از فیضیه یا از انگلستان؟

تیرماه روبه پایان است وتیرخونریز «پرونده هسته ای» هنوز در پهلوی ایران. از «گروگان‌گیری متوفیان» خبر می رسد. جنگنده های ایران به نبرد داعش می روند و نیروهای مسلح برای برخورد با «بد حجابی» اعلام آمادگی می کنند. ائمه جمعه مورد پرسش قرار می گیرند که در هشت سالی که کشور را شخم می زدند، چرا سکوت کردند؟ و آزادی آنقدر دامن می گسترد که در ضیافت افطار رسمی از سه زن روزنامه نگارزندانی حتی نام برده می شود.

هفته آخر تیرماه ۹۳ موعد توافق ژنو بسر می آید. بازهمه نگاهها متوجه وین می شود. تیم مذاکره کننده که» کلمه به کلمه» را به اطلاع «مقام رهبری» می رساند و»جزء به جزء» دستور می گیرد، صدالبته همه گفت و گو راازملت ایران پنهان می دارد. تنهامی توان ازخلال اخبار، گزارش ها و تحلیل های رسانه های جهانی به جلساتی سرک کشید که درآنها سرنوشت ایران رقم می خورد.

تحلیل واشنگتن پست راه بر اصلی ترین دشواری مذاکرات می گشاید. گزارش گاردین بر موضع غیر عملی «نظام» متمرکز است. آیت اله خامنه ای که از خلوت بیت، تیم رهبری را هدایت می کند، قدمی جلومی گذاردو ازمنبر دستور می دهد. در سخنانی «مملو از جزئیات فنی» که درآن واحد تخصصی «سو»- معیار اندازه‌گیری غنی‌سازی ـ-ناگهان مورد استفاده قرار می گیرد، این حکم صادر می شود: «واقعیت این است که در این موضوع، طرف مقابل به مرگ گرفته است که به تب راضی شویم».

دیپلمات‌های مستقر در وین به خبرگزاری «رویترز» می گویند: «این سخنان بخت ایران برای رسیدن به توافق‌نامه‌ای جهت رفع تحریم‌ها را کاهش می دهد».

یک «آژانس اطلاعاتی غربی» گزارش می دهد: «سخنرانی خامنه‌ای در واقع برای محدودکردن شدید فضای مانور تیم مذاکره‌کننده هسته‌ای و نه حمایت از این تیم ایراد شده‌ و حالا پرکردن شکاف بین موضع شش قدرت جهانی با ایران عملاً ناممکن شده است».

خبر گزاری فرانسه از «غافلگیری تیم مذاکره کننده اتمی» خبرمی دهد. گاردین 5 مساله حل نشده در مذاکرات هسته‌ای رابر می شمارد. جان کری وزیر خارجه آمریکا خود را به وین می رساند. دیدارکری-ـ ظریف به نتیجه مهمی نمی رسد. گزارش سانفرانسیسکو گیت از بن بست مذاکرات با این عنوان منتشر می شود:کری هم کاری نتوانست بکند. ساعاتی پیش از نشست ظریف و کری، جلسه وزیران امور خارجه ایران، آمریکا، آلمان، فرانسه، بریتانیا و کا‌ترین اشتون، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا برگزار می شود. آنها نمی توانند به توافقی برای نحوه برخورد با «پرونده هسته ای » دست یابند. وزیر خارجه آلمان می گوید: «ایران یا باید با جامعه جهانی همراهی کند یا همچنان در انزوا باقی بماند».

 تلاش های مشترک وزیر خارجه آمریکا، جان کری و سه وزیر خارجه اروپایی برای پیشبرد مذاکرات با ایران، یک هفته قبل از زمان تعیین شده با شکست مواجه می شود. ویلیام هیگ، وزیر خارجه وقت انگلستان بعد از دیدار با جان کری و وزیران فرانسه و آلمان و جمهوری اسلامی حرفش این است: «امروز هیچ توافقی حاصل نشد».

هفته برای «نگاه هفته» تمام می شود و خبر از توقف مذاکرات و تلاش برای تمدید آن می رسد. و این درست همان نتیجه ایست که «مقام معظم رهبری» می خواهد: «مذاکره بدون رسیدن به نتیجه». نیویورک تایمزو وال‌استریت ژورنال می نویسند که جان کری در بازگشت به کاخ سفید، پوشه‌ای حاوی پیشنهادهای جواد ظریف به همراه دارد: «ایران می‌تواند توافقی را بپذیرد که ظرفیت تولید سوخت هسته‌ای در سطوح کنونی را برای چند سال متوقف کند به شرط اینکه بعد از این مدت با برنامه هسته‌ ای صلح‌آمیز این کشور مانند سایر کشور‌ها رفتار شود».

تاریخ نشان خواهد داد که «۲۲ شخصیت برجسته‌ جامعه مدنی» که تحت عنوان «جامعه مدنی ایران» در دقیقه ۹۰ از مذاکرات هسته‌ای حمایت کرده اند، موضعی بسود منافع ملی ایران اتخاذ کرده اند یا نه.

هفته آخر تیرماه به پایان می رسد. تیر زهرآگینی که» نظام مقدس» بر پهلوی ایران نشانده، خون ریزو جانگیر باقی است و در بروی پاشنه سی وپنج ساله می چرخد.

دولت حسن روحانی که سرهنگ نبود و حقوقدان بود، یک ساله می شود. محمدتقی مصباح‌ یزدی در جدیدترین سخنان خود بدون نام بردن از رئیس جمهوری نظام، روی وعده هایش دست می گذارد: «اگر کسی صحبت از آخرت کند اینها می‌گویند شما بیکارید که فکر آخرت مردم هستید، ما کار داریم و باید تحریم‌ها را برداریم، حالا دیدیم که چقدر هم تحریم‌ها برداشته شد، کار ایجاد شد، گرانی‌ها برطرف شد. آنها برداشتن تحریم‌ها، رفع تورم و حل معضل بیکاری را مهم‌ترین دغدغه خود می‌دانند، اما حتی همین کارها را نتوانستند انجام دهند».

در فضای مجازی، سخنان دیگر پدر معنوی «جبهه پایداری» بازنشر می یابد:

«برخی از افراد عمامه به‌سر که دارای مسئولیت هستند، در واکنش به اجتماع مردم در خصوص بدحجابی و نگرانی علما از وضع دین و فرهنگ و تجمع روحانیت در فیضیه، آنها را کسانی معرفی می‌کنند که اسلام را نشناخته‌اند و آ‌نها را متهم به توهم می‌کنند. باید از او پرسید مگر خود تو دینت را از کجا یاد گرفته‌ای؟ از فیضیه یا از انگلستان؟»

روزنامه جمهوری اسلامی، پرسشی را با «امامان جمعه» در میان می گذارد واز طوطیان رهبری می پرسد: «چرا شما خواستار تسریع در محاکمه کسانی نمی‌شوید که اصل و اساس اختلاس‌های سه هزار میلیاردی و ۹ هزار میلیاردی و ۱۶ هزار میلیاردی بودند و ده‌ها مورد بی‌قانونی کرده‌اند و اقتصاد کشور را به افلاس کشانده‌اند و جامعه را دچار اختلاف و تهمت و دروغ و درگیری کرده‌اند و حتی مایل نیستند در جلسه دادگاه حاضر شوند و به سؤالات قاضی پاسخ بدهند؟ چرا به قوه قضائیه برای برخورد با دانه درشت‌هائی که ۸ سال این مملکت را شخم زده‌اند کمک نمی‌کنید؟ چرا درباره دزدی‌های بزرگ و دزدان بزرگی که خزانه کشور را خالی و جیب‌های خود را پر کرده‌اند سکوت فرموده‌اید؟…»

معلوم است که کسی جوابی نمی دهد. مجید محمدی- جامعه شناس- شش خطای دولت روحانی را بر می رسد.

محمد باقر قالیباف- همان «سرهنگ» که در انتخابات از حقوقدان- شکست خورد، بعد ازتعطیل کلاس های موسیقی فرهنگسراهای تهران تا اطلاع ثانوی، این هفته تمامی زنان شاغل در سمت‌های دفتری نظیر مسئول دفتر، منشی و ماشین نویس را از مشاغل خود اخراج می کند. معاون رسانه‌ای مرکز ارتباطات و بین‌الملل شهرداری تهران با تایید این خبر می گوید: «برای راحتی و رفاه حال خانم‌ها این تصمیم اتخاذ شده که مسئول دفتر و منشی، آقا باشند».

حجت‌الاسلام والمسلمین امرودی جانشین ستاد صیانت شهرداری تهران در نهمین نشست دبیران ستاد مرکزی در رابطه با عفاف و حجاب و حقوق شهروندی، طرح جدیدی را کلید می زند: «در پارک‌ها یک زمانی نیمکت‌هایی در کنار هم بودند که این اجازه برای دختران و پسران بود که در کنار هم بنشینند. باید یک میز در میان نیمکت‌ها باشد که فاصله‌ها در آن رعایت شود و خانواده‌ها بیشتر بتوانند از این مکان استفاده کنند!»

هاشمی رفسنجانی، سخن از آزادی تازه می کند: «آزادی بیان، آزادی اظهار نظر و جلوگیری از سانسور و تهدید، حق هر انسان و از مصرّحات اسلام و قانون اساسی است، همه در این موضوع اشتراک نظر دارند و در عمل است که معتقدین واقعی از ظاهرسازان جدا می‌شوند».

و غروب چهارشنبه نامه خاکسارانه «انجمن صنفی روزنامه‌نگاران ایران» به حسن روحانی، منتشر می شود: «پس از گذشت بیش از یک سال از زمانی که با سخنان خود امید بازگشایی انجمن صنفی روزنامه‌نگاران ایران را در میان این قشر زحمتکش و خدوم بارور فرمودید، ناچاریم به عرض برسانیم که متأسفانه با وجود تلاش‌های متعددی که در این مدت به عمل آورده‌ایم، هیچ گونه اقدام عملی قانونی و واقعی در این زمینه از سوی وزارتخانه مسئول به عمل نیامده و مشکل این انجمن همچنان باقی است».

خانم ها!آقایان!

روزنامه نگاران جهان رئیس جمهور جابجا و دولت تعویض می کنند. همکاران «زحمکتش خدوم» ما زیر تیغ خونریز استبداد، درخواست آزادی رابه «عرض» می رسانند و از رئیس جمهور حقوقدان حتی جوابی هم نمی گیرند.

بیت حافظ پر می گیرد:

– جای آن است که خون موج زنددر دل لعل

و به شعر جاودانه سیمین بهبهانی پیوند می خورد:

دوباره می‌سازمت وطن!

اگرچه با خشت جان خویش

ستون به سقف تو می‌زنم

اگرچه با استخوان خویش

دوباره می‌بویم از تو گل

به‌میل نسل جوان تو

دوباره می‌شویم از تو خون

به‌سیل اشک روان خویش

دوباره یک روز روشنا

سیاهی از خانه می‌رود

به شعر خود رنگ می‌زنم

ز آبی آسمان خویش

اگرچه صدساله مُرده‌ام

به‌گور خود خواهم ایستاد

که بردَرَم قلبِ اهرمن

به‌نعرۀ آنچنان خویش

کسی که « عظم رمیم» را

دوباره انشا کند به لطف

چو کوه می‌بخشدم شکوه

به عرصۀ امتحان خویش

اگر چه پیرم ولی هنوز

مجال تعلیم اگر بُوَد

جوانی آغاز می‌کنم

کنار نوباوگان خویش

حدیث «حبّ‌الوطن» ز شوق

بدان رَوش ساز می‌کنم

که جان شود هر کلام دل

چو برگشایم دهان خویش

هنوز در سینه آتشی

به‌جاست کز تاب شعله‌اش

گمان ندارم به کاهشی

ز گرمی دودمان خویش

ممنوع التنفس

– هرکسی می‌تواند از ما سئوال کند که پس از ۳۵ سال چه کار کرده‌ایم؟

 سومین هفته تیراست وعلی جنتی وزیرارشاد، این پرسش رادرمیان می گذارد. رئیسش حسن روحانی، رئیس جمهور مورد اعتماد مقام رهبری، پاسخگوئی یک سال ازاین ۳۵ سال را دروظیفه خود می داند:

– ما به مردم وعده دادیم که کشور را از مسیر بسیار سخت دیروز به مسیری آسان‌تر و راحت‌تر عودت خواهیم داد. یک سال از آن وعده ما گذشته و از آن روزهایی که به مردم قول دادیم یک چهارم زمان‌مان صرف شده است. باید بررسی کنیم که آیا به یک چهارم وعده‌ای که به مردم دادیم عمل شده است. اگر نشده باید از مردم عذرخواهی کنیم.

رویدادها، سالگردها وسخنان مقامات «نظام»، با پرتو افکنی فقط بردو حادثه مهم و اوضاع و احوال کنونی، مشتی، نمونه خروار ۳۵ ساله را در برابرهر پرسشگری می گذارد.

آخرین روز هفته برای «نگاه هفته» چهارشنبه و مصادف  است با سالگرد سرکوب اعتراض دانشجویی در۱۸ تیر۱۳۸۷. سخنان ر ئیس جمهورفعلی که در آن روز دبیرشورای امنیت ملی بود و شخصا دستور سرکوب قیام دانشجوئی را صادر کرد، در فضای مجازی  بازنشر می یابد و این خطوطش برجسته می شود: «اینها پست‌تر از آن هستند که برانداز نام گیرند. در کجای دنیا حرکت‌های آشوب‌طلبانه تحمل می‌شود؟ لازم می‌دانم از نیروی انتظامی به خاطر تلاش‌های شبانه‌روزی‌اش در این چند روز، از نیروی عزیز و قهرمان بسیج و همچنین پرسنل بیدار وزارت اطلاعات تشکر، سپاسگزاری و قدردانی نمایم که تلاش و فعالیت فوق‌العاده‌ای در این چند روز داشته‌اند».

محمد حسین نجات، مشاور فرمانده کل سپاه پاسداران که در همان سال فرماندهی قرارگاه ثارالله سپاه را بعهده داشت و از سال ۱۳۷۹ «مسئول حفاظت از بیت رهبر جمهوری اسلامی» شد، حرف های با مزه ای در باره  سرکوب  جنبش سبزمی زند: «نیروی انتظامی در جریان اعتراض‌های سال ۸۸ با غذا و نوشابه از بازداشت شدگان پذیرایی می‌کرد، زنان و دختران معترض را تا دم در خانه، همراهی کرده و تحویل خانواده‌هایشان می‌دادند. اگر دردنیا بگردید کسی به این خوبی با متهم برخورد نمی‌کند».

آنقدر با متهمان بخوبی رفتار کردندکه ندا وسهراب و دیگرجانباختگان سال ۸۸ بر اثر زیاده روی در مصرف غذا و نوشابه جان خود رااز دست دادند. رهبران جنبش سبز هم دچار «ملاطفت» شده و به حصری چنان افتادندکه رهایی ازآن تنها با توبه ممکن است و یا مرگ. به تشخیص شخص شخیص «مقام رهبری»،  جرم نخست وزیر امام ورئیس مجلسش «خیانت»  است و حکمشان»سنگین». ازسرمهرو لطف است که «حضرت آقا» پوشیده می گویند وپایواران «نظام» مُهر ازحکمی که معلوم نیست در کدام دادگاه و پس ازکدام محاکمه صادر شده است، برمی دارند. روزنامه رسالت، موسوی و کروبی را «محارب و باغی» می خواند و برایشان حکم «اعدام» صادر می کند. چهار روشنفکر دینی جنبه های گوناگون این «حکم» را مورد بررسی قرار می دهند وآینه ای تمام در برابر جمهوری اسلامی ۳۵ ساله می گذارند.

رئیس جمهور اسبق – محمد خاتمی- ممنوع الخروج بود، حالا هم برایش حکم «ممنوع‌التصویر و ممنوع‌الخروج و ممنوع‌البیان »  شدن درخواست می کنند. معلوم می شود ده «نماینده» امضاء کننده این درخواست، از زبان «یار» سخن می گویند.

 جواد کریمی قدوسی – یکی از این نمایندگان- در نقل قولی تکذیب نشده، فرمان خصوصی آقای خامنه ای را عمومی می کند: «خاتمی یاغی و طغیان‌گر نسبت به نظام است  و باید رسانه‌ها، اصول‌گرایان و نخبگان نسبت به او موضع‌گیری کنند زیرا او از عناصر فتنه است و نباید فضا برایش امن شود».

علی مطهری می گوید: «بهتر بود حکم ممنوع‌الحیاتی ایشان را هم ذکر می‌کردند تا خیال خودشان را راحت کرده باشند». غلامحسین کرباسچی، که سابقه داغ و درفش و زندان را دارد، به طنز مژده می دهد که: «به زودی حکم ممنوع التنفسی صادر می کنند».

دراینجا یک قاضی کارکشته که در دادن «حکم ممنوع التنفسی» ید طولایی دارد، دری دیگر از درهای عطوفت جمهوری اسلامی را می گشاید. مصطفی پورمحمدی، از قضات دادگاه مرگ سال ۶۷ و وزیر دادگستری روحانی، می‌گوید: «وزارت دادگستری طرف حساب این موضوع نیست و برای کسی حکم ممنوع‌الخروجی صادر نمی‌کند».

بنزین پتروشیمی که در زمان رئیس جمهور سابق توزیع می شد تا خود کفایی و عدم تاثیر تحریم هارا به اثبات برساند، درآزمایشگاهی درآلمان بررسی واعلام می شودکه حاوی ۲۰ درصد سرب اضافی است. مردان احمدی نژاد، از بدهکاران بزرگ بانکی از کار در می آیند؛ و صدالبته دکتر محمود احمدی نژاد راست راست برای خودش می گردد.

محمد باقر قالیباف از نامزدهای ریاست جمهوری که درپشت موتورهزار، تظاهرکنندگان سال ۸۸ را «چوب زنی» می کرد، سر از معامله ۲۰ هزار میلیارد تومانی شهرداری تهران و سپاه پاسداران در می آورد که بی اطلاع شورای شهر انجام شده است.

روزنامه نگار دیگری برای اجرای حکم به زندان می‌رود وهمکاران «روز» در تیتر زیبائی سرنوشت روزنامه نگاران ایرانی را ثبت می کنند: «شلاق، حکم آشنای حکومت برای روزنامه‌نگاران».

علی یونسی، وزیر اطلاعات اسبق که دستیار ویژه حسن روحانی در امور اقوام و اقلیت‌های دینی و مذهبی، می گوید: «عده‌ای اساسا نام بردن از حقوق اقلیت‌های مذهبی و دینی و اقوام را برنمی‌تابند».

و همه راهها به داعش می رسد. واشنگتن پست می نویسد: «اشتباه محاسبه سلیمانی، ایران را در چشم انداز فاجعه قرار داده است». روزنامه آمریکائی، سیاست خارجی آیت اله خامنه ای را که توسط سردار قاسم سلیمانی به اجرادر می آید، در چند خط خلاصه می کند: «عملیات بی رحمانه سلیمانی در سوریه، لبنان و سپس در عراق، اکنون تندروهای سنی عرب را به صحنه آورده  است.  این سردار با خطاهای مکرر خود فرصت های گرانبهایی را در مسیر حفظ منافع ایران از دست داد. اوبا تندروهای حکومت سوریه متحد شد، و اکنون آنها در عراق هم جاپای محکمی بازکرده اند، و با مشارکت میانه روها در دولت عراق مخالفت کرد و داعش اکنون دارد از آن بهره برداری می کند».

مجیدمحمدی – تحلیگر سیاسی- نقش آیت اله خامنه ای را در بر پائی جنگ شيعه و سنی يا جنگ اسلامگرايان شيعه و سنی، مورد بررسی قرار می دهد.

و نیکلاس برنز، دیپلمات پیشین و استاد دانشگاه هاروارد، در نشریه آمریکایی باستن گلوب،  وضعیت خاورمیانه امروز را ترسیم می کند: «خاورمیانه به نقطه انفجار می رسد».

هفته به پایان می رسد. سخنان وزیر ارشاد دولت روحانی و نامه سرگشاده چهار روشنفکر دینی، فشرده رویدادهای هفته رابادو تصویر عمومی همراه می سازد تابه این پرسش وزیر ارشاد:

ـ پس از ۳۵ سال چه کار کرده‌ایم؟

پاسخ داده شود.

علی  جنتی می گوید: «نگران آینده کشور، وضع اقتصاد، میلیون‌ها جوان بیکار که نمی‌توانند ازدواج کنند و نمی‌توانند مسکن بخرند هستیم که همه اینها ام‌الفساد است. سرقت در حال افزایش است، فساد اخلاقی زیاد شده، سن روسپیگری پایین آمده و بنیان خانواده دچار آسیب شده، که ناشی از همین مشکلات است… جامعه ما دچار دروغ و جوسازی‌های بی‌جهت شده است و اینها مایه نگرانی است».

عبدالعلی بازرگان، محسن کدیور، صدیقه وسمقی و حسن یوسفی‌اشکوری خطاب به آیت اله خامنه ای می نویسند: «راهی که شما عملا پیش گرفته‌اید و با نقض گسترده‌ قانون اساسی، کشور را با بحران‌های متعدد به پرتگاه استبداد مطلقه و حکومت خودکامه‌ شخصی سوق داده و قوای امنیتی ونظامی را به اتکای ارز نفتی، بر مقدرات شهروندان مسلط کرده‌اید».

خانم ها!آقایان!

روز آخرهفته، قاضی شرعی که پسرانش را اعدام کردو بسیار حکم «ممنوع التنفس» برای بیگناهان نوشت، چنان بی نفس می شود که گفتی هرگز نبوده است.

نودمین سال ترور شاعر آزادی میر زاده عشقی است که در نخستين اپراي ايراني، سرود:

اين خرابه ايران نيست ايران كجاست؟

آنچه من دیدم دراین قصر خراب

بد به بیداری خدایا یا به خواب؟

پادشاهان را همه اندوهگین

دیدم اندر ماتم ایران زمین

ننگ خود دانندمان اجدادمان

ای خدا دیگر برس بر دادمان


وازکتومی، توبکتومی و ساپورت

image

«نظام مقدس» همه مسائل داخلی و خارجی، گذشته و آینده را حل کرده، فرهنگ» ناب محمدی» را به جهان صادرفرموده و تنها مانده سه مساله کوچک که همه هم به اسافل اعضاء مربوط می شود واین هفته در دستور کار قرار می گیرد:وازکتومی، توبکتومی وساپورت.

مذاکرات اتمی روی هواست. داعش همچنان بیخ گوش ایران می تازد وجهان از خطر تجزیه عراق سخن می گوید. «نمایندگان محترم مردم» اما حواسشان جای دیگر است. دارند تصاویر بانوان ساپورت‌پوش را ازمونیتورمجلس نگاه می کنند. واکنش و همهمه چنان صحن علنی مجلس را می گیرد که علی مطهری شوخی اش گل می کند: «به نظر می‌رسد دوستان از دیدن این تصاویر به وجد آمده‌اند».

فرزند «شهید مطهری» که گاه وبیگاه هم جامه قهرمانی به او می پوشانیم، در رابطه با «ساپورت» خانم ها حرف هایی می زند که سیمای مترقی ترین چهره های مجلس را روشن می کند: «اگر دختری در سن ۱۷، ۱۸ سالگی ازدواج کند، طبیعتا دیگر با ۱۰ پسر هم کوه نمی‌رود ونه شوهرش اجازه می‌دهد ونه خودش این کار را می‌کند. اصلا طبیعت زن هم میل به خودنمایی و تبرج دارد و این منهای تربیت دینی است و در طبیعت زن وجود دارد. دولت اسلامی مکلف به برخورد با گناه آشکار در جامعه است. دولت باید «ساپورت» را غیرقانونی اعلام و با آن برخورد قانونی کند. بنابراین اگر دولت این موضوع را رها کند، بنیاد خانواده آسیب می‌بیند».

وزیر کشوربابت «ساپورت» از مجلس «به وجد» آمده کارت زردمی گیرد و مشکل وازکتومی و توبکتومی هم با تعیین مجازات زندان حل می شود و باین ترتیب مشت محکم دیگری بر دهان استکبار می خورد.

هنوز مشت محکم مجلس کاملا فرودنیامده که انتشار دو آمار جدید، از دستاوردهای سی و چندساله «نظام مقدس» درحفظ بنیاد خانواده پرده بر می دارد.

دفتر مطالعات حقوقی مرکز پژوهش‌های مجلس رسما اعلام می کند که سن روسپیگری در «ام القرای اسلام» به پانزده سال رسیده است. روزنامه شرق زنگ خطر را بصدا در می آورد: «سن روسپیگری در ایران طی دهه‌های ۵۰ و ۶۰ خورشیدی ۳۰ سال بوده است. بر پایه گزارش‌های رسمی، تهران و مشهد بیشترین زنان روسپی را نسبت به سایر شهرهای ایران دارند.»

حبیب‌الله مسعودی فرید، مدیر کل امور آسیب‌دیدگان اجتماعی سازمان بهزیستی ایران، می گوید: «شماری از روسپیان، نه به خاطر فقر مطلق، بلکه برای به دست آوردن درآمد بیشتر به روسپیگری روی می‌آورند و این موضوع بیانگر به صدا درآمدن زنگ خطر برای جامعه ایران است».

بیش از ۴ هزار متخصص پزشکی کشور از «سونامی ‏سرطان» ناشی از «تحفه استعماری» مصرف قلیان خبر می دهند: «ایران ‏بالاترین ‏روند رشد ابتلا به سرطان را در ‏دنیا دارا است. ۳۰ درصد مرگ های ناشی از سرطان، مستقیما با ‏دخانیات در ارتباط است. آخرین آمار منتشر شده از سوی وزارت بهداشت نیز ‏گویای آن است که ‏‏۱۵ درصد جوانان ۱۳ تا ۱۵ سال در کشور مصرف ‏کننده قلیان هستند».

«نمایندگان محترم» مجلس و «مقام معظم» گوششان به این حرفها نیست، سرگرم حل مسائل مهمتری هستند. بایک نشست و برخاست، سه مشکل وازکتومی، توبکتومی و ساپورت، یکجا حل می شود. «مقام معظم رهبری» سرگرم شنیدن «کلمه به کلمه» مذاکرات بازبه بن بست رسیده پرونده اتمی هستند. حسن ظریف، همان «قهرمان» که با ریش پرفسوری آمد تا ایران را نجات بدهد، حالابا ریش ولباس فرم «نظام» گزارش دقیقی می دهد. وزیر خارجه، هرچند کلمه ای از محتوای مذاکرات رابا مردم درمیان نمی گذارد، اما تصمیم گیرنده اصلی و نهایی را آشکارتر از همیشه نشان می دهد: «رهبر جمهوری اسلامی در جریان تمامی جزئیات مذاکرات هسته‌ای است. هر آنچه درمذاکرات بحث می‌شود، با جزئیات خدمت ایشان گزارش می‌شود وتیم مذاکره‌کننده خود را ملزم به اجرای دقیق سیاست‌های نظام و نقطه نظرات رهبری می‌داند».

نادر فریدونی «عضو شورای مرکزی فراکسیون اصولگرایان مجلس» حرف وزیر خارجه را دقیق ترمی کند: «ظریف صراحتا اعلام کرد که در مذاکرات خطوط قرمز و توصیه‌های رهبری را کاملا رعایت خواهیم کرد و به آمریکایی‌ها نیز گفته‌ایم که کلمه به کلمه مذاکرات را رهبر ما استماع خواهد کرد، پس بی‌ربط صحبت نکنید».

بهمن‌ماه سال گذشته نیز حمید بعیدی‌نژاد، عضو تیم مذاکره‌کننده هسته‌ای، اعلام کرده بود که مذاکرات هسته‌ای با ۱+۵ «جزء به جزء» به رهبر جمهوری اسلامی گزارش می‌شود.

مقام رهبری که درواقع از طریق واسطه با «شیطان بزرگ» در حال گفت وگو است، وباید بعد از شنیدن «کلمه به کلمه» مذاکراتی که حتی یک کلمه آن هم به اطلاع مردم رسانده نمی شود، تکلیف راروشن کند؛ فعلا در حال حل کردن مشکل داعش است که حاصل سیاست خارجی ایشان است. طبق معمول با تغییر صورت مساله، موضوع»ظاهرا» حل و فصل می شود: «بحران عراق نه نتیجه جنگ شیعه و سنی بلکه ناشی از دعوای میان موافقان و مخالفان استقلال عراق است».

کیهان تهران که سردبیر بازجویش یکراست از «بیت» خط می گیرد، هسته مرکزی این «تحلیل ملوکانه» را روشن می کند: اسد ماند، مالکی هم می ماند. رسانه‌های حکومتی هم با تاکید بر نقش آمریکا در تحولات اخیر عراق، عربستان و اسرائيل «دست نشانده» را متهم به جنگ نیابتی و ایجاد ناآرامی در عراق می کنند.

روز آخرهفته برای «نگاه هفته»- چهارشنبه، – نوری المالکی تاکيد می کند که با تشکيل «دولت نجات ملی» مخالف است و در رياست دولت عراق برای سومين دوره پیاپی باقی می ماند. حرف هایی که نخست وزيرعراق می زندومو به مو با مواضع کیهان می خواند، نشان می دهد کسانی که می گویند او «دست نشانده» تهران است حق دارند یانه: «اهداف پنهان و خطرناکی که پشت تلاش‌های صورت گرفته برای تشکيل آن‌چه دولت نجات ملی می‌نامند، بر کسی پوشيده نيست. اين مسئله تلاشی از سوی قانون شکنان است که می‌خواهند تجربه نوپای دموکراسی را در عراق از ميان ببرند و آرای شهروندان را مصادره کنند».

تحلیلگران مستقل، رد پای نظام را درعراق دنبال می کنند وظهورداعش را ناشی از سیاست «فرقه» ای جمهوری اسلامی، – به ویژه در دوران رهبری آیت اله خامنه ای- ارزیابی می کنند. بحران عراق و مواضع متناقض کانون‌های قدرت در ایران مورد بررسی قرار می گیرد. زمینه تاریخی تحولات عراق زیر ذره بین می رود. جایگاه مذهبی داعش روشن و دقیق می شود. ایران و تلخی‌های وداع با عراق وارد مباحث می شود و روی مساله ایران و داعش تمرکزمی یابد. و همه مباحث از موضع منافع ملی ایران به دو محور می رسد:

الف – آینده عراق بر محور سه سناریوی محتمل: ۱- تجزیه‌‌ عراق به سه بخش کرد و شیعه و سنی: بدترین سناریو. محتمل‌ترین. 2- دیکتاتوری شیعه مشابه ایران در دست‌ حکومت ایران. 3- دولت دموکراتیک ائتلافی و همگرا: بهترین سناریو. کمترین احتمال.

ب- شیوه معقول برای حفظ منافع ملی ایران: «تعقیب منافع ملی ایران و ملاحظات جنبش دموکراسی خواهی منفعتی در حمایت از دولت مالکی ندارد، بلکه شایسته است بر ضرورت تشکیل دولتی فرا فرقه ای و فراگیر در عراق تاکید نماید تا سه ضلع جامعه عراق یعنی سنی ها، شعیان و کرد ها بتوانند با برخوداری از حقوق برابر به خوبی و مسالمت در کنار هم زندگی کنند. پایبندی به الزامات دموکراسی در عراق خط فاصل و مرز جدا کننده جنبش دموکراسی خواهی ایران و جمهوری اسلامی در عراق است. برای جنبش حفظ مالکی و یا نمایندگان مجس اعلا، حزب الدعوه و گروه مقتدی صدر موضوعیت ندارد، بلکه خواست مردم عراق و پذیرش تکثر گرایی مهم است.»

تابستان داغ دیگری آغاز شده است وخطری هولناک درهمسایگی ایران، امروز عراق و فردای ایران را درمعرض تجزیه قرارداده است. گروهی بر بستر میل کُشنده به «قهرمان «، مدال سردارملی بر سینه کسانی می زنند که ازآفرینندگان اصلی این خطرند. وگروهی در فیس بوک می نویسند: «امروز سالگرد سی ام خرداد سال ۸۸ است، داعشی های سال۸۸ برای ما شده اند سردار ملی!»

علی جنتی هم موضع خودرا بیشتر شفاف می کند:» ماهیت فیلترینگ مورد قبول همه است، اما درباره جزئیات آن اختلاف وجود دارد. نباید وضعیت را به‌ گونه‌ای رقم بزنیم که شبکه‌های اجتماعی فقط محلی برای تاخت و تاز سکولارها باشد».

در شبی که تیم ملی فوتبال می بازد تاکورسوی شادی هم خاموشی بگیرد، یکی ازاولین و معروف ترین «چماقدار» ان جمهوری اسلامی، حرف هایی می زند که حتی آغاز جیره بندی آب در تعدادی از شهرها راهم بدست فراموشی می سپارد. هادی غفاری، فرمایش می فرماید: «من با استبداد نعلین به شدت مخالفترم تا با استبداد چکمه. این موضع سیاسی من است آن را پنهان هم نمی کنم. من می دانم این حرف که منتشر می شود برای من گران تمام مي شود اما به جد می گویم که استبداد نعلین و استبداد عمامه بسیار خطرناک تر از استبداد چکمه و کلاه قزاقی و رضاخانی است».

خانم ها! آقایان!

درروزهای مبارزه بی امان «نظام مقدس» با وازکتومی، توبکتومی و ساپورت، این شعر ایرج میرزا عجیب به دل می نشیند:

در سردر کاروانسرایی تصویر زنی به گچ کشیدند

ارباب عمایم این خبر را از مخبر صادقی شنیدند

گفتند که واشریعتا، خلق روی زن بی نقاب دیدند

آسیمه سر از درون مسجد تا سردر آن سرا دویدند

ایمان و امان به سرعت برق می‌رفت که مومنین رسیدند

این آب آورد و آن یکی خاک یک پیچه ز گِل بر او بُریدند

ناموس به باد رفته‌ای را با یک دو سه مشت گل خریدند

چون شرع نبی از این خطر جست رفتند و به خانه آرمیدند

غفلت شده بود و خلق وحشی چون شیر درنده می‌جهیدند

بی پیچه زن گشاده رو را پاچین عفاف می‌دریدند

لب‌های قشنگ خوشگلش را مانند نبات می‌مکیدند

بالجمله تمام مردم شهر در بحر گناه می‌تپیدند

درهای بهشت بسته می‌شد مردم همه می‌جهنمیدند

می‌گشت قیامت آشکارا یکباره به صور می‌دمیدند

طیر از وَکَرات و وحش از جُحر انجم ز سپهر می‌رمیدند

این است که پیش خالق و خلق طلاب علوم روسفیدند

با این علما هنوز مردم از رونق ملک ناامیدند

 

آقایان شرم بر شما

image

عنوان مطلب از فرزند نظریه پرداز انقلاب اسلامی است. احسان شریعتی به چشم دیده «سربازان فرهنگی» درام القرای اسلام بر دخترک پانزده ساله ای چه ستم رواداشته اندوبه خشم آمده است.

محمدمطهری، فرزند تئوریسین جمهوری اسلامی، حاصل عمر «امام خمینی»، رئیس شورای انقلاب، یعنی همان «شهید مرتضی مطهری» هم می نویسد: «کیهان تا کسانی را جاسوس وهمجنس‌باز ومزدور و ساده‌لوح و… ننامد روزش شب نمی‌شود».

او که از فیلسوف آمریکایی جیمز کلارک دعوت کرده است تا دربنیادمطهری مشهد، سخنرانی کند، مجبور به لغو جلسه می شود. کیست نداند که «برادرحسین بازجو» نور چشم «مقام معظم رهبر»یست، ته استکان چایی ایشان می نوشدو لب بی اشارت «حضرت آقا» باز نمی کند.

غروب چهارشنبه نیروهای داعش به بزرگ ‌ترین پالایشگاه عراق حمله می کنند. بعداز شل کن سفت کن های اولیه، خبر ساندی تایمزتائید شده است: «قاسم سلیمانی فرماندهی دفاع از بغداد را برعهده گرفته است». دفاع از پایتخت یک کشور همسایه چه ربطی به ایران و چه سودی برای منافع ملی دارد؟ حسن روحانی، نشانی درست تری می دهد: «ایران برای حراست از عظمت عتبات مقدسه از هیچ کوششی دریغ نخواهد کرد. مردم ایران اعلام آمادگی کرده که از حرم ائمه اطهار در عراق دفاع می‌کنند و تروریست‌ها را سر جای خود می‌نشانند».

مردم ایران، یعنی ۷۷ میلیون نفر، – چگونه وکی اعلام آمادگی کرده اند؟ رئیس دولت «دولت تدبیر» جوابش را می دهد:»در طومارهای فراوان مردم برای دفاع از حرم مطهر ائمه اطهار اعلام آمادگی کرده‌اند.»

جواب دقیق را مصباح یزدی می دهد: «انقلاب ایران «ماهیتی فرهنگی» داشت. اگر قرار بود مشکل اصلی ما، اقتصاد و مادیات باشد، انقلاب نمی‌کردیم، بهتر بود؛ چرا که در آن زمان نه تحریمی دامن‌گیر ملت ایران بود و نه مشکل انرژی هسته‌ای داشتیم و الان در وضعیت پیشرفته‌تری بودیم، زیرا از همان زمان قراردادهایی برای صنعت هسته‌ای منعقد شده و در حال اجرا بود».

پدر معنوی طالبان شیعه، به صراحت تمام اعتراف می کند که تحریم و عدم پیشرفت را «انقلاب اسلامی دامنگیر ملت ایران» کرده است. بی دلیل نیست که دریاچه های ایران می خشکند، و رئیس جمهوری که «حقوقدان است و نه سرهنگ» برای دفاع از «اماکن مقدس شیعیان»، که هیچکدام در خاک ایران قرار ندارند، سخنی می گوید که رسما بوی جنگ می دهد. روحانی به «ابرقدرت‌ها، مزدوران، آدم‌کشان و تروریست‌ها» در مورد امنیت آرامگاه‌های امامان شیعه در کربلا، نجف، کاظمین و سامرا هشدار می دهد و تاکید مکرر می کند که «ایران برای حفاظت از اماکن مقدس شیعیان درعراق «ازهیچ کوششی» دریغ نخواهد کرد.»

در برابراین اقدام «شیعه»، عربستان سعودی و قطر، نخست وزیرعراق رادر به وجود آمدن بحران کنونی عراق مقصر می دانند وروی «فرقه‌گرایی شیعی و تنگ‌نظرانه» نوری الملکی که روابط تنگاتنگ باجمهوری اسلامی دارد، دست می گذارند.

خالد العطیه وزیر خارجه قطر، می گوید: «بغداد با پیگیری سیاست‌های فرقه‌ای خود «سنی‌ مذهبان عراق را به حاشیه رانده و طرد کرده تحصن‌های صلح‌آمیز آن‌ها را بر هم زده» علیه آن‌ها اعمال خشونت کرده و مخالفان سنی را تروریست خوانده است.»

وال استریت ژورنال، توضیحات روشنی می دهد: «بایدبه مسائل بنیادی که به قیام سنی ها و سقوط قوای ارتشی منجر شد، به مشکل چند دستگی سیاسی، پرداخته شود. نوری المالکی به خاطر افزایش اختلافات فرقه ای در دولت عراق که برای شورشیان، زمینه را فراهم کرده است، قابل سرزنش است».

مصطفی تاج زاده، در زمستان ۹۱ از گوشه سلول انفرادی، تابستان ۹۳ را دیده ودر نامه ای تحت عنوان امروز ایران الگوی دیکتاتوری منطقه شده به رهبری هشدار داده بود: «نمی دانم که آیا ایران اسد را به سرکوب خشونت بار اجتماعات مسالمت آمیز سوریان، به بهانه مقابله با انقلاب مخملی و یا دفاع از مقاومت، تشویق کرد یا خیر؟ ولی یقین دارم که پشتیبانی کامل و مستمر از رژیم دمشق، نقش مهمی در گسترش تخاصم شوم شیعی-سنی در آن سرزمین ایفا می کند… جنابعالی با دفاع از شعار تشکیل حکومت اسلامی و اجرای اجباری احکام شرعی (احکام متعارف فقهی) هم زمان هم مسلمانان دموکرات را در این جوامع از هم دردی اسلامی دور کردید و هم به تقویت جریان سلفی – تکفیری در میان اهل سنت پرداختید که در حال حاضر پرچم دار این شعار هستند و در صددند تا به هر قیمت که شده خلافت و امارت اسلامی را احیا کنند. باید مطلع باشید که این جریان ستیزه جو و خشونت طلب، در هر دو شکل وهابی و طالبانی خود، شدیداً ضد شیعه است و با ایران خصومتی تاریخی دارد و آن را بزرگترین پایگاه فرقه ای می داند که از صفویه تاکنون، هم چون خنجری از پشت و پهلو بر پیکر جهان اسلام (یعنی اکثریت اهل سنت) فرود آمده است.»

گوش ها بر فریاد هشیارانه زندانی سیاسی بسته ماند و امروز خنجر آماده فرود بر پشت و پهلوی ایران است.

تلویزیون العربیه به نقل از هوشیار زیباری، وزیر خارجه عراق گزارش می دهد: «دولت عراق رسما مطابق توافق نامه امنیتی میان دو کشور، از آمریکا درخواست انجام حملات هوایی علیه شورشیان را کرده است.»

اوباما، بلافاصله با درخواست حمله فوری مخالفت می کند: «در عوض تصمیم گرفته شد که استراتژی‌ ما کمک اطلاعاتی به ارتش عراق، پرداختن به مشکل چند دستگی سیاسی در عراق و جلب حمایت متحدان آمریکا در منطقه باشد».

بهترین زمینه برای عربستان و امارات فراهم است. عربستان سعودی و امارات متحده عربی مخالفت خود را با مداخله «خارجی» در عراق اعلام می کنند.

سعود الفیصل، وزیر خارجه عربستان در حضور شماری از رهبران کشورهای اسلامی در جده درمورد بروز جنگ داخلی در عراق و پیامدهای آن برای منطقه هشدار می دهد: «دولت عراق باید با پاسخ به خواست های مشروع مردمش بدون مداخله خارجی به آشتی ملی در این کشور برسد».

امارات متحده عربی، سفیر خود را از بغداد برای مشورت فرامی خواند و با ابراز مخالفت با مداخله خارجی در عراق و محکوم کردن «تروریسم » می گوید:» راه حل بحران عراق، تشکیل دولت وحدت ملی و پایان دادن به فرقه گرایی است».

تنها کشور » خارجی» در عراق جمهوری اسلامی است. روزهائیست که مذاکره دو جانبه با آمریکادرژنو جریان دارد، وبعد ازیورش وحشیانه آدمکشانی که حاصل تخم پاشی «نظام مقدس» هستند، به عراق رسما اعلام شده است: «همکاری آمریکابا ایران علیه داعش امکان‌پذیر است».

همه راهها از ژنوو بغداد به کاخ سفید، مقر «شیطان بزرگ» می رسد. سیاست دو گانه آیت اله خامنه ای را می توان رد گیری کردو در شرایط کنونی معنای ولایتی رفت، جلیلی آمد، حملات کیهان به پروفسور آمریکایی و دلایل لغو کنسرت پیانیست مشهور در تهران را بیشتردریافت: گم کردن واقعیت پشت توفان جنجال.

خرداد رو به پایان است. فضای عمومی ایران تحت سلطه طالبان شیعی ـ مشت نمونه خروار-ـ چنین است:

مصباح یزدی می‌گوید: «دولتمردان فعلی سخنان اصلاح طلبان را نشخوار می‌کنند. مهم‌ترین معضل کشور «اقتصاد و مادیات نیست»، بلکه انقلاب ایران «ماهیتی فرهنگی» داشت.»

همان سخن معروف امام راحل» را تکرار می کند: «اقتصاد مال خر است». آخرین آمار، بر نتایج این بینش روشنی می افکنند. حسین دهدشتی، عضو کمیسیون انرژی مجلس شورای اسلامی، می گوید: «بابک زنجانی سرمایه دار زندانی ایرانی بیش از ۸۰۰ میلیون دلار به وزارت نفت ایران، ضرر زده است. اوزمانی که زمینه فروش یک محموله میعانات نفتی فراهم نبوده، این محموله را در کشور چین ذخیره کرده بوده و بابت نگهداری محموله هم هزینه می کرده، اما کیفیت نگهداری محموله در مخازن چینی خوب نبود».

غلامعلی جعفرزاده رئيس کميته تحقيق و تفحص مجلس نهم از بنياد شهيد، به مورد دیگری می پردازد: «‌‌‌رقم اختلاس و فساد‌‌‌ مالی در بنیاد شهید به حد‌‌‌ی است که می‌ترسيم افشا کنيم. طبق آخرين اخبار بيش از هزار ميليارد‌‌‌ تومان تخلف مالی د‌‌‌ر اين بنياد‌‌‌ تاييد‌‌‌ شد‌‌‌ه است، ولی بررسی‌ها مبلغ اختلاس راچند‌‌‌ين برابرنشان می‌د‌‌‌هد‌‌‌».

محمود شکری، رئیس کمیته تحقیق و تفحص مجلس در امور مربوط به «سازمان جنگل‌ها و مراتع» خبرداغی در باره رانت‌خواری و تصرف غیرقانونی منابع ملی کشور دارد:» دست‌کم «یک میلیون هکتار» از زمین‌های ملی به صورت غیرقانونی تصرف و بدون حساب و کتاب و به صورت رانت به افراد «خاص» واگذار شده است».

۵۰ خبرنگار و عکاس ايرانی که همراه تيم مذاکره‌کننده هسته‌ای جمهوری اسلامی به وين اعزام شده‌اند، خبر داغشان این است: «روز بی‌خبری خبرنگاران در محل مذاکرات هسته‌ای».

در مذاکراتی که همه چیز برای» دشمن» روی میز است، هیچ چیز برای ملت ایران آشکار نیست.تنها خبر همان است که جمال سرگئی ريابکوف، معاون وزير خارجه روسيه هم می گوید: «نگارش متن پيش‌نويس توافقنامه تقريبا شروع شده است».

خانم ها! آقایان!

خرداد دیگر تمام شده است. اردشیر امیر ارجمند، در پنجمین سالگرد جنبش سبز، تصویری عمومی و خلاصه از جمهوری اسلامی بدست می دهد: «حکومت استبدادی سلطنتی دینی». روزهای جان باختن ندا در برابر دوربین هاست. مادرش فریاد می کشد: «او را فراموش نکنید…» و ما درکار برکشیدن قهرمانان دیگریم: قاسم سلیمانی که راه بر مهلکه دیگری در بغداد می کشدوعلیرضا حقیقی دروازه بان تیم ملی که در برزیل دروازه ایران بسته نگه می دارد.و بازی مساوی را جشن می گیریم وحتی در شهرهای جهان به خیابان می ریزیم….

با یاد چشمان ندا که راه شادیهای بی بها را بر ما بندد، همه را به خواندن ویژه نامه ندادر بخش «هنر روز» دعوت می کنم و بجای شعرهمیشه پایانی، نوشته احسان شریعتی را می گذارم:

آقایان شرم بر شما!

امروز دختربچهٔ دانش‌آموز پانزده ساله‌ای -شاگرد اول مدرسه از خانواده‌ای متدین و ملی- که هم‌کلاس و میهمان دختر ما بود- و با هم برای خرید از خانه به سر کوچه رفته بودند- را گشت موسوم به «ارشاد»، به بهانه «بدحجابی» (به اندازه کافی؟ بلند نبودن روپوش!) گرفته و برده بود به خیابان «وزرا»؛ و اینجانب نصف روز وقت گذاشتم که میهمان را آزاد کنم!

دخترک گریان تعریف می‌کرد که مرد مأموری در «وان» نوامیس مردم را زیر نظر داشته و به خواهران مأمورش دستور می‌داده که متخطیان را بگیرند.

«صبح‌ها آدم حسابی‌ها مثل شما را می‌گیریم، عصرها دخترهای خراب را!»…بعد هم فرم پُر کردن، و عکس‌برداری، و سوءسابقه قضایی و… شوک روانی به یک کودک و یک خانواده و…خاطره‌ای شوم که عمری برایش می‌ماند..

دیگر جوش آوردم و به مأموران -مذکر-و-مؤنث- قول یک افشاگری مطبوعاتی مبسوط را دادم (که فعلا به همین یادداشت بسنده می‌کنم تا در فرصتی مناسب جزئیات بیشتر این زشتکاری‌ها را توصیف کنم).

خانمی «بدحجاب» که به دنبال خرید یا قرض کردن یک شلوار «شرعی» می‌گشت -این کلانتری کل که در عین‌حال مرکز رسیدگی به تخلفات ترافیکی هم بود، تبدیل به سالن پروو و رد-و-بدل لباس زنانه شده بود- نزدیک آمد و نصیحت می‌کرد که: «آقا، با اینها کل‌کل نکنید، بدتر می‌کنند، خواهش و التماس کنید! مگر نمی‌دانید اینها چه جانورانی هستند؟» پاسخ دادم: «خانم جان، هنوز نفهمیده‌اید که همین رفتار شما این بلا را سر این‌ها آورده؟»

این حادثه کوچک موجب نوعی احساس شرمندگی ملی-و-مذهبی برای همه ما – به ویژه آقایان- است و «خوش رقصی» برخی از مأموران یادآور این آموزه سارترکه «سوءنیت»، توجیه «مأمورم و معذور!»، نوعی خودفریبی برای گریز از آزادی و شرمساری ناشی از آن است…

ندا نه، احسان باشیم

پرسش روزنامه نگاری از رئیس جمهور درباره روزنامه نویس دیگری که زندانی است، حقی است و وظیفه ای. درجهان آزاد، کمترین حق است و بدیهی ترین وظیفه. خبرنگار باید بپرسد ورئیس جمهور باید جواب بدهد. تنها در جمهوری اسلامی و یکی دوجای دیگر است که عنوان «سئوال شجاعانه» می گیردو تیتر یک فضای مجازی می شود.

کاستن حق به عملی انتحاری، تنها به سلطه ترس و خفقان به فضای اجتماعی- رسانه ای ایران مربوط نمی شود. ازقضابیشتر ناشی از سیاستی است که بخشی از فعالین سیاسی- اجتماعی به جامعه تحمیل کرده اند.هرچه حکومت بیرحمانه تر عمل کرده، عقب نشینی بیشتری تجویز شده است. هر اندازه داغ و درفش بر جان کم رمق آزادی بیشتر فروآمده، «کوتاه» آمدن بیشترو بیشتر از فعالین و مردم طلب شده است. در سالی که ازانتخاب رئیس جمهور حسن روحانی می گذرد، علیرغم مستند شدن مهندسی زمینه انتخاباتی در مذاکرات پنهان با آمریکا، روشی بر جامعه تحمیل شده و باشدت تمام دنبال می شود که درهمه اعصارمبارزه برای آزادی بی سابقه است. نخست، مبارزین و روزنامه نگاران و فعالینی که آزادی را بامعیارهای جهانی طلب می کنند، تحت عنوان «جنگ طلب» و «خواستار سوریه ای شدن» ایران با شدت و حدت تمام «ترور» کرده اند. سپس گفتمان

«هیس، هیس» برای اولین بار در تاریخ همه ملت ها در سطح وسیع تبلیغ شده است؛ و اکنون دیرگاهی است «سکوت سرشار از ناگفته ها» به سرنوشت لحظه کنونی تاریخ ایران مبدل شده است. اگر صدایی از دانشجویی بر می آید «تندروی» است. اگر کسی از دولت انتقاد می کند «افراطی» لقب می گیرد. یکپارچه تسلیم شده ایم. نرم کردن رهبر جمهوری اسلامی را با عقب نشینی مطلق در برنامه قرار داده ایم. شاید چون این دارو، حتی تاثیر اندکی نکرده و مشت آهنین از کارنیفتاده است، نظریه پردازان عظام از مابخواهند، گامی دیگر عقب تر بنشینیم و بدرگاه دولت ابد مدت رهبرعریضه بنویسیم. و اگربی فایده بود دست و نعلینش را ببوسیم. و درنهایت برای اینکه تعداد بیشتری را مشمول مجازات نمی کند، سپاسگزارش باشیم.

آزادی امری جهانشمول است که معیارهای جهانی دارد. بیانیه جهانی حقوق بشر وبیانیه بین المجالس که همه دول جهان از جمله جمهوری اسلامی آن راامضاء کرده اند، مرز وملاک آزادی و «حق» هرانسانی است دراین جهان خاکی. به ما می گویند این آزادی را در حد توان دولت حسن روحانی محدود کنید. همه عمر جمهوری اسلامی، قدرت نیروهای سرکوبگرو عمر یک ساله دولت» تدبیر وامید»، همه توان آن را که فاصله ای با ناتوانی ندارد، روشن کرده است. خوب گوش کنید به پرسش روزنامه نگاری در باره زندانی شدن روزنامه دیگر وپاسخ رئیس جمهور. پرسش درمتن خفقان جمهوری اسلامی نماد» شجاعت» است و پاسخ عین قدرت دولتی که به ما گفته اید همه شمشیرهارا غلاف کنیم تا تیغ اوبر دیکتاتوری برا شود. اگر روزنامه نگار زندانی ما-ـ مانند بقیه زندانیان-ـ آزاد نشد، چه باید بکنیم؟ لابد باید کاسه گدائی دموکراسی بدست بگیریم و در برابر قدرت به زانو بیافتیم.

زنان دلاورما درخیابان، حجاب اجباری از سر می گیرند؛ نوادگان فاطمه قره العین اند که قرنی پیشتر در برابر 300 هزار سپاهی حجاب از سر گرفت. می گویند به آزادیهای پنهانی پناه ببرید. نظریه پرداز ما دلخوشی می دهد که طبق فلان و بهمان آمار تا ده سال دیگر مساله حجاب اجباری بخودی خود حل می شود.

خلاصه کنم و سخن پایانی نگاه هفته را تکرار: «علی جنتی در پاسخ به سؤالی مبنی بر اینکه آیا وزارت ارشاد از سوی افراد یا گروه‌هایی خارج از این وزارت‌خانه تحت فشار است و به همین دلیل وضعیت انتشار کتابی مثل «کلنل» و نمایشی مانند «تانگوی تخم مرغ داغ» مبهم باقی مانده است»، به لبخند اکتفا کرد و گفت:‌ «شما که جواب مرا می‌دانید چرا سؤال می‌کنید؟» وزیر به جای جواب لبخند می زد. چریک چپ به ما می گوید: «هیس!هیس!» چریک پیر پیغام طنزآمیز می دهد: «خفه خون»، اطاعت کرده ایم. ساکت شده ایم. میدان را خالی گذاشته ایم برای آن «تدبیر» که مردم سالاری بشار اسد را ترویج می کند. امید بسته ایم به قهرمانانی از تبار ظریف و مطهری و حتی خزعلی……..تنها مانده، شبها زیرلحاف پنهانی طلب آزادی کنیم و روزها کاسه گدائی دموکراسی در دست به بارگاه روحانی دولت متوسل بشویم».

خوانندگانی ـ- نه کم شمارـ- پرسیده اند: «چه باید بکنیم؟» جواب مرا احسان بداغی می دهد که دردهان شیر می شود و با شیوه و زبان مدنی می پرسد و می خواهد. مهم نیست که حسن روحانی بخواهد و بتواند یا نه. پرسش ساده روزنامه نگار به نیروی اجتماعی تبدیل شده است. و «احسان» ها بسیارند. در روزهای سرنوشتی جنبش سبز بیادشان بیاوریم:

– نترسید، نترسید ما همه با هم هستیم…

گوش کنید به ترانه های ملی که با استفاده از فرصت فوتبال، «ایران، ایران» را چگونه باشادی و رقص به فریاد امید تبدیل کرده است.

دروغ می گویند که همه طالبان آزادی درپی «جنگ» اند. کدام میهن پرست است که بخواهد ایران چون سوریه شود؟

سکوت، خواست دیکتاتور است. فقط ازقبرستان صدایی برنمی خیزد. مسئولیت شخصی در دوران دیکتاتوری شیوه های خود را می یابد و فعالیت اجتماعی مدنی بااستفاده از امکانات موجود راه خود را دارد.

وقت «شکست سکوت» نرسیده است؟

دوران «ندا» شدن تمام شده است؟ هر کدام ما در جای خود نمی توانیم یک «احسان» باشیم؟

این سایت جدید شماست؟ برای فعال‌سازی ویژگی‌های مدیریتی و رد کردن این پیام، وارد شوید.
وارد شدن