پایان نکبت، بقای ولایت

روزگار نکبت که خود دوره ای از سالهای فلاکت بود به پایان آمد و ولایت که همچنان باقی است، قدرت اجرایی را از یک دست خود بدست دیگر داد.

«دکتر» محمود احمدی نژاد که اکنون تنها عامل فجایع هشت ساله- از جمله بر باد دادن 800 میلیارد دلار- شناخته می شود و بااینهمه بر صندلی مجمع تشخیص مصلحت نظام می نشیند، می رود. «دکتر» دیگری می آید: حسن روحانی تا با کلیدتدبیر درهای بسته بگشاید، مدل نوین دمکراسی را بر قرار سازد، بحران اقتصادی راسامان دهد و «نظام» را از خطر برهاند.

سال های فلاکت، کم و بیش با پیروزی «انقلاب شکوهمند اسلامی» آغاز شد که در شعار «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی» فردایی دیگر را نوید می داد؛ شعاری که اندیشه مرکزی «حکومت اسلامی» طراز آیت اله خمینی را پنهان می داشت: تبدیل ایران به ایران اسلامی برای ایجاد سکوی پرشی که انقلاب اسلامی را به دنیا صادر، و مدیریت جهان را به امام زمان واگذارد.

مانع اصلی، جامعه مدنی میراٍث انقلاب مشروطیت بود که برای رسیدن به آزادی و گذاراز استبداد مدرن دراکثریت خود، دست اتحاد به پیروان «امام خمینی» داده بود. تنها تاریخ بود که باید ثابت می کرد اتحاد میراث داران انقلاب مشروطیت با پیروان سر سخت ترین مخالفان آن-ـ شیخ فضل الله-ـ شدنی است یا نه.

«نظام» بر آمده از انقلاب اسلامی که تا آستانه «انتخابات ۹۲» ایران را ذیل اسلام و عملا حل شده درآن تبلیغ می کرد، بلافاصله سرکوب جامعه مدنی و اندیشه های نورا در دستور کار قرار داد. سرکوب خونینی که از نخستین بهار آزادی شروع شد و سالهای ۶۰ را به «دهه وحشت بزرگ» مبدل ساخت، هدفی جز نابودی بنیان های سازمانی وفکری برخاسته از متن «سکولاریسم» نداشت. نسل کشی تابستان ۱۳۶۷ بدستور مستقیم آیت اله خمینی، نقطه پایانی برحیات دیدگاه سیاسی ـ– اجتماعی مدرن تلقی می شد که بنیان های اندیشه خود را نه از نصوص مذهبی-ـ به قرائت پیروان شیخ فضل الها نوری-ـ بلکه از اندیشه های نوین انسان محور می گرفت.

حضور یکی از «قضات» دادگاه مرگ سال ۶۷ بعنوان وزیر دادگستری دردولتی که قصد دارد مدل دمکراسی جدید را درجامعه استوار سازد، خط سرخی است که محور اصلی سیاست داخلی را ازامروز تا دیروز بهم پیوند می زند.

ادامه این سیاست مرکزی داخلی، در سیاست خارجی که ادامه سیاست داخلی است، درصدور انقلاب برای جانشینی اسلام به جای کفر، خلاصه می شود.

همه سالهای فلاکت، برمحورهای بالا قابل شناسائی است و درهمه دولت ها تحت هر عنوانی به عنوان هسته مرکزی سیاست جلوه می کند.

در دوم خرداد ۱۳۷۶، «ایران» بعد از سالها سرکوب خونین و بی وقفه و بمباران بی امان تبلیغاتی از منابر و رسانه ها، در نخستین فرصت سر بر کشید و رای خود را به کسی داد که گمان می رفت، می تواند پل ارتباط بین گسل ایران- نظام باشد که هنوز خودرا به تمامی نشان نداده بود. هسته سخت «نظام» که دیگر اندیشه های طالبانی اش با پول نفت و قدرت سیاسی-ـ اجتماعی بی ضابطه نیز گره خورده بود، به مقاومتی شدید – ابتدا پنهان و سپس آشکارا- دست زد. فرمان حمله به پایگاههای دشمن- مطبوعات- رسما و آشکارا توسط » ولی فقیه دوم» صادر شد؛ دستوری که بدیل تاریخی فرمان «ولی فقیه اول»برای کشتار زندانیان بود.

محمدخاتمی رئیس جمهور بود و تیغ کشتار بدست قاضی هنوز ناشناسی بنام سعید مرتضوی، داده شد. عدم دعوت رئیس جمهور تسلیم شده برای «حفظ نظام» به مراسم تحلیف حسن روحانی و دعوت قاضی مرتضوی که تیغ رهبر را بی امان برای «حفظ نظام» بکار انداخت، مستند دیگری است که پنجره امید امروز را به چشم انداز خونین گذشته می گشاید.

روزگار نکبت با مهندسی «نظام» و هدایت و حمایت بیدریغ و بیسابقه آیت اله خامنه ای، نیرویی را برکشید که باید ریشه های رخداد دوم خرداد را می خشکاند و زمینه های حضورآن را محو می کرد.

رئیس جمهورجدید باید کارهای ناتمام » نظام» را در سیاست خارجی و داخلی به انجام می رساند. «خدمات بزرگ» محمود احمدی نژاد که درماههای اخیر بدفعات توسط

«بزرگان نظام» و به ویژه رهبر جمهوری اسلامی، مورد ستایش قرار گرفته، در سر فصل های زیر قابل جمع بندی است:

– عرف زدائی بیرحمانه و بی توقف از بنیان های فکری جامعه از کودکستان تا دانشگاه.

– سرکوب بی امان جامعه مدنی و ازمیان بردن تقریبا تمامی نهادهای کوچک و بزرگ.

– تبلیغ دشمنی با اسرائیل بعنوان پایه اصلی سیاست خارجی نظام وتبلیغ گسترده آن در میان مسلمانان منطقه.

– پیشبرد ساخت و ساز سلاح هسته ای تا آستانه انجام نخستین آزمایش اتمی.

هیچ رئیس جمهوری چنین خدماتی «بزرگ» و بنیادینی به «نظام» نکرده است؛ خدماتی که کژتابی های شخصی دو سال آخررا بیرنگ می کند.

در چهار سال نخست روزگار نکبت، جامعه مدنی ایران، زیر فشار سرکوب، مانند فنری در خودجمع شد و در سال ۸۸ با تمام نیرو بیرون جهید. دو شعار محوری:

– مرگ بر دیکتاتور

– نه غزه نه لبنان، جانم فدای ایران

بر تارک » جنبش سبز» نشست و دستهای میلیونها ایرانی را در سراسر جهان با شعار«رای من کو؟»به هم رساند.رئیس جمهور برکشیده رهبری درهمان روزهای نخست، میلیونها ایرانی را که درتظاهرات آرام شرکت می کردند وحتی دهان راهم بسته بودند «خار وخاشاک» خواند. رهبرهم در روزهای اخیر آنان را «نانجیب» لقب می دهدویک لاریجانی نشانده بر مسند قضا «افعی» خطابشان می کند.

این خشم که هنوز لرزه برتن رهبر می اندازد و درهای محبس رابروی رهبران جنبش سبز و نخبگان مدافع آن بسته نگه می دارد، درکجاریشه دارد؟

در روزهای اخیر، آیت اله خامنه ای و منصوبانش به صراحت تکرار کرده اند که جنبش سبز» نظام» را تا لبه » پرتگاه» برد: «در این مدت اخیر کسانی که اهل فتنه سال ۸۸ و در جریان اصلاحات قائل به سکولاریزه شدن کشور و سیاست بودند و راه امام (ره) را بر نمی‌تافتند دوباره سر برآورده‌اند و گویی افعی جانشان گرما خورده است و به جنبش افتاده‌اند.»

از متن این تحلیل، مهندسی» انتخابات ۹۲» زائیده شد و بازگشت «به پیش از اصلاحات» عنوان گرفت.

جنبش سبز که حتی مجال نفس کشیدن هم نمی یافت، در تحول گفتمانی جامعه به شعار

«انتخابات آزاد» فراروئید و درآستانه » انتخابات ۹۲» به شعار محوری و واحد اکثریت قریب به اتفاق نیروهای اجتماعی ایران تبدیل شد.

سیاست خارجی ماجراجویانه رهبر جمهوری اسلامی که پیگیرانه توسط محموداحمدی نژاد دنبال می شد، اعمال تحریم ها را در دستور کار «اجماع جهانی» قرار داد که بتدریح «حقوق بشر» را هم به بستر اصلی منازعه جهان مدرن با کهنه بساط «نظام» مبدل کرد.سخنان مکرر در مکررطالبان » حفظ نظام»- از هردوبال اصلاح طلب و اقتدار گرا- حکایت ازاین دارد که «تحریم» گسترده وبیسابقه انتخابات، طلب » انتخابات آزاد و منصفانه» بر بنیاد های معیارهای جهانی، که درمتن پیوند نیروهای داخلی و خارج کشور سامان یافته بود، می توانست به مقدمه سونامی سقوط تام وتمام «نظام» منجر شود.

اکنون، با معرفی اعضای کابینه و مرور سخنان دست اندرکاران سیاست شرکت در انتخابات، می توان مهندسی «انتخابات ۹۲» را » حذف جنبش سبزو بازگشت به پیش از اصلاحات» عنوان داد و عناصر مهم آن را چنین دسته بندی کرد:

-ـمنزه سازی «مقام رهبری». حذف رد پای اوازتمامی جنایات و مشکلات و قرار دادنش در موضع رهبری » قدسی» که فقط یک رای دارد.

– پاک کردن شائبه تقلب از هر نوع انتخابات وبه ویژه انتخابات سال ۸۸ و از این رهگذر فراهم سازی زمینه نظری حذف جنبش سبز.

– اعمال مهندسی برای گزینش نامزدهایی که در وابستگی و اطاعت آنها ازرهبری کمترین شبهه ای در کار نباشد.

– باز گذاشتن فضا برای انتخاب یکی از نامزدهایی که مجری سیاست «بیت» باشد.

تبدیل فضای عدم شرکت در انتخابات که به ویژه بعد از رد صلاحیت هاشمی رفسنجانی- که رای بالای احتمالی او می توانست قدرت دو گانه مرکزی را سامان دهد- غالب شده بود؛ به «حماسه سیاسی» از جمله با استمداد از «ایران» ممکن شد. آیت اله خامنه ای که مجبور شد به گسل ایران-ـ نظام اعتراف کند، برای نخستین بار از کسانی که موافق

«نظام» نیستند و خواهان نجات «کشور» – همان ایران عزیز ما- هستند، خواستار حضور در انتخاباتی شد که کمترین آراء را از شهرهای بزرگ محور جامعه مدنی.

( تهران فقط ۱۵ درصد) بدست آورد و در جشن های پیروزی نام رهبران زندانی جنبش سبز را فریاد می کرد.

اکنون، دوره دیگری از سالهای فلاکت آغاز شده است که تاریخ نام آن را مشخص خواهد کرد. ایران هم مانند دیگر کشورهای بزرگ منطقه در امتداد شکاف کهنه- نو، به دوفرهنگ مذهبی- لائیک تقسیم شده است.

ترکیب کابینه، برنامه های اعلام شده و سخنان بر زبان آمده، نشان می دهد که «نظام» می کوشد بر بنیاد برنامه اقتصادی دوران هاشمی و سیاست فرهنگی- امنیتی خامنه ای، ایران را مهار کند و درخدمت سیاست های «نظام» در بیاورد.

روحیه ایرانی که زندگی رادر شعرخلاصه می کند، با تغییر اندک در بیت معروف سعدی، لحظه کنونی را چنین تصویر می کند:

به پایان آمداین نکبت

ولایت همچنان باقی است

 


نانجیب

 

رهبر «نجیب» جمهوری اسلامی، میلیونها ایرانی را که درجنبش سبز به خیابان آمدند -و بخشی از آنهابا دادن رای در خلق «حماسه سیاسی» 92 سهیم بودند- «نانجیب» و رهبران زندانی آن را به «عذر خواهی» می خواند. «مقام معظم» که این هفته از»محور حقانیت، جایگزین ائمه شیعه و پیامبر اسلام، جانشین خدا بر روی زمین » می گذرد و توسط سرلشگر فیروزآبادی درجه «خدا» یی می گیرد، روی رئیس جمهور رفتنی را در دشنام گویی سفید و فهرست های کابینه را آنقدر جراحی می کند تا رئیس جمهور آمدنی که اطاعت را سر لوحه اعتدال قرار داده است، دست به عقب نشینی  بزند.

موعد قانونی نزدیک است و تدارک دولتی که باید در «چانه زنی بزرگ» موفق به «معامله تاریخی» با «اجماع جهانی دشمن» شود، در سکوت مطلق ادامه دارد.

«مقام معظم» هفته پیش تکلیف سیاست خارجی را روشن کردند، این هفته حرف هایی می زنند که سخنان زنجیره ایش در باره جنبش سبز و رهبران آن که «نظام» را به لبه «پرتگاه» برده بودند، کامل می کند:

«آن حوادثی که در سال ۸۸ پیش آمد ــ که برای کشور ضرر داشت و ضایعه‌آفرین بود ــ همه از همین ناشی شد که کسانی نخواستند به قانون تمکین کنند؛ نخواستند به رای مردم تمکین کنند… این که وقتی آنچه که اتفاق افتاده است، برخلاف میل ما شد، مردم را به شورش خیابانی دعوت کنیم ــ که این در سال ۸۸ اتفاق افتاد ــ یکی از خطاهای جبران‌ناپذیر است…..دشمن تلاش می‌کند زحمت مردم را باطل کند ـ- همچنان که در سال ۸۸ کردند ـ- این هم یکى از کارهاى دشمنان بود؛ کسانى را وادار کردند که برخلاف قانون، توقعاتى بکنند و بر اساس آن توقعات، سعى کنند مردم را در مقابل نظام قرار دهند… آنهایی که آن سال آن خسارت را به کشور و به ملت وارد کردند و براى کشور هزینه درست کردند…

 سال ۸۸ اشکالاتى که وارد شد، خسارتى که به کشور وارد کردند… از راه غیر قانونى وارد شدند؛ هم به خودشان صدمه زدند، هم به ملت صدمه زدند، هم به کشور صدمه زدند..

-در سال ۸۸ به دنبال آن انتخابات پرشور، فتنه درست کردند…

-در سال ۸۸ عدم تبعیت از قانون، لگد زدن به قانون، به کشور لگد زد….

 در سال ۸۸ بعضى خطاى بزرگى را مرتکب شدند، کشور را در لبه یک چنین پرتگاهى قرار دادند، یک مشکل این چنینى را براى کشور تدارک دیدند…

 در انتخابات سال ۸۸، آن کسانى که فکر می‌‍کردند در انتخابات تقلب شده، چرا براى مواجهه با تقلب، اردوکشى خیابانى کردند؟ چرا کشور را دچار این ضایعات کردید؟ چرا براى کشور هزینه درست کردید؟ کشور را لب یک چنین پرتگاهى بردند….

-جماعتى در مقابل جريان قانونى كشور، به شكل غير قانونى و به شكل غيرنجيبانه ايستادگى كردند و به كشور لطمه و ضربه وارد كردند….»

از متن فرمایشات » خدایگان سیدعلی خامنه ای» معلوم می شود که طلب «توبه» و»عذرخواهی» از رهبران زندانی جنبش سبز توسط عسگر اولادی، حسن روحانی وعلی مطهری در کجاریشه دارد.

هاشمی رفسنجانی که کارگزارانش درهمه کابینه های احتمالی پست های اقتصادی را دراختیار دارند، کلید باز کردن دوقفل اصلی را از جیب بیرون می آورد:

 » -همه باید به منتخب مردم کمک کنند تا مردم را از وضع معیشتی موجود نجات دهند.

– در خصوص پرونده هسته ای هیچ جای نگرانی نیست، چون هم دانش هسته ای را در اندیشه های جوانان خود و هم فتوای رهبری برای حرام بودن استفاده از سلاح هسته ای داریم، مهم تفهیم این موضوع با ادبیات دیپلماسی به جهان است تا مثل زمان پایان جنگ، اجماع دشمنان جهانی را به مسابقه دوستی با ایران تبدیل کنیم.»

 رئیس مجمع تشخیص مصلحت «نظام» با ادبیات تازه ای حرف می زند. از «باید» می گوید، سر «تفهیم» اجماع دشمنان جهانی رادارد و همه مخالفین نظر خود را «افراطی» می نامد.

درکابینه ای که زیر سیاست «هیس! هیس!» دارد نهایی می شود، انجام این «تفهیم» به حسن ظریف سپرده شده است که خبرگزاری انگلیسی رویترز برایش سنگ تمام می گذارد: «اگر حسن روحانی، رییس جمهور منتخب ایران بخواهد اراده‌اش برای احیای روابط با آمریکا را نشان دهد و به معامله بزرگ با آمریکا دست بزند، به زحمت می تواند کاری بهتر از انتخاب محمد جواد ظریف به عنوان وزیر امور خارجه در کابینه‌اش انجام دهد.»

اولین قدم این «تفهیم» مذاکره با آمریکا خواهدبودکه خبرش را «نیویورک تایمز» رسانه ای می کند؟ روزنامه معتبرآمریکائی می نویسد: «نوری المالکی، نخست وزیر عراق، به باراک اوباما گفته است که ایران مایل است در موضوع هسته ای مستقیما با آمریکا مذاکره کند.»

هفته ایست که نمایندگان فلسطین و اسرائیل مذاکره مستقیم را با وجودمخالفت جمهوری اسلامی درواشینگتن شروع کرده اند. به گفته جان کری وزیر امور خارجه آمریکا : «هدف رسیدن به پیمان نهایی صلح بین طرفین در ۹ ماه است.»

احمد جربا – رئیس جدید ائتلاف مخالفان حکومت سوریهـ بارئیس جمهور فرانسه و جان کری وزیر خارجه آمریکا ملاقات می کند و خواستار تأمین سریع سلاح توسط آمریکا می شود.

جمهوری اسلامی یک اعتباردیگر ۶. ۳ میلیارد دلاری دراختیار دولت جنایتکار سوریه می گذارد.

نشریه آتلانتیک، پرسشی رامطرح می کند که پاسخش سبب صلح ویا جنگي دیگر در خاورمیانه می شود: «یکي از مهم ترین سئوالاتي که در این روزها در خاورمیانه مطرح است، این است که آیا انتخاب شدن روحاني به ریاست جمهوري ایران، آغاز دوره جدیدي براي ایران و جهان است؟ «

عربده کشی های محمد رضا نقدی، زاده عراق که درایران سردارشکنجه شد، اولین جواب به اوست : «برای اینکه از چنگال همه این شرورها رها شویم و این جنگی که امروز میان مسلمانان به راه انداختند به پایان برسد، باید غده سرطانی اسرائیل را محو کرد. صهیونیست‌ها یقین داشته باشند که از معرکه‌ای که امروز در مصر به راه انداختند، نیروی مقاومتی متولد خواهد شد، شکست ناپذیر و ضد صهیونیستی که دودمان اسرائیل را بر باد خواهد داد.»

میلیونها مصری که بنام آزادی و برای نجات کشور خود از تبدیل به جمهوری اسلامی دیگری به میدان آمده اند، آلت دست «صهیونیست ها» خوانده می شوند ودرست در روزی که تریبون روز قدس راهم به محمود احمدی  نژاد تعارف می کنند؛ کاری که حتی داد روزنامه جمهوری اسلامی را هم در می آورد.

خبر دیگری هم می رسد که در شرایط کنونی پیام روشنی با خوددارد.موسسه علوم و امنیت بین‌المللی از اقدامات و تحرکات مشکوک ایران در تاسیسات غنی‌سازی لیزری اورانیوم در لشکرآباد پرده بر می دارد.

کلید بازکردن قفل فرهنگ هم قرار است در دست علی جنتی قرار بگیرد؛ وزیری که بقول خبرنگار روزنامه بهارحتی «نام فامیل» او هم «نگرانی‌هایی» بوجود می آورد و در «عین‌حال کارنامه فرهنگی شناخته شده‌ای» ندارد. وزیر احتمالی فرهنگ هم می فرمایند: «امیدوارم با توجه به دیدگاه‌ها ی من در حوزه‌های موسیقی، هنر، سینما و… فضای فرهنگی و هنری کشور تلطیف شود تا هنرمندان بتوانند بهتر تنفس کنند.»

و دوران وزارت علی لاریجانی را بعنوان الگوی مناسب معرفی می کند؛ دورانی که خاطره اش هم اهالی فرهنگ وهنر را به نفس تنگی می اندازد.

تا اینجای کار روشن است که رهبران جنبش سبز باید» عذر خواهی» کنند. هنرمندان برای «بهتر تنفس «کردن آماده شوند و «اجماع جهانی دشمن» هم مورد «تفهیم» قراربگیرد.

«امام خامنه‌ای» که مسائل اصلی کشور را حل کرده است، در مورد ریش پروفسوری و شاشیدن و حدث اصغر و آلت مصنوعی وغیره فتواهای جدیدی صادرمی کند و معاشرت با بهائیان را هم جایز نمی داند.

حبیب اله عسگر اولادی، دبیرکل جبهه پیروان خط امام و رهبری، که تیرش درگرفتن «توبه» از رهبران جنبش سبز به سنگ خورده، «مولفه اعتدال و اعتدال‌گرایی»را تعریف می کند: «حرکت در صراط مستقیم الهی براساس رهنمودهای امام (ره) و رهبری معظم انقلاب.»

 علی مطهری، اصلاح‌طلبان معتدل و اصولگرایان معتدل را پیروز انتخابات می داند.

***

مرداد دیگری است که زیر آفتاب تندش شیرهای تاریخی زیر دریاچه سد گتوند دفن می شوند. چه اهمیت دارد که در فهرست میراث ملی ثبت شده بودند یا نه.

دریاچه ارومیه با سرعت تمام می خشکد. مرکز ملی اقلیم‌شناسی، خبر هولناک تری دارد: «تداوم خشکسالی‌های کنونی باعث شده است ایران از هم‌اکنون وارد مرحله سوم خشکسالی شود، مرحله‌ای که به «خشکسالی هیدرولوژیکی» معروف است و طی آن سفره‌های آب زیرزمینی رفته رفته از میان می‌روند.»

اسدالله عسگر اولادی، رییس کمیسیون صادرات اتاق بازرگانی ایران، خبر می دهد: «درشهریور و مهر ماه با کسری و کمبود کالا در کشور مواجه خواهیم بود.»

دولت احمدی نژاد که با مهندسی «حضرت آقا» آمد و حالا «کارهای بزرگ» انجام شده توسط او مورد تجلیل «مقام معظم » قرار می گیرد، درآخرین نفس ها افتخار بزرگ دیگری برای ایران کسب می کند: «در ميان ۱۰۰ کشوردنیا، اعتبار گذرنامه جمهوری اسلامی، در کنار افغانستان در رتبه ۹۶ قرار دارد. فقط پاسپورت کشورهای نپال، لبنان، پاکستان، از پاسپورت ايرانی بی اعتبارتر هستند.»

هفته به آخر می رسد. موضوع روز مراسم تحلیف ریاست دولت» تدبیروامید» است. فهرست میهمانان داخلی و خارجی دست کسی ازآحادمردم نیست، اما موردبحث رسانه ایست.

 بخشی از هشدار سال پیش آیت اله منتظری به محمد خاتمی در فیس بوک آفتابی می شود:

«من يكي از اشكالاتم به آقاي ریيس‌جمهور٬ آقاي خاتمي٬ واقعا اين است؛ من پيغام هم دادم٬ نمي‌دانم به ايشان گفته‌اند يا نه، البته ايشان با من ارتباطي ندارند، اما من اول كه انتخاب شدند براي‌شان پيام دادم، بعد هم به ايشان پيام (شفاهي) دادم كه اين طور كه پيش مي‌رويد نمي‌توانيد كار كنيد. يك نفر ریيس دولت اگر وزراي‌اش، استاندارهايش، با او هماهنگ نباشند يك قدم نمي‌تواند بردارد، من پيغام دادم كه من اگر جاي شما بودم مي‌رفتم پيش رهبر مي‌گفتم: شما مقام‌ات محفوظ، احترام‌ات محفوظ، ولي ۲۲ ميليون مردم به من راي دادند، به من هم كه راي دادند اين۲۲ ميليون همه مي‌دانستند كه رهبر كشور به كسي ديگر نظر دارد. دفترشان و خودشان و همه شخص ديگري را تاييد مي‌كردند، ۲۲ ميليون آمدند به ايشان راي دادند، معناي‌اش اين است كه ما آن تشكيلات را قبول نداريم. راي اين ۲۲ ميليون معناي‌اش اين است كه ما آن را كه شما مي‌گوييد قبول نداريم، ايشان قاعده‌اش اين بود مي‌رفت پيش مقام رهبري مي‌گفت شما احترام‌ات محفوظ، ۲۲ ميليون به من راي دادند، از من انتظارات دارند و اگر بنا بشود كه بخواهيد در وزراي من، در استاندارهاي من دخالت بكنيد، افرادي را به من تحميل كنيد من نمي‌توانم كار بكنم. بنابر اين من ضمن تشكر از مردم استعفا مي‌دهم، به مردم مي‌گويم: ايها الناس مي‌خواهند در كار من دخالت كنند.»

و شعری که از زوایه طنز اوضاع روزرا می نگرد، فضای مجازی را به لبخند میهمان می کند:

آن شنیدستم که از سوی نظام 

موسوی را داد، روحانی پیام 

گفت با او : کای ابو سفیان دون

گر هوس داری ز حصر آیی برون ؛

هست در اسلام، راه توبه باز

توبه گردد مُشکلت را چاره ساز

پس بیا با اهل بیتت رهنورد

دور اهل بیت آن رهبر بگرد!

مغفرت خواه از مقام رهبری

شاید از سرمای سوزان بگذری !

شایدت الطاف آسد مجتبا

قید و بند حصر بگشاید زپا

فتنه کردی باغ سبزت زرد شد

سار، جَست و آش گرمت سرد شد

گر شوی از فتنه هایت توبه گر

می دهد رهبر ترا آشی دگر

آش داغی همره کشک و پیاز

عجلوا تا هست راه توبه باز !

ای ابوسفیان جناب فتنه جو

با کلیدِ توبه ترک فتنه گو !

م.س

خشم، دیوث، فریب

تیرماه تمام می شود وسه واژه زیرآفتاب داغ تابستانی ؛ فضای ملتهب، منتظرو چندوجهی سیاسی، را بازتاب می دهند.»خشم» جامعه مدنی درفریاد پردردعلیرضا داود نژاد انعکاس می یابد.»دیوٍث «-ـ نگارنده بابت تکرار بناچار این واژه درتیتر و متن از خواننده پوزش می طلبد-ـ عمق فرهنگ » نظام» را از زبان یکی از دهها امام جمعه برگزیده » مقام معظم» برمنبرپیامبرعنوان ومیلیونها مرد را به خاطر آرایش همسرشان دشنامی پلشت نصیب می سازد؛ و»فریب «که دوسوی صحنه مهمترین نبرد آتی را روشن می کند.» رئیس جمهورمنتخب» می گوید «دولت آینده در فکر فریب» نیست و نخست وزیر اسرائیل چنین نظری دارد: «حسن روحانی گرگ است درلباس میش و به دنبال فریب جامعه بین المللی است. رئیس جمهور ایران لبخند می زندو بمب می سازد.»

هفته ایست که گرمای هوا و سرمای سیاست بیداد می کند. هاشمی رفسنجانی رئیس جمهور اسبق، لابد اجازه می دهد که معلوم می شود حسن روحانی و علی لاریجانی از طرف شورای نگهبان، خواستار انصراف او شده بودند.غلامعلی رجایی می نویسد: «بعدها از آقای هاشمی شنیدم، صبح زود آن روز، آقای دکتر حسن روحانی به منزل ایشان رفته و او هم از طرف شورای نگهبان به وی پیغام داده انصراف بدهند که ایشان این پیشنهاد را قاطعانه رد کرده است.» بعد هم نوبت به رئیس مجلس می رسد.

پاسخ دقیق هاشمی رفسنجانی به پیشنهاد انصراف این است: «گفتم: رهبری به من بگویند انصراف بده که در این صورت البته با ذکر دستور رهبری، انصراف می دهم. راه دیگراین است که شورای نگهبان اعلام عدم احراز صلاحیت بکند، خوب بکند. من هیچ اعتراضی نخواهم کرد.»

رئیس جمهوررفتنی، درآخرین دیداردولت دهم با رهبرجمهوری اسلامی٬ موردتمجید قرارمی گیرد. آیت اله خامنه‌ای از «زنده کردن شعارهای انقلاب» به عنوان یکی از»کارهای بزرگ» این دولت یاد می کند.

 ومجلس شورای اسلامی، دو روز بعد کلیات طرحی را به تصویب می رساند تا از «تخلف ۷۴ هزار میلیارد تومانی» دولت محمود احمدی‌نژاد جلوگیری شود. هنوز هم تکلیف آخرین بخشش رئیس جمهورمعلوم نیست. اوکه دارد از»کاخ»پاستور به » کوخ» نارمک، اسباب کشی می کند، نمایشگاه تهران را که یکی از گرانترین زمین های دنیاست به تلویزیون رهبر که فعلا اداره اش دراختیار سردار ضرغامی است می بخشد.

درپایان دوران» یتیم سیاسی» – به تعبیر آسوشیتد پرس- که با کودتای انتخاباتی «حضرت آقا» آمد وبا رضایت خاطر ایشان می رود، به نوشته روزنامه اقتصاد فردا «اتوموبیل دولت به نقطه پايانی بزرگراهی ناتمام رسيده است» و»محمود احمدی نژاد در اين بزرگراه بی آنکه به علايم توجه کند تخته گاز رفته است. اکنون چند معضل پيش روی حسن روحانی قرار دارد. او بايد جريمه تخلفات سنگين احمدی نژاد را بپردازد. باک خالی ماشين را پر کند. ياس و نگرانی مسافران را بر طرف کند و برای رساندن مسافران به مقصد، بزرگراه را بسازد. دولت حسن روحانی دولت پايان بزرگراه است.»

حسن روحانی که در «سکوت مطلق» – البته برای رای دهندگان  دارد کابینه اش را تشکیل می دهد، درنخستین سخنرانی خود در جمع مجلسیان، توصیفی از

«بزرگراه ناتمام » بدست می دهد: «اين اولين بار است که پس از دوران جنگ تحميلی در دو سال متوالی، رشد اقتصادی ما منفی است. اين برای اولين بار است که در کنار رشد اقتصادی منفی، کشور با تورم بسيار بالايی مواجه است. بيشترين تورم در منطقه و شايد در جهان! اينکه کشور با تورم چهل و دو درصد و بيکاری مواجه است. فقط چهار ميليون دانشجو داريم و اگر روند فعلی ادامه پيدا کند، در چهار سال آينده ۴-۵ ميليون جوان فارغ التحصيل بی کار خواهيم داشت.»

اکبر ترکان، مؤثرترین و نزدیک ترین افراد «حلقه روحانی»، حرف رئیس حلقه را کامل می کند: «وضع اقتصاد خرابتر از آن است که تصور می‌کردیم.»

او یکی از همراهان دائمی » رئیس جمهور منتخب » است و غیر ازاو ۱۸ نفر از نزديکان حسن روحانی در اين ديدار حضور دارند: «محمد نهاونديان، حسين فريدون، اسحاق جهانگيری، محمد باقر نوبخت حقيقی، علوی، آشنا، محمد شريعتمداری، صادق، محمدرضا نعمت‌زاده، علی يونسی، علی ربيعی، سيد‌رضا صالحی اميری، بانک، محمود واعظی، زمانی‌نيا، عسگری، محمد فروزنده و حسن ظريف.»

 سایت تسنیم، این «همراهان» را درسیمای گزینه های احتمالی تیم اقتصادی دولت

 » تدبیر و امید » می بیند. تحلیل گران سیاسی در میان آنها حتی یک چهره نو نمی یابند.

روزنامه نگاری در فیس بوک می نویسد:» به سوابق همراهان روحانی در مجلس توجه کنید. اکثرا سابقه نظامی ـ- امنیتی دارند.»

 » شنیده» ای تکذیب نشده هم دریکی از سایت های «حماسه ساز» انتشار می یابد:

» رهبرمعظم» به «رئیس جمهور مطیع» فرموده اند: «به ترکیب وزارت اطلاعات دست نزنید.» تنها دو هفته مانده تاروشن شود که علی یونسی از کابینه محمد خاتمی به دولت جدید رخت می کشد و یا قراراست وزیر اطلاعات دولتی که زیر سایه سنگین هاشمی رفسنجانی است، کسی باشد که عدم صلاحیت او را به کرسی شورای نگهبان نشانده است و وزیر محبوب امنیتی آقا هم هست.

محمد خاتمی، مسلما شامل کسانی که باید سکوت کنندنمی شودو برای همین هم وزیر ارشاد مطلوب را در یک جلسه خیلی خیلی علنی سینمایی معرفی می کند.

محمد آقا زاده، روزنامه نگار می نویسد: «محمد خاتمی رئیس جمهوری سابق احمد مسجد جامعی را وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی مطلوب دانست. این موضع گیری شگفتی مرا برانگیخت، این رویکردی ناپخته در موضع گیری سیاسی است. کسی در حد و قواره خاتمی باید به صورت خصوصی از وزیر شدن کسی حمایت کند نه در منظر عمومی که اولا معنای سهم خواهی نداشته باشد و دوم بخاطر آنکه در افکار عمومی اقتدار رئیس جمهور روحانی را زیر سئوال نبرد.»

حسن روحانی درمجلس حرف هایی می زند که چشم انداز عمومی را روشنایی می بخشد:»تا قدرت ملی ساخته نشود دشمن در برابر ما سر فرود نمی‌آورد؛ چون قدرت ملی یعنی اقتصاد قوی، وحدت داخلی و سیاست خارجی فعال و پویا، ایمان قوی، انگیزه‌ قوی، فرهنگ قوی و اتحاد همه‌ی قوا و این قدرت ملی است که می‌تواند ما را در برابر دشمن و همه‌ آنهایی که سربلندی این کشور و ملت را نمی‌خواهند، موفق کند. در مقابل دشمن درشت سخن گفتن راه حل نيست، بايد در برابر نقشه دشمن تدبير کنيم. سخن گفتن ممکن است زيبا باشد، اما حتما کافی نيست.»

می توان ادبیات دیر سال «نظام» را در این سخنان دید.حتی اشاره دوری به آزادیهای اجتماعی وسیاسی نشده، تکیه بر «اقتصاد قوی» است که ظاهرا مجری اش تیم و نگاه اقتصادی هاشمی رفسنجانی است و «سیاست خارجی فعال و پویا» که تمام هفته مورد بحث است.

علاءالدين بروجردي، عراقی زاده ای که همراه با محمدجواد اردشیر لاریجانی «فتیله های انفجاری» را برای پیشبرد سیاست خارجی سازماندهی کردوحالا رييس كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس است، می گوید: «سازش در هيچ دولتي اتفاق نخواهد افتاد، زيرا طبق قانون اساسي، مسووليت سياستگذاري كلان با مقام معظم رهبري است. اين سازش در دولت و مجلس اصلاحات رقم نخورد و پروتكل الحاقي به تصويب نرسيد.دليل اين موضوع، جايگاه والاي ولي فقيه و مقام معظم رهبري است كه با اختيارات قانوني‌شان اجازه نخواهند داد سازش بر سياست‌هاي كشور حاكم شود.»

در برابر این نگاه، خطی شکل می گیرد که ازواشنگتن می آیدو از طریق لندن به تهران می رسد.

روزنامه وال‌استریت‌ژورنال، به نقل از یک مقام ارشد کاخ سفید گزارش می دهد: «دولت باراک اوباما به دنبال گفت وگوی مستقیم با دولت جدید ایران در موضوع هسته‌ای است. کاخ سفید در پی آن بوده است تا رییس‌جمهوری منتخب ایران را از خواست واشینگتن برای انجام گفت وگوی رو در رو با تهران مطلع سازد.ما از گفت وگوی مستقیم با ایران استقبال می‌کنیم و از هر طریقی بر این خواست خود پافشاری خواهیم کرد. حرف‌هایی در مورد اینکه ایران مسیر متفاوتی در پیش خواهد گرفت، شنیده‌ایم، اما هنوز این تغییر مسیر ملموس نبوده است.»

 بی بی سی هم سر موقع حاضر می شودو مصاحبه مفصلی با جک استراو، وزیر خارجه پیشین بریتانیا را منتشر می کند. مصاحبه بر دسته بندی ها و کارشکنی هایی که از جانب حاکمیت و به ویژه بیت رهبری اعمال شد تا مذاکرات را به شکست بکشاند و پرونده اتمی ایران را به شورای امنیت سازمان ملل ببرد، پرتو تازه ای می افکند.

جک استراو که ناگهان دلباخته تاریخ ایران وعاشق سینه چاک شیعیان از کار درمی آید، روی پاس واشنگتن » انشاء اله» می گوید و آبشار لندنی را جوری می زند که از طرف تهران هم تشویق می شود: «خیلی مایه خوشحالی است که دکتر روحانی زمانی به ریاست جمهوری انتخاب شده که در آمریکا رئیس جمهوری بر سر کار است که دومین دوره حکومتش را می‌گذراند، قدرتمند است و وزیر امور خارجه خوبی دارد. پس انشا الله!»

بیست و نه نفر از چهره‌های سیاسی و نظامی آمریکا در نامه‌ای از باراک اوباما می خواهند تا فرصت مذاکره با دولت حسن روحانی را از دست ندهدو به محض شروع به کار دولت او، گفت وگوهای چندجانبه در قالب گروه ۱+۵ را در نه فقط مورد برنامه هسته‌ای ایران بلکه در باره امنیت منطقه‌ای و حقوق بشر آغاز کند. فشرده نامه این پیام است: «دیپلماسی وقتی موفق می‌شود که ما حاضر باشیم در قبال کوتاه آمدن ایران، تحریم‌ها را کاهش دهیم و مشوق‌های دیگری هم در نظر بگیریم.»

ویلیام هیگ وزیر خارجه انگلیس اعلام می کند که کشورش به هر حرکتی از سوی حسن روحانی در جهت بهبود روابط پاسخ خواهد داد: «ما آماده بهبود روابط با ایران به صورت گام به گام هستیم.»

آمریکا ـ– انگلستان مثل همیشه سیاست واحدی را پیش می برند وجک استراو هم که عکس بگوو بخند دلبرانه اش با حسن روحانی، همه جامنتشر می شود، میداندار پیشبرد

 «مواضع میانه در قبال بحران تهران و غرب» است. اوفرصت رالحظه ای ازدست نمی دهد و برای هفتمین سفرش به ایران اعلام آمادگی می کند. قاعدتا اطلاع دارد که با استقبال گرم سخنگوی دستگاه دیپلماسی جمهوری اسلامی روبرو می شود.

دولت رفتنی و رئیس جمهور آمدنی، از اظهار نظر مستقیم می پرهیزند. اما دو ایرانی در این زمینه حسابی فعالند. حسین موسویان که رضا تقی زاده کارنامه اش را زیرذره بین، قرار می دهد؛ این هفته از یک سایت خبری انگلیسی زبان سر درمی آورد تا درباره «نقش آمریکا در حل نشدن پرونده هسته ای» سخن بگوید. موسویان درست مثل اینکه نماینده تام الاختیار «نظام» باشد، می گوید: «سیاست اعمال تحریم، بازی دو سر باخت است. ایران دو درخواست مشخص از گروه ۱+۵ دارد: لغو تحریم ها و به رسمیت شناختن حق غنی سازی اورانیوم مطابق با مفاد ان پی تی.»

خبرگزاری فرانسه به نقل از یک مقام مسؤول اسرائیلی خبری می دهد که با اظهارات همکار سابق حسن روحانی تا حدود زیادی هم پوشانی دارد: «ایران در مذاکرات آینده با گروه ۱+۵ پیشنهاد خواهد کرد به طور موقت غنی سازی اورانیوم را متوقف کند یا اینکه بخشی از اورانیوم غنی شده ۲۰ درصدی را تبدیل به سوخت کند و در مقابل بخشی از تحریم ها رفع شوند.»

پیش از این سرگی لاوروف وزیر امور خارجه روسیه نیز دو مرتبه گفته بود: «مقامات ایرانی قبل از انتخابات ریاست جمهوری، از آمادگی خود را برای بررسی گزینه توقف موقت غنی سازی ۲۰ درصدی سخن رانده اند.»

نکات مورد تاکید اکبرگنجی-هم در موضوع مساله اتمی اینهاست:

«حسن روحانی در دوران رقابت‌ها گفته بود که بهتر است به جای مذاکره با اروپا، با دولت آمریکا مذاکره کنیم. برای اینکه: «بسیاری از اروپایی‌ها از آقا اجازه می‌خواهند اما آمریکایی‌ها به قول معروف کدخدا هستند پس اگر با کدخدا ببندیم راحت‌تر هستیم تا این که به سراغ یک مقام پایین‌تر برویم».خطای بزرگی است اگر کسی گمان کند که با انتخاب حسن روحانی جمهوری اسلامی به نظامی دموکراتیک تبدیل خواهد شد، اما قطعاً تغییرات مثبتی صورت خواهد گرفت.

 -ـ آیت‌الله خامنه‌ای در مهم‌ترین سخنرانی سالانه‌اش، در اول فروردین ۹۲، درباره مذاکره با آمریکا گفته بود که اگر حقوق ایران به رسمیت شناخته شود، «با مذاکره با آمریکا مخالفت ندارم». حسن روحانی به همین سخنان استناد کرد و گفت طرفین می‌توانند «گفتگوهای دوجانبه عادلانه با حفظ احترام و حقوق متقابل و با شرایط برابر» داشته باشند. هدف اول، کاهش تنش‌ها میان دو کشور است. هدف دوم لغو تحریم‌های اقتصادی در برابر شفافیت بیشتر ایران در نزاع هسته‌ای است.

 – مطابق قانون اساسی جمهوری اسلامی، «سیاست‌های کلی رژیم» -با مشورت مجمع تشخیص مصلحت نظام- توسط رهبر تعیین می‌شود. خامنه‌ای در اول فروردین ۹۲ گفت که آمریکا هیچ تمایلی به اتمام مذاکرات هسته‌ای و حل مسئله ندارد. برای اینکه راه حل مناقشه «بسیار نزدیک و بسیار آسان» است. تنها خواست ما، به رسمیت شناختن حق غنی‌سازی اورانیوم برای اهداف صلح‌آمیز است. رفع نگرانی آنها نیز «بسیار آسان» است: «می‌توانستند مقررات قانونی آژانس هسته‌ای را هم اعمال کنند؛ ما هم از اول هیچ مخالفتی با اعمال این نظارت‌ها و مقررات نداشتیم». بدین ترتیب او می‌گوید اگر حقوق هسته‌ای ایران (غنی‌سازی اورانیوم برای اهداف صلح‌آمیز) در چارچوب NPT پذیرفته شود، هر میزان شفافیت و راست‌آزمایی را خواهد پذیرفت.»

 مخاطب مقاله اکبرگنجی که به انگلیسی هم منتشر شده، کسانی هستند که باید در نهادهای معین، به حرف آیت اله خامنه ای اعتماد کنند. او هم مانند حسین موسویان معتقد است، رهبر جمهوری اسلامی را باید مطمئن کرد که آمریکا قصد تغییر رژیم را ندارد تا مساله اتمی حل شود.

گروه پنج بعلاوه یک نیز برای مذاکرات جدید با ایران اعلام آمادگی کرده است.علی اکبر صالحی وزیر امور خارجه، در روزهای آخر وزارتش می گوید که این وزارتخانه منتظر تعیین ترکیب تیم مذاکراتی هسته ای با گروه پنج بعلاوه یک، از سوی حسن روحانی، رییس جمهورمنتخب است.مسئولیت مذاکرات هسته ای ایران با گروه پنج بعلاوه یک، با دبیر شورای عالی امنیت ملی است و رییس جمهوری به عنوان رییس شورای عالی امنیت ملی، دبیر این شورا را منصوب می کند.

 مذاکرات جک استراو ـ– واسطه غرب- در تهران ـ وتعیین دبیر شورای امنیت ملی وتیم مذاکره کننده، مساله اتمی را وارد مرحله تازه و بسیار مهمی خواهد کرد.

» نظام» کوتاه خواهد آمد؟ در پشت لبخند برنامه ای هسته ای را پیش خواهد برد؟ جواب خواست های قاطع «دشمن » راچگونه خواهد داد ؟پرسش هایی است که ماه اول تابستان با تاریخ در میان می گذارد.

هفته آخر تیر ماه تمام می شود.

تا اینجا- تاکید می کنم تا اینجا- تنها برنده بازی برد-ـ برد، «مقام معظم رهبری» است و بس. رد پای مبارکش از همه رویدادهای هولناک هشت سال گذشته پاک شده و مسئول همه فجایع از اقتصادی تا اتمی محمود احمدی نژاد شناخته شده است.

آخر هفته، همزمان با اعلام تشکیل پرونده جدیدی علیه فائزه هاشمی رفسنجانی توسط دادستان تهران، خبرهایی می رسد که حماسه سازان برای رهبردر آستانه کسب یک امتیاز هستند. در هفته ای که عبداله نوری گفته است» آزادی آقایان موسوی و کروبی یک مطالبه ملی است و در هر حرکت جمعی، شعارها به سمت لزوم رفع حصرها و حبس ها تغییر می یابد»رسول منتجب‌نیا٬ قائم‌مقام حزب اعتمادملی٬‌ خبر از رایزنی‌هاو اقداماتی برای رفع حصر از مهدی کروبی می دهد که» قطعا به نتیجه خواهد رسید وبه زودی تکلیف دبیرکل حزب اعتماد ملی(کروبی) مشخص خواهد شد.»

حسن روحانی، حرفهایی می زند که شاید به همان «اقدامات» مربوط باشد: «باید کمک کنیم از مشکلات و اختلافات عبور کنیم و مشکل را افزون نکنیم؛ یعنی آنها که آماده بازگشت هستند راهشان را تسهیل کنیم، چون توبه برای همه است.»

حبیب‌الله عسگراولادی می گویدکه همچنان منتظر دریافت پیام روشنی از موسوی و کروبی است و توصیه می‌کند: «راه‌ توبه باز کنند و به دامن پرمهر امامت و ملت و نظام برگردند.»

چه خبر است؟ روزی که پدر خوانده حزب سراسری موتلفه گفت که مهدی کروبی و میرحسین موسوی، را «فتنه‌گر» نمی‌داند، برای امروزتله می گذاشت؟ دارند در خلوت خانه های امن از شیخ دلاور «توبه» می گیرند؟ حاصل این توبه را باید برد دانست؟ پرسش های دیگر تیرماه است، شاید از مرداد در راه.

هفته ایست که خبرمی رسد عربستان سعودی از پایگاهی که تا پیش از این نامعلوم بود موشک‌های بالستیک خود را به سوی ایران و اسرائیل نشانه رفته است.

محسن مخملباف و محمد نوری‌زاد، به روایت حسین باقر زاده دست به شکستن دوتابوی بهائیت و اسرائیل می زنند.ماجرای اعتراض شدید یک زن به دختر آمر به معروف خشم نهفته در زنان آزاده ایران را رسانه ای می کند. و درست در روزهایی که حازم ببلاوی نخست وزیر موقت مصر برای نخستین بار در تاریخ این کشور دو زن را بعنوان وزیر انتخاب می کند: دریه شرف‌الدین برای وزارت اطلاع رسانی، و ایناس عبدالدایم برای وزارت فرهنگ.

نوال السعداوی، منتقد، نویسنده و مدافع حقوق‌بشر۸۰ ساله مصری از تجربه رفتن خود به التحریرمی نویسد:» رفتم چراکه احساس کردم دوباره متولد شدم. هشتاد سال دارم اما من دوباره متولد شدم. ما به یک قانون اساسی نیاز داریم که همگی در برابر آن مساوی باشیم؛ هیچ جدایی بین زن و مرد و هیچ فرقی میان مسیحی و مسلمان نباشد. ما مصری هستیم و می‌بایست برابری و مساوات بین ما وجود داشته باشد، ما برای آزادی، شرافت، برابری و عدالت از خانه‌های خود خارج شده‌ايم و به میدان التحریر رفتیم.»

علیرضا داود نژاد بانگ می زند:»قاچاقچی‌ها مملکت را گرفته‌اند» وسخنرانی وداع سالوادورآلنده با مردم، منتشر می شود. مردبزرگ تاریخ آزادی دقایقی پیش از مرگ، فریاد برکشیده است:

– کارگران میهنم، من به شیلی و سرنوشت آن ایمان دارم. مردان دیگری خواهند آمد و بر این روزگار تاریک و تلخ که خیانت بر کشور سایه افکنده، پیروز خواهند شد. به یاد داشته باشید، زود‌تر از آن‌چه فکرش را بکنید، راه‌های بسیاری پیش پایتان گشوده خواهد شد و شما مردان آزاد را به سوی ساختن جامعه‌ای بهتر هدایت خواهند کرد.

اصلاح طلبان و همه

بستان داغی است.آب بازی جوانان در کرج راه به زندان می برد و عشق ورزی رئیس جمهور رفتنی با «نظام» از سر گرفته می شود. رئیس جمهور آمدنی که در سکوت مطلق مشغول تشکیل کابینه پشت درهای بسته است، در شرایطی که وضعیت از زمان جنگ هم بدترست، از رهبر «نظام» حمایت و هدایت و دعامی خواهد و البته هر وقت که «مقام معظم» اراده فرمایند. رئیس جمهور اسبق باز هم می خواهد «خیلی عجول نباشیم» تا «اگر»، «انشاء اله» فضا بازشد «اصلاح طلبان و همه» بتوانند به «فعالیت های منطقی، قانونی، شرعی وفکری» بپردازند.

 گسل اصلاح طلبان و همه- مردم ایران- و جمهوری اسلامی یعنی نظام حاکم و ایران که همان سرزمین باستانی ایران زمین باشد، در ادبیات محمد خاتمی هم خودرا نشان می دهد، وقتی خوشحالی خود را بعنوان بزرگ اصلاح طلبان از نجات نظام در مسیری که می رفت، فریاد می کند: «مسیری که اگر ادامه می یافت نه تنها جمهوری اسلامی ایران که «ایران هم» در معرض خطر بزرگی بود.»

هفته ایست که سالی دیگر بر ۱۸ تیر خونین می گذرد؛ روزی که گسل نظام- ایران بار دیگرسر باز کردو برای نجات نظام، سرکوب در دستور کار قرار گرفت. سعید زینالی یکی از دانشجویانی است که تنها ۵ روز پس از حمله به کوی دانشگاه تهران در منزلش بازداشت شد وطی ۱۴ سال گذشته، جز یک تماس تلفنی کوتاه، هیچ تماس و ارتباطی با خانواده اش نداشته و پی گیری ها برای اطلاع یافتن از سرنوشت وی به جایی نرسیده است. پسرم تا سال ۸۱ در اوین بوده این تنها خبری که مادر سعید زینالی دارد.

 نقطه نظرات رئیس جمهور در راه که شخصا درمقام دبیر شواری امنیت ملی، بسیج را برای سرکوب «اوباش» به خیابان آورد، در جریان «ا نتخاب ۹۲» آفتابی شد. موضع رئیس جمهور وقت – محمدخاتمی- هم که حالا خودش رئیس جمهور تعیین می کند، توسط محمدعلی ابطحی در کتابی بازنشر می یابد:»بعد از حادثه‌ کوی دانشگاه، شورش پیش آمد. شورش و بلوا در تهران، حادثه‌ی زشت و نفرت‌آوری بود که ملت عزیز و مقاوم و صبور و منطقی ما را مکدر کرد. آن‌چه در تهران پیش آمد، لطمه به امنیت ملی بود؛ تلاشی بود برای برهم زدن آرامش مردم شریف و تخریب اموال عمومی و خصوصی و بالاتر از آن، اهانت به نظام و ارزش‌های آن و مقام معظم رهبری آن‌چه پیش آمد، حادثه‌ی ساده‌ای نبود؛ تلاشی بود برای مرزشکنی و برای ابراز کینه‌توزی علیه نظام که نه رابطه‌ای با این ملت شریف داشت و نه نسبتی با دانشگاه و دانشگاهیان. حادثه‌ی شورش، یک حرکت کور، یک بلوا، یک حرکت ضد امنیتی، با شعارهای منحرف‌کننده بود وبه یاری خداوند این بلوا خاموش شد.»

دیدگاه میر حسین موسوی هم که با قلب بیمار زندانی همان «نظام» است که روحانی و خاتمی و هاشمی به جان برای نجاتش می کوشند، در فضای مجازی انتشار می یابد: «اگر مسببان فاجعه ۱۸ تیر شناخته می شدند و به دلیل آن جنایات به صورت آشکار محاکمه و کیفر می شدند، ما حوادث حمله به خوابگاه دانشجویی را بعد از انتخابات نمی داشتیم.»

محمد خاتمی که برای بار هزارم می گوید» دلبسته اصل نظام و انقلاب » است، از محمود احمدی نژاد می خواهد که «نخست وزیر امام»- بنیانگذار همان «نظام»- را آزاد کند، چون این کار از حسن روحانی ساخته نیست. رئیس جمهور امام زمانی که این روزها مشتری برنامه زنده تلویزیون سردار ضرغامی است تا خدمات هشت ساله خود را به ثبت بدهد، یک نشان تاریخی هم از برادر بازجو حسین شریعتمداری می گیرد. نماینده ولی فقیه دوم در روزنامه ضد ملی کیهان، می نویسد:» عملیات روانی پرحجم و گسترده‌ای را برای انکار خدمات برجسته و کم‌نظیر- و در پاره‌ای از موارد بی‌نظیر- دولت کنونی سازمان داده و در این شیپور فریب می‌دمند که انگار قرار است «ویرانه»ای از دولت دهم به دولت یازدهم تحویل داده شود. این در حالی است که دولت آقای دکتر احمدی‌نژاد اگرچه طی ۲ سال اخیر به علت نفوذ حلقه انحرافی در آن، از بستر قبلی خود زاویه گرفته است ولی تمامی شواهد موجود حاکی از آن است که دولت ایشان در خدمت‌رسانی به مردم و عمران و آبادانی کشور نه فقط نقش برجسته‌تری از همه دولت‌های پیشین داشته است، بلکه خدمات دولت‌های نهم و دهم در طول تاریخ دولت‌ها، از مشروطه تاکنون بی‌نظیر بوده است.»

معلوم است که سکوت ناگهانی «دکتر» بی دلیل نیست. در روزهایی که یک زن «شهرت دار» با انتشار کتابی در ایتالیا خواهان برداشتن بکارتش توسط رئیس جمهور امام زمانی می شود، محمد جعفر بهداد، معاون سیاسی دفتراحمدی نژاد می نویسد که اوبرای «حفظ مصالح عالیه نظام سکوت کرده است» ونمی خواهد سبب یک «سونامی هلاک کننده» بشود. و درست در روزهای ترک خیابان پاستور، برای برادربزرگ مقام رهبری یک پست تازه دست و پا می شود. آیت اله محمدخامنه ای همان کسی است که در روزهای انتخابات بعد از بیست سال از خلوت درآمد و هاشمی رفسنجانی- شناسنامه نظام- رابه صراحت تمام عامل آمریکا خواند و حالا ریاست بنیاد ایران شناسی هم نصیبش می شود.

هاشمی رفسنجانی، در ستایش نامه بیسابقه ای که در وب سایتش انتشار می یابد » منجی کشور» لقب می گیرد و معلوم می شود» در ايام ثبت‌نام نامزدها، ديداركنندگان التماس و خواهش » می کرده اند که نامزد شود و او كه «دلبستگي‌اش به نظام يادآور حكايت دو مدعي مادري براي تصاحب يك فرزند است، داوري را به امام علي(ع)» می برد. و «البته هنوز ناگفته‌هاي فراواني هست كه اقتضاي مصلحت نظام ايجاب نمي‌كند باز گفته شود» بطوریکه حتی نام پیغام آور ازطرف شورای نگهبان و یکی از روسای سه قوه هم ازمردم مخفی می ماند.

مردمی که باید رای می دادند و به خانه می رفتند، حتی باید از گمانه زنی در باره کابینه هم دست بردارند. حکم، حکم کلید دار «تدبیر و امید» است که از طریق دفتر امور رسانه‌ای اش به اطلاع حماسه سازان عزیز رسانده می شود: «از همگان، اعم از شخصیت‌ها ورسانه‌های محترم درخواست می شود، گمانه زنی ها درباره ترکیب دولت یازدهم وکمیته ها و کارگروههای بررسی کننده در این زمینه را متوقف کنند و اجازه دهند رییس جمهور منتخب با دقت و آرامش بررسی های خود را در مهلت مقرر قانونی به فرجام رساند».

حسین موسویان، معاون سابق حسن روحانی در دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی و عضو تیم مذاکره کننده هسته ای در دوره مسئولیت او، ظاهرا ماموریت سکوت ندارد. او که بعنوان «جاسوس» شیطان بزرگ دستگیرشدو بعد بعنوان محقق ازآمریکاسر درآورد، موضع ایران درمورد سرنوشت سازترین «وضعیت بدتراز جنگ» را رسانه ای می کند: «ایران به عنوان یک کشور مستقل عضو معاهده منع گسترش سلاح های هسته ای(ان پی تی) حق غنی سازی اورانیوم را دارد. به نظر من با اذعان واشنگتن به حق ایران در غنی سازی اورانیوم، امکان دستیابی سریع به توافق وجود دارد ولی بدون به رسمیت شناختن این حق، امکان ندارد هیچ توافقی حاصل شود.»

حسین موسویان که معلوم نیست مقالات پیاپی اش در نشریات بزرگ دنیا چگونه انتشار می یابد، پیشنهاد خطرناکی هم می دهد: «خروج ایران از معاهده ان پی تی و جایگزین شدن این معاهده با فتوای رهبر معظم انقلاب اسلامی درباره حرمت ساخت و استفاده از سلاح هسته ای.»

تابستان براستی داغی است. «انقلاب دوم مصر» چنان بساط «اخوان المسلمین» را جمع می کند که حتی بشار اسد جنایتکار هم دادش از «اسلام سیاسی» به هوا می رود. سخنگوی کمیسیون امنیت ملی مجلس به روزمی گوید: روحانی اصولگراست، ما انتخابات را بردیم.

علی مطهری، نماینده اصول‌گرای مجلس حرفهایی می زند که وزن و نقشش رابیشتر برملا می سازد. فرزند «شهید مطهری» می‌گوید: «به نظر من سوء استفاده از سخنان رهبری و القای اینکه نظر ایشان به احمدی‌نژاد است، نقطه آغاز فتنه ۸۸ بود.»

 معلوم نیست فرزند «شهید مطهری» این فرمایشات رهبری را، به یاد دارد یانه: «البته بین ایشان (اکبر هاشمی رفسنجانی) و بین آقای رئیس جمهور از همان انتخاب سال ۸۴ تا امروز اختلاف نظر بود، الان هم هست… و نظر آقای رئیس جمهور به نظر بنده نزدیک‌تر است.»

هرچه هست، حرف علی مطهری، بی دلیل وندانسته نیست. او ادامه می دهد: «ضرورتی برای ادامه برخی تصمیمات و مثلا از جمله حصر برخی افراد وجود ندارد. دلایل امنیتی هم برای این کار از این پس قانع‌کننده نیست. چون قبلا می‌گفتند آزادی این‌ها ممکن است باعث فعال شدن جنبش سبز و اخلال در امنیت کشور شود، ولی الان بخش اعظم جنبش سبز با نظام آشتی کرده و ضرورتی برای ادامه این حصر نیست.»

نماینده محترم آرزودارد مجلس ختم جنبش سبز رابر پا کند.یکی از قربانیان سرکوب جنبش سبزکه مثل رهبرانش در زندان است حسین رونقی نام دارد. یک مقام قضایی در پاسخ به اعتراض این وبلاگ نویس جوان، به بی توجهی های مسئولان قضایی نسبت به وضعیت خود و زندانیان سیاسی، می گوید: «نهایتا در زندان می میری و بعد از دو هفته سر و صدای رسانه ها، همه چیز تمام می شود.»

تابستان داغی است وهفته دیگری از نخستین ماهش به پایان می رسد. آخرین رقم اعلام شده در زمان بی نظیرترین دولت ایران از مشروطه تا امروز، فقط ۱۰ میلیارد دلار ناچیز کم و کسر دارد. در حالی که محمود احمدی‌نژاد به تازگی سرمایه صندوق توسعه ملی را «بالای ۵۰ میلیارد دلار» اعلام کرده، رئیس بانک مرکزی می‌گوید ذخیره این صندوق تنها «نزدیک به ۴۰ میلیارد دلار» است.

با استفاده از همین دلارهای ناقابل است که به گفته مشاور وزیر جهاد کشاورزی جمهوری اسلامی، شرکت بازرگانی دولتی ایران ترجیح می‌دهد که به جای خرید محصولات گندم‌کاران داخلی، با قیمتی «بسیار بالاتر» گندم را از خارج کشور وارد کند.قیمت هر کیلو گندم وارداتی ۱۱۰۰ تا ۱۲۰۰ تومان است، اما قیمتی که برای خرید تضمینی گندم از کشاورزان ایرانی تعیین شده تنها ۷۲۰ تومان است.

گندم سومین کالای عمده وارداتی ایران بعد از برنج و کنجاله است و تنها در بهار امسال۹۱۵هزار تن گندم به ارزش ۳۸۲ میلیون دلار وارد شده است. خبرگزاری رویترز هم خبر از خرید ۶۰۰ هزار تن گندم به ارزش ۲۱۰ میلیون دلار در تیر ماه جاری می دهد.

شاید روزی معلوم شودکه سود نابودی کشاورزی ایران و واردات نجومی از چین و ماچین به جیب کدام یک از پایوران، ماموران و منصوبان «نظام» می رود.اما حالا روشن است که حذف ارزمرجع  سبب شده کمبود دارو بیداد ‌کند وازخانواده‌های ایرانی قربانی بگیرد.

و تازه این ازنتایح سحر است.عیسی کلانتری – وزیر اسبق کشاورزی-گزارش هولناکی می دهد: «زندگی ملت ایران در حال تهدید است.مشكل اصلی كه ما را تهدید می‌كند و از اسرائیل و آمریكا و دعواهای سیاسی و… خطرناك‌تر است مسئله زندگی ملت است. این است كه فلات ایران دارد غیرقابل سكونت می‌شود و كسی به این فكر نیست. مسئله اینجاست كه آب‌های زیرزمینی تحلیل رفته‌اند وبیلان منفی آب بیداد می‌كند و كسی به فكر نیست. اگر وضعیت اصلاح نشود ایران ۳۰ سال دیگر كشور ارواح می‌شود چون همه كشور تبدیل به كویر می‌شود. «

واین کاریست که مغولان هم نتوانستند با ایران بکنند.

هفته تمام می شود. در سکوت مطلق، دولت جدیدی را تدارک می بینند. ظاهرا سه رئیس جمهور جدول کابینه را فراهم می آورند تا برای هدایت به حضور «مقام معظم» برده شود.

تحلیل اوضاع در سطوح مختلف ادامه دارد. نظریه سازان دولتی، فرارسیدن عصری نو را تئوریزه می کنند و دیدگاههای مستقل بیرون از فضای خفقانی جمهوری اسلامی انتشار می یابد. علی اصغر رمضانپور اینک هواداران روحانی را پی می گیرد. و ناصر کاخساز، مبارز قدیمی با نگاه به رویدادهای کنونی ایران و مصر افق تازه ای را می گشاید: «سودی که مذهب سیاسی از خفقان سیاسی پیشین در مصر و از خفقان سیاسی موجود در ایران می‌برد این است که در غیاب احزاب سیاسی مدنی و سکولار آرای اجباری مردم را به سود خود می‌کشاند. دیپلماسی غربی نیز دولت‌های برآمده از چنین اوضاع و انتخاباتی را دموکراتیک می‌نامد. اما دموکراسی، در غرب، معنای دیگری دارد و در میان احزاب گوناگون و با حضور فعالانه و آزاد آن‌ها در جامعه تعریف می‌شود. تجربه‌ی مصر نشان می‌دهد که غرب تعریف واقعی دموکراسی را برای خودش نگه می‌دارد و با تقویت نیرویی که تنها آلترناتیو اجباری ارائه شده به مردم است، تعریفی ساختگی از دموکراسی را برای جوامع غیرغربی زیر عنوان تئوری امکانات تجویز می‌کند. ارتش مستقل مصر اکنون ناچار می‌شود نقش خلاء موجود در انتخابات گذشته‌ی مصر را پر کند. خلائی را که دموکراسی غربی زیرچشمی رد می کند تا اهمیت آن را و سودی را که مذهب سیاسی از آن می‌برد، نمایان نسازد.روشنفکران آزاده‌ی ایرانی باید از روشنفکران مصری بیاموزند و از هرگونه حمایت شیداگونه از هرگونه مذهب سیاسی پرهیز کنند و همزمان برای سازماندهی یک جنبش ملی سراسری در راه ایجاد ایرانی برای همه‌ی ایرانیان متحد شوند. تاکتیک‌هایی که در خدمت این استراتژی نباشند مردم را در شرایطی اجباری و ناعادلانه پشت سر یک مذهب سیاسی معتدل‌تر بسیج می‌کنند و آن‌ها را در شرایط موجود سزاوار و شایسته‌ی برخورداری از ایرانی برای همه‌ی ایرانیان نمی‌دانند. و این در حالی است که مصریان از تجربه‌ی شکست مذهب سیاسی در ایران سود می‌جویند و فریب مقداری اصلاحات جناح بهتری از اخوان‌المسلمین را نمی‌خورند.

هراس از سوریه‌ای کردنِ نبرد با جمهوری اسلامی تاکنون نیز در خدمت ابقای جمهوری اسلامی بوده است. با این هراس چونان یک استدلال، زبان طرفداران جنبش ملی بسته شده است. اکنون اما با تجربه‌ی جنبش ملی ۲۰ میلیونی در مصر، سطح استدلال در جنبش ما فراتر می‌رود.سوریه‌ای شدن، به سوریه‌ی بعثی تعلق دارد. مصر ناصری، نه سوریه‌ی بعثی، بلکه مصرِ جنبش ملی- با تصحیح اشتباهات ناصر، اما با توجه به نقشی که مصر ناصری در پرورش ارتشی مستقل داشت- از پسِ پشت، جنبش میلیونی را به سوی خیابان‌‌ها هل می‌دهد. این استفاده‌ی ملت از حافظه‌ی تاریخی خویش است. سوریه‌ای شدن هنگامی معنا پیدا می‌کند که نیمه‌ی آگاه مردم با روش مسالمت جویانه حضور فعال نداشته باشد. با حضور فعال جنبش ملی، نیمه‌ی دیگر مردم که تمایلات سنتی دارند، به تردید می‌افتند و یا منفعل می‌شوند اما بدنبال حزب سیاسی براه نمی‌افتند. هراس از سوریه‌ای شدن، بازتاب ناباوری ما به جنبش ملی و تردید ما به نارضایی مردم از مذهب سیاسی است. برای همین است که روشنفکران زیر پرچم دفاع از تغییر اندک، دینامیسم ملی مردم را فرو می‌نشانند و بجای سازماندهی اعتراضات ملی و اغتنام فرصت، مجذوب شادی مردم می‌شوند و برای آن، قصه سرایی می‌کنند. قصه سرایی نمی‌گذارد که روشنفکر، شادی مردم را در خیابان‌ها به عنوان یک علامت آمادگی برای سازماندهی ملی درک کند.

برعکس، روشنفکر مصری نیمه‌ی مدنی جامعه را فلج نمی‌کند و با توجه به تجربه‌ی ایران، آن را فعال می‌کند و از انرژی فعال شده‌ی آن برای سازماندهی خود و آن‌ها سود می‌جوید. روشنفکر ایرانی که بدنبال آلترناتیو مذهبیِ کم ضرر تری است بجای استفاده از انرژی ملی در حافظه‌ی تاریخی مردم و مبارزه‌ی شادمانه‌ی آن‌ها علیه مذهب سیاسی، آن‌ها را بدنبال مذهب سیاسی دیگری می‌کشاند و به تنبلی و بی‌کنشی سوق می‌دهد. کاری که ارتش مصر هم اکنون انجام می‌دهد، خلائی را پر می‌کند که از غیبت احزاب سیاسی سازمان‌یافته بوجود آمده است. مذهب سیاسی از این خلاء چون کشتزاری حاصل‌خیز با حمایت دو قدرت بزرگ غربی سود جسته است. جالب است که توجه کنیم وزیر خارجه‌ی انگلیس این پر کردن خلاء سیاسی بوسیله‌ی ارتش مصر را مورد انتقاد قرار داده است و دولت آمریکا از آن به عنوان یک کودتا نام برده است. یعنی لحن انتقاد در هر دو مورد متوجه ایفای نقش مستقل ارتش مصر و پیروی آن از جنبش ملی بیست میلیونی در خیابان است. معلوم نیست چرا و چگونه کودتایی به کمک جنبش ملی بیست میلیونی توجیه ‌پذیر می‌شود؟! این، به صورت طبیعت ثانوی دو قدرت بزرگ غربی درآمده است که به سیاق گذشته سیاست اتحاد مدرنیته‌ای با جهان غرب را در جنبش‌های ملی مدرن به سود آلترناتیوهای مذهبی تضعیف کند. دیپلماسی غربی ظاهرا از نبود آنتی پاتی به خود در جنبش های ملی مدرن دچار نوستالژی به هویت تاریخی خود می‌شوند.»

تابستان داغی است و استادسخن، سعدی، چنین منظری بر فصل آتش می گشاید:

آن ماه که گفتی ملک رحمانست

این بار اگرش نگه کنی شیطانست

رویی که چو آتش به زمستان خوش بود

امروز چو پوستین به تابستانست

.

ایران عزیز رهبر

 

«ایران» ناگهان «عزیز ما»ی «مقام رهبری» از کار در می آید. درسخن رئیس جمهورمنتخب، تخت جمشید، میراث ملی و شجریان اسطوره آواز نام می گیرد. در سکوت مطلقی که دولت جدید درآن سامان می یابد وحتی از اطلاع رسانی قطره ای به حماسه سازان

«انتخابات ۹۲» دریغ می شود، شایعات دامن می گستردو تحلیل ها از شمار می گذرد. دراین میان، عمیق ترین گسل جامعه ایران خود را در بحث تازه ای نشان می دهد: ایران و نظام.

در روزهای برزخی رفتن محمود احمدی نژاد که با آخرین سفر به روسیه و درخواست ساخت نیروگاههای هسته ای جدید همراه است، همه انتظار می کشند تا رئیس جمهوری که نظریاتش بیش از رفسنجانی به رهبر نزدیک بود، دولت راتحویل حسن روحانی بدهد که هاشمی ۳۵ سال است او رامی شناسد و هنوز بر صندلی ریاست جمهوری ننشسته به دیدارش می رود و «خط و نشان تندروها»را بازمتوجه خود می کند.

روزنامه بهار می نویسد: «از هنگامی که شعار اعتدال رای آورده است، تندروها و راديکال‌های وابسته به جريان اصولگرايی پرکار‌تر شده‌اند.» یکیشان که یدالله جوانی «مشاور عالی نماینده ولی فقیه در سپاه» باشد، می گوید:»عدم پیروزی اصولگرایان به معنای پیروزی اصلاح‌طلبان نیست».

مجلس هم دست به کار می شود و به تعیین باید ها و نباید ها برای روحانی می پردازد.

در بدنه جامعه بحث، درگیری، حتی شوخی و جنگ با الفاظ ناپسند بین رای دهندگان و کسانی که رای نداده اند، ادامه می یابد. گروه اول آرزوهای خود را فریاد می کنند و مخالفین راه رسیدن به حداقل ها را هم بسته می بینند. فضای مجازی، – به ویژه اتاق های خصوصی-دریچه های قابل مطالعه ای بروی جامعه ایران می گشایند. همکاران ما در «روز» نگاهی به یکی ازاین صفحات می اندازند که روحانی مچکریم را به برابر نهاد روحانی متشکریم تبدیل می کندو دوقطب مخالف را که در طنز ایرانی بهم می رسند، به نمایش می گذارد.

در سطح بالاتر، مطالبات اجتماعی مطرح می شود؛ از آزادی رسانه ها وزندانیان سیاسی گرفته تا برسمیت شناختن حقوق شهروندی بهائیان. بیش از ۵۰ تن از کنشگران جنبش زنان، در دومین جلسه‌ هم اندیشی گرد می آیند و مطالبات خود را با زنانی که در ستاد حسن روحانی فعال بوده اند، در میان می گذارند. برادر بازجو حسین شریعتمداری یاد تئوری امنیتی «خانه عنکبوت» می افتد. کسانی در برابر این مطالبات تابلوی «ورود ممنوع تا اطلاع ثانوی» می گذارند؛ تابلوئی که محمدخاتمی این هفته تحویل دکتر صادق زیبا کلام می دهد تا تصویری از فضای پیشا انتخاباتی و روند تبدیل «تحریم» به مشارکت ترسیم کند و نتیجه بگیرد: «مازمستان و برف و سرما پیش رو داریم؛ ما گردنه های صعب العبور در جلو داریم و خیلی طول نمی کشد که ما با مجلس اصولگرا، شورای نگهبان، صدا و سیما… و سایر نهادهای قدرت طرف خواهیم شد. الان اول راه است و گل، شیرینی و تبریک و از این حرفها. خیلی خوشحال نشویم و غرور ما را برندارد که ما بردیم. این تازه اول راه است، صبر کنید که آیا روحانی می تواند برای وزرایش رای اعتماد بگیرد یا نه… اصولگرایان نشان داده اند که مثل عقاب ایستاده اند و نظاره می کنند تا ببینند روحانی چه می کند و کجا یک قدم کج می گذارد بریزند سرش.»

علی افشاری می کوشد راه برحل معمای خامنه ای و روحانی  بگشاید. و درروزهایی که تصویر میرحسین موسوی وزهرا رهنورد در بیمارستان قلب منتشر می شود و خبر می رسد که مامورین امنیتی به‌رغم اصرار پزشکان مانع اقامت و درمان «نخست وزیر امام» در بیمارستان شده‌اند، یکی از اصلی ترین مطالبات محل نزاع رخ می نماید. محمد خاتمی که به دیدار نسرین ستوده رفته است، در روز اول هفته ابراز امیدواری می کند که «همه زندانیان سیاسی آزاد شوند تا فضای مناسب پدید آمده باز هم لطیف تر گردد و همگان بتوانند خدمت خود را به کشور و مردم انجام دهند.»

مصطفی تاج زاده که درآخرین روزها از صف «تحریمی های  سف و سخت» به رای دهندگان پیوست وحالا مدافع آتشین «رئیس جمهور منتخب» شده است، آب پاکی راروی دست همه می ریزد: «به نظر من نباید کسی در این زمینه از آقای روحانی توقع ویژه ای داشته باشد چرا که کار به دست او نیست. زندانیان سیاسی و خانواده های محترمشان نیز باید هم چون گذشته با صبوری و متانت این مرحله را نیز پشت سر بگذارند ومتناسب با رفتار حاکمیت عمل نمایند. در عین حال دوراندیشی حکم می کند که ما خود را برای بدترین شرایط آماده کنیم. چرا که این ها برای اینکه ثابت کنند چیزی تغییر نکرده است ممکن است نه تنها زندانیان سیاسی را آزاد نکنند بلکه شرایط را برای آن ها سخت تر هم بکنند.»

رئیس جمهور پیشین، لابد خبرهایی دارد که روز آخر هفته برای نگاه، با معاون وزیرکشورش همرای می شود و آزادی زندانیان را ازدولت احمدی نژاد می طلبد: «حبس و حصر منتقدانی که در سال‌های اخیر به بند افتاده‌اند، در این دولت شده، ولو خودش می خواست یا نمی خواست. می تواند به عنوان باقیات صالحات تلاش سازنده ای بکند تا این مشکل حل شود، چون این توقع را از آقای روحانی داشتن آسان نیست.»

ماموران و منصوبان » رهبرمعظم» درهایی را که از حالا معلوم است، کلیدروحانی قفلشان را نباید باز کند، نشان می دهند.

فریدون عباسی دوانی، رئیس سازمان انرژی اتمی، مساله هسته ای را قابل تغییر نمی داند: «تغییری در تولید سوخت هسته‌ای و فعالیت فردو روی نمی‌دهد.غنی‌سازی اورانیوم در ایران متوقف نمی‌شود.»

اسماعیل احمدی‌مقدم که از سوی رهبر به عنوان ششمین فرمانده نیروی انتظامی جمهوری اسلامی منصوب شده، همین حرف را در باره گشت ارشاد می زند.اوکه یکی از نزدیکان و حامیان محمود احمدی‌نژاد، به شمار می‌ رفت می فرماید: «آمدن دولت جدید باعث تغییر در طرح امنیت اجتماعی نمی‌شود. این شورا و نهادها تصمیم‌گیرنده هستند و تصمیم‌گیری‌های ملی، مقطعی نیست.»

دستگاه قضائی هم نظرش رادر عمل نشان می دهد و حکمی تاریخی درمورد سعید مرتضوی-، قاضی محبوب و شجاع- رهبر، صادر می کند. دخترجوانی در فیس بوک می نویسد: «سعید مرتضوی قاتل کهریزک، قصاب مطبوعات، نهایتا پرونده اش با ۲۰۰ هزار تومان جریمه، ۵ سال انفصال از خدمات دولتی و انفصال دایم از قضاوت که قابل حله بالاخره بسته می شود. اما بهار هدایت، عماد بهاور، ضیا نبوی و مجید توکلیبه جرم انسان بودن 10 سال حکم می گیرند….مهسا امر آبادی، مسعود باستانی، مهدی محمودیان و …………..سالها حکم می گیرند و محرومیت از حقوق اجتماعی ……عدالت اسلامی را امروز دیدیم و لمس کردیم…در سرزمین ما قاتلان محبوب تر و آزاد تر هستند…»

 رئیس صدا وسیمای جمهوری اسلامی – منصوب » مقام معظم» – علی مطهری را که گزینه جدی وزارت ارشاد یا آموزش وپرورش در کابینه» امید و تدبیر» است، شخصا پای میز موویلا می نشاند. فرزند» شهید مطهری» فیلم مسابقه والیبال ایران-ـ ایتالیا  را با دورکند می بیند تا قانع شود که نمایش زنی با آستین کوتاه برای چند ثانیه درمیان تماشاگران غیر عمدی بوده است. سردار عزت الله ضرغامی ماجرا را شخصاتوضیح می دهد و داستان خواندنی هوای گرم کوبا، چشمان مطهری و شکیرا در سر فصل اخبار هفته قرار می گیرد.

روزنامه ضدملی کيهان، دو گفته غلامحسين محسنی اژه ای سخنگوی قوه قضایيه رابرجسته می کند: «محکومان فتنه ۸۸ صلاحيت حضور در دولت آينده را ندارند.»و»حسن روحانی با مشکلات بسياری روبه‌رو است.»

در روزهایی که قرار است همه کاسه و کوزه های هشت سال گذشته بر سر یک نفر بشکند تا «رهبر معظم» پاک و بیگناه بماند، پرونده برجا گذاشتن «زمین سوخته» برای محمود احمدی نژاد باز می شود.روزنامه بهار در سرمقاله خود می نویسد: «آنچه این روزها از بعضی تصمیم‌ها و اتفاقات در ادارات و موسسات دولتی شنیده می‌شود، در صورت صحت؛ فاجعه‌آمیز و تاسف‌آور است. موج استخدام‌های فله‌ای و بی‌ضابطه، بعضی واگذاری‌های شتابزده، جابجایی مدیران در سطوح میانی همچون تغییر ۵ رئیس دانشگاه تنها در عرض یک هفته و تصمیم‌هایی که جز ایجاد بار سنگین مالی برای دولت آینده پیامدی نخواهد داشت، دلایلی کافی برای اثبات فاجعه‌آمیز خواندن روند انتقال قدرت از دولت دهم به دولت آینده است.»

يحيی آل‎اسحاق ریيس اتاق بازرگانی تهران که حزبش- موتلفه – با بی اعتئایی کامل رای دهندگان روبرو شده است، در روزنامه اعتماد می نویسد: «اگر در نرخ ارز تغييری ايجاد شود، بايد روراست اعتراف کرد که نه حسن روحانی و نه هيچ‌کس ديگری نمی‌تواند مشکلات احتمالی را حل کند.»

اذهان به یاد سخن تاریخی «امام راحل» می افتد که اقتصاد را کار خر می دانست و سرمقاله روزنامه جهان صنعت با تیتر «کاری که مغول‌ها با یزد نکردند»، اقدامات دستگاه‌های دولتی در تخریب هویت تاریخی و معماری شهر یزد را مورد نکوهش قرار می دهد.

تا نوبت به خودخود «رهبر فرزانه» می رسد.ایشان دو فرمایش می فرمایند که به معنای واقعی تاریخی است ودر کنار سخنان دیگرش در ایام انتخابات، شکاف اصلی جامعه ایران رابر ملا می کند:

یک: «دشمنان در حرف‌های خصوصی و نامه‌ها می‌گویند نمی‌خواهیم نظام را تغییر دهیم، اما عملکردشان خلاف این حرف را نشان می‌دهد و برای آنها، هسته‌ای، حقوق بشر، دموکراسی و هیچ چیز دیگر اهمیتی ندارد، آنها دنبال سد کردن پیشرفت ملت و سلطه مجدد بر ایران عزیز ما هستند، اما جمهوری اسلامی با اقتدار، استقلال، تکیه بر مردم و اعتماد به پروردگار، ایستاده است و از منافع ایران دفاع می‌کند.»

دو: «نتیجه انتخابات نشان می‌دهد حتی مردمی که نظام را حمایت نمی‌کنند به آن و انتخابات آن اعتماد دارند، چون نشان دادند که یک جمهوری اسلامی نیرومند مثل شیر می‌ایستد و از منافع و آبروی ملی خود دفاع می‌کند.»

شکاف سی ساله نهفته یعنی نظام-ـ ایران و هراس از «تغییر نظام» رسمااز جانب راس قدرت سیاسی به ادبیات سیاسی روزراه می یابد و در تضاد با تبلیغات سی وچند ساله ای که آخرین آنها اتفاقا در زمان انتخابات توسط روح الله حسینیان ودر پاسخ هاشمی رفسجانی در باره «ساختن ایران» عنوان شده است، گسل اصلی را پیش چشم همگان می گذارد.

سخن یارغار سعید امامی، چنین است: «فرض کنید ایرانی مانند ژاپن ساختید، در انتها چه نتیجه‌ای حاصل می‌شود؟ انقلاب‌اسلامی حرف دیگری داشت. شاه هم می‌توانست ایران را آباد کند، اما ما انقلاب کردیم تا معنویت و دین داشته باشیم.»

هادی سرمدی، پژوهشگر سیاسی این بحث تازه را تحت عنوان منافع نظام؛ منافع ملی می گشاید و راه را برای بحث درباره آن باز می کند.

هفته ایست که ریال بعد ازاندکی وقفه، باز سقوط می کند و قیمت دلار افزایش می یابد. کمبود ها به هلال احمرمی رسد و افزایش ۹۰ درصدی قیمت دارو را سبب می شود.

آخرین کشتی‌های چینی هم از ایران می روند. تحریم های جدید آمریکا کلید می خورد. یک قدم دیگر برای قطع کامل فروش نفت برداشته می شود. جیکوب ليو، وزير امور خزانه‌داری آمريکا، بی توجه به تعجب وزارت خارجه جمهوری اسلامی از تحریم های تازه، می گوید:این «شدید ترین مجازات در تاریخ» است.

و درست دو روز بعد، ۴۵ نماینده کنگره ایالات متحده در نامه‌ای به باراک اوباما، با اظهار این‌که حسن روحانی، رئیس دولت آینده ایران، از برنامه هسته‌ای جمهوری اسلامی ابراز حمایت کرده است، خواستار افزایش فشارها بر ایران می شوند.

اعضای کمیته روابط خارجی مجلس نمایندگان آمریکا در نامه خود می نویسند: «حسن روحانی در نخستین کنفرانس خبری خود حمایتش از برنامه هسته‌ای جمهوری اسلامی را اعلام کرده است. آیت‌الله خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی نیز که تصمیم‌گیرنده اصلی در مورد برنامه هسته‌ای ایران است، به تازگی تأکید کرده است که دلیلی برای عادی‌سازی روابط با آمریکا وجود ندارد.»

کسی نیست برای ائتلاف جهانی تابلوی «صبر» بگذارد و خواستار توقف مطالبات آنها بشود. تجربه سالها مذاکره و خطر دست یابی » نظام» به سلاح اتمی، آنها راتنها وتنها با اقدام عملی قانع می کند.

توفان، ازآرامش موقت بعد از انتخابات سر بر می کشد. تصویرحمید علیمی مداح اهل بیت درحالیکه در سوریه سلاح بدوش دارد، انتشار وسیع می یابد. آمریکا و روسیه، گام دیگری در راه توافق بر می دارند و به برگزاری کنفرانس «ژنو 2» نزدیک می شوند. شکی نیست که بشار اسد، اگر سقوط هم نکند، در فردای سوریه باید قدرت رابا مخالفان تقسیم کند.

بهاردوم از میدان تقسیم استانبول به میدان التحریر قاهره می رسد. مرسی برکنار می شود و حسین باقر زاده می نویسد:» شاهد «بهار» دومی در مصر هستیم که می‌خواهد حکومت را از اسلام‌گرایی پاک کند. این بهار مخصوص مصر یا کشورهای عربی نیست و نمونه دیگری از آن اخیرا در ترکیه اتفاق افتاد. موج این بهار می‌تواند هر نقطه از جهان مسلمان نشین را در بر گیرد و ایران که بیش از هر کشور دیگری از اسلام‌گرایی ضربه خورده و صدمه دیده است به سختی می‌تواند از تأثیر آن در امان بماند.»

هزاران تن از فعالان مخالف محمد مرسی که در میدان تحریر قاهره سخنرانی او را گوش می‌دهند، علیه رئیس جمهور و حزبش، گروه اسلامگرای اخوان‌المسلمین به شعار دادن می پردازند. آنها اخوان المسلمین را «دروغگویانی» توصیف می کنند که «انقلاب را با نام دین» به سرقت بردند. گفتی تاریخ «انقلاب اسلامی» ایران را بادست های هزاران جانباخته و زندانی و تبعیدی ورق می زنند.

تابستان دیگری رسیده است. سعید حجاریان مبدع واژه » نظام» برای سیستم سیاسی بعد از انقلاب، می گوید: «حاکمیت بحرانی را که انکار می‌کرد، اکنون پذیرفته است. دیگر پول نفت هم تمام شده است و الان به جای پول نفت حرف از معاملات پایاپای است. حتی گفته‌اند شرایط برای اینکه دیگر از ایران نفت خریداری نشود، آماده شده است و شرایطی نمونه آنچه برای عراق پیش آمده اکنون برای ایرانی‌ها قابل لمس است.»

رئیس جمهور منتخب، در سکوت مطلق، در کار «تدبیر» است. احمد پورنجاتی پرسش های هشدار آمیزی را با حسن روحانی در میان می گذارد: «اينك كه اندك اندك، از فضاي پر شور و احساس ارتباط چهره به چهره با شهروندان عطش‌زده يك جرعه «آرامش و امنيت و اميد به آينده و تنفس در هواي بانشاط» فاصله مي‌گيريد و به ناچار در اتاق‌هاي در بسته و حلقه‌هاي مشورت با همگرايان و ديگراني كه كم كم سر و كله‌شان از اينجا و آنجا پيدا شده و مي‌شود، براي راهبرد‌ها و برنامه‌ها و تركيب همكاران خود چاره‌انديشي مي‌كنيد، چرا به گونه‌يي مستمر و روزآمد، افكار عمومي را درباره آنچه اين روزهاي سرنوشت‌ساز كه مشغول پخت و پز «تيم همكاران» خود هستيد، منتظر گذاشته‌ايد؟ !چه اشكالي دارد حتي درباره گمانه‌زني‌ها و سبك و سنگين كردن‌هاي انتخاب‌هاتان، افكار عمومي را همراه خود داشته باشيد؟»

سعید لیلاز، با وام گیری از احمد کسروی، به سرآغاز نبرد آزادی در ایران ـ– انقلاب مشروطیت-ـ بر می گردد: «مجاهدان روز شنبه در تشکیل کابینه آقای روحانی نیز جلو افتاده‌اند و در صف اول جشن پیروزی جا خوش کرده‌اند. آنها مجاهدان روز جمعه را به حاشیه رانده‌اند. البته مجاهدان روز جمعه هیچ گله و انتظاری ندارند. همین‌که بار سنگین فشار دولت احمدی‌نژاد از مردم برداشته شود برای آنها یک دنیا می‌ارزد، اما باید مراقب باشیم این «انا شریک» گفتن بعد از پیروزی توسط مجاهدان روز شنبه، باعث منحرف‌شدن ذهن آقای روحانی از وظایف اصلی و انتخاب‌های درست نشود.»

وشعر هوشنگ ابتهاج، معنایی دیگر می یابد:

سینه می بینید و زخم خون فشان

چون نمی بینید از خنجر نشان؟

بنگرید ای خام جوشان بنگرید

این چنین چون خوابگردان مگذرید

آه اگر این خواب افسون بگسلد

از ندامت خارها در جان خلد

چشمهاتان باز خواهد شد ز خواب

سر فرو افکنده از شرم جواب

آن چه بود؟ آن دوست دشمن داشتن

سینه ها از کینه ها انباشتن

آن چه بود؟ آن جنگ و خونها ریختن

آن زدن، آن کشتن، آن آویختن

پرسشی کان هست همچون دشنه تیز

پاسخی دارد همه خونابه ریز

آن همه فریاد آزادی زدید

فرصتی افتاد و زندانبان شدید

آن که او امروز در بند شماست

در غم فردای فرزند شماست

راه می جستید و در خود گم شدید

مردمید، اما چه نامردم شدید

کجروان با راستان در کینه اند

زشت رویان دشمن آیینه اند

آی آدمها صدای قرن ماست

این صدا از وحشت غرق شماست

دیده در گرداب کی وا می کنید؟

وه که غرق خود تماشا می کنید

این سایت جدید شماست؟ برای فعال‌سازی ویژگی‌های مدیریتی و رد کردن این پیام، وارد شوید.
وارد شدن