جنگ نامقدس

 

پنجشنبه ۱ مهر ۱۳۸۹

جنگ نامقدس 

 

فرماندهان دوباره بر طبل جنگ می کوبند. در هفته آخر شهریور ماه که به روز آغازین جنگ شوم جمهوری اسلامی ـ عراق می رسد، آنان که به سودای فتح جهان و رسیدن به قدس از کربلا » جام زهر» بدست فقیه اول دادند،حالا نعلین فقیه دوم را می بوسند وبه فرماندهی او ایران رادر لبه پرتگاه جنگ هولناکی قرار داده اند که جنگ هشت ساله در قیاس با آن به آتش بازی روزهای جشن می ماند. 

درست در روز آغاز جنگ » سربازان  بد نام امام زمان»از دیدار خانواده‌های حمید و مهدی باکری و محمد ابراهیم همت، با میرحسین موسوی، زهرا رهنورد و مهدی کر وبی جلوگیری می کنند. با

گازاشک آور به آنان حمله می برند و بر دستهای احسان باکری جوان دستبند می زنند. کسانی که در سالگرد دیگر جنگ چون «دشمن» موردتهاجم قرار می گیرند، عزیزان فرماندهانی هستند که بااشغالگران میهن جنگیدند . با آزاد سازی خرمشهر عملا جنگ را به اتمام رساندند و ایران را

 درجانب برنده جنگ قرار دادند.


سوداگران جنگ را دنبال گرفتند. فرماند هان مردمی درخون خود غلطیدند، هزاران کشته و مجروح و اسیر برجای ماند . » دفاع مقدس» به » جنگ نامقدس» تبدیل شد وازارتش عراق شکست خورد؛ ارتشی که چند سال بعد فقط چهل وهشت ساعت در مقابل سربازان آمریکائی دوام آورد.

عاملان سیاست ضد ملی ادامه جنگ بر تن شکست لباس» حماسه» پوشاندند و تا فتح تمامی ارکان قدرت در جمهوری اسلامی پیش آمدند.

در سالروز آن شکست، همسر شهید باکری ازسردار جعفری، فرمانده کل سپاه می پرسد:»سردار! آیا
خیانت در امانت نیست؟» و غلامعلی رشید- جانشین رییس ستاد کل نیروهای مسلح- خبر از جنگ دیگری می دهد:» در حال حاضر در شرايط تهديد به سر مي‌بريم . ارتش و سپاه دائم خود را آماده مي‌كنند و اين سخن گزافه نيست كه در آستانه يك جنگ احتمالي در آينده هستيم.»

احمدی نژاد درسخنرانی برای صندلیهای خالی اجلاس عمومی سازمان ملل ، سخن یاران امنیتی ـ نظامی خود را تائید می کند:» حمله به ایران منجر به جنگ بی حد و مرز خواهد شد.»

میشل شوسودفسکی درمقاله تحلیلی خود، از» بمباران گسترده ایران» سخن می گوید و لحظه خطر رانزدیک می بیند:»تدارک حمله به ایران و آغاز جنگی اتمی به مرحله ای خطرناک رسیده است. این پرونده از اواسط سال 1990 روی میز وزارت دفاع امریکاست: نخست عراق و سپس ایران!پرونده این تدارک را می توان از میان پرونده های مرکز فرماندهی امریکا که از قرنطینه «سری» خارج شده مشاهده کرد. «

دیگر سخن از تائید و تکذیب خبر حمله نیست ، بحث در باره زمان آن است. شکست خوردگان جنگ هشت ساله از عراق، فاتح چهل و ساعته آن را درآستانه حمله به ایران قرار داده اند. 

 فاتحی که به نوشته شوسودفسکی  40کشور جهان را همراه دارد ویکیشان روسیه است. همان «دوست و متحد طبیعی» که رئیس دولت کودتابرایش یقه می درید.

و درست دراین هنگام، روسیه گام سوم را به سوی غرب بر می دارد: همکاری‌های نظامی باآمریکا. 

امضاء سند همکاری‌ نظامی با آمریکا، دو هفته پس از امضاء تفاهم‌نامه‌ای مشابه با اسرائیل ، انجام گفت‌وگوهایی در جهت خرید سلاح‌های پیشرفته از فرانسه و تولید مشترک سلاح با آن کشور، نشان‌دهنده تصمیم جدی رهبران کرملین به افزایش سرعت و گسترش دامنه همکاری با غرب است.

ودر متن این همکاری ، روسیه سرانجام رسما اعلام می کند که سامانه دفاع ضدهوائی اس- 300 رابه ایران تحویل نخواهد داد. ژنرال نيكلاى ماكاروف ،رييس ستاد نيروهاى مسلح روسيه، تحويل اين سامانه دفاعى را نقض تحريم هاى سازمان ملل عليه جمهورى اسلامى ايران می داند.

تصمیم روسیه سویه دیگری هم دارد: رسیدن تحریم های شورای امنیت به مرحل ثمر؛ امری که

وزیران دفاع ایالات متحده و فرانسه، رسما تائیدش می کنند.

احمدی نژاد راهی جز پاک کردن صورت مساله نمی داند. سنگسار سکینه آشتیانی را از اساس منکر شده است و حالا می گوید:» تحریم‌ها اگر صد برابر هم شوند، بی‌تأثیر خواهند بود.» و درست در روزی که سیاست رسمی ترکیه رسما اعلام می شود: اجرای تحريم های شورای امنيت عليه جمهوری اسلامی.

مقامات بانک ملت هم خبر می دهند :»تعدادی از بانک های ترکيه که مناسبات مالی فعالی با اتحاديه اروپا و آمريکا دارند فعاليت های مالی خود را با ايران متوقف کرده اند. «

ظاهرا بازگشت آیت اله جنتی از لب گور ، دراعتراف او به واقعیت بی تاثیر نبوده است:» دوران شبه‌رياضتی را در پيش داريم.»

جنگ گرگها را هم در این موضع گیری  می توان دید. جنگی که با سخنان احمدی نژاد در باره مجلس وارد مرحله تازه ای شده است. احمدی‌نژاد كه با لقب «رجایی زمان» وارد صحنه شد، اورا تائیدشده امام زمان خواندند، دور سرش حلقه نور سبزشد ،طرح ساختن جاده ورود امام دوازدهم راریخت و….، در این هفته ناگهان امام «کوروش زمان» می شود. در نیویورک از مدیریت کوروش می گوید و در تهران بر عبارت معروف دیگری از » امام خمینی»  خط بطلان می کشد. محلس از نظر اودیگر در راس امور نیست. دولت جای آن را گرفته است.

عماد افروغ ، که جزو یاران بود و اکنون در شمارمنتقدان می گوید:»  این دولت زمانه را خوب می‌شناسد و شرایط و احوال را خوب درك می‌كند و متناسب با اوضاع و شرایط تغییر موضع می‌دهد. این جریان به دنبال فرصت می‌گردد و از هر چیزی به مثابه فرصت استفاده می‌كند. این جریان یك جریانی است كه از آن می‌توان به‌عنوان ماكیاولیسم مذهبی یاد كرد و هر مسئله‌ای برای او یك فرصت است، چه اشخاص و شعارها و چه اهداف. «

محمد خاتمی،اندیشه سیاسی این جریان را ناشی از برداشت » فاشیستی و توتالیتاریستی از اسلام » می داند و باردیگرتکرار می کند:» جریان حذف کننده در مقابل رهبری و نظام هم خواهد ایستاد.»

ورجانیوزنشانه های این ایستادگی را ازحالا می بیند:» احمدی نژاد به «نهیب» های خامنه ای بی توجه است .»

 اصول گرایان به خشم می آیند . کار به تهدید رئیس دولت کودتا هم می کشد و محمدرضا باهنر می گوید:» مجلس می‌تواند بحث عدم کفایت رئیس جمهور را مطرح کند.»

 

هفته ای است  که نامه کروبی 4 پرسش را برای استیضاح ایت الله خامنه ای درمیان می گذارد؛محمد علی رامین ولایت فقیه را تفسیر می کندو دست به وضع قانون تازه ای می زند :» مطبوعات بنویسند امام خامنه ای.»

مجید محمدی، تحت عنوان«اسلام‌گرایی عوام‌گرایانه:‌ اسلام خامنه‌ای و اسلام حاج منصور ارضی»

نقش مداحان را در»دوران خامنه ای» بر می رسد و سخنرانی معروف » آلت تناسلی» رابه یاد می آورد:» اگر درباره مشايی اقدام مناسبی صورت نگيرد، من خودم درستش می‌‌كنم! این موجود در دولت عين آلت تناسلی است و بايد فكری به حالش كرد… چرا باید این همه پست و مسئولیت به وی داده شود؟ فقط مانده که مشایی مسئولیت آفتابه‌های مسجد شاه را هم بگیرد!» (منصور ارضی، تابناک ۲ شهریور ۱۳۸۹)

دکتر مهدی خزئلی ، اسنادی از ارتباط نزدیک رهبر جمهوری اسلامی با انجمن حجتیه بدست می دهد:» بعد از  شیخ محمود حلبی، آقای مهندس سجادی جانشین شد که اخیراً رهبر انقلاب او را گرم در آغوش گرفت. شخص دوم انجمن آقای مهندس مادرشاهی مشاورعالی آیت اله خامنه ای دردوران ریاست جمهوری بوده است.»

 آینده نشان خواهد  داد که «ایران، ایران» کردن  رئیس دولت کودتا و حلقه زدن یارانش بدور منشور کورش کبیر بخش دیگر سیاست » تقدس نمائی» است یا به موازات آن. آیا  قرار است» بیت رهبری» مداحان را بسیج کند و دولت برامواج ایران خواهی سوار شود، و یا دو سیاست موازی است برای کسب قدرت تام وتمام در آینده.

راز بر آمدن دیگر بار جریان «خودسر» هم دراین میان روشن خواهد شد. جریانی که بعد از برکشیدن دولت دهم به محاق رفت و درماههای اخیر آفتابی شد تا به خانه مهدی کروبی حمله کندو صد نفرش شناسائی شوند. به دفتر آيت الله علی محمد دستغيب و مسجد قبا در «روز قدس» یورش ببردو رهبرشان که حجت الاسلام محمدباقر ولدان، رييس شورای سياستگذاری ائمه جمعه فارس باشد، توسط دادگاه ويژه روحانيت شيراز بازداشت شود.

هر چه هست سرنخی که مصطفی تاج‌ژاده می دهد، بسیار مهم است:» من با اطلاع عرض می‌کنم که این گروه‌های خشن مهاجم، خودسر نیستند. این‌ها را ستاد کودتا سازماندهی و مدیریت می‌کند و اگر به شکایت ما از کودتاگران رسیدگی شود، معلوم می‌شود که ایشان فقط در انتخابات دخالت نمی‌کنند بلکه همین ستاد، گرداننده عملیات غیرقانونی و خشونت‌طلبانه لباس شخصی‌هاست یعنی همان کسانی که سال گذشته به کوی دانشگاه و مجتمع سبحان در تهران هم حمله کردند.» 

بیانیه مجمع روحانیون مبارز هم مکمل سخنان تاج زاده است .این بیانیه اظهارات یک مقام «نظامی ـ امنیتی» جمهوری اسلامی درباره انتخابات ریاست جمهوری را «اقرار» به کودتای نرم و براندازی می داند و از دادستان نظامی می خواهد تا وی را تحت تعقیب قضایی قرار دهد.

منظور مجمع روحانیان مبارز» سردار مشفق» است که نام اصلی  وهویتش در تهران بر سر زبانها ست: طه طاهری یا طاها طاهری. او از روزهای نخست انقلاب وارد کمیته های شد ،مدارج ترقی را در بازجویی و شکنجه طی کرد؛ از برنامه ریزان اصلی زندان کهریزک بود و بعد از اشغال وزارت اطلاعات به معاونت امنیتی آن رسید، یعنی تکیه بر صندلی سعید امامی زد.

رهبری-  احمدی نژاد، نه تنها ایران را به آستانه جنگی خانمان برانداز بیرونی رسانده اند؛ لحظه ای از جنگ داخلی هم غافل نیستند.

فرزاد فرهنگيان، رايزن دوم سابق سفارت جمهوری اسلامی ايران در بلژيک می گويد در سطح کارشناسی و سياسی وزارت خارجه جمهوری اسلامی باور عمومی اين است که مردم، انقلاب و منافع ايران دارد به يغما می رود.

بیکاری «گسترده» در ایران داد آیت اله امینی را در می اورد. و محمود عباس، رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین می گوید:» ایران برای هر عملیات ضد اسرائیلی یک میلیون دلار می‌پردازد .»

حماس که بخش عمده این دلارها را می گیرد، این هفته نامه ای به باراک اوباما می نویسد و ضمن موافقت با تشکیل کشور فلسطینی در مرزهای ۱۹۶۷، خواستار آن می گردد که آمریکا با این سازمان وارد گفت وگو شود.

رهبران حماس که سرمایه ملی ایرانیان را رایگان به جیب می زنند ، خیلی خوب معنای این سخن هیلاری کلینتون را دریافته اند: » رهبران اسرائيل و فلسطينی در مذاکرات خود جدی هستند و رسيدن به صلح خاورميانه، قابل دسترسی است. با توجه به مشارکت جدی نخست‌وزير اسرائيل و رئيس تشکيلات خودگردان فلسطينی که هر دو با ايده تشکيل سرزمين مستقل فلسطينی موافق هستند، بار ديگر رسيدن به صلح خاورميانه در دسترس قرار گرفته است.»    

امروز زنگهای سال نو تحصیلی با حضور نزدیک  به 14 میلیون دانش آموز و بیش از یک میلیون معلم  زیر سایه سپاه پاسداران  بصدا درمی آید.

 معاون سیاسی سپاه پاسداران اعلام کرده است:» افزایش «بصیرت» معلمان  و «تربیت سیاسی» دانش آموزان در سرلوحه آموزش و پرورش کشور قرار بگیرد.»

هشت هزار فرزند شهید و جانباز برای انجام این مقصود در آموزش و پرورش استخدام شده اند. وخبر می رسد کتب درسی در ایران از سال آینده، تغییربنیادی می کند.


 تابستان دیگر تمام شده است. مجازات یک مصاحبه برای عمادالدین باقی 6 سال زندان است. و راهی که حسین درخشان درو بلاگ نویسی ایران گشود، خطر رسیدن به چوبه اعدام را دارد.

بادهای پائیزی  می وزند. آتش زیر خاکستر در آدم ربائی سیستان و بلوچستان سر برمی کشد، در عملیات انتحاری و خونین مهاباد رخ می نماید، در دشنام های مسابقه تراکتورسازی- پرسپولیس سرریز می کند، بادستان و شال سبز بر صحنه جشن سینما می آید، در اوراق دفتر یادبود منشور کورش بفریاد در می آید.

خانم ها!آقایان!

– آینده از آن ایران است…

نظام ترک برداشته

«خونی ریخته شده و نظام ترک برداشته و خیلی از شماها باید اعدام شوید و شاکی شما نیز نظام است.» این عین سخنانی است که» بازجویان» گفته اند و جهان درهفته سوم شهریور ماه 1389 از آن مطلع می شود؛ به هنگامی که نامه تکان دهنده عبداله مومنی انتشار می یابد.

و همه خبرها از درستی تحلیل بازجویانی حکایت دارد که می کوشند با شکنجه یاران آزادی، سنگسار سکینه آشتیانی، تهدید موسوی و کروبی وآیت اله دستغیب، و شاخه و شانه کشیدن برای جهان، «ترک» را بند بزنند.

رئیس دولت کودتا که احمدی نژادباشد می گوید: «کیهان نمی خوانم.»

صد البته برای کیهان مهم نیست که یک نسخه از صدمیلیون تیراژش کم شود.کیهان نگران چیز دیگری است: «افراسیابی که وظیفه- و شاید مأموریت- او فتنه انگیزی و تفرقه افکنی میان اصولگرایان است.

پیش بینی کیهان آن است که افراسیاب یاد شده به زودی و شاید طی چند هفته آینده به حضرتعالی پیشنهاد می کند که آشکارا و بی پرده با دوستان واقعی خویش و جریان اصولگرا و حتی دو قوه دیگر اعلام مرزبندی کنید! شاید هم تا به حال این پیش بینی را ارائه کرده باشد! افراسیاب از شما می خواهد که مثلا در یک مصاحبه و یا سخنرانی و یا به هر شکل دیگری اعلام کنید که فقط خودتان هستید و هیچ رابطه و پیوندی با سایر اصولگرایان ندارید، دوستان را به دشمنی متهم کنید و در یک کلمه خود را تنها در میانه میدان بدانید! و….آقای احمدی نژاد عزیز! اگر به شما چنین پیشنهادی شد، آن را نپذیرید و چنانچه تاکنون این پیشنهاد ارائه شده است، از انجام آن خودداری ورزید. شما برخاسته از اصولگرایی هستید و نه- آنگونه که افراسیاب ادعا می کند- ایجاد کننده آن.»

سخن از نبرد خونین پشت پرده برای کسب قدرت در «آینده» ای است که «آقا» سر بر بستر خاموشی ابدی بگذارد؛و یابه رسم قدیم جمهوری اسلامی چنین مقدرافتد.

ازنشانه ها هم می شود فهمید که منظور از «افراسیاب»  باید همان رحیم مشائی باشد که ناگهان ذکر»ایران، ایران» گرفت و به یاد اساطیر ایرانی افتاد و نمادهایش شدند سیاوش و آرش. واین هفته هم پس از برپائی سایتی مستقل، زنگ تاسیس جریان «عدالت و رفاه» را بصدا در آورده است. قاعدتا»مدودف جمهوری اسلامی خود را آماده می کند» تا با تظاهر به دلبستگی به زمینه اصلی  پیدایش جنبش سبز، یعنی حرکت بر بستر ایران برای رسیدن به آزادی و رفاه، سیستم روسی را

 درایران هم پیاده کند. افراسیاب «ملی» می شودرئیس جمهور و احمدی نژاد «حزب الهی» که به گردن کورش کبیر هم چفیه می بندد تا تاریخ باستانی ایران را هم به گند آن بیالاید، درجای نخست وزیر می نشیند.

خبر فعالیت «افراسیاب» را رقبای اصولگرا فاش می کنند «از جمله الف، متعلق به احمد توکلی؛ رئيس مرکز پژوهش های مجلس. تابناک، سایت نزدیک به محسن رضایی؛ فرمانده سابق سپاه پاسداران» ودرست درهمین روزها هم نامه شديدالحن توكلي به احمدي‌نژاد منتشر می شود: «صبر مجلس در برابر قانون شكني دولت، اندازه دارد.»

اولین اخبار منتشره هم نشان می دهد، پیش بینی امنیتی کیهان پر بیراه نبوده است و دارد «جبهه» جدیدی راه می افتد. حجت السلام امیری فر، دبیر جبهه عدالت و رفاه می فرمایند:»جبهه عدالت و رفاه از حدود 10 تا 12 گروه مختلف که حامی دکتر محمود احمدی نژاد هستند تشکیل شده است.» و تشکیل این گروه سیاسی برای حمایت از آقای مشایی را شایعه  می خواند.

هفته پیش حسین علیزاده، دیپلمات مستعفی در فنلاند، گفته بود «من نفر آخر نخواهم بود»، این هفته فرزاد فرهنگيان، رايزن دوم سفارت ایران در بلژيک هم استعفا می کندو خبر می دهد زنجیره دیپلمات هائی که از خدمت در متن دیپلماسی خارجی جمهوری اسلامی شرم دارند، دنباله دارد.

ظاهرادو دیپلمات پیوسته به جنبش سبز اطلاع نداشته اند که جناب وزیر هم رفتنی هستند. همزمان،

منوچهر متکی به نوشته سایت تابناک «لب به انتقاد» می گشاید «و به بهانه نقد گفته های خام و بچه گانه بقایی یکی از چهار نماینده ویژه انتصابی احمدی نژاد در خصوص مساله کشتار ارامنه ترکیه، به شدت از دخالت در حوزه مسئولیتش از احمدی نژاد انتقاد می کند.»

 جواد منصورى سفير سابق ايران در چين به سایت دیپلماسی ایرانی می گوید: «احمدی نژاد به وزیر خارجه بی‌اعتماد است.»

و سرانجام معلوم می شود که احمدی نژاد احكام نمايندگان ويژه خود در امور سياست خارجى را لغو و براى آنها احكام جديدی با عنوان «مشاور در عرصه بين الملل» صادر كرده است.

آخر هفته معلوم می شود احمدی نژاد که قدم به قدم به دنبال پوتین است، می کوشد اختیار کامل سیاست خارجی رابدست بگیرد و یکی از یاران نزدیک خود را نامزد جانشینی متکی کرده است. آخر رئیس دولت کودتا در آستانه سفری دیگر به نیویورک است برای زدن حرفهای جنجالی درمقابل جمع و تلاش برای بدست آوردن دل «شیطان بزرگ» درخلوت.

 

 

 

   رهبر جمهوری اسلامی که معلوم نیست در نقشه پوتین- مدودف به سبک جمهوری اسلامی اساسا جایی دارد یا نه، این هفته لقب جدیدی می گیرد «امام المسلمین». مجید محمدی درباره این سیستم «مقدس سازی» می نویسد: «دستگاه رهبری ترتیبات ویژه‌ای برای مقدس نمایش دادن «آقا» اتخاذ کرده است، از جلودارهایی که پیش پای آقا سینه خیز می شوند تا دیگران نیز به تاسی همین کار را تکرار کنند، تا کاتب ویژه که این رخدادها را گزارش می دهد تا تقدس آقا در فضای عمومی «جا بیفتد، » نمایش «آقا» در تلویزیون در حالی که مثل فرشتگان پر و بالش را بر خلائق می گشاید تا خبرها و گزارش‌های رسانه‌های دولتی و شبه دولتی که «آقا» را در مقام معصوم می نشاند، از ترتیب دادن دیدارها و ملاقات‌های رهبری با مداحان و شاعران دولتی و هیئت‌های مذهبی تا پخش عکس وی در انواع تظاهرات مذهبی و سیاسی.»

امام المسلمین در یکی از این ملاقات ها و یک هفته پس از  جنجال رسانه ای یک کشیش گمنام آمریکایی، سخنانی می گوید تا سلسله برنامه های سازماندهی شده و تبلیغاتی برای برپایی تظاهرات حکومتی بر علیه آمریکا و آنچه که «هتک حرمت قرآن» نامیده می شود، کلید بخورد.

 بعد نوبت  تعیین تکلیف مسلمین جهان در برابر مساله فلسطین می رسد و درنماز عید فطر.جنبش فتح  اظهارات خامنه ای را «سوء استفاده بی شرمانه از مبارزات ملت فلسطین و رهبری آن و دخالت آشکار در مسائل داخلی» می خواند ودر بیانیه خود می نویسد: «این سخنان اهداف نظام ایران و رهبری آن برای مصادره مساله فلسطین و مبارزات و از خودگذشتگی های ملت آن به سود مطامع منطقه ای واهداف توسعه طلبانه برملا می کند. اهداف نظام خامنه ای- احمدی نژاد که ملت دوست و برادر ایران را با تمام تکثرات قومی، دینی و مذهبی اش سرکوب می کند… اهدافی آشکار است که در پی توسعه شکاف میان فلسطینی ها و چند دسته کردن ملت عرب و کشاندن آن به جنگ های داخلی به سود خود است.»

در چنین فضائی، خانم هیلاری کلینتون، وزیرخارجه آمریکا می گوید: «ترديدی نسيت که ايران در حال تبديل شدن به يک ديکتاتوری نظامی با نوعی رنگ و لعاب ايدئولوژيک دينی است. در واقع ایران به وسیله سپاه پاسداران با هماهنگی برخی از روحانيون و رهبران سياسی در حال افزایش قدرت خود هستند. فکر نمی کنم که هدف اوليه انقلاب ايران بدل شدن جمهوری اسلامی به چنين چيزی بوده باشد.»

بوستون هرالد براساس مواضع یک سناتور آمريکايی، می نویسد: «ايران؛ بزرگترين تهديد تروريستی جهان است.»

 ورييس جمهور آمريکا  در آستانه  امضای قرارداد فروش جنگنده های پيشرفته از نوع اف ـ ۱۵ و تسليحات ديگر به عربستان است که به ارزش ۶۰ ميليارد دلار، بزرگترين معامله تسليحاتی در تاريخ آمريکا است.
به نوشته روزنامه گاردين: «هدف آمريکا از امضا اين قرارداد، تقويت قدرت نظامی متحدان خود درمنطقه خليج فارس در مقابل خطرهای احتمالی از جانب ايران است.»

 

 

 

خانمها! آقایان!

بازجویان جمهوری اسلامی بهتراز هرکس می دانند که «نظام ترک خورده است.» از شکاف این ترک که مدام بزرگتر می شود، جهان به روشنی تمام می بیند که در ایران چه می گذرد.

در هفته ای که واردات بنزین از ترکیه به ایران متوقف می شود، امین‌الله حسینیان، مدیر اجرایی سابق امور بین‌الملل در شرکت ملی نفت ایران و عضو سابق کمیته استراتژی بلندمدت سازمان اوپک، می گوید: «صنعت نفت و گاز ایران در معرض تندباد تحریم‌ها از هم فرومی پاشد.»

خبرآنلاین می نویسد: «در سه ماه گذشته صنعت نفت کشور شاهد ۵ حادثه آتش سوزی در یک میدان نفتی، دو مجتمع پتروشیمی، یک جایگاه بنزین و خط لوله گاز بوده که این حادثه ها باعث جان باختن ۱۸ تن از کارکنان نفتی و زخمی شدن بیش از ۳۰ نفر از این کارکنان شده است.»

در ادامه رکود معاملات، رکورد شکنی چک‌های برگشتی ادامه دارد. براساس آمارهای بانک مرکزی در چهار ماهه نخست امسال رقم چکهای برگشتی به 8هزار و 500 میلیارد تومان رسیده ونسبت رشد آن 37 درصداز مدت مشابه در سال گذشته بیشتر است.

بسیاری از کارشناسان معتقدند این پروسه منجر به ایست قلبی یا همان ورشکستگی اقتصاد ملی  می شود.

هاشمی رفسنجانی، هنگام گشایش مجلس خبرگان می گوید: «وضع را وخیم نکنید، برای ایران خواب دیده اند.»

فائزه هاشمی تصویری عمومی از جامعه ایران می دهد: «ملتی سرکوب شده، پر از خشم و احساس مظلوميت مردمی که خود را هر چه بيشتر با دروغ‌ها، سوء مديريت‌ها، عوامفريبی‌ها، زورگويی‌ها، اوباشگری، ظلم‌ها، نابودی منابع و ثروت ملی، از دست رفتن فرصت‌های بين‌المللی، تخريب بيشتر کشور از طرف جريان حاکم روبرو می‌بيند.»

مهدی كروبی که مانند میرحسین موسوی باز هم تهدید به محاکمه شده است، خطاب به ملت می نویسد: «آنکه از مردم برید راهی نخواهد داشت جزآنکه به چند قداره‌بند باج‌گیر دلخوش کند و این سرنوشت آنهایی است که زورگویی را جایگزین مردم‌سالاری می‌کنند و آرای مردم را کاغذ باطله می‌پندارند. آنها البته ترسیده‌اند که نتوانند با نسیم بیداری و آزادی مردم مقابله کنند و از همین‌روست که راه ارعاب پیش گرفته‌اند. چرا که آنکه می‌ترسد، می‌ترساند.»

و آیت اله دستغیب  که پرسیده «آيا خبرگان رهبری به وظيفه خود عمل کرده‌اند؟» و مهر «خوارج» خورده، حرف آخر ر ا می زند: «در زمان فعلی راهی نیست جز سر فرو آوردن به خواست ملّت. باید از بحث‌های انحرافی در مجلس خبرگان دست برداشته و به اصل مطلب که همان خواست های ملّت رشید ایران است جامه‌ی عمل بپوشانیم. «

و خواست ملت رشید ایران صد و چند سال است در یک کلمه خلاصه می شود: آزادی.

 

هفته سوم شهریورماه 1389 رابه پایان می بریم وهنوز خوفناکترین در راه است. منظورم «حذف جايگاه تاريخی ايران در فدراسيون جهانی کشتی» نیست. این گزارش رابخوانید وببینید چگونه اختران سیزده ساله ایرانی را در لندن به» مردان عرب» می فروشند.

 

خانم ها ! آقایان!

خانم ها آقایان این ترک بند زدنی نیست.

حتی گربه ایرانی

سربازان ولایت» که  لابد تاکید رهبر رابر  «لزوم وحدت» آویزه گوش دارند، بعد از محاصره خانه مهدی کروبی، سراغ زهرا رهنورد می روند ودر خیابان از او بازجوئی می کنند: «طفره نرو! جواب سئوال های ما را بده که زمان انقلاب کجا بودی و چکار می کردی؟»

کیهان کشف می کند معاون سابق سازمان آژانس اتمی همکار مدیر مسئول این روزنامه، یعنی بازجوست و البته در سازمان سیا. نامه های مردم را به امام زمان نمی رسانند وخمیرمی کنند وذوالنور   جانشین نماینده ولی‌فقیه در سپاه می گوید: «آمریکا به سربازانش مأموریت داده‌كه هر كجا امام زمان را دیدند فورا اورا بکشند»، دانشجویان می نویسند: «وزیر علوم نه درد دین دارد و نه درد پیشرفت کشور.»

در سیاست خارجی» ادب و اخلاق اسلامی» رابه اوج می رسانند:رسانه دولتی ایران بانوی اول فرانسه را » فاحشه» می نامد. خانم کارلا برونی را متهم می کنند که زندگی نيکولا سارکوزی رئيس جمهوری فرانسه را از هم پاشيده و با او ازدواج کرده است. سکینه آشتیانی به خبر روز دنیاتبدیل شده و خانم کارلا برونی- همسر نیکلا سرکوزی- بخاطر دفاع ازاو دشنام می شنود.

در دروغگوئی از گوبلز پیشی می گیرند؛ وزیر خارجه دولت کودتا به اشپیگل می گوید: «اعدام سیاسی نداریم.»

 خانمها! آقایان!

آخر زمان نشده است. درهفته دوم شهریور1389 هستیم؛ و فاطمه کروبی هویت  عاملان این عملیات و سخنان طالبانی را درنامه ای رسانه ای می کند: «نوکیسه های بی هویت» و از فرمانده کل شان- که احمد خاتمی به صراحت می گویدجانشين امام زمان است – می پرسد: «آقای خامنه ای آيا جنابعالی بنام حفظ نظام، تخريب و اينگونه رفتارها غير اخلاقی را مجاز و مشروع می دانيد؟»

«فاطمه» در نامه سرگشاده اش می نویسد: «سربازان ولایت اوج وحشيگيری خود را با بکارگيری الفاظ سخيف عليه همسرم و خانواده، شعار نويسی بر ديوار مجتمع و همسايگان و تخريب اموال نشان دادند. اين جرايم مشهود بنام حمايت از حضرتعالی و در مقابل نيروی انتظامی صورت گرفت و جالب

آنکه اين نيرو حتی جرات نزديک شدن به اين جماعت تحت الحمايه را نداشت».

«فاطمه» و خانواده اش تحت فشارند، چون مهدی کروبی هنوز دست ازمقاومت نکشیده ودامان مردم را رها نکرده است، و تازه این هفته می گوید: «دستان شورای نگهبان آلوده خیانت به رای مردم است.» و: «تعرض به مرجعيت شيعه به هيچ وجه پذيرفته نيست. حرمت شکنی و تعرض به مراجع و آيات عظام، ساختار شکنی است. نمی دانم چگونه است که برخی براحتی ساختار شکنی می کنند و قانون نيز گريبان آنان را نمی گيرد.»

زهرا رهنورد، چوب ادامه مقاومت در برابر کودتاچیان و حرفهای این هفته همسرش میر حسین موسوی را می خورد که همه می دانند، نظر اوهم هست: «با ترس از سرکوب، ترس از اعتراف گیری، ترس از بیکاری و تورم، ترس از تهاجم خارجی، ترس از شنود و دخالت در امور شخصی، ترس از چک های بی محل، ترس از فساد سازمان یافته، ترس از قاضی هایی که از بازجو ها دستور می گیرند و ایمان خود را با لباس های تیره و قیرگون ظلم می پوشانند امنیت بدست نمی آید.»

همسران هفت فعال اصلاح‌طلبی که پیش از این علیه فرماندهان قرارگاه ثارالله سپاه پاسداران اعلام  «جرم کرده‌اند»، همراه «فاطمه» و «زهرا»  اند. آنها در نامه‌ای به رئیس قوه قضائیه اعلام می کنند که شکایت همسران خود را تا حصول نتیجه نهایی پیگیری خواهند کرد.

عملیات و سخنان طالبانی اما تمامی ندارد.آمارهای مرکز آمار نشان می‌دهد در ۵ سال گذشته ۷۳۰ هزار کشاورز ایرانی بیکار شده‌اند و جمعیت بیکاران ایران تا 5 میلیون نفر یک قدم فاصله دارد. «سنگ قبر ارومیه» عملا تراشیده شده است.وزیر علوم مژده می دهد: «دانشگاه مخالف فرهنگ بسیجی با خاک یکسان می‌شود.» از برگزاری مراسم یادبود اعدام شدگان سال ۶۷ در خاوران جلوگیری می کنند؛ و روزنامه جمهوری اسلامی نگرانیش این است: «حذف روز جمهوری اسلامی چرا؟ ۱۳ فروردين را که هيچ ريشه‌ای ندارد و يک پندار خرافی است حذف کنيد.»

 

همه اینها مقدمه چینی برای سه روزه کردن تعطیلات عید فطر، حذف سیزده بدر و پیگیری کودتای خزنده برای برای براندازی نوروز است. هر چیز ایرانی حذف باید گردد، حتی گربه ایرانی.

عليرضا کريمی، مدير کل دفتر تبليغات و اطلاع‌رسانی وزارت ارشاد اسلامی اعلام می کند با توجه به استفتايی که از دفتر آيت‌الله مکارم شيرازی در اين خصوص شده، چاپ و انتشار آگهی‌‌های مربوط به حيوانات خانگی به ويژه سگ و گربه در روز‌‌نامه‌ها و ساير رسانه‌ها شرعاً دارای اشکال و ممنوع است.

در اینطور فضائی نگرانی مسئولين کشور از شعار «نه غزه نه لبنان جانم فدای ايران» در روز قدس  که  دانشجونيوز گزارش می کند، امر عجیبی است؟ آنهم وقتی مصباح يزدی خبر  می دهد: «دارودسته شيطان بيکار ننشسته‌اند و اختلافات به صورت تصاعدی رو به افزايش است.» راست هم می گویدمبشر سخنان رهبری. 216 نماینده مجلس به سبک تماشگران فوتبال از تعلیق مرتضوی تشکر می کنند. این همان» قاضی شجاع و جوان» محبوب رهبر است که حالا نوبت قربانی شدنش رسیده است.

سایت آفتاب می پرسد: آيا احمدی‌نژاد  «هيتلر جديد» است؟!

حاج سعید حدادیان یکی از مداحان درباری و از نسبت دهندگان رحیم مشائی به اسافل اعضاء، این هفته می فرمایند: «آقای احمدی‌نژاد فردی لجباز، قد و ضد روحانيت است. لجبازی و قدی هم از صفات شيطان است. احمدی‌نژاد ديگر جزو حزب‌اللهی‌ها نيست. نه بنده و نه حاج منصور [ارضی] و ديگران، دیگر آقای احمدی‌نژاد را قبول نداريم.»

و احمدی نژاد، در سطح جهان به عملیات طالبانی مشغول است. کاررا به جائی رسانده که رئیس جمهور فرانسه به صراحت از دخالت نظامی می گوید: «ایران قلب بحران های شدید در جهان است که از پاکستان آغاز و تا دولت های آفریقایی ادامه دارد. ایران خشونت و افراط گرایی را در منطقه تغذیه می‌کند. این کشور به ویژه تهدید اساسی برای امنیت بین‌الملل در زمینه گسترش سلاح هسته‌ای است. درصورت عدم توقف برنامه هسته‌ای ایران همه در منطقه سلاح هسته‌ای خواهند داشت یا اینکه مجبور به دخالت نظامی در موضوع ایران خواهیم شد.»

تبدیل معاون سابق آژانس در 63 سالگی به بازجو، درهمین متن قابل دست یابی است: «ايران ذخيره کافی اورانيوم غنی شده برای ساخت يکی دو بمب اتمی دارد.»
حرفی که شیمون پرز دنبالش را می گیرد: «اسرائیل و جهان در معرض تهدید حکومت غیرمسئول و خطرناک ایران قرار دارند و بعید نیست که ایران با دستیابی به سلاح هسته‌ای، در استفاده از آن تردید نکند».

و حالا فقط کاسترو نیست که هشدار به نزدیکی جنگ می دهد. ایاد علاوی، نخست وزیر پیشین عراق، حرف مهم هفته اش این است: «ما به بحرانی شبیه وضعیت کوبا در اکتبر سال ۱۹۶۲ نزدیک می‌شویم و در همه جا سموم جنگ به مشام می‌رسد. احتمال حمله به ایران زیاد است.»

حرف های رحیم صفوی فرمانده سابق سپاه هم  شنیدنی است:»حوادثی در کمین است که ما بر آنها مدیریت نداریم.در یک شرایط فوق العاده پیچیده سیاسی، فرهنگی، اقتصادی، ‌امنیتی و اجتماعی، چه ازنظرمسایل منطقه‌ای و جهانی و مسایل مربوط به محیط ملی‌مان قرار گرفته‌ایم. حوادث آینده نامشخص است و ما بر آن‌ها مدیریت نداریم.» 

منوچهر متكي در مصاحبه با مجله آلماني «اشپيگل» صراحت تمام دارد: «هرکس به ايران حمله كند، پشيمان خواهدشد.»

 هفته دوم شهریور و ماه رمضان پایان می گیرد. فردا روز قدس است که سال پیش درمتن جنبش سبز، برای اولین بار ایرانی شد.

«نوکیسه های بی ریشه» که رخت «سربازان بدنام امام زمان» بر تن دارند و یا جامه «سربازان ولایت» به خیابان ها خواهند آمد؛ نابودی اسرائیل را فریاد خواهند کرد. میر حسین موسوی راست می گوید:

– آقایان، با تهدید جهان ایران را به کام فاجعه می برند.

مردم ایران، اگر اجازه راه پیمائی بیابند، فریاد تاریخی خودرا سر خواهند داد:

– نه غزه، نه لبنان  جانم فدای ایران


گور پدر ایران

شعاری بیخته وآمیخته با طنز دلنشین ایرانی، از رسیدن روزی خبر می دهد که سال پیش در چنین ایامی  جامه رسمی سی ساله بر تنش دریده شد و رخت سبز ایرانی  به تن کرد.

شعار طنز آمیز:

– هم غزه همه لبنان، گور پدر ایران!

یاد آور شعار تاریخی:

– نه غزه، نه لبنان جانم فدای ایران

است و سیر وسرنوشت یک ساله آن را بیاد می آورد. تا بر آمدن این شعار در روز قدس، شعار دیگری از دل ایران بر جوشیده بود:

– جمهوری ایرانی..

شعاری استراتژیک که راه فردا را نشان می داد. و «نه غزه، نه لبنان جانم فدای ایران» رامی شد در متن آن معناکرد. هر دو شعار باواکنش خشمگین دلبستگان «نظام» روبروشد.

اقدارگرایان نظام که باد کودتا را کاشته وتازه داشتند توفانش را درو می کردند، هر دو شعار راساختار شکن و ساخته دشمنان خواندند و خواستار حذف آن و قلع وقمع هر آن شدند که این خواست ایرانی را بر زبان جاری می کرد.

اصلاح طلبان نظام، نیز این شعارها رابر نتابیدند. بغیر از کسانی، شاید در شمار انگشتان دست، این شعارها را مذموم انگاشتند، زودهنگام دانستند، و یا بعنوان عبور از جنبش تئوریزه اش کردند. حتی بخشی از اصلاح طلبان نظام که تازه از زیر تیغ گریخته بودند، یکسره دیگرش کردند تا شعار:

– هم غزه، هم لبنان، جانم فدای ایران

سر بر آورد. طنز پرداز نامی ایران، هادی خرسندی در مقاله ای هم بر نادرستی وزن وقافیه این شعار تکیه کردو هم بدقت تمام محتوای آن را بررسید ونشان داد که دو پاره این شعار تائیدی فاقد معنائی ذاتی است و اساسا کار بردی هم برای تظاهرات اعتراض آمیز ندارد.

بحث در باره این شعار ادامه یافت و کسان گوناگون به اشاره یاتفصیل در باره اش نوشتند و گفتند تا در سالگرد روز قدس جامه طنز پوشید و در مجموعه شعارهائی که بسیجیان روز قدس امسال خواهند داد جا گرفت و در فضای مجازی جاری شد.

شعار:

– هم غزه، هم لبنان،  گور پدر ایران

فشرده طنز آمیز درونی ترین اندیشه «نظام» است و سایه خودرا بر تمامی رفتار سی ساله آن می گسترد. همان اندیشه است که آیت اله خمینی به صراحت بیانش کرد و همین روزها مصباح یزدی که از «ایران» گفتن تاکتیکی مشائی  به خشم آمده بود، بیادمان آورد.  مصباح که اندیشه های آیت اله خامنه ای را علنی می کند، ما را به سخنرانی آقای خمینی حوالت داد: وقتی که ده بار از اسلام سخن گفت وحتی نام ایران را هم بر زبان نیاورد. امام جمعه ها هم ارکستر ضدایران را به صدا در اوردند. صریحتر ازهمه امام جمعه مشهد بود که گفت: «بدون اسلام، ایران یک تکه خاک بی ارزش است.» و دیگران صدا در دادند که: «اصل مکتب ماست.»

فرصت مناسبی بود تا اندیشه نهان را بگویند و حرف دل بر زبان بیاورند که ایران را به تمامی در قبضه خود می بینند و سر آن دارند که هست و نیست آن را صرف گسترش اندیشه طالبانی خود کنند و مست از باده پیروزی فریاد بر کشند:گور پدر ایران.

«نه غزه» نفی مردم فلسطین و تائید ستم بر آنها نیست. چریک های دوران ما در اردوگاههای فلسطینی دوره می دیدند. بسیاری از شاعران دلخواه ما سرایندگان فلسطینی بودند. محمود درویش می خواندیم. با لیلا خالد به نبرد می رفتیم.در صبرا و شتیلا به خاک می افتادیم. وقتی ابو عمار شاخه زیتونی در یک دست و سلاحی در دست دیگر ظاهر شد، سر از پا نمی نشناختیم.

ما در متن»منافع ملی» ایران، همراه و دلسوز مردمان فلسطین ایم؛ از غزه تا هرجا که یک فلسطینی آواره است. و فلسطینی فقط گروه اندکی نیستند که به پشتوانه دلارهای میلیونی که از شکم مردم گرسنه ایران زده می شود، بر جنگ طبل می کوبند. فلسطین همه فلسطین است با همه گروههای گوناگون فکریش. انتخاب یک گروه، خائن خواندن بقیه، رد دولت قانونی و منتخب مردم فلسطین  به هیچ کشوری مربوط نیست. اصلا مربوط نیست.

«نه غزه، نه لبنان» نفی سیاستی است که میلیونها دلار را در غزه ولبنان صرف بسیج تند روها برای نابودی اسرائیل می کند و به تند روهای اسرائیل و آمریکا بهانه می دهد تدارک حمله به ایران را ببینند.

» نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران» که از دهان جوانان ایرانی فریاد شد، به «خاک پر گوهری» نظر دارد که البته، اسلام کیش اکثریت مردمان آن است. مثل مسیحیت که آئین یک سوم ساکنان جهان است یا بودائیسم که در چین میلیونها دلبسته دارد و….. اما در همه کشورهائی که معتقدان به ادیان گوناگون می زیند، مبداء و مقصد «منافع ملی» است، نه مکاتب دینی و نه ایدئولوژی های مختلف.

از منظر «منافع ملی» ایران چین و غزه، آمریکا و لبنان و هر کشور دیگر دنیا، جایگاهی ابدی و ثابت ندارند. نه آمریکا برای همیشه شیطان بزرگ است و نه فلسطین یار همیشگی. در هر لحظه مفروض تاریخی، منافع ملی تابع ویژگی های آن لحظه است.

از منظر «منافع ملی» تامین زندگی بهتر درمرحله اول حق مردم ایران است. سرمایه های ایران باید صرف مردم ایران شود.

«نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران» شعاری ملی و درچهار چوب «منافع ملی» ایران است. پاسخ اقتدارگریان «نظام» به این شعار، باید هم «گور پدر ایران» باشد.

کسی هست به ما بگوید «هم غزه، هم ایران» چه تفاوتی با سیاست اقتدارگرایان دارد و نسبتش با منافع ملی ایران چیست؟

و روز قدس، چه خیابانها پرشود؛ چه زیر فشار معتقدان به اندیشه «گور پدر ایران» خالی بماند، شعاری تاریخی در فضا طنین انداز است:

– نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران.

چه کسی ماشه را می کشد؟

شهریور آغاز شده است، ماهی که خاطره اشغال ایران توسط متفقین را بر برگهای تاریخی خود دارد، ژاله خونین را و  آغاز جنگ هشت ساله با عراق را . جنگی که حاصلش نوشیدن جام زهر برای کسانی بود که سر فتح جهان را داشتند از راه بغداد. واکنون، در شهریوری دیگر بازندگان جنگ به کشور کوچک عراق، برای «کره زمین» شاخ و شانه می کشند و پرسش روز این است:

– چه کسی ماشه را می کشد یا تکمه حمله به ایران را می زند؟

میدل ایست به «موقعیت حساس ایران و منطقه» اشاره می کند و می نویسد:»علائم و نشانه ها از حادثه ای مهیب خبر می دهند.خاورمیانه نگران آغازیک جنگ فاجعه بار است.»

مقاله گاردين درباره افزايش احتمال حمله به ايران چنین عنوانی دارد:»صدای طبل جنگ بلندتر می شود.»

سایت دیپلماسی ایرانی  که توسط صادق خرازی – سفیر اسبق ایران در فرانسه – اداره می شود، دقیقا همین حرف راتکرار می کند:»اروپایی‌ها و امریکایی‌ها پس از آنکه گفتند جای زندگی با ایران هسته‌ای نیست، فشارهای خود را علیه ایران همه‌جانبه از جمله از طریق تحریم افزایش دادند. در چنین حالتی می‌توان متصور بود که حتی حمله به ایران در صورت پافشاری‌اش بر برخورداری از سلاح هسته‌ای وجود دارد. آنها سیاست تنگ کردن هر چه بیشتر حلقه فشار علیه ایران را در پیش گرفته‌اند . حمله نظامی نیز می‌تواند جزء آن باشد و ایران نیز از همین نگران است.»

سکانداران کشتی نظام که به گفته مهدی کروبی «از مرده ها هم می ترسند،» و به نوشته وال استریت ژورنال » ديگر در انظار عمومی مشروعيت ندارند و نمی‌توانند مشکلات کشور را حل کنند»  نزدیکی خطر را تائید و جهان را  تهدید می کنند.

رهبر جمهوری اسلامی که کارش شده عکس گرفتن بانظامیان،می گوید که آمریکا موجودیت جمهوری اسلامی را قبول نداردو هشدار می دهد :» در صورت حمله، جنگ به خارج از منطقه ایران کشیده خواهد شد. «

احمدی‌نژاد فقط در مقیاس جهانی حرف می زند:» در صورت حمله، پاسخ تهران کره زمین را شامل می‌شود.»

بيانيه سپاه پاسداران، کمی  به جهانیان تخفیف می دهد: «در صورت تهديد عملی دشمنان، منافع آنان در هر نقطه دلخواه مورد هدف قرار می‌گيرد.»

حرفهای سرلشکر فیروزآبادی، ریيس ستاد کل نيروهای مسلح از همه خواندنی تر است:»بارها آمريکايی‌ها گفته اند که جمهوری اسلامی از قدرتی برخوردار است که اسرایيل اگر قصد براندازی يا نابودی خود را دارد، می تواند جرات چنين حرکت نابخردانه ای را به خود بدهد. زيرا اسرایيل چه چيزی دارد که در مقابل جمهوری اسلامی با ۷۰ ميليون نفر جمعيت جان بر کف و تجهيزات مدرن و فناوری روز، بايستد؟ حمله به ايران يک شوخی است.اسرایيل فقط برای ارضای نيروهای داخلی و حفظ حکومت زهوار در رفته ای که آنجا هست، اين تهديدات را می کند، در حالی که به سمت نابودی در حال حرکت است.»

و ادامه اش نوشته بر جاده تهران- یزد:» آقا، ولی امر مسلمين هستند و موضع خود را بيان کرده اند، نيروهای مسلح نيز آماده بوده تا هرجا ايشان امر کنند، اجرای امر کنند. به عنوان يک نظامی بايد تهديدها را جدی بگيريم. ما نظامی ها همواره آماده هستيم و بايد تهديدات را جدی بگيريم، اما قاعدتا نه آمريکا و نه اسرائيل شرايط اقدام نظامی را ندارند.»

رئیس ستاد کل نیروهای مسلحی که می خواهد در» کره زمین» شاخ «ابر سرمایه داری» رابشکند ، حرفهای دیگری هم درجای دیگری می زند که با همه فرمایشات بالا فرق دارد و زبانش هم البته نیازمند ترجمه به فارسی :» من به عنوان موضعی که از منظر راهبردی دارم عرض می کنم که راهبرد عام ابرسرمایه‌داری جهت از هم پاشیدن وحدت اسلامی است ، ظهور امام زمان و حرکت به سمت وحدت و ایجاد هرگونه اتحاد در کشورهای جهان. تلاش در ایجاد مانع برای جریان اَبرسرمایه‌داری جهانی در رسیدن به نقطه هدف است که اگر اصرار برآن باشد نقطه هدف اَبَرسرمایه‌داری به سمت جنگ نظامی که امروز در ناتوی فرهنگی تجلی پیدا کرده است سیر می کند.»

یک سایت ایرانی فاش می کند که این سخنان گنده تر از هیکل «رئیس ستاد کل» کودتاچیان، در واقع سرقت مسلحانه از کتاب «رازهای کلوپ بیلدربرگ» نوشته یک روزنامه نگار روس بنام «دانیال استولین» منتشره در سال 2006  است. فیدل کاستروبه استناد این کتاب در باره حمله به ایران هشدار داد. تئوریسین های جمهوری اسلامی هم آن را به سبک  خودشان » دوبله» کردند و توی یک لیوان ماستش، یک سطل اسلام و امام زمان ریختند.

واکنش‌های رسمی به احتمال آغاز برخورد نظامی در منطقه و نتایج احتمالی آن  هنگامی از سطح نظریه به صحنه عملیات می رسد که روسیه در اقدامی غیرمنتظره تاریخ دقیق راه‌اندازی رآکتور اتمی بوشهر را اعلام می کند.

سرگئی لاوروف، وزير خارجه روسيه می گويد راه اندازی نيروگاه اتمی بوشهر يک قدم مهم و مانند لنگری است که فعاليت های هسته ای ايران را منوط به استفاده صلح آميز خواهد کرد.

رضا تقی زاده ، مفسری که بادقت تمام اوضاع منطقه را دنبال می کند، می نویسد:»تاکید آیت‌الله علی خامنه‌ای بر این نکته که در صورت تحقق تهدید‌های نظامی خارجی، دامنه نبرد از حدود جغرافیایی ایران فراتر خواهد رفت، نشانه اشتراک نظر مسئولان جمهوری اسلامی پیرامون جدی بودن خطر رویارویی نظامی در آینده نزدیک و همچنین نگرانی آنها از عواقب احتمالی چنین برخوردی است. پیش از وی، علی شادمانی، رئیس اداره عملیات نیروهای مسلح جمهوری اسلامی، از آماده ساختن سه طرح نظامی تلافی‌جویانه در قبال هجوم احتمالی خارجی خبر داده بود.

file:///C:%5Chaatef
محمود احمدی‌نژاد نیز در روز دوشنبه، چهار مردادماه، و در گفت‌وگویی با پرس تی‌وی، تلویزیون برون‌مرزی انگلیسی‌زبان جمهوری اسلامی، گفته بود: «من اطلاع می‌دهم، آنها تصمیم گرفته‌اند تا سه ماه آینده علیه حداقل دو کشور منطقه عملیات (نظامی) انجام دهند.»

ناظران سیاسی از سر گیری مذاکرات صلح خاورمیانه با شرکت بنیامین نتانیاهو ، محمود عباس و باراک اوباما ،کشیده شدن پای جمهوری اسلامی به پرونده ترور حریری توسط  دادگاه بین‌المللی رسیدگی به ترور رفیق حریری را در کنار تدارک حمله و تنگتر کردن حلقه محاصره  جمهوری اسلامی ایران از طریق گسترش تحریم ها  می بینند .

 

آمریکا رسما اعلام می کند که با مقام های هشت کشور از جمله شماری از همسایگان ایران برای اجرای تحریم ها علیه تهران گفت وگو کرده است. استوارت لیوی، مقام ارشد این وزارتخانه در امور تروریسم و اطلاعات مالی، با مقام های برزیل، اکوادور، ژاپن، لبنان، کره جنوبی، بحرین، امارات متحده عربی و ترکیه برای اجرای تحریم ها ملاقات کرده است.

روزنامه نیویورک تایمز گزارش می دهد کشتیرانی ایران در حال زمین گیر شدن است. سیاست تغییر نام و مالکیت ظاهری کشتی ها لو رفته و بی ثمر شده است.

دولت سوئیس، همین هفته یک میلیون و چهارصد هزار دلار از حساب‌های ایرانی‌ها را مسدود می کند.جمهوری اسلامی می کوشد با تبلیغات خبر پیوستن امارات متحده عربی به تحریم ها را نادرست جلوه بدهد .

آناتولی سردیوکوف، وزیر دفاع روسیه، تازه سوخت رسانی به نیروگاه بوشهر شروع شده که برگ دیگری از سیاست روسیه را رومی کند:» مسکو هنوز تصمیمی برای تحویل موشک‌های زمین‌به هوای اس- ۳۰۰ به ایران نگرفته است.»

ناظران سیاسی ، حرکت مهره ها در منطقه را دنبال می گیرند و به میز شطرنج آمریکا- روسیه می رسند. میزی که به شکل ایران است.

طالبان حاکم بر ایران به جان می زنند تا به این شطرنج سرنوشتی دعوت شوند. احمدی نژاد از همه بی تاب تر می نماید. این هفته به وزارت خارجه بخشنامه می فرستد: «همه دستگاه‌ها و نهادهای مربوطه موظف خواهند بود در فرآیند طراحی و اجرای سیاست‌های راهبردی در خصوص منطقه خاورمیانه، آسیا، دریای خزر و افغانستان در هماهنگی كامل با نمایندگان ویژه رئیس جمهور اقدام نمایند.»

 چهار نماینده ویژه  همگی جزحلقه کوچک نزدیکان رئیس دولت کودتا هستند. امری که به»خیز احمدی نژاد برای قطعدست خامنه ای از سیاست خارجی»تعبیر می شود. مهمترین سمت هم بعنوان  شغل هجدهم نصیب  پدر زنِ پسر احمدی نژاد شده که بعد ازنام گذاری توسط مداحان ویژه رهبر، معلوم نیست باید همان رحیم مشائی خطابش کرد یا نه ؛ آنهم در هفته ای که سند ایران دوستی او هم رو می شود: نابودی موزه ملی ایران.

سرنشینان «قطار» یا» قایق» نظام چنان سرگرم «فتنه‌تحریم‌های بین‌المللی» هستند که در داخل سنگ روی سنگ بند نیست. آدم چاره ای ندارد جز اینکه تفسیر مایکل لدین در وال استریت ژورنال را تحت عنوان «ترک‌هایی در سنگ ايران»   باور کند :» واقعيت اين است که ايران به دردسر افتاده است. رهبران ايران ديگر در انظار عمومی مشروعيت ندارند و نمی‌توانند مشکلات کشور را حل کنند.دولتمردان جمهوری اسلامی امروز بيش از پيش با مخالفت‌های معترضين روبه‌رو هستند و علنا به جان هم افتاده‌اند.»

خبرهای هفته- مشت نمونه خروار- تفسیر بالا را تائید می کنند:

– احمدي‌نژاد در جمع دانشجويان: فتنه‌گران كارشان تمام نشده است .

– حیدر مصلحی، وزیر اطلاعات:  مبارزه با فتنه نيز يکی ديگر از موفقيت‌های بزرگی بود که ما کسب کرديم. اين فتنه نقش بر آب شد.

– محسن قرائتی :کراوات را آدمهای بی سرو پا و ذلیل می زنند.

– هنیه رئیس جنبش حماس باکراوات همیشگی به نفع جمهوری اسلامی سخنرانی می کند.

– مهدی پورفاطمی نماینده دشتستان : ۲۱ میلیارد دلار برای راه اندازی پارس جنوبی به پیمانکاران داخلی کشور داده شده است. تا امروز خبری از این ۲۱ میلیارددلار نیست.

– مركز آمار ایران : مدیران اقتصادی دولت فقط تا پایان سال ۱۳۸۶ با پرداخت بیش از ۲۰ هزار میلیارد تومان (۲۰ میلیارد دلار) وام زود بازده برای ایجاد اشتغال می‌خواستند بیكاران را سر كاربفرستند . در طول یكسال گذشته رقم بیكاران به ۳.۵ میلیون نفر رسیده‌اند.

– ۵۷ ميليارد دلار واردات در سال گذشته ضربه بزرگى به توليد داخل و اشتغال زد.

– حدادعادل از دامادش قاطعانه دفاع می کند: کار آقا مجتبی فقط فقاهت است و عبادت.

 – مجید محمدی، می نویسد: شهادت غلامعلی حداد عادل در مورد مجتبی خامنه ای (داماد وی) آغاز کننده سازوکار دیگری در روال رهبر سازی در ایران است.

– اعضای مکتب قرآن کردستان در ماه رمضان دستگیر می شوند.

– خبرنگار اجتماعی جهان نیوز؛ خیلی نزدیک به سپاه: مشاهدات عينی از سطح تهران گويای اين مطلب است که روزه خواری در سطح تهران به شکل کم سابقه ای رواج يافته است. عده ای با ساختار شکنی و بی توجهی به ملاحظات دينی، در ملا عام به روزه خواری مشغولند.

– حکم اخراج علی کریمی بعلت روزه خواری لغو  می شود.

– نظر رسمی صدا و سیمای  سراداران  درباره پخش ربنا با صداي محمدرضا شجريان: شجريان به خاطر مواضع ضد انقلابي خود ديگر صلاحيت كافي براي حضور در قلب مردم را ندارد. 

– وزارت اطلاعات ايران بار دیگر حسين موسويان را «جاسوس» می  نامد.

– یک سایت ایرانی از مذاکره موسویان با مقامات آمریکائی به نمایندگی از طرف نظام پرده بر می دارد.

– معاون ترافيک شهرداری: مي‌خواهيم تهراني‌ها را دوچرخه‌سوار كنيم!

نماينده ولى فقيه در استان و امام جمعه بوشهر: «آمار نشان مى دهد ۵۰ درصد از طلاق ها و اختلافات خانوادگى ريشه در بى حجابى دارد.»

– لایحه حمایت از خانواده به ایستگاه آخر می رسد تا موردتصویب مجلس قرار بگیرد.

– فعالان حقوق زنان می‌‌گویند این قانون، مجوز توزیع زنان مجرد بین مردان زن‌دار و پولدار است.

– آژانس خبری موکريان، مسدود و کليه خبرهای آن محومی شود.

– حکم اعدام بر محور کپی یک ایمیل برای برادران قاسمی صادر می شود.

–  گروه‌های فشار حامی دولت به دفتر آیت‌الله دستغیب در شیراز حمله می  کنند.

– خانه‌آزادی از خطر اعدام برای شیوا نظر‌آهاری اظهار نگرانی می کند.

– جو بایدن، معاون رئیس جمهوری آمریکا:» نفوذ ایران در عراق بزرگ جلوه داده شده است.دولت ایران بیش از ۱۰۰ میلیون دلار خرج کرد که بر انتخابات ملی (عراق) اعمال نفوذ کند، اما شکست خورد.»

– کروبی:»قسم خورده‌اند که فندق را با پتک بشکنند. مگر می‌شود با رعب و وحشت و ترساندن مردم، حکومت کرد؟ هیچگاه وضعیت سیاسی کشور را اینچنین تصور نمی‌کردیم.»

– مهدی علی: غلط کردیم انقلاب کردیم.

هفته اول شهریور ماه را به پایان می بریم. روانه روز قدس هستیم. روز شعار تاریخی:

– نه غزه نه لبنان، جانم فدای ایران…

و ایران در خطر است . آنان که منافع ملی ایران را قربانی غزه و لبنان کردند، ایران را به آستانه جنگی هولناک رسانده اند.

د رهراس از این سرنوشت است که  خامنه ای طرفدار اتحاد کارگزارانش می شود،دستور قربانی کردن سعیدمرتضوی و دو دستیارش را می دهد و لای در را برای اصلاح طلبان حکومتی باز می کند.

موسوی خواهان اتحاد ملی می شود:» آرای مردم است که می تواند کشور را از بحرانی که در آن گرفتار شده، نجات بدهد و شور و نشاط را به جامعه بازگرداند.»

به ایران شلیک خواهد شد؟ طالبان شیعه که انقلاب مشروطیت را نا تمام گذاشتند، علیه مصدق برخاستند و با کودتای 28 مرداد راه آزادی رابستند و انقلاب بهمن را به مخوف ترین استبداد تاریخ ایران تبدیل کردند،ایران را قربانی»مکتب»خود خواهند کرد