ژنرال السیسی ایران

– دریاچه ارومیه در سی سی یو است…

فریاد نا امیدی نادر قاضی‌پور نماینده مردم ارومیه در مجلس طنین می اندازد:

«… و قلبش هنوز می زند. با توقف قلب آن قلب همه ایرانیان نخواهد زد و شاهد مرگ و میر هزاران نوزاد، بچه، پیرمرد و پیرزن خواهیم بود و عاملان آنها در روز محشر الهی مجازات خواهند شد و میلیون‌ها مردم آذری‌ زبان به سراسر ایران کوچ خواهند کرد که این امر فاجعه است.»

کسی این فریادرا نمی شنود: «دولت اقدام عملیاتی قابل مشاهد‌ه‌ای برای نجات دریاچه ارومیه انجام نمی‌دهد» و «رهبرفرزانه» بازفرمان افزایش نسل صادر می کند و وزیر امنیتی که این هفته مشاور حسن روحانی می شود، دست می برد تا شیر وخورشید پرچم ایران را بنام امام و پیامبرو اسلام مصادره کند.

هفته سوم اردیبهشت ماه جلالی است به سال ۱۳۹۳. آیت الهل خامنه ای که خود این سال را سال «فرهنگ واقتصاد» نامیده، بعلت «مشغله» زیاد «وقت ندارد» از نمایشگاه کتاب دیدن کند و فرمان افزایش نسل می دهد. دربرنامه های گفته و نگفته قرار است جمعیت ایران به ۲۰۰میلیون نفر برسد و»نسل انقلابی» فرهنگ جمهوری اسلامی را بر ایران حاکم کند.

یکی از نوکران رهبر درتلویزیون خواستار آغاز عملیات تولید می شود واز همان شب: «از همین امشب عملیات ۵ فرزندی ۸ فرزندی ۱۲ فرزند یا ۱۴ فرزندی را کلید بزنید! از همین امشب تصمیم بگیرید حداقل ۵ فرزند به عشق خمسه طیبه، یا۸ فرزند به نام حضرت رضا، یا ۱۲ فرزند به نام ۱۲ امام یا ۱۴فرزند به نام ۱۴ معصوم، تولید کنید. از ۵ تا کمتر قبول نداریم.»

کسی نیست از»مقام معظم رهبری» بپرسد: «آیا با افزایش جمعیت، ازطریق «عملیات تولیدی» امکانات شغلی، بهداشتی، آموزشی، تفریحی و… نیز به همین میزان افزایش خواهد یافت؟»

آیت الله حسین وحید خراسانی، حرفی می زند که گفته می شود متوجه مرجعیت سید علی خامنه‌ای است: «کار به جایی رسیده که بعضی ها یک جفتک می اندازند آیت الله می شوند، یک جفتک دیگر می اندازند آیت الله العظمی می شوند، حالا هم جفتک انداخته می خواهند مرجع تقلید شوند.»

دکتر ایرج فاضل، رئیس جامع جراحان ایران، خبر از سرنوشت نخبگان نسلی می دهد که دردامان این قبیل مراجع بالیده اند: «جراحان زیر خط فقر زندگی می کنند.»

 اسماعیل احمدی‌مقدم، فرمانده نیروی انتظامی به اطلاع همگان می رساند که مامورین هنوزبعداز سی وچند سال بامشت و لگد در حال ارشاد «آدم های بی فرهنگ» اند که محصول جمهوری اسلامی اند.

احمد جنتی برای «آدم های با فرهنگ» که در انتخابات سال ۸۸ شرکت کردند و وقتی رایشان را دزدیدند، فقط یک پرسش مطرح کردند: «رای من کو؟»، خط و نشان می کشد: «خیلی‌ از رئوس فتنه هنوز آزاد راه می روند. باید مراقب اینها بود که کجا رفته وچه شبکه‌هایی تاسیس می‌کنند».

 شاید نسلی که «همشاگردی خدا» دنبالشان است همان هاباشند که تسخیربام های تهران با رقص و آوازکار آنهاست و موضوع گزارش لوپوئن قرار می گیرند.

پسر احمد جنتی – که علی باشد و وزیر ارشاد دولت روحانی، از جانب عضو دیگر کابینه ریشخند می شود.رضا اکرمی-از اعضای جامعه روحانیت مبارز- رییس شورای فرهنگی نهاد ریاست‌جمهوری و مشاوروزارت کشور ٬ سخنان علی جنتی درباره قبول نداشتن سانسور را «شعار و شوخی» توصیف می کند.

و ظاهرا هم بلافاصله برای اثبات حرفش روزنامه قانون را فقط و فقط به جرم انتشار خبریک دستگیری، توقیف می کنند.

علم‌الهدی، امام جمعه مشهد، با انتقاد از محمود واعظی، گفته بود وزیری که «پایش لب گور» است، می‌خواهد فیس‌بوک رفع فیلتر شود. وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات دولت حسن روحانی، توپ را توی زمین» شورایعالی فضای مجازی» می اندازد که بنابر تصمیم رئیس جمهور باید درباره شبکه‌های اجتماعی تصمیم گیری کند. معلوم نیست این شورا می تواند تا وقتی جمعیت ایران به ۲۰۰ میلیون  نفر می رسد، به دلواپسی «فیس بوکی» پایان بدهد یا نه.

هرچه هست، فعلا «توافق ژنو» مورد بحث بسیجیان فعلا دانشجوست که درهمايش «دلواپسيم» در محل سفارت سابق آمریکا در تهران جمعشان کرده اند تا از‌اسماعيل کوثری بشنوند: «تا ۱۵ روز پيش يک دلار هم نتوانسته‌ايم از پول‌های بلوکه‌شده نفتی را برداشت کنيم».

جوابشان را محمدجواد ظریف می دهد: «سیاست خارجی عرصه وحدت ملی و نه دعواهای سیاسی است، ما ملتی دلاوریم نه دلواپس.»

 مصطفی تاج زاده هم که در سلول انفرادی بر اخبار اشراف دارد، دست روی اصل ماجرا می گذاردو به حسن روحانی پیام می دهد: «به دنبال خاستگاه و جناح تندروهای بی اخلاق نگردید، زیرا سرنخ تمام اقدامات غیرقانونی از نصب بیلبوردهای خلاف سیاست های دولت تا فیلم ها و اس ام اس ها و همه تخریب هایی که فارس و تسنیم و جوان و شبکه های هزارنام اقتدارگراها می کنند، همه به یک اتاق فکر در سپاه برمی گردد. همان اتاق فکر ستاد مهندسی انتخابات که اکنون دارند خودشان را آماده می کنند که مملکت را در دست بگیرند و فکر می کنند «ژنرال السیسی» ایران هستند.»

ودرست درهمین موقع عبدالفتاح السیسی، فرمانده پیشین ارتش مصر که برای شرکت در انتخابات ریاست‌جمهوری آن کشور از ارتش خارج شده است، با لباس شخصی در میان نظامیان پیدایش می شود و می گوید اگر به این مقام برسد، اخوان‌المسلمین «به پایان می‌رسد» و دیگر بازگشتی برای آنها وجود نخواهد داشت.

فرماندهان سپاه هم انگار که «ژنرال السیسی ایران» بر تخت قدرت جلوس کرده و فاتحه انقلاب وآزادی و اخوان المسلمین وطنی را خوانده است، شمشیر هارا دوباره بیرون می کشند وازشرکت در سوریه و غرق کردن ناوهای آمریكا، سخن می گویند.

می ماند دو مساله بی اهمیت.پرونده هسته ای که فقط گشایش پنج گره اصلی اش باقی مانده است. و «شیب ملایم» افزایش قیمت ها که درمورد افزایش کرایه تاکسی ها ۲۵ درصد بیشتر نیست. این یکی را هم محمود نبویان٬ عضو کمیسیون اجتماعی مجلس، به اشاره ای از طریق «عزم ملی و مدیریت جهادی مومنان و استمداد آن‌ها از خدای متعال» حل می کند.

اردیبهشت هم دیگر دارد پاکشان می رود.ابراهیم یونسی-وزیر اطلاعات دولت خاتمی- که حالا مشایی روحانیشده است، فرمایشی می فرماید شیرین: «عده‌ای خیال می‌کردند نماد شیر و خورشید در میان پرچم ایران یک نماد سلطنتی است، اما اینگونه نیست. شیر نماد حضرت علی(ع) و خورشید نماد حضرت محمد(ص) است و تنها تاجش مربوط به شاه بود. اگر به من باشد، هلال احمر را تغییر می‌دهم و شیر و خورشید را جایگزین آن می‌کنم.»

عبداله شهبازی-ـ محقق تاریخ-ـ از زبان تاریخ جواب لازم را می دهد و خورشید «معرف صورت یک دختر گرجی» از کار در می آید.

خانم ها!آقایان!

 فقط دریاچه ارومیه درسی سی یو نیست.ایران درخطراست. زنده ماندن دریاچه را آرزو می کنیم وبه شهادت تاریخی دیر سال، باور داریم که ایران را نمی توان کشت.این دریا دادور است که یکی از صدها آهنگ وطنم را به گوش جهان می خواند.

این سرود برای اولین بار با اجرای ارکستر ملل، به رهبری پیمان سلطانی، در ایران اجرا شد. سیاوش بیضایی با افزودن يك مقدمه، بخش میان و بخش پایانی آن را تکمیل کرد. شعر سروده بیژن ترقی است.

خدایا یک هواپیما ندیدی؟

image

فاجعه ۳۵۰ زندان اوین هنوزخواب گلهای اردیبهشت را آشفته می کند، قاتلان آزادی -بروال سیاست همه عمر جمهوری اسلامی -دربند سیاسی «مشروبات الکی»می یابند، ۴ نفر از «عوامل فتنه که درخارج از کشورهستند به طورغیابی محاکمه و تعدادی از جریان فتنه در داخل کشور ممنوع‌الخروج» می شوند؛ و دولت «تدبیر و امید» هم در برابر راهپیمائی روز کارگر تابلو ممنوع می گذارد.

رئیس جمهور که حضورش در پنج مقطع کلیدی تاریخ جمهوری اسلامی در فیلم من روحانی هستم دستاویزروایتی جنجالی می شود و تا شکایت دولت از این مستند «مغرضانه» و «قابل پیگیری قضایی» دامن می گیرد، حدیث وعده هایش را تازه می کند.

درهفته ای که سازمان آمار جمعيت ايران را ۷۷.۸ ميليون نفر اعلام و افزایش آن تا سال ۱۳۹۵ را به بيش از ۷۹.۶ ميليون نفر پیش بینی می کند، حسن روحانی در جریان گشایش نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران، حرفی می زند که تیتر یک روزنامه اعتماد می شود: «وعده‌هایم را فراموش نکرده‌ام. صاحبان فرهنگ نیاز به گشت ارشاد ندارند.» حتما نیروهای گشت ارشاد را نمی بیند که در نمایشگاه مستقر شده‌اندو بالبخند به سخنان اوگوش می دهند. یعنی بی خبر است که بدستور وزیرکشورش، ون‌های سبز گشت زودتر ازهر سال و با «برنامه ویژه» به خیابانها سرازیر شده اند؟

خوب دقت کنید، گوینده این سخنان، سیاست دولت محمود احمدی نژاد را اعلام نمی کند. او حسینعلی امیری، سخنگوی وزارت کشور حسن روحانی است:»مردم موازين شرعی و هنجارهای جامعه را رعايت می‌کنند، اما وزارت کشور برای عده قليلی که ممکن است چارچوب‌ها و هنجارهای جامعه را رعايت نکنند، برنامه‌ ويژه‌ای دارد.وزارت کشور با همکاری نيروی انتظامی برنامه‌هايی برای اجرايی کردن طرح عفاف و حجاب و امر به معروف و نهی از منکر دارد.»

مسعود جعفری‌نسب، فرمانده انتظامی استان مازندران، کلیات برنامه ویژه «دولت تدبیر و امید» را در اختیار رسانه ها می گذارد: «سیاست‌های اجرای این برنامه در «معاونت اجتماعی وزارت کشور» تهیه و تدوین شده است و براساس آن، نیروی انتظامی با «بر-هم‌-زنندگان امنیت اخلاقی»، «مزاحمان نوامیس»، «بدپوششان» و «بدحجابان» برخورد خواهد کرد.»

حسن روحانی در گفت‌وگوی زنده خبری می گوید: «ما اهداف و برنامه‌هايی را که اعلام کرده بوديم، دنبال کرديم. به سياست‌ها و برنامه‌هايی که به مردم اعلام کرده بوديم، توانستيم جامه عمل بپوشانيم.» ووعده می دهد: «سطح افزايش قيمت‌ها بالا نخواهد بود، قيمت داروهای خارجی ۱۰ درصد کاهش می‌يابد، تمام مردم بیمه خواهند شد، ارزش دفترچه‌های بيمه افزايش می‌يابد، کشاورزی کشور متحول خواهد شد و…»

هنوز سخنش تمام نشده، میرحسین موسوی ازرهبران جنبش سبزرا از زندان خانگی به سی سی یو می برند وبلافاصله یکی از کلیدی ترین وعده های او در ذهن ها زنده می شود: رفع حصرظرف یک سال.

موسوی را معالجه نشده به زندان خانگی بر می گردانند. دختران نخست وزیر محبوب ولی فقیه اول و منفورجانشینش، خطی به درد می نویسند که سرنوشت پدرشان رابه آیت اله منتظری، احسان طبری و دهها قربانی دیگر حبس خانگی پیوند می زند: «ما از این وضعیت کلافه شده ایم. ما واقعا نمی دانیم به این دو آدم «لهیده از دست روزگار» چه می گذرد. صدایشان بیرون نمی آید و ما هم سکوت کرده ایم. پدر مادر ما برای مردم و با مردم زندگی کردند. نتیجه مسیری که پیمودند و هزینه سنگینی که پرداختند را هم مردم بدانند.»

بخشی ازمردم، کارگرانند – همانها که «امام راحل» بردست وبازویشان بوسه می زد- و برخلاف کارگران دیگر کشورها اجازه راه پیمائی در روز جهانی کارگر را ندارند.

در شش سال آخردولت احمدی نژاد، نهادهای امنیتی با برگزاری مراسم روزکارگر مخالف بودند. ظاهرا این وظیفه را در دولت یازدهم علی ربیعی- مقام امنیتی – عهده دار شده است واز دلیل ممانعت کارگران از راه پیمائی می گوید: «حضور حسن روحانی، رييس جمهوری ايران، برای سخنرانی در اين مراسم.»

عليرضا محجوب، دبير کل خانه کارگر، ‌ازدلیل اصلی صادر نشدن مجوز راهپیمایی در روز جهانی کارگر پرده برمی دارد: «در سالهای گذشته در خواست راهپیمایی می‌کردیم اما دولت گذشته با این درخواست‌ها مخالفت می‌کرد وامسال هم دولت جدید با در خواست راهپمایی مخالفت کرد در حالی که مطالبه ما حقی مسلم و مشخص است.اتهام اخلال در مبانی اسلام به جامعه کارگری نمی‌چسبد و تنها سلاح کارگران کارشان است بنابراین اقدام دولت در مجوز ندادن به کارگران برا ی راهپیمایی روز جهانی کارگر توجیهی ندارد.»

اردیبهشت به نیمه می رسد. مذاکرات هسته ای درسکوت ادامه دارد. در مسکو، سرنوشت خزر راپشت میز معامله رقم می زنند. زمینه برای بحث درباره اسلام روسی فراهم است. پروژه ملی کشی بمیان کشیده می شود. قول ها وعده ها ی آیت اله خمینی بیاد ها بر می گردد. گاردین می نویسد: زمان شكستن سكوت برای روحانی فرارسیده و از او جسارت بیشتر طلب می شود.

حتی کیهان برادر حسین بازجو در سرمقاله خود می نویسد: «مردم از دولت، کار و خدمت می‌خواهند و نه نظریه‌پردازی و سخنرانی.»

گزارش جدید موسسه پژوهشی کاتو در آمریکا نشان می‌دهد که ایران در رتبه‌بندی جهانی شاخص فلاکت در سال ۲۰۱۳، از میان ۹۰ کشور، جایگاه دوم را به خود اختصاص داده و پس از ونزوئلا بدترین شرایط را از این نظر تجربه کرده است. محمد نوری زاد عصر جمهوری اسلامی را «سال های فلاکت» نامیده بود و هشت سال دولت احمدی نژاد بنام دوران «نکبت» به ثبت تاریخ رسید. نکبت، هنوز دامان از سر ایران جمع نکرده و فلاکت به رکوردی جهانی مبدل شده است.

خانم ها! آقایان!

بر فراز این نکبت و فلاکت، ۳۰۰ میلیاردر سوار برهواپیماهای شخصی خود دور می زنند. شصت و پنج نفر از زندانیان سالن ۱۲ زندان رجایی‌شهرچاره ای جز دعا نمی یابند: «بیائید تا برای رفع هرگونه قهر و خشونت‌ورزی از سرزمین ایران و پرهیز از دروغ‌پردازی و نفرت‌انگیزی دعا کنیم. بیائید برای زنان و مردانی که به خاطر عقاید و اندیشه‌های خود در زندان به سر می‌برند برای زندانبانان آنان برای رعایت حقوق انسان‌ها، دعا کنیم…»

و هادی خرسندی در «ترکیب بند» کم نظیر خود از خدا، سراغ دوجوان گریخته از ایران را می گیرد که در آبهای ناشناس طعمه دریا شدند:

خدايا يک هواپيما نديدی؟

خدايا يک هواپيما نديدی؟

دو ايرانی در آن بالا نديدی؟

دو تا مرد جوان آزرده خاطر

گرفتار غم ويزا نديدی؟

تو را قرآن هواپيما نديدی؟

خداوندا دو تا انسان خسته

زبان بسته، غريبه، دلشکسته

معلق در فضای بی نصيبی

نديدی در هواپيما نشسته؟

محمد را تو با پويا نديدی؟

فراری از رژيم نوجوان کش

به وحشت از جنايت، از توحش

به سوی سرپناه بی پناهی

دو تا فرزند بوسينا و کورش

دو تا عاصی ولی آقا نديدی

دو فرزند عزيز خانواده

ديار خويش پشت سر نهاده

که آنجا سنگ ها را بسته بودند

وليکن در عوض سگ را گشاده

دو تا غمگين دو تا تنها نديدی

شبی کردند ترک ميهن خويش

که جان خود رهانند و تن خويش

زده بر سيم آخر شام تاريک

مگر بينند روز روشن خويش

خدايا ظلمت اعلا نديدی؟

يکی آينده را در راه بوده

روانه سوی دانشگاه بوده

گرفتندش به عنوان محارب

که گويا دشمن الله بوده

خدايا دشمن خود را نديدی؟

يکی محکوم شد در راه خانه

به جرم جرعه ای نوش شبانه

توانِ تکيه بر پشتی ندارد

که بد زخميست زخم تازيانه

جراحت را به پشت و پا نديدی؟

يکی را پای تا سر آرزو بود

يکی را عکس مادر پيش رو بود

اگر هر يک از آنها غصه ميخورد

رفيق او تسلی بخش او بود

خدايا همدلی ما نديدی؟

ز بس در ميهن خود زجر ديدند

دو تا پاسپورت قلابی خريدند

پرستوهای سرگردان عالم

ازين کشور به آن کشور پريدند

پری جا مانده از آنها نديدی؟

جوانی را نديدی آرزومند؟

لبش نوبر نکرده طعم لبخند

رفيقش را نديدی غرق ماتم؟

در آن بالا چه ديدی پس، خداوند؟

حقيقت را بگو، آيا نديدی؟

نديدی آن دو را روی زمين هم؟

نديدی شان به زندان اوين هم؟

اگر ناديده بگرفتی در ايران

نديدی شان چرا در راه چين هم؟

مگر کوری خداوندا، نديدی؟

بله البته نابينا شمائی

که اينسان بی خبر از ما شمائی

اگر بيغيرتی باشد ملاکش

رئيس جمهور آمريکا شمائی

که درد و رنج انسانها نديدی

خدايا چون اوبامائی شما هم

رفيق شيخ و ملائی شما هم

بشر را بی حقوقش آفريدی

کنون در فکر سودائی شما هم

وزين پر سودتر سودا نديدی

خبر آيا ز اشک و آه داری

خبر از نالۀ جانکاه داری

به زندان اوين آيا گزارش

ز بند سيصد و پنجاه داری

تو آن زجر توانفرسا نديدی؟

نه بالائی خدا، نه در زمينی

نه در بند جنايات اوينی

به مسجد، به کليسا، به کنيسه

فقط در دخمه تاريک دينی

مهم هم نيست ديدی يا نديدی!

بگو هادی خدای کور و کر را

ز لطف خود رها فرما بشر را

رستم و مامور امنیتی

image

رئیس دولت «تدبیر و امید» در استان سنی نشین، پرچم «اهل بیت» و «مقام معظم رهبری» را برمی افرازد…

فروردین ماه ۹۳ رو به پایان دارد. رئیس دولت «تدبیر و امید» در استان سنی نشین، پرچم «اهل بیت» و «مقام معظم رهبری» را برمی افرازد و در زادگاه رستم دستان «حماسه» را از نام او، حکیم طوس و شاهنامه تهی می سازد.

حقوقدانی که سرهنگ نیست، عبارتی گزینشی از قانون اساسی جمهوری اسلامی را بجای موادمتعدد تبعیض آمیز آن می نشاند: «بین پیروان اقوام و مذاهب تفاوتی وجود ندارد.» و نتیجه می گیرد: «در کشور شهروند درجه دو نداریم».

منظوراز»کشور» ایران است که فردوسی در آن عجم زنده کرد به فارسی، سی و چند سال است که توسط «نظام مقدس» اداره می شود ومحمد جواد ظریف، وزیر خارجه اش، می گوید: «ما جامعه‌ای چندصدایی داریم.»

یکی از این «چند صدا» به «اصلاح طلبان» اختصاص دارد که رهبرانش در زندان خانگی هستند و تکلیف فعالینش را هم غلامحسین محسنی‌اژه‌ای- از عاملان اصلی سرکوب و سخنگوی فعلی قوه قضاییه، در نخستین نشست خبری خود در سال جدید، روشن می کند: «محاکمه غیابی برخی از فتنه‌گران سال ۸۸ در اسفندماه سال گذشته.»

یکی دیگر از «چند صدا» مواضع سیاسی رئیس جمهور پیشین را منعکس می کند که نظرش هم خیلی به نظر «حضرت آقا» نزدیک بود، تا اینکه درمذاکرات پنهانی «نظام مقدس»- «شیطان بزرگ» قرار شد تابلوی تعامل با سیاست جهانی بر سردر سرای «نظام» نصب شود.

آخرین خبرازطرفداران این «صدا» خواندنی است: «چند روز پس از اعلام شکایت دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی از جواد کریمی‌قدوسی٬ نماینده مجلس٬ رسانه‌ها خبر از لغو سخنرانی محمود نبویان در دانشگاه علامه به دلیل مخالفت مقام‌های دولتی داده‌اند. دفتر این نماینده مجلس نزدیک به جبهه پایداری٬ با انتشار اطلاعیه‌ای نوشت: «این سخنرانی، که قرار بود در نقد توافق‌نامه ژنو باشد، توسط «مدعیان آزادی بیان» لغو شده است. در اطلاعیه این نماینده مجلس٬ آمده است که دولت حسن روحانی «علی‌رغم تاکید بر آزادی نقد، صدای منتقدان را بر نمی‌تابد. سرکوب نقد و منتقد آن هم در فضای علمی و آکادمیک سنخیتی با ادعای اعتدال و آزادی بیان ندارد» و بر خلاف قانون اساسی است».

خبر بالا – که متن آن عمدا بدون کمترین تغییر آمده است- نیازی به توضیح ندارد و وضعیت یکی از» چند صدای خودی» را نشان می دهد؛ تا چه رود برصداهای «غیرخودی» که مشت نمونه خروارش در هفته آخر فروردین هم کم نیست.

معصومه دهقان، همسر عبدالفتاح سلطانی وکیل شناخته شده ایرانی درنامه ای خطاب به حسن روحانی، می نویسد: «در مراجعات مکرر خود به دادستانی وقتی در خواست قانونی خودم را طرح می‌کردم، آقای دادیار می‌گفتند قانون اجازه نمی‌دهد. بعد مواد قانون را برایش می‌خواندم، می‌گفت دادستان رضایت نمی‌دهد. تقاضای ملاقات با دادستان می‌کردم، دادستان از نظر‌ها پنهان بود. نامه می‌نوشتم. اما چون نامه‌ها ثبت نمی‌شد، پی گیری نامه بی‌معنی می‌بود.»

همسر وکیل عالیقدری که نه تنها «شهروند درجه دو»، بلکه زندانی محروم از حقوق قانونی خود است، گفتی از زبان ملتی حجت تمام می کند: «ما این ظلم‌ها را فراموش نمی‌کنیم… ما دست از طلب خود که اعادهٔ دادرسی عادلانه و قانونی، مرخصی، درمان و تغذیه و بهداشت زندانی و ملاقات و تلفن است بر نمی‌داریم و با امید به آزادی و لغو احکام نا‌عادلانه شب را صبح می‌کنیم!»

علی رضا پیری، دندانپزشک تبریزی «شهروند درجه دو» دیگری است که به گفته خانواده اش از ۳ سال و ۳ ماه پیش ناپدید شده و تاکنون هیچ یک از پی گیری ها در تبریز و تهران به نتیجه ای نرسیده است و مسئولان هم هیچ پاسخی نداده اند.

بر اساس آخرین گزارش ها، دراویش گنابادی حتی برای گرفتن کاربا اشکال تراشی روبروهستند. باید از مسیراحضار، تکمیل فرم اداره اطلاعات بگذرندتا بتوانندجواز دریافت کنند.

اعدام ها بعد ازوقفه نوروزی آغاز شده است واکنون زنی بنام ریحانه که مورد تجاوز یک مامور امنیتی سابق قرار گرفته، بعدازهفت سال انتظار برای بخشش، همین چهارشنبه به پای چوبه دار می رسد وتا به اینجا برسد به چهره ای جهانی تبدیل شده است.

احمد شهید، گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل در امور ایران، از تهران می خواهد تا حکم اعدام ریحانه را متوقف کند. دلیل هم می آورد: «برای خانم جباری دادگاه عادلانه‌ای برگزار نشده است.»

آخرین خبرها از این «شهروند درجه دو» که مورد تجازو یک «شهروند درجه یک» قرار گرفته است وبجرم دفاع ازخودش باید اعدام شود، تکان دهنده است: «عصر سه شنبه ( دیروز) مسئولی به بند زنان رفته وخواسته ریحانه را با خودش ببرد. ازآنجا که محکومان به اعدام را به بهانه‌های مختلفی عصر روز سه شنبه از بند خارج می‌کنند و صبح چهارشنبه دار می‌زنند، همه زندانیانی که داخل بند بودند دور ریحانه حلقه می‌زنند و می‌گویند ما نمی‌گذاریم او را ببرید. بالاخره بعد ازدو ساعت درگیری بین مسئولان زندان و زندانیان، آنها ریحانه را با خود برده‌اند.»

و حالا که چهارشنبه به پایان می رسد، چشم ها نگران ریحانه است.

دولت روحانی براعدام یک «شهروند درجه دو» چشم بسته وبرای نشاندن یک «شهروند درجه یک» بر کرسی نمایندگی سازمان ملل پاها را در یک کفش کرده است: ابوطالبی٬ تنها گزینه برای سازمان ملل است. رضا تقی زاده- تحلیلگرسیاسی- زیر عنوان دیپلماسی سازش یا چالش؟ نگاهی داردبه ماجرای حمید طالبی، یکی از گروگان گیرهای سفارت آمریکادر تهران که بعدها به مقامات نان وآبدار سیاسی رسید وحتی متهم به شراکت در قتل یک فعال سیاسی خارج از کشوراست.

وقتی برفردوسی ورستم خط فراموشی می کشند، دیگر تکلیف ريچارد فراي

ايران شناس برجسته روشن است؛ مردی که حیات خود رادر عشق «ایران» گذراند و برای خواب ابدی اصفهان را انتخاب کرد. چه می دانست که یک «شهروند درجه یک» برمسند امام جمعه اصفهان او را «زباله و جاسوس» خواهد خواند؟

فروردینی دیگر به پایان می رسد. درهای جمهوری اسلامی بر همان پاشنه سی وچند بهار رفته می گردد. راه برعاشقان ایران بسته و دروازه ها بروی امنیتی ها و سپاهیان «نظام» چهارتاق گشوده است. درروزهایی که جمهوری اسلامی درعمل روسیه را در اشغال گام به گام اوکراین همراهی می کند، یک «شهروند خیلی درجه یک» که سرتيپ امير علی حاجی زاده- فرمانده نيروی هوافضای سپاه پاسداران باشد؛ می گويد: «ايران مانع سقوط حکومت بشار اسد رييس جمهوری سوريه شد. ۸۶ کشور دنيا ايستادند و گفتند حکومت سوريه بايد عوض شود و بشاراسد برود ولی چون نظر ايران اين نبود آنها شکست خوردند.»

دستان پوتین- اسد ـ خامنه ای بهم می رسد ودرتحلیل هافینگتون پست به صورت تیتر بسیار بامعنائی در می آید: «سوریه، کارت پرهزینه برای ایران.»

خانم ها! آقایان!

فروردین را پشت سر می گذاریم. حتی رئیس دیر سال شورای امنیت ملی که به گفته امیرمحبیان بخاطر»سوابق و نگاه امنیتی خاص تبحر لازم را در این مورد «داشت و برای ریاست جمهوری نامزد شد، نمی داند که «اهل بیت»، «رهبری معظم» وماموران امنیتی آنها نمی توانند، رستم را از شاهنامه برانند و درگوش تاریح روایت وارونه بخوانند.

تنها، همین ابیات حکیم طوس درمعرفی رستم دستان، تلاش سی ساله «نظام» برای تغییر سیمای ایران را بر باد می دهد:

همان مادرم دخت مهراب بود

كزو كشور سند شاداب بود

كه ضحاك بودش به پنجم پدر

ز شاهان گيتي برآورده سر

نژادي از اين نامورتر كراست

خردمند گردن نپيچد ز راست

برون رفت مهراب كابل خداي

سوي خيمه زال زابل خداي

گزين كرد پس «رستم زابلي»

ز گردان شمشير زن كابلي

چگونه است كار تو با كابلي

چه گويند از «رستم زابلي»

در انديشه‌ي مهتر كابلي

چنان بد كزو «رستم زابلي»

كه رستم يلي بود در سيستان

منش كرده‌ام رستم داستان

سر گرد دارد و ريش دو شاخ

كمر بند باريك و سينه فراخ

 

چهارپایان

image

سال دیگر، دیگرآغاز شده است. شکوفه های بهاری پربارو سیاست ایران برانداز «نظام» همچنان درکار. درآبهای دور دست جهان تلاش برای یافتن اجساد مسافرانی ادامه دارد که دوجوان ایرانی ازوطن گریخته در میان آنانند وازمرزهای نزدیک، مرزبانان میهن تنها به همت روحانیون اهل سنت از خطر مرگ می رهند.

رعایت حقوق بشردرسال نوکه «رهبر»به آن نام تشریفاتی «فرهنگ و اقتصاد» می دهد، درمتون رسمی جهانی طلب می شود. عراقی زاده ای، فرمانده سرکوبگران، امضاء کنندگان بیانیه اتحادیه اروپا- یعنی سران ۲۸ کشورجهان را- لقب «چارپایان» نثار می کند، ودولت «تدبیر و امید» هم صدا با اصولگرایان، به شیوه احمدی نژادی به مقابله بیانیه رود. مسئولان جمهوری اسلامی، حقوق بشررا میدان جنگ با غربی‌ها تفسیر می کنندوترور موسوی و کروبی، – که آزادی آنها ازوعده های انتخاباتی حسن روحانی بود، – توسط «عماریون» تمرین می شود. کشتن » سران فتنه» برای » افزایش بصیرت» است البته.

نقشه سپاه برای سال جدید رسانه ای می شود وبازگشت حامیان «دکتر»، – رئیس جمهور برکشیده مقام معظم رهبری در سال ۸۸، – تیتر زیبائی را بر قلم همکاران روز می نشاند: احمدی‌نژاد‌ی‌های ایران٬ متحد شوید.

امیر محبیان ـ نظریه پردازسرشناس اقتدارگرایان ـ بدقت تمام نشان می دهد که سال ۹۲ سال کلید آقا بود. او تحت عنوان روحانی پروژه نظام برای تعامل با جهان است می نویسد: «انجام «پروژه سیستم» حرکتی «حساب شده» در حوزه تعامل بین‌الملل بود که تنها حسن روحانی با «سوابق و نگاه امنیتی خاص تبحر لازم را در این مورد » می توانست انجام دهد. نه احمدی‌نژاد می‌توانست این نقش را بازی کند و نه مصلحت بود کار بدست اصلاح طلبان بیفتد».

علی افشاری- تحلیگر سیاسی- جوانب گوناگون و وضعیت کنونی این»پروژه حساب شده» رادر لحظه کنونی، با تمرکزبرتوافق ژنو موردبررسی قرار می دهد.

روزنامه آمریکایی وال استریت جورنال می نویسد: «ایران موفق نشده به بخش بزرگی ازپولی که برمبنای توافق ژنو باید تحویل می گرفت، دسترسی پیدا کند.» مهرداد عمادی – کارشناس اقتصادی- دلایل این امر را بر می شمارد.

و رضا تقی زاده ـ تحلیلگر سیاسی- برمشکلات و محدودیت های مبادله نفت با کالا دست می گذارد تا پرده ای دیگر ازسیاست روسیه-، قدیمی ترین و خطرناک ترین دشمن ایران- بر ملا شود؛ودرست درایامی که جمهوری اسلامی عملا در کنار سیاست استعماری جدید روسیه قرار می گیرد.

یک نماینده مجلس فاش می سازد که بابک زنجانی تنها «ویترینی» برای یک گروه بزرگ سرمایه داربوده است، وچندروزنامه به دلیل نداشتن پول و کاغذ منتشر نمی شوند.

خانم ها! آقایان!

دومین انتخابات بزرگ منطقه درسال اول بهار برگزار می شود. بعد ازترکیه، نوبت افغانستان است. مردم در این کشور در یک «انتخابات آزاد» به طالبان و طالبانیسم «نه» می گویند. معترضان به انتخابات مهندسی شده سال ۸۸ ایران هنوز در بندند. عیسی سحر خیز می نویسد: «چقدر شایسته و به جا بود که دولت تدبیر و امید، مصوّبه نظارت استصوابی را که باعث تحقیروسرافکندگی یک ملت بزرگ و با سابقه درخشان تاریخی است، با همکاری نمایندگان مردم، لغو می کرد و این خار را از جلوی پای آزادی و دموکراسی بر میداشت، تا باعث افتراق و جدائی بین مردم نباشد.»

و با این ایران جا مانده از ترکیه و افغانستان است که محمد جلالی چیمه (م. سحر)، سخن می گوید:

ایرانِ من که خسته و زارم ترا

آخرچگونه دوست ندارم ترا؟

با من چه می‌کنی که به خونِ جگر

زینگونه بی‌شکیب و قرارم ترا

چون ماهواره‌ای که به گِردِ زمین

گردان بوَد، به گِردِ مدارم ترا

زان سان که دشمنان ترا دشمنم

از یاورانِ مُشفقِ یارم ترا

با آنکه از کنار تو‌ام بر کران

گویی که روز و شب به کنارم ترا

تا دررسد سعادتِ دیدار تو

رؤیانوردِ لحظه شمارم ترا

چون بلبلی که جانب گُل می‌پرد

با یادِ گل به گشت و گذارم ترا

تا سردهم سرودِ سرافرازیت

شعر و سرود و شور و شرارم ترا

چون آتشی که شعلۀ رنگین دهد

رنگین چو دانه‌های انارم ترا

آن شاخۀ شکستۀ باغم ولی

چون می‌وۀ رسیده به بارم ترا

با آنکه ره به خِطۀ دیگر بَرَد

شادم که سرنشینِ قطارم ترا

دشمن اگر به سلسله بندد مرا

باکم نه زانکه سلسله دارم ترا

بذر کویر و طعمۀ طوفان شود

گر دانه‌ها به خاک نکارم ترا

تا خطّ و رسم و نقش و نگارِ منی

بر لوحِ جان، به نقش و نگارم ترا

تا دست من به دامن مِهرت رسد

هرگز زمِهر، دست ندارم ترا

با سال‌های سردِ زمستانی‌ام

چشم انتظارِ فصلِ بهارم ترا

روزی که سربلندی‌ات از رَه رسد

بر خاک ِ راه، آینه دارم ترا !

تگ هوشنگ اسدی

بازگشت به صفحه اول

امر ملوکانه

 

زمستان سیاه دیگری ازایران می گذرد. «کشف بابک زنجانی‌های جديد» رسانه ای می شود، دولت های نهم و دهم «نظام» که رئيس اش آن را «پاکترين دولت تاریخ معرفی می کرد «در فسادمالی رکورد شکن» از کار درمی آید، واردات برنج همه رکوردهای تاریخی را پشت سرمی گذارد، قبوض نجومی گاز، مشترکان خانگی راغافلگيرمی کند؛و امام جمعه منصوب مقام رهبری، فقر و نداری را برای مردم قابل تحمل می داند.

مشت نمونه خروار است به روزگارولایت آیت اله خامنه ای که مامورامنیتی شهره، حسن عباسی نام، او را «پدرایران نوین» می خواند؛ ایرانی که زندانهایش غيرشرعی و سلول انفرادی مصداق شکنجه است ـ به گفته محمد موسوی بجنوردی عضو شورای عالی قضايی در دوره ولایت آيت الله خمينی ـ و معتادان ته‌سيگارها را از پياده‌رو خيابان وليعصرپایتختش جمع می کنند. لابد راه آقارا آب می زنند که احمد جنتی بشارت داده است: «مقدمه ظهورامام زمان فراهم شده و باید انتظارش را داشته باشیم.»

به اعتراف حمیدرضا ترقی، عضو شورای مرکزی حزب موتلفه: «در جمهوری‌اسلامی همیشه فساد بوده»واجلاس»خبرگان» بی خبرازاین خبرها، تنها این خبر را رسما انتشار می دهد: «خوابیدند و نان و پنیر خوردند.» اما خیلی زود درز می کند که گشودن رازهای سر به مهر از فعالیت‌های اتمی «نظام»- که براستی خواندنی است- تنها کاررسانه های آزاد جهان نیست.عباس عراقچی٬ معاون وزیر خارجه و ازاعضای اصلی تیم مذاکره کننده اتمی از «فتح الفتوح ژنو» به پانزدهمین اجلاس رسمی مجلس خبرگان رهبری گزارش می دهد: «غنی‌سازی سه و نیم درصد را تثبیت کردیم و این برای ما موفقیت است. غنی‌سازی ۲۰ درصد را هم که متوقف کردیم٬ به آن نیاز نداشتیم.»

مصطفی تاج زاده، می گوید: «دهان منتقدان را بستند تا ملت متوجه این تحقیر و اوضاع اسفناک اقتصادی نشود.»

مخالفین اقتدارگرا، می نویسند: «نگفتیم توافق ژنو ترکمانچای است» وسخن ازاداره کشور به «امر ملوکانه» می رانند. فرماندهان سپاه از دغدغه اصلی خود پرده می گیرند: «ملت ایران با چشمان خود دید که چگونه جریانی پرچم اصلاحات را برافراشت، لکن در عمل پیاده‌سازی اصلاحات را در سپردن امام خمینی به تاریخ، دوری جستن از نظام ولایی، کنار آمدن با امریکا، پذیرش حقوق بشر غربی و… تفسیر کرد! اکنون باید دقت کرد افرادی که دم از «اعتدال» می‌زنند، مرادشان از این اعتدال چیست.»

فریاد آزادی درکیف و چشم انداز شکست روسیه، پایه های قدرت را درتهران به لرزه انداخته است. صادق زیبا کلام می نویسد: «نگاه به غرب و به‌ویژه به آمریکا در بسیاری از جوامع، فاصله زیادی با عصر جنگ سرد پیدا کرده است. این نگاه جدید را امروزه به بهترین شکل می‌توان در اوکراین و اصرار کسر قابل‌توجهی از مردم آن بر دموکراسی، آزادی و اصرارشان در پیوستن به اتحادیه اروپا ملاحظه کرد.»

روزنامه جام جم – ارگان مطبوعاتی صدا و سیمای سرداران سپاه -پیروزی معترضان در اوکراین را «کودتای نارنجی» می خواند و هشدارمی دهد: «جمهوری اسلامی باید برای مدیریت بحران‌های مشابه و احتمالی در ایران «درس‌های» سرنگونی دولت ویکتور یانکوویج را از منظر مسائل داخلی مورد توجه قرار دهد.»

مجید محمدی -جامعه شناس- ۵ دلیل ناخشنودی جمهوری اسلامی ازانقلاب اوکراین رابر می شمارد.

ودراین میان، روسیه متحد اصلی جمهوری اسلامی بار دیگر نقاب از چهره می گیرد وسبب می شود تاریخ ورق بخورد و روس‌ها را بهتر بشناسیم دردستور کار قرار بگیرد: «روسیه تزاری که پس از انقلاب دموکراتیک مشروطه و آغاز «بهار تهران» در سال ۱۲۸۵ منافع استعماری و نفوذ خود را در ایران از دست رفته می‌دید ناگهان به بهانه واهی «دفاع از منافع اتباع خود» اولتیماتومی ۴۸ ساعته به دولت صمصام‌السلطنه داد و در ادامه با لشکرکشی به داخل خاک ایران شهرهای رشت و انزلی را تصرف و عزم تصرف پایتخت را نمودند. اکنون ۱۰۳ سال پس از آن واقعه شوم نظام روسیه به ظاهر دارای پارلمان و دموکراسی است اما سیاستمداران کرملین در عمل‌‌ همان خط مشی توسعه‌طلبانه عصر تزار و دوران کمونیسم را ادامه می‌دهند.»

ماه آخرزمستان وسال به نیمه است دیگر. وزیرارشاد ازلغو فیلترینگ فیس بوک می گوید و ممنوعیت های «مضحک» پیشین را بیاد می آورد: «اگر به عقب بازگردیم، می‌بینیم خیلی کارها که در اول انقلاب انجام شده مضحک به نظر می‌آید؛ مثل اینکه ویدئو و دستگاه فکس ممنوع بود.»

وزارت خارجه همان حرف های «مضحک» گذشته را تکرار می کند: «گزارش وزارت امور خارجه آمريکا در مورد ايران عموما بر اساس داده های بی اساس گروههای معاند عليه جمهوری اسلامی ايران تهيه و در جهت مقاصد سياسی دولت آمريکا تنظيم شده است.»

۲۰ زندانی سیاسی محبوس در بند ۳۵۰ زندان اوین در نامه‌ای به رییس قوه قضاییه با شرح وضعیت زندانیان بیمار در این بند به رفتارهای غیرقانونی و خودسرانه مسئولان زندان و قاضی صلواتی در جلوگیری از پیگیری روند درمانی این زندانیان اعتراض می کنند.

واردات برنج با رشد نزدیک به ۶۰ درصد از مرز یک میلیون و ۷۷۶ هزار تن می گذرد و به گفته مدیرعامل شرکت ملی پخش فرآورده‌های نفتی، از فروردین سال ۱۳۹۳، واردات روزانه بنزین کشور به ۱۰ تا ۱۱ میلیون لیتر خواهد رسید.

حسن رحیم‌پور ازغدی، مامور امنیتی برآمده از کیهان برادر حسین بازجو، که حالا عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی هم هست از «تربیت دینی فوق‌العاده» مردم سخن می گوید و تاکید دارد که «انقلاب اسلامی پس از ۳۵ سال ذره‌ای از قداست دینی خود منحرف نشده» است.

مصطفی تاج زاده می نویسد: «هم ذات پنداری تکفیری‌ها از روسیه امروز گذشته و به انقلاب اکتبر شوروی و انقلاب فرهنگی مائو رسیده است که تعجب آور نیست. زیرا پیش از این نیز قائم مقام مؤسسه کیهان در سرمقاله آن روزنامه اعلام کرد «کشتار میدان تیان آن من در پکن مرهم شفابخش چین بود.» ظاهرا از دید خشونت ورزان ایرانی تفاوت انصار حزب الله با بلشویک‌های تندرو تنها در نمازخواندن و مشروب نخوردن است! امیدوارم پیروان آقای مصباح آنقدر شهامت پیدا کنند که علنا از استبداد دینی دفاع کرده آن را جایگزین دیکتاتوری پرولتاریا معرفی نمایند تا عرصه سیاست ایران شفاف‌تر از همیشه گردد.»

و سایت فرارو مقاله خود در باره نقش روسیه در ایران را چنین پایان می دهد: «نظامهای اقتدارگرا ظاهری باثبات و فریبنده دارند. «یک جزیره ثبات» گاهی ممکن است یک انسداد سخت در دهانه آتش فشانی در حال فوران باشد.»

 

خانم ها! آقایان!

اسفند ۱۳۹۲ به نیمه است دیگر. اسرائیل از کشف «محموله موشکی ایران برای غزه» خبر می دهد.از کریمه خبرمقدمات شکست روسیه می رسد. قزاقستان متحد مهم روسیه در منطقه، و جهان با محکوم کردن اقدام روسیه در کریمه جهان را شگفت زده می کند. یک نظر سنجی که اخیراٌ توسط کرملین منتشر شده است نشان می‌دهد که ۷۳ درصد از روس‌ها با اقدام نظامی علیه اوکراین مخالفند. کاهش ۱۰ درصدی ارزش سهام در بازار مسکو بیش از ۶۰ میلیارد دلار به روسیه زیان رسانده است.

بیهوده نیست که ترانه سنتی روسی کلاغ سیاه بر زبانها جاری می شود:

ای کلاغ سیاه، دوست من که سرزده می رسی

به جاهای دور دور نرو

تو، ای کلاغ سیاه، کلاغ سیاه

برایم دست سپید با حلقه را آوردی

آی دست سپید با خلقه

ماشا به ایوان، به ایوان آمد

کمی قدم زد

کمی قدم زد:

«این که دست عزیز دل من است

او در جنگ کشته شد

ای معلوم است او در جنگ کشته شد.

او خفته، دفن نشده

در سرزمین بیگانه دور

ای در سرزمین بیگانه دور.»

مرد مهربانی، مرد مهربانی

با بیل آمد

ای با بیل آمد.

و در یک گور، در یک گور

دویست و چهل نفر را دفن کرد

ای دویست و چهل نفر را دفن.

و صلیب، صلیب از چوب بلوط

گذاشت و روی آن نوشت

ای و روی آن نوشت:

«اینجا، اینجا پهلوانان خفته اند

زنده باد یاد قزاقها از کرانه رود دون

ای زنده باد یاد قزاقهای رود دون»

 

این سایت جدید شماست؟ برای فعال‌سازی ویژگی‌های مدیریتی و رد کردن این پیام، وارد شوید.
وارد شدن