حرف روز

حاجی و گل‌های سرخ

http://www.roozonline.com/persian/opinion/opinion-article/archive/2011/august/23/article/-9a9322aaa1.html

وافور بختیار

http://www.roozonline.com/persian/opinion/opinion-article/archive/2011/august/07/article/-e60e249e16.html

خجالت خجالت

http://www.roozonline.com/persian/opinion/opinion-article/archive/2011/july/12/article/-f6d4e12a93.html

همه کیهان شده ایم

http://news.gooya.com/politics/archives/2010/07/107552.php

شاه رفت ، خامنه ای امد

http://www.roozonline.com/persian/opinion/opinion-article/archive/2011/january/16/article/-efcec35954.html

قاتل شاهزاده

http://www.roozonline.com/persian/opinion/opinion-article/archive/2011/january/08/article/-de1ab5ce7d.html

نازلی سخن نگفت

http://www.roozonline.com/persian/opinion/opinion-article/archive/2010/november/22/article/-7983dba7c1.html

گور پدر ایران

http://www.roozonline.com/persian/opinion/opinion-article/archive/2010/august/30/article/-727bca0591.html

ایران: حوادث امروز، فردای جهان

http://www.roozonline.com/persian/opinion/opinion-article/archive/2010/july/10/article/-1f9a5e2ace.htm

زبان سگ، زبان آقا

http://www.roozonline.com/persian/opinion/opinion-article/archive/2010/june/05/article/-79f284442d.html

ندا یا ژولیت ؟

http://www.roozonline.com/persian/opinion/opinion-article/archive/2010/may/01/article/-b8e7de1e50.html

قیصر، وزیر و بازیگر

ttp://www.roozonline.com/persian/opinion/opinion-article/archive/2009/november/16/article/-e132d840f4.html

بازهم اعتراف می کنم

http://www.roozonline.com/persian/opinion/opinion-article/archive/2009/july/07/article/-71aac11019.html

نترسید، نترسید، ما بسیاریم

http://www.roozonline.com/persian/opinion/opinion-article/archive/2009/june/15/article/-dd707f2306.html

هان! بشنو سروش آزادی

http://www.roozonline.com/persian/opinion/opinion-article/archive/2009/may/18/article/-58d18c1d82.html

برادر حسين راست مي گويد

http://www.roozonline.com/persian/opinion/opinion-article/archive/2009/may/05/article/-6d1d2a6345.htm

سرنوشت عجيب يک عکس

http://www.roozonline.com/persian/opinion/opinion-article/archive/2009/february/09/article/-55ce0aadab.html

بر ميهنم چه رفته است؟

http://www.roozonline.com/persian/opinion/opinion-article/archive/2008/october/16/article/-0466996242.html

خانه سياه است

http://www.roozonline.com/persian/opinion/opinion-article/archive/2007/december/31/article/-acc3b3ee28.html

اي سرکوزي! اي جوان!

http://www.roozonline.com/persian/opinion/opinion-article/archive/2007/november/20/article/-e4c43326c4.htm

کتاب

روزهای قتل عام گلسرخ

http://www.roozonline.com/persian/opinion/opinion-article/archive/2010/august/10/article/-bbce21bbfa.html

آقاي خامنه اي و هم سلولي هايش

http://www.roozonline.com/persian/opinion/opinion-article/archive/2009/february/19/article/-07e94de635.htm

حاجي بيا حال کن….

http://www.roozonline.com/persian/opinion/opinion-article/archive/2008/august/14/article/-4a3484e2c9.htm

گل ياپوچ با کروبي در زندان شاه

tp://www.roozonline.com/persian/opinion/opinion-article/archive/2008/march/22/article/-e4cf584865.htm

دو قربانی کیهان

http://www.roozonline.com/persian/news/newsitem/article/-0bcb0bf949.html

سینمائی

قاب خالی از شال آبی

http://www.roozonline.com/persian/opinion/opinion-article/archive/2009/may/31/article/-481ecf2943.html

نظام ترک برداشته

«خونی ریخته شده و نظام ترک برداشته و خیلی از شماها باید اعدام شوید و شاکی شما نیز نظام است.» این عین سخنانی است که» بازجویان» گفته اند و جهان درهفته سوم شهریور ماه 1389 از آن مطلع می شود؛ به هنگامی که نامه تکان دهنده عبداله مومنی انتشار می یابد.

و همه خبرها از درستی تحلیل بازجویانی حکایت دارد که می کوشند با شکنجه یاران آزادی، سنگسار سکینه آشتیانی، تهدید موسوی و کروبی وآیت اله دستغیب، و شاخه و شانه کشیدن برای جهان، «ترک» را بند بزنند.

رئیس دولت کودتا که احمدی نژادباشد می گوید: «کیهان نمی خوانم.»

صد البته برای کیهان مهم نیست که یک نسخه از صدمیلیون تیراژش کم شود.کیهان نگران چیز دیگری است: «افراسیابی که وظیفه- و شاید مأموریت- او فتنه انگیزی و تفرقه افکنی میان اصولگرایان است.

پیش بینی کیهان آن است که افراسیاب یاد شده به زودی و شاید طی چند هفته آینده به حضرتعالی پیشنهاد می کند که آشکارا و بی پرده با دوستان واقعی خویش و جریان اصولگرا و حتی دو قوه دیگر اعلام مرزبندی کنید! شاید هم تا به حال این پیش بینی را ارائه کرده باشد! افراسیاب از شما می خواهد که مثلا در یک مصاحبه و یا سخنرانی و یا به هر شکل دیگری اعلام کنید که فقط خودتان هستید و هیچ رابطه و پیوندی با سایر اصولگرایان ندارید، دوستان را به دشمنی متهم کنید و در یک کلمه خود را تنها در میانه میدان بدانید! و….آقای احمدی نژاد عزیز! اگر به شما چنین پیشنهادی شد، آن را نپذیرید و چنانچه تاکنون این پیشنهاد ارائه شده است، از انجام آن خودداری ورزید. شما برخاسته از اصولگرایی هستید و نه- آنگونه که افراسیاب ادعا می کند- ایجاد کننده آن.»

سخن از نبرد خونین پشت پرده برای کسب قدرت در «آینده» ای است که «آقا» سر بر بستر خاموشی ابدی بگذارد؛و یابه رسم قدیم جمهوری اسلامی چنین مقدرافتد.

ازنشانه ها هم می شود فهمید که منظور از «افراسیاب»  باید همان رحیم مشائی باشد که ناگهان ذکر»ایران، ایران» گرفت و به یاد اساطیر ایرانی افتاد و نمادهایش شدند سیاوش و آرش. واین هفته هم پس از برپائی سایتی مستقل، زنگ تاسیس جریان «عدالت و رفاه» را بصدا در آورده است. قاعدتا»مدودف جمهوری اسلامی خود را آماده می کند» تا با تظاهر به دلبستگی به زمینه اصلی  پیدایش جنبش سبز، یعنی حرکت بر بستر ایران برای رسیدن به آزادی و رفاه، سیستم روسی را

 درایران هم پیاده کند. افراسیاب «ملی» می شودرئیس جمهور و احمدی نژاد «حزب الهی» که به گردن کورش کبیر هم چفیه می بندد تا تاریخ باستانی ایران را هم به گند آن بیالاید، درجای نخست وزیر می نشیند.

خبر فعالیت «افراسیاب» را رقبای اصولگرا فاش می کنند «از جمله الف، متعلق به احمد توکلی؛ رئيس مرکز پژوهش های مجلس. تابناک، سایت نزدیک به محسن رضایی؛ فرمانده سابق سپاه پاسداران» ودرست درهمین روزها هم نامه شديدالحن توكلي به احمدي‌نژاد منتشر می شود: «صبر مجلس در برابر قانون شكني دولت، اندازه دارد.»

اولین اخبار منتشره هم نشان می دهد، پیش بینی امنیتی کیهان پر بیراه نبوده است و دارد «جبهه» جدیدی راه می افتد. حجت السلام امیری فر، دبیر جبهه عدالت و رفاه می فرمایند:»جبهه عدالت و رفاه از حدود 10 تا 12 گروه مختلف که حامی دکتر محمود احمدی نژاد هستند تشکیل شده است.» و تشکیل این گروه سیاسی برای حمایت از آقای مشایی را شایعه  می خواند.

هفته پیش حسین علیزاده، دیپلمات مستعفی در فنلاند، گفته بود «من نفر آخر نخواهم بود»، این هفته فرزاد فرهنگيان، رايزن دوم سفارت ایران در بلژيک هم استعفا می کندو خبر می دهد زنجیره دیپلمات هائی که از خدمت در متن دیپلماسی خارجی جمهوری اسلامی شرم دارند، دنباله دارد.

ظاهرادو دیپلمات پیوسته به جنبش سبز اطلاع نداشته اند که جناب وزیر هم رفتنی هستند. همزمان،

منوچهر متکی به نوشته سایت تابناک «لب به انتقاد» می گشاید «و به بهانه نقد گفته های خام و بچه گانه بقایی یکی از چهار نماینده ویژه انتصابی احمدی نژاد در خصوص مساله کشتار ارامنه ترکیه، به شدت از دخالت در حوزه مسئولیتش از احمدی نژاد انتقاد می کند.»

 جواد منصورى سفير سابق ايران در چين به سایت دیپلماسی ایرانی می گوید: «احمدی نژاد به وزیر خارجه بی‌اعتماد است.»

و سرانجام معلوم می شود که احمدی نژاد احكام نمايندگان ويژه خود در امور سياست خارجى را لغو و براى آنها احكام جديدی با عنوان «مشاور در عرصه بين الملل» صادر كرده است.

آخر هفته معلوم می شود احمدی نژاد که قدم به قدم به دنبال پوتین است، می کوشد اختیار کامل سیاست خارجی رابدست بگیرد و یکی از یاران نزدیک خود را نامزد جانشینی متکی کرده است. آخر رئیس دولت کودتا در آستانه سفری دیگر به نیویورک است برای زدن حرفهای جنجالی درمقابل جمع و تلاش برای بدست آوردن دل «شیطان بزرگ» درخلوت.

 

 

 

   رهبر جمهوری اسلامی که معلوم نیست در نقشه پوتین- مدودف به سبک جمهوری اسلامی اساسا جایی دارد یا نه، این هفته لقب جدیدی می گیرد «امام المسلمین». مجید محمدی درباره این سیستم «مقدس سازی» می نویسد: «دستگاه رهبری ترتیبات ویژه‌ای برای مقدس نمایش دادن «آقا» اتخاذ کرده است، از جلودارهایی که پیش پای آقا سینه خیز می شوند تا دیگران نیز به تاسی همین کار را تکرار کنند، تا کاتب ویژه که این رخدادها را گزارش می دهد تا تقدس آقا در فضای عمومی «جا بیفتد، » نمایش «آقا» در تلویزیون در حالی که مثل فرشتگان پر و بالش را بر خلائق می گشاید تا خبرها و گزارش‌های رسانه‌های دولتی و شبه دولتی که «آقا» را در مقام معصوم می نشاند، از ترتیب دادن دیدارها و ملاقات‌های رهبری با مداحان و شاعران دولتی و هیئت‌های مذهبی تا پخش عکس وی در انواع تظاهرات مذهبی و سیاسی.»

امام المسلمین در یکی از این ملاقات ها و یک هفته پس از  جنجال رسانه ای یک کشیش گمنام آمریکایی، سخنانی می گوید تا سلسله برنامه های سازماندهی شده و تبلیغاتی برای برپایی تظاهرات حکومتی بر علیه آمریکا و آنچه که «هتک حرمت قرآن» نامیده می شود، کلید بخورد.

 بعد نوبت  تعیین تکلیف مسلمین جهان در برابر مساله فلسطین می رسد و درنماز عید فطر.جنبش فتح  اظهارات خامنه ای را «سوء استفاده بی شرمانه از مبارزات ملت فلسطین و رهبری آن و دخالت آشکار در مسائل داخلی» می خواند ودر بیانیه خود می نویسد: «این سخنان اهداف نظام ایران و رهبری آن برای مصادره مساله فلسطین و مبارزات و از خودگذشتگی های ملت آن به سود مطامع منطقه ای واهداف توسعه طلبانه برملا می کند. اهداف نظام خامنه ای- احمدی نژاد که ملت دوست و برادر ایران را با تمام تکثرات قومی، دینی و مذهبی اش سرکوب می کند… اهدافی آشکار است که در پی توسعه شکاف میان فلسطینی ها و چند دسته کردن ملت عرب و کشاندن آن به جنگ های داخلی به سود خود است.»

در چنین فضائی، خانم هیلاری کلینتون، وزیرخارجه آمریکا می گوید: «ترديدی نسيت که ايران در حال تبديل شدن به يک ديکتاتوری نظامی با نوعی رنگ و لعاب ايدئولوژيک دينی است. در واقع ایران به وسیله سپاه پاسداران با هماهنگی برخی از روحانيون و رهبران سياسی در حال افزایش قدرت خود هستند. فکر نمی کنم که هدف اوليه انقلاب ايران بدل شدن جمهوری اسلامی به چنين چيزی بوده باشد.»

بوستون هرالد براساس مواضع یک سناتور آمريکايی، می نویسد: «ايران؛ بزرگترين تهديد تروريستی جهان است.»

 ورييس جمهور آمريکا  در آستانه  امضای قرارداد فروش جنگنده های پيشرفته از نوع اف ـ ۱۵ و تسليحات ديگر به عربستان است که به ارزش ۶۰ ميليارد دلار، بزرگترين معامله تسليحاتی در تاريخ آمريکا است.
به نوشته روزنامه گاردين: «هدف آمريکا از امضا اين قرارداد، تقويت قدرت نظامی متحدان خود درمنطقه خليج فارس در مقابل خطرهای احتمالی از جانب ايران است.»

 

 

 

خانمها! آقایان!

بازجویان جمهوری اسلامی بهتراز هرکس می دانند که «نظام ترک خورده است.» از شکاف این ترک که مدام بزرگتر می شود، جهان به روشنی تمام می بیند که در ایران چه می گذرد.

در هفته ای که واردات بنزین از ترکیه به ایران متوقف می شود، امین‌الله حسینیان، مدیر اجرایی سابق امور بین‌الملل در شرکت ملی نفت ایران و عضو سابق کمیته استراتژی بلندمدت سازمان اوپک، می گوید: «صنعت نفت و گاز ایران در معرض تندباد تحریم‌ها از هم فرومی پاشد.»

خبرآنلاین می نویسد: «در سه ماه گذشته صنعت نفت کشور شاهد ۵ حادثه آتش سوزی در یک میدان نفتی، دو مجتمع پتروشیمی، یک جایگاه بنزین و خط لوله گاز بوده که این حادثه ها باعث جان باختن ۱۸ تن از کارکنان نفتی و زخمی شدن بیش از ۳۰ نفر از این کارکنان شده است.»

در ادامه رکود معاملات، رکورد شکنی چک‌های برگشتی ادامه دارد. براساس آمارهای بانک مرکزی در چهار ماهه نخست امسال رقم چکهای برگشتی به 8هزار و 500 میلیارد تومان رسیده ونسبت رشد آن 37 درصداز مدت مشابه در سال گذشته بیشتر است.

بسیاری از کارشناسان معتقدند این پروسه منجر به ایست قلبی یا همان ورشکستگی اقتصاد ملی  می شود.

هاشمی رفسنجانی، هنگام گشایش مجلس خبرگان می گوید: «وضع را وخیم نکنید، برای ایران خواب دیده اند.»

فائزه هاشمی تصویری عمومی از جامعه ایران می دهد: «ملتی سرکوب شده، پر از خشم و احساس مظلوميت مردمی که خود را هر چه بيشتر با دروغ‌ها، سوء مديريت‌ها، عوامفريبی‌ها، زورگويی‌ها، اوباشگری، ظلم‌ها، نابودی منابع و ثروت ملی، از دست رفتن فرصت‌های بين‌المللی، تخريب بيشتر کشور از طرف جريان حاکم روبرو می‌بيند.»

مهدی كروبی که مانند میرحسین موسوی باز هم تهدید به محاکمه شده است، خطاب به ملت می نویسد: «آنکه از مردم برید راهی نخواهد داشت جزآنکه به چند قداره‌بند باج‌گیر دلخوش کند و این سرنوشت آنهایی است که زورگویی را جایگزین مردم‌سالاری می‌کنند و آرای مردم را کاغذ باطله می‌پندارند. آنها البته ترسیده‌اند که نتوانند با نسیم بیداری و آزادی مردم مقابله کنند و از همین‌روست که راه ارعاب پیش گرفته‌اند. چرا که آنکه می‌ترسد، می‌ترساند.»

و آیت اله دستغیب  که پرسیده «آيا خبرگان رهبری به وظيفه خود عمل کرده‌اند؟» و مهر «خوارج» خورده، حرف آخر ر ا می زند: «در زمان فعلی راهی نیست جز سر فرو آوردن به خواست ملّت. باید از بحث‌های انحرافی در مجلس خبرگان دست برداشته و به اصل مطلب که همان خواست های ملّت رشید ایران است جامه‌ی عمل بپوشانیم. «

و خواست ملت رشید ایران صد و چند سال است در یک کلمه خلاصه می شود: آزادی.

 

هفته سوم شهریورماه 1389 رابه پایان می بریم وهنوز خوفناکترین در راه است. منظورم «حذف جايگاه تاريخی ايران در فدراسيون جهانی کشتی» نیست. این گزارش رابخوانید وببینید چگونه اختران سیزده ساله ایرانی را در لندن به» مردان عرب» می فروشند.

 

خانم ها ! آقایان!

خانم ها آقایان این ترک بند زدنی نیست.

حتی گربه ایرانی

سربازان ولایت» که  لابد تاکید رهبر رابر  «لزوم وحدت» آویزه گوش دارند، بعد از محاصره خانه مهدی کروبی، سراغ زهرا رهنورد می روند ودر خیابان از او بازجوئی می کنند: «طفره نرو! جواب سئوال های ما را بده که زمان انقلاب کجا بودی و چکار می کردی؟»

کیهان کشف می کند معاون سابق سازمان آژانس اتمی همکار مدیر مسئول این روزنامه، یعنی بازجوست و البته در سازمان سیا. نامه های مردم را به امام زمان نمی رسانند وخمیرمی کنند وذوالنور   جانشین نماینده ولی‌فقیه در سپاه می گوید: «آمریکا به سربازانش مأموریت داده‌كه هر كجا امام زمان را دیدند فورا اورا بکشند»، دانشجویان می نویسند: «وزیر علوم نه درد دین دارد و نه درد پیشرفت کشور.»

در سیاست خارجی» ادب و اخلاق اسلامی» رابه اوج می رسانند:رسانه دولتی ایران بانوی اول فرانسه را » فاحشه» می نامد. خانم کارلا برونی را متهم می کنند که زندگی نيکولا سارکوزی رئيس جمهوری فرانسه را از هم پاشيده و با او ازدواج کرده است. سکینه آشتیانی به خبر روز دنیاتبدیل شده و خانم کارلا برونی- همسر نیکلا سرکوزی- بخاطر دفاع ازاو دشنام می شنود.

در دروغگوئی از گوبلز پیشی می گیرند؛ وزیر خارجه دولت کودتا به اشپیگل می گوید: «اعدام سیاسی نداریم.»

 خانمها! آقایان!

آخر زمان نشده است. درهفته دوم شهریور1389 هستیم؛ و فاطمه کروبی هویت  عاملان این عملیات و سخنان طالبانی را درنامه ای رسانه ای می کند: «نوکیسه های بی هویت» و از فرمانده کل شان- که احمد خاتمی به صراحت می گویدجانشين امام زمان است – می پرسد: «آقای خامنه ای آيا جنابعالی بنام حفظ نظام، تخريب و اينگونه رفتارها غير اخلاقی را مجاز و مشروع می دانيد؟»

«فاطمه» در نامه سرگشاده اش می نویسد: «سربازان ولایت اوج وحشيگيری خود را با بکارگيری الفاظ سخيف عليه همسرم و خانواده، شعار نويسی بر ديوار مجتمع و همسايگان و تخريب اموال نشان دادند. اين جرايم مشهود بنام حمايت از حضرتعالی و در مقابل نيروی انتظامی صورت گرفت و جالب

آنکه اين نيرو حتی جرات نزديک شدن به اين جماعت تحت الحمايه را نداشت».

«فاطمه» و خانواده اش تحت فشارند، چون مهدی کروبی هنوز دست ازمقاومت نکشیده ودامان مردم را رها نکرده است، و تازه این هفته می گوید: «دستان شورای نگهبان آلوده خیانت به رای مردم است.» و: «تعرض به مرجعيت شيعه به هيچ وجه پذيرفته نيست. حرمت شکنی و تعرض به مراجع و آيات عظام، ساختار شکنی است. نمی دانم چگونه است که برخی براحتی ساختار شکنی می کنند و قانون نيز گريبان آنان را نمی گيرد.»

زهرا رهنورد، چوب ادامه مقاومت در برابر کودتاچیان و حرفهای این هفته همسرش میر حسین موسوی را می خورد که همه می دانند، نظر اوهم هست: «با ترس از سرکوب، ترس از اعتراف گیری، ترس از بیکاری و تورم، ترس از تهاجم خارجی، ترس از شنود و دخالت در امور شخصی، ترس از چک های بی محل، ترس از فساد سازمان یافته، ترس از قاضی هایی که از بازجو ها دستور می گیرند و ایمان خود را با لباس های تیره و قیرگون ظلم می پوشانند امنیت بدست نمی آید.»

همسران هفت فعال اصلاح‌طلبی که پیش از این علیه فرماندهان قرارگاه ثارالله سپاه پاسداران اعلام  «جرم کرده‌اند»، همراه «فاطمه» و «زهرا»  اند. آنها در نامه‌ای به رئیس قوه قضائیه اعلام می کنند که شکایت همسران خود را تا حصول نتیجه نهایی پیگیری خواهند کرد.

عملیات و سخنان طالبانی اما تمامی ندارد.آمارهای مرکز آمار نشان می‌دهد در ۵ سال گذشته ۷۳۰ هزار کشاورز ایرانی بیکار شده‌اند و جمعیت بیکاران ایران تا 5 میلیون نفر یک قدم فاصله دارد. «سنگ قبر ارومیه» عملا تراشیده شده است.وزیر علوم مژده می دهد: «دانشگاه مخالف فرهنگ بسیجی با خاک یکسان می‌شود.» از برگزاری مراسم یادبود اعدام شدگان سال ۶۷ در خاوران جلوگیری می کنند؛ و روزنامه جمهوری اسلامی نگرانیش این است: «حذف روز جمهوری اسلامی چرا؟ ۱۳ فروردين را که هيچ ريشه‌ای ندارد و يک پندار خرافی است حذف کنيد.»

 

همه اینها مقدمه چینی برای سه روزه کردن تعطیلات عید فطر، حذف سیزده بدر و پیگیری کودتای خزنده برای برای براندازی نوروز است. هر چیز ایرانی حذف باید گردد، حتی گربه ایرانی.

عليرضا کريمی، مدير کل دفتر تبليغات و اطلاع‌رسانی وزارت ارشاد اسلامی اعلام می کند با توجه به استفتايی که از دفتر آيت‌الله مکارم شيرازی در اين خصوص شده، چاپ و انتشار آگهی‌‌های مربوط به حيوانات خانگی به ويژه سگ و گربه در روز‌‌نامه‌ها و ساير رسانه‌ها شرعاً دارای اشکال و ممنوع است.

در اینطور فضائی نگرانی مسئولين کشور از شعار «نه غزه نه لبنان جانم فدای ايران» در روز قدس  که  دانشجونيوز گزارش می کند، امر عجیبی است؟ آنهم وقتی مصباح يزدی خبر  می دهد: «دارودسته شيطان بيکار ننشسته‌اند و اختلافات به صورت تصاعدی رو به افزايش است.» راست هم می گویدمبشر سخنان رهبری. 216 نماینده مجلس به سبک تماشگران فوتبال از تعلیق مرتضوی تشکر می کنند. این همان» قاضی شجاع و جوان» محبوب رهبر است که حالا نوبت قربانی شدنش رسیده است.

سایت آفتاب می پرسد: آيا احمدی‌نژاد  «هيتلر جديد» است؟!

حاج سعید حدادیان یکی از مداحان درباری و از نسبت دهندگان رحیم مشائی به اسافل اعضاء، این هفته می فرمایند: «آقای احمدی‌نژاد فردی لجباز، قد و ضد روحانيت است. لجبازی و قدی هم از صفات شيطان است. احمدی‌نژاد ديگر جزو حزب‌اللهی‌ها نيست. نه بنده و نه حاج منصور [ارضی] و ديگران، دیگر آقای احمدی‌نژاد را قبول نداريم.»

و احمدی نژاد، در سطح جهان به عملیات طالبانی مشغول است. کاررا به جائی رسانده که رئیس جمهور فرانسه به صراحت از دخالت نظامی می گوید: «ایران قلب بحران های شدید در جهان است که از پاکستان آغاز و تا دولت های آفریقایی ادامه دارد. ایران خشونت و افراط گرایی را در منطقه تغذیه می‌کند. این کشور به ویژه تهدید اساسی برای امنیت بین‌الملل در زمینه گسترش سلاح هسته‌ای است. درصورت عدم توقف برنامه هسته‌ای ایران همه در منطقه سلاح هسته‌ای خواهند داشت یا اینکه مجبور به دخالت نظامی در موضوع ایران خواهیم شد.»

تبدیل معاون سابق آژانس در 63 سالگی به بازجو، درهمین متن قابل دست یابی است: «ايران ذخيره کافی اورانيوم غنی شده برای ساخت يکی دو بمب اتمی دارد.»
حرفی که شیمون پرز دنبالش را می گیرد: «اسرائیل و جهان در معرض تهدید حکومت غیرمسئول و خطرناک ایران قرار دارند و بعید نیست که ایران با دستیابی به سلاح هسته‌ای، در استفاده از آن تردید نکند».

و حالا فقط کاسترو نیست که هشدار به نزدیکی جنگ می دهد. ایاد علاوی، نخست وزیر پیشین عراق، حرف مهم هفته اش این است: «ما به بحرانی شبیه وضعیت کوبا در اکتبر سال ۱۹۶۲ نزدیک می‌شویم و در همه جا سموم جنگ به مشام می‌رسد. احتمال حمله به ایران زیاد است.»

حرف های رحیم صفوی فرمانده سابق سپاه هم  شنیدنی است:»حوادثی در کمین است که ما بر آنها مدیریت نداریم.در یک شرایط فوق العاده پیچیده سیاسی، فرهنگی، اقتصادی، ‌امنیتی و اجتماعی، چه ازنظرمسایل منطقه‌ای و جهانی و مسایل مربوط به محیط ملی‌مان قرار گرفته‌ایم. حوادث آینده نامشخص است و ما بر آن‌ها مدیریت نداریم.» 

منوچهر متكي در مصاحبه با مجله آلماني «اشپيگل» صراحت تمام دارد: «هرکس به ايران حمله كند، پشيمان خواهدشد.»

 هفته دوم شهریور و ماه رمضان پایان می گیرد. فردا روز قدس است که سال پیش درمتن جنبش سبز، برای اولین بار ایرانی شد.

«نوکیسه های بی ریشه» که رخت «سربازان بدنام امام زمان» بر تن دارند و یا جامه «سربازان ولایت» به خیابان ها خواهند آمد؛ نابودی اسرائیل را فریاد خواهند کرد. میر حسین موسوی راست می گوید:

– آقایان، با تهدید جهان ایران را به کام فاجعه می برند.

مردم ایران، اگر اجازه راه پیمائی بیابند، فریاد تاریخی خودرا سر خواهند داد:

– نه غزه، نه لبنان  جانم فدای ایران

آلت تناسلی مردانه

خانم ها! آقایان!

سخت شرمنده ام از این تیتر شنیع. مراببخشید. چه کنم سرزمین من  که بیت استاد سخنش سعدی را بر دیوار مجمع عمومی سازمان ملل نویسندو  دانته برای نوشتن کمدی الهی ازآن الهام گیرد،  شعرخواجه شیرازش «شکرکن طوطیان» هند باشد و گوته به تکریمش دیوان شرق بگستراند، خیامش جهان رافتح کند و مولانایش حرف روز باشد، به چنین سرنوشت شومی مبتلا شده است که مداحان رهبرش ثناخوانی ائمه درماه مبارک واگذارند و سخن ازآلت تناسلی و صدالبته مردانه ساز کنند.

سالی دیگر بر کودتای 28 مرداد می گذرد که فاجعه امروز  زاده آن است. در آن مرداد شوم 57سال پیش، باتعطیل کودتائی آزادی وجانشینی استبداد مدرن، دروازه تاریخ  برای قدرت گرفتن میراث داران  شیخ فضل اله نوری باز شد.

چنانکه امروز حسن شریعتمداری می گوید: «اكثريت روحانیون راه خود را از راه دكتر مصدق جدا و از شاه حمايت كردند. در اين ميان حمايت آيت الله بروجردى، وقتى كه شاه در روز سى ام تير از مملكت خارج شد و ايشان با ارسال تلگرافى، خواستار بازگشت شاه شد، تاثيرى تعيين كننده داشت در اينكه روحانيونى كه آيت الله بروجردى را مرجع تقليد بزرگ آن زمان مى دانستند، در حقيقت راه خودشان را از دكتر مصدق جدا کنند. علاوه برآن تغیییر رفتار آیت اله کاشانی هم دراین میان تاثیرات زیادی داشت.»

استبداد مدرن راه هر  تشکیلاتی رابست جز روحانیون که بساط گستردند و دامنه اش را در سراسر ایران استوار کردند تا زمان انقلاب رسید و باردیگر به نام آزادی و به کام شیخ استبداد سکه زدند.

شهره است به تاریخ که «شعبان بی مخ» از راه  اندازان اصلی تظاهرات  خیابانی پشتیبان کودتا، بعد

 ازانقلاب اسلامی سخنی گفت عبرت آموز و جانسوز: «ما لات ها کودتا کردیم و مملکت رابه روشنفکرها سپردیم، روشنفکرها انقلاب کردند و کشور را بدست لاتها دادند.»

شگفتا که این سخن چه از آن شعبان جعفری باشد که در مقایسه با اوباش جمهوری اسلامی به افلاطون می ماند و درغربت خاموش شد، و چه منسوب به او، واقعیت تاریخی تلخی را در خود دارد.

سی واندی سال بعد از انقلابی که رهبراولش آن «انفجارنور» می خواندش، تمامی شرق وغرب عالم رابه تباهی فکری متهم می کرد و سر نجات کون و مکان داشت،»رهبر» دوم که در مکتب اخوان ثالث وامیری فیروزکوهی چهار زانو به ادب می نشست؛ خارج از هر عرف دیپلماتیک، شان رهبری، وحفظ حرمت زن، وزیرخارجه آمریکا را » دوره گرد» خواند. برکشیده اش محمود احمدی نژاد بارها رهبران جهان را » احمق» خطاب کرد.وزرا و فرماندهان سپاه و سفرا دشنامهای لاتی را به گفتمان

«جمهوری اوباش» تبدیل کردند. تا این هفته نوبت رسد به محمد رضا رحیمی ـ همان سرکرده باند خیابان فاطمی- که درمقام معاون اول رئیس جمهور، انگلستان را»استثمارگرواستعمارگر

پير «توصيف کند و بگوید: «اين كشور هيچ ندارد و نه آدم‌هايش آدم و نه مسئولانش مسئول هستند و حتي منابع زير زميني ندارد و يك مشت خرفت هستند كه مافيا بر آنها حاكم است.  جواني كه الان نخست وزیر است احمق‌تر از قبلي است و گويا خداوند آنها را نوكر آمريكا و صهيونيست‌ها آفريده است.»

و کار ادب چنان بالا می گیرد که در همین «روز» خودمان گزارشی منتشر می شود با این عنوان: «تیتر این مطلب به علت غیراخلاقی بودن حذف شد.» 

گزارش می گوید: «دو تن از مداحان مورد علاقه رهبر جمهوری اسلامی در سخنانی جداگانه و البته عمومی، اسفندیار رحیم مشایی را به آلت تناسلی مردانه تشبیه کردند. حاج منصور ارضی و حاج سعید حدادیان که به عنوان مداح، پای ثابت مراسم مداحی و روضه خوانی های حسینیه امام خمینی در دفتر آیت الله خامنه ای به شمار می آیند، در سخنرانی های مجزایی که به مناسبت ماه رمضان در نقاط مختلف تهران داشتند، این تشبیه را در مورد رئیس دفتر احمدی نژاد به کار بردند. «

رئیس دفتر احمدی نژاد، رحیم مشائی است که هنوز بحث بر سر سخنان او در «گردهم آئی ایرانیان خارج از کشور» ادامه دارد. گروهی «ایران، ایران» کردن او را سیاستی برای جذب طبقه متوسط می دانند، جمعی  آن را نشانه های ظهور مافیائی دیگر پنهان در تاریکخانه های هزار لای امنیتی- نظامی جمهوری اسلامی و مهندس موسوی «جنگ زرگری.»

روزنامه رسالت در سرمقاله اش می نویسد: «آقای احمدی نژاد! مسافران بی بلیت را از قطار پیاده کنید.» منظورش حتما «قطار انقلاب » است. سرنشین  بی بلیت هم این بار  رحیم مشائی است. این همان قطاری است که آیت اله منتظری، موسوی خوئینی ها، آیت اله صانعی…… و موسوی و کروبی هم بعد از سالها  معلوم شد بی بلیت سوار شده اند وبزور پیاده شان کردند.

 اما مشکل مشائی به تشخیص اسداله بادامچیان، از اساتید حزب موتلفه، فعلا این است که: «پایش را از گليم‌اش درازتر کرده است.» مهدی محمدی دبیر سیاسی روزنامه کیهان در جمع انصار حزب الله کارت زرد دیگری به مشائی نشان می دهد: «اگر از کسی حمایت می‌کنیم به خاطر این است که حامی اسلام است. رهبر نیز نائب امام زمان است، وگرنه اگر از خط اسلام و رهبری انحرافی پیدا کرد برای ما ارزشی ندارد».

این کارت زردها که گوشه چشمی هم  به رهبر دارد، درجمهوری اسلامی بوی خون می دهد. امارحیم مشائی باید پشتش به کوه باشد که می گوید: «به من گفته‌اند حرف نزن، اما واجب‌تر ديدم حرف بزنم.» و چه حرف هائی هم می زند. خبرگزاری ایرناکه  اکنون به تمامی در اختیار گروه احمدی‌نژاد و دفترچی‌های اوست،حرفهای او راسانسور می کند. اما سایتی به نام «صراط» که از پایگاه‌های خبری اصولگرایان است،  با «انتشار اسناد تكان دهنده‌ای از محتوای حرفهای سانسور شده مشایی در ایرنا پرده از شخصیت رئیس دفتر مرتبط با جاسوسان سیا» بر می دارد.

معلوم نیست چگونه می شود» پرده از شخصیت» کسی برداشت، آنهم مشائی که به «سه سوت» مرتبط با جاسوسان سیا شده است،و انگار»فرهنگ اوباش» راجلوی چشمش گشوده داشته باشد،می گوید: «حرفهای فیروزآبادی غیرمسئولانه و جاهلانه است. چه کسی باید ثابت کند که چه کسی عامل ابر سرمایه داری است؟  تو نمی فهمی! که در این شرایط سیاسی بین المللی ما باید تلاش کنیم زمینه های حضور نخبگان ایرانی خارج از کشور را در ایران فراهم کنیم.آقای عضو شورای امنیت ملی! تو چرا نمی فهمی؟! حالا تو را هم باید توجیه کنم؟! سند ندارم که بگویم فیروزآبادی از جنس گروه شیطان است اما فیروزآبادی سراسر جهالت است.کفار هم چنین نسبت‌هایی را به من نمی دهند که این آقا گفته.»

مهدی کروبی چشم انداز را تشدید «اختلاف اصولگرایان» می بیند، ودر هفته ای که حذف هاشمی رفسنجانی دوباره در دستور کار قرار می گیرد. هيات منصوب خامنه ای برای تعیین تکلیف دانشگاه آزاد به ضرر هاشمي رای می دهد.خبرگزاری امنیتی فارس «پايان 28 ساله مديريت عبدالله جعفر علي جاسبي بر دانشگاه آزاد» را اعلام می دارد.

آخوندهای مخالف اکبر هاشمی رفسنجانی در مجلس خبرگان رهبری، رایزنی برای حذف او از ریاست این مجلس را از سر می گیرند.یک منبع مطلع در شهر قم به «روز» می گوید: «پروژه برکناری هاشمی رفسنجانی از ریاست مجلس خبرگان رهبری و جانشینی شیخ محمد یزدی، نایب رئیس دوم این مجلس به جای او با محوریت برخی از اعضای این مجلس مانند احمد جنتی، احمد خاتمی و محمدتقی مصباح یزدی در حال پیگیری است.»

ناظران سیاسی پروژه حذف هاشمی را بسیار شبیه برکناری آیت اله منتظری می یابند. در آن زمان هم برای تعیین رهبر آینده برنامه ریزی می شد. اکنون هم تنها فردمهم باقیمانده که می تواند نقش کلیدی در برکشیدن جانشین علی خامنه ای بازی کند، هاشمی رفسنجانی است.

و فقط هاشمی رفسنجانی در راس هرم قدرت در خطر حذف نیست. طالبان شیعه در قدرت «گریه شجریان پشت دوربین شیطان بزرگ» را دلیل حذف ربنای او عنوان می کنند. علی کریمی فوتبالیست نامدار ایران که با مچ بندهای سبزش در تاریخ جنبش سبز جاودانه شد، به بهانه روزه خواری وتوسط یک «پاسدار انقلاب» خط می خورد. مصطفی آجورلو، مدیرعامل باشگاه استیل آذین که حکم اخراج کریمی را صادر کرده است، به برنامه تلویزیونی 90 می گوید: «من پاسدار انقلاب هستم. برای فوتبال نیامده‌ام، بلکه برای حفظ ارزشهای انقلاب و دینی خودم آمده ام.»

علی مطهری، و احمد تولکی، در پی انتقادهای تند از محمود احمدی‌نژاد، از نمایندگان طرفدار دولت محمود احمدی‌نژاد در مجلس کارت زرد می گیرند. نمایندگان مربوطه خواهان برخورد  دستگاه قضایی جمهوری اسلامی با این دو نماینده منتقد می شوند. علی مطهری گفته است: «احمدی‌نژاد و نزدیکانش به گروه فرقان شبیه هستند.»

تاریخ معاصر28 مرداد دیگری راهم بخاطر دارد و به سال 1358. در این روز بدستور آیت اله خمینی، یورش به کردستان آغاز شد. سرکوب بیرحمانه مردم و اعدام صدها تن، آغاز سرکوب گسترده ای بودکه دردهه 60 به اوج رسید و آن را به «دهه وحشت بزرگ» مشهور ساخت.

 و در مردادی دیگر، در آغاز هفته، خبر ناگهانیِ بيش از هفتاد نفر در مشهد،جهان را در بهت فرو می برد. خبر هنوز تائید یاتکذیب نشده است خبر می رسد یکی از زنان دستگیرشده روز عاشورا به اعدام محکوم شده است. زندانی سیاسی فرح (آلمیرا) واضحان، اولین زن دستگیر شده حوادث بعد ازکودتای انتخاباتی است که حکم اعدام می گیرد.

سکینه که داستان پرغصه سنگسارش خبر اول بسیاری از مطبوعات جهان شد، مجبور می شود مقابل دوربین تلویزیون بنشیند و «داوطلبانه» به گناهانی اعتراف کند که در جمهوری اسلامی پاداشش مرگ از طریق سنگسار است. رئیس دولت «مهرورزی» پیشنهاد رئیس جمهور برزیل برای دادن پناهندگی به زنی را که قربانی خشونت بدوی طالبان ایرانی است، رد می کندو با رزالتی مثال زدنی: «قرار است به برزیل فناوری بفرستیم نه چنین افرادی را.»

جهان بار دیگر نگران اعدام این زن می شود. آیا او به فهرست 150 نفره سنگسار شدگان سی ساله که رقمش را این هفته لوموند می دهد، اضافه خواهد شد؟

ودر این هفته شوم مردادی، جنگ هم روز خود رادارد. اولین گروه اسیران ایرانی جنگ هشت ساله با عراق در ۲۶ مرداد ۱۳۶۹، به آغوش خانواده های خود بازگشتند.

و حالا بعداز 20 سال، محمد احمدیان، رئیس «ستاد تفحص» کشته شدگان جنگ، به خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران می گویدکه هفت هزار نفر از سربازان ایرانی جنگ با عراق، همچنان «مفقودالاثر» هستند و اطلاعی از وضعیت آنها در دست نیست.

جنگ هشت ساله ایران و عراق که با پذیرش قرداد ۵۹۸ سازمان ملل در تاریخ ۱۵ مرداد ۱۳۸۹ پایان یافت، بر اساس آمارهای بین‌المللی، که فرهنگ رجایی در کتاب «چشم انداز ایرانیان در جنگ ایران و عراق» نقل کرده، یک میلیون کشته و زخمی به جا گذاشت که از این میان تعداد کشته شدگان ایرانی ۲۶۲٬۰۰۰ نفر و تعداد کشته شدگان عراقی ۱۰۵٬۰۰۰ نفر بوده است.

این همان جنگی است که باید بعداز فتح خرمشهر پایان می گرفت، اما به اصرار جانشین فرمانده کل قوا، یعنی علی خامنه ای و فرماندهان تحت  امرش ادامه یافت تا راه قدس از طریق کربلا باز شود.

آن سیاست ماجراجویانه به شکست انجامید. جام زهرش نصیب آیت اله خمینی شد وقدرت برای همانها ماند که قصد فتح قدس داشتند و اکنون به کمتر از مدیریت جهان رضا نمی دهند و بازایران رابه دامان جنگ دیگری می برند.

جان بولتون می گوید: «اسرائیل فقط ۸ روز برای حمله به نیروگاه بوشهر فرصت دارد.»

خبرگزاری پ»ریانووستی» روسیه اعلام می کند: «در 3 هفته اول ماه اکتبر باید منتظر حمله به ایران بود.»
نشریه آمریکایی «اَتلانتیک» از رسیدن به «نقطه بی بازگشت» خبر می دهد. الیوت اَبرمز،‌از سیاستمداران پیشین آمریکا می نویسد: «پیش از این فکر نمی‌کردم که باراک اوباما اهل حمله به ایران باشد،اما اکنون چنین احتمالی هست. اگر ایران در دوره تصدی اوباما به جنگ‌افزار هسته‌ای دست بیابد،او با چشم خود شاهد مضحکه شدن قطعنامه‌های شورای امنیت سازمان ملل خواهد بود. در چنین حالتی، آژانس بین‌المللی انرژی اتمی تبدیل به یک جوک می‌شود، کار پیمان عدم گسترش سلاح هسته‌ای ساخته است و چندجانبه‌گرایی به سبک اوباما به پایان راه می‌رسد. پدید آمدن یک ایران هسته‌ای ثابت خواهد کرد که چیزی به نام «جامعه بین‌الملل» بی‌اثر است و اصلاً وجود ندارد.»

جمهوری اسلامی هم، برای مقابله باحمله احتمالی آماده است. علی شادمانی،رئیس اداره عملیات ستاد کل نیروهای مسلح ایران با اعلام اینکه نیروهای ایرانی سه طرح برای مقابله با حمله احتمالی به ایران آماده کرده‌اند، از حمله به نیروهای آمریکایی مستقر در عراق و افغانستان و نیز بستن تنگه هرمز به عنوان بخش‌هایی از این طرح‌ها یاد می کند. او می گوید: «در بالاترین سطح آمادگی قرار داریم.به آمریکا هشدار می دهیم که اگر قصد شرارت و تجاوز به ایران اسلامی را داشته باشد، تنگه هرمز را به طور کامل در اختیار می‌گیریم.»

«جنگ نظامی» که آخرین «پیروزی» طالبان شیعه را برای ویرانی و تقسیم ایران رقم خواهد زد، ادامه «جنگ اقتصادی» است که سنگر به سنگر ودر میان فریادهای پیروزی همیشگی، فرو ریخته است.

بانک صادرات یکی از آخرین سنگرهاست که مدیر عامل آن این هفته از مسدود شدن صدها میلیون یورو از حسابهایش دراروپا خبرمی دهد.

یحیی آل اسحاق از سران حزب موتلفه و رییس اتاق بازرگانی تهران با اشاره به وضعیت بد بانک‌های کشور و نحوه پرداخت اعتبارات بانکی به بخش خصوصی می گوید: «وقتی دستي مويي ندارد، هي شما بگيد بكن. وقتي ندارد چي را بكند؟ ندارد كه بكند.»
واقعیت را فریدون خاوند، کارشناس اقتصاد آشکارا بزبان می آورد: «به رغم سخن سرایى رهبران جمهورى اسلامى در باره «دست‌آورد هاى بزرگ اقتصادى» آنها، که یاد آور تبلیغات به سبک شوروى سابق البته به سیاق ناشیانه و جهان سومى آن است، اقتصاد ایران با دشوار ترین شرایط در دوران بیست و یک ساله پس از پایان جنگ هشت ساله با عراق روبه‌رو است.سقوط نرخ رشد و اوجگیرى چشمگیر شمار بیکاران، آنهم در فضاى کنونى داخلى و بین المللى کشور، نشان می دهد که اقتصاد رنجور ایران یک بار دیگر بر لبه پرتگاه دست و پا می زند. تنها عاملى که از فرو غلطیدن اقتصاد ایران به درون پرتگاه جلوگیرى میکند، تداوم دستیابى آن به درآمد هاى ارزى حاصلى از فروش نفت در بازار نسبتا پر رونق این کالا است.»

کودتای 28 مرداد، 57ساله می شود. جنگلهای کردستان همچنان می سوزد. این بلا، گریبان جنگلهای ایران را در سال ۸۹ گرفته و رها نمی‌کند. دریاچه ارومیه در حال خشک شدن است. تلاش برای سوزندان وخشکاندن اندیشه و آزادی ادامه دارد. لشکرکشی ایدئولوژیک به مدارس در دستور کاراست. با برگزاری اردوهایی به نام «طرح ولایت» و «ضیافت اندیشه»، اقدام به سازماندهی «بیش از 3000 دانشجوی بسیجی برای مقابله با تهدیدات نرم» کرده اند. وزارت علوم با ارائه طرح هایی، از جمله آغاز زودهنگام سال تحصیلی، اعطای وام دانشجویی قرض الحسنه و نیز اعتراف به «رصد وبلاگ های دانشجویی» می کوشد تا فضای دانشگاه ها را تحت کنترل خود در آورد.»

آموزش فشرده برای شناسایی «فتنه سبز» در برنامه های درسی دانشگاهها گنجانده شده است.

در صدد تاسیس وزارتخانه ای با نام «وزارت جنگ نرم» با حضور اعضای سپاه پاسداران هستند. هنوز دارند با دستگیرشدگان کودتای انتخاباتی که جرمشان شرکت در «جنگ نرم» بود تسویه حساب می کنند.

خبر دیدار سال گذشته»نمایندگان» با رهبر انقلاب  این هفته منتشر می شود تا لابد  این پیام رهبران جنبش سبز داده شود:» محاکمه سران فتنه برای نظام کاری ندارد و این اتفاق هم می افتد.»

مصطفی تاج زاده که همراه هفت اصلاح طلب دیگر از » سردار مشفق» شکایت کرده به زندان بازگردانده می شود. همسر عیسی سحرخیز از وخامت وضعیت جسمانی این روزنامه نگار سرشناس ایرانی خبر می دهد. خانواده های 17 زندانی سیاسی که سه هفته پیش دست به اعتصاب غذا زده بودند می گویند بیش از 3 هفته است در بی خبری مطلق از زندانیان خود به سرمی برند و براساس اخباری که به آنها رسیده، زندانیان همچنان در سلول انفرادی به سر می برند.

حسن قشقایی 35 ساله پس از بازگشت از دادگاه به زندان گوهر دشت، به سلول های انفرادی معروف به «سگدونی»  منتقل می شود و در حالی که دستان و پاهایش با دست بند و پابند بسته شده و چشمانش چشم بند زده شده، مدت طولانی مورد شکنجه قرار می گیرد. سرانجام به کما فرو می رود و بعد از چند ساعت جان خود را از دست می دهد.

در 28 مرداد دیگری هستیم.علی مطهری،  تصریح  می کند: «در کشور شرایط «نیمه خفقان» حاکم شده است.»

فرج سرکوهی گزارشی از حضور غالب «نگاه تراژيك» و فضاى «ياس و شكست» آن دوران می دهد.

اما این 28مرداد دیگری است. محمد نوری زاد بعد از نوشتن نامه هفتم به سیدعلی خامنه ای به زندان  باز خوانده می شود. او در نامه آخرش خدا را خطاب قرار می دهد: «خدایا، سیّدعلی، رسما در دفاع از فرد کم‌خردی چون احمدی‌نژاد به میدان رفت و سیمای مستقل رهبری خود را خرج او کرد تا به‌زعم خویش حفظ نظام را که از اوجب واجبات بود، جامعیت بخشد. و حال آنکه، حفظ نظامی که تا گلو در پلشتی و دروغ و فریب و ورشکستگی فرورفته بود، جفا به مقام خداوندگاری تو، و جفا به ما مردم و نسل‌های بعدی ما بود. باید آن نظام آلوده به دروغ، جایش را به یک نظام درست می‌داد اما خامنه‌ای راه را بر هرگونه تغییر بست تا بساط قدرت، همچنان در اختیار او باشد.»

بابک داد، پاسخ خدا را به او منتشر می کند: «حالا هی بنشين برای اين خدای تازه نامه‌های هشدارباش بنويس که «سيدعلی، از خدا بترس»! کدام خدا؟ راست‌اش اين ملائک هم اخيرا نسبت به مقام الهی ما مشکوک شده اند و هی غر می‌زنند که اگر خدا شمائی، پس اين سيدعلی آقا ديگه کيه؟»

زندانيان سياسی رجايی شهر به دادستانی نامه ای می نویسند: «شما ما را نصيحت کرديد، اجازه دهيد ما نيز به شما و روسايتان انذار دهيم؛ ما به عنوان فرزندان مسلمان ايرانی که در اسارت شما هستيم و زنان و مردانی که در راه آزادی وطنمان از زندان و اعدام ترسی نداريم.به شما و تمام روسا و همکارانتان نصيحت می کنيم بيش از آنکه دير شود به درگاه خدا توبه کنيد، پست های فرمايشی و نمايشی را ترک کنيد و به آغوش ملت بازگرديد.»

و چهارشنبه به روز آخر هفته پیوند می خورد که سخن ميرحسين موسوی همچنين خطاب به دولتمردان انتشار می یابد:» از انحصار گری سرکوب وتخريب دست برداريد به مردم و داوری ملت اعتماد کنيد. صلح اجتماعی ايجاد کنيد. مشکلات به پشتوانه همت اين ملت سر فراز حل می شود و بحران ها پشت سر گذاشته می شود. مشکل موقعی حل می شود که زمينه انتخابات های آزاد غيرگزينشی را فراهم آوريم و قوه قضائيه نشان دهد که از بازجوهای امنيتی فرمان نمي گيرد و مستقل است».

و کسی آخرین شعر نیما را می خواند:

اين منم مانده به زندان شب تيره كه باز
شب همه شب
گوش بر زنگ كاروانستم

این سایت جدید شماست؟ برای فعال‌سازی ویژگی‌های مدیریتی و رد کردن این پیام، وارد شوید.
وارد شدن