نامه هائی به شکنجه گرم در شبکه سراسری آلمان (هوشنگ اسدی)

فیلم  در باره کتاب «نامه هائی به شکنجه گرم» نوشته هوشنگ اسدی از پر بیننده ترین برنامه فرهنگی تلویزیون های آلمان پخش می شود.

این فیلم ، روز یکشنبه 23 اکتبر ( اول آبان) در ساعت
23.05
در برنامه ای تحت عنوان
titel thesen temperamente
از شبکه
ARD

آنونس فیلم در سایت شبکه تلویزیونی

http://www.daserste.de/ttt/beitrag_dyn~uid,dkusfwh3ybl0ovzx~cm.asp

این برنامه پر مخاطب ترین برنامه فرهنگی تلویزیون های آلمان است و بین 3 تا 5 میلیون بیننده دارد.
هوشنگ اسدی و نوشابه امیری دراین فیلم  حر ف های تازه ای را در باره کتاب» نامه هائی به شکنجه گرم»، زندان و زندگی مشترک خود مطرح ساخته اند.
» نامه هائی به شکنجه گرم» تابستان سال گذشته بزبان انگلیسی انتشار یافت و در تیرماه امسال جایزه جهانی کتاب حقوق بشر سال 2011 رانصیب نویسنده خود ساخت.
برنامه شبکه سراسری المان در باره کتاب» نامه هائی به شکنجه گرم» درآستانه انتشار چاپ دوم انگلیسی و متن فارسی کتاب پخش می شود.

هوشنگ اسدی در برنامه یک ساعته تلویزیون

ARD
از انتشار کتاب بزبان های هلندی، لهستانی، اسپانیولی  و آلمانی در آینده نزدیک خبر داده است.

هوشنگ اسدی نویسنده ی ایرانی در کنار برنده ی نوبل ادبیات

در خبرها اینگونه آمده بود که یک نویسنده ی ایرانی در کنار نویسندگان بزرگ و صاحب نام جهانی به اجلاس سالیانه ی کتاب در وین دعوت شده است. ماجرا از این قرار است که “هوشنگ اسدی ” که چندی پیش برای نگارش کتاب ” نامه هایی به شکنجه گرم ” موفق به دریافت جایزه ی جهانی حقوق بشر شده بود،


گفت و گو با هوشنگ اسدی

در خبرها اینگونه آمده بود که یک نویسنده ی ایرانی در کنار نویسندگان بزرگ و صاحب نام جهانی به اجلاس سالیانه ی کتاب در وین دعوت شده است. ماجرا از این قرار است که “هوشنگ اسدی ” که چندی پیش برای نگارش کتاب ” نامه هایی به شکنجه گرم ” موفق به دریافت جایزه ی جهانی حقوق بشر شده بود، از سوی مسئولین  اجلاس ” یک شهر، یک نویسنده ” به این جلسه ی سالیانه دعوت شده است تا در کنار بزرگانی همچون ماریو بارگاس یوسا به بحث و تبادل نظر باب مسائل روز جهانی بپردازد.

سابقه ی آشنایی اسدی با یوسا به سالهای خاکستری دهه ی شصت بر می گردد. جایی که هوشنگ اسدی در زندان، کتاب ” عصر قهرمان ” این نویسنده را به فارسی بر گرداند. او پیشتر در گفت و گوهایش شرح کوتاهی بر این آشنایی غیر مستقیم داده:

” در سال شصت و پنج، برای مدت کوتاهی اجازه دادند که کتاب به داخل زندان بیاید. آنروزها همسرم برای من چند کتاب آورد از جمله یکی ” عصر قهرمان ” به قلم نویسنده ای که من حتی اسمش را هم نشنیده بودم. اما کتاب آنقدر جذاب بود که من همین که به دستم آمد تا انتهایش را خواندم. بعد، شروع کردم این کتاب را ترجمه کردن، ترجمه را تمام کردم و به صورت مخفیانه توسط همسرم از زندان خارج کردم. بعد ها این کتاب در دوران وزارت آقای خاتمی در وزارتخانه ی ارشاد، توسط انتشارات مهناز به چاپ رسید و در بازار بود تا زمانی که آقای خاتمی به ریاست جمهوری رسید. در آن زمان روزنامه ی کیهان در مطلبی ششصد و بیست کتاب را تحت عنوان کتاب های حامل فساد و فحشا دسته بندی کرد. کتابهایی که همه در زمان وزارت آقای خاتمی به چاپ رسیده بودند. به هر حال همگی این کتاب ها از بازار جمع شد، عصر قهرمان هم… “

اما اکنون، و پس از گذشت یک ربع قرن از آن آشنایی و آن تجربه، و در شرایطی که خفقان و سانسور تمام زوایای زندگی ادبی و اجتماعی ایرانیان را در بر گرفته، فرصت دیداری رودرو با این نویسنده، نصیب هوشنگ اسدی، نویسنده، روزنامه نگار و مترجم ایرانی شده است.

روز گذشته، پیش از سفر هوشنگ اسدی به وین برای شرکت در این اجلاس در یک گفت و گوی کوتاه تلفنی، از او درباره ی چند و چون این اجلاس و موضوع مورد بحث در نشست این دوره جویا شدم. این نویسنده ی کهنه کار، درباره ی شیوه ی کاری و مدعوین به این اجلاس چنین گفت:

” این نهمین دوره ی این اجلاس است. اسمش هست ” یک شهر، یک نویسنده ” . برنامه ی کاری این اجلاس هم این طور بوده که اینها معمولاً یک نویسنده ی مشهور و جهانی را به این اجلاس دعوت می کنند به عنوان نویسنده ی مهمان اصلی و سوای از او هم نویسنده های دیگری از چهارسوی دنیا به این اجلاس دعوت می شوند تا در کنار هم راجع به یکی از موضوعات روز جهان به بحث و تبادل نظر بپردازند. میهمان اصلی امسال هم ماریو بارگاس یوسا، نویسنده ی مشهور پرویی است. از ایران هم من افتخار شرکت در این مراسم را پیدا کرده ام. “

از او درباره ی ” موضوع ” مورد بحث در نشست امسال پرسیدم و او پاسخ داد:

” موضوع امسال این اجلاس، ” نظام های سیاسی در حال تغییر ” است و معطوف است به حوادثی که این روزها در جهان می گذرد و نظامهای سیاسی ای که طی سال گذشته تغییرات بنیادین پیدا کرده اند. “

اما از دیرباز دنیای سیاست و ادبیات پیوستگی ها و گسست های فزون از شماری داشته است. از هوشنگ اسدی درباره ی ارتباط سیاست و ادبیات پرسیدم و اینکه یک موضوع صرفاً سیاسی چطور مورد بحث نویسندگان ادبی قرار گرفته است… برنده ی جایزه ی بین المللی حقوق بشر به سوال من اینگونه پاسخ داد:

” البته این ماجرا از زاویه ای اجتماعی مورد بحث قرار می گیرد و الزامی بر سیاسی بودن بحث نیست. می دانید که آقای یوسا یک نویسنده ی اجتماعی ست و در کتابهایش به طور گسترده مسائل جامعه ی پرو را مطرح می کند. خب به هر حال ایشان نامزد ریاست جمهوری پرو هم بوده است، هر چند که رای نیاورد ولی منظورم این است که ایشان نویسنده ای ست که یک فعال اجتماعی هم به حساب می آید… “

اما اوضاع و احوال جامعه ی ایران در روزهای اخیر و تغییراتی که انگار در نظام سیاسی اجتماعی ایران ” لابد ” جلوه می کند، سوال بعدی من از هوشنگ اسدی بود، از او باب موضوع سخنرانی اش پرسیدم و نظر او درباره ی تغییرات احتمالی در نظام سیاسی ایران…

” من متنی برای سخنرانی ام تنظیم کرده ام که حالا آن را در اختیار رسانه های عمومی قرار خواهم داد. من درباره ی این موضوع بحث خواهم کرد که اساساً تغییر در جامعه ای که من از آن می آیم چه ریشه هایی دارد و دیگر اینکه برخواهم شمرد که به چه دلایلی جامعه ی ما در حال یک تغییر اساسی در نظام سیاسی اش است. یک سری موضوع های دیگر هم هست که من گمان می کنم برای نویسنده هایی که کمتر از ایران می دانند جذاب و مفید باشد. “

در روزهایی که از شوربختی ما و بی شرمی ارباب دوران، هنرمندان زیادی در زندان های جمهوری اسلامی روزگار می گذرانند، حمایت جامعه جهانی ادبیات از این هنرمندان در بند، می تواند به آزادی آنان مدد فراوانی برساند، برای سوال آخر از هوشنگ اسدی در باره ی همین موضوع پرسیدم و اینکه آیا او تلاشی هم برای جلب حمایت نویسندگان جهانی از هنرمندان ایرانی انجام خواهد داد، یا نه، او گفت:

” من تمام تلاشم را خواهم کرد که توجه نویسنده های جهان را به سانسور ادبیات و مطبوعات در ایران جلب کنم و سعی می کنم با تمام توانم در این مسیر قدم بردارم. به هر حال آقای یوسا یک شخصیت جهانی ست و من سعی خواهم کرد تا او را از احوال ایران با خبر کنم. در این زمینه کوشش خواهم کرد که گزارش جامعی از روند سانسور و بازداشت و شکنجه ی نویسندگان و سینماگران و شعرا در اختیار آقای یوسا قرار دهم و حمایت او از هنرمندان ایرانی را خواستار شوم.

http://www.khalije-fars.com/item/4242

هوشنگ اسدی

ماریا وارگاس یوسا برنده نوبل ادبیات -هوشنگ اسدی در اجلاس جهانی نویسندگان

 

رفتار لجن (هوشنگ اسدی)

هفته دارد به آخر می رسد که ماجرای بزرگی شروع می شود. اعلام خبر کشف توطئه دو مامور جمهور اسلامی برای قتل سفیر عربستان در آمریکا، جهان را به خروش درمی آورد و خشم مقامات ام القرای جهان اسلام را چنان بر می انگیزد که موضوع سرنوشت ساز تست الکل از رانندگان را وا می گذارند و دهان هایشان کف می کند تا عمق فرهنگ «نظام مقدس» را عریانتر به نمایش در بیاورند.

مدعیان هشت آتشه فرهنگ و آزادی و مدیریت جهان، از فرد برگماشته بر سخنگوئی وزارت خارجه، تا فیلسوف نشانده شده بر صندلی ریاست مجلس، و یکی از فرماندهان اصلی سرکوب مردم، دهان به پاسخگوئی می گشایند؛ چندان که در خورگماشتگان «جمهوری اوباش» است.

سخنگوی وزارت امور خارجه در واکنش به «ادعای واهی و بی اساس» مقامات آمریکایی همان حرف های کهنه را تکرار می کند: «این گونه رفتارهای نخ نما که مبتنی بر سیاست های خصمانه و دیرینه محور آمریکایی – صهیونیستی می باشد، نمایش مضحکی به شمار می رود که در راستای سناریوسازی های خاص و با اهداف تفرقه افکنانه از سوی دشمنان اسلام و منطقه تعقیب می شود.»

سرتيپ پاسدار حسين سلامی، جانشين فرمانده کل سپاه همین حرف ها راتکرار می کند: «مضحک و بی اساس»، «سناريويی نخ نما و بی اساس و در حقيقت نوعی فرافکنی و ايجاد انحراف در افکار عمومی دنيا.»

علی لاریجانی که روزی روزگاری از توصیف هائی چون «گردودادن و درگرفتن» استفاده می کرد، حالا غرب را در وضعيت «سکته سياسی» توصیف می کند و می گوید: «آمريکايی‌ها مرتکب شيطنت احمقانه شدند. آمريکايی ها نمی توانند با اين رفتار لجن، جلوی موج بيداری اسلامی در منطقه را بگيرند.»

بیهوده نیست که مصطفی تاج زاده به یاد دستمال های پاک می افتد و می پرسد: «اکنون بهتر از هر زمان دیگر معنای دست ها و دستمال های پاکی که قرار بود با فسادهای اقتصادی به مبارزه برخیزند، معلوم می شود. آیا پاک تر از این دست ها در طول تاریخ ایران مشاهده شده است؟!»

و روزهای هفته سوم مهرماه 1390- مانند تمامی سی و چند سال گذشته- پر است از «دست های پاک» نشستگان بر «قایق نظام» برای مقابله با «رفتار لجن» همه جهان .

سرلشگر جعفری صاحب یکی از دست های پاک است که بادستمال پاک به حضور خامنه ای می رسد: «خدای بزرگ را شاکریم که در عصر غیبت کبرای حضرت بقیة الله الاعظم (عج) از نعمت عظمای نیابت امام معصوم (ع) و ولایت فقیه در ساحت فقیهی عادل، مجاهدی حکیم و رهبری بصیر، هوشمند و جامع شرایط علمی و عملی برخورداریم. شما به حق خورشید پرفروغ اسلام ناب محمدی (ص) و هدایت بخش نهضت بیداری اسلامی در تاریخ معاصر به شمار می‌روید و در عصر جاهلیت مدرن ما را در صراط مستقیم الهی قرار داده اید. »

و همه امور را از «خورشید پر فروغ اسلام ناب محمدی» تحویل می گیرد: «سپاه ديگر بازوی مسلح و توانمند رهبری نبوده بلکه به عنوان بازوی غير مسلح ايشان نيز محسوب می شود. رهبری هيچگونه محدوديتی را برای سپاه در انجام ماموريت قائل نشده اند.»

دست های پاک، سرکوب «حوادثی راکه در دوران تلخ اصلاحات به منظور خاموش کردن نور خدا اتفاق افتاد»، در «آزمايشی بسيار سخت» با کشتن نداو سهراب آغاز کردند. و در هفته ای که مادران داغدار دو جوان جانباخته جهان را به یاری می خوانند، گروه جدید ماموران امنیتی پس از حدود هشت ماه حبس خانگی، مهدی کروبی را برای مدت کوتاهی به منزل پسرش منتقل می کنند تا با اعضای خانواده خود دیدار کند. سهراب و ندا و شیخ دلاور و میلیونها نفر دیگر به راستی «رفتار لجن» داشتند! در سکوت راه می رفتند و پلاکاردی در دست داشتند: «رای من کو؟»

مدیر کل روابط خارجی اتحادیه اروپا در ادامه «رفتار لجن» از «تقاضای نمایندگان اتحادیه اروپا در تهران برای دیدار با میر حسین موسوی و مهدی کروبی» خبر می دهد.

و دست های پاک همچنان در کارند. متهمان حادثه خمینی‌شهردر ملاء عام اعدام می شوند. بیرحمی به اوج می رسد. حتی پزشک قانونی در کار نیست. زندگان به چهره بر دار شدگانی که حاصل سیاست فرهنگی نظامند، آب دهان می اندازند. جواب حاضران پرشمار مراسم اعدام به درخواست تشویق نیروی انتظامی، دشنام وهو ومضحکه است. خبرنگاران را از نوشتن این رویدادها منع می کنند. رقم اعدام شدگان درملاء عام در شش ماه اول سال به 135 نفر می رسد.

دار را برای کشیش زندانی هم آماده کرده اند. پرونده را برای «مقام رهبری» می فرستند. زندگی او در دست «فقیهی عادل، مجاهدی حکیم و رهبری بصیر» است. جای نگرانی نیست. عدل علی و رافت اسلامی از بیت آقا تا دادگاه اسلامی مانع «رفتار لجن» است.

بازداشت شدگان مراسم افطاری تبریزرا در دادگاه مورد ضرب و شتم قرار می دهند. پیشتر عیسی سحرخیزرا باپابند دردادگاهی مشابه محکوم کرده اند. حالا روزنامه نگار زندانی مجددا از صندلی چرخدار استفاده می کند. ۴ مهره در کمر و ۲ تا در گردنش آسیب دیده است. احتیاج به آب درمانی و فیزیوتراپی دارد. اما هیچگونه کاری برایش انجام نداده اند.

پیمان عارف – زندانی جوان را- پیش ازآزادی شلاق می زنند و تصویر پشت خونینش نقش مطبوعات جهان می شود تا همه رد دست های پاک را از نزدیک ببینند. همین سرنوشت در انتظار یک فیلمسازمستند است: «یک سال حبس تعزیری و ۹۰ ضربه شلاق برای مرضیه وفامهر.»

و وزيران امور خارجه اتحاديه اروپا در یک «رفتار لجن» نام ۲۹ مقام دیگر ايرانی را به دلیل نقض حقوق بشر در فهرست محدوديت های صدور ويزا و مسدود کردن دارایی های آنها قرار می دهند. وزیران اطلاعات، فرهنگ و ارشاد اسلامی و دادگستری دولت هم در شمار تحریم شدگانند.

دست های پاک تنها جهان واقعی را از» رفتار لجن» پاک نمی کنند.دنیای مجازی هم در امان نیست: «مقامات ایراني این هفته هشدار دادند که توسعه شبکه هاي اجتماعي به جامعه آسیب مي رساند و اعلام کردند که 17 میلیون عضو ایراني فیس بوک، تهدیدي براي ارزش هاي اسلامي کشور هستند.»

اسلام چنان در خطر است که محمدرضا نقدی – شکنجه گر زاده عراق و مدعی نجات جهان در ایران – کسوت شاعری می پوشد:

» با تفنگش نتوانسته شکارم بکند/ رفته با مطرب و اینترنت و ساز آمده است ناوگانش نتوانسته مهارم بکند/رفته با لُعبتک؟ چشم نواز آمده است بمب و موشک نتوانسته بترسانندم/فیس بوک و توییتر شایعه‌ساز آمده است».

احمدی نژاد مثال از فیلم همفکرش در انصار حزب اله می آورد و منتقدان خود را «حاجی گرینوف» ـ از شخصیت‌های فیلم اخراجی‌ها- می خواند و در ست مثل همان حاجی راه حقیقت را با شعار می زند و درجواب مردم ملایر که فرودگاه می خواهند، می گوید: «قلب احمدی‌‌نژاد فرودگاه همه ملایری‌ های عزیز است.»

کسی هم حتما نمی تواند بپرسد:

– بر سريکصد ميليارد دلارگم شده در دوران پاک ترین دولت تاریخ چه آمده است؟ نمی شد ازآن برای ملایر فرودگاه ساخت؟

و همه اینها در هفته ایست که دستان پاک – به اعتراف دیوان محاسبات- تنها از ابتدای سال90 از ریختن 15 میلیارد دلار به حسب ذخیره ارزی خودداری کرده اند.عامل یک اختلاس مالی 100 میلیاردی هم در اصفهان دستگیر شده است. نشریات آلمانی از انتقال میلیون‌ها یورو به سفارت جمهوری اسلامی در آلمان برای تامین و توسعه فعالیت‌های امنیتی و نیزهزینه کردن در مراکز اسلامی تحت حمایت رژیم در اروپا -مرکز اسلامی هامبورگ، مرکز اسلامی وین، یک سازمان بنیادگرای اسلامی سودانی فعال در اروپا و…..- پرده برداشته اند.

وزیر کشور- سردار محمد نجار- یکی دیگر از پاک دستان به نام است. قول می دهد: «انتخابات بعدی سالم خواهد بود.»

و هاشمی رفسنجانی، محمدخاتمی و جبهه مشارکت در ادامه «رفتار لجن» خود، خواستار انتخابات آزاد هستند ویکی از شروطشان آزادی موسوی و کروبی است.

ماه اول پائیز به هفته آخر می رسد. جهان با گام های بلندبسوی تحولات تازه می رود. خبر اصلی این است: «غلام شکوری، دیگر متهم این پرونده که اکنون در ایران به سر می‌برد، از مقامات ارشد سپاه پاسداران است.»

مطبوعات آمریکا می نویسند: «نیروی قدس، شاخه برون‌مرزی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است که اگرچه اطلاعات و جزئیات رسمی چندانی درباره آن موجود نیست، اما از دیرباز به نقش‌آفرینی نظامی در خارج از مرزهای ایران و حمایت از ترور در کشورهای گوناگون، از افغانستان و پاکستان گرفته تا عراق و سوریه و لبنان، متهم بوده است.»

غلام شکوری از فرماندهان ارتش قدس است. این نخستین بار است که گفته می‌شود عوامل نیروی قدس، کسی را در خاک آمریکا هدف حملات خود قرار داده‌اند. و واکنش جمهوری اسلامی – چنین سریع و خشم آلود- بی سابقه است

رسانه ها، فضا رابه ویژه در آمریکا برای شنیدن اعترافات ایرانی دستگیر شده که درحال «همکاری» است آماده می کنند.

روزنامه کریستین ساینس مانیتور توضیح بسیار روشنگری می دهد: «عادل الجبیر – سفیر عربستان در آمریکا – که هدف ترور بود، همان شخصی است که بر اساس اسناد محرمانه منتشر شده در ویکی‌لیکس، در گفت‌وگو با مقامات نظامی آمریکایی، با اشاره به تحرکات ایران، از آنها خواسته بود که «سر این مار را قطع کنند.»….»

مجله تایم می‌نویسد: «با توجه به نزدیک بودن انتخابات ریاست‌جمهوری در آمریکا، به نظر می‌رسد دولت اوباما باید اقدامات جدی‌تری برای تنظیم و تدوین سیاست‌های خود در قبال ایران انجام دهد، زیرا جمهوری‌خواهان به زودی او را متهم به ملایمت بیش از حد با ایران خواهند کرد و چنین اقداماتی از سوی ایران، به اعتقاد آنان نتیجه نرمش بیش از حد اوباما در برابر سیاست‌های تهاجمی ایران است. حالا همه‌چیز به شدت و حدت واکنش دولت دموکرات باراک اوباما به این «توطئه تروریستی» بستگی دارد.»

بسیاری از صاحبنظران معتقدند: «این رویداد می‌تواند منشا ءتغییرات چشمگیری در خاورمیانه، آمریکا و سراسر جهان باشد.»

مرکز تغییر در لحظه کنونی سوریه است.

آمریکا می گوید: «بشار اسد باید هم‌اکنون از قدرت کناره‌گیری کند.» حرف روسیه و چین یکی است: «بشار اسد دست به اصلاحات بزند یا کنار برود.» سوریه می کوشد یک «9 دی سوری» جورکند. «مردم خودجوش» رابه خیابانها می آورند. سایت دیپلماسی ایرانی که اوضاع سوریه را از بسیار نزدیک دنبال می کند، زیر پای متحد استراتژیک جمهوری اسلامی را در حال خالی شدن می بیند.

ترکیه درنهایت هشیاری سیاست قرارگرفتن در رهبری جهان اسلام راپی می گیرد. روابط اقتصادی با سوریه را مورد تجدید نظر قرار دمی دهد و بحث محاصره اقتصادی این کشور را به میان می کشد. اردوغان در افریقای جنوبی اعلام می کند: «وتوی کشورهای دیگر سبب نخواهد شد که ما در تحریم حکومت سوریه عقب‌نشینی کنیم.»

سرلشگر یحیی رحیم صفوی، مشاور نظامی آیت‌الله خامنه‌ای، که دستهایش به پاکی شهره است، ترکیه را تهدید می کند: «اگر دولتمردان این کشور رفتار خود را تغییر ندهند در روابطشان با تهران به مشکل برخواهند خورد.به نظر من ترک‌ها در یک مسیر غلطی حرکت می‌کنند شاید هم این مسیر را آمریکایی‌ها برایشان تعیین کرده‌اند. ترک‌ها تاکنون مرتکب چند خطای استراتژیک شده‌اند.»

و درآخرین ساعات چهار شنبه خبرگزاری رويترز به نقل از ديپلمات های غربی در آژانس بين المللی انرژی اتمی گزارش می دهد: «انتظار می رود آژانس در نشست ماه آينده خود جزئيات بيشتری از دلايل نگرانی های خود درباره برنامه احتمالی نظامی- هسته ای ايران منتشر کند.»

و روزنامه اشپیگل چاپ آلمان بااین تیتر منتشر می شود: «در انتظار واکنش های تند در آینده نزدیک علیه ایران باید بود.»

پرسش روزاین است:

– بعداز سوریه نوبت ایران می رسد؟

فیلم کوتاهی از استادیوم آزادی منتشر می شود. واکنش مردم به پیروزی شش بر صفر ایران در برابر بحرین این است:

– نه غزه نه لبنان، جانم فدای ایران

واین شعرمادر جانباخته رامین رمضانی، فضای مجازی را پر می کند:

من به چشم های بی قرار تو قول می دهم

ریشه های ما به آب

ساقه های ما به آفتاب می رسد

ما دوباره سبز می شویم

نظام و کش (هوشنگ اسدی)

نظام و کش

کار»نظام مقدس جمهوری اسلامی» از کشاکش به کش می رسد در نیمه دوم مهرماه 1390.

رئیس جمهور» نظام» بدون ملائک و هاله نور» دشمن را در قلب سرزمين خودش مورد حمله قرار» می دهد و» زمين گير می کند» و با طرح متوقف کردن غنی سازی از اجلاس سازمان ملل بر می گردد تا در تلویزیون سردار ضرغامی فتوحات اش را در صحنه جهانی اعلام کند. آمار مفصلی هم از رشداقتصادی کشور می دهد.

امریکا ، بلافاصله متوقف کردن غنی سازی اورانیوم را «وعدۀ توخالی» توصیف می کند.

محمود عباس درهمان اجلاس خواستار تشکیل کشور فلسطین می شود. بنیامین نتانیاهو که بلافاصله پس از عباس پشت تریبون قرار می گیرد،دنبال کلامی برای کاستن از تاثیر سخن محمود عباس می گردد. موفق نمی شود. درمانده و ناتوان، به اسرائیل بر می گردد.  فشار ناشی  از اقدام محمود عباس آنقدر سنگین است که نتانیاهو به شکوه در می آید:»احتمال دارد که فلسطینی‌ها در کسب شناسایی از سازمان ملل متحد برای کشورفلسطین موفق شوند. »

درتهران، خالد مشعل اقدام شجاعانه ابومازن را می ستاید. و ناگهان » رهبر فرزانه» در میان حیرت همگان به یاری اسرائیل می آید:» هر طرحی که بخواهد فلسطین را تقسیم کند، یکسره مردود است .هر طرح عملیاتی باید بر مبنای اصل«همه‌ فلسطین برای همه‌ مردم فلسطین»باشد. فلسطینِ «از نهر تا بحر» از رود اردن تا سواحل دریای مدیترانه است، نه حتی یک وجب کمتر.»

نخست‌وزیر درمانده اسرائیل بلافاصله اهمیت «نجات بخش» سخنان خامنه‌ای را برای خود و دولتش درمی یابد و اعلام می کند:»اظهارات اهريمنی حکومت آيت‌الله‌ها در ايران در مورد نابودی کشور اسرائيل، ايستادگی قاطع دولت اسرائيل را در زمينه تدابير امنيتی اسرائيل و اين درخواست ما را که اسرائيل به عنوان يک کشور يهودی به رسميت شناخته شود، مورد تاکيد قرار می‌دهد.»

و به این ترتیب، نقش نظام درمدیریت جهان آشکار می گردد و  مسائل خارجی از موضع اقتدار حل و فصل می شود. می ماند دو مساله داخلی: بزرگترین اختلاس کشور در آزادترین کشور دنیا و در زمان استقرار پاک ترین دولت تاریخ. و زیباسازی صورت رحیم مشائی که انگار در نقش » صورت زخمی» از آمریکا برگشته است.

«سرداران بد نام نظام» کوشیده اند تا مساله اول را منحرف کنند و به فراموشی بسپارند. خاوری، مدیرعامل مستعفی بانک ملی» کیسه بوکس دو جناح» شده است.برادر حسین و كیهان  همه تلاش خود را برای منحرف كردن افكار عمومی از واقعیات پشت بکار برده اندو نا کام مانده اند. پای محمد خاتمی را وسط کشیده اند و به جائی نرسیده اند. رقم اختلاس را کم کرده اند و فایده ای نبخشیده است. ظاهرا معجزه رساندن تیراژ کیهان از 500 هزار نسخه در سال 1356 به 5 هزار شماره در سال 1390، اینجا تاثیرش را نشان می دهد.

محسنی اژه ای سود جناحش در نبرد گرگها را در پیگیری موضوع می بیند:» مبلغ، همان ۳ هزار ميليارد تومان است. جرمی که واقع شده يک فساد بزرگ است و بايد برخورد متناسب با آن باشد. قوه قضاييه مصمم است بدون تبعيض، اغماض و خط قرمزی به جز ملاحظه شرع و قانون با اين موضوع برخورد کند.»

مهدی خزعلی در وبسایت خود، تا آستانه اعلام نام فردی که در راس پرونده اختلاس قرار دارد پیش  می رود و می نویسد که رئیس فراری بانک ملی «آخرین حلقه این فساد و غارت» است.

11 نماینده مجلس که انگار یادشان رفته هفته گذشته» نوکری قدرت» را قانونی کرده اند، خواستار رسیدگی به «احتمال زد و بندهای کثیف بین صاحبان قدرت و ثروت» می شوند. سخن از سرداران سپاه  به میان می آید. فریدون خاوند – اقتصاد دان- بحت اختلاس مهمتری را به میان می کشد:» اختلاس يارانه ای به معنای برداشت از منابع غير مجاز برای پرداخت يارانه نقدی، از لحاظ پيامدهای درازمدت اقتصادی آن بسيار ويرانگر تر از «اختلاس بانکی» است که اين روزها از آن زياد صحبت می شود.»

و درست همین جا مقام رهبری پیدایشان می شود و از رسانه‌‌ها می خواهند موضوع اختلاس‌ها را «کش» ندهند.

نمایندگان بلافاصله حرف خود را درمورد اختلاس پس می گیرند. اما کش هنوز شامل موارد دیگر نشده است.داریوش قنبری عضو کمیسیون اجتماعی مجلس می گوید:»آمار  دولت بیشتر به جوک شبیه است تا به واقعیت.»

معلوم نیست پرداخت کمک نجومی به آخرین دیکتاتور اروپا هم جوک است یا واقعیت.

د رهفته ای که نرخ واقعی بیکاری در ایران به۳۰ درصد می‌رسد، اعتصاب ۱۵۰۰ کارگرگرسنه مجتمع پتروشیمی بندر امام هفتمین روز را پشت سر می گذارد،رسما اعلام می شود که  بيش از ۴۰ درصد کارگران قراردادی حداقل مزد را دريافت می‌کنند؛خبر

 کمک۳۰۰ میلیون یورو یی جمهوری اسلامی به اقتصاد ورشکسته یک کشوربه رسانه ها راه می یابد. بلاروس برهبری الکساندر لوکاشنکو- معروف به آخرین دیکتاتور اروپا- پیشتر ازچین وام گرفته بود که این هفته همراه روسیه  قطعنامه شورای امنیت علیه بشار اسد را وتو می کند. دست همه دیکتاتورها در دست هم است تا می رسد به هوگوچاوز سرخ که برای نجات قذافی دعا دست به دعا می برد:» ليبيايی‌ها در حال ايستادگی در مقابل حمله و تهاجم هستند. از خدا می‌خواهم تا جان معمر قذافی، برادرمان را حفظ کند. آنها در حال تعقيب کردنش هستند تا او را بکشند.»

هفته ای است که رييس فناوری سازمان بسيج دانش آموزی اعلام می کند:»۱۷ ميليون ايرانی در وب سايت فيس بوک عضويت دارند و اين در حالی است که اين سايت در ايران فيلتر است. فيلترينگ اينترنت کارايی ندارد.»

اما سرکوب بی وقفه ادامه دارد.ويکتوريا نولند، سخنگوی وزارت امور خارجه آمريکا، از صدور حکم شش سال زندان برای محسن آرمين، نماينده مجلس ششم و سخنگوی مجاهدين انقلاب اسلامی، انتقاد می کند.عفو بین الملل به ادامه «بازداشت خودسرانه» میر حسین موسوی و مهدی کروبی اعتراض دارد. یوسف ندرخانی ، مرگ را می پذیرد اما از اعتقادش دست بر نمی دارد. طبق معمول اتهام این ایرانی مسیحی شده  رنگ فساد می گیرد:»تجاوزهای مکرر و اخاذی‌»

پیتر هاروکس، مدیر سرویس جهانی بی بی سی اعلام می کند:» ماموران دولت ایران به بازداشت، بازجویی و ارعاب خویشاوندان کارکنان ایرانی بی بی سی دست زده اند .»  و یورش به سینما گران به موج جديد بازداشت روزنامه‌نگاران پیوند می خورد.

علت گسترش موجی و مدام فضای ترس و ارعاب را می توان در سخنان محمد رضا باهنر یافت:» انتخابات مجلس نهم بزرگترين تحول سياسی در چند ماه آينده است. فتنه‌گران دست از فتنه برنداشته و نمی‌دارند. ‌مجلس نهم و انتخابات آن علاوه بر حساسيت‌هايی که همه‌ انتخابات‌ها در کشور دارند، از ويژگی‌های خاصی برخوردار است. ‌اولين و مهمترين ويژگی خاص اين انتخابات اين است که اولين انتخاب بعد از فتنه سال ۸۸ است.»

محمد رضا نقدی، نیروی تحت امر خود را برای ادامه کودتا آماده کرده است:» هرگونه ساز و کاری برای نظارت بر روند انتخابات، غیر ضروری است. بسیج به «تامین امنیت صندوق ها» کمک می کند.»

یکی از فتنه گران باید آیت اله دستغیب باشد که نامه تاریخی دیگری به مجلس خبرگان  می نویسد .از مهدوی کنی می پرسد:» از چه نظامی دفاع می‌کنید؟ آیا این نظام با اینهمه تخلف، باز هم اسلامی است؟» او هم  مانند محمد خاتمی و عبداله نوری که باهم دیدار می کنند، خواستار انتخابات آزاد است. محمد رضا خاتمی هم حرفش این است:»در انتخابات شرکت نمی کنیم.»

و در این فضای متشنج و رعب آور، رحیم مشائی برای دومین جراحی زیبائی زیر تیغ می رود. بنده خدا مشکل افتادگی پلک و خشکی قرنيه دارد.

پائیز دیگری است.اختلاس و دزدی مملكت را برداشته است. این را محمد رضاخاتمی به صراحت می گوید. در سخنان خاتمی و نوری و دستغیب ترس از خطری که ایران را تهدید می کند، موج می زند.

سیدمهدی شجاعی،‌ نویسنده ای که دارد قدم به قدم به راه محمد نوری زاد می رود، بعد از مدتها به سخن می آید: «ما در سراشیبی اضمحلال فرهنگی حرکت می کنیم. وقتی یک مقام ارشد اجرایی به راحتی دروغ بگوید و تهمت بزند، نتیجه این می‌شود که برسیم به این وضعی که امروز شاهد آنیم. وقتی شاهد هستیم که امروز ارزش و ضدارزش جای خود را عوض می‌کند، شک نکنید که سراشیبی سقوط در کشور آغاز می‌شود ـ که شده است.»

و روز انتشار»نگاه هفته» روز تولد شیخ دلاور است. تولدت مبارک هم سلول ستمشاهی. حرف هایت را روی فیس بوک گذاشته اند و من دوباره می نویسمشان:

فرزندان من، روزی در هــــمــــیــــن نــــزدیــــکــــی ها ، کشور از آن شـــــــــــــمــــــــــــــــا خــــــــواهـــــــد بود .تجربه نشان داده که فضای ترس و خفقان باقی نخواهد ماند . دروغ ، تزویر و ریــــــــا هیچگاه پایدار نیست . باید حضور خود را در صحنه حفظ کرد ، چرا که خار چشم بدخواهان ملت ایران حضور در صحنه است.

تمامیت خواهان و انحصار طلبان به دنبال نا امید کردن مردم هستند ، اما جایی که امیدواری و ایستادگی در مقابل آن ها وجود داشته باشد ، مسلما مجبور به عقب نشینی خواهند بود.

هوشنگ اسدی