تکرار اشتباه صدام

هرروزهفته سوم فروردین خود هفته ایست از حرف وخبرو حدیث وهمه متمرکز بر ایران.زمان تنگ، سلاح ها ازسرد و گرم کشیده وبر کشیده؛ جهان به شنبه –پس فردا- می نگرد که «نظام» تحت فرمان مطلق رهبربا ایران چه خواهد کرد.

دویست هواپیمای جنگی آمریکا و متحدانش در بزرگترین مانور هوایی بر فراز خلیج فارس گشت می زنند.حلقه محاصره تنگتر شده است: جمهوری اسلامی باید سایت «فردو» را ببندد وغنی سازی رابی چند و چون متوقف کند. تنها متحدش در جهان هم باید سلاح کشتارمردم سوریه زمین بگذارد و با مخالفان به مذاکره بپردازد.

هردو حکومت که سردر یک آبشخور امنیتی ـ سیاسی دارند، هفته را با «وقت کشی» شروع می کنند تا جائی که نخست وزیر ترکیه سر انجام دادش در می آید. رجب طبیب اردوغان که واشنگتن پست می نویسد با پیام باراک اوبا به تهران آمده، و مقامات امنیتی اسرائیلی شش «نکته» مندرج در پیام را فاش می کنند، تا از تهران می رود روش جمهوری اسلامی را «ریاکاری» می خواند.او، در یک کنفرانس خبری با خشم فریاد می زند: «پیشنهاد دمشق یا بغداد، وقت تلف کردن است. معنیش این است که عملی نخواهد شد؛ به خاطر اینکه ایرانی‌ها می‌دانند که طرف دیگر قبول نمی‌کند به دمشق یا بغداد بیاید.ما باید رو راست باشیم ایرانی ها به خاطر این عدم صداقتِ وجهه بین‌المللی خود را از دست می‌دهند.»

هشدار آلکسی پوشکوف، رئیس کمیته امور بین‌الملل دومای دولتی روسیه به «نظام»، سنگ را هم به فکر می اندازد: «دارید «اشتباه صدام» را تکرار می کنید.»

او توضیح می دهد: » اشتباه صدام حسین این بود که به جهان اعلام کرد عراق دارای سلاح کشتار جمعی است. صدام حسین با این اقدام به نفع گروهی کار کرد که در آمریکا تهدیدهای محتمل از سوی عراق را بررسی می‌کردند. من فکر می‌کنم ایران جدی بودن تهدید نظامی را دست کم می‌گیرد.»

وهنوز این هشدار پرمعنا در فضا طنین انداز است که مصباحی‌مقدم نماینده مجلس جا پای جای صدام حسین می گذارد: «ایران با وجود فشار و تحریم و تهدید از مسیر هسته‌ای خارج نخواهد شد. ما امروز به غنی‌سازی ۲۰ درصد دست پیدا کرده‌ایم. فاصله بین غنی‌سازی ۲۰ درصد تا ۷۵ درصد بسیار کوتاه است. حتی این امکان برای ایران از نظر علمی و فناوری وجود دارد که اقدام به تولید سلاح هسته‌ای کند.»

سیدحسن فیروزآبادی، رئیس ستاد کل نیروهای مسلح، کاربرد این سلاح رابه رخ می کشد: «اگر اسرائیل دست از پا خطا کند، ما بسیاری از نقاط مهم سرزمین های اشغالی را که محمل صهیونیست های غارتگر و جنایتکار است شخم خواهیم زد.»

اخبار نشان می دهد اوضاع این بارفرق دارد. کلا فرق دارد. سیاست وقت کُشی و عربده کشی دیگر خیلی کهنه می نماید. هیلاری کلينتون وزير خارجه آمريکا، می گوید: «وقت برای حل مسالمت آميز برنامه اتمی ايران نا محدود نيست.مذاکرات ۲۶ فروردین در استانبول برگزار خواهد شد.» اتحادیه اروپا بلافاصله این موضع را تائید می کند.

چند اتفاق «بی اهمیت» هم رخ می دهد تاپشتوانه این سخنان را نشان بدهد.

رسانه هافاش می کنند: بخش تازه ای به نام «خانه ایران» در سازمان سیا راه اندازی شده که چند صد کارشناس و تحلیلگر در آن مشغول فعالیت هستند. آمریکایی‌ها از حضور نظامی خود در افغانستان و عراق برای سازماندهی عملیات‌ جاسوسی علیه «نظام» بهره برده و شبکه گسترده اطلاعاتی در منطقه تشکیل داده اند.

احتمالا این عملیات زمانی انجام شده که حیدرمصلحی خبر می داد که «سربازان بد نام امام زمان» کلیه سازمان های اطلاعاتی جهان در منطقه را از نفس انداخته اند و آنها دنبال کارشان رفته اند.

واشنگتن‌پست، از فعالیت یکی از این ابزارهای جاسوسی پرده بر می دارد: «هواپیماهای بدون سرنشین آمریکایی موسوم به «درون‌ها» از سه سال قبل به عمق خاک ایران نفوذ کرده‌ و از جمله توانسته‌اند از تأسیسات اتمی فردوعکس بگیرند و سپس به پایگاه خود بازگردند.»

ناو هواپیمابر «انترپرایز» که با سوخت هسته‌ای کار می کند در خلیج فارس به ناو هواپیمابر «آبراهام لینکلن» می پیوندد.این چهارمین بار در یک دهه گذشته است که نیروی دریایی آمریکا به طور همزمان دو ناو هواپیمابر را در این منطقه مستقر می‌کند.

روز یکشنبه ۲۰ فروردین که تازه نمایش جمهوری اسلامی برای وقت کُشی شروع شده است، حدود ۱۰۰ هواپیمای جنگی از این دو ناو به پرواز در می آیند و به ۱۰۰ جنگنده کشورهای منطقه می پیوندندتا بزرگترین مانور هوایی بر فراز خلیج فارس شکل گیرد. این ۲۰۰جنگنده عملیات فرضی بازگشایی تنگه هرمز را تا ۲۷ فروردین ـ روز بعداز پایان مذاکرات – ادامه می دهند.

و تازه، هنوز خبرهای داغ درراه است.

شیخ خالد احمد آل خلیفه، وزیرخارجه بحرین انگار نه انگار که جمهوری اسلامی تهدید به واکنش قاطع کرده بود، از توافق آمریکا و ۶ کشور عرب حاشیه خلیج فارس برای استقرار سپر موشکی یکپارچه در منطقه خبر می دهد. اوبه روزنامه آساهی ژاپن می گوید: «سیستم سپر موشکی اساس توافقات ما محسوب می‌شود.  ما فقط از سوی ایران تهدید می شویم و توافق ما روشنترین علامت به آنهاست.»

سرداران «نظام» که دارند برای شخم زدن اسرائیل، آماده می شوند ظاهرا متوجه اهمیت موضوع نمی شوند. روس ها که اوضاع منطقه رابه دقت زیر نظر دارند آژیر قرمز را به صدا درمی آورند.آلکسی پوشکوف، در ادامه حرف هایش، شکل‌گیری سامانه دفاع موشکی در حوزه خلیج فارس با کمک ایالات متحده را نشانه تازه ای از امکان حمله نظامی به ایران «دست‌کم در بافتی سیاسی» ارزیابی و اعلام می کند.

بله. سمبه درحدتیم ملی پرزور است. دیپلماسی » ریا» فعال می شود.ماجرای عذرخواهی ترکیه را سر هم بندی می کنند، مذاکرات فشرده بين معاونان سعيد جليلی و کاترين اشتون، به نتیجه ای می رسد که وزیر خارجه آمریکا اعلامش می کند: «دور نخست گفت‌وگوها در روز شنبه ۲۶ فروردين ماه در استانبول و انجام دور بعدی آن در بغداد» خواهد بود.

رضا تقی زاده- تحلیل گر سیاسی- مجموعه تحولات منجر به «عقب نشینی» را در چند سطر می فشرد: «به دلايل کاملا روشن و غير قابل ترديد، «عذر خواهی» ترکيه از ايران توسط وزير خارجه آن کشور فاقد اساس و منطق قابل پذيرش است. مجموعه تحولات اخیردر رابطه با پرونده اتمی، مذاکرات ايران با گروه ۱+۵، روند هدايت مناسبات خارجی ايران، تصميم به تغيير محل مذاکرات از استانبول- به دليل نارضايتی از مواضع ترکيه در قبال سوريه، و بعد، اجبار در قبول مجدد استانبول برای انجام مذاکره، نشانه عدم تمرکز و هماهنگی در نهاد های تصميم گيری، اتخاذ تصميمات نسنجيده بدون در نظر گرفتن هزينه های جانبی، و بالاتر از همه، و در نقطه عکس تبليغات رسانه ای در تهران، نشانه عمق انزوای سياسی جمهوری اسلامی در منطقه است.»

نظام با «عزت و اقتدار» عقب می نشیند و ائتلاف جهانی از سر «ذلت» یک گام بلنددیگر جلومی آید. جی کارنی، سخنگوی کاخ سفيد، می گوید: «ايران برای اينکه به آمريکا و جامعه بين المللی اطمينان بدهد که به دنبال دستيابی به سلاح هسته ای نيست، باید گام های مشخص و قطعی را بردارد. نيات ايران را نه با حرف هایش که با اقداماتش می بايست سنجيد.»

پیداست که به سخنان اخیرآیت اله خامنه ای در باره حرام بودن استفاده از سلاح کشتار اتمی اشاره دارد و «اقدام» عملی را می طلبد. روشن کردن نوع اقدام با باراک اوباما ست و اطلاع رسانی به عهده نيويورک تايمز: «برچيدن تاسيسات هسته ای «فردو» در قم و خارج کردن تمامی اورانيوم غنی شده ای است که ايران تاکنون توليد کرده است.»

آمريکا و اروپا اعلام می کنند که با این «درخواست های اکيد و قاطع» وارد دور جدید مذاکرات با «نظام» خواهند شد.

وزیر خارجه «نظام» با لحن ملایمی جواب می دهد: «هیچ پیش‌شرطی قبل از مذاکرات گروه ۱+۵ پذیرفته نخواهد شد.هر دو طرف به صورت برد-برد به نتایج راضی‌کننده‌ای دست یابند.»

فریدون عباسی، رئیس سازمان انرژی اتمی درخواست قدرت‌های جهانی برای تعلیق فعالیت سایت فُردو را «غیرمنطقی» می خواند و به آنها توصیه می کند: «چنین درخواستی را نداشته باشند، چون ایران فردو را تعطیل نمی‌کند.»

سعید جلیلی، دبیر شورای عالی امنیت ملی ورییس هیات مذاکره کننده هسته‌ای، وعده می دهد: «جمهوری اسلامی در مذاکرات پیش رو با گروه ۵+۱ پیشنهادهای جدیدی را مطرح خواهد کرد.»

احمدی نژاد که به سیستم نمد مالی رایج جمهوری اسلامی راه «حذف کامل» را می رود، وهمه سرنوشتش به دست رهبری است که دستور تصویب کلیات رد شده لایحه بودجه اش را داده ودارد توقف یا ادامه پرداخت یارانه ها را سبک و سنگین می کند، به هوچی گری مرسوم خود چنگ می زند. ظاهرا جنگ لفظی با جهان تنها راه تنفس سیاسی اوست: «زبان و ادبیات زور و توهین در مورد ملت ایران جواب نخواهد داد.آنها به طور مداوم، نسبت به ملت ایران توهین و بی ادبی می كنند و با زبان زور با ایرانی ها صحبت می كنند ؛ من اینجا از زبان ملت ایران به آنها می گویم روشی كه در پیش گرفته اید جواب نخواهد داد و باید ادبیات خود را در قبال این ملت اصلاح كنید و با احترام و ادب سخن بگویید.»

دیگر کسی او را جدی نمی گیرد که جوابش را بدهد، تا یکی پیدامی شود و روی فیس بوک می نویسد: «آقای احمدی نژاد شما گوینده این عبارات یادتان هست: «آی زکی!» خطاب به وزیر امور خارجه فرانسه. «یک کلمه از مادر عروس» خطاب به وزیر امور خارجه امریکا. «گنده تر از تو هم نتوانستند از این غلط ها بکنند» خطاب به رییس جمهوری امریکا… آب را بریزید آن جا که سوخته و اون ممه را لولو برد و غیره…»

شنبه ۲۶فروردین معلوم خواهد شد که در مرحله بعدی دست ها برای عملیاتی کردن «گزینه آخر» روی ماشه ها خواهد رفت یا نه.اماجنگ در زمینه های دیگر با شدت تمام ادامه دارد. محور اصلی تحریم است.

دیوید کوهن، معاون وزارت خزانه‌داری آمریکا در امور تروریسم و اطلاعات مالی، تاکید می کند: «فشارهای روزافزون علیه ایران باعث شده است درآمد جمهوری اسلامی از محل فروش نفت بشدت کاهش یابد و همین امر، توجه رهبران ایران را به خواست‌های آمریکا جلب کرده است. ایالات متحده از تحریم‌ها عقب‌نشینی نمی‌کند.»

گروه «اتحاد علیه ایران هسته‌ای» در نامه‌ای سرگشاده به کارلوس گون، مدیر گروه خودروسازی «رنو- نیسان» از اومی خواهد با توجه به برنامه «مشکوک» هسته‌ای ایران، تجارت با جمهوری اسلامی را متوقف کند: «تجارت این مجموعه با ایران به معنای حمایت مستقیم از توان جمهوری اسلامی در توسعه غیرقانونی برنامه تولید سلاح اتمی، پشتیبانی از گروه‌های تروریستی تحت حمایت ایران و جانبداری از کارزار بی‌رحمانه جمهوری اسلامی در سرکوب مردم ایران است».

کسی در فیس بوک می نویسد که فقط «بیمه ابوالفضل» باقی مانده است.حتی بیمه‌ گر اصلی چین اعلام می کند که در متن تحریم‌های نفتی غرب، از ماه ژوئیه ارائه خدمات بیمه به تانکرهای حامل نفت ایران را متوقف خواهد کرد. این نخستین مجموعه بیمه در چین است که از قطع همکاری خود با کشتی‌های حامل نفت ایران خبر می‌دهد.

شرکت های بيمه دريايی هنگ کنگ تا سه ماه آينده که تحريم های اتحاديه اروپا عليه ايران اعمال خواهد شد، ديگر قادر به پوشش کامل بيمه کشتی های حامل نفت ايران نخواهند بود.

انگلستان، فرانسه، يونان و اسپانيا خرید نفت را متوقف کرده اند. پالايشگاه‌های آلمانی از ۲۳ فروردين به آنها می پیوندند. ایتالیا هم در نوبت توقف خرید نفت جمهوری اسلامی است.سردار رستم قاسمى آبرو داری می کندو همه را به حساب «توقف فروش» می گذارد. سردار بزرگ مقاطعه کار حتما می داند که توقف خرید یا فروش به نتیجه دلخواه «دشمن» می رسد.

گروه تحقیقات انرژی جی.پی.مورگان (J.P. Morgan) اعلام می کند که احتمالا طی سه ماه آینده، تولید نفت ایران روزانه یک میلیون بشکه کاهش خواهد داشت.

محمود احمدی نژاد، روش همیشگی را پیش می گیرد و صورت مساله را پاک می کند: «در صورت تحريم نفتی جمهوری اسلامی از سوی جامعه بین المللی کشور قادر است با توجه به ذخيره ارزی خود «دو تا سه سال» نفت نفروشد.»

لابد به دلیل همین اعتماد است که دولتش یک شبه، امکاناتی ۳۵ هزار ميلياردی در اختیار سعید مرتضوی می گذارد. به قول مجری معروف ورزشی: چه علاقه ای دارد این احمدی نژاد به سعید مرتضوی! حتی عکس دیده بوسی عاشقانه شان هم منتشر می شود. شبیه همین رابطه را هم محمدخاتمی با اسداله لاجوردی داشت. دادستان محبوب امام و خاتمی که حمام خون راه انداخت از ابلیس مشهورتر است. قاضی مرتضوی را اگر کسی احتمالا نشناسد، می تواند یادداشت الياس نادران در روزنامه اعتماد رابخواند: «بيان مسائل مرتضوی از تريبون مجلس خطرناک است.»

وکيل خانواده يکی از کشته شدگان بازداشتگاه کهريزک، گفته، دادگاه عمومی تهران، برای سعيد مرتضوی، قرار جلب به دادرسی صادر کرده است. سخنگوی قوه قضائيه از احضار سعید مرتضوی به دادگاه خبر داده است. چند روز پیش هم مشاور او را که در پمپ بنزین هفت تیر کشیده بود تا در نوبت نایستد دستگیر کرده اند. اما احمدی نژاد دست از پشتش بر نمی دارد که نمی دارد.

سومین هفته فروردین ۱۳۹۱ است. سردار نقدی، سردارصفار هرندی و حسین شریعتمداری که لیست «انتخاب اصلح» در انتخابات ۱۲ اسفند مجلس شورای اسلامی را تهیه کردند، ‌حالا دست به کار شده‌اند تا حدادعادل راهم برکرسی ریاست رئیس مجلس نهم بنشانند. می‌توان علی لاریجانی را هم درلباس نخست وزیری دید.

باز رد پای علاء الدین بروجردی، رئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس در پرونده اختلاس سه هزار میلیارد تومانی پیدا می‌شود.

اخبار حاکی است در صورتی که در سال ۹۱ اعتبارهدفمندی معادل سال ۹۰ تعیین شود، ۲۹ میلیون نفر از فهرست یارانه بگیران حذف می‌شوند.

بانک مرکزی جمهوری اسلامی رسما اعلام می کند که نرخ تورم درآخر سال ۱۳۹۰ با ۹.۱ درصد رشد نسبت به سال گذشته به ۲۱.۵ درصد رسیده است.

آیت الله ناصر مکارم شیرازی، مرجع تقلیدی که از هر چیز بی خبر باشد، از قیمت شکر خبر دارد، این نرخ را «شک برانگیز» می خواند.

برادر بازجوحسین شریعتمداری، مثل همیشه بر نظر فقها و مراجع شرح می نویسد: «گرانی لجام گسیخته، جهشی و مصنوعی برخی از کالا و خدمات ضروری، ناشی از بی‌توجهی و مسئولیت ناشناسی شماری از مسئولان و مراکز تصمیم ساز است، مسئولانی که به جرات می‌توان گفت از حوزه دغدغه‌های مردم دور شده و به مرز نامردمی رسیده‌اند.»

گزارش‌های متعدد رسانه‌های ایران از افزایش افزایش قیمت‌ها، به‌ویژه کالاهای مصرفی، حکایت دارد که یکی ازآنها تیتر می شود: موز از مرز۴۰۰۰ تومان گذشت.

خبرگزاری مهر، پیش بینی می کند که قیمت حامل‌های مختلف انرژی، همچون بنزین، گازوئیل، برق، گاز طبیعی و آب، در سال جاری بین ۲۰ تا ۴۰ درصد افزایش بیابد.

همه‌ کارگران ذوب آهن غرب کشور در نخستین روز كاری سالی که توسط «مقام رهبری» سال «تولید ملى، حمایت از كار و سرمایه‌ ایرانى»، نام گرفته از کار اخراج می شوند.

خبرگزاری کار ایران از اخراج ۳۰ درصد از کارگران واحدهای تولیدی سراسر کشور از ابتدای سال ۹۱ خبر می دهد و می نویسد: «با ادامه روند فعلی، تا پایان سال جاری بخش عمده‌ای از کارگران فعال در واحدهای تولیدی اخراج می شوند.»

عقب‌گرد از آفریقا، به ترک آمریکای لاتین پیوند می خورد. رئیس جمهور جدید برزیل که طرفدار طرفدار حقوق بشر است، بعد ازدیدار باشیرین عبادی آب پاکی روی دست احمدی نژاد می ریزد. میلیونها دلاردیگر برای حضور در حیات خلوت آمریکا بر باد می رود.

آمریکا، ایران را در محاصره کامل دارد ودستور رفتن بشار اسد را صادر کرده است. دولت سوریه همان سیاست متحدش درتهران را دنبال می گیرد: وقت کشی.خواستار دريافت «تضمين کتبی» از «گروه های مسلح تروريست» می شود که وارد شهرها نشوند.

کوفی عنان، نماینده ویژه سازمان ملل و اتحادیه عرب در امور سوریه، که گزینه حذف مرحله ای دیکتاتور دمشق را پیش می برد، درتهران است. او صبح چهارشنبه در یک کنفرانس خبری ابراز امیدواری می کند که ایران بخشی از راه‌حل بحران سوریه باشد. وزیر امور خارجه «نظام» تاکید می کندکه تغییرات سوریه باید تحت رهبری بشار اسد صورت گیرد.

عصر چهارشنبه، سخنگوی کاخ سفید زنگ خطر را به صدا در می آورد: «دولت سوریه به ضرب الاجلی که تعهد داده بود رعایت کند احترام نگذاشته است.ما به لحظه حساس تصمیم گیری نزدیک می شویم.»

ساعتی بعد، سخنگوی کوفی عنان خبر می دهد: «دولت سوریه اعلام کرده است عملیات نظامی را از صبح روز پنج شنبه-ـ امروزـ- در شهرهای مختلف این کشور متوقف خواهد کرد.»

بله. سمبه پر زور است. نوبت تصمیم گیری به سرعت برق به سید علی خامنه ای می رسد.آخرین عکس منتشره، او را درمیان محمود احمدی نژاد و هاشمی رفسنجانی نشان می دهد. رئیس جمهور تشریفاتی می کوشدپروژه اصلی بانک جهانی ـ یارانه ها ـ را از مرگ نجات بدهد. کسی نمی داند خبرهای ارتباطات پنهانی تیمش با امریکا درست است یانه، اما سیاست یارانه ای قویترین پیوند او با مرکز سیاست جهانی سرمایه داری است.

هاشمی رفسنجانی که درلحظه نود ضرورت مذاکره باامریکا را پیش کشیده، این هفته روی بازسازی رابطه با عربستان دست می گذارد. او ایران و عربستان را «جزو بزرگ‌ترین و مهم‌ترین کشورهای اسلامی» معرفی می کند که همکاری آن‌ها می‌تواند مایه آرامش کشورهای مسلمان شود. کنترل افراطی‌ها هم شرط این آرامش است.

سید علی خامنه ای که دردوران ماه عسلش با محمود احمدی نژاد، نظراتش رابه اونزدیکتر از هاشمی رفسنجانی اعلام کرده بود، حالا از زحمات رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام قدردانی می کند.

از هردو سوی خامنه ای راه به آمریکا می رسد. اسدالله عسگراولادی رئیس اتاق بازرگانی ایران و چین، دیدگاه هیات موتلفه را به زبان اقتصاد بیان می کند: «ما در مذاكراتمان به كشورهای جهان می گویم كه دیگر قصد واردات كالاهای مصرفی را نداریم. در عین حال که ما به سمت عهدنامه حدیبیه ( صلح ده ساله میان مسلمانان و بت پرستان ) می رویم و دیگر از بدر و خیبر فاصله گرفته ایم.»

تائید سیاست هاشمی رفسنجانی و رد شیوه علی خامنه ایست که هنوزیاران «بصیر»ش بر منابر آن را تکرار می کنند.

سید احمد علم‌الهدی، امام جمعه مشهد یک نمونه: «آمریکا در هیچ زمانی مثل الان این قدر ذلیل و منفور نبوده است. مذاکره با آمریکا به مصلحت ما نیست.»

علی سعیدی نماینده آیت الله خامنه ای در سپاه پاسداران، نمونه دیگر: «نظر آیت اله خامنه‌ای ایستادگی در برابر آمریکاست زیرا این ایستادگی را تنها راه حفظ جمهوری اسلامی می داند.»

همه راهها به یک جا می رسد: حفظ نظام. و یک نام: آمریکا. تصمیم گیرنده هم فقط یک نفر است: سیدعلی خامنه ای.آیا او «اشتباه صدام» راتکرار خواهد کرد؟ ایران قربانی ماجراجوئی مذهبی خواهد شد؟

ائتلاف جهانی همه کارت های زرد را نشان داده است. عقب نشینی سوریه در دقیقه نود و قرار گرفتن میت رومنی در جایگاه رقیب اوباما در انتخابات نزدیک، لحظه را حساستر و تصمیم گیری را خطیر تر می کند. رقیب جمهوریخواه اوباما بارها گفته است: «آمریکا در رابطه اش با جهان اسلام با دو خطر روبه رو است اول جهاد رادیکالی و دوم خطر ایران.»

و او برای منع ایران از کسب سلاح هسته ای تلاش می کند و برای رسیدن به این هدف، استفاده از گزینه نظامی را بعید نمی داند.

اوباما «هنوز» از مذاکره می گوید و رقیبش با پرچم جنگ می آید.

 

خانم ها! آقایان!

هفته سوم فروردین نود و یک که می تواند ماه سرنوشتی تاریخ ایران باشد، تمام می شود. بهاران اما دل انگیز نیست. ملک الشعرای بهار فریاد بر می کشد برمن و شما:

کشور ایران ز انبوه فتن در خطر است

‌ای وطن خواهان زنهار وطن در خطر است

 

و تاریخ خطر در ایران را تورقی می کند:

سکندر کینه جوی رفت ز ایرانتان

هرقل رومی‌نژاد بکرد ویرانتان

زگیر و دار عرب تهی شد اوطانتان

خزان چنگیزیان شد زگلستانتان

بهار ایرانتان بازخوش و با صفاست

ایران مال شماست، ایران مال شماست

گهی که شد اصفهان به چنگ افغان دچار

لشکر پطر کبیر یافت به گیلان قرار

عراق و تبریز شد زخیل ترکیه خوار

جنبش ملی کشید یکسره زایشان دمار

ماند به ایرانیان ایران بی‌باز خواست

ایران مال شماست، ایران مال شماست

آخرین شانس

 

هشدار آخرین فرصت زمستان ۹۰ به اخطار «آخرین شانس» بهار ۹۱ پیوند می خورد. رهبر «قدرت برتر جهان» که درراس بزرگترین اتئلاف تاریخ هم قراردارد، درپیام نوروزی، در باغ سبز مذاکره را باز نشان می دهد.رهبر جمهوری اسلامی از حمله ودشمن می گوید.

بهارنو، نیامده برزخ می شود. در چند قدمی، مخوفترین جهنم تاریخ، گلهای سرخ ایران را انتظار می کشد.همه روزهای دو هفته نخست فروردین به سخنان تهدید آمیز، سفرهای سرنوشتی، اجلاس تاریخ ساز می گذرد و منزلگاه ۲۵ فروردین را انتظار می کشد در استانبول یا بغداد.

«طالبان شیعه» که ایران را به یک قدمی جنگ خانمانسوزی کشانده اند، خواهان گفت وگو دراستانبول بودند، وچون ترکیه قدم بلند دیگری از آنها دور می شود، بر بغداد پای می فشارند که خیز بلند برای آغازجدائی رابرداشته است.

در آستانه سال نو، سیاهه نام «طالبان شیعه» مورد تحریم جهان به ۷۸ نفر می‌رسد. ۱۷ نفر شان به تازگی در فهرست سیاه اروپا قرار گرفته اند. جهان «افزایش مداوم اعدام‌ها و سرکوب گسترده شهروندان ایرانی، از جمله حامیان حقوق بشر، روزنامه‌نگاران واعضای اپوزیسیون» را دیده است. «همه مردان جمهوری اسلامی» مدام دارهای دیگر بر پا کرده، بر «مهندسی جامعه» پای فشرده اند، وسایل شکنجه خریده وابزار سا نسور فراهم کرده اند.

آخرین محموله «سرم ویژه اعتراف‌گیری» به ایران درگمرک آلمان لو رفته و توقیف شده است. قیمت۵/ ۲ کیلو داروی اعتراف‌گیری «تیوپنتال» (Thiopental) که در قالب ۵ هزار شیشه کوچک دارویی آماده‌ ارسال به ایران شده بود، معلوم نیست.

اما رویترز، میزان قرارداد سیستم شنود و کنترل مکالمات و فعالیت‌های اینترنتی، بین شرکت «زد تی ای» چین، دومین شرکت بزرگ مخابراتی در چین، و شرکت مخابرات جمهوری اسلامی را۱۳۰ میلیون دلاراعلام می کند.

در بهار نو، نوبت به ممنوع کردن شادی و رقص در کودکستان ها و ریاست جلاد مطبوعات بر سازمان تامین اجتماعی می رسد. لابد سعید مرتضوی باید تجربه کهریزک رابرای حل مشکلات این سازمان گسترده بکار ببندد و سرمایه نجومی اش را هم به سرنوشت برداشت‌های شبانه دولت از حساب بانک‌ها – ۸۰۰ ميليارد تومان ناقابل – و۷۴۰۰۰ میلیارد تومان درآمد دولت در سال ۹۰ از افزایش قیمت سوخت، دچار کند.

علی لاریجانی که نام برادرش صادق همراه با سردار عزت اله ضرغامی در صدر سیاهه جدید ناقضان حقوق بشر است، برای بستن راه محمود احمدی نژاد نامه به رهبر می نویسدو دنبال ارقام گمشده می گردد. لابد برای همین یک گرگ دیگر را هم بر ریاست کل گرگان مالی می گمارند؛ محسني اژه اي رئيس شوراي عالي حفظ حقوق بيت المال می شود.

و دراین میان یک مدير کل حوزه سازمان ميراث فرهنگی و گردشگری، برای تغییر ذائقه و خنده حضار از فراهم شدن شرايط ورود بيش از هفت ميليون گردشگر خارجی به ايران و لغو رواديد با ۶۰ کشور جهان می گوید.

و زمان بسرعت برق می گذرد. خطر با گام های بلند نزدیک می شود. همه روزهای دو هفته نخست بهار، بر متن موسیقی خوفناک جنگ، ایران در مرکز خبرها، رفت وآمدها و اجلاس گوناگون است.

لئون پانه تا، وزير دفاع ايالات آمريکا، بیخ گوش ایران می گوید: «هنوز زمان برای حل و فصل ديپلماتيک برنامه اتمی ايران وجود دارد ولی اين زمان به سرعت سپری می شود.»

مصاحبه او از شبکه تلويزيونی «الحره» در شهر ابوظبی امارات متحده عربی پخش می شود.

ایهود باراک، وزیر دفاع اسرائیل، هم فاصله زیادی تا ایران ندارد: «فرصت زیادی تا مصونیت برنامه هسته ای ایران در برابر هرگونه اقدام نظامی احتمالی، باقی نمانده است.»

هما ن روزی این حرفها زده می شود که روزنامه اسرائيلی هاآرتص نتايج يک نظر سنجی در اسرائيل را منتشر کرده است: «۶۵ درصد مردم اسرائيل موافق حمله نظامی به ايران هستند وبر اين باورند که خطر حمله به ايران کمتر از دستيابی اين کشور به سلاح اتمی است.»

یوسف بن علوی بن عبدالله، وزیر مسئول در امور سیاست خارجی عمان در گفت‌و‌گو با خبرگزاری رویترز نسبت به خطرات جنگ میان ایران و غرب هشدار می دهد: «دستیابی به راه حلی میانه به سود دو طرف است. می‌توانیم به خوبی ببنیم که خطر آغاز جنگ محتمل و دور از انتظار نیست.»

«کنفرانس امنيت اتمی» اولین اجلاس مهم سال است که در سئول بر پا می شود و به «تروریسم اتمی» اختصاص دارد. جمهوری اسلامی و کره شمالی به اجلاس دعوت ندارند. اعتراض ایران هم با بی اعتنائی کامل روبرو شده است. نشریه آلمانی «دی‌ولت» می نویسد: «گرچه موضوع برنامه‌ی هسته‌ای کره شمالی و ایران رسما در دستور کار اجلاس سئول قرار ندارد، سایه‌ خطری که از جانب این دو کشور احساس می‌شود بر فضای کنفرانس سنگینی می‌کند.»

رهبران بيش از ۵۰ کشور جهان، نگرانی های خود را پيرامون خطر استفاده از مواد اتمی در اقدامات تروريستی و ضرورت افزايش همکاری های بين المللی در مورد حفاظت از مواد هسته ای را بررسی می کنند.

رجب طیب اردوغان، همراه یک هیات بلندپایه پس از پایان این کنفرانس به طور مستقیم به تهران پرواز می کند. در فرودگاه، خبرنگاری از نخست وزیر ترکیه می پرسد: «شما حامل پیامی از سوی باراک اوباما برای تهران هستید؟» سیاستمدار کارکشته پاسخ نمی دهد. در تهران سکوت مطلق است. کسی جرئت ندارد بپرسد که اردوغان جواب بدهد یا ندهد.

اردوغان، پس از دیدار با محمود احمدی‌نژاد که کاملا تشریفاتی به نظر می آید به مشهد می رود و با آیت‌الله خامنه‌ای دیدار و گفت‌وگو می کند.

مردم ایران حتما حق ندارند با خبر شوند که دراین دیدار مهم چه گذشته است. اوباما پیامی داشته است یانه. عکس خندان رهبر و سیمای گرفته اردوغان کفایت دارد. چند روز بعد، رسانه ها اندکی پرده مذاکرات فوق سری – البته برای مردم ایران- را پس می زنند. بسته شدن سفارت ترکیه در سوریه، برپائی اجلاس «دوستان سوریه» در استانبول، کاهش ده درصدی واردات نفت از ایران توسط ترکیه، نشانه های «واگرائی» بیشتر ترکیه از جمهوری اسلامی است بر دو محور سوریه و مساله اتمی. دامنه واگرائی وقتی روشنتر می شود که جمهوری اسلامی بر تغییر محل اجلاس گفت وگوی اتمی از استانبول به بغداد پافشاری می کند.

خبری که برای مردم ایران محرمانه است، ازطریق اردوغان به وزیر خارجه «دشمن» یعنی هیلاری کلینتون– که رهبر جمهوری اسلامی او را دوره گرد خوانده بود- می رسد ؛و او هم چنان بلند می گوید که مردم ایران هم همراه جهانیان بشنوند: «به مقا‌م‌های ترکیه‌ای گفته شده که رهبر جمهوری اسلامی، سلاح‌های کشتار جمعی را از نظر شرعی حرام و مغایر با اسلام می‌داند.»

تکرار همان حرف است که دستکم دوبار در سخنرانی های ایام نوروز توسط رهبر جمهوری اسلامی در مشهد تکرار شده و دیدگاهی کلی دینی رابیان می کند تا از سخن شفاف در باره مصداق مورد بحث تن بزند.

بیهوده نیست که خانم کلینتون می گوید: «ما با ایرانی‌ها به گفت‌وگو خواهیم نشست تا ببنیم این باور‌ دینی چگونه در عمل پیاده می‌شود.این یک باور کلی نیست بلکه سیاست یک دولت است. به این معنی که این سیاست دولت باید به طرقی تجلی پیدا کند. جامعه جهانی اکنون می‌خواهدکردار واین باور دینی را در کنار هم ببیند.»

نتیجه مذاکرات سرنوشتی خامنه ای ـ- اردوغان را که اکنون «استکبار جهانی» از آن کاملا مطلع و مردم ایران مطلقا بی اطلاعند، می توان از تندتر شدن واکنش جهان حدس زد و خطر جنگ را نزدیک تر دید.

باراک اوباما، شیرهای تحریم نفت را محکمتر می کند و می گوید: «دریچه مذاکره با ایران در حال بسته شدن است.ایران برای حل مسئله هسته‌ای خود سرعت عمل بیشتری داشته باشد.»

فیدل کاسترو که آبروی تاریخی خود را همچنان خرج فشردن دستان خونین «نظام» می کند، سخت نگران می نماید: «حمله به ایران بزرگترین اشتباه تاریخ آمریکا خواهد بود.»

روس ها که نتوانستند بازیگردان سرنوشت سوریه باشند، هنوز روی ورق جمهوری اسلامی بازی می کنند.سرگئی ريابکوف، معاون وزير امور خارجه روسيه می گوید: «مسکو به طور فزاينده نگران آن است که بحران بر سر برنامه هسته‌ای ايران باعث بروز درگيری نظامی بشود.»

و حرف آخر هفته راهيلاری کلينتون می زند: «واشینگتن انتظار دارد ايران در مذاکرات آينده با گروه ۱+۵ «تعهدات محکم» در خصوص برنامه هسته ايش بسپارد.»

جنگ نظامی انتظار اجلاس فروردین را می کشد. جنگ اقتصادی با شدت تمام ادامه دارد.

واشينگتن پست می نویسد: «رژيم جمهوری اسلامی را با تحريم می توان به زانو درآورد و نه با بمب. باراک اوباما در راستای تلاش شديد برای منصرف کردن اسرائيل از حمله نظامی به ايران خود را به يک کارزار اعمال فشار گسترده بر ايران متعهد کرده است که اگر با جديت دنبال شود در نهايت به تغيير رژيم ايران منجر خواهد شد.»

درمتن این سیاست، تحریم قدم به قدم پیش می آید.خدمات بانکی سوييفت به ايران از روز شنبه قطع می شود. سوييفت يک کد شناسايی ويژه برای بانک‌ها و موسسات مالی بين‌المللی است که از طريق آن می‌توانند نقل و انتقال پول برای خريد و فروش کالا و خدمات را انجام دهند. اين کد بزرگ‌ترين و مهم‌ترين سيستم ارتباط الکترونيکی جهان برای بانک‌هاست.ايران يکی از استفاده‌کنندگان از اين سيستم است و قطع ارتباط با سوييفت باعث خواهد شد که ايران يکی از مسيرهای اصلی تجارت با دنيا را از دست بدهد. بانک‌های ايرانی بخش بزرگی از مبادلات تجاری خود را با استفاده از همين سيستم انجام می‌دهند.

شرکت فرانسوی پژو همکاری با ايران را متوقف می کند. شرکت خودرو سازی هيوندای بدون «سر و صدا» همکاری های گسترده خود با ايران، از جمله سرمايه گذاری مشترک در تولید و فروش را پایان می دهد.

به گزارش نيويورک تايمز، شرکت خودرو سازی هيوندای به دليل تحريم های بين المللی و برای جلوگيری از قرار گرفتن در فهرست تحريمی شرکت هايی که با ايران همکاری می کنند تصميم به قطع فعاليت و همکاری های خود با ايران گرفته است.

یک روز پس از تحریم سه عضو نیروی قدس سپاه و دو شرکت ایرانی، وزارت خزانه داری آمریکا دو نهاد مرتبط با سپاه پاسداران، دو شرکت متعلق به کشتیرانی جمهوری اسلامی و همچنین دو مقام این شرکت را مورد تحریم قرار می دهد. بیانیه مربوطه ادبیات تازه ای دارد: «این تحریم‌ها عمق دخالت سپاه پاسداران و شرکت کشتیرانی جمهوری اسلامی را در اقدامات غیر قانونی و فریبکارانه هر چه بیشتر افشا کرد.»

اتفاق تازه ای هم در زمینه رسانه روی می دهد. حدود دو ماه پس از لغو مجوز پرس تی‌وی، تلویزیون انگلیسی‌زبان جمهوری اسلامی، در بریتانیا، این شبکه با حکم دفتر نظارت بر رسانه‌های آلمان از ماهواره «اس‌ای‌اس آسترا» نیز حذف و پخش آن به پایان می رسد.

درست درهمان روزهائی که خبر می رسد صادرات نفت ايران با ۳۰۰ هزار بشکه کاهش، به زير دو ميليون بشکه در روز رسيده است، باراک اوباما، شیرهای تحریم نفت را چند دور محکمتر می کند.رئیس جمهور آمریکا، تنها ساعاتی به پایان مهلت قانون مصوب کنگره برای تحریم ایران، اعلام می کند: «عرضه نفت کافی است و تولیدات نفت دیگر کشورها این امکان را می‌دهد که نفت و محصولات نفتی که از ایران… خریداری می‌شود، به طور چشمگیری کاهش یابد.ایالات متحده می‌تواند بانک‌ها و دیگر موسسه‌های مالی را که از ایران نفت می‌خرند، تحریم کند بدون آنکه بازار جهانی نفت آسیب ببیند.»

کارشناسان اقتصادی می گویند: «انتظار می‌رود این اقدام باراک اوباما ضربه‌‌ دیگری به بخش نفت و انرژی ایران وارد کند، چرا که از این پس کشورهای خریدار نفت باید میان نفت ایران و تحریم‌های مجازات‌های یکجانبه آمریکا یکی را انتخاب کنند.»

هیلاری کلینتون، اعلام می کند که ۱۱ کشور، بلژیک، جمهوری چک، فرانسه، آلمان، یونان، ایتالیا، ژاپن، هلند، لهستان، اسپانیا و بریتانیا واردات نفت خود از ایران را به شدت کاهش داده اند.

تنها ساعاتی پیش از اظهارات باراک اوباما، وزیر انرژی ترکیه خبر می دهد که این کشور ۱۰ درصد از واردات نفت از ایران را کاهش می دهدو نفت لیبی را با بخشی از نفت ایران جایگزین خواهد کرد.

ضرب‌الاجل آمریکا و اتحادیه اروپا برای آغاز تحریم خرید نفت از ایران هم نزدیک است. کشورهای تولیدکننده نفت، رایزنی با خریداران نفت ایران را آغاز کرده‌اند تا در صورت حذف احتمالی نفت خام ایران از بازار جهانی، بتوانند سهم بیشتری از این بازار را به نفت خام تولیدی خود اختصاص دهند.

یکی از فعالترین این کشورها عراق است که جایگاه سنتی ایران را بعنوان دومین تولید کننده اوپک بخود اختصاص داده است. مقامات عراقی به دولت سریلانکا پیشنهاد کرده‌اند که کمبود احتمالی نفت خام ایران را برای این کشور پر کنند. سریلانکا به زودی واردات نفت از ایران را متوقف می‌کند. همان راهی است که مالزی هم می رود.شرکت شل می گوید که یک میلیارد دلار بدهی خود به ایران را نمی‌تواند پرداخت کند.

اروگوئه هم می خواهد از آب گل آلود ماهی بگیرد. پیشنهادش این است: نفت در برابر برنج.

جهان برای روزهای دورتر هم برنامه دارد.علی الدباغ سخنگوی دولت عراق خبر می دهد که بغداد طرحی فوق العاده برای ادامه صادرات نفت از عراق از حوزه‌های نفتی جنوب این کشور در صورت بسته شدن تنگه هرمز وضع کرده است. عراق تصمیم به ساخت خط لوله‌ای برای انتقال نفت جنوب به بندر جیهان ترکیه گرفته است.

سیتی بانک خبر مهمی در اختیار جهان می گذارد: «تولید نفت آمریکا در سال ۲۰۱۷ از عربستان سعودی و روسیه پیشی خواهد گرفت. مازاد انرژی ذخیره شده در آمریکا در واقع در دهه آینده، آمریکا را به خاورمیانه جدیدی تبدیل خواهد کرد.»

موضوع نخستین دیدار مهم سال نوی ایرانی وزیر خارجه خاورمیانه ۵ سال بعد با پادشاه عربستان – نفت خاورمیانه کنونی ایران ـ سوریه و نفت است.

تصاویری که تلویزیون دولتی عربستان سعودی از دیدارعبد الله بن عبد العزیز با هیلاری کلینتون پخش می کند، حضور سعود الفیصل وزیر امور خارجه، سلمان بن عبد العزیز وزیر دفاع و مقرن بن عبد العزیز رئیس سازمان عربستان سعودی را در این دیدار به نمایش می گذارد.

دستاورد جلسه، بسی فراتر از موضوع اعلام شده است. هیلاری کلینتون وزیر امور خارجه آمریکا و سعود الفیصل وزیر امور خارجه عربستان در کنفرانس خبری مشترک خود درریاض اعلام می کنند: «آمریکا و شش کشور عضو شورای همکاری خلیج فارس بررسی‌های کار‌شناسی برای برپایی سپر دفاع موشکی مشترک را آغاز کرده اند. در همین زمینه کمیته مشترکی با حضور دیپلمات‌ها و کار‌شناسان امنیتی برای بررسی این موضوع تشکیل شده است.»

دورادور ایران انواع سلاح های مخوف را برای حمله آماده کرده اند. سپر دفاعی را هم یکایک فراهم می آورند.

پاسخ «نظام» به خبر ایجاد سپر دفاعی جدید مثل همیشه جز آمیزه ای از شعار و تهدید نیست و از زبان علاءالدين بروجردی رئيس کميسيون امنيت ملی و سياست خارجی مجلس: «آمريکا سالهاست با فريب دادن کشورهای منطقه و مطرح کردن ايران به عنوان خطر در منطقه خاورميانه از کشورهای منطقه باج می گيرد. مطرح کردن سپر موشکی در خليج فارس موضوعی تشنج زا است. جواب ایران قاطعانه خواهد بود.»

دومین گرد هم آئی مهم در ترکیه برپامی شود. «دوستان سوریه» همه جمعند. جمهوری اسلامی درآستانه اجلاس رسما خود را در مقام «دشمن سوریه» فریاد کرده است.

آیت‌الله خامنه‌ای به رجب طیب اردوغان که مواضع تندی نسبت به حکومت بشار اسد، اتخاذ کرده، گفته است: «جمهوری اسلامی ایران قویاً با هر طرحی که آمریکایی‌ها در ارتباط با مسایل سوریه مبدع آن باشند، مخالف است. جمهوری اسلامی ایران از سوریه به دلیل حمایت از خط مقاومت در برابر رژیم صهیونیستی دفاع خواهد کرد و با هر گونه دخالت نیروهای خارجی در امور داخلی سوریه به شدت مخالف است.»

خبرگزاری رویترز هم از کمک ۸۴ میلیون دلاری جدید ایران به سوریه برای دور زدن تحریم‌ها خبر داده است.

«نظام» را به کنفرانس سئول راه نداده اند. در اجلاس استانبول جایی ندارد.حرف اصلی اجلاس این است: «در دهکده جهانی، دیکتاتور سوریه نمی تواند خود را ارباب و مردم کشورش را رعیت های گوش به فرمان بداند.»

اجلاس، شورای ملی سوریه را به عنوان «نماینده مشروع مردم سوریه » به رسمیت می شناسد. کشورهای حاشیه خلیج فارس اعلام آمادگی می کنند که به شورای ملی سوریه کمک مالی کنند تا به نظامیانی که از رژیم جدا شده اند و علیه آن مبارزه می کنند حقوق ماهیانه پرداخت کند.

کوفی عنان که یونگه ولت- نشریه آلمانی- او را «طراح حذف گام به گام اسد» می نامد، طرح خود را به تائید اجلاس می رساند.

هیلاری کلینتون اعلام می کند: «جهان دچار تردید نخواهد شد، اسد باید برود!»

احمد فوزی، سخنگوی کوفی عنان فرستاده ويژه سازمان ملل می گوید: «یک هیات از سازمان ملل برای مذاکره درباره نيروهای حافظ صلح سازمان ملل و نظارت بر اجرای توافق آتش بس ظرف ۴۸ ساعت آینده وارد سوريه می شود.»

گرد هم آئی مهم بعدی در بغداداست و بدون حضور جمهوری اسلامی. واشنگتن پست می نویسد: «کنفرانس سران عرب که قرار است برای اولین بار در نسل حاضر در بغداد برگزار شود فرصتی استثنایی است تا عراق را بار دیگر به بازیگرسیاسی مهمی در جهان عرب تبدیل کند.این امر همچنین رهبری شیعه عراق را تحت فشار قرار خواهد داد تا در خصومت های سیاسی فرقه ای درمنطقه موضع مشخصی اتخاذ کند. در صدر این موضعگیری ها بحران سوریه قرار دارد که در چشم رهبران عرب آزمونی است برای شناخت اینکه آیا بغداد در طرف اعراب قرار دارد یا به ایران شیعه نزدیک تر است.این حادثه رهبران سنی عرب بغداد را مجبور خواهد کرد تا از اقدام جمعی علیه بشار اسد رئیس جمهور سوریه حمایت کند. در همان حال عراق نگران آن است که خشم ایران را، که از متحدین اسد در منطقه است و به رهبران شیعه عراق نزدیک، بر انگیزد.»

نشست، راهی میان طرح اتحادیه عرب و کوفی عنان راتصویب می کند و خواستار آغاز گفت‌و‌گو میان دولت و اپوزیسیون سوریه به منظور حل و فصل بحران یک ساله این کشور می شود.

سوریه، هر چه باشد دیگر متحد استراتژیک جمهوری اسلامی در منطقه نخواهد بود.

فروردین ۹۱که می تواند ماهی تاریخی در حیات ایران باشد، از نیمه می گذرد. بخش عمده ای ازجهان برهبری آمریکا در برابر جمهوری اسلامی صف کشیده است. از افزار و نبرد افزار و ثروت و قدرت و مشیر و مشار و مشاور، از سرباز ومهمات چیزی کم ندارد. از زبان سر فرماندهی می گوید: «از نظر واشنگتن این دور از مذاکرات بر سر برنامه هسته‌ای ایران «آخرین شانس» برای تهران است.»

و خواستش توقف فعالیت برای ساختن سلاح اتمی است. نیروی هسته ای صلح آمیز را هم حق همه کشورها می داند.

در برابرش «نظام» است که در یک نفر خلاصه می شود و همه ایران رابر سر دوراهی آورده است که خواست «او» است. و هردو راه به جهنم می برد.

متیو کورنیگ، مشاور امنیت هسته ای در شورای روابط خارجی آمریکا لحظه را چنین می بیند: «ایران تردید های استراتژیک خود را دارد. از یک سو ناچار است به دلایل داخلی و تاکید بر رویارویی با جامعه بین المللی دست به تلافی بزند. از سوی دیگر نمی خواهد به چنان جنگی با اسرائیل و آمریکا دست بزند که باعث سقوط رژیم شود.»

ایران را به کدام راه خواهند برد؟

على اصغر سلطانيه، سفير و نماينده دائم جمهورى اسلامى در نهادها و سازمان هاى بين المللى، می گوید: «هيچ‌كس جرات حمله به ايران را ندارد و هرگونه تحرك اسرائیل با مشت آهنين ايران مواجه خواهد شد.»

مسعود جزایری٬ معاون ستاد کل نیروهای مسلح تهدید می کند: «در صورت حمله نظامی به ایران هیچ نقطه‌ای از آمریکا در امان نخواهد ‌ماند. ایران در برابر حمله احتمالی آمریکا و اسرائیل٬ به آن‌ها حمله خواهد کرد.آمریکا، صهیونیست‌ها و ارتجاع عرب توجه داشته باشند، هر کجا که منافع جمهوری اسلامی مورد تهدید واقع شود، با آن‌ها مقابله جدی خواهیم داشت.»

آخرین سخن رهبر «نظام» این است: «کثرت تهديدات عليه جمهوری اسلامی، نشانگر قدرت و تاثير گذاری بالای اين نظام است.اگر نظام اسلامی قدرت نداشت، بدخواهان ملت ايران سراسيمه خود را به آب و آتش نمی زدند.ايران از مرحله کنونی با سربلندی عبورخواهد کرد.»

انگار به تمامی بر طبل جنگ می کوبند.

راه سوم را هاشمی رفسنجانی نشان می دهد، بصراحت تمام مذاکره با «ابرقدرت زمانه آمریکا» را پیشنهاد می کند.

گروهی از»نمایندگان» مجلس از زبان آیت‌الله خامنه‌ای جوابش را می دهند: «کسانی که دم از مذاکره با آمریکا می‌زنند یا از الفبای سیاسی چیزی نمی‌دانند و یا الفبای غیرت را خوب ننوشته‌اند.»

حسین شریعتمداری «ساده‌لوح، یا مرعوب» می خواندش.

ماموران جمهوری اسلامی که در ماموریت های مخفی وآشکار فعالند، تقاضای پنهان در پشت این الفاط آتشین و تهدید هارا نشان می دهند.

محمد جوادلاریجانی در ژنو اعلام می کندکه «شفافیت کامل» ایران در ازای «همکاری» غرب ممکن است.

حسين موسويان، مذاکره کننده سابق هسته ای جمهوری اسلامی که درآمریکا زندگی می کند، بروشنی در باره «همکاری» توضیح می دهد: «غرب بايد ديگر از تغيير رژيم در ايران صحبتی به ميان نياورد.»

خانم ها! آقایان!

در این بهار خوفناک می توان – بر اساس اطلاعات در دسترس- گفت که ایران گروگان بقای «نظام» است. تضمین امنیتی می خواهد که بر جا بماند و سخن از تغییرش نرود، تا سلاح اتمی بر زمین بگذارد.

تاریخ خواهد گفت که سیاست مذاکره، نشانه ساده لوحی است و یا بر طبل جنگ کوبیدن شامل تعبیری می شود که از زبان فرد ناشناسی در سایت رسمی مقام رهبری می منتشر و سپس حذف می شود.

این فرد ناشناس در پاسخ به پرسش سایت دفتر خامنه ای درباره مهم ترین و به یاد ماندنی ترین جمله او در سال ۹۰ نوشت: «به نظر من این جمله بود که ایشون فرمودند ما با هر سطح که دشمن حمله کند با همان سطح جوابش را خواهیم داد که طبق معمول خریت خودشان و همه آخوندنماهای ایرانی را نشان می دهد. خاک بر سر همه شون.»

فروردین به نیمه است. اما نه بهاراست دیگر. خوف ویرانی رایحه گلهای سرخ را بر باد می دهد و سخن بلند فردوسی را بیاد می آورد:

نــــمانــیــم کـیـن بوم ویــران کنند

هــمــی غــارت از شــهـر ایران کنند

نـــــخوانـنـد بر ما کــــسـی آفــرین

چـــو ویـــران بود بوم ایـــران زمـــین

دریغ است ایران که ویـــران شـــود

کـــنــام پــلنــگان و شــیران شـــود

همه سربه سر تن به کشتن دهیم

از آن به که ایران به دشمن دهیم

چو ایـــران مبـــــاشد تــــن من مباد

در این مرز و بوم زنده یک تن مباد…

با شکنجه گر ایرانی در هلند

بهار نو ، شکنجه گر ایرانی به آمستردام پایتخت هلند می آید و از زبان یکی از شکنجه شدگانش پرتو بر دهه خوفناک شصت می افکندو از گوشه ای از جنابات زندان ها پرده می گیرد.

 یکی از دهها رسانه جمعی هلند، چنین به استقبال نسخه هلندی «نامه هائی به شکنجه گرم» رفته بود که من حتی نمی توانم ان را به هلندی بر پیشانی کتابم بخوانم. خانمی کوچک اندام که گیسوانش داشت به سپیدی می زد، در لبخندش هزارتجربه حرفه ای بود و پرسش هایش بی امان و برنده، نویسنده مطلب بود.

 درهتل نویسندگان بودیم. در مرکز آمستردام و د رکنار یکی از هزاران ترعه. پنجره اتاق بزرگ و شیک بر صدای زنگ دوچرخه ها باز می شد، هیاهوی زندگی، فریاد جوانها و عبور جمعی دانشجویان . دریغا در این آفتاب زیبای بهاری، تنهاهمراهم شکنجه گرم بود که حسابی هم معروف شده است. بعضی از دهها روزنامه نگاری که برای مصاحبه آمدند، اول ا زهمه به شوخی می پرسیدند:

– برادر حمید چطور است…؟


 

و این خانم تازه به هتل نویسندگان آمده بود.اسم هتل البته هست آمباساد که نمی دانم چه معنائی دارد. اما همه می دانند که هتل مخصوص نویسندگان است. ساختمان قدیمی زیبائی دار دبا راهروهای پیچ درپیچ و بی پایان و همه آراسته به تابلوهای نقاشی. اولین کار پذیرش نه دادن پاسپورت و پر کردم فرم که  امضای کتابی است که نوشته ای. بعد که پائین می ای می بینی یکی از مسئولین پذیرش دارد کتابت را می خواند. بعد هم که کتاب تمام شد، می گذارندش توی کتابخانه زیبا و بزرگ هتل. وقت ترک هتل هم، پیش ا زهمه چیز باید دفترچه یادبود را بنویسی و ا مضاء کنی.

 بخود می گویم:

– عین هتل اوین خودمان است..

 دراین هتل، دارم با چندمین روزنامه نویس مصاحبه می کنم که همه اشان بجز یک نفر کتاب را خوانده اند و زیر سطور متعددی  را خط کشیده اند. خانم کوچک اندام، بعد از دو ساعت پرسش در باره موارد مختلف کتاب، می رسد به امروز ایران وبی مقدمه می پرسد:

– بعد از حمله چی می شود؟

 جوری از حمله حرف می زند که انگار یک فیلم سینمائی است وزمان شروع سانسسش هم معلوم. می گویم:

– بیخود می کنند حمله کنند… ایران من ویران می شود…

– از این ویرانتر؟ تازه دولت برادر حمید که همین را می گوید.

می فهمم حریف قدر است. یاد معاون سردبیر تایمزلندن می پرسم که همین موضع راد اشت. او می خواست صفتی روی آقای خامنه ای بگذارم و این یکی می خواهد تاگرفتن جواب موافقت باجنگ از من پیش برود. تجربه روزنامه نگاری و عشق ایران بهم می آمیزد و کم و بیش دعوایمان می شود. آخر می پرسد:

– حمله نکنند که می کنند، چه باید کرد؟

می گویم:

–  باید دموکراسی را در ایران نهادینه کرد…

 خنده بلندی می کندو بر می خیزد:

– این حکومت می گذارد شما دموکراسی بنا کنید؟

دست می دهد و می رود. روزنامه نویسان دیگرپشت در اتاق مخصوص مصاحبه هتل دارند باخانمی که مسئول تبلیغات کتاب است قهوه می خورند.

 راستش مصاحبه بعدی را کمی گیج می زنم. خوب است که خانم چاق سیاهپوست نه کتاب را خوانده و نه حرفه ای است.

و همه ایام مانده، درآفتاب درخشان، جنجال گنجشگان، سوت ترامواها و پیاده روی شادمانه مردم ، د رهولی می گذرد که بر اعماق دلم چنگ می زند. خبرنگارها ی دیگر هم از جنگ مانند یک خبر اعلام شده حرف می زنند. و مردمان سراسر دنیا در بادبهاری خندان می روند و خبر از سرزمین آفتابی ایران ندارند که گل هایش را برادر حمیدها پرپر کرده اند و سرزمینش را  بسوی ویرانی می برند.

 در خیابانها می روم. بهار از من نمی گذرد.

– پر کنی پیاله را..

 نه، این جام آتشین راه به حال خرابم نمی برد.

 به روزهای دور بر می گردم. اقای خامنه ای ماند که ایران بر باد دهد و من که پریشان در خیابانهای تبعید بروم…

**

وبر می گردم. و نامه مترجم کتاب می رسد:» در ۲۵ سالی که کارم ترجمه کتاب است، چنین عمیق درگیر کتابی نشده ام. اگر کتاب در خوانندگان هم همین تاثیری رابگذارد که بر من گذاشته است، چشمان بسیاری با زخواهد شد…»

 Dear Mr. Houshang Asadi

Thank you so much for the signed copy of Brieven aan mijn folteraar, the Dutch translation of Letters to my torturer.

Unfortunately, I wasn’t able to come to the signing session in person, to shake your hand, which would have been a great honor.

In the 25 years of my career as a translator, I have not encountered a book that moved me as deeply as yours, and I am proud to have contributed a little to the disclosure of your story to the people in Holland. It might hopefully help them to get a deeper understanding of the Iranian people, the regime and especially of the counter forces that are still defying those who stand in the way of liberty and equality for all.

If your book will impress the reader as much as it did me   , it should open the eyes of many.

With the highest regards,

Roelof Posthuma

و بعد لینک مصاحبه ها و گزارش ها می رسد. تقریبا همه مطبوعات مهم هلند در باره کتاب نوشته اند و یا مصاحبه های مرا منتشر کرده اند. خودم را می بینم که دارم بازبانی که یک کلمه اش را هم بلدنیستم، با مردم هلند حرف می زنم. این صدای مظلوم قربانیان دهه شصت ، فریاد خشم اعدام شدگان تابستان ۶۷ است که در هلند طنین می اندازد.

– آهای بچه ها، با هر عقیده و اعتقاد که بر دارهای مرگ رفتید، هرگز فکرنمی کردم روزی صدای شما شوم… گوش کنید. صدای شما ا زترعه ها می گذرد و به چهار سوی جهان می رود. ما همه بازخواهیم گشت  و روی همه دیوارهای وطن خواهیم نوشت:

– آزادی..

ودیگر هیچ ایرانی با هیچ شکنجه گری به آمستردام نخواهد آمد.

آخرین فرصت

سال نخست دهه نود به آخر می رسد. «نظام مقدس جمهوری اسلامی» به رهبری «عادلترین، فرزانه ترین، هوشیارترین و محبوبترین رهبر جهان» ایران را به آستانه جنگی چنان مخوف و درانتظار کشیده است که دیگر درآستانه بهار سخن از «آخرین فرصت» و چند وچون «بعد از حمله» می رود.

در شهرهای ایران بر خرمن های آتش که درخود همه تاریخ «ایران» را دارد، فریاد مرگ بر دیکتاتور می گذرد و در ژنوگزارش اوج ایران کشی اوباش تحت فرمان دیکتاتور، جهان را به گریه می اندازد.

همه حوادث هفته آخر ماه پایانی سال ۱۳۹۰، ادامه وقایع سال است و ریشه در رویدادهای سی و چندساله سلطه جمهوری اسلامی بر ایران دارد: نبرد خدای آزادی با ناخدای استبداد. روند تجزیه ووحدت جامعه ایران پیرامون این دو قطب تاریخی شدت تمام می گیرد. مجمع روحانیون مبارز به یار زندانی خود، شیخ دلاور و مردم ایران پشت می کند به تمامی، دست تردید از دستان مردم می کشدو دستان خونین نظام را می گیرد. محمد خاتمی که در مرگ جلاد بزرگ اسداله لاجوردی لباس اندوه به تن کرد، پیشاپیش مجمعیون رای به صندوق تحریم شده ملت می اندازد. جانشین او محمود احمدی نژاد، درحال برکشیدن سعید مرتضوی قاتل مطبوعات است. مخالفین او در مجلس و دیگر گرگهای رقیب، برای نخستین بار سرمایه ایران را به تمامی در اختیارمقاطعه کار بزرگ، سردار رستم قاسمی می گذارند به سالی که راز ترکمانچای دوم از پرده بیرون افتاده است. ازسه سال پیش درآمد حاصل از فروش نفت را اختیار دولت چین گذاشته اند تا به عنوان پشتوانه ال سی خرید کالا برای ایران استفاده گردد. حالا زمام ثروت کشور به سرداری از» سپاه» می دهند.

هنرمندی پرآوازه آبروی خود به چندسکه نقد می فروشد. مهدی خزعلی دراعتصاب غذا به سوی مرگ در زندان می رود. محمدنوری زاد در سودای به آتش کشیدن خود روزهای خوب را انتظار می کشد. فائزه هاشمی رخت می پوشد که سال را در زندان نو کند. پدرش هنوز با رهبر نردعشق می بازد و از اوقات تلخی آقا می گوید و در دقایق آخر روی آخرین صندلی مانده از قدرت تثبیت می شود. محمود احمدی نژاد دردقیقه نود سال نود به مجلس می رود. فضای مجازی که هنوز از خشم علیه رای خاتمی شعله وراست، مجلس رفتن آخرین رئیس جمهور را رصدمی کند: «براي اولين بار در تاريخ جمهوري اسلامي يك رييس جمهور در مجلس سين جيم شد…» وصله ايستادگي در برابر ولايت فقيه به دولت نمي چسبد! «نمایشی مضحک… دلقکی آمد به دلقکان دیگر طعنه و کنایه و نیش زد و رفت.»

دیگری نام»سیرک» بر این مجلس می گذارد و سخن احمدی نژاد را برجسته می کند: «آخر سال و شب عید است و می‌خواهیم با هم صفا کنیم.» نشریات جهان، جمله آخر محمد جوادلاریجانی را در اجلاس حقوق بشر ژنو بازتاب می دهند:» کشورما پرچمدار حقوق بشر در جهان است.» حتمازادگاهش عراق را نمی گوید، منظورش ایران است که اسامی زندانیانش را درمجمع جهانی خوانده اند. یکیشان عبدالرضا قنبری، معلم زندانی که دارند تیغ مرگ را به عنوان عیدی برایش تیز می کنند.

از آغازدهه نود که نگاه هفته برسم چند ساله مدام رصد و گزارشش کرده است «ابرهای تیره» و «بادهای تغییر» مدام بر آسمان ایران گذشته اند.کسانی از هراس بر باد رفتن ایران فریاد زده اند «یکی خامنه ای را بیدار کند»، فریادشان در «رفتار لجن» گم شده است. رهبر وپایورانش درداخل، «آخرین رئیس جمهور» را نم نمک بدرقه کرده اند تا راه برای حکومت سلطانی هموار شود. در خارج، «رجزخوانی درآستانه فروپاشی» را ادامه داده اندتا با تهدید ساختن سلاح اتمی برای بقای خودتضمین بگیرند. جهان، با «انزوای جهانی»، «تغییر رژیم و  برخورد نهائی»، «کندن پوست گربه» را در دستور کار قرار داده است. مردمان فریادبر کشیده اند دیگر «چه انقلابی؟ چه اسلامی؟» آخر دیده اند که در سالگرد انقلاب «ماکت امام، جسد انقلاب» را می برند. «زمستان سخت» رسیده و «سوسمار بی باک»  برای بلعیدن ایران دهانی گشوده است انباشته از مخوف ترین سلاح ها. درآخرین روزهای سال، هیلاری کلینتون، وزیر امورخارجۀ آمریکا، از سرگئی لاورف، همتای روسی خود، می خواهد که این نکته را به مسئولان جمهوری اسلامی ایران گوشزد : «گفت وگوهای ماه آوریل ـ– فروردین-ـ میان تهران و گروه کشورهای موسوم به گروه ١+۵«آخرین فرصت» برای جلوگیری از جنگ است.»

گفتی دهه نود به جنگ نوشته اند؛ جنگی که فاجعه هشت ساله درگیری با عراق در برابرش به بازی کودکانه ای می ماند.

دهه های «انقلاب اسلامی» بر سرشت واحد تلاش برای استقرار حکومت مذهبی به قرائت قائلان به نظریه ولایت فقیه در ایران، سرگذشت های گوناگون داشته اند.

دهه پنجاه، دهه تثبیت نهادهای » انقلاب اسلامی» است. ولی فقیه اول ـ– آیت اله خمینی-ـ از تاکتیک جذب همه نیروها برای حذف شاه به استراتژی پیاده کردن نظریه ولایت فقیه وجانشینی نظام دینی بجای نظام عرفی، بر می گردد. در اولین گام ها «شکستن قلمها» ی دگراندیشان و حذف کامل آنها از صحنه زندگی اجتماعی در دستور کار قرار می گیرد و د ردهه شصت به نسل کشی خونبار تابستان ۶۷می رسد.

 

دهه شصت، دهه هشتاد

از قدرت گیری اندیشه و نیروهای جانبدارباز سازی اقتصادی- سیاسی به شیوه اصلاحی در درون «نظام» آغاز شدو به حاشیه راندن هاشمی- خاتمی وحذف «اصلاحات» رسید.

دهه شصت- که نام «دهه وحشت بزرگ» گرفت- بیشترین سال هایش زیر نگین ولایت ولی فقیه اول گذشت. باید تابستان خوفناک شصت و هفت می رسید. هزاران زندانی قتل عام می شدند تا فقیه اول راحت بربستر مرگ بگذارد. و هنوز کفن دریده اش خشک نشده بود که با ترفندی و نشست و برخاستی، ولی فقیه دوم را منصوب کردندو هم او هنوز نیامده، ختم قانون اساسی نیمه کاره ولی فقیه را گرفت و فرمان حکومت مطلقه به نام خود نوشت.

استقرار تام وتمام اندیشه ولائی ولی فقیه دوم سیدعلی خامنه ای که ریشه هایش به آموزه های سید قطب بر می گردد و سیسستم تشکیلاتی خود را در فدائیان اسلام می یابد، و باید میراث سیدمجتبی نواب صفوی را به سید مجتبی خامنه ای بسپارد، در زمان محمد خاتمی کلید خورد و در دوران محمود احمدی نژاد عملیاتی شد.

اندیشه ولائی سیدعلی خامنه ای در دشمنی کینه توزانه با «جهان نو» خلاصه می شود ودر داخل و خارج ایران، مبارزه برای نابودی همه دیدگاههای بیرون از این اندیشه را دنبال می کند.

«طالبانیسم شیعه» اسلامگرایان سنتی را درنحله های گوناگون خود، – موتلفه، حجتیه، القاعده، فدائیان اسلام، مصباحیسم… سازمان واحد می دهد و نیروهای امنیتی ـ سیاسی را به محافظت ازآن بر می گمارد. هدف نهائی رسیدن به «خلافت اسلامی»، حرکت در متن شوونیسم ایرانی برای حذف اسرائیل، شکست غرب و اعمال مدیریت اسلام بر جهان است.

نام این مجموعه «نظام» و رهبر و مقتدا و پیشوای آن سیدعلی خامنه ایست. ایران، سکوی پرتاب اندیشه «نظام» و حافظ و تضمین کننده ادامه راهش بمب اتمی.

همه حوادث ایران از زمان ولایت ولی فقیه دوم، به ویژه در دهه هشتاد در پرتو این سیاست «نظام» قابل درک و تعقیب است؛سیاستی که در دهه ۹۰ در داخل وخارج ایران به مرحله سرنوشتی می رسد.

در داخل کشور، حذف یا اشغال سیستماتیک نهادهای عرفی، ازسازمان های اقتصادی گرفته تا نهادهای هنری-ـ خانه سینما-ـ و موسسات انتشاراتی ـ– دو نشر چشمه و ثالث ـ- از کودکستان تا موسسات آموزش عالی-ـ دانشگاه آزاد-ـ بی وقفه ادامه می یابد. نیروهای»بصیر» امنیتی ـ– عقیدتی عهده دار همه امور، از تدریس در دانشگاه تا حل مشکل ارز در خیابانها می شوند. برنامه، حذف طبقه متوسط و اندیشه معطوف به «من» و»آزادی» اش باهر وسیله ممکن است از فیلم تا شکنجه، وجانشین کردن » توده» خرافات زده که در فیلم تقدیس می شود و اسلحه به دست روانه خیابان می گردد. ولی فقیه دوم، با تمام نیرو «بدنه اجتماعی» خود را سازمان می دهد، صاحب بصیرت می سازد و مسلح می کند.

انتخابات مهندسی شده مجلس نهم، راه را برای حذف رئیس جمهور و به صحنه آوردن نخست وزیری هموار می کند که از هم اکنون خود را «غلام خانه زاد» می خواند و بیشترازاینکه به کار ولی فقیه کنونی بیاید، وظیفه نوکری به دامادش مجتبای ولیعهد رادارد تا دستان دومجتبای محبوب «آقا» بهم برسد. از این منظر، ولی فقیه دوم بیشتر زمینه ساز ایجاد «خلافت اسلامی» است تا فرمانده آن برای فتح جهان.

سیاست «نظام» با مخالفت و مقاومت بسیارجدی در داخل و خارج از کشور مواجه است. پاسخ نیروهای داخلی مشت آهنین، زندان و شکنجه و اعدام است. نیروهای سیاسی، افراد واندیشه ها یا به «نظام» گردن می گذارند، یاسکوت پیشه می سازند. پاسخ کمترین مقاومت ومخالفت، زندان و شکنجه است. درآخرین روزهای سال ۹۰ از نخست وزیر و رئیس مجلس پیشین گرفته تا انبوه نمایندگان مجلس و روزنامه نگاران در بندند. وحتی سخن از مرگ دکترمهدی خزئلی در بند می رود که پدرش از ستون های «نظام» بود و حتی برای شفاعت جان فرزند به درگاه رهبری اجازه ورود نیافت. تصمیم نهائی برای ترک مردم توسط مجمع روحانیون مبارز به رهبری سید محمد خاتمی، روانه زندان شدن فائزه هاشمی و…حذف محمود احمدی نژاد حتی، دراین چهار چوب قابل درک است.

سیاست «نظام»، جهان را هم به اتحادی بی سابقه علیه آن بسیج کرده است. «جهان علیه تهران» به هماهنگی بی سابقه ای رسیده است. حماس که راه خوددیگر کرد.دمشق که درحال فروپاشی است و حزب الله لبنان درکنار «نظام» مانده اند؛و چین و روسیه که در شطرنج پیچیده جهانی منافع خودرا می جویند تا لحظه موعود. در تمام طول سال ۹۰ حلقه محاصره وتحریم مدام به گرد ایران تنگتر شده است. حمله در سال ۹۱چندان قطعی به نظر می رسد که دیگر بحث در باره بعد از حمله آغاز شده است.

آخرین سخنان، رویدادهای و هشدارهای سال بوی مرگ و جنگ می دهند. هنری کيسينجرمی گوید: «آمريکا بايد فرض را بر اين بگذارد که ايران در پی سلاح هسته‌ای است.» ایران اتمی، باسرعت فزاینده ای به یکی از مسائل اصلی انتخابات در راه آمریکا تبدیل می شود. جمهوریخواهان با صراحت از جنگ برای سرنگونی «حکومت آیت اله ها» سخن می گویند. آخرین تهدیدات میت رمنی که دارد به سرعت بقیه رقبا را پشت سر می گذارد بی سابقه است. اشغال سفارت آمریکا در سال ۱۳۵۸را در خاطرها زنده می کند ومی گوید: «امروز آمریکا و جهان به شکلی غریب با شرایطی مشابه مواجه هستند؛ با این تفاوت که این بار خطر بزرگ‌تری در کمین است. در حالی که باراک اوباما در کاخ سفید زانوی غم در بغل گرفته، همان تندروهای اسلامی در حال پیشرفت سریع به سوی ساخت مخرب‌ترین سلاح‌های تاریخ جهان هستند.به هیچ وجه نمی‌توان با بی تفاوتی از کنار این مهم عبور کرد. سه دهه است که آیت‌الله‌های حاکم بر ایران از تروریسم در سراسر جهان حمایت کرده‌اند. اگر تنها یک درس از حملات ۱۱ سپتامبر گرفته باشیم این است که تروریسم در عصر اتمی امکاناتی دهشتناک را در بر داشته، آنچنان که توانایی ایجاد هراس را در مقیاس‌هایی بسیار بزرگ دارد.از اینها گذشته، رهبران ایران به صراحت اعلام کرده‌اند که خواهان نابودی کشور اسرائیل هستند. اگر وسیله نیل به این هدف غیر انسانی را به دست آورند، خاورمیانه یک‌شبه به انبار باروت تبدیل خواهد شد. پیامدهای این وضعیت برای اسرائیل، برای دیگر هم‌پیمانان ما و برای نیروهای خودِ ما در منطقه تصورناپذیر خواهد بود.»

نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل که برای اخطار آغاز جنگ به و اشنگتن رفته بود، بالبهای خندان و دست های پر ازقرارداد دریافت مخوف ترین سلاح ها به کشورش بر می گردد ومی گوید: «حمله به ایران؛ نه چند روز آینده، نه چند سال آینده.»

پانه‌تا وزیر دفاع آمریکا در مصاحبه با نشریه «نشنال جورنال» تاکید می کند: «ارتش آمریکا یک طرح اضطراری خاص برای حمله نظامی علیه تاسیسات اتمی ایران آماده ساخته است.» بعدحرف هائی می زند که حتی پیش از حمله به عراق و افغانستان شنیده نشده است: «حمله نظامی آمریکا بسیار کوبنده‌تر از حمله نظامی اسرائیل علیه تاسیسات اتمی ایران خواهد بود.»

ژنرال هربرت کارلایل، معاون ستاد فرماندهی نیروی هوایی آمریکا، در کنفرانس دفاعی «کردیت سوئیس مک الیس» روی چند دلیل «کوبنده تر» بودن حمله آمریکادست می گذارد:»در صورت برخورد نظامی با ایران از یک بمب سنگرشکن تازه به وزن ۱۳۶۰۰ کیلوگرم استفاده خواهد شد. قدرت نفوذ این بمب در لایه‌های دفاعی شگفت‌انگیز است و ما هم‌چنان روی بهبود عملکرد آن کار می‌کنیم. در صورت برخورد نظامی با سوریه و ایران، نیرو‌های آمریکا در اجرای عملیات نظامی، از تفکر تاکتیکی تازه‌ای که در وزارت دفاع از آن به عنوان «جنگ هوا دریا» یاد می‌شود، استفاده خواهند کرد.از شبکه‌های پیشرفته ارتباطی بین نیرو‌های مختلف نظامی و عملیات چندبعدی در هوا، دریا، فضا، و فضای مجازی (اینترنت) علیه خطوط دشمن استفاده خواهد شد.وجود قابلیت‌های فضایی، ظرفیت سایبری، نسل پنجم سلاح‌های هوایی و هواپیماهای جنگنده، و نیرو‌هایی که از خود جای پای اندکی بر جای می‌گذارند، نشانه عزم آمریکا برای استفاده از نوآوری‌های تسلیحاتی در یک صحنه نظامی واقعی است.»

رضا تقی زاده ـ تحلیلگر مسائل ایران- دست به مقایسه کوچکی می زند: «قدرت تخریب تنها یک عدد از بمب های فوق، بیش از قدرت تخریب ناشی از پرتاب ۴۰ فروند موشک شهاب ۳ ایران است.»

تنها تصویر صحنه، بهار را عزا می کند. بمب ها فرومی ریزند و گلهای سرخ ایران را شخم می زنند. سیاست ماجراجویانه «نظام» در جهنم را به روی ایران گشوده است. پاسخ جهان را با تهدیدهای توخالی می دهند که تنهاکاربردش تندتر کردن آتش جنگ است. محمود احمدی نژاد پوسیدن گزینه ها را روی میز تبلیغ می کند.دیگر به تمامی یاد آور دائی جان ناپلئون است که دارد باتفنگ خالی خدمت «انگلیسی های بی ناموس» می رسد. غضنفر رکن آبادی- ـ سفیر جمهوری اسلامی در بیروت ـ– هم در کنارش سبز می شود: «ما خود را آماده کرده ایم و هم اکنون ۱۱ هزار فروند موشک آماده شلیک به آمریکا و اسرائیل و مصالح آنها در جهان داریم.»

لابد دیگر چون کسی برای این رجزخوانی ها تره هم خرد نمی کند، طبق معمول در دقیقه نود خبراز گشودن درهای مخفی سایت «پارچین» می دهند و نامه برای اعلام اراده از سرگیری گفت وگو می نویسند. اولی دیگر دیر شده است.کارشناسان هسته ای و تسليحاتی «موسسه علوم و امنيت بين المللی» می گويند که در عکس های ماهواره ای که از مرکز «پارچين» در ايران گرفته شده است وجود آشيانه و يا اصطلاحا اتاقک های مخصوص انفجارهای بسيار قوی را تشخيص داده اند.

برای دومی ـ– گفت وگو-ـ «هنوز» فرصت هست.اوباما و كامرون در مقاله مشتركی در واشنگتن پست می نویسند: «هنوز زمان و فضا براي پيگيري راه حلي ديپلماتيك برای مساله هسته اي ايران وجود دارد.»

آخرین هفته سال برای «نگاه هفته» است. تازه ترین خبرها حاکی است چهار افسر ارشد ارتش سوریه به مخالفان پیوسته اند. دیگر می توان بشار اسد را یک مرده سیاسی محسوب کرد.

عضو اتاق بازرگانی تهران، تصویری تمام از اقتصاد کشور می دهد: «وضعیت اقتصادی این روزهای کشور تداعی کننده دهه ۶۰ است. به عبارتی هم اکنون اقتصاد ما شرایطی همچون وضعیت دوران جنگ را تجربه می‌کند، با این تفاوت که در آن زمان سیستم بانکی ما تحریم نبود و تنها منابع ارزی کشور کاهش یافته بود. اما در حال حاضر اگر ارز هم وجود داشته باشد امکان مبادله وجود ندارد.»

و جهان در انتظار مذاکرات بهار، سلاح های مخوف را برق می اندازد و پیچ تحریم ها راسفت و سفت تر می کند.دو نماینده مجلس نمایندگان آمریکا طرحی را ارائه می کنند که بر اساس آن شرکت های بین المللی که به جمهوری اسلامی خدمات بیمه می دهند و یا معاملاتش را بیمه می کنند از دسترسی به سیستم مالی و بانکی آمریکا محروم خواهند شد.

سال ۹۰ تمام می شود. یکی دو روز دیگر. عمو نوروز از راه دراز می آید. از زمانی که جان خود در تیرکرد آرش، ایران چنین از درون در اشغال و از بیرون در خطر نبوده است. کتاب سووشون به دست مردمان می دهد عمو نوروز که خالقش تازه بر بادهای بهاری رفته است و همچنان انتظار «سحر» رامی کشد:

«گریه نکن خواهرم، در خانه‌ات درختی خواهد رویید، و درخت‌هایی در شهرت، و بسیار درختان در سرزمین‌ات و باد پیغام هر درختی را به درخت دیگر خواهد رسانید و درخت‌ها از باد خواهند پرسید: در راه که می‌آمدی، سحر را ندیدی؟»

و بهاریه سیاوش کسرائی را درمقدم بهار می خواند:

تو قامت بلند تمنایی ای درخت

همواره خفته است در آغوشت آسمان

بالایی ای درخت

دستت پر از ستاره و جانت پر از بهار

زیبایی ای درخت

وقتی كه بادها

در برگ های در هم تو لانه می كنند

وقتی كه بادها

گیسوی سبز فام تو را شانه می كنند

غوغایی ای درخت

وقتی كه چنگ وحشی باران گشوده است

در بزم سرد او

خنیاگر غمین خوش آوایی ای درخت

در زیر پای تو

اینجا شب است و شب زدگانی كه چشمشان

صبحی ندیده است

تو روز را كجا

خورشید را كجا

در دشت دیده غرق تماشایی ای درخت

چون با هزار رشته تو با جان خاكیان

پیوند می كنی

پروا مكن ز رعد

پروا مكن ز برق كه بر جایی ای درخت

سر بركش ای رمیده كه همچون امید ما

با مایی ای یگانه و تنهایی ای درخت

درخت، ایران است. باغبان هایش را کشته اند و یا به زندان برده اند. تبر در دست ولی فقیه دوم مانده است. شهامت این را دارد که در «آخرین فرصت» زمینش بگذارد و چون ولی فقیه اول جام زهر بر گیرد؟


بدمستی

بوی بهار می زند دیگر و بنفشه ها سر ازخاک بر می کشند. در مقدم بهار، صندوق های رای ایران و روسیه به سیستم » پوتین» تن می سپارند. رئیس جمهوری که می خواست پوتین ایران باشد،  ازکوریره دلاسرا «عروسک خامنه ای» لقب می گیرد و قربانی»حماسه» از پیش نوشته شده می شود.صندلی آخر قدرت را که ۲۲ سال دوام آورد اززیر پای بازمانده دیگری از نسل اول انقلاب می کشند؛  واولین رئیس دولت اصلاحات می رود و پای صندوق رای  وبدست خویش تیغ برگردن اعتبارخود می کشد.

چو «پرده دار به شمشیر می زند همه را»، تاب  «سلطان» حقوق بشر را نمی آورد، با دستی بر ورقه عبدالفتاح سلطانی ۱۸سال زندان می نویسد و بادست دیگر بکارچیدن «نرگس» است که شش سال باید به پشت میله ها برود. شیخ بزرگ انقلاب اسلامی را که خونها ریخت تا»نظام» بماند، به شفاعت فرزندش مهدی خزعلی که در آستانه مرگ است، رخصت حضور حتی نمی دهد. دیگر چه اهمیت دارد سلامتی مهدی دیگر که کروبی باشد و دومین سال «حصرخانگی» را می گذراند. همسرش می گوید سه ماه  می رود شیخ دلاور را ندیده است.

هفته، تمام هفته سوم آخرین ماه سال، حرف اول وآخر را » انتخابات» می زند که با شادمانی»نه» یگانه  به انتخابات مهندسی شده می آغازد و بااندوه سنگین رای محمدخاتمی به انجام می رسد.

«آقا» از دوسال پیش گفته بود که «مردم» در انتخابات شرکت کنند، از هفته ای زودتر  دستور زدن» سیلی» آرای میلیونی به گوش» دشمن» داده شد. از یکی دوروزهم مانده به روز رای،درصد مشارکت روشن و نفر اول تهران که مستقیما از سر سفره «آقا» می  آمد تعیین و رسما اعلام شد. برنامه فردا را می شد از تدارک امروز دید. باهاشمی نشسته در حاشیه، خاتمی کم اعتبار و احمدی نژاد بی اثر، علی می ماند و حوضش که البته حالا مرکز قدرت تام و تمام است در قلب تهران.پدر خانواده، رهبر است، پدرعروسش می شود نخست وزیر و  راه را آب می زنند تا پسر هم جای پدر بگیرد. و تمام. حکومت خانوادگی بر ایران زیر نام مستعار»نظام» ودر سایه سر نیزه.

جهان ـ– چنانکه نویه زورشر سایتونگ  می نویسد-ـ می داند: «انتخابات در جمهوری اسلامی نوعی ریشخند به حق انتخابات آزاد مردم است. اگر نامزدهای لیبرال، لائیک، دموکرات، و چپ گرا از همان ابتدا توسط شورای نگهبان از دور رقابت خارج می شوند، اطمینانی هم به انتخاب نامزدهای اصلاح طلبان و محافظه کاران که منتخب مردم اند نیز وجود ندارد؛ چرا که انتخابات جمهوری اسلامی فقط یک نمایش است.»

خود خود «آقا» در نماز جمعه از مردم تهران  می خواهند به همه ۳۰ نامزد رای بدهند. میزان محبوبیت ایشان آنقدر بالاست که سه میلیون نفر از واجدین شرایط درانتخابات شرکت نمی کنند، از میان آرای بقیه هم فقط  می شود پنج نفررا برکشید که بین ۱۲ تا ۵ درصد رای دارند. با اینهمه «حماسه» خلق می شود واتفاقا درروزی که حماس خواستی را که «آقا»  در تهران همراه چک ۴۸ میلیون دلاری به اسماعیل هنیه داده بود زمین می گذارد واعلام می کند در جنگ اسرائیل ونظام، جانبدار نظام نخواهد بود.

ودرست همزمان پوتین هم با چشمان اشکبار به قدرت بر می گردد و از قضا آرای او هم عین آرای جمهور اسلامی است. قاعدتا مهندسین امنیتی  دو طرف به این رقم ۶۳ علاقه خاصی دارند و یا درآن حکمتی هست که بعدا معلوم می شود.

دیگر حماسه خلق شده، مردم شور بپا  کرده اند، توی دهن دشمن زده اند و باید سربه فرامین حکومتی بسپارند که سعيد مرتضوی دارد رييس سازمان تامين اجتماعی اش می شود؛ معاونت زنان در وزارت ورزش و امور جوانانش ـ- مرضيه تکه اکبرآبادی نامی ـ تيم ملی بسکتبال زنان ايران را «اضافی» می داند؛ ولابد یکی از زنانی است که برای مصوبه نمایندگان مجلس شورای اسلامی هورا می کشند.

مجلس محترم نه گوشش بدهکار حرف های مهدوی کنی ومکارم‌شيرازی است  که از غوغای تورم و گرانی در جامعه خبر می دهند، ونه  برایش واریز نشدن چهار ميليارد دلار از در آمدها به خزانه- که سال گذشته یک میلیارد دلار بود- اهمیتی دارد. صدای» خرد شدن کشاورزان » را که نمی شنود، چشم انداز» اتمام  ذخیره دارویی کشور» راهم به پشیزی نمی گیرد.  باید صیغه را برای مهار» مردان شهوت پرست» قانونی کرد که می کند.

چهار میلیارد دلار ناچیز گمشده هم راه دوری نرفته است حتما. افتتاح و بهره برداری یک «سامانه ارتباطی امن» تحت عنوان شبکه ارتباطی «بصیر»؛ و ایجاد شورای عالی فضای مجازی، بدستور «آقا» حتما خرج دارد. کار اولی جلوگیری  ازدسترسی به اطلاعات مکالمات اعضای سپاه پاسداران، وظیفه دومی بهره برداری بهينه از اينترنت و پيشگيری از آسيب های ايجاد شده است.

اين شورا که اعضایش روسای سه قوه،وزرای اطلاعات، علوم و فرهنگ و ارشاد اسلامی و نيز فرماندهان سپاه و نيروی انتظامی و رييس صداو سيما هستند،وظيفه دارد مرکزی به نام «مرکز ملی فضای مجازی» ايجاد کند.

حالا خرید غیر قانونی ۵۰۰ قبضه مسلسل «ام۴» که این هفته در جمهوری چک لو می رود ودستگیری «برادر گمنام» عاملش توسط پلیس بجای خود.

نظام» سخت در کار»حماسه» است و تحریم و تدارک جنگ براه خود می رود. مرکز پژوهش‌های مجلس رسما اعلام می کند که تحریم‌های جدید با نوع و نحوه و شرایط تحریم‌های گذشته تفاوت زیادی دارد. مشمولیت تحریم‌های جدید، هم از نظر تعداد کشورهای تحریم‌کننده و هم از نظر تاثیرگذاری قابل ملاحظه‌ است.

و در هفته ای که ايران ۱۲۰ هزار تن گندم از آمريکا می خرد، دامنه تحریم به روسیه هم می رسد.یک بانک دولتی این کشور حساب‌های کارمندان سفارت جمهوری اسلامی در مسکو از جمله سفیر را می بندد.محمودرضا سجادی، سفیر «نظام» در مسکو، این اقدام بانک روسی «وی‌تی‌بی ۲۴»  را «تسلیم شدن» در برابر تحریم‌های ایالات متحده علیه ایران توصیف می کند.

  

بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل، روانه آمریکامی شود و موضع آمریکا- اسرائیل در برابر جمهوری اسلامی در صدر نشین اخبار جهان می نشیند. بسیاری از تحلیل‌گران معتقدند این سفر اهمیت بسیار زیادی دارد و دستاوردهای حاصل از آن تأثیر زیادی بر شکل‌گیری تحولات جهانی در هفته‌ها و ماه‌های پیش رو خواهد داشت.

روزنامه بریتانیایی گاردین در گزارشی به نقل از «چند منبع دیپلماتیک» ازپافشاری اسرائیل بر لزوم موضع‌گیری شدیداللحن آمریکا در برابر ایران خبر می دهد  و می نویسد: «اسرائیل تلاش می‌کند رئیس جمهور آمریکا را تحت فشار بگذارد که با اتخاذ موضعی سخت در صورت شکست تحریم‌ها علنا ایران را به حمله نظامی تهدید کند.»

نشریه «آتلانتيک» سمت دیگر را می بیند: «اوباما تلاش خواهد کرد نخست وزیر اسرائیل را مجاب کند که هر گونه برنامه‌ای برای بمباران تأسیسات هسته‌ای ایران طی ماه‌های آینده را به تعویق بیندازد.»

هنوز بنیامین نتانیاهو به آمریکا نرسیده که خبر از «چرخش تندروانه» باراک اوباما در قبال ايران می رسد.رئیس جمهور آمریکا در مصاحبه ای با «جفری گلدبرگ» يکی از سردبيران نشریه «آتلانتيک» می گوید که ايران دارای قدرت هسته ای غيرقابل تحمل است وبا اشاره به گزینه نظامی در سياست اعمال فشار، حرف مهمی می زند: «به نظر من دولت اسرائيل به خوبی می داند که به عنوان رييس جمهوری آمريکا من بلوف نمی زنم.»

نخست‌وزیر اسرائیل، به پایتخت آمریکا می رسد و در همایش «ایپک»، تشکل آمریکایی‌های دوستدار اسرائیل، می گوید: «دیپلماسی در برابر برنامه هسته‌ای جمهوری اسلامی ایران کارساز نبوده‌است. دولت اسرائیل نمی‌تواند در برابر رژیمی که برای نابودی اسرائیل تلاش می‌کند و آشکارا به نابودی اسرائیل فراخوان می‌دهد، مدت زمان زیادی صبر کند.جهان نباید حق دفاع از خود در برابر «تهدیدهای ایران» را از اسرائیل سلب کند.»

دیدار مهم اوباما ـ– نتانیاهو انجام می شود.براساس اخبار رسمی، اوباما می گوید: «جمهوری اسلامی حاضر است خارج از عرف عمل کند و این خطرناک است.»

رئیس جمهوری آمریکا به عنوان نزدیک‌ترین متحد اسرائیل به نخست وزیر آن کشور اطمینان می دهد که در صورتی که تحریم‌های اقتصادی در بازداشتن تهران از پیگیری برنامه هسته‌ای موفق نشود، ایالات متحده «پشت سر اسرائیل می‌ایستد» و رهبری کنونی آمریکا به ارتش آن کشور دستور خواهد داد که برنامه هسته‌ای ایران را نابود کند.

تند روهای جمهوریخواه که مهره ایران یکی از چالش های مهم انتخاباتی آنها در برابر اوباماست، بی مهابا

در کنار اسرائیل بر «طبل جنگ  وجنگ طلبی»می کوبند. تحلیل گاردین از اظهارات نخست وزیر اسرائیل بعد از پایان مذاکرات بااوباما دراین تیتر خلاصه می شود: «هیچ کدام زیاد صبر نمی کنیم.»باراک اوباما، تاکید می کند: «هنوز فرصت هست تا دیپلماسی بتواند جلوی دستیابی ایران به بمب اتمی را بگیرد.»

موضع دیوید کامرون، نخست وزیر بریتانیا، دقیقا منطبق بر موضع باراک اوباما است.او اسرائیل را به احتیاط و خویشتن‌داری دعوت می کندو»فشار دیپلماتیک» را قادر به توقف برنامه هسته‌ای مناقشه‌برانگیز جمهوری اسلامی می داند.

سایت » دیپلماسی ایرانی» متعلق به صادق خرازی که از نزدیک حوادث سیاست خارجی را رصدمی کند، از نزدیکتر شدن اسرائیل وآمریکا به هم خبرمی دهد: «دیوید ماکوسکی، از موسسه سیاست شرق نزدیک در واشینگتن، با اشاره به اظهارات علنی اوباما در جریان کنفرانس آیپک خاطرنشان کرده شاید به این ترتیب اسرائیل و آمریکا به یکدیگر نزدیک تر شوند، چرا که اوباما تاکید کرده به دنبال بازدارندگی در مورد ایران است و در عین حال موضوع ایران را یک مساله امنیت ملی برای اسرائیل و آمریکا توصیف کرده و حق اسرائیل را در خصوص تصمیم گیری برای حملات نظامی به رسمیت شناخته است.»

موضع «نظام» را  باید در سخنان رئیس مجلس یافت که آمریکا و انگستان را با هم بباد دشنام می گیرد و به حادثه قران سوزان تصادفی در بگرام افغانستان پیوند می زند: » علی لاریجانی این امر را «وحشی‌گری» و «لاابالی‌گری سیاسی آمریکایی‌ها» و «اقدامی به غایت زشت و غیر قابل گذشت» توصیف کرد و گفت که «آقای اوباما به جای بلوف هشدار به ایران بهتر است بیش از این با احساسات مسلمانان بازی نکند. مسلمانان خاطرات بدی از این بدمستی‌های سیاسی آمریکایی‌ها دارند و معلوم نیست بتوانند این احساسات مردم غیور افغان و مسلمانان را کنترل کنند.»

و: «دولت انگلیس باید فکری به حال وزیر خارجه خود کند. به نظر می‌رسد هم زیاد حرف می‌زند و هم حرف بی حساب، همین قضاوت آنان حکایت از عقب‌افتادگی سیاسی و ندیدن واقعیات دارد.»

در عرصه عمل سیاسی، ساعاتی پیش از آنکه مسئول روابط خارجی اتحادیه اروپا از موافقت گروه ۱+۵با از سرگیری مذاکرات اتمی با جمهوری اسلامی خبر دهد، تهران موافقت خود با بازرسی آژانس از منطقه نظامی پارچین در پایتخت را اعلام می کند. سازمان اتمی جمهوری اسلامی پیشتر تصمیم گیری در این ارتباط را به مسئولان نظام محول کرده بود.

چراغ سبز برای ادامه مذاکرات اتمی، با سیاست اعلام شده توسط  آمریکا-ـ انگلستان همپوشی دارد و درهفته ای روشن می شود که روزنامه آلمانی «دی ولت» گزارش می دهد که ايران در اوايل سال ۲۰۱۰ حداقل يک مورد آزمايش هسته ای تسليحاتی را در کره شمالی انجام داده است.

آمریکاو اروپا «هنوز» راه مذاکره را نبسته اند. تاریخ نشان خواهد که بازگشت جمهوری اسلامی به مذاکره وقت کشی دیگری است یا از سر درک شرایط اتخاذ شده است.

تهدید اسرائیل به آغاز جنگ، چون «شمشير داموکلس» بر سر ایران  تاب و در زراد خانه  آمریکا آب می خورد.لئون پانه تا، وزير دفاع آمريکا، در نشست کميته روابط عمومی آمريکا و اسرائيل، آيپک، می گوید: «در صورتی که دیپلماسی نتواند مانع  از دستیابی ایران به سلاح هسته ای بشود، ایالات متحده به اقدام نظامی متوسل خواهد شد.»

ژنرال نورتون شوارتز، فرمانده نیروی هوایی آمریکا، رسما فرمانده عملیات حمله به ایران را معرفی می کند: «جیمز ماتیس، فرمانده نیروهای جنگی خاورمیانه، جنگ احتمالی با ایران را هدایت خواهد کرد،» و به خبرنگاران می گوید: «نیروی هوایی آمریکا به همراه دیگر نیروهای مسلح، گزینه‌های مختلفی را برای حمله به ایران در اختیار کاخ سفید گذاشته‌اند.»

ژنرال جيمز ماتيس، رييس فرماندهی مرکزی «سنتکام» که رهبری حملات به ایران را هم   بعهده خواهد داشت،خواستار پررنگ تر شدن حضور نظامی آمريکا در منطقه  می شود: «با توجه به تهديد موشک های بالستيک، راکت های دوربرد، مين ها، قايق های تندرو، موشک های کروز و زير دريايی ايران، نياز است تا حضور و توانايی نيروی دريايی قويتر شده تا از اين طريق خطوط دريايی در اين منطقه حياتی مورد حفاظت قرار گيرد.»

ومنطقه، جمهوری اسلامی وسوریه را دیگر به تمامی یکی می بیند. آسوشیتد پرس در گزارشی تحت عنوان «خلیج فارس علیه ایران وسوریه» می نویسد: «در تالاری با پرده های طلایی در عربستان سعودی، میهمانان به سخنان میزبان در مورد طرد رژیم سوریه به عنوان دولتی که دشمن مردم خود و دشمن منطقه است گوش می دهند. رهبران سعودی و متحدین آنها در خلیج فارس امیدوارند تحریم های فلج کننده به نفوذ ایران درخاورمیانه پایان دهد.جنبش های کشورهای عربی در تمامی جهات به کشورهای خلیج فارس فرصت می دهد قدرت و نفوذ خود را تحکیم بخشند و ایران را از متحد قدیمی خود در منطقه، یعنی سوریه محروم سازند.»

چند هفته پس از انتشار گزارش‌هایی در مورد حضور دوباره قاسم سلیمانی، فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران  در سوریه و تشکیل  اتاق جنگ برای مقابله با معترضان مخالف حکومت بشار اسد، یک گزارش جدید اطلاعاتی آمریکا از «اعطای کمک‌های وسیع ایرانی که به قتل‌های بسیاری در هفته‌های گذشته در سوریه منجر شده‌است»، خبر می دهد.

گزارش، با استناد به سه منبع اطلاعاتی این کشور، می‌گوید که دخالت نیروهای سپاه پاسداران برای سرکوب ناآرامی‌ها در سوریه و از بین بردن کانون‌های مقاومت علیه نیروهای نظامی تحت فرمان بشار اسد، «بسیار گسترده» است. یر اساس این گزارش در کنار «فعالیت‌های چشمگیر» نیروهای ایرانی در سوریه، جمهوری اسلامی  «تجهیزات الکترونیک بسیاری» را نیز در اختیار سوریه با هدف مقابله‌ای کارآتر با مخالفان قرار داده‌است.

واشنگتن پست از»حمایت از کشتار سیستماتیک مردم سوریه» خبر می دهد و می نویسد: «پول جمهوری اسلامی در خدمت بشاراسد.»

رد پای سردارسلیمانی، در لبنان هم پیدا می شود.فارس سعید، یک عضو جریان ۱۴ مارس لبنان، حضور فرمانده سپاه قدس پس از سفر وزیر دفاع لبنان به ایران را دارای «معانی خاص» می داند  و می نویسد: «حزب الله و دولت نجیب میقاتی، اوضاع را پیچیده تر می کنند  و لبنان را به سوی خطر می کشانند.»

خبرگزاری دولت جمهوری اسلامی ـ ایرنا ـ به نقل از یک «منبع آگاه» در سفارت جمهوری اسلامی حضور قاسم سلیمانی در لبنان راتکذیب می کند. سپاه قدس  انتشار خبر حضور قاسم سلیمانی در لبنان را به عربستان سعودی نسبت می دهد. و یکی از صدها وبسایت «سپاه»  توضیحی قابل توجه می دهد: «سرلشکر قاسمی فرمانده محبوب سپاه قدس ایران یکی از زبده ترین نیروهای اطلاعاتی جهان است که حتی سرویس های اطلاعاتی و امنیتی مطرح دنیا مانند موساد و سازمان سیا هم قادر به شناسایی رفت و آمد ها و حرکات ایشان نیستند و در صورتی که به کوچکترین اطلاعاتی در این خصوص دست پیدا کنند به سرعت و بدون فوق وقت ضربه خود را به این فرمانده محبوب و دلاور که خواری در چشم دشمنان ملت و ایران است خواهند زد.»

هفته سوم  اسفند در رایحه شیراز نفس عشق می کشد.

نوزدهمین اجلاس شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد در ژنو برگزار می‌شود. احمد شهيد، گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل در امور ایران، گزارش تازه‌ای از وضعیت حقوق بشر در ایران ارائه می کند. در گزارش احمد شهید آمده است که وی اظهاراتی را جمع آوری کرده که «الگوی خیره‌کننده‌ای از نقض حقوق اساسی تضمین شده در قوانین بین‌المللی» را ارائه می‌کند.

 

میرحسین موسوی و زهرا رهنورد در موسم بهارملاقات کوتاهی با دختران خوددارند.می گویند که رای نداده‌اند و از «همگان» خواسته‌اند که صبر پیشه کنند.

هفته به روز جهانی زن می رسد. از ترس فمینیست های عزیز وطنی که روزگار به صاحب این قلم سیاه نکنند، طرح تزیینی  مطلب به دستان باکفایت زنان آزاده سپرده می گردد.

نویه زورشر سایتونگ چنین تیتر می زند: «بهاری برای ایران قابل تصور نیست.» حافظ پاسخش را می دهد:

گمان مبر که به پایان رسید کار مغان 

هزار باده ناخورده در رگ تاک است هنوز

 و سخن خویش را که هفته گذشته دراین صفحه ناقص آمده بود، کامل می کند:

شاه ترکان سخن مدعیان می شنود

شرمی ازمظلمه خون سیاوشش باد

این سایت جدید شماست؟ برای فعال‌سازی ویژگی‌های مدیریتی و رد کردن این پیام، وارد شوید.
وارد شدن