سوسمار بی باک

 هوشنگ اسدی

امام مقوائی بر شانه نظامیان می آید و دهه «انقلاب» آغاز می شود. بنیانگذار جمهوری اسلامی را بر بلیرز ساخت آمریکا به جائی نامعلوم می برند. لابد حتی ماکتش هم نباید ببیند که اوباش حاکم بر جمهوری اسلامی زنانی را که مظهر فساد می خوانند به خیابان آورده اند تا حضورمردم را در پایان دهه «انقلاب» به نمایش بگذارند.

«بانوان» محترم را درانتخابات ۸۸ محمود احمدی نژاد به راه پیمایان افزود. آن زمان عکس های اورا در دست داشتند.حالا تصاویر»آقا» را می برند، شارژ مجانی موبایل می گیرند، کیک و ساندیس می خورندو براستی «حیرت جهان» را سبب می شوند.

بهمن ماه دارد به انجام می رسد. «نامحرمان» دیگر حریم و حرم انقلاب را جمع کرده اند، حامیان رئیس جمهور مجلس نشینان را «دزدان خانه ملت» می خوانند. مخالفانش، «جن گیر» دولت را محاکمه می کنند، پنج لیست انتخاباتی اصولگریان «زیر سایه ولایت» به هشت لیست تبدیل می شود.

غلامرضا مصباحی مقدم٬ عضو مجلس «نوکران قدرت» و مهدی محمدی نویسنده ارگان امنیتی ـ نظامی کیهان تهران «موقعيت تاريخي نظام » رادر شرایط «بدر و خیبر» می بینند و «انقلاب اسلامی را به شرایط فتح مکه «نزدیک می یابند.

سرداراحمد رضا رادان- از عاملان اصلی جنایات کهریزک– می گوید: «همه چیز آرام است.»

و در متن این آرامش نیروهای امنیتی که روز ۲۵ بهمن تهران را قبضه کرده اند، روز بعد همسر و دختر مهدی خزعلی را در خیابان می ربایند.خود او که فرزند یکی از بنیانگذاران «نظام» است، در سی و هفتمین روز اعتصاب غذا سر می‌برد و به دلیل وخامت حالش در بهداری زندان اوین بستری است.

سردار رمضان شريف مسئول روابط عمومی کل سپاه واز رجزخوانان حرفه ای که تا دیروز برای بستن تنگه هرمز بی تابی می کرد، می کوشد با شعار حضور ناوگان نظامی آمریکا در خلیج فارس را تحت تاثیر قرار بدهد: «جمهوری اسلامی ايران از با ثبات‌ترين، امن ترين، مقتدرترين و سالم‌ترين کشورها بوده واز نعمت حکيم‌ترين و برترين رهبری در دنيای معاصر برخوردار است.»

معلوم نیست کسی برای خیالات سردار تره خرد می کند یانه، اما جهان واقعیات را در رسانه ها دنبال می گیرد.دو روز پس از آغاز رزمایش نیروی زمینی سپاه در مناطق جنوبی ایران، تحت عنوان «حامیان ولایت»، نیروی دریایی آمریکا، رزمایش گسترده‌ «سوسمار بی‌باک» را سامان می دهد. ۲۰ هزار نیروی رزمی، و واحد‌هایی از بریتانیا، فرانسه، هلند و ایتالیا، در سواحل شرقی ایالات متحده آغاز دست به رزمایشی می زنند که به گفته دریاسالار جان هاروی، فرمانده نیروی دریایی آمریکا» بزرگ‌ترین تمرین نظامی-آبی خاکی نوع خود طی ۱۰ سال گذشته است.»

مقامات نظامی آمریکا تأکید می‌کنند که این رزمایش ربطی به ایران ندارد. مطبوعات جهان می نویسند:» فرضیه‌های عملیاتی که در این رزمایش مورد استفاده و تمرین قرار می‌گیرند شائبه‌ای را برای تشخیص هدف اصلی آن باقی نمی‌گذارد:پیاده کردن نیروهای واکنش سریع در سواحل شمالی و جنوبی خلیج فارس.»

بعدازرزمایش، «سوسمار زیرک» اندکی دهان می گشاید تاناوگان نظامی آمریکا از تنگه هرمز بگذرد. دریاسالار مارک فاکس، فرمانده ناوگان پنجم ایالات متحده در بحرین در واقع شرایط جنگی را بزبان می آورد: «نیروی دریایی آمریکا خود را برای شرایط متفاوت آماده کرده است و«همین امروز» آمادگی برخورد با هرنوع تحرک ایران را دارد. ما جنگ‌افزارهای بسیار دقیق و مرگباری ساخته‌ایم که بسیار کارآمدند و ما آماده‌ایم.»

او تصریح می کند که ناوگان تحت امرش، بر روی گزینه‌های احتمالی گسترده‌ای کار کرده‌اند.
سرداران خامنه ای، بروی مبارک هم نمی آورند که چه شعارها داده و چه رجزها خوانده اند و «کنترل هوشمند تنگه هرمز» را در دستور کار می دهند و صدالبته از موضع «عزت واقتدار».

بر صحنه «شطرنج ایرانی» به ظرافت تمام یک حرکت دقیق انجام شده است. تفسیرش را ظاهرا ژنرال بنی گانتس، رييس ستاد کل ارتش اسرائيل، بعهده می گیرد.او در جشن هفتاد سالگی ایهود باراک، وزير دفاع اسرائيل، يک شطرنج دست سازرا به عنوان هديه تولد به او می دهد ومی گوید: «می دانيد که ريشه شطرنج از ايران است. مطمئنم که با هوشمندی در اين مصاف پيروز می شويم.»

ایهود باراک در بازی شطرنج آوازه زيادی دارد و با شماری از سياستمداران و رهبران جهان و استادان شطرنج اسرائيل و دنيا مصاف داده است. ظاهرا وزیر دفاع جمهوری اسلامی باید به فتوای «امام خامنه ای» در باره شطرنج عمل کند:» اگر به نظر مکلّف، شطرنج در حال حاضر از آلات قمار محسوب نشود در این صورت بازى با آن بدون شرطبندى اشکال ندارد.»

هرچه هست صفحه شطرنج گشوده است.اسرائیل، غرب متحد و سیدعلی خامنه ای برسر ایران سرگرم قمارند.

هنری کیسینجر-در ۸۹سالگی- برصحنه شطرنج پرتوکوتاهی می افکند: «آمریکا در حالِ گسترش دام برای روسیه و چین است. دراین استراتژی آخرین میخِ «تابوت» ایران است. کشوری که هدفِ اصلی‌ اسرائیل است. جنگ می تواند شروع شود. من به پنتاگون گفته بودم که برهفت کشورِ خاورِ میانه بدلیل منابع طبیعی آنها باید مسلط شد.آخرینِ آنهاایران است. برای این استراتژی پنتاگون تقریبا خوب عمل کرده و فقط ایران مانده است. ایران می تواند شرایط را به نفعِ ما رقم بزند. ‌نیرو‌های جوانِ ما آمادگی چنین جنگی را دارند و ما می توانیم از پس آن بر بیائیم. اگر «نفت» را مهار کنیم، کشور‌ها را مهار کرده ایم و وقتی‌»غذا» را مهار کنیم، ملت‌ها را مهار کرده ایم.»

وایران به تمامی در ید قدرت سیدعلی خامنه ای است؛ دومین رهبر جمهوری اسلامی و قادرترین حاکم ایران در عصر معاصر که ردای شیخ بر تن دارد و عصای شاه در دست. سیاست او رامی توان در این خطوط فشرد:

– مشت آهنین برای سرکوب تام وتمام مردم.ساخت سلاح اتمی برای تضمین بقای نظام.تعیین نقشه جدید خاورمیانه برهبری جمهوری اسلامی و حذف اسرائیل.

غرب متحد، براساس این سیاست، جمهوری اسلامی را به القاعده پیوند می زند.

مجله آمريکايی «فارِین افرز» درشماره آخر خود جمهوری اسلامی را «القاعده دوم» می نامد، از حضور برخی از رهبران القاعده در ایران خبر می دهد و می نویسد: «ظاهرا جمهوری اسلامی تمايل دارد روابط محدود کنونی خود با شبکه القاعده را گسترش دهد. القاعده و جمهوری اسلامی يک وجه مشترک دارند و آن نفرتشان از آمريکاست. سابقه جمهوری اسلامی نشان می دهد که اين حکومت توانايی آن را دارد که به همان شکلی که از حزب الله در مواقع مقتضی بهره جويی می کند، از القاعده نيز برای انجام حملات تلافی جويانه عليه ايالات متحده يا اسرائيل استفاده کند. حضور القاعده در ايران به اين معناست که برخلاف بررسی های خوشبينانه ای که در واشنگتن وجود دارد، انهدام کلی شبکه القاعده چندان هم قريب الوقوع نخواهد بود.»

غرب متحد برهبری آمریکا وباهمراهی اسرائیل در برابر جمهوری اسلامی- القاعده صف آرائی کرده اند. کشورهای دیگر – پیشاپیش روسیه و چین- سود خود را می جویند. تاریخ خواهد گفت که تقسیم کار است یا تفاوت دیدگاه که غرب متحد را درموضع گفت و نگاه می دارد، در همان حال که جنگ را هم تدارک می بیند؛ وسواره نظام را توسط اسرائیل بحرکت در می آورد.

پانه ا روزه (نان و گل هاي سرخ) – مانند بسیاری از رسانه های جهان- چنین نظری دارد: «در هفته هاي اخیر نسیم جنگ بر روي ایران وزیدن گرفته است. نیروهاي نظامي ایران این موضوع را مي دانند و خود را براي پاسخ آماده مي کنند. حمله کننده اصلي اسرائیل است، کشوري که قصد دارد از حمله نظامي براي مقابله با حکومت آیت الله ها استفاده کند.»

فرانسه وروسیه می کوشند براین فضاغلبه کنند.رییس جمهوری فرانسه هر گونه حمله نظامی علیه ایران را راه حل نامناسبی برای مقابله با برنامه اتمی جمهوری اسلامی می داند. یک مقام ارشد روسیه تبعات حمله به ایران را «مصیبت‌بار» می خواند.

لئون پانه تا، وزير دفاع آمريکا، می گوید: «فکر نمی کنم اسرائيل هنوز درخصوص حمله احتمالی به ايران تصميمی گرفته باشد.»

هنوز این خبرها در جهان انتشار کامل نیافته که درهند یک تروریست بسیار آزموده اتومبیل سفارت اسراییل راهدف قرارمی دهد. دقیقا همان روشی بکار گرفته می شود که تاکنون چند دانشمند اتمی جمهوری اسلامی قربانی آن شده اند: موتور سواری ماده انفجاری را به شیشه اتوموبیل می چسباند و می گریزد.

سه ايرانی به بمبگذاری عليه اسرائيلی‌ها در تايلند متهم می شوند. يک مقام امنيتی تايلند به خبرگزاری فرانسه می گوید: «اين سه ايرانی بخشی از يک تيم آدمکش بودند و قصد داشتند تا ديپلمات‌های اسرائيلی از جمله سفير اين کشور را ترور کنند.»

این عملیات نشان از کلیدخوردن تهدید های پیشین جمهوری اسلامی دارد؟ هسته های «فتیله انفجاری» که یک زاده عراق یعنی محمدجواد لاریجانی سازمان دادو برای گسترش به زاده دیگری از عراق ـ بهاءالدین بروجردی- سپرد، فعال شده اند؟

پاسخ را باید از فردا انتظار داشت.امروز این بنيامين نتانياهو، نخست وزير اسرائيل، است که بهترین بهره راازاین حواث برای پیشبرد سیاست خود می برد: «فعاليت های تروريستی ايران دامنگير جهان شده است و دنيا بايد برای متوقف کردن اين اقدامات وارد عمل شود. جمهوری اسلامی ايران ديپلمات های بی گناه را در سراسر جهان هدف حملات خود قرار داده است.»

سیاتل تایمزاین عملیات را چنین تحلیل می کند: «ایران و اسرائیل، جنگ در سایه.»

و سردار رمضان شريف بایک شعار صورت مساله را حل می کند: «آمريکا و اسرائيل جرأت حمله را ندارند، چرا که در اين صورت عواقب وحشتناک و غير قابل تصوری برای آنها متصور خواهد بود.»

غرب متحد بادستی اسرائیل را از حمله مانع می شود و بادست دیگر سیاست تحریم را با شدت و حدت تمام پیش می برد.

تحریم‌های جهانی که صادرات کنونی نفت ایران را هدف قرار داده است، تا اول ماه ژوئیه اجرایی نمی‌شود، ولی این محدودیت‌ها از هم‌اکنون بر روند تجارت نفت خام در بازارهای اروپا، آسیا و خاورمیانه تاثیر گذاشته است. مشتریان نفت ایران یکایک کنار می‌کشند.خریداران اروپایی، واردات نفت خام ایران را کاهش داده‌اند و خریداران آسیایی به دنبال یافتن گزینه‌های دیگری هستند.

یوشی هیکو نودا، نخست وزیر ژاپن، اعلام می کند: «توکیو برای کاهش واردات نفت از ایران، در جستجوی یافتن فروشنده نفت دیگری است.»

نوبت به شرکت های بین المللی دارنده نفتکش می رسد که از انتقال نفت ایران

تن بزنند.گروه کشتيرانی «او اس جی»- صاحب۴۵ سوپر تانکر- شرکت های «فرانت لاين» و»نوا» – مالکان ۹۳ نفتکش و سوپر تانکر- و بیشتر صاحبان سوپر تانکرهای نفتکش اعلام می کنند که از اين پس نفت ايران را به مشتريان آن در نقاط مختلف جهان منتقل نخواهند کرد.

صادرکنندگان مواد غذايی در اروپا خبر داده اند که به دنبال تشديد تحريم ها، جمهوری اسلامی برای واردات کالاهای اساسی از جمله گندم با مشکلات مواجه شده است و تلاش می کند برای پرداخت بهای گندم وارداتی از طلا و نفت استفاده کند.

جمهوری اسلامی که قرار بود کشاورزی ایران را خود کفاء کند، شالیزاران و باغ های چای رانابود کرد تا بازرگانان موتلفه و شرکاء دستشان برای تجارت باز باشد.

صادرات چای هند به ايران، پنجمين وارد کننده بزرگ چای جهان، به خاطر مشکل پرداخت با مانع روبرو می شود. پیشتر واردات برنج هم دچارهمین مشکل شده بود.

موج تحریم به خريداران سنگ آهن ايران و کشتی داران اروپايی می رسد واز بیم از دست دادن همکاری های آتی با طرف های آمريکايی معاملات خود با ايران را متوقف می کنند.

در اولین روزهای سی و چهارمین سال سلطه «جمهوری اسلامی» بر ایران، یک باردیگر قوانین اقتصادی بر سر نیزه غلبه می یابد ودر حالی که مقام های دولتی از تثبيت نرخ دلار و ثبات در بازار ارز خبر می دهند، قيمت دلار بار ديگر سر می کشد و به ۱۹۲۰ تومان می رسد.خبرگزاری مهر می نویسد: «دلالان همچنان در بازار ارز پرسه می زنند.»

در قلب سرمای زمستانی چند شهر از استان‌های گیلان و مازندران با قطع گاز روبرو و ستاد بحران در این دو استان تشکیل می شود. معلوم نیست قطع گاز ناشی از تحریم است و یامدیریت امام زمانی دولت احمدی نژاد.
زمستان سخت، ماه اول را پشت سر می گذارد. گوشت را کیلوئی ۴۰ هزار تومان می فروشند. حدود ۶۰۰ کارگر صنایع فلزی خیابان ۱۷ شهریور را می بندند. چند ماه است دستمزد نگرفته اند. کارگران واحد توليدی شيرين طعم لارستان رابعد از چندماه عدم پرداخت حقوق اخراج می کنند و درآمدافسانه ای نفت به جیب حزب اله وحماس می رودو صرف سرکوب مردم سوریه می شود.

حسن نصر الله- رهبر حزب اله لبنان – اعتراف می کند: «ما از سال ۱۳۸۲ از ایران کمک های مالی و مادی (سلاح) می گیریم.»

وازهمین حالا هم پای گروهش را از جنگ آینده بیرون می کشد: «حزب الله لبنان از ایران دستور نمی گیرد. ما فکر نمی کنیم در صورتی که اسرائیل به تاسیسات اتمی ایران حمله کند، آنها از حزب الله بخواهند در منطقه دست به عمل بزند.»

حزب الله که توسط مامای سپاه پاسداران زایانده شد و «نظام» هشت سال تمام ازگلوی مردم گرسنه ایران زد تا به آن کمک مالی و سلاح بدهد، براه رفته حماس می نگرد.

اسماعیل هنیه به تهران می آید تابه نوشته جنبش فتح پول بگیرد و حتی به «اظهارات دروغین» خامنه ای در باره یاسر عرفات هم جواب نمی دهد. و می رود.بوستون گلوب می نویسد: «به نظر می رسد حماس از ارباب قدیمی خود ایران فاصله می گیرد؛ روندی که از یک سال پیش و با بالا گرفتن روندی که به بهار عربی معروف است و حمایت تهران از سوریه را بیشتر کرده است، شروع شده بود.»

اسناد همکاری جمهوری اسلامی باسوریه در ای میل های هک شده دفتر بشار اسد بدست می آیدو رسانه ای می شود: «نامه‌ها و اسناد به دست آمده از دفتر شخصی بشار اسد نشان می‌دهد که جمهوری اسلامی ايران در هفته‌های اخير به سوريه به طرزی چشمگير کمک می‌کند تا تحريم‌های برقرار شده عليه سوريه را «دور بزند» و نيز اين کمک‌ها تا کنون امکان داده است که حکومت اسد سر پا بماند و با فروپاشی روبرو نشود.»

و بشار اسد، دست و پای آخر را می زند.اتحاديه عرب، پايان ماموريت ناظران خود را در سوريه اعلام می کند.درپيش نويس بيانيه وزرای خارجه اتحاديه عرب، از شورای امنيت خواسته شده است تا به جای حضور ناظران اتحاديه عرب در سوريه، نيروهای حافظ صلح سازمان ملل به آن کشور اعزام شوند.چهار ديپلمات سوريه رااز آلمان اخراج می کنند.تازه ترین خبرها حاکی است «ثروتمندان سوری که در میان آنان افرادی نیز از محافل پیرامون اسد به چشم می‌خورند، آماده‌ فرار می‌شوند. »

آخرین روزهفته، بشاراسد تغییرات در قانون اساسی سوریه را اعلام می کند. مردم سوریه که چند هزار کشته داده اند باین عقب نشینی کوچک تن خواهند داد؟

د رهمین روز، جمهوری اسلامی با سیاست چماق و شیرینی به میدان می آید. همه چیز طبق معمول با شعار شروع می شود. محمد خزاعی سفیر جمهوری اسلامی در سازمان ملل می گوید: «اگر به ما حمله شود تمامی گزینه‌ها مد نظر قرار می‌گیرد. »

علی اکبرصالحی، وزیر خارجه همین حرف را می زند: «برای بدترین سناریوها علیه ایران نقشه‌هایی داریم.»

محمود رضا سجادی، سفير جمهوری اسلامی در مسکو هم همین را می گوید: «در صورتی که ایران توسط ايالات متحده مورد حمله قرار گيرد، جمهوری اسلامی امکانات خوبی برای پاسخ به حملات آمریکا در سراسر جهان دارد.»

و درحالیکه یک مقام ارشد چینی زیر فشار اتحاديه اروپا برای مذاکره هسته‌ای روانه ایران است، محمود احمدی نژاد، از سه پروژه جدید هسته‌ای رونمایی می کند. پروژه نخست مربوط به فرایند غنی‌سازی ۲۰ درصدی در کارخانه‌ای در نطنز است. پروژه دوم، به وارد کردن میله‌های سوخت هسته‌ای ساخت ایران به قلب راکتور پزشکی تهران مربوط می شود. پروژه سوم به افتتاح نوع جدیدی از سانتریفوژهای پر سرعت برای غنی‌سازی اورانیوم اختصاص دارد.

همزمان، وزارت امور خارجه سفیران شش کشور ایتالیا، اسپانیا، فرانسه، یونان، پرتغال و هلند رااحضار و قطع نفت ایران به این کشورها را اعلام می کند.

نامه سعید جلیلی هم بدست کاترین اشتون، مسئول سیاست خارجی اتحادیه می رسد. در این نامه «ضمن استقبال از آمادگی گروه پنج به علاوه یک برای بازگشت به گفت‌و‌گو‌ها، آمادگی تهران را برای ادامه مذاکرات اعلام» شده است. دبیر شورای عالی امنیت ملی «نظام»، در این نامه تاکید کرده است که «موفقیت گفت‌و‌گو‌ها در گرو برخورد سازنده گروه پنج به علاوه یک با ابتکارهای جمهوری اسلامی ایران» خواهد بود.

روزی است پر خبر. حسین موسویان – مذاکره کننده اسبق جمهوری اسلامی در مساله اتمی- دروب سایت «فارین افرز» می نویسد: «آيت الله خامنه ای رهبر ايران هشدار می داد که اعتماد به آمريکا ساده لوحی است. آيت الله خامنه ای در آن زمان نيز همچون امروز معتقد بود که تنها هدف آمريکا تغيير رژيم در ايران است.»

تاریخ نشان خواهد داد که تکرار سیاست تهدید ـ تشویق برای «وقت کشی» جدیدی است و خوراک در خور را در لحظه مناسب در دهان باز «سوسمار زیرک» می ریزد یا نه؟ ایران- چنانکه هنری کسینجر می گوید «شرایط را به نفعِ» آمریکا رقم می زند؟ فراهم سازندگان این شرایط مامورند یا نادان؟

سرگئی ریابکوف، معاون وزیر خارجه روسیه ـ نخستین کشوری که بسرعت واکنش نشان می دهد ـ انگار ازآب افتادن دهان سوسمار خبر دارد: «اینکه فاصله میان ایران و برخوردار شدن فرضی از دانش ساخت سلاح هسته‌ای در حال کم شدن است برای ما نگران‌کننده است.»

هفته و ماه تمام می شود.آمار جديد تعداد كاربران اينترنت جهان نشان مى دهد كه ايران با ۳۶ ميليون و ۵۰۰ هزار كاربر، بیشترین کار بر رادرخاورمیانه دارد. یک سال از زندان خانگی موسوی و کروبی -رهبرانی که اکثریت این کاربران به انها رای دادند- می گذرد.

محسن رضايی می گويد: «بعد از انقلاب تحولی در جامعه ايران ايجاد نشده است.اگر مسير محمود احمدی‌نژاد ادامه پيدا کند کشور به سمت پرتگاه می‌رود و اگر به گذشته برگردد، شکست می خورد.»

حميد روحانی، مورخ رسمی جمهوری اسلامی اعتراف می کند: «امروز جاه‌طلبی‌ و شهوت‌ قدرت و منصب است که خودی‌ها را به جان هم انداخته و باندبازی‌ها و جناح‌بندی‌ها پديد آورده است.»

آیت الله دستغیب، حرفش این است که در انتخابات ۸۸، «جمهوری» برداشته شد و با این رفتارها «اسلامی».

منظورش از جمله رفتار با زندانیان است که یکی از آخرین آنها دکتر مهدی خزعلی باشد. اواز زندان به فرزند آیت اله منتظری نامه ای می نویسد؛ سند بر باد رفتن اسلام و جمهوری توسط «نظام»: «ظلمی که بر من می‌رود یک از صد برابر ستمی است که بر هم بندی‌های من روا داشته‌اند.در شکنجه‌ها رعایت موارد دینی و اخلاقی هرگز نشده است تا جایی که عزیزان دربند شکنجه گران را به «بی‌بی دو عالم فاطمه زهرا سلام الله علی‌ها» سوگند می‌دهند و بازجو باتمسخر می‌گوید: «این حاجیه خانم کیه؟!» و در‌‌ نهایت قاضیان بیدادگاههای انقلاب آن‌ها را در محاکمه چند دقیقه‌ای بدون حضور وکیل به حبس‌های طویل المدت محکوم، و زندگیشان را متلاشی می‌کنند. حال می‌فهمم که والد معظم شما از چه فریاد می‌زد، خدایش رحمت کند و ریشه این ظلم را بکند.»

بر فضای مجازی جمله ای از پرسی بیشلی، غزلسرای انگلیسی:

حقیقت ممکن است پنهان شود….اما هنوز می سوزاند

و شعری از احمد شاملو:

من و تو یکی شوریم

از هر شعله ای برتر

که هیچ گاه شکست را برما چیرگی نیست

چرا که از عشق روئینه تن ایم


زمستان سخت

هوشنگ اسدی

بیست و دوم بهمن دیگری می رسد. قامت مقوائی»امام» انقلاب رابر فرش می برند و جانشینش رابرعرش می نشانند. رئیس دفترش «رهبر من» را بر دهان نلسون ماندلا می گذارد ومشاورویژه نظامی اش او را «رهبر مسامانان جهان» می داند. وصفات تازه ای برای سیدعلی خامنه ای ردیف می شودکه یکی هم در وصف سید روح اله خمینی نیامده بود:یکی از تفضلات خداوند متعال، یکی از عنایات خاص حضرت مهدی برای ملت ما و برای ملت‌های اسلامی جهان، هوش و توانایی متحیر کننده، تدبیر، خردمندی، دوراندیشی، قاطعیت و مدیریت.

در بیست و دوم بهمن ۱۳۵۷ «رهبر کبیر انقلاب» انجام شعارهای «استقلال، آزادی» را وظیفه خود دانست، آباد سازی قبرستان ها را به «نظام ستمشاهی» نسبت داد و» نظام اسلامی» را تنها راه رسیدن به رفاه و آزادی تبلیغ کرد.

اکنون بعد از سی و سه سال قبضه کامل امور توسط جمهوری اسلامی، کسب در آمد افسانه ای از نفت، «رهبر فرزانه» بر ایران حاکم است چنان سلطانی لباس شیخ پوشیده وگوش بسته بر هراس سردارانی چون حسین علائی که بازتولید سلطنت را هشدار می دهند.

ناظرانی بردن «امام» بر مقوا را «خمینی زدائی» ارزیابی می کنند: تصویر رهبر کبیر انقلاب و همراهان و یارانش باید از اذهان پاک شود. گفتی، این وظیفه را پدر عروس «امام خامنه ای» بر عهده می گیرد.

غلامعلی حداد عادل رک و پوست کنده بر»امام» و یارانش خط قرمز می کشد و تکذیب بعدیش هم قابل فهم است: «امام خمینی که معصوم نبود. خیلی از کارهایش ممکن است اشتباه بوده باشد. ایشان در سن هفتاد و شش سالگی رهبری نظام را بر عهده گرفت و به لحاظ جسمانی ایشان رهبری نشسته بودند. رهبری نشسته که اطرافیانی آلوده داشت. آنهائی که در بیت حضرت امام (ره) بودند و زمانی از امام حکم داشتند و مملکت را اداره می کردند الان ماهیتشان روشن شده، اما افکار این ها از همان ابتدا نیز چنین بود و متاسفانه به خاطر باطن پاک و زلال امام که کمی آغشته با زودباوری بود اینها توانسته بودند به بالاترین لایه های حکومت اسلامی رسوخ کنند.عده ای می گویند آقای هاشمی ایشان (خامنه ای) را به رهبری رساند. اما واقعا این خدا بود که آقای هاشمی را دچار محاسبات اشتباه کرد. آقای هاشمی محاسباتش دنیوی بود پیش خودش احساس کرد دوستی اش با حضرت آقا برای آینده سیاسی اش مفید است.»

از کسانی که از «پیر و ساده و نشسته » بودن «امام» سودجستند ودربیتش «رسوخ» کردند، سه تن را می توان در حوادث هفته دید: هاشمی در میدان مین سیاست و موسوی و کروبی در زندان.

هاشمی رفسنجانی که به ترفند خامنه ای را برکشید، اکنون می کوشد تا از «کشتی نظام» به دریای توفانی پرتاب نشود. و سالگرد حبس خانگی دودیگر می رسد. فرزندانشان در نامه ای به حبس «غیرقانونی و غیرانسانی» آنها اعتراض می کنند.

و «نظام» به تمامی در قبضه «رهبر خردمند» است و ایران تحت سلطه اش در هفته منجربه سالگرد دیگری از انقلاب چهره ای چنین دارد:

پاسخ کارشناس اقتصادی به روز چنین است:جمهوری اسلامی در آستانه ورشکستگی است.

جعفر قادری، عضو کميسيون برنامه و بودجه مجلس، آمار می دهد: «خط فقر ۱۵ تا ۲۰ درصد نسبت به سال گذشته افزايش پيدا کرده و با اين حساب به ۹۶۰ هزار تومان ‌رسيده است.»

عباس وطن پرور، نماينده سابق کارفرمايان در سازمان بين المللی کار، این آمار را دقیق می کند: «نرخ خط فقر در شهرهای بزرگ ايران يک ميليون و ۶۰۰ هزار تومان است.»

هفت ميليون و ۵۰۰ هزار کارگر ايرانی را که با خانواده‌هایشان حدود ۳۰ ميليون نفر از جمعيت ايران را تشکيل می‌دهند.، می توان پشت این خط سیاه دید. ۸۰ درصد کارگران در ايران حداقل حقوق ۳۳۰ هزار تومانی دريافت می کنند. کارگرانی که «امام خمینی» در شعار دست و بازویشان را می بوسید و «امام خامنه» ای درعمل نان شبشان راهزینه ساختن سلاح اتمی می کندو برای کشتار مردم سوریه در اختیار دیکتاتورسوریه می گذارد.

حدود ۷۰ درصد از بازنشستگان تامين اجتماعی ماهانه حدود ۴۰۰ هزار تومان حقوق دريافت می کنند. واینها تنها آمار هفته ایست که به سالروز «انقلاب شکوهمند اسلامی» می رسد.

روزنامه ها در فضای خفقانی تحت سلطه «رهبر فرزانه» یک نفس بلندتر بزنند به روزگار» روزگار» و» آئین گفت وگو» دچار می شوند. رسانه های معتبر جهانی جای آنها را پر می کنند.

نیویوریک تایمز می نویسد: «یکی از راه های شناسایی اضطراب عمیقی که بر جامعه ایران سایه افکنده است سر زدن به خیابان منوچهری در قلب تهران است؛ جایی که انبوهی ازجمعیت روزانه، درست مثل مبادله مواد مخدر، به خرید و فروش دلار آمریکا مشغول هستند.حمید، مهندس ساختمان، که در کنار دلالان ارز ایستاده است می گوید: «می ترسم یا نه؟ معلوم است که می ترسم. ولی نیاز به پول دارم. قیمت خوراک بالا می رود و حقوق من کفاف نمی دهد.» او با نگاهی به اطراف می گوید اکنون تمام دارایی خود رابه دلار تبدیل کرده است. او هم مانند بسیاری دیگر ازایرانیان، مقادیری برنج و حبوبات انبار کرده است.»

عامل این معاملات دیوانه وار شوک واقعی اقتصادی نیست؛ تحریم های نفتی اروپا هنوز به اجرا در نیامده است؛ نوعی ترس از وضعیت کشور و احتمال بروز جنگ و وخامت اوضاع اقتصادی باعث این وضعیت شده است.

تحریم ها، مانند آب رخنه کرده به سرعت راه بازمی کنند و تاثیر خود را نشان می دهند.کشتی های غله از بنادر کشور برگشته اند. بیم خطر قحطی نان و مواد غذائی می رود.

تحریم ها این هفته هم گسترش می یابد. اول هفته، باراک اوباما دستور توقیف دارایی‌های بانک مرکزی، نهادها و وابستگان حکومت ایران را صادر ودر نامه ای به کنگره آمريکا تصريح می کند: «با توجه به اقدامات فريبکارانه بانک مرکزی و ديگر بانک های ايران برای پنهان کردن معاملات (افراد و نهادهای) مورد تحريم، نبود مقرارات ضد پولشويی موثر و اجرای آن، و همچنين با توجه به اينکه فعاليت های ايران برای نظام مالی بين المللی خطری مدوام و غيرقابل قبول است، تحريم های بيشتر را ضروری می دانم.»

آخر هفته، کمیته امور بانکی مجلس سنای آمریکا، بررسی طرح‌ها و پیشنهاد‌های تازه‌ای را برای گسترش تحریم‌های یک‌جانبه آمریکا علیه جمهوری اسلامی در دستور کار قرار می دهد.یکی از این طرح‌ها قطع مهم‌ترین کانال ارتباطی سیستم بانکی ایران با دنیای خارج است. ایران در سال گذشته میلادی تنها با استفاده از سیستم «ارتباطات الکترونیکی میان‌بانکی» حدود ۳۵ میلیارد دلار از امور تجاری خود را با اروپا انجام داده است.

امارات و قطر نیز بانك مركزی ایران را تحریم می کنند.

دادصادرکنندگان هندی برنج به ایران در می آید: ایران از پرداخت پول ۲۰۰ هزار تن برنج به آنها بازمانده است.

حتی مالزی هم از قطع صدور روغن نخل خود به ایران خبر می دهد.

بحران در صدور و دریافت بهای نفت، مدام عمیق تر می شود.مشتری های باقیمانده دبه در می آورند و «نظام» از موضع «اقتدار» گردن می گذارد. وزارتخانه زیر رهبری سردار رستم قاسمی توافق می کند تا ۴۵ درصد از پول فروش نفت خود به هند را به روپيه دريافت کند. ايران سالانه ۱۲ ميليارد دلار نفت به هند صادر می کند.

چینی ها هم که خریدنفت را نصف کرده اند «بهای نازل‌تر و با شرایط مناسب‌تری» را انتظار می کشند. دلار هم این هفته مورد بحث است تا از مناسبات مالی دو کشور حذف شود. جمهوری اسلامی روز روشن طلای سیاه می دهد و بنجل می گیرد.

پاسخ مدیران لبیک گوی «رهبر دور اندیش»:

یا شعار است:

سردار شکنجه محمدرضا نقدی، توی دهان جهان می زند و همه اثرات تحریم را یک تنه از میان می برد: «انقلابی به عظمت انقلاب اسلامی هرگز تسليم بوروکراسی اداری که به اسم تحريم تصويب شده است، نمی شود. محصول تحريم‌های غرب به وجود آمدن يک اقتصاد شکوفا و شکست‌ناپذير است. تصويب تحريم عليه ايران نشان‌دهنده دست خالی اروپا و غرب است. تحريم غربی‌ها در نطفه شکست خورده و بی‌خاصيت است، چراکه اساسا ماهيت اقتصادی ندارد و ماهيت آن اداری و بوروکراتيک است.»

یا بازی با اعداد روی صفحه کاغذ:

احمد توکلی، رئیس مرکز پژوهش های مجلس می گوید: «بودجه، از جهت نقض قوانین بودجه ریزی و عدم رعایت قوانین، حیرت آور است.»

و یا تهدید تو خالی:

سردار قاسمی، فرمایش می فرمایند: «اروپا نباید خود را از یک انرژی مطمئن همچون گاز طبیعی ایران بی‌بهره سازد. کشورهای اروپایی باید به دنبال خرید گاز از ایران باشند تا در زمستان‌های سخت با قطعی گاز طبیعی روبه‌رو نشوند.»

اشاره مقاطعه کار بزرگ که برصندلی وزیر نفت نشسته به بارش برف و سرمای شدیدی است که از قزاقستان تا اروپا را فراگرفته ‌است.

مجلسیان هم همین ساز ناشیانه را می زنند: «ایران منتظر فرا رسیدن زمان تحریم خرید نفتی نمی‌ماند.»

این دویست نماینده «خواستار جایگزین کردن خریداران نفت ایران در اروپا با کشورهای دیگر» هستند.

معلوم نیست سواد خواندن اخبار را ندارند و یا اجازه اش را. ظاهرا کسی باید خبر روز رابرایشان بخواند: «دیوید پترائوس رئیس سازمان اطلاعات و امنیت آمریکا (CIA) می گوید: درصورت تحریم نفت ایران، عربستان سعودی می تواند با افزایش تولید، این کمبود را در بازارهای جهانی جبران کند.»

پیشتر هم علی النعیمی وزیر نفت عربستان سعودی از آمادگی کشورش، برای جبران کمبود نفت در بازارهای جهانی خبر داده بود.

اوضاع داخلی «ام القرای اسلام» چنین است. امن وامان. مردمان در رفاه و آسایش. «رهبر مسلمانان جهان» باید به فکر امور جهانی باشد که هست. درنمازجمعه حضور می یابد ودرمیان جمعیت سازمان داده شده قول می دهد که هر کسی با «غده سرطانی» اسرائیل مقابله کند از حمایت و کمک ایران برخوردار می شود: «از حالا به بعد، در هر جایی، اگر ملتی یا کشوری با رژیم صهیونیستی مقابله کند، ما آن را تائید می کنیم و به آن کمک می کنیم. ما از بیان این مطلب ترسی نداریم.»

جان هادسن در آتلانتیک وایر می نویسد: «این سخنان در زمانی گفته شده که لئون پانه تا معتقد است اسرائیل تا چند ماه دیگر به ایران حمله می کند. اکنون ببینیم علی خامنه ای قصد دارد به چه گروه هایی کمک کند تا به «مقابله» با اسرائیل بپردازند. پاسخ این است: القاعده، حماس، جهاد اسلامی فلسطین، جبهه اسلامی فلسطین و حزب الله.»

«رهبر فرزانه» گویا از تحولات روز هم بی خبر است. حماس و فتح به وساطت قطرتوافق می کنند که ریاست دولت انتقالی برعهده‌ محمود عباس باشد.اسماعیل هنیه، بعد از اقامت چند روزه در دوحه و انجام مذاکرات رسمی با مقامات قطر به تهران می آید. ناظران سیاسی معتقدند: «این سفر در آستانه خانه‌تکانی سیاسی با اهمیتی صورت می‌گیرد که در نهایت گروه نظامی‌گرای حماس را از محور دمشق ـ-تهران دور و به عمل‌گرایان ثروتمند و بانفوذ منطقه نزدیکتر خواهد ساخت.»

تغییر جهت سیاسی حماس و دور شدن از روش‌های افراطی گذشته را، که بیش از هر عامل دیگری می‌توان به شکل گرفتن تغییرات سیاسی ناشی از بهار عرب، و اکثریت یافتن اخوان‌المسلمین و اسلام گرایان معتدل در پارلمان مصر نسبت داد، عملا از ماه‌های پایانی سال گذشته مسیحی، با آزادی گیلعاد شلیط، سرباز اسیر اسرائیلی و مبادله او با ۱۰۲۷ زندانی فلسطینی به مرحله تازه‌ای وارد شد. شلیط که در سال ۲۰۰۷ توسط مردان مسلح فلسطینی ربوده شد، و بیش از ۵ سال در اسارت بسر ‌برد، با فشار دولت تازه مصر و حمایت اسلامگرایان آن کشور، از سوی حماس آزاد شد.

«هوش و توانایی متحیر کننده» رهبرجمهوری اسلامی باز هم به نتیجه رسیده ومیلیون ها دلار پرداختی از کیسه مردم ایران به حماس عملا بر باد رفته است. ایشان «با قاطعیت و مدیریت» خود، در مناسب ترین دوره برای دفاع مجدد از بشار اسد وارد صحنه می شوند.اخبار هم بی کم و کاست این فراست رهبری را تائید می کنند.

بان گی مون، دبیرکل سازمان ملل می گوید: «کشتار حمص، مشروعیت حکومت سوریه را از بین برده است.»

دست سردارقاسم سلیمانی هم از این کشتار بی سابقه، خونین است. تجربه سرکوب جنبش سبز را به دمشق برده وحالا در اتاق جنگ سوریه به کارگرفته است.

آمریکا سفارتش را در سوریه می بندد. بریتانیا، فرانسه و اسپانیا سفیران خود در سوریه را فرا می خوانند. اتحادیه اروپا نیز برای وضع تحریم‌های شدیدتری علیه رژیم بشار اسد آماده می‌شود.

کشورهای شورای همکاری خلیج، سفیران خود از دمشق باز می خوانند و سفرای سوریه را اخراج می کنند.

فرماندهان جدا شده از ارتش سوریه از تاسیس شورای نظامی انقلابی سوریه خبر می دهند.سر لشکرمصطفی احمد الشیخ، یکی از فرماندهان عالی رتبه که ازارتش سوریه جدا شده، می گوید: «این شورا به مثابه اعلام آماده باش عمومی برای رهایی سوریه از رژیم اسد است.»

تنها روسیه و چین با وتوی قطعنامه شورای امنيت عليه دولت سوريه، به آن «مجوز برای ادامه کشتار» می دهند.

پشتيبانی نمادین مسکو از رژيم اسد، اقدامی است برای يافتن راهکار مسالمت آميز تغيير رژيم سوريه، با حفظ نفوذ و حضور روسيه در آن کشور. بشار اسد در حضورلاوروف وزیر خارجه روسیه که به دمشق رفته، وعده رفراندوم اصلاح قانون اساسی سوریه درآینده نزدیک را می دهد.

امیر طاهری- تحلیل گر سیاسی- پشت صحنه حمایت روسیه را می بیند: «روسیه منافع استراتژیکی در حفظ رژیم بشار اسد دارد. بندر طرطوس در سوریه تنها پایگاه نیروی دریایی روسیه در مدیترانه است. اگر این بندر از دست برود، روسیه عملا تبدیل به کشوری خواهد شد که نمی‌تواند نیروی دریایی در آب‌های آزاد داشته باشد. از سوی دیگر قرارداد اجاره‌ای که روسیه برای پایگاه اصلی نیروی دریایی خود در سباستوپول اوکراین دارد تا سال ۲۰۱۷ به اتمام می‌رسد و احتمالا اگر اوکراین به پیمان آتلانتیک شمالی بپیوندد، روسیه آن پایگاه را هم از دست خواهد داد.»


و همه راهها به «مساله اتمی» ختم می شود.منابع ديپلماتيک می گويند: «ايران فعاليت غنی سازی اورانيوم در تاسيسات زير زمينی فردو، در نزدیکی شهر قم، را گسترش داده است.»

غنی سازی به ساختن بمب اتمی راه دارد. همه گزینه ها برای جلوگیری ازاین امر روی میز است و چشمان نگران به پرونده جنگ دوخته شده است.

یک نظر سنجی عمومی در آمریکا نشان می دهد 49 درصد آمریکائیان از اقدام نظامی علیه ایران برای جلوگیری از دست یابی این کشور به سلاح هسته ای حمایت خواهند کرد در حالیکه 31 درصد با آن مخالف هستند.

آخرین سخنان «رهبر فرزانه» بهترین دستمایه برای راندن آن 31 درصد به سوی مقابل است: دولت یهود «غده اي سرطاني است که باید از بین برود.»

لوموند از حضور» مخفیانه» رییس موساد در واشنگتن خبر می دهد که معلوم نیست چرا به مطبوعات راه می یابد. موضوع اصلی دیدار این است: «حمله به تاسیسات تهران.»

در اسرائيل ژنرال جديدی به فرماندهی نيروی هوايی اين کشور منصوب می شود که پيشتر آشکارا گفته است: «وجود يک ايران اتمی موجب ايجاد يک جنگل جهانی هسته ای می شود و لذا ايران هسته ای قابل تحمل نيست.»

ژنرال امير ايشيل، بعد از انتخاب تنها سخنش این است: «من به بزرگی و خطير بودن اين مسئوليت آگاه هستم و مصمم هستم تا هر چه که در توان دارم، برای اجرای شايسته وظيفه ای که به من محول شده است، به کار ببرم.»

گزارش فیگارو از منطقه آتش خواندنی است: «اعزام ناو و کماندوهای آمریکایی به خلیج فارس»

هفته به آخر می رسد. مراسم دولتی سالگرد «انقلاب شکوهمند» در راه است. سخت ترین زمستان جمهوری اسلامی به پایان ماه نخست خود می رسد.

گرگها بر سر تصاحب آرای فرمایشی می جنگند. هر قبیله سهم بیشتری می خواهد.

خبرگزاری دانشجویان ایران تفسیری تازه از جمله معروف «امام خمینی» ـ میزان رای مردم است ـ می دهد تا معلوم شود: رای مردم همیشه میزان نیست.

با نزديک شدن به زمان برگزاری انتخابات مجلس در دوازدهم اسفندماه، شکاف و اختلاف بين اصولگرايان تشديد شده است و جريان‌های مختلف درون اين جناح با پنج فهرست جداگانه در انتخابات تهران شرکت خواهند کرد.

محمود احمدی‌نژاد برای پاسخگویی به مجلس احضار می‌شود.

و ماه اول، زمستان سخت به آخر می رسد.آفتابکاران در پشت سیاهی و سرما، گل سرخ خورشیدرا می بینند و فضای مجازی را روشنائی می دهند:

سر اومد زمستون شکفته بهارون

گل سرخ خورشید باز اومدو شب شد گریزون

کوهها لاله زارن لاله ها بیدارن

تو کوهها دارن گل گل گل آفتابو می کارن

توی کوهستون دلش بیداره

تفنگ و گل و گندم داره میاره

توی سینه اش جان جان جان

یه جنگل ستاره داره، جان جان، یه جنگل ستاره داره

سر اومد زمستون شکفته بهارون

گل سرخ خورشید باز اومدو شب شد گریزون

لبش خنده نور دلش شعله شور

صداش چشمه و یادش آهوی جنگل دور

توی کوهستون دلش بیداره

تفنگ و گل و گندم داره میاره

توی سینه اش جان جان جان

یه جنگل ستاره داره، جان جان، یه جنگل ستاره داره


عکس «جاسوسان ایرانی» در بنیاد اولاف پالمه!

جمعی از «جاسوسان ایرانی» بطور «مخفی » در بنیاد اولاف پالمه کنفرانسی تشکیل دادند. عکس حاضران و اسناد بدست آمده ا زاین گردهم آئی بطور اختصاصی منتشر می شود. 

 گزارش نشست استکھلم : جمع متنوعی از مخالفان جمھوری اسلامی ايران، در تاريخ 15و 16 بھمن ماه 1390 (4 و5 فوریه 2012)  به دعوتمرکز بين المللی اولاف پالمه در سوئد گرد ھم آمدند و در يک فضای دوستانه ، بر ادامه گفتگو و ضرورت وفاق ایرانی برای نفی استبداد، و نفی ھرگونه تبعيض و نقض حقوق بشر، برای دموکراسی بر مبنای جدايی نھاد دين از دولت و انتخابات آزاد بر اساس معيارھای بين المللی توافق کردند.

 شرکت کنندگان در اين نشست، برای تداوم و گسترش اين گفت و گوھا در جمع ھرچه بزرگ تری از نيروھای اپوزيسيون ھم صدا شدند.

امضا کنندگان:

امين احمدی

فريدون احمدی

شھريار آھی

ھوشنگ اسدی

جواد اکبرين

نوشابه اميری

ناصر بليده ای

جما بورش

ناھيد بھمنی

رامين پرھام

مھشيد پگاھی

ليلی پورزند

محمد تھوری

آرام حسامی

ناھيد حسينی

محسن خاتمی

جواد خادم

مھدی خرازی

فرشاد دوستی پور

نيما راشدان

احمد رأفت

محسن سازگارا

ماشا: سليمی

گلاله شرفکندی

حسن شريعتمداری

رضا طالبی

شھران طبری

مزدک عبدی پور

 اکبر عطری

نادر عصاره

خالد عزيزی

ميرو علی يار

شھلا فريد

سعيد قاسمی نژاد

ياسين قبيشی(اھوازی)

مھرانگيز کار

گيتی کاوه

بھزاد کريمی

مسعود مافان

محسن مخملباف

مريم معمار صادقی

منوچھر مقصودنيا

عبدالله مھتدی

عليرضا نوری زاده

سينه زير چادر، هوشنگ اسدی

هوشنگ اسدی

از عجايب روزگار پر عجايب ما شايد هم يکی اين باشد که سينه زير چادر از نظرها افتاد چندانکه همه از موافق و مخالف درگير سايه سار چادر بودند.

کمتر هم توجه شد که «ما» ی مخاطب اين نوشته ـ– من و شما وما-ـ طبقه متوسط است که درهمه جاو ايران، زادگاه»فرد» و خاستگاه حقوق بشری است؛و صدالبته در همه جاو ايران»ما»های ديگری هم هست. سی و اندی سال می گذرد که يکی از اين»ما»ها ـ– طبقات و اقشار اجتماعی-ـ همه هستی»ما» ها ی ديگر را انکار کرده و هرجا صدائی برخاسته به خون کشيده است. اين»ما»ی سرکوبگر ديگر حامل «فرهنگ» خوداست با معيارهايش و»گفتمان» خاصش .يکی از سنگ پايه های اين «گفتمان» لباس زنان است که در چادر و»حجاب برتر» تجلی می يابد. و اين نيز آشکار است که در «گفتمان ما» ـ معتقدان به جنبش مدنی-ـ چادر فقط يکی از انواع پوشش زنان است و هربانوئی حق دارد که به انتخاب خود آن را بسر کند و يانه. از ديدگاه مدنی چادر پوش به همان اندازه حقوق انسانی دارد که بيکينی بر تن.

بحث صاحب اين قلم در باره فيلمی که چادر الگوی جمهوری اسلامی را بر تن شخصيت اصلی خود می پوشاند و ازآن معيار فرهنگی بر می کشد ،ادامه دارد که هم فيلم در راه کسب جوايز جهانی ديگر است و هم بحثکی که درزير موج گسترده دفاع ناموسی از فيلم پديد آمده، ادامه آن را ضروری تر از آغاز می کند.

**

اما، مراد از بازنوشت بخش دوم نوشتار» ما عاشقان چادر و سينه» نشان دادن مستندات آن و رابطه اش با حقوق انسانی در جامه مدنی است.

بحث در باره «سينه برهنه» که فشرده اش در آن نوشتار آمد، چنين است به تفصيل :دستی سينه برهنه بازيگری ايرانی را از ميان يک فيلم مستند می برُد و به فضای مجازی می برد. «ما» -، تاکيد می کنم «ما»ی پيرو گفتمان «آزادی» که عموما برخاسته از طبقه متوسط هستيم ،- به لحظه ای حيران سينه برهنه می شويم. محصولی ديگربرآمده از سياست های جمهوری اسلامی.همان سياست سينمائی که درها را بروی بازيگر»زن» جوان موفقی چنان به خشم بست که با چشمان گريان ترک وطن کرد. او نخستين نبود، اميدوارم آخرين باشد. بياد بياوريم شهره آغداشلو را، آذر شيوا را، سوسن تسليمی را وبرسيم به شبنم طلوعی و با پوزش از نام هائی که به ياد نمی آيد؛ تابرسيم در اين لحظه به گلشيفته فراهانی . از کودکی خيابان مدبر می شناسمش در دامان خانواده فرهيخته. فهميه ای فهيم و صبور که خود سوخته سياست های جمهوری اسلامی است و بهزاد که»سفر سنگ «را برای ويرانی خانه ظلم می خواست و در سفر زندگی، پير دير شد که شنيده ام در صحنه می گريد و چندان که سالن به هق هق درمی آيد.

درآخرين ديدار تهران با دخترکم گلشيفته که ديگر زنی تمام بود و بر پله های اول نردبام هنر، شادمانه رقصيده ام. او به مهارت يک ستاره و من به ناشيگری مردی از دوران گذشته. وگرداگرد ما ميهمانان آن عروسی به نظاره: بيشتر بر بادشدگان جمهوری اسلامی. زنی شويش قربانی کشتار تابستان مرگ باگيسوانی که درانتظار بهبود » گيتی» سپيد شده بود و هنوز اميد را آه می کشيد. و»عمو»يی بلند بالا،بازمانده نيم قرن رنج و زندان و….

شبی که خبر ممنوع الخروج بودن «گلی» را از تهران گرفتم و فردايش تيتر اول»روز» شد، دانستم خنجر بر گلوی دخترکم گذاشته اند. داستان احضار و بازجوئيش را شنيده بودم. بيرون دربازجوئی اوباش جمهوری اسلامی به تهديد برای تجاوز ايستاده بودند و دخترکم وقتی برگشت جامه اش از هراس خونين بود….ترس حتی بر طبيعت غلبه کرده بود….

و حالا زاده فهميه و بهزاد، دختر»ما»،در فضای سينمائی فرانسه زندگی می کند. جز يک بار» جن توله»-ـ به تعبير همسرم ـ– را نديده ايم. و مدام در نگاه ماست . و سينمای فرانسه اين روزها دارد به بزرگترين حادثه سال خود يعنی مراسم سزار نزديک می شود . فرانسوی ها که بزرگترين و معتبرترين جشنواره هنری جهان را هر سال در کن بر می گزار می کنند، بجان می کوشند اين اسکار فرانسوی را رنگ و روغن بيشتر بزنند تاباندازه های حريف قدر آمريکائی برسد. مجله استوديو هم که برای ادامه حيات مدتهاست با مجله سينه لاو يکی شده، هرسال درآستانه برگزاری سزارابتکار تازه ای دست و پا می کند. امسال، قرعه فال به نام ژان پاتيست موندينو-ـ عکاس سرشناس فرانسوی-ـ می زنند.او هم۲۸ بازيگر از ميان ۳۱ هنر پيشه معرفی شده به جشنواره سزار را تحت عنوان «تن ها و روان ها» موضوع کليپی ۹۰ ثانيه ای قرار می دهد . بازيگران از زن ومرد در برابر دوربين جامه از بالا تنه خود می گيرند و شعری در باره» برهنگی تن و روان» می خوانند. همين. فيلمی است که داستان کامل ساختنش ، عکس ها و شعر متن اش را باترجمه صحيح می توان اينجا ديد. فيلم در ۴۰۰ سينمای فرانسه در حال نمايش است تاپايان ژانويه و آکادمی سزار دو تن از اين ۲۸ بازيگر را بر می گزيند. تمام. به همين سادگی. و بازيگر ايرانی تنها يکی از اين ۲۸نفر است. نه فيلم کاری به مبارزه دارد ،چه برسد به نبرد سهمگين «ما» با استبداد مذهبی خونريز.نه در باره برهنگی به معنای جنسی آن است که نه بدن، روح را هم می طلبد. نه ربطی به اصل فمينيسم و نسخه های بدلش دارد. تمامی کليپ درمتن فرهنگ سينمائی قابل درک است. هيچ چيز نوئی هم نيست. برای همين آب هم از آب تکان نمی خورد. البته در فرانسه. بی شک اين کليپ و حتی مراسم سزار مخالف هم دارد. اما تکيلف جامه مدنی با آن روشن است. هر انسانی حقوقی دارد تعريف شده و دامنه بلندی برای تحرک و پيشرفت. سينما هم خصوصيات خودش را دارد. سينماست. هنر است. سلحشور نامی که نماينده تام وتمام «گفتمان» فرهنگی جمهوری اسلامی است ، سينمارا چنين می فهمد و هنر راکه هر زن بازيگری حتی دررخت و لباس تحميلی و مسخره سينمای «ما»ی سلحشور «روسپی» است. و هنر که زاينده ونوس است و مجسمه داوود، برهنگی را از متن ضرورت بيان هنری بر خيزد؛ هنر می داندو حتی بر سقف و ديوار مقدس ترين مکان ها فرشتگان خدا را برهنه تصوير می کند و پايش امضای خدايان هنر را می گذارد.

عجيب نيست سخن انواع سلشحور ها که مدافع «گفتمان» دروغزن و ريا کارانه «ما» ی حاکم بر سياست و هنر ايرانند. شگفت است که»ما» ـ– تکرار می کنم «ما» ی پيرو انديشه مدنی-ـ به لحظه ای سينه برهنه را پرچم مبارزه می کنيم. توفانی بپا می شود. موافق و مخالف. تفسيرو خبر. جنگ و جدال. همه عقده های جامعه ايران که در آستانه» انفجار جنسی» است بيرون می ريزد. سينه برهنه ۲۷ بازيگر ديگر را که نيمی از آنان مردانند ،نمی بينيم. سينه بازيگرايرانی می شود محمل . بياد نمی آوريم تاريخ خودرا. قره العين را بخاطر نداريم که پيشتر از يک قرن پيش در برابر ۰۰ ۳هزار شمشير برهنه حجاب از سر گرفت. نمی بينيم دختران ما را، پرستو را،مرضيه را، فاطمه را… که درهمين روزها دستبند می زنند و می برند. گل های باغ»ما» رايکی يکی می چينند به خشم ونفرت. به زندان می برند با غل و زنجير.

-احسان هوشمند ، سعيد مدنی ، فاطمه خردمند ، پرستو دو کوهی ، مرضيه رسولی ، سهام الدين بورقانی ،شاهرخ زمانی…

برای اندکی از ما دفاع از آزادی مدنی بازيگر ايرانی تناقضی با دفاع از ياران زندانی ندارد. درست هم همين است. سخن با آن انبوه است که درعمل نشان می دهد:

– بی خيال، گلشيفته را بچسب…

و حال می کنيم. مهم نيست که خود صاحب سينه ادعا ندارد که برای مبارزه اين کار را کرده.او بازيگر است و براه حرفه خود می رود. اما برای»ما»-ـ لطفا به تعريف من از «ما» در سطور بالا توجه کنيد-ـ چه اهميت دارد که در متن يک توليدسينمائی اين کار شده است؟ انگار نه انگار ناوهای جنگی به آبهای ايران می روند. نمی شنويم برطبل جنگ می کوبند.رفتن ايرج گرگين را که در ايجاد جهان مدرن رسانه در ايران نقش اساسی داشت. عبداله مومنی در زندان گم شد. حتی اندکی فکر نمی کنيم که اگر سينه برهنه علامت مبارزه باشد، زنان بسياری در سينمای ايران برهنه شده اند. مشهورترينشان مادر يکی از بازيگران همين فيلم » جدائی نادر از جنبش «-ـ به تعبير من-ـ است. بازيگر نامی شهره آغداشلو به تبع نقش در هتل آستوريا چنين کرد سی سال پيش و لوناشاد در فيلم محسن مخملباف همين چند سال پيش.

برای»ما» ـ– همان «ما» که در پی آزادی و حقوق بشر و جامعه مدنی است- ـ اينها مهم نيست. سوار بر موجيم. می رويم ومی رويم تا بازجويان روزنامه نويس درتهران همه پلشتی خو درا در فيلمی خلاصه کنند که قربانی آن قهرمان ماست: بازيگر جوانی که درمتن فعاليت سينمائی دريک فيلم، نقشی کمتر از يک ثانيه ايفاء کرد. شمقدری ها و سلحشور ها خيلی بسرعت و صراحت و وقاحت نشان می دهند که»ما» ی آنها با»ما» ی ما فرق دارد.

اما»ما»ی ما همين دو روز ديگر بازيگر جوان خود را بدست سرنوشت و حرفه خواهيم سپرد. بهاروعيد در راه است. راه مبارزه بسته است. در تهران نفس نمی توان کشيد. درپاريس و لندن و نيويورک و ديگر بلاددنيا که دست خونين جمهوری اسلامی مارا درآنها پراکنده، نمی توان کاری کرد که نمی کنيم؟ نمی شود برابر سفارت خانه های سوريه جمع شد و خود را از جنايات «نظام» مبری داشت؟ امکان ندارد که سفارت های روسيه و چين را در حلقه های انسانی محصور کنيم و بکوشيم دست آنها را از پشت نظام برداريم. ؟ معلوم است که دارد. هزار در باز است، هزاران راه هموار. و صدالبته که سنگر مبارزه خالی نيست. وگرنه بايد سرمان را می گذاشتيم و با همه افتخارات تاريخی می مرديم. تمام.

و، دريغا!بيشترين «ما» دوباره به خلوت بر می گرديم. خنجربرگلوی خود می کشيم. راه هم را می بنديم. هرجمعی رامی پراکنيم. آه می کشيم. عزای وطن می گيريم و بانتظار می نشينيم تا وسيله ای بيابيم و به آن بياويزيم.

شاملوی بزرگ ، سی سال پيش، «ما» را با اندوه تمام نگريست و .. سرود:

ای کاش می‌توانستم

يک لحظه می‌توانستم ای کاش

بر شانه‌های خود بنشانم

اين خلقِ بی‌شمار را،

گرد حباب خاک بگردانم

تا با دو چشم خويش ببينند که خورشيدشان کجاست

خورشيد»ما» يگانگی است که نداريم. يگانه که نيستيم، انديشه و برنامه نداريم وبناچار بر موج ها می رويم .

اين نوشتار-ـ دراين بخش و قسمت بعدی که تفصيل حکايت چادر سياه است-ـ مدعائی ندارد جز اين:

– «ما» ی» ما» تا مرزهايش را درفرهنگ و سياست از»ما»ی حاکم بر ايران جدا نکند، تابراه» گفتمان» خود نرود ، موج درموج به گرداب می رسد.

وگلشيفته از»ما» ست نه » برهنگی» اش در فيلم وسيله ما. به مصاحبه هايش گوش بدهيد. تاهمين بلندی که رسيده، سخن از ميهنش می گويد که پايکوب استبداد است. پيروزی او درسزار که انتظارش را می کشم، دستمايه شادمانی «ما» ست که شادی کمترين حقمان است.

و حکايت اما باقی است…

جهان علیه تهران

هوشنگ اسدی

بهمن می رسد. ماه انقلاب اسلامی. شعارهای انقلاب را حوادث روز، بعد از سی و سه سال تفسیر می کنند. استقلال: دلار درحال تبدیل شدن به پول رسمی کشور است؛ آنهم در سالی که رهبری سال «جهاد اقتصادی» خوانده بودش. آزادی: درهمین هفته دو رکورد جهانی دیگر بدست می آید: «رتبه ۱۷۵ام در میان ۱۷۹ کشور جهان از نظر آزادی مطبوعات » و» اعدام بیش از ۶۰۰ نفر در سال». و جمهوری اسلامی: «در بن بست اتمی گرفتار آمده». چنانکه جهان می بیند و اشپیگل آن لاین می نویسد.

در روزهای بهمن ۱۳۵۷ در تهران فریادهای «ماهمه سرباز توایم خمینی» شنیده می شد، در بهمن امسال «جنبشی درون نظام وزیدن گرفته است» که جانشین » امام خمینی» را نشانه دارد. سرداری دیگر از سرداران دوران گذشته که غلامعلی رجائی باشد، می آید تا سردار حسین علائی را در هجوم اوباش تنها نگذارد: «پچپچه های کوچه است که علنی می شود.» این دو سردار شاهد «مرگ هشت سردار سپاه در یک سال» اخیر بوده اند که همگی در دهه پنجم زندگی و بر اثر سکته و موارد نامعلوم به جهان دیگر رفته اند. هیچکس نمی داندسیستم امنیتی مخوف پایه ریزی شده توسط سعید امامی در حذف سرداران جنگ نقشی داشته است یانه، اما بروشنی می توان دست هائی که کنار گذاشتن هاشمی رفسنجانی از ریاست مجمع تشخیص را بار دیگر کلیدزده اند، دید.

در سالگرد دیگری ازانقلاب، تنها سید علی خامنه ای از گروه نخست رهبری باقی خواهد ماند و انبوه سردارانی که دوره اش کرده اند و از جنگیدن تنها رجز خواندن را می دانند.

در هفته اول ماه انقلاب، آخرین عربده کشی آنها کف می شود برآبهای خلیج فارس. فرمانده کل ارتش پس از مانور اخیر در تنگه هرمز فرموده بود ناوگان امریکا نباید دیگر به خلیج فارس بازگردد. کسی برای این حرف تره هم خرد نکرد.

دیوید کامرون، نخست‌وزیر بریتانیا، در دیدارازعربستان سعودی می‌گوید: «اگر ایران بخواهد تنگه هرمز را ببندد کشورهای جهان اجازه این کار را نخواهند داد. در مورد تنگه هرمز، منافع همه جهان در این است که این تنگه‌‌ باز بماند و من مطمئنم، اگر هرگونه تهدیدی برای بستن آن صورت گیرد، جهان دست به دست خواهد داد و کاری خواهد کرد که این تنگه‌ باز بماند.»

لئون پانته‌تا، وزير دفاع آمريکا، اعلام می کند: «ناو هواپيمابر «يو اس اس اينترپرايز» عازم خليج فارس می شود و عبور آن از تنگه هرمز پيامی روشن به ايران است.»

وناوگان امریکا بازمی گردد، نه تنها با اينترپرايز، با ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن و پنج کشتی جنگی دیگر.تازه ناوگان فرانسه و انگلیس هم همراه آن می آیند تا ضامن تحریم نفت ایران و بازنگهداشتن تنگه هرمزباشند.

عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس می فرماید: «آمریکا جرات نداشت به تنهایی از تنگه هرمز عبور کند.» سرتیپ حسین سلامی، یکی از رجزخوانان، صورت مسله راپاک می کند: «ناوهای جنگی آمریكا سالیان درازی است كه در خلیج فارس حضور دارند و تصمیم آمریکا برای اعزام ناوهای تازه، موضوع جدیدی نیست. باید اعزام ناوها را درهمین چارچوب دید.»
علی اکبر صالحی هم که معلوم نیست سر پیاز است، ته پیاز است و یا وزیر خارجه، یکسره منکر همه هارت و پورتهای سرداران می شود:» ایران هرگز قصد بستن تنگه هرمز را نداشته است.» رزمایش یک ماهه در خلیج فارس هم بدنیا نیامده، می میرد.

همکاران ما در روز وضعیت را در یک تیتر خلاصه می کنند: تحریم نفتی، آرایش جنگی. یک روز بعد از ورود ناوگان های آمریکا، انگلسی و فرانسه به خلیج فارس «ائتلاف اروپا و آمریکا علیه جمهوری اسلامی» برگ برنده ای بر زمین می زند.اتحادیه اروپا نفت، بانک مرکزی، تجارت الماس، طلا و دیگر فلزات گرانبها با ایران را تحریم می کند.وزیران خارجه ۲۷ کشور عضو اتحادیه اروپا، بر سر ممنوعیت هرگونه قرارداد جدید برای خرید یا انتقال نفت خام ایران به توافق می رسند. موافقت می کنند که همه دارایی‌های بانک مرکزی ایران را مسدود سازند، و هرگونه تجارت الماس، طلا و دیگر فلزهای گرانبها با بانک مرکزی ایران و دیگر ارگان‌های دولتی ایران را ممنوع می کنند.

دولت آمریکا تحریم های نفتی و بانکی اتحادیه اروپا را چنین می بیند: «گام محکمی در تلاش های جهانی برای افزایش فشار بیشتربرجمهوری اسلامی.» و بلافاصله وزارت خزانه داری امریکا بانک دولتی «تجارت» را در فهرست تحریم قرار می دهد. بانک تجارت در نقل و انتقال میلیون ها دلار برای کمک به برنامه هسته ای ایران دست داشته است.

«دیوید کوهن» یک مقام ارشد وزارت خزانه داری آمریکامی گوید: «در زمانی که بانک های جهان معاملات خود با ایران را قطع کرده اند و ارزش پول ایران بسرعت کم می شود، تحریم بانک تجارت یکی از آخرین راههای دسترسی ایران به سیستم مالی بین المللی را مسدود می کند.»

رئیس مجمع نفت ژاپن حرفش این است: «قادر به ادامه معامله با ایران نیستیم.» و خبر می رسد: «چين در سکوت واردات نفت از ايران را به نصف کاهش داده است».

حتی ترک ها به دنبال جایگزینی برای نفت ایران هستند.مقامات توپراس، پالایشگاه مشهور ترکیه قصد دارند در گفت و گو با مقامات نفتی عربستان سعودی که در ماه جاری میلادی انجام می شود، دسترسی به منابع جایگزین نفت ایران تا تابستان سال جاری را موردبررسی قرار دهند.

در تهران دلار ریسمان پاره می کندو سکه به رکوردی تاریخی دست می یابد و از مرز یک میلیون تومان می گذرد: «خرید در بازار به یورو و دلار، اقتصاد ایران در آستانه فروپاشی».

جواب های جمهوری اسلامی یاد آور، سخنان سعید صحاف در روزهای سقوط صدام حسین است. معلوم نیست پیمانکار بزرگ سردار رستم قاسمی که آمده بود تا توی دهان شرکت های نفتی جهان بزند، کجاست. اما بیانیه وزارتخانه متبوعه اش خواندنی است: «هیچ گونه خسارتی متوجه ایران نخواهد بود.» بیانیه وزارت خارجه تحریم‌های اتحادیه اروپا را «توجیه‌ناپذیر» می داند. و رامین مهمانپرست، سخنگوی این وزارت خانه مثل همیشه جوابی جز کلی گوئی ندارد: «اینها همه جنگ روانی است و این گونه اقدامات تنها باعث بدتر شدن اوضاع مربوط به پرونده هسته‌ای جمهوری اسلامی ایران می‌شود.»

بهتر ازاین نمی شود کشور را بباد داد. هیزم خشک است برای تنور جنگ و پاس طلائی به اسرائیل. ودرست در روزهائی که «موسسه علوم و امنیت بین المللی» که یکی از مراکز پژوهش های راهبردی در عرصه امنیت و مسائل دفاعی است، در گزارش جدیدی با عنوان «سنجش واقعیت ها» می نویسد: «حکومت ایران در صورت اتخاذ تصمیم نهایی برای تولید سلاح هسته ای به مدت زمان کمتری برای توليد اين تسليحات نیاز دارد.»

این گزارش توسط چهار تن از صاحبنظران در امور خلع سلاح و امنیت بین المللی تنظیم شده است و به دعوت سرد کاترین اشتون از تهران برای انجام «مذاکرات بدون پیش‌شرط اتمی»، معنای تازه ای می بخشد، از شکست میانجی‌گری اخیر ترکیه و دل شستن کامل جامعه جهانی از رسیدن به توافق هسته‌ای با جمهوری اسلامی خبر می دهد.

 

درهفته نخست بهمن دیگری که همه تلخکامی بر باد رفتن آرمان های مردم ایران را زنده می کند، تصویر واقعی جامعه ایران بعد از سی و سه سال حکومت اسلامی چنین است که نشریه»مریدین» تحت عنوان «هنگام فروپاشی شاخه و شانه می کشد» می نویسد: «جمهوری اسلامی بدلیل محافظه کاري سازش ناپذیر، قوم و خویش پرستي بي سابقه و عملکرد هاي اقتصادي اشتباه، دارد از درون متلاشي مي شود.حکومت ایران از یک سو تلاش مي کند صدایش را بالا ببرد، در مقابل غرب و تحریم هایش شاخ و شانه بکشد و از سوي دیگر دوراني را تجربه مي کند که هرگز از بعد از انقلاب خمیني، تجربه نکرده بود.نماي بیروني که ایران تلاش مي کند به نمایش بگذارد، کاملا متضاد با وضعیت داخلي آن کشور است. اظهارات غیر معتبر رئیس جمهور خستگی ناپذیر، محمود احمدي نژاد، علیه آمریکا، علیه استراتژي آمریکا در خاورمیانه، علیه متحدان آمریکا در منطقه و علیه نظام سرمایه داري، دیگر حتي دوستدارانش را هم متقاعد نمی کند، مثل کاسترو و چاوز. او در سفر اخیرش به آمریکاي لاتین نتوانست به موفقیت هایي که در سفر هاي گذشته اش دست یافته بود، برسد و حتي کساني چون هوگو چاوز، رئیس جمهور ونزوئلا و کاسترو، رهبر کوبا نیز نشان دادند که دیگر با او توافق ندارند.»

بر این اساس است که باراک اوباما رییس جمهوری امریکا ازعملکرد دولت خود در مورد اعمال تحریم‌های بین المللی علیه جمهوری اسلامی ایران دفاع می کند: «تحریم‌های بین‌المللی تحت رهبری امریکا، اقتصاد این کشور را «به هم ریخته» است.»

گرگها در تهران، می کوشند اقتصاد درحال تلاشی را با تهدید پلیسی درمان کنند. «پليس ارز، پليس سکه طلا، پليس گندم و برنج و نخود لوبيا» تدارک می بینند. بی ثمر است. ویرانی کشور دستاویز جنگ قدرت می کنند تا «انتخابات سرد» در راه را ببرند.

وزیر اقتصاد مسئولیت وضع نابسامان در بازار سکه و ارز را بر دوش گروه نامعلومی می گذارد که می‌خواهند در بازار «ایجاد اختلال» کنند. منتقدان دولت از جمله سردار محسن رضایی آشفتگی بازار را «ناشی از نادانی و عدم تخصص» در دولت محمود احمدی‌نژاد می دانند. گفتی آقا امام زمان سندوزارت این آقایان رابدون توجه به تخصص آنها امضاء کرده است.

پرویز سروری، رئیس کمیته امنیت داخلی مجلس دولت را «آتش‌بیار بازار ارز» معرفی می کند. غلامرضا مصباحی مقدم، عضو کمیسیون اقتصادی مجلس به «خبرهایی» اشاره دارد که از «دلالی دولت و بانک مرکزی در بازار ارز» پرده می گیرند. برادر «حسین شریعتمداری» هم بر اساس تخصص خود بحران اقتصادی را امنیتی می بیندو دنبال مامورین دشمن می گردد.

رضاتقی زاده ـ– تحلیل گر سیاسی-ـ می نویسد: «واقعيتی که عوامل دولتی در ايران وجود آنرا انکار ميکنند، قرار گرفتن کشور در وضعيت کامل جنگی است. در مراحل کنونی جنگ، اگر چه هنوز استفاده از قدرت آتش آغاز نشده، در عين حال هزينه های آن فراتر از خسارات ناشی از تخريب های جنگ گرم و از انهدام پل ها و راه ها و کارخانه ها رفته است.پول ملی نماد ارزيابی ارزش دارايی های ملی است. مردم ايران طی شش ماه گذشته، در نتيجه تخريب های جنگ نرم، و همچنين سياستهای مخرب تر دولتی، عملا نيمی از ارزش اسمی دارايی های خود را از دست داده اند.
واکنش امروز مردم نسبت به تحولات بازار، واکنش ناشی از ترس در شرايط جنگی است. در وضعيت جنگی، به دليل از ميان رفتن امنيت عمومی، پول محلی قابليت تبديل خود را به کالاها و خدمات و پول های ديگر از دست داده و به کاغذ پاره بی خريدار تبديل مي شود.طعم تلخ اين تجربه را به دردناک ترين شکل مردم آلمان طی روزهای پايانی جنگ جهانی دوم و سال های بعد از شکست نهايی رژيم نازی چشيده اند.کشورهای دچار ورشکستگی اقتصادی شده مانند زيمبابوه، و يا در شرف تغيير نظام سياسی، حاکم مانند روسيه و پانزده جمهوری اتحاد شوروی سابق نيز، بدون قرار گرفتن در وضعيت جنگی، سقوط ارزش پول ملی خود را شاهد بوده اند.»

خانم ها! آقایان! در سی و سومین بهمنی که چون بهمن بر میهن مافروافتاد، ایران تحت حکومت اسلامی به لبه یکی از هولناک ترین پرتگاههای تاریخ خودرسیده است.

اوضاع ـ– چنانکه از اخبار بر می آید-ـ چنین است: اسرائیل بایاری جمهوریخواهانی که آماده حضور در کاخ سفیدمی شوند، جنگ را در برنامه خود دارد و ازهمه نادانی و تند روی طالبان شیعی حاکم بر ایران برای رسیدن به این مقصود سود می جوید. ساندی تایمز می نویسد: «اسرائیل به آمریکا پیام داده که فقط ۱۲ ساعت قبل از حمله به ایران شما را آگاه می کنیم.»

سیاست دولت کنونی آمریکا و اروپا در لحظه کنونی بکار گیری گزینه تحریم شدیدبجای حمله نظامی است.به این ترتیب، ضمن باز نگاهداشتن تشریفاتی مسیر بازگشت ایران به مذاکرات، با هدف راضی ساختن نسبی روسیه و چین از یک سو و از سوی دیگر خنثی ساختن خطر توسل اسرائیل به جنگ، افزایش فشار‌ها علیه جمهوری اسلامی با استفاده از تمامی اهرم‌های موجود و ممکن، در دستور کار قرار گرفته‌است.
سخنان این هفته نیکلاسارکوزی را می توان در این متن دید. رئیس جمهور فرانسه می گوید: «مداخله نظامی مسئله را حل نمی‌کند. جنگ به هرج و مرج در خاورمیانه و چه بسا همه جهان بینجامد. من به دوستان چینی و روس خود می‌گویم: ما را برای تضمین صلح در جهان یاری کنید… ما بی‌تردید به شما نیاز داریم.»
رابرت بائر از مسئولان بلندپایه سابق سیا به هفته‌نامه لبنانی «الشراع» حرفهائی می زند که چشم انداز را روشنی فوق العاده می بخشد: «اسد به زودی خواهد رفت. حکومت بشار اسد تا ماه مارس آینده بیشتر به طول نخواهد کشید و بعد از آن سقوط می‌کند. دیگر برای ما اهمیت چندانی ندارد که در سوریه چه می‌گذرد. پاسخ‌ها همه در آنکارا و تهران هستند. سید حسن نصرالله دبیرکل حزب‌الله، به شدت ناراحت و عصبی است. وی قادر به انجام هیچ کاری نیست و حتی نمی‌تواند نیروهایش را برای کمک به بشار اسد به سوریه بفرستد. نصرالله اکنون فقط در حال گذراندن وقت است و به عنوان یک قدم کوچک حتی قادر نیست قاچاق سلاح از شمال لبنان به سوریه را متوقف کند.»

مامور عالیرتبه سابق سیا دارد از طریق دمشق نشانی تهران رامی دهد ودرهفته ای که عبدالله صالح از مردم عذرخواهی می کند و از یمن می رود.اتحادیه عرب خواستار واگذاری اختیارات بشار اسد به معاونش می شود. پاسخ دیکتاتور سوریه هنوز «نه» است. هنوز می کشد.

هفته به پایان می رسد. سی و سومین سال جمهوری اسلامی به آخر نزدیک است. بهرام خراسانی می نویسد:»در هنگامه سرنوشت ساز کنونی ایران، تنها گروهی قزلباش و طرار از سران حکومت جمهوری اسلامی برجای مانده، و مدتهاست که این حکومت، به موسی و عصایش تبدیل شده است.

درآخرین ساعات چهارشنبه فراخوان۳۹ دلاور زندانی منتشر می شود:

امضا‌ء‌کنندگان این بیانیه که خود از پرداخت هزینه‌ برای تحقق خواست‌های قانونی و ایستادن پای سخن حق، ابایی نداشته‌‌اند، بر این باورند که رسیدن به چشم‌اندازهای مطلوب مستلزم هزینه است. معتقدیم که آرمان‌های انقلاب مردمی ۱۳۵۷ و تحقق آزادی و جمهوریت و استقلال و رفاه و پیشرفت، در گرو کوشش پیگیر و تلاش مصمم و بی‌یأس است؛ این راهی است که از مشروطه و نهضت ملی گشوده شده و تداوم‌اش با عزم مستدام یاران صبور و متوکل و امیدوار سبز در پیوند است.

یعقوب‌وار وا اسفا همی زنم / دیدار خوب یوسف کنعانم آرزوست

والله که شهر بی تو مرا حبس می‌شود / آوارگی و کوه و بیابانم آرزوست

جانم ملول گشت ز فرعون و ظلم او / آن نور موسی عمرانم آرزوست

 


این سایت جدید شماست؟ برای فعال‌سازی ویژگی‌های مدیریتی و رد کردن این پیام، وارد شوید.
وارد شدن