رفتار لجن (هوشنگ اسدی)

هفته دارد به آخر می رسد که ماجرای بزرگی شروع می شود. اعلام خبر کشف توطئه دو مامور جمهور اسلامی برای قتل سفیر عربستان در آمریکا، جهان را به خروش درمی آورد و خشم مقامات ام القرای جهان اسلام را چنان بر می انگیزد که موضوع سرنوشت ساز تست الکل از رانندگان را وا می گذارند و دهان هایشان کف می کند تا عمق فرهنگ «نظام مقدس» را عریانتر به نمایش در بیاورند.

مدعیان هشت آتشه فرهنگ و آزادی و مدیریت جهان، از فرد برگماشته بر سخنگوئی وزارت خارجه، تا فیلسوف نشانده شده بر صندلی ریاست مجلس، و یکی از فرماندهان اصلی سرکوب مردم، دهان به پاسخگوئی می گشایند؛ چندان که در خورگماشتگان «جمهوری اوباش» است.

سخنگوی وزارت امور خارجه در واکنش به «ادعای واهی و بی اساس» مقامات آمریکایی همان حرف های کهنه را تکرار می کند: «این گونه رفتارهای نخ نما که مبتنی بر سیاست های خصمانه و دیرینه محور آمریکایی – صهیونیستی می باشد، نمایش مضحکی به شمار می رود که در راستای سناریوسازی های خاص و با اهداف تفرقه افکنانه از سوی دشمنان اسلام و منطقه تعقیب می شود.»

سرتيپ پاسدار حسين سلامی، جانشين فرمانده کل سپاه همین حرف ها راتکرار می کند: «مضحک و بی اساس»، «سناريويی نخ نما و بی اساس و در حقيقت نوعی فرافکنی و ايجاد انحراف در افکار عمومی دنيا.»

علی لاریجانی که روزی روزگاری از توصیف هائی چون «گردودادن و درگرفتن» استفاده می کرد، حالا غرب را در وضعيت «سکته سياسی» توصیف می کند و می گوید: «آمريکايی‌ها مرتکب شيطنت احمقانه شدند. آمريکايی ها نمی توانند با اين رفتار لجن، جلوی موج بيداری اسلامی در منطقه را بگيرند.»

بیهوده نیست که مصطفی تاج زاده به یاد دستمال های پاک می افتد و می پرسد: «اکنون بهتر از هر زمان دیگر معنای دست ها و دستمال های پاکی که قرار بود با فسادهای اقتصادی به مبارزه برخیزند، معلوم می شود. آیا پاک تر از این دست ها در طول تاریخ ایران مشاهده شده است؟!»

و روزهای هفته سوم مهرماه 1390- مانند تمامی سی و چند سال گذشته- پر است از «دست های پاک» نشستگان بر «قایق نظام» برای مقابله با «رفتار لجن» همه جهان .

سرلشگر جعفری صاحب یکی از دست های پاک است که بادستمال پاک به حضور خامنه ای می رسد: «خدای بزرگ را شاکریم که در عصر غیبت کبرای حضرت بقیة الله الاعظم (عج) از نعمت عظمای نیابت امام معصوم (ع) و ولایت فقیه در ساحت فقیهی عادل، مجاهدی حکیم و رهبری بصیر، هوشمند و جامع شرایط علمی و عملی برخورداریم. شما به حق خورشید پرفروغ اسلام ناب محمدی (ص) و هدایت بخش نهضت بیداری اسلامی در تاریخ معاصر به شمار می‌روید و در عصر جاهلیت مدرن ما را در صراط مستقیم الهی قرار داده اید. »

و همه امور را از «خورشید پر فروغ اسلام ناب محمدی» تحویل می گیرد: «سپاه ديگر بازوی مسلح و توانمند رهبری نبوده بلکه به عنوان بازوی غير مسلح ايشان نيز محسوب می شود. رهبری هيچگونه محدوديتی را برای سپاه در انجام ماموريت قائل نشده اند.»

دست های پاک، سرکوب «حوادثی راکه در دوران تلخ اصلاحات به منظور خاموش کردن نور خدا اتفاق افتاد»، در «آزمايشی بسيار سخت» با کشتن نداو سهراب آغاز کردند. و در هفته ای که مادران داغدار دو جوان جانباخته جهان را به یاری می خوانند، گروه جدید ماموران امنیتی پس از حدود هشت ماه حبس خانگی، مهدی کروبی را برای مدت کوتاهی به منزل پسرش منتقل می کنند تا با اعضای خانواده خود دیدار کند. سهراب و ندا و شیخ دلاور و میلیونها نفر دیگر به راستی «رفتار لجن» داشتند! در سکوت راه می رفتند و پلاکاردی در دست داشتند: «رای من کو؟»

مدیر کل روابط خارجی اتحادیه اروپا در ادامه «رفتار لجن» از «تقاضای نمایندگان اتحادیه اروپا در تهران برای دیدار با میر حسین موسوی و مهدی کروبی» خبر می دهد.

و دست های پاک همچنان در کارند. متهمان حادثه خمینی‌شهردر ملاء عام اعدام می شوند. بیرحمی به اوج می رسد. حتی پزشک قانونی در کار نیست. زندگان به چهره بر دار شدگانی که حاصل سیاست فرهنگی نظامند، آب دهان می اندازند. جواب حاضران پرشمار مراسم اعدام به درخواست تشویق نیروی انتظامی، دشنام وهو ومضحکه است. خبرنگاران را از نوشتن این رویدادها منع می کنند. رقم اعدام شدگان درملاء عام در شش ماه اول سال به 135 نفر می رسد.

دار را برای کشیش زندانی هم آماده کرده اند. پرونده را برای «مقام رهبری» می فرستند. زندگی او در دست «فقیهی عادل، مجاهدی حکیم و رهبری بصیر» است. جای نگرانی نیست. عدل علی و رافت اسلامی از بیت آقا تا دادگاه اسلامی مانع «رفتار لجن» است.

بازداشت شدگان مراسم افطاری تبریزرا در دادگاه مورد ضرب و شتم قرار می دهند. پیشتر عیسی سحرخیزرا باپابند دردادگاهی مشابه محکوم کرده اند. حالا روزنامه نگار زندانی مجددا از صندلی چرخدار استفاده می کند. ۴ مهره در کمر و ۲ تا در گردنش آسیب دیده است. احتیاج به آب درمانی و فیزیوتراپی دارد. اما هیچگونه کاری برایش انجام نداده اند.

پیمان عارف – زندانی جوان را- پیش ازآزادی شلاق می زنند و تصویر پشت خونینش نقش مطبوعات جهان می شود تا همه رد دست های پاک را از نزدیک ببینند. همین سرنوشت در انتظار یک فیلمسازمستند است: «یک سال حبس تعزیری و ۹۰ ضربه شلاق برای مرضیه وفامهر.»

و وزيران امور خارجه اتحاديه اروپا در یک «رفتار لجن» نام ۲۹ مقام دیگر ايرانی را به دلیل نقض حقوق بشر در فهرست محدوديت های صدور ويزا و مسدود کردن دارایی های آنها قرار می دهند. وزیران اطلاعات، فرهنگ و ارشاد اسلامی و دادگستری دولت هم در شمار تحریم شدگانند.

دست های پاک تنها جهان واقعی را از» رفتار لجن» پاک نمی کنند.دنیای مجازی هم در امان نیست: «مقامات ایراني این هفته هشدار دادند که توسعه شبکه هاي اجتماعي به جامعه آسیب مي رساند و اعلام کردند که 17 میلیون عضو ایراني فیس بوک، تهدیدي براي ارزش هاي اسلامي کشور هستند.»

اسلام چنان در خطر است که محمدرضا نقدی – شکنجه گر زاده عراق و مدعی نجات جهان در ایران – کسوت شاعری می پوشد:

» با تفنگش نتوانسته شکارم بکند/ رفته با مطرب و اینترنت و ساز آمده است ناوگانش نتوانسته مهارم بکند/رفته با لُعبتک؟ چشم نواز آمده است بمب و موشک نتوانسته بترسانندم/فیس بوک و توییتر شایعه‌ساز آمده است».

احمدی نژاد مثال از فیلم همفکرش در انصار حزب اله می آورد و منتقدان خود را «حاجی گرینوف» ـ از شخصیت‌های فیلم اخراجی‌ها- می خواند و در ست مثل همان حاجی راه حقیقت را با شعار می زند و درجواب مردم ملایر که فرودگاه می خواهند، می گوید: «قلب احمدی‌‌نژاد فرودگاه همه ملایری‌ های عزیز است.»

کسی هم حتما نمی تواند بپرسد:

– بر سريکصد ميليارد دلارگم شده در دوران پاک ترین دولت تاریخ چه آمده است؟ نمی شد ازآن برای ملایر فرودگاه ساخت؟

و همه اینها در هفته ایست که دستان پاک – به اعتراف دیوان محاسبات- تنها از ابتدای سال90 از ریختن 15 میلیارد دلار به حسب ذخیره ارزی خودداری کرده اند.عامل یک اختلاس مالی 100 میلیاردی هم در اصفهان دستگیر شده است. نشریات آلمانی از انتقال میلیون‌ها یورو به سفارت جمهوری اسلامی در آلمان برای تامین و توسعه فعالیت‌های امنیتی و نیزهزینه کردن در مراکز اسلامی تحت حمایت رژیم در اروپا -مرکز اسلامی هامبورگ، مرکز اسلامی وین، یک سازمان بنیادگرای اسلامی سودانی فعال در اروپا و…..- پرده برداشته اند.

وزیر کشور- سردار محمد نجار- یکی دیگر از پاک دستان به نام است. قول می دهد: «انتخابات بعدی سالم خواهد بود.»

و هاشمی رفسنجانی، محمدخاتمی و جبهه مشارکت در ادامه «رفتار لجن» خود، خواستار انتخابات آزاد هستند ویکی از شروطشان آزادی موسوی و کروبی است.

ماه اول پائیز به هفته آخر می رسد. جهان با گام های بلندبسوی تحولات تازه می رود. خبر اصلی این است: «غلام شکوری، دیگر متهم این پرونده که اکنون در ایران به سر می‌برد، از مقامات ارشد سپاه پاسداران است.»

مطبوعات آمریکا می نویسند: «نیروی قدس، شاخه برون‌مرزی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است که اگرچه اطلاعات و جزئیات رسمی چندانی درباره آن موجود نیست، اما از دیرباز به نقش‌آفرینی نظامی در خارج از مرزهای ایران و حمایت از ترور در کشورهای گوناگون، از افغانستان و پاکستان گرفته تا عراق و سوریه و لبنان، متهم بوده است.»

غلام شکوری از فرماندهان ارتش قدس است. این نخستین بار است که گفته می‌شود عوامل نیروی قدس، کسی را در خاک آمریکا هدف حملات خود قرار داده‌اند. و واکنش جمهوری اسلامی – چنین سریع و خشم آلود- بی سابقه است

رسانه ها، فضا رابه ویژه در آمریکا برای شنیدن اعترافات ایرانی دستگیر شده که درحال «همکاری» است آماده می کنند.

روزنامه کریستین ساینس مانیتور توضیح بسیار روشنگری می دهد: «عادل الجبیر – سفیر عربستان در آمریکا – که هدف ترور بود، همان شخصی است که بر اساس اسناد محرمانه منتشر شده در ویکی‌لیکس، در گفت‌وگو با مقامات نظامی آمریکایی، با اشاره به تحرکات ایران، از آنها خواسته بود که «سر این مار را قطع کنند.»….»

مجله تایم می‌نویسد: «با توجه به نزدیک بودن انتخابات ریاست‌جمهوری در آمریکا، به نظر می‌رسد دولت اوباما باید اقدامات جدی‌تری برای تنظیم و تدوین سیاست‌های خود در قبال ایران انجام دهد، زیرا جمهوری‌خواهان به زودی او را متهم به ملایمت بیش از حد با ایران خواهند کرد و چنین اقداماتی از سوی ایران، به اعتقاد آنان نتیجه نرمش بیش از حد اوباما در برابر سیاست‌های تهاجمی ایران است. حالا همه‌چیز به شدت و حدت واکنش دولت دموکرات باراک اوباما به این «توطئه تروریستی» بستگی دارد.»

بسیاری از صاحبنظران معتقدند: «این رویداد می‌تواند منشا ءتغییرات چشمگیری در خاورمیانه، آمریکا و سراسر جهان باشد.»

مرکز تغییر در لحظه کنونی سوریه است.

آمریکا می گوید: «بشار اسد باید هم‌اکنون از قدرت کناره‌گیری کند.» حرف روسیه و چین یکی است: «بشار اسد دست به اصلاحات بزند یا کنار برود.» سوریه می کوشد یک «9 دی سوری» جورکند. «مردم خودجوش» رابه خیابانها می آورند. سایت دیپلماسی ایرانی که اوضاع سوریه را از بسیار نزدیک دنبال می کند، زیر پای متحد استراتژیک جمهوری اسلامی را در حال خالی شدن می بیند.

ترکیه درنهایت هشیاری سیاست قرارگرفتن در رهبری جهان اسلام راپی می گیرد. روابط اقتصادی با سوریه را مورد تجدید نظر قرار دمی دهد و بحث محاصره اقتصادی این کشور را به میان می کشد. اردوغان در افریقای جنوبی اعلام می کند: «وتوی کشورهای دیگر سبب نخواهد شد که ما در تحریم حکومت سوریه عقب‌نشینی کنیم.»

سرلشگر یحیی رحیم صفوی، مشاور نظامی آیت‌الله خامنه‌ای، که دستهایش به پاکی شهره است، ترکیه را تهدید می کند: «اگر دولتمردان این کشور رفتار خود را تغییر ندهند در روابطشان با تهران به مشکل برخواهند خورد.به نظر من ترک‌ها در یک مسیر غلطی حرکت می‌کنند شاید هم این مسیر را آمریکایی‌ها برایشان تعیین کرده‌اند. ترک‌ها تاکنون مرتکب چند خطای استراتژیک شده‌اند.»

و درآخرین ساعات چهار شنبه خبرگزاری رويترز به نقل از ديپلمات های غربی در آژانس بين المللی انرژی اتمی گزارش می دهد: «انتظار می رود آژانس در نشست ماه آينده خود جزئيات بيشتری از دلايل نگرانی های خود درباره برنامه احتمالی نظامی- هسته ای ايران منتشر کند.»

و روزنامه اشپیگل چاپ آلمان بااین تیتر منتشر می شود: «در انتظار واکنش های تند در آینده نزدیک علیه ایران باید بود.»

پرسش روزاین است:

– بعداز سوریه نوبت ایران می رسد؟

فیلم کوتاهی از استادیوم آزادی منتشر می شود. واکنش مردم به پیروزی شش بر صفر ایران در برابر بحرین این است:

– نه غزه نه لبنان، جانم فدای ایران

واین شعرمادر جانباخته رامین رمضانی، فضای مجازی را پر می کند:

من به چشم های بی قرار تو قول می دهم

ریشه های ما به آب

ساقه های ما به آفتاب می رسد

ما دوباره سبز می شویم

ابراهیم حاتمی کیا و کاکل نظام (هوشنگ اسدی)

 

پرسش خوبی است که چشمان خیس شما منتشر می کند؛ آقای حاتمی کیا:

– درجامعه چه اتفاقی افتاده؟

شما نمی دانید؟ واقعا نمی دانید؟ شما از اشک های امروز سینماگران زندانی، گریه های دیروز رسول ملاقلی پور در دفتر دنگال یوسف آباد، از سیل گریه پریروز فاطمه معتمد آریا درخلوت بی پایان خیابانهای پاریس بی خبرید؟ اسم ندا را شنیده اید؟ سهراب را می شناسید؟

یادتان هست آخرین بار که همدیگر را دیدیم؟ مجله مارا بسته بودند. تازه بسته بودند. زخم ما خیلی تازه بود. ازآن خون می چکید. ازمن پرسیدید:

– چه اتفاقی افتاده است؟

بغضم را خوردم. پرسیدم:

-ـ شما نمی دانید چه اتفاقی افتاده؟ وقتی می دانید که برای شما هم بیافتد.

ما غریبه بودیم آقا ابراهیم. خودی نبودیم. «نظام» ما را بر نتابید که در یک مجله سینمائی که شما خیلی خوب می شناختید، کارکنیم. و ما اولین نبودیم و آخرین هم. «نظام» به تمامی «آژانس شیشه ای» مارا درمحاصره داشت. کاری می کرد که در «ارتفاع پست » بمانیم، یابمیریم یا خانه خود را بگذاریم و برویم.

در زندان های » نظام» تاحد مرگ شکنجه شدیم. بازجویم که حتما شما او رامی شناسید، همان «برادر حمید» که به نام اصلی اش سفیر ایران در تاجیکستان شد، قبل از شکنجه وضوء می ساخت. شلاق رابنام فاطمه زهرا فرود می آورد و بیاد شهدا. چه قشنگ گفتید آقا ابراهیم: «کاکل نظام». کاکل خونی بچه هائی را که در جنگ جان داده بودند تا ایران بماند را بهانه کردند. گرفتند و کشتند و بردند. و می گیرند و می کشندو می برند. برایتان گفته بودم. برای رسول هم گفته بودم. همان روزها که می رفتید ودر هوای محفل بچه های مخلص برگشته از جنگ سم جامعه را درمان می کردید. و تازه آغاز کار بود. ما ضدانقلاب وغیر خودی و فاسد و افسد و مامور شرق و غرب بودیم. با» کاکل نظام» چه کردند؟ چشم های خیستان رابشوئید و به اطراف دقیقتر نگاه کنید. طبقه هشتم بیمارستان خاتم الانبیاء را که حتما دیده اید. یکی از بچه های جبهه که در سینما کار می کرد، مارا به آنجا برد. پنجره ها را چندلایه کرده بودند که سرداران و سربازان اسلام خود را از پنجره به بیرون پرت نکنند. این دلاور مردان جبهه که ماننداشباح در راهروهای خاکستری راه می رفتند «شهدای زنده» بودند.

لازم نیست که من برای شمابگویم. خودتان «کاکل شناس» درجه اولید. با حاج داود چه کردند؟ با هزاران حاج داود چه کردند.

و هنوز کار تمام نیست آقا ابراهیم. «به نام پدر» تتمه «بوی پیراهن یوسف» را «از کرخه تا راین» به باد تمام خواهند داد. از» وصل نیکان» چیزی نخواهد ماند. چیزی هم در واقع نمانده است.

سهمیه دانشگاه واقعاچیزی نیست. اما چرااز سهمیه ای نمی پرسید که صفرهایش را نمی شود شمرد واین روزها کاسه رسوائی اش از بام افتاده است؟ «دیده بان» شما انگار سالهاست «برج مینو» را ترک کرده. غارت را نمی بیند. آقا ابراهیم حتی دارند به اسم «کاکل نظام» دریاچه رضائیه را می کشند. آذربایجان در خونت شعله نکشید، وقتی شنیدی که مردم به ترکی می خوانند:

گلین گداخ آغلیاخ، اورمو گلین دولدوراخ
بیان بریم گریه کنیم، دریاچه ارومیه رو پر کنیم

می بینی آقای حاتمی کیا، فقط چشمان شما خیس نیست. مردم آذربایجان می خواستند بگریند ودریاچه ارومیه را پر کنند و میراث خواران، کاکل خونی بچه های جنگ جوابشان را با باطوم و زندان دادند.

آقا ابراهیم که به صداقت می شناسمت. چشمهای خیس ات را بشور. جوری بشور که سهراب گفت. انقلابی که ما به رویای آزادیش و تو به ندای اسلامی اش دلباخته بودیم، سالهاست بخاک سپرده شده است. خوب که نگاه کنی اوباش جای سرداران را گرفته اند. کاکل های خونین بهانه نشستن در کاخ های افسانه ای شده است. مگر می شود هنرمند بود و این فاجعه را ندید؟ می توان حاتمی کیابود و از این واقعیت تن زد؟

چه اتفاقی افتاده است آقای حاتمی کیا؟

هیچ. هیچ. «هویت» ما را دزدیده اند.

و شما اینرا بهتر از من می دانی آقای حاتمی کیا. نمی دانی؟ باور کنم که اوباش را بجای فرماندهان جنگ پذیرفته ای؟ فکر نمی کنی روز مبادا که برسد، حاج داود و محمد جهان آراء و باکری و…. از تو خواهند پرسید:

-ـ چرا سکوت کردی و فریاد نزدی، ای ابراهیم، ای بچه پاچنار؟

آقا ابراهیم! اتفاقی که در جامعه افتاده این است:

– مردان آرمانی به» رنگ ارغوان» پشت کرده اند و دارند به بارگاه قدرت «روبان قرمز» می بندند.

نکند این اتفاق شوم برای ابراهیم حاتمی کیا «متولد سال 1340 در یک خانواده مذهبی با اصالت آذربایجانی» هم بیافتد.

 

هوشنگ اسدی

مامور ما در نیویورک

«50 اعدام در سه هفته؛ 30 اعدام در سه روز» عنوان پایانی شهریور ماه است که درآن شمارش صفرهای اختلاس افسانه ای به شعبده آزادی دو آمریکائی پیوند می خورد.

نوجوان دیگری را باشمارش» ماه قمری» به» بلوغ شرعی» می رسانند تا در ملاء عام با جرثقیل وارداتی شرکت متعلق به سپاه بردارش کنند و تیتر:» از جرتقیل تا جان آدم در اختیار سپاه پاسداران است،» را مجال زایش بدهند.

سردار سبک وزن فیروز آبادی شهادت می دهد:» آقا مثل خورشید در اجلاس می درخشید» تا همه را بیاد حضور» گدا گشنه های» همیشگی میهمان اجلاس اهل بیت بیاندازد که این بار جمع شده اند  تا «بهار عربی» را به زور فرمایشات آقا به» بیداری اسلامی» تبدیل کنند.

در میان بیش از 1000 شرکت کننده داخلی و خارجی در این اجلاس که هیچ چهره سرشناسی از دست اندرکاران بهار عربی در آن حضور ندارد ،»آقا» با «سهم‌خواهی قدرت‌های خارجی در انقلاب‌های منطقه» مخالفت می فرمایند. امانیکلا سارکوزی و دیوید کامرون برای این حرف تره هم خردنمی کنندو ناغافل در لیبی پیداشان می شود.هردورسما ازجانب پاریس و لندن می گویند:» قذافی: تسلیم شو!» لابد برای اینکه این تیتررا ببیند:» واگذاری کرسی لیبی در سازمان ملل به مخالفان معمر قذافی.» و از اوضاع سوریه هم باخبر شود:» مخالفان بشار اسد، شورای ملی تشکيل دادند»و:»  روزنامه حریت: هشدار اردوغان به ایران در مورد حمایت از سرکوب در سوریه.»

خبرگزاری سپاه – فارس- جواب جمهوری اسلامی رامنتشر می کند:» هشدار شديداللحن جمهوری اسلامی به ترکيه:پايتان را از گليم خود درازتر نکنيد. يک مقام عاليرتبه نظام در پيامی به رجب طيب اردوغان به شدت نسبت به فتنه انگيزی‌های جديد ترکيه در صحنه منطقه هشدار داده و سرنوشت اين گونه خدمات به آمريکا را محتوم به سرنگونی دانسته است.»

ترکیه داردهمان راه روسیه را می رود. تیتر این است:» باور۳۷۳ به جای اس ۳۰۰ » و خبر:»پس از تحولات نظامی اخیر در منطقه، به ویژه در پی اعلام استقرار سپر موشکی نیروهای پیمان آتلانتیک شمالی در ترکیه و همچنین بی نتیجه ماندن شکایت جمهوری اسلامی از روسیه برای عدم تحویل سیستم موشکی اس 300، مقامات ارشد سپاه پاسداران که از روس ها قطع امید کرده اند مدعی شدند بزودی نمونه بومی سازی شده اس 300 با نام »باور373» را خواهند ساخت. «

 برزیل هم به » دوستان سابق» جمهوری اسلامی می پیونددو»دولت برزیل با فاصله گرفتن از مواضع پیشین خود نسبت به اینکه برنامه هسته‌ای ایران به طور کامل صلح‌جویانه باشد ابراز تردید» می کند.

نروژ هم یک آجر دیگر از زیر پای صنعت نفت می کشد. خبرعنوانش این است:» شرکت بزرگ نفتی نروژ به فعالیت های خود در ایران پایان داد» و متنش:» شرکت چند مليتی استات اويل هيدروی نروژ تمامی فعاليت‌های نفتی خود در صنعت نفت ايران را متوقف کرد.»

یکی از پر خواننده ترین عناوین خبری هفته این است:»در جلسه محرمانه لندن چه گذشت؟» و جوابش:» سید سلمان صفوی برادر سید یحیی رحیم صفوی، فرمانده سابق سپاه پاسداران و مشاور نظامی کنونی رهبر جمهوری اسلامی، انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری را یک «کودتای سیاسی» خوانده است.»

زندگینامه رهبر جمهوری اسلامی این هفته از بی بی سی پخش می شود. سردبیر تلویزیون فارسی بی بی سی ، این مستند را » یک فیلم خیلی معمولی» می خواند و جمهوری اسلامی برای جلوگیری از انتشارش بیانیه می دهد، روی امواج پارازیت سنگین می اندازد، عده ای راکه هیچ ربطی به این برنامه و بی بی سی ندارند  در یک عملیات «فوق جاسوسی» کشف ودستگیر می کند و تا جائی می رود که حرف وزیر ارشاد تیتر شود:» همکاران بی بی سی فارسی معاند محسوب می‌شوند.» و در کنار این عنوان قرار بگیرد:» جایزه نورنبرگ، «مال حرام» است.»

هفته آخر شهریور است و » قوه مستقل قضائیه»حسابی دستش پر است.معاندین همکاربی بی سی، برنده جایزه حقوق بشری نورنبرگ، دراویش گنابادی ، فعالان مدنی تبریز و 19 نفر که تاحالا معلوم شده در اختلاس «سه هزار میلیارد تومانی» دست داشته اند و رئیسشان هم کسی است که اتوموبیل رئیس جمهور مردمی را خرید. بقیه دستگیر شدگان معلوم نیست ، گرفتار کدامیک از»مامورین بد نام امام زمان» هستند،اما این تیتر را باید

درتاریخ ثبت کرد:» محسنی اژه‌ای مسئول نظارت بر پرونده اختلاس سه هزار میلیاردی شد.»

 گوشت راداده اند  دست گربه. دادستان کشور که دستش تا مرفق به خون جوانان آلوده است و رد دندانش هنوز بر بازوی عیسی سحرخیز باقی است، چنان بر اوضاع اشراف دارد که در روزنامه ها این تیتر را می خواند:» متهم با هواپیمای اختصاصی رفت .»  ومتهم، همان رحیم مشائی است که قرار بود همراه اعضای باندش دستگیر بشوند و دردقیقه نود بار سفر می بندد.

لابد محسنی اژه ای منتظر است تا پرونده عاملان» چند اختلاس میلیاردی دیگر در دو روزاخیر»ـ- براساس تیتر خبرآن لاین-ـ  را برایش بفرستند، «باند مشائی» حتما از تیتر شدن تن خواهند زد، تا بلکه معامله پشت پرده را با شیطان بزرگ جوش بدهند. محمود احمدی نژاد  هم دنبال جنجال و عنوان است تا فعالیت همکاران علنی را بپوشاند. زمینه را با مانور ماهرانه و کشدارآزادی دو امریکایی فراهم کرده و نرسیده»نخ» را می دهد. اولین عناوین را ببینید:» احمدی‌نژاد: هیچ‌ گونه دلیلی برای تنش با آمریکا وجود ندارد.» و خبر های نخستین را:» هیچ‌گونه دلیلی برای تنش با آمریکا وجود ندارد و در شرایط عادلانه و احترام‌آمیز آماده تعامل و گفت‌وگو هستیم.»

باراک اوباما رییس جمهوری آمریکا نیمه شب چهارشنبه به وقت تهران می گوید:» دولت ایران نمی تواند صلح آمیز بودن برنامه هسته ای خود را ثابت کند، به تعهدات خود هم عمل نمی کند و تمامی پیشنهادهایی که می توانند به دسترسی این کشور به برنامه هسته ای صلح آمیز کمک کنند، را رد کرده است. اگرایران و کره شمالی  در مورد برنامه اتمی خود با قوانین بین المللی همراه نشده و به آن عمل نکنند، با انزوای بیشتری روبرو خواهند شد.»

امروز( پنج شنبه) رئیس جمهوری «نظام مقدس» در سازمان ملل برای چندمین بار حرف می زند. باید جواب اوباما را بدهد. معلوم نیست فرشتگان مقرب از تهران همراهش آمده اندیانه،نور ازپیشانی اش دوباره تتق می کشد یا نه، صندلی های خالی برایش دست می زنند یانه؛ اما بی شک حرف محسن قرائتی را تکرار نمی کند:» جوانان نماز نمی‌خوانند .» این عنوان را هم به روی مبارک نمی آورد:» صندوق بین‌المللی پول: ایران رکورددار تورم خاورمیانه و آفریقای شمالی است.»

 احمدی نژاد که» اخ است و گریه می کند.» اینهمه راه نرفته تا این حرفهای صد تا یک غاز را بزند، وظیفه او نجات جهان است و بس.

و لابد در روزی که سالگرد جنگ با عراق می رسد و همه به خاطر خواهند آورد که شعار «جنگ جنگ تا پیروزی»چگونه به نوشیدن جام تلخ برای ولی فقیه اول تبدیل شد، گوشه ای  ازنتایج سیاست های ولی فقیه دوم رامقابل روخواهند داشت.

تیتر تحلیل واشنگتن تایمز این است:»ایران هسته ای در برابر سازمان ملل.» و فشرده نظرش چنین:»بنا بر گزارشات امنیتی، محمود احمدی نژاد، قصد دارد محدودیت های اعمال شده از سوی جامعه جهانی را به کلی کنار بگذارد و به سوی تولید بمب هسته ای حرکت کند. او روز پنج شنبه بار دیگر نمایش سالیانه خود را در سازمان ملل بازی خواهد کرد. احمدی نژاد به خاطر مخالفت های آشکار با غرب در اجلاس سازمان ملل معروفیت دارد، ولی امسال وضعیت فرق می کند. با پیشرفت های هسته ای تهران در سال گذشته، تهدید هسته ای ایران از تهدید فرضی به تهدید بلافصل تبدیل شده است. با فقدان روشی محسوس و روشن برای تشخیص تهدیدهایی از این دست، سازمان ملل، که خود را وقف حفظ صلح در جهان کرده است، موجودیت خود را در خطر می بیند. »

تابستان بااین تیترها تمام می شود:

آمريکا :»ايران در برنامه اتمی خود به طفره روی، انکار وخدعه و نيرنگ متوسل می شود.»

کاترین اشتون:» بازداشت سلطانی، بیانگر زوال آزادی‌های سیاسی و مدنی در ایران.»

و این شعر علیرضا شاعر جوان زندانی روی فیس بوک انتشار می یابد:

باد را از بند می ترسانند
مرا از تنهایی
با تو
هیچ سلولی
انفرادی نیست

کدام شلاق؟ هوشنگ اسدی

 

هوشنگ اسدی: به خشم و خروش آمده ایم باز. شلاق بر تن همه ما فرود آمده است. تک تک مارا با دستبند وپابند به اوین برده اند و شلاق زده اند. تحقیرمان کرده اند همان اوباش که در تابستانی دیگر گل های باغمان را بر لوله های شوفازخانه آویختند. فریادشان هنوز در گوشم است:

– حاجی بیا حال کن…

حاجی و گل های سرخ

تازه نیست این تازیانه جهل. از همان فردای پیروزی انقلاب اسلامی بر قامت ایران فرود آمده است و سی سال و بیشتر است که مدام، مدام مارا می کوبد. سمیه تازه ترین است تا امروز و اولین نیست و آخرین هم نیست. خروش زنان بی حجاب را بیاد بیاوریم در اسفند ۵۷٫ برآنان یورش بردند . بی حجاب ونا مسلمانی اتهامشان بود. به تصویر سمیه بنگرید. به کلماتش. به تمامی زنی مسلمان است و با حجاب. شلاق بر پیکرش فرود می آید. ازهمان دم که شاعر بزرگ آزادی” بن بست” را چون پیشگوئی پیامبرانه ای تقد یم ادبیات ایران کرد:

قصاباناند
بر گذرگاهها مستقر
با کُنده و ساتوری خون آلود
و تبسم را بر لبها جراحی می کنند

وسی و چند سال است که روزگار غریبی است نازنین. شلاق می زنندو ما به خروش در می آئیم. می کشند و فر یاد ما ن به آسمان می رود. همه ندا می شویم. همه به هیئت سهراب در می ائیم. و بعد در خود می شویم، به خود باز می گردیم.

تبسم را بر لبها جراحی می کنند. دهانت رامی بویند. فرهنگت را بخاک می سپارند. بر شیرین و فرهاد راه می بندند. هدایت و فرو غ را حذف می کنند. سی سال است، نرم نرمک فرهنگ ایران را، میراث انقلاب مشروطیت را سر می برند.حتی، راه بر رود می گیرند و تیغ بر گلوی دریاچه می کشند.

و ما چون عادتی کهنه دیگر، به خشم وخروش در می آئیم. هق هق گریه هایمان ستاره ها را فرومی کشد. ژرفنای اندوهمان بر سینه کوه سنگینی می کند. وباز، درخود می شویم. به خود باز می گردیم. و تا نگاه کنی” همه کیهان شده ایم.”

همه کیهان شده‌ایم

اکنون، زخم سمیه بر تنمان گل کرده است. بازبه خشم و خروش درآمده ایم. اما بخود نیامده ایم. کدام شلاق ما را بخود خواهد آورد. کی ا زخود در خواهیم آمد و بخود خواهیم آمد؟

کدام شلاق باید به ما بگوید: از ماست که بر ماست. که تا چنین پراکنده ایم، تا تاب شنیدن سخن هم را نداریم، تا گلوی هم می دریم و من استبدادی بر روح تک تکمان سلطه دارد، تا قلبمان با ضربان جدائی می زند؛ روزگار چون سی و اندی ساله خواهد رفت.

– براستی کدام شلاق مارا بخود خواهد آورد؟

زیر آب نظام – هوشنگ اسدی

رئیس جمهور امام زمانی که حالا نظریه پرداز اومانیسم شده است، حرف آخر را اول هفته می زند: کار تمام است. سپاه «ساده‌لوح و غافل» می داندش هنوز، و محموداحمدی نژاد در هفته ای که بزرگترین اختلاس تاریخ ایران به مبلغ ناچیزسه هزار ميلياردیلو رفته، دولتش را «پاک ترین دولت تاریخ» می داند و دارد برای چندمین باربه دامان «شیطان بزرگ» می رود. نیویورک:مکانی برای شعار درآشکار، سازش در خلوت.

هفته سوم شهریور است و اوضاع چنان آشفته وخطیر که 17شهریور فراموش می شود.  لینک سالگرد درگذشت آیت اله طالقانی به داغی نمی رسد. وهیچ کس هم یادش نیست در شهریور 1320ایران توسط متفقین اشغال شد الا احمدی نژاد که این ماجرا را هم دکانی کرده ست برای عوامفریبی.

تبلیغات دامنه داری شروع شده است تا چهره «امام خامنه ای» و رئیس جمهورش بر محور آزادی دو آمریکائی از تاریکی دیکتاتوری به روشنای آزادی خواهی آورده شود.

و احمد جنتي که خبر تائید دولت احمدی نژادرا از طرف امام زمان آورده بود، این باربعد از دیدار ناتمامش با عزرائیل پیامی دارد: «ولايت فقيه براي اين است كه جلويديكتاتوری‌ها را بگيرد.»
هفته ای  است که پلیس بين الملل- اينترپل- برای دستگيری معمر قذافی، فرزندش سيف الاسلام و عبدالله السنوسی، رئيس سابق سازمان اطلاعاتی ليبی، حکم بازداشت «قرمز» صادر کرده است. ولی فقیه که گویا صرف نداشت جلو دیکتاتوری قذافی رابگیرد، حالا دیکتاتور دیگر درحال سقوطی را که بشار اسد باشد و مخفیانه به تهران آمده تشویق به انجام «اصلاحات» می کند.

معلوم نیست در آن دیدار رئیس جمهور سوریه شعار «مرگ بردیکتاتور» خیابانهای تهران را به خاطر «کنترل کننده دیکتاتوری» آورده باشد یانه، اما حتما در بولتن های محرمانه این حرفهایمصطفی تاجزاده را منتشر کرده اند:

«اقتدارگرایان ایرانی تلاش می‌کنند با تجرید، تجزیه و تفکیک اصل ولایت فقیه از پیکره قانون اساسی، آن را عملاً به شکل «خدا- ولی فقیه- ایران» در آورند و به این ترتیب روایتی ولایی از اصل شاهنشاهی «خدا- شاه- میهن» به دست دهند.»

 رهبر جمهوری اسلامی  با افزودن معنای جدیدی از مطلقه به فرهنگ سیاسی بر همه این حرف ها خط بطلان می کشند: «مطلقه يعنی در دستِ کليددار اصلی نظام، حالت انعطافی وجود دارد. ولايت مطلقه فقيه يعنی انعطاف پذيری دستگاه ولايت.»
محمود احمدی نژاد، هم می گوید: «در ايران دمکراسی کنترل نشده وجود دارد و  من نماينده اکثريت هستم و در انتخابات آزاد و واقعی آرای اکثريت شرکت‌کنندگان را به دست آورده‌ام. کار تمام است.»

حالا «سارکوزی فکر می کند رئيس جنگل است»- به گفته رئیس دولت کشوری با دمکراسی کنترل نشده- فکر کند، اصل مردم ایرانند، که در فهرست «شاد‌ترین مردم دنیا» قراردارند وآنهم درجایگاه ۲۰۲، از بین ۲۲۰ کشور. و تازه دراین هفته یکرکورد جهانی دیگر هم نصیبشان می شود. خبر را روزنامه شرق می دهد: «انجمن صادر‌كنندگان گوشت گاو برزیل به تایمز‌مالی اعلام كرده كه ایران با پشت‌سر گذاشتن روسیه در سال‌جاری میلادی تبدیل به بزرگ‌ترین بازار صادرات گوشت گاو برزیل شده است.»

اصلا هم  مهم نیست که بین۱۰ تا ۳۰درصدبرقيمت دارو‌ها افزوده  شده و یابر اساس گزارش آکادمی ملی علوم آمریکا، ایران تا سال 2015 از صادرات نفت باز می ماند. مهم این است که ایرانیان آزادی کنترل نشده دارند.

و برای از بین بردن این «آزادی» است که جهانیان دست به دست هم داده اند. این هفته پروژه ۱۳۰ ميليون دلاری «نگهبان خزر» با همکاری آذربايجان، قزاقستان و ترکمنستان عملياتی می شود. آذربايجان دو رادار جديد  را با کمک امريکا، يکی در آستارا (مرز ايران) و ديگری در منطقه خيزی (مرز روسيه) مورد بهره برداری قرارمی دهد .۱۰ ميليون دلار کمکهای بلاعوض نظامی آمریکا در قالب ارائه قايق های تندرو، تجهيزات ديدبانی و ارتباطاتی پيشرفته به آذربايجان همدر راه است.

اوراسیا- نشریه روسی – می نویسد: «شادی مقامات جمهوری اسلامی از بحران اخیر در روابط ترکیه و اسرائیل، با انتشار خبر استقرار سیستم دفاع موشکی ناتو در ترکیه، به سرعت جای خود را به خشم می دهد. ترک ها این تصمیم را علی رغم درخواست های مکرر ایران برای عدم استقرار این سیستم در ترکیه، گرفته اند.»

جمهوری اسلامی، یک هفته بعد از سخنان نیکلای سارکوزی،  با ارسال نامه‌ای به سازمان ملل متحد رسماً از  رئیس‌جمهوری فرانسه، شکایت می کند: «در صورت حمله خارجی به خاک ایران «بدون تردید و درنگ» به آن واکنش نشان خواهد داد.

این نامه تازه منتشر شده  که تونی بلر- نخست وزیر  سابق انگلستان- به سارکوزی می پیوندد و حرفش تیتر روزنامه گاردین  می شود: «تغییر نظام ایران، موجب خشنودی منطقه.»

سخنگوی وزارت خارجه جمهوری اسلامی، اظهارات تونی بلر، نخست وزیر اسبق بریتانیا را بی ارزش می داند وشایسته پاسخ نمی شمارد، اما احمدی نژاد به این سخنان  واکنش نشان می دهد: «شما آرزويتان را به گور مى‌بريد من چه باشم يا نباشم شما كارتان تمام است و رو به جهنم مى‌رويد».

اخباری که از پیش نویس گزارش تازه آژانس بین‌المللی انرژی اتمیبه مطبوعات راه یافته، زمینه سخنان  سارکوزی-ـ بلر را آفتابی می کند: «گزارش حاکی از «نگرانی فزاینده» در باره «فعالیت‌های مربوط به توسعه محموله هسته‌ای برای استفاده در موشک‌هااز سوی ایران» است.»
«گزارش تازه و حیاتی» که به جزئیات میزان «توسعه بار هسته‌ای» و کاربرد موشکی آن در ایران می پردازد در اجلاس هفته آینده آژانس مطرح می شود.

سعید جلیلی، مذاکره‌کننده ارشد هسته‌ای جمهوری اسلامی، با ارسال نامه‌ای به کاترین اشتون، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا  به سیاستی  نخ نما توسل می جوید واز آمادگی ایران برای ازسرگیری دور جدیدی از گفت‌وگوهای هسته‌ای با قدرت‌های بزرگ خبر می دهد.

دشمنان برای انتخابات هم برنامه دارند که کاشف آن سردار نقدی، بی نیاز از معرفی، است: «تبديل انتخابات به چالشی برای نظام» و برای مقابله  باآن: «بايد هوشيار و با يکديگر صميمی باشيم و خويشتنداری کنيم. رقابت انتخاباتی حدی دارد، بايد حد شرافتمندانه آن حفظ شود.»

بیانیه مجلس خبرگان اولین قدم شرافتمندانه را بر می دارد: «به فتنه‌گران قدیم و جدید نصیحت مى‌کنیم که اگر با سیل خروشان ملت همراه نشوند، غرق مى‌‏گردند.»

فتنه قدیم را برادر محمدحسین صفارهرندی و اخراجی دولت احمدی نژاد، به دو دسته تقسم می کند «فتنه اصغر»- اعتراضات تیر 78- «وفتنه اکبر» – اعتراضات پس از انتخابات 88 – و جوری ادامه می دهد که انگار دارد بازهم سر مقاله کیهان را می نویسد: «می خواستندزیر آب اسلامیت نظام را بزنند. حقیقت اصلی در فتنه 88 براندازی نظام بود که 10 سال پیش از این یکی از عوامل مؤثر فتنه اعلام کرده بود که آنها به دنبال جایگاهی تشریفاتی برای رهبری هستند».

روح اله حسینیان ـ یار گرمابه وگلستان سعید امامی- که خودرا «جزو اخراجی های 4» می داند، می گوید: «تحليل لاريجاني اين بود كه موسوي رأي مي‌آورد.» وهمگان را به یاد تبریک پیروزی موسوی توسط لاریجانی می اندازد که تکذیبش را کسی باور نکرد و معنای زندانی بودن میر حسین موسوی را هم بیشتر روشن می کند.

حمید رسایی، نماینده حامی احمدی نژاد که اکنون به مخالفان مشایی پیوسته، از برنامه مفصل برای مقابله بافتنه جدید خبر می دهد: «جبهه پایداری تاكنون مجموعه‌ای از اظهار نظرهای 474 شخصیت‌ ملی در خصوص فتنه 88 و كودتای شكست خورده سبز را تهیه كرده و اگر مسیر حركت به سوی كسانی برود كه فاقد شرط اعلام شده باشند با انتشار عمومی مواضع این افراد جلوی هرگونه انحراف از منشور جامعتین را خواهد گرفت».

برخی از این خواص به گفته حجت الاسلام رهدار، عوام هستند: «مقدس‌های نادان»همچون ابوموسی اشعری. و فعلا یکیشان معرفی  شده است: علی مطهری. و یکی از اساتید حزب موتلفه هم که اسداله بادامچیان باشد، می کوشد هاشمی رفسنجانی رااز فهرست بیرون بکشد.

یک سر دیگر فتنه جدید را داوود احمدی نژاد معرفی می کندو اندکی مرز رقابت های «شرافتمندانه» را گسترش می دهد. برادر رئیس دولت مستقر  با مقایسه «جریان انحرافی» با «کاهنان معبد آمون» در عصر حضرت یوسف، آنان را به فساد «مالی، سیاسی و اخلاقی» متهم و خاطرنشان می کند: «این جریاندر صدد انحراف افکار عمومی و سنگ‌اندازی در زندگی مردم و چالش در نظام‌ ولایی است».

محموداحمدی نژاد، معتقد است: «این‌ها جریان انحرافی نیستند و خیلی هم آدمهایی ولایی و زلالی‌اند.»

ومصباح از یزدی ازراه می رسد. روزهائی  است که معلوم شده دادگاه به شکایت رحیم مشائی از منصور ارضی رسیدگی نمی کند. مفسر نظریات طالبانی» رهبر فرزانه» خیلی خیلی «شرافتمندانه» حرف های مداح محبوب رهبری را که مشائی را «آلت تناسلی» احمدی نژاد خوانده بود، تغییر می دهد و او را «تیر سه شعبه» می خواند. کاری هم به اظهارات همسایگان مشائی ندارد که می گویند سحرگاهان با صدای مناجات او بیدار می شوند.

هفته به انجام می رسد.  بازی آزادی دو زندانی آمریکائی ادامه دارد. قوه قضائیه «مستقل» جمهوری اسلامی می گوید آنها آزاد نشده اند و درخواست وکیلشان درحال بررسی است. محمود احمدی نژاد را که می گوید بخاطر رهبری سکوت کرده بازی داده اند و یا قرار است نسیم رافت اسلامی از بیت آقابوزد؟

دیوید کامرون، نخست وزیر بریتانیا، برای رام کردن شریک سرکش به روسیه رفته است تا ضرورت تغییر در سیاست‌های فرصت‌طلبانه کرملین در قبال تحولات منطقه‌ای را به ولادیمیر پوتین، نخست وزیر، و دیمیتری مدودیف، رئیس جمهور آن کشور، خاطرنشان کند.

و متن نامه ای از هدی صابر در فضای مجازی منتشر می شود:

باز جهان چرخان است

میل ها پویان است

و آینده، امیدواران

روشنی فردا از درز دیوارها، بس هویدا

***

برخی مطالب و مقالات هوشنگ اسدی:

حاجی و گل‌های سرخ نویسنده هوشنگ اسدی

وافور بختیار  نویسنده هوشنگ اسدی

خجالت خجالت نویسنده هوشنگ اسدی

همه کیهان شده ایم نویسنده هوشنگ اسدی

شاه رفت ، خامنه ای امد نویسنده هوشنگ اسدی

قاتل شاهزادهنویسنده هوشنگ اسدی

نازلی سخن نگفت نویسنده هوشنگ اسدی

این سایت جدید شماست؟ برای فعال‌سازی ویژگی‌های مدیریتی و رد کردن این پیام، وارد شوید.
وارد شدن