کابوس۹۲

 

سال دیگر ازسال های فلاکت می رسد و ازهمان روز نخست بهار اقتصاد دانان عنوانش را مشخص می کنند: کابوس ۹۲.

ودربر همان پاشنه می چرخدکه ا ز بهمن ۱۳۵۷ ایران رابه دامگه حادثه کشاند، داغ نقض حقوق بشر بر پیشانی‌اش زد ود ردهه ۹۰ دردایره شوم اتمی –سوریه گرفتارش کرد که راه به کابوس دو گانه بحران اقتصادی و خطر جنگ می گشاید و در انتخابات در راه منزل می گیرد.

پدرام سلطانی نایب‌رئیس اتاق بازرگانی ایران زیر عنوان «کابوس ۹۲» می نویسد:

«در سال ۹۲ تحریم‌ها شدیدتر خواهد شد، با توجه به جو انتخاباتی تصمیم‌گیری متوقف خواهد شد، به دلیل کاهش منابع نفتی دولت و اجرای فاز دوم قانون معروف به «هدفمند کردن یارانه‌ها»، افسار سیاست پولی بیش از بیش از دست بانک مرکزی خارج خواهد شد و اوج‌گیری تورم ادامه خواهد یافت، به دلیل افزایش مشکلات، تولیدکننده‌ها و صنعتگران نخواهند توانست تعهدات مالی خودشان را انجام بدهند، و در نتیجه حجم معوقه‌های بانکی بالاتر خواهد رفت. دولت مجبور خواهد شد بیش از گذشته به اقدام‌های تعزیری و پلیسی روی بیاورد، چون ابزارهای تنظیم سیاست‌های اقتصادی کشور در عرصه‌های پولی و مالی و ارزی و تجاری کم‌اثرتر خواهند شد. در هیاهوی ناشی از انتخابات کسی صدای فعالان اقتصادی را نخواهد شنید. نرخ ارز حرکت صعودی خودش را از سر خواهد گرفت، مشکلات بازرگانی کشور به دلیل تحریم‌های شدت خواهد گرفت و…..».

و هنوز یک هفته از انتشار این مطلب نگذشته، کابوس چهره کریه خودرا نشان می دهد:

درحالیکه بوشهر می لرزد و شادی استقبال حماسی مردم اصفهان از آب زاینده رود را تباه می کند، آمریکا برای تحریم های جدید آماده و قدرتهای شیطانی از زبان احمدی نژاد معرفی می شوند که رویاروئی با جمهوری اسلامی را شدت بخشیده اند.

یکی شان یوکیو آمانو، مدیرکل سازمان بین المللی انرژی اتمی است که می گوید: «اطلاعات آژانس نشان می دهد که بر خلاف آنچه «پیشتر» تصور می شد جمهوری اسلامی ده سال پیش تلاش های مربوط به ساخت سلاح هسته ای را متوقف نکرده است.»

مذاکرات آلماتی ۲ شکست خورده و اصابت ترکش ها آغاز شده است. عنوان گزارش واشنگتن پست از آینده هسته ای جمهوری اسلامی چنین است:هیچ کس به هیچ چیز مطمئن نیست.

هاشمی رفسنجانی در روزهای آغازین سال که دخترش فائزه تازه از زندان و از کنار

«بهایی ومنافق و چپی» برگشته بود، برای سال ۹۲ پیش‌بینی «اتفاقات تندتری» را کرده بود. در روزهایی که اولین اتفاق برای خودش می افتد ورییس شورای سیاست‌گذاری نماز جمعه بازگشت او را به نماز جمعه تهران منتفی اعلام می کند، بحران کره شمالی را یکی از ترکش های ناشی از شکست الماتی ۲ می بیند. رئیس مجمع تشخیص مصلحت  می گوید:» علیرغم ابراز خوشحالی نابخردانه برخی در داخل، اظهارنظرها و تبلیغات رسانه‌های غربی نشان می‌دهد که بزرگ‌نمایی و پروبال دادن به اقدامات کره شمالی برای بزرگ‌نمایی و چند برابر کردن خطر هسته‌ای جمهوری اسلامی ایران برای منطقه و جهان بوده و همین می‌تواند زمینه تشدید فشارهای بیشتر بر کشور را فراهم کند.»

دیپلماسی ایرانی که توسط صادق خرازی اداره می شود از «بی‌سابقه‌ترين تحريم‌ها در راه ايران» خبر می دهد و بخشی از گزارش خبرگزاری بلومبرگ تحت عنوان «ايزوله اقتصادی» را نقل می کند: «به نظر می رسد که تدوين اين تحريم ها پاسخی باشد به موضع تهران در مذاکرات هسته ای اخير در آلماتی که در آن هيات مذاکره کننده هسته ای جمهوری اسلامی به بسته پيشنهادی ارائه شده در اسفند ماه واکنشی نشان نداد.»

شکست آلماتی، بلافاصله در تهران، ریسمان موقت مهار ارز را می بُرد. قیمت ها باز سر به طغیان برمی دارند. در ایامی که مرگ غم انگیز عسل بدیعی بازیگر سینما و اهدای قلب وکلیه اش موضوع روز است، قیمت کلیه در بورس کلیه ایران۳ میلیون گران می‌شود و به ۹ میلیون تومان می رسد.و برای اینکه سقوط آزاد اقتصاد ایران تحت مدیریت «نظام»مستند شود، مصباحی مقدم، رییس کمیسیون برنامه و بودجه مجلس اعلام می کند:» رشد اقتصادی کشور صفر یازیر صفر است.»

همه به یاد می آورند که قانون برنامه توسعه رشد اقتصادی را هشت‌درصد هدف گذاری کرده بود.

در زمینه حقوق بشر رکورد تازه ای بدست می آید. سازمان عفو بين‌الملل در گزارش سالانه خود اعلام می کند: «جمهوری اسلامی ایران با ۳۱۴ اعدام، پس از چین بیشترین اعدام‌های سال ۲۰۱۲ را دارد. اين در حالی است که پيش‌بينی می‌شود اعدام‌ها در ايران دو برابر اين تعداد باشد.»

عکسی از «معظم له» منتشر می شود که نیاز به هیچ توضیحی ندارد:

و در روزهای آفتابی شدن «فرنگی کار» قتل های زنجیره ای،  کسی در فیس بوک گزیده سخنان سردارانی دست به سینه مقام رهبری را از حاضر و غایب، کنارهم می چیند تا مشت نمونه خروارفضا ی عمومی روشنتر شود:

سر لشگر محسن رضائی : ما خودمان آزادی داده ایم، ما خودمان به مطبوعات آزادی دادیم. یک شبه هم می توانیم همه اینها راجمع کنیم. کسی به ما چیزی تحمیل نکرده و مگر کاری برای انقلاب دارد یا برای نظام.خودمان مطبوعات را درست کردیم، خودمان آزادی دادیم و خودمان هم می توانیم تمام این‌هارا برداریم.

سرلشگر قاسم سلیمانی: اگر سپاه فقط برای خون دادن است ما این لباس را می بوسیم و کنار می گذاریم. ما هستیم برای این که کسی خلاف مقام عظمای ولایت غلطی نکند.

سرلشگر رحیم صفوی: بعضی ها را بایدگردن بزنیم. بعضی‌ها را زبانشان را قطع می کنیم و دست و قلم بعضی‌ها را باید شکست.

سرتیپ دوم سپاه حسین الله کرم: هرکس بخواهد خلاف موج انقلاب حرکت کند، دست و پایش را خواهیم شکست.

سرتیپ محسن رفیقدوست: این ماجرا ـ- مساله سخنرانی ۱۳رجب آیت الله منتظری-ـ تنها زمانی تمام خواهد شد که سر فتنه ازبدنش جدا شود.

سرتیپ محمدرضا نقدی: ما طاقت نداریم خلاف اسلام چیزی را ببینیم. ما که نگران اسلام در قلب اروپا در بوسنی هرزگوین هستیم، اگر کسی بخواهد در این کشور اسلامی چیزی خلاف اسلام بگوید، به خون برادران شهیدمان قسم، حنجره‌اش را با چنگ و دندان خواهیم درید.

سرتیپ یداله جوانی:هر جریانی که انقلاب را تهدید کند مقابلش سپاه خواهد ایستاد.

سر لشگر محمد علی جعفری: تنها اصلاح طلبانی می توانند در انتخابات مجلس نهم شرکت کنند که از خطوط قرمز عبور نکرده باشند. محمد خاتمی از جمله خاطیان است و در جریان فتنه امتحان خوبی پس نداده است.

«نظام» در معرض «فتنه» دیگری است. بحث بر سر آمدن و یانیامدن محمدخاتمی ادامه دارد. با ترافیک بالای انتخاباتی، پروژه حماسه سازی کلید می خورد. محمود احمدی نژاد حرف هایی می زند که یا طعم لطیفه دارد«تحریم را بی اثر می کنیم، دشمن را شرمنده»

و یامثل این فرمایش» درایران انتخابا ت بازی سیاسی نیست «حاوی اشارتی که لابد محمدرضاباهنر می فهمد که جوابش را می دهد:»محمود احمدی‌نژاد بهتر است که فکر «مانع‌تراشی» در مسیر انتخابات ریاست جمهوری را از سر بیرون کند و در صورت ردصلاحیت «نامزد مورد نظر» خود در «مقابل نظام» نایستد.»

بهار دیگری در کابوس آغاز شده است. رضا تقی زاده- تحلیلگر سیاسی- می نویسد: «دوام خون ریزی جاری مالی، بی تردید اقتصاد بحران زده ایران را به شرایط فروپاشی خواهد برد و از این لحاظ تا بی‌نهایت قابل دوام نیست؛ حتی در مرحله بحرانی کنونی نیز وضعیت داخلی ایران را میتوان به انبار خشک کاه تشبیه کرد که در انتظار جرقه ای است. بروز نا آرامی های اجتماعی محتمل در نتیجه تشدید بحران معیشت و اشتغال در داخل و یا گردش سیاست داخلی به راست، در نتیجه رویکرد افراطی فرماندهان نظامی نیز از جمله احتمالات قابل پیشبینی طی ماه‌های آینده است و هر یک دارای ظرفیت لازم برای تأثیرگذاری بر روند پرونده اتمی ایران.»

و روی «عامل سوریه» دست می گذارد: «در صورت گذر سوریه از مرحله انتقالی کنونی و استقرار مخالفان اسد در دمشق، وضعیت حزب الله در لبنان و حمس در غزه تغییر خواهد کرد؛ این تغییر وضعیت غیر قابل اجتناب ایران را ضعیف تر و آسیب پذیر تر خواهد ساخت. به عبارت دیگر، کفه قدرت ایران در منطقه سبک تر از پیش خواهد شد. ضعیف تر شدن کفه قدرت منطقه ای ایران، هزینه رویارویی با تهران را کاهش می دهد و ایران عملاً در برابر دو گزینه قرار میگیرد: استقبال از خطر هجوم نظامی علیه تأسیسات اتمی، و یا تن دادن به تسلیم و تعطیل فعالیت‌های اتمی بدون دریافت امتیاز متقابل.»

آمربکا، آزمایش سلاح لیزری در خلیج‌فارس را تدارک می بیند: «نیروی دریایی آمریکا درصدد تجهیز یک ناو رزمی به سلاح لیزری و اعزام آن به خلیج فارس است. این سلاح پیشرفته قادر به اختلال در دستگاه‌های الکترونیکی و ردگیری است و گفته می‌شود که تحولی در جنگ‌های آتی دریایی ایجاد خواهد کرد. در آزمایش‌هایی که سال گذشته انجام شد این سلاح لیزری نه تنها سیستم‌های الکترونیکی را فلج می‌کند، بلکه موفق به آسیب‌رسانی فیزیکی و انهدام تجهیزات نظامی دشمن نیز شده است.»

شعر عطاء گیلانی ـ- که می توان متن کاملش را در بخش «حرف روز» همین شماره هنر روز ـ خواند- در فضای مجازی، یاد آور همه سال های فلاکت است که بهارش را دشمنان آزادی دزدیده اند:

نمی‌دانم چرا گلاب بوی جوراب را تداعی می‌کند

نمی‌دانم!

نمی‌دانم چرا گل محمدی حالم را به هم می‌زند

و با دیدن گل لاله

بغضم می‌ترکد

نمی‌دانم چرا

و احمد صدر حاج سید جوادی که راه بس دراز و دشوار دموکراسی را در بهاری بی آزادی به پایان می برد، درنامه آخرش چنین می نویسد:

«آری! راه دشوار بود و گاهی نیز شاید به خطا و بیراهه رفتیم اما در این لحظات، با وجود کهولت و خستگی، بیش از هر زمان دیگر به پیروزی دمکراسی و آزادی ملت ایران باور و امید دارم. دمکراسی در ایران یک ضروت و سرنوشت محتوم است و امید دارم، ملت و به ویژه جوانان برومند ایران در مسیر سبزی که پیش رو دارند با عبرت گرفتن از تجربیات انقلابیون قدیمی‌تر، ضمن ایستادگی و پایداری روزافزون بر آرمان‌های خود و با تعمیق ظرفیت‌ها و صبر و توکل بر خداوند، بر مشکلات و بحران‌ها فائق آیند و آینده‌ای روشن را برای کشور و ملت ایران رقم زنند.

سخنم را با کلامی از خواجه ی شیراز آغاز کردم و با هم او به پایان می رسانم:

بود آیا که در میکده های بگشایند / گره از کار فروبسته ما بگشایند

در میخانه ببستند، خدایا مپسند / که در خانه تزویر و ریا بگشایند

هم اگر بهر دل زاهد خودبین بستند / دل قوی دار که از بهر خدا بگشایند»

سال های فلاکت

«شاخص فلاکت» در آمار رسمی به مرزهای ناباور می رسد و سال، پا به گور را در میان «سال های فلاکت» نشانی دیگر می زند به روایت نویسنده از مدار ولایت گریخته و به ایران و انسان وآزادی آویخته؛ صدایش در شعر جاودانه شاعری جاری می شود که روزگار را چنین تصویر کرده است:

«روزگاری

روزگار تلخ و تاری؛

بختُ ما چون روی بدخواهانِ ما تیره.

دشمنان، بر جانِ ما چیره.»

هشدار آخرین فرصت زمستان ۹۰ به اخطار آخرین شانس بهار ۹۱ پیوند می خورد. سال، تمام سال، به کشاکش و فرصت سوزی می گذرد و در روزهایی پایانی سال باز «همه گزینه ها» روی میز قرار می گیرد که دیگر جهان می داند نام دیگر حمله نظامی است. بهانه اش «مساله هسته ای»، سبب بهانه اش «طالبان شیعه» و قربانی اش گل های سرخ ایران.

سال، تمام سال بر مدارهای مکرر می رودو به یک فرمان:

«مقام معظم» ازهمه عناوین زمینی و آسمانی می گذرد، جامه مولای متقیان و عبای پیامبر اسلام برتن علیلش تنگ می نماید و سرانجام برتخت «سلطنت خدا» جای می گیرد. در میانه سال «باسن معظم لله» در کنار آیه‌ای از قران کریم به زیارتگاه مبدل می‌شود و در پایان سال هر»فرمایش» او حکم «دستور» می گیرد.سردار سرلشگر فیروز آبادی رئیس ستاد کل نیروهای مسلح، وضعیت نهایی اش را ترسیم می کند:»مقام معظم فرزانه+ فرمانده کل قوا + ولی فقیه + رهبری…»

واز همین جایگاه است که» آقا» فرمایش می فرماید: «کشوردرحال پيشرفت است وهيچ بن بست و مشکل برطرف نشدنی در حرکت رو به جلو ملت ايران وجود ندارد.»

محمد نوری زاد که عنوان «نگاه سال» بر گرفته از آخرین نوشته اوست،

بن بست نفرت انگیزی را که دستآورد «نظام» برای «ایران» است، توصیف و رضا تقی زاده تحلیلش می کند: «ايران دو موضوع دشواردرمناسبات خارجی خود -پرونده اتمی و رژيم اسد در سوريه- را در ارتباط با يکديگر قرارداده است. در نهايت شگفتی، جمهوری اسلامی با سخت تر کردن مواضع خود در يک جبهه، عملا وضعيت جبهه ديگر را نيز دشوارتر از پيش ساخته و با کشيدن «دايره منحوس» از ترکيب اين دو معضل به دور خود، يکی را در خدمت بحرانی تر ساختن ديگری قرار داده است.»

«پرونده اتمی» برای یازدهمین سال در مرکز «دایره منحوس» ایران را گام به گام به سوی بحران و وضعیت جنگیمی برد، به آستانه تهدید تبدیل بحران به جنگ سوم جهانی می کشاند ودر کشوری که نابخردی دولتش با دستگیری جمشید بسم اله جبران می شود، اقتصاد را گرفتارتار عنکبوت تحریم ها می کند.

یلدای طالبان شیعه، در سالی دیگر از سال های فلاکت، سیاست کورشو، کرشو عصر قجری را تجدید و جمهوری دار را بر پا می دارد.

شیرمشتاق نقشه جنگ را از سوسمار بی باک می گیرد ودر انتظارفرمان حمله می غرد. غرشش راهمه جهان می شنود ودهان گشاده اش برای بلعیدن ایران را می بیند. تنها گفتی «نظام مقدس» را نشئه قدرت بخواب برده است.

برنده «جایزه دولتمرد جهان» می گوید ایران را «شیطان» اداره می کند. ابوالفضل قدیانی از زندان اوین می نویسد: «جای هیچ مماشاتی نیست، علی خامنه ای باید برود.»

نيکلاس کريستف، خبرنگار روزنامه نيويورک تايمز که از سفر دو هزار و ۸۰۰ کيلومتری به ايران برگشته است، می نویسد: «نظام جمهوری اسلامی دير يا زود از بين خواهد رفت.به نظر من شرايط ايران مثل ساير کشورهای استبدادی درست قبل از سقوط حکومت های آنها است.»

پیام اسقف دزموند توتو به مردم ایران منتشر می شود: «سه سال پیش جهان شاهد بود که میلیون‌ها تن از شما علیه سرکوب و خفقان به پا خاستید، و مردم‌سالاری و حقوق بشر را مطالبه کردید. بارقه‌ای که شما در ایران افروختید الهام‌بخش تغییرات بی‌سابقه‌ای در منطقه شده است. به راه خود ادامه دهید. به خاطر داشته باشید که تاریک‌ترین ساعات شب ساعاتی پیش از طلوع سپیده‌دم است.»

حافظ موسوی، ، تاریخ قتل گل سرخ را به ثبت تاریخ می دهد:

فردا، تمام تلویزیون های دنیا

چهره خونینت را پخش می‌کنند

و صفحه اول روزنامه‌ها، در سراسر دنیا

زیر عکس تو خواهند نوشت:

اینجا تهران است، خیابان امیر آباد و این ندا

«ندای نوشکفته آزادی است«

که از گلوی خونین ملتی بزرگ بر آمده است

شعری برگرفته از فیس بوک، سرنوشت ایران را زیر حکومت نظریه پردازان

ناو، تریلی و پراید به طنز تصویر می کند:

اتل متل توتوله

ايران خانم چه جوره؟

هم غم داره هم غصه

نفت شو خوردن درسته

گازشو بردن هندستون

… آشغال چيني بستون!

همه چي شده واردات، گور پدر صادرات

هاچين و واچين توليد و برچين!

سال 1391 به نفس نفس می افتد.بهار، بر زندان و ولی فقیه غلبه می کند. پیام نوروزی رئیس جمهور آمریکا منتشر می شود. «نظام» را درانتخاب آزاد می گذارد: انزوای بیشتر و یا پذیرش منطق جهان و به شعر حافظ پیوند می خورد:

«در این ایام نوروز همزمان با جمع شدن خانواده و دوستان در این نوروز بسیاری از شما به حافظ روی خواهید کرد که نوشت:

درخت دوستی بنشان که کام دل به بار آرد

 نهال دشمنی برکن که رنج بی شمار آرد

همزمان با آغاز بهاری تازه………..»

و در این حیرانی، دردل این ویرانی، که صدای حافظ از واشنگتن بگوش می آید، شاعر حماسه- سیاوش کسرایی- ازقبر غریبش دروین، درهای بهار و امید را می گشاید:

بست یک‌دم چشم‌هایش را، عمو نوروز،

خنده بر لب، غرقه در رؤیا

کودکان با دیدگان خسته و پی‌جو،

در شگفت از پهلوانی‌ها

شعله‌های کوره در پرواز

باد در غوغا

 

ـ «شامگاهان،

راه‌جویانی که می‌جستند، آرش را به‌روی قله ها، پی‌گیر،

باز گردیدند

بی‌نشان از پیکر آرش،

با کمان و ترکشی بی‌تیر

 

آری، آری، جان خود در تیر کرد آرش

کار صدها صدهزاران تیغۀ شمشیر کرد آرش

تیرِ آرش را سوارانی که می‌راندند بر جیحون،

به‌دیگر نیمروزی از پی آن روز،

نشسته بر تناور ساق گردویی فرو دیدند

و آنجا را، از آن پس،

مرز ایرانشهر و توران بازنامیدند

 

آفتاب،

در گریز بی‌شتابِ خویش،

سال‌ها بر بام دنیا پاکشان سر زد.

 

ماهتاب،

بی‌نصیب از شبروی‌هایش، همه خاموش،

در دلِ هر کوی و هر برزن،

سر به هر ایوان و هر در زد.

 

آفتاب و ماه را در گشت،

سال‌ها بگذشت.

سال‌ها و باز،

در تمام پهنۀ البرز،

وین سراسر قلۀ مغموم و خاموشی که می‌بینید،

وندرون دره‌های برف‌آلودی که می‌دانید،

رهگذرهایی که شب در راه می‌مانند؛

نامِ آرش را پیاپی در دل کُهسار می‌خوانند،

و نیازِ خویش می‌خوانند.

 

با دهان سنگ‌های کوه، آرش می‌دهد پاسخ؛

می‌کندشان از فراز و از نشیب جاده‌ها آگاه،

می‌دهد امید.

می‌نماید راه.«

 

در برون کلبه می‌بارد.

برف می‌بارد به‌روی خار و خارا سنگ.

کوه‌ها خاموش.

دره‌ها دلتنگ.

راه‌ها چشم‌انتظار کاروانی با صدای زنگ...

 

کودکان دیری است در خوابند،

در خواب است عمو نوروز.

می‌گذارم کُنده‌ای هیزم در آتشدان.

شعله بالا می‌رود، پُرسوز 

 

تار عنکبوت تحریم ها

چسبندگی «تار عنکبوت تحریم ها» تازه عیان شده است. «نظام» که در دوران ماه عسلش با محموداحمدی نژاد تحریم ها را ورق پاره می دید، در روزهایی که «سرانجام نامبارک» او را در تلویزیون کلید می زند، در اعماق «باتلاق رکود تورمی» به وضعیتی دچار آمده که تنها با «شاخص فلاکت» قابل بیان است؛حتی بر اساس اعداد و ارقام رسمی نهادهای دولتی، این شاخص در هشت سال گذشته، ۸۱ درصد رشد کرده و به همین میزان اقتصاد ایران مفلوک‌تر از پیش شده است.

«نظام» مذاکرات بی نتیجه اتمی در آلماتا را دستمایه تبلیغ داخلی برای نشان دادن عقب نشینی غرب از مواضع گذشته، آغاز رفع تحریم ها وزدن کلید دور جدیدسیاست

«خریدوقت» می کند. خبر درست این است: «دست آورد مذاکرات آلماتا حفظ وضع موجوداست.» بر اساس تازه ترین برآوردها هزینه‌های مستقیم ادامه وضع موجود برای ایران هر ماه به حدود ٦ میلیارد دلار و در سال به حدود ٧٠ میلیارد دلار می رسد.

هاشمی رفسنجانی شرایط کشور را «حساس و مهم » می خواند. حبیب‌الله عسگراولادی فضای امروز ایران را مشابه با دوران ریاست جمهوری بنی‌صدر می بیند.

 مصطفی تاج زاده از زندان پیام می دهد: «شعار استراتژیک ما «انتخابات آزاد» است و پیروزی ملت در گرو تحقق آن. این شعار تحت هیچ شرایطی نباید فراموش شود یا مورد کم توجهی قرار گیرد. بزرگترین اختلاف فکری و سیاسی اصلاح طلبان با اقتدارگراها آزاد یا فرمایشی بودن انتخابات است و انتخابات مهندسی شده نام جدید انتخابات فرمایشی و شاهنشاهی است.»

 وجوابش را از وارث سلاله تروریست ها می گیرد که سردبیرروزنامه ضد ملی کیهان بود و حالا عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام. محمد حسین صفار هرندی می گوید: «شعار «انتخابات آزاد» از دل اجلاس منحوس پراگ بیرون آمده است.»

حافظ اسد، قاتل حاج احمد متوسلیان در می آید که با اتومبیل هیات نمایندگی دیپلماتیک جمهوری اسلامی برای مبارزه با اسرائیل رفته بود. قاسم سلیمانی، فرمانده سپاه قدس وضعیت او را از «زندانی صهیونیسم» به «شهید» تغییر می دهد. جمهوری اسلامی، دوران ریاست جمهوری بشاراسد را تا 2014 تمدید می کند.هوگو چاوز» کمونیست بدلی» با لباس همیشه سرخش از جهان در می گذردو یارغارش محمود احمدی نژاد برای این «شهید» که همراه «تنها باقيمانده از نسل پاکان، انسان کامل»-، یعنی امام زمان- برخواهد گشت، عزای ملی اعلام می کند.

 سه اصلاح طلب «نیم بدلی» که بدست بوس آقا رفته بودند، خبر درست و حسابی به ایرانیان که قرار بود ایران برای آنهاباشد، ندادند. اصلاح طلبان «بدلی» نامه التماس به درگاه «مقام معظم» می نویسند که محمدرضا معتمدنیا از تبار «فرعون‌ها و نمرودها» می خواندش.و یکیشان که غلامحسین کرباسچی باشد دلش بد جوری هوای برگشت به پیش از سال 1388 را کرده است.

روزگار غریبی است نازنین. اسفندماه 1391 است به نیمه.سرنوشت ایران به «حق مسلم» ملت که «نظام» تشخیص داده مساله هسته ای است، هر روز بیشتر گره می خورد. مذاکرات پیشین هنوزتمام نشده، فردا مذاکره دیگری در کار است و همه اینها تمرین است برای مسابقه در فروردین آینده یعنی یازدهمین سال «مذاکره برای پرهیز از تصمیم». این بار تاکتیک » نظام» فرق کرده است.

علی‌اکبر صالحی و علی لاریجانی که یا از ساز و کار بسیار پیچیده رفع بحرانها خبر ندارندو یا خودشان رابه کوچه » علی چپ» زده اند، فرمایشات «دو فریبه ای» بر زبان می آورند. هم باید میلیونها ایرانی که مذاکرات را» با دقت و لحظه به لحظه» دنبال می کنند فریفت و هم راه جدید «خرید وقت» را هموار ساخت.

 خبر قطعی علی لاریجانی این است: «مساله هسته‌ای ایران به زودی حل می‌شود.» ووعده وزیر امور خارجه «نظام» چنین: «نمی‌گذاریم تحریم‌ها تشدید شود و از امروز شاهد رفع شدن تحریم ها خواهیم بود.»

 امنیتی های شاغل در روزنامه ها هم دستک و دمبکشان را راه می اندازند: «غرب در این دور از مذاکرات به نحو بی‌سابقه‌ای از مواضع پیشین خود کوتاه آمده است».

وهنوز امروز-ـ 14 اسفند-ـ فردا نشده که بیرون افتادن گوشه ای از فضای مذاکرات و واکنش، آمریکا و اروپا، فضا را «مه‌آلود» ودرست ۲ روز بعد، تیره و تار می کند. پرونده اتمی سنگین تر می شود.اتحادیه اروپا از «سنگ‌اندازی» جمهوری اسلامی سخن می گویدو «تعلل ایران را غیرقابل قبول» می داند.

ژوزف مک‌مانوس، نماینده آمریکا، در نشست شورای حکام، اعلام می کند: «واشینگتن از عزم تزلزل‌ناپذیر ایران به فریب‌، بی‌اعتنایی و تعلل عمیقا نگران است».

بنيامين نتانياهو، نخست وزير اسرائیل آماده است تا از آب گل آلود ماهی بگیرد: «ايران در اين مذاکرات به «شيوه و ترفند» خود برای خرید زمان ادامه داده است.»

اولی هاینونن، یکی از کارشناسان امور اتمی ایران، به روزنامه آمریکایی «وال‌استریت ژورنال» می گوید: «ایران احتمالا در کویر یک کارخانه مخفی پلوتونیوم به راه انداخته و در حال ساختن بمب اتمی است.»

اد رویس، رئیس جمهوری‌خواه کمیته امور خارجی مجلس نمایندگان، روی این توپ آبشار می زند: «ادامه حرکت ایران به سمت سلاح‌های هسته‌ای بزرگ‌ترین تهدیدی است که ایالات متحده و متحدان ما با آن مواجه هستند.»

یوکیا آمانو، مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، از جمهوری اسلامی می خواهد که امکان دسترسی فوری بازرسان آژانس به مجموعه نظامی پارچین را فراهم کند.

معاون رئیس جمهوری آمریکا که جناح راست حزب دموکرات را نمایندگی می کند، در چند جمله وضعیت را به دقت تمام توضیح می دهد: «هر چند دولت آمریکا برای حل و فصل مناقشه‌ی برنامه اتمی ایران راه‌حل دیپلماتیک را ترجیح می‌دهد، اما استفاده از گزینه نظامی برای بازداشتن ایران برای دستیابی به سلاح هسته‌ای بلوف نیست. اما پیش از روی آوردن به اقدام نظامی، همه دیگر گزینه‌ها باید تجربه شوند. به این ترتیب و در صورت شکست سایر گزینه‌ها، جامعه جهانی راه حل مداخله نظامی را خواهد پذیرفت.»

همان روز فاش می شود که چاک هیگل، وزیر تازه نفس دفاع ایالات متحده، به کنگره این کشور تعهد داده است که «قاطعانه در برابر نفوذ بدخواهانه ایران می‌ایستد. «برنامه‌ریزی‌های خطیر و محتمل» پنتاگون مکمل سیاست‌های دولت باراک اوباما در استفاده از تحریم‌های اقتصادی علیه ایران «با هدف بازداشتن آن از دستیابی به سلاح هسته‌ای» خواهد بود. «

جان کری وزیر امور خارجه جدید آمریکا، بعد از رایزنی در ترکيه، مصر، قطر حرف آخر را در عربستان ودردیدار با همتای خود شاهزاده سعود الفیصل می زند: «پنجره دیپلماسی همیشه باز نمی‌ماند. زمان برای راه‌حل دیپلماتیک بر سر مسئله هسته‌ای در حال پایان یافتن است.»

دست خونین بشار اسد که می گوید از قدرت کنار نمی رود، با تروریست ها هم مذاکره نمی کند، در دستان رئیس جمهوری احمدی نژاد گذاشته می شود که باز هم مبارزین سوری را » آدمکش» می خواند.

وزرای خارجه آمریکا و عربستان درکنفرانس مطبوعاتی مشترک می گویند: «اسد باید درک کند که جامعه بین‌المللی نمی‌تواند حملات موشکی اخیر علیه مخالفان رژیم را تحمل کند و او تمامی مشروعیت خود برای رهبری سوریه را از دست داده است».

سخنان بی سابقه شیخ صبحی الطفیلی دبیر کل سابق حزب الله لبنان تائید مذهبی این دیدگاه سیاسی است: «افراد حزب اله که در سوریه کشته می شوند «شهید» به شمار نمی آیند وبه «جهنم» خواهند رفت. آنچه در سوریه رخ می دهد، حمایت از رژیم دمشق و جنایت های آن است».

 دامنه جنگ در سوریه به عراق هم می رسد.افراد مسلح نا‌شناس با حمله به کاروان حامل ده‌ها سرباز ارتش سوریه در استان انبار عراق، دستکم ۴۰ نفر از آنها را می کشند.

درهمان حال که جان کری وزیر امورخارجه جدید آمریکا برای نخستین بار با معاذ الخطیب رهبر مخالفان حکومت سوریه دیدار می کند، خبر از تماس تلفنی رؤسای جمهور آمریکا و روسیه درباره جنگ داخلی سوریه و بحران اتمی ایران می رسد.باراک اوباما و ولادیمیر پوتین قرار است در حاشیه دو اجلاس گروه ۸ و گروه ۲۰ در ماه‌های ژوئن و سپتامبر ملاقات کنند.

کاخ سفید اعلام می کند: «سران دو کشور از «مشورت‌های اساسی و سازنده»‌‌ای که چند روز پیش میان وزیران امور خارجه دو کشور، جان کری و سرگئی لاوروف، درباره گذار سیاسی و پایان خشونت‌ها در سوریه صورت گرفت، استقبال کردند.»

صادق خرازی، سفیر اسبق جمهوری اسلامی در فرانسه، روسیه و چین را صفتی می دهد که در فضای سیاسی ایران تازگی دارد: «ورود کشورهای به‌ظاهر دوست مثل چین و روسیه نه تنها به نفع ما نخواهد بود بلکه ایران وسیله چانه‌زنی روسیه و چین با غرب می‌شود. این کشورها از موقعیت ایران نمدی برای خود می‌بافند و در نتیجه باعث کاهش قدرت بازدارندگی ایران خواهند شد.»

جان کِری وزیر خارجه آمریکا می گوید اطمینان دارد که تسلیحات ارسالی از سوی دوستان آمریکا در منطقه بدست شورشیان میانه روی سوریه می رسد.

ویلیام هیگ، به پارلمان کشورش گزارش می دهد: «بریتانیا کمک به نیروهای اپوزیسیون سوریه، از جمله با تحویل دادن خودروهای زرهی و تجهیزات جستجو و نجات، را افزایش خواهد داد.»

آخرین جملات وزیر خارجه انگلستان، متوجه گشایش افق تازه ای است: «چنانچه راه حل سیاسی برای بحران سوریه پیدا نشود اتحادیه اروپا باید آماده برداشتن گام های بیشتری باشد و هیچ گزینه ای را برای نجات جان بیگناهان از نظر دور ندارد».

 

اسفند آخر محموداحمدی نژاد درلباس رئیس جمهور است که با شعار «نفت بر سر سفره های مردم» آمد و باحمایت مطلق آیت اله خامنه ای از کودتای انتخاباتی سال 1388 او رابرکشیدند. وتازه ترین دست آوردهایش بر ملا می شود.

یکیشان ارائه «بی‌سابقه‌ترین بودجه تاریخ ایران» است که حتی حاضر نمی شود خودش آنرا به مجلس ببرد. در این بودجه ۸۲ درصدبه سهم دولت اضافه شده و بودجه دیگر نهاد‌ها، از جمله نهادهای تحت نظارت آیت الله خامنه ای و شورای نگهبان بین ۵۵ تا ۱۵ درصد کاهش یافته است.

حقوق دانان در ورای این «تسویه حساب سیاسی» عبور کامل از «باتلاق رکود تورمی» به «شاخص فلاکت» را می بینند: درعلم اقتصاد معمولا بیکاری وتورم همنشین هم نیستند، رابطه آن‌ها معکوس است.یعنی با افزایش قیمت‌ها و فزاینده شدن نرخ تورم، تولیدکنندگان به وجد می‌آیند تا با انگیزه بیشتری تولید کنند و این به معنای کاهش بیکاری است. اما زمانی که این دو شاخص اقتصادی هم زمان و هم سو، رو به افزایش می‌آورند، بیماری مهلک و جانکاهی بر اقتصاد مستولی می‌شود که اقتصاددانان آن را رکود تورمی می‌نامند. شاخصی به نام «شاخص فلاکت» از جمع دو شاخص بیکاری و تورم به دست‌ می‌آید.

کسی در فیس بوک می نویسد: «درست انگار که اقتصاد ایران از همراهی آیت اله خامنه ای و محمود احمدی نژاد ایدز گرفته باشد.»

زمزمه‌های مربوط به تقسیم استان سیستان و بلوچستان و حذف نام «بلوچستان» داد عالیترین مقام مذهبی این استان یعنی مولوی عبدالحمید را در می آورد.

خبر می رسد که ده هزار زندانی مواد مخدر به اردوگاه‌های کار اجباری فرستاده شده‌اند. ظاهرا » عشق استالین» بدجوری گریبان برادران را گرفته است. دکترا ازکره شمالی

 می گیرند، شهیدشان «کمونیست نما»ی ونزوئلائی است و الگویشان اردوگاههای استالنینی.

یکی نیست بپرسد: «راستی، چه خبر از اسلام ناب محمدی؟»

تفاهمنامه گردشگری ایران و مصر هم که آنقدر رویش تبلیغ شد از قماش قرارداد ترکمنچای درمی آید و همکاران ما در روز این تیتر بامزه را ازمتنش استخراج می کنند: گردشگر نمی‌فرستیم؛ دیدن اهرام ثلاثه هم ممنوع خبرهای با مزه دیگری هم هست. از «نظام» فقط تراژدی نمی زاید که یکیش این هفته در باره احمد جنتی رو می شود.

دبیر شورای نگهبان برای اینکه یکی از فرزندانش که عضو سازمان مجاهدین خلق بود، توسط نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی دستگیر یا اعدام شود، نذر کرده بود که در این صورت «۴۰ روز روزه شکر» بگیرد. محمدحسین جنتی همراه همسرش فاطمه سروری در ۲۳ خرداد سال ۱۳۶۱ در حمله نیروهای سپاه پاسداران کشته شد. کسی خبر ندارد که «نمیر المومنین» روزه مربوطه را گرفت یا نه، اما همه می دانند که علی جنتی به چه مقامات رسید و مکنتش تا به کجا سر زد.

محمدرضا مهدوی کنی هم در ۸۱ سالگی بار دیگر به ریاست مجلس خبرگان رهبری انتخاب می شود. پیش از این احتمال داده می شد او به خاطر کهولت سن و ضعف جسمی نامزد این سمت نشود.محمود هاشمی شاهرودی و محمد یزدی، دو رئیس سابق قوه قضائیه جمهوری اسلامی، به عنوان نایبان رئیس این مجلس باقی می مانند.

ظاهرا این «جوانان» گرد هم جمع آمده اند که صحت شعار معروف محمد حسین بهشتی را درعمل نشان بدهند: «ما شیفتگان خدمتیم نه تشنگان قدرت.»

یکی دیگر از این شیفتگان خدمت حسین طائب معاون اطلاعات سپاه پاسداران است که ازطریق محمد علی ابطحی به محمد خاتمی پیغام می دهد: «در انتخابات نامزد نشو. این یک دستور و حکم است.»

دیگری حجت الاسلام والمسلمينˈحيدر مصلحی، وزیر اطلاعات و عضو مجمع تشخيص مصلحت نظام است که درست در روزی که همه روزنامه نگاران باز داشت شده آزاد شده اند، می گوید: «بازداشت و احضار خبرنگاران دست نشانده استکبار موجب آشفتگی و برهم ريختگی دشمنان نظام جمهوری اسلامی شد.مجموعه ای متشکل از۶۰۰ خبرنگار که۱۵۰ نفر آنان در داخل کشور و مابقی در خارج کشور فعاليت رسانه ای خود را هماهنگ می کردند، مورد ضربه سربازان گمنام امام زمان(عج) قرار گرفتند.برخی عوامل رسانه های داخلی مرتبط با شبکه های ضدانقلاب بودند که شناسايی آنها باعث شد برنامه های دشمن بارديگر با شکست مواجه شود.»

تاریخ بدون شک کشف یک صفحه فیس بوکی علنی را بنام «سربازان بد نام امام زمان» ثبت خواهد کرد، تا آیندگان باشنیدن نام حیدر مصلحی از خنده روده بر شوند.

و سرانجام نوبت می رسد به «ابراهیم فیاض عضو هیئت علمی دانشگاه تهران» که «در نشست تمام شدگی مدرنیته و ناتمامی صیرورت در انقلاب اسلامی » فرمایشاتی می کند خوراک هادی خرسندی، ابراهیم نبوی و علیرضارضایی: «دانش ضد انقلاب یعنی جامعه شناسی….عدالت خاتمی در زمان دوره اصلاحات عدالت سوسیالیستی بود…. خاتمی با آشنایی با سوسیالیسم آلمانی و اروپایی به دنبال آن بود که مبنای عدالت ما را به سوسیال دموکرات تغییر دهد….در میانه راه لیبرالیسم تصوف‌گرا وارد صحنه شد….سوسیالیسم رقیب ایران یعنی شوروی با انقلاب 1991 از بین رفت… لیبرالیسم و وهابیت نیز از بین رفتنی هستند.»

حرف های احمد توکلی درباره مقابله میرحسین موسوی و محمود احمدی‌نژاد با «مقام معظم» در زبان پیچیده فارسی، می تواند معانی خاص بدهد: «متاسفم که اولی خواست و کرد و دومی خواست و نتوانست.»

خانم ها! آقایان! خنده کافی است. اسفندماه از نیمه می گذردو درآستان بهار، خبرها بازرنگ خون می گیرد.

جوبایدن، معاون وزیر خارجه آمریکا حرفش این است: «تهدید حمله نظامی به ایران بلوف نیست.»

هانس بلیکس، مدیر کل پیشین آژانس بین المللی انرژی اتمی، قدرت های جهانی را از حمله به ایران برحذر می دارد.

روز اول هفته پیش نویس طرحی به کنگره آمریکا داده می شود که در صورت تصویب، دولت آمریکا ملزم به حمایت از اسرائیل در صورت حمله نظامی آن به ایران خواهد شد.در متن این پیش نویس آمده است: «در صورت حمله نظامی اسرائیل به ایران، دولت آمریکا ملزم به ارائه همه انواع حمایت از اسرائیل از جمله حمایت نظامی است.» سناتور جمهوری خواه لیندسی گریم، یکی از تهیه کنندگان این طرح در این باره توضیح می دهد: «هیچ کس خواهان بروز نزاع دیگری در هیچ جای جهان نیست، اما نمی خواهیم ببینیم ایران بمب اتمی بسازد.»

 روز آخر هفته، قانون‌گذاران ایالات متحده طرحی را برای تشدید تحریم‌ها علیه «نظام» ارائه می کنند. این طرح در صورت تصویب به باراک اوباما، رئیس جمهوری آمریکا، اجازه خواهد داد، نهادهای خارجی را که با فراهم آوردن برخی امکانات به وضعیت اقتصادی ایران کمک می‌کنند، جریمه‌ کند..

حسین باقر زاده- تحلیل گر سیاسی- می نویسد: «مجموعه اظهارات و اخطار دبیر کل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی و معاون سابق آن، بار دیگر از بالا آمدن ابرهای سیاه جنگ خبر می‌دهند، مگر اینکه رژیم ایران در آلماتی 2 با غرب به توافقی برسند، و طلسم بحران هسته‌ای ایران بالاخره پس از سال‌ها بشکند.»

و رژیم ایران که «نظام» باشد درعمل همان «مقام معظم» است. محمدرضا معتمدنیا- عضو فعال ستاد انتخابات میرحسین موسوی خطاب به او می نویسد:

«نمی خواستم دیگردست بقلم شوم وضعیت خطرناکی که شماو ناکثین، – قاسطین، – مارقین به روز نظام وایران عزیز ومردم نجیب وخوب این سامان ونخبه هایش آورده ومی آورید مرامجددا مجبور به نقد وهشدارکرد. قاسطین – مارقین شمارامعصوم ویا درردیف معصوم وگاها فراترازمعصوم مینامند. جناب آقای خامنه ای، فرعون‌ها و نمرودها به خاطر غرورشان از خدا دور شدند و به سرنوشت ‏شومی که عبرت برای همگان شد، گرفتار گشتند. این سرنوشت همه‌ی دیکتاتورهاست که نه از نصایح خیرخواهان پند می‌گیرند و نه از سرنوشت سایر دیکتاتورها و مستبدین.جناب آقای خامنه ای بس کنید به این خودکامگی وبی قانونی که کشورونظام مقدس جمهوری اسلامی رابورطه انحطاط کشیده است. آقای خامنه ای مردم قیم نمی خواهند، بگذارید مردم نمایندگان مجلسین و ریاست جمهور را خود انتخاب کنند.»

و محمد زهری در ماهی که به سفرابدی رفت ازدل «شبی از شبها» سر بر می کشد و «روشن فردا» را طلب می کند:

در تلاش راهی

باد

بر پنجرة بستة بی آواز

به شکایت نالید.

شبی از شبها

پچ پچ گنگی

در خلوت یک کوچه

طرح فریادی را

در روشن فردا

می‌ریخت.

شبی از شبها

با غریو رعدی

برق خندید.

و سپس باران،

زار و دلتنگ گریست.

شبی از شبها

ای تو آیینة هر پاکی!

ای پاک!

با تو باور کردم

که جهان خالی از آیینة پاکی نیست

قهرمان مذاکره با آمریکا

سی و چهارمین سال حکومت جمهوری اسلامی بر ایران آغاز شده است.مصطفی تاج زاده از معتقدین وموثرین شکل گیری این «نظام» از سلول انفرادی اوین می نویسد: «سیاست «یا روسری یا توسری» نه تنها توهین به حرمت و کرامت انسان ها و نقض کننده اراده آزاد آنان است، بلکه پایه های ایمانی و اخلاقی جامعه، به ویژه نسل جوان و قشرهای تحصیل کرده را سست می کند و آنان را از مقابله با «اجبار حکومتی» به انکار و نفی «واجب شرعی» سوق می دهد. ایران پیش چشم آنان است!»

منظور زندانی سیاسی صاحب نام جمهوری اسلامی، از «آنان»، مردمان مسلمان کشورهای منطقه است. و ایران بعداز سی وسه سال سلطه » نظام» نه تنها پیش چشم آنان، بلکه در منظر جهانیان و ایرانیان است باتصویری که تماما توسط دست اندرکاران دیروز و امروز جمهوری اسلامی به ثبت تاریخ داده می شود درهفته اول اسفند ماه ۱۳۹۱.

 خانم ها! آقایان! خواهران دینی! برادران ایمانی!

بیاد همگان می آورم: سال پیش دراینطور روزهایی «سربازان بد نام امام زمان» تحت فرماندهی حیدر ۰۰۸ «تمام شبکه های اطلاعاتی غرب رابه وِیژه درمنطقه از نفس» انداختند.امسال هم دستگیری گروهی از روزنامه نگاران «توانست اپوزیسیون و شبکه های ماهواره ای ضد انقلاب را به هم بریزد».

تاکید می کنم: «مجموعه رسانه ها و خبرنگاران پایبند نظام» که به فرمایش وزیر اطلاعات «بازداشت روزنامه نگاران، مرهون همکاری» آنهاست و افتخار تبدیل روزنامه نگار به «آنتن» را به نام خود درتاریخ روزنامه نگاری ثبت کرده اند؛ ترسیم کننده تصویری اند که پیش چشم شماست.

شعار «یاروسری، یاتوسری» اسفندماه سی و چهارسال پیش از زبان اوباشی شنیده شد که «مردم» خوانده می شدند و بطور «خودجوش» به خیابا نها آمده بودند، و دو هفته پیش هم با نام جدید «برادران اخلالگر» بامهر و نعلین به یکی از دو «غلام آقا» یعنی علی لاریجانی حمله کردند. این شعاراستراتژیک که اکنون مصطفی تاج زاده از دیروز تاریخی به امروز می آوردش، در کودتای انتخاباتی سال ۸۸ به آستانه هدف نهایی خود، یعنی سرکوب همه اندیشه ها ونیروها و استقرار کامل طراحان، حاملان و پشتیبانانش » طالبان شیعه» در مرکز قدرت رسید واز حمایت مطلق آیت اله خامنه ای بر خوردار شد.

نتیجه استقرار این سیاست در متن حکومت سی و سه سال جمهوری اسلامی در آینه رویدادها و سخنان یک هفته- پیش چشم هاست و بدجوری پیش چشم هاست:

«نائب خدا بر زمین»- به تعبیر یار غار سعید امامی یعنی روح اله حسینیان، و به نوشته مهدی کوچک زاده «نایب امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف که از مولایشان حضرت ولی عصر ارواحنا و ارواح العالمین له الفدا الگو می گیرند»، یعنی همان» سید علی حسینی خامنه»، بعد از «خیانت سران سه قوه» بر می خروشد. محمود احمدی نژاد را سخت می نوازد وبه برادران لاریجانی هم اندکی می پردازد. نتیجه تبدیل دیکتاتوری

«ستمشاهی» در چنین روزهایی به «آزادترین کشوردنیا» بلافاصله رخ می گشاید. «مردم تابع ایشان» که وکیل الدوله ها باشند دسته جمعی فریاد استغفار سر می دهند و از احمدی نژاد اعلام برائت می کنند. کسانی که امروز بیشتر از همه دستمال یزدی به تنور رهبر می ریزند، همانا کسانی هستند که تا دیروز برای رئیس جمهورش یقه می دریدند. بهتر ازاین نمی توان سلطه سیاست «یاروسری یا تو سری» رادید و توضیح وضعیت محمود احمدی نژاد روشنتر ازین امکان ندارد.

محمدرضا باهنر، نايب رييس مجلس، می گوید: «محمود احمدی نژاد همچون روسای جمهور قبلی ايران در اواخر دوران ریاست جمهوریش درصدد است تا با يافتن راهی ریاست جمهوری خود را ادامه دهد. اوبا مدل پوتين-مدودف به ۲۰سال رياست‌ جمهوری می‌انديشد.»

حسین فدایی٬ دبیرکل جمعیت «ایثارگران» از تلاش تیم احمدی‌نژاد برای سازماندهی «اعتراضات خیابانی»٬ حذف بسیاری از «خیرخواهان» از فضای سیاسی کشور خبر می دهد و دست روی نقطه اصلی می گذارد: «جریان انحرافی دچار توهم شده است و فکر می‌کند خیلی هوشمند است و گفته که ما باید کاری بکنیم که قهرمان مذاکره با آمریکا ما باشیم و تابوی عدم مذاکره با آمریکا را بشکنیم.»

بیهوده نیست که شیخ قدرت الله علیخانی، از بغل گوش هاشمی رفسنجانی، می گوید: «بعید می‌دانم که عمر دولت احمدی‌نژاد خاتمه یابد.»

نگاهها متوجه مجلس دست نشانده «آقا» می شود که رئیسش درنامه به «ایشان» خود را «حقیر» نامیده است، و به اشارتی می تواند » عدم کفایت» را درکارنامه یک رئیس جمهور دیگر هم بنویسد. مجلس فعلا دارد برای رای اعتماد به وزیر پیشنهادی احمدی نژاد برای وزارت ارتباطات آماده می شود که سردار دیگری است و وزیر بشودیانه، مبنایی رادر تاریخ معاصر ثبت می کند. درنامه معرفی محمود احمدی نژاد چیزی در باره سوابق او نوشته نشده است، اما تا عکس «حاج آقا نامی» در لباس نظامی منتشر می شود، خبرگزاری آسوشتید پرس همه چیز را رو می کند: «او پیش از این معاون ستاد مشترك ارتش جمهوری اسلامی ایران و رئیس سازمان جغرافیایی نیروهای مسلح و عضو هیأت مدیره انجمن ژئوپلیتیک ایران بوده و دكترای مدیریت استراتژیك خود را از دانشگاه کیم ایل سونگ در پیونگ یانگ، پایتخت کره شمالی دریافت کرده است.»

مبارک است و صد مبارک، اولین رونمایی ازسرداران حاصل سیاست نه «شرقی، نه غربی».باید دید بقیه سرداران آموزش دیده در وحشت خانه استالینیستی کره شمالی کجا تشریف دارند.

از قضا روزهائیست که یک سردار دیگر در سوریه رونمایی می شود، البته توسط اسرائیل یا مبارزین سوری. هر که هست اتومبیل سردار را روی هوا می فرستد وجنازه ای را روی دست جمهوری اسلامی می گذارد که نمی داند بااسم مستعارش معرفی کند و یا بانام اصلی اش. فوق تخصص «رسانه ها و خبرنگاران پایبند نظام» هم کار دستشان می دهد و سر انجام لو می رود که «حسام خوشنویسان» همان «سردارحسن شاطری» عضو بلندپایه سپاه پاسداران است. ظاهرا بجای اینکه از زادگاهش سمنان برای بازسازی به جنوب ویران ایران برود، وظیفه ستاد بازسازی جنوب لبنان را برای گسترش اسلام بعهده گرفته است. او در جنگ ۳۳روزه لبنان با اسرائیل در سال ٢٠٠٦ نیز شرکت داشته ودر افغانستان نیز فعال بوده است.

جنازه «سردار سازندگِی» که جنوب لبنان را با پول مردم ایران آباد می کرد، در تهران تشییع حکومتی می شود که ارتش آزاد سوریه از کشته شدن 12 نفر از اعضای حزب الله لبنان در منطقه القصیر، در غرب حمص، خبر می دهد. حضور حزب اله در جنگ های سوریه محرزتر و » نظام» که قابله وپشتیبان حزب اله لبنان است، در»جنایات گسترده علیه بشریت» که راه طرح پرونده رئیس‌جمهور سوریه را در دادگاه بین‌المللی کیفری هموارمی کند، سهم بیشتری می یابد.

مهدی طائب، رییس قرارگاه عمار، سخنانی می گوید که هم عمق وطن پرستی «طالبان شیعه» را نشان می دهد وهم دامنه سرمایه گذاری «نظام» روی سوریه را برملا می کند: «سوریه استان سی و پنجم و یک استان استراتژیک برای ماست.اگر دشمن به ما هجوم کند و بخواهد سوریه یا خوزستان را بگیرد اولویت با این است که ما سوریه را نگه داریم چون اگر سوریه را نگه داریم می‌توانیم خوزستان را هم پس بگیریم اما اگر سوریه را از دست بدهیم تهران را هم نمی‌توانیم نگه داریم.»

گروه بندی «عماریون» که نسب آن از طریق «انصار حزب الله» به «مردم» چماق بدستی که شعار»یا روسری، یا تو سری» را فریاد می کردند، می رسد، بیشتر آفتابی می شود. عماریون: «شاگردان مصباح یزدی هستند که بعد از انتخابات مهندسی شده ریاست جمهوری دورهم آمدند تا بتوانند برای انتخابات مجلس و ریاست جمهوری دورآتی با آمادگی بیشتری میداندار شوند. این گروه که پیش از این در قالب انصار حزب الله در مناسبتهای مختلف مسئولیت حمله به بیت علما، فحاشی و هتک حرمت به مسئولان و شخصیتهای سیاسی، آتش زدن کتابفروشی ها …. را بعهده داشتند، برای انجام فعالیتهای منسجم تر در قالب گروه عماریون اعلام موجودیت کردند.علیرضا پناهیان، مهدی طائب، سعید قاسمی، محمدمهدی ماندگاری، مهدی کوچک‌زاده، حمید رسایی، نادر طالب‌‌زاده اردوبادی، حسین یکتا، حسن عباسی، علی ثمری، سعید حدادیان، حسین‌الله کرم، قاسم روانبخش وحید جلیلی و حسین روشن اعضای شورای مرکزی این تشکل اطلاعاتی امنیتی هستند. همانها که در گرماگرم انتخابات و رویدادهای پس از آن از هیچ تلاشی برای دامن زدن به بحران کوتاهی نکردند.»

روزهای آخر هفته، خانم ناوی پیلای رژیم بشار اسد رامقصر اصلی جنگ داخلی تمام‌عیاری می‌داند که ۲۲ ماه از برافروختن شعله‌اش می‌گذرد و در این مدت بیش از ۷۰ هزار قربانی گرفته است.

کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد، از شورای امنیت می خواهد که فورا از هر راه ممکن، حتی مداخله نظامی، بحران سوریه را متوقف کند.

بر خی صاحبنظران این پیشنهاد را مقدمه حضور ناتو در سوریه می دانند. روسیه ارسال اسلحه به سوریه را ادامه می دهد و 4 ناو جنگی دیگر به ناوگان جنگی روسیه که در نزدیکی خاک سوریه در مدیترانه مستقرند، می پیوندد.

عموم ناظران جنگی را در افق می بینند که آماده سرایت به لبنان است. ارتش آزاد سوریه درآخرین ساعات چهارشنبه برای حزب الله لبنان مهلتی ۴۸ ساعته تعیین می کند تا از «مبارزه در کنار نیروهای دولتی سوریه» دست بکشد.

ارتش آزاد سوریه، در این بیانیه تهدید کرده است که در صورت پایان این مهلت و تغییر نکردن وضعیت، مناطقی در داخل لبنان که از آنها روستاهای سوریه گلوله‌باران می‌شوند، هدف قرار خواهند گرفت.

مصطفی تاج زاده از درگیری جنگ سنی-ـ شیعه سخت نگران می نماید:»آن چه اکنون در سوریه می گذرد، و می توانست با درایت و تدبیر ما روند امور به گونه ای دیگر باشد، فقط جنگی نیابتی نیست که در آن غرب – اروپا و امریکا- در برابر روسیه و چین آرایش گرفته است. بلکه با کمال تأسف باید گفت که آوردگاه شیعیان و سنی ها نیز شده است.در یک کلام خدای ناکرده شاهد توسعه نزاعی خونین میان اهل سنت و شیعیان در سراسر منطقه شویم!»

و صادق زیبا کلام، پرسش مهمی را در میان می گذارد: «اساسا یک کشور خارجی چرا برای ما باید اهمیت داشته باشد و آیا می تواند و درست است که بگوییم برای ما به اندازه میهن و خاک کشور ما ارزش دارد؟»

کسی ازهزینه نجومی برای باز سازی جنوب لبنان، حقوق ماهیانه نیروهای حزب الله و ارزش سلاح های ارسالی به لبنان و سوریه خبرندارد. اما روزنامه های ولایتمدار می دانند: «سفره جامعه کارگری خالی است.» خبرگزاری مهر از ورود500 دستگاه خودروی لوکس پورشه از طریق جزیره ابوموسی به کشور پرده بر می دارد که مرجع واردکننده و ارز تخصیصی به آن مبهم است. کسی جرئت دارد بپرسد: فقط با پول این پورشه ها چند سفره خالی را می شود پر کرد؟

طه طاهری، قائم مقام دبیرکل ستاد مبارزه با مواد مخدر از کاهش قیمت مخدر «شیشه» خبر می دهد: «در حال حاضر قیمت این مخدر ویرانگر به یک میلیون تومان و میزان دسترسی به آن در تهران به کمتر از پنج دقیقه رسیده است.»

آخرین آمار اعتیاد هم براستی تکان دهنده است:»یک میلیون تا یک میلیون و ۳۰۰ هزار «معتاد رسمی»- حدود ۷۰۰ هزار «معتاد تفننی» و-۲۰۰ هزار الکلی.»

ثبت رسمی ‌۲۷۰ هزار زن معتاد در ایران آخرین خبر هفته است وتوضیحش خواندنی:»تا همین سه چهار سال پیش در ایران فقط اعتیاد به مواد مخدر از جمله تریاک، هروئین، شیشه و غیره فقط برای مردها بود که برای توزیع مواد مخدر سر گذرها می‌ایستادند یا در اندازه‌های بزرگتری برای حمل مواد مخدر به کشورهای دیگر سفر می‌کردند اما حالا بخش بزرگی از این چرخه را زنانی به عهده گرفته‌اند که ۸۰ درصد آنها توسط همین مردان که یا پدرانشان هستند یا شوهرانشان، وارد چرخه بی‌سر و ته تولید، توزیع و مصرف مواد مخدر شده‌اند.»

 

خانم ها! آقایان!

اسفند تلخ دیگری است. ایران تحت حکومت «طالبان شیعه» د رچشم جهانیان هر روز سیاهتر و تباهتر می شود.

شرکت بین المللی «هنلی و شرکا» گزارش می دهد: «گذرنامه های ایران و افغانستان تقریبا بی اعتبارترین گذرنامه های جهان هستند.»

اشپیگل آنلاین از فتو شاپی بودن «قاهر ۳۱۳ ایران » پرده می گیرد: «تصویری که در رسانه‌های دولتی از این جنگنده فوق پیشرفته ساخت ایران منتشر شده ساختگی است. دستاورد فوق مدرن ایران ماکتی قلابی و ناچیز است.»

طالبان افغانی مجسمه بودا را در افغانستان منفجر کردند، طالبان شیعه دستور جمع آوری مجسمه های بودا را در ایران داده اند. العربیه تحت عنوان «قبلا باربی، حالا بودا» می نویسد: «این هفته در ایران مجسمه‌های بودا نیز در معرض حذف شدن از دید عموم قرار گرفتند، چرا که دولت آن‌ها را مصداق تهاجم فرهنگی می‌دانئد.»

واشنگتن پست، جمهوری اسلامی و عربستان را در آستانه مذاکرات جدید هسته ای مقایسه ای می کند که اشک بچشم هر ایرانی می آورد. عنوان مطلب چنین است: «نفت عربستان در برابر برق اتمی، نفت ایران برای دریافت دارو و غذا!» و فشرده مطلبش ازاین قر ار: «طی سفر هفته گذشته توشی‌میتسو موتگی وزیر تجارت ژاپن به عربستان و دیدار وی با عبدالعزیز بن‌سلمان معاون وزیر نفت سعودی توافق شد که در برابر واردات اضطراری نفت از عربستان، ژاپن رآکتورهای اتمی بمنظور تولید برق به سعودی‌ها بدهد. عربستان برنامه ای را برای تولید 17 گیگاوات برق اتمی طی بیست سال آینده در دستور مطالعه و اجرا قرار داده است.»

روزهای آخر هفته خبر از «کسری بودجه ۱۷هزار میلیارد تومانی برای یارانه‌ها» و رسیدن به»بالاترین نرخ تورم ایران در دو دهه گذشته» خبرمی رسد.

هاشمی رفسنجانی، می گوید: «ارزش پول یک‌سوم شد؛ عده‌ای به آمار تخیلی خود دلخوشند.»

و لابد ازسر این دلخوشی است که یکی از فرماندهان ارشد نیروهای مسلح جمهوری اسلامی از ادعای حاکمیت در قطب سخن می راند. گروهی از «دکتر» های گردآمده دور شیرینی بیت، برهبری حداد هم برای دولت مصر نامه می نویسند و از محمد مرسی می خواهند که الگوی » نظام» را بکار بگیرد.

پاسخ سرد سخنگوی رئیس جمهور مصر، بیشتر به یک تو دهنی می ماند: «کسی نمی تواند چیزی به ما دیکته کند.الگوی این کشور برخاسته از اراده ملی اش است.»

اسفند، ماه آخر زمستان آغاز شده است. حبس خانگی رهبران جنبش سبز دو سال را پشت سر می گذارد. سه روز مانده به مذاکرات اتمی، راه دریافت پول نفت از هند هم بسته می شود.

سایت خبری «اون ۲۴» احتمال دسترسی تهران به بمب اتمی را چنین ارزیابی می کند: «به طرز وحشتناکی نزدیک است.»

علاءالدین بروجردی، یک زاده دیگر عراق و رییس کمیسیون امنیت ملی می گوید: «ایران هرگز تاسیسات فردو را تعطیل نمی کند.»

رئیس سیاست خارجی اتحادیه اروپا، کاترین اشتون، و وزیر خارجه روسیه سرگئی لاوروف، بعد از یک دیدار، ابراز امیدواری می کنند که «ایران با انعطاف به این مذاکرات بیاید و بتوانیم پیشرفت قابل‌توجهی کنیم.»

جان کری، وزیر جدید خارجه آمریکا، یاد آور می شود: «در دام تاکتیک تاخیری ایران در مذاکرات اتمی نمی‌افتیم.»

هنری کیسنجر وزیر خارجه اسبق امریکا و مشاور اسبق کاخ سفید، وضعیت لحظه را در چندجمله خلاصه می کند:»اعضای شورای امنیت سازمان ملل متحد به صراحت گفته اند که ایران اتمی غیرقابل تحمل است اما این اتفاق درحال روی دادن است. معتقدم زمان تعیین چگونگی واکنش به روند فرا می رسد زیرا پیامدهای عدم واکنش به آن در برابر ماست. معتقدم زمان واکنش بسیارنزدیک شده است.»

رضا تقی زاده- تحلیل گر سیاسی- می نویسد: «با وجود شباهت در رفتارهای ایران با آژانس و رفتار متقابل غرب در گروه ۱+۵ با ایران که هر دو سیاست «انجام مذاکره و پرهیز از توافق» را دنبال می‌کنند، نتیجه اجرای این دو سیاست با یکدیگر متفاوتند ؛ آژانس برای رفع ابهام از گذشته اتمی ایران دارای زمان کافی است، حال آنکه ادامه مذاکرات بی‌نتیجه با گروه ۱+۵ و ادامه تحریم‌های یک‌جانبه که از ابتدای سال گذشته علیه ایران اعمال می‌شوند، جمهوری اسلامی را در خطر فروپاشی تدریجی و یا استقبال از جنگ قرار خواهد داد.»

مصطفی تاج زاده به آیت اله خامنه ای می نویسد: «اشتباه اول حکومت ما در چند سال گذشته به اجماع رساندن قدرت های بزرگ علیه میهن و مردم از یک طرف و تحریک غرب و به ویژه ایالات متحده بوده است. به طوری که جمهوری اسلامی ایران جایگزین ستیزه جویان سلفی، تکفیری طالبان و القاعده شده است.امیدوارم شکنندگی اوضاع را دریابید و پیش از آنکه دیر شود، به اصلاح سیاست های کلان نظام به ویژه در عرصه های سیاسی، اقتصادی و دیپلماتیک توفیق یابید.»

و فریدون مشیری، دراین سرمای طالبانی، معجزه بهار را انتظار می کشد:

باز کن پنجره ها را؛

اي دوست !

هيچ يادت هست؟

که زمين را عطشي وحشي سوخت؟

برگ ها پژمردند؟ تشنگي با جگر خاک چه کرد؟

هيچ يادت هست؟

توي تاريکي شب هاي بلند

سيلي سرما با تاک چه کرد؟

با سر و سينه گل هاي سپيد

نيمه شب باد غضبناک چه کرد؟

هيچ يادت هست؟

حاليا معجزه باران را باور کن

و سخاوت را در چشم چمن زار ببين

و محبت را در روح نسيم

که در اين کوچه تنگ با همين دست تهي

روز ميلاد اقاقي‌ها را

جشن مي گيرد

 


کور شو، کر شو

«آیا دردناک نیست؟ بعد از گذشت بیش از سی سال از انقلاب، در شرایطی هستیم که هر چیزی از حقوق مردم در قانون اساسی و آرمان‌های انقلاب بود زیرپا گذاشته شده، فصل سوم قانون اساسی، یعنی حقوق ملت، در پرانتز قرار گرفته و آنچه به نفع حاکمان بوده است به صورت اغراق‌آمیز و چند برابر به اجرا درآمده و تبعیت بی چون و چرا از قدرت، رنگ قدسی و آسمانی به خود گرفته و عدم سئوال از قدرت فضیلت شده وهر صدای منتقد و متعارض با شبیه سازی های مضحک، به خارجی بودن و همدستی با بیگانه و صهیونیسم و نفاق متهم گردیده است، تآ آنجا که امروز شرایط سیاسی کشور ازخطر بازتولید مناسبات شاهنشاهی، جز موروثی بودن حکومت چیزی کم ندارد….»

سه سال پیش در سالگرد «انقلاب شکوهمند اسلامی» میر حسین موسوی ومهدی کروبی، در بیانیه مشترکی چنین نوشتند. اکنون این دو «خائن» که از طریق «فتنه ۸۸» به «دشمن» و «غرب» وصل بوده اند، همراه زهرا رهنورد در حصر خانگی هستند. میرحسین حتی به گفته اسداله بادامچیان یکی از پدر خوانده های حزب سراسری تجار- با نام مستعار موتلفه-: «یک خائن به تمام معنا است که استکبار از ابتدای انقلاب وی را برای چنین روزهایی در آب نمک خوابانده بود.»

تنها «نخست وزیرامام» و رئیس مجلسش که فرزندانشان هم در روز «جشن دشمن شكن انقلاب» توسط نیروهای امنیتی «وحشیانه و وقیحانه» دستگیر و بازجویی شده اند. «خائن» نیستند. انگار که فقط خائنین می توانند به مقامات بالای «نظام» برسند، دریک «روز ۲۲ بهمن متفاوت» که بنوشته سایت آلمانی هاندس بلات «برادران همدیگر را می درند» و جنگ قدرت به اوج رسیده است، کار به «متهم شدن سران سه قوه به خیانت» می رسد.

هم‌زمان با احمدی‌نژاد در تهران، علی لاریجانی در قم سخنرانی دارد. «برادران اخلالگر» که پیشتر «مردم » و نیروهای «خود جوش» خوانده می شدند «خودسرانه جوش» می آورند. پیامک می دهند: «يكشنبه انتقام، پاسخي به يكشنبه سياه! دست خدا از آستين مردم بيرون آمد». برخی شان هم کفن می پوشند. به مراسم سخنرانی علی لاریجانی می روند و علیه یکی از دو «غلام آقا» شعار می دهند. کفش، مهر و نعلین هم چاشنی شعار ها می شود که هم رسم عربی بجا بیاید و هم تقدس محفوظ بماند.ولرزه دیگری بر جان «انقلاب ونظام» می افتد که هنوزهم ادامه دارد.

روزنامه کیهان که هیچ ربط و رابطه ای با مسایل امنیتی ندارد، بسرعت موفق به کشف «برادران اخلالگر » می شود. قاعدتا برادر حسین هم مراسم بازجویی را بعمل می آورد و برای «برادران» روشن می کند: «با آبروي نظام بازي كرده و در پي آن بوده اند كه جشن بزرگ و دشمن شكن انقلاب را در انظار جهانيان كه همه ساله در اين روز به ايران اسلامي دوخته مي شود، مخدوش جلوه دهند. اخلال ترفند مشترك حلقه انحرافي و اصحاب فتنه است.»

برادر حسین که بازجویی را در چنین ایامی از احسان طبری شروع کرد، حتما بعداز سی سال بچنان درجه ای از تخصص رسیده که غیابی بتواند از «بسیاری از برادران حاضر در ماجرای اخلاگری» هم اعتراف بگیردو هم توبه. آنهاهم که برایشان روش شده که باید تااطلاع ثانوی بطور خودجوش علیه «حلقه انحرافی» و «اصحاب فتنه» جوش بیاورند، به «کیهان می گویند» که «فریب‌خورده»اند و با «ابراز پشیمانی» روانه حرم مقدس می شوند تا بدرگاه خداوند» توبه» کنند.

در کشوری که هنوز «شایعه پرس» پرمخاطب ترین و موثق ترین رسانه است، حرف هایی به نقل از رئیس جمهور نقل مجالس می شود که در صورت صحت «رهبر معظم» راهم به سیاهه افراد «خائن» اضافه می کند: «احمدی نژاد، اخیرا در برخی محافل به افراد نزدیک به خود گفته است که من مدارکی از آقا دارم که اگر منتشر کنم ایشان باید عبایش را سرش بکشد و از این مملکت برود.»

شایعات دیگری هم دهان بدهان می گردد: «بازجویی های رهبری در ساواک، سفربه کره شمالی در هنگام ریاست جمهوری و اجرای باله زنان در حضور وی، برخی مسائل مالی در باره فرزندان رهبری و نظایر آن…»

رئیس جمهوری که کسی حرف هایش را درپنهان تکذیب نکرده، در مراسم سالگرد ۲۲ بهمن، شعار زنده باد بهار می دهد که بلافاصله اسم رمز «دشمن برای فتنه جدید» ترجمه می شود؛ و آشکارا از آمادگی مذاکره خودش باآمریکا سخن می گوید. انگار نه انگار که درآستانه سالگرد انقلاب «رهبر معظم» که باید حرفش «فصل الخطاب» باشد، از منظر یک «انقلابی» طرفداران گفت وگو با آمریکا را «ساده لوح»خوانده است.

ادبیات ناب » رهبر فرزانه» که از فرهنگ «نظام» مایه می گیرد، در سخنان مامورین و منصوبین و پایورانش هم منعکس می شود که دولتیان را «بی‌عرضه، بی‌شخصیت و احمق» می خوانند.

علی شکوری راد در نامه ای می نویسد: «نسل جوان می پرسد: برای این نظام انقلاب کردید؟»

فاضل لاریجانی که بعد از «یکشنبه سیاه» در صدر فهرست ۵ برادر لاریجانی قرار گرفته است، توپ را توی زمین حلقه دیگر گرگها ـ– دولت-ـ می اندازد ومشتی نمونه خروار رو می کند: «به عناوین «پرونده بیمه» و «فساد کلان بانکی» که در دست رسیدگی است اشاره می کنم و متذکرمی شوم آقای «ب.– ز» نیز که در نوار ضبط شده نامش آمده و با حدود ۴۰ سال سن مالک ۶۰ شرکت و یکی از چند ثروتمند تراز اول کشور است، دوست برخی مسئولان عالی اجرایی و دارای تعاملات گسترده‌ای با آنها است.»

از دو پرونده یاد شده اطلاعات زیادی در دست نداریم، هنوزهم معلوم نیست «برخی مسئولان عالی اجرایی» کیستند، امابابک زنجانی راهمه به مدد اینترنت شناخته اند که مسلسل بدست می گیردو باهواپیمای شخصی به سفر می رود.

روزنامه ایران- ارگان رسمی دولت- می نویسد: «دعوا بر سر نيامدن مردمي نژادي ديگر است.» کیهان می پرسد: «آيا پيوند ليدر حلقه انحرافي با عناصري نظير نفر اول فساد اقتصادي 3 هزار ميليارد توماني و لابي در هتل لاله تداعي «مردمي نژادي» بودن مي كند؟ يا اعطاي امتياز ویژه ۴۰۰ میلیارد توماني در كيش به شركتي ثبت شده با يك ميليون تومان، غمخواري مردم است؟ حمايت از برخي هنرپيشگان مبتذل و پرداخت كمك هاي مالي ويژه به آنان چطور؟»

محمدرضا رحیمی، معاون اول محمود احمدی‌نژاد، که خود سر حلقه یکی از باندهای فساد است، اوضاع را از این هم خرابتر می بیند:» آن‌قدر مصائب زیاد است که آدم باید به تنهایی خودش گریه کند.مصالح ملی باعث می‌شود انسان سکوت کند و سر درون چاه بگذارد.عده‌ای از درون مانند موریانه عمل می‌کنند.»

اکبر هاشمی رفسنجانی، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام که مانند هر انتخابات دیگری بحث «آمدن یا نیامدنش» مطرح است، همین حرف را می زند: «شرایط مناسبی برای کشور نیست و مشکلات زیاد است.»

محمدخاتمی که مثل گنجشگی دراین جنگل وحش، جیک جیک می کند، بحث را به حوزه حقوقی می برد: «حقوق ۸۰ میلیون نفر نباید به ۳ میلیون نفر محدود شود.»

محسن رضایی دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام، در روزهایی که بانک مرکزی پیش بینی می کند نرخ تورم در ایران تا پایان سال جاری-ـ یک ماه دیگرـ- به ۳۲ درصد می رسد؛ اقتصاد کشور را در یک عبارت کلیدی، توصیف می کند: «امروز اقتصاد کشور به گونه ایست که هزارتومانِ امروز به اندازه ۳۰۰ تومان سال گذشته است».

و گروهی از استادان دانشگاه در ایران، تصویری را که متعلقان و معتقدان به «نظام» در سی و چهارمین سالگرد تولدش ارائه کرده اند، چنین جمع بندی می کنند: «علی‌رغم درآمدهای عظیم نفتی، تورم، رکود، بیکاری، ورشکستگی و اضمحلال تولید و در یک کلام فقر اکثریت جامعه را موجب شده است. تبعات اجتماعی ناشی از فقر اقتصادی و تعطیلی امور تولیدی و عمرانی کشور به حدی نگران کننده است که کارشناسان از نابودی طبقه متوسط و فروپاشی اجتماعی جامعه ایرانی سخن می‌گویند.»

«نظام» در چنین وضعیتی بیشتر از پیشتر خود را در «دایره شوم مساله هسته ای و سوریه» محصور می کند، راه را بر «انتخابات آزاد» می بندد و در رابرای تحریم ها ی بیشتر می گشاید.

در آخرین روز هفته برای «نگاه» ـ چهارشنبه- دور هشتم مذاکرات ایران و آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در تهران آغازمی می شود. فقط چند روز پیشتر آمادگی «نظام» برای بازدید بازرسان آژانس از سایت پارچین توسط علی آهنی سفیر جمهوری اسلامی در فرانسه اعلام شده است.

نتایج این مذاکرات تاثیر جدی بر نشست با گروه ۱+۵ دارد که پس از يک وقفه تقريبا هشت ماهه روز هشتم اسفند (۲۶ فوريه) در قزاقستان از سر گرفته می شود. جان کری، وزیر خارجه جدید آمریکا که پیشنهاد صریح مذاکره اش به ایت اله خامنه ای با جواب تند رد روبرو شده، هنوز در مذاکره را باز نگه داشته است.

رئیس دیپلماسی خارجی آمریکا که این هفته معلوم شده دامادش یک دانشمند جوان ایرانی است، می گوید: «گزینه دیپلماسی برای ایران هنوز باز است. ایران یک انتخاب دارد. آنها می‌توانند به جهان ثابت کنند که فعالیت‌ها‌یشان صلح‌آمیز است و ما آماده‌ایم که در مورد نحوه ادامه این فعالیت‌ها گفت‌وگو کنیم یا آنکه می‌توانند انزوای بیشتر را انتخاب کنند.»

باراک اوباما که دارد آماده سفر به اسرائیل می شود، حرف وزیر خارجه اش را تکرار می کند: «رهبران ايران باید درک کنند که اکنون زمان راه حل ديپلماتيک است، چرا که ائتلاف جامعه بين المللی به طور يکپارچه خواستار آن است که ايران تعهداتش را اجرا کند.»

پاسخ «نظام» درست همان است که تند روهای امریکائی و اسرائیلی آرزویش را دارند.رییس سازمان انرژی اتمی جمهوری اسلامی، بازدید از پرچین رامتنفی اعلام می کندو از نصب سانتریفیوژهای جدید در سایت هسته‌ای نطنز خبر می دهد. فریدون عباسی، می گوید: «از یک ماه پیش نصب نسل جدید ماشین‌ها در مجمتع شهید احمدی روشن سایت نطنز آغاز شده است.»

ديپلمات ها به خبرگزاری رويترز می گویند: «به نظر می رسد بار ديگر تبديل مقادیر کمی اورانيوم غنی شده به سوخت اتمی را از سر گرفته شده است. اگر روند ادامه یابد، جمهوری اسلامی در تابستان سال آينده ـ خرداد 92- اورانيوم غنی شده لازم برای توليد بمب هسته ای را خواهد داشت.»

اولی هاينونن، معاون سابق مديرکل آژانس بين المللی انرژی اتمی، این نظر را تائید می کند: «اين برنامه از ابتدا برای يک چرخه صنعتی با تمامی ابعاد حتی نظامی طراحی شده و به همان سو هم دارد حرکت می کند. اين روند شايد کند به نظر بيايد ولی سیرصعودی دارد. جمهوری اسلامی از تابستان آینده با توجه به ابعاد برنامه اتمی و غنی سازی اورانيوم و مقداری که توليد کرده، به آن حدی می رسد که بتواند سمت آن را هر موقع بخواهد تغيير دهد.»

انگشت های اشاره متوجه تاکتیک «خرید زمان در مذاکرات هسته ای» توسط جمهوری اسلامی می شود و همه بیاد «خط قرمز» تعیین شده توسط اسرائیل می افتند که بارها تهديد کرده است اجازه نخواهد داد ايران به چنين مرحله ای برسد. حمله ماه گذشته اسرائیل به یک مجتمع نظامی در سوریه، مقدمه حمله به مراکز اتمی «نظام» ارزیابی شده بود.

سوریه در مرکز مذاکرات نشست سران ۵۷ کشور عضو سازمان همکاری اسلامی قرار دارد که در قاهره گرد آمده اند. بیانیه پایانی نشست، دولت و اپوزیسیون سوریه را به گفت‌و‌گوی جدی برای انتقال مسالمت‌آمیز قدرت و پایان جنگ داخلی در این کشور براساس طرح گروه تماس دعوت می کند. گروه تماس منطقه‌ای برای حل و فصل بحران سوریه را مصر، ایران، ترکیه و عربستان سعودی تشکیل می‌دهند. این گروه به پیشنهاد مرسی تشکیل شده است.

محمود احمدی نژاد که در گوشه عکس رهبران کشورهای اسلامی ایستاده است، بی کمترین توضیحی در این باره روانه ایران می شود. بی بدرقه رسمی رفته بودو بی استقبال بر می گردد. رئیس جمهور که آمادگی ایران برای اعطای «وام بزرگ» به مصر را در بوق می کند، توافقی بر سر آینده سوریه کرده است؟ کسی برای این توافق تره خرد خواهد کرد؟

شاید بتوان از اخبار، پاسخ این پرسش ها را یافت. در روزهایی که ارتش آزاد سوریه فرودگاه نظامی حلب را به تصرف درمی آورد، روزنامه واشنگتن پست از شکل دادن به يک شبکه از نيروهای شبه نظامی توسط حکومت ايران و گروه حزب الله لبنان در سوریه خبر می دهد تا در صورت سقوط رژيم بشار سد توسط اين نيرو از منافع خود دفاع کنند.

قاهر که بسرعت دارد از ترکیه پیشی می گیرد و به محور کشورهای اسلامی تبدیل می شود، دو گروه فلسطینی فتح و حماس را بر سر تشکیل کمیته‌ای به منظور پیگیری تمام مسائل مربوط به آشتی میان دو طرف، به توافق می رساند.

روزنامه القدس العربی می نویسد: «این توافق در جریان دیدار هیات‌هایی از دو گروه فلسطینی در مرکز سازمان اطلاعات مصر در قاهره حاصل شد.»

خالد مشعل، رئیس دفتر سیاسی حماس، بعد از این توافق می گوید: «آماده گفتگوی بدون پیش شرط با آمریکا هستیم.»

«نظام» که از هراس «انتخابات آزاد» بجان آمده است، تدارک همه جانبه سرکوب «فتنه 92» را مدام گسترش می دهد. سردارشکنجه محمد رضا نقدی که در عراق زاده شد تا در ایران آزادی را خنجر بر گلو کشد، می گوید: «فتنه قبل از انتخابات آغاز می شود، اين سری سراغ دانه درشت ها می رويم.»

اسماعیل احمدی مقدم، فرمانده نیروی انتظامی که اعتراف کرده فرمان سرکوب را مستقیما از آیت اله خامنه ای می گیرد از شکل‌گیری قرارگاهی به نام «قرارگاه انتخابات» در نیروی انتظامی خبر می دهد ومی گوید: «در ایام انتخابات نیروی انتظامی رصد می‌کند تا اقداماتی را که باعث ایجاد ناامنی شده و امکان بروز بحران و فتنه دارد شناسایی کند.آمادگی‌های لازم میان مسئولان امنیتی وجود دارد و براساس رصدها هیچ اتفاقی در انتخابات رخ نخواهد داد.»

جبهه مشارکت و ابوالفضل قدیانی، راه نجات ایران را برگزاری» انتخابات آزاد» اعلام می کنند.

غلامحسین محسنی اژه‌ای، سخنگوی قوه قضائیه و دادستان کل جمهوری اسلامی از شناسائی «مهره جدید دشمن و یک شیطان جدید» خبر می دهد: «امروز دشمن در تلاش است با مهره جدیدی فتنه دیگری به پا کند و مهره‌های انحرافی خودش و شیطان دیگری را به میدان آورده است. این جریان، از آرمان‌های انقلاب و آیت‌الله خمینی منحرف شده است و در حال ستیز با رهبری است.»

هفته آخر بهمن ماه ۱۳۹۱ به تاریخ می پیوندد. «نظام» ـ نام مستعار سیدعلی حسینی خامنه-ـ ایران را به آستانه فروپاشی اجتماعی و اقتصادی کشانده و باقدم های بلندبه جانب نابودی تام و تمام سوق می دهد.

آژانس بین‌المللی انرژی در تازه ترين گزارش خود اعلام می کند که درآمد ايران در سال ۲۰۱۲ از محل صادرات نفت ۴۰ ميليارد دلار کاهش یافته است و پيش بينی می کند صادرات نفت ايران باز هم کاهش يابد.

هرالد تریبون می نویسد:» دسترسی جمهوری اسلامی به سرمایه جهانی بیش از ۹ میلیارد دلار در سال گذشته کاهش یافت.»

تحریم‌های تازه آمریکا علیه ایران اعلام می شود. نفت در برابر کالا دردستور کار قرار می گیرد. «از روز چهارشنبه، ۱۸ بهمن (۶ فوریه)، دولت آمریکا مقررات جدید تحریم تجاری، فنی و مالی علیه جمهوری اسلامی ایران به اجرا می گذارد که براساس آن، روابط مالی خریداران نفت ایران با این کشور محدودتر می‌شود. از این پس پول حاصله از فروش نفت ایران در یکی از بانک‌های مستقر در کشور خریدار واریز می‌شود و موجودی این حساب برای مبادله کالاهای غیرمشمول تحریم بین آن کشور و ایران به کار می‌رود.کشورهای خريدار نفت ايران بايد در داخل همان کشور يک حساب بانکی باز کرده و پول نفت وارداتی از ايران را به اين حساب واريز کنند. خارج کردن اين پول از آن کشور با هرنوع ارز ممنوع است».

خبرگزاری رويترز می نویسد: «اين دور تحريم‌ها تاثير گسترده‌ای بر درآمدهای نفتی ايران خواهد گذاشت.»

وال استریت ژورنال از گسترش تحریم‌های مالی ایران و قطع دسترسی به سیستم بانکی بین‌المللی، گزارش می دهد.شرکت مالی بلژیکی که اداره سیستم سوئیفت را بعهده دارد، اعلام می کند: «در ماه مارس ارتباط 30 بانک ایرانی از جمله بانک مرکزی این کشور را با شبکه خود قطع می کند.»

رادیو تلویزیون دولتی ایران هم در فهرست تحریم‌های آمریکا قرار می گیرد. علت، اِعمال سانسور در خبررسانی، تنگ کردن عرصه برای مخالفان سیاسی و افزایش، ارسال پارازیت بر روی شبکه‌های ماهواره‌ای نظیر VOA و BBC، اعلام شده است.

«انقلاب شکوهمند اسلامی» به سی و چهارمین بهمن خود می رسد. رهبران نمادین جنبش سبز سه سال پیش، هنوز آزاد بودند که وضعیت «نظام» رادر بیانیه خود توصیف کردند. ابوالفضل قدیانی، کهنسال ترین زندانی سیاسی ایران که مانند موسوی و کروبی هستی خود را بپای انقلاب اسلامی ریخته است، از زندان شرح حال حکومت وحاکمان را د رنامه ای به ثبت تاریخ می دهد:

«انقلاب ما به مقصود خود نرسید و ناکام شدیم. چرا که آنچه علیه آن قیام کردیم حکومت فردی و سلطنت مطلقه بود که اینک همان مناسبات در قالب ولایت مطلقه فقیه بازتولید و مستقر شده است. آن روز می‌گفتند که شاه مافوق قانون است و امروز هم صراحتاً ولی فقیه را حاکم بر قانون اساسی معرفی می‌کنند و وی نیز بی‌شرمانه نه تنها آرمان های انقلاب ۵۷ بلکه دستاوردهای انقلاب مشروطه را نیز زیر پا گذاشته، کشور را به عهد ناصرالدین شاهی برده و با صدور آنچه حکم حکومتی می‌نامد شخصاً قانون صادر کرده و در سخنانش حکم «کور شو، کر شو» صادر می‌کند.»

روزنامه هاآرتص چاپ اسراییل، می نویسد: «دولت واشنگتن ترجیح می دهد به جای حمله به ایران منتظر تشدید «بحران سیاسی داخلی» همزمان با تشدید تحریم ها و فشارها علیه این کشور بماند.»

گروهی از استادان دانشگاه در ایران تدوین استراتژی «نجات کشور» را امری ضروری اعلام می کنند.

رضا مقصدی، درهفته ای که حتی داوران و برندگان جشنواره فیلم فجر هم به اعتراض برخاسته اند، بهمن ماه را در شعرخود چنین تصویر می کند:

بهمن ِ بیدادگر!

 باز، تو باز آمدی!

 ظلمت ِ آن خاک وُ خِشت!

 باز، نمی خواهمت

 بهمن ِ خونین سرشت!

 

 با نفَس ِ سرد تو

 شاخه ی شادم شکست.

 غم، به سرا پرده ام

 خیمه زد وُ ریشه بست.

 

 بامن وُ نیلوفرم

 حرف تو از برف بود.

 با دل ِ گُلرنگ ِ من

 گفتگو از برف بود.

 

 کینه ی دیرینه ای!

 سنگ ِ هر آیینه ای!

 

 زندگی، از دست تو

 اینهمه، فریاد گر.

 باز، نمی خواهمت

 بهمن ِ بیدادگر!