عمه ودایی دو رهبر

 

بهمن ماه ایام رفتن «دیو» را پشت سرمی گذارد وبه سوی روز آمدن «فرشته» گام بر می دارد؛ وکارجهان چنان می شود که خبر نابودی کل خانواده عمه رهبر کره شمالی بر صدر اخبار می نشیند و دایی همتایش درایران زبان به انتقاد می گشاید.خبر از معامله روحانی با رهبر بر سر آزادی ها می رسد ؛ودراین میان سپاهیان، امنیتی ها و مداحان که قدرت های بزرگ را شکست داده اند و خیالشان راحت است که آزادیخواهان در کنترلند، برای رفع بیکاری به فکر «احیا و حفظ زبان فارسی» می افتند.

باراک اوباما، رئیس‌جمهوری آمریکا، درسخنرانی سالیانه خود در کنگره آمریکا ۹ بار از ایران نام می برد وبازهم از تلاش‌های دیپلماتیک خود در برابر ایران دفاع می کند. با یک «اگر» مهم: «اگر رهبران ایران این فرصت را درنیابند، آن وقت من اولین کسی خواهم بود که تحریم‌های بیشتری خواهم خواست و برای استفاده از تمام گزینه‌ها آماده خواهم بود تا مطمئن شوم ایران سلاح هسته‌ای نخواهد ساخت.»

و بعد سراغ » اما» هایی چند می رود:» اما عدم اعتماد بین دو کشور از بین نرفته است.این مذاکرات بر مبنای اعتماد نیست. حمایت ایران از گروه‌های تروریستی مانند حزب‌الله، برای ما روشن است. هر توافق جامعی که به آن دست پیدا کنیم باید بر اساس کنشی قابل اثبات باشد تا ما و جامعه بین‌المللی را قانع کند، ایران به دنبال ساخت سلاح هسته‌ای نیست.»

محسن رفیق‌دوست٬ وزیر سپاه در دولت میرحسین موسوی٬ تاریخچه ای از تلاش جمهوری‌اسلامی برای دست یابی به بمب اتم را فاش می کند. يك مدیر منصوب رهبر جمهورى اسلامى، اعلام می دارد: «به توافق ژنو اعتراضنکنید! تصمیم نظام است.» و هاشمی رفسنجانی برای هزارمین بار نشانی رهبر را می دهد: «رهبری نظام هم قبل و هم بعد از مذاکرات، تیم دیپلماسی و کارهایشان را تایید کردند.»

۱۵۰ نماینده مجلس که ظاهرا از همه تحولات هسته ای بی خبرمانده اندو می دانند «توافق درشرایطی نابرابر بوده» درنامه ای به علی لاریجانی خواستاررویت متن توافق نامه می شوند.

ورئیس جمهور امریکا که برخلاف نمایندگان مربوطه و ملت ایران از جزئیات هم مطلع است، دست روی سوریه می گذارد که سرنوشت سیاسی اش درژنودر مسیررقم خوردن است: «سوریه بدون دیکتاتور، ترور و ترس.»

ترکیه که یک پای اصلی ماجرای سوریه است، نخست وزیرش را به » ام القرای اسلام» می فرستد.رجب طیب اردوغان که دولتش هنوز با پرونده «فساد مالی» رضا ضراب تاجر ایرانی‌تبار دست و پنجه نرم می‌کند٬ به پایگاه اصلی آن فساد می آید؛ جایی که آب از آب تکان نخوردو قضیه با دستگیری یکی از هزاران معلول فساد که بابک زنجانی باشد، جمع شد.

صفایی فراهانی که بعدازسی وچند سال مدیریت، فعلا سمتی ندارد، دست روی این «نظام فاسد» می گذارد: «توان مدیریتی کشور خالی شده است.نظام اداری ایران به دلیل از دست دادن توان کار‌شناسی و مدیریتی خود تبدیل شده به یک نظام بوروکراتیک فاسد. این نظام فاسد فقط می‌تواند از هر قانونی که شما در ظرف آن بریزید، فساد بیشتری تولید کند. قانون را در تفسیر‌ها گوناگون و نا‌مربوط حل و از آن سوءاستفاده می‌کند تا بتواند نیت خود راکه سوءاستفاده از فرصت است، پیش ببرد.»

یکی دیگر ازاین مدیران که میدان را خالی می کند محمدعلی نجفی رئیس سازمان میراث فرهنگی است که به دلیل «مشکلات قلبی و با توصیه پزشک» از حسن روحانی٬ رئیس جمهور٬ می خواهد که از او «در سمتی کم استرس‌تر» استفاده کند.

و مقامات دولتی و نظامی و امنیتی که در»استرس کشی» تخصص دارند، به فکر زبان فارسی می افتند. علی‌اصغر فانی وزیر آموزش و پرورش از تشکیل «اتاق فکر» برای بررسی جزئیات تدریس زبان‌های مادری در استان‌های مختلف کشور خبر می دهد. اکثریت اعضای فرهنگستان با آموزش زبان مادری که توسط حسن روحانی وعده داده شده بود، مخالفت و آن را «تهدیدی جدی برای زبان فارسی و یک توطئه برای کمرنگ کردن این زبان» توصیف می کنند.

حمید رضا مقدم‌فر، معاون فرهنگی و اجتماعی سپاه پاسداران که پیشتر مدیر عامل خبرگزاری فارس هم بوده، اعلام می کند که بسیج و سپاه پاسداران قصد دارند وظیفه پاسداری از زبان فارسی را هم به عهده بگیرند.ایشان فرمایش می فرمایند: «احیا و حفظ زبان فارسی برای تمام افرادی که ولایت‌مدار هستند و عرق دینی، ملی و مذهبی دارند، یک امر واجب است.»

مداحان و «برادران قاچاقچی» که وزیرکشور دولت روحانی ازآنها خواسته است، برای مبارزه با قاچاق مواد مخدر وارد صحنه شوند، برای پاسداری از زبان فارسی آمادگی بیشتری دارند.

آیت‌الله محمد محمد ری‌شهری که تولیت «حرم شاه‌عبدالعظیم» را به عهده دارد، عده‌ای از مدیحه‌سرایان که خود را «شاعران آئینی» می‌نامند به حضور می پذیرد. اوکه در دو دوره وزیر اطلاعات بود ودر صدور حکم اعدام تبحری بی حدو شجاعتی بی پایان داشت، راهکارمقابله با انحراف در شعر و ادبیات را ارائه می کند: «باید یک قوه قهریه برای برخورد با منحرفان نیز داشته باشیم؛ چرا که این کشور، دارای نظامی اسلامی است و از انحراف به دور است.»

سیدحسین میردامادی، دایی آیت آلله خامنه ای، یادداشت کوتاهی منتشر می کند که خواننده رابی اختیار متوجه سرنوشت خانواده عمه رهبر کره شمالی می کند. مترجم و عضو سابق هیات علمی دانشگاه فردوسی از سکوت برخی مراجع نسبت به ستمهایی که به طبقات مردم می‌شود انتقاد می کند و به مراجع و علما یاد آور می‌شود که خود در آغاز انقلاب به مردم این شعار را یاد داده اند که» سکوت هر مسلمان خیانت است به قران» و حال این سکوت جای شگفتی بسیار دارد.

 

خانم ها!آقایان!

به روز «امام آمد» و «دهه با شکوه فجر» نزدیک می شویم. محمد رهبر آنچه را که دراین سی وچند سال بر ایران و فرهنگ ایران رفته است بیادمان می آورد.در آخرین دقایق روزچهارشنبه خبر از معامله رهبرو روحانی بر سر آزادی می رسد؛و صدای حکیم توس از اعماق تاریخ بگوش می آید که در زمان سلطه اسلاف حاکمان کنونی بر ایران شاهنامه رانوشت و چنین سرود:

بسی رنج بردم بدین سال سی

عجم زنده کردم بدین پارسی

پی افکندم از نظم کاخی بلند

که از باد و باران نیابد گزند

بناهای آباد گردد خراب

ز باران و از تابش آفتاب

 

 

رهبر، مری و پلنگ

بهمن فرا رسیده است: ماه برکات «انقلاب شکوهمند اسلامی» که آخرین آنها درست درآستانه سی وسومین سال پیروزی «جهل براستبداد»، – به تعبیر نخستین وزیر خارجه، دکتر ابراهیم یزدی- از آسمان ولایت به سر زمین ایران هدیه می شود. تیم مذاکره کننده متن توافق نامه ای را که «رهبر جمهوری اسلامی دیده و کلمه کلمه آن را تایید کرده» – به گفته مشاور آخرین وزیر خارجه ـ به امضای » جبهه متحد ارتجاع جهانی به رهبری شیطان» بزرگ می رساند.

دیدار آشکار سی و سال پیش دولت موقت باامریکا «خیانت» بود ومذاکرات پنهانی کنونی که نتیجه اش «توافق ژنو» است «پیروزی بر قدرت های جهانی» نام می گیردودر خوزستان به فریاد شادمانه رئیس جمهور «تدبیر وامید» تبدیل می گردد؛ حرف هایی که ساعتی بعد باواکنش کاخ سفید روبرو می شود: «این سخنان تنها مصرف داخلی دارد. نه باید باعث تعجب بشود که رئیس جمهور ایران توافق‌نامه ژنو را به فراخور مخاطبان داخلی خود تفسیر کند. آنچه مقامات ایران می‌گویند اهمیتی ندارد، آنچه انجام می‌دهند مهم است.»

سخن حسن روحانی درست باشد یا واکنش جی کارنی، سخنگوی کاخ سفید، دستاورد جمهوری اسلامی این است: «مصالحه بخش‌های حساس برنامه اتمی پس از ۲۰ سال صرف وقت و هزینه ۱۷۰ میلیارد دلار درمقابل آزاد ساختن اقساطی ۴.۲ میلیارد دلار ذخایر بلوکه شده ایران.»

این رقم ماهیانه و طی شش ماه در هشت پرداخت- هر بار رقمی بین ۴۵۰ تا ۵۵۰ میلیون دلار-ـ و هر بار پس از تائید بازرسان بین‌المللی به تهران بازگردانده می‌شود.

روزنامه وطن امروز بصورت سیاه و سفید وباتیتر بزرگ «هولوکاست اتمی» به استقبال توافق ژنو می رود. روح اله حسینیان، رفیق گرمابه و گلستان «شهید گرانقدر

سعیدامامی» غم «منافع ملت» می خورد.

حسن روحانی که عازم کنفرانس داووس است تا «چهره جدید ایران» را به نمایش بگذارد، همگان را توجه می دهد: «رهبری نظام در سياست‌های كلی نقش تعيين‌‌كننده دارد.»

والبته هرکس متوجه نباشد، علی لاریجانی- یکی از «پنج برادران غارت»، حتما متوجه است. او که لابدخیالش راحت است که «نظام» در ژنو گردو داده ودُرگرفته است، برای «پیروزی» بعدی از «جان ایران» برای معرفی «چهره جدید»، مایه می گذارد: «قطعا اگر به حزب‌الله تعدی شود، ايران پشتيبان حزب‌الله خواهد بود. حزب‌الله بعنوان افتخارعالم اسلام کمراسرائيل را شکسته است. ايران جان خود را برای حزب‌الله لبنان می‌دهد.»

و درست روزهایی است که عملیات انتحاری به کنارگوش دفتر سیاسی حزب الله در لبنان می رسد و جهان جمهوری اسلامی را از فهرست میهمانان کنفرانس ژنو خط می زند تا مسیر دمشق- لبنان – تهران را مسدود کندوراه را برای حذف دیکتاتور دمشق هموار سازد.

مارتین نسیرکی، سخنگوی دبیرکل سازمان ملل توضیحی می دهد که به بیانیه کاخ سفید در باره دوگانگی حرف و عمل «مقام های ارشدایران» پیوند می خورد: «دبیرکل سازمان ملل عمیقا از مغایرت اظهارات مقام‌های ایران با تعهدات اخیرشان دلسرد شد وتصمیم گرفت تا نشست ژنو ۲ بدون حضور ایران برگزار شود. مقام‌های ارشد ایران پیشتر به بان کی‌مون٬ دبیرکل سازمان ملل٬اطمینان خاطر داده بودند که شرایط این دعوت را درک کرده و پذیرفته‌اند.»

کشمکش بر سر حضور «نظام» از زمانی آغاز شد که بانکی مون اعلام داشت ازجمهوری اسلامی برای شرکت در کنفرانس ژنو ۲ دعوت کرده است وبه دلیل کسب دو اطمینان : سخنان ظریف درایفای نقش مثبت و سازنده و پذیرش مبنای مذاکرات بر اساس توافقات نشست ژنو۱ توسط جمهوری اسلامی.

عربستان سعودی به این دعوت اعتراض کرد. دولت های آمریکا، بریتانیا، فرانسه و مخالفین سوری موضع مشترکی گرفتند: موافقت با دعوت ایران تنها در صورتی که حکومت جمهوری اسلامی طی بیانیه‌ای به شکل کامل و صریح اعلام کند که مفاد واصول توافق‌نامه ژنو ۱ را قبول دارد

بیانیه صادرنمی شود. سیاست «سازش درحرف، یورش درعمل» دیگرکارساز نیست. افسانه قهرمانی محمدجواد ظریف ومعجزه دیپلماتیکش دارد ازرونق می افتد. در دقیقه آخردرهای کنفرانس به روی جمهوری اسلامی بسته می شود. «نظام» که میلیاردها دلار از ثروت ملی ایران را صرف حفظ بشار اسد کرده است، از حضوردرکنار ۴۰ کشوری که گفت‌وگوهای صلح سوریه را پیش می برند، محروم می ماند. غروب چهارشنبه می رسد. در سوئیس اپوزیسیون سوریه درموضعی برابر، مقابل حکومت بشارمی نشیند ودرایران بسیجیان به گریه می افتند.

علی افشاری-ـ تحلیلگر سیاسی- می نویسد: «برای حکومت ایران مهم بود که ایران در مذاکرات حضور داشته باشد. این کار از دید حکومت ایران به معنای پذیرش قدرت منطقه‌ای تلقی می‌شود. دولت روحانی و جواد ظریف تاکید بیشتری بر شرکت و مزیت‌های آن داشتند تا بگویند دولت جدید باعث پایان انزوای ایران در عرصه خارجی و منطقه‌ای شده است. عدم این اتفاق برای حکومت ایران ضربه سنگین دیپلماتیک و حیثیتی بود ونشان داد که در جامعه جهانی هنوز حکومت ایران جایگاه نامناسبی ندارد و در بین ۴۰ کشور درموضوعی منطقه‌ای که در نزدیکی خاک ایران است، امکان مشارکت و نقش آفرینی پیدا نمی‌کند.»

روز آخرهفته برای «نگاه هفته» است ورئیس جمهور «نظام» درچنین شرایطی به نشست داووس که امروز آغاز شده است، می رود. کلاوس شواب، بنیانگذار و رئیس گردهمایی جهانی اقتصاد در داووس، می گوید: «ایران و سوریه کشورهایی خواهند بود که بر آنها تمرکزودرباره آنها گفت‌وگو خواهد شد. میان ۲۵۰۰ شرکت‌کننده نشست داووس و مقام‌های آمریکا، روسیه و کشورهای حاضردر«نشست ژنو ۲» تبادل دیداری وجود خواهد داشت.»

ودرست درهمین چهارشنبه گروهی ازکارشناسان معروف قضایی وجنایی بین‌المللی اعلام می کنند که به «شواهد دست اولی» دست یافته‌اند که نشان ازکشتار وشکنجه سیستماتیک حدود یازده هزار نفر» در زندان‌های دولتی رژیم سوریه دارد.

اگرمصطفی پورمحمدی، وزیر دادگستری سوریه هم بود، قطعا درفشانی می فرمود:» ما از نظر حقوق بشر جایگاه ویژه‌ای در جهان داریم.»

او که یکی از «قضات مرگ» کشتار تابستان ۶۷ است، احمد شهید، گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور حقوق بشر در ایران، را فردی «فاسد» می خواند ومی گوید: «احمد شهيد اصلا يک حقوقدان نيست وبه صورت يک عمله سياسی وارد عرصه شده و ازهمان ابتدا عليه ملت ايران موضع گرفته است.»

فریاد خشم قاتل علیه «فاسد» هنوزطنین اندازاست که سازمان دیده‏بان‏‏‏‏‏‏‏‏‏ حقوق بشرگزارش جهانی سال ۲۰۱۴ خود را منتشر می کند:»نقض حقوق بشر دردولت جدید ایران نیز ادامه دارد. علیرغم وعده‏های ‏‏‏‏‏‏‏‏‏متعدد رئیس جمهورحسن روحانی مبنی براحترام به حقوق مردم به دنبال پیروزی وی در انتخابات ۱۴ ژوئن ۲۰۱۳، ایرانیان همچنین با موارد جدی نقض حقوق خودمواجه هستند. دولت حسن روحانی باید اصلاحات حقوقی را دراولویت قرار دهد.»

دومین ماه نخستین زمستان دولت یازدهم آغاز شده است. روز آخرهفته برای «نگاه هفته» است ورئیس جمهور «نظام» که تازه از سفر خوزستان بازگشته به نشست داووس که امروزآغاز می شود، می رود. روش‌های احمدی‌نژادی روحانی در خوزستان، هنوز مورد انتقاد است.

افشای کمی دیرهنگام ماجرای سفراخیرخانم «اما بنینو» وزیرامور خارجه ایتالیا به تهران، از زبان یک سایت خودی، تصویر راروشنتر می کند: «هنگام نشستن هواپیمای حامل وزیر امور خارجه ایتالیا، وقتی مدیر تشریفات وزارت امور خارجه با سه روسری رنگین برای استقبال از وی وارد هواپیما شد، او قبول نکرد و گفت که فقط بدون حجاب حاضر است وارد ایران شود. وقتی به «اما بنینو» گفته شد که طبق پروتکل باید عمل شود، وی پرسید: «پس چرا مقامات ایرانی در ضیافت‌های ما به خاطر سرو مشروب حاضر نمی‌شوند؟» و تاکید کرد: «من هم حاضر نیستم تن به این محدودیت بدهم.» مدیرکل تشریفات با محمدجواد ظریف، تلفنی تماس گرفت وخواستارمکالمه او با وزیر امورخارجه ایتالیا شد. ظریف، مکالمه تلفنی را نپذیرفت و پیام داد: «بدون حجاب، نمی‌توانیم در تهران از شما پذیرایی کنیم و همه قرارهای شما لغو می‌شود.» وزیر خارجه ایتالیا، پس از تماس تلفنی با ایتالیا، با عصبانیت و پس از کشیدن چند سیگار، با اکراه روسری رابه سر کشید و از پلکان هواپیما پایین آمد.»

آخرین روز هفته خبرمی رسد: وزارت ارشاد که هنوز هیچ قدمی برای حل مساله سانسور برنداشته است، مجوز کتابهای دینی رابه قم واگذار می کند. تنها مانده گُل که به سبزه آراسته و خبر مصوبه دولت برای احداث دهکده قرآنی-توریستی بین تخت جمشید و پاسارگاد رسانه ای شود.

خانم ها!آقایان!

دولت که کلمه به کلمه به راه رهبر می رود، مجلس که برای حزب الله لبنان جان می دهد، تنها یک قربانی کم دارد که در پایان اولین هفته بهمن از راه می رسد تا مساله هوای تهران و پلنگ تنکابن رایکجا حل کند. خانم «مری» که سی وچهارسال پیش با گروهی ازدیوار سفارت آمریکا بالا رفتند و حالا به اسم معصومه ابتکاررئیس سازمان محیط زیست هستند، ازمردم می خواهند از پایتخت بروند تا مشکل آلودگی هواحل شود. بعد هم برای قاتلان گوزن زرد نرنگونبخت پارک حفاظت‌شده پردیسان اسلحه می کشند: «ما خودمان حاضریم به جای محیط زیست قربانی شویم. ما اعلام می‌کنیم سازمان٬ سیاست محکمی برای مقابله با شکار غیرمجاز دارد و با ستاد کل نیروهای مسلح توافق‌نامه امضا کرده‌ایم تا سلاح‌های غیرمجاز جمع شود.»

هفته نخست ماه بهمن تمام می شود و کسی در فیس بوک می نویسد:

پایان غم انگیز پلنگ تنکابن چقدر شبیه داستان خود ماست و چقدر مصداق این شعر اخوان بزرگ:

سر کوه بلند افتان و خیزان،

چکان خونش از دهان زخم و ریزان،

نمی گوید پلنگ پیر مغرور

که پیروز آید از ره، یا گریزان.

سر کوه بلند آمد عقابی.

نه هیچش ناله ای، نه پیچ و تابی.

نشست و سر بسنگی هشت و جان داد؛

غروبی بود و غمگین آفتابی.

زکام سیاسی

روز شاه رفت است و «قدرت مطلق مرموز که وارث خمینی در جمهوری اسلامی محسوب می شود» و «قدرت مطلق اش را از خدا گرفته است»، در قم بردشمنی آمریکاپا می فشارد و عکس مذاکره رئیس تیم مذاکره کننده اش با دیپلمات موطلایی آمریکا در ژنو منتشر می شود که نهایی شدن توافق را اعلام می کند.

ال پائیس گزارش می دهد: «توافق اتمی از ۲۰ ژانویه اجرا می شود». باراک اوباما چند دقیقه پس از اعلام خبر توافق توسط کاترین اشتون، بیانیه رسمی می دهد: «از ۲۰ ژانویه به بعد، ایران برای اولین بار خنثی سازی ذخایر اورانیوم غنی شده خود به میزان بالا را آغاز و بخشی از زیرساخت های خود را که در آنها غنی سازی به میزان بالا پیش بینی شده، پیاده خواهد کرد.»

مقام معظم رهبری، طبق معمول، برطبل پیروزی می کوبد. به قدرت‌های جهانی هشدار می دهد که تحریم‌های آنها باعث تسلیم ایران نمی‌شود و پذیرش مذاکره با آنها نیز به معنای آن نیست که «ملت مستاصل شده است.» رهبر سازش ناپذیر و ساده زیست، از بازبودن راه مذاکره ای که خودش صلاح بداند، خبر می دهد:»دشمنان خیال می‌كنند كه تحریم كردند و ایران مجبور به مذاكره شد. نه! ما قبلا هم اعلام كرده‌ایم درموضوعات خاصی كه مصلحت بدانیم با این شیطان برای رفع شرش مذاكره می‌كنیم.»

مردم ایران از آنچه «دشمنان» ودر راس آنها «شیطان» با جزئیات کامل می داند، کمترین اطلاعی ندارند. رضا تقی زاده- تحلیگر سیاسی- هزینه این «مصالحه اتمی» را برآورد می کند: «مصالحه بخش‌های حساس برنامه اتمی جمهوری اسلامی پس از ۲۰ سال صرف وقت و تحمل هزینه‌هایی که بر اساس محاسبات منابع اسراییل بیش از ۱۷۰ میلیارد دلار برآورد می‌شوند، درمقابل آزاد ساختن اقساطی ۴.۲ میلیارد دلار ذخایر بلوکه شده ایران .»

لوریان لوژورکه حتما از مذاکرات پنهانی تهران – واشنگتن بی خبر نیست، می نویسد: «منافع «مشترک» دو کشور رو به افزایش است.»

وزیرخارجه رهبر از اطلاع رسانی به مردم کارمهمتری دارد . او که ازدیدار پادشاه اردن برمی گردد، بر مزار «سردار شهید اسلام عماد مُغنیه» از رهبران ترور شده حزب الله لبنان تاج گل می گذارد. شورای امنیت ملی آمریکا ادای احترام محمد جواد ظریف به «مسئول اعمال تروریستی وحشتناک و کشته شدن صدها نفر، از جمله شهروندان آمریکا» را محکوم می کند: «اعمال ضدبشری عماد مغنیه وادامه آن توسط حزب الله لبنان در منطقه با حمایت مالی و مادی ایران، تاثیری عمیق بر بی ثَباتی واقدامات مخرب درلبنان و منطقه داشته است واینگونه رفتار تنها سبب افزایش تنش در منطقه می شود.»

عماد مغنیه تروریست، دست پایوران نظام را دردست دیکتاتور دمشق می گذارد.ژنو، انتظار کنفرانس دیگری را می کشد. بان کی مون، دبیر کل سازمان ملل می گوید: «از حدود ۳۰ کشور، از جمله، اعضای دایم شورای امنیت دعوت شده است. موضوع حضور ایران در کنفرانس ژنو ۲ هنوز در دست بررسی است.» تحلیل شرق الاوسطمنظری بر موضع نظام درسوریه می گشاید.عربستان سعودی و روسیه که درکار «معامله» کلان دیگری باجمهوری اسلامی است، چشم انداز را کامل می کنند.

درست روزهایی است که جک استراو- وزیر خارجه پیشین انگلستان ورئیس کنونی گروه پارلمانی دوستی ایران و انگلستان – بالقب جدید «آیت اله استراو» از تهران بر می گردد تا همه تحریم ها را خنثی کند.

ملاحسنی معروف که می‌خواست برای فتنه ۸۸ حکم بدهد واجرا بکند، بازنشسته می شود. علی مطهری که هنوز سرگرم دادن اره وگرفتن تیشه بر سر «فتنه ۸۸» است، هم زمین های «جناب آقای محمد جواد لاریجانی» دردماوند رابیادش می آورد وهم اینکه «هوا سرد است ودچارزکام سیاسی شده اید.» و محمود کریمی بجای بابک زنجانی، چهره هفته «نظام» می شود وآش چنان شور که روزنامه جمهوری اسلامی که مهر ونشان رهبر را دارد، می نویسد: «آیا این مظلومیت اهل بیت علیهم السلام و مهجوریت قرآن و احادیث نیست كه برای توجیه كار خلاف عرف و خلاف قانون فلان مداح مشهور كه در یك دعوای ساده خیابانی دست به سلاح برده و اقدام به تیراندازی كرده است، تمام مقدسات به یاری طلبیده می‌شود، آیات قرآن و احادیث مورد تحریف قرار می‌گیرند، پیامبران و انبیاء الهی با یك فرد عادی مقایسه می‌شوند و در نهایت هرگونه انتقاد به این ماجرا «نشانه گرفتن هیات‌های عزاداری و اصل و فلسفه قیام عاشورا» تلقی می‌گردد؟!»

هفته ایست که دولت یازدهم، اعلام می کند «در دولت دهم سه هزار دانشجوی دکترا «بدون آزمون» پذیرفته شده اند.» شاید روزی معلوم می شود چند هزار نفر به همین شیوه در جمهوری اسلامی «دکتر» شده اند . یکیشان- معروف به دکترحسن رحیم پور ازغدی – در این هفته از سوی پیامبر حکم قتل شاعران مخالف را می دهد.

و در این بازارداغ فروش پیامبر وائمه بر سر بازاریکی یادش می افتد: «ایران خشک، خشک‌تر می‌شود

عیسی کلانتری- وزیر اسبق کشاورزی- و دبیرکل کنونی خانه کشاورز هشدار داده بود: «در صورت ادامه برداشت بی‌رویه از منابع آب، تا ۲۵ سال دیگر، ۶۰ میلیون نفر از جمعیت در اثر تشنگی می‌میرند.»

دیماه دیگری که «شاه رفت» تا کسی گرسنه نماند وهیچکس از تشنگی نمیرد، رو به پایان است. رئیس جمهور «تدبیر و امید» که از سینما گران خواسته است، فیلم های خوشبینانه بسازند، همین روش رادر باره توافق ژنو بکار می برد . حسن روحانی روز سه‌شنبه در سفر به خوزستان توافق‌نامه ژنو را به معنای «تسلیم قدرت‌های بزرگ در برابر ملت ایران» می داند و فریاد شادی بر می کشد که این توافق‌نامه به شکستن سد تحریم‌ها منجر شده است.

کاخ سفید بلافاصله واکنش نشان می دهد: «این سخنان تنها مصرف داخلی دارد، نه ما. تعجب‌انگیز نیست که رئیس جمهور ایران توافق‌نامه ژنو را به فراخور مخاطبان داخلی خود تفسیر کند.آن‌ چه مقامات ایران می‌گویند، اهمیتی نخواهد داشت، بلکه آن‌ چه انجام می‌دهند مهم است.»

خانم ها! آقایان!

هفته تنها با «پیروزی» بر «قدرت های بزرگ» تمام نمی شود. درهای زندان را بروی دوشاعر جوان می گشایند که با وثیقه ۲۰۰ میلیون تومانی آزاد شده اند. مهدی موسوی، فاطمه اختصاری با این آگاهی که «سرنوشت درختان باغ‌مان تبر است» تنها شعر سروده بودند. یکیشان این است:

نماندست چیزی به جزغم … مهم نیست

گــرفته دلـــم از دو عالم … مهـــم نیست

تـــو را دوست دارم قسم به خدا که…

اگر چه پس از تو خدا هم مهم نیست

فقــــط آرزو مـــی کنم کــــه بمیرم

پس از آن بهشت و جهنمّ مهم نیست

همان وقت رانده شدن به زمین … آه !

بـــه خود گفت حوّا که آدم مهم نیست

بیا تا علف هــــای هرزه بکاریم

اگر مرگ گلهای مریم مهم نیست

ببین! مرگ هم شانس مي خواهد ای عشق

فقط خوردن جامی از سم مهـــم نیست

نماندست چیزی به جز غم، مهم نیست،

گرفته دلـــم از دو عالم، مهم نیست,

بمانم، بخوانم، برقصم، بمیرم …

دگر هیچ چیزي برایم مهم نیست

یکی را هم شاهین نجفی خوانده است:هیچ، هیچ، هیچ

سگ های گرسنه، گرگ های سیر

 

 سگ های گرسنه درکره شمالی بدستور «رهبر» چنان «نفر دوم» حکومت را می درند که آوای وحششان روزهای نخست سال میلادی را با خوف می آکند و حتی تکذیب بعدی خبر را هم در سایه قرار می دهد. گرگهای سیر  «بانک‌دار معظم» درایران برای دو مقام پیشین که اکنون در حصرند، خط و نشان می کشندو مرگ تا زندان مخوف عادل آباد شیراز دامن می گسترد.

«بیداد ظالمان» همچنان و چنان خون عارف و عامی می ریزد، که خطراعدام ۳۹ نفرشان زنگ ها را در پارلمان اروپا بصدا در می آورد.

ماه اول زمستان ۹۲ از نیمه می گذرد ودر آستانه سالروز دیگری «از انقلاب شکوهمند» آش چنان شور می شود که بوی استبداد به مشام علی مطهری هم می رسد؛ و او «به عنوان نماینده ملت در مجلس شورای اسلامی و به عنوان فرزند شهید آیت الله مطهری» فریاد بر می کشد که «اجازه ایجاد اختناق در کشور و انحراف در انقلاب اسلامی» را نخواهد داد. و بلا فاصله مجلس نشینی زهره طبيب‌زاده نوری نام، انگ دیر سال «نظام» را بر پیشانی او هم می کوبد که یا «عامل ام‌آی۶» است و یا «تحت تاثیر سرویس‌های جاسوسی» قرار دارد.

از دکان چهار نبش و جدید التاسیس حمید رسائی- نماینده وفادار به محمود احمدی نژاد و باند مصباح- بانگ بر می خیزد: ایها الناس… علی جنتی وزیر ارشاد اسلامی و فرزند احمد جنتی درکا رترویج اباحه گری است…

براستی هفته ایست شگفت. فرزند شهید مطهری – تئوریسین نظام و حاصل عمر امام- سراز سازمان جاسوسی انگلیس- ملقب به دشمن و روباه پیر- سر در می آورد، یکی از ستون های اصلی نظام که نوه اش مجاهد خلق اعدامی بود، پسرش در مقام وزیر به اباحه گری مشغول است. و هر دو درکنارنخست وزیر امام و رئیس پیشین مجلس نظام قرار می گیرند که رهبران نمادین «فتنه ۸۸ برای براندازای نظام بوده اند.» و مجری توطئه آمر یکا و اسرائیل. اولی را تهدید کرده اند، دومی را احضار. و سرنوشت دو تای دیگر بعد از سه سال حبس محل اختلاف دو تن – آنهم دو مقام در یک قوه- ازگرگهای پیراهن یوسف دریده است.

محمدجواد لاریجانی، معاون قوه قضاییه، تاکید می کند که پرونده میرحسین موسوی و مهدی کروبی در مرحله قضایی قرار دارد.و انگار نه انگار که فقط دو روز پیش از او، غلامحسین محسنی اژه‌ای، سخنگوی همین قوه صد در صد مستقل، گفته است: «هنوز نه پرونده‌ای برای میرحسین موسوی و مهدی کروبی تشکیل شده و نه برای برگزاری دادگاه آنان برنامه‌ریزی شده است.قبلا به اتهامات موسوی و کروبی رسیدگی شده که این می‌تواند اشاره‌ای غیرمستقیم به وضعیت کنونی آنها در حصر خانگی باشد.»

حال و روزمسئولین «خودی» ها که چنین باشد، روزگار «نخبگان غیرخودی» پیداست. دکتر رضا فرجی دانا که مانند چند وزیر دیگراز مجلس تحت رهبری برادر محمد جواد لاریجانی کارت زرد گرفته است، در مراسم تجلیل از نفرات بر‌تر هجدهمین المپیاد علمی دانشجویی، توضیحات تکان دهنده‌ای را بر زبان می آورد: «تربیت یک نفر نخبه یک میلیون دلار هزینه دارد که با مهاجرت مغز‌ها سالانه ۱۵۰هزار نفر در سال از کشور، ۱۵۰ میلیارد دلار به دیگر کشور‌ها کمک می‌کنیم.»

وعلی می ماند و سربازان ولایت و همه تا خرخره غرق در «فرهنگ و عرفان»؛ یکیشان قاضی شجاع و محبوب آقاست که حتی برای دادگاه هم تره خورد نمی کند. دیگری مداح دلخواه مقام رهبری است که رسما مانند تکزاس حق تیر دارد. حاج محمود کریمی در اشاره به دیدار خود با «رهبر معظم انقلاب در ایام فاطمیه» میزان ولایتمداری خود را چنین توضیح می دهد: «این طوری من «ولایت» را قبول کردم كه به آقا عرض کردم: شما اگر سر بچه من را هم بخواهيد، برایتان می آورم. فقط یك ذره به او آب بدهم!»

«سرباز ولایت» دیگری که این هفته هم توی بوق است، دیگر «حاج سعید» و «حاج محمود» نیست، بله «بابک» است و به گفته بیژن زنگنه، وزیر نفت، در غروب چهارشنبه: «هنوز بدهی بالای دو میلیارد یورویی خود به این وزارتخانه را پرداخت نکرده است.»

بعد نوبت می رسد به چماقداری که روزنامه نویس و کارگردان شد ودرست درهمان روزی که یکی از ارگان هایمطبوعاتی محل فعالیتش تعطیل می شود، سر صحنه آخرین فیلمش ۶ نفر یکراست به «معراجی ها» می پیوندند. انفجار هنگامی رخ می دهد که مدیر جلوه های ویژه قصد دارد با استفاده از بنزین انفجار بزرگی ایجاد کند.

و درست روز آخر هفته برای «نگاه هفته» فرج سرکوهی در یادداشتی طشت رسوائی «فرهنگی کاران امنیتی»پرورش یافته در جمهوری اسلامی را از بام می اندازد.

هفته دیگری ازدی ماه می رود. شمارش معکوس برای مذاکرات اتمی آغاز شده است. آرایش قوای جهانی منظر جدیدی می یابد. جبهه عدم اعتماد توسط عربستان و فرانسه شکل گرفته است. روسیه رسما وارد صحنه می شود: «رژیم عربستان تروریستی است. پاسخ ما نقشه خاورمیانه را تغییر خواهد داد.»

اخبار متعدد حکایت دارد که دعوت مقام رهبری – زیر نقاب دکترعلی اکبرولایتی- برای مذاکره یا تک تک اعضای ۱+۵ سخت مورد استقبال آمریکا قرار گرفته است و گفت وگوهای کاملا سری «نظام» با «شیطان بزرگ» ادامه دارد. و درست درهمین موقع «مقام معظم رهبری در پاسخ به استفتایی در باره چت کردن دختر و پسر نامحرم فرموده اند: با توجه به مفاسدى كه غالباً بر آن مترتب است، جايز نيست.»

 

خانم ها! آقایان!

ما که تغییر کرده ایم، می توانیم نتیجه دایره بسته انتخابات را ببینیم و نگاهی دوباره به وضعیت کنونی جمهوری اسلامی بیاندازیم.

شاید پایان این شب زمستانی بریده نامه ای باشد از زندان عادل آباد شیراز:

به دادمان برسيد٬ قرار است ٣۹ نفر را در عادل آباد اعدام کنند.

نامه اي با بغض و وحشت براي هيات پارلمان اروپا. الان روبرويم پسر جواني به اسم نعمت پراکنده نشسته که از وقتي شنيده فردا چهارشنبه اعدامش ميکنند٬ ديگر لال شده و نميتواند حرف بزند. او در يک گوشه چمباتمه زده و زل زده به ما و هيچ نميگويد. بعضي وقتها فکر ميکنم دارم يک فيلم ترسناک مي بينم. ولي نه نعمت واقعي است و از وحشت لال و کر شده و مثل مرده ها بمن نگاه ميکند. امروز مسئولين زندان يک کاغذ در دستشان بود و ميگفتند اسم ٣۹ نفر را نوشته اند٬ ميگويند همين روزها اين ٣۹ نفر را اعدام ميکنيم. آيا از پشت اين ديوار و در سالن هاي ديدارهاي رسمي که با مقامات داريد٬ اين صدا را ميتوانيد بشنويد٬ من نميخواهم اعدام شوم٬ من از مرگ وحشت دارم٬ من نميخواهم اسمم در اين ليست سياه قرار بگيرد٬ من نميدانم به کجا متوسل شوم٬ ميخواهم زنده بمانم٬ آيا شما نميتوانيد کاري بکنيد؟ خانمها و آقايان محترم. من از زندان مخوف عادل آباد شيراز با شما حرف مي زنم….

 

و بخشی از شعر سگ ها و گرگ های مهدی اخوان ثالث را بخوانیم:

زمين سرد است و برف آلوده و تر

هوا تاريك و توفان خشمگين است

كشد مانند سگها باد، زوزه

زمين و آسمان با ما به كين است

شب و كولاك رعب انگيز و وحشي

شب و صحراي وحشتناك و سرما

بلاي نيستي، سرماي پر سوز

حكومت مي كند بر دشت و بر ما

نه ما را گوشه ي گرم كنامي

شكاف كوهساري سر پناهي

نه حتي جنگلي كوچك، كه بتوان

در آن آسود بي تشويش گاهي

 بنوش اي برف! گلگون شو، برافروز

كه اين خون، خون ما بي خانمانهاست

كه اين خون، خون گرگان گرسنه ست

كه اين خون، خون فرزندان صحراست

درين سرما، گرسنه، زخم خورده،

دويم آسيمه سر بر برف چون باد

وليكن عزت آزادگي را

نگهبانيم، آزاديم، آزاد

 

 


چون به خلوت می روند

 

زمستان است دیگر. سال میلادی رو به تمامی: سلول ها بروی شاعران گشوده، درهای اجلاس ژنو2 بروی «نظام» بسته، کوس رسوائی قهرمان اقتصاد مقاومتی درترکیه بربام؛ و پته راز «نرمش قهرمانانه» درروزهای پایانی ماه عسل با «آمریکای جهانخوار» بر آب.

درروزهای نخست زمستان ۹۲، دامنه «عطر» یکی دیگرازگل های سر سبد «نظام» که عکس های دریافت مدال وجایزه اش از هاشمی رفسنجانی و حسن روحانی هم رسانه ای می شود، تا ته ترکیه می رود. رسانه‌های این کشور ازاستعفای سه وزیردر پی افشای پرونده فساد مالی خبر می دهند و فاش می کنند که در این پرونده علاوه بر رضا ضراب، سرمایه‌دار ایرانی‌تبار که می‌گوید بابک زنجانی «رئیس» او در این شبکه فساد است، نام فرد سومی به نام «کاملیا جمشیدی» نیز مطرح است.

۱۲ نماینده مجلس در نامه‌ای سرگشاده که درآن از سران سه قوه خواستار تعقیب قضایی بابک زنجانی شده اند، می نویسند: «سال‌ها مماشات با فساد مالی، متاسفانه امروز کشور را به فساد سیستمی رسانده است. ویژگی این مرحله از فساد آن است که دستگاه‌ها و نهادهای مسئول مبارزه با فساد، خود گرفتار مراتبی از فساد می‌شوند. »

صادق لاریجانی واعوان و انصارش ظاهرا وقت رسیدگی به این مسائل «جزئی» را ندارند وسرگرم تکذیب نقش خود درملاقات نمایندگان اتحادیه اروپابا نسرین ستوده و جعفر پناهی هستند.

اطلاعات سپاه هم مشغول بازداشت شاعران است. فعلا نوبت مهدی موسوی و فاطمه اختصاری، دوشاعرجوانی است که از ۱۶ آذر ماه در بند ۲ الف سپاه بسر می برند.

براستی به معنای اخوانی زمستان است. بچه های شین اباد هنوزمی سوزند،  تغییر پایتخت ازتهران دردستورکارقرارمی گیردوزمینه را برای سلطه حوزه علمیه برمدارس هموار می کنند. سازمان معلمان ایران خواهان لغو تفاهم نامه ای می شودکه این راه را برای مدیریت حوزه می گشاید. ومحمدتقی مصباح یزدی که بازهم اسلام را درخطرمی بیند، کلید ورود مجدد به صحنه را می زند. این مدرس حوزه علمیه قم – ازنظریه پردازان نزدیک به آیت الله خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی وپدرمعنوی «جبهه پایداری»- می گوید: «درمواردی که پای حق و باطل درمیان است، یا این است یا آن، باید یک طرف را انتخاب کرد و عمل کرد، میانه معنا ندارد.»

حرفی است که درعمل عربستان هم که شمشیر ازرو بسته است می زند. شاهزاده محمد بن نواف بن عبدالعزیز ال سعود- سفیر عربستان در بریتانیا- بابکار گیری شیوه ای که دارد باب می شودوروزنامه های بزرگ جهان را به تریبون مقامات با نفود تبدیل می کند، درنیویورک تایمزبرای اولین بار به طور صریح به توافق غرب با ایران حمله می برد. او می نویسد که عربستان به تنهایی ادامه می دهد و سیمائی چنین از منطقه تصویر می کند: «رژیم اسد بر پایه حضور نیروهای ایرانی در سوریه استوار است. این نیروها وارد سوریه نشده اند تا از این کشور در قبال اشغال خارجی محافظت کنند؛ آنها آنجا هستند تا از یک رژیم شیطانی که مردم سوریه را آزار می دهد محافظت کنند. این روش شناخته شده ای برای ایران است که بر اساس آن جنگجوهای عراق، تروریست های حزب الله در لبنان و جنگجویان یمن و بحرین را آموزش می دهد و تامین مالی می کند. برخی از شرکای غربی از آنچه که به شدت نیاز است تا در قبال دولت های ایران و سوریه انجام دهند سر باز زده اند. غرب اجازه داده است که یکی از این رژیم ها سرپا بماند و دیگری با همه خطر ساخت سلاح، به برنامه غنی سازی اورانیوم خود ادامه دهد.»

همه راهها باردیگربه ژنو، پرونده هسته ای و کنفرانس سوریه می رسد. رضاتقی زاده – تحلیگر سیاسی- ایران راپشت درهای بسته ژنو 2 می بیند و چرائیش را توضیح می دهد: «اعلام مخالفت قطعی آمریکا با حضور نمایندگان جمهوری اسلامی در کنفرانس موسوم به ژنو -۲، که قرار است روز ۲۲ ماه ژانویه در حومه شهر ژنو برگزار شود، اولین نشانه جدی از رو به پایان نهادن ماه عسل کوتاهی است که پس از اعلام توافق اتمی ۲۴ ماه نوامبر در مناسبات تهران ـ– واشنگتن شکل گرفت. »

۱۵ تن از نمایندگان مجلس طرح غنی سازی ۶۰ درصدی و خروج از توافق ژنورا مطرح می کنند. احمد توكلى اصرار دارد که «مذاکرات، نتیجه تحریم‌های غرب نبوده» و رییس سابق سازمان انرژی اتمی٬ توافق ژنو را عقب‌نشینی منفعلانه توصیف می کند.

حسن عراقچی که به مشهد رفته تافرش ابریشمین پدرش مرحوم حسین عراقچی را به موزه حرم مطهر رضوی اهدا کند، حرفی می زند که انتظارشنیدنش از احمدی نژاد راداری: «تمام اعضا مذاکره کننده ایرانی در ژنو با وضو در مذاکرات وارد می شدند. دستاوردهای مذاکرات هسته‌ای نتیجه توسل به ائمه اطهار(ع) و دعای خیر مردم است.»

حسین علیزاده ـ دیپلمات سابق- می نویسد: «حمید رسایی که آخوند و طبیعتا اسلام شناس و عضو مجلس است رسما نوشت که توافق ژنو، جام زهر بود. نتیجه اینکه تیم مذاکره کننده ایرانی با وضو و طهارت کامل جام زهر را دادند حضور رهبر فرزانه.»

و تا تکلیف روشن شود که حاصل توسل به ائمه اطهار جام زهراست یا نه، خبرهای تازه ای ازمذاکرات پشت پرده و بکلی محرمانه نظام مقدس- شیطان بزرگ می رسد که در ژنو ثمر داد.

نگاه هفته – پنجشنبه ۷ آذر ۱۳۹۲- تحت عنوان کدام قله؟ کدام موج؟ براین مذاکرات منظر گشودو بر نقش کلیدی طبیب و حبیب آقا تاکید مجدد کرد:

«روزدوشنبه، خبرگزاری آسوشتید پرس ازقمار عظیم دیپلماتیک دولت اوباما پرده برمی دارد و گزارش روزشنبهفیگارو راتکمیل می کند: «در طول یک سال گذشته یک سری گفتگوهای رو-در-رو و درسطح عالی امریکا – جمهوری اسلامی؛ شده که مسیرمذاکرات تاریخی‌ای را هموار ودر ژنو به نتیجه رسانده است. مذاکرات محرمانه دیگری نیز طی هفته های اخیر میان مقامات ایران و آمریکا در جریان بوده است.»

کریستین ساینس مانیتور، واسطه کلیدی این مذاکرات راازتاریکی بیرون می کشد. سلطان قابوس پادشان عمان که «شکل و شمایل دیپلمات ها را ندارد، طی کودتایی پدرش را از تخت به پایین کشیده و ازکشوری می آید که تا چندی پیش روزنامه هم نداشت.»

و العربیه، نامه علی اکبر صالحی به خامنه ای در زمان تصدی وزارت خارجه و جلسه سرنوشت ساز خامنه ای ـ روحانی- ظریف پیش از نشست ژنو رادر قاب دوربین می گیرد.»

این هفته روزنامه فرانسوی لیبراسیون گزارشی در مورد دیدارهای مخفی طی سال‌ها اخیر، میان نمایندگان ایران و آمریکا در عُمان منتشر می کند: «این دیدارها بین سال‌های ٢٠١٠ و ٢٠١٣ انجام گرفته و علی‌اکبر صالحی- رئیس انرژی اتمی ایران، در این دیدارها ولایتی را همراهی کرده است. در برخی از آنها علی اکبر ولایتی و جان کری- سناتور آن زمان، از سوی آمریکا شرکت داشته‌اند ولی بطور کلی مسیر مذاکرات را ویلیام برنز دیپلمات برجسته آمریکائی هدایت می‌کرده است. درآن زمان آمریکائیان متوجه شدند که این بار تماس‌ها کاملاً متفاوت است زیرا ریاست هیات مذاکره کننده درعُمان را علی اکبر ولایتی برعهده داشته است. واسطه انجام مذاکرات «سلیم الاسماعیلی» تاجر عمانی و از نزدیکان سلطان قابوس بوده است. او در جریان آزادی سه کوه‌نورد آمریکایی نیز فعال بود. البته بعد‌ها معلوم شد آن سه نفر در ازاء آزادی نصرت‌الله تاجیک سفیر سابق ایران در اردن و ایرانی دیگری در لوس آنجلس از مخمصه رهایی یافتند.»

خبرگزاری آسوشیتد پرس این گزارش را کامل می کند: «پیش از دیدار وزرای خارجه ایران و آمریکا و برقراری ارتباط علنی میان مقام‌های دو کشور٬ گفت‌و‌گوهای پشت پرده‌ای میان ایران و آمریکا در جریان بوده که جیک سالیوان٬ مشاور هیلاری کلینتون،

وزیر خارجه پیشین ایالات متحده در مرکز آن‌ها قرار داشته است. جیک سالیوان که ۳۷ سال دارد واکنون مشاور امنیتی جو بایدن٬ معاون رئیس جمهور آمریکا است، درسال  ۲۰۱۲ میلادی٬ به همراه هیلاری کلینتون در سفر بود و در جریان توقفی در پاریس٬‌ بی سر و صدا ناپدید شدو چند روز بعد در مغولستان به تیم همراه هیلاری کلینتون پیوست.

سالیوان در این فاصله به طور مخفی به عمان سفر کرده بود تا با مقا‌مهای ایرانی دیدار کند. این دیدار که ژوئیه سال ۲۰۱۲ صورت گرفته، یکی از نخستین دیدارهای رو در روی دولت اوباما با مقام‌های ایرانی است و جیک سالیوان که درسال ۲۰۱۳ از وزارت خارجه به کاخ سفید منتقل شد٬ شخصا در برقراری این ارتباط نقش داشته است. او به همراه چند مقام دیگر در سال جاری میلادی دستکم پنج دیدار با مقام‌های ایرانی داشته‌ است تا راه را برای توافق هسته‌ای میان ایران و شش قدرت جهانی هموار کند.

ماه مارس( اسفند ۱۳۹۱) یک ماه پیش از آنکه سالیوان به کاخ سفید منتقل شود٬ به طور مخفی بایک هواپیمای نظامی همراه٬ ویلیام برنز٬ معاون وزیر امور خارجه به عمان رفت. در عمان گروهی از مقام‌های ارشد ایرانی در انتظار آن‌ها بودند.

دیدارهای ۲۰۱۲ و اوایل ۲۰۱۳ سالیوان با مقام‌های ایرانی بیشتر بر روی این مسئله متمرکز بود که آیا اصلا امکان آن وجود دارد که مقام‌های ایرانی و آمریکایی روزی با یکدیگر در یک اتاق حضور پیدا کنند؟

یک دور از این گفت‌وگوهای محرمانه در زمان ریاست‌جمهوری محمود احمدی‌نژاد٬ و چهار دور دیگر پس از روی کار آمدن دولت حسن روحانی برگزار شد.

پس از پیروزی حسن روحانی در انتخابات ریاست جمهوری گفت‌و‌گوها گرم و مسیر آن به سرعت تغییر کرد و بر روی برنامه هسته‌ای ایران متمرکز شد.

خبرگزاری اسوشیتدپرس در پایان گزارشی اختصاصی خود، نتیجه می گیرد: «آنچه بیش از هرچیز بستر توافق هسته‌ای تاریخی میان ایران و شش قدرت جهانی را در ژنو فراهم کرد٬ مذاکرات محرمانه‌ای بود که در طول یک‌سال گذشته در سطحی بالا میان مقامات ایرانی و آمریکایی در جریان بوده است. حتی نزدیک‌ترین هم‌پیمانان ایالات متحده٬ از جمله اسرائیل هم تا دو ماه پیش از برگزاری این مذاکرات پنهانی مطلع نبوده‌اند٬ و به همین خاطر زمینه رفع اختلافات دیرینه میان ایران و غرب٬ ساده‌تر از همیشه فراهم شد.»

علی افشاری – تحلیلگر سیاسی – می نویسد: «پیشتر گزارش‌ها و شایعاتی مطرح بود که علی اکبر ولایتی مشغول مذاکرات با مقامات آمریکایی بوده و حتی با والری جارت، مشاور ارشد اوباما در خاک آمریکا دیدار کرده است. اما اکنون معلوم شد وی حداقل از مقطعی گفتگو‌ها را انجام داده اما محل ملاقات، کاخ البوستان مسقط بوده است. البته گزارش‌های دیگری نیز منتشر شده بودند که ولایتی با رابرت اینرون از مقامات دولت آمریکا در ماه اکتبر ۲۰۱۲ یعنی ۵ ماه قبل از مذاکرات عمان در ژنو ملاقات کرده است. ولایتی این خبر را تکذیب کرد. اما تکذیب او را نمی‌توان جدی گرفت و ممکن است مذاکرات مخفی ریشه‌های دورتر زمانی داشته باشند. پونیت تالوار مشاور ارشد اوباما نیز در جلسه کنگره آمریکا گفته است برای بار اول با هیات ایرانی در تابستان سال ۲۰۱۲ در عمان دیدار کرده است. بنابراین گفتگو‌های عمان حداقل از تابستان ۲۰۱۲ در جریان بوده‌ است. آنگونه که قرائن نشان می‌دهد، حضور ولایتی مذاکرات را جدی ساخته و نشانگر ضمانت اجرائی موافقت‌ها بوده است. اکنون معلوم می‌شود دلیل ناخشنودی و کشمکش لفظی ولایتی با جلیلی در مناظره، فاصله بین نحوه مدیریت گفت وگو‌های مخفی با مدیریت مذاکرات رسمی بوده است.»

علی افشاری، نتیجه می گیرد: «اطلاعات جدید روشن ساخت که سیاست «نرمش قهرمانانه» رهبری در مسئله هسته‌ای مرحله‌ مخفی داشته است. در واقع بیش از اعلام عمومی آن در مرداد ۱۳۹۲، مرحله مخفی آن با میدان‌داری علی اکبر ولایتی و علی اکبر صالحی شروع شده است.»

 

خانم ها!آقایان!

تاریخ نشان خواهدداد در مذاکرات بکلی محرمانه ای که بر سرسرنوشت ایران و مردم ایران انجام می گیرد، ائمه اطهار نقش دارند و یا فرستادگان مخفی شیطان بزرگ. هرچه هست، سخن خواجه شیراز خوش است:

واعظان کاین جلوه بر محراب و منبر می کنند

چون به خلوت می روند آن کار دیگر می کنند

مشکلی دارم ز دانشمند مجلس باز پرس

توبه فرمایان چرا خود توبه کم تر می کنند

گوییا باور نمی دارند روز داوری

کاینهمه قلب و دغل در کار داور می کنند

یارب این نو دولتان را بر خر خودشان نشان

کاینهمه ناز از غلام ترک و استر می کنند

بنده پیر خراباتم که درویشان او

گنج را از بی نیازی خاک بر سر می کنند

ای گدای خانقه بازآ که در دیر مغان

می دهند آبی و دل ها را توانگر می کنند

حسن بی پایان او چندان که عاشق می کشد

زمره دیگر به عشق از غیب سرپر می کنند

آه آه از دست حرافان گوهر ناشناس

هر زمان خرمهره را با در برابر می کنند

صبحدم از عرش می آمد خروشی عقل گفت:

قدسیان گویی که شعر حافظ از بر می کنند

این سایت جدید شماست؟ برای فعال‌سازی ویژگی‌های مدیریتی و رد کردن این پیام، وارد شوید.
وارد شدن