوری اسلامی درحال ساخت بمب اتمی است تا از آن به عنوان یک عامل بازدارنده استفاده کند. حکومت تهران نه تنها به کشورهای غربی اطمینان ندارد، بلکه نسبت به دیگر کشورهای پرقدرت نیز ظنین است. »

نشنال نیوز روی «تغییر لحن آمریکا» دست می گذارد: «کارشناسان اسرائیلی نوعی «تغییر را در لحن» واشنگتن احساس می کنند که حاکی از امکان حمله نظامی آمریکا به ایران به منظور جلوگیری از برنامه هسته ای این کشور است. این نوای جدید از سوی ماتیو کرونیگ، سرداده شده، که کارشناس هسته ای است که در شورای روابط خارجی در وزارت دفاع دولت اوباما کار می کند. او می نویسد: یک حمله نظامی حساب شده اگر درست انجام شود می تواند دنیا و منطقه را از یک تهدید واقعی نجات دهد و امنیت ملی دراز مدت آمریکا را تضمین کند.»

عبدالله صالح- دیکتاتور یمن- می گوید: «به آمریکا می‌روم تا دوران انتقالی سپری شود.»

دولت کوبا در اقدامی کم‌سابقه تصمیم دارد در چند روز آینده نزدیک به سه هزار زندانی را مورد عفو قرار دهد و آزاد کند؛ زندانیانی که در شمار آنها تعداد نامعلومی زندانی با «جرایم امنیتی» و ده‌ها زندانی خارجی نیز قرار دارند.

حتی محمود احمدی نژاد هم فهمیده است که دیکتاتورهای مفت‌خور «منطقه، طی 2 تا 3 سال آینده، از کار برکنار خواهند شد.» او این دیکتاتورها را افرادی می خواند که به کشورهای دیگر می‌گویند «دموكراسی ایجاد و انتخابات آزاد» برگزار كنید، در حالی که «كسی باید به آنها بگوید مگر خودتان انتخابات برگزار كرده اید؟» رئیس جمهور برکشیده دیکتاتور جمهوری اسلامی طرز عمل این دیکتاتورها را «جزو عجایب تاریخ» می خواند که به گفته وی «عقلا وقتی آن را مشاهده می كنند به فضاحت و بی عرضگی برخی می خندند».

احمدی نژاد دقیقا نشانی «رهبر معظم» را می دهد که خود اورا از کودتای انتخاباتی برکشید و حالا در تدارک سرهم بندی انتخاباتی دیگر است.

محمد جواد اکبرين از «حکومت دینی؛ ناامید از قم» می نویسد: «محمود احمدی نژاد، صبح دوشنبه پنجم مهرماه به قم رفت و برای نخستین بار بدون دیدار با هیچ یک از چهره های مذهبی به تهران بازگشت. عدم استقبال از وی اگرچه پس از ترجیح مشایی بر همه یاران پیشین اش تشدید شده است اما محصول این وضعیت نیست.»

در سوریه، جعاره سخنگوی سازمان مردمی انقلاب سوریه و عضو شورای ملی این کشور به تلویزیون العربیه می گوید: «7 ایرانی دستگیر شده در سوریه کارشناس کامپیوتر وبرای همکاری با نیروهای امنیتی رژیم به حمص آمده بودند.»

زمستان آغاز شده است دیگر. می شود از میان سیاهی انبوه آن روز را دید: روزی که خروس بخواند و روز روز باشد، اوباش به دختران میهن تجاوز نکنند. روزی که در شعر سیم هون شاعر کره ای خود را فریاد می کند و به ترجمه م. سجودی به فیس بوک راه می یابد:

کوه «سمگاک» به پا می خیزد

و به رقص در می آید:

آبهای «هان» نیز به پا می خیزند.

اگر پیش از آنکه بمیرم، آن روز فرا رسد

خروس وار در شب، از جا می پرم

و زنگ «چانگ نو» را

با سرم به صدا در می آورم.

استخوانهای جمجمه ام

از هم می پاشد، اما در لذت می میرم.

سرانجام آن روز که فرا می رسد

در گردشگاه فریاد می زنم، غلت می زنم

جست و خیز می کنم.

و اگر لذت در قلبم آرام نگیرد

کاردی به دست می گیرم

و تنم را پوست می کنم

از آن طبلی جادویی می سازم

و با آن پیشاپیش از همه

رژه می روم.

آی مردم

بگذارید تا یک بار آن فریاد رعدآسا را بشنوم

آنگاه

می توانم چشمانم را فروبندم.

این سایت جدید شماست؟ برای فعال‌سازی ویژگی‌های مدیریتی و رد کردن این پیام، وارد شوید.
وارد شدن