نعره آنچنان خویش

تعطیلات تابستانی اگر نه یک ماه، یکسال هم طول بکشد، در «نظام مقدس» بر همان پاشنه سی و چند سال می گردد: داعش روزنامه نگارامریکایی را در برابر دوربین سرمی بُرد وهمتای نقابدارایرانیش قفل دیگر بر دهان روزنامه نگاران می زند.

مرداد ماه به پایان می رسد که دردامان کودتای ضد آزادیش، جمهوری اسلامی نطفه بست وخود زادگاه فکری انواع «داعش» شد.

محمد مجتهد شبستری، پرسشی بنیادین را در میان می گذارد: «حال اگر ابوبکر بغدادی به فقیهان رسمی بگوید شما هم در حوزۀ شریعت اسلامی مثل ابن تیمیه و من عمل می‌کنید و می‌گوئید هیچ کدام از متن‌های مربوط به احکام شریعت را که در قرآن و حدیث آمده نباید تفسیر کرد و آنها را باید همان طور که در این متون بیان شده بدون هیچ تغییری صد در صد اجرا کرد، آنها چه پاسخی می‌دهند؟آیا تفاوت مبنایی و تئوریک فقیهان رسمی با «داعش» تنها در حوزۀ اعتقادات اسلامی است؟ یا اینکه تفاوت دیگری هم وجود دارد و آن اینکه فقیهان می‌گویند آقای بغدادی! شریعت الهی همان است که شما می‌گوئید ولی در عصر حاضر همۀ آن را نمی‌توان اجرا کرد؟! یا اینکه می‌گویند آقای بغدادی! شما خیلی وحشیانه اجرای شریعت می‌کنید و این درست نیست؟!»

و خود پاسخی در خور می دهد که باین نتیجه می رسد: «من به همۀ فقیهان محترم که در حوزۀ علمیه قم و نجف نشسته اند پیشنهاد می کنم (علاوه بر محکوم کردن سیاسی آن گروه ها که انجام داده اند) یک نشست جهانی از فقیهان اسلام در حوزۀ قم یا نجف فرا بخوانند و یکبار برای همیشه آن پیش فهم مشترک باطل و خطر ساز را به وسیلۀ موافقان و مخالفان آن به بحث و نقد جدی بگذارند و در این مقطع تاریخی حساس که حق موجودیت و حیات مسلمان زیستن در جهان حاضر زیر سؤال رفته با تجدید نظر در مبانی خود اسلام و مسلمانان را نجات دهند. این یک خدمت تاریخی بسیار بزرگ به اسلام خواهد بود.این جانب به آنان یادآور می شوم که اگر کلیسای رسمی کاتولیک در دهۀ ۱۹۶۰ واتیکان ۲ را تشکیل نمی داد و در پاره ای از مبانی خود تجدید نظر نمی کرد امروز بسیار نادم بود و این ندامت هیچ سودی نداشت…»

دکتر محمد ملکی- نخستین رئیس دانشگاه بعداز انقلاب اسلامی- سئوالی دیگری را مطرح می کند: «ریشه مشکلات کجاست؟» وازمتن تئوریک مجتهد شبستری به حوادث رفته بر میهن راه می برد: «چه می‌شد، اگر در همین دهه‌های اخیر پس از هر پیروزی و شکست دنبال ریشه‌ها می‌رفتیم و با متهم کردن این و آن، مسؤولیت را از دوش خویش برنمی‌افکندیم و در انتظار نمی­نشستیم و علیه بی‌داد می­شوریدیم و به جای غُرغُرهای بی­حاصل فریاد برمی­آوردیم و هر یک تقصیر را به گردن دیگری نمی­انداختیم؟»

وبرای کسانی که می‌پنداشتند مار، کبوتر می‌زاید شرح مبسوط می دهد. خواننده ای در پای مطلب جانسوز محمدملکی، این شعر مظاهر مصفا را می گذارد:

تلخ است روزگار من و روزگار تلخ

دور سپهر و گردش ليل و نهار تلخ

تركيب چار مادر هستى زتلخى است

فرزند را چه بهره از اين هر چار تلخ

خون مى خورد ز صحبت تهمينه تهمتن

آغاز كار و عاقبت كار زار تلخ

سهراب را نصيب زمهر پدر چه بود؟

ديدار تلخ بود و سر انجام كار تلخ

سر ميزند به سنگ ز بيداد روزگار

مي گريد از ستم همه شب آبشار تلخ

ارزانى مخنث و امرد كه مرد را تلخ است

 عيش سعترى روزگار تلخ

دکتر ملکی مطلب را با پرسشی و امیدی به پایان می برد: «چه می شد اگر مردم بار دیگر با آگاهی و شناخت کامل علیه ظلم و بیداد اعتراض می کردند و بساط استبدادیان برمی چیدند و قدرت را به نمایندگان واقعی مردم می سپردند و دست در دست هم وطنی آباد و آزاد از نو بنا می کردند.به امید آن روز».

و سیمین بهبانی، بانوی غزل: شاعرایران، دلداده آزادی چشم بر این روزگار تلخ می بنددو و از خود میراثی ابدی بجا می گذارد:

دوباره می سازمت وطن

دوباره می‌سازمت وطن!
اگر چه با خشت جان خویش
ستون به سقف تو می زنم،
اگر چه با استخوان خویش
دوباره می بویم از تو گُل،
به میل نسل جوان تو
دوباره می شویم از تو خون،
به سیل اشک روان خویش

 دوباره، یک روز آشنا،
سیاهی از خانه میرود
به شعر خود رنگ می زنم،
ز آبی آسمان خویش
اگر چه صد ساله مرده ام،
به گور خود خواهم ایستاد
که بردَرَم قلب اهرمن،
ز نعره ی آنچنان خویش

کسی که «عظم رمیم» را
دوباره انشا کند به لطف
چو کوه می بخشدم شکوه،
به عرصه ی امتحان خویش
اگر چه پیرم ولی هنوز،
مجال تعلیم اگر بُوَد،
جوانی آغاز می کنم
کنار نوباوگان خویش
حدیث حب الوطن ز شوق
بدان روش ساز می کنم
که جان شود هر کلام دل،
چو برگشایم دهان خویش
هنوز در سینه آتشی،
بجاست کز تاب شعله اش
گمان ندارم به کاهشی،
ز گرمی دمان خویش
دوباره می بخشی ام توان،
اگر چه شعرم به خون نشست
دوباره می سازمت به جان،
اگر چه بیش از توان خویش


نگاه هفته
پنجشنبه ۲۰ شهريور ۱۳۹۳
پنجشنبه ۱۳ شهريور ۱۳۹۳
پنجشنبه ۶ شهريور ۱۳۹۳
پنجشنبه ۱۹ تير ۱۳۹۳

از فیضیه یا از انگلستان؟

تیرماه روبه پایان است وتیرخونریز «پرونده هسته ای» هنوز در پهلوی ایران. از «گروگان‌گیری متوفیان» خبر می رسد. جنگنده های ایران به نبرد داعش می روند و نیروهای مسلح برای برخورد با «بد حجابی» اعلام آمادگی می کنند. ائمه جمعه مورد پرسش قرار می گیرند که در هشت سالی که کشور را شخم می زدند، چرا سکوت کردند؟ و آزادی آنقدر دامن می گسترد که در ضیافت افطار رسمی از سه زن روزنامه نگارزندانی حتی نام برده می شود.

هفته آخر تیرماه ۹۳ موعد توافق ژنو بسر می آید. بازهمه نگاهها متوجه وین می شود. تیم مذاکره کننده که» کلمه به کلمه» را به اطلاع «مقام رهبری» می رساند و»جزء به جزء» دستور می گیرد، صدالبته همه گفت و گو راازملت ایران پنهان می دارد. تنهامی توان ازخلال اخبار، گزارش ها و تحلیل های رسانه های جهانی به جلساتی سرک کشید که درآنها سرنوشت ایران رقم می خورد.

تحلیل واشنگتن پست راه بر اصلی ترین دشواری مذاکرات می گشاید. گزارش گاردین بر موضع غیر عملی «نظام» متمرکز است. آیت اله خامنه ای که از خلوت بیت، تیم رهبری را هدایت می کند، قدمی جلومی گذاردو ازمنبر دستور می دهد. در سخنانی «مملو از جزئیات فنی» که درآن واحد تخصصی «سو»- معیار اندازه‌گیری غنی‌سازی ـ-ناگهان مورد استفاده قرار می گیرد، این حکم صادر می شود: «واقعیت این است که در این موضوع، طرف مقابل به مرگ گرفته است که به تب راضی شویم».

دیپلمات‌های مستقر در وین به خبرگزاری «رویترز» می گویند: «این سخنان بخت ایران برای رسیدن به توافق‌نامه‌ای جهت رفع تحریم‌ها را کاهش می دهد».

یک «آژانس اطلاعاتی غربی» گزارش می دهد: «سخنرانی خامنه‌ای در واقع برای محدودکردن شدید فضای مانور تیم مذاکره‌کننده هسته‌ای و نه حمایت از این تیم ایراد شده‌ و حالا پرکردن شکاف بین موضع شش قدرت جهانی با ایران عملاً ناممکن شده است».

خبر گزاری فرانسه از «غافلگیری تیم مذاکره کننده اتمی» خبرمی دهد. گاردین 5 مساله حل نشده در مذاکرات هسته‌ای رابر می شمارد. جان کری وزیر خارجه آمریکا خود را به وین می رساند. دیدارکری-ـ ظریف به نتیجه مهمی نمی رسد. گزارش سانفرانسیسکو گیت از بن بست مذاکرات با این عنوان منتشر می شود:کری هم کاری نتوانست بکند. ساعاتی پیش از نشست ظریف و کری، جلسه وزیران امور خارجه ایران، آمریکا، آلمان، فرانسه، بریتانیا و کا‌ترین اشتون، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا برگزار می شود. آنها نمی توانند به توافقی برای نحوه برخورد با «پرونده هسته ای » دست یابند. وزیر خارجه آلمان می گوید: «ایران یا باید با جامعه جهانی همراهی کند یا همچنان در انزوا باقی بماند».

 تلاش های مشترک وزیر خارجه آمریکا، جان کری و سه وزیر خارجه اروپایی برای پیشبرد مذاکرات با ایران، یک هفته قبل از زمان تعیین شده با شکست مواجه می شود. ویلیام هیگ، وزیر خارجه وقت انگلستان بعد از دیدار با جان کری و وزیران فرانسه و آلمان و جمهوری اسلامی حرفش این است: «امروز هیچ توافقی حاصل نشد».

هفته برای «نگاه هفته» تمام می شود و خبر از توقف مذاکرات و تلاش برای تمدید آن می رسد. و این درست همان نتیجه ایست که «مقام معظم رهبری» می خواهد: «مذاکره بدون رسیدن به نتیجه». نیویورک تایمزو وال‌استریت ژورنال می نویسند که جان کری در بازگشت به کاخ سفید، پوشه‌ای حاوی پیشنهادهای جواد ظریف به همراه دارد: «ایران می‌تواند توافقی را بپذیرد که ظرفیت تولید سوخت هسته‌ای در سطوح کنونی را برای چند سال متوقف کند به شرط اینکه بعد از این مدت با برنامه هسته‌ ای صلح‌آمیز این کشور مانند سایر کشور‌ها رفتار شود».

تاریخ نشان خواهد داد که «۲۲ شخصیت برجسته‌ جامعه مدنی» که تحت عنوان «جامعه مدنی ایران» در دقیقه ۹۰ از مذاکرات هسته‌ای حمایت کرده اند، موضعی بسود منافع ملی ایران اتخاذ کرده اند یا نه.

هفته آخر تیرماه به پایان می رسد. تیر زهرآگینی که» نظام مقدس» بر پهلوی ایران نشانده، خون ریزو جانگیر باقی است و در بروی پاشنه سی وپنج ساله می چرخد.

دولت حسن روحانی که سرهنگ نبود و حقوقدان بود، یک ساله می شود. محمدتقی مصباح‌ یزدی در جدیدترین سخنان خود بدون نام بردن از رئیس جمهوری نظام، روی وعده هایش دست می گذارد: «اگر کسی صحبت از آخرت کند اینها می‌گویند شما بیکارید که فکر آخرت مردم هستید، ما کار داریم و باید تحریم‌ها را برداریم، حالا دیدیم که چقدر هم تحریم‌ها برداشته شد، کار ایجاد شد، گرانی‌ها برطرف شد. آنها برداشتن تحریم‌ها، رفع تورم و حل معضل بیکاری را مهم‌ترین دغدغه خود می‌دانند، اما حتی همین کارها را نتوانستند انجام دهند».

در فضای مجازی، سخنان دیگر پدر معنوی «جبهه پایداری» بازنشر می یابد:

«برخی از افراد عمامه به‌سر که دارای مسئولیت هستند، در واکنش به اجتماع مردم در خصوص بدحجابی و نگرانی علما از وضع دین و فرهنگ و تجمع روحانیت در فیضیه، آنها را کسانی معرفی می‌کنند که اسلام را نشناخته‌اند و آ‌نها را متهم به توهم می‌کنند. باید از او پرسید مگر خود تو دینت را از کجا یاد گرفته‌ای؟ از فیضیه یا از انگلستان؟»

روزنامه جمهوری اسلامی، پرسشی را با «امامان جمعه» در میان می گذارد واز طوطیان رهبری می پرسد: «چرا شما خواستار تسریع در محاکمه کسانی نمی‌شوید که اصل و اساس اختلاس‌های سه هزار میلیاردی و ۹ هزار میلیاردی و ۱۶ هزار میلیاردی بودند و ده‌ها مورد بی‌قانونی کرده‌اند و اقتصاد کشور را به افلاس کشانده‌اند و جامعه را دچار اختلاف و تهمت و دروغ و درگیری کرده‌اند و حتی مایل نیستند در جلسه دادگاه حاضر شوند و به سؤالات قاضی پاسخ بدهند؟ چرا به قوه قضائیه برای برخورد با دانه درشت‌هائی که ۸ سال این مملکت را شخم زده‌اند کمک نمی‌کنید؟ چرا درباره دزدی‌های بزرگ و دزدان بزرگی که خزانه کشور را خالی و جیب‌های خود را پر کرده‌اند سکوت فرموده‌اید؟…»

معلوم است که کسی جوابی نمی دهد. مجید محمدی- جامعه شناس- شش خطای دولت روحانی را بر می رسد.

محمد باقر قالیباف- همان «سرهنگ» که در انتخابات از حقوقدان- شکست خورد، بعد ازتعطیل کلاس های موسیقی فرهنگسراهای تهران تا اطلاع ثانوی، این هفته تمامی زنان شاغل در سمت‌های دفتری نظیر مسئول دفتر، منشی و ماشین نویس را از مشاغل خود اخراج می کند. معاون رسانه‌ای مرکز ارتباطات و بین‌الملل شهرداری تهران با تایید این خبر می گوید: «برای راحتی و رفاه حال خانم‌ها این تصمیم اتخاذ شده که مسئول دفتر و منشی، آقا باشند».

حجت‌الاسلام والمسلمین امرودی جانشین ستاد صیانت شهرداری تهران در نهمین نشست دبیران ستاد مرکزی در رابطه با عفاف و حجاب و حقوق شهروندی، طرح جدیدی را کلید می زند: «در پارک‌ها یک زمانی نیمکت‌هایی در کنار هم بودند که این اجازه برای دختران و پسران بود که در کنار هم بنشینند. باید یک میز در میان نیمکت‌ها باشد که فاصله‌ها در آن رعایت شود و خانواده‌ها بیشتر بتوانند از این مکان استفاده کنند!»

هاشمی رفسنجانی، سخن از آزادی تازه می کند: «آزادی بیان، آزادی اظهار نظر و جلوگیری از سانسور و تهدید، حق هر انسان و از مصرّحات اسلام و قانون اساسی است، همه در این موضوع اشتراک نظر دارند و در عمل است که معتقدین واقعی از ظاهرسازان جدا می‌شوند».

و غروب چهارشنبه نامه خاکسارانه «انجمن صنفی روزنامه‌نگاران ایران» به حسن روحانی، منتشر می شود: «پس از گذشت بیش از یک سال از زمانی که با سخنان خود امید بازگشایی انجمن صنفی روزنامه‌نگاران ایران را در میان این قشر زحمتکش و خدوم بارور فرمودید، ناچاریم به عرض برسانیم که متأسفانه با وجود تلاش‌های متعددی که در این مدت به عمل آورده‌ایم، هیچ گونه اقدام عملی قانونی و واقعی در این زمینه از سوی وزارتخانه مسئول به عمل نیامده و مشکل این انجمن همچنان باقی است».

خانم ها!آقایان!

روزنامه نگاران جهان رئیس جمهور جابجا و دولت تعویض می کنند. همکاران «زحمکتش خدوم» ما زیر تیغ خونریز استبداد، درخواست آزادی رابه «عرض» می رسانند و از رئیس جمهور حقوقدان حتی جوابی هم نمی گیرند.

بیت حافظ پر می گیرد:

– جای آن است که خون موج زنددر دل لعل

و به شعر جاودانه سیمین بهبهانی پیوند می خورد:

دوباره می‌سازمت وطن!

اگرچه با خشت جان خویش

ستون به سقف تو می‌زنم

اگرچه با استخوان خویش

دوباره می‌بویم از تو گل

به‌میل نسل جوان تو

دوباره می‌شویم از تو خون

به‌سیل اشک روان خویش

دوباره یک روز روشنا

سیاهی از خانه می‌رود

به شعر خود رنگ می‌زنم

ز آبی آسمان خویش

اگرچه صدساله مُرده‌ام

به‌گور خود خواهم ایستاد

که بردَرَم قلبِ اهرمن

به‌نعرۀ آنچنان خویش

کسی که « عظم رمیم» را

دوباره انشا کند به لطف

چو کوه می‌بخشدم شکوه

به عرصۀ امتحان خویش

اگر چه پیرم ولی هنوز

مجال تعلیم اگر بُوَد

جوانی آغاز می‌کنم

کنار نوباوگان خویش

حدیث «حبّ‌الوطن» ز شوق

بدان رَوش ساز می‌کنم

که جان شود هر کلام دل

چو برگشایم دهان خویش

هنوز در سینه آتشی

به‌جاست کز تاب شعله‌اش

گمان ندارم به کاهشی

ز گرمی دودمان خویش

ممنوع التنفس

– هرکسی می‌تواند از ما سئوال کند که پس از ۳۵ سال چه کار کرده‌ایم؟

 سومین هفته تیراست وعلی جنتی وزیرارشاد، این پرسش رادرمیان می گذارد. رئیسش حسن روحانی، رئیس جمهور مورد اعتماد مقام رهبری، پاسخگوئی یک سال ازاین ۳۵ سال را دروظیفه خود می داند:

– ما به مردم وعده دادیم که کشور را از مسیر بسیار سخت دیروز به مسیری آسان‌تر و راحت‌تر عودت خواهیم داد. یک سال از آن وعده ما گذشته و از آن روزهایی که به مردم قول دادیم یک چهارم زمان‌مان صرف شده است. باید بررسی کنیم که آیا به یک چهارم وعده‌ای که به مردم دادیم عمل شده است. اگر نشده باید از مردم عذرخواهی کنیم.

رویدادها، سالگردها وسخنان مقامات «نظام»، با پرتو افکنی فقط بردو حادثه مهم و اوضاع و احوال کنونی، مشتی، نمونه خروار ۳۵ ساله را در برابرهر پرسشگری می گذارد.

آخرین روز هفته برای «نگاه هفته» چهارشنبه و مصادف  است با سالگرد سرکوب اعتراض دانشجویی در۱۸ تیر۱۳۸۷. سخنان ر ئیس جمهورفعلی که در آن روز دبیرشورای امنیت ملی بود و شخصا دستور سرکوب قیام دانشجوئی را صادر کرد، در فضای مجازی  بازنشر می یابد و این خطوطش برجسته می شود: «اینها پست‌تر از آن هستند که برانداز نام گیرند. در کجای دنیا حرکت‌های آشوب‌طلبانه تحمل می‌شود؟ لازم می‌دانم از نیروی انتظامی به خاطر تلاش‌های شبانه‌روزی‌اش در این چند روز، از نیروی عزیز و قهرمان بسیج و همچنین پرسنل بیدار وزارت اطلاعات تشکر، سپاسگزاری و قدردانی نمایم که تلاش و فعالیت فوق‌العاده‌ای در این چند روز داشته‌اند».

محمد حسین نجات، مشاور فرمانده کل سپاه پاسداران که در همان سال فرماندهی قرارگاه ثارالله سپاه را بعهده داشت و از سال ۱۳۷۹ «مسئول حفاظت از بیت رهبر جمهوری اسلامی» شد، حرف های با مزه ای در باره  سرکوب  جنبش سبزمی زند: «نیروی انتظامی در جریان اعتراض‌های سال ۸۸ با غذا و نوشابه از بازداشت شدگان پذیرایی می‌کرد، زنان و دختران معترض را تا دم در خانه، همراهی کرده و تحویل خانواده‌هایشان می‌دادند. اگر دردنیا بگردید کسی به این خوبی با متهم برخورد نمی‌کند».

آنقدر با متهمان بخوبی رفتار کردندکه ندا وسهراب و دیگرجانباختگان سال ۸۸ بر اثر زیاده روی در مصرف غذا و نوشابه جان خود رااز دست دادند. رهبران جنبش سبز هم دچار «ملاطفت» شده و به حصری چنان افتادندکه رهایی ازآن تنها با توبه ممکن است و یا مرگ. به تشخیص شخص شخیص «مقام رهبری»،  جرم نخست وزیر امام ورئیس مجلسش «خیانت»  است و حکمشان»سنگین». ازسرمهرو لطف است که «حضرت آقا» پوشیده می گویند وپایواران «نظام» مُهر ازحکمی که معلوم نیست در کدام دادگاه و پس ازکدام محاکمه صادر شده است، برمی دارند. روزنامه رسالت، موسوی و کروبی را «محارب و باغی» می خواند و برایشان حکم «اعدام» صادر می کند. چهار روشنفکر دینی جنبه های گوناگون این «حکم» را مورد بررسی قرار می دهند وآینه ای تمام در برابر جمهوری اسلامی ۳۵ ساله می گذارند.

رئیس جمهور اسبق – محمد خاتمی- ممنوع الخروج بود، حالا هم برایش حکم «ممنوع‌التصویر و ممنوع‌الخروج و ممنوع‌البیان »  شدن درخواست می کنند. معلوم می شود ده «نماینده» امضاء کننده این درخواست، از زبان «یار» سخن می گویند.

 جواد کریمی قدوسی – یکی از این نمایندگان- در نقل قولی تکذیب نشده، فرمان خصوصی آقای خامنه ای را عمومی می کند: «خاتمی یاغی و طغیان‌گر نسبت به نظام است  و باید رسانه‌ها، اصول‌گرایان و نخبگان نسبت به او موضع‌گیری کنند زیرا او از عناصر فتنه است و نباید فضا برایش امن شود».

علی مطهری می گوید: «بهتر بود حکم ممنوع‌الحیاتی ایشان را هم ذکر می‌کردند تا خیال خودشان را راحت کرده باشند». غلامحسین کرباسچی، که سابقه داغ و درفش و زندان را دارد، به طنز مژده می دهد که: «به زودی حکم ممنوع التنفسی صادر می کنند».

دراینجا یک قاضی کارکشته که در دادن «حکم ممنوع التنفسی» ید طولایی دارد، دری دیگر از درهای عطوفت جمهوری اسلامی را می گشاید. مصطفی پورمحمدی، از قضات دادگاه مرگ سال ۶۷ و وزیر دادگستری روحانی، می‌گوید: «وزارت دادگستری طرف حساب این موضوع نیست و برای کسی حکم ممنوع‌الخروجی صادر نمی‌کند».

بنزین پتروشیمی که در زمان رئیس جمهور سابق توزیع می شد تا خود کفایی و عدم تاثیر تحریم هارا به اثبات برساند، درآزمایشگاهی درآلمان بررسی واعلام می شودکه حاوی ۲۰ درصد سرب اضافی است. مردان احمدی نژاد، از بدهکاران بزرگ بانکی از کار در می آیند؛ و صدالبته دکتر محمود احمدی نژاد راست راست برای خودش می گردد.

محمد باقر قالیباف از نامزدهای ریاست جمهوری که درپشت موتورهزار، تظاهرکنندگان سال ۸۸ را «چوب زنی» می کرد، سر از معامله ۲۰ هزار میلیارد تومانی شهرداری تهران و سپاه پاسداران در می آورد که بی اطلاع شورای شهر انجام شده است.

روزنامه نگار دیگری برای اجرای حکم به زندان می‌رود وهمکاران «روز» در تیتر زیبائی سرنوشت روزنامه نگاران ایرانی را ثبت می کنند: «شلاق، حکم آشنای حکومت برای روزنامه‌نگاران».

علی یونسی، وزیر اطلاعات اسبق که دستیار ویژه حسن روحانی در امور اقوام و اقلیت‌های دینی و مذهبی، می گوید: «عده‌ای اساسا نام بردن از حقوق اقلیت‌های مذهبی و دینی و اقوام را برنمی‌تابند».

و همه راهها به داعش می رسد. واشنگتن پست می نویسد: «اشتباه محاسبه سلیمانی، ایران را در چشم انداز فاجعه قرار داده است». روزنامه آمریکائی، سیاست خارجی آیت اله خامنه ای را که توسط سردار قاسم سلیمانی به اجرادر می آید، در چند خط خلاصه می کند: «عملیات بی رحمانه سلیمانی در سوریه، لبنان و سپس در عراق، اکنون تندروهای سنی عرب را به صحنه آورده  است.  این سردار با خطاهای مکرر خود فرصت های گرانبهایی را در مسیر حفظ منافع ایران از دست داد. اوبا تندروهای حکومت سوریه متحد شد، و اکنون آنها در عراق هم جاپای محکمی بازکرده اند، و با مشارکت میانه روها در دولت عراق مخالفت کرد و داعش اکنون دارد از آن بهره برداری می کند».

مجیدمحمدی – تحلیگر سیاسی- نقش آیت اله خامنه ای را در بر پائی جنگ شيعه و سنی يا جنگ اسلامگرايان شيعه و سنی، مورد بررسی قرار می دهد.

و نیکلاس برنز، دیپلمات پیشین و استاد دانشگاه هاروارد، در نشریه آمریکایی باستن گلوب،  وضعیت خاورمیانه امروز را ترسیم می کند: «خاورمیانه به نقطه انفجار می رسد».

هفته به پایان می رسد. سخنان وزیر ارشاد دولت روحانی و نامه سرگشاده چهار روشنفکر دینی، فشرده رویدادهای هفته رابادو تصویر عمومی همراه می سازد تابه این پرسش وزیر ارشاد:

ـ پس از ۳۵ سال چه کار کرده‌ایم؟

پاسخ داده شود.

علی  جنتی می گوید: «نگران آینده کشور، وضع اقتصاد، میلیون‌ها جوان بیکار که نمی‌توانند ازدواج کنند و نمی‌توانند مسکن بخرند هستیم که همه اینها ام‌الفساد است. سرقت در حال افزایش است، فساد اخلاقی زیاد شده، سن روسپیگری پایین آمده و بنیان خانواده دچار آسیب شده، که ناشی از همین مشکلات است… جامعه ما دچار دروغ و جوسازی‌های بی‌جهت شده است و اینها مایه نگرانی است».

عبدالعلی بازرگان، محسن کدیور، صدیقه وسمقی و حسن یوسفی‌اشکوری خطاب به آیت اله خامنه ای می نویسند: «راهی که شما عملا پیش گرفته‌اید و با نقض گسترده‌ قانون اساسی، کشور را با بحران‌های متعدد به پرتگاه استبداد مطلقه و حکومت خودکامه‌ شخصی سوق داده و قوای امنیتی ونظامی را به اتکای ارز نفتی، بر مقدرات شهروندان مسلط کرده‌اید».

خانم ها!آقایان!

روز آخرهفته، قاضی شرعی که پسرانش را اعدام کردو بسیار حکم «ممنوع التنفس» برای بیگناهان نوشت، چنان بی نفس می شود که گفتی هرگز نبوده است.

نودمین سال ترور شاعر آزادی میر زاده عشقی است که در نخستين اپراي ايراني، سرود:

اين خرابه ايران نيست ايران كجاست؟

آنچه من دیدم دراین قصر خراب

بد به بیداری خدایا یا به خواب؟

پادشاهان را همه اندوهگین

دیدم اندر ماتم ایران زمین

ننگ خود دانندمان اجدادمان

ای خدا دیگر برس بر دادمان


جدیدالاسلام، قدیم السلام

image

پارک ها را می خواهند گورستان کنند و برج ها را مسجد. خلافت اسلامی بیخ گوش جمهوری اسلامی یکشبه علم شده است و جدیدالاسلام هاوقدیم السلام ها بر ویرانه های «انقلاب اسلامی» کشاکشی دیگر را آغاز کرده اند. تیرماه ۹۳ به نیمه است و نخستین شعله های جنگ شیعه- سنی، هُرم هوا را تا آستانه جهنم شعله می زند.

هاشمی رفسنجانی- معروف به ستون انقلاب و شناسنامه نظام- که سال پیش درچنین ایامی صلاحیتش برای شرکت در انتخابات ریاست جمهوری ردشد، «موانع»را به دو بخش تقسیم می کند: «خارجی که هنوز رضایت نمی دهد ما آنچه که داریم، بتوانیم برای خودمان نقد کنیم و استفاده بکنیم. وداخلی، فرصت طلب ها و آنهایی که جدیدالاسلام هستند، الان اکثر انقلابیون ازمیدان بیرون کرده اند واز انقلاب زیاده خواهی می کنند.»

محمدنبی حبیبی، دبیرکل موتلفه اسلامی- حزب سراسری تجار رانت خوار- سخن رئیس مجمع تشخیص مصلحت در جلسه ای را به یادش می آورد که «من به همه گفته‌ام که سر سه موضوع نظام اسلامی، ولایت فقیه و شخص آیت‌الله خامنه‌ای با کسی معامله نمی‌کنم» وحضور «قدیم الاسلام ها» رابه رخ می کشد.

هفته ایست که «فرمایشات ملوکانه» در باره رهبران جنبش سبز نشان می دهد که همه راهها به خامنه ای ختم می شود. علی مطهری فاش می کندکه «مقام رهبری» یک تنه

در مقام قاضی القضات ودادستان وغیره و بدون انجام هرگونه محاکمه حتی «نمایشی و فرمایشی»، برای رهبران جنبش سبزحکم سنگین بریده اند. احمد جنتی که معروف است باخداوند متعال همشاگردی بوده و حالا همنشین رهبرجمهوری اسلامی است، پیشتر این حکم را «اعدام» اعلام کرده بود. آقای خامنه ای در کشوری که ظاهرا قوه قضائیه «مستقل» دارد، خود «ملاطفت» فرموده حکم را به «حصر خانگی» تبدیل کرده اند. یعنی اعدام را به «مرگ تدریجی» مبدل ساخته اند تا سرنوشت آیت اله منتظری، آیت اله شریعتمداری، احسان طبری و دهها نفر دیگر نصیب «نخست وزیر امام» و رئیس مجلسش هم بشود.

ظاهرا باید هاشمی رفسنجانی و دبیر کل موتلفه که سلفش – حبیب اله عسگر اولادی تازه مسلمان- می خواست آخر عمری از موسوی و کروبی «توبه» بگیرد، توضیح بدهند که کدامیک ازمعروفترین چهره های «انقلاب» که درگیربازی شوم اعدام- زندان هستند، «انقلابی»اند وکدامیک «جدید الاسلام» و «یا قدیم السلام»؟

و جدیدالاسلام وقدیم السلام ها و تازه مسلمان در میدان ترکتازی می کنند. کاظم صديقی٬ گریه کنان افسانه ای را در مورد پدر «طالبان شیعه» که به شیخ استبداد شهره است و درانقلاب مشروطیت بر دار آزادی شد، تکرار می کند: «پيکر فضل‌الله نوری پس از مرگ قرآن تلاوت می‌کرد.»

و از کشف جدیدی هم- البته بی ذکر منبع و ماخذ-ـ خبرمی دهد: «یافته‌های محققان آلمانی نشان می‌دهد که آیات قرآن با یکدیگر هماهنگی دارد و در تیمارستان‌های روسیه از قرآن برای «درمان» بیماران روانی‌ استفاده می‌شود».

یک روحانی- دکتر متخصص «جن» که ولی‌اله نقی‌پورفر نام دارد و استاد حوزه ودانشگاه هم هست، در شبکه سوم تلویزیون دولتی مدعی شود:» اسرائیل درصدد نفوذ در سازمان های اطلاعاتی ایران، حزب الله و حماس با استفاده از جن بوده است».

ودرست درهمین گیر و دار، خلافت اسلامی در عراق اعلام موجودیت می کند: «شورای دولت اسلامی اسلامی تصمیم گرفته است تا خلافت اسلامی را تاسیس و یک خلیفه را برای حکومت مسلمانان تعیین کند».

خلیفه داعش که ابوبکر البغدادی باشد، در پیامی صوتی از تمام مسلمانان جهان می خواهد تا سلاح به دست بگیرند و به مرکز این خلافت در عراق مهاجرت کنند. هدف از میان بردن مرزهای استعماری و استقرار حکومت اسلام بر زمین است. دارد حنای سی وچند ساله «نظام مقدس» بد جوری بیرنگ می شود که همین شعارها را دستمایه نابودی ایران کرده است.

احمد خاتمی، یکی از «امامان جمعه» همیشه موقت که کسی نمی داند «جدید، قدیم و یا تازه» اسلام است، برای حل مشکل وارد صحنه می شود و کسانی را که زیر پرچم های سیاه منقش به «الله اکبر» بخش بزرگی از عراق را فتح کرده اند، لباس بی دینی می پوشاند: «داعشی‌ها لاییک هستند و دینی ندارند. داعش جنایت‌کار است و فرماندهان آن‌ها نیروهای وفادار به صدام هستند که هم شیعه و هم سنی را می‌کشند. آن‌چه در عراق می‌گذرد مطلقا دعوای شیعه و سنی نیست».

حسن فيروزآبادی ـ که بدون رعایت هیچ معیاری توسط آیت اله خامنه ای فرمانده قوای نظامی اسلامیون شده-ـ حتما برای اثبات اینکه » مطلقا» دعوایی بین شیعه و سنی نیست، به مقام‌های عربستان سعودی نسبت به عواقب اجرای حکم اعدام يک روحانی شيعه در اين کشور هشداری کم سابقه می دهد: «اجرای حکم اين روحانی شيعه برای عربستان بسيار سنگين خواهد بود».

شيخ نمر باقر النمر که حکم اعدامش یکی از بالاترین مقامات نظامی «نظام» رابه تهدید عربستان واداشته، سال‌ها در ايران و سوريه به تحصيل علوم مذهبی پرداخته و به اعتقاد مقام‌های سعودی به» مجری» سیاست های جمهوری اسلامی در عربستان تبديل شده است.

حسین امیر عبداللهیان معاون عربی و آفریقای وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی که سر و برش به تازه اسلام ها می برد، مخالفت «نظام» با تجزیه عراق را اعلام و می فرماید: «به پس مانده های صدام و تروریسم تکفیری اجازه داده نخواهد شد که امنیت عراق و منطقه را به مخاطره اندازند. رهبران فهیم اقلیم کردی عراق سودای خودمختاری ندارند و به قانون اساسی کشور پایبند هستند».

اهل فن یاد آور می شوند: اقلیم کردستان عراق از خودمختاری برخوردار است. و مسعود بارزانی که نه تنها از «رهبران فهیم اقلیم کردستان عراق» بلکه، «رئیس اقلیم کردستان عراق» است، می گوید: «عراق عملا تجزیه شده است. حالا من و مردم هستیم که در باره استقلال تصمیم می‌گیریم. ما ظرف چند ماه آینده، در این مورد همه‌پرسی برگزار خواهیم کرد».

«رهبر فهیم» ایران که بی نیاز ازهرنوع همه پرسی، آش هسته ای راروی اجاق سرنوشت ایران بار گذاشته، حالا که یک وجب روغن روی دیگ ایستاده است، تیم مذاکره کننده به سرپرستی محمدجواد ظریف را برای دورجدید مذکرات روانه وین می کند. دیگرکسی نیست که نداند که «کلمه به کلمه» مذاکرات به اطلاع آیت اله خامنه ای رسانده می شود و لب از لب بی اذن ایشان نمی جنبد. وزیر امور خارجه مقام رهبری پیش از ترک تهران پیام ویدئوئی چند زبانه وچند منظوره ای را منتشرمی کند که روح اندیشه و حتی واژگان آیت اله خامنه ای درآن جاری است. از امروز( پنجشنبه) ۱۹ روز به پایان ۶ ماهه توافق ژنو باقی است. پیام از «فرصت استثنایی» برای پایان دادن به «بحران غیرضروری» پرونده اتمی و «رسیدگی به چالش های مشترک» همچون «اتفاقات هولناک عراق» خبر می دهد و با این اخطار پایان می گیرد: «وقت کشی به امید گرفتن امتیاز از ایران در لحظات آخر مذاکرات نمی تواند نتیجه ای بهتر از سال ۸۴ بدهد.»

در این سال مذاکرات درآستانه توافق، شکست خورد. محمد جواد ظریف تا به وین می رسد، واژگان مد روز را در جمله ای شعاری جا می دهد: «تهران «زیاده خواهی» را نخواهد پذیرفت».

معلوم می شود «زیاده خواهی» از «انقلاب» مد روز است. همه از مسلمان و کافر مشغولند.

جان کری، وزیر خارجه آمریکا، پیشتر جواب این شعار را داده بود: «شکاف‌های موجود در مواضع طرفین به خاطر تقاضاهای بیش از اندازه از جانب ما به‌ وجود نیامده‌اند و شش قدرت جهانی تا حد ممکن از خود انعطاف نشان داده‌اند.»

ویلیام هیگ، وزیر خارجه انگلستان، در لحظه نود، می گوید: «بریتانیا، هرتوافقی با ایران را نخواهد پذیرفت و توافق مناسب، مشروط به اطمینان یافتن از عدم دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای است».

غروب چهار شنبه است. دور ششم مذاکرات هسته‌ای، میان محمدجواد ظریف، کاترین اشتون، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا، و ویلیام برنز، معاون وزیر خارجه آمریکا، آغاز شده است.

واشینگتن‌پست از قول جان کری می نویسد: «ایران هنوز نتوانسته است صلح‌آمیز بودن کامل برنامه هسته‌ای‌اش را نشان دهد».

تیم مذاکره کننده که لابد بعدا معلوم خواهد شد که «جدیدالاسلام» هستند و یا «قدیم السلام» درباره جزئیات توافقی بحث می کنند که ملت ایران کاملا از آن بی خبر است. مقام رهبری یک تنه بریده و دوخته اند و حالا از پشت پرده دارند جامه سرنوشت مردم ایران را زیر و رو می کنند.

تیرماه ۹۳ به نیمه می رسد. مذاکرات سرنوشت ساز اتمی در جریان است. منطقه درآغاز بالکانی شدن است. داعش در گرما گرم نبرد پنهان ترکیه و جمهوری اسلامی برای احیای دوران های عثمانی و صفوی، خلافت اسلامی را رسما وارد محاسبات منطقه کرده است. ترکیه هشیارکه تجزیه عراق به سود اوست، در پذیرش استقلال کردستان دست به چرخشی تاریخی می زند.

در تابستانی سوزان، گفتی همه تاریخ بار دیگر آغاز شده است. «نظام» در این میان چه خواهد کردو ایران رابه کجا خواهد برد؟

خانم ها! آقایان!

دیگرتابستان است.

مهرانگیزکار می نویسد: «بیم آن در بین است که دستجاتی از ریشه های فکری «بوکوحرام» و «داعش» که هم اکنون با ابزار دموکراسی همان ریشه های فکری را در مجلس و شورای عالی انقلاب فرهنگی و نهادهای قضائی و انتظامی و نظامی و امنیتی، نمایندگی می کنند، قید و بندهای ظاهری را پاره کنند و به جان مردمی بیافتند که در برابر شیوه های عصر حجرشان، ایستادگی می کنند».

و سعدی شیراز گوئیا این تابستان را پیش بینی کرده بود:

آن ماه که گفتی ملک رحمانست

این بار اگرش نگه کنی شیطانست

رویی که چو آتش به زمستان خوش بود

امروز چو پوستین به تابستانست

 

وازکتومی، توبکتومی و ساپورت

image

«نظام مقدس» همه مسائل داخلی و خارجی، گذشته و آینده را حل کرده، فرهنگ» ناب محمدی» را به جهان صادرفرموده و تنها مانده سه مساله کوچک که همه هم به اسافل اعضاء مربوط می شود واین هفته در دستور کار قرار می گیرد:وازکتومی، توبکتومی وساپورت.

مذاکرات اتمی روی هواست. داعش همچنان بیخ گوش ایران می تازد وجهان از خطر تجزیه عراق سخن می گوید. «نمایندگان محترم مردم» اما حواسشان جای دیگر است. دارند تصاویر بانوان ساپورت‌پوش را ازمونیتورمجلس نگاه می کنند. واکنش و همهمه چنان صحن علنی مجلس را می گیرد که علی مطهری شوخی اش گل می کند: «به نظر می‌رسد دوستان از دیدن این تصاویر به وجد آمده‌اند».

فرزند «شهید مطهری» که گاه وبیگاه هم جامه قهرمانی به او می پوشانیم، در رابطه با «ساپورت» خانم ها حرف هایی می زند که سیمای مترقی ترین چهره های مجلس را روشن می کند: «اگر دختری در سن ۱۷، ۱۸ سالگی ازدواج کند، طبیعتا دیگر با ۱۰ پسر هم کوه نمی‌رود ونه شوهرش اجازه می‌دهد ونه خودش این کار را می‌کند. اصلا طبیعت زن هم میل به خودنمایی و تبرج دارد و این منهای تربیت دینی است و در طبیعت زن وجود دارد. دولت اسلامی مکلف به برخورد با گناه آشکار در جامعه است. دولت باید «ساپورت» را غیرقانونی اعلام و با آن برخورد قانونی کند. بنابراین اگر دولت این موضوع را رها کند، بنیاد خانواده آسیب می‌بیند».

وزیر کشوربابت «ساپورت» از مجلس «به وجد» آمده کارت زردمی گیرد و مشکل وازکتومی و توبکتومی هم با تعیین مجازات زندان حل می شود و باین ترتیب مشت محکم دیگری بر دهان استکبار می خورد.

هنوز مشت محکم مجلس کاملا فرودنیامده که انتشار دو آمار جدید، از دستاوردهای سی و چندساله «نظام مقدس» درحفظ بنیاد خانواده پرده بر می دارد.

دفتر مطالعات حقوقی مرکز پژوهش‌های مجلس رسما اعلام می کند که سن روسپیگری در «ام القرای اسلام» به پانزده سال رسیده است. روزنامه شرق زنگ خطر را بصدا در می آورد: «سن روسپیگری در ایران طی دهه‌های ۵۰ و ۶۰ خورشیدی ۳۰ سال بوده است. بر پایه گزارش‌های رسمی، تهران و مشهد بیشترین زنان روسپی را نسبت به سایر شهرهای ایران دارند.»

حبیب‌الله مسعودی فرید، مدیر کل امور آسیب‌دیدگان اجتماعی سازمان بهزیستی ایران، می گوید: «شماری از روسپیان، نه به خاطر فقر مطلق، بلکه برای به دست آوردن درآمد بیشتر به روسپیگری روی می‌آورند و این موضوع بیانگر به صدا درآمدن زنگ خطر برای جامعه ایران است».

بیش از ۴ هزار متخصص پزشکی کشور از «سونامی ‏سرطان» ناشی از «تحفه استعماری» مصرف قلیان خبر می دهند: «ایران ‏بالاترین ‏روند رشد ابتلا به سرطان را در ‏دنیا دارا است. ۳۰ درصد مرگ های ناشی از سرطان، مستقیما با ‏دخانیات در ارتباط است. آخرین آمار منتشر شده از سوی وزارت بهداشت نیز ‏گویای آن است که ‏‏۱۵ درصد جوانان ۱۳ تا ۱۵ سال در کشور مصرف ‏کننده قلیان هستند».

«نمایندگان محترم» مجلس و «مقام معظم» گوششان به این حرفها نیست، سرگرم حل مسائل مهمتری هستند. بایک نشست و برخاست، سه مشکل وازکتومی، توبکتومی و ساپورت، یکجا حل می شود. «مقام معظم رهبری» سرگرم شنیدن «کلمه به کلمه» مذاکرات بازبه بن بست رسیده پرونده اتمی هستند. حسن ظریف، همان «قهرمان» که با ریش پرفسوری آمد تا ایران را نجات بدهد، حالابا ریش ولباس فرم «نظام» گزارش دقیقی می دهد. وزیر خارجه، هرچند کلمه ای از محتوای مذاکرات رابا مردم درمیان نمی گذارد، اما تصمیم گیرنده اصلی و نهایی را آشکارتر از همیشه نشان می دهد: «رهبر جمهوری اسلامی در جریان تمامی جزئیات مذاکرات هسته‌ای است. هر آنچه درمذاکرات بحث می‌شود، با جزئیات خدمت ایشان گزارش می‌شود وتیم مذاکره‌کننده خود را ملزم به اجرای دقیق سیاست‌های نظام و نقطه نظرات رهبری می‌داند».

نادر فریدونی «عضو شورای مرکزی فراکسیون اصولگرایان مجلس» حرف وزیر خارجه را دقیق ترمی کند: «ظریف صراحتا اعلام کرد که در مذاکرات خطوط قرمز و توصیه‌های رهبری را کاملا رعایت خواهیم کرد و به آمریکایی‌ها نیز گفته‌ایم که کلمه به کلمه مذاکرات را رهبر ما استماع خواهد کرد، پس بی‌ربط صحبت نکنید».

بهمن‌ماه سال گذشته نیز حمید بعیدی‌نژاد، عضو تیم مذاکره‌کننده هسته‌ای، اعلام کرده بود که مذاکرات هسته‌ای با ۱+۵ «جزء به جزء» به رهبر جمهوری اسلامی گزارش می‌شود.

مقام رهبری که درواقع از طریق واسطه با «شیطان بزرگ» در حال گفت وگو است، وباید بعد از شنیدن «کلمه به کلمه» مذاکراتی که حتی یک کلمه آن هم به اطلاع مردم رسانده نمی شود، تکلیف راروشن کند؛ فعلا در حال حل کردن مشکل داعش است که حاصل سیاست خارجی ایشان است. طبق معمول با تغییر صورت مساله، موضوع»ظاهرا» حل و فصل می شود: «بحران عراق نه نتیجه جنگ شیعه و سنی بلکه ناشی از دعوای میان موافقان و مخالفان استقلال عراق است».

کیهان تهران که سردبیر بازجویش یکراست از «بیت» خط می گیرد، هسته مرکزی این «تحلیل ملوکانه» را روشن می کند: اسد ماند، مالکی هم می ماند. رسانه‌های حکومتی هم با تاکید بر نقش آمریکا در تحولات اخیر عراق، عربستان و اسرائيل «دست نشانده» را متهم به جنگ نیابتی و ایجاد ناآرامی در عراق می کنند.

روز آخرهفته برای «نگاه هفته»- چهارشنبه، – نوری المالکی تاکيد می کند که با تشکيل «دولت نجات ملی» مخالف است و در رياست دولت عراق برای سومين دوره پیاپی باقی می ماند. حرف هایی که نخست وزيرعراق می زندومو به مو با مواضع کیهان می خواند، نشان می دهد کسانی که می گویند او «دست نشانده» تهران است حق دارند یانه: «اهداف پنهان و خطرناکی که پشت تلاش‌های صورت گرفته برای تشکيل آن‌چه دولت نجات ملی می‌نامند، بر کسی پوشيده نيست. اين مسئله تلاشی از سوی قانون شکنان است که می‌خواهند تجربه نوپای دموکراسی را در عراق از ميان ببرند و آرای شهروندان را مصادره کنند».

تحلیلگران مستقل، رد پای نظام را درعراق دنبال می کنند وظهورداعش را ناشی از سیاست «فرقه» ای جمهوری اسلامی، – به ویژه در دوران رهبری آیت اله خامنه ای- ارزیابی می کنند. بحران عراق و مواضع متناقض کانون‌های قدرت در ایران مورد بررسی قرار می گیرد. زمینه تاریخی تحولات عراق زیر ذره بین می رود. جایگاه مذهبی داعش روشن و دقیق می شود. ایران و تلخی‌های وداع با عراق وارد مباحث می شود و روی مساله ایران و داعش تمرکزمی یابد. و همه مباحث از موضع منافع ملی ایران به دو محور می رسد:

الف – آینده عراق بر محور سه سناریوی محتمل: ۱- تجزیه‌‌ عراق به سه بخش کرد و شیعه و سنی: بدترین سناریو. محتمل‌ترین. 2- دیکتاتوری شیعه مشابه ایران در دست‌ حکومت ایران. 3- دولت دموکراتیک ائتلافی و همگرا: بهترین سناریو. کمترین احتمال.

ب- شیوه معقول برای حفظ منافع ملی ایران: «تعقیب منافع ملی ایران و ملاحظات جنبش دموکراسی خواهی منفعتی در حمایت از دولت مالکی ندارد، بلکه شایسته است بر ضرورت تشکیل دولتی فرا فرقه ای و فراگیر در عراق تاکید نماید تا سه ضلع جامعه عراق یعنی سنی ها، شعیان و کرد ها بتوانند با برخوداری از حقوق برابر به خوبی و مسالمت در کنار هم زندگی کنند. پایبندی به الزامات دموکراسی در عراق خط فاصل و مرز جدا کننده جنبش دموکراسی خواهی ایران و جمهوری اسلامی در عراق است. برای جنبش حفظ مالکی و یا نمایندگان مجس اعلا، حزب الدعوه و گروه مقتدی صدر موضوعیت ندارد، بلکه خواست مردم عراق و پذیرش تکثر گرایی مهم است.»

تابستان داغ دیگری آغاز شده است وخطری هولناک درهمسایگی ایران، امروز عراق و فردای ایران را درمعرض تجزیه قرارداده است. گروهی بر بستر میل کُشنده به «قهرمان «، مدال سردارملی بر سینه کسانی می زنند که ازآفرینندگان اصلی این خطرند. وگروهی در فیس بوک می نویسند: «امروز سالگرد سی ام خرداد سال ۸۸ است، داعشی های سال۸۸ برای ما شده اند سردار ملی!»

علی جنتی هم موضع خودرا بیشتر شفاف می کند:» ماهیت فیلترینگ مورد قبول همه است، اما درباره جزئیات آن اختلاف وجود دارد. نباید وضعیت را به‌ گونه‌ای رقم بزنیم که شبکه‌های اجتماعی فقط محلی برای تاخت و تاز سکولارها باشد».

در شبی که تیم ملی فوتبال می بازد تاکورسوی شادی هم خاموشی بگیرد، یکی ازاولین و معروف ترین «چماقدار» ان جمهوری اسلامی، حرف هایی می زند که حتی آغاز جیره بندی آب در تعدادی از شهرها راهم بدست فراموشی می سپارد. هادی غفاری، فرمایش می فرماید: «من با استبداد نعلین به شدت مخالفترم تا با استبداد چکمه. این موضع سیاسی من است آن را پنهان هم نمی کنم. من می دانم این حرف که منتشر می شود برای من گران تمام مي شود اما به جد می گویم که استبداد نعلین و استبداد عمامه بسیار خطرناک تر از استبداد چکمه و کلاه قزاقی و رضاخانی است».

خانم ها! آقایان!

درروزهای مبارزه بی امان «نظام مقدس» با وازکتومی، توبکتومی و ساپورت، این شعر ایرج میرزا عجیب به دل می نشیند:

در سردر کاروانسرایی تصویر زنی به گچ کشیدند

ارباب عمایم این خبر را از مخبر صادقی شنیدند

گفتند که واشریعتا، خلق روی زن بی نقاب دیدند

آسیمه سر از درون مسجد تا سردر آن سرا دویدند

ایمان و امان به سرعت برق می‌رفت که مومنین رسیدند

این آب آورد و آن یکی خاک یک پیچه ز گِل بر او بُریدند

ناموس به باد رفته‌ای را با یک دو سه مشت گل خریدند

چون شرع نبی از این خطر جست رفتند و به خانه آرمیدند

غفلت شده بود و خلق وحشی چون شیر درنده می‌جهیدند

بی پیچه زن گشاده رو را پاچین عفاف می‌دریدند

لب‌های قشنگ خوشگلش را مانند نبات می‌مکیدند

بالجمله تمام مردم شهر در بحر گناه می‌تپیدند

درهای بهشت بسته می‌شد مردم همه می‌جهنمیدند

می‌گشت قیامت آشکارا یکباره به صور می‌دمیدند

طیر از وَکَرات و وحش از جُحر انجم ز سپهر می‌رمیدند

این است که پیش خالق و خلق طلاب علوم روسفیدند

با این علما هنوز مردم از رونق ملک ناامیدند

 

این سایت جدید شماست؟ برای فعال‌سازی ویژگی‌های مدیریتی و رد کردن این پیام، وارد شوید.
وارد شدن