برف بهاری

پنجشنبه ۳۱ فروردين ۱۳۹۱

هوشنگ اسدی

برف بهاری پایتخت را می پوشاند. بازی اتمی دراستانبول بر صحنه می آید و فیلمنامه استعفاء در تهران کلید می خورد. و هنوز دوروز نگذشته، آفتاب واقعیت دو ترفند جدید «نظام» را هم به سرنوشت برفی دچارمی کند که زیر گرمای خورشید آب می شود.

هفته آخر ماه اول بهار است و چشم ها به استانبول دوخته که میهمان تیم های مذاکره کننده از ایران است و جهان. ریاست اسمی تیم جهان که باهشدار» آخرین شانس» آمده، بارونس کاترین اشتون است، بانوئی انگلیسی که سمت مسئولیت سیاست خارجی اتحادیه اروپا داردو درعمل مجری فرمانی است که مهر اصلی آن بنام ایالات متحده آمریکاست. رئیس ظاهری تیم «نظام» سعید جلیلی نام دارد و گوش بفرمان داماد رهبر که علی باقری باشد و مستقیم از «بیت» آمده است.

در صبحگاه شنبه بیست و ششم فروردین ماه می توان نخستین رویارویئ مستقیم «رهبر فرزانه» را با آمریکا دید. پیش ازهمه کیهان تهران همه این دیدار را به » فتوای آقا» پیوند زده است: سخنان مکرر سیدعلی خامنه ای درمشهد که سلاح کشتار اتمی را حرام خوانده بود و حتما برای زمینه سازی بازی استانبول.

حسین شریعتمداری در آستانه آغاز مذاکرات در واقع دستور «رهبر» به هیات مذاکره کننده را درسرمقاله کیهان علنی می کند: «در مواجهه با طرف مقابل حتما به فتوای حضرت آقا در تحریم به کارگیری سلاح هسته ای متوسل شوید و برایشان تبیین کنید که فتوای حضرت آقا چون مبانی فقهی و شرعی دارد می تواند یگانه و قوی‌ترین مستند برای تشخیص نیت ایران از دستیابی به انرژی هسته ای تلقی شود.»

هاشمی رفسنجانی هم فاش می کند: «رهبری بالاخره قبول کردند که در مسئله هسته ای انعطاف نشان دهند.» ومعلوم می شود: «مقام رهبری در زمان ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی و خاتمی مکررا گلایه کرده بود که چرا رسانه های اروپائی آمریکائی مواضع وی را منتشر نمی سازند و درک نمی کنند که سکاندار اصلی سیاست خارجی و هسته ای مقام رهبری است نه کس دیگر. او حتی در آن تعبیر «مرا بایکوت کرده اند» را بکار برده بود.»

«غرب» سرانجام «پیام» رادریافته ودر صبحگاه شنبه بیست و ششم فروردین ماه می توان نخستین رویارویئ مستقیم «رهبر فرزانه» را با آمریکا دید.

هیات مذاکره کننده با روش جدید به میدان مسابقه بزرگ می رود. مربی تیم، همچنان پشت پرده و لحن ها آرام است. غیر از محمود احمدی نژاد که کاملا از بازی کنار گذاشته شده و در جنوب ایران رجزمی خواند، فضا چنین است که واشنگتن پست می نویسد «لحن ایران کاملا تغییر» کرده است. حتی سعید جلیلی و کاترین اشتون میهمانی بازی می کنند و دل می دهند و قلوه می ستانند. بارونس انگلیسی که در دیدار قبلی در تهران یقه پیراهن اش را بلندتر کرده بودند، این بارخود یک شال سفیددور گردنش بسته تا نماینده آقا موردغضب الهی واقع نشود.

شاید دو رئیس اسمی درهمان جا پیام وزیران خارجه گروه هشت را ازواشنگتن شنیده اند که در اجلاس خود از ایران خواسته اند در مذاکرات هسته ای، موضعی سازنده و جدی اتخاذ کند.

نشست با سخنان ۱۵ دقیقه‌ای کاترین اشتون آغاز می شود. هیچ کس نیست به ملت ایران بگوید چه می گذرد. ملت ایران «نظام» است و «نظام» سیدعلی حسینی خامنه ای که نماینده اش بازی را چنین شروع می کند که گاردین می نویسد:» اظهارات جلیلی در نشست استانبول، «طولانی»، «پرطمطراق» و «تبلیغاتی» نبود.»

نیویورک تایمز خبر دقیقتری دارد: «تیم ایرانی به «فتوای» آیت‌الله خامنه‌ای درباره «حرمت» سلاح هسته‌ای اشاره کرده است.»

در غیاب رسانه های مستقل ایرانی، روزنامه های غرب از قول دیپلمات ها می نویسند که «شدت تحریم‌های نفتی ایرانی‌ها را شگفت‌زده کرده و آنها واقعا لطمه دیده‌اند»، «همه نشانه‌ها حاکی از آن بود که ایرانی‌ها می‌خواهند جدی و سازنده باشند.»

اولین خبرها را می شود در این تیتر خلاصه کرد: «بازی مساوی با وقت اضافه ۵+۱ و ايران در استانبول».دوربعدی مذاکرات در بغداداست و درتاریخ سوم خرداد. گفتی همه سرنوشت انقلاب اسلامی باید در خرداد ماه رقم بخورد.

همه طرفین راضی به نظر می رسند و از «سازنده» بودن مذاکرات سخن می گویند. همه به خانه بر می گردند. بازارهای بورس نفس راحتی می کشند. دست ها برای استراحت از روی ماشه برداشته می شود.

علی اکبر صالحی، وزیر خارجه «نظام» که از مذاکرات هسته ای راضی است، روز دوشنبه از آمادگی جمهوری اسلامی برای حل نهایی این پرونده خبر می دهد: «در پی تهیه نقشه راهی گام به گام هستیم که هر طرف یک گام برای حل مسئله بردارد تا بتوانیم آن را تا آخر ادامه دهیم.»

سعید جلیلی٬که نان یک پایی را می خورد که در جنگ از دست داده، سیاست گام به گام را اعلام می کند: «جمهوری‌اسلامی در دور بعدی مذاکرات٬ به دنبال لغو تحریم‌هاست.»

علاء‌الدین بروجردی٬ رییس کمیسیون امنیت ملی که قاعدتا بعلت دست داشتن اساسی در اختلاس بزرگ باید در زندان باشد، از «قرار»ی خبر می دهد: «دور دوم مذاکرات قرار است درباره لغو تحریم‌های نفتی و بانکی جمهوری اسلامی بحث و تبادل نظر شود.» حسین ابراهیمی دیگر عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس هم می گوید: «پیگیری لغو تحریم‌ها علیه جمهوری اسلامی محور مذاکرات آینده ایران با گروه ۱+۵ خواهد بود.»

علی اکبر صالحی، کارش به توصیه هم می کشد: «غرب در فاصله باقيمانده تا مذاکرات بغداد در جهت اعتمادسازی حرکت کرده و در اين مسير نسبت به رفع تحريم‌ها اقدام کند».

اسرائیل بلافاصله از آب گل آلود ماهی دلخواهش را می گیرد. شبکه ده تلويزيون اسرائيل برای نخستين بار امکان می یابد تا از فاصله ای بسيار نزديک در باره آمادگی های نيروی هوايی اسرائيل برای يک حمله احتمالی به تاسیسات هسته ای جمهوری اسلامی ايران فيلم و گزارش تهيه کند، و چنین عنوانی بر آن بگذارد: «لحظه حقيقت نزديک می شود».

مطبوعات اسرائیل مذاکرات استانبول را «دستخوش» پنج هفته ای به جمهوری اسلامی برای ادامه غنی‌سازی ارزیابی می کنند. نتانیاهومی گوید: «اسرائیل برای عدم حمله به ایران ضمانت نداده است.»

باراک اوباما، در پایان نشست کشورهای آمریکای لاتین در کلمبیا، درواقع جواب او را می دهد: «نه تنها هدیه‌ای به ایران داده نشده، بلکه برای ایران روشن شده که در صورت شکست مذاکرات، تحریم‌های شدیدتری در انتظارش خواهد بود.»

سخنگوی کاخ سفیدرسما اعلام می کند: «به جز ايرانی ها کسی درباره لغو تحريم ها صحبتی مطرح نکرده است.»

وزیر امور خارجه آمریکا و اتحادیه اروپا، «پیشنهاد» رفع تحریم ها را رد و تاکید می کنند که به تحریم‌ها و فشارها علیه ایران ادامه می‌دهند.

ویلی سوندال وزیر خارجه دانمارک، که ریاست دوره ای اتحادیه اروپا را برعهده دارد، تاکید می کند: «هیچ برنامه ای برای کاهش تحریم های اعمال شده علیه ایران وجود ندارد.تا زمانی که ایران گام هایی را درمتقاعد کردن جامعه بین المللی نسبت به برنامه های اتمی اش برندارد، تغییری در تحریم ها علیه این کشور صورت نخواهد گرفت.»

هيلاری کلينتون، وزير خارجه آمريکا حرف را تمام می کند:» در حالی که ايران برای دور دوم مذاکرات در بغداد آماده می شود، آمريکا به تحريم‌های خود علیه ايران ادامه می دهد. این زحمت که نشان دهند تا چه اندازه جدی هستند بر عهده خود ایرانی‌هاست و ما تصمیم نداریم تحریم‌ها و فشارها علیه ایران را برداریم.من به عمل در مقابل عمل باور دارم. در صورت «اقدامات عملی از سوی ایران» آمریکا هم «اقدامات مقتضی» را انجام خواهد داد، اما «وقت» آن هنوز نرسیده است».

و همه بحال آماده باش بر می گردند. مقاطعه کار بزرگ سردار رستم قاسمی که اکنون ثروت نفت در اختیار اوست، می گوید: «به رغم تحريم های يک جانبه غرب صادرات نفت ايران هيچ کاهشی نداشته و اين اقتصاد غرب بوده است که از تحريم ها زيان ديده است. عربستان نمی تواند برای درازمدت جای خالی نفت ايران در بازارهای جهانی را پر کند.»

ولی معلوم نیست چرا به»منظور توسعه ساخت داخل و مقابله با تحريم‌ برخى از كالاهاى استراتژيك» دستور صادر می کند، آنهم دوتا.پیشتر هم دستور داده است نفتکش های ایران» با خاموش کردن رادار به فروش نفت ادامه بدهند.»

خبر می رسد که عربستان به پاکستان پیشنهاد » بسته جایگزین «برای طرف کردن نیازهای رو به رشد پاکستان در حوزه انرژی را داده است تا این کشور پروژه های واردات گازی، برقی و نفتی خود با ایران را متوقف کند.

هری رید، نماینده دموکرات و رئیس اکثریت سنای آمریکا، می‌گوید: «هر روزی که بدون اعمال بیشتر فشار از سوی ایالات متحده علیه ایران می‌گذرد، «جهان متضرر می‌شود و ایران نفع می‌برد». کنگره آمریکا باید با تصویب طرح تحریم‌های پیشنهادی جدید سنا علیه جمهوری اسلامی، به اعمال فشار بر تهران به دلیل برنامه هسته‌ایش ادامه دهد.»

دولت سوئیس روز چهارشنبه اعلام می کند که یازده شخصیت حقیقی و حقوقی دیگر ایران را تحریم کرده است.

تاثیر تحریم ها بر اقتصاد تازه دارد آشکار می شود.صندوق بین‌المللی پول در تازه‌ترین گزارش خود رشد اقتصادی ایران در سال ۲۰۱۱ را حدود ۲ درصد اعلام و رشد اقتصادی در سال جاری میلادی، ۲۰۱۲، را چهار دهم درصد، پیش بینی می کند.

نرخ رشد اقتصادی در کشورهای صادرکننده نفت برای سال ۲۰۱۱ حدود ۴ درصد و برای سال جاری میلادی ۴.۸ درصد برآورد شده است.

بر اساس گزارش جدید مرکز آمار ایران، نرخ بیکاری در زمستان ۹۰ با ۲٫۳ درصد افزایش به ۱۴٫۱ درصد رسیده است. این تغییر به معنای افزایش جمعیت بیکاران کشور از ۲٫۶ میلیون نفر به دو میلیون ۸۷۷ هزار نفر در عرض تنها سه ماه آخر سال ۹۰ است.

آمار تازه بانک مرکزی جمهوری اسلامی رشد قیمت‌ها در هفت سال گذشته را ۳۰۹ درصد می داندو

از ۳۸ و نیم درصد افزایش قیمت مواد خوراکی نسبت به سال گذشته خبر می‌دهد. رسانه های داخلی ازرشد ۴۰ درصدی کرایه و سرگردانی مستاجران می نویسند.

دلار تک نرخی از تابلوی صرافی‌ها رخت بر می بنددو سياست دلار تك نرخى ۱۲۲۶ تومانى بانك مركزى حتى درصرافى هاى تحت نظارت بانك مركزى بفراموشی سپرده می شود.

«زوال چایکاری در کشور؛ چای در انحصار وارد کنندگان» خلاصه سخنان نماینده مردم رامسر و تنکابن در مجلس است.

کارشناسان نتیجه می‌گیرند: «۹۰۰ هزار تومان تنها برای زندان ماندن یک خانواده چهارنفره کفایت می کند «.

بانک مرکزی جمهوری اسلامی در گزارشی هشدا ر می دهد: «کاهش سطح رفاه مردم و افزایش شکاف طبقاتی به مرز خطرناکی رسیده است.»

دست آورد «نظام» برای ملت ایران «اشباع بازار سلامت از داروهای جنسی گران قیمت» – به گزارش سلامت نيوز- و فریاد های «احمدی نژاد گشنمه!» پیرمرد ی است که بی وقفه د رکنار اتوموبیل رئیس جمهور در بندرعباس می دود و فضای فیس بوک رالبریز از اشک واندوه می کند.

و دستاوردهای دیگری هم هست که جمهوری اسلامی می تواند به آن فخرابدی کند.میانگین سن شروع تن‌فروشی در میان کودکان روسپی‌شده به ۱۷ سال می رسد و بیشترین فراوانی سن شروع تن‌فروشی در کودکان بین ۱۵ تا ۱۷ سال است.

موج جدید تزریق شیشه هم جانشین استعمال آن می شود که خطر شیوع بیمارى هاى عفونى و افزایش رفتارهاى پرخطر را افزایش می‌دهد.

فقط امپراطوری سپاه است که فربه تر می شود. این هفته سد هراز هم به تصاحب درمی آید و۱۷۰میلیارد ناقابل دیگر به جیب سپاه می ریزد.ثروت ملت گرسنه ای را که به فحشاء و اعتیاد کشانده شده است، صرف واردات مبل و مربا و شکلات از سراسر جهان می کنند.

رامین مهمان‌پرست، سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی، که به کرواسی سفر کرده، از قطع واردات کالا از ۱۰۰ شرکت اروپایی خبر می دهد. وگمرک ایران سیاهه این واردات را منتشر می کند: «مبلمان، لوستر، مجسمه و شکلات ومبلمان از ترکيه، ايتاليا، فرانسه و آلمان. انواع لوستر از ايتاليا، ترکيه، اسپانيا، بلژيک، آلمان، فرانسه و هلند. مجسمه های کوچک پلاستيکی و چوبی ازترکيه و ايتاليا. انواع شکلات و دستگاه های سازنده شکلات ازايتاليا، آلمان، دانمارک، ترکيه، سوئيس، بلژيک، اسپانيا، هلند، رومانی و اتريش. انواع مربا از يونان، اسپانيا، ايتاليا، بلژيک، ترکيه، آلمان و اتريش.»

می ماند خاک ایران که به توبره بکشندو ظاهرا از جزایر ایرانی خلیج فارس شروع کرده اند.وزیر امور خارجه امارات متحده عربی با تاکید بر اشغالگر بودن ایران، هشدار می دهد که «عواقب خطرناکی در انتظار» این کشور است. پاسخ ارتش جمهوری اسلامی واقعا خواندنی است. امیر سرلشکر عطاءالله صالحی می فرمایند: «آنها عددی نیستند.»

همه نیروی «نظام» صرف «بازی دو سرباخت حکومت اسد» می شود که لرزانندگان بساط دیکتاتوریش لابد «عددی» هستند. کار شناسان امور منطقه معتقدند: «طرح کوفی عنان برای حکومت سوریه بازی دوسر باخت است و دولت بشار اسد چه به آتش بس برقرار شده وفادار بماند و چه آن را نقض کند، در مسیر کاهش قدرت و چه بسا از دست دادن قدرت قرار گرفته است.»

مصطفی پورمحمدی هم از مهمترین نتیجه فروافتادن بشار اسد از قدرت می ترسد: «سرنگونی بشار اسد مقدمه ای برای رويارويی مستقيم با نظام است. آنها سوريه را به عنوان خط مقدم ما قرار داده و عليه حکومت سوريه بسيج شدند. آنها به اين نتيجه رسيدند که بايد اول ما را در مرزهای توسعه يافته و دور دست متوقف کنند، بعد به رويارويی مستقيم عليه ما روی بياورند.»

در درون «نظام» هم جنگ ادامه دارد. فیلمنامه استعفای قاضی کهریزک، این هفته کلید می خورد. باوجود حکمیت احمد توکلی و حداد عادل، سعید مرتضوی از سمت خود رسما استعفا نمی دهد.تنها نماینده ای که امضای استیضاح وزیر کار را پس نگرفته، از «خام شدن» نمایندگان طراح استیضاح سخن می گوید.

سعید مرتضوی به مجلسیان «قول شرف» داده بود که از سمت جدیدش یعنی ریاست سازمان تامین اجتماعی کناره گیری کند تا دیگر نیازی به استیضاح وزیر کار نباشد. اما پس از آنکه حداد عادل در قامت «حکم» با انتشار پیامی به طراحان استیضاح اطمینان می دهد که «مرتضوی پیشنهاد استعفا را پذیرفت و استیضاح وزیر را مطرح‌نکنید»، احمدی نژاد با استعفای وی مخالفت می کندو روزنامه ایران، ارگان رسمی دولت می نویسد: «استعفای مرتضوی دروغ بوده است».

مرتضوی و احمدی نژاد با این اقدام، علاوه بر خارج کردن طرح استیضاح وزیر کار از دستور مجلس، حکمیت حداد عادل به عنوان فرد نزدیک به آیت الله خامنه ای و گزینه اصلی ریاست مجلس نهم را نیز زیر سئوال می برند.

محمود احمدی نژاد که طرح رساندن آب خزر را به زادگاهش کلید زده، در اقدامی تازه و اینبار از طریق سعید مرتضوی، قاضی ملقب به جلاد مطبوعات و متهم اصلی پرونده بازداشتگاه غیر قانونی کهریزک، مجلس را به گفته یکی از نمایندگان «مفتضح» می کند.

«نظام مقدس جمهوری اسلامی» تحت منویات «رهبر فرزانه» بازیهای دوسر باخت را پیش می برد و همچنان خواب پیروزی می بیند. حالا نوبت تیم ملی فوتبال برزیل است و براساس تجویز یک زاده عراق که درایران مشق شکنجه کرد و سردار محمد رضا نقدی شد. ایشان فرمایش می فرمایند: «اگر روزی تيم فوتبالی داشته باشيم که بازيکنان آن نماز شب بخوانند و با وضو و به نيت برافراشتن پرچم اسلام به ميدان بروند، می‌توانيم تيم فوتبال برزيل را هم شکست دهيم.»

تلاش برای ارتقاء مقام یک عراقی دیگر موسوم به محمد هاشمی شاهرودی برای جایگزینی آیت الله سیستانی هم لابد به همین دلیل ادامه دارد که پرچم اسلام را بعد از برزیل در سراسر دنیا برافرازند.

هفته تمام است و فروردین ماه.چندان پنهان نبود و کاملا آشکار می شود که تصمیم گیرنده در باره پرونده اتمی رهبری جمهوری اسلامی است.

ابوالفضل قدیانی که به مرخصی آمده است، بر همین اساس می گوید: «آقای خامنه مسئول اصلی فاجعه حاکم بر کشور است.»

باید چون محمد نوری زاد داس تیزی به دست گرفت و همه ی نجواهای پراکنده را با یک «آهای ای همه ی ایرانیان، به کجا می نگرید؟ درد اینجاست» بیخ بُرکند. سکوت که در گرفت، فریاد کرد:

«اینک درد! چه؟ فربگان! کدام فربگان؟ آنان که از سکوت ما و جهل ما فربگی گرفته اند و برهمین سکوت و جهل، بنای مرتفعی از فریب وحرام بالا برده اند. فربگانی که فریب را به کام ما فرومی فشرند و حرام را به ضربِ حُقه های رایجِ شرعی: به کام خود.»

با شکنجه گر ایرانی در هلند

بهار نو ، شکنجه گر ایرانی به آمستردام پایتخت هلند می آید و از زبان یکی از شکنجه شدگانش پرتو بر دهه خوفناک شصت می افکندو از گوشه ای از جنابات زندان ها پرده می گیرد.

 یکی از دهها رسانه جمعی هلند، چنین به استقبال نسخه هلندی «نامه هائی به شکنجه گرم» رفته بود که من حتی نمی توانم ان را به هلندی بر پیشانی کتابم بخوانم. خانمی کوچک اندام که گیسوانش داشت به سپیدی می زد، در لبخندش هزارتجربه حرفه ای بود و پرسش هایش بی امان و برنده، نویسنده مطلب بود.

 درهتل نویسندگان بودیم. در مرکز آمستردام و د رکنار یکی از هزاران ترعه. پنجره اتاق بزرگ و شیک بر صدای زنگ دوچرخه ها باز می شد، هیاهوی زندگی، فریاد جوانها و عبور جمعی دانشجویان . دریغا در این آفتاب زیبای بهاری، تنهاهمراهم شکنجه گرم بود که حسابی هم معروف شده است. بعضی از دهها روزنامه نگاری که برای مصاحبه آمدند، اول ا زهمه به شوخی می پرسیدند:

– برادر حمید چطور است…؟


 

و این خانم تازه به هتل نویسندگان آمده بود.اسم هتل البته هست آمباساد که نمی دانم چه معنائی دارد. اما همه می دانند که هتل مخصوص نویسندگان است. ساختمان قدیمی زیبائی دار دبا راهروهای پیچ درپیچ و بی پایان و همه آراسته به تابلوهای نقاشی. اولین کار پذیرش نه دادن پاسپورت و پر کردم فرم که  امضای کتابی است که نوشته ای. بعد که پائین می ای می بینی یکی از مسئولین پذیرش دارد کتابت را می خواند. بعد هم که کتاب تمام شد، می گذارندش توی کتابخانه زیبا و بزرگ هتل. وقت ترک هتل هم، پیش ا زهمه چیز باید دفترچه یادبود را بنویسی و ا مضاء کنی.

 بخود می گویم:

– عین هتل اوین خودمان است..

 دراین هتل، دارم با چندمین روزنامه نویس مصاحبه می کنم که همه اشان بجز یک نفر کتاب را خوانده اند و زیر سطور متعددی  را خط کشیده اند. خانم کوچک اندام، بعد از دو ساعت پرسش در باره موارد مختلف کتاب، می رسد به امروز ایران وبی مقدمه می پرسد:

– بعد از حمله چی می شود؟

 جوری از حمله حرف می زند که انگار یک فیلم سینمائی است وزمان شروع سانسسش هم معلوم. می گویم:

– بیخود می کنند حمله کنند… ایران من ویران می شود…

– از این ویرانتر؟ تازه دولت برادر حمید که همین را می گوید.

می فهمم حریف قدر است. یاد معاون سردبیر تایمزلندن می پرسم که همین موضع راد اشت. او می خواست صفتی روی آقای خامنه ای بگذارم و این یکی می خواهد تاگرفتن جواب موافقت باجنگ از من پیش برود. تجربه روزنامه نگاری و عشق ایران بهم می آمیزد و کم و بیش دعوایمان می شود. آخر می پرسد:

– حمله نکنند که می کنند، چه باید کرد؟

می گویم:

–  باید دموکراسی را در ایران نهادینه کرد…

 خنده بلندی می کندو بر می خیزد:

– این حکومت می گذارد شما دموکراسی بنا کنید؟

دست می دهد و می رود. روزنامه نویسان دیگرپشت در اتاق مخصوص مصاحبه هتل دارند باخانمی که مسئول تبلیغات کتاب است قهوه می خورند.

 راستش مصاحبه بعدی را کمی گیج می زنم. خوب است که خانم چاق سیاهپوست نه کتاب را خوانده و نه حرفه ای است.

و همه ایام مانده، درآفتاب درخشان، جنجال گنجشگان، سوت ترامواها و پیاده روی شادمانه مردم ، د رهولی می گذرد که بر اعماق دلم چنگ می زند. خبرنگارها ی دیگر هم از جنگ مانند یک خبر اعلام شده حرف می زنند. و مردمان سراسر دنیا در بادبهاری خندان می روند و خبر از سرزمین آفتابی ایران ندارند که گل هایش را برادر حمیدها پرپر کرده اند و سرزمینش را  بسوی ویرانی می برند.

 در خیابانها می روم. بهار از من نمی گذرد.

– پر کنی پیاله را..

 نه، این جام آتشین راه به حال خرابم نمی برد.

 به روزهای دور بر می گردم. اقای خامنه ای ماند که ایران بر باد دهد و من که پریشان در خیابانهای تبعید بروم…

**

وبر می گردم. و نامه مترجم کتاب می رسد:» در ۲۵ سالی که کارم ترجمه کتاب است، چنین عمیق درگیر کتابی نشده ام. اگر کتاب در خوانندگان هم همین تاثیری رابگذارد که بر من گذاشته است، چشمان بسیاری با زخواهد شد…»

 Dear Mr. Houshang Asadi

Thank you so much for the signed copy of Brieven aan mijn folteraar, the Dutch translation of Letters to my torturer.

Unfortunately, I wasn’t able to come to the signing session in person, to shake your hand, which would have been a great honor.

In the 25 years of my career as a translator, I have not encountered a book that moved me as deeply as yours, and I am proud to have contributed a little to the disclosure of your story to the people in Holland. It might hopefully help them to get a deeper understanding of the Iranian people, the regime and especially of the counter forces that are still defying those who stand in the way of liberty and equality for all.

If your book will impress the reader as much as it did me   , it should open the eyes of many.

With the highest regards,

Roelof Posthuma

و بعد لینک مصاحبه ها و گزارش ها می رسد. تقریبا همه مطبوعات مهم هلند در باره کتاب نوشته اند و یا مصاحبه های مرا منتشر کرده اند. خودم را می بینم که دارم بازبانی که یک کلمه اش را هم بلدنیستم، با مردم هلند حرف می زنم. این صدای مظلوم قربانیان دهه شصت ، فریاد خشم اعدام شدگان تابستان ۶۷ است که در هلند طنین می اندازد.

– آهای بچه ها، با هر عقیده و اعتقاد که بر دارهای مرگ رفتید، هرگز فکرنمی کردم روزی صدای شما شوم… گوش کنید. صدای شما ا زترعه ها می گذرد و به چهار سوی جهان می رود. ما همه بازخواهیم گشت  و روی همه دیوارهای وطن خواهیم نوشت:

– آزادی..

ودیگر هیچ ایرانی با هیچ شکنجه گری به آمستردام نخواهد آمد.

جهان علیه تهران

هوشنگ اسدی

بهمن می رسد. ماه انقلاب اسلامی. شعارهای انقلاب را حوادث روز، بعد از سی و سه سال تفسیر می کنند. استقلال: دلار درحال تبدیل شدن به پول رسمی کشور است؛ آنهم در سالی که رهبری سال «جهاد اقتصادی» خوانده بودش. آزادی: درهمین هفته دو رکورد جهانی دیگر بدست می آید: «رتبه ۱۷۵ام در میان ۱۷۹ کشور جهان از نظر آزادی مطبوعات » و» اعدام بیش از ۶۰۰ نفر در سال». و جمهوری اسلامی: «در بن بست اتمی گرفتار آمده». چنانکه جهان می بیند و اشپیگل آن لاین می نویسد.

در روزهای بهمن ۱۳۵۷ در تهران فریادهای «ماهمه سرباز توایم خمینی» شنیده می شد، در بهمن امسال «جنبشی درون نظام وزیدن گرفته است» که جانشین » امام خمینی» را نشانه دارد. سرداری دیگر از سرداران دوران گذشته که غلامعلی رجائی باشد، می آید تا سردار حسین علائی را در هجوم اوباش تنها نگذارد: «پچپچه های کوچه است که علنی می شود.» این دو سردار شاهد «مرگ هشت سردار سپاه در یک سال» اخیر بوده اند که همگی در دهه پنجم زندگی و بر اثر سکته و موارد نامعلوم به جهان دیگر رفته اند. هیچکس نمی داندسیستم امنیتی مخوف پایه ریزی شده توسط سعید امامی در حذف سرداران جنگ نقشی داشته است یانه، اما بروشنی می توان دست هائی که کنار گذاشتن هاشمی رفسنجانی از ریاست مجمع تشخیص را بار دیگر کلیدزده اند، دید.

در سالگرد دیگری ازانقلاب، تنها سید علی خامنه ای از گروه نخست رهبری باقی خواهد ماند و انبوه سردارانی که دوره اش کرده اند و از جنگیدن تنها رجز خواندن را می دانند.

در هفته اول ماه انقلاب، آخرین عربده کشی آنها کف می شود برآبهای خلیج فارس. فرمانده کل ارتش پس از مانور اخیر در تنگه هرمز فرموده بود ناوگان امریکا نباید دیگر به خلیج فارس بازگردد. کسی برای این حرف تره هم خرد نکرد.

دیوید کامرون، نخست‌وزیر بریتانیا، در دیدارازعربستان سعودی می‌گوید: «اگر ایران بخواهد تنگه هرمز را ببندد کشورهای جهان اجازه این کار را نخواهند داد. در مورد تنگه هرمز، منافع همه جهان در این است که این تنگه‌‌ باز بماند و من مطمئنم، اگر هرگونه تهدیدی برای بستن آن صورت گیرد، جهان دست به دست خواهد داد و کاری خواهد کرد که این تنگه‌ باز بماند.»

لئون پانته‌تا، وزير دفاع آمريکا، اعلام می کند: «ناو هواپيمابر «يو اس اس اينترپرايز» عازم خليج فارس می شود و عبور آن از تنگه هرمز پيامی روشن به ايران است.»

وناوگان امریکا بازمی گردد، نه تنها با اينترپرايز، با ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن و پنج کشتی جنگی دیگر.تازه ناوگان فرانسه و انگلیس هم همراه آن می آیند تا ضامن تحریم نفت ایران و بازنگهداشتن تنگه هرمزباشند.

عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس می فرماید: «آمریکا جرات نداشت به تنهایی از تنگه هرمز عبور کند.» سرتیپ حسین سلامی، یکی از رجزخوانان، صورت مسله راپاک می کند: «ناوهای جنگی آمریكا سالیان درازی است كه در خلیج فارس حضور دارند و تصمیم آمریکا برای اعزام ناوهای تازه، موضوع جدیدی نیست. باید اعزام ناوها را درهمین چارچوب دید.»
علی اکبر صالحی هم که معلوم نیست سر پیاز است، ته پیاز است و یا وزیر خارجه، یکسره منکر همه هارت و پورتهای سرداران می شود:» ایران هرگز قصد بستن تنگه هرمز را نداشته است.» رزمایش یک ماهه در خلیج فارس هم بدنیا نیامده، می میرد.

همکاران ما در روز وضعیت را در یک تیتر خلاصه می کنند: تحریم نفتی، آرایش جنگی. یک روز بعد از ورود ناوگان های آمریکا، انگلسی و فرانسه به خلیج فارس «ائتلاف اروپا و آمریکا علیه جمهوری اسلامی» برگ برنده ای بر زمین می زند.اتحادیه اروپا نفت، بانک مرکزی، تجارت الماس، طلا و دیگر فلزات گرانبها با ایران را تحریم می کند.وزیران خارجه ۲۷ کشور عضو اتحادیه اروپا، بر سر ممنوعیت هرگونه قرارداد جدید برای خرید یا انتقال نفت خام ایران به توافق می رسند. موافقت می کنند که همه دارایی‌های بانک مرکزی ایران را مسدود سازند، و هرگونه تجارت الماس، طلا و دیگر فلزهای گرانبها با بانک مرکزی ایران و دیگر ارگان‌های دولتی ایران را ممنوع می کنند.

دولت آمریکا تحریم های نفتی و بانکی اتحادیه اروپا را چنین می بیند: «گام محکمی در تلاش های جهانی برای افزایش فشار بیشتربرجمهوری اسلامی.» و بلافاصله وزارت خزانه داری امریکا بانک دولتی «تجارت» را در فهرست تحریم قرار می دهد. بانک تجارت در نقل و انتقال میلیون ها دلار برای کمک به برنامه هسته ای ایران دست داشته است.

«دیوید کوهن» یک مقام ارشد وزارت خزانه داری آمریکامی گوید: «در زمانی که بانک های جهان معاملات خود با ایران را قطع کرده اند و ارزش پول ایران بسرعت کم می شود، تحریم بانک تجارت یکی از آخرین راههای دسترسی ایران به سیستم مالی بین المللی را مسدود می کند.»

رئیس مجمع نفت ژاپن حرفش این است: «قادر به ادامه معامله با ایران نیستیم.» و خبر می رسد: «چين در سکوت واردات نفت از ايران را به نصف کاهش داده است».

حتی ترک ها به دنبال جایگزینی برای نفت ایران هستند.مقامات توپراس، پالایشگاه مشهور ترکیه قصد دارند در گفت و گو با مقامات نفتی عربستان سعودی که در ماه جاری میلادی انجام می شود، دسترسی به منابع جایگزین نفت ایران تا تابستان سال جاری را موردبررسی قرار دهند.

در تهران دلار ریسمان پاره می کندو سکه به رکوردی تاریخی دست می یابد و از مرز یک میلیون تومان می گذرد: «خرید در بازار به یورو و دلار، اقتصاد ایران در آستانه فروپاشی».

جواب های جمهوری اسلامی یاد آور، سخنان سعید صحاف در روزهای سقوط صدام حسین است. معلوم نیست پیمانکار بزرگ سردار رستم قاسمی که آمده بود تا توی دهان شرکت های نفتی جهان بزند، کجاست. اما بیانیه وزارتخانه متبوعه اش خواندنی است: «هیچ گونه خسارتی متوجه ایران نخواهد بود.» بیانیه وزارت خارجه تحریم‌های اتحادیه اروپا را «توجیه‌ناپذیر» می داند. و رامین مهمانپرست، سخنگوی این وزارت خانه مثل همیشه جوابی جز کلی گوئی ندارد: «اینها همه جنگ روانی است و این گونه اقدامات تنها باعث بدتر شدن اوضاع مربوط به پرونده هسته‌ای جمهوری اسلامی ایران می‌شود.»

بهتر ازاین نمی شود کشور را بباد داد. هیزم خشک است برای تنور جنگ و پاس طلائی به اسرائیل. ودرست در روزهائی که «موسسه علوم و امنیت بین المللی» که یکی از مراکز پژوهش های راهبردی در عرصه امنیت و مسائل دفاعی است، در گزارش جدیدی با عنوان «سنجش واقعیت ها» می نویسد: «حکومت ایران در صورت اتخاذ تصمیم نهایی برای تولید سلاح هسته ای به مدت زمان کمتری برای توليد اين تسليحات نیاز دارد.»

این گزارش توسط چهار تن از صاحبنظران در امور خلع سلاح و امنیت بین المللی تنظیم شده است و به دعوت سرد کاترین اشتون از تهران برای انجام «مذاکرات بدون پیش‌شرط اتمی»، معنای تازه ای می بخشد، از شکست میانجی‌گری اخیر ترکیه و دل شستن کامل جامعه جهانی از رسیدن به توافق هسته‌ای با جمهوری اسلامی خبر می دهد.

 

درهفته نخست بهمن دیگری که همه تلخکامی بر باد رفتن آرمان های مردم ایران را زنده می کند، تصویر واقعی جامعه ایران بعد از سی و سه سال حکومت اسلامی چنین است که نشریه»مریدین» تحت عنوان «هنگام فروپاشی شاخه و شانه می کشد» می نویسد: «جمهوری اسلامی بدلیل محافظه کاري سازش ناپذیر، قوم و خویش پرستي بي سابقه و عملکرد هاي اقتصادي اشتباه، دارد از درون متلاشي مي شود.حکومت ایران از یک سو تلاش مي کند صدایش را بالا ببرد، در مقابل غرب و تحریم هایش شاخ و شانه بکشد و از سوي دیگر دوراني را تجربه مي کند که هرگز از بعد از انقلاب خمیني، تجربه نکرده بود.نماي بیروني که ایران تلاش مي کند به نمایش بگذارد، کاملا متضاد با وضعیت داخلي آن کشور است. اظهارات غیر معتبر رئیس جمهور خستگی ناپذیر، محمود احمدي نژاد، علیه آمریکا، علیه استراتژي آمریکا در خاورمیانه، علیه متحدان آمریکا در منطقه و علیه نظام سرمایه داري، دیگر حتي دوستدارانش را هم متقاعد نمی کند، مثل کاسترو و چاوز. او در سفر اخیرش به آمریکاي لاتین نتوانست به موفقیت هایي که در سفر هاي گذشته اش دست یافته بود، برسد و حتي کساني چون هوگو چاوز، رئیس جمهور ونزوئلا و کاسترو، رهبر کوبا نیز نشان دادند که دیگر با او توافق ندارند.»

بر این اساس است که باراک اوباما رییس جمهوری امریکا ازعملکرد دولت خود در مورد اعمال تحریم‌های بین المللی علیه جمهوری اسلامی ایران دفاع می کند: «تحریم‌های بین‌المللی تحت رهبری امریکا، اقتصاد این کشور را «به هم ریخته» است.»

گرگها در تهران، می کوشند اقتصاد درحال تلاشی را با تهدید پلیسی درمان کنند. «پليس ارز، پليس سکه طلا، پليس گندم و برنج و نخود لوبيا» تدارک می بینند. بی ثمر است. ویرانی کشور دستاویز جنگ قدرت می کنند تا «انتخابات سرد» در راه را ببرند.

وزیر اقتصاد مسئولیت وضع نابسامان در بازار سکه و ارز را بر دوش گروه نامعلومی می گذارد که می‌خواهند در بازار «ایجاد اختلال» کنند. منتقدان دولت از جمله سردار محسن رضایی آشفتگی بازار را «ناشی از نادانی و عدم تخصص» در دولت محمود احمدی‌نژاد می دانند. گفتی آقا امام زمان سندوزارت این آقایان رابدون توجه به تخصص آنها امضاء کرده است.

پرویز سروری، رئیس کمیته امنیت داخلی مجلس دولت را «آتش‌بیار بازار ارز» معرفی می کند. غلامرضا مصباحی مقدم، عضو کمیسیون اقتصادی مجلس به «خبرهایی» اشاره دارد که از «دلالی دولت و بانک مرکزی در بازار ارز» پرده می گیرند. برادر «حسین شریعتمداری» هم بر اساس تخصص خود بحران اقتصادی را امنیتی می بیندو دنبال مامورین دشمن می گردد.

رضاتقی زاده ـ– تحلیل گر سیاسی-ـ می نویسد: «واقعيتی که عوامل دولتی در ايران وجود آنرا انکار ميکنند، قرار گرفتن کشور در وضعيت کامل جنگی است. در مراحل کنونی جنگ، اگر چه هنوز استفاده از قدرت آتش آغاز نشده، در عين حال هزينه های آن فراتر از خسارات ناشی از تخريب های جنگ گرم و از انهدام پل ها و راه ها و کارخانه ها رفته است.پول ملی نماد ارزيابی ارزش دارايی های ملی است. مردم ايران طی شش ماه گذشته، در نتيجه تخريب های جنگ نرم، و همچنين سياستهای مخرب تر دولتی، عملا نيمی از ارزش اسمی دارايی های خود را از دست داده اند.
واکنش امروز مردم نسبت به تحولات بازار، واکنش ناشی از ترس در شرايط جنگی است. در وضعيت جنگی، به دليل از ميان رفتن امنيت عمومی، پول محلی قابليت تبديل خود را به کالاها و خدمات و پول های ديگر از دست داده و به کاغذ پاره بی خريدار تبديل مي شود.طعم تلخ اين تجربه را به دردناک ترين شکل مردم آلمان طی روزهای پايانی جنگ جهانی دوم و سال های بعد از شکست نهايی رژيم نازی چشيده اند.کشورهای دچار ورشکستگی اقتصادی شده مانند زيمبابوه، و يا در شرف تغيير نظام سياسی، حاکم مانند روسيه و پانزده جمهوری اتحاد شوروی سابق نيز، بدون قرار گرفتن در وضعيت جنگی، سقوط ارزش پول ملی خود را شاهد بوده اند.»

خانم ها! آقایان! در سی و سومین بهمنی که چون بهمن بر میهن مافروافتاد، ایران تحت حکومت اسلامی به لبه یکی از هولناک ترین پرتگاههای تاریخ خودرسیده است.

اوضاع ـ– چنانکه از اخبار بر می آید-ـ چنین است: اسرائیل بایاری جمهوریخواهانی که آماده حضور در کاخ سفیدمی شوند، جنگ را در برنامه خود دارد و ازهمه نادانی و تند روی طالبان شیعی حاکم بر ایران برای رسیدن به این مقصود سود می جوید. ساندی تایمز می نویسد: «اسرائیل به آمریکا پیام داده که فقط ۱۲ ساعت قبل از حمله به ایران شما را آگاه می کنیم.»

سیاست دولت کنونی آمریکا و اروپا در لحظه کنونی بکار گیری گزینه تحریم شدیدبجای حمله نظامی است.به این ترتیب، ضمن باز نگاهداشتن تشریفاتی مسیر بازگشت ایران به مذاکرات، با هدف راضی ساختن نسبی روسیه و چین از یک سو و از سوی دیگر خنثی ساختن خطر توسل اسرائیل به جنگ، افزایش فشار‌ها علیه جمهوری اسلامی با استفاده از تمامی اهرم‌های موجود و ممکن، در دستور کار قرار گرفته‌است.
سخنان این هفته نیکلاسارکوزی را می توان در این متن دید. رئیس جمهور فرانسه می گوید: «مداخله نظامی مسئله را حل نمی‌کند. جنگ به هرج و مرج در خاورمیانه و چه بسا همه جهان بینجامد. من به دوستان چینی و روس خود می‌گویم: ما را برای تضمین صلح در جهان یاری کنید… ما بی‌تردید به شما نیاز داریم.»
رابرت بائر از مسئولان بلندپایه سابق سیا به هفته‌نامه لبنانی «الشراع» حرفهائی می زند که چشم انداز را روشنی فوق العاده می بخشد: «اسد به زودی خواهد رفت. حکومت بشار اسد تا ماه مارس آینده بیشتر به طول نخواهد کشید و بعد از آن سقوط می‌کند. دیگر برای ما اهمیت چندانی ندارد که در سوریه چه می‌گذرد. پاسخ‌ها همه در آنکارا و تهران هستند. سید حسن نصرالله دبیرکل حزب‌الله، به شدت ناراحت و عصبی است. وی قادر به انجام هیچ کاری نیست و حتی نمی‌تواند نیروهایش را برای کمک به بشار اسد به سوریه بفرستد. نصرالله اکنون فقط در حال گذراندن وقت است و به عنوان یک قدم کوچک حتی قادر نیست قاچاق سلاح از شمال لبنان به سوریه را متوقف کند.»

مامور عالیرتبه سابق سیا دارد از طریق دمشق نشانی تهران رامی دهد ودرهفته ای که عبدالله صالح از مردم عذرخواهی می کند و از یمن می رود.اتحادیه عرب خواستار واگذاری اختیارات بشار اسد به معاونش می شود. پاسخ دیکتاتور سوریه هنوز «نه» است. هنوز می کشد.

هفته به پایان می رسد. سی و سومین سال جمهوری اسلامی به آخر نزدیک است. بهرام خراسانی می نویسد:»در هنگامه سرنوشت ساز کنونی ایران، تنها گروهی قزلباش و طرار از سران حکومت جمهوری اسلامی برجای مانده، و مدتهاست که این حکومت، به موسی و عصایش تبدیل شده است.

درآخرین ساعات چهارشنبه فراخوان۳۹ دلاور زندانی منتشر می شود:

امضا‌ء‌کنندگان این بیانیه که خود از پرداخت هزینه‌ برای تحقق خواست‌های قانونی و ایستادن پای سخن حق، ابایی نداشته‌‌اند، بر این باورند که رسیدن به چشم‌اندازهای مطلوب مستلزم هزینه است. معتقدیم که آرمان‌های انقلاب مردمی ۱۳۵۷ و تحقق آزادی و جمهوریت و استقلال و رفاه و پیشرفت، در گرو کوشش پیگیر و تلاش مصمم و بی‌یأس است؛ این راهی است که از مشروطه و نهضت ملی گشوده شده و تداوم‌اش با عزم مستدام یاران صبور و متوکل و امیدوار سبز در پیوند است.

یعقوب‌وار وا اسفا همی زنم / دیدار خوب یوسف کنعانم آرزوست

والله که شهر بی تو مرا حبس می‌شود / آوارگی و کوه و بیابانم آرزوست

جانم ملول گشت ز فرعون و ظلم او / آن نور موسی عمرانم آرزوست

 


کندن پوست گربه

هوشنگ اسدی

  زمستان استبدادی دیگری می رسد؛ سردترو سیاهترازهمیشه. روسای جمهوری و مجلس، وزیران و وکیلان و پایورانی که برخی ازبنیانگذاران جمهوری اسلامی هم بوده و سی واندی سال «کشتی نظام» را رانده اند، دسته جمعی عمال آمریکا و اسرائیل از کاردر می آیند و به دستور ناخدا به زور پیاده شان می کنند.

 

سکان «کشتی» به دست «نظام» ـ نام مستعار آیت الله سید علی حسینی خامنه ـ است. باکش نیست ناخدا که رد پایش در۱۱ سپتامبر پیدا شده و تصویرش دارد به سرعت قاب خالی بن لادن را پر می کند. «مردان پاک» به فرمان او شراع می کشند . سخنان پریشان می گویند و «رجز» خوانان ایران را یکسره به مصاف جهانی می برند که هر روز بیشتر از دیروز پشت آمریکا سنگرمی گیرد؛ کشوری که رئیس جمهور دمکرات کنونیش «همه گزینه ها» را روی میز دارد، رئیس جمهور دمکرات اسبقش ـ– بیل کلینتون-ـ به»کندن پوست گریه» سفارش می کند و نامزد ریاست جمهوری آینده اش از حزب جمهوری خواه-ـ میت رامنی ـ-جز به «قطع گردن رژیم تهران » رضایت نمی دهد.

درجهان مسیحی سال نو می شود و پریشانگوئی کشتی نشینان «نظام» به اوج می رسد. یکیشان که سخت به پاکی شهره است و از زادگاه خود عراق به ایران آمده تا لقب «سردار شکنجه» بگیرد – بله، همان محمد رضا نقدی- کشف می کند: «حاکمان کشورهای سلطه‌گر مسيحی نيستند» و از «رجعت حضرت مسیح» خبر می دهد؛ و دیگری خاتمی نامی که «استاد قران» معرفی می شود، از راز نهفته تاریخ بشریت پرده می گیرد: «حضرت عیسی یک مسلمان شیعه است.»

کاش یکی ازپیامبر مسیحیان بخواهد که بعد از تشرف به تشیع، هنگام «رجعت» به ام القرای اسلام بیاید وبه چشم خود یورش نيروهای امنيتی به کليسای جماعت ربانی اهواز را ببیند که بیشتر به فیلم سینمائی می ماند: «نيروهای امنيتی صورت های خود را پوشانده اند. کشيش، تمام اعضای کليسا وحتی بچه‌های کوچک را که به شدت ترسيده اند با خود می برند.»

شاید آنها را به قاضی دادگاهی بسپارند که به اتهام ۱۱۲ نفراز معترضین به خشکاندن دریاچه ارومیه از جمله، ۵ زن و ۹کودک رسیدگی می کند. برای بزرگسالان زندان و شلاق می برد وکودکان رابه دادگاه اطفال احاله می دهد.

شایدهم روانه دادگاهی شوند که وکیل مدافعی به نام «آقای صمدی» دارد از جوانی که

ازآمریکا برگشته تامادر بزرگش راببیند، و حالا به جرم جاسوسی پشت درهای بسته محاکمه می شود، تصویری عمومی از پایتخت اسلام ارائه می کند: «وقتی پرنده تیزپرواز هزارچشم هزار گوش مستور و پوشیده از انظار را مأموران ما، جوانان ما و چشم و گوش های ما صید می‌کنند، آمریکا در تلاش برای چه چیزی است؟ جایی که عقاب پر بریزد، از پشه لاغری چه خیزد؟ موکل من چطور می‌توانسته در سیستمی نفوذ کند که هیچ احدی راه به آنجا ندارد. میکده حمام نیست، سرزده وارد نشو. در هرکجا جنبده‌ای علیه نظام جمهوری اسلامی وجود دارد و توطئه می‌کند توسط سربازان و جان برکفان خوش نام پوشیده مرام بسیار خوش مرام کشف می‌شود. لذا آیا می‌توان در چنین سیستمی نفوذ کرد؟»

یکی از توطئه گران که توسط «جان برکفان خوش نام پوشیده مرام بسیار خوش مرام» دستگیر شده دکتر ابراهیم یزدی اولین وزیر خارجه جمهوری اسلامی است که حالا نزدیک به هشتاد سال دارد و در دادگاه دیگری به هشت سال زندان محکوم می شود.

و فقط دادگاه ها رونق ندارند و توسط مردان پاک «عدل علی» را سکه روزانه نمی زنند. ام القرای اسلام معرکه بازار پاکی است. خبر ربوده شدن یک دختر جوان و تجاوز جنسی به او در قلب تهران به یکی از بحث‌انگیز‌ترین مسائل اجتماعی در ایران بدل می شود. حتی از سایت های اصولگرایان فریاد» وای برما»، «وای بر مسلمانی ما» بر می خیزد.

مدیرکل امور آسیب دیدگان اجتماعی سازمان بهزیستی می گویددر کشتی نظام: «۵۰ درصد کارگران جنسی، زنان متاهل هستند. » و البته کارگر جنسی نامی است که «مردان پاک» برروسپیان گذاشته اند. و معلوم نیست در شمار «۱۶میلیون ایرانی» درگیر آسیب‌های اعتیاد به مواد مخدر باشند یا نه.

و درهفته ای که» نیروهای «خودسر» به مرکز پاسخگویی به سئوالات شرعی آیت الله صانعی» حمله می برند، سید مصطفی تاجزاده که بدون ارتکاب هیچ جرمی، بیش از شانزده ماه است به اسارتی با شرایط قرنطینه دچار گشته از «استقرار دیکتاتوری مطلقه فردی» و «حکومت دروغ و فساد و بی لیاقتی» می گوید.

و هنوز حرفش در فضای مجازی می چرخد که دو خبر از «حکومت فساد» به رسانه ها می رسد. نماینده ارومیه در نطق علنی در صحن علنی مجلس شورای اسلامی با صدای بلند از رئیس جمهور می پرسد: «پول نفت در حساب شخصی چه کسانی است که به حساب ذخیره ارزی نمی‌رود؟» رئیس مجلس میکروفون او را قطع می کند. لابد برای اینکه معلوم نشود: «رقم نجومی ۱۱/۲ میلیارد دلار از درآمد نفت به حسابهای شخصی خارج از کشور» منتقل شده است. به حساب کی؟ وچرا؟ حتما «حضرت مسیح شیعه» هم با خبر نخواهد شد.

در شرکت هواپیمائی هما «تخلف» مختصری رومی شود: مبلغ ۴ میلیون و ۵۲۳ هزار و ۹۵۴ یورو که مدیر عامل مربوطه ۴۷۰ هزار پوندش را صرف خرید خانه در لندن کرده است.

و تازه پرونده «بزرگترین اختلاس تاریخ» هنوز گشوده است. روزنامه‌های جهان صنعت، جمهوری اسلامی، ابتکار، تهران امروز و خراسان از «کشف سرنخ‌های جدید» خبرمی دهند. صادق لاریجانی می گوید: «شاید همه مسائل این پرونده اعلام رسمی نشود.» و علاءالدین بروجردی، رئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس که یکی ازعوامل اصلی این اختلاس است برای خودش راست راست می گردد و سرگرم رفع و رجوع نقشه ایست که همراه با علی لاریجانی طراحی کرده بود: «یورش ماه پیش گروهی معترض تندرو به سفارتخانه بریتانیا در تهران درست نبود و عواقب زیادی برای ایران به همراه داشت.»

و درهمین حال، مردان پاک دیگر در کشتی نظام سخت به فعالیت مشغولند. پنج تایشان به فکر می افتند جای خالی 5 تن راپر کنند. آیت الله مصباح یزدی، سعید جلیلی، محمد رضا نقدی، غلامعلی حداد عادل و مجتبی خامنه ای حلقه جدیدی تشکیل می دهند که در محافل سیاسی از آن به عنوان حلقه پنج تن یاد می شود.

فعلا هدف مشترکشان فرستادن» انسان های اصولگرا» به مجلس است که مصباح يزدی خصوصیات آنها را بر می شمارد: «اول اطاعت مطلقه از رهبری، دوم مبارزه با فتنه جويان، سوم مبارزه با خط انحرافی که در کنار دولت تشکيل شده. »

نماینده رهبر جمهوری اسلامی در سپاه هم خواستار ورود بیشتر اعضای سپاه به مجلس می شود تا «بتوانند موضع گيري هاي قوي و منسجمي در قبال تصميمات مهم اتخاذ کنند».

علی رضا زاکانی، روز روشن دندان گرگهای رقیب را می شمارد که مانع ورودشان به مجلس شود: «جريان انحرافی درصدد کسب ۱۵۰ کرسی با صرف ۹۰۰ ميليارد تومان است. برای هر نماينده بين يک تا سه ميليارد تومان اعتبار در نظر گرفته‌اند و در مجموع قصد دارند تا با صرف ۹۰۰ ميليارد تومان، حداقل ۱۵۰ کرسی مجلس را در دست بگيرند.»

شیخ دلاور مهدی کروبی که انتخابات فرمایشی را تحریم کرده، برای بقیه مردان پاک هم شغل مناسبی دست و پا می کند: » برای اینکه از این بیشتر آبروی اسلام و روحانیت نرود و مردم و فعالان سیاسی دلسوز نظام، مجددا گرفتار نشوند، بهتر است جمع اندکی که مورد قبول آقایان هستند مانند: علی اکبر ولایتی، محسن رضایی -که در انتخابات ۸۸ نظرات بدیعی داشتند- به سخنگویی حدادعادل و احمد خاتمی -به عنوان حاکم شرع قاطع، که حقیر و آقای موسوی را محارب اعلام کرده بود- به ریاست احمد جنتی، که عمر او دراز باد، به عنوان شورای عالی انتخابات منصوب شوند و افرادی را به عنوان نماینده ملت انتخاب (منصوب) کنند . «تا به گفته مصطفی تاجزاده «مجلس بله قربان گویی» تشکیل شود که: «هیچ نقش مهمی در کنترل و امحای فقر، بیکاری، بزه های اجتماعی، انزوای بین المللی و پاسخ گو کردن ارکان حکومت و رهبری نظام ندارد.»

تهدید ۳۰ ساله جمهوری اسلامی، در رزمایش تازه ای دوباره خود را نشان می دهد. برگزاری این مانور را جمهوری اسلامی از دو هفته قبل اطلاع داده بود. پرویز سروری نماینده مجلس گفته بود: «اگر دنیا منطقه را ناامن کند، ما نیز دنیا را نا امن خواهیم کرد.»

فرمانده نیروی دریایی درباره احتمال بستن تنگه استراتژیک هرمزهشدار می دهد. ظاهرا کسی منتظر معاون اول محمود احمدی نژاد نیست که ناگهانی وارد صحنه می شود تا نفت روی آتش مانور سپاه در خلیج فارس بریزد. محمد رضا رحیمی از پاکترین مردان پاک، انگار ماموریت دارد نقش و نقشه علاءالدین بروجردی را تکرار می کند: «در صورت تحریم نفتی ایران، حتی «یک قطره نفت هم از تنگه هرمز عبور» نخواهد کرد.»

اشپیگل آنلاین تحت عنوان «تمرین نظامی ایران برای بستن تنگه هرمز» می نویسد: «جمهوری اسلامی با ارسال نیروی های نظامی خود به دهانه تنگه هرمز و تمرین بستن راه عبور و کشتی های حامل نفت خام، بر اولین بار امکان محرومیت دنیا از نفت را تمرین می کند. این عملیات اگر چه با عنوان مانور اجرا شد اما در عمل یک تهدید بالقوه محسوب می شود.»

بهای نفت در بازارهای جهانی به بیش از ۱۰۱ دلار در هر بشکه می رسد. اما پاسخ سیاسی جهان به این تهدیدات به سردی صدای فولاد است. مارک تونر، سخنگوی وزارت خارجه آمریکا سخنان محمدرضا رحیمی را «رجزخوانی» توصیف می کند.

مايکل مان، سخنگوی کاترين اشتون، مسوول سياست خارجی اتحاديه اروپا به خبرگزاری فرانسه می گوید: «اتحاديه اروپا دور تازه ای از تحريم ها عليه ايران را مدنظر دارد و ما اعمال اين تحريم ها را دنبال می کنيم. انتظار می رود که اين تصميم در نشست بعدی شورای امور خارجی اتحاديه در روز ۳۰ ژانويه-اتخاذ شود.»

عربستان سعودی و ديگر کشورهای جنوب خليج فارس اعلام می کنند که در صورت خودداری اتحاديه اروپا از خريد نفت ايران، آماده اند نفت جايگزين را برای اروپا روانه بازار کنند.

یکی از مردان خیلی خیلی پاک که سردار رستم قاسمی رئیس سابق پیمانکاران سپاه و وزیر کنونی نفت باشد، هفته گذشته باقاطعیت گفته بود: «عربستان جانشین تامین نفت ایران نمی شود.»

دادگاه فدرال نیویورک، جمهوری اسلامی را به اتهام همراهی با القاعده در حمله به برج های دوقلو محکوم می کند. تا چند ماه پیش چنین اتهامی در حد تشکیل دادگاه فدرال و محکوم کردن جمهوری اسلامی مطرح نبود. اکنون با چنین اقدامی می توان حدس زد که پرونده ای به نام «حمله به ایران» در حال تکمیل است.

وکیلان پرونده برگ تازه ای را رو می کنند: » رهبر جمهوری اسلامی، علی خامنه‌ای از حمله به برج‌های مرکز تجارت جهانی مطلع بوده و ایران با کمک حزب‌الله لبنان به تروریست‌ها یاری رسانده است.»

از «اتاق فرماندهی» نظام بوق همیشگی شنیده شد: «سناریوسازی‌های ناشیانه» و «کاملاً بی‌اساس» و تمام.

آخر هفته کار به جائی می رسد که جزیره ذره بینی مالت هم راه را به روی «کشتی نظام» می بندد و به تحریم کنندگان می پیوندد. نشریه دی ولت می نویسد: «جمهوری اسلامی درحال ساخت بمب اتمی است تا از آن به عنوان یک عامل بازدارنده استفاده کند. حکومت تهران نه تنها به کشورهای غربی اطمینان ندارد، بلکه نسبت به دیگر کشورهای پرقدرت نیز ظنین است. »

نشنال نیوز روی «تغییر لحن آمریکا» دست می گذارد: «کارشناسان اسرائیلی نوعی «تغییر را در لحن» واشنگتن احساس می کنند که حاکی از امکان حمله نظامی آمریکا به ایران به منظور جلوگیری از برنامه هسته ای این کشور است. این نوای جدید از سوی ماتیو کرونیگ، سرداده شده، که کارشناس هسته ای است که در شورای روابط خارجی در وزارت دفاع دولت اوباما کار می کند. او می نویسد: یک حمله نظامی حساب شده اگر درست انجام شود می تواند دنیا و منطقه را از یک تهدید واقعی نجات دهد و امنیت ملی دراز مدت آمریکا را تضمین کند.»

عبدالله صالح- دیکتاتور یمن- می گوید: «به آمریکا می‌روم تا دوران انتقالی سپری شود.»

دولت کوبا در اقدامی کم‌سابقه تصمیم دارد در چند روز آینده نزدیک به سه هزار زندانی را مورد عفو قرار دهد و آزاد کند؛ زندانیانی که در شمار آنها تعداد نامعلومی زندانی با «جرایم امنیتی» و ده‌ها زندانی خارجی نیز قرار دارند.

حتی محمود احمدی نژاد هم فهمیده است که دیکتاتورهای مفت‌خور «منطقه، طی 2 تا 3 سال آینده، از کار برکنار خواهند شد.» او این دیکتاتورها را افرادی می خواند که به کشورهای دیگر می‌گویند «دموكراسی ایجاد و انتخابات آزاد» برگزار كنید، در حالی که «كسی باید به آنها بگوید مگر خودتان انتخابات برگزار كرده اید؟» رئیس جمهور برکشیده دیکتاتور جمهوری اسلامی طرز عمل این دیکتاتورها را «جزو عجایب تاریخ» می خواند که به گفته وی «عقلا وقتی آن را مشاهده می كنند به فضاحت و بی عرضگی برخی می خندند».

احمدی نژاد دقیقا نشانی «رهبر معظم» را می دهد که خود اورا از کودتای انتخاباتی برکشید و حالا در تدارک سرهم بندی انتخاباتی دیگر است.

محمد جواد اکبرين از «حکومت دینی؛ ناامید از قم» می نویسد: «محمود احمدی نژاد، صبح دوشنبه پنجم مهرماه به قم رفت و برای نخستین بار بدون دیدار با هیچ یک از چهره های مذهبی به تهران بازگشت. عدم استقبال از وی اگرچه پس از ترجیح مشایی بر همه یاران پیشین اش تشدید شده است اما محصول این وضعیت نیست.»

در سوریه، جعاره سخنگوی سازمان مردمی انقلاب سوریه و عضو شورای ملی این کشور به تلویزیون العربیه می گوید: «7 ایرانی دستگیر شده در سوریه کارشناس کامپیوتر وبرای همکاری با نیروهای امنیتی رژیم به حمص آمده بودند.»

زمستان آغاز شده است دیگر. می شود از میان سیاهی انبوه آن روز را دید: روزی که خروس بخواند و روز روز باشد، اوباش به دختران میهن تجاوز نکنند. روزی که در شعر سیم هون شاعر کره ای خود را فریاد می کند و به ترجمه م. سجودی به فیس بوک راه می یابد:

کوه «سمگاک» به پا می خیزد

و به رقص در می آید:

آبهای «هان» نیز به پا می خیزند.

اگر پیش از آنکه بمیرم، آن روز فرا رسد

خروس وار در شب، از جا می پرم

و زنگ «چانگ نو» را

با سرم به صدا در می آورم.

استخوانهای جمجمه ام

از هم می پاشد، اما در لذت می میرم.

سرانجام آن روز که فرا می رسد

در گردشگاه فریاد می زنم، غلت می زنم

جست و خیز می کنم.

و اگر لذت در قلبم آرام نگیرد

کاردی به دست می گیرم

و تنم را پوست می کنم

از آن طبلی جادویی می سازم

و با آن پیشاپیش از همه

رژه می روم.

آی مردم

بگذارید تا یک بار آن فریاد رعدآسا را بشنوم

آنگاه

می توانم چشمانم را فروبندم.

انزوای جهانی (هوشنگ اسدی)

هوشنگ اسدی

جمعه بد بود برای جمهوری اوباش؛ روزهای هفته یکی یکی از بدتر. هفته ای که آبان را به آذر پیوند داد و به ماه خنجرآجین کردن فروهرها رسید تا خون قربانیان قتل های زنجیره ای بر برگهای پائیزی زنده شود، جمهوری اسلامی را چنان به انزوای جهانی برد که تنها 9 رای موافق در سازمان ملل برایش باقی ماند.

درجمعه بد برای جمهوری اسلامی، دو نهاد مهم بین المللی دو قطعنامه متفاوت علیه «نظام» را به امضای اکثریت کشورهای جهان می رسانند.

مجمع عمومی سازمان ملل متحد قطعنامه ای را تصویب می کند تا «توطئه ترور» سفیر عربستان سعودی در آمریکا محکوم شود: ۱۰۶ رأی موافق، ۹ رأی مخالف و ۴۰ رأی ممتنع. و در همان روز، شورای حکام آژانس بین المللی انرژی اتمی با صدور قطعنامه دیگری، «نگرانی عمیق و فزاینده» خود را از برنامه هسته ای ایران ابراز می دارد.

محمد جوادلاریجانی در راس هیاتی به نیویورک می رود تا مانع صدور قطعنامه سوم دراین هفته شود. گشاینده راه مذاکره مخفی با انگستان و نظریه پرداز» نگاه به شرق»- بستر ساز انزوای جمهوری اسلامی، دروغی می گوید در حد تیم ملی: » هیچ کس در ایران بدون محاکمه در حصر خانگی نیست.» به خبرنگار جوانی هم درس «وطن » دوستی می دهد، درهمان حال که خودو برادرانش ـ آستان بوسان قدرت-ـ دست در دست رهبر، ایران را به نابودی کامل سوق می دهند.

ترفندهای هیات جمهوری اسلامی بجائی نمی رسد و قطعنامه ای تصویب می شود که بموجب آن جمهوری اسلامی نه تنها بدلیل نقض حقوق بشر محکوم شده، بلکه در آن بندهائی وجود دارد که بالاتر و جدی تر از این محکومیت است. پاسخ «نظام» مثل همیشه لفاظی است. قطعنامه اول » سناریو سازی» است. برای همین هم جمهوری اسلامی از کشورهای منطقه که اکثریت مطلقشان به قطعنامه رای مثبت داده اند، می خواهد به» دام توطئه‌ها و نیرنگ‌های آمریکا نیفتند.» قطعنامه دوم هم با صفتی نخ نما ردمی شود: «نمایشی مضحک».

دو زن، دو صحنه ازاین «نمایش مضحک» را فریاد می کنند. فاطمه کروبی می گوید که شیخ دلاور در حصر خانگی جمهوری اسلامی حتی اجازه استفاده ازهوای آزاد را ندارد.

و سخن پرستو فروهر که به تهران رفته، این است: «امسال هم به روال چند سال گذشته از برگزاری مراسم یا بود پدر و مادرم جلوگیری به‌عمل آمد. من در بدو ورود به ایران احضاریه‌ای دریافت کردم. پس از مراجعه به دستگاه امنیتی به من گفتند که این مراسم ممنوع خواهد بود. امروز هم که روز قتل آن دو عزیز است، ازحوالی ظهر دو طرف کوچه را نرده‌کشی کردند. نیروی انتظامی و کسانی که لباس شخصی تن‌شان است، در این اطراف ایستاده‌اند و از آمدن افراد ممانعت می‌کنند.»

ظاهرا هنوز موشک های حامل سه قطعنامه به تهران نرسیده و فرماندهان لباس شخصی ها، همچنان مشغول جمع آوری ترکش های موشک بالستیک منفجر شده درملارد هستند. محمد تهرانی مقدم، برادر سردار «حسن تهرانی مقدم» پدر موشکی «نظام» که در انفجار ملارد کشته شد، می گوید: «برادرم در حال آزمايش يک موشک بين قاره ای کشته شد.»

از وزیر اطلاعات نابغه، حیدر مصلحی هیچ خبری نیست و نظامیان درست برخلاف اصرار همیشگی کیهان و دستگاه امنیتی بر حضور موساد و سیا در تک تک حوادث، دریک سمفونی هماهنگ، همان حرف سردار سرلشکر غلامعلی رشید، جانشین رئیس ستاد کل نیروهای مسلح رامی زنند: » ادعای منابع غربی مبنی بر دخالت صهیونیست‌ها در انفجار اخیر یکی از پادگان‌های سپاه، درست نیست. آنها به هیچ عنوان توان انجام چنین کاری را ندارند.»

والبته سرداران حالا که معلوم شده، فعلا حمله نظامی در کارنیست گلومی درند و تهدید می کنند. سرلشگر فیروز آبادی، رئیس ستاد کل نیروهای مسلح که می کوشد نقش مارشال «گورینگ» نازی را در جمهوری اسلامی بازی کند و اتفاقا بااو هم اندازه هم هست، می گوید: «توليد محصولی که اين شهيد عزيزدرحال کار بر روی آن بود، تنها چند روز به تأخيرافتاده است. اين محصول قرار بود مشت محکمی بر دهان رژيم صهيونيستی بکوبد!»

سرلشکر رشید، فعل «گذشته» رئیس خود را با کمی تغییر به»آینده دور» تبدیل می کند: «ما همیشه آماده‌ایم و به پشتوانه قدرت موشکی که شهید بزرگوار حسن تهرانی‌مقدم ایجاد کرده است، تمام مراکز اسرائیلی‌ها را در هم خواهیم کوبید.»

حسين سلامی، جانشين فرمانده کل سپاه می گوید : «اشتباه اسرائيل در قبال ايران آرزوی بزرگ ماست.» و سرتيپ پاسدار امير علی حاجی زاده، فرمانده نيروی هوا-ـ فضای سپاه پاسداران حرف او را کامل می کند: «از آرزوهای بزرگ ما این است که آنها دست به این کار بزنند. خيلی وقت است انرژی نهفته ای وجود دارد که علاقمنديم با خرج آن، دشمنان اسلام را برای هميشه به زباله دان تاريخ بفرستيم.»

روزآخرهفته رحیم صفوی در صحنه حاضر می شود تا» خالی بندی» رابه اوج برساند. تهدید می کند که خلیج فارس منفجر خواهد شد. انگار هنوز این خبر را نشنیده است: «خط لوله نفتی كه نفت را از راه زمین و بدون نیاز به تنگه هرمز، منتقل می‌كند از ماه آینده میلادی وارد مدار فعالیت می‌شود.»

احمد وحیدی وزیر دفاع هم از تحویل انبوه » سامانه موشکی ساحل به دریا » به نیروی دریایی ارتش خبر می دهد.

 واز قضای روزگار، خبر آزمايش تازه موشک های مافوق صوت يا «هايپرسونيک» آمریکا منتشر می شود که سرعت پروازشان هشت برابر سرعت صوت است. واین یعنی: «ارتش آمريکا مجهز به جنگ افزاری است که می تواند در کمتر از نيم ساعت هر هدفی را در هر جای جهان مورد حمله قرار دهد.»

اواسط هفته بعد، دو نامه منتشر می شود. رهبری جواب نامه تازه محمدنوری زاد را نمی دهد. درخواست مهدی خزعلی هم از آیت اله خامنه ای بی جواب می ماند: » اینجانب آماده ام تا بدون تعظیم و تکریم و کرنش، بدون خضوع و خشوع و رکوع و سجود، بدون عظمی و معظم، نق و نقدهای جامعه را جمع کنم و هفته ای یکبار با زبانی تند و تیز و برنده به عرض برسانم.»

«در این هیاهوی بازار آهنگران، که عمود خیمه را در کوره مدح و ثنا نهاده و هریک با تملق و چاپلوسی پتکی بر آن می کوبند، » برادران» چله نشده دو دو تا هندوانه زیر بغل «آقا» می گذارند.

 حجت الاسلام علی سعیدی عضو جامعه روحانيت مبارز، اختيارات آيت اله خامنه ای و «امامان معصوم» رایکی می داند: » اختيارات ولی فقيه و اختيارات امام معصوم در اداره حکومت هيچ تفاوتی ندارد و همه اختيارات پيامبر و امام در اداره حکومت، برای ولی فقيه نيز وجود دارد.»

آن یکی حجت الاسلام هم که علم‌الهدی ـ امام جمعه مشهد ـ باشد رهبر جمهوری اسلامی را «رهبر کره زمین» می خواند: «در دو اجلاس قبل مجلس خبرگان، تمام نمایندگان، شهادت دادند كه رهبري در روي كره زمين منحصر به حضرت آيت الله العظمي خامنه‌اي است».

و رهبرو مداحانش چنان غرق این عوالمند که درنمی یابند «قطعنامه اتمی» که آن را «اشتباه تاریخی» خواندند، بیشترین هدفش» تشکیل جبهه متحد جهانی علیه جمهوری اسلامی» بوده و بر این بستر آماده، مرحله بعدی جنگ کلید خورده است. و ناگهان خبر»آغاز تحریم فلج کننده و بزرگ» رسانه های جهان را در می نوردد.

ام دانيلون، مشاور امنيت ملی رييس جمهوری آمريکا، از سياست های باراک اوباما در قبال ايران دفاع می کند: «از زمان روی کار آمدن اوباما در سال ۲۰۰۹ جمهوری اسلامی ضعيف تر شده است. ايران امروزه به طور بنيادين ضعيف تر، منزوی تر، آسيب پذيرتر و بی اعتبار تر از هر زمان ديگری است.»

باراک اوباما، بیانیه ای منتشر می کند: «ايران راه انزوای بين المللی را انتخاب کرده است.تا زمانی که ایران به اين مسير خطرناک ادامه می دهد، ايالات متحده هماهنگ با همپيمانان و از طريق اقدامات خود، راههايی برای منزوی کردن و افزايش فشار بر حکومت ايران پيدا خواهد کرد.»

لئون پانه‌تا، وزیر دفاع آمریکا، وارد جزئیات می شود: «بهترین راه مقابله با برنامه هسته‌ای ایران فشار دیپلماتیک و تحریم است.با همکاری با متحدان و جامعه بین‌الملل می‌توان تلاش‌های دیپلماتیک و تحریم‌ها را گسترش داده و ایران را هر چه بیشتر منزوی کنیم.»

روزنامه آمریکایی «وال استریت جورنال» از قول مقامات آمریکایی گزارش می‌دهد: «برپایه تحریم‌های تازه واشینگتن، شرکت‌هایی که به صنعت پتروشیمی ایران کمک می‌کنند از دسترسی به بازارهای آمریکایی محروم خواهند شد. دولت باراک اوباما قرار است ایران و بانک مرکزی آن کشور را به عنوان «محدوده پول‌شویی» معرفی کند. این اقدام جدید برای تمام دولت‌ها و موسسات مالی و تجاری در سراسر جهان یک هشدار جدی خواهد بود تا از معامله با بانک مرکزی ایران و خرید نفت ایران خودداری کرده و بدانند که در آینده ممکن است اقدامات جدی‌تری در این زمینه صورت بگیرد.

قرار دادن ایران و بانک مرکزی آن کشور در فهرست پول‌شویی پیامدهای جدی خواهد داشت. در سال‌های اخیر اقدام مشابهی در مورد بانک‌های کره شمالی و لبنان باعث شد که ذخیره ارزی آنها به شدت کاهش یابد.»

متحدان آمریکا یکایک به صحنه می آیند.برنار والرو، سخنگوی وزارت خارجه فرانسه اعلام می کند: «پاریس به دنبال مذاکره و گفت وگو با متحدان خود است تا بتوان تحریم های گسترده و یکپارچه ای را به سرعت علیه بانک مرکزی ایران و نیز نفت ایران اعمال کرد.»

بریتانیا هم می رسد: «هرگونه همکاری موسسات مالی و اعتباری بریتانیا با ایران و طرف قرارداد و معامله با بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران ممنوع و قدغن شده است.»

جورج آزبورن وزیر اقتصاد و دارایی بریتانیا موضع دولتش راتوضیح می دهد: «فعالیت های اتمی جمهوری اسلامی ایران خطر جدی برای امنیت ملی است و این تصمیم در هماهنگی با دیگر کشورها گرفته شده است.»

گونتر اوتینگر، کمیسر انرژی اتحادیه اروپا، در واکنش به گزارش هایی در مورد اخلال در تامین انرژی اروپا در صورت تحریم نفت ایران می گوید: «این مسئله مشکل خاصی نیست و می توان با کمک سازمان کشورهای صادر کننده نفت، اوپک و دیگر منابع، جای خالی انرژی مورد نیاز را پر کرد.»

تحریم به اشخاص هم می رسد. نام وزیر خارجه جمهوری اسلامی به فهرست تحریم‌های سوئیس اضافه می شود.اتحادیۀ اروپا اعلام می کند قصد دارد حدود ۲۰۰ شخصیت حقیقی و حقوقی دیگر ایران را تحریم کند.

نورافکن ها بر «مردمرموز» متمرکز می شود. کارشناسان اتمی غرب می گويند: «فرد نظامی ای که گفته می شود قلب تپنده برنامه جنجالی اتمی جمهوری اسلامی است، برای دور ماندن از ديد سازمان ملل و حفاظت در برابر سوء قصد های احتمالی، تحت تدابير شديد امنيتی و در اختفا نگاه داشته شده است. محسن فخری زاده، مهره ای کليدی در برنامه مشکوک ايران برای دستيابی به فن آوری هسته ای و توسعه توانمندی های اتمی است.»

پارلمان اروپا با تصویب قطعنامه‌ای از شرکت‌های اروپایی می خواهد از فروش فناوری‌ و خدماتی که می‌توانند از سوی مقامات جمهوری اسلامی به منظور سانسور اطلاعات و نظارت بر شهروندان مورد استفاده قرار گیرند، خودداری کنند.

کانادا و هلندهم بااین سیاست ها همراهند. روسیه وچین که هنوز می توانند جمهوری اسلامی راسر کیسه کنند، درموضع مخالف می ایستند. عملا در شرایط جنگ سوم جهانی هستیم. فقط شلیک مستقیم آغاز نشده است.

جواب «نظام» را آینده نه چندان دور خواهد داد: «تحریم های جدید آمریکا «بی‌نتیجه» است و «بیشتر جنبه تبلیغاتی دارد و نوعی جنگ روانی است.»

و «گرگها» باخیال راحت جنگ را ادامه می دهند. روزنامه اعتماد پس از انتشار مصاحبه مشاورمطبوعاتی احمد‌ی‌نژاد «توقیف» می شود. ماموران امنیتی به روزنامه ایران ـ ارگان دولت ـ می ریزند تا علی‌اکبر جوانفکر را دستگیر کنند. او را دستبند بدست روی زمین می کشندو همگان سخنان معروفش رابیاد می آورند: «ندا آقاسلطان یکی از بازیگران «ماهر» جنگ نرم علیه جمهوری اسلامی بود. آقاسلطان با توطئه دشمنان کوشيد با پاشيدن خون بر روي صورتش، چهره جمهوري اسلامي را در مجامع بين المللي مخدوش کند.»

سیامک قادری ـ روزنامه نگار ـ از زندان نامه ای می فرستد واز سازماندهی نیروهای بسیج خبرگزاری ایرنا برای شرکت در سرکوب مردم معترض به نتایج انتخابات زیر نظر جوانفکر پرده بر می دارد. عبدالرضا سلطانی معاون سرویس سیاسی این روزنامه هم که «با دستور مقامات مافوق» آزاد شده، می گوید: «کمترین درسی که از احمدی نژاد گرفته ایم این است که در راه آرمان های انقلاب تا پای جان ایستادگی کنیم.»

خود احمدی نژاد هم همین سیاست فریب را ادامه می دهد: «کدام سانسور؟ کدام کنترل؟ با فیسبوک و تویتر عزیز دوستیم! هنگامی که جوانان ما با فیس بوک و تویتر تعامل می کنند، این آمریکا است که تلاش می کند آنها را منع کند یا به سم پاشی روی می آورد. در ایران هیچ کنترل و سانسوری وجود ندارد و جوانان ایرانی با شبکه های ارتباط اجتماعی ارتباط دارند، البته به شکل محدود، ما فقط از سایت های ترویج بی بند و باری جلوگیری می کنیم.»

در ادامه ماجرای «بزرگ‌ترین اختلاس تاریخ» ایران، محمود احمدی بیغش، از فرماندهان سپاه پاسداران و نماینده اصول‌گرای مجلس، تاکید دارد: «ده نماینده مجلس فعلی ایران در اختلاس سه هزار میلیارد تومانی دست داشته‌اند.»

یک فردکلیدی را هم نام می برد: «اگرعلاء‌الدین بروجردی، رئیس کمیسیون امنیت ملی جزء متهمان اختلاس نبود، نیازی به تکذیب کردن نداشت.»

بیهوده نیست که بروجردی، بازهم موضعی افراطی می گیرد و در روزی که مجلس طرح دو فوريتی کاهش رابطه با انگلستان را به تصويب می رساند، خواستار اخراج سفير بریتانیا از تهران می شود درمیان۱۶۲نماينده مجلس که پس از تصویب طرح، شعار مرگ بر انگليس سر می دهند؛ او ازهمه داغتر نشان می دهد.

ماه محرم در راه است و دامنه جنگ وسعت گرفته است. «لشگر مداحان پاسدار» برای محرم سازماندهی شده اند تاعلیه «فتنه» و «جریان انحرافی» فعالیت کنند.سردار همداني-ـ فرمانده سپاه پاسداران تهران بزرگ ـ– می گوید: «در جنگ نرم حتي بسيجيان نوزاد هم مانور مي‌كنند.»و از یک کشف جدید خبرمی دهد: «هفته بسيج امسال با يكي از دستاوردهاي انقلاب اسلامي يعني بيداري ملت در كشورهاي مختلف مصادف شده است و ما متوجه شديم كه حتي ملت آمريكا هم از مستضعفان هستند كه زير قدرت سرمايه‌داري له شده‌اند.»

و دوستان سردار هم چند نمونه برای اثبات حرف هایش رومی کنند.کمالی، وزير سابق کار از کارگران مثال می زند: «بيش از ۵۰ درصد از کارگران ایران زير خط فقر قرار دارند.»

يک نماينده مجلس در روزنامه ابتکار درباره رونق خريد و فروش اعضای بدن هشدار می دهد: «این روزها خريد و فروش اعضای بدن رونق گرفته و به دليل گسترش فقر در ايران تجارت کليه، فروش بخش های از کبد و حتی قرنيه نيز رواج پيدا کرده است.»

ورسما اعلام می شود: «میانگین ورود زنان به بازار خودفروشی در ایران ۱۴ و ۱۵ سالگی است.»

در منطقه، علی عبداله صالح در یمن قدرت را وامی گذارد و به نیویورک می رود. انقلاب جوانان مصر وارد مرحله دوم خود می شود. باردیگر هزاران نفر در میدان تحریر قاهره گردمی آیند و یکصدا استعفای دولت نظامی رافریاد می کنند.

سوریه، تنها متحد جمهوری اسلامی، براه صدام و قذافی می رود. ماموران امنیتی بشار اسد به شیوه جمهوری اسلامی به سرکوب خونین ادامه می دهند. مسیر طرح و تصویب قطعنامه‌ای در شورای امنیت علیه حکومت اسد، و احضار سفرای کشورهای عرب از دمشق درحال فراهم شدن است.عموی بشار اسد خواستار کناره‌گيری او از قدرت می شود. اخوان المسلمين از ترکیه درخواست دخالت نظامی می کنند.

رجب طيب اردوغان، نخست وزير ترکيه بار ديگر خواستار کناره گيری بشار اسد، رييس جمهوری سوريه می شود و او را خطاب قرار می دهد: «اگر می خواهی سرنوشت کسانی را که تا دم مرگ عليه مردم خودشان جنگيدند ببينی، نگاهی به آلمان نازی بينداز، به هيتلر، موسولينی و چائوشسکو در رومانی. اگر از اينها هم درس عبرت نمی گيری به رهبر سابق ليبی نگاه کن که ۳۲ روز پيش کشته شد.»

«نظام» همچنان باشمشیر چوبین با جهانیان می جنگد. تصویب طرح علیه انگستان و تهدید اتحادیه اروپا، برهبری علی لاریجانی، چون سفر برادرش راه بجائی نمی برد. این ابزارها همه سخت زنگ زده است.

آذر، ماه آخر پائیز آغاز شده است. «نظام جمهوری اسلامی» درجهان رسوا و درایران بی آبروست. حتی موسوی خوئینی ها قطع امید کرده است. علی شکوری راد احتمالا جزو آخرین افرادی است که بادستمالی بوسعت یزد ازراه می رسد تابگوید: «ما اصلاح طلبان در حقيقت پوزيسيون نظام هستيم و آن کسانی که امروز بر سر کار هستند با توجه به عملکردشان که صدای حاميان گذشته‌ شان را هم درآورده، اپوزيسيون نظام هستند. ما اصلاح طلبان مدعی حفظ و احيای نظام هستيم.»

وتاریخ بیاد می آورد که فروهرها در زمانی خنجر آجین شدند که «پوزیسیون » قدرت را در دست داشت. و پرستو فروهر بازمانده آن دو دلاور که فرزند ایران بودند و نه نوکر قدرت، در صفحات پایانی کتاب تازه‌اش می نویسد: «در ایران آدم همیشه فریادی در سینه دارد» و مصاحبه می کند تااز کتابش «سرزمینی که پدر و مادرم در آن به قتل رسیدند و ابراز عشق به ایران» بگوید.

و پائیز، درانتظار بهار، شعری از پروانه فروهر را بر هر برگ و گذر زمزمه می کند:

فانوسی بیفروز

راه تیره و تار است

در این تاریکی و تنهایی

که نه خدا و نه آتش

هیچیک نومیدی ما را احساس نمی کنند

برخیز!

فانوسی بیفروز

من در دلم آتشکده ای زبانه می کشد

بیا تا راه را

از جان مایه گذاریم و بسپریم

خورشید شعله خواهد کشید از خاوران عشق

و سپیده نقره ای صبح کنار دروازه به انتظار ما خواهد بود

راهی شو

ای همراه به غم نشسته


تگ   هوشنگ اسدی

 

مقالات مربوط به این نویسنده
۳ آذر ۱۳۹۰
۲۶ آبان ۱۳۹۰
۱۹ آبان ۱۳۹۰
۵ آبان ۱۳۹۰
۲۸ مهر ۱۳۹۰
۲۱ مهر ۱۳۹۰
۱۴ مهر ۱۳۹۰
۷ مهر ۱۳۹۰
۳۱ شهريور ۱۳۹۰
۲۴ شهريور ۱۳۹۰
۲۲ شهريور ۱۳۹۰
۱۷ شهريور ۱۳۹۰
۱۰ شهريور ۱۳۹۰
۱ شهريور ۱۳۹۰
۲۷ مرداد ۱۳۹۰
۲۰ مرداد ۱۳۹۰
۱۶ مرداد ۱۳۹۰
۳۰ تير ۱۳۹۰
۲۳ تير ۱۳۹۰
۲۲ تير ۱۳۹۰
۲۱ تير ۱۳۹۰
۱۵ تير ۱۳۹۰
۷ تير ۱۳۹۰
۲۴ خرداد ۱۳۹۰
۱۸ خرداد ۱۳۹۰
۵ خرداد ۱۳۹۰
۲۸ ارديبهشت ۱۳۹۰
۲۱ ارديبهشت ۱۳۹۰
۱۴ ارديبهشت ۱۳۹۰
۷ ارديبهشت ۱۳۹۰
۳۱ فروردين ۱۳۹۰
۲۴ فروردين ۱۳۹۰
۱۸ فروردين ۱۳۹۰
۲۸ اسفند ۱۳۸۹
۱۸ اسفند ۱۳۸۹
۱۸ اسفند ۱۳۸۹
۱۸ اسفند ۱۳۸۹
۱۱ اسفند ۱۳۸۹
۲۳ بهمن ۱۳۸۹
۲۰ بهمن ۱۳۸۹
۱۳ بهمن ۱۳۸۹
۶ بهمن ۱۳۸۹
۲۹ دى ۱۳۸۹
۱۸ دى ۱۳۸۹
۸ دى ۱۳۸۹
۱۸ آذر ۱۳۸۹
۱۰ آذر ۱۳۸۹
۲ آذر ۱۳۸۹
۱ آذر ۱۳۸۹
۲۷ آبان ۱۳۸۹
۷ مهر ۱۳۸۹
۱ مهر ۱۳۸۹
۲۵ شهريور ۱۳۸۹
۱۱ شهريور ۱۳۸۹
۸ شهريور ۱۳۸۹
۳ شهريور ۱۳۸۹
۲۸ مرداد ۱۳۸۹
۲۱ مرداد ۱۳۸۹
۶ مرداد ۱۳۸۹
۳۱ تير ۱۳۸۹
۱۶ تير ۱۳۸۹
۹ تير ۱۳۸۹
۲ تير ۱۳۸۹
۲۷ خرداد ۱۳۸۹
۲۰ خرداد ۱۳۸۹
۱۵ خرداد ۱۳۸۹
۱۳ خرداد ۱۳۸۹
۵ خرداد ۱۳۸۹
۳۰ ارديبهشت ۱۳۸۹
۲۲ ارديبهشت ۱۳۸۹
۱۵ ارديبهشت ۱۳۸۹
۱۱ ارديبهشت ۱۳۸۹
۸ ارديبهشت ۱۳۸۹
۱ ارديبهشت ۱۳۸۹
۲۶ فروردين ۱۳۸۹
۱۸ فروردين ۱۳۸۹
۲۸ اسفند ۱۳۸۸
۱۹ اسفند ۱۳۸۸
۱۲ اسفند ۱۳۸۸
۵ اسفند ۱۳۸۸
۲۹ بهمن ۱۳۸۸
۱۹ بهمن ۱۳۸۸
۱۵ بهمن ۱۳۸۸
۱ بهمن ۱۳۸۸
۲۴ دى ۱۳۸۸
۱۶ دى ۱۳۸۸
۱۳ دى ۱۳۸۸
۹ دى ۱۳۸۸
۲۶ آذر ۱۳۸۸
۱۸ آذر ۱۳۸۸
۱۱ آذر ۱۳۸۸
۲۷ آبان ۱۳۸۸
۲۵ آبان ۱۳۸۸
۲۱ آبان ۱۳۸۸
۱۴ آبان ۱۳۸۸
۶ آبان ۱۳۸۸
۳۰ مهر ۱۳۸۸
۹ مهر ۱۳۸۸
۱ مهر ۱۳۸۸
۲۵ شهريور ۱۳۸۸
۱۸ شهريور ۱۳۸۸
۱۸ شهريور ۱۳۸۸
۱۱ شهريور ۱۳۸۸
۱۱ شهريور ۱۳۸۸
۴ شهريور ۱۳۸۸
۲۸ مرداد ۱۳۸۸
۲۸ مرداد ۱۳۸۸
۲۱ مرداد ۱۳۸۸
۲۱ مرداد ۱۳۸۸
۱۴ مرداد ۱۳۸۸
۱۴ مرداد ۱۳۸۸
۷ مرداد ۱۳۸۸
۷ مرداد ۱۳۸۸
۳۱ تير ۱۳۸۸
۲۴ تير ۱۳۸۸
۱۷ تير ۱۳۸۸
۱۱ تير ۱۳۸۸
۳۰ خرداد ۱۳۸۸
۲۹ خرداد ۱۳۸۸
۲۴ خرداد ۱۳۸۸
۱۲ خرداد ۱۳۸۸
۱۰ خرداد ۱۳۸۸
۳۰ ارديبهشت ۱۳۸۸
۲۸ ارديبهشت ۱۳۸۸
۱۵ ارديبهشت ۱۳۸۸
۲۱ بهمن ۱۳۸۷
۴ بهمن ۱۳۸۷
۱ بهمن ۱۳۸۷
۲۴ مرداد ۱۳۸۷
۳ بهمن ۱۳۸۶
۲۹ دى ۱۳۸۶
۱۰ دى ۱۳۸۶
۲۹ آبان ۱۳۸۶
۱۳ تير ۱۳۸۶
۲۴ خرداد ۱۳۸۶
۱۷ ارديبهشت ۱۳۸۶
۳ ارديبهشت ۱۳۸۶
۲۸ اسفند ۱۳۸۵
۵ بهمن ۱۳۸۵
این سایت جدید شماست؟ برای فعال‌سازی ویژگی‌های مدیریتی و رد کردن این پیام، وارد شوید.
وارد شدن