لجبازی، عشق و نفرین

image

پائیز به نیمه نرسیده، سیاه زمستان روزگار نکبت احمدی نژادی، باز برایران پرده عزا می گسترد.

پائیز به نیمه نرسیده، سیاه زمستان روزگار نکبت احمدی نژادی، باز برایران پرده عزا می گسترد.در محرمی دیگر، تصویر مامور اطلاعاتی و مقتول پرونده تجاوز بر بالای علم عزای امام سومین شیعیان جا می گیرد و پرونده مبهم زنی که بعد از هفت سال زیستن زیر سایه مرگ سرانجام اعدام شد، بسته می شود.شاه ستون علم محرم در دستان بازجوی مشهوری است که در حساس ترین لحظات مذاکرات، انتشار پاورقی»چرا امام حسين (ع) با يزيد مذاکره نکرد؟» را در دستور کارروزنامه ضد ملی کیهان قرار می دهدتافرجام کارهسته ای را پیشاپیش اعلام کند.

دکتر حسن روحانی که می گفت «حقوقدان است نه سرهنگ»، در برابر سعید جلیلی رای آورد.جلیلی که نماد خشونت بود، درست در همین ایام با شمشیرآخته برای موسوی و کروبی از خلوت شورای عالی امنيت ملی – در نقش نماینده رهبر- به صحنه آشکار سیاست روز، بازمی آید: «بارسيدگی به اتهامات سران فتنه حقيقت و عدالت بيشتر روشن می‌شود. آنهاظلم بزرگی در حق جمهوری اسلامی ایران کرده‌اند.نه یک روز نه دو روز بلکه یک سال و هشت ماه فتنه‌انگیزی خود را علیه نظام انجام دادند.آنهاهمزمان با تظاهرات و تحولات در چند کشور خاورمیانه خواستند که فتنه جدیدی را شکل دهند و جمهوری اسلامی را کنار حسنی مبارک قرار دهند و دوباره به نظام هزینه جدیدی تحمیل کنند».

هفته پیش احمد جنتی «امام خمینی و موسولینی» رادر کنار هم نشانده بود، این هفته سعید جلیلی «امام خامنه ای و حسنی مبارک» را همکاسه می کند.رئیس تیم مذاکره کننده پیشین در پرونده هسته ای به فراخوان میر حسین موسوی و مهدی کروبی برای برگزاری تظاهرات در روز ۲۵ بهمن سال ۱۳۸۹ برای همبستگی با مردم کشورهای مصر و تونس اشاره دارد که در «بهار عربی» علیه رهبران خود تظاهرات کرده بودند.

در حالی که هنوز دادگاهی برای رسیدگی به اتهام‌ها علیه رهبران اعتراض‌های سال ۸۸ تشکیل نشده است، نماینده «مقام معظم» میرحسین موسوی و مهدی کروبی را «مجرم» می خواند.

علی افشاری – تحلیل گر سیاسی- «تمدید مذاکرات را محتمل‌ترین فرجامِ» دور کنونی مذاکرات هسته ای می داند و به تجدید «رویکرد زمان جلیلی» اشارت می دهد: «عملکرد تیم هسته‌ای ایران بعد از توافق موقت ژنو تغییر چشمگیری داشته و به رویکرد زمان جلیلی نزدیک شده است. در این دوره نقش عباس عراقچی که از دیپلمات‌های وابسته به رهبری و اصول گرایان افراطی است به نحو ملموسی افزایش یافته است. البته شیوه و عملکرد آنها متفاوت است اما اهداف و محتوا تقریبا یکی است. سیاست ایران در مذاکرات معطوف به توافق جامع سرسختی در برداشته شدن یکپارچه تحریم‌ها و عدم انعطاف در ارائه امتیازات بیشتر از اقدام مشترک شش ماهه ژنو است».

در واکنش به «تذکر» یک نماینده اصول‌گرای مجلس، سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی، «حصول توافق ضمنی هسته‌ای» بین هیات ایرانی و هیات آمریکایی در مذاکرات اتمی و «عدم رعایت خطوط قرمز نظام» از سوی تیم مذاکره‌کننده ایران را تکذیب و تاکید می کند: «تاکنون هیچ توافقی در هیچ موضوعی نشده است».

به نظر می رسد شلیک تیر آخر در «بن بست خامنه ای» به مجید تخت روانچی- عضو ارشد در تیم مذاکره‌کننده اتمی – سپرده شده است: ««طبقه‌بندی» و لغو « پله‌پله» تحریم‌ها مورد قبول جمهوری اسلامی نیست و غرب باید تحریم‌ها علیه ایران را یک‌جا بردارد».

اتم در ژنو و اسید در اصفهان، هستی ملی رابه بازی گرفته است. مردم در اعتراض به اسید پاشانی که دختران بیگناه را هدف گرفته اند، به خیابان می آیند.اسید پاشان آزاد می گردند و روزنامه نویسان و معترضان دستگیر می شوند. و صد البته کسی به این پرسش نرگس محمدی جواب نمی دهد: «اسیدپاشی مخل اسلام است یا اعتراض به اسیدپاشی؟»

روز آخر هفته سیستم عریض طویل امنیتی که معلوم است قصد معرفی و دستگیری اسید پاشان را ندارد، به ترفند همیشگی متوسل می شود.حسین حسین زاده، جانشین فرمانده نیروی انتظامی اصفهان غروب چهارشنبه می گوید: «در حاشیه تجمع اخیر مردم اصفهان در اعتراض به اسیدپاشی، شماری از اعضا ی «منافقین»، سلطنت طلب ها و ضدانقلاب دستگیر شدند. گره زدن اسیدپاشی به امر به معروف و نهی از منکر، از سوی دشمنان سازماندهی شده و «باهدف» بود. در حال حاضر بیش از ۹هزار کانال رادیویی و ۱۸هزار شبکه ماهواره ای علیه ارزش های اسلامی در حال فعالیت هستند».

فرمانده نیروی انتظامی هم در باره تصویر منتشره در باره یک » متهم احتمالی» خبر می دهد. هنوز ساعتی نمی گذرد که کوس رسوایی «سربازان بدنام امام زمان» باز هم از بام می افتدو معلوم می شود «اسید پاش کرواتی» کسی نیست جز دکتر علی جلالی مدرس و ممیز بین المللی استاندارد ودبیر انجمن علمی استاندارد ایران.

محمدجواد لاریجانی، دبیر ستاد حقوق بشر قوه قضاییه جمهوری اسلامی، که کارش ازرسوایی گذشته است، پای ندارا به میان می کشد: «شاید اسیدپاشی کار کشورهایی باشد که در قتل ندا آقاسلطان دست داشتند. در فتنه ۸۸ دیدیم ندا آقاسلطان را کشتند و قاتل وی امروز در انگلستان به سر می‌برد».

هفته ایست که بازهم پرونده حقوق بشر جمهوری اسلامی درسازمان ملل مطرح است. درویس، رئیس کمیته روابط خارجی مجلس نمایندگان آمریکا، با اشاره به تازه‌ترین گزارش سازمان ملل در مورد وضعیت حقوق بشر در ایران، می‌گوید حکومت ایران در زمان ریاست‌جمهوری حسن روحانی، همچنان به شکل عمیقی به نقض حقوق شهروندان خود می‌پردازد.

ديده‌بان حقوق بشر از حکومت جمهوری اسلامی می خواهد تا به آزار نسرين ستوده، وکيل و فعال حقوق بشر، پايان و به او اجازه دهد مخالفت مسالمت آميز خود را ابراز کند.

امید کوکبی، فیزیکدان ایرانی که در زندان اوین به سر می‌برد، از سوی انجمن غیردولتی پیشبرد علوم آمریکا (AAAS)، به عنوان برنده جایزه «آزادی و مسئولیت‌پذیری علمی» انتخاب می شود.

امید کوکبی، فیزیکدان و نخبه ایرانی، فارغ‌التحصیل دانشگاه شریف و دانشجوی مقطع فوق دکترای فیزیک اتمی در دانشگاه تکزاس آمریکا، در ۱۰ بهمن‌ماه ۱۳۸۹ در فرودگاه امام خمینی و به‌هنگام ترک کشور بازداشت شد.او پس از ۱۵ ماه، سرانجام دراردبیهشت‌ماه ۹۱، به اتهام «ارتباط با دولت‌های متخاصم» و «کسب درآمد نامشروع» به ده سال حبس محکوم گردید.

هفته اول آبان به پایان می رسد.محمود نیلی احمدآبادی، گزینه پیشنهادی جدید حسن روحانی، برای تصدی وزارت علوم، با ۱۶۰ رای مخالف، پشت در این وزارتخانه می ماند. حسن روحانی، درجلسه علنی مجلس در دفاع از وزیر پیشنهادیش می گوید: «ملت نه فاصله را می‌پسندد و نه خدای ناکرده لجبازی را می‌پسندد.این دولت اهل لجبازی نیست».

و اسامی ۷۵۰ بورسیه غیر قانونی منتشر می شود. نام فرزندان سران «نظام» در میان این افراد، دری تازه به تاریکخانه قدرت و چپاول می گشاید: منصوره مصلحی (دخترحیدرمصلحی وزیر سابق اطلاعات)، حنانه سادات صفوی (دخترسید یحیی رحیم صفوی فرمانده سابق سپاه پاسداران و دستیار ارشد رهبر ایران)، محمد آقاسی (داماد یحیی رحیم صفوی)، حسن اشتری (فرزند سردارحسین اشتری جانشین فرمانده نیروی انتظامی)، زهرا موسوی گرکانی (فرزند آیت‌الله موسوی گرکانی رئیس دیوان عالی کشور)، سید نظام موسوی (مدیرعامل خبرگزاری فارس)، محسن پیرهادی (عضو کنونی شورای شهر)، مهدی پیرهادی (داماد حمیدرضا ترقی عضو شورای مرکزی حزب موتلفه اسلامی)…

خانم ها! آقایان!

عبدالله حاجی صادقی، جانشین نماینده ولی فقیه در سپاه –همین دیروز- فرمایش فرموده اند: «اسلام تنها «عشق» نیست٬ بلکه «مرگ» و «نفرین» هم دارد».

حاج آقا این مطلب را در واکنش به اظهارات «روشنفکرانی» بیان کرده اند که به گفته حضرتشان معتقدند اسلام تنها «عشق» است ودر رد این اظهارات از «زیارت عاشورا» مثال آورده اند که تنها ۳۰ بار دشمنان امام حسین را «لعن» کرده است.

بیهوده نیست که در این شب دیجور پائیزی کسی عشق را از زبان احمد شاملو می خواند:

همه

لرزش دست و دلم

از آن بود که

که عشق

پناهي گردد،

پروازي نه

گريز گاهي گردد.

آي عشق آي عشق

چهره آبيت پيدا نيست

***

و خنکاي مرحمي

بر شعله زخمي

نه شور شعله

بر سرماي درون

آي عشق آي عشق

چهره سرخت پيدا نيست.

***

غبار تيره تسکيني

بر حضور ِ وهن

و دنج ِ رهائي

بر گريز حضور.

سياهي

بر آرامش آبي

و سبزه برگچه

بر ارغوان

آي عشق آي عشق

رنگ آشنايت پيدا نيست

تگ هوشنگ اسدی

بازگشت به صفحه اول

advertisement

advertisement

advertisement

advertisement

advertisement

advertisement

advertisement

advertisement

موسيليني و امام

image

پاییز به حیرت تمام ماه نخست خودرا وامی گذارد و از سرزمینی می گذرد که…

پاییز به حیرت تمام ماه نخست خودرا وامی گذارد و از سرزمینی می گذرد که «داعش شیعه» در «مهرماه» به صورت زنان بیگناهش اسیدمی پاشد و مقاماتش برای فوت مرد کهنسالی دو روز عزای ملی اعلام می کنند که ماهها پیش از جان دادن، مُرده بود. سرزمینی که کارگرانش که درتهران و ساری برای گرفتن حقوق خود تجمع می کنند و رهبر نظامش هدیه بزرگ نظامی را تقدیم رئیس جمهور لبنان می کند. و درست در روز آخرماه «مهر» الگوی ماشین اعدام نظام که ازسی و چند سال پیش بی وقفه در کاراست از زبان یکی از سران نظام- معروف به همشاگردی خدا- رونمایی می شود.

سخنان احمد جنتی دریچه‌ای برای فهم منشا خشونت‌طلبی و صدور حکم اعدام در دستگاه قضایی جمهوری اسلامی است: «بر سر این عوامل -موسوی و کروبی- منت گذاشته شده است؛ اگر بنا به محاکمه اینها بود،هیچ قاضی عادل و آگاهی جزء حکم اعدام برای آنها صادر نمی‌کرد؛ در هیچ کشوری با افرادی که در مقابل نظام می‌ایستند (نه در مقابل رئیس جمهور یا وزیر یا قاضی بلکه در مقابل نظام ایستادند) این گونه رفتار نمی‌شود؛ بنابراین منت سرشان گذاشتند و به هر دلیل که هر اسمی رویش بگذارند از جمله به دلیل لطف و مهربانی اسلامی تخفیف قائل شدند. و الا هر جای دیگر اینها را در جا اعدام می‌کردند.

زمانی که ما در دادگاه انقلاب فعالیت می‌کردیم، بعضی را شک می‌کردیم که باید اعدام کنیم یا نه امام (ره) می‌فرمودند در خصوص کسی که جرم او مسلم است نباید معطلش کرد؛ زمانی که موسولینی را به دادگاه آوردند قاضی پرسید اسمت چیست جواب که داد دستور اعدام او را صادر کردند چرا که جرم وی مسلم بود؛ تنها نیاز به شناسایی بود که فرد را اشتباهی نیاورده باشند. نظر امام این گونه بود. این گونه باید‌‌ همان موقع اعدام می‌شدند اما نشدند.»

موسولینی – رهبر فاشیست های ایتالیا و متحد هیتلر- سر از گور تاریخ بر می کشد ودر کنار»امام راحل» می نشیند. پدیده ای که تحت عنوان احمد جنتی، ماشین اعدام و قضات صفر کیلومتر مورد بررسی موشکافانه علی افشاری قرار می گیرد.

پروژه خانمانسوز و ایران بر باد ده» هسته ای» هنوز در بن بست گفت و گوی دیگری دروین است و مجله آمریکایی تایم، پرتو تازه ای بر»درد سر اصلی ایران و آمریکا»می اندازد وولی فقیه دوم راچنین در منظر می گذارد:» در کشاکش مذاکرات هسته‌ای ایران جمهوری اسلامی باغرب نگاهها نه به نیویورک و وین که به تهران و جایی است که آیت‌الله علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، به یک اشاره می‌تواند روند امور را تغییر دهد. فردی که حرفش فصل‌الخطاب است و فارغ از هر آنچه دیپلمات‌های کت و شلوار پوشِ محله منهتن بگویند از تهران واشینگتن را به باد انتقادهایش گرفته، مردی که هیچگاه ایران را ترک نمی‌کند و به ندرت با مقام‌های غربی سخن می‌گوید: آیت‌الله علی خامنه‌ای. اینک، ده ماه پس از آغاز گفت‌وگوهای هسته‌ای کاملاً مشخص است که آیت‌الله خامنه‌ای مشکل اصلی آمریکا در این راه است. گری سیمور، از مشاوران کلیدی امور مربوط به سیاست هسته‌ای ایران در دولت اوباما در گذشته، بصراحت گفته بود: «رهبر جمهوری اسلامی آماده پذیرش خواست‌های ما نیست. اگر روحانی به راستی می‌توانست تصمیم‌گیری کند، به باور من رسیدن به توافق شدنی می‌بود. اما تصمیم‌گیرنده نهایی رهبر است.» شاید روحانی و ظریف به واقع دنبال کاستن از ظرفیت هسته‌ای کشور در مقابل پایان تحریم‌های اقتصادی باشند. اما این هر دو در نهایت پاسخگوی رهبر هستند و کلام آخر با شخص خامنه‌ای است. از دیگر سو خامنه‌ای نیز از ایالات متحده بیزار است و بی‌اعتماد به کاخ سفید».

بحث اصلی هفته آخر ماه نخست پاییز جو اسیدی اصفهان و حمله باآب معدنی است که حتی مذاکرات هسته ای را تحت الشعاع قرا رمی دهد. نشریات جهانی از موج اسیدپاشی و بازگشت حجاب اجباری گزارش می دهند. و خاطره قتل های محفلی وزنجیره ای که توسط نیروهای امنیتی»نظام» سازمان داده شده بود، به اذهان بر می گردد.

نسرین ستوده که تحصن او د رمقابل کانون وکلا با هجوم ماموران امنیتی روبرو می شود، می گوید:» طرح آمران به معروف هنوز در مجلس تصویب نشده که ما شاهد این چنین تبعاتی هستیم. گسیل کردن افراد فاقد هویت و فاقد آموزش لازم برای امر به معروف کردن شهروندان کاملا خلاف قانون، خلاف قواعد حقوقی و منطق حقوقی است و مخل امنیت شهروندان است وباید از همین جا جلویش گرفته شود».

تاریخ بیاد خواهد داشت که در مهر ماه۹۳ برای محل «مساله بد حجابی» اولین و آخرین حربه «نظام» یعنی ترور دردستور کارقرار گرفته است. درآغاز سلطه انقلاب اسلامی با «توسری» زنان را مجبور به پوشیدن «روسری» کردند و اکنون «اسید» پاشان قصد دارند چادر بر سر زنان کنند.

هنوز تکلیف مساله هسته ای و رفع تحریم ها روشن نیست که کاهش شدید قیمت جهانی نفت زنگ های خطر را بصدا درمی آورد واز شاخصی به نام «قیمت شکننده نفت» سخن به میان می آید که نزول آن کشوری را که بادرآمد نفت می چرخد،با کسری شدید بودجه مواجه می سازد و پایانش جز فرو پاشی اقتصادی نیست.

هفته ایست که قیمت نفت روی بشکه ای ۸۸ دلار در جا می زند و جنگ قیمت در بازار نفت مورد بحث قرار می گیرد.

خانم ها! آقایان!

آبان ماه می آید. و این نوشته کوتاه فرید صلواتی، قلب را می لرزاند و خاطره «سقوط اصفهان» در زمان صفویه بدست اشرف افغان را ازاعماق تاریخ بر می گرداند:

– چه بر سر شهرم اصفهان که روزگاری نصف جهانش می نامیدند آمده است؟ خدا باعث و بانیانش را لعنت کند. روزگار منی که اهل اصفهان هستم به جایی رسیده است که در این چند روز اخیر به هر دوستی که اهل اصفهان نیست زنگ می زنم نام شهرم را با ترس و لرز می گوید. اصفهان شهر زیبایم براستی که ناقوس مرگت شنیده می شود. کم از خشک زاینده رودت رنج می کشیدیم حالا باید از اراذل و اوباشی که اسید به چهره دختران زیبای اصفهان می پاشند هم زجر بکشیم.

یوم الپروستات

اوباما رسما اعلام می کند: خطر خلافت اسلامی بیشتر ازجمهوری اسلامی است. هنری کسینجر، خلافش را می گوید. دوسیاستمدارآمریکایی با دونگاه کاملا مخالف درخواب غفلت اند. محمد علی نجفی که «آرامش گورستانی دانشگاه» را به «نفع کشور» نمی داند وحتی فاطمه هاشمی که از دیدن «دادگاه»های مربوطه «به‌حال مردم گریه»اش می گیرد، از بی خبرانند؛ درست بر خلاف علی اکبر هاشمی رفسنجانی که با آغوش گشاده می رود تا بوسه برپیشانی معشوق زند.

«یوم الپروستات» ناگهان رسیده است. «رهبر مسلمین جهان» در ام القرای اسلام رسمی بدیع می افکند و لحظه رفتنش برای عمل پروستات را با لبخند به اطلاع جهان می رساند و ازامت همیشه در صحنه برای بهبود موضع مورد عمل طلب دعا می کند.

هفته سوم شهریور ماه است که روزی روزگاری ایام ۱۷ شهریور و ژاله خون شد و پروازپدر طالقانی بودوحالا سراسربه نام یک بیماری رایج پیرمردها مزین می گردد: پروستات.

در همه جای جهان از عارف و عامی بی سرو وصدا به بیمارستان می روند، عمل می کنند وبرمی گردند؛ بی دادارو دودور. درنظام مقدس، روزی و بلکه هفته ای تاریخی از این ماجرا می زاید. خامنه ای و پروستات در صدراخبار ایران قرار می گیرد. حتی شعاری قدیمی باز سازی می شود: «استکبار حیا کن، پروستات رو رها کن و یوم الپروستات وضعیتی تاریخی می یابد: «اخبار لحظه به لحظه جراحی پروستات رهبری در رسانه های مختلف منتشر می شود. تا امروز محمود احمدی نژاد که در غیبت صغری به سر می برد از پروستات رهبری دیدار کرده و روحانی، هاشمی، لاریجانی، ائمه جمعه نیز به دیدار پروستات رهبری رفتند. گویا ممکن است از خاتمی نیز دعوت کنند که هر چه زودتر از پروستات مذکور بازدید کند. برخی محافل نزدیک به محافظه کاران بطور غیرمحسوس اعلام کردند اگر میرحسین موسوی و کروبی از پروستات مذکور دیدار کنند، ممکن است که به حصر خانگی آنان پایان داده شود. این اولین بار در تاریخ پزشکی است که یک پروستات موجب وفاق ملی جناحین مختلف سیاسی کشور شود…»

و تا پایان روزچهارشنبه- آخرین روز هفته برای نگاه هفته- همه حوادث کشور تحت تاثیر پروستات «حضرت آقا» ست. و صدالبته مسایل بی اهمیت کشوردر جریان:

– محمدجواد ظريف، درپی تحقق شعار «نه شرقی، نه غربی» در تلاش است تا با کمک دوستان روسی پرونده هسته‌ای جمهوری اسلامی را از ایستگاه پارچین هم بگذراند وبه نتیجه برساند.رضا تقی زاده- تحلیلگر سیاسی- افق را روشن نمی بیند: «با توجه به عدم پیشرفت در گفت‌وگوهای کار‌شناسی و توافق، تنها برای ادامه گفت‌وگو‌ها، به نظر نمی‌رسد که توافق جامع اتمی در حاشیه اجلاس مجمع عمومی شکل نهایی بگیرد».

عباس عراقچی- عضوارشد تیم مذاکره کننده هسته ای ـ خط و نشان می کشد: «درصورت شکست مذاکرات «گزینه جایگزین» وحشتناک است». صاحب نظران طرح مجدد نظم جدید جهانی آیت‌الله خامنه‌ای را دراین چهار چوب ارزیابی می کنند.

– هزاران نفر با کارون که قرار است روانه اصفهان و شیراز شود همبستگی می کنند وخبر می رسدارس هم دارد خشک می شود تا نام همه رودها از خاطره سبز ایران پاک شود.

– نشریه‌ هافینگتون پست، روی مهمترین عامل فرار مغزها از ایران دست می گذارد: فشارهای امنیتی.

کمپین بین‌المللی حقوق بشر در ایران، با مرور وعده های حسن روحانی در زمینه بهبود آزادی‌‌های فردی، اجتماعی و سیاسی از او می خواهد که ناقضان حقوق بشر را در هر نهادی که هستند، چه در داخل و چه خارج از قوه مجریه، پاسخگو نگهدارد.

و علی جنتی، حرفی می زند که دهان دوست و دشمن را می بندد و آزادی «نظام» را در جهان بی بدیل می کند: «معتقدان به نظام در بیان افکار خود آزادند». تکلیف ماهواره هم روشن می شود: «ماهواره عامل رسوخ دشمن در حوزه فرهنگی عمومی به کار و لایه‌های زندگی ملت» است.

ووزارت تحت مدیریت او فیلتر سایت‌های خبری «فاقد مجوز» از سوی وزارت ارشاد را کلید می زند.

سخنان اول هفته حسن روحانی در مشهد، آخر هفته جوابش را می گیرد. کلید دار»تدبیر و امید» از خروج اقتصاد ایران از رکود خبر داده بود. علی قنبری، اقتصاددان و استاد اقتصاد دانشگاه تربیت مدرس، در روزنامه اعتماد می نویسد: «رسیدن نرخ رشد اقتصادی به نیم یا یک درصد نشانه خروج اقتصاد ایران از رکود نیست. زمانی می‌توان ادعای خروج از رکود داشت که به رشد معقول و منطقی موردتوجه سند چشم‌انداز ۲۰ ساله – هشت درصد- رسید».

و روز آخر، خبر بی اهمیت دیگری هم انتشار می یابد که در میان امواج شادمانی یوم الپروستات گم می شود:»وزير کار در تازه‌ترين گزارش خود به مجلس تعداد بيکاران فعلی کشور را ۶ ميليون نفر اعلام کرد و هشدار داد اگر کاری نکنيم تعداد بيکاران در سال ۱۴۰۰ به ۱۰ ميليون نفر خواهند رسيد».

 

خانم ها! آقایان!

تابستان رو به پائیز داردو چون یوم الپروستات حادثه بزرگ این هفته است، «شعر»ی را که عاشقان «حضرت آقا» باب این حادثه تاریخی سروده اند، جانشین شعر پایانی همیشه می کنیم.طراز فرهنگ ولایت و عشاقش به تمامی در این کلمات پیداست:

آمده اند عیادتت آقا

بعد فتنه برای خون جگری

روی لبها تمام خنده ولی

بی تفاوت سران خیره سری

آمده اند عیادتت آقا

هاشمی و تبار روحانی

بوسه بر رویتان نهاده ولی

حالشان را تو خوب می دانی

آمده اند عیادتت آقا

بغض کردی دوباره خندیدی

با نگاه پر از صلابت خود

باز با اهل فتنه جنگیدی

 

 


داعش و کشتار ۶۷

فیلم هولناکی است و سر بریدن خبرنگاران آمریکایی، پیشمرگه کرد و قتل های دسته جمعی را چون قابی سیاه در تابستان ۹۳ به ثبت تاریخ می دهد.

سربازان زیر فریاد و سر نیزه سیاه پوشان می دوند. برهنه اند و جز گلوله خلاص و گورهای جمعی، سر انجامی ندارند. مرگ ناگزیر، مرگ وحشی بفرمان «شریعت» ایستاده است و به نام «الله» در کار درو کردن سربازانی است که به حکم وظیفه چاره ای جز دفاع از میهن خود نداشته اند. کسی نمی داند حتی گلوله ای شلیک کرده اند یا نه، اما پیشتراز اجرای «فرمان الهی» که ابوبکر بغدادی ناقل آن است، سلاح از دستشان گرفته و جامه سربازی ازتنشان کنده اند.

و ما، در تابستانی دیگر، و درست در همین روزها، نه درجامه سربازی که در لباس های مجاز زندان بودیم. کسی ازما سربازنبودواز میانمان کسی حتی شلیک هم نکرده بود. پیشتر متهمان به «مبارزه مسلحانه» را در دادگاههای چند دقیقه ای به مرگ محکوم کرده و برای اجرای «فرمان خدا» به بالای تپه های اوین فرستاده بودند. و به حکم همان دادگاهها که با قرائت کلام مقدس شروع می شد و با نام خدای منان پایان می گرفت به «زندان» محکوم شده بودیم. شمارمان از پنج هزار می گذشت و همه نوع اندیشه و سلیقه و مذهب واید ئولوژی را صاحب بودیم، چه در برابر مرگ انکارش می کردیم ویا پاسش می داشتیم. از نسل های مختلف بودیم، به درازی تاریخ. پیرمردان ۸۵ ساله در کنار نوجوانان «ایام محبس» سر می کردندودرست درهمین روزها که سربازان داعش سربازان را به صف می برند، «برادر»های نظام صدایمان کردند ازبندهای گوناگون وزندانهای بسیار در سراسر ایران. با چشمان بسته به صف شدیم. نمی دیدیم . رنگ جامه شان را نمی دیدیم. اما فریادشان رامی شنیدیم، دشنامشان همراهی مان می کردو مشتشان بر گرده مان می کوفت. و چون چشم باز کردیم، خود رادر برابر «قضات ۵ گانه» مرگ دیدیم و سه پرسش که راه زندگی رااز چاه مرگ جدا می کرد. پرسش ها نه ازسلاح و نبرد، فقط از اعتقاد بود و پاد افره کسی که «نظام» را قبول نداشت و «امام» را کرنش نمی کرد، مرگ بود؛ همان امامی که فرمان مرگ را توشیح و کمترین رحم را سُلمه به اسلام دانسته بود. و «قضات مرگ» فرمان «امام» خود به تمام و کمال اجرا کردند. صف رستگان اندک و قافله راهیان مرگ دراز بود. تنها تفاوت میان سربازان سوری که به فتوای ابوبکر بغدادی بسوی مرگ می رفتندو عاشقان آزادی ووطن که به حکم روح الله خمینی روانه دارها بودند، عدم گذراز دادگاهی فرمایشی بود. هزاران نفراز مادر سکوت مطلق روانه گورهای جمعی شدند . تنها بعد از دودهه گورها توانستند دهان به فریاد حقیقت بگشایند. وسربازان سوری در برابر دوربین همان راه را رفتند ودقایقی بعد دررسانه های جهانی، مرگ داعشی خود را بانگ زدند.

دراین تابستان دیگر که پرچم سیاه داعش بر منطقه سایه انداخته مرگ از خلوت به آشکار آمده است، گفتی جانباختگان تابستان۶۷ سر از خواب ابدی بر می دارندو می پرسند:

– داعش کیست وداعشی کدام است؟

– چه کسی می تواند به نام «خدا» بکشد و بر خودببالد؟

– چه فرقی میان فتوای بغدادی وفرمان خمینی هست؟

– اگر نام اقدامات داعش جنایت است، کشتارتابستان ۶۷ چه نام دارد؟

– حضور دادگاهی فرمایشی، چیزی را عوض می کند؟

در این تابستان هول، فیلم اعدام سربازان سوری، داعش را باز می شناساند و گوهر اندیشه اش را باز می یابد.

خانم ها! آقایان!

مارا از داعش نترسانید. داعش ماخانگی است و سالهای دراز است ما را به صف می برد.

 

واسماعیل خویی «کشتار ۶۷ به بانگ بلند»، می خواند:

من با تو نگویم که چه یا چون بنویس

از حال درون یاکه ز بیرون بنویس

بنویس بدان چه ت آید از دل، یعنی

ای شاعر قتل عام! با خون بنویس

 

 


آخر الزمان

ژنرال دمپسی، رییس ستاد مشترک ارتش آمریکا، برجنایات هولناک «خلافت اسلامی» درخاورمیانه نامی سینمایی می گذارد: تصویر آخرالزمانی. یک حضرت آیت اله که در ۸۷ سالگی به داشتن انحصار تجارت شکر شهرت دارد، » اینترنت پر سرعت را خلاف»شرع وموازین اخلاقی و انسانی» می خواند. بستگان» حضرت آیت اله» دیگری که رئیس مجلس خبرگان هم هست، در بستر مرگ، اسناد املاک و اموال افسانه ایش رااز طریق جوهری کردن انگشتان مرده اوبنام خود می کنند. وزندانی بی پشت و پناهی که از اوخواسته اند برای مجازات مرگ آماده شود، فریاداعتراض خود راازطریق موبایل به شبکه های اجتماعی می رساند.

ماه آخر تابستان رسیده است وگروههایی که همگی خودرا مجری شرع می دانند، تصویرآخرالزمانی را هرروزرنگ تازه ای می زنند. مراسم سربریدن خبرنگار آمریکایی زیر پرچم سیاه شریعت در متن یک ایدئولوژِی واحد به سیاست پیگیر نابودی نسل ایرانی پیوند می خورد.سردبیر سابق کیهان- سردار صفار هرندی که نسب به ریشه های تروریسم مذهبی می برد ـ نعل وارونه می زند تا برای «جمهوری اسلامی» سرباز بیشتری «تولید» شود.چشمان او مانند دیگرپایوران ومامورین «نظام» بر مسیری که به سرعت به سوی خشکستان ایران می رود، بسته است.

آتش‌سوزی در جنگل‌های ایران ادامه دارد و بخش‌های سرسبز ایران به فراموشی سپرده شده‌اندو هر روز خشک‌تر و تُنک‌تر می‌شوند.

مسئولان می‌گویند وضعیت آب در ایران آنقدر بحرانی شده که ممکن است ذخیره‌آب آشامیدنی تهرانی‌ها پشت سدهای لار ولتیان به پاییز نکشد.

هفته ایست که از یک اختلاس 22 میلیارد دلاری پرده برداری می شود، بی آنکه نامی از کس یا کسانی که این مبلغ ناچیز را بجیب زده اند، برده شود؛ و رانت خواران خرده پا اعدام می شوند. کار بجایی می رسد که اسحاق جهانگیری، معاون اول دولت «تدبیر و امید» رسما اعلام می کند: «فساد در کشور سیستماتیک شده است. ای کاش فقط بابک زنجانی وجود داشت اما فساد به سطوح مدیریت عالی کشیده شده است.»

سری ترین پلیس جمهوری اسلامی دست به مانوری رسانه ای می زند و عکس هایی که بی شباهت به تصاویر داعش نیست به شبکه های اجتماعی راه می یابد و باتیتر زیبای همکاران «روز» تصویر «آخرالزمانی» ژنرال آمریکایی را کامل می کند: «هشت مرد سیاه پوش در برابر چشمان حیرت زده ما».

حامی «غیرت دینی» حرف خود را پس می گیرد. سردار محمد باقر قالیباف که مشت آهنینش ازپس لبخند همیشگی آشکار شده است، حرف خود را پس می گیرد: «من طرفدار تفکیک جنسیتی نیستم». افراطیون برای فتح هیات نظارت بر مطبوعات قدم دیگری بر می دارند: کمیسیون فرهنگی مجلس، حمید رسایی، حسن کامران و محمود نبویان را به عنوان کاندیداهای قوه‌مقننه برای عضویت در این هیات معرفی می کند.

 اعتراض روزنامه‌نگاران به نقد پیش‌نویس قانون سازمان نظام رسانه‌ای دامن می گیرد و از حسن روحانی می خواهند: «اجازه ندهد این ننگ تاریخی صورت بگیرد».

گزارش رویترز از پیشرفت در توافق ایران و آژانس هسته‌ای با این عنوان منتشر می شود: «اتمام توافق هسته‌ای نزدیک است«. و تحلیل لوریان لوژور از تحولات منطقه، حاکی است: «سازش بزرگی در راه است«.

داستان سیستم موشکی اس 300 تازه می شود و رضا تقی زاده – تحلیلگر سیاسی- خطر تکرار اشتباه پیشین را یاد آور می شود.

روزهای آخر هفته اول شهریور ۹۳ محمد رضا نقدی که درعراق زاده شد و در ایران لقب سردار شکنجه گرفت و به فرماندهی بسیج رسید، ازروحانی می خواهد در سفر نیویورک به رییس جمهور امریکا سیلی محکمی بزند.

 بحثها درباره اختیارات رییس جمهور، بالا می گیردوبیشتر از پیشتر آشکار می شود که در ایران رئیس‌جمهور واقعی همان رهبری است.

 ورهبر جمهوری اسلامی روز چهارشنبه، پنجم شهریور، در دیدار با رئیس جمهور و اعضای هیات دولت اعتراضات پس از انتخابات سال ۱۳۸۸ را دیگر بار «فتنه»می‌خواند و برای اولین دفعه از جمله «خطوط قرمز» حکومت می داند.

خانم ها! آقایان!

براستی «آخر الزمان» است. و مرغ سحر، نگران ایران، زیر آسمان ایران می نالد. این بار زنان دلاور ایرانند که در مراسم تشیع رسمی سیمین بهبهانی دست دردست هم می دهند وبا تکرار تصنیف ملک الشعراء بهار، سحر شدن شب تیره ایران را آرزو می کنند:

مرغ سحر ناله سرکن، داغ مرا تازه تر کن

ز آه شرربار، این قفس را بَرشِکَنُ و زیر و زِبَر کن

بلبل پَر بسته ز کنج قفس درآ، نغمهٔ آزادی نوع بشر سُرا

وَز نفسی عرصهٔ این خاک توده را پرشرر کن

ظلم ظالم، جور صیاد آشیانم داده بر باد

ای خدا، ای فـلک، ای طبیعت، شام تاریک ما را سحر کن

نوبهار است، گل به بار است، ابر چشمم، ژاله‌بار است

این قفس، چون دلم، تنگ و تار است

شعله فکن در قفس ای آه آتشین

دست طبیعت گل عمر مرا مچین

جانب عاشق نِگَه‌ای تازه گل از این، بیشتر کن

مرغ بی دل شرح هجران مختصر، مختصر کن

این سایت جدید شماست؟ برای فعال‌سازی ویژگی‌های مدیریتی و رد کردن این پیام، وارد شوید.
وارد شدن