تکرار اشتباه صدام

هرروزهفته سوم فروردین خود هفته ایست از حرف وخبرو حدیث وهمه متمرکز بر ایران.زمان تنگ، سلاح ها ازسرد و گرم کشیده وبر کشیده؛ جهان به شنبه –پس فردا- می نگرد که «نظام» تحت فرمان مطلق رهبربا ایران چه خواهد کرد.

دویست هواپیمای جنگی آمریکا و متحدانش در بزرگترین مانور هوایی بر فراز خلیج فارس گشت می زنند.حلقه محاصره تنگتر شده است: جمهوری اسلامی باید سایت «فردو» را ببندد وغنی سازی رابی چند و چون متوقف کند. تنها متحدش در جهان هم باید سلاح کشتارمردم سوریه زمین بگذارد و با مخالفان به مذاکره بپردازد.

هردو حکومت که سردر یک آبشخور امنیتی ـ سیاسی دارند، هفته را با «وقت کشی» شروع می کنند تا جائی که نخست وزیر ترکیه سر انجام دادش در می آید. رجب طبیب اردوغان که واشنگتن پست می نویسد با پیام باراک اوبا به تهران آمده، و مقامات امنیتی اسرائیلی شش «نکته» مندرج در پیام را فاش می کنند، تا از تهران می رود روش جمهوری اسلامی را «ریاکاری» می خواند.او، در یک کنفرانس خبری با خشم فریاد می زند: «پیشنهاد دمشق یا بغداد، وقت تلف کردن است. معنیش این است که عملی نخواهد شد؛ به خاطر اینکه ایرانی‌ها می‌دانند که طرف دیگر قبول نمی‌کند به دمشق یا بغداد بیاید.ما باید رو راست باشیم ایرانی ها به خاطر این عدم صداقتِ وجهه بین‌المللی خود را از دست می‌دهند.»

هشدار آلکسی پوشکوف، رئیس کمیته امور بین‌الملل دومای دولتی روسیه به «نظام»، سنگ را هم به فکر می اندازد: «دارید «اشتباه صدام» را تکرار می کنید.»

او توضیح می دهد: » اشتباه صدام حسین این بود که به جهان اعلام کرد عراق دارای سلاح کشتار جمعی است. صدام حسین با این اقدام به نفع گروهی کار کرد که در آمریکا تهدیدهای محتمل از سوی عراق را بررسی می‌کردند. من فکر می‌کنم ایران جدی بودن تهدید نظامی را دست کم می‌گیرد.»

وهنوز این هشدار پرمعنا در فضا طنین انداز است که مصباحی‌مقدم نماینده مجلس جا پای جای صدام حسین می گذارد: «ایران با وجود فشار و تحریم و تهدید از مسیر هسته‌ای خارج نخواهد شد. ما امروز به غنی‌سازی ۲۰ درصد دست پیدا کرده‌ایم. فاصله بین غنی‌سازی ۲۰ درصد تا ۷۵ درصد بسیار کوتاه است. حتی این امکان برای ایران از نظر علمی و فناوری وجود دارد که اقدام به تولید سلاح هسته‌ای کند.»

سیدحسن فیروزآبادی، رئیس ستاد کل نیروهای مسلح، کاربرد این سلاح رابه رخ می کشد: «اگر اسرائیل دست از پا خطا کند، ما بسیاری از نقاط مهم سرزمین های اشغالی را که محمل صهیونیست های غارتگر و جنایتکار است شخم خواهیم زد.»

اخبار نشان می دهد اوضاع این بارفرق دارد. کلا فرق دارد. سیاست وقت کُشی و عربده کشی دیگر خیلی کهنه می نماید. هیلاری کلينتون وزير خارجه آمريکا، می گوید: «وقت برای حل مسالمت آميز برنامه اتمی ايران نا محدود نيست.مذاکرات ۲۶ فروردین در استانبول برگزار خواهد شد.» اتحادیه اروپا بلافاصله این موضع را تائید می کند.

چند اتفاق «بی اهمیت» هم رخ می دهد تاپشتوانه این سخنان را نشان بدهد.

رسانه هافاش می کنند: بخش تازه ای به نام «خانه ایران» در سازمان سیا راه اندازی شده که چند صد کارشناس و تحلیلگر در آن مشغول فعالیت هستند. آمریکایی‌ها از حضور نظامی خود در افغانستان و عراق برای سازماندهی عملیات‌ جاسوسی علیه «نظام» بهره برده و شبکه گسترده اطلاعاتی در منطقه تشکیل داده اند.

احتمالا این عملیات زمانی انجام شده که حیدرمصلحی خبر می داد که «سربازان بد نام امام زمان» کلیه سازمان های اطلاعاتی جهان در منطقه را از نفس انداخته اند و آنها دنبال کارشان رفته اند.

واشنگتن‌پست، از فعالیت یکی از این ابزارهای جاسوسی پرده بر می دارد: «هواپیماهای بدون سرنشین آمریکایی موسوم به «درون‌ها» از سه سال قبل به عمق خاک ایران نفوذ کرده‌ و از جمله توانسته‌اند از تأسیسات اتمی فردوعکس بگیرند و سپس به پایگاه خود بازگردند.»

ناو هواپیمابر «انترپرایز» که با سوخت هسته‌ای کار می کند در خلیج فارس به ناو هواپیمابر «آبراهام لینکلن» می پیوندد.این چهارمین بار در یک دهه گذشته است که نیروی دریایی آمریکا به طور همزمان دو ناو هواپیمابر را در این منطقه مستقر می‌کند.

روز یکشنبه ۲۰ فروردین که تازه نمایش جمهوری اسلامی برای وقت کُشی شروع شده است، حدود ۱۰۰ هواپیمای جنگی از این دو ناو به پرواز در می آیند و به ۱۰۰ جنگنده کشورهای منطقه می پیوندندتا بزرگترین مانور هوایی بر فراز خلیج فارس شکل گیرد. این ۲۰۰جنگنده عملیات فرضی بازگشایی تنگه هرمز را تا ۲۷ فروردین ـ روز بعداز پایان مذاکرات – ادامه می دهند.

و تازه، هنوز خبرهای داغ درراه است.

شیخ خالد احمد آل خلیفه، وزیرخارجه بحرین انگار نه انگار که جمهوری اسلامی تهدید به واکنش قاطع کرده بود، از توافق آمریکا و ۶ کشور عرب حاشیه خلیج فارس برای استقرار سپر موشکی یکپارچه در منطقه خبر می دهد. اوبه روزنامه آساهی ژاپن می گوید: «سیستم سپر موشکی اساس توافقات ما محسوب می‌شود.  ما فقط از سوی ایران تهدید می شویم و توافق ما روشنترین علامت به آنهاست.»

سرداران «نظام» که دارند برای شخم زدن اسرائیل، آماده می شوند ظاهرا متوجه اهمیت موضوع نمی شوند. روس ها که اوضاع منطقه رابه دقت زیر نظر دارند آژیر قرمز را به صدا درمی آورند.آلکسی پوشکوف، در ادامه حرف هایش، شکل‌گیری سامانه دفاع موشکی در حوزه خلیج فارس با کمک ایالات متحده را نشانه تازه ای از امکان حمله نظامی به ایران «دست‌کم در بافتی سیاسی» ارزیابی و اعلام می کند.

بله. سمبه درحدتیم ملی پرزور است. دیپلماسی » ریا» فعال می شود.ماجرای عذرخواهی ترکیه را سر هم بندی می کنند، مذاکرات فشرده بين معاونان سعيد جليلی و کاترين اشتون، به نتیجه ای می رسد که وزیر خارجه آمریکا اعلامش می کند: «دور نخست گفت‌وگوها در روز شنبه ۲۶ فروردين ماه در استانبول و انجام دور بعدی آن در بغداد» خواهد بود.

رضا تقی زاده- تحلیل گر سیاسی- مجموعه تحولات منجر به «عقب نشینی» را در چند سطر می فشرد: «به دلايل کاملا روشن و غير قابل ترديد، «عذر خواهی» ترکيه از ايران توسط وزير خارجه آن کشور فاقد اساس و منطق قابل پذيرش است. مجموعه تحولات اخیردر رابطه با پرونده اتمی، مذاکرات ايران با گروه ۱+۵، روند هدايت مناسبات خارجی ايران، تصميم به تغيير محل مذاکرات از استانبول- به دليل نارضايتی از مواضع ترکيه در قبال سوريه، و بعد، اجبار در قبول مجدد استانبول برای انجام مذاکره، نشانه عدم تمرکز و هماهنگی در نهاد های تصميم گيری، اتخاذ تصميمات نسنجيده بدون در نظر گرفتن هزينه های جانبی، و بالاتر از همه، و در نقطه عکس تبليغات رسانه ای در تهران، نشانه عمق انزوای سياسی جمهوری اسلامی در منطقه است.»

نظام با «عزت و اقتدار» عقب می نشیند و ائتلاف جهانی از سر «ذلت» یک گام بلنددیگر جلومی آید. جی کارنی، سخنگوی کاخ سفيد، می گوید: «ايران برای اينکه به آمريکا و جامعه بين المللی اطمينان بدهد که به دنبال دستيابی به سلاح هسته ای نيست، باید گام های مشخص و قطعی را بردارد. نيات ايران را نه با حرف هایش که با اقداماتش می بايست سنجيد.»

پیداست که به سخنان اخیرآیت اله خامنه ای در باره حرام بودن استفاده از سلاح کشتار اتمی اشاره دارد و «اقدام» عملی را می طلبد. روشن کردن نوع اقدام با باراک اوباما ست و اطلاع رسانی به عهده نيويورک تايمز: «برچيدن تاسيسات هسته ای «فردو» در قم و خارج کردن تمامی اورانيوم غنی شده ای است که ايران تاکنون توليد کرده است.»

آمريکا و اروپا اعلام می کنند که با این «درخواست های اکيد و قاطع» وارد دور جدید مذاکرات با «نظام» خواهند شد.

وزیر خارجه «نظام» با لحن ملایمی جواب می دهد: «هیچ پیش‌شرطی قبل از مذاکرات گروه ۱+۵ پذیرفته نخواهد شد.هر دو طرف به صورت برد-برد به نتایج راضی‌کننده‌ای دست یابند.»

فریدون عباسی، رئیس سازمان انرژی اتمی درخواست قدرت‌های جهانی برای تعلیق فعالیت سایت فُردو را «غیرمنطقی» می خواند و به آنها توصیه می کند: «چنین درخواستی را نداشته باشند، چون ایران فردو را تعطیل نمی‌کند.»

سعید جلیلی، دبیر شورای عالی امنیت ملی ورییس هیات مذاکره کننده هسته‌ای، وعده می دهد: «جمهوری اسلامی در مذاکرات پیش رو با گروه ۵+۱ پیشنهادهای جدیدی را مطرح خواهد کرد.»

احمدی نژاد که به سیستم نمد مالی رایج جمهوری اسلامی راه «حذف کامل» را می رود، وهمه سرنوشتش به دست رهبری است که دستور تصویب کلیات رد شده لایحه بودجه اش را داده ودارد توقف یا ادامه پرداخت یارانه ها را سبک و سنگین می کند، به هوچی گری مرسوم خود چنگ می زند. ظاهرا جنگ لفظی با جهان تنها راه تنفس سیاسی اوست: «زبان و ادبیات زور و توهین در مورد ملت ایران جواب نخواهد داد.آنها به طور مداوم، نسبت به ملت ایران توهین و بی ادبی می كنند و با زبان زور با ایرانی ها صحبت می كنند ؛ من اینجا از زبان ملت ایران به آنها می گویم روشی كه در پیش گرفته اید جواب نخواهد داد و باید ادبیات خود را در قبال این ملت اصلاح كنید و با احترام و ادب سخن بگویید.»

دیگر کسی او را جدی نمی گیرد که جوابش را بدهد، تا یکی پیدامی شود و روی فیس بوک می نویسد: «آقای احمدی نژاد شما گوینده این عبارات یادتان هست: «آی زکی!» خطاب به وزیر امور خارجه فرانسه. «یک کلمه از مادر عروس» خطاب به وزیر امور خارجه امریکا. «گنده تر از تو هم نتوانستند از این غلط ها بکنند» خطاب به رییس جمهوری امریکا… آب را بریزید آن جا که سوخته و اون ممه را لولو برد و غیره…»

شنبه ۲۶فروردین معلوم خواهد شد که در مرحله بعدی دست ها برای عملیاتی کردن «گزینه آخر» روی ماشه ها خواهد رفت یا نه.اماجنگ در زمینه های دیگر با شدت تمام ادامه دارد. محور اصلی تحریم است.

دیوید کوهن، معاون وزارت خزانه‌داری آمریکا در امور تروریسم و اطلاعات مالی، تاکید می کند: «فشارهای روزافزون علیه ایران باعث شده است درآمد جمهوری اسلامی از محل فروش نفت بشدت کاهش یابد و همین امر، توجه رهبران ایران را به خواست‌های آمریکا جلب کرده است. ایالات متحده از تحریم‌ها عقب‌نشینی نمی‌کند.»

گروه «اتحاد علیه ایران هسته‌ای» در نامه‌ای سرگشاده به کارلوس گون، مدیر گروه خودروسازی «رنو- نیسان» از اومی خواهد با توجه به برنامه «مشکوک» هسته‌ای ایران، تجارت با جمهوری اسلامی را متوقف کند: «تجارت این مجموعه با ایران به معنای حمایت مستقیم از توان جمهوری اسلامی در توسعه غیرقانونی برنامه تولید سلاح اتمی، پشتیبانی از گروه‌های تروریستی تحت حمایت ایران و جانبداری از کارزار بی‌رحمانه جمهوری اسلامی در سرکوب مردم ایران است».

کسی در فیس بوک می نویسد که فقط «بیمه ابوالفضل» باقی مانده است.حتی بیمه‌ گر اصلی چین اعلام می کند که در متن تحریم‌های نفتی غرب، از ماه ژوئیه ارائه خدمات بیمه به تانکرهای حامل نفت ایران را متوقف خواهد کرد. این نخستین مجموعه بیمه در چین است که از قطع همکاری خود با کشتی‌های حامل نفت ایران خبر می‌دهد.

شرکت های بيمه دريايی هنگ کنگ تا سه ماه آينده که تحريم های اتحاديه اروپا عليه ايران اعمال خواهد شد، ديگر قادر به پوشش کامل بيمه کشتی های حامل نفت ايران نخواهند بود.

انگلستان، فرانسه، يونان و اسپانيا خرید نفت را متوقف کرده اند. پالايشگاه‌های آلمانی از ۲۳ فروردين به آنها می پیوندند. ایتالیا هم در نوبت توقف خرید نفت جمهوری اسلامی است.سردار رستم قاسمى آبرو داری می کندو همه را به حساب «توقف فروش» می گذارد. سردار بزرگ مقاطعه کار حتما می داند که توقف خرید یا فروش به نتیجه دلخواه «دشمن» می رسد.

گروه تحقیقات انرژی جی.پی.مورگان (J.P. Morgan) اعلام می کند که احتمالا طی سه ماه آینده، تولید نفت ایران روزانه یک میلیون بشکه کاهش خواهد داشت.

محمود احمدی نژاد، روش همیشگی را پیش می گیرد و صورت مساله را پاک می کند: «در صورت تحريم نفتی جمهوری اسلامی از سوی جامعه بین المللی کشور قادر است با توجه به ذخيره ارزی خود «دو تا سه سال» نفت نفروشد.»

لابد به دلیل همین اعتماد است که دولتش یک شبه، امکاناتی ۳۵ هزار ميلياردی در اختیار سعید مرتضوی می گذارد. به قول مجری معروف ورزشی: چه علاقه ای دارد این احمدی نژاد به سعید مرتضوی! حتی عکس دیده بوسی عاشقانه شان هم منتشر می شود. شبیه همین رابطه را هم محمدخاتمی با اسداله لاجوردی داشت. دادستان محبوب امام و خاتمی که حمام خون راه انداخت از ابلیس مشهورتر است. قاضی مرتضوی را اگر کسی احتمالا نشناسد، می تواند یادداشت الياس نادران در روزنامه اعتماد رابخواند: «بيان مسائل مرتضوی از تريبون مجلس خطرناک است.»

وکيل خانواده يکی از کشته شدگان بازداشتگاه کهريزک، گفته، دادگاه عمومی تهران، برای سعيد مرتضوی، قرار جلب به دادرسی صادر کرده است. سخنگوی قوه قضائيه از احضار سعید مرتضوی به دادگاه خبر داده است. چند روز پیش هم مشاور او را که در پمپ بنزین هفت تیر کشیده بود تا در نوبت نایستد دستگیر کرده اند. اما احمدی نژاد دست از پشتش بر نمی دارد که نمی دارد.

سومین هفته فروردین ۱۳۹۱ است. سردار نقدی، سردارصفار هرندی و حسین شریعتمداری که لیست «انتخاب اصلح» در انتخابات ۱۲ اسفند مجلس شورای اسلامی را تهیه کردند، ‌حالا دست به کار شده‌اند تا حدادعادل راهم برکرسی ریاست رئیس مجلس نهم بنشانند. می‌توان علی لاریجانی را هم درلباس نخست وزیری دید.

باز رد پای علاء الدین بروجردی، رئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس در پرونده اختلاس سه هزار میلیارد تومانی پیدا می‌شود.

اخبار حاکی است در صورتی که در سال ۹۱ اعتبارهدفمندی معادل سال ۹۰ تعیین شود، ۲۹ میلیون نفر از فهرست یارانه بگیران حذف می‌شوند.

بانک مرکزی جمهوری اسلامی رسما اعلام می کند که نرخ تورم درآخر سال ۱۳۹۰ با ۹.۱ درصد رشد نسبت به سال گذشته به ۲۱.۵ درصد رسیده است.

آیت الله ناصر مکارم شیرازی، مرجع تقلیدی که از هر چیز بی خبر باشد، از قیمت شکر خبر دارد، این نرخ را «شک برانگیز» می خواند.

برادر بازجوحسین شریعتمداری، مثل همیشه بر نظر فقها و مراجع شرح می نویسد: «گرانی لجام گسیخته، جهشی و مصنوعی برخی از کالا و خدمات ضروری، ناشی از بی‌توجهی و مسئولیت ناشناسی شماری از مسئولان و مراکز تصمیم ساز است، مسئولانی که به جرات می‌توان گفت از حوزه دغدغه‌های مردم دور شده و به مرز نامردمی رسیده‌اند.»

گزارش‌های متعدد رسانه‌های ایران از افزایش افزایش قیمت‌ها، به‌ویژه کالاهای مصرفی، حکایت دارد که یکی ازآنها تیتر می شود: موز از مرز۴۰۰۰ تومان گذشت.

خبرگزاری مهر، پیش بینی می کند که قیمت حامل‌های مختلف انرژی، همچون بنزین، گازوئیل، برق، گاز طبیعی و آب، در سال جاری بین ۲۰ تا ۴۰ درصد افزایش بیابد.

همه‌ کارگران ذوب آهن غرب کشور در نخستین روز كاری سالی که توسط «مقام رهبری» سال «تولید ملى، حمایت از كار و سرمایه‌ ایرانى»، نام گرفته از کار اخراج می شوند.

خبرگزاری کار ایران از اخراج ۳۰ درصد از کارگران واحدهای تولیدی سراسر کشور از ابتدای سال ۹۱ خبر می دهد و می نویسد: «با ادامه روند فعلی، تا پایان سال جاری بخش عمده‌ای از کارگران فعال در واحدهای تولیدی اخراج می شوند.»

عقب‌گرد از آفریقا، به ترک آمریکای لاتین پیوند می خورد. رئیس جمهور جدید برزیل که طرفدار طرفدار حقوق بشر است، بعد ازدیدار باشیرین عبادی آب پاکی روی دست احمدی نژاد می ریزد. میلیونها دلاردیگر برای حضور در حیات خلوت آمریکا بر باد می رود.

آمریکا، ایران را در محاصره کامل دارد ودستور رفتن بشار اسد را صادر کرده است. دولت سوریه همان سیاست متحدش درتهران را دنبال می گیرد: وقت کشی.خواستار دريافت «تضمين کتبی» از «گروه های مسلح تروريست» می شود که وارد شهرها نشوند.

کوفی عنان، نماینده ویژه سازمان ملل و اتحادیه عرب در امور سوریه، که گزینه حذف مرحله ای دیکتاتور دمشق را پیش می برد، درتهران است. او صبح چهارشنبه در یک کنفرانس خبری ابراز امیدواری می کند که ایران بخشی از راه‌حل بحران سوریه باشد. وزیر امور خارجه «نظام» تاکید می کندکه تغییرات سوریه باید تحت رهبری بشار اسد صورت گیرد.

عصر چهارشنبه، سخنگوی کاخ سفید زنگ خطر را به صدا در می آورد: «دولت سوریه به ضرب الاجلی که تعهد داده بود رعایت کند احترام نگذاشته است.ما به لحظه حساس تصمیم گیری نزدیک می شویم.»

ساعتی بعد، سخنگوی کوفی عنان خبر می دهد: «دولت سوریه اعلام کرده است عملیات نظامی را از صبح روز پنج شنبه-ـ امروزـ- در شهرهای مختلف این کشور متوقف خواهد کرد.»

بله. سمبه پر زور است. نوبت تصمیم گیری به سرعت برق به سید علی خامنه ای می رسد.آخرین عکس منتشره، او را درمیان محمود احمدی نژاد و هاشمی رفسنجانی نشان می دهد. رئیس جمهور تشریفاتی می کوشدپروژه اصلی بانک جهانی ـ یارانه ها ـ را از مرگ نجات بدهد. کسی نمی داند خبرهای ارتباطات پنهانی تیمش با امریکا درست است یانه، اما سیاست یارانه ای قویترین پیوند او با مرکز سیاست جهانی سرمایه داری است.

هاشمی رفسنجانی که درلحظه نود ضرورت مذاکره باامریکا را پیش کشیده، این هفته روی بازسازی رابطه با عربستان دست می گذارد. او ایران و عربستان را «جزو بزرگ‌ترین و مهم‌ترین کشورهای اسلامی» معرفی می کند که همکاری آن‌ها می‌تواند مایه آرامش کشورهای مسلمان شود. کنترل افراطی‌ها هم شرط این آرامش است.

سید علی خامنه ای که دردوران ماه عسلش با محمود احمدی نژاد، نظراتش رابه اونزدیکتر از هاشمی رفسنجانی اعلام کرده بود، حالا از زحمات رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام قدردانی می کند.

از هردو سوی خامنه ای راه به آمریکا می رسد. اسدالله عسگراولادی رئیس اتاق بازرگانی ایران و چین، دیدگاه هیات موتلفه را به زبان اقتصاد بیان می کند: «ما در مذاكراتمان به كشورهای جهان می گویم كه دیگر قصد واردات كالاهای مصرفی را نداریم. در عین حال که ما به سمت عهدنامه حدیبیه ( صلح ده ساله میان مسلمانان و بت پرستان ) می رویم و دیگر از بدر و خیبر فاصله گرفته ایم.»

تائید سیاست هاشمی رفسنجانی و رد شیوه علی خامنه ایست که هنوزیاران «بصیر»ش بر منابر آن را تکرار می کنند.

سید احمد علم‌الهدی، امام جمعه مشهد یک نمونه: «آمریکا در هیچ زمانی مثل الان این قدر ذلیل و منفور نبوده است. مذاکره با آمریکا به مصلحت ما نیست.»

علی سعیدی نماینده آیت الله خامنه ای در سپاه پاسداران، نمونه دیگر: «نظر آیت اله خامنه‌ای ایستادگی در برابر آمریکاست زیرا این ایستادگی را تنها راه حفظ جمهوری اسلامی می داند.»

همه راهها به یک جا می رسد: حفظ نظام. و یک نام: آمریکا. تصمیم گیرنده هم فقط یک نفر است: سیدعلی خامنه ای.آیا او «اشتباه صدام» راتکرار خواهد کرد؟ ایران قربانی ماجراجوئی مذهبی خواهد شد؟

ائتلاف جهانی همه کارت های زرد را نشان داده است. عقب نشینی سوریه در دقیقه نود و قرار گرفتن میت رومنی در جایگاه رقیب اوباما در انتخابات نزدیک، لحظه را حساستر و تصمیم گیری را خطیر تر می کند. رقیب جمهوریخواه اوباما بارها گفته است: «آمریکا در رابطه اش با جهان اسلام با دو خطر روبه رو است اول جهاد رادیکالی و دوم خطر ایران.»

و او برای منع ایران از کسب سلاح هسته ای تلاش می کند و برای رسیدن به این هدف، استفاده از گزینه نظامی را بعید نمی داند.

اوباما «هنوز» از مذاکره می گوید و رقیبش با پرچم جنگ می آید.

 

خانم ها! آقایان!

هفته سوم فروردین نود و یک که می تواند ماه سرنوشتی تاریخ ایران باشد، تمام می شود. بهاران اما دل انگیز نیست. ملک الشعرای بهار فریاد بر می کشد برمن و شما:

کشور ایران ز انبوه فتن در خطر است

‌ای وطن خواهان زنهار وطن در خطر است

 

و تاریخ خطر در ایران را تورقی می کند:

سکندر کینه جوی رفت ز ایرانتان

هرقل رومی‌نژاد بکرد ویرانتان

زگیر و دار عرب تهی شد اوطانتان

خزان چنگیزیان شد زگلستانتان

بهار ایرانتان بازخوش و با صفاست

ایران مال شماست، ایران مال شماست

گهی که شد اصفهان به چنگ افغان دچار

لشکر پطر کبیر یافت به گیلان قرار

عراق و تبریز شد زخیل ترکیه خوار

جنبش ملی کشید یکسره زایشان دمار

ماند به ایرانیان ایران بی‌باز خواست

ایران مال شماست، ایران مال شماست

آخرین فرصت

سال نخست دهه نود به آخر می رسد. «نظام مقدس جمهوری اسلامی» به رهبری «عادلترین، فرزانه ترین، هوشیارترین و محبوبترین رهبر جهان» ایران را به آستانه جنگی چنان مخوف و درانتظار کشیده است که دیگر درآستانه بهار سخن از «آخرین فرصت» و چند وچون «بعد از حمله» می رود.

در شهرهای ایران بر خرمن های آتش که درخود همه تاریخ «ایران» را دارد، فریاد مرگ بر دیکتاتور می گذرد و در ژنوگزارش اوج ایران کشی اوباش تحت فرمان دیکتاتور، جهان را به گریه می اندازد.

همه حوادث هفته آخر ماه پایانی سال ۱۳۹۰، ادامه وقایع سال است و ریشه در رویدادهای سی و چندساله سلطه جمهوری اسلامی بر ایران دارد: نبرد خدای آزادی با ناخدای استبداد. روند تجزیه ووحدت جامعه ایران پیرامون این دو قطب تاریخی شدت تمام می گیرد. مجمع روحانیون مبارز به یار زندانی خود، شیخ دلاور و مردم ایران پشت می کند به تمامی، دست تردید از دستان مردم می کشدو دستان خونین نظام را می گیرد. محمد خاتمی که در مرگ جلاد بزرگ اسداله لاجوردی لباس اندوه به تن کرد، پیشاپیش مجمعیون رای به صندوق تحریم شده ملت می اندازد. جانشین او محمود احمدی نژاد، درحال برکشیدن سعید مرتضوی قاتل مطبوعات است. مخالفین او در مجلس و دیگر گرگهای رقیب، برای نخستین بار سرمایه ایران را به تمامی در اختیارمقاطعه کار بزرگ، سردار رستم قاسمی می گذارند به سالی که راز ترکمانچای دوم از پرده بیرون افتاده است. ازسه سال پیش درآمد حاصل از فروش نفت را اختیار دولت چین گذاشته اند تا به عنوان پشتوانه ال سی خرید کالا برای ایران استفاده گردد. حالا زمام ثروت کشور به سرداری از» سپاه» می دهند.

هنرمندی پرآوازه آبروی خود به چندسکه نقد می فروشد. مهدی خزعلی دراعتصاب غذا به سوی مرگ در زندان می رود. محمدنوری زاد در سودای به آتش کشیدن خود روزهای خوب را انتظار می کشد. فائزه هاشمی رخت می پوشد که سال را در زندان نو کند. پدرش هنوز با رهبر نردعشق می بازد و از اوقات تلخی آقا می گوید و در دقایق آخر روی آخرین صندلی مانده از قدرت تثبیت می شود. محمود احمدی نژاد دردقیقه نود سال نود به مجلس می رود. فضای مجازی که هنوز از خشم علیه رای خاتمی شعله وراست، مجلس رفتن آخرین رئیس جمهور را رصدمی کند: «براي اولين بار در تاريخ جمهوري اسلامي يك رييس جمهور در مجلس سين جيم شد…» وصله ايستادگي در برابر ولايت فقيه به دولت نمي چسبد! «نمایشی مضحک… دلقکی آمد به دلقکان دیگر طعنه و کنایه و نیش زد و رفت.»

دیگری نام»سیرک» بر این مجلس می گذارد و سخن احمدی نژاد را برجسته می کند: «آخر سال و شب عید است و می‌خواهیم با هم صفا کنیم.» نشریات جهان، جمله آخر محمد جوادلاریجانی را در اجلاس حقوق بشر ژنو بازتاب می دهند:» کشورما پرچمدار حقوق بشر در جهان است.» حتمازادگاهش عراق را نمی گوید، منظورش ایران است که اسامی زندانیانش را درمجمع جهانی خوانده اند. یکیشان عبدالرضا قنبری، معلم زندانی که دارند تیغ مرگ را به عنوان عیدی برایش تیز می کنند.

از آغازدهه نود که نگاه هفته برسم چند ساله مدام رصد و گزارشش کرده است «ابرهای تیره» و «بادهای تغییر» مدام بر آسمان ایران گذشته اند.کسانی از هراس بر باد رفتن ایران فریاد زده اند «یکی خامنه ای را بیدار کند»، فریادشان در «رفتار لجن» گم شده است. رهبر وپایورانش درداخل، «آخرین رئیس جمهور» را نم نمک بدرقه کرده اند تا راه برای حکومت سلطانی هموار شود. در خارج، «رجزخوانی درآستانه فروپاشی» را ادامه داده اندتا با تهدید ساختن سلاح اتمی برای بقای خودتضمین بگیرند. جهان، با «انزوای جهانی»، «تغییر رژیم و  برخورد نهائی»، «کندن پوست گربه» را در دستور کار قرار داده است. مردمان فریادبر کشیده اند دیگر «چه انقلابی؟ چه اسلامی؟» آخر دیده اند که در سالگرد انقلاب «ماکت امام، جسد انقلاب» را می برند. «زمستان سخت» رسیده و «سوسمار بی باک»  برای بلعیدن ایران دهانی گشوده است انباشته از مخوف ترین سلاح ها. درآخرین روزهای سال، هیلاری کلینتون، وزیر امورخارجۀ آمریکا، از سرگئی لاورف، همتای روسی خود، می خواهد که این نکته را به مسئولان جمهوری اسلامی ایران گوشزد : «گفت وگوهای ماه آوریل ـ– فروردین-ـ میان تهران و گروه کشورهای موسوم به گروه ١+۵«آخرین فرصت» برای جلوگیری از جنگ است.»

گفتی دهه نود به جنگ نوشته اند؛ جنگی که فاجعه هشت ساله درگیری با عراق در برابرش به بازی کودکانه ای می ماند.

دهه های «انقلاب اسلامی» بر سرشت واحد تلاش برای استقرار حکومت مذهبی به قرائت قائلان به نظریه ولایت فقیه در ایران، سرگذشت های گوناگون داشته اند.

دهه پنجاه، دهه تثبیت نهادهای » انقلاب اسلامی» است. ولی فقیه اول ـ– آیت اله خمینی-ـ از تاکتیک جذب همه نیروها برای حذف شاه به استراتژی پیاده کردن نظریه ولایت فقیه وجانشینی نظام دینی بجای نظام عرفی، بر می گردد. در اولین گام ها «شکستن قلمها» ی دگراندیشان و حذف کامل آنها از صحنه زندگی اجتماعی در دستور کار قرار می گیرد و د ردهه شصت به نسل کشی خونبار تابستان ۶۷می رسد.

 

دهه شصت، دهه هشتاد

از قدرت گیری اندیشه و نیروهای جانبدارباز سازی اقتصادی- سیاسی به شیوه اصلاحی در درون «نظام» آغاز شدو به حاشیه راندن هاشمی- خاتمی وحذف «اصلاحات» رسید.

دهه شصت- که نام «دهه وحشت بزرگ» گرفت- بیشترین سال هایش زیر نگین ولایت ولی فقیه اول گذشت. باید تابستان خوفناک شصت و هفت می رسید. هزاران زندانی قتل عام می شدند تا فقیه اول راحت بربستر مرگ بگذارد. و هنوز کفن دریده اش خشک نشده بود که با ترفندی و نشست و برخاستی، ولی فقیه دوم را منصوب کردندو هم او هنوز نیامده، ختم قانون اساسی نیمه کاره ولی فقیه را گرفت و فرمان حکومت مطلقه به نام خود نوشت.

استقرار تام وتمام اندیشه ولائی ولی فقیه دوم سیدعلی خامنه ای که ریشه هایش به آموزه های سید قطب بر می گردد و سیسستم تشکیلاتی خود را در فدائیان اسلام می یابد، و باید میراث سیدمجتبی نواب صفوی را به سید مجتبی خامنه ای بسپارد، در زمان محمد خاتمی کلید خورد و در دوران محمود احمدی نژاد عملیاتی شد.

اندیشه ولائی سیدعلی خامنه ای در دشمنی کینه توزانه با «جهان نو» خلاصه می شود ودر داخل و خارج ایران، مبارزه برای نابودی همه دیدگاههای بیرون از این اندیشه را دنبال می کند.

«طالبانیسم شیعه» اسلامگرایان سنتی را درنحله های گوناگون خود، – موتلفه، حجتیه، القاعده، فدائیان اسلام، مصباحیسم… سازمان واحد می دهد و نیروهای امنیتی ـ سیاسی را به محافظت ازآن بر می گمارد. هدف نهائی رسیدن به «خلافت اسلامی»، حرکت در متن شوونیسم ایرانی برای حذف اسرائیل، شکست غرب و اعمال مدیریت اسلام بر جهان است.

نام این مجموعه «نظام» و رهبر و مقتدا و پیشوای آن سیدعلی خامنه ایست. ایران، سکوی پرتاب اندیشه «نظام» و حافظ و تضمین کننده ادامه راهش بمب اتمی.

همه حوادث ایران از زمان ولایت ولی فقیه دوم، به ویژه در دهه هشتاد در پرتو این سیاست «نظام» قابل درک و تعقیب است؛سیاستی که در دهه ۹۰ در داخل وخارج ایران به مرحله سرنوشتی می رسد.

در داخل کشور، حذف یا اشغال سیستماتیک نهادهای عرفی، ازسازمان های اقتصادی گرفته تا نهادهای هنری-ـ خانه سینما-ـ و موسسات انتشاراتی ـ– دو نشر چشمه و ثالث ـ- از کودکستان تا موسسات آموزش عالی-ـ دانشگاه آزاد-ـ بی وقفه ادامه می یابد. نیروهای»بصیر» امنیتی ـ– عقیدتی عهده دار همه امور، از تدریس در دانشگاه تا حل مشکل ارز در خیابانها می شوند. برنامه، حذف طبقه متوسط و اندیشه معطوف به «من» و»آزادی» اش باهر وسیله ممکن است از فیلم تا شکنجه، وجانشین کردن » توده» خرافات زده که در فیلم تقدیس می شود و اسلحه به دست روانه خیابان می گردد. ولی فقیه دوم، با تمام نیرو «بدنه اجتماعی» خود را سازمان می دهد، صاحب بصیرت می سازد و مسلح می کند.

انتخابات مهندسی شده مجلس نهم، راه را برای حذف رئیس جمهور و به صحنه آوردن نخست وزیری هموار می کند که از هم اکنون خود را «غلام خانه زاد» می خواند و بیشترازاینکه به کار ولی فقیه کنونی بیاید، وظیفه نوکری به دامادش مجتبای ولیعهد رادارد تا دستان دومجتبای محبوب «آقا» بهم برسد. از این منظر، ولی فقیه دوم بیشتر زمینه ساز ایجاد «خلافت اسلامی» است تا فرمانده آن برای فتح جهان.

سیاست «نظام» با مخالفت و مقاومت بسیارجدی در داخل و خارج از کشور مواجه است. پاسخ نیروهای داخلی مشت آهنین، زندان و شکنجه و اعدام است. نیروهای سیاسی، افراد واندیشه ها یا به «نظام» گردن می گذارند، یاسکوت پیشه می سازند. پاسخ کمترین مقاومت ومخالفت، زندان و شکنجه است. درآخرین روزهای سال ۹۰ از نخست وزیر و رئیس مجلس پیشین گرفته تا انبوه نمایندگان مجلس و روزنامه نگاران در بندند. وحتی سخن از مرگ دکترمهدی خزئلی در بند می رود که پدرش از ستون های «نظام» بود و حتی برای شفاعت جان فرزند به درگاه رهبری اجازه ورود نیافت. تصمیم نهائی برای ترک مردم توسط مجمع روحانیون مبارز به رهبری سید محمد خاتمی، روانه زندان شدن فائزه هاشمی و…حذف محمود احمدی نژاد حتی، دراین چهار چوب قابل درک است.

سیاست «نظام»، جهان را هم به اتحادی بی سابقه علیه آن بسیج کرده است. «جهان علیه تهران» به هماهنگی بی سابقه ای رسیده است. حماس که راه خوددیگر کرد.دمشق که درحال فروپاشی است و حزب الله لبنان درکنار «نظام» مانده اند؛و چین و روسیه که در شطرنج پیچیده جهانی منافع خودرا می جویند تا لحظه موعود. در تمام طول سال ۹۰ حلقه محاصره وتحریم مدام به گرد ایران تنگتر شده است. حمله در سال ۹۱چندان قطعی به نظر می رسد که دیگر بحث در باره بعد از حمله آغاز شده است.

آخرین سخنان، رویدادهای و هشدارهای سال بوی مرگ و جنگ می دهند. هنری کيسينجرمی گوید: «آمريکا بايد فرض را بر اين بگذارد که ايران در پی سلاح هسته‌ای است.» ایران اتمی، باسرعت فزاینده ای به یکی از مسائل اصلی انتخابات در راه آمریکا تبدیل می شود. جمهوریخواهان با صراحت از جنگ برای سرنگونی «حکومت آیت اله ها» سخن می گویند. آخرین تهدیدات میت رمنی که دارد به سرعت بقیه رقبا را پشت سر می گذارد بی سابقه است. اشغال سفارت آمریکا در سال ۱۳۵۸را در خاطرها زنده می کند ومی گوید: «امروز آمریکا و جهان به شکلی غریب با شرایطی مشابه مواجه هستند؛ با این تفاوت که این بار خطر بزرگ‌تری در کمین است. در حالی که باراک اوباما در کاخ سفید زانوی غم در بغل گرفته، همان تندروهای اسلامی در حال پیشرفت سریع به سوی ساخت مخرب‌ترین سلاح‌های تاریخ جهان هستند.به هیچ وجه نمی‌توان با بی تفاوتی از کنار این مهم عبور کرد. سه دهه است که آیت‌الله‌های حاکم بر ایران از تروریسم در سراسر جهان حمایت کرده‌اند. اگر تنها یک درس از حملات ۱۱ سپتامبر گرفته باشیم این است که تروریسم در عصر اتمی امکاناتی دهشتناک را در بر داشته، آنچنان که توانایی ایجاد هراس را در مقیاس‌هایی بسیار بزرگ دارد.از اینها گذشته، رهبران ایران به صراحت اعلام کرده‌اند که خواهان نابودی کشور اسرائیل هستند. اگر وسیله نیل به این هدف غیر انسانی را به دست آورند، خاورمیانه یک‌شبه به انبار باروت تبدیل خواهد شد. پیامدهای این وضعیت برای اسرائیل، برای دیگر هم‌پیمانان ما و برای نیروهای خودِ ما در منطقه تصورناپذیر خواهد بود.»

نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل که برای اخطار آغاز جنگ به و اشنگتن رفته بود، بالبهای خندان و دست های پر ازقرارداد دریافت مخوف ترین سلاح ها به کشورش بر می گردد ومی گوید: «حمله به ایران؛ نه چند روز آینده، نه چند سال آینده.»

پانه‌تا وزیر دفاع آمریکا در مصاحبه با نشریه «نشنال جورنال» تاکید می کند: «ارتش آمریکا یک طرح اضطراری خاص برای حمله نظامی علیه تاسیسات اتمی ایران آماده ساخته است.» بعدحرف هائی می زند که حتی پیش از حمله به عراق و افغانستان شنیده نشده است: «حمله نظامی آمریکا بسیار کوبنده‌تر از حمله نظامی اسرائیل علیه تاسیسات اتمی ایران خواهد بود.»

ژنرال هربرت کارلایل، معاون ستاد فرماندهی نیروی هوایی آمریکا، در کنفرانس دفاعی «کردیت سوئیس مک الیس» روی چند دلیل «کوبنده تر» بودن حمله آمریکادست می گذارد:»در صورت برخورد نظامی با ایران از یک بمب سنگرشکن تازه به وزن ۱۳۶۰۰ کیلوگرم استفاده خواهد شد. قدرت نفوذ این بمب در لایه‌های دفاعی شگفت‌انگیز است و ما هم‌چنان روی بهبود عملکرد آن کار می‌کنیم. در صورت برخورد نظامی با سوریه و ایران، نیرو‌های آمریکا در اجرای عملیات نظامی، از تفکر تاکتیکی تازه‌ای که در وزارت دفاع از آن به عنوان «جنگ هوا دریا» یاد می‌شود، استفاده خواهند کرد.از شبکه‌های پیشرفته ارتباطی بین نیرو‌های مختلف نظامی و عملیات چندبعدی در هوا، دریا، فضا، و فضای مجازی (اینترنت) علیه خطوط دشمن استفاده خواهد شد.وجود قابلیت‌های فضایی، ظرفیت سایبری، نسل پنجم سلاح‌های هوایی و هواپیماهای جنگنده، و نیرو‌هایی که از خود جای پای اندکی بر جای می‌گذارند، نشانه عزم آمریکا برای استفاده از نوآوری‌های تسلیحاتی در یک صحنه نظامی واقعی است.»

رضا تقی زاده ـ تحلیلگر مسائل ایران- دست به مقایسه کوچکی می زند: «قدرت تخریب تنها یک عدد از بمب های فوق، بیش از قدرت تخریب ناشی از پرتاب ۴۰ فروند موشک شهاب ۳ ایران است.»

تنها تصویر صحنه، بهار را عزا می کند. بمب ها فرومی ریزند و گلهای سرخ ایران را شخم می زنند. سیاست ماجراجویانه «نظام» در جهنم را به روی ایران گشوده است. پاسخ جهان را با تهدیدهای توخالی می دهند که تنهاکاربردش تندتر کردن آتش جنگ است. محمود احمدی نژاد پوسیدن گزینه ها را روی میز تبلیغ می کند.دیگر به تمامی یاد آور دائی جان ناپلئون است که دارد باتفنگ خالی خدمت «انگلیسی های بی ناموس» می رسد. غضنفر رکن آبادی- ـ سفیر جمهوری اسلامی در بیروت ـ– هم در کنارش سبز می شود: «ما خود را آماده کرده ایم و هم اکنون ۱۱ هزار فروند موشک آماده شلیک به آمریکا و اسرائیل و مصالح آنها در جهان داریم.»

لابد دیگر چون کسی برای این رجزخوانی ها تره هم خرد نمی کند، طبق معمول در دقیقه نود خبراز گشودن درهای مخفی سایت «پارچین» می دهند و نامه برای اعلام اراده از سرگیری گفت وگو می نویسند. اولی دیگر دیر شده است.کارشناسان هسته ای و تسليحاتی «موسسه علوم و امنيت بين المللی» می گويند که در عکس های ماهواره ای که از مرکز «پارچين» در ايران گرفته شده است وجود آشيانه و يا اصطلاحا اتاقک های مخصوص انفجارهای بسيار قوی را تشخيص داده اند.

برای دومی ـ– گفت وگو-ـ «هنوز» فرصت هست.اوباما و كامرون در مقاله مشتركی در واشنگتن پست می نویسند: «هنوز زمان و فضا براي پيگيري راه حلي ديپلماتيك برای مساله هسته اي ايران وجود دارد.»

آخرین هفته سال برای «نگاه هفته» است. تازه ترین خبرها حاکی است چهار افسر ارشد ارتش سوریه به مخالفان پیوسته اند. دیگر می توان بشار اسد را یک مرده سیاسی محسوب کرد.

عضو اتاق بازرگانی تهران، تصویری تمام از اقتصاد کشور می دهد: «وضعیت اقتصادی این روزهای کشور تداعی کننده دهه ۶۰ است. به عبارتی هم اکنون اقتصاد ما شرایطی همچون وضعیت دوران جنگ را تجربه می‌کند، با این تفاوت که در آن زمان سیستم بانکی ما تحریم نبود و تنها منابع ارزی کشور کاهش یافته بود. اما در حال حاضر اگر ارز هم وجود داشته باشد امکان مبادله وجود ندارد.»

و جهان در انتظار مذاکرات بهار، سلاح های مخوف را برق می اندازد و پیچ تحریم ها راسفت و سفت تر می کند.دو نماینده مجلس نمایندگان آمریکا طرحی را ارائه می کنند که بر اساس آن شرکت های بین المللی که به جمهوری اسلامی خدمات بیمه می دهند و یا معاملاتش را بیمه می کنند از دسترسی به سیستم مالی و بانکی آمریکا محروم خواهند شد.

سال ۹۰ تمام می شود. یکی دو روز دیگر. عمو نوروز از راه دراز می آید. از زمانی که جان خود در تیرکرد آرش، ایران چنین از درون در اشغال و از بیرون در خطر نبوده است. کتاب سووشون به دست مردمان می دهد عمو نوروز که خالقش تازه بر بادهای بهاری رفته است و همچنان انتظار «سحر» رامی کشد:

«گریه نکن خواهرم، در خانه‌ات درختی خواهد رویید، و درخت‌هایی در شهرت، و بسیار درختان در سرزمین‌ات و باد پیغام هر درختی را به درخت دیگر خواهد رسانید و درخت‌ها از باد خواهند پرسید: در راه که می‌آمدی، سحر را ندیدی؟»

و بهاریه سیاوش کسرائی را درمقدم بهار می خواند:

تو قامت بلند تمنایی ای درخت

همواره خفته است در آغوشت آسمان

بالایی ای درخت

دستت پر از ستاره و جانت پر از بهار

زیبایی ای درخت

وقتی كه بادها

در برگ های در هم تو لانه می كنند

وقتی كه بادها

گیسوی سبز فام تو را شانه می كنند

غوغایی ای درخت

وقتی كه چنگ وحشی باران گشوده است

در بزم سرد او

خنیاگر غمین خوش آوایی ای درخت

در زیر پای تو

اینجا شب است و شب زدگانی كه چشمشان

صبحی ندیده است

تو روز را كجا

خورشید را كجا

در دشت دیده غرق تماشایی ای درخت

چون با هزار رشته تو با جان خاكیان

پیوند می كنی

پروا مكن ز رعد

پروا مكن ز برق كه بر جایی ای درخت

سر بركش ای رمیده كه همچون امید ما

با مایی ای یگانه و تنهایی ای درخت

درخت، ایران است. باغبان هایش را کشته اند و یا به زندان برده اند. تبر در دست ولی فقیه دوم مانده است. شهامت این را دارد که در «آخرین فرصت» زمینش بگذارد و چون ولی فقیه اول جام زهر بر گیرد؟


خاتمی، خاتمی، کجائی؟

توجه: این نوشته در 25 خرداد 1388 منتشر شده است

ميهن را باز به خون کشيده اند. از ايران صدای فرياد و گلوله می آيد. صدای قديمی رنج برآسمان خونين ايران بال می کشد:
– از خون جوانان …. لاله…. لاله دميده…

سربازان گمنام و با نام» نظام» قداره از رو بسته اند. باتوم است که برپيکر جوانان فرود می آيد. اينجا چشمان دختری از کاسه بيرون می زند. آنجا پسر جوانی را که از » انقلاب اسلامی» عمر کمتری دارد؛ بر اسفالت خيابان انداخته اند و لگدکوب می کنند. در ويتنام بر مردم اين نرفت که درايران.
درغزه چنين نکردند که در تهران. تازه آنها بيگانه بودند: آمريکائی و اسرائيلی. ادعای رافت و مهر ورزی نداشتند. اينان کيانند که خوابگاه دانشگاه را به خون تازه ای می آلايند ؟ اينان از کدام تبارند که از کودتای ٢٢ خرداد چنين پاس می دارند؟ جز اين است که اينان پروردگان » نظام » هستند که تقدس را با مشت و باطوم و گازاشک آور اثبات می کنند و آزادی برايشان معنائی جز کشتار ندارد؟
اين آدمکشان که ياد آور مغولان وتازيان هستند ، در مدرسه های طالبانی» نظام» آموزش ديده اند و پروار شده اند، حتی بر فرزندان راستين نظام مانند موسوی وکروبی و خاتمی هم رحم نمی کنند. آنها را دشمن می خوانند و بعد از پايمال کردن رايشان ، برای بريدن سرشان آماده اند. بر فرزندان «انقلاب اسلامی» و بر » ياران امام» که اين می رود، وای بر مردم. وای بر جوانان. وای برگيسوان خونين دختران. وای بر دهان پرخون پسران. وای بر ايران. وای بر ما…
و وای بر شما محمد خاتمی. سيدمظلوم. مرد لبخند . آقای گفت وگو. وای برشما که اين بار شال سبزی را به گردن موسوی انداختيد که رنگش رنگ انقلاب آرام مردم ايران شد. حالا کجا هستيد؟ چراسکوت کرده ايد؟ در دوران هشت ساله رياست جمهوری خود با همه مماشات، سکوت و عقب نشينی که کرديد ، خود را ميان «نظام» و» مردم» نگه داشتيد. يکی از مشاوران و ياران نزديک آن روز شما ، درمصاحبه ای دردفترش به ما گفت:
– » خاتمی دستی در دست مردم و دستی در دست نظام دارد…. نمی داند چه کند…» و چشمهايش پر از اشک شد.
و شما کوشيديد اين دو دست را به هم برسانيد. خواستيد «شال ميرحسين» را به «چفيه سيد علی» گره برنيد. ديديد که نشد. آقای خاتمی! سيد!ديديد که نمی شود؟ آن چفيه ملکوک است از انديشه کسانی که «انقلاب اسلامی» را دزديده اند. نخوانديد که هاشمی با اشک نوشت:» فقط مادو سه نفر مانده ايم…» ؟ حالا نوبت هاشمی وموسوی است و شما و خيلی زود شمشير بر گردن «رهبر» طالبان شييعی هم فرو خواهد آمد.
آقای خاتمی آن «نظام» که شما در ذهن داريد به تاريخ پيوسته است. صبح وقتی که هواروشن شد- بقول نيما- آن را درمزبله ها خواهند جست. » نظام» واقعی اين است که درخيابان ها می بينيد. فريادهائی است که می شنويد.
آقای خاتمی ، گوش کنيد. اين صدای احمدشاملو است:
آهای !
از پشت شيشه ها به خيابان نظر کنيد!
خون را به سنگفرش ببينيد! …
اين خون صبحگاه است گوئی به سنگفرش
کاينگونه می تپد دل خورشيد
در قطره های آن …

آهای !
اين خون صبحگاه است گوئی به سنگفرش
کاينگونه می تپد دل خورشيد
در قطره های آن …

از پشت شيشه ها به خيابان نظر کنيد

خون را به سنگفرش ببينيد !

خون را به سنگفرش
بينيد !

خون را
به سنگفرش …

آقای خاتمی، خون رابر سنگفرش می بينيد؟ آقای خاتمی. اين خون بر می گردد و به تاريخ ايران پيوند می خورد :
– از خون جوانان وطن لاله…. لاله دميده…

کجائيد آفای خاتمی؟ کجائيد؟

کجائيد آفای خاتمی؟ کجائيد؟ عکسی روی فيس بوک می رسد. شما را محاصره کرده اند. آدمکشان دورتان راگرفته اند. عمامه اتان راکشيده اند. به ميان مردم آمده ايد. مبارک است. اين عکس دو روز پيش است. اما امروز باز از آن اعلاميه های نه سيخ بسوزد نه کتاب صادر می کنيد. هنوز اين کودتاگران را» نظام» می خوانيد و انتظار مجوز داريد؟
دست مردم را بگيريد آقای خاتمی…
دست تان را از دستان خونين نظام بيرون بکشيد.

——————————–

قاب خالی از شال آبی، هوشنگ اسدی، روز آنلاين
هان! بشنو سروش آزادی، هوشنگ اسدی، روزآنلاين
برادر حسين راست می گويد، هوشنگ اسدی، روزآنلاين

آقای خامنه ای و هم سلولی هايش، هوشنگ اسدی، روز آنلاين
شاه ماند، کيهان رفت، هوشنگ اسدی

جهان علیه تهران

هوشنگ اسدی

بهمن می رسد. ماه انقلاب اسلامی. شعارهای انقلاب را حوادث روز، بعد از سی و سه سال تفسیر می کنند. استقلال: دلار درحال تبدیل شدن به پول رسمی کشور است؛ آنهم در سالی که رهبری سال «جهاد اقتصادی» خوانده بودش. آزادی: درهمین هفته دو رکورد جهانی دیگر بدست می آید: «رتبه ۱۷۵ام در میان ۱۷۹ کشور جهان از نظر آزادی مطبوعات » و» اعدام بیش از ۶۰۰ نفر در سال». و جمهوری اسلامی: «در بن بست اتمی گرفتار آمده». چنانکه جهان می بیند و اشپیگل آن لاین می نویسد.

در روزهای بهمن ۱۳۵۷ در تهران فریادهای «ماهمه سرباز توایم خمینی» شنیده می شد، در بهمن امسال «جنبشی درون نظام وزیدن گرفته است» که جانشین » امام خمینی» را نشانه دارد. سرداری دیگر از سرداران دوران گذشته که غلامعلی رجائی باشد، می آید تا سردار حسین علائی را در هجوم اوباش تنها نگذارد: «پچپچه های کوچه است که علنی می شود.» این دو سردار شاهد «مرگ هشت سردار سپاه در یک سال» اخیر بوده اند که همگی در دهه پنجم زندگی و بر اثر سکته و موارد نامعلوم به جهان دیگر رفته اند. هیچکس نمی داندسیستم امنیتی مخوف پایه ریزی شده توسط سعید امامی در حذف سرداران جنگ نقشی داشته است یانه، اما بروشنی می توان دست هائی که کنار گذاشتن هاشمی رفسنجانی از ریاست مجمع تشخیص را بار دیگر کلیدزده اند، دید.

در سالگرد دیگری ازانقلاب، تنها سید علی خامنه ای از گروه نخست رهبری باقی خواهد ماند و انبوه سردارانی که دوره اش کرده اند و از جنگیدن تنها رجز خواندن را می دانند.

در هفته اول ماه انقلاب، آخرین عربده کشی آنها کف می شود برآبهای خلیج فارس. فرمانده کل ارتش پس از مانور اخیر در تنگه هرمز فرموده بود ناوگان امریکا نباید دیگر به خلیج فارس بازگردد. کسی برای این حرف تره هم خرد نکرد.

دیوید کامرون، نخست‌وزیر بریتانیا، در دیدارازعربستان سعودی می‌گوید: «اگر ایران بخواهد تنگه هرمز را ببندد کشورهای جهان اجازه این کار را نخواهند داد. در مورد تنگه هرمز، منافع همه جهان در این است که این تنگه‌‌ باز بماند و من مطمئنم، اگر هرگونه تهدیدی برای بستن آن صورت گیرد، جهان دست به دست خواهد داد و کاری خواهد کرد که این تنگه‌ باز بماند.»

لئون پانته‌تا، وزير دفاع آمريکا، اعلام می کند: «ناو هواپيمابر «يو اس اس اينترپرايز» عازم خليج فارس می شود و عبور آن از تنگه هرمز پيامی روشن به ايران است.»

وناوگان امریکا بازمی گردد، نه تنها با اينترپرايز، با ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن و پنج کشتی جنگی دیگر.تازه ناوگان فرانسه و انگلیس هم همراه آن می آیند تا ضامن تحریم نفت ایران و بازنگهداشتن تنگه هرمزباشند.

عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس می فرماید: «آمریکا جرات نداشت به تنهایی از تنگه هرمز عبور کند.» سرتیپ حسین سلامی، یکی از رجزخوانان، صورت مسله راپاک می کند: «ناوهای جنگی آمریكا سالیان درازی است كه در خلیج فارس حضور دارند و تصمیم آمریکا برای اعزام ناوهای تازه، موضوع جدیدی نیست. باید اعزام ناوها را درهمین چارچوب دید.»
علی اکبر صالحی هم که معلوم نیست سر پیاز است، ته پیاز است و یا وزیر خارجه، یکسره منکر همه هارت و پورتهای سرداران می شود:» ایران هرگز قصد بستن تنگه هرمز را نداشته است.» رزمایش یک ماهه در خلیج فارس هم بدنیا نیامده، می میرد.

همکاران ما در روز وضعیت را در یک تیتر خلاصه می کنند: تحریم نفتی، آرایش جنگی. یک روز بعد از ورود ناوگان های آمریکا، انگلسی و فرانسه به خلیج فارس «ائتلاف اروپا و آمریکا علیه جمهوری اسلامی» برگ برنده ای بر زمین می زند.اتحادیه اروپا نفت، بانک مرکزی، تجارت الماس، طلا و دیگر فلزات گرانبها با ایران را تحریم می کند.وزیران خارجه ۲۷ کشور عضو اتحادیه اروپا، بر سر ممنوعیت هرگونه قرارداد جدید برای خرید یا انتقال نفت خام ایران به توافق می رسند. موافقت می کنند که همه دارایی‌های بانک مرکزی ایران را مسدود سازند، و هرگونه تجارت الماس، طلا و دیگر فلزهای گرانبها با بانک مرکزی ایران و دیگر ارگان‌های دولتی ایران را ممنوع می کنند.

دولت آمریکا تحریم های نفتی و بانکی اتحادیه اروپا را چنین می بیند: «گام محکمی در تلاش های جهانی برای افزایش فشار بیشتربرجمهوری اسلامی.» و بلافاصله وزارت خزانه داری امریکا بانک دولتی «تجارت» را در فهرست تحریم قرار می دهد. بانک تجارت در نقل و انتقال میلیون ها دلار برای کمک به برنامه هسته ای ایران دست داشته است.

«دیوید کوهن» یک مقام ارشد وزارت خزانه داری آمریکامی گوید: «در زمانی که بانک های جهان معاملات خود با ایران را قطع کرده اند و ارزش پول ایران بسرعت کم می شود، تحریم بانک تجارت یکی از آخرین راههای دسترسی ایران به سیستم مالی بین المللی را مسدود می کند.»

رئیس مجمع نفت ژاپن حرفش این است: «قادر به ادامه معامله با ایران نیستیم.» و خبر می رسد: «چين در سکوت واردات نفت از ايران را به نصف کاهش داده است».

حتی ترک ها به دنبال جایگزینی برای نفت ایران هستند.مقامات توپراس، پالایشگاه مشهور ترکیه قصد دارند در گفت و گو با مقامات نفتی عربستان سعودی که در ماه جاری میلادی انجام می شود، دسترسی به منابع جایگزین نفت ایران تا تابستان سال جاری را موردبررسی قرار دهند.

در تهران دلار ریسمان پاره می کندو سکه به رکوردی تاریخی دست می یابد و از مرز یک میلیون تومان می گذرد: «خرید در بازار به یورو و دلار، اقتصاد ایران در آستانه فروپاشی».

جواب های جمهوری اسلامی یاد آور، سخنان سعید صحاف در روزهای سقوط صدام حسین است. معلوم نیست پیمانکار بزرگ سردار رستم قاسمی که آمده بود تا توی دهان شرکت های نفتی جهان بزند، کجاست. اما بیانیه وزارتخانه متبوعه اش خواندنی است: «هیچ گونه خسارتی متوجه ایران نخواهد بود.» بیانیه وزارت خارجه تحریم‌های اتحادیه اروپا را «توجیه‌ناپذیر» می داند. و رامین مهمانپرست، سخنگوی این وزارت خانه مثل همیشه جوابی جز کلی گوئی ندارد: «اینها همه جنگ روانی است و این گونه اقدامات تنها باعث بدتر شدن اوضاع مربوط به پرونده هسته‌ای جمهوری اسلامی ایران می‌شود.»

بهتر ازاین نمی شود کشور را بباد داد. هیزم خشک است برای تنور جنگ و پاس طلائی به اسرائیل. ودرست در روزهائی که «موسسه علوم و امنیت بین المللی» که یکی از مراکز پژوهش های راهبردی در عرصه امنیت و مسائل دفاعی است، در گزارش جدیدی با عنوان «سنجش واقعیت ها» می نویسد: «حکومت ایران در صورت اتخاذ تصمیم نهایی برای تولید سلاح هسته ای به مدت زمان کمتری برای توليد اين تسليحات نیاز دارد.»

این گزارش توسط چهار تن از صاحبنظران در امور خلع سلاح و امنیت بین المللی تنظیم شده است و به دعوت سرد کاترین اشتون از تهران برای انجام «مذاکرات بدون پیش‌شرط اتمی»، معنای تازه ای می بخشد، از شکست میانجی‌گری اخیر ترکیه و دل شستن کامل جامعه جهانی از رسیدن به توافق هسته‌ای با جمهوری اسلامی خبر می دهد.

 

درهفته نخست بهمن دیگری که همه تلخکامی بر باد رفتن آرمان های مردم ایران را زنده می کند، تصویر واقعی جامعه ایران بعد از سی و سه سال حکومت اسلامی چنین است که نشریه»مریدین» تحت عنوان «هنگام فروپاشی شاخه و شانه می کشد» می نویسد: «جمهوری اسلامی بدلیل محافظه کاري سازش ناپذیر، قوم و خویش پرستي بي سابقه و عملکرد هاي اقتصادي اشتباه، دارد از درون متلاشي مي شود.حکومت ایران از یک سو تلاش مي کند صدایش را بالا ببرد، در مقابل غرب و تحریم هایش شاخ و شانه بکشد و از سوي دیگر دوراني را تجربه مي کند که هرگز از بعد از انقلاب خمیني، تجربه نکرده بود.نماي بیروني که ایران تلاش مي کند به نمایش بگذارد، کاملا متضاد با وضعیت داخلي آن کشور است. اظهارات غیر معتبر رئیس جمهور خستگی ناپذیر، محمود احمدي نژاد، علیه آمریکا، علیه استراتژي آمریکا در خاورمیانه، علیه متحدان آمریکا در منطقه و علیه نظام سرمایه داري، دیگر حتي دوستدارانش را هم متقاعد نمی کند، مثل کاسترو و چاوز. او در سفر اخیرش به آمریکاي لاتین نتوانست به موفقیت هایي که در سفر هاي گذشته اش دست یافته بود، برسد و حتي کساني چون هوگو چاوز، رئیس جمهور ونزوئلا و کاسترو، رهبر کوبا نیز نشان دادند که دیگر با او توافق ندارند.»

بر این اساس است که باراک اوباما رییس جمهوری امریکا ازعملکرد دولت خود در مورد اعمال تحریم‌های بین المللی علیه جمهوری اسلامی ایران دفاع می کند: «تحریم‌های بین‌المللی تحت رهبری امریکا، اقتصاد این کشور را «به هم ریخته» است.»

گرگها در تهران، می کوشند اقتصاد درحال تلاشی را با تهدید پلیسی درمان کنند. «پليس ارز، پليس سکه طلا، پليس گندم و برنج و نخود لوبيا» تدارک می بینند. بی ثمر است. ویرانی کشور دستاویز جنگ قدرت می کنند تا «انتخابات سرد» در راه را ببرند.

وزیر اقتصاد مسئولیت وضع نابسامان در بازار سکه و ارز را بر دوش گروه نامعلومی می گذارد که می‌خواهند در بازار «ایجاد اختلال» کنند. منتقدان دولت از جمله سردار محسن رضایی آشفتگی بازار را «ناشی از نادانی و عدم تخصص» در دولت محمود احمدی‌نژاد می دانند. گفتی آقا امام زمان سندوزارت این آقایان رابدون توجه به تخصص آنها امضاء کرده است.

پرویز سروری، رئیس کمیته امنیت داخلی مجلس دولت را «آتش‌بیار بازار ارز» معرفی می کند. غلامرضا مصباحی مقدم، عضو کمیسیون اقتصادی مجلس به «خبرهایی» اشاره دارد که از «دلالی دولت و بانک مرکزی در بازار ارز» پرده می گیرند. برادر «حسین شریعتمداری» هم بر اساس تخصص خود بحران اقتصادی را امنیتی می بیندو دنبال مامورین دشمن می گردد.

رضاتقی زاده ـ– تحلیل گر سیاسی-ـ می نویسد: «واقعيتی که عوامل دولتی در ايران وجود آنرا انکار ميکنند، قرار گرفتن کشور در وضعيت کامل جنگی است. در مراحل کنونی جنگ، اگر چه هنوز استفاده از قدرت آتش آغاز نشده، در عين حال هزينه های آن فراتر از خسارات ناشی از تخريب های جنگ گرم و از انهدام پل ها و راه ها و کارخانه ها رفته است.پول ملی نماد ارزيابی ارزش دارايی های ملی است. مردم ايران طی شش ماه گذشته، در نتيجه تخريب های جنگ نرم، و همچنين سياستهای مخرب تر دولتی، عملا نيمی از ارزش اسمی دارايی های خود را از دست داده اند.
واکنش امروز مردم نسبت به تحولات بازار، واکنش ناشی از ترس در شرايط جنگی است. در وضعيت جنگی، به دليل از ميان رفتن امنيت عمومی، پول محلی قابليت تبديل خود را به کالاها و خدمات و پول های ديگر از دست داده و به کاغذ پاره بی خريدار تبديل مي شود.طعم تلخ اين تجربه را به دردناک ترين شکل مردم آلمان طی روزهای پايانی جنگ جهانی دوم و سال های بعد از شکست نهايی رژيم نازی چشيده اند.کشورهای دچار ورشکستگی اقتصادی شده مانند زيمبابوه، و يا در شرف تغيير نظام سياسی، حاکم مانند روسيه و پانزده جمهوری اتحاد شوروی سابق نيز، بدون قرار گرفتن در وضعيت جنگی، سقوط ارزش پول ملی خود را شاهد بوده اند.»

خانم ها! آقایان! در سی و سومین بهمنی که چون بهمن بر میهن مافروافتاد، ایران تحت حکومت اسلامی به لبه یکی از هولناک ترین پرتگاههای تاریخ خودرسیده است.

اوضاع ـ– چنانکه از اخبار بر می آید-ـ چنین است: اسرائیل بایاری جمهوریخواهانی که آماده حضور در کاخ سفیدمی شوند، جنگ را در برنامه خود دارد و ازهمه نادانی و تند روی طالبان شیعی حاکم بر ایران برای رسیدن به این مقصود سود می جوید. ساندی تایمز می نویسد: «اسرائیل به آمریکا پیام داده که فقط ۱۲ ساعت قبل از حمله به ایران شما را آگاه می کنیم.»

سیاست دولت کنونی آمریکا و اروپا در لحظه کنونی بکار گیری گزینه تحریم شدیدبجای حمله نظامی است.به این ترتیب، ضمن باز نگاهداشتن تشریفاتی مسیر بازگشت ایران به مذاکرات، با هدف راضی ساختن نسبی روسیه و چین از یک سو و از سوی دیگر خنثی ساختن خطر توسل اسرائیل به جنگ، افزایش فشار‌ها علیه جمهوری اسلامی با استفاده از تمامی اهرم‌های موجود و ممکن، در دستور کار قرار گرفته‌است.
سخنان این هفته نیکلاسارکوزی را می توان در این متن دید. رئیس جمهور فرانسه می گوید: «مداخله نظامی مسئله را حل نمی‌کند. جنگ به هرج و مرج در خاورمیانه و چه بسا همه جهان بینجامد. من به دوستان چینی و روس خود می‌گویم: ما را برای تضمین صلح در جهان یاری کنید… ما بی‌تردید به شما نیاز داریم.»
رابرت بائر از مسئولان بلندپایه سابق سیا به هفته‌نامه لبنانی «الشراع» حرفهائی می زند که چشم انداز را روشنی فوق العاده می بخشد: «اسد به زودی خواهد رفت. حکومت بشار اسد تا ماه مارس آینده بیشتر به طول نخواهد کشید و بعد از آن سقوط می‌کند. دیگر برای ما اهمیت چندانی ندارد که در سوریه چه می‌گذرد. پاسخ‌ها همه در آنکارا و تهران هستند. سید حسن نصرالله دبیرکل حزب‌الله، به شدت ناراحت و عصبی است. وی قادر به انجام هیچ کاری نیست و حتی نمی‌تواند نیروهایش را برای کمک به بشار اسد به سوریه بفرستد. نصرالله اکنون فقط در حال گذراندن وقت است و به عنوان یک قدم کوچک حتی قادر نیست قاچاق سلاح از شمال لبنان به سوریه را متوقف کند.»

مامور عالیرتبه سابق سیا دارد از طریق دمشق نشانی تهران رامی دهد ودرهفته ای که عبدالله صالح از مردم عذرخواهی می کند و از یمن می رود.اتحادیه عرب خواستار واگذاری اختیارات بشار اسد به معاونش می شود. پاسخ دیکتاتور سوریه هنوز «نه» است. هنوز می کشد.

هفته به پایان می رسد. سی و سومین سال جمهوری اسلامی به آخر نزدیک است. بهرام خراسانی می نویسد:»در هنگامه سرنوشت ساز کنونی ایران، تنها گروهی قزلباش و طرار از سران حکومت جمهوری اسلامی برجای مانده، و مدتهاست که این حکومت، به موسی و عصایش تبدیل شده است.

درآخرین ساعات چهارشنبه فراخوان۳۹ دلاور زندانی منتشر می شود:

امضا‌ء‌کنندگان این بیانیه که خود از پرداخت هزینه‌ برای تحقق خواست‌های قانونی و ایستادن پای سخن حق، ابایی نداشته‌‌اند، بر این باورند که رسیدن به چشم‌اندازهای مطلوب مستلزم هزینه است. معتقدیم که آرمان‌های انقلاب مردمی ۱۳۵۷ و تحقق آزادی و جمهوریت و استقلال و رفاه و پیشرفت، در گرو کوشش پیگیر و تلاش مصمم و بی‌یأس است؛ این راهی است که از مشروطه و نهضت ملی گشوده شده و تداوم‌اش با عزم مستدام یاران صبور و متوکل و امیدوار سبز در پیوند است.

یعقوب‌وار وا اسفا همی زنم / دیدار خوب یوسف کنعانم آرزوست

والله که شهر بی تو مرا حبس می‌شود / آوارگی و کوه و بیابانم آرزوست

جانم ملول گشت ز فرعون و ظلم او / آن نور موسی عمرانم آرزوست

 


منفور در حد تیم ملی (هوشنگ اسدی)

نجشنبه ۱۷ آذر ۱۳۹۰

هوشنگ اسدی

وزیرخارجه «نظام» هفته دوم آذرماه رابه جان می زند تا زهر «اشغال لانه جاسوسی انگلستان» رابگیرد؛ و هنوز نفس تازه نکرده «سفارت مجازی ایالات متحده آمریکا » میهمان فضای مجازی می شود.

و در فاصله بسته شدن درهای سفارت حقیقی و برآمدن سفارت مجازی، جهان چندگام بلند دیگر برای «انزوای فزاینده»ـ- بقول نوول ابزرواتور-ـ جمهوری اسلامی بر می دارد. تحریم نفت، بانک مرکزی، 180 شخصیت و شرکت، دستاورد «غرب» از تکرار بازی نخ نما وقدیمی جمهوری اسلامی است که به سرعت برملا و به ضدخودتبدیل می شود.

هنوز «دانشجویان بسیجی» در سفارت انگلستان سر گرم غارت و سرقت اند که تهران دست به تهدید می زند: «اقدام متقابل در قبال اخراج دیپلمات‌های ایرانی از لندن». برادران دارند پلوی نذری می خورند و ادای اشغال سفارت آمریکارا در می آورند. وزارت خارجه هم در چهارچوب سناریوی جدید با «ابراز تاسف» راه برائت می جوید.

دامینیک چیلکات، سفیر بریتانیا به کشورش برمی گردد و درچندجمله کوتاه که به رسانه ها می گوید، نشان می دهد جهان از الگوی رفتاری «نظام» آگاهی کامل دارد؛ همان که وال استریت ژورنال «فریب‌کاری و طفره رفتن‌های استادانه خاص جمهوری اسلامی» می خواندش. سفیر بریتانیا از ماجرای حمله به سفارت کشورش پرده بر می دارد وحتی بانام ونشان افراد ذینفع: «ایران کشوری نیست که درآن به صورت خودش تظاهراتی شکل بگیرد و پس از آن به یک سفارت خارجی حمله شود. این اقدام تنها با اطلاع و حمایت نظام انجام می‌شود. اشخاصی مانند علی لاریجانی و علاءالدین بروجردی به خاطر مقاصد سیاسی خود متمایل بودند فضا پرتنش بشود.»

دست هم روی زخم ناجور بروجرودی، از شرکای اصلی «اختلاس بزرگ تاریخ»، می گذارد ویکی از قبیله مهر برپیشانی ها را مجبور به تکذیبی می کندکه به صدتائیدمی ارزد.

گاردین و ساندی هرالد ـ دو نشریه انگلیسی ـ نشانی سردارقاسم سلیمانی فرمانده سپاه قدس را پشت صحنه حمله به سفارت می دهند ودر باره نقش فزاینده سپاه در سیاست خارجی می نویسند. اخباری هم از نقش فعال سردار شکنجه، محمد رضا نقدی دراین ماجرا رسانه ای می شود. از محمود احمدی نژاد خبری نیست که نیست. او در سال 1358 هم مخالف حمله به سفارت آمریکا بود،و نقشه اشغال سفارت شوروی سابق رادر سر داشت، وحالا مانند رهبر از لب نمی گشاید. و ناگهان سردار احمدرضا رادان از قاتلان زندان کهریزک می فهمد که مهاجمان «تحریک» شده اند و درمیان آنها افراد نفوذی بوده اند. البته سردارکه تجربه کشتار در سوریه را هم دارد توضیح نمی دهد که این نفوذی ها با کسانی که سازمان «سیا» در میان مداحان عزاداری‌ها در ایران نفوذ داده تا «آهنگ‌ها و اشعار مورد نظر خود» را وارد مداحی ها کنند رابطه ای دارند یانه.هرچه هست این دوعملیات همزمان و در ماه محرم انجام شده است. عده ای «تحریک» کرده اند و برادران بسیجی را «بازی» داده اند تابه سفارت انگلستان حمله کنند. گروه دوم به فرمایش معاون فرهنگی و تبلیغات نمایندگی ولی فقیه در سپاه پاسداران، شعر ترانه های لوس انجلسی را برداشته و به جایشان اشعاری در باره امام حسین گذاشته اند و مراسم سینه زنی را به محفل رقاصی تبدیل کرده اند. واقعا دست آوردبزرگی است برای «نظام مقدس» که می خواهد فرهنگ جهان را تغییر بدهد، امابعد از سی و چندسال هنوز نتوانسته برای ماه محرم هم چند تا مدح دست و پا کند.

هنوز کسی از مداحان نفوذی دستگیر نشده تا به صحت حرف های معاون فرهنگی سپاه «اعتراف» کند،اما یکی ازمهاجمان به سفارت می گوید: «ما بازی خوردیم».دیگری دروبلاگش نویسد: «آرزوی جنبش دانشجویی درتسخیرلانه جاسوسی انگلیس پس از سالها محقق شد.اما دستوراز بالا آمد و امر، امر ولایی است که باید هر چه سریعتر اینجا را تخلیه کنیم و بیرون برویم». بله. «امر ولایی برای خروج از سفارت بریتانیا» از همان مرکزصدور دستور حمله صادر شده است.علی اکبر صالحی فرصت حضور در کنفرانس افغانستان در آلمان را مغتنم می شمارد تا عذر خواهی دولتی ها راجهانی کند. انگلستان هم فهرست تخریب و چپاول «دانشجویان بسیجی» را می فرستد و «خواستارغرامت می شود: یک میلیون پوند هزینه «بازی خوردن» بسیجی.

و هنوز پاسخ تند جهان به حمله بسیجی ها به سفارت در راه است. حمله به سفارت انگلستان – چه حاصل تدبیر «رهبر فرزانه» باشد وچه کار نفوذی ها- در بهترین لحظه ممکن انجام شده است: درآستانه اجلاس اتحادیه اروپاومطرح شدن طرح تحریم نفت در سنای آمریکا. اروپائیان تردید نمی کنند و دست به تحریم ۱۸۰ شخصیت و شرکت ایرانی می زنندو بر سر تحریم صنعت نفت ایران اجماع حاصل می گردد. نمایندگان مجلس سنای آمریکا هم به اتفاق آرا طرحی را با هدف تحریم بانک مرکزی ایران به تصویب می رسانند تابعدازامضای اوباما، مرحله جدید تحریم ها شکل بگیرد.

وال استریت ژورنال، در باره سه محور قدیمی تحریم توضیح می دهد: «متلاشی کردن شبکه‌های تهیه تسلیحات مورد نیاز جمهوری اسلامی، محدودسازی و نظارت بر تراکنش‌های مالی ایران، و جلوگیری از فعالیت شرکت‌های حمل و نقل ایرانی که رابطه‌شان با برنامه هسته‌ای ایران به اثبات رسیده است.»و محورهای جدید را بر می شمارد: «بخش انرژی ایران و نقض حقوق بشر.»

بر این بستر آماده، یک مقام ارشد آمریکایی جمهوری اسلامی را یک «دولت منفور در سطح جهانی» می خواند و از کره جنوبی و دیگر همپیمانان ایالات متحده می خواهد تا بر شدت تحریم‌های خود علیه ایران بیافزایند.

استرالیا نخستین کشوری است که جواب مثبت می دهد. چین وروسیه به بازی دو سر بردخود ادامه می دهند. روسیه حرفی می زند که بیشتر به «سخره» کردن «نظام» می ماند: «روسیه که در قبال تحریم احتمالی خرید نفت ایران از سوی اتحادیه اروپا «بی‌طرف» می ماند، چون هیچ‌گونه واردات نفتی از ایران ندارد.» چین هم می گوید طرفدار عدم برخورد احساسی و تصمیم گیری واقعگرایانه است.

آخرین خبر هفته حکایت دارد: «کنگره آمریکا می‌کوشد تا از لغو جواز کشتی‌ها و سکوهای اکتشاف نفت به عنوان ابزار جدیدی برای اعمال فشار بر جمهوری اسلامی ایران استفاده کند.به گزارش روزنامه آمریکایی واشینگتن پست، تحت تاثیر این فشار‌ها شرکت نروژی «دت نورسکه وریتاس» که از عمده‌ترین موسسات بین‌المللی صدور جواز کشتی و سکو‌های دریایی اکتشاف نفت است، تمام مناسبات خود را با ایران قطع کرده است.»

دامنه تفسیر در باره بازی دوسر باخت جمهوری اسلامی در حمله به سفارت انگلستان ازهمیشه گسترده تر است و نظریه تلاش برای سرپوش گذاشتن بر حادثه مهم اصفهان طرفداران بیشتری دارد. این نظریه از حضور فرماندهان مهم سپاه در پشت صحنه مایه می گیرد و به گزارش موسسه علوم و امنیت بین المللی پیوند می خورد.

نخستین گزارش های دقیق رسیده از اصفهان حکایت از آن دارد که صدای مهیب انفجار هفته گذشته مربوط به یکی از پایگاه های موشکی و اتمی سپاه در این منطقه بوده است. گزارش موسسه علوم و امنیت بین المللی، نشان می دهد که پایگاه های اتمی و موشکی سپاه با دقت شناسائی و حمله به آنها عملا آغاز شده است.

العربیه که حوادث ایران رااز نزدیک دنبال می کند، می نویسد: «در پی انفجار هولناك غرب تهران كه پدر برنامه‌ی موشكی ايران را همراه با دهها تن از نيروهايش از بين برد و شايد پيش از زيانهای تسليحاتی به اعتماد به نفس حكومتيان ايران لطمه وارد كرد، انفجار اصفهان پيش آمد و قلب ايران را لرزاند. اما همگان ترجيح دادند در هر دو مورد، حقايق را مسكوت بگذارند.»

تایمز لندن می نویسد: «عکس های ماهواره ای تایمز تایید می کند که انفجاری که روز دوشنبه در شهر اصفهان رخ داد باوجود تکذیب مقامهای جمهوری اسلامی مربوط به تاسیسات غنی سازی اورانیوم در این منطقه بود. این عکس ها به روشنی موج بزرگی از دود و خرابی را نشان می دهد و بر ادعاهای ایران که چنین انفجاری در این منطقه رخ نداده خط بطلان می کشد. منابع اطلاعاتی اسراییل به تهران تایمز گفتند که تردیدی نیست انفجار در مرکز تاسیسات هسته ای اصفهان رخ داده و این «تصادفی نیست». یک منبع اطلاعاتی نظامی گفت: این انفجار به تاسیسات اصفهان به ویژه دستگاه هایی که گمان می رود انبار مواد خام را در خود داشت آسیب زده است.»

العربیه هم درعنوان و هم در مطلب خود تاکید می کند: «جنگ آغاز شده، ولی رسما اعلام نمی‌شود.»

وزیر دفاع اسرائیل و نخست وزیر امارات متحده عربی جنگ را چنان تصویر می کنند که گویا شاهدش هستند.ایهود باراک، می گوید: » در برخورد با ایران تمام گزینه ها روی میز قرار دارد.» در حال حاضر «حمله به تاسيسات هسته ای ايران در دستور کار قرار ندارد. ولی ممکن است زمانی پيش بيايد که مجبور شويم دست به چنين کاری بزنيم. چنين حمله ای برای اسرائيل خطر چندانی در بر ندارد.حمله نظامی عليه ايران برای اسرائيل ويرانگر نخواهد بود. جنگ يک مسافرت تفريحی نيست، ولی اگر اسرائيل ناچار به انجام آن شود، مادامی که مردم در خانه های خود باشند، تلفاتی در حد ۵۰ هزار، پنج هزار و حتی ۵۰۰ نفر نيز نخواهيم داشت.»

شیخ محمد بن رشید آل مکتوم، می گوید: «در صورت حمله جمهوری اسلامی به اسرائیل، تمام شهرهای ایران در 24 ساعت منهدم خواهند شد.»

جمهوری اسلامی هم ظاهرا برای این جنگ آماده شده است: «روزنامه بريتانيايی ديلی تلگراف در شماره سه شنبه ۱ خود گزارش داد که سپاه پاسداران جمهوری اسلامی ايران، نيروهای خود را در وضعيت جنگی قرار داده است.»

تصویر خوفناکی است: 500 کشته در اسرائیل، ایران سراسرویران. پیش بینی خوفناک در عاشورای 90 که خون جانباختگان عاشورای 88 درآن می جوشد. فیلم های تازه از سرکوب خونین مردم منتشر می شود. شهین مهین فر، مجری باسابقه رادیو و تلویزیون و مادر امیرارشد تاجمیر یکی از جانباختگان به فریاد در می آید وپرده سکوت می درد: «به امیر گفتم نرو، گفت به خاطر وطنم می روم. گفتم تو وطن من هستی، گفت خودخواه نباش مادر، وطن تو امیراست اما وطن من 70 میلیون ایرانی است و برای آنها می روم. او با این حرفش مرا شرمنده کرد و رفت و دیگر بازنگشت.»

رضا شهابی، از اعضای سنديکای کارکنان شرکت واحد که حدود ۱۹ ماه است در زندان اوين در بازداشت به سر می‌برد، در اعتراض به «بلاتکليفی» و ادامه بازداشتش عاشورا را در اعتصاب غذا بسر می برد.

بی دلیل نیست که محمد نوری زاد، در نامه دیگری به نایب امام زمان، با مقایسه واقعه عاشورا و وضعیت فعلی ایران از آیت الله خامنه ای می خواهد کربلای سال شصت و یک هجری را رها کند و به کربلای ایران بنگرد: «کربلا اینجاست. شمر اینجاست. خولی اینجاست. سرهای به نیزه شده اینجاست. اسیراینجاست. زنان وطفلان پای برهنه و گریزان اینجایند. اشقیا اینجایند. آری اشقیا اینجایند. کجا؟ پاکان سپاه به کنار، یک نگاهی به چهره ی پاسداران فربه از مال حرام بیاندازید، پاسدارانی که نفس زنان از بالا کشیدن اموال مردم به نزد شما شتاب می کنند، اشقیا اینانند. کسانی که یک روز در صف مردم بودند و امروز به برکت دلارهای نفتی و اسکله های قاچاق وپیمانهای بدون مناقصه و سهام مخابرات و هزار فرصت اقتصادی و سیاسی واطلاعاتی، خنده کنان به فوج اسرا می نگرند و شلاق به دست، قهقهه سرمی دهند و اسلحه به دست، مراقب اند اسیری از صفِ اسارت خروج نکند.»

وتاسوعا و عاشوراپشت سر گذاشته می شود؛ حکومتی تر، کنترل شده تر، محدودتر و نمایشی تر از هر سال دیگر. تنها امام جمعه های حکومتی ـ این عمله ظلمه دوران ـ-جهان را چون سید محمد موسوی، امام جمعه چابهار می بینند: «فریاد شهیدان تاسوعای چابهار فقط در این نقطه از میهن اسلامی ایران متمركز نیست بلكه كاخ های تمامی فراعنه و حكام جور را در عالم می لرزاند و جرقه های آن در وال استریت، منهتن و سایر ایالت های آمریكا و انگلیس مشاهده می شود.»

ویکی نیست به این نابغه بگوید که وال استریت و منهتن نام ایالت های آمریکا نیست. منتهن مرکز شهر نیویورک است و وال استریت یکی از خیابان هایش.

ودرمتن این نادانی تاریخی است که آیت اله اشرافی، مهدوی کنی،یک دست دردست عزرائیل و یک دست به دامان مقام رهبری، اورا با بوش و مائوتسه تونگ مقایسه می کند: «مردم آنجا هم آنها را رهبر می‌دانند، ولی ما آقای خامنه‌ای را به معنای عام و آنچه که در دنیا مرسوم است، رهبر نمی‌دانیم، بلکه می‌گوییم ایشان نائب امام زمان«عج» است و نوعی تقدس برای این جایگاه قائلیم. من در آقاي خامنه​اي تقوا و عدالت و مردمداری و زهد را می‌بینم. ایشان تمام خصوصیاتی را که یک فقیه نایب امام زمان«عج» باید داشته باشد، دارند.»

مهدوی کنی، میرحسین موسوی در حصرخانگی را سوسیالیست می خواند وپرده از مشکل او با » نظام» بر می دارد: «اگر مقام ولایت و مقام رهبری را قبول داشت، نتیجه انتخابات را می‌پذیرفت و می‌رفت تا در دوره‌های بعد شرکت کند، ولی این کار را نکرد.»

مهدوی کنی که در لب گور به ریاست خبرگان رهبری بر کشوری منصوب شده که جوانترین جمعیت جهان را دارد،به روی مبارک نمی آورد حرف های محمد رضا فرزين، معاون وزير امور اقتصادی و دارايی را که می گوید: «متأسفانه نه تنها ۴۱ درصد اقتصاد کشور از ماليات معاف است، بلکه اطلاعات آنها نيز در دسترس نيست.»و این همان بخش اقتصاد کشوراست که زیرنظر رهبری در اختیار باندهای قدرت و ثروت است. می برند و می چایند ودشنام هایش را به نام امام زمان واریز می کنند.

مقامات دولتی خود «نظام» فقط همین هفته اعلام می کنند: «نيمی از چای مصرفی کشور قاچاق است،» کشور «در مرحله موج سوم شيوع بيماری ايدزاز طريق روابط پر خطر جنسی» قراردارد و زیر سایه نایب امام زمان طبق گزارش سازمان شفافیت بین‌الملل با رتبه یکصدو بیستم «همچنان جز فاسدترین کشورهای جهان» است و ده‌ها مرتبه از قطر (رده ۲۲)، کویت (رده ۵۴) و ترکیه (مقام ۶۱) پایین‌تر.

در آخرین روز هفته هم «آثار شکست تنها پیروزیِ دولت هویدا می شود» و «كسري 8 هزار ميلياردي دولت از محل هدفمندسازي» از پرده بیرون می افتد.

آذرماه نه تنها ماه آخر پائیز، روزشمار سقوط دیکتاتور دیگری هم هست که دو قلوی منطقه ای جمهوری اسلامی یعنی سوریه باشد.

وزیر خارجه آمریکا می گوید سوریه بیش از همیشه منزوی شده است.شورای حقوق بشر سازمان ملل در نشست فوق‌العاده‌خود‎ با تصویب قطعنامه‌ای رژیم بشار اسد را به‌خاطر سرکوب خونین معترضان محکوم می کند. این قطع‌نامه به دبیرکل سازمان ملل متحد تحویل داده خواهد شد تا در شورای امنیت در مورد «واکنش مناسب» علیه حکوت سوریه تصمیم‌گیری شود.

بشا راسد برای اولین بار بایک تلویزیون آمریکائی مصاحبه می کند وهمان حرف های دیکتاتورهای در حال سقوط را می زند: «من برای محافظت از مردم بهترین کارها را انجام داده ام، لذا احساس گناه نمی کنم. شما باید برای جان هایی که از دست رفته اند متاسف باشید. اما وقتی که کسی را نمی کشید، نباید احساس گناه کنید.من رییس جمهور هستم. من صاحب کشور نیستم، لذا اینها نیروهای من نیستند.»

کاخ سفيد اظهارات بشار اسد را «بی اعتبار» می خواند. گزارش ها حاکی است که ترکيه تحريم هاي تازه ای عليه حکومت سوريه اعمال کرده است.شرکت نفت توتال، فعالیت های خود در سوریه را متوقف می کند. هيلاری کلينتونآماده دیدار با مخالفان حکومت سوريه است.برهان غلیون رئیس شورای ملی معترضان سوریه ‌می‌گوید: «چنانچه این شورا بتواند در سوریه به قدرت برسد، روابط نظامی دمشق با ایران را قطع خواهد کرد و مانع از رسیدن اسلحه از راه سوریه به حماس و حزب الله خواهد شد.»

روزنامه اسرائيلی هاآرتص به نقل از مقامات ارشد فلسطينی در حماس، گزارش می دهد که جمهوری اسلامی حماس را «تهديد» کرده است که «پشت کردن» اين جنبش به بشار اسد، «عواقبی سخت» خواهد داشت و ايران کمک های مالی و تسليحاتی به حماس را قطع خواهد کرد. جمهوری اسلامی به سران حماس اخطار داده است در کنار اين اقدامات تنبيهی، آموزش نيروهای حماس (در ايران، لبنان و سوريه از سوی سپاه پاسداران ايران) را نيز قطع خواهد کرد. «نیروهای حماس برای این تهدید تره هم خرد نمی کنند و درحال ترک سوریه هستند. میلیون ها دلار هزینه از جیب ملت ایران برباد می رود.

هنوز، تنها سیدحسن نصرالله، دبیر کل حزب الله لبنان است که بر اجرای «فتوای امام خامنه ای» – قابله و ارباب خود- درباره ضرورت حمایت از تمامی نمادها» اصرار دارد و سخنانش تیتر اول رسانه های حکومتی می شود.

  

جنگ گرگها در این فضای متشنج ادامه دارد. روزنامه جمهوری اسلامی خبر می دهد که «جريان انحرافی دولت» به منظور فعاليت های انتخاباتی «توزيع پول در بين ائمه جمعه سراسر کشور» را آغاز کرده است. هدف نهائی آنها به گفته مهدی طائب، فرمانده قرارگاه امنيتی-ـ اطلاعاتی موسوم به «عمار» سرنگونی نظام است.لابد برای همین هم رئیس شان در دهه عاشورا پیراهن سفیدپوشیده و جنگ تازه تمام عیاری رادامن زده است.

محمد کاظم انبارلویی سردبیر روزنامه رسالت، در نقش نظریه پرداز چهارچوب «نظام» راتعیین می کنید: «قبول نظام،رهبری، امام و قانون و غیریت باغرب.» و حضوردوم خردادی ها در انتخابات راتمام شده می داند. ظاهرا حر فهای مهدوی کنی را نشنیده یا قبول ندارد که شرط شرکت اصلاح طلبان درانتخابات قبول اشتباهات آنهاست.

حرف های محمد موسوی خوئينی رامی توان پاسخ به قبیله آشفته گرگان تلقی کرد: «فرصت برای ورود به انتخابات مجلس تمام شده است و حتی نوشتن نامه «فدايت شوم» برای اصلاح طلبان هم ديگر نتيجه ای ندارد… حاکميت هم… از اصلاح طلبان عبور کرده است و از حضور آنان در انتخابات استقبال نمی کند. حاکميت هم اگر يک کار خوب در باره اصلاح طلبان کرده باشد همين است که راه را برای ورود اصلاح طلبان به چنين مجلسی بسته است.»

هفته دوم آذرماه 1390 تمام می شود وسالی دیگر بر 16 آذر می گذرد. جرقه ای در قلب استبدادی دیگر که به شعله مبدل شد.

آیت‌الله دستغیب به مستبدانی که به نام مذهب روی قاتلین سه یار دبستانی را سفید کردند،و تاحدتیم ملی موردنفرت هستند، هشدار می دهد: «هشدار می دهد: بیدار شوید…»

مجید دری-ـ دانشجوی اخراجی و زندانی-ـ از زندان می نویسد: «در هر دانشگاهی هستید و دانشجوی هر رشته‌ای سلام مرا پذیرا باشید از دور‌ها، از پس این دیوار‌ها و رابطه‌ای که سالیان فاصله انداخته. با امید روزهای بهتر، آینده‌ای درخشان و سرزمینی سبز. همه می‌دانند دانشگاه هنوز زنده است و دانشجو همچنان پیشرو.من و تو یکی شویم از هرشعله‌یی بر‌تر که هیچگاه شکست را برما چیرگی نیست چرا که از عشق رویینه تنیم.»

بهاره هدایت، دانشجوی دیگر اخراج شده، در زندان شعری کوتاه بر دستمال کاغذی می نویسید و در ملاقات به همسرش امین احمدیان می دهد:

گفتم: ‏

این باغ ار گلِ سرخ بهاران بایدش؟

گفت‏: ‏

صبری تا کرانِ روزگاران بایدش

تازیانه ی رعد و نیزه ی آذرخشان نیز هست،

گر نسیم و بوسه های نرمِ باران بایدش

گفتمش: ‏

‏خالی ست شهر از عاشقان , وینجا نماند،

مردِ راهی تا هوایِ کویِ یاران بایدش

گفت: ‏

چون روحِ بهاران آید از اقصای شهر

مردها جوشد ز خاک‏

‏آنسان که از باران گیاه

و آنچه می باید کنون

صبرِ مردان و دلِ امیدواران بایدش


تگ   هوشنگ اسدی

 

مقالات مربوط به این نویسنده
۱۷ آذر ۱۳۹۰
۱۰ آذر ۱۳۹۰
۳ آذر ۱۳۹۰
۲۶ آبان ۱۳۹۰
۱۹ آبان ۱۳۹۰
۵ آبان ۱۳۹۰
۲۸ مهر ۱۳۹۰
۲۱ مهر ۱۳۹۰
۱۴ مهر ۱۳۹۰
۷ مهر ۱۳۹۰
۳۱ شهريور ۱۳۹۰
۲۴ شهريور ۱۳۹۰
۲۲ شهريور ۱۳۹۰
۱۷ شهريور ۱۳۹۰
۱۰ شهريور ۱۳۹۰
۱ شهريور ۱۳۹۰
۲۷ مرداد ۱۳۹۰
۲۰ مرداد ۱۳۹۰
۱۶ مرداد ۱۳۹۰
۳۰ تير ۱۳۹۰
۲۳ تير ۱۳۹۰
۲۲ تير ۱۳۹۰
۲۱ تير ۱۳۹۰
۱۵ تير ۱۳۹۰
۷ تير ۱۳۹۰
۲۴ خرداد ۱۳۹۰
۱۸ خرداد ۱۳۹۰
۵ خرداد ۱۳۹۰
۲۸ ارديبهشت ۱۳۹۰
۲۱ ارديبهشت ۱۳۹۰
۱۴ ارديبهشت ۱۳۹۰
۷ ارديبهشت ۱۳۹۰
۳۱ فروردين ۱۳۹۰
۲۴ فروردين ۱۳۹۰
۱۸ فروردين ۱۳۹۰
۲۸ اسفند ۱۳۸۹
۱۸ اسفند ۱۳۸۹
۱۸ اسفند ۱۳۸۹
۱۸ اسفند ۱۳۸۹
۱۱ اسفند ۱۳۸۹
۲۳ بهمن ۱۳۸۹
۲۰ بهمن ۱۳۸۹
۱۳ بهمن ۱۳۸۹
۶ بهمن ۱۳۸۹
۲۹ دى ۱۳۸۹
۱۸ دى ۱۳۸۹
۸ دى ۱۳۸۹
۱۸ آذر ۱۳۸۹
۱۰ آذر ۱۳۸۹
۲ آذر ۱۳۸۹
۱ آذر ۱۳۸۹
۲۷ آبان ۱۳۸۹
۷ مهر ۱۳۸۹
۱ مهر ۱۳۸۹
۲۵ شهريور ۱۳۸۹
۱۱ شهريور ۱۳۸۹
۸ شهريور ۱۳۸۹
۳ شهريور ۱۳۸۹
۲۸ مرداد ۱۳۸۹
۲۱ مرداد ۱۳۸۹
۶ مرداد ۱۳۸۹
۳۱ تير ۱۳۸۹
۱۶ تير ۱۳۸۹
۹ تير ۱۳۸۹
۲ تير ۱۳۸۹
۲۷ خرداد ۱۳۸۹
۲۰ خرداد ۱۳۸۹
۱۵ خرداد ۱۳۸۹
۱۳ خرداد ۱۳۸۹
۵ خرداد ۱۳۸۹
۳۰ ارديبهشت ۱۳۸۹
۲۲ ارديبهشت ۱۳۸۹
۱۵ ارديبهشت ۱۳۸۹
۱۱ ارديبهشت ۱۳۸۹
۸ ارديبهشت ۱۳۸۹
۱ ارديبهشت ۱۳۸۹
۲۶ فروردين ۱۳۸۹
۱۸ فروردين ۱۳۸۹
۲۸ اسفند ۱۳۸۸
۱۹ اسفند ۱۳۸۸
۱۲ اسفند ۱۳۸۸
۵ اسفند ۱۳۸۸
۲۹ بهمن ۱۳۸۸
۱۹ بهمن ۱۳۸۸
۱۵ بهمن ۱۳۸۸
۱ بهمن ۱۳۸۸
۲۴ دى ۱۳۸۸
۱۶ دى ۱۳۸۸
۱۳ دى ۱۳۸۸
۹ دى ۱۳۸۸
۲۶ آذر ۱۳۸۸
۱۸ آذر ۱۳۸۸
۱۱ آذر ۱۳۸۸
۲۷ آبان ۱۳۸۸
۲۵ آبان ۱۳۸۸
۲۱ آبان ۱۳۸۸
۱۴ آبان ۱۳۸۸
۶ آبان ۱۳۸۸
۳۰ مهر ۱۳۸۸
۹ مهر ۱۳۸۸
۱ مهر ۱۳۸۸
۲۵ شهريور ۱۳۸۸
۱۸ شهريور ۱۳۸۸
۱۸ شهريور ۱۳۸۸
۱۱ شهريور ۱۳۸۸
۱۱ شهريور ۱۳۸۸
۴ شهريور ۱۳۸۸
۲۸ مرداد ۱۳۸۸
۲۸ مرداد ۱۳۸۸
۲۱ مرداد ۱۳۸۸
۲۱ مرداد ۱۳۸۸
۱۴ مرداد ۱۳۸۸
۱۴ مرداد ۱۳۸۸
۷ مرداد ۱۳۸۸
۷ مرداد ۱۳۸۸
۳۱ تير ۱۳۸۸
۲۴ تير ۱۳۸۸
۱۷ تير ۱۳۸۸
۱۱ تير ۱۳۸۸
۳۰ خرداد ۱۳۸۸
۲۹ خرداد ۱۳۸۸
۲۴ خرداد ۱۳۸۸
۱۲ خرداد ۱۳۸۸
۱۰ خرداد ۱۳۸۸
۳۰ ارديبهشت ۱۳۸۸
۲۸ ارديبهشت ۱۳۸۸
۱۵ ارديبهشت ۱۳۸۸
۲۱ بهمن ۱۳۸۷
۴ بهمن ۱۳۸۷
۱ بهمن ۱۳۸۷
۲۴ مرداد ۱۳۸۷
۳ بهمن ۱۳۸۶
۲۹ دى ۱۳۸۶
۱۰ دى ۱۳۸۶
۲۹ آبان ۱۳۸۶
۱۳ تير ۱۳۸۶
۲۴ خرداد ۱۳۸۶
۱۷ ارديبهشت ۱۳۸۶
۳ ارديبهشت ۱۳۸۶
۲۸ اسفند ۱۳۸۵
این سایت جدید شماست؟ برای فعال‌سازی ویژگی‌های مدیریتی و رد کردن این پیام، وارد شوید.
وارد شدن