تکرار اشتباه صدام

هرروزهفته سوم فروردین خود هفته ایست از حرف وخبرو حدیث وهمه متمرکز بر ایران.زمان تنگ، سلاح ها ازسرد و گرم کشیده وبر کشیده؛ جهان به شنبه –پس فردا- می نگرد که «نظام» تحت فرمان مطلق رهبربا ایران چه خواهد کرد.

دویست هواپیمای جنگی آمریکا و متحدانش در بزرگترین مانور هوایی بر فراز خلیج فارس گشت می زنند.حلقه محاصره تنگتر شده است: جمهوری اسلامی باید سایت «فردو» را ببندد وغنی سازی رابی چند و چون متوقف کند. تنها متحدش در جهان هم باید سلاح کشتارمردم سوریه زمین بگذارد و با مخالفان به مذاکره بپردازد.

هردو حکومت که سردر یک آبشخور امنیتی ـ سیاسی دارند، هفته را با «وقت کشی» شروع می کنند تا جائی که نخست وزیر ترکیه سر انجام دادش در می آید. رجب طبیب اردوغان که واشنگتن پست می نویسد با پیام باراک اوبا به تهران آمده، و مقامات امنیتی اسرائیلی شش «نکته» مندرج در پیام را فاش می کنند، تا از تهران می رود روش جمهوری اسلامی را «ریاکاری» می خواند.او، در یک کنفرانس خبری با خشم فریاد می زند: «پیشنهاد دمشق یا بغداد، وقت تلف کردن است. معنیش این است که عملی نخواهد شد؛ به خاطر اینکه ایرانی‌ها می‌دانند که طرف دیگر قبول نمی‌کند به دمشق یا بغداد بیاید.ما باید رو راست باشیم ایرانی ها به خاطر این عدم صداقتِ وجهه بین‌المللی خود را از دست می‌دهند.»

هشدار آلکسی پوشکوف، رئیس کمیته امور بین‌الملل دومای دولتی روسیه به «نظام»، سنگ را هم به فکر می اندازد: «دارید «اشتباه صدام» را تکرار می کنید.»

او توضیح می دهد: » اشتباه صدام حسین این بود که به جهان اعلام کرد عراق دارای سلاح کشتار جمعی است. صدام حسین با این اقدام به نفع گروهی کار کرد که در آمریکا تهدیدهای محتمل از سوی عراق را بررسی می‌کردند. من فکر می‌کنم ایران جدی بودن تهدید نظامی را دست کم می‌گیرد.»

وهنوز این هشدار پرمعنا در فضا طنین انداز است که مصباحی‌مقدم نماینده مجلس جا پای جای صدام حسین می گذارد: «ایران با وجود فشار و تحریم و تهدید از مسیر هسته‌ای خارج نخواهد شد. ما امروز به غنی‌سازی ۲۰ درصد دست پیدا کرده‌ایم. فاصله بین غنی‌سازی ۲۰ درصد تا ۷۵ درصد بسیار کوتاه است. حتی این امکان برای ایران از نظر علمی و فناوری وجود دارد که اقدام به تولید سلاح هسته‌ای کند.»

سیدحسن فیروزآبادی، رئیس ستاد کل نیروهای مسلح، کاربرد این سلاح رابه رخ می کشد: «اگر اسرائیل دست از پا خطا کند، ما بسیاری از نقاط مهم سرزمین های اشغالی را که محمل صهیونیست های غارتگر و جنایتکار است شخم خواهیم زد.»

اخبار نشان می دهد اوضاع این بارفرق دارد. کلا فرق دارد. سیاست وقت کُشی و عربده کشی دیگر خیلی کهنه می نماید. هیلاری کلينتون وزير خارجه آمريکا، می گوید: «وقت برای حل مسالمت آميز برنامه اتمی ايران نا محدود نيست.مذاکرات ۲۶ فروردین در استانبول برگزار خواهد شد.» اتحادیه اروپا بلافاصله این موضع را تائید می کند.

چند اتفاق «بی اهمیت» هم رخ می دهد تاپشتوانه این سخنان را نشان بدهد.

رسانه هافاش می کنند: بخش تازه ای به نام «خانه ایران» در سازمان سیا راه اندازی شده که چند صد کارشناس و تحلیلگر در آن مشغول فعالیت هستند. آمریکایی‌ها از حضور نظامی خود در افغانستان و عراق برای سازماندهی عملیات‌ جاسوسی علیه «نظام» بهره برده و شبکه گسترده اطلاعاتی در منطقه تشکیل داده اند.

احتمالا این عملیات زمانی انجام شده که حیدرمصلحی خبر می داد که «سربازان بد نام امام زمان» کلیه سازمان های اطلاعاتی جهان در منطقه را از نفس انداخته اند و آنها دنبال کارشان رفته اند.

واشنگتن‌پست، از فعالیت یکی از این ابزارهای جاسوسی پرده بر می دارد: «هواپیماهای بدون سرنشین آمریکایی موسوم به «درون‌ها» از سه سال قبل به عمق خاک ایران نفوذ کرده‌ و از جمله توانسته‌اند از تأسیسات اتمی فردوعکس بگیرند و سپس به پایگاه خود بازگردند.»

ناو هواپیمابر «انترپرایز» که با سوخت هسته‌ای کار می کند در خلیج فارس به ناو هواپیمابر «آبراهام لینکلن» می پیوندد.این چهارمین بار در یک دهه گذشته است که نیروی دریایی آمریکا به طور همزمان دو ناو هواپیمابر را در این منطقه مستقر می‌کند.

روز یکشنبه ۲۰ فروردین که تازه نمایش جمهوری اسلامی برای وقت کُشی شروع شده است، حدود ۱۰۰ هواپیمای جنگی از این دو ناو به پرواز در می آیند و به ۱۰۰ جنگنده کشورهای منطقه می پیوندندتا بزرگترین مانور هوایی بر فراز خلیج فارس شکل گیرد. این ۲۰۰جنگنده عملیات فرضی بازگشایی تنگه هرمز را تا ۲۷ فروردین ـ روز بعداز پایان مذاکرات – ادامه می دهند.

و تازه، هنوز خبرهای داغ درراه است.

شیخ خالد احمد آل خلیفه، وزیرخارجه بحرین انگار نه انگار که جمهوری اسلامی تهدید به واکنش قاطع کرده بود، از توافق آمریکا و ۶ کشور عرب حاشیه خلیج فارس برای استقرار سپر موشکی یکپارچه در منطقه خبر می دهد. اوبه روزنامه آساهی ژاپن می گوید: «سیستم سپر موشکی اساس توافقات ما محسوب می‌شود.  ما فقط از سوی ایران تهدید می شویم و توافق ما روشنترین علامت به آنهاست.»

سرداران «نظام» که دارند برای شخم زدن اسرائیل، آماده می شوند ظاهرا متوجه اهمیت موضوع نمی شوند. روس ها که اوضاع منطقه رابه دقت زیر نظر دارند آژیر قرمز را به صدا درمی آورند.آلکسی پوشکوف، در ادامه حرف هایش، شکل‌گیری سامانه دفاع موشکی در حوزه خلیج فارس با کمک ایالات متحده را نشانه تازه ای از امکان حمله نظامی به ایران «دست‌کم در بافتی سیاسی» ارزیابی و اعلام می کند.

بله. سمبه درحدتیم ملی پرزور است. دیپلماسی » ریا» فعال می شود.ماجرای عذرخواهی ترکیه را سر هم بندی می کنند، مذاکرات فشرده بين معاونان سعيد جليلی و کاترين اشتون، به نتیجه ای می رسد که وزیر خارجه آمریکا اعلامش می کند: «دور نخست گفت‌وگوها در روز شنبه ۲۶ فروردين ماه در استانبول و انجام دور بعدی آن در بغداد» خواهد بود.

رضا تقی زاده- تحلیل گر سیاسی- مجموعه تحولات منجر به «عقب نشینی» را در چند سطر می فشرد: «به دلايل کاملا روشن و غير قابل ترديد، «عذر خواهی» ترکيه از ايران توسط وزير خارجه آن کشور فاقد اساس و منطق قابل پذيرش است. مجموعه تحولات اخیردر رابطه با پرونده اتمی، مذاکرات ايران با گروه ۱+۵، روند هدايت مناسبات خارجی ايران، تصميم به تغيير محل مذاکرات از استانبول- به دليل نارضايتی از مواضع ترکيه در قبال سوريه، و بعد، اجبار در قبول مجدد استانبول برای انجام مذاکره، نشانه عدم تمرکز و هماهنگی در نهاد های تصميم گيری، اتخاذ تصميمات نسنجيده بدون در نظر گرفتن هزينه های جانبی، و بالاتر از همه، و در نقطه عکس تبليغات رسانه ای در تهران، نشانه عمق انزوای سياسی جمهوری اسلامی در منطقه است.»

نظام با «عزت و اقتدار» عقب می نشیند و ائتلاف جهانی از سر «ذلت» یک گام بلنددیگر جلومی آید. جی کارنی، سخنگوی کاخ سفيد، می گوید: «ايران برای اينکه به آمريکا و جامعه بين المللی اطمينان بدهد که به دنبال دستيابی به سلاح هسته ای نيست، باید گام های مشخص و قطعی را بردارد. نيات ايران را نه با حرف هایش که با اقداماتش می بايست سنجيد.»

پیداست که به سخنان اخیرآیت اله خامنه ای در باره حرام بودن استفاده از سلاح کشتار اتمی اشاره دارد و «اقدام» عملی را می طلبد. روشن کردن نوع اقدام با باراک اوباما ست و اطلاع رسانی به عهده نيويورک تايمز: «برچيدن تاسيسات هسته ای «فردو» در قم و خارج کردن تمامی اورانيوم غنی شده ای است که ايران تاکنون توليد کرده است.»

آمريکا و اروپا اعلام می کنند که با این «درخواست های اکيد و قاطع» وارد دور جدید مذاکرات با «نظام» خواهند شد.

وزیر خارجه «نظام» با لحن ملایمی جواب می دهد: «هیچ پیش‌شرطی قبل از مذاکرات گروه ۱+۵ پذیرفته نخواهد شد.هر دو طرف به صورت برد-برد به نتایج راضی‌کننده‌ای دست یابند.»

فریدون عباسی، رئیس سازمان انرژی اتمی درخواست قدرت‌های جهانی برای تعلیق فعالیت سایت فُردو را «غیرمنطقی» می خواند و به آنها توصیه می کند: «چنین درخواستی را نداشته باشند، چون ایران فردو را تعطیل نمی‌کند.»

سعید جلیلی، دبیر شورای عالی امنیت ملی ورییس هیات مذاکره کننده هسته‌ای، وعده می دهد: «جمهوری اسلامی در مذاکرات پیش رو با گروه ۵+۱ پیشنهادهای جدیدی را مطرح خواهد کرد.»

احمدی نژاد که به سیستم نمد مالی رایج جمهوری اسلامی راه «حذف کامل» را می رود، وهمه سرنوشتش به دست رهبری است که دستور تصویب کلیات رد شده لایحه بودجه اش را داده ودارد توقف یا ادامه پرداخت یارانه ها را سبک و سنگین می کند، به هوچی گری مرسوم خود چنگ می زند. ظاهرا جنگ لفظی با جهان تنها راه تنفس سیاسی اوست: «زبان و ادبیات زور و توهین در مورد ملت ایران جواب نخواهد داد.آنها به طور مداوم، نسبت به ملت ایران توهین و بی ادبی می كنند و با زبان زور با ایرانی ها صحبت می كنند ؛ من اینجا از زبان ملت ایران به آنها می گویم روشی كه در پیش گرفته اید جواب نخواهد داد و باید ادبیات خود را در قبال این ملت اصلاح كنید و با احترام و ادب سخن بگویید.»

دیگر کسی او را جدی نمی گیرد که جوابش را بدهد، تا یکی پیدامی شود و روی فیس بوک می نویسد: «آقای احمدی نژاد شما گوینده این عبارات یادتان هست: «آی زکی!» خطاب به وزیر امور خارجه فرانسه. «یک کلمه از مادر عروس» خطاب به وزیر امور خارجه امریکا. «گنده تر از تو هم نتوانستند از این غلط ها بکنند» خطاب به رییس جمهوری امریکا… آب را بریزید آن جا که سوخته و اون ممه را لولو برد و غیره…»

شنبه ۲۶فروردین معلوم خواهد شد که در مرحله بعدی دست ها برای عملیاتی کردن «گزینه آخر» روی ماشه ها خواهد رفت یا نه.اماجنگ در زمینه های دیگر با شدت تمام ادامه دارد. محور اصلی تحریم است.

دیوید کوهن، معاون وزارت خزانه‌داری آمریکا در امور تروریسم و اطلاعات مالی، تاکید می کند: «فشارهای روزافزون علیه ایران باعث شده است درآمد جمهوری اسلامی از محل فروش نفت بشدت کاهش یابد و همین امر، توجه رهبران ایران را به خواست‌های آمریکا جلب کرده است. ایالات متحده از تحریم‌ها عقب‌نشینی نمی‌کند.»

گروه «اتحاد علیه ایران هسته‌ای» در نامه‌ای سرگشاده به کارلوس گون، مدیر گروه خودروسازی «رنو- نیسان» از اومی خواهد با توجه به برنامه «مشکوک» هسته‌ای ایران، تجارت با جمهوری اسلامی را متوقف کند: «تجارت این مجموعه با ایران به معنای حمایت مستقیم از توان جمهوری اسلامی در توسعه غیرقانونی برنامه تولید سلاح اتمی، پشتیبانی از گروه‌های تروریستی تحت حمایت ایران و جانبداری از کارزار بی‌رحمانه جمهوری اسلامی در سرکوب مردم ایران است».

کسی در فیس بوک می نویسد که فقط «بیمه ابوالفضل» باقی مانده است.حتی بیمه‌ گر اصلی چین اعلام می کند که در متن تحریم‌های نفتی غرب، از ماه ژوئیه ارائه خدمات بیمه به تانکرهای حامل نفت ایران را متوقف خواهد کرد. این نخستین مجموعه بیمه در چین است که از قطع همکاری خود با کشتی‌های حامل نفت ایران خبر می‌دهد.

شرکت های بيمه دريايی هنگ کنگ تا سه ماه آينده که تحريم های اتحاديه اروپا عليه ايران اعمال خواهد شد، ديگر قادر به پوشش کامل بيمه کشتی های حامل نفت ايران نخواهند بود.

انگلستان، فرانسه، يونان و اسپانيا خرید نفت را متوقف کرده اند. پالايشگاه‌های آلمانی از ۲۳ فروردين به آنها می پیوندند. ایتالیا هم در نوبت توقف خرید نفت جمهوری اسلامی است.سردار رستم قاسمى آبرو داری می کندو همه را به حساب «توقف فروش» می گذارد. سردار بزرگ مقاطعه کار حتما می داند که توقف خرید یا فروش به نتیجه دلخواه «دشمن» می رسد.

گروه تحقیقات انرژی جی.پی.مورگان (J.P. Morgan) اعلام می کند که احتمالا طی سه ماه آینده، تولید نفت ایران روزانه یک میلیون بشکه کاهش خواهد داشت.

محمود احمدی نژاد، روش همیشگی را پیش می گیرد و صورت مساله را پاک می کند: «در صورت تحريم نفتی جمهوری اسلامی از سوی جامعه بین المللی کشور قادر است با توجه به ذخيره ارزی خود «دو تا سه سال» نفت نفروشد.»

لابد به دلیل همین اعتماد است که دولتش یک شبه، امکاناتی ۳۵ هزار ميلياردی در اختیار سعید مرتضوی می گذارد. به قول مجری معروف ورزشی: چه علاقه ای دارد این احمدی نژاد به سعید مرتضوی! حتی عکس دیده بوسی عاشقانه شان هم منتشر می شود. شبیه همین رابطه را هم محمدخاتمی با اسداله لاجوردی داشت. دادستان محبوب امام و خاتمی که حمام خون راه انداخت از ابلیس مشهورتر است. قاضی مرتضوی را اگر کسی احتمالا نشناسد، می تواند یادداشت الياس نادران در روزنامه اعتماد رابخواند: «بيان مسائل مرتضوی از تريبون مجلس خطرناک است.»

وکيل خانواده يکی از کشته شدگان بازداشتگاه کهريزک، گفته، دادگاه عمومی تهران، برای سعيد مرتضوی، قرار جلب به دادرسی صادر کرده است. سخنگوی قوه قضائيه از احضار سعید مرتضوی به دادگاه خبر داده است. چند روز پیش هم مشاور او را که در پمپ بنزین هفت تیر کشیده بود تا در نوبت نایستد دستگیر کرده اند. اما احمدی نژاد دست از پشتش بر نمی دارد که نمی دارد.

سومین هفته فروردین ۱۳۹۱ است. سردار نقدی، سردارصفار هرندی و حسین شریعتمداری که لیست «انتخاب اصلح» در انتخابات ۱۲ اسفند مجلس شورای اسلامی را تهیه کردند، ‌حالا دست به کار شده‌اند تا حدادعادل راهم برکرسی ریاست رئیس مجلس نهم بنشانند. می‌توان علی لاریجانی را هم درلباس نخست وزیری دید.

باز رد پای علاء الدین بروجردی، رئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس در پرونده اختلاس سه هزار میلیارد تومانی پیدا می‌شود.

اخبار حاکی است در صورتی که در سال ۹۱ اعتبارهدفمندی معادل سال ۹۰ تعیین شود، ۲۹ میلیون نفر از فهرست یارانه بگیران حذف می‌شوند.

بانک مرکزی جمهوری اسلامی رسما اعلام می کند که نرخ تورم درآخر سال ۱۳۹۰ با ۹.۱ درصد رشد نسبت به سال گذشته به ۲۱.۵ درصد رسیده است.

آیت الله ناصر مکارم شیرازی، مرجع تقلیدی که از هر چیز بی خبر باشد، از قیمت شکر خبر دارد، این نرخ را «شک برانگیز» می خواند.

برادر بازجوحسین شریعتمداری، مثل همیشه بر نظر فقها و مراجع شرح می نویسد: «گرانی لجام گسیخته، جهشی و مصنوعی برخی از کالا و خدمات ضروری، ناشی از بی‌توجهی و مسئولیت ناشناسی شماری از مسئولان و مراکز تصمیم ساز است، مسئولانی که به جرات می‌توان گفت از حوزه دغدغه‌های مردم دور شده و به مرز نامردمی رسیده‌اند.»

گزارش‌های متعدد رسانه‌های ایران از افزایش افزایش قیمت‌ها، به‌ویژه کالاهای مصرفی، حکایت دارد که یکی ازآنها تیتر می شود: موز از مرز۴۰۰۰ تومان گذشت.

خبرگزاری مهر، پیش بینی می کند که قیمت حامل‌های مختلف انرژی، همچون بنزین، گازوئیل، برق، گاز طبیعی و آب، در سال جاری بین ۲۰ تا ۴۰ درصد افزایش بیابد.

همه‌ کارگران ذوب آهن غرب کشور در نخستین روز كاری سالی که توسط «مقام رهبری» سال «تولید ملى، حمایت از كار و سرمایه‌ ایرانى»، نام گرفته از کار اخراج می شوند.

خبرگزاری کار ایران از اخراج ۳۰ درصد از کارگران واحدهای تولیدی سراسر کشور از ابتدای سال ۹۱ خبر می دهد و می نویسد: «با ادامه روند فعلی، تا پایان سال جاری بخش عمده‌ای از کارگران فعال در واحدهای تولیدی اخراج می شوند.»

عقب‌گرد از آفریقا، به ترک آمریکای لاتین پیوند می خورد. رئیس جمهور جدید برزیل که طرفدار طرفدار حقوق بشر است، بعد ازدیدار باشیرین عبادی آب پاکی روی دست احمدی نژاد می ریزد. میلیونها دلاردیگر برای حضور در حیات خلوت آمریکا بر باد می رود.

آمریکا، ایران را در محاصره کامل دارد ودستور رفتن بشار اسد را صادر کرده است. دولت سوریه همان سیاست متحدش درتهران را دنبال می گیرد: وقت کشی.خواستار دريافت «تضمين کتبی» از «گروه های مسلح تروريست» می شود که وارد شهرها نشوند.

کوفی عنان، نماینده ویژه سازمان ملل و اتحادیه عرب در امور سوریه، که گزینه حذف مرحله ای دیکتاتور دمشق را پیش می برد، درتهران است. او صبح چهارشنبه در یک کنفرانس خبری ابراز امیدواری می کند که ایران بخشی از راه‌حل بحران سوریه باشد. وزیر امور خارجه «نظام» تاکید می کندکه تغییرات سوریه باید تحت رهبری بشار اسد صورت گیرد.

عصر چهارشنبه، سخنگوی کاخ سفید زنگ خطر را به صدا در می آورد: «دولت سوریه به ضرب الاجلی که تعهد داده بود رعایت کند احترام نگذاشته است.ما به لحظه حساس تصمیم گیری نزدیک می شویم.»

ساعتی بعد، سخنگوی کوفی عنان خبر می دهد: «دولت سوریه اعلام کرده است عملیات نظامی را از صبح روز پنج شنبه-ـ امروزـ- در شهرهای مختلف این کشور متوقف خواهد کرد.»

بله. سمبه پر زور است. نوبت تصمیم گیری به سرعت برق به سید علی خامنه ای می رسد.آخرین عکس منتشره، او را درمیان محمود احمدی نژاد و هاشمی رفسنجانی نشان می دهد. رئیس جمهور تشریفاتی می کوشدپروژه اصلی بانک جهانی ـ یارانه ها ـ را از مرگ نجات بدهد. کسی نمی داند خبرهای ارتباطات پنهانی تیمش با امریکا درست است یانه، اما سیاست یارانه ای قویترین پیوند او با مرکز سیاست جهانی سرمایه داری است.

هاشمی رفسنجانی که درلحظه نود ضرورت مذاکره باامریکا را پیش کشیده، این هفته روی بازسازی رابطه با عربستان دست می گذارد. او ایران و عربستان را «جزو بزرگ‌ترین و مهم‌ترین کشورهای اسلامی» معرفی می کند که همکاری آن‌ها می‌تواند مایه آرامش کشورهای مسلمان شود. کنترل افراطی‌ها هم شرط این آرامش است.

سید علی خامنه ای که دردوران ماه عسلش با محمود احمدی نژاد، نظراتش رابه اونزدیکتر از هاشمی رفسنجانی اعلام کرده بود، حالا از زحمات رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام قدردانی می کند.

از هردو سوی خامنه ای راه به آمریکا می رسد. اسدالله عسگراولادی رئیس اتاق بازرگانی ایران و چین، دیدگاه هیات موتلفه را به زبان اقتصاد بیان می کند: «ما در مذاكراتمان به كشورهای جهان می گویم كه دیگر قصد واردات كالاهای مصرفی را نداریم. در عین حال که ما به سمت عهدنامه حدیبیه ( صلح ده ساله میان مسلمانان و بت پرستان ) می رویم و دیگر از بدر و خیبر فاصله گرفته ایم.»

تائید سیاست هاشمی رفسنجانی و رد شیوه علی خامنه ایست که هنوزیاران «بصیر»ش بر منابر آن را تکرار می کنند.

سید احمد علم‌الهدی، امام جمعه مشهد یک نمونه: «آمریکا در هیچ زمانی مثل الان این قدر ذلیل و منفور نبوده است. مذاکره با آمریکا به مصلحت ما نیست.»

علی سعیدی نماینده آیت الله خامنه ای در سپاه پاسداران، نمونه دیگر: «نظر آیت اله خامنه‌ای ایستادگی در برابر آمریکاست زیرا این ایستادگی را تنها راه حفظ جمهوری اسلامی می داند.»

همه راهها به یک جا می رسد: حفظ نظام. و یک نام: آمریکا. تصمیم گیرنده هم فقط یک نفر است: سیدعلی خامنه ای.آیا او «اشتباه صدام» راتکرار خواهد کرد؟ ایران قربانی ماجراجوئی مذهبی خواهد شد؟

ائتلاف جهانی همه کارت های زرد را نشان داده است. عقب نشینی سوریه در دقیقه نود و قرار گرفتن میت رومنی در جایگاه رقیب اوباما در انتخابات نزدیک، لحظه را حساستر و تصمیم گیری را خطیر تر می کند. رقیب جمهوریخواه اوباما بارها گفته است: «آمریکا در رابطه اش با جهان اسلام با دو خطر روبه رو است اول جهاد رادیکالی و دوم خطر ایران.»

و او برای منع ایران از کسب سلاح هسته ای تلاش می کند و برای رسیدن به این هدف، استفاده از گزینه نظامی را بعید نمی داند.

اوباما «هنوز» از مذاکره می گوید و رقیبش با پرچم جنگ می آید.

 

خانم ها! آقایان!

هفته سوم فروردین نود و یک که می تواند ماه سرنوشتی تاریخ ایران باشد، تمام می شود. بهاران اما دل انگیز نیست. ملک الشعرای بهار فریاد بر می کشد برمن و شما:

کشور ایران ز انبوه فتن در خطر است

‌ای وطن خواهان زنهار وطن در خطر است

 

و تاریخ خطر در ایران را تورقی می کند:

سکندر کینه جوی رفت ز ایرانتان

هرقل رومی‌نژاد بکرد ویرانتان

زگیر و دار عرب تهی شد اوطانتان

خزان چنگیزیان شد زگلستانتان

بهار ایرانتان بازخوش و با صفاست

ایران مال شماست، ایران مال شماست

گهی که شد اصفهان به چنگ افغان دچار

لشکر پطر کبیر یافت به گیلان قرار

عراق و تبریز شد زخیل ترکیه خوار

جنبش ملی کشید یکسره زایشان دمار

ماند به ایرانیان ایران بی‌باز خواست

ایران مال شماست، ایران مال شماست

وقت تنگ است

هوشنگ اسدی

تحلیلگر سرشناس انگلیسی آسمان سردسیاست در ماه آخر زمستان را چنین می بیند: «هر روز نشانه هایی دیده می شود که جنگ علیه ایران در راه است.» ژنرال مارتين دمپسی، ریيس ستاد مشترک ارتش آمریکا و ويليام هيگ، وزير خارجه بريتانيا، نگران جنگ در منطقه هستند. لوپوئن می نویسد: «جنگ پنهان آغاز شده است.» فوکوس خبر می دهد: «اسرائیل حمله هوایی می کند.» رئیس ستاد مشترک ارتش اسرائیل می گوید: «در نهایت این اسرائیل است که در مورد حمله به ایران تصمیم می گیرد.» روس ها از زبان ژنرال ماکاروف، رئیس ستاد ارتش روسیه زمان حمله را پیش بینی می کنند: فروردین تا خرداد. الکساندر لوکاشویچ، سخنگوی وزارت خارجه روسیه حتی نشانی دقیق محل حمله رامی دهد:پایگاه نظامی مناس در کشور قرقیزستان.

بی دلیل نیست که ارتش روسیه دستورمی گیرد برای مقابله با حمله نظامی به ایران تدارک ببیند. وحتی ارمنستان خودرا مهیای پذیرش آوارگان جنگ می سازد.

دنیس رایس ـ- مشاور سه رئیس جمهور آمریکا-ـ صحنه را مثل روز شفاف می کند: «اسرائیلی ها معتقدند که تا پائیزآینده ایران پروژه‌ی اتمی خود را به حدی گسترش خواهدداد که دیگر نسبت به یک حمله‌ی نظامی مصون خواهد بود. چشم اندازی که در آن ایران به عنوان قدرت اتمی به حساب بیاید، بسیار خطرناک خواهد بود؛ حتی خطرناک تر از بمباران پایگاههای اتمی ایران.» وهشداری تاریخی می دهد: «وقت تنگ است.»

هفته نخست ماه آخر سال ایرانی است. بازرسان آژانس اتمی دست خالی از تهران بر می گردند. یوکیو آمانو، مديرکل آژانس بين المللی انرژی اتمی، نیمه شب مصاحبه می کند تابگوید: «مايه تاسف است که ايران درخواست بازديد از پارچين را نپذيرفت. آژانس با روحيه سازنده ای وارد مذاکرات شد، اما به هيچ توافقی دست نيافت.»

صدائی که درجهان طنین می اندازد و معلوم نیست چه تاثیری برآماربعدی موسسه معروف گالوپ می گذارد که همین روزها نتایج آخرین نظر خواهی اش منتشر شده است: «۳۲ درصد از مردم آمریکا، دشمن شماره یک خود راجمهوری اسلامی می دانند. این رقم در نظرسنجی سال ۲۰۱۱ تنها ۲۵ درصد بوده است.»

هوشیارترین وزیر اطلاعات تاریخ که حیدر مصلحی باشد، چنین تصویری بدست می دهد: «جنگی تمام‌عيار و همه‌جانبه عليه جمهوری اسلامی در حال اجراست. بنده بر اساس اطلاعات دقيق خدمت شما عرض می‌کنم که ما در وضعيت يک جنگ نرم سنگين هستيم.»

و » نظام» در حال اجرای «راه حل برد-ـ برد» در برابر این «جنگ نرم سنگین» است. سیاستی که علی اکبر صالحی عنوانش می کند، فريدون عباسی رييس سازمان انرژی اتمی، وجه اتمی اش را بزبان می آورد: «عبور از دوران مبادله اورانيوم غنی سازی شده با سوخت ۲۰ در صدی»؛ و محمد حجازی، بر آن نام می نهد: «استراتژی تهدید در برابر تهدید».

معاون آماد و پشتیبانی ستاد کل نیروهای مسلح، منشاء راهبردی این راهبرد را عریان می سازد: «مفهوم تغییر استراتژی که مقام معظم رهبری اعلام کردند این است که ما دیگر منتظر نمی‌مانیم تا دشمنان دست به اقدام علیه ما بزنند و بعد ما تازه اقدام عکس‌العملی انجام بدهیم.»

هفته ای است که پدر عروس «مقام معظم رهبری» در یک گردهم آئی انتخاباتی، شعری در صف او می خواند و، محمدعلی رامین به سبک کاسه لیسان تاریخ دراز مداحی روی دستش بلند می شود.

و سیدعلی خامنه ای که به شهادت حداد عادل»دو چشمانش چراغ شام یلدای همه» و «آفتاب صورتش خورشید فردای همه» است؛ ایران را که به تمامی در قبضه قدرت اوست با استراتژی جدیدی به مصاف جهان می برد.

و «مبارزه‌ندیده‌ها که مبارز شده‌اند؛ جبهه‌نرفته‌ها و جنگ‌ندیده‌ها که تحلیل‌گر شده‌اند و سرد و گرم نچشیده‌های انقلاب و مبارزه که تازه به دوران رسیده‌اند»- به گفته هاشمی رفسنجانی – در پی او روانند. شیخ دلاور در بند اینان را «بی ریشه» می خواند و مصطفی تاج زاده «طالبان شیعه» می نامیدشان.همه هم لابد سند از رامین دارند که «امام خامنه ای، که جهان تشنه شناخت اوست؛ عالم‌ترین، مدبر‌ترین، قانون‌مدار‌ترین، صبور‌ترین، شجاع‌ترین، متواضع‌ترین و با سخاوت‌ترین انسان روزگار است.»

رضا تقی زاده – تحلیلگرسیاسی – استراتژِی جدید «نظام» را چنین تببین می کند: «در وضعيت کنونی، تهران مصمم است به جای تعامل و سازش با جامعه جهانی، معادل فشار های خارجی را نمونه سازی و بدون در نظر گرفتن تاثير گذاری واقعی چنين اقداماتی، آنها را در بازار داخلی به نمايش بگذارد. اعزام يک ناو شکن (نقدی) و يک کشتی تدارکاتی (خارک) به سوريه به تلافی حضور نزديک به پنجاه فروند ناو جنگی پيشرفته آمريکا و همپيمانان آن در آب های خليج فارس، اعلام خودداری از فروش نفت به بریتانیا و فرانسه بعد وقطع فروش نفت به دو شرکت توتال و شل. و اينک اعلام آمادگی برای فروش سوخت اتمی در قبال پيشنهاد سال گذشته جامعه جهانی برای فروش سوخت به ايران.»

ناوهای جمهوری اسلامی دوری می زنند و بر می گردند. احمد توکلی می گوید: «اروپا تاوان تحريم را می‌پردازد، » واز «اقدام دولت در قطع صادرات نفت ايران به اروپا» تقدیر می کند تا فضا سازی کند. بلافاصله معلوم می شود که توتال و شل ـ فرانسه و انگلستان- خرید نفت از ایران را پیش از این متوقف ساخته اند. «برادران» طبق معمول روغن ریخته را نذرامامزاده تبلیغات کرده اند.

وزير امور خارجه انگليس می گوید که نگران آینده هم نیست: «توقف فروش نفت تاثيرى روى امنيت انرژى انگليس يا عرضه نفت نخواهد داشت.»

کميسيون اروپايی هم آب پاکی روی دست همه می ریزد: «در صورتی که ايران صادرات نفت خود را قطع کند، خللی در وضعيت کشورهای اروپايی ايجاد نخواهد شد. آنها برای ۱۲۰ روز ذخيره نفتی دارند.»

جمهوری اسلامی هنوز رویچین وهندو ترکیه، حساب می کند. چین درماههای اخیر ۲۰۰ هزار بشکه نفت اضافی از ایران خریده است. بجای دلار، کالای بنجل چینی می دهد و براستی سیاست «برد- برد» راپیش می برد. راهی که هند هم در پیش گرفته است تا فعلا سه میلیارد دلار طلب صادرکنندگانش را وصول کند، شامل موارد زیر: «۶۲۳ میلیون دلار واردات آهن و فولاد، ۴۵۳ میلیون دلار مواد شیمیایی، ۴۱۹ میلیون دلار غلات، ۱۴۳ میلیون دلار ماشین آلات و ۸۷ مییلون دلار دارو و مواد دارویی» و باضافه۱۴۴ میلیون دلار برنج.

نيکلاس برنز- از مقامات سابق وزارت خارجه آمريکا – اين اقدام هند را سيلی بر صورت آمريکا توصيف می کند.

تحول تازه در مساله اتمی هم به سلاح جدیدی علیه «نظام» مبدل می شود.سناتورهای امریکایی می گویند: «ایران درصدد خرید زمان و تضعیف فشارهای بین المللی بر خود است.»

فاکس نیوز می نویسد: «به گفته دیپلمات ها در وین، ایران مصمم است غنی سازی اورانیوم را در سایت زیر زمینی خود چنان توسعه دهد که هر زمان که تصمیم بگیرد بتواند به تولید کلاهک هسته ای دست بزند.تهران آخرین تنظیمات مربوط به استقرار هزاران سانتریفوژ نسل جدید را در تاسیسات هسته ای خود به اتمام رسانده. نسل جدید سانتریفوژها قادر هستند اورانیوم را با سرعت بیشتر و به نحو موثر تری غنی سازی کنند.»

وزیر خارجه بریتانیا-ـ ویلیام هیگ-ـ به دیلی تلگراف، می‌گوید: «ایران به طور واضح به دنبال تولید تسلیحات اتمی است. امری که موجب آغاز رقابت تسلیحاتی در خاورمیانه می شود، و با توجه به نبود «مکانیسم‌های ایمنی» کافی می‌تواند به مراتب خطرناک‌تر از جنگ سردی باشد که میان شرق و غرب در جریان بود.»

در هفته ای که خبرنگار «مومن» حکومت در آذربایجان «هروئینی»، از کار در می آید، وزیر اطلاعات در باره نقش «برادران بد نام » مربوطه در سیاست «تهدید در برابر تهدید» دادسخن می دهد: «وزارت اطلاعات به عنوان مهم‌ترين بازوی اطلاعاتی نظام با اشراف خوب اطلاعاتی که مورد اعتراف دشمنان و دوستان نظام است، با طراحی‌های دشمنان در تمام جبهه‌ها در حال مقابله است و در اين ارتباط سربازان گمنام امام زمان (عج) به موفقيت‌های چشمگيری دست پيدا کرده‌اند.»

حیدر دو صفر هفت دارد بر رسوائی عملیات ترور درتایلند سرپوش می گذارد.عکس های مامورین اعزامی «نظام» باروسپیان تایلندی جهانی شده است. «برادر حسین» که پیداست از لو رفتن همکارانش سخت عصبانی شده، می نویسد: «بازداشت شدگان ایرانی، در مدت چند روز اقامت در بانكوك مشغول «شرب خمر» و هرزگي با «روسپيان» بوده اند.»

و درست دراین اوضاع و احوال، يک گروه تروريستی «مرتبط با سپاه پاسداران» در جمهوری آذربايجان کشف و اعضای آن بازداشت می شوند. بازداشت‌شدگان با وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی و حزب الله لبنان مرتبط بوده وقصد ترور سفیر اسرائیل در جمهوری آذربایجان را داشته اند.

برنده اصلی این سیاست باز هم اسرائیل است. نخست وزير اسرائيل بلافاصله می گوید:» ماهيت تروريستی ايران برای همه جهان روشن شد و دنيا بايد برای چنين حکومتی خط قرمز بگذارد.»

طبق معمول سنواتی کسی بروی مبارک نمی آورد. «نظام» تحت رهبری «عالم‌ترین، مدبر‌ترین» انسان روزگار بی وقفه در حال «برد» است و بر خارج و داخل کشور «اشراف عمیق اطلاعاتی» دارد.

معاون فنی وزارت اطلاعات کشف تازه ای می کند: «شبکه اينترنت عامل تهديد يا ابزار جاسوسی نيست بلکه خود تهديد و جاسوس است.» خود مقام وزارت، وضعيت بازار ارز و سکه را «شوک های کاذب» می خواند و خبر جالبی می دهد: «برخی از خودی ها نيز در اين مقوله دچار چالش و اشتباه شدند و جاهايی از نظام رفتند و ميلياردی سکه خريدند.»

و معلوم نیست ماموران وزیرچرا بجای دستگیری «خودی» هائی که «ميلياردی سکه» خریده اند، به منزل احمد منتظری فرزند، آیت الله حسینعلی منتظری، یورش می ببرند.

فرزند مرجع تقلید سبز به سربازان «شجاع‌ترین، متواضع‌ترین و با سخاوت‌ترین انسان روزگار» که همان آقای خامنه ای باشد، حرفی تاریخی می زند: «این خیلی تنگ نظری است که نظام یک اتاق را درون خانه من نتواند تحمل کند.»

ولی آنها به قول خودشان «عملیات» شان را تمام می کنند و می روند. وتازه خبرحکم ۲۳ سال زندان برای فعالین زیست محیطی آذربایجان منتشر می شود و به گزارش تکان دهنده وضعیت سعید ملک‌پور پیوند می خورد: از حدود ۴۰ روز پیش این برنامه نویس کامپیو‌ترکه به اعدام محکوم شده، از ملاقات با خانواده اش هم محروم شده و گمان می‌رود بازجویان سپاه پاسداران در تلاش برای اخذ دومین اعتراف تلویزیونی از وی باشند.

کا‌ترین اشتون، مسئول سیاست خارجی اتحادیه‌ اروپا، برای دومین بار در سال گذشته از مقام‌های جمهوری اسلامی می خواهد تا اجرای حکم اعدام سعید ملک‌پور را متوقف کنند.

ظاهرا ذوب شدگان در «قامت نخل بلند گلشن آزادگی» با بی توجهی به پسند او، سبب شکست طرح وحدت اصولگرایان درانتخابات شده اند. درجنگ گرگها، حتی به هشدار امنیتی کیهان هم توجه نکرده اند.

«غلام خانه زاد» که غلامعلی حدادعادل باشد، پیش از این از قول آیت الله خامنه ای اعلام کرده بود: «رهبری معظم انقلاب مایل نیستند كه از سوی ما اصول‌گرایان در انتخابات مجلس نهم بیش از یک فهرست ارائه شود» و حالا می گوید: «ما اقدامات خود را در این رابطه انجام دادیم و تلاش کردیم تا تکثر لیست اتفاق نیفتد، اما نشد.»

حتی پادرمیانی افراد نزدیک به «مقام رهبری» مانند آیت الله محمدرضا مهدوی کنی و محمد یزدی و علی اکبر ولایتی نیز فایده ای نداشته است. «جرزنی و تفرقه افکنی»، هشدارها و تلاش‌ها برای پرهیز از اختلاف و گسترده‌تر شدن لیست‌های انتخاباتی اصولگرایان به جائی نرسیده است. سرانجام مهدوی کنی و یزدی، به کلمه متحد در «جبهه متحد اصولگرایان» بسنده کرده و لیست این ائتلاف را «اصولگرای قطعی و واقعی» خوانده اند. لابد هم کسی سراغ»آقا امام زمان» می رود که برایشان حکم و امضاء بگیرد.

معلوم نیست چه کسی هزینه برنامه های انتخاباتی «اصولگرایان قطعی وواقعی» راخواهد داد. فعلا که بر سرپرداخت خمس ۴۵۰ میلیون تومانی اموال صادق محصولی، پشتیبان مالی جبهه پایداری، دارند دعوا می کنند. بر اساس و با تخمین سایت‌های اصول‌گرا، محصولی در سال گذشته حداقل ۲۲۵۰۰۰۰۰۰۰درآمد بیش از نیاز و خارج از مخارج داشته است.

یک کسی سر سیاه زمستان پیدا کند وطن فروش را تا ملت به خواهش سرداررحیم صفوی -مشاور نظامی فرمانده کل قوا- گوش کنند: در انتخابات شرکت و بار دیگر «حماسه ای مانند ۲۲ بهمن» خلق کنید.

هفته اول اسفند ۱۳۹۰ تمام می شود. سوسمار بی باک به تمامی دهان گشوده است. ایران را جنگ و ویرانی و تجزیه تهدید می کند. حلقه محاصره درعمل و بسرعت تنگ وتنگتر می شود.

شبکه جهانی بین بانکی نقل و انتقال ارز، سویفت SWIFT، در مورد قطع همکاری با موسسات تجاری ایران که شامل تحریم های اتحادیه اروپا می‌شوند، اعلام آمادگی می کند.

دنيس راس، از اعضای ارشد تيم مشاوران باراک اوباما، می گويد که همه درخواست های اسرائيل در زمينه برقراری تحريم های فلج کننده عليه جمهوری اسلامی ايران جامه عمل پوشيده است و تمامی مطالباتی که اسرائيل برای تحريم صنعت نفت، بانک مرکزی و ساير گام ها عليه ايران مطرح کرده بود، اکنون برقرار است.کاهش نيمی از ارزش پول ايران «آن هم تنها در شش هفته»، بارزترين نشانه از متزلزل شدن پايه های اقتصاد ايران است.

ونکوور سان از شرایط اقتصادی ایران گزارش می دهد: «ابر سیاه مشکلات برسر خانوارها.»

همه اخبار حکایت از این دارد:»دیگر هیچ چیزی نمی‌‌تواند مانع سقوط رژیم اسد بشود. فقط زمان آن هنوز مشخص نیست. سرنگونی اسد برای سران تهران یک ضربه‌ی سنگین سوق‌الجیشی خواهد بود…»

محمد نوریزاد در بیست‌وسومین نامه اش به آیت‌الله خامنه‌ای می نویسد: «آنها به ما حمله خواهند کرد!چه تلخ اگر که بگویم آن «دشمن»ی که هماره از آن سخن می‌گفتید، امروزه برای برچیدن بساط ما شال و کلاه می‌کند. جنگی اگر دربگیرد، بسیاری از مردمان ایران را باور براین است که این جنگ، ربطی به آنان و خواسته‌های آنان ندارد. جنگی است میان قدرت‌های زیرک جهان از یک سوی، و روحانیان و پاسدارانی که در تنگنای رفتن و ماندن، به دست‌های خونین و اموال غارت شده‌ی خویش می‌نگرند، از دیگر سوی.»

 

شعر معروف ملک الشعراء بهار در فضای مجازی چرخشی مدام دارد:

اين دود سيه فام که از بام وطن خاست

از ماست که بر ماست

وين شعله سوزان که بر آمد ز چپ و راست

از ماست که بر ماست

جان گر به لب ما رسد از غير نناليم

… با کس نسگاليم

از خويش بناليم که جان سخن اينجاست

از ماست که بر ماست

ما کهنه چناريم که از باد نناليم

بر خاک بباليم

ليکن چه کنيم آتش ما در شکم ماست

از ماست که بر ماست

ده سال به يک مدرسه گفتيم و شنفتيم

تا روز نخفتيم

و امروز بديديم که آن جمله معماست

از ماست که بر ماست

گوييم که بيدار شديم، اين چه خيالي است؟

بيداري ما چيست؟

بيداري طفليست که محتاج به لالاست

از ماست که بر ماست

از شيمي و جغرافي و تاريخ نفوريم

از فلسفه دوريم

وز قال وان قلت به هر مدرسه غوغاست

از ماست که بر ماست

گويند بهار از دل و جان عاشق غربي است

يا کافر حربي است

ما بحث نرانيم در آن نکته که پيداست

از ماست که برماست

در سالروز پيمان صلح امام دوم شيعيان با خليفه پنجم، رسانه های ایران از توصيه آیت الله علی خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی، به خواندن کتاب «صلح امام حسن» خبر می دهند.

صدای آيت الله خامنه ای شنیده می شود: «امام حسن مجتبی وقتی نگاه کرد به وضع خودش و وضع کوفه و شرايط اجتماعی و سياسی، فهميد که اگر حالا جنگ را تمام کرد، تمام کرد. به همان ترتيبی که حکومت را تسليم کند به معاويه. اگر حالا جنگ را تمام نکند، يکسال ديگر، دو سال ديگر، پنج سال ديگر، ده سال ديگر هم اين جنگ ادامه پيدا کند، نتيجه باز هم همين است.»

اتفاقی است تبلیغ «صلح امام حسن»؟ «امام خامنه ای» شهامت سرکشیدن جام زهر دوم را خواهد داشت؟

چه کسی می داند پاسخ شگفت تاریخ چیست. ویرانی ایرانی را بنام سیدعلی خامنه ای خواهند نوشت و یا نجاتش را؟

جواب هرچه باشد، گل آزادی ایران در این عصر یخبندان آزادی خواهد شکفت.

دانشمندان روسی موفق شده اند با استفاده از دانه ها و ميوه ذخيره شده در انبار آذوقه يک سنجاب سيبريايی نوعی گياه ۳۰۰۰۰ ساله را احيا کنند. تصویرش زینت بخش این شماره نگاه هفته است. نبرد آزادی ماایرانیان هنوز در آغاز سده دوم است.


جهان علیه تهران

هوشنگ اسدی

بهمن می رسد. ماه انقلاب اسلامی. شعارهای انقلاب را حوادث روز، بعد از سی و سه سال تفسیر می کنند. استقلال: دلار درحال تبدیل شدن به پول رسمی کشور است؛ آنهم در سالی که رهبری سال «جهاد اقتصادی» خوانده بودش. آزادی: درهمین هفته دو رکورد جهانی دیگر بدست می آید: «رتبه ۱۷۵ام در میان ۱۷۹ کشور جهان از نظر آزادی مطبوعات » و» اعدام بیش از ۶۰۰ نفر در سال». و جمهوری اسلامی: «در بن بست اتمی گرفتار آمده». چنانکه جهان می بیند و اشپیگل آن لاین می نویسد.

در روزهای بهمن ۱۳۵۷ در تهران فریادهای «ماهمه سرباز توایم خمینی» شنیده می شد، در بهمن امسال «جنبشی درون نظام وزیدن گرفته است» که جانشین » امام خمینی» را نشانه دارد. سرداری دیگر از سرداران دوران گذشته که غلامعلی رجائی باشد، می آید تا سردار حسین علائی را در هجوم اوباش تنها نگذارد: «پچپچه های کوچه است که علنی می شود.» این دو سردار شاهد «مرگ هشت سردار سپاه در یک سال» اخیر بوده اند که همگی در دهه پنجم زندگی و بر اثر سکته و موارد نامعلوم به جهان دیگر رفته اند. هیچکس نمی داندسیستم امنیتی مخوف پایه ریزی شده توسط سعید امامی در حذف سرداران جنگ نقشی داشته است یانه، اما بروشنی می توان دست هائی که کنار گذاشتن هاشمی رفسنجانی از ریاست مجمع تشخیص را بار دیگر کلیدزده اند، دید.

در سالگرد دیگری ازانقلاب، تنها سید علی خامنه ای از گروه نخست رهبری باقی خواهد ماند و انبوه سردارانی که دوره اش کرده اند و از جنگیدن تنها رجز خواندن را می دانند.

در هفته اول ماه انقلاب، آخرین عربده کشی آنها کف می شود برآبهای خلیج فارس. فرمانده کل ارتش پس از مانور اخیر در تنگه هرمز فرموده بود ناوگان امریکا نباید دیگر به خلیج فارس بازگردد. کسی برای این حرف تره هم خرد نکرد.

دیوید کامرون، نخست‌وزیر بریتانیا، در دیدارازعربستان سعودی می‌گوید: «اگر ایران بخواهد تنگه هرمز را ببندد کشورهای جهان اجازه این کار را نخواهند داد. در مورد تنگه هرمز، منافع همه جهان در این است که این تنگه‌‌ باز بماند و من مطمئنم، اگر هرگونه تهدیدی برای بستن آن صورت گیرد، جهان دست به دست خواهد داد و کاری خواهد کرد که این تنگه‌ باز بماند.»

لئون پانته‌تا، وزير دفاع آمريکا، اعلام می کند: «ناو هواپيمابر «يو اس اس اينترپرايز» عازم خليج فارس می شود و عبور آن از تنگه هرمز پيامی روشن به ايران است.»

وناوگان امریکا بازمی گردد، نه تنها با اينترپرايز، با ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن و پنج کشتی جنگی دیگر.تازه ناوگان فرانسه و انگلیس هم همراه آن می آیند تا ضامن تحریم نفت ایران و بازنگهداشتن تنگه هرمزباشند.

عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس می فرماید: «آمریکا جرات نداشت به تنهایی از تنگه هرمز عبور کند.» سرتیپ حسین سلامی، یکی از رجزخوانان، صورت مسله راپاک می کند: «ناوهای جنگی آمریكا سالیان درازی است كه در خلیج فارس حضور دارند و تصمیم آمریکا برای اعزام ناوهای تازه، موضوع جدیدی نیست. باید اعزام ناوها را درهمین چارچوب دید.»
علی اکبر صالحی هم که معلوم نیست سر پیاز است، ته پیاز است و یا وزیر خارجه، یکسره منکر همه هارت و پورتهای سرداران می شود:» ایران هرگز قصد بستن تنگه هرمز را نداشته است.» رزمایش یک ماهه در خلیج فارس هم بدنیا نیامده، می میرد.

همکاران ما در روز وضعیت را در یک تیتر خلاصه می کنند: تحریم نفتی، آرایش جنگی. یک روز بعد از ورود ناوگان های آمریکا، انگلسی و فرانسه به خلیج فارس «ائتلاف اروپا و آمریکا علیه جمهوری اسلامی» برگ برنده ای بر زمین می زند.اتحادیه اروپا نفت، بانک مرکزی، تجارت الماس، طلا و دیگر فلزات گرانبها با ایران را تحریم می کند.وزیران خارجه ۲۷ کشور عضو اتحادیه اروپا، بر سر ممنوعیت هرگونه قرارداد جدید برای خرید یا انتقال نفت خام ایران به توافق می رسند. موافقت می کنند که همه دارایی‌های بانک مرکزی ایران را مسدود سازند، و هرگونه تجارت الماس، طلا و دیگر فلزهای گرانبها با بانک مرکزی ایران و دیگر ارگان‌های دولتی ایران را ممنوع می کنند.

دولت آمریکا تحریم های نفتی و بانکی اتحادیه اروپا را چنین می بیند: «گام محکمی در تلاش های جهانی برای افزایش فشار بیشتربرجمهوری اسلامی.» و بلافاصله وزارت خزانه داری امریکا بانک دولتی «تجارت» را در فهرست تحریم قرار می دهد. بانک تجارت در نقل و انتقال میلیون ها دلار برای کمک به برنامه هسته ای ایران دست داشته است.

«دیوید کوهن» یک مقام ارشد وزارت خزانه داری آمریکامی گوید: «در زمانی که بانک های جهان معاملات خود با ایران را قطع کرده اند و ارزش پول ایران بسرعت کم می شود، تحریم بانک تجارت یکی از آخرین راههای دسترسی ایران به سیستم مالی بین المللی را مسدود می کند.»

رئیس مجمع نفت ژاپن حرفش این است: «قادر به ادامه معامله با ایران نیستیم.» و خبر می رسد: «چين در سکوت واردات نفت از ايران را به نصف کاهش داده است».

حتی ترک ها به دنبال جایگزینی برای نفت ایران هستند.مقامات توپراس، پالایشگاه مشهور ترکیه قصد دارند در گفت و گو با مقامات نفتی عربستان سعودی که در ماه جاری میلادی انجام می شود، دسترسی به منابع جایگزین نفت ایران تا تابستان سال جاری را موردبررسی قرار دهند.

در تهران دلار ریسمان پاره می کندو سکه به رکوردی تاریخی دست می یابد و از مرز یک میلیون تومان می گذرد: «خرید در بازار به یورو و دلار، اقتصاد ایران در آستانه فروپاشی».

جواب های جمهوری اسلامی یاد آور، سخنان سعید صحاف در روزهای سقوط صدام حسین است. معلوم نیست پیمانکار بزرگ سردار رستم قاسمی که آمده بود تا توی دهان شرکت های نفتی جهان بزند، کجاست. اما بیانیه وزارتخانه متبوعه اش خواندنی است: «هیچ گونه خسارتی متوجه ایران نخواهد بود.» بیانیه وزارت خارجه تحریم‌های اتحادیه اروپا را «توجیه‌ناپذیر» می داند. و رامین مهمانپرست، سخنگوی این وزارت خانه مثل همیشه جوابی جز کلی گوئی ندارد: «اینها همه جنگ روانی است و این گونه اقدامات تنها باعث بدتر شدن اوضاع مربوط به پرونده هسته‌ای جمهوری اسلامی ایران می‌شود.»

بهتر ازاین نمی شود کشور را بباد داد. هیزم خشک است برای تنور جنگ و پاس طلائی به اسرائیل. ودرست در روزهائی که «موسسه علوم و امنیت بین المللی» که یکی از مراکز پژوهش های راهبردی در عرصه امنیت و مسائل دفاعی است، در گزارش جدیدی با عنوان «سنجش واقعیت ها» می نویسد: «حکومت ایران در صورت اتخاذ تصمیم نهایی برای تولید سلاح هسته ای به مدت زمان کمتری برای توليد اين تسليحات نیاز دارد.»

این گزارش توسط چهار تن از صاحبنظران در امور خلع سلاح و امنیت بین المللی تنظیم شده است و به دعوت سرد کاترین اشتون از تهران برای انجام «مذاکرات بدون پیش‌شرط اتمی»، معنای تازه ای می بخشد، از شکست میانجی‌گری اخیر ترکیه و دل شستن کامل جامعه جهانی از رسیدن به توافق هسته‌ای با جمهوری اسلامی خبر می دهد.

 

درهفته نخست بهمن دیگری که همه تلخکامی بر باد رفتن آرمان های مردم ایران را زنده می کند، تصویر واقعی جامعه ایران بعد از سی و سه سال حکومت اسلامی چنین است که نشریه»مریدین» تحت عنوان «هنگام فروپاشی شاخه و شانه می کشد» می نویسد: «جمهوری اسلامی بدلیل محافظه کاري سازش ناپذیر، قوم و خویش پرستي بي سابقه و عملکرد هاي اقتصادي اشتباه، دارد از درون متلاشي مي شود.حکومت ایران از یک سو تلاش مي کند صدایش را بالا ببرد، در مقابل غرب و تحریم هایش شاخ و شانه بکشد و از سوي دیگر دوراني را تجربه مي کند که هرگز از بعد از انقلاب خمیني، تجربه نکرده بود.نماي بیروني که ایران تلاش مي کند به نمایش بگذارد، کاملا متضاد با وضعیت داخلي آن کشور است. اظهارات غیر معتبر رئیس جمهور خستگی ناپذیر، محمود احمدي نژاد، علیه آمریکا، علیه استراتژي آمریکا در خاورمیانه، علیه متحدان آمریکا در منطقه و علیه نظام سرمایه داري، دیگر حتي دوستدارانش را هم متقاعد نمی کند، مثل کاسترو و چاوز. او در سفر اخیرش به آمریکاي لاتین نتوانست به موفقیت هایي که در سفر هاي گذشته اش دست یافته بود، برسد و حتي کساني چون هوگو چاوز، رئیس جمهور ونزوئلا و کاسترو، رهبر کوبا نیز نشان دادند که دیگر با او توافق ندارند.»

بر این اساس است که باراک اوباما رییس جمهوری امریکا ازعملکرد دولت خود در مورد اعمال تحریم‌های بین المللی علیه جمهوری اسلامی ایران دفاع می کند: «تحریم‌های بین‌المللی تحت رهبری امریکا، اقتصاد این کشور را «به هم ریخته» است.»

گرگها در تهران، می کوشند اقتصاد درحال تلاشی را با تهدید پلیسی درمان کنند. «پليس ارز، پليس سکه طلا، پليس گندم و برنج و نخود لوبيا» تدارک می بینند. بی ثمر است. ویرانی کشور دستاویز جنگ قدرت می کنند تا «انتخابات سرد» در راه را ببرند.

وزیر اقتصاد مسئولیت وضع نابسامان در بازار سکه و ارز را بر دوش گروه نامعلومی می گذارد که می‌خواهند در بازار «ایجاد اختلال» کنند. منتقدان دولت از جمله سردار محسن رضایی آشفتگی بازار را «ناشی از نادانی و عدم تخصص» در دولت محمود احمدی‌نژاد می دانند. گفتی آقا امام زمان سندوزارت این آقایان رابدون توجه به تخصص آنها امضاء کرده است.

پرویز سروری، رئیس کمیته امنیت داخلی مجلس دولت را «آتش‌بیار بازار ارز» معرفی می کند. غلامرضا مصباحی مقدم، عضو کمیسیون اقتصادی مجلس به «خبرهایی» اشاره دارد که از «دلالی دولت و بانک مرکزی در بازار ارز» پرده می گیرند. برادر «حسین شریعتمداری» هم بر اساس تخصص خود بحران اقتصادی را امنیتی می بیندو دنبال مامورین دشمن می گردد.

رضاتقی زاده ـ– تحلیل گر سیاسی-ـ می نویسد: «واقعيتی که عوامل دولتی در ايران وجود آنرا انکار ميکنند، قرار گرفتن کشور در وضعيت کامل جنگی است. در مراحل کنونی جنگ، اگر چه هنوز استفاده از قدرت آتش آغاز نشده، در عين حال هزينه های آن فراتر از خسارات ناشی از تخريب های جنگ گرم و از انهدام پل ها و راه ها و کارخانه ها رفته است.پول ملی نماد ارزيابی ارزش دارايی های ملی است. مردم ايران طی شش ماه گذشته، در نتيجه تخريب های جنگ نرم، و همچنين سياستهای مخرب تر دولتی، عملا نيمی از ارزش اسمی دارايی های خود را از دست داده اند.
واکنش امروز مردم نسبت به تحولات بازار، واکنش ناشی از ترس در شرايط جنگی است. در وضعيت جنگی، به دليل از ميان رفتن امنيت عمومی، پول محلی قابليت تبديل خود را به کالاها و خدمات و پول های ديگر از دست داده و به کاغذ پاره بی خريدار تبديل مي شود.طعم تلخ اين تجربه را به دردناک ترين شکل مردم آلمان طی روزهای پايانی جنگ جهانی دوم و سال های بعد از شکست نهايی رژيم نازی چشيده اند.کشورهای دچار ورشکستگی اقتصادی شده مانند زيمبابوه، و يا در شرف تغيير نظام سياسی، حاکم مانند روسيه و پانزده جمهوری اتحاد شوروی سابق نيز، بدون قرار گرفتن در وضعيت جنگی، سقوط ارزش پول ملی خود را شاهد بوده اند.»

خانم ها! آقایان! در سی و سومین بهمنی که چون بهمن بر میهن مافروافتاد، ایران تحت حکومت اسلامی به لبه یکی از هولناک ترین پرتگاههای تاریخ خودرسیده است.

اوضاع ـ– چنانکه از اخبار بر می آید-ـ چنین است: اسرائیل بایاری جمهوریخواهانی که آماده حضور در کاخ سفیدمی شوند، جنگ را در برنامه خود دارد و ازهمه نادانی و تند روی طالبان شیعی حاکم بر ایران برای رسیدن به این مقصود سود می جوید. ساندی تایمز می نویسد: «اسرائیل به آمریکا پیام داده که فقط ۱۲ ساعت قبل از حمله به ایران شما را آگاه می کنیم.»

سیاست دولت کنونی آمریکا و اروپا در لحظه کنونی بکار گیری گزینه تحریم شدیدبجای حمله نظامی است.به این ترتیب، ضمن باز نگاهداشتن تشریفاتی مسیر بازگشت ایران به مذاکرات، با هدف راضی ساختن نسبی روسیه و چین از یک سو و از سوی دیگر خنثی ساختن خطر توسل اسرائیل به جنگ، افزایش فشار‌ها علیه جمهوری اسلامی با استفاده از تمامی اهرم‌های موجود و ممکن، در دستور کار قرار گرفته‌است.
سخنان این هفته نیکلاسارکوزی را می توان در این متن دید. رئیس جمهور فرانسه می گوید: «مداخله نظامی مسئله را حل نمی‌کند. جنگ به هرج و مرج در خاورمیانه و چه بسا همه جهان بینجامد. من به دوستان چینی و روس خود می‌گویم: ما را برای تضمین صلح در جهان یاری کنید… ما بی‌تردید به شما نیاز داریم.»
رابرت بائر از مسئولان بلندپایه سابق سیا به هفته‌نامه لبنانی «الشراع» حرفهائی می زند که چشم انداز را روشنی فوق العاده می بخشد: «اسد به زودی خواهد رفت. حکومت بشار اسد تا ماه مارس آینده بیشتر به طول نخواهد کشید و بعد از آن سقوط می‌کند. دیگر برای ما اهمیت چندانی ندارد که در سوریه چه می‌گذرد. پاسخ‌ها همه در آنکارا و تهران هستند. سید حسن نصرالله دبیرکل حزب‌الله، به شدت ناراحت و عصبی است. وی قادر به انجام هیچ کاری نیست و حتی نمی‌تواند نیروهایش را برای کمک به بشار اسد به سوریه بفرستد. نصرالله اکنون فقط در حال گذراندن وقت است و به عنوان یک قدم کوچک حتی قادر نیست قاچاق سلاح از شمال لبنان به سوریه را متوقف کند.»

مامور عالیرتبه سابق سیا دارد از طریق دمشق نشانی تهران رامی دهد ودرهفته ای که عبدالله صالح از مردم عذرخواهی می کند و از یمن می رود.اتحادیه عرب خواستار واگذاری اختیارات بشار اسد به معاونش می شود. پاسخ دیکتاتور سوریه هنوز «نه» است. هنوز می کشد.

هفته به پایان می رسد. سی و سومین سال جمهوری اسلامی به آخر نزدیک است. بهرام خراسانی می نویسد:»در هنگامه سرنوشت ساز کنونی ایران، تنها گروهی قزلباش و طرار از سران حکومت جمهوری اسلامی برجای مانده، و مدتهاست که این حکومت، به موسی و عصایش تبدیل شده است.

درآخرین ساعات چهارشنبه فراخوان۳۹ دلاور زندانی منتشر می شود:

امضا‌ء‌کنندگان این بیانیه که خود از پرداخت هزینه‌ برای تحقق خواست‌های قانونی و ایستادن پای سخن حق، ابایی نداشته‌‌اند، بر این باورند که رسیدن به چشم‌اندازهای مطلوب مستلزم هزینه است. معتقدیم که آرمان‌های انقلاب مردمی ۱۳۵۷ و تحقق آزادی و جمهوریت و استقلال و رفاه و پیشرفت، در گرو کوشش پیگیر و تلاش مصمم و بی‌یأس است؛ این راهی است که از مشروطه و نهضت ملی گشوده شده و تداوم‌اش با عزم مستدام یاران صبور و متوکل و امیدوار سبز در پیوند است.

یعقوب‌وار وا اسفا همی زنم / دیدار خوب یوسف کنعانم آرزوست

والله که شهر بی تو مرا حبس می‌شود / آوارگی و کوه و بیابانم آرزوست

جانم ملول گشت ز فرعون و ظلم او / آن نور موسی عمرانم آرزوست

 


مشترک مورد نظر در دسترس نمی باشد

نوشابه امیری

از جهان هیچ نمانده ست مرا جز وطنم

خانه ویرانه و زخمی ست تنم

مام میهن همه جا زهر به کام

خصم ایران همه جا در پی دام

زتن گربه ما خون جاریست

گرگ حاکم  ز پی خونخواریست

خاک ایران همه در توبره است

شیخ بی دردگرفتارخورست

….

این چند خط را خواننده ای برایم فرستاده و در پی آن پرسیده :یعنی کسی نیست که بشنود؟

در اندیشه این پرسش بودم که فیلم تولیدی رجانیوز، سایت وابسته به حکومت و نهادهای امنیتی اش را دیدم؛ گزارشی  در پی اثبات «فاحشه» بودن زنان سینمای ایران و اینکه «سینما همین است!»

این فیلم به خودی خود، شفاف ترین عکس و «رجا»ترین تصویر از نظام مقدس جمهوری اسلامی است؛ نظامی که لازم نیست برای تصویر و تصور آن راه دور برویم، که «برادران» خود شاهد هر روزه اند. اما آنچه موجب نوشتن این مقال شد نه خود فیلم که تاکید به اصطلاح مجری برنامه برخاموش بودن موبایل های بازیگران سینمای ایران بود و تعجب وی از اینکه «در این روزهای حساس،  مشترک مورد نظر در دسترس نمی باشد.»

برای رجا نیوزی ها البته که «روز حساس» روزیست که بازیگر جوانی، به گفته آنان برهنه شده و دین و ایمان آقایان بر باد داده باشد؛ آقایانی که بسیاری شان حاضرند جهانی را بدهند و دمی دم خور همین بازیگر جوان باشند.

«روز حساس» ایران برای ما مردمان اما روزیست که  سال ها  به درازا کشیده و طی آن مشترک حکومت در دسترس نبوده و نیست؛ روزهایی که به کلام این خواننده «ز تن گربه ما خون جاریست»؛ روزهایی که دست ها به ماشه آغاز جنگ نزدیک می شود، روزهایی که ارزش پول ملی ما به هیچ می رسد، روزهایی که مردمان ما ته مانده  اندوخته هایشان را در صف های طویل به «پول خارجی» تبدیل می کنند، روزهایی که  نفت و بانک و تولید و تجارت و صنعت و کشاورزی و…. ما به قعر تحریم فرو می رود، روزهایی که چهره  آقای خامنه ای از دیدن فرزند یک دانشمند هسته ای ترور شده، «تغییر» کرده، روزهایی که کسانی از قماش رجا نیوزی ها برای رفتن به مجلس به خودزنی افتاده اند  و….. اما مشترک حکومت ـ گردانندگان حکومت اسلامی ـ در دسترس نمی باشد. موبایل حکومت خاموش است؛ حکومت گران در دسترس نمی باشند، که اگر در دسترس بودند، آقای خامنه ای از «انتخابات پرشکوه» سخن نمی گفت، احمدی نژادش از بی اثری تحریم، سردارانش از اینکه «تحریم ایران شرایط اقتصاد اروپا را وخیم تر می کند»، وزیر اطلاعات حکومت از «۱۵ برنامه استکبار برای ضربه زدن به انتخابات» سخن نمی راندند. کارشناس حکومت نمی گفت «دستان غرب به زودی بالا می رود»، وزیر صنعت جمهوری اسلامی ارز نداشته اش را وقف تامین نیاز «وارد کنندگان رسمی» نمی کرد، معاون فرهنگی سپاه خبر از آن نمی داد که «آمریکا و اروپا قدرت نفوذ استراتژی ایران اسلامی را دریافته اند»، ….

آری؛ سربازان گمنام امام زمان در رجانیوز! با خاموش بودن موبایل فلان بازیگر سینمای ایران ـ که اتفاقا تعدادی از آنان دست پخت همین نظام مقدس هستند ـ ایران بر باد نمی رود،  خاموش بودن موبایل حکومت است که فاجعه آفریده و می آفریند. در دسترس نبودن فلان بازیگری که «مشایی»های شما آنان را به «خانه خدا» برده اند، خانه ما را بر باد نمی دهد، دور از دسترس بودن سران شما اما زمینه ساز به توبره کشیده شدن خاک میهن ماست.

متوجه می شوید؟ قطعا نه. چرا که حکومت جمهوری اسلامی و کارگزارانش، مدت هاست  مشترکانی خارج از دسترس اند؛ مشترکانی که سر در برف فرو برده و به جای پاسخگویی به پرسش های روبه فزونی مردمان، راه چاره را در خودگویی و خود خندی یافته اند.

آقایان! اما یادتان باشد مردمان ایران، مشترکانی همیشه حاضرند که هر روز، به شیوه و زبانی، به وضعیت موجود پاسخ می دهند. یک روز در اعتراض به تقلب حکومت در انتخابات به خیابان می ریزند و سبز می شوند، یک روز هم در صف خرید دلار و سکه می ایستند و پیچ و مهره حکومت را باز می کنند.

پس به پرسش آن خواننده بر می گردم و می گویم: مردمان می شنوند؛ مشترکی به نام حکومت اما مدت هاست که «در دسترس نمی باشد.»

نفت ، نامه و آتش

هوشنگ اسدی

زمستان ،ماه اول را پشت سر می گذارد سراسر آغشته به بوی نفت. نه آن نفت که قرار بود» انقلاب» مجانیش کند، ونه آن نفت که محمود احمدی نژاد وعده  داد بود پولش رابرسر سفره مردم بیاورد،نه. این نفتی است بر آتش .نامه هائی در این مسیر انگار بر باد نوشته می شود. دیکتاتور بخود نمی آید . اتش بر نفت شعله خواهد زد و ایران را سراسر خواهد سوخت.

وقتی عربستان سعودی از بازکردن بلافاصله لوله های نفت برای افزایش دومیلیون بشکه در روز  می گوید، و روس ها با» هرگونه طرح یا پیش نویسی در مورد تحریم نفت ایران» مخالفند تا بتوانند جایشان را برای معامله نهائی محکم تر کنند؛یعنی: تا در گرفتن آتش چیزی نمانده است.

اروپاچهار روز دیگر ( ۲۳ ژانویه-۳ بهمن) تصمیم نهائی را می گیرد تا درجنگ نفت تام وتمام به آمریکا بپیوندد. آخرین خبرها حاکی است اتحادیه اروپا به طور اصولی به توافق رسیده و به پیشنهاد دانمارک – رئیس دوره‌ای اتحادیه اروپا – تحریم کامل خرید نفت ایران از اول ژوئیه ۲۰۱۲ (۱۱ تیر ۱۳۹۱) اجرا می شود. مهلت شش‌ماهه برای پایان دادن به قراردادهای موجود شرکت‌های نفتی اروپایی با ایران است وبا هدف جلب رضایت اعضایی که نگران تاثیر منفی تحریم خرید نفت ایران بر اقتصاد کشورشان هستند.»

فیگارو می نویسد:» سعودی‌ها به این باور رسیده‌اند که باید به اقتصاد ایران ضربه بزنند.»

ويليام هيگ، وزير امور خارجه بريتانيا، می گوید:»کشورهای عضو اتحاديه اروپا به زودی تحريم های بسیار مهمی را عليه صنعت نفت ايران و ساير بخش ها تصويب خواهند کرد .» او تاکید می کند :»بریتانیاهيچ گزينه ای را در برخورد با ايران از دستور کار خارج نمی کند.»

کریستین ساینس مانیتور از تغییر سیاست اوباما: «از مذاکره به فشار» خبر می دهد:»باراک اوباما، رئیس جمهور آمریکا با یک شاخه زیتون وارد کاخ سفید شد تا به جهانیان نشان دهد که با رژیمی که سه دهه با آن روابط تلخ و خونین داشته است، می توان از در صلح درآمد. اما او اینک با دقت فراوان در پیام های علنی و محرمانه خود به رهبران ایران از «شروعی جدید» در روابط میان ایران و آمریکا سخن می گوید.»

سرگئی لاوروف، وزير امور خارجه روسيه، که کشورش مرحله تازه ای از بازی برد- برد را در  قضیه ایران کلیده زده ، اعلام می کند:» هدف تحريم های جديد عليه جمهوری اسلامی، «خفه کردن» اقتصاد ايران به قصد ايجاد نارضايتی عمومی در داخل اين کشور است .»

صادق زیبا کلام در مصاحبه با شبکه خبری الجزیره دست روی اصل قضیه می گذارد:» جلوگیری از فروش نفت ایران در بازار بین‌المللی فقط یک معنی دارد و آن اینکه هدف تغییر رژیم ایران است.»

علی باقری نماینده امنیتی دفتررهبر جمهوری اسلامی و معاون دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران راهی مسکومی شود. در راه است که یک همتای روسی او- پاتروشف، رئیس شورای امنیت روسیه- همان حرف زیباکلام را می زند:»آمریکا برای مقابله با  برنامه اتمی جمهوری اسلامی با استفاده از ” تمام ابزار ها ” تلاش می کند رژیم را در ایران تغییر دهد.»

محافل سیاسی جهان در باره «برنامه اتمی» جمهوری اسلامی بسرعت تمام بسوی موضع واحدی می روند.همه دارند سخن رافائل گروسی- رییس سیاست گذاری و شخصیت شماره ۲ آژانس اتمی- را تکرار می کنند:»ایران به دنبال فن آوری نظامی هسته ای است.»

استفان هارپر، نخست وزیر کانادا سخن کارشناس آژانس اتمی را باز می کند:» به طور قطع تردیدی نیست که مقامات تهران دروغ می‌گویند و در واقع در صدد ساخت بمب اتمی هستند.این‌ها آدم‌هایی با دیدگاه‌های عقیدتی خاص و یک جهان بینی مذهبی افراطی و متعصبانه هستند . رهبران جهان با دستیابی به شواهد و مدارک مهم، به طور فزاینده‌ای بر سر این موضوع اتفاق نظر پیداکرده اند که ایران پس از تولید و توانایی بهره گیری از سلاح‌های اتمی در استفاده از این جنگ افزار‌ها تردید به خود راه نخواهد داد. «

یک هفته  بعد از ترور مصطفی احمدی‌روشن٬ می گذرد و پاسخ «نظام» به بهانه کشته شدن این دانشمندهسته ای د رخدمت منافع سپاه پاسداران، دقیقا تائید همان چیزی است که بکار تبلیغات  جهانی می آیدو منشاء آن هم پیام سیدعلی خامنه‌ای است. اوگفته بود که » «نظام»از مجازات مرتکبان این جنایت و عاملان پشت صحنهٔ آن هرگز چشم‌پوشی» نخواهد کرد. رهبر جمهوری اسلامی این ترور را عملی «بزدلانه» و «جنایتی کثیف و پلید» نامیده بود که «با طراحی سیا و موساد» انجام شده است و به عوامل این ترور گفته بود: «در این رفتار شنیع و قساوت‌آمیز نیز شکست خواهند خورد و به اغراض پلید و شریرانهٔ خود دست نخواهند یافت».

سرداریحیی رحیم صفوی- فرمانده سابق سپاه ، مشاورکنونی عالی نظامی رهبری و فرمانده اتاق موشکی به صراحت تمام تهدید بستن تنگه هرمز را پس می گیرد :» اگر خطراتی متوجه جمهوری اسلامی ایران شود، از ابزارهای سیاسی و «دیگر ابزارها» برای امنیت خود استفاده می‌کند.»

و سرداران دیگر رجزخوانی ها ی تازه ای را در دستور کار قرار می دهند که صدمرتبه خطرناکتر از تهدید به بستن تنگه هرمز است.

سردار مسعود جزایری٬ معاون ستاد کل نیروهای مسلح اعلام می کند که جمهوری اسلامی مشغول بررسی «نحوه مجازات عاملان ترور» مصطفی احمدی روشن است و «نحوه این مجازات آمریکا، رژیم صهیونیستی و شرکای آنها را آزار خواهد داد.جمهوری اسلامی در حال بررسی چگونگی فعال‌سازی ظرفیت‌های ناشی از عمق استراتژیک انقلاب اسلامی در جهان است.دشمنان انقلاب و پیشرفت ملت ایران هیچ شکی به خود راه ندهند که به موقع پاسخ تنبیه مناسب به آمریکا، رژیم صهیونیستی و دیگر شرکای این‌گونه جنایات داده خواهد شد».

حسین شریعتمداری٬ از موضع یک مامور امنیتی کارکشته نشانی دقیقتری می دهد:» ترور نظامیان و مقامات اسرائیلی به آسانی امکان پذیر است و این جرثومه‌های فساد به راحتی قابل شناسایی و به آسانی قابل دسترسی هستند.امروزه جمهوری اسلامی ایران، فداییان پاکباخته و سینه چاک فراوانی در سراسر جهان دارد که تنها با یک اشاره از ژرفای دل و جان برای مجازات آن‌ها مایه می‌گذارند».

مهدی محمدی٬ عضو شورای سردبیری روزنامه ضد ملی کیهان هم سخن سردبیر- بازجو را تکرارمی کند: «جمهوری اسلامی باید به مقابله به مثل پرداخته و کشورهای جنایتکار علیه ایران هزینه جنایات خودشان را عیناً بپردازند».

قاعدتا منظورهمه رجزخوانان «نظام» همان » فتیله های انفجاری» هستند که توسط جواد اردشیر لاریجانی شکل گرفت وعلاءالدین برجرودی با بودجه نامحدود گسترششان داد.انفجار تنها یکی ازاین فتیله ها کافی است که جمهوری اسلامی رسما جانشین القاعده شود و سیدعلی خامنه ای شیعه، جامه  بن لادن سنی را بر تن کند.

در بستر تحریم جهانی نفت که بی خردی «رهبر فرزانه» و بادمجان دور قاب چیننان بیتش مدام آتش را به آن نزدیکتر می کنند، صدای طبل جنگ کم است که آن را هم روسیه می نوازد:

نشریه روسی » نساویسمایا گاستا » گزار ش می دهد که ارتش روسیه بصورت فوق العاده تدارک مانور بزرگی را برای آمادگی در برابر حمله احتمالی اسرائیل و آمریکا به ایران آغاز کرده است. این مانور که ” قفقاز ۲۰۱۲ ” نام دارد قرار بود در ماه سپتامبر(شهریور) آینده در جنوب روسیه  و کشورهای منطقه قفقاز ابخاز، استین جنوبی وارمنستان انجام شود، اما با توجه به حوادث مربوط به ایران تدارک آن بصورت فوق العاده از هم اکنون آغاز شده است.
هوشیار زیباری وزیر امور خارجه عراق در کنفرانس خبری مشترک با عبد الله بن زاید آل نهیان همتای اماراتی خود در ابوظبی ، از خطر جنگ می گوید: «عراق با افزایش تنش و حل و فصل مناقشه کنونی با استفاده از نیروی نظامی به جای گفت‌و‌گو مخالف است. «

تمام هفته از فرازبزرگراه نفت و آتش، نامه هایی می گذرد. مردم ایران از این نامه های سرنوشتی بی خبرند تا نیویورک تایمز ارسال پیغام محرمانه رئیس جمهور امریکا به رهبر جمهوری اسلامی را علنی می کند و معلوم می شوداین نامه توسط وزیر خارجه ترکیه در سفر هفته گذشته اش به تهران به سید علی خامنه ای رسانده شده است.وقتی شبکه خبری «سی ان ان» هم خبر نیویورک را تائیدمی کند، تازه سایت بازتاب متعلق به سردارمحسن رضائی بخود جرئت می دهد و شکسته بسته می نویسد:»آمریکا از سه کانال نامه هایی را به ایران فرستاده است.»

محتوای نامه راهم رسانه های خارجی به اطلاع جهانیان می رسانند تا شاید از سدسانسور بگذرند ومردم ایران هم با خبر شوند:»باراک اوباما با ارسال پیامی محرمانه نسبت به پیامدهای بستن تنگه هرمز به آیت‌الله خامنه‌ای هشدار داده است. در این پیام رئیس جمهور آمریکا تاکید کرده که تهدید به بستن تنگه هرمز، واکنش امریکا را در پی خواهد داشت. «خبرگزاری امنیتی فارس، پس از فاش شدن محتوای نامه ، خبر را تائید می کند، اما با این مضمون :»خواهش اوباما از رهبر معظم برای نبستن تنگه هرمز!»

و سرانجام معلوم می شود که نامه اوباما دردو بخش و حاوی سیاست آمریکا بوده است: تهدید و دعوت به مذاکره.برخی مفسران معتقدند پس گرفتن تهدید بستن تنگه هرمز و موافقت با بازدید نمایندگان آژانس اتمی از سایت های اتمی از نتایج «خواهش» اوباما بوده است.

سرداران که پاسخ انقلابی وکوبنده به امریکا داده اند، سراغ سردار حسین علائی می روندو دوازده نفرشان نامه ای به او می نویسند.بسیجیان «خود جوش» مقابله خانه اش اجتماع می کنند وبر دیوارها دشنام می نویسند. د رلحظه ای اولین فرمانده نیروی دریائی سپا ه به»بی بصیرت» ها می پیوندد و «منافق» می شود. وزارت ارشاد هم به روزنامه اطلاعات رسما خبر می دهد:»سردار علایی از قطار انقلاب پیاده شد.» وهنوز سردار دارد از پله قطار انقلاب پائین می آمد که عماد افروغ در تلویزیون پیدایش می شود و چند تا حرف حسابی می زند: «هر عضوی از جامعه باید بتواند رهبر را استیضاح کند. » و»در جمهوری اسلامی٬ روز به روز نظام قیّمی بر نظام وکالتی غلبه می‌کند «و «این احتمال وجود دارد که جمهوری‌اسلامی به مناسبات پیش از سال ۵۷ باز گردد٬ همان‌طور که از درون نظام نبوی و علوی٬ اموی‌ها‌زاده شدند».

اوباش » دسته کشِی»-  بقول احمدتوکلی- را علیه افروغ بسرعت سازمان می دهندو این یکی هم عملا از قطار انقلاب پیاده می شود.

شورای عالی انقلاب فرهنگی به رياست محمود احمدی نژاد، فرهاد دانشجو را به عنوان رييس جديد دانشگاه آزاد انتخاب وهاشمی رفسنجانی را یک کوپه دیگر به درخروجی نزدیک می کند. جائی که علی اکبر جوانفکر، مشاور مطبوعاتی محمود احمدی نژاد و مدیرعامل خبرگزاری دولتی جمهوری اسلامی –ایرنا- ایستاده و داد می زند:» ما عاشق رهبریم.» اما دادگاه بعلت «توهین به مقام معظم رهبری» او را هل می دهد که نه تنها پیاده شود ، بلکه به زندان هم برود.

قطار انقلاب فقط کسانی را باخود می برد که مانند علی لاريجانی حتی با» ذیق» اختيارات رهبری هم مخالف باشندو یا دور و بر حسین طائب بپلکند که دارد به تنهائی در نقش سعید امامی، اسداله لاجوردی و سعید مرتضوی ظاهر می شود. اطرافیان احمد‌ی‌نژاد٬برنامه تازه حسین طائب را که وزارت اطلاعات و اطلاعات سپاه را باهم د رچنگ دارد ، در سایت جدید رها نیوز چنین عنوان می کنند: » طرحی «شوم٬ هولناک و تاسف‌بار»علیه محمود احمدی‌نژاد و دولت دهم .»این چندمین بار است که اطرافیان احمدی‌نژاد نسبت به قدرت گرفتن طیف «افراطی و مشکل‌دار» حسین طائب هشدار می‌دهند.

خود محمود احمدی نژاد هم دست از مهندسی شسته و ترجیح داده «دکتر» باشد. د راولین قدم هم موفق به کشف بزرگی می شودکه بایددرتاریخ پزشکی ثبت کرد:» مستکبران بيماری توليد می کنند تا دارو و تجهيزات بفروشند.»

اما» سربازان بدنام امام زمان» زیر فرمان حسین طائب تمامی امور را باروشهای امنیتی حل و فصل می کنند. شنود تلفن میشائیل هنکه مربی آلمانی تیم فوتبال استقلال ، زیر فشارقرار دادن مسوولان برای خبر دهی از حال و روز کارلوس کی روش سرمربی پرتغالی تیم ملی فوتبال ایران ، فیلمبرداری مخفیانه  مربی ایتالیایی تیم ملی جودو و حضوربا لباس مبدل در بازار ارز همه و همه راهم انجام می دهند.

نتیجه عملیات اقتصادی راسایت بازتاب تحت عنوان» نابود کردن اقتصاد کشور در سه سوت!»چنین گزارش می دهد:»با گذشت یک ماه از التهابات ارزی، اقتصاد کشور بدون اجرای تحریم های جدید آمریکا و به دلیل ضعف و نابسامانی مدیریت، در حال ورود به مرحله فروپاشی است. در بازارهای کلان تهران نظیر بازار آهن، لوازم خانگی و طلا مبادلات قفل شده و فعالان اقتصادی تصویر روشنی از آینده نزدیک بازار ندارند.

سیاستهای کنترلی اقتصادی بانک مرکزی که با شکست همراه شده است، جای خود را به سیاستهای امنیتی پلیس داده که گفته شده با لباس مبدل در بازار ارز حاضر می شود. بازار آزاد ارز هم جای خود را به بازار سیاه داده است و مردم که با کاهش ۵۰ درصدی ارزش پول ملی در برابر ارز و طلا، عملا نیمی از سرمایه خود را که ظرف یک عمر جمع آروی کرده بودند، در چندماه از دست داده اند با نگرانی به آینده می نگرند.»

فیگارو می نویسد:»طی روزهای اخیر، یکی از علائم تأثیرات تحریم های اقتصادی در زمینه های مالی و نفتی که کشورهای غربی علیه جمهوری اسلامی اعمال کرده اند، خود را با سقوط ۴۰ درصدی در ارزش ریال  نشان داد.

به نظر می رسد که وضعیت اقتصادی ایران از کنترل سران جمهوری اسلامی خارج شده. طی ۷ روز واحد پولی ریال  ۲۰ درصد از ارزش خود را در برابر دلار ازدست داده است. و این درحالی است که نقدینگی به صورت گسترده ای توسط بانک مرکزی ایران به بازار داخلی تزریق شده.»

فریدون خاوند- اقتصاد دان- می نویسد:» جالب است که آقای احمدی‌نژاد، رئیس جمهوری اسلامی، بار‌ها دلار را «کاغذ بی‌ارزش» توصیف کرده و قصد داشت به نقش آن در معاملات نفتی بین‌المللی پایان بدهد. او این سخن ر «دلار نهصد تومان هم نمی‌ارزد» بارها تکرار کرد. «

و تاریخ بیاد می آورد آیت اله خمینی بنیانگذار جمهوری اسلامی را که به سخره گفت:» زیر بنای خر هم اقتصاد است.»

حالا‌‌ همان «کاغذ بی‌ارزش» آخرین مواضع پول ملی ایران را به شدت تهدید می‌کند.و اقتصاد زیر بنای جمهوری اسلامی را به لرزه انداخته است. آخرین گزارش‌ها از ایران حاکی است با هجوم دوباره نقدینگی سرگردان به بازار سکه، قیمت سکه به مرز ۸۰۰ هزار تومان رسیده است. این در حالی است که بهای سکه‌ در ده روز پیش در محدوده ۶۰۰ هزار تومان نوسان داشت. دلار نیز بار ديگر رکورد شکنی کرده و از مرز ۱۸۰۰ تومان گذشته است.

در آخرین هفته دی ماه ۱۳۹۰ اوضاع چنان است که خبر کاهش ۵ میلیون هکتار ازسطح جنگل‌هاى کشور به چشم نمی آید.

در آخرین روز هفته » نظام» دو جواب رد دیگر از جهان می گیرد.اتحادیه اروپا به مذاکره در آینده نزدیک با ایران نه می گوید واخوان المسلمين درخواست ايران برای ميانجی گری در بحران سوريه را نمی پذیرد.

آخرین سخن هفته را صادق زیبا کلام می گوید:» نگرانی اصلی حکومت ایران تغییر فضای سیاسی و فرهنگی در داخل کشور است چیزی که آنها آن‌را انقلاب مخملی می‌نامند چون در یک چنین حالتی حتی داشتن سلاح هسته‌ای نیز نمی‌تواند موجودیت رژیم را تضمین کند.»

ادامه موج دستگیری ها، خفه کردن کمتربن صدا، بیرون انداختن سرنشینان قطار انقلاب را به محض کمترین انتقاد در این متن قابل تفسیر است. تشدید سرکوب و دو قطب کردن فضا راباید تا انتخابات فرمایشی اسفندماه انتظار داشت.


هفته و ماه تمام می شود. ایران در آتش نابخردی می سوزد و مهدی اخوان ثالث، فریاد دیگری می زند:

خانه ام آتش گرفته است،آتش جان سوز

هر طرف می سوزد این آتش

پرده ها و فرش ها را، تار شان با پود

من به هرسو می دوم گریان

در لهیب آتش پردود

***

وای بر من همچنان می سوزد این آتش

آن چه درام یادگارو دفتر و دیوان

و آن چه دارد منظر و ایوان

***

 خفته‌اند این مهربان همسایگان‌ام شاد در بستر
صبح از من مانده بر جا مُشت خاکستر
وای، آیا هیچ سر بر می‌کُنند از خواب؟
مهربان همسایگانم از پی امداد؟
سوزدم این آتش بیدادگر بنیاد
می‌کنم فریاد، ای فریاد! ای فریاد!

.

این سایت جدید شماست؟ برای فعال‌سازی ویژگی‌های مدیریتی و رد کردن این پیام، وارد شوید.
وارد شدن