جهان علیه تهران

هوشنگ اسدی

بهمن می رسد. ماه انقلاب اسلامی. شعارهای انقلاب را حوادث روز، بعد از سی و سه سال تفسیر می کنند. استقلال: دلار درحال تبدیل شدن به پول رسمی کشور است؛ آنهم در سالی که رهبری سال «جهاد اقتصادی» خوانده بودش. آزادی: درهمین هفته دو رکورد جهانی دیگر بدست می آید: «رتبه ۱۷۵ام در میان ۱۷۹ کشور جهان از نظر آزادی مطبوعات » و» اعدام بیش از ۶۰۰ نفر در سال». و جمهوری اسلامی: «در بن بست اتمی گرفتار آمده». چنانکه جهان می بیند و اشپیگل آن لاین می نویسد.

در روزهای بهمن ۱۳۵۷ در تهران فریادهای «ماهمه سرباز توایم خمینی» شنیده می شد، در بهمن امسال «جنبشی درون نظام وزیدن گرفته است» که جانشین » امام خمینی» را نشانه دارد. سرداری دیگر از سرداران دوران گذشته که غلامعلی رجائی باشد، می آید تا سردار حسین علائی را در هجوم اوباش تنها نگذارد: «پچپچه های کوچه است که علنی می شود.» این دو سردار شاهد «مرگ هشت سردار سپاه در یک سال» اخیر بوده اند که همگی در دهه پنجم زندگی و بر اثر سکته و موارد نامعلوم به جهان دیگر رفته اند. هیچکس نمی داندسیستم امنیتی مخوف پایه ریزی شده توسط سعید امامی در حذف سرداران جنگ نقشی داشته است یانه، اما بروشنی می توان دست هائی که کنار گذاشتن هاشمی رفسنجانی از ریاست مجمع تشخیص را بار دیگر کلیدزده اند، دید.

در سالگرد دیگری ازانقلاب، تنها سید علی خامنه ای از گروه نخست رهبری باقی خواهد ماند و انبوه سردارانی که دوره اش کرده اند و از جنگیدن تنها رجز خواندن را می دانند.

در هفته اول ماه انقلاب، آخرین عربده کشی آنها کف می شود برآبهای خلیج فارس. فرمانده کل ارتش پس از مانور اخیر در تنگه هرمز فرموده بود ناوگان امریکا نباید دیگر به خلیج فارس بازگردد. کسی برای این حرف تره هم خرد نکرد.

دیوید کامرون، نخست‌وزیر بریتانیا، در دیدارازعربستان سعودی می‌گوید: «اگر ایران بخواهد تنگه هرمز را ببندد کشورهای جهان اجازه این کار را نخواهند داد. در مورد تنگه هرمز، منافع همه جهان در این است که این تنگه‌‌ باز بماند و من مطمئنم، اگر هرگونه تهدیدی برای بستن آن صورت گیرد، جهان دست به دست خواهد داد و کاری خواهد کرد که این تنگه‌ باز بماند.»

لئون پانته‌تا، وزير دفاع آمريکا، اعلام می کند: «ناو هواپيمابر «يو اس اس اينترپرايز» عازم خليج فارس می شود و عبور آن از تنگه هرمز پيامی روشن به ايران است.»

وناوگان امریکا بازمی گردد، نه تنها با اينترپرايز، با ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن و پنج کشتی جنگی دیگر.تازه ناوگان فرانسه و انگلیس هم همراه آن می آیند تا ضامن تحریم نفت ایران و بازنگهداشتن تنگه هرمزباشند.

عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس می فرماید: «آمریکا جرات نداشت به تنهایی از تنگه هرمز عبور کند.» سرتیپ حسین سلامی، یکی از رجزخوانان، صورت مسله راپاک می کند: «ناوهای جنگی آمریكا سالیان درازی است كه در خلیج فارس حضور دارند و تصمیم آمریکا برای اعزام ناوهای تازه، موضوع جدیدی نیست. باید اعزام ناوها را درهمین چارچوب دید.»
علی اکبر صالحی هم که معلوم نیست سر پیاز است، ته پیاز است و یا وزیر خارجه، یکسره منکر همه هارت و پورتهای سرداران می شود:» ایران هرگز قصد بستن تنگه هرمز را نداشته است.» رزمایش یک ماهه در خلیج فارس هم بدنیا نیامده، می میرد.

همکاران ما در روز وضعیت را در یک تیتر خلاصه می کنند: تحریم نفتی، آرایش جنگی. یک روز بعد از ورود ناوگان های آمریکا، انگلسی و فرانسه به خلیج فارس «ائتلاف اروپا و آمریکا علیه جمهوری اسلامی» برگ برنده ای بر زمین می زند.اتحادیه اروپا نفت، بانک مرکزی، تجارت الماس، طلا و دیگر فلزات گرانبها با ایران را تحریم می کند.وزیران خارجه ۲۷ کشور عضو اتحادیه اروپا، بر سر ممنوعیت هرگونه قرارداد جدید برای خرید یا انتقال نفت خام ایران به توافق می رسند. موافقت می کنند که همه دارایی‌های بانک مرکزی ایران را مسدود سازند، و هرگونه تجارت الماس، طلا و دیگر فلزهای گرانبها با بانک مرکزی ایران و دیگر ارگان‌های دولتی ایران را ممنوع می کنند.

دولت آمریکا تحریم های نفتی و بانکی اتحادیه اروپا را چنین می بیند: «گام محکمی در تلاش های جهانی برای افزایش فشار بیشتربرجمهوری اسلامی.» و بلافاصله وزارت خزانه داری امریکا بانک دولتی «تجارت» را در فهرست تحریم قرار می دهد. بانک تجارت در نقل و انتقال میلیون ها دلار برای کمک به برنامه هسته ای ایران دست داشته است.

«دیوید کوهن» یک مقام ارشد وزارت خزانه داری آمریکامی گوید: «در زمانی که بانک های جهان معاملات خود با ایران را قطع کرده اند و ارزش پول ایران بسرعت کم می شود، تحریم بانک تجارت یکی از آخرین راههای دسترسی ایران به سیستم مالی بین المللی را مسدود می کند.»

رئیس مجمع نفت ژاپن حرفش این است: «قادر به ادامه معامله با ایران نیستیم.» و خبر می رسد: «چين در سکوت واردات نفت از ايران را به نصف کاهش داده است».

حتی ترک ها به دنبال جایگزینی برای نفت ایران هستند.مقامات توپراس، پالایشگاه مشهور ترکیه قصد دارند در گفت و گو با مقامات نفتی عربستان سعودی که در ماه جاری میلادی انجام می شود، دسترسی به منابع جایگزین نفت ایران تا تابستان سال جاری را موردبررسی قرار دهند.

در تهران دلار ریسمان پاره می کندو سکه به رکوردی تاریخی دست می یابد و از مرز یک میلیون تومان می گذرد: «خرید در بازار به یورو و دلار، اقتصاد ایران در آستانه فروپاشی».

جواب های جمهوری اسلامی یاد آور، سخنان سعید صحاف در روزهای سقوط صدام حسین است. معلوم نیست پیمانکار بزرگ سردار رستم قاسمی که آمده بود تا توی دهان شرکت های نفتی جهان بزند، کجاست. اما بیانیه وزارتخانه متبوعه اش خواندنی است: «هیچ گونه خسارتی متوجه ایران نخواهد بود.» بیانیه وزارت خارجه تحریم‌های اتحادیه اروپا را «توجیه‌ناپذیر» می داند. و رامین مهمانپرست، سخنگوی این وزارت خانه مثل همیشه جوابی جز کلی گوئی ندارد: «اینها همه جنگ روانی است و این گونه اقدامات تنها باعث بدتر شدن اوضاع مربوط به پرونده هسته‌ای جمهوری اسلامی ایران می‌شود.»

بهتر ازاین نمی شود کشور را بباد داد. هیزم خشک است برای تنور جنگ و پاس طلائی به اسرائیل. ودرست در روزهائی که «موسسه علوم و امنیت بین المللی» که یکی از مراکز پژوهش های راهبردی در عرصه امنیت و مسائل دفاعی است، در گزارش جدیدی با عنوان «سنجش واقعیت ها» می نویسد: «حکومت ایران در صورت اتخاذ تصمیم نهایی برای تولید سلاح هسته ای به مدت زمان کمتری برای توليد اين تسليحات نیاز دارد.»

این گزارش توسط چهار تن از صاحبنظران در امور خلع سلاح و امنیت بین المللی تنظیم شده است و به دعوت سرد کاترین اشتون از تهران برای انجام «مذاکرات بدون پیش‌شرط اتمی»، معنای تازه ای می بخشد، از شکست میانجی‌گری اخیر ترکیه و دل شستن کامل جامعه جهانی از رسیدن به توافق هسته‌ای با جمهوری اسلامی خبر می دهد.

 

درهفته نخست بهمن دیگری که همه تلخکامی بر باد رفتن آرمان های مردم ایران را زنده می کند، تصویر واقعی جامعه ایران بعد از سی و سه سال حکومت اسلامی چنین است که نشریه»مریدین» تحت عنوان «هنگام فروپاشی شاخه و شانه می کشد» می نویسد: «جمهوری اسلامی بدلیل محافظه کاري سازش ناپذیر، قوم و خویش پرستي بي سابقه و عملکرد هاي اقتصادي اشتباه، دارد از درون متلاشي مي شود.حکومت ایران از یک سو تلاش مي کند صدایش را بالا ببرد، در مقابل غرب و تحریم هایش شاخ و شانه بکشد و از سوي دیگر دوراني را تجربه مي کند که هرگز از بعد از انقلاب خمیني، تجربه نکرده بود.نماي بیروني که ایران تلاش مي کند به نمایش بگذارد، کاملا متضاد با وضعیت داخلي آن کشور است. اظهارات غیر معتبر رئیس جمهور خستگی ناپذیر، محمود احمدي نژاد، علیه آمریکا، علیه استراتژي آمریکا در خاورمیانه، علیه متحدان آمریکا در منطقه و علیه نظام سرمایه داري، دیگر حتي دوستدارانش را هم متقاعد نمی کند، مثل کاسترو و چاوز. او در سفر اخیرش به آمریکاي لاتین نتوانست به موفقیت هایي که در سفر هاي گذشته اش دست یافته بود، برسد و حتي کساني چون هوگو چاوز، رئیس جمهور ونزوئلا و کاسترو، رهبر کوبا نیز نشان دادند که دیگر با او توافق ندارند.»

بر این اساس است که باراک اوباما رییس جمهوری امریکا ازعملکرد دولت خود در مورد اعمال تحریم‌های بین المللی علیه جمهوری اسلامی ایران دفاع می کند: «تحریم‌های بین‌المللی تحت رهبری امریکا، اقتصاد این کشور را «به هم ریخته» است.»

گرگها در تهران، می کوشند اقتصاد درحال تلاشی را با تهدید پلیسی درمان کنند. «پليس ارز، پليس سکه طلا، پليس گندم و برنج و نخود لوبيا» تدارک می بینند. بی ثمر است. ویرانی کشور دستاویز جنگ قدرت می کنند تا «انتخابات سرد» در راه را ببرند.

وزیر اقتصاد مسئولیت وضع نابسامان در بازار سکه و ارز را بر دوش گروه نامعلومی می گذارد که می‌خواهند در بازار «ایجاد اختلال» کنند. منتقدان دولت از جمله سردار محسن رضایی آشفتگی بازار را «ناشی از نادانی و عدم تخصص» در دولت محمود احمدی‌نژاد می دانند. گفتی آقا امام زمان سندوزارت این آقایان رابدون توجه به تخصص آنها امضاء کرده است.

پرویز سروری، رئیس کمیته امنیت داخلی مجلس دولت را «آتش‌بیار بازار ارز» معرفی می کند. غلامرضا مصباحی مقدم، عضو کمیسیون اقتصادی مجلس به «خبرهایی» اشاره دارد که از «دلالی دولت و بانک مرکزی در بازار ارز» پرده می گیرند. برادر «حسین شریعتمداری» هم بر اساس تخصص خود بحران اقتصادی را امنیتی می بیندو دنبال مامورین دشمن می گردد.

رضاتقی زاده ـ– تحلیل گر سیاسی-ـ می نویسد: «واقعيتی که عوامل دولتی در ايران وجود آنرا انکار ميکنند، قرار گرفتن کشور در وضعيت کامل جنگی است. در مراحل کنونی جنگ، اگر چه هنوز استفاده از قدرت آتش آغاز نشده، در عين حال هزينه های آن فراتر از خسارات ناشی از تخريب های جنگ گرم و از انهدام پل ها و راه ها و کارخانه ها رفته است.پول ملی نماد ارزيابی ارزش دارايی های ملی است. مردم ايران طی شش ماه گذشته، در نتيجه تخريب های جنگ نرم، و همچنين سياستهای مخرب تر دولتی، عملا نيمی از ارزش اسمی دارايی های خود را از دست داده اند.
واکنش امروز مردم نسبت به تحولات بازار، واکنش ناشی از ترس در شرايط جنگی است. در وضعيت جنگی، به دليل از ميان رفتن امنيت عمومی، پول محلی قابليت تبديل خود را به کالاها و خدمات و پول های ديگر از دست داده و به کاغذ پاره بی خريدار تبديل مي شود.طعم تلخ اين تجربه را به دردناک ترين شکل مردم آلمان طی روزهای پايانی جنگ جهانی دوم و سال های بعد از شکست نهايی رژيم نازی چشيده اند.کشورهای دچار ورشکستگی اقتصادی شده مانند زيمبابوه، و يا در شرف تغيير نظام سياسی، حاکم مانند روسيه و پانزده جمهوری اتحاد شوروی سابق نيز، بدون قرار گرفتن در وضعيت جنگی، سقوط ارزش پول ملی خود را شاهد بوده اند.»

خانم ها! آقایان! در سی و سومین بهمنی که چون بهمن بر میهن مافروافتاد، ایران تحت حکومت اسلامی به لبه یکی از هولناک ترین پرتگاههای تاریخ خودرسیده است.

اوضاع ـ– چنانکه از اخبار بر می آید-ـ چنین است: اسرائیل بایاری جمهوریخواهانی که آماده حضور در کاخ سفیدمی شوند، جنگ را در برنامه خود دارد و ازهمه نادانی و تند روی طالبان شیعی حاکم بر ایران برای رسیدن به این مقصود سود می جوید. ساندی تایمز می نویسد: «اسرائیل به آمریکا پیام داده که فقط ۱۲ ساعت قبل از حمله به ایران شما را آگاه می کنیم.»

سیاست دولت کنونی آمریکا و اروپا در لحظه کنونی بکار گیری گزینه تحریم شدیدبجای حمله نظامی است.به این ترتیب، ضمن باز نگاهداشتن تشریفاتی مسیر بازگشت ایران به مذاکرات، با هدف راضی ساختن نسبی روسیه و چین از یک سو و از سوی دیگر خنثی ساختن خطر توسل اسرائیل به جنگ، افزایش فشار‌ها علیه جمهوری اسلامی با استفاده از تمامی اهرم‌های موجود و ممکن، در دستور کار قرار گرفته‌است.
سخنان این هفته نیکلاسارکوزی را می توان در این متن دید. رئیس جمهور فرانسه می گوید: «مداخله نظامی مسئله را حل نمی‌کند. جنگ به هرج و مرج در خاورمیانه و چه بسا همه جهان بینجامد. من به دوستان چینی و روس خود می‌گویم: ما را برای تضمین صلح در جهان یاری کنید… ما بی‌تردید به شما نیاز داریم.»
رابرت بائر از مسئولان بلندپایه سابق سیا به هفته‌نامه لبنانی «الشراع» حرفهائی می زند که چشم انداز را روشنی فوق العاده می بخشد: «اسد به زودی خواهد رفت. حکومت بشار اسد تا ماه مارس آینده بیشتر به طول نخواهد کشید و بعد از آن سقوط می‌کند. دیگر برای ما اهمیت چندانی ندارد که در سوریه چه می‌گذرد. پاسخ‌ها همه در آنکارا و تهران هستند. سید حسن نصرالله دبیرکل حزب‌الله، به شدت ناراحت و عصبی است. وی قادر به انجام هیچ کاری نیست و حتی نمی‌تواند نیروهایش را برای کمک به بشار اسد به سوریه بفرستد. نصرالله اکنون فقط در حال گذراندن وقت است و به عنوان یک قدم کوچک حتی قادر نیست قاچاق سلاح از شمال لبنان به سوریه را متوقف کند.»

مامور عالیرتبه سابق سیا دارد از طریق دمشق نشانی تهران رامی دهد ودرهفته ای که عبدالله صالح از مردم عذرخواهی می کند و از یمن می رود.اتحادیه عرب خواستار واگذاری اختیارات بشار اسد به معاونش می شود. پاسخ دیکتاتور سوریه هنوز «نه» است. هنوز می کشد.

هفته به پایان می رسد. سی و سومین سال جمهوری اسلامی به آخر نزدیک است. بهرام خراسانی می نویسد:»در هنگامه سرنوشت ساز کنونی ایران، تنها گروهی قزلباش و طرار از سران حکومت جمهوری اسلامی برجای مانده، و مدتهاست که این حکومت، به موسی و عصایش تبدیل شده است.

درآخرین ساعات چهارشنبه فراخوان۳۹ دلاور زندانی منتشر می شود:

امضا‌ء‌کنندگان این بیانیه که خود از پرداخت هزینه‌ برای تحقق خواست‌های قانونی و ایستادن پای سخن حق، ابایی نداشته‌‌اند، بر این باورند که رسیدن به چشم‌اندازهای مطلوب مستلزم هزینه است. معتقدیم که آرمان‌های انقلاب مردمی ۱۳۵۷ و تحقق آزادی و جمهوریت و استقلال و رفاه و پیشرفت، در گرو کوشش پیگیر و تلاش مصمم و بی‌یأس است؛ این راهی است که از مشروطه و نهضت ملی گشوده شده و تداوم‌اش با عزم مستدام یاران صبور و متوکل و امیدوار سبز در پیوند است.

یعقوب‌وار وا اسفا همی زنم / دیدار خوب یوسف کنعانم آرزوست

والله که شهر بی تو مرا حبس می‌شود / آوارگی و کوه و بیابانم آرزوست

جانم ملول گشت ز فرعون و ظلم او / آن نور موسی عمرانم آرزوست

 


جام زهر آقا (هوشنگ اسدی)

هوشنگ اسدی

«دانشجويان بسيجی» – نام مستعار نیروهای امنیتی-ـ نظامی وابسته به بیت رهبری، سه شنبه به سفارت انگلستان یورش می برند و با باز آفرینی کاریکاتوری «اشغال لانه جاسوسی» همه رویدادهای هفته اول آذرماه را تحت الشعاع این حادثه آفرینی خطرناک قرار می دهند.

ماه آخر پائیزوقتی می رسد که جبهه های جنگ علیه «نظام»مدام گسترده تر، حلقه محاصره پیوسته تنگتر وعمق رویدادها مرتب آشکارتر می شود.

عکس های ماهواره ای، ویران شدن پایگاه موشکی سپاه درپادگان ملارد بر اثر انفجار موتورموشک بالستیک را درمنظر جهانیان قرار می دهد. پدرموشکی جمهوری اسلامی تنها فرد شناخته شده درمیان 37 نفری است که قربانی شده اند. علی اکبر صالحی رئیس پیشین سازمان انرژی اتمی که حالا در مقام وزیر خارجه، «برگشت می خورد» و مجبور می شود بدلیل اجرایی شدن تحریم های بین المللی از آسمان مجارستان برگردد، اعتراف می کند که فرد قبلی ترور شده ـ مجید شهریاری ـ «بر جسته ترین دانشمند هسته ای ایران بوده است.»

«دانشجوی بسیجی» هم که تصویر ملکه انگستان را واژگونه گرفته و سخنرانی تهییجی خودرا با نام شهریاری آغاز می کند، از خونخواهی او سخن می راند.

تحریم نفت وارد مرحله تازه ای می شود. روزنامه های معتبرجهان می نویسند: «باید زنگ‌های خطر را در تهران به صدا درآورد.»

ایتالیا بزرگترین خریدار اروپائی نفت ایران، لوله ها را می بندد. کشور بعدی فرانسه است. سردار تکیه زده بر صندلی وزارت نفت، می گوید: «نفت ایران جایگزین ندارد.»

خبر از ورود نفت عراق به بازار می رسدو در حجم وسیع. آمریکا، کانادا و کره جنوبی، تحریم‌هایی را علیه صنعت پتروشیمی ـ بیش از ۶۰ درصد صادرات اصطلاحا غیرنفتی ایران- اعمال می کنند. لندن در موقعیت یکی از پایتخت‌های بانکی دنیا، روابط مالی خود را با بانک مرکزی ایران که دریافت‌کننده درآمدهای نفتی است، قطع کرده است.

کشورهای عضو اتحادیه اروپا امروز -۱۰ آذر / ۱ دسامبر- در مورد تشدید تحریم‌ها ی جمهوری اسلامی تصمیم می گیرند. روزنامه آلمانی «زود دویچه تسایتونگ» خبر می دهد: «وزیر امور خارجه آلمان، گیدو وستروله، پیشنهادهایی را برای ارائه به کشورهای اروپایی آماده کرده که توقف واردات نفت از ایران و تحریم بانک تجارت از رئوس اصلی آن محسوب می‌شود.»

حسن منصور-ـ اقتصاد دان ایرانی مقیم لندن-ـ افق تحریم را چنین می بیند: «در صورت وقوع تحريم گسترده بانک مرکزی و انرژی ايران، اقتصاد مملکت تا نسل ها بعد می تواند دچار بحران ساختاری شود. تحریم بانک مرکزی برای اقتصاد ايران بسيار ضربه هولناکی است. يعنی ضربه ای که از رهگذر اين تحريم ها بر اقتصاد ايران و به ويژه در درازمدت وارد می شود، ضربه ای است که با صرف ميلياردها هزينه و با گذر نسل ها جبران خواهد شد.اين هزينه ای است که جمهوری اسلامی برای اقتصاد نسنجيده بين المللی خودش می پردازد. »

معاون خزانه‌داری آمریکا به امارات و اسرائیل می رود تا درباره تحریم‌های ایران گفت و گوکند.

ششمين سقوط بزرگ بورس در 8 ماه اخیر از اولین نتایج برنامه جهانی «فلج بزرگ» است. اجلاس مجللی برای جلب سرمایه گذاران خارجی بر پا می شود. همه چیزبرای پذیرائی هست، از خاویار تافرش قرمز. روزنامه های اقتصادی نتیجه اجلاس را به تیتر تبدیل می کنند: «سرمايه گذاران خارجی نمی آيند، حتی با فرش قرمز.»

روزنامه‌های جهان صنعت و تهران امروز خبرهای دیگری هم دارند: «عنان ارز از‌کف بانک مرکزی رفت».

با آغاز تحریم‌های جدید و شکست بانک مرکزی جمهوری اسلامی در کنترل قیمت دلار «رکورد جدید ۱۳۶۵ تومان برای دلار به ثبت » می رسد. محمود بهمنی می گوید: «دستور دادیم سکه ارزان شود.»

محسنی اژه ای در هفته ای که روزنامه خراسان خبر از يك اختلاس ميلياردى جديد می دهد، هنوز در تلاش برای مهار سونامی «اختلاس بزرگ تاریخ » است. می گوید: «فساد مالی اخیر متوجه کسانی است که در قدرت هستند.»

وتنها روی یک نام دست می گذارد: علینقی جهرمی.او پیشکار اقتصادی احمد جنتی در فارس و سپس پیشکار سیاسی او در شورای امنیت بود. به پاس خدماتش در کابینه اول احمدی نژاد وزیر کار و سپس مدیرعامل بانک صادرات شد و به «بیت آقا» راه یافت. حالا هم برای خودش آزادانه می گردد.

لابد مشغول دادن مشاوره به نمیر المومنین ـ احمدجنتی ـ است که به رهبران سعودی و بحرین هشدار می دهد: «بگذارید مردم سرنوشت خودشان را تعیین کنند.»

سعود الفیصل، وزیر خارجه عربستان سعودی که کشورش برای پرکردن جای خالی نفت ایران بطور جدی در صحنه حضور دارد، می گوید: «ایران هنوز به مداخله در امور همسایگان خود و دیگر کشورهای منطقه ادامه می دهد.»

در مرکز این کشورها سوریه قرار دارد. سفیر جمهوری اسلامی در لبنان به صراحت تمام سخنان وزیر خارجه عربستان را تائید می کندغضنفر رکن آبادی، از حزب الله لبنان، حماس، جهاد اسلامی فلسطين و ساير تشکل های لبنانی و فلسطينی می خواهد که همه قوای خود را برای کمک به حفظ حکومت بشار اسد در سوريه «بسيج» کنند و به طور عملی و کلامی و تبليغی در کنار نظام سوريه بايستند. دلیل هم می آورد: «تحولات سوريه هم اينک از اهميت والايی برای دشمن برخورداراست و بايد همه توان خط مقاومت برای کمک به ملت و رهبری سوريه بسيج شود.»

احمدجنتی وسفیر نظامش ظاهرا از دیدار سران فتح و حماس در قاهره خبر ندارند وقامت دراز بشار اسد- متحد استراتژیک نظام – را نمی بینند که در انظارجهانیان پیوسته خم تر و خم تر می شود. سازمان ملل نظامیان سوریه را به «جنایت علیه بشریت» متهم می کند. حتی چین یک گام به جلو برمی دارد و اعلام می کند که بحران سوریه باید توسط اتحادیه عرب حل و فصل شود.

ضرب‌الاجل اتحادیه عرب به سوریه به پایان می رسد. وزیران امور خارجه کشورهای عضو اتحادیه عرب تحریم‌های اقتصادی علیه نظام سوریه را از تصویب می گذرانند و حمد بن جاسم آل ثانی وزیر امور خارجه قطر آن را در نشستی خبری در قاهره اعلام می کند: «بانک مرکزی سوریه توسط کشورهای عربی تحریم می‌شود و مبادله کالا با حکومت این کشور به جز کالاهای اساسی که بر زندگی مردم تاثیر می‌گذارد، متوقف می‌شود.»

احمد داوود اوغلو وزیر امور خارجه تركیه، همراهی کشورش با اتحادیه عرب را به اطلاع جهانیان می رساند: «تا زمانی كه یك دولت دموكراتیك در این كشور روی كار نیاید، تركیه روابط خود را با سوریه به حالت تعلیق درمی‌آورد.»

اوباش حاکم بر جمهوری اسلامی با هم می جنگندو برای جهان رجز می خوانند. یک فعال سیاسی از جمهوری‌اسلامی با عنوان «مزرعه حیوانات» نام می برد که در آن «همه باهم برابرند، اما بعضی از بقیه برابرترند». یک سایت احمدی‌نژاد را «میمونی» می داند که از «منبر انقلاب» بالا رفته است. جهان‌نیوز با اشاره به رایزنی احمدی‌نژاد برای عدم بازداشت جوان‌فکر و تلاش وی برای انفصال حکم حمید بقایی، از وی با عنوان فردی نام می بردکه برای نظام «شاخ و شانه و عربده» می‌کشد. اقدام روزنامه ایران در سفید منتشرکردن صفحه نخست خود «قرتی بازی مطبوعاتی» نامیده می شود و مدیران این موسسه «غاصبان روزنامه ایران» معرفی می گردند.

نوبت به حیدرمصلحی می رسد که بعد از نابود کردن سازمانهای اطلاعاتی جهان، مسخره ترین تحلیل تاریخ را از «مخالفان نظام» بر زبان بیاورد: «طبق کار اطلاعاتی انجام شده و اطلاعات به دست آمده که در اختیار ما قرار دارد، ما در کشور بعد از فتنه 88 با تعداد قابل توجهی از گروه‌های انحرافی مواجه هستیم.طبق فرمایشات رهبری خواص مردود و بی‌بصیرت به دسته‌های مختلفی از جمله خواص بی‌بصیرت، خواص مطرود، خواص غافل، فرصت طلب، مصلحت اندیش، منحط اخلاقی، غرب گرا، طرفدار حق ولی دنیا گرا، دنیا زده، ترسو و فاقد شجاعت تقسیم می‌شوند.»

و همه این گروهها هم «که با رهبری و نظام غیر همسو هستند» ودست در دست دشمنی دارند که لابد اهداف آنها توسط «کاراطلاعاتی سربازان بدنام امام زمان» کشف شده و» فعلا ازاین قرار است: «تمرکز اصلی دشمن بر زیر سؤال بردن سلامت انتخابات و القای شبهه تقلب در برگزاری آن است. تخریب چهره‌های ستونی نظام مانند رهبری، سپاه و بسیج، بزرگ جلوه کردن مشکلات مردم و ایجاد حس نارضایتمندی مردم نسبت به حاکمیت از جمله اهدافی است که آنها ـ امریکا و اسرائیل و استکبار و بدترکیب و خوش ترکیب ـ در کشور به دنبال رسیدن به آن هستند.»

حيدر مصلحی، این مهم را هم به ثبت تاریخ سیاسی می دهد: «انتخابات نهمين دوره مجلس «حساس ترين» انتخابات در عمر جمهوری اسلامی است و جريان های «فتنه، انحرافی و اصلاح‌طلبان» اهداف مشترکی برای مقابله با آيت الله علی خامنه ای، رهبر ايران، دنبال می کنند.»

و ظاهرا بر اساس این تحلیل «بد ترکیب» است که «مجلس نوکران قدرت» به طرحی رای می دهد که در صورت تصویب نهایی سازمان بسیج ایران را مختار می‌سازد نیم درصد از «افزایش درآمد فروش نفت» را در اختیار بگیرد.

و بااین انگیزه تازه، رجز خوانی برای جهان شروع می شود. میرعلی حاجی‌زاده، فرمانده هوا فضای سپاه پاسداران می گوید: «درصورت «مورد تهدید» واقع شدن حکومت ایران توسط نیروهای نظامی خارجی، نخستین محلی که هدف حملات تلافی جویانه قرار می گیرد «سپرهای موشکی ناتو در خاک ترکیه» خواهد بود.»

سرتیپ پاسدار یدالله جوانی هدف رادورتر می برد: «در صورت حمله اسرائیل به مراکز هسته‌ای و حیاتی ایران، هر نقطه از خاک اسرائیل، ازجمله مراکز اتمی‌اش، هدف بالقوه برای حمله موشکی متقابل خواهد بود.»

 وسید احمد خاتمی از شیراز تاقلب تل آویومی رود: «دانم دم از حمله به ایران می‌زنند، ولی هیچ غلطی نتوانسته‌اند بكنند و نخواهند توانست بکنند، اگر ذره‌ای تجاوز به این مملكت داشته باشند، موشك‌های ایران قلب تل‌آویو را هدف قرار داده و آنرا با خاك یكسان خواهد كرد.»

وسرانجام تهدید ها در تهران عملیاتی می شود ویک سایت ایرانی مرحله اول حمله را چنین گزارش می دهد: «واحد فدائیان ولایت که سردار نقدی به تقلید از گارد شاهنشاهی درست کرده و سه روز قبل – روز بسیج- نیز یواشکی از برابر فرمانده کل قوا رژه رفت، ماموریت پیدا کرد تا از دیوار سفارت انگلیس بالا برود.»

سپس نوبت باغ قلهک می رسد و ساعتی بعدجهان ناظر لحظه به لحظه رویدادی است که با همه قوانین جهانی مغایرت داردو البته همان چیزی است که به کار بسیج افکارعمومی جهان می آید.

سناریو این بار کمی متفاوت نوشته شده یا درمتن رقابت جناح ها است که وزارت خارجه جمهوری اسلامی از «رفتارهای غير قابل قبول معدودی» در حمله به سفارت بريتانيا در تهران «ابراز تاسف» می نماید.

دفتر تحکیم وحدت در بیانیه ای حمله به سفارت بریتانیا در تهران را محکوم می کند و مهاجمان به سفارت بریتانیا را وابستگان به جریان اقتدارگرای حاکم می داند.

اتحادجمهوری خواهان ایران در بیانیه خود می نویسد: «در کشوری که کم ترین تحرک شهروندان با قهر بی درنگ و بیرحم دولتی روبرو می شود، محتمل ترین گمانه زنی برای امکان برگزاری چنین بلوائی می تواند این باشد که اقلأ بخشی از رژیم می خواهد کشور را به ورطِۀ یک رودرروئی جدید با غرب بکشاند.»

ويليام هيگ، وزير امور خارجه بريتانيا، می گوید: «برخی همراهی ها در رژيم برای حمله عليه سفارت بريتانيا وجود داشته است.این نظر که مقام های ایرانی نمی تواستند از سفارت ما محافظت کنند یا اینکه حمله یاد شده بدون درجه ای از رضایت رژیم رخ داده است، خیالی خام است.»

رسانه های جهان بلافاصله حکومت ایران را «پشت حمله به سفارت» می بینند وداستان شوم اشغال سفارت آمریکا در سال 1358 را درخاطره ها زنده می کنند. و این جمله هگل که توسط مارکس جهانی شد، در فضای مجازی به گردش می افتد: «هر رویداد تاریخی دو بار اتفاق می افتد، باراول تراژدی وبار دوم کمدی» وتن از هراس به لرزه می افتد که تاریخ برای ایران «کمدی» راخط بزند و به جایش «فاجعه» بنشاند.

و جهان منتظر بحرکت در می آید. شورای امنیت سازمان ملل ـ ازجمله چین و روسیه-  این حرکت راشديدا محکوم می کند.رئیس شورای امینت با اعلام نگرانی عمیق تمامی اعضای این نهاد عالی سازمان ملل متحد، مقام‌های ایرانی را به انجام وظایف و تعهدات بین‌المللی‌شان فرامی خواند. انگلستان سفارت جمهوری اسلامی در لندن را می بندد.

در آخرین ساعات روز چهارشنبه رویترز خبر می دهد: «با توجه به پایین آمدن روابط دیپلماتیک میان بریتانیا و جمهوری اسلامی، لندن از تحریم نفتی ایران حمایت می کند و با همکاری متحدان آن را به اجرا خواهد گذاشت.»

آلمان، فرانسه ونروژ سفرای خود را می خوانند. نروژ تصمیم به تعطیل سفارتش می گیرد.ایتالیا راه رایزنی را بر می گزیند تا همین کار را کند.

آذر، ماه آخر پائیز با سخت ترین توفان ها آغاز شده است.جمهوری اسلامی فروش و عرضه بازی مشهور «بتل فیلد «۳ را ممنوع اعلام می کند. این بازی یک ماه پیش وارد بازار شده و حمله هوایی به پایتخت ایران، ازجمله عملیات نفربرها و جنگنده های آمریکایی را به تصویر می کشدو بازیگر نقش اول آن یک تفنگدار نیروی دریایی آمریکاست.

علیرضا نوریزاده و محمدنوری زاد در تهران و لندن آیت الله خامنه ای را به «نوشیدن جام زهر» دعوت می کنند. نوری زاد در جام زهررهبر شش داروی رهائی ایران از شرایط کنونی را ریخته است: «آزادی بی قید وشرط زندانیان سیاسی و دلجویی از آنان و از خانواده های آنان، ادغام سپاه در ارتش و جلوگیری از ورود سپاهیان به مواضع پولی و سیاسی و اطلاعاتی کشور، گفتگو با سازمان های بین المللی و رعایت خط قرمزهای بین المللی، بازگرداندن آزادی به صدا و سیما و رسانه ها و دادن حق اعتراض به مردم، پایبندی به همه تعهدات بین المللی معقول و منطبق با منافع ملی، به سرانجام رساندن داستان دستیابی به انرژی هسته ای بنحوی آبرومند و با بهره مندی از ظرفیت های معمول جهانی.»

و البته داروی اصلی همه دردها: آزادی. انتخابات آزاد با حضور همه نیروها و سلایق.

و به هنگام که رهبرجام زهر رامی نوشد، کسی باید این سخن نامه همکار ما بهمن احمدی اموئی به همسر دلاورش ژیلابنی یعقوب رابا صدای بلندبخواند تا بارگاه ظلم رافرو ریزد:

زندانیان سیاسی زن مدتی است همسایه دیوار به دیوار ما شده‌اند، ما محکم تر کف می‌زنیم و با صدای بلندتر شادی می‌کنیم، تا شادی مان را با آنها که در آن سوی دیوار هستند، تقسیم کنیم و بگوییم ما هنوز هم هستیم و هنوز هم بی شماریم.


تگ   هوشنگ اسدی

هوشنگ اسدی،نویسنده، روزنامه نگار و مترجم.متولد:۱۳۲۸
فعالیت مطبوعاتی:عضو شورای سردبیری کیهان تا سال ۱۳۵۷،سردبیر مجله گزارش فیلم،عضو شورای سردبیری روزآنلاین
کتاب ها:نان، گربه،نامه هایی به شکنجه گرم….

وب سایت شخصی
درباره من

مقالات مربوط به این نویسنده
۱۰ آذر ۱۳۹۰
۳ آذر ۱۳۹۰
۲۶ آبان ۱۳۹۰
۱۹ آبان ۱۳۹۰
۵ آبان ۱۳۹۰
۲۸ مهر ۱۳۹۰
۲۱ مهر ۱۳۹۰
۱۴ مهر ۱۳۹۰
۷ مهر ۱۳۹۰
۳۱ شهريور ۱۳۹۰
۲۴ شهريور ۱۳۹۰
۲۲ شهريور ۱۳۹۰
۱۷ شهريور ۱۳۹۰
۱۰ شهريور ۱۳۹۰
۱ شهريور ۱۳۹۰
۲۷ مرداد ۱۳۹۰
۲۰ مرداد ۱۳۹۰
۱۶ مرداد ۱۳۹۰
۳۰ تير ۱۳۹۰
۲۳ تير ۱۳۹۰
۲۲ تير ۱۳۹۰
۲۱ تير ۱۳۹۰
۱۵ تير ۱۳۹۰
۷ تير ۱۳۹۰
۲۴ خرداد ۱۳۹۰
۱۸ خرداد ۱۳۹۰
۵ خرداد ۱۳۹۰
۲۸ ارديبهشت ۱۳۹۰
۲۱ ارديبهشت ۱۳۹۰
۱۴ ارديبهشت ۱۳۹۰
۷ ارديبهشت ۱۳۹۰
۳۱ فروردين ۱۳۹۰
۲۴ فروردين ۱۳۹۰
۱۸ فروردين ۱۳۹۰
۲۸ اسفند ۱۳۸۹
۱۸ اسفند ۱۳۸۹
۱۸ اسفند ۱۳۸۹
۱۸ اسفند ۱۳۸۹
۱۱ اسفند ۱۳۸۹
۲۳ بهمن ۱۳۸۹
۲۰ بهمن ۱۳۸۹
۱۳ بهمن ۱۳۸۹
۶ بهمن ۱۳۸۹
۲۹ دى ۱۳۸۹
۱۸ دى ۱۳۸۹
۸ دى ۱۳۸۹
۱۸ آذر ۱۳۸۹
۱۰ آذر ۱۳۸۹
۲ آذر ۱۳۸۹
۱ آذر ۱۳۸۹
۲۷ آبان ۱۳۸۹
۷ مهر ۱۳۸۹
۱ مهر ۱۳۸۹
۲۵ شهريور ۱۳۸۹
۱۱ شهريور ۱۳۸۹
۸ شهريور ۱۳۸۹
۳ شهريور ۱۳۸۹
۲۸ مرداد ۱۳۸۹
۲۱ مرداد ۱۳۸۹
۶ مرداد ۱۳۸۹
۳۱ تير ۱۳۸۹
۱۶ تير ۱۳۸۹
۹ تير ۱۳۸۹
۲ تير ۱۳۸۹
۲۷ خرداد ۱۳۸۹
۲۰ خرداد ۱۳۸۹
۱۵ خرداد ۱۳۸۹
۱۳ خرداد ۱۳۸۹
۵ خرداد ۱۳۸۹
۳۰ ارديبهشت ۱۳۸۹
۲۲ ارديبهشت ۱۳۸۹
۱۵ ارديبهشت ۱۳۸۹
۱۱ ارديبهشت ۱۳۸۹
۸ ارديبهشت ۱۳۸۹
۱ ارديبهشت ۱۳۸۹
۲۶ فروردين ۱۳۸۹
۱۸ فروردين ۱۳۸۹
۲۸ اسفند ۱۳۸۸
۱۹ اسفند ۱۳۸۸
۱۲ اسفند ۱۳۸۸
۵ اسفند ۱۳۸۸
۲۹ بهمن ۱۳۸۸
۱۹ بهمن ۱۳۸۸
۱۵ بهمن ۱۳۸۸
۱ بهمن ۱۳۸۸
۲۴ دى ۱۳۸۸
۱۶ دى ۱۳۸۸
۱۳ دى ۱۳۸۸
۹ دى ۱۳۸۸
۲۶ آذر ۱۳۸۸
۱۸ آذر ۱۳۸۸
۱۱ آذر ۱۳۸۸
۲۷ آبان ۱۳۸۸
۲۵ آبان ۱۳۸۸
۲۱ آبان ۱۳۸۸
۱۴ آبان ۱۳۸۸
۶ آبان ۱۳۸۸
۳۰ مهر ۱۳۸۸
۹ مهر ۱۳۸۸
۱ مهر ۱۳۸۸
۲۵ شهريور ۱۳۸۸
۱۸ شهريور ۱۳۸۸
۱۸ شهريور ۱۳۸۸
۱۱ شهريور ۱۳۸۸
۱۱ شهريور ۱۳۸۸
۴ شهريور ۱۳۸۸
۲۸ مرداد ۱۳۸۸
۲۸ مرداد ۱۳۸۸
۲۱ مرداد ۱۳۸۸
۲۱ مرداد ۱۳۸۸
۱۴ مرداد ۱۳۸۸
۱۴ مرداد ۱۳۸۸
۷ مرداد ۱۳۸۸
۷ مرداد ۱۳۸۸
۳۱ تير ۱۳۸۸
۲۴ تير ۱۳۸۸
۱۷ تير ۱۳۸۸
۱۱ تير ۱۳۸۸
۳۰ خرداد ۱۳۸۸
۲۹ خرداد ۱۳۸۸
۲۴ خرداد ۱۳۸۸
۱۲ خرداد ۱۳۸۸
۱۰ خرداد ۱۳۸۸
۳۰ ارديبهشت ۱۳۸۸
۲۸ ارديبهشت ۱۳۸۸
۱۵ ارديبهشت ۱۳۸۸
۲۱ بهمن ۱۳۸۷
۴ بهمن ۱۳۸۷
۱ بهمن ۱۳۸۷
۲۴ مرداد ۱۳۸۷
۳ بهمن ۱۳۸۶
۲۹ دى ۱۳۸۶
۱۰ دى ۱۳۸۶
۲۹ آبان ۱۳۸۶
۱۳ تير ۱۳۸۶
۲۴ خرداد ۱۳۸۶
۱۷ ارديبهشت ۱۳۸۶
۳ ارديبهشت ۱۳۸۶
۲۸ اسفند ۱۳۸۵

جنگ ادامه دارد (هوشنگ اسدی)

پنجشنبه ۲۶ آبان ۱۳۹۰

هوشنگ اسدی

تهدید به حمله نظامی به آتش بازی مرگ ختم می شود وموج انفجار دومین ماه پائیز را به پایان می برد که امسال از زمستان هم سرد تر است. جنگ که مدت هاست آغاز شده به مرحله تازه تر و بالاتری پا می گذارد.

تمام هفته سوم مهرماه، امواج توفانی که دو مقاله در روزنامه های گاردین و هاآرتص –ـ چاپ لندن و تل آویو-ـ بر انگیخته اند از سر جهان می گذرد. افکار عمومی جمهوری اسلامی را آماجی می بیند که باید درباره حمله نظامی به آن تصمیم نهائی را گرفت: «آری، یانه؟»

از فیدل کاسترو که آمریکا ستیزی  بازهم در کنار جباران «نظام» قرارش می دهد تا شاهزاده ترکی الفیصل-ـ مقام عالیرتبه امنیتی عربستان-ـ در باره حمله نظامی سخن می گویند.

می توان جمع بندی جهانی را در سه دیگاه متبلور یافت. اسرائیل که با انتشار خبر توفان را برانگیخته، خود مهارش می کند و چنانکه همه مرغان شکاری سیاست در دامش بیافتند.

شیمون پرز، تصویری عریان از جمهوری اسلامی در برابر جهانیان می گذارد: «حکومت حاکم بر ایران به لحاظ اخلاقی فاسد و پوسیده است. آنها تنها کشوری هستند که آزادانه و در ملاءعام، کشور دیگری را به نابودی تهدید می کنند. آن ها کسانی هستند که مخالفان و معترضان را یا می کشند و یا به زندان می اندازند، ضمن اینکه دست به تجهیز و گسترش تسلیحات می زنند و هرجایی که بتوانند، از ترور و ناامنی حمایت می کنند. »

بعد، در دو فراز، چهار هدف عمده را نشانه می گیرد: همراهی اسرائیل با جهان، راضی کردن افکار عمومی ضد جنگ، جهانی نشان دادن خطر جمهوری اسلامی و فشار روی گزینه تحریم. رییس جمهوری اسرائیل، به شبکه پرمخاطب تلویزیون آمریکا می گوید:» اقدام نظامی اولین راهکار برای جلوگیری از دستیابی ایران به بمب اتمی نیست. هیچگاه پیشنهاد من این نیست که اول از همه دست به اقدام نظامی بزنیم.به جای حمله نظامی، من از تحریم های اقتصادی بیشتر و فشار سیاسی بیشتر حمایت می کنم. با در دست داشتن چنین ابزارهایی می توان حمله اخلاقی کرد و نه حمله نظامی چرا که اقدامات ایران در حمایت از تروریسم، مسئله ای جهانی است و تمامی کشورهای جهان باید بر آن تمرکز کنند. ما هم مانند دیگر اعضای جامعه جهانی، راه اجماعی را دنبال می کنیم. ما به تنهایی دست به کار نمی شویم و به عنوان عضوی از جامعه متمدن جهانی، همگام با منطق جهانی تصمیم می گیریم. هر تصمیمی گرفته شود، ما هم به آن وفادار خواهیم بود. »

شاهزاده سعودی ـ ترکی الفیصل، مقام عالیرتبه پیشین امنیتی عربستان که سخنش سیاست این کشور تلقی می شود ـ- سخن پرز رابر جهان عرب منطبق می کند:» در تمام جهان عرب، رهبران ايران به طور مداوم و به شيوۀ پنهانی و نيز با پشتيبانی از سازمان هايی مانند حزب الله و ديگران، در امور داخلی دولتها دخالت  می کنند. در اين زمينه دلايل فراوانی، از جمله کشف توطئۀ ترور سفير عربستان در ايالات متحده در دست است که از دخالت نيروی قدس حکايت دارد.»

او مخالف حمله نظامی در لحظه کنونی و موافق افزایش تحریم هاست. همان حرفی که لئون پانه‌تا ـ– رئیس سابق سیا و وزیر کنونی دفاع ایالات متحده-ـ می زند: «آمريکا بر رويکرد ديپلماتيک در قبال ايران متمرکز است و هم‌اکنون درحال گفت وگو با متحدان خود برای «تشديد تحريم‌ها» عليه ايران است. حمله نظامی «آخرين چاره» است. »

نامزدهای حزب جمهوریخواه یک صدا با این سیاست مخالف وخواهان جنگ هستند. تقریبا همه یک حرف را می زنند:

– » شواهد آشکاری که فعاليت های ايران برای توليد سلاح هسته ای را ثابت می کند و خواست آن رژيم برای نابودی اسرائيل اکنون به شکل خطرناکی در برابر ما قرار گرفته است. اکنون زمان آن فرا رسيده که وجود اين تهديد را پذيرفت، با آن برخورد کرد و آن را از بين برد.»

–  » ما بايد در روش تا به امروز پرزيدنت اوباما که گزينه نظامی را کنار گذاشته است تجديد نظر کنيم. برای حفاظت از منافع حياتی آمريکا رييس جمهور اين کشور بايد آمادگی آن را داشته باشد که در بدترين حالت ممکن برای نابود کردن توان هسته ای ايران از نيروی نظامی استفاده کند.»

پاسخ جمهوری اسلامی-ـ مثل همیشه-ـ چیزی نیست جز حقیر جلوه دادن خطر، و دشنام و تهدید که بی دریغ نثار»دشمن»  می شودو بیشتر ازهمه بکار داغ کردن تنور اسرائیل می آید. کلید را آیت اله خامنه ای می زند که این هفته هم دستمال باران می شود. مصباح یزدی می گوید:» امروز نماد اسلام شخص مقام معظم رهبری است که مفاسد زیادی به دست مبارک ایشان از سر جامعه اسلامی و اسلام جهانی دفع شده است.»

دبیر کل حزب الله،او را رهبری نمونه در منطقه و جهان می داند .کاظم صدیقی امام جمعه موقت تهران اعلام می کند که رهبرجمهوری اسلامی با «سیم به امام زمان» وصل است.

احتمالا سیم این بار جای دیگری وصل می شود . این حرفهای رهبر جمهوری اسلامی نمی تواند پیام » امام زمان» باشد:»ملت استوار ایران، ملتی نیست که فقط بنشیند و نظاره گر تهدیدهای قدرتهای پوشالی مادی باشد که از درون کرم خورده هستند.هرکس که فکر تجاوز به جمهوری اسلامی ایران، در مخیله‌اش خطور کند، باید خود را آماده دریافت سیلی‌های محکم و مشت های پولادین ارتش، سپاه و بسیج و در یک کلام، ملت بزرگ ایران کند.»

و بعد هم» لات های سیاسی» به میدان می آیندو برای زمین و زمان عربده می کشند. وزیر دفاع، مواضع اسرائیل را «یاوه گویی» می داند. یک عضو ستاد نیروهای مسلح این کشور را سگ نگهبان آمریکا می نامد . تانوبت به سردار شکنجه، نقدی می رسد که برای فهمیدن حرفش نیاز به دیلماج هست: «پاسخ آمريکا در صورت حمله جمهوری اسلامی «التماس برای مذاکره» خواهد بود.»

و ازاین جهان پنهاور، تنهاحقوق بگیر معروف حسن نصر الله دبیر کل حزب الله لبنان  است که به این سمفونی نابخردی می پیوندد:» در صورت تجاوز به ایران و سوریه، جنگ محدود به این دو کشور نخواهد ماند.چنین جنگی منطقه ای خواهد بود، و این یک حساب و کتاب واقعی است.»

مسعود جزایری از فرماندهان ارشد سپاه پاسداران و معاون فعلی ستادکل نیروهای مسلح جمهوری اسلامی، تهدید می کند: «آمریکا باید منتظر برخوردهای جدی جمهوری اسلامی باشد.»

و هنوز این تهدید به برخورد در فضا طنین انداز است که در قلب ایران و در مخزن موشک های شهاب آتش بازی می شود. معلوم نیست مامورین نفوذی حیدر مصلحی در سازمان های جاسوسی جهان با صدای انفجاری درپادگان سپاه، از خواب خرگوشی می پرند .این باررئیس موساد حتی لبخند معنی دار هم نمی زند. جمهوری اسلامی نه تنها  مانند همیشه بلافاصله تل آویو را نشان نمی دهد،که سردار سبک وزن را هم برای تکذیب به میدان می آورد. اما معلوم نیست چرا  همه آتش بازی را به حساب اسرائیل می نویسند.

انتشار یک ویروس صنعتی جدید در شبکه سایبری جهانی توسط اسرائیل وآمریکا رسانه ای می شود. ویروس کامپیوتری «دوکو» ویروس جدیدی است که پس از «استاکس‌نت» بار دیگر تاسیسات صنعتی را هدف گرفته است. اولین قربانی آن پدر»برنامه موشکی سپاه» است که حسن تهرانی مقدم نام داشت.

پاسخ آتش بازی در قلب پادگان سپاه باز هم تهدید است. در تهران «حسن فتحی» خبرنگاردر مصاحبه ای کوتاه با زبانی که سراسر «لکنت» و «بیم» ناشی از واکنش حکومت است، درباره انفجار پایگاه موشکی «ملارد»  می گوید: » باتوجه به صحبت‌های اخیر درباره اقدام حمله نظامی علیه ایران، مردم تهران هراسان و وحشت زده شده بودند و ترسیدند که مبادا حمله نظامی شده باشد.» بلافاصله دستگیرش می کنند.

مهدی طائب، رئیس قرارگاه عمار در مورد «پروژه‌ای» که تهرانی مقدم پیگیری می‌کرد، می گوید: «من از همین جا به شما می‌گویم که با شهادت سردار حسن تهرانی مقدم یک اتفاق بزرگ رخ خواهد داد.»

سردار سرلشگر فیروز آبادی هم همین سخن را بزبان می آورد:»تولید «محصول تحقيقاتی»،می تواند مشت محکمی بر دهان استکبار و رژيم غاصب باشد.»

و جهان در انتظار » اتفاق بزرگ» نمی ماند. جبهه های جنگ یکی بعد از دیگری فعال می شوند. جمهوری اسلامی یکایک را با » دشنام» می بندد.

تشدید تحریم ها که باراک اوباما»شدیدا گزنده» توصیفشان می کند، در برنامه آمریکا قرار می گیرد و بلافاصله ازجانب وزيران خارجه اتحاديه اروپا حمایت می شود.

پرونده اتمی همچنان باز است. اول هفته، هیلاری کلینتون، از مقامات جمهوری اسلامی می خواهد تا «ظرف چند روز آینده» به این گزارش پاسخ دهند.  وزیر خارجه آمریکا از مشورت واشینگتن با متحدانش درباره گام‌های بعدی در برابر ایران خبر می دهد.

علی اکبر  سلطانیه گزارش آژانس را «مزخرف» می خواند.

‌روزچهارشنبه خبر می رسد که قدرت‌های جهانی در زمینه کاستن از اختلافات خود بر سر نحوه واکنش به گزارش جدید آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در زمینه فعالیت هسته‌ای ایران «پیشرفت » داشته‌اند.

و همزمان، پیش‌نویس قطعنامه‌ای از طرف آمریکا و عربستان در محکومیت اتهام توطئه ترور سفیر عربستان سعودی در دبیرخانه سازمان ملل ثبت و توزیع می شود.  به گفته عبدالمحسن الیاس سخنگوی نمایندگی عربستان در سازمان ملل، این پیش نویس روز جمعه به رای گذاشته می‌شود.

جمهوری اسلامی، هشدار شدید الحن می دهد و قطعنامه را» کوتاه بینانه» ارزیابی می کند. نامه جمهوری اسلامی چنین تمام می شود:» آمریکا با ارائه پیش نویس قطعنامه ای که صرفاً بر مبنای ادعاهای نادرست برضد عضو دیگر سازمان ملل متحد شکل گرفته است، هدفی به غیر از پیشبرد سیاستهای کوتاه بینانه خود، از طریق استفاده ابزاری از مجمع عمومی این سازمان ندارد.»

در منطقه، زیرپای تنها متحد جمهوری اسلامی بیشتر و بیشتر خالی می شود. تركیه شورای ملی مخالفان سوریه را به رسمیت ‌می شناسد و اعلام می کند :»تصمیمات اتحادیه عرب در قبال سوریه را اجرا خواهد كرد.»

اتحادیه عرب از کشورهای عضو خواسته سفیران خود را از دمشق فرابخوانند.فرانسه سفیر خودرا از سوریه فرا می خواند.اتحاديه اروپا ۱۸ مقام دیگر سوريه را تحريم می کند.پادشاه اردن خواستار کناره گیری بشار اسد می شود. دیده بان حقوق بشر می گویدکه در سوریه جنایت علیه بشریت رخ داده است. یک دیپلمات آمریکایی خبرمی دهد: «برخی کشورهای عرب به بشار اسد پیشنهاد پناهنده شدن داده‌اند.» عصر چهارشنبهنظامیان مخالف بشار اسد که خود را «ارتش آزاد سوريه» می‌نامند،  با آر پی جی و آتشبار مسلسل به مجتمع بزرگ سازمان اطلاعات نيروی هوايی ارتش منطقه حرستا واقع در شمال دمشق حمله می کنند.

بشار اسد به راه صدام و قذافی می رود. منطقه از دیکتاتورها فاصله می گیرد. «جاسم حسین»، از رهبران گروه‌های سیاسی شیعیان بحرین، در تلویزیون ظاهر می شود تابگوید:» ما آلت دست ایران نیستیم .ما از حضور ناوگان آمریکا، و همچنین از مظاهر فرهنگ آمریکایی مثل کافه‌های زنجیره‌ای «استارباکس»» استقبال می‌کنیم.»

این سیاست‌مدار شیعه، یک اقتصاددان تحصیلکرده در آمریکاست. کت و شلوار و کراوات می‌پوشد و زبان انگلیسی را بدون نقص صحبت می‌کند.

همزمان خبرگزاری دولتی بحرین اعلام می کند: «اعضای گروهی که قصد انجام عملیات تروریستی در بحرین داشتند، با سپاه پاسداران جمهوری اسلامی ایران در ارتباط بودند.» جمهوری اسلامی ادعای بحرین در مورد سپاه را «مضحک» می خواند .

روز پایانی هفته برای» نگاه» است. دقایقی دیگر شب درتهران از نیمه می گذرد. «احمدی‌نژاد می‌خواست اما نتوانست بیاید.«این را سردار رستم قاسمی دردومین روز از نخستین اجلاس سران کشورهای صادرکننده گاز  می گوید .کار اجلاس از سه شنبه در دوحه پایتخت قطر آغاز شده است . خبرگزاریها تا ساعتی پس از افتتاح رسمی اجلاس توسط امیر قطر، همچنان از حضور محمود احمدی‌نژاد و سخنرانی او در اجلاس گزارش داده‌اند، اما از رئیس دولت»جمهوری اوباش» خبری نیست که نیست.

شاید رئیس جمهور که دیگر قبای امام زمان را از تن خارج کرده، هاله نور رابرداشته و ذکر» فردوسی» گرفته است، باپرونده های امنیتی بیت آقا زیر بغلش رفته است تا مانع ریزش تخت جمشید شود که عکس ترک دیوارهایش قلب ایرانیان راشرحه شرحه کرده است.

هفته ای است که پسر سرداررضائی بطورمشکوکی از جهان  می رود. فیس بوک را موج  شعف رفتن «نمرالمومنین جنتی» به بیمارستان پر می کند.

آیت اله یوسف صانعی-ـ از مراجع تقلید-ـ در سایت شخصی خود می نویسد:» مشکلات مردم ایران ریشه در قدرت افسار گسیخته و بی قید و بند مسئولانی دارد که خود را تابع هیچ ضابطه و معیار شرعی، عقلی و عرفی ندانسته و تنها تابع هواهای شیطانی، ظالمانه و اقتدارگرایانه خود هستند.»

و» مسئولان» که همدیگر را» لات های سیاسی» خطاب کرده اند، تمام هفته درگیر جنگ بی پایان گرگهابوده اند. مجلس مصوبه «ننگین و بی‌شرمانه» ای را تصویب کرده است:حقوق مادام‌العمر برای مقامات.

بازار فحش و فحش کاری پر رونق تر از همیشه است.داوود احمدی نژاد می گوید:» سرکرده جريان انحرافی روی پای هوشنگ اميراحمدی بزرگ شد.»

اصولگرایان به تهدیدات دولتی ها چنین جواب دادمی دهند:»با وجود احمدی نژاد ایران نیاز به دشمن ندارد.»

بهمن اخوان، نماینده اصول‌گرای تفرش و آشتیان در مجلس، با انتشار نامه‌ای سرگشاده احمدی‌نژاد و حامیانش را «وکیل‌الدوله» می خواند و با «بنی‌صدر و رجوی» مقایسه می کند. درگیری لفظی میان محمود احمدی‌نژاد و برادران لاریجانی، به روزنامه دولتی ایران می رسد. این روزنامه بدون اشاره به نام علی لاریجانی، او را «لات سیاسی قدیمی» می خواند که اکنون «لات‌بازی‌هایش کسی را نمی‌ترساند». و چون دعوا به جائی نمی رسد،دو مقام دولتی بر سر یک پست دولتی نه چندان رده بالا  به روی هم هفت تیر می کشند. و کسی هم نمی پرسد هفت تیر پیش مامور دولتی که امنیتی هم نیست، چه می کند.

البته دراین میان، اقدامات اساسی به نفع کشور هم به انجام می رسد.

حجت‌الاسلام علیپور، دبیر ستاد منشور اخلاقی فدراسیون فوتبال ایران، توطئه جدیدی را علیه «نظام» کشف می کند:»یک سری گروه‌های خارجی هستند که برنامه «راه بنداز، جا بنداز» را پیاده می‌کنند. متاسفانه این مدل ریش زیر چانه هم از اروپا آمده و متعلق به همجنس‌بازهای ایتالیایی است. »

مهم هم همین» ریش زیر چانه» است.چه اهمیت دارد که به نوشته روزنامه خراسان نیمی از دانش‌آموختگان دکترا بیکار باشند. حتی کک کسی هم از سوختن96 هزار هکتار بلوط های کهنسال جنگل های زاگرس نمی گزد.

اصلا کسی می شنود که عبدالرضا موسوی، رئیس هیات مدیره انجمن شرکت‌های هواپیمایی ایران، می گوید:» با آمدن هواپیماهای قطری صنعت هوایی ایران در مسیر نابودی می‌افتد.» و یا کاظم فرهمند نایب رئیس کمیسیون کشاورزی مجلس اعلام می کند:» ایران اکنون به بزرگ‌ترین واردکننده گوشت در دنیا تبدیل شده است.»

آبان ماه هم رو به پایان است. پس از نامه آقامصطفی  تاج زاده به رهبر جمهوری اسلامی و درخواست او از مردم برای شکستن دیوار های هراس، هیچ خبری از او در دست نیست. نه ماه می شود که رهبران نمادین جنبش سبز، بندی خانه هایشان هستند. آیت الله یوسف صانعی و آیت الله علی محمد دستغیب،، خواستار رفع حصر خانگی آنها می شوند. ‌محمد خاتمی، برگزاری انتخابات آزاد و باز کردن فضای  سیاسی را عمده‌ترین مانع حمله به ایران می داند.

رجب طیب اردوغان، نخست وزیر ترکیه که با درایت اسلام میانه رو ترکیه را به الگو تبدیل کرده و قدم به قدم امپراطوری عثمانی را بر اساس شرایط روز بازسازی می کند، حرف های تاریخی می زند:»بشار اسد باید سرنوشت اسفبار آن کسی که به روی مردم خود آتش گشود را ببیند و درس بگیرد. به او گوشزد می کنم که آینده را نمی توان بر مبنای خون سرکوب شدگان بنا نهاد و نمی توان روی خون پایمال شدگان حکومت کرد.تاریخ رهبرانی که با خون آشامی حکمرانی کرده اند را ثبت خواهد کرد.»

اردوغان به درمی گوید که دیوار بشنود، رو به دمشق دارد و تهران رامی بیند،بشار را خطاب می کند، شاید سیدعلی از خواب بیدار شود.

و حافظ شیراز بانگ بر می کشد:

شاه ترکان سخن مدعیان می شنود

شرمی از خون سیاوشش باد


برخی مطالب و مقالات هوشنگ اسدی:

حاجی و گل‌های سرخ نویسنده هوشنگ اسدی

وافور بختیار  نویسنده هوشنگ اسدی

خجالت خجالت نویسنده هوشنگ اسدی

همه کیهان شده ایم نویسنده هوشنگ اسدی

شاه رفت ، خامنه ای امد نویسنده هوشنگ اسدی

قاتل شاهزادهنویسنده هوشنگ اسدی

نازلی سخن نگفت نویسنده هوشنگ اسدی

رجزخوانی درآستانه فروپاشی (هوشنگ اسدی)

هوشنگ اسدی

 سخت توفانی است این پائیز.وزیر دفاع آمریکا شتابان از آسمان ابری منطقه که مدام بر ایران می بارد، می گذرد تا اسرائیل را از «حمله خودسرانه» مانع شود و حرفی می زند سخت پرمعنا:»هراقدامی در قبال ايران مستلزم جلب همکاری جامعه بين المللی است.»

شاید گزارش روزنامه گاردین، روشنی بیشتری بر گفته او بیاندازد:»آمریکا ممکن است ظرف یک سال آینده تاسیسات هسته‌ای ایران را از هوا و دریا مورد حمله قرار دهد. دولت بریتانیا هم معتقد است که در صورت چنین حمله‌ای به تاسیسات ایران، بریتانیا نیز باید از اقدام آمریکا حمایت و حتی در آن مشارکت کند.»

اسرائیل  باآزمایش موشک بالستیکی که قادر است کلاهک هسته ای حمل کند و  ايران را هدف قرار دهد، ضلع سوم این حمله خواهد بود؟

نشریات بیشتری با عنوان» ایران به دنبال سلاح اتمي است» بر دکه ها می آیند. فقط یکی شان » یور واسیا» است. جنگ لفظی بر سر ترور سفیر عربستان در پایتخت آمریکا به اوج تازه ای می رسد.

آمريکا، رهبران جمهوری اسلامی را » ریاکار» و» یاوه گو»  می خواند وبرای تحريم بانک مرکزی ايران با همپيمانان خود از جمله اتحاديه اروپا گفت و گو می کند.

در آخرین ساعات چهارشنبه کمیته روابط خارجی مجلس نمایندگان آمریکا طرح افزایش تحریم‌های ایران از جمله گسترده کردن دامنه شرکت‌هایی که با تهران همکاری دارند و نیز اقداماتی برای پیش بردن طرح تحریم بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران را به اتفاق آرا تصویب می کند.

نایف بن عبدالعزیز، ولیعهد جدید عربستان که وزیر کشور هم هست، می گوید:» راه سازشی با جمهوری اسلامی در مورد «توطئه ترور» سفیر عربستان در واشنگتن وجود ندارد.ما آماده برخورد با هر سناریویی هستیم… با هر وسیله‌ای که نیاز باشد.»

سفر برای» تسلیت دیپلماتیک» علی اکبر صالحی و خم شدنش تاحددست بوسی پادشاه عربستان ثمری نداده است. انگارنه انگارسخنگوی وزارت خارجه جمهوری اسلامی گفته است: » ما و عربستان سعودی در روابط دوجانبه هیچ محدودیتی در همكاری‌ها نداریم.طبیعی است كه ما فكر می‌كنیم تقویت همكاری‌ها می‌تواند طراحی‌های دشمنان منطقه را خنثی كند.»

حتی روی نخست وزیر قطر را هم زمین انداخته اند. شیخ حمد بن جاسم آل ثانی، خواستار گفت‌وگوی  مستقیم دو طرف بر سر این موضوع شده بود.» قطر کوچولو» حالا دراندازه های یک قدرت بزرگ در صحنه است. فریدون خاوند –ـ اقتصاد دان-ـ  درهفته ای که سپردن آسمان ایران برای جابجائی مسافران به قطر رسانه ای شده است، می گوید:»میدان گازی پارس جنوبی هم به ایران تعلق دارد و هم به قطر، ولی قطری‌ها به خاطر بهره‌برداری از تکنولوژی و سرمایه بین‌المللی، سهم شیر را از آن خودشان کرده‌اند. گویا قرار است در آسمان ایران هم همین اتفاق بیفتد.دوحه، پایتخت قطر، به مرکزی برای برگزاری کنفرانس‌های بین‌المللی تبدیل شده است. مقر دائمی سازمان کشورهای صادرکننده گاز هم در همین شهر است. شبکه خبری الجزیره، با شهرت و نفوذ بین‌المللی‌اش، به قطر تعلق دارد. مسابقات جام جهانی فوتبال سال ۲۰۲۲ در قطر برگزار می‌شود. مهم‌ترین باشگاه فوتبال فرانسه از سوی قطری‌ها خریداری شده است. در جریان عملیات اخیر ناتو در لیبی، حضور قطر در کنار نیروهای غربی بسیار چشمگیر بود.»

در بحران سوریه، قطر یک پای قدرت است و به بشار اسد اخطار می دهد. مقایسه قطر، با جمعیتی کمتر از یک میلیون نفر، باجمهوری اسلامی که رهبرانش آن را «ابر قدرت» توصیف می کنند،بر چشم هر ایرانی  اشک حسرت می نشاند.

پاسخ» ابرقدرت» پوشالی جمهوری اسلامی به اقدامات عربستان و آمریکا، نامه ای است که در صفحه اول کیهان تهران 5 هزار تیراژی جهان را به جنگ می خواند و توی دهان استکبارجهانی می زند. رهبر هم نعره کشان ازراه می رسد و «هزار سند غیرقابل خدشه را» به رخ می کشد که برای از میان بردن «آبروی آمريکا و مدعيان حقوق بشر» ارائه خواهند شد.

وزیر خارجه اش هم پاسخی » دیپلماتیک»  می دهد تا نشان دهنده واکنش تهران به طرح راه اندازی سفارتخانه مجازی آمريکا برای ايرانيان باشد:»پليس بين الملل از تهران خواسته است تا درباره غلام شکوری، يکی از متهمان توطئه ترور سفير عربستان سعودی، تحقیق کند ولی ما در ايران ۱۵۰ غلام شکوری داريم.»

کاش بجای این همه » غلام» و شارلاتان‌ها، نوکیسه‌ها، و پاچه‌خوار‌هاکه بقول مجید محمدی جنس استبداد را جورمی کنند، یک مهندس بازرگان داشتیم که استعفای تاریخی اش بحث روزاست .

دکتر ابراهیم یزدی، تجربه تلخ انقلاب اسلامی را بیادهمتایان مهندس بازرگان می آورد که با کت و کروات و پاپیون قدرت را در لیبی و تونس تحویل می گیرند و نگاهشان به اسلام میانه رو ترکیه است .آنها می توانند اولین وزیر خارجه جمهوری اسلامی را در » دادگاه انقلاب» ببیند. او می گوید:» مطابق قانون، رسیدگی به جرایم سیاسی و مطبوعاتی علنی است و با حضور هیات منصفه در محاکم دادگستری صورت می‌گیرد. بنابراین رسیدگی به اتهامات وارده را در صلاحیت دادگاه انقلاب نمی‌دانم و سکوت اختیار خواهم کرد. وکلای اینجانب نیز ماذون به دفاع نیستند. «

 ویکی از «غلام» ها که رامين مهمانپرست، سخنگوی وزارت امور خارجه باشد، خبر ارسال نامه به آمريکا را تائید می کند. نامه ای که بعدا آمریکائی ها می گویند هفت صفحه دارد ، در تبلیغات » نظام»چنان منطقی و کوبنده است که «آمریکا باید طبق  درخواست تهران اتهامات خود را کنار بگذارد و از جمهوری اسلامی عذرخواهی کند.»

پاسخ رسمی  وزارت امور خارجه آمريکا، در عرف دیپلماتیک معنائی جز جنگ ندارد:» رجز خوانی» ،» یاوه گوئی».

حالا آن هزار سند بجای  خود،معلوم نیست چرا جمهوری اسلامی » نامه دندان شکن» خود را منتشر نمی کند تا دستکم مردم ایران ازنامه ای که » دشمن» دست به دست می کندو به آن می خندد، مطلع شوند.

وهر کدام ازاین » اسناد»مانند پاس  های طلائی در محافل تصمیم گیری جهانی به آبشار آمریکا می انجامد و هورای اسرائیل.

نشست مشترک کميته فرعی امنيت داخلی در امور ضد تروريسم و اطلاعات، و کميته فرعی نظارت، تحقيقات و مديريت مجلس نمايندگان آمریکا، برگزار می شود.هدف نشست، بررسی توانايی و قصد دولت جمهوری اسلامی ايران برای انجام عمليات تروريستی در خاک آمريکا است. پيتر کينگ، نماينده جمهوریخواه نيويورک در مجلس نمايندگان و رییس کميته امنيت داخلی اين مجلس، نشست را چنین آغاز می کند:» اين اقدام- طرح ترور سفیر عربستان در واشنگتن- اعلان جنگ عليه آمريکا است.»

این نماینده جمهوریخواه، از دولت آمریکا می خواهد که نمایندگان جمهوری اسلامی ایران را از سازمان ملل اخراج کند، چون :»بسیاری از آنها جاسوس هستند.»

سخنانش یاد آور فضای سیاسی آمریکا بعد از  حمله 11 سپتامبر است و در سیاست رسمی آمریکا هم منعکس می شود.

جی کانری سخنگوی کاخ دریک نشست خبری می گوید:»رهبران جمهوری اسلامی ریاکارندودرپیوند با رخدادهای بهار عربی با اعمال خود مدام نشان داده اند که به تعهدات بین المللی خود پشت پا می زنند، و ما دراین باره بسیار نگرانیم. »

و شاید برای پاسخگوئی به این نگرانی است که روزنامه های جهان می نویسند:»دولت اوباما قصد دارد با خروج نیروهایش از عراق، حضور نظامی خود در خلیج فارس را تقویت کند. این جابه‌جایی و استقرار نیرو در کویت به منظور جلوگیری از فروپاشی امنیتی در عراق و احتمالا مقابله‌ نظامی با ایران صورت می‌گیرد.»

یکی از مهمترین حلقه های محاصره محکمترمی شود.جمعی از نمایندگان ادوار مجلس در خارج از کشور تحلیلی پیرامون رخدادهای اخیر در ارتباط با جمهوری اسلامی ایران منتشر می کنند. انگار که در سراشیب سقوط – نگاه هفته پنجشنبه ۲۸ مهر ۱۳۹۰ –  را رنگ و لعاب اسلامی زده و  اندکی از انفاس » نظام» برآن افزوده باشند ، حلقه های دیگرمحاصره را یکایک باز می کنند. روی سخنشان با آیت اله خامنه ای است.

رهبرجمهوری اسلامی، جواب همه نصایح را با سخنانی می دهد که از آن نشئه افیون به مشام می رسد. می گويد که «دشمنان» نگران «گسترش و الگو برداری از اين انديشه سياسی مستحکم هستند .دست نظام جمهوری اسلامی ايران در همه عرصه ها پر است.» نمونه هم می دهد: «ارائه انديشه سياسی نو به دنيا، به نام مردم سالاری دينی که از لحاظ مبانی فکری و اعتقادی، بسيار مستحکم و از لحاظ علمی، قابل اجرا و پيش رونده است. »

و از قضا حوادث روز هم از «اندیشه سیاسی نو» خبر می دهد و هم از»مردمسالاری دینی» و به تمامی.

هفته ای است که  سرنخ های بزرگترین اختلاس تاریخ به بیت آقا و ولیعهد محبوب ایشان آقا مجتبی می رسد. واقعا دست جمهوری اسلامی پر است. معلوم می شود علاء‌الدین بروجردی، رئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس، و چند تن دیگر از نمایندگان در اختلاس «سه هزار میلیارد تومانی» دست داشته اند.

آقازاده، نماينده رشت، اسامی را اعلام می کند:»ارسلان فتحی‌پور و محمد دهقان .»  وهمگی  جزو بازهای مجلس هستند و تندترین شعارهارا می دهند. محمد دهقان همان است که مواضع «آقا» را برای حذف ریاست جمهوری تببین می کند و رسما خواستار بر پائی دو مجلس می شود تاسیستم شاهنشاهی دوباره احیاء شود.

خبر از رفت و آمدها و تهدید ها وجلسات پنهان و آشکار می رسد. سر انجام مجلس » بفرموده»و  به راحتی قضیه استیضاح وزیر اقتصادرا ماست مالی می کند و با دخالت مستقیم و آشکار لاریجانی رئیس مجلس، یکی از عوامل اختلاس 3 میلیارد دلاری تبرئه می شود. سئوال از احمدی نژاد موضوعیت خود را از دست می دهد. علی مطهری بارای نمایندگان درمجلس می ماند.

مهدی خزعلی، درگفت و گو با روزماجرا را کالبد شکافی می کند:» تهدیدات محمود احمدی نژاد و اطرافیانش و توافقات پشت پرده باعث شد تا مجلس شورای اسلامی در لحظات آخر وزیر اقتصاد و دارایی را ابقا کند و شورای اسلامی به اختلاس بزرگ رای بدهد.»

علی مطهری همان حرف خزعلی را می زند:» هیات رئیسه مجلس از پرونده‌های زیر بغل رئیس جمهور می‌ترسد.»

وحرفی به لاریجانی  می گوید  که پای «همشیره» راهم  به میان می کشد. فرزند شهید مطهری معلم اول انقلاب می گوید:»اگر آقای لاریجانی که داماد ما هم هست در جایگاه ریاست جمهوری چنین خطاهایی را انجام می داد، من از ایشان هم سئوال می کردم.لاریجانی داماد ناخلفی است چون با طرح سئوال همراهی نکرد.»

پسر میرزا هاشم آملی روحانی برجسته شیعه هم جواب می دهد : «مراقب خودتان و همشیره تان باشید.»

نه تنها باید ازاین » اندیشه سیاسی نو» الگو برداری کرد، بلکه باید در کلاس های» کش» شناسی جهان هم به تدریس اش پرداخت. رهبر آزاده فرموده بودند که» کش ندهید.»

کار» مردمسالاری دینی» به جائی می رسد که رئیس دولت»آزادترین کشور دنیا» دست به تاسیس»تلویزیون اینترنتی پرزیدنت » می زند تا حرف هایش را از سانسور تلویزیون سرداران درامان دارد.

بزرگترین  اپراتور تلفن همراه هم – به گزارش روزنامه آمریکایی وال استریت ژورنال-

با شرکت چینی هوآوی قراردادی می بندد تا بتواند افراد را در ایران بر اساس محل تلفن همراه آنها ردیابی کند.

و البته الگو برداری به «مردمسالاری» ختم نمی شود. عدالت و اخلاق حاکم بر جمهوری اسلامی هم » پیشرونده» است.

طبق آخرین گزارش صندوق بین‌المللی پول از منطقه خاورمیانه و آسیای مرکزی ایران همچنان بالا‌ترین نرخ تورم در منطقه را دارد و در عرصه تولید نفت و گاز نیز بیش از پیش موقعیت خود را در برابر رقیبان از دست داده و می‌دهد.

خط فقر در تهران یک میلیون و دویست هزار تومان است و اختلاف دستمزدها با هزینه خانوار رقم ناچیزی درحدود نهصد هزارتومان.

لابد برای همین هم در آمدهای میلیونی مردم به مصرف شیشه (متامفتامین) اختصاص می یابد .پرویز مظاهری، دبیر همایش سالانه انجمن روانپزشکان ایران می گوید: «مصرف شیشه در ایران نسبت به تریاک و حشیش پیشی گرفته است و جوانان با تصور اینکه این ماده شوم اعتیادآور نیست به دام آن می افتند.»

تنها می ماند مشکل ازدواج که آن راهم حجت الاسلام قرائتی حل می کند:» بخل زن‌ها باعث می‌شود که يک ميليون زن جوان بيوه هست.»

و چنان این الگو در جهان بازتاب دارد که به نوشته واشنگتن پست :» درکشورهای عربی

کسی دنبال تاسیس جمهوری اسلامی نیست.»

علی خامنه ای در آستانه فروپاشی درتهران رجز می خواند. بشاراسد، بر تخت لرزان قدرت، تهدید می کند منطقه را به آ تش می کشد.

روزنامه فرانسوی فیگارو می نویسد: «سپاه پاسداران در مورد تحولات سوریه دچار دودستگی شده است ؛ بخشی از سپاه تجهیزات نظامی در اختیار نیروهای دولتی می گذارد اما گروه دیگری که واقع گرایانه مسائل را دنبال می کند از سرکوب تظاهرکنندگان انتقاد می کند. یک گروه طرفدار تشکیل شورای عالی نظامی در سوریه است و گروه دیگری که از بشار اسد حمایت می کند با این پیش بینی موافق است اما با تشکیل این شورا برای خلع اسد مخالف است.»

جمهوری اسلامی، دور زدن بشار اسد را کلید زده است. به نوشته العربیه«نمايندگانی از ايران و آمريکا در يکی از کشورهای اروپايی مسائل سوريه را بررسی»می کنند.

سوریه سرانجام با طرح اتحادیه عرب موافقت می کند.متن توافق را شیخ حمد بن جاسم آل ثانی، نخست وزیر قطر رسما د راختیار رسانه ها می گذارد:» دولت سوریه می پذیرد  همه نوع خشونت در این کشور را متوقف کند، بازداشت شدگان حوادث اخیر را آزاد کند، نیروهای نظامی را از شهرها و مناطق مسکونی خارج سازد، به رسانه های مستقل اجازه دهد از واقعیت‌ها در سوریه گزارش تهیه کنند، به نمایندگان اتحادیه عرب اجازه دهد از همه مناطق سوریه دیدار کنند و به سرپرستی اتحادیه عرب با مخالفان گفت وگو کند.»

آیا سوریه به این توافقات  عمل می کند؟ با الگوی جمهوری اسلامی بدرود می گوید و اسلام میانه روترکیه را در دستور کار قرار می دهد؟ توافق نیمه شب چهارشنبه، آغاز تحقق این سخن اردوغان نیست؟:» مقاومت با شکوه مردم سوریه پیروز خواهد شد»

پاسخ را تاریخ بسیار نزدیک خواهد داد. وآخرین برگ بازی بزرگ خاورمیانه، ایران خواهد بود که باردیگر سرنوشتش به تمامی در دستان  یک دیکتاتور است.

مصطفی تاجزاده سراشیب سقوط را به رهبرجمهوری اسلامی یا دآور شده بود.نوبت محمد نوری زاد است که» رهبر» را به درک لحظه می خواند  وانتظار دارد» ایشان افق های خونین و پر تنش و پر از خونریزی راببینند» و هشدار می دهد» همه چیز دارد از دست می رود… ما هم در مجاورت یک فروپاشی بزرگ و فاجعه بزرگ هستیم…»

مهدی خزعلی همین حرف را می زند:»در سراشیبی سقوط هستیم؛ این سراشیبی به سرعت پیش می رود و هر دو جناح حاکم با هم خواهند رفت.اینطور نیست که رفتن احمدی نژاد، جشن جناح مقابل در حاکمیت باشد بلکه آنها نیز رفتنی هستند و خواهند رفت.»

و جمعی از نمایندگان ادوار مجلس که در خارج از کشوربسر می برند، برهمین مسیر می روند. جمع بندی تحلیل فاطمه حقیقت جو، احمد سلامتیان، اسماعیل گرامی مقدم، علی مزروعی، علی اکبر موسوی (خوئینی) و حسن یوسفی اشکوری ؛ چنین است:»در شرایط کنونی کلید حل مشکلات و مقابله با بحران ها و تهدیدهای جاری درداخل و خارج ایران در دستان مقامات حاکم است که می توانند آب رفته را به جوی بازگردانند و تا شرایط بدتر از این نشده رهبری نظام، که به هر تقدیر فعلا تمام امور در دست اوست، باید در سیاستهای داخلی و بین المللی کشور تجدید نظر اساسی به عمل آورد.طبعا مسئولیت هرگونه مداخله نظامی خارجی به عهده مقاماتی است که با اعمال سیاست های اقتداگرایانه در داخل و ماجراجویانه در خارج کشورمان را به دامن این شرایط بحرانی و دشوار فرو انداخته اند و هنوز کلید حل مشکل نیز به دست آنهاست، البته اگر فرصت را دریابند، و فرصت سوزی نکنند تا روزی فرا رسد که دیگر کاری نتوان کرد و جز حسرت نتوان خورد.»

همه اینان مسلمانند واگر فرزندان » نظام» نباشند، مدیران و نمایندگان و باورمندانند که یکایک را از»قایق نظام» پیاده کرده اند.

سید علی حسینی خامنه ای صدای اینان را خواهد شنیدو یا براه صدام و قذافی خواهد رفت؟

سخت توفانی است این پائیز و زمستان دارد چه زود می رسد. ۱۰۶ سانتی متر برف در سیاه بیشه کندوان مازندران باریده است. و برف سیاه استبداد مذهبی بر سراسر ایران می بارد.

برزین آذر مهر است که می پرسد و جواب می دهد:

چگونه خواهی از زنجیرِ شب رستن؟

رهیدن از زمستان‌های این سان سرد و طولانی

و پیوستن به تابستانه‌های گرم و نورانی

بوَد کار توای در وهم خود،

یک عمر زندانی؟!

***

در آن سوتر

میان بیشه‌ی انبوه

در آن جایی که از هر سوی رگبار خطر خیزد

فراهم آمده خیلی ز مرغان دگر اندیش

به سر شوری و در دل موجی از غوغا

که در سر

گویی آهنگی و فرهنگی دگر دارند

و کجتابی شب را هیچ طوری برنمی‌تابند

و بر هر تازه راهی

شبچراغی بر فراز راه می‌گیرند،

و «ره» از «چه» مشخص می‌کنند

بهر کسانی که

به تاریکی شب

پا می‌نهند در راه.

جهان تیره ست و

شب سنگین و

بی‌چهره،

در این دهشت سرا

هرگز نخواهد رُست بر شاخی

گلی زیبا و بایسته

مگر آنی که از شور درون

پوینده و رویاست،

چو آن موجی که

در دریا،

توفنده!

چو آن رنجی که

زاینده!

چو آن دستی که

سازنده!

چو آن روحی که

کاونده!

چوآن دادی که

بر بیداد

تازنده!

چوآن عشقی که

دارد

رنگ آینده!


ابراهیم حاتمی کیا و کاکل نظام (هوشنگ اسدی)

 

پرسش خوبی است که چشمان خیس شما منتشر می کند؛ آقای حاتمی کیا:

– درجامعه چه اتفاقی افتاده؟

شما نمی دانید؟ واقعا نمی دانید؟ شما از اشک های امروز سینماگران زندانی، گریه های دیروز رسول ملاقلی پور در دفتر دنگال یوسف آباد، از سیل گریه پریروز فاطمه معتمد آریا درخلوت بی پایان خیابانهای پاریس بی خبرید؟ اسم ندا را شنیده اید؟ سهراب را می شناسید؟

یادتان هست آخرین بار که همدیگر را دیدیم؟ مجله مارا بسته بودند. تازه بسته بودند. زخم ما خیلی تازه بود. ازآن خون می چکید. ازمن پرسیدید:

– چه اتفاقی افتاده است؟

بغضم را خوردم. پرسیدم:

-ـ شما نمی دانید چه اتفاقی افتاده؟ وقتی می دانید که برای شما هم بیافتد.

ما غریبه بودیم آقا ابراهیم. خودی نبودیم. «نظام» ما را بر نتابید که در یک مجله سینمائی که شما خیلی خوب می شناختید، کارکنیم. و ما اولین نبودیم و آخرین هم. «نظام» به تمامی «آژانس شیشه ای» مارا درمحاصره داشت. کاری می کرد که در «ارتفاع پست » بمانیم، یابمیریم یا خانه خود را بگذاریم و برویم.

در زندان های » نظام» تاحد مرگ شکنجه شدیم. بازجویم که حتما شما او رامی شناسید، همان «برادر حمید» که به نام اصلی اش سفیر ایران در تاجیکستان شد، قبل از شکنجه وضوء می ساخت. شلاق رابنام فاطمه زهرا فرود می آورد و بیاد شهدا. چه قشنگ گفتید آقا ابراهیم: «کاکل نظام». کاکل خونی بچه هائی را که در جنگ جان داده بودند تا ایران بماند را بهانه کردند. گرفتند و کشتند و بردند. و می گیرند و می کشندو می برند. برایتان گفته بودم. برای رسول هم گفته بودم. همان روزها که می رفتید ودر هوای محفل بچه های مخلص برگشته از جنگ سم جامعه را درمان می کردید. و تازه آغاز کار بود. ما ضدانقلاب وغیر خودی و فاسد و افسد و مامور شرق و غرب بودیم. با» کاکل نظام» چه کردند؟ چشم های خیستان رابشوئید و به اطراف دقیقتر نگاه کنید. طبقه هشتم بیمارستان خاتم الانبیاء را که حتما دیده اید. یکی از بچه های جبهه که در سینما کار می کرد، مارا به آنجا برد. پنجره ها را چندلایه کرده بودند که سرداران و سربازان اسلام خود را از پنجره به بیرون پرت نکنند. این دلاور مردان جبهه که ماننداشباح در راهروهای خاکستری راه می رفتند «شهدای زنده» بودند.

لازم نیست که من برای شمابگویم. خودتان «کاکل شناس» درجه اولید. با حاج داود چه کردند؟ با هزاران حاج داود چه کردند.

و هنوز کار تمام نیست آقا ابراهیم. «به نام پدر» تتمه «بوی پیراهن یوسف» را «از کرخه تا راین» به باد تمام خواهند داد. از» وصل نیکان» چیزی نخواهد ماند. چیزی هم در واقع نمانده است.

سهمیه دانشگاه واقعاچیزی نیست. اما چرااز سهمیه ای نمی پرسید که صفرهایش را نمی شود شمرد واین روزها کاسه رسوائی اش از بام افتاده است؟ «دیده بان» شما انگار سالهاست «برج مینو» را ترک کرده. غارت را نمی بیند. آقا ابراهیم حتی دارند به اسم «کاکل نظام» دریاچه رضائیه را می کشند. آذربایجان در خونت شعله نکشید، وقتی شنیدی که مردم به ترکی می خوانند:

گلین گداخ آغلیاخ، اورمو گلین دولدوراخ
بیان بریم گریه کنیم، دریاچه ارومیه رو پر کنیم

می بینی آقای حاتمی کیا، فقط چشمان شما خیس نیست. مردم آذربایجان می خواستند بگریند ودریاچه ارومیه را پر کنند و میراث خواران، کاکل خونی بچه های جنگ جوابشان را با باطوم و زندان دادند.

آقا ابراهیم که به صداقت می شناسمت. چشمهای خیس ات را بشور. جوری بشور که سهراب گفت. انقلابی که ما به رویای آزادیش و تو به ندای اسلامی اش دلباخته بودیم، سالهاست بخاک سپرده شده است. خوب که نگاه کنی اوباش جای سرداران را گرفته اند. کاکل های خونین بهانه نشستن در کاخ های افسانه ای شده است. مگر می شود هنرمند بود و این فاجعه را ندید؟ می توان حاتمی کیابود و از این واقعیت تن زد؟

چه اتفاقی افتاده است آقای حاتمی کیا؟

هیچ. هیچ. «هویت» ما را دزدیده اند.

و شما اینرا بهتر از من می دانی آقای حاتمی کیا. نمی دانی؟ باور کنم که اوباش را بجای فرماندهان جنگ پذیرفته ای؟ فکر نمی کنی روز مبادا که برسد، حاج داود و محمد جهان آراء و باکری و…. از تو خواهند پرسید:

-ـ چرا سکوت کردی و فریاد نزدی، ای ابراهیم، ای بچه پاچنار؟

آقا ابراهیم! اتفاقی که در جامعه افتاده این است:

– مردان آرمانی به» رنگ ارغوان» پشت کرده اند و دارند به بارگاه قدرت «روبان قرمز» می بندند.

نکند این اتفاق شوم برای ابراهیم حاتمی کیا «متولد سال 1340 در یک خانواده مذهبی با اصالت آذربایجانی» هم بیافتد.

 

هوشنگ اسدی

این سایت جدید شماست؟ برای فعال‌سازی ویژگی‌های مدیریتی و رد کردن این پیام، وارد شوید.
وارد شدن