جنگ ادامه دارد (هوشنگ اسدی)

پنجشنبه ۲۶ آبان ۱۳۹۰

هوشنگ اسدی

تهدید به حمله نظامی به آتش بازی مرگ ختم می شود وموج انفجار دومین ماه پائیز را به پایان می برد که امسال از زمستان هم سرد تر است. جنگ که مدت هاست آغاز شده به مرحله تازه تر و بالاتری پا می گذارد.

تمام هفته سوم مهرماه، امواج توفانی که دو مقاله در روزنامه های گاردین و هاآرتص –ـ چاپ لندن و تل آویو-ـ بر انگیخته اند از سر جهان می گذرد. افکار عمومی جمهوری اسلامی را آماجی می بیند که باید درباره حمله نظامی به آن تصمیم نهائی را گرفت: «آری، یانه؟»

از فیدل کاسترو که آمریکا ستیزی  بازهم در کنار جباران «نظام» قرارش می دهد تا شاهزاده ترکی الفیصل-ـ مقام عالیرتبه امنیتی عربستان-ـ در باره حمله نظامی سخن می گویند.

می توان جمع بندی جهانی را در سه دیگاه متبلور یافت. اسرائیل که با انتشار خبر توفان را برانگیخته، خود مهارش می کند و چنانکه همه مرغان شکاری سیاست در دامش بیافتند.

شیمون پرز، تصویری عریان از جمهوری اسلامی در برابر جهانیان می گذارد: «حکومت حاکم بر ایران به لحاظ اخلاقی فاسد و پوسیده است. آنها تنها کشوری هستند که آزادانه و در ملاءعام، کشور دیگری را به نابودی تهدید می کنند. آن ها کسانی هستند که مخالفان و معترضان را یا می کشند و یا به زندان می اندازند، ضمن اینکه دست به تجهیز و گسترش تسلیحات می زنند و هرجایی که بتوانند، از ترور و ناامنی حمایت می کنند. »

بعد، در دو فراز، چهار هدف عمده را نشانه می گیرد: همراهی اسرائیل با جهان، راضی کردن افکار عمومی ضد جنگ، جهانی نشان دادن خطر جمهوری اسلامی و فشار روی گزینه تحریم. رییس جمهوری اسرائیل، به شبکه پرمخاطب تلویزیون آمریکا می گوید:» اقدام نظامی اولین راهکار برای جلوگیری از دستیابی ایران به بمب اتمی نیست. هیچگاه پیشنهاد من این نیست که اول از همه دست به اقدام نظامی بزنیم.به جای حمله نظامی، من از تحریم های اقتصادی بیشتر و فشار سیاسی بیشتر حمایت می کنم. با در دست داشتن چنین ابزارهایی می توان حمله اخلاقی کرد و نه حمله نظامی چرا که اقدامات ایران در حمایت از تروریسم، مسئله ای جهانی است و تمامی کشورهای جهان باید بر آن تمرکز کنند. ما هم مانند دیگر اعضای جامعه جهانی، راه اجماعی را دنبال می کنیم. ما به تنهایی دست به کار نمی شویم و به عنوان عضوی از جامعه متمدن جهانی، همگام با منطق جهانی تصمیم می گیریم. هر تصمیمی گرفته شود، ما هم به آن وفادار خواهیم بود. »

شاهزاده سعودی ـ ترکی الفیصل، مقام عالیرتبه پیشین امنیتی عربستان که سخنش سیاست این کشور تلقی می شود ـ- سخن پرز رابر جهان عرب منطبق می کند:» در تمام جهان عرب، رهبران ايران به طور مداوم و به شيوۀ پنهانی و نيز با پشتيبانی از سازمان هايی مانند حزب الله و ديگران، در امور داخلی دولتها دخالت  می کنند. در اين زمينه دلايل فراوانی، از جمله کشف توطئۀ ترور سفير عربستان در ايالات متحده در دست است که از دخالت نيروی قدس حکايت دارد.»

او مخالف حمله نظامی در لحظه کنونی و موافق افزایش تحریم هاست. همان حرفی که لئون پانه‌تا ـ– رئیس سابق سیا و وزیر کنونی دفاع ایالات متحده-ـ می زند: «آمريکا بر رويکرد ديپلماتيک در قبال ايران متمرکز است و هم‌اکنون درحال گفت وگو با متحدان خود برای «تشديد تحريم‌ها» عليه ايران است. حمله نظامی «آخرين چاره» است. »

نامزدهای حزب جمهوریخواه یک صدا با این سیاست مخالف وخواهان جنگ هستند. تقریبا همه یک حرف را می زنند:

– » شواهد آشکاری که فعاليت های ايران برای توليد سلاح هسته ای را ثابت می کند و خواست آن رژيم برای نابودی اسرائيل اکنون به شکل خطرناکی در برابر ما قرار گرفته است. اکنون زمان آن فرا رسيده که وجود اين تهديد را پذيرفت، با آن برخورد کرد و آن را از بين برد.»

–  » ما بايد در روش تا به امروز پرزيدنت اوباما که گزينه نظامی را کنار گذاشته است تجديد نظر کنيم. برای حفاظت از منافع حياتی آمريکا رييس جمهور اين کشور بايد آمادگی آن را داشته باشد که در بدترين حالت ممکن برای نابود کردن توان هسته ای ايران از نيروی نظامی استفاده کند.»

پاسخ جمهوری اسلامی-ـ مثل همیشه-ـ چیزی نیست جز حقیر جلوه دادن خطر، و دشنام و تهدید که بی دریغ نثار»دشمن»  می شودو بیشتر ازهمه بکار داغ کردن تنور اسرائیل می آید. کلید را آیت اله خامنه ای می زند که این هفته هم دستمال باران می شود. مصباح یزدی می گوید:» امروز نماد اسلام شخص مقام معظم رهبری است که مفاسد زیادی به دست مبارک ایشان از سر جامعه اسلامی و اسلام جهانی دفع شده است.»

دبیر کل حزب الله،او را رهبری نمونه در منطقه و جهان می داند .کاظم صدیقی امام جمعه موقت تهران اعلام می کند که رهبرجمهوری اسلامی با «سیم به امام زمان» وصل است.

احتمالا سیم این بار جای دیگری وصل می شود . این حرفهای رهبر جمهوری اسلامی نمی تواند پیام » امام زمان» باشد:»ملت استوار ایران، ملتی نیست که فقط بنشیند و نظاره گر تهدیدهای قدرتهای پوشالی مادی باشد که از درون کرم خورده هستند.هرکس که فکر تجاوز به جمهوری اسلامی ایران، در مخیله‌اش خطور کند، باید خود را آماده دریافت سیلی‌های محکم و مشت های پولادین ارتش، سپاه و بسیج و در یک کلام، ملت بزرگ ایران کند.»

و بعد هم» لات های سیاسی» به میدان می آیندو برای زمین و زمان عربده می کشند. وزیر دفاع، مواضع اسرائیل را «یاوه گویی» می داند. یک عضو ستاد نیروهای مسلح این کشور را سگ نگهبان آمریکا می نامد . تانوبت به سردار شکنجه، نقدی می رسد که برای فهمیدن حرفش نیاز به دیلماج هست: «پاسخ آمريکا در صورت حمله جمهوری اسلامی «التماس برای مذاکره» خواهد بود.»

و ازاین جهان پنهاور، تنهاحقوق بگیر معروف حسن نصر الله دبیر کل حزب الله لبنان  است که به این سمفونی نابخردی می پیوندد:» در صورت تجاوز به ایران و سوریه، جنگ محدود به این دو کشور نخواهد ماند.چنین جنگی منطقه ای خواهد بود، و این یک حساب و کتاب واقعی است.»

مسعود جزایری از فرماندهان ارشد سپاه پاسداران و معاون فعلی ستادکل نیروهای مسلح جمهوری اسلامی، تهدید می کند: «آمریکا باید منتظر برخوردهای جدی جمهوری اسلامی باشد.»

و هنوز این تهدید به برخورد در فضا طنین انداز است که در قلب ایران و در مخزن موشک های شهاب آتش بازی می شود. معلوم نیست مامورین نفوذی حیدر مصلحی در سازمان های جاسوسی جهان با صدای انفجاری درپادگان سپاه، از خواب خرگوشی می پرند .این باررئیس موساد حتی لبخند معنی دار هم نمی زند. جمهوری اسلامی نه تنها  مانند همیشه بلافاصله تل آویو را نشان نمی دهد،که سردار سبک وزن را هم برای تکذیب به میدان می آورد. اما معلوم نیست چرا  همه آتش بازی را به حساب اسرائیل می نویسند.

انتشار یک ویروس صنعتی جدید در شبکه سایبری جهانی توسط اسرائیل وآمریکا رسانه ای می شود. ویروس کامپیوتری «دوکو» ویروس جدیدی است که پس از «استاکس‌نت» بار دیگر تاسیسات صنعتی را هدف گرفته است. اولین قربانی آن پدر»برنامه موشکی سپاه» است که حسن تهرانی مقدم نام داشت.

پاسخ آتش بازی در قلب پادگان سپاه باز هم تهدید است. در تهران «حسن فتحی» خبرنگاردر مصاحبه ای کوتاه با زبانی که سراسر «لکنت» و «بیم» ناشی از واکنش حکومت است، درباره انفجار پایگاه موشکی «ملارد»  می گوید: » باتوجه به صحبت‌های اخیر درباره اقدام حمله نظامی علیه ایران، مردم تهران هراسان و وحشت زده شده بودند و ترسیدند که مبادا حمله نظامی شده باشد.» بلافاصله دستگیرش می کنند.

مهدی طائب، رئیس قرارگاه عمار در مورد «پروژه‌ای» که تهرانی مقدم پیگیری می‌کرد، می گوید: «من از همین جا به شما می‌گویم که با شهادت سردار حسن تهرانی مقدم یک اتفاق بزرگ رخ خواهد داد.»

سردار سرلشگر فیروز آبادی هم همین سخن را بزبان می آورد:»تولید «محصول تحقيقاتی»،می تواند مشت محکمی بر دهان استکبار و رژيم غاصب باشد.»

و جهان در انتظار » اتفاق بزرگ» نمی ماند. جبهه های جنگ یکی بعد از دیگری فعال می شوند. جمهوری اسلامی یکایک را با » دشنام» می بندد.

تشدید تحریم ها که باراک اوباما»شدیدا گزنده» توصیفشان می کند، در برنامه آمریکا قرار می گیرد و بلافاصله ازجانب وزيران خارجه اتحاديه اروپا حمایت می شود.

پرونده اتمی همچنان باز است. اول هفته، هیلاری کلینتون، از مقامات جمهوری اسلامی می خواهد تا «ظرف چند روز آینده» به این گزارش پاسخ دهند.  وزیر خارجه آمریکا از مشورت واشینگتن با متحدانش درباره گام‌های بعدی در برابر ایران خبر می دهد.

علی اکبر  سلطانیه گزارش آژانس را «مزخرف» می خواند.

‌روزچهارشنبه خبر می رسد که قدرت‌های جهانی در زمینه کاستن از اختلافات خود بر سر نحوه واکنش به گزارش جدید آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در زمینه فعالیت هسته‌ای ایران «پیشرفت » داشته‌اند.

و همزمان، پیش‌نویس قطعنامه‌ای از طرف آمریکا و عربستان در محکومیت اتهام توطئه ترور سفیر عربستان سعودی در دبیرخانه سازمان ملل ثبت و توزیع می شود.  به گفته عبدالمحسن الیاس سخنگوی نمایندگی عربستان در سازمان ملل، این پیش نویس روز جمعه به رای گذاشته می‌شود.

جمهوری اسلامی، هشدار شدید الحن می دهد و قطعنامه را» کوتاه بینانه» ارزیابی می کند. نامه جمهوری اسلامی چنین تمام می شود:» آمریکا با ارائه پیش نویس قطعنامه ای که صرفاً بر مبنای ادعاهای نادرست برضد عضو دیگر سازمان ملل متحد شکل گرفته است، هدفی به غیر از پیشبرد سیاستهای کوتاه بینانه خود، از طریق استفاده ابزاری از مجمع عمومی این سازمان ندارد.»

در منطقه، زیرپای تنها متحد جمهوری اسلامی بیشتر و بیشتر خالی می شود. تركیه شورای ملی مخالفان سوریه را به رسمیت ‌می شناسد و اعلام می کند :»تصمیمات اتحادیه عرب در قبال سوریه را اجرا خواهد كرد.»

اتحادیه عرب از کشورهای عضو خواسته سفیران خود را از دمشق فرابخوانند.فرانسه سفیر خودرا از سوریه فرا می خواند.اتحاديه اروپا ۱۸ مقام دیگر سوريه را تحريم می کند.پادشاه اردن خواستار کناره گیری بشار اسد می شود. دیده بان حقوق بشر می گویدکه در سوریه جنایت علیه بشریت رخ داده است. یک دیپلمات آمریکایی خبرمی دهد: «برخی کشورهای عرب به بشار اسد پیشنهاد پناهنده شدن داده‌اند.» عصر چهارشنبهنظامیان مخالف بشار اسد که خود را «ارتش آزاد سوريه» می‌نامند،  با آر پی جی و آتشبار مسلسل به مجتمع بزرگ سازمان اطلاعات نيروی هوايی ارتش منطقه حرستا واقع در شمال دمشق حمله می کنند.

بشار اسد به راه صدام و قذافی می رود. منطقه از دیکتاتورها فاصله می گیرد. «جاسم حسین»، از رهبران گروه‌های سیاسی شیعیان بحرین، در تلویزیون ظاهر می شود تابگوید:» ما آلت دست ایران نیستیم .ما از حضور ناوگان آمریکا، و همچنین از مظاهر فرهنگ آمریکایی مثل کافه‌های زنجیره‌ای «استارباکس»» استقبال می‌کنیم.»

این سیاست‌مدار شیعه، یک اقتصاددان تحصیلکرده در آمریکاست. کت و شلوار و کراوات می‌پوشد و زبان انگلیسی را بدون نقص صحبت می‌کند.

همزمان خبرگزاری دولتی بحرین اعلام می کند: «اعضای گروهی که قصد انجام عملیات تروریستی در بحرین داشتند، با سپاه پاسداران جمهوری اسلامی ایران در ارتباط بودند.» جمهوری اسلامی ادعای بحرین در مورد سپاه را «مضحک» می خواند .

روز پایانی هفته برای» نگاه» است. دقایقی دیگر شب درتهران از نیمه می گذرد. «احمدی‌نژاد می‌خواست اما نتوانست بیاید.«این را سردار رستم قاسمی دردومین روز از نخستین اجلاس سران کشورهای صادرکننده گاز  می گوید .کار اجلاس از سه شنبه در دوحه پایتخت قطر آغاز شده است . خبرگزاریها تا ساعتی پس از افتتاح رسمی اجلاس توسط امیر قطر، همچنان از حضور محمود احمدی‌نژاد و سخنرانی او در اجلاس گزارش داده‌اند، اما از رئیس دولت»جمهوری اوباش» خبری نیست که نیست.

شاید رئیس جمهور که دیگر قبای امام زمان را از تن خارج کرده، هاله نور رابرداشته و ذکر» فردوسی» گرفته است، باپرونده های امنیتی بیت آقا زیر بغلش رفته است تا مانع ریزش تخت جمشید شود که عکس ترک دیوارهایش قلب ایرانیان راشرحه شرحه کرده است.

هفته ای است که پسر سرداررضائی بطورمشکوکی از جهان  می رود. فیس بوک را موج  شعف رفتن «نمرالمومنین جنتی» به بیمارستان پر می کند.

آیت اله یوسف صانعی-ـ از مراجع تقلید-ـ در سایت شخصی خود می نویسد:» مشکلات مردم ایران ریشه در قدرت افسار گسیخته و بی قید و بند مسئولانی دارد که خود را تابع هیچ ضابطه و معیار شرعی، عقلی و عرفی ندانسته و تنها تابع هواهای شیطانی، ظالمانه و اقتدارگرایانه خود هستند.»

و» مسئولان» که همدیگر را» لات های سیاسی» خطاب کرده اند، تمام هفته درگیر جنگ بی پایان گرگهابوده اند. مجلس مصوبه «ننگین و بی‌شرمانه» ای را تصویب کرده است:حقوق مادام‌العمر برای مقامات.

بازار فحش و فحش کاری پر رونق تر از همیشه است.داوود احمدی نژاد می گوید:» سرکرده جريان انحرافی روی پای هوشنگ اميراحمدی بزرگ شد.»

اصولگرایان به تهدیدات دولتی ها چنین جواب دادمی دهند:»با وجود احمدی نژاد ایران نیاز به دشمن ندارد.»

بهمن اخوان، نماینده اصول‌گرای تفرش و آشتیان در مجلس، با انتشار نامه‌ای سرگشاده احمدی‌نژاد و حامیانش را «وکیل‌الدوله» می خواند و با «بنی‌صدر و رجوی» مقایسه می کند. درگیری لفظی میان محمود احمدی‌نژاد و برادران لاریجانی، به روزنامه دولتی ایران می رسد. این روزنامه بدون اشاره به نام علی لاریجانی، او را «لات سیاسی قدیمی» می خواند که اکنون «لات‌بازی‌هایش کسی را نمی‌ترساند». و چون دعوا به جائی نمی رسد،دو مقام دولتی بر سر یک پست دولتی نه چندان رده بالا  به روی هم هفت تیر می کشند. و کسی هم نمی پرسد هفت تیر پیش مامور دولتی که امنیتی هم نیست، چه می کند.

البته دراین میان، اقدامات اساسی به نفع کشور هم به انجام می رسد.

حجت‌الاسلام علیپور، دبیر ستاد منشور اخلاقی فدراسیون فوتبال ایران، توطئه جدیدی را علیه «نظام» کشف می کند:»یک سری گروه‌های خارجی هستند که برنامه «راه بنداز، جا بنداز» را پیاده می‌کنند. متاسفانه این مدل ریش زیر چانه هم از اروپا آمده و متعلق به همجنس‌بازهای ایتالیایی است. »

مهم هم همین» ریش زیر چانه» است.چه اهمیت دارد که به نوشته روزنامه خراسان نیمی از دانش‌آموختگان دکترا بیکار باشند. حتی کک کسی هم از سوختن96 هزار هکتار بلوط های کهنسال جنگل های زاگرس نمی گزد.

اصلا کسی می شنود که عبدالرضا موسوی، رئیس هیات مدیره انجمن شرکت‌های هواپیمایی ایران، می گوید:» با آمدن هواپیماهای قطری صنعت هوایی ایران در مسیر نابودی می‌افتد.» و یا کاظم فرهمند نایب رئیس کمیسیون کشاورزی مجلس اعلام می کند:» ایران اکنون به بزرگ‌ترین واردکننده گوشت در دنیا تبدیل شده است.»

آبان ماه هم رو به پایان است. پس از نامه آقامصطفی  تاج زاده به رهبر جمهوری اسلامی و درخواست او از مردم برای شکستن دیوار های هراس، هیچ خبری از او در دست نیست. نه ماه می شود که رهبران نمادین جنبش سبز، بندی خانه هایشان هستند. آیت الله یوسف صانعی و آیت الله علی محمد دستغیب،، خواستار رفع حصر خانگی آنها می شوند. ‌محمد خاتمی، برگزاری انتخابات آزاد و باز کردن فضای  سیاسی را عمده‌ترین مانع حمله به ایران می داند.

رجب طیب اردوغان، نخست وزیر ترکیه که با درایت اسلام میانه رو ترکیه را به الگو تبدیل کرده و قدم به قدم امپراطوری عثمانی را بر اساس شرایط روز بازسازی می کند، حرف های تاریخی می زند:»بشار اسد باید سرنوشت اسفبار آن کسی که به روی مردم خود آتش گشود را ببیند و درس بگیرد. به او گوشزد می کنم که آینده را نمی توان بر مبنای خون سرکوب شدگان بنا نهاد و نمی توان روی خون پایمال شدگان حکومت کرد.تاریخ رهبرانی که با خون آشامی حکمرانی کرده اند را ثبت خواهد کرد.»

اردوغان به درمی گوید که دیوار بشنود، رو به دمشق دارد و تهران رامی بیند،بشار را خطاب می کند، شاید سیدعلی از خواب بیدار شود.

و حافظ شیراز بانگ بر می کشد:

شاه ترکان سخن مدعیان می شنود

شرمی از خون سیاوشش باد


برخی مطالب و مقالات هوشنگ اسدی:

حاجی و گل‌های سرخ نویسنده هوشنگ اسدی

وافور بختیار  نویسنده هوشنگ اسدی

خجالت خجالت نویسنده هوشنگ اسدی

همه کیهان شده ایم نویسنده هوشنگ اسدی

شاه رفت ، خامنه ای امد نویسنده هوشنگ اسدی

قاتل شاهزادهنویسنده هوشنگ اسدی

نازلی سخن نگفت نویسنده هوشنگ اسدی

برخورد نهائی

 

آقایان تازه فهمیده اند «برخورد نهائی نزدیک است،» و چون موعد پاسخگوئی به سی و اندی سال جنایت و خیانت را خیلی دور نمی بینند، این دوره را «دوره نامردی» می خوانند و چه علاقه ای هم به «سوراخ موش» نشان می دهند.

رئیس جمهور آخرشان از وقتی توپ اختلاس بزرگ راتوی بیت رهبری برده و زنگوله را به گردن مجتبی خامنه ای و محمدجهرمی انداخته، چاک دهانش راکشیده و برای جهان کلاس ادب باز کرده است.

رقمی افسانه ای سومین هفته آبان را می پوشاند. درآمد نفت در سراسر تاریخ ایران 995 میلیارد دلار بوده که 450 میلیارد دلارش سهم دولت احمدی نژاد بوده است.

سالیانه 270 میلیون دلارش را صرف دست یابی به سلاح اتمی کرده اند که «نظام» راحفظ کنند، تا حالا سه هزار میلیارد تومان هم بالا کشیده شده است رسما، می ماند بقیه 450 میلیارد دلار. همه را به 500 نورچشمی «نظام» که در انگلیس درس می خوانند که نداده اند. کجا رفته این گنج که می شد باآن سه بار ایران رانو سازی کرد؟

 معلوم نیست «یاران دکتر» هم که بسیاریشان در آزادترین کشور دنیا با نام مستعار جمع شده اند، بخواهند جواب این پرسش ها را بدانند، اما «دکتر» ـ همان رئیس جمهور مقدس که ناگهان عبای امام زمانی فروگذاشت و روپوش دکتری پوشید ـ قرار نیست جواب این پرسش را بدهد. حرف های مهمتری دارد برای زدن.شمشیر را از رو بسته و رقیبان داخلی و جهانیان را به باد دشنام گرفته است.

هفته ای است که یکی از چهار پرونده جهانی «نظام مقدس جمهوری اسلامی» روی میز شورای امنیت می رود ودنیا اسناد اتمی شدن «قریب الوقوع» طالبان شیعه را بچشم می بیند.

هفته، تمام هفته سخن از جنگ رفته است. ال پائیس یکی از بیشمار وسایل ارتباطی جهان است که خبرمی دهد: «دوباره طبل های جنگ با ایران می کوبند.»

عناوین رامی توان دردوتیتر خلاصه کرد: «جنگ با ایران»، «جهان نگران جنگ در ایران». همکاران «روز» فضا را درگزارشحمله به ایران؛ بحث روز جهان منعکس می کنند.

 خبراز رزمایش های مشترک اسرائیل ـ ناتو می رسد. گاردین می نویسد: «ارتش بریتانیا خود را برای حمله احتمالی به ایران آماده می‌کند.» روزنامه های دیگر آمریکا را هم در همین موقعیت می بینند. نیکلای سارکوزی می گوید: » اگر موجودیت اسرائیل بخطر بیافتد، فرانسه دست روی دست نمی گذارد.»

کارچنان بالا می گیرد که روزنامه القدس العربی، چاپ لندن با این تیتر منتشر می شود: «ایران، پس از لیبی و قبل از سوریه!»

نخستین واکنش های سران «نظام» به سرزیر برف کردن می ماند. علی لاریجانی تاکيد دارد: «تحرک‌های غرب عليه جمهوری اسلامی ايران جنبه تهديدی برای نظام ندارد و بيشتر جنبه ايذايی و جنگ روانی دارد.»

سيداحمد خاتمي در نماز جمعه می گوید: «كشتي‌ آمريكا به شدت به گل نشسته است. سپاه پاسداران انقلاب اسلامي اشك آمريكا را درآورده است.»

اما خطر بدجوری در»نظام» را می کوبد. علی اکبر صالحی، به بخش انگلیسی روزنامه ترکی «حریت» می گوید: «ما برای جنگ آماده هستیم».

 تکذیب این خبر حریت راکسی نمی شوند و سخنان وزیر خارجه جمهوری اسلامی بطور گسترده ای در رسانه های اسراییل انعکاس می یابد.

سرانجام احمدوحیدی وزیردفاع به میدان می آید وهمان «ادبیات » رابکار می برد که احمدی نژاد گسترشش می دهد: «آماده پاسخگویی قدرتمندانه به هر گونه جهالت دشمنان هستیم.»

آندرس فوگ راسموسن، دبیر کل سازمان پیمان آتلانتیک شمالی حرفی می زند که چند روز بعد با مواضع اجلاس «گروه ۲۰»، تکمیل می شود وسیاست غرب را روشن می کند: «ناتو به هیچ وجه قصد ندارد در ایران مداخله کند.»

باراک اوباما، و سران فرانسه، بریتانیا، آلمان و ایتالیا یک حرف می زنند: «شدت بخشیدن براقدامات تنبیهی علیه ایران و ادامه فشاربی سابقه بین‌المللی.»

همه در انتظار گزارش تازه آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، لحظه شماری می کنند؛ سرانجام گزارش منتشر می شود. برای اولین بار اطلاعاتی محرمانه از فعالیت‌های تسلیحاتی اتمی جمهوری اسلامی در اختیار افکار عمومی قرار می گیرد: «ایران در فعالیت هایی برای تولیدتسلیحات اتمی درگیر بوده و روی طرح یک بمب اتمی، ازجمله آزمایش قطعات آن کار کرده و مدل های کامپیوتری کلاهک هسته ای راساخته است.»

یوکیا آمانو، مدیرکل آژانس بین المللی انرژی اتمی، از «ابعاد احتمالی نظامی برنامه هسته‌ای ایران» ابراز نگرانی می کند.

ويليام هيگ، وزير امور خارجه بريتانيا هشدار می دهد: «رويارويی بر سر برنامه هسته ای ايران در حال ورود به مرحله خطرناکی است.»

فرانسه با اعلام اینکه خواستار تشکیل جلسه شورای امنیت سازمان ملل شده از تلاش برای تصویب «تحریم‌هایی بی‌سابقه» علیه جمهوری اسلامی خبر می دهد.

روسيه از گزارش آژانس درباره ايران به خشم می آید. چین که همراه روسیه درغارت ایران دست دارد و بخش قابل توجهی از450 میلیارد دلار رابه جیب زده، از ایران می خواهد: «در پرونده هسته ای از خود صداقت و انعطاف نشان دهد.»

پاسخ جمهوری اسلامی را از پیش می توان حدس زد. اولین واکنش از علی‌اصغر سلطانیه، سفیر و نماینده دائم «نظام» در آژانس بین‌المللی انرژی اتمی است: «گزارش آژانس سياسی و تکراری است. آمانو عواقب اشتباه تاریخی خود را خواهد دید.»

 و محمود احمدی نژاد، به «بی‌ادبی و قلدری» و «گستاخی و پررویی» غرب حمله می برد، «با فکر و اندیشه در مقابل» آنها می‌ایستدو به جهان درس ادب می آموزدو همان حرفی می‌زند را که کارمندان کاخ سفید می‌گویند:

«این مردم اگر بخواهند بمب بسازند از شماها می‌ترسند؟ این مردم شما را آدم حساب نمی‌کنند. این مردم نیاز به بمب ندارند و اگر بخواهند شما را بزنند راهش را بلدند و طوری می‌زنند که صدایش در نیاید، اما جیغ بنفش شما بالا برود….ملت‌ها وقتی نام رئیس‌جمهور آمریکا را می‌شنوند، بالا می‌آورند….با این روش(مدیریت جهانی) نمی‌توان حتی یک طویله را اداره کرد….ما اگر بخواهیم حال آمریکا را بگیریم از چنین سلاح‌هایی استفاده نمی‌کنیم و برخورد ما سخت‌افزاری نیست.»

یک نفر باید به «دکتر» بگوید که «جیغ بنفش» مبحثی در شعر امروز ایران است و به تشبیه هوشنگ ایرانی از صدای قطار بر می گردد. کاش کسی هم از واکنش رئیس موساد از شنیدن این سخنان آخرین رئیس جمهور»نظام» فیلم گرفته باشد:

– «سر سوزنی از این مسیری که در پیش گرفته ایم عقب‌نشینی نخواهیم کرد».

با صرف میلیونها دلارهم نمی شد ماموری دست و پا کرد که درست ودرلحظه مناسب حرف دلخواه اسرائیل را بزند.

 
«دکتر» بعد ازنابودکردن سیستم سرمایه داری جهانی به سراغ میلیاردرهای داخلی می رود که اختلاس بزرگ رابه خانواده رحیم مشائی و از آنجا به آمریکا وصل کرده اند.

 مشائی یک درجه مظلومیت می گیرد و شانه به شانه «شهید آیت اله بهشتی» می ایستد؛ آن هم درهفته ای که محمد رضا نقدی کشف کرده جنبش وال استریت حاصل خون شهداست.

در نبرد گرگها، محسنی اژه ای که هنوز رد دندانش روی شانه عیسی سحرخیز هست، پشت درعنایت الله ریاحی، خواهرزاده اسفندیار رحیم‌مشایی، زوزه می کشد: «دیدارهای متعددی با برخی از لابی گران برای برقراری رابطه با آمریکا داشته است. همچنین انتقال بخشی از درآمدهای کلان جریان انحرافی به آمریکا توسط وی انجام شده است.»

علاوه بر او، ریاحی، حمید پورمحمدی، قائم مقام بانک مرکزی ـ – شاه کلیدپرونده-ـ هم دستگیر شده اند.»دکتر» آموزش ادب به رقیبان را هم ازیاد نمی برد.بازداشت پورمحمدی را «نامردی» می داند و خوب «نامردی جواب دارد». احمدی نژاد خصوصیات مخالفان خود را هم اعلام می کند:

– «یک عده دارند از خوردن منفجر می‌شوند و یک عده دارند از فقر می‌میرند. این بساط اشرافی‌گری باید جمع بشود.تمام نارضایتی‌های مردم مربوط به کثافت‌کاری‌های اینهاست. پابرهنه بودند و الآن اعیان‌نشین شده‌اند. مردم را به نظام بدبین کرده‌اند و حالا دم از ولایت می‌زنند. زمین‌های کلان در بالای شهر خریده‌اند و خانه‌های آنچنانی دارند. یک نفر از این‌ها هفتصد هکتار زمین در اطراف تهران را تصرف کرده که الآن ارزشی حدود هشتصد میلیارد تومان دارد. می‌گوید دولت ضدولایت فقیه شده. خودش همه چیز دارد و تنبل و بیکار است و لکه‌ای است بر دامن پاک ولایت فقیه.»

احمدی‌نژاد تهدید می کند: «اگر نیم ساعت به من فرصت صحبت دهند، قیمت سوراخ موش در تهران بالا خواهد رفت.» و برای نخستین بار هم فاش می سازد: «هفت هشت ماه نهادهای امنیتی به دروغ روی ما زوم کردند و از مسایل مهم غافل شدند.»

 هنوز گردگیری احمدی نژاد تمام نشده که پرونده جهانی دیگری علیه جمهوری اسلامی ورق تازه ای می خورد.کمیته حقوق بشر سازمان ملل نگرانی‌های عمده خود را از وضعیت حقوق بشر در ایران ابراز می کند. این کمیته بسیاری از قوانین کشور جمهوری اسلامی را در تضاد با تعهدات بین‌المللی واصول حقوق بشر می داند.

 لابد برای تائیداین گزارش است که محل زندان خانگی شیخ دلاور را تغییر می دهند و

نیروهای امنیتی به دفتر کار سابق میرحسین موسوی هجوم می برند و برخی وسایل دفتر را خارج می کنند. پیرمردهای محترمی مثل محمد توسلی، علی رشیدی وجوان خواننده ای مانند آریا آرام‌نژادرا به زندان می اندازند. و ازخواهر 70 ساله دکترپیمان چند ساعت بازجوئی می کنند.

عید قربان، یکی از دو عید اصلی مسلمانان، می رسد. اهل سنت ایران از مخالفت دوباره جمهوری اسلامی با برگزاری نماز جماعت روز عید در تهران خبر می دهند. همزمان نیروهای امنیتی از سفر مفتی محمدقاسم قاسمی و مولانا احمد نارویی، دو تن از شخصیت‏های اهل سنّت ایران، برای به جا آوردن مناسک حج در عربستان سعودی جلوگیری می کنند. اهل سنت می گویند: «هم از نماز محرومیم، هم از حجّ.»

دادستان مشهد هم رکوردی جهانی را به ثبت می رساند: «در زندان سه هزار نفری مشهد، ۱۳ هزار زندانی داريم.»

بایدهم دراین فضای سرشار از آزادی، رهبر جمهوری اسلامی در نخستین واکنش مستقیم به مرگ معمر قذافی دیکتاتور لیبی، او را «خبیث و دیکتاتور» بخواند. و از قضا مصاحبه ای از مهدی کروبی پخش می شود که پیش از حصر خانگی ضبط شده است. سخنان شیخ که درایام کهنسالی، خانه اش، زندان نظامی شده که خود از پایه گذارانش بوده، روایت تازه ای است از نحوه رسیدن سیدعلی خامنه ای برهبری و افزودن مطلقه به ولایت فقیه به خواست او؛ و حکایت رهبری خامنه ای را چنانکه هاشمی رفسنجانی می گفت و به توصیه آیت اله خمینی وصل می کرد، سخت خدشه دار می کند.

 بعد از مطلقه کردن ولی فقیه، قدم بعدی هم ـ آنطور که محمد دهقان فاش می سازد-ـ برای تغییر قانون اساسی و حذف رئیس جمهور از یکسال پیش بدستور علی خامنه ای کلید خورده است.» دفترآقا حتما ترجیح می دهد باچراغ خاموش کلک بندهای مثبت قانون اساسی را بکند که محترمانه گوش راوی را می کشد و بحث دراین باره را ممنوع می سازد.

هفته سوم آبا ن ماه 1390 به پایان می رسد. «نظام» به یاری «نظامیان» تدارک آینده را می بیند.

حرف های حسن فیروزآبادی، رییس ستادکل نیروها، نشان می دهد که راه بروی هرکسی جز منصوبین «آقا» که باید از صندوق های رای بیرون بیایند، بسته است: «جریان فتنه متحد آمریکایی‌ها بوده و جریان انحرافی با آمریکایی‌ها دم‌خور است. ولی ممکن است برای تبلیغات خود برنامه‌ریزی‌هایی انجام دهند و کاندیداهای خود را به صورت پوشیده، گمنام و سفید وارد انتخابات کنند.»

افزایش فشار به رهبران سبز ودستگیری چهره های ملی را می توان در همین متن دید.

بیانیه ۳۶ زندانی سیاسی هم دراین فضا معنا پیدامی کند: «از انتخابات آزاد استقبال کنیم؛ به انتخابات ناسالم مشروعیت ندهیم.»

در منطقه، محاصره سوریه و جمهوری اسلامی کاملتر می شود. الغنوشی که پس از مخالفان قذافی در لیبی، دومین پیروز رسمی تحولات اخیر منطقه‌ای است، به راه آنها می رود و همتایان دیکتاتورستیز خود در سوریه را به رسمیت می شناسد. سفارت سوریه را در کشورش را می‌بندد و سفیرش را اخراج می‌کند.

با ادامه سرکوب مخالفان در سوريه و نقض توافق هفته‌ گذشته‌ حکومت دمشق با اتحاديه عرب، قطر خواستار برگزاری اجلاس اضطراری اين اتحاديه برای بررسی تحولات سوريه می شود.

يک نگاه اجمالی به استقرار نيروهای آمريکایی در منطقه نشان می دهد که ايران از بسياری جهات در محاصره اين نيروها قرار گرفته است.

آمريکا بيش از ۱۰۰ هزار سرباز در شرق ايران در افغانستان دارد؛ ناوهای ناوگان پنجم آمريکا در آبهای خليج فارس و دريای عمان و فراتر حضور آشکاری دارند؛ ۲۳ هزار نفر از نظاميان آمريکایی در کويت مستقر اند و قرار است به زودی تقويت شوند؛ آمريکا پايگاه های تدارکاتی در امارات دارد و سر فرماندهی لجستيک و پشتيبانی آمريکا در قطر استقرار يافته است؛ چند صد تن از نظاميان حاضر به خدمت يا بازنشسته آمريکایی در عراق به عنوان مربی و مستشار باقی خواهند ماند؛ و سامانه راداری ناتو برای هشدار سريع حمله های احتمالی ايران در ترکيه مستقر خواهد شد.

نيروی دريایی آمريکا معمولاً سه گروه رزمی که هر گروه از يک ناو هواپيمابر و تعدادی ناو های سطحی و زير سطحی تشکيل شده، در اطراف ايران مستقر ساخته است.دو گروه از اين گروه ها در خليج فارس و دريای عمان و شمال غربی اقيانوس هند گشت می زند و گروه سوم در دريای مديترانه در نزديکی آب های سوريه خود را بچشم می کشد. و ايران در تير رس هر سه گروه قرار دارد.

حمله نظامی را کسی آرزونمی کند و قادر به تعیین زمانش نیست.نبرد رسانه ای در فضایی که افکار عمومی را روز بروز بیشتر برای «برخورد نهائی» آماده می کند ادامه دارد. نظرسنجی نشان می دهد: «۴۱ درصد اسرائیلی‌ها خواهان حمله نظامی به ایران هستند.»

جنگ اقتصادی، وسیعتر و ژرفتر می شود. سردار رستم قاسمی که از قرارگاه خاتم الانبیاء به وزارت نفت آمد، تا توی دهان کمپانی های نفتی جهان بزند و بر بحران نفت غلبه بیاید، به عملی نبودن وعده های نفتی اعتراف می کند: «تحریم دستمان را بسته است.»

در تبیلغات جهانی، جمهوری اسلامی بتدریج جای القاعده را می گیرد. واشنگتن پست می نویسد: «ایران اولین تهدید آمریکا در خاورمیانه است. تهدید اصلی آمریکا و دیگر متحدان ما از این پس کاملاً روشن است. این تهدید از جانب ایران می آید. خطر تهران از خطر القاعده که رو به کاهش است، فراتر رفته.»

توصیه نیویورک پست، بوی خون می دهد: «حکومت خمیني گرا ها دشمن مردم ایران، اسرائیل و غرب است. کساني که به بمباران ایران فکر مي کنند باید این توصیه ماکیاولي را به یاد داشته باشند: دشمن فاني ات را زخمي نکن و بگذار زندگي کند. یا او را به دوستت بدل کن یا او را بکش.»

مقامات وزارت امور خارجه امریکا می‌گویند که ماه‌های نوامبر و دسامبر( آبان و آذر) ماه‌های بسیار حساس و پراشکالی در رابطه با ایران خواهد بود.

و سرما نه تنها در سیاست، بر زندگی هم حاکم است. نیمه پائیز درتهران زمستان می شودو آنقدر برف می بارد که کمر درختان کهنسال را می شکند. احمد شاملو، شاعر نامدار، سرمای امروزرا می بیند:

برف نو! برف نو! سلام، سلام

بنشین، خوش نشسته‌ای بر بام

پاكی آوردی ای امید سپید

همه آلودگی‌ست این ایام

راه شومی‌ست می‌زند مطرب

تلخواری‌است می‌چكد در جام

و شاعر گمنام در فیس بوک، آفتاب فردا را که از برف طالع می شود:

آرام باش عزیز من
آرام باش
دوباره سر از آب بیرون می آوریم
و تلالو آفتاب رامی بینیم
زیر بوته ای از برف
که این دفعه

درست از جایی که تو دوست داری طالع می شود


رجزخوانی درآستانه فروپاشی (هوشنگ اسدی)

هوشنگ اسدی

 سخت توفانی است این پائیز.وزیر دفاع آمریکا شتابان از آسمان ابری منطقه که مدام بر ایران می بارد، می گذرد تا اسرائیل را از «حمله خودسرانه» مانع شود و حرفی می زند سخت پرمعنا:»هراقدامی در قبال ايران مستلزم جلب همکاری جامعه بين المللی است.»

شاید گزارش روزنامه گاردین، روشنی بیشتری بر گفته او بیاندازد:»آمریکا ممکن است ظرف یک سال آینده تاسیسات هسته‌ای ایران را از هوا و دریا مورد حمله قرار دهد. دولت بریتانیا هم معتقد است که در صورت چنین حمله‌ای به تاسیسات ایران، بریتانیا نیز باید از اقدام آمریکا حمایت و حتی در آن مشارکت کند.»

اسرائیل  باآزمایش موشک بالستیکی که قادر است کلاهک هسته ای حمل کند و  ايران را هدف قرار دهد، ضلع سوم این حمله خواهد بود؟

نشریات بیشتری با عنوان» ایران به دنبال سلاح اتمي است» بر دکه ها می آیند. فقط یکی شان » یور واسیا» است. جنگ لفظی بر سر ترور سفیر عربستان در پایتخت آمریکا به اوج تازه ای می رسد.

آمريکا، رهبران جمهوری اسلامی را » ریاکار» و» یاوه گو»  می خواند وبرای تحريم بانک مرکزی ايران با همپيمانان خود از جمله اتحاديه اروپا گفت و گو می کند.

در آخرین ساعات چهارشنبه کمیته روابط خارجی مجلس نمایندگان آمریکا طرح افزایش تحریم‌های ایران از جمله گسترده کردن دامنه شرکت‌هایی که با تهران همکاری دارند و نیز اقداماتی برای پیش بردن طرح تحریم بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران را به اتفاق آرا تصویب می کند.

نایف بن عبدالعزیز، ولیعهد جدید عربستان که وزیر کشور هم هست، می گوید:» راه سازشی با جمهوری اسلامی در مورد «توطئه ترور» سفیر عربستان در واشنگتن وجود ندارد.ما آماده برخورد با هر سناریویی هستیم… با هر وسیله‌ای که نیاز باشد.»

سفر برای» تسلیت دیپلماتیک» علی اکبر صالحی و خم شدنش تاحددست بوسی پادشاه عربستان ثمری نداده است. انگارنه انگارسخنگوی وزارت خارجه جمهوری اسلامی گفته است: » ما و عربستان سعودی در روابط دوجانبه هیچ محدودیتی در همكاری‌ها نداریم.طبیعی است كه ما فكر می‌كنیم تقویت همكاری‌ها می‌تواند طراحی‌های دشمنان منطقه را خنثی كند.»

حتی روی نخست وزیر قطر را هم زمین انداخته اند. شیخ حمد بن جاسم آل ثانی، خواستار گفت‌وگوی  مستقیم دو طرف بر سر این موضوع شده بود.» قطر کوچولو» حالا دراندازه های یک قدرت بزرگ در صحنه است. فریدون خاوند –ـ اقتصاد دان-ـ  درهفته ای که سپردن آسمان ایران برای جابجائی مسافران به قطر رسانه ای شده است، می گوید:»میدان گازی پارس جنوبی هم به ایران تعلق دارد و هم به قطر، ولی قطری‌ها به خاطر بهره‌برداری از تکنولوژی و سرمایه بین‌المللی، سهم شیر را از آن خودشان کرده‌اند. گویا قرار است در آسمان ایران هم همین اتفاق بیفتد.دوحه، پایتخت قطر، به مرکزی برای برگزاری کنفرانس‌های بین‌المللی تبدیل شده است. مقر دائمی سازمان کشورهای صادرکننده گاز هم در همین شهر است. شبکه خبری الجزیره، با شهرت و نفوذ بین‌المللی‌اش، به قطر تعلق دارد. مسابقات جام جهانی فوتبال سال ۲۰۲۲ در قطر برگزار می‌شود. مهم‌ترین باشگاه فوتبال فرانسه از سوی قطری‌ها خریداری شده است. در جریان عملیات اخیر ناتو در لیبی، حضور قطر در کنار نیروهای غربی بسیار چشمگیر بود.»

در بحران سوریه، قطر یک پای قدرت است و به بشار اسد اخطار می دهد. مقایسه قطر، با جمعیتی کمتر از یک میلیون نفر، باجمهوری اسلامی که رهبرانش آن را «ابر قدرت» توصیف می کنند،بر چشم هر ایرانی  اشک حسرت می نشاند.

پاسخ» ابرقدرت» پوشالی جمهوری اسلامی به اقدامات عربستان و آمریکا، نامه ای است که در صفحه اول کیهان تهران 5 هزار تیراژی جهان را به جنگ می خواند و توی دهان استکبارجهانی می زند. رهبر هم نعره کشان ازراه می رسد و «هزار سند غیرقابل خدشه را» به رخ می کشد که برای از میان بردن «آبروی آمريکا و مدعيان حقوق بشر» ارائه خواهند شد.

وزیر خارجه اش هم پاسخی » دیپلماتیک»  می دهد تا نشان دهنده واکنش تهران به طرح راه اندازی سفارتخانه مجازی آمريکا برای ايرانيان باشد:»پليس بين الملل از تهران خواسته است تا درباره غلام شکوری، يکی از متهمان توطئه ترور سفير عربستان سعودی، تحقیق کند ولی ما در ايران ۱۵۰ غلام شکوری داريم.»

کاش بجای این همه » غلام» و شارلاتان‌ها، نوکیسه‌ها، و پاچه‌خوار‌هاکه بقول مجید محمدی جنس استبداد را جورمی کنند، یک مهندس بازرگان داشتیم که استعفای تاریخی اش بحث روزاست .

دکتر ابراهیم یزدی، تجربه تلخ انقلاب اسلامی را بیادهمتایان مهندس بازرگان می آورد که با کت و کروات و پاپیون قدرت را در لیبی و تونس تحویل می گیرند و نگاهشان به اسلام میانه رو ترکیه است .آنها می توانند اولین وزیر خارجه جمهوری اسلامی را در » دادگاه انقلاب» ببیند. او می گوید:» مطابق قانون، رسیدگی به جرایم سیاسی و مطبوعاتی علنی است و با حضور هیات منصفه در محاکم دادگستری صورت می‌گیرد. بنابراین رسیدگی به اتهامات وارده را در صلاحیت دادگاه انقلاب نمی‌دانم و سکوت اختیار خواهم کرد. وکلای اینجانب نیز ماذون به دفاع نیستند. «

 ویکی از «غلام» ها که رامين مهمانپرست، سخنگوی وزارت امور خارجه باشد، خبر ارسال نامه به آمريکا را تائید می کند. نامه ای که بعدا آمریکائی ها می گویند هفت صفحه دارد ، در تبلیغات » نظام»چنان منطقی و کوبنده است که «آمریکا باید طبق  درخواست تهران اتهامات خود را کنار بگذارد و از جمهوری اسلامی عذرخواهی کند.»

پاسخ رسمی  وزارت امور خارجه آمريکا، در عرف دیپلماتیک معنائی جز جنگ ندارد:» رجز خوانی» ،» یاوه گوئی».

حالا آن هزار سند بجای  خود،معلوم نیست چرا جمهوری اسلامی » نامه دندان شکن» خود را منتشر نمی کند تا دستکم مردم ایران ازنامه ای که » دشمن» دست به دست می کندو به آن می خندد، مطلع شوند.

وهر کدام ازاین » اسناد»مانند پاس  های طلائی در محافل تصمیم گیری جهانی به آبشار آمریکا می انجامد و هورای اسرائیل.

نشست مشترک کميته فرعی امنيت داخلی در امور ضد تروريسم و اطلاعات، و کميته فرعی نظارت، تحقيقات و مديريت مجلس نمايندگان آمریکا، برگزار می شود.هدف نشست، بررسی توانايی و قصد دولت جمهوری اسلامی ايران برای انجام عمليات تروريستی در خاک آمريکا است. پيتر کينگ، نماينده جمهوریخواه نيويورک در مجلس نمايندگان و رییس کميته امنيت داخلی اين مجلس، نشست را چنین آغاز می کند:» اين اقدام- طرح ترور سفیر عربستان در واشنگتن- اعلان جنگ عليه آمريکا است.»

این نماینده جمهوریخواه، از دولت آمریکا می خواهد که نمایندگان جمهوری اسلامی ایران را از سازمان ملل اخراج کند، چون :»بسیاری از آنها جاسوس هستند.»

سخنانش یاد آور فضای سیاسی آمریکا بعد از  حمله 11 سپتامبر است و در سیاست رسمی آمریکا هم منعکس می شود.

جی کانری سخنگوی کاخ دریک نشست خبری می گوید:»رهبران جمهوری اسلامی ریاکارندودرپیوند با رخدادهای بهار عربی با اعمال خود مدام نشان داده اند که به تعهدات بین المللی خود پشت پا می زنند، و ما دراین باره بسیار نگرانیم. »

و شاید برای پاسخگوئی به این نگرانی است که روزنامه های جهان می نویسند:»دولت اوباما قصد دارد با خروج نیروهایش از عراق، حضور نظامی خود در خلیج فارس را تقویت کند. این جابه‌جایی و استقرار نیرو در کویت به منظور جلوگیری از فروپاشی امنیتی در عراق و احتمالا مقابله‌ نظامی با ایران صورت می‌گیرد.»

یکی از مهمترین حلقه های محاصره محکمترمی شود.جمعی از نمایندگان ادوار مجلس در خارج از کشور تحلیلی پیرامون رخدادهای اخیر در ارتباط با جمهوری اسلامی ایران منتشر می کنند. انگار که در سراشیب سقوط – نگاه هفته پنجشنبه ۲۸ مهر ۱۳۹۰ –  را رنگ و لعاب اسلامی زده و  اندکی از انفاس » نظام» برآن افزوده باشند ، حلقه های دیگرمحاصره را یکایک باز می کنند. روی سخنشان با آیت اله خامنه ای است.

رهبرجمهوری اسلامی، جواب همه نصایح را با سخنانی می دهد که از آن نشئه افیون به مشام می رسد. می گويد که «دشمنان» نگران «گسترش و الگو برداری از اين انديشه سياسی مستحکم هستند .دست نظام جمهوری اسلامی ايران در همه عرصه ها پر است.» نمونه هم می دهد: «ارائه انديشه سياسی نو به دنيا، به نام مردم سالاری دينی که از لحاظ مبانی فکری و اعتقادی، بسيار مستحکم و از لحاظ علمی، قابل اجرا و پيش رونده است. »

و از قضا حوادث روز هم از «اندیشه سیاسی نو» خبر می دهد و هم از»مردمسالاری دینی» و به تمامی.

هفته ای است که  سرنخ های بزرگترین اختلاس تاریخ به بیت آقا و ولیعهد محبوب ایشان آقا مجتبی می رسد. واقعا دست جمهوری اسلامی پر است. معلوم می شود علاء‌الدین بروجردی، رئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس، و چند تن دیگر از نمایندگان در اختلاس «سه هزار میلیارد تومانی» دست داشته اند.

آقازاده، نماينده رشت، اسامی را اعلام می کند:»ارسلان فتحی‌پور و محمد دهقان .»  وهمگی  جزو بازهای مجلس هستند و تندترین شعارهارا می دهند. محمد دهقان همان است که مواضع «آقا» را برای حذف ریاست جمهوری تببین می کند و رسما خواستار بر پائی دو مجلس می شود تاسیستم شاهنشاهی دوباره احیاء شود.

خبر از رفت و آمدها و تهدید ها وجلسات پنهان و آشکار می رسد. سر انجام مجلس » بفرموده»و  به راحتی قضیه استیضاح وزیر اقتصادرا ماست مالی می کند و با دخالت مستقیم و آشکار لاریجانی رئیس مجلس، یکی از عوامل اختلاس 3 میلیارد دلاری تبرئه می شود. سئوال از احمدی نژاد موضوعیت خود را از دست می دهد. علی مطهری بارای نمایندگان درمجلس می ماند.

مهدی خزعلی، درگفت و گو با روزماجرا را کالبد شکافی می کند:» تهدیدات محمود احمدی نژاد و اطرافیانش و توافقات پشت پرده باعث شد تا مجلس شورای اسلامی در لحظات آخر وزیر اقتصاد و دارایی را ابقا کند و شورای اسلامی به اختلاس بزرگ رای بدهد.»

علی مطهری همان حرف خزعلی را می زند:» هیات رئیسه مجلس از پرونده‌های زیر بغل رئیس جمهور می‌ترسد.»

وحرفی به لاریجانی  می گوید  که پای «همشیره» راهم  به میان می کشد. فرزند شهید مطهری معلم اول انقلاب می گوید:»اگر آقای لاریجانی که داماد ما هم هست در جایگاه ریاست جمهوری چنین خطاهایی را انجام می داد، من از ایشان هم سئوال می کردم.لاریجانی داماد ناخلفی است چون با طرح سئوال همراهی نکرد.»

پسر میرزا هاشم آملی روحانی برجسته شیعه هم جواب می دهد : «مراقب خودتان و همشیره تان باشید.»

نه تنها باید ازاین » اندیشه سیاسی نو» الگو برداری کرد، بلکه باید در کلاس های» کش» شناسی جهان هم به تدریس اش پرداخت. رهبر آزاده فرموده بودند که» کش ندهید.»

کار» مردمسالاری دینی» به جائی می رسد که رئیس دولت»آزادترین کشور دنیا» دست به تاسیس»تلویزیون اینترنتی پرزیدنت » می زند تا حرف هایش را از سانسور تلویزیون سرداران درامان دارد.

بزرگترین  اپراتور تلفن همراه هم – به گزارش روزنامه آمریکایی وال استریت ژورنال-

با شرکت چینی هوآوی قراردادی می بندد تا بتواند افراد را در ایران بر اساس محل تلفن همراه آنها ردیابی کند.

و البته الگو برداری به «مردمسالاری» ختم نمی شود. عدالت و اخلاق حاکم بر جمهوری اسلامی هم » پیشرونده» است.

طبق آخرین گزارش صندوق بین‌المللی پول از منطقه خاورمیانه و آسیای مرکزی ایران همچنان بالا‌ترین نرخ تورم در منطقه را دارد و در عرصه تولید نفت و گاز نیز بیش از پیش موقعیت خود را در برابر رقیبان از دست داده و می‌دهد.

خط فقر در تهران یک میلیون و دویست هزار تومان است و اختلاف دستمزدها با هزینه خانوار رقم ناچیزی درحدود نهصد هزارتومان.

لابد برای همین هم در آمدهای میلیونی مردم به مصرف شیشه (متامفتامین) اختصاص می یابد .پرویز مظاهری، دبیر همایش سالانه انجمن روانپزشکان ایران می گوید: «مصرف شیشه در ایران نسبت به تریاک و حشیش پیشی گرفته است و جوانان با تصور اینکه این ماده شوم اعتیادآور نیست به دام آن می افتند.»

تنها می ماند مشکل ازدواج که آن راهم حجت الاسلام قرائتی حل می کند:» بخل زن‌ها باعث می‌شود که يک ميليون زن جوان بيوه هست.»

و چنان این الگو در جهان بازتاب دارد که به نوشته واشنگتن پست :» درکشورهای عربی

کسی دنبال تاسیس جمهوری اسلامی نیست.»

علی خامنه ای در آستانه فروپاشی درتهران رجز می خواند. بشاراسد، بر تخت لرزان قدرت، تهدید می کند منطقه را به آ تش می کشد.

روزنامه فرانسوی فیگارو می نویسد: «سپاه پاسداران در مورد تحولات سوریه دچار دودستگی شده است ؛ بخشی از سپاه تجهیزات نظامی در اختیار نیروهای دولتی می گذارد اما گروه دیگری که واقع گرایانه مسائل را دنبال می کند از سرکوب تظاهرکنندگان انتقاد می کند. یک گروه طرفدار تشکیل شورای عالی نظامی در سوریه است و گروه دیگری که از بشار اسد حمایت می کند با این پیش بینی موافق است اما با تشکیل این شورا برای خلع اسد مخالف است.»

جمهوری اسلامی، دور زدن بشار اسد را کلید زده است. به نوشته العربیه«نمايندگانی از ايران و آمريکا در يکی از کشورهای اروپايی مسائل سوريه را بررسی»می کنند.

سوریه سرانجام با طرح اتحادیه عرب موافقت می کند.متن توافق را شیخ حمد بن جاسم آل ثانی، نخست وزیر قطر رسما د راختیار رسانه ها می گذارد:» دولت سوریه می پذیرد  همه نوع خشونت در این کشور را متوقف کند، بازداشت شدگان حوادث اخیر را آزاد کند، نیروهای نظامی را از شهرها و مناطق مسکونی خارج سازد، به رسانه های مستقل اجازه دهد از واقعیت‌ها در سوریه گزارش تهیه کنند، به نمایندگان اتحادیه عرب اجازه دهد از همه مناطق سوریه دیدار کنند و به سرپرستی اتحادیه عرب با مخالفان گفت وگو کند.»

آیا سوریه به این توافقات  عمل می کند؟ با الگوی جمهوری اسلامی بدرود می گوید و اسلام میانه روترکیه را در دستور کار قرار می دهد؟ توافق نیمه شب چهارشنبه، آغاز تحقق این سخن اردوغان نیست؟:» مقاومت با شکوه مردم سوریه پیروز خواهد شد»

پاسخ را تاریخ بسیار نزدیک خواهد داد. وآخرین برگ بازی بزرگ خاورمیانه، ایران خواهد بود که باردیگر سرنوشتش به تمامی در دستان  یک دیکتاتور است.

مصطفی تاجزاده سراشیب سقوط را به رهبرجمهوری اسلامی یا دآور شده بود.نوبت محمد نوری زاد است که» رهبر» را به درک لحظه می خواند  وانتظار دارد» ایشان افق های خونین و پر تنش و پر از خونریزی راببینند» و هشدار می دهد» همه چیز دارد از دست می رود… ما هم در مجاورت یک فروپاشی بزرگ و فاجعه بزرگ هستیم…»

مهدی خزعلی همین حرف را می زند:»در سراشیبی سقوط هستیم؛ این سراشیبی به سرعت پیش می رود و هر دو جناح حاکم با هم خواهند رفت.اینطور نیست که رفتن احمدی نژاد، جشن جناح مقابل در حاکمیت باشد بلکه آنها نیز رفتنی هستند و خواهند رفت.»

و جمعی از نمایندگان ادوار مجلس که در خارج از کشوربسر می برند، برهمین مسیر می روند. جمع بندی تحلیل فاطمه حقیقت جو، احمد سلامتیان، اسماعیل گرامی مقدم، علی مزروعی، علی اکبر موسوی (خوئینی) و حسن یوسفی اشکوری ؛ چنین است:»در شرایط کنونی کلید حل مشکلات و مقابله با بحران ها و تهدیدهای جاری درداخل و خارج ایران در دستان مقامات حاکم است که می توانند آب رفته را به جوی بازگردانند و تا شرایط بدتر از این نشده رهبری نظام، که به هر تقدیر فعلا تمام امور در دست اوست، باید در سیاستهای داخلی و بین المللی کشور تجدید نظر اساسی به عمل آورد.طبعا مسئولیت هرگونه مداخله نظامی خارجی به عهده مقاماتی است که با اعمال سیاست های اقتداگرایانه در داخل و ماجراجویانه در خارج کشورمان را به دامن این شرایط بحرانی و دشوار فرو انداخته اند و هنوز کلید حل مشکل نیز به دست آنهاست، البته اگر فرصت را دریابند، و فرصت سوزی نکنند تا روزی فرا رسد که دیگر کاری نتوان کرد و جز حسرت نتوان خورد.»

همه اینان مسلمانند واگر فرزندان » نظام» نباشند، مدیران و نمایندگان و باورمندانند که یکایک را از»قایق نظام» پیاده کرده اند.

سید علی حسینی خامنه ای صدای اینان را خواهد شنیدو یا براه صدام و قذافی خواهد رفت؟

سخت توفانی است این پائیز و زمستان دارد چه زود می رسد. ۱۰۶ سانتی متر برف در سیاه بیشه کندوان مازندران باریده است. و برف سیاه استبداد مذهبی بر سراسر ایران می بارد.

برزین آذر مهر است که می پرسد و جواب می دهد:

چگونه خواهی از زنجیرِ شب رستن؟

رهیدن از زمستان‌های این سان سرد و طولانی

و پیوستن به تابستانه‌های گرم و نورانی

بوَد کار توای در وهم خود،

یک عمر زندانی؟!

***

در آن سوتر

میان بیشه‌ی انبوه

در آن جایی که از هر سوی رگبار خطر خیزد

فراهم آمده خیلی ز مرغان دگر اندیش

به سر شوری و در دل موجی از غوغا

که در سر

گویی آهنگی و فرهنگی دگر دارند

و کجتابی شب را هیچ طوری برنمی‌تابند

و بر هر تازه راهی

شبچراغی بر فراز راه می‌گیرند،

و «ره» از «چه» مشخص می‌کنند

بهر کسانی که

به تاریکی شب

پا می‌نهند در راه.

جهان تیره ست و

شب سنگین و

بی‌چهره،

در این دهشت سرا

هرگز نخواهد رُست بر شاخی

گلی زیبا و بایسته

مگر آنی که از شور درون

پوینده و رویاست،

چو آن موجی که

در دریا،

توفنده!

چو آن رنجی که

زاینده!

چو آن دستی که

سازنده!

چو آن روحی که

کاونده!

چوآن دادی که

بر بیداد

تازنده!

چوآن عشقی که

دارد

رنگ آینده!


اخرین رئیس جمهور (هوشنگ اسدی)

 

هوشنگ اسدی

 

 

«شاه شاهان آفریقا» را نیمه عریان بر زمین می کشند. او را در لوله فاضلاب  یافته اند. زندگی را گدائی می کند. در نگاه بی‌فروغ صدام نیز، وقتی دست سربازی او را از سوراخ بیرون می‌کشید، همین التماس موج می زد.

پاسخ قذافی گلوله است برای سر وسینه و چاقو بر شرمگاه که به نفرت تمام فرو می شود. دیکتاتور رابر خاک ذلت می کشند و جهان باز می بیند که در پشت آنهمه غرور و تفرعن، تن نحیف آدمی است : کودکی فقیرکه قهرمانی محبوب بود و قدرت نامحدود، به دیکتاتوری منفور مبدلش ساخت.

باراک اوباما رئیس جمهور آمریکامی گوید: «کشته شدن معمر قذافی دیکتاتور لیبی نشان داد که حکمرانی با سیاست مشت آهنین محتوم به پایان است. برای چهار دهه رژیم قذافی با مشت آهنین بر مردم لیبی حکومت کرد. در لیبی حقوق بشر رعایت نشد، شهروندان عادی بی‌گناه بازداشت شدند، مورد ضرب و جرح قرار گرفتند و کشته شدند، ثروت لیبی به هدر رفت و بسیاری از مردم لیبی به عقب رانده شدند و از ترور به عنوان ابزاری سیاسی استفاده شد.»

آبان ماه چنین شروع می شود ؛ودیکتاتوری دیگر که جهان او رادر نوبت می بیند، در تهران ترفندی تازه ای را کلید می زند تا به تمامی رخت روحانی جوان انقلابی را واگذارد و جامه سلطانی بپوشد.بازگشت شاه، دیر و دور نیست. ونوکران قدرت برای هموار کردن مسیربه تکاپو می افتند.

سازمان اطلاعاتی آلمان رد معمر القدافی را در حال فرار یافته و هواپیمای بدون سرنشین آمریکائی درمعیت جنگنده فرانسوی در قلب صحرا شکارش کرده تا طپانچه تمام طلا دردست به جست وجوی  سوراخ موش شود. کیهان «برادر حسین» آن را به حساب بیداری اسلامی می گذارد. عکس رهبران چند کشور غربی با دیکتاتور لیبی را هم ردیف می کند.

مرگ دیکتاتور، روزنامه هایی را که هنوز «فقیه دیکتاتور» اجازه انتشارشان را می دهد به هیجان می آوردو به تیتر تبدیل می شود: «پایان توهم»، «فرجام دیکتاتور».و جالبتراز همه روزنامه جمهوری اسلامی متعلق به سیدعلی خامنه ای است. روزنامه مقام رهبری در تیتر یک خود کشته شدن قذافی را «هلاکت دیکتاتور لیبی» توصیف می کند و می نویسد: «مردم لیبی پس از انتشار رسمی خبرکشته شدن قذاقی ،جشن گرفته‌اند.» خبرگزاری امنیتی فارس از شادی روی پا بند نیست. بروی مبارک نمی آورند که قذافی در دوران جنگ ایران و عراق از انگشت شما رهبران عرب بود که نه در کنار صدام، بلکه در کنار » امام خمینی» ایستاد. سری به آرشیونمی زنند که تصاویر خندان» امام خامنه ای» را با مردی ببینند که اکنون چاقو در باسن  بسوی اسفل السافلین روانه است.

باز هم گلی به جمال هوگو چاوز رئیس جمهور» سرخ» ونزوئلا که معلق نمی زند و می گوید: “ قذافی شهید است.»

محمود احمدی نژاد که هوگو چاوز «سرخ» را بعنوان «متحد» در آغوش می کشید، وتصویرش درحال «فرنچ کیس»-ـ بقول ابراهیم نبوی ـ- با قذافی مسلمان در سراسر جهان پخش شده، نعل وارونه می زند. او که دو برادر لاریجانی در خلوت به»تمسخر» ش می نشینند، وسومی به فتوکپی تشبیهش می کند، در مقابل دوربین ها وعده می دهد دشمنان داخلی خود را دو ثانیه نابود سازد. و از بیرجند خودمان نیروهای ناتو را که زمینه ساز اصلی حذف قذافی بوده اند، به باد دشنام می گیرد: «همه‌ شما دروغگوهای بی‌شرم و فریبكار هستید و این را در مخ خود فرو كنید كه دوره‌ استعمار دیگر برنمی‌گردد. خیال كرده‌اید با یك تكه كاغذ از شورای امنیت كه امروز بی‌آبروترین نهاد بین‌المللی است می‌توانید ثروت لیبی را تقسیم كنید؟ كور خوانده‌اید. این بار ملت لیبی با مشت محكم بر دهان هركسی كه برای تصاحب ثروت و استقلال لیبی تلاش می‌كند، می‌زند.»

مصطفی عبدالجلیل رییس شورای ملی انتقالی ، انگار که جواب کاسه داغتر ازآشی به نام احمدی نژادرا بدهد، از ناتو می خواهد دستکم تا پایان سال جاری در لیبی بماند.

رامین مهمان‌پرست، سخنگوی وزارت خارجه جمهوری اسلامی هم  که می داند «مستبدان و ظالمان تاریخ فرجامی جز نابودی ندارند»، کاری ندارد که رهبر موقت لیبی چه می گوید و خواستار » روی کار آمدن یک نظام مردمسالار» در لیبی می شود.

بی شک منظورش از «نظام مردمسالار» همان» نظام مقدس جمهوری اسلامی» است که این روزها  جهانیان  دارند اسناد» مردم سالاریش» را از طریق سازمان ملل مطالعه می کنند.

دبیر کل سازمان ملل دو هفته پیش گزارشی بسیار منفی تر از سال قبل در باره وضع حقوق بشر در ایران منتشر کرده و پس از آن گزارش احمد شهید، گزارشگر ویژه، انتشاریافته است.

دکتر عبدالکریم لاهیجی می گوید: » کمیته حقوق بشر پیش از پایان سال 2011 گزارش خود را به دبیرکل سازمان ملل خواهد داد. مطمئن هستیم که مجمع عمومی سازمان ملل امسال قطعنامه‌ای به مراتب محکم‌تر و قوی‌تر از قطعنامه سال گذشته درباره وضع حقوق بشر در ایران صادر خواهد کرد و در صورت پافشاری جمهوری اسلامی بر نقض گسترده و فاحش حقوق بشر، کم کم راه برای طرح پرونده این حکومت در شورای امنیت سازمان ملل هموار خواهد شد.حلقه محاصره حقوق بشر به گرد جمهوری اسلامی تنگتر شده است و این حکومت باید تکلیف خود را معلوم کند. «

«نظام مردمسالار» که می خواهد لیبی تازه در آمده از چاله را هم به چاه خودبیندازد، برای تکمیل اسناد سازمان ملل، فرشته شيرازی وبلاگ نويس و فعال حقوق زنان در کمپين «يک ميليون امضا برای تغيير قوانين تبعيض آميز» را  از زندان انفرادی به دادگاه می برد تا حکم سنگینش را ابلاغ کند.

سردار اسماعيل احمدي‌مقدم – فرمانده نیروی انتظامی – هم توضیحاتی می دهد که کمترین شک درمورد پلیسی بودن فضا را از میان می برد. او با اشاره به حضور برخي از بازيگران در شبكه‌هاي ماهواره‌اي گفت: «افرادي كه مايل به فعاليت در اين شبكه‌ها هستند بايد با وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي هماهنگ و مجوزهاي لازم را كسب كنند. هر كسي كه مجوز لازم را نداشته باشد، نمي‌تواند در داخل و خارج مرزهاي ايران كار توليدي انجام داده يا دفتر نمايندگي داير كند.»

مجلس لیبی هم طبق خواست جمهوری اسلامی باید» مردم سالار» باشد. نوکران قدرت اسم خودشان را نماینده مردم بگذارند و در قلب تلاش برای جمع کردن امضائی که رئیس جمهور را به مجلس می خواندبه اشاره» بالا» بساط راجمع کنند تا» صف آرايی مقابل مطهری، عقب‌ نشينی در برابر احمدی ‌نژاد» شکل بگیرد.

تغییر نظام سیاسی ایران به نظام پارلمانی، ناگهان آرایش قوا را در «بالا» به هم ریخته است. تلاش برای فتح ریاست جمهوری آینده به نبرد بی امان برای دراختیار گرفتن مجلس تبدیل شده است. تازه بعد از سی و چند سال معلوم شده «ساختار کنونی نظام شترسواری دولا دولا است».علی لاریجانی می گوید: “ قانون اساسی جمهوری اسلامی نیاز به اصلاحات دارد.طرح تغییر ساختار سیاسی جمهوری اسلامی «کاملا عقلایی» است.»

محمد دهقان عضو هیات رئیس مجلس از همین حالا آخر خط رانشان می دهد: «باید نظام دو پارلمانی (مجلس شورا و مجلس سنا در زمان شاه) را طراحی و با انحلال نظام ریاستی، مجمع تشخیص مصلحت را نیز منحل کنیم و پارلمان دوم را جایگزین آن کنیم.»

محسن غرويان، حرف او را تمام می کند. انگارهمه دارند بخش های یک نقشه از قبل آماده را می خوانند: “محمود احمدی نژاد آخرين رئيس جمهوری است که مردم مستقيماً او را برگزيده اند و از سال ۱۳۹۲ به بعد، شکل نظام سياسی ايران تغيير خواهد کرد.»

 دارند با یک تیر دو نشان مهم را می زنند؛» حذف همزمان هاشمی و احمدی نژاد «تا رک و راست و رسما و قانونا و شرعا » نظام پادشاهی» احیاء گردد.

بی دلیل نیست اکبر هاشمی که همیشه در هفت پرده سخن می گوید، این بار به صراحت بااین طرح مخالفت می کند: “ تحقق نظام پارلمانی مستلزم تغییر در جمهوریت نظام است که قدرت انتخاب مردم را محدود و محصور می‌کند و این قطعاً مدنظر رهبری نبوده است، چرا که تضعیف بخش جمهوریت نظام خلاف قانون اساسی است.»

مصطفی تاج زاده که در اعتراض به نقض حقوق خود به عنوان زندانی سیاسی از مدتها پیش در درون سلول انفرادی «روزه» گرفته، انگشت اشاره را رو به «جناح اقتدارگرای حاکم بر ایران» می گیرد. می شود «مافیای قدرت و ثروت» رادید که در ساختار هرمی نظام به حرکت در آمده اند: فتح مجلس به معنای در دست گرفت قدرت اجرائی هم هست.

حتی سردار قاسم سلیمانی را  نشان می دهند که رسما هم بعنوان دومین مقام اجرائی کشور از مجلس سر بر می کشد و نحوه برآمدن دودمان پهلوی را در خاطرها زنده می کند، خوابی که سردارمحمد باقر قالیباف برای خودش دیده بود: رضاشاه حزب الهی.

باندهای قدرت در » نظام» پیرامون انتخابات مجلس شکل می گیرند.

مرتضی آقا تهرانی که معلم اخلاق دولت محمود احمدی نژاد نيز هست،گرین کارتی را  برای نشان دادن تنفر از آمریکا در جیب عبا دارد، دبيرکل جبهه پايداری انقلاب اسلامی را هم یدک می کشد؛ درس اخلاق و زبان فارسی و سیاست را یکجا می دهد: “ الان زمان فتنه گذشته و تمام شده است و بايد رفوزه ها، يعنی کسانی که در فتنه ماندند و درمانده شدند را ول کرد، بلکه آنهايی که از فتنه عبور کردند، بايد به آنها توجه کرد، چون ممکن است آنها در فتنه گير بيافتند.گاهی برخی می گويند اگر دروغ نگوييم، رای نمی بريم… اگر واقعا بنا داريد يک آدم خوبی به مجلس برود، رای ندزديد، رای نخريد و تقلب نکنيد…»

نايب رييس کميسيون امنيت ملی مجلس شورای اسلامی می گويد : “ اسناد ارتباط جريان انحرافی-ـ نزديک به محمود احمدی نژادـ- در اختيار دستگاه های اطلاعاتی و امنيتی است و در موقع مناسب در اختيار مردم قرار می گيرد.»

داوود احمدی نژاد دست داداش اش را رو می کند: “باند انحرافی در تدارک عملیات نظامی است.»

باند احمدی نژاد در سکوت و با چراغ خاموش پیش می رود. شایعه پرس از تدارکات گسترده اداری و مالی و تشکیلاتی و بسته شدن  فهرست های انتخاباتی خبر می دهد.

حسن روحانی، می کوشد برای روحانیون سنتی زمین بازی بیشتری فراهم کند: “ می‌خواهم بگویم شور و شوق لازم وجود ندارد، اشکال ندارد که یک جناحی 8+7 درست کند برای وحدت خودش. اما باید یک 8+7 هم درست کنیم که همه مردم متحد شوند و ائتلاف ملی شکل گیرد. «

مجید محمدی می نویسد: “تقابل میان دو جبهه متحد اصولگرایان و جبهه پایداری در ‌‌نهایت به رویارویی محمد رضا مهدوی کنی و محمد تقی مصباح یزدی به عنوان پدران معنوی این دو جبهه انجامیده است. مهدوی کنی اسلامگرایان فقه گرا/سنتگرا و مصباح یزدی اسلامگرایان نظامیگرا/موعودگرا را نمایندگی می‌کنند و هریک بالقوه می‌توانند برای پیروانشان نامزد جانشینی علی خامنه‌ای در مجلس خبرگان رهبری باشند.»

واین یعنی آینده نظام و به تمامی نبرد بیشتر بر سر فرداست تا امروز.

هفته اول آبا نماه 1390 است. بر اساس گزارش بانک  جهانی: ایران به ردیف ۱۴۴ از نظر محیط کسب و کارسقوط می کند.

یک فعال کارفرمایی ارزش صنایع کشور را ۱۷۰ هزار میلیارد تومان اعلام می دارد و مژده : “ بیش از ۵۰ درصد از صنایع کشور در حالت رکود به سر می‌برد. «

مسعود دانشمند، عضو اتاق بازرگاني ايران حرفش این است: “ تحريم بانك مركزي در شرايط كنوني ضربه بزرگي به اقتصاد وارد مي كند.مسلما تحریم بانک مرکزی تبعات بسیار سنگینی برای اقتصاد کشور به ویژه در حوزه مبادلات تجاری به همراه خواهد داشت. «

محمود بهمنی رئیس کل بانک مرکزی که زمزمه تغییرش بگوش می رسد، علت را بازمی گوید: “ اینکه نمی‌توانیم ارز را با کامیون برای قاچاقچیان وارد بازار کنیم. 850 هزار میلیارد تومان در مؤسسات مالی بدون مجوز به نام ائمه اطهار از مردم گرفته می‌شد و با سود 30 و 35 درصد به بازار منتقل می‌شد ما همه این مؤسسات را جمع کردیم باید هم برای ما جوسازی بکنند.»

و درهنگام رفتن هم دست از خیالبافی بر نمی دارد: “ کشورهای جهان و نهادهای مالی بین‌المللی زیر بار تحریم بانک مرکزی نخواهند رفت. اگر این چنین تصمیمی گرفته شود یک تصمیم غیرعادلانه و غیر منطقی قلمداد خواهد شد.»

و جهان، تدارک دیگری برای پرونده اتمی می بیند. باز هم برگ مذاکره رو می شود.

رهبران اروپا به جمهوری اسلامی هشدار می دهند که در صورت بر طرف نشدن نگرانی‌ها بر سر برنامه اتمی‌اش، ممکن است با تحریم‌های بیشتری روبه‌رو شود.

روسیه که راه دیگری برای سرکیسه کردن جمهوری اسلامی پیدا کرده و دارد چندین دستگاه پارازیت انداز سیار به «نظام» می فروشد، همراه چین با انتشار جزییات گزارش جدید آژانس درباره برنامه اتمی ایران مخالفت می کند.

اوباما می گوید: «تمام نظاميان آمريکا تا پايان سال ۲۰۱۱ از عراق خارج می‌شوند.»

 خروج از افغانستان هم زمزمه می شود. برخی ناظران  خروج ازهمسایگی ایران راباپیروزی در لیبی پیوند می زنند و صحنه را در حال آماده شدن برای اقدام علیه جمهوری اسلامی می بینند.

جهان نیوزـ- یکی از سایت های اصلی جناح حاکم در جمهوری اسلامی ـ-از تیتری استفاده می کند که از نزدیک بودن جنگ میان ایران و آمریکا خبر می دهد: «تحریم بانک مرکزی ایران زمینه ساز جنگ ایران و آمریکا است».

حسن روحانی دبیر اسبق شورای عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی و مذاکره کننده اتمی در دوران محمد خاتمی که اکنون مرکز استراتژیک مجمع مصلحت را هدایت می کند، در مصاحبه مفصلش با روزنامه اعتماد به مسائل مهم داخلی و خارجی می پردازد. حرف هایش باره طرح قریب الوقوع حمله نظامی امریکا به ایران در سال 1382، نحوه دفع آن و تدارک دوباره برای آن حمله در شرایط کنونی سخت خواندنی است.

روزنامه‌های روسيه می نویسند: «از خزر بوی گاز و جنگ می‌آيد.»

هيلاری کلينتون، وزير امور خارجه آمريکا، درآخرین ساعات چهارشنبه در گفت وگو با دو شبکه تلویزیونی فارسی زبان خبر می دهد که واشينگتن در صدد است تا سفارتخانه‌ای مجازی يا اينترنتی در تهران باز کند تا از اين طريق شهروندان ايرانی بتواند پرسش های خود را مطرح کنند.

شکور اکبرنژاد نماینده مردم تبریز در مجلس شورای اسلامی ، خواستار پایان بخشیدن «به بدعت غیر قانونی و غیر شرعی حصر خانگی» میرحسین موسوی، زهرا رهنورد و مهدی کروبی می شود.

ماه دوم خزان است. تصویر و صدای حسن گلنراقی ازاعماق سیاهترین روزها می آید و بر شبان پائیزی دامن می گسترد:

مراببوس مراببوس

 برای آخرین بار

 تو را خدا نگهدار

 که می روم به سوی سرنوشت

بهار من گذشته

 گذشته ها گذشته

من ام به جستجوی سرنوشت در میان توفان

 هم پیمان با قایق ران ها

گذشته از جان باید بگذشت از توفان ها

 به نیمه شبها دارم بایارم پیمانها

که برفروزم آتشها در کوهستانها


در سراشیب سقوط(هوشنگ اسدی)

 

در وین هم که باشی و جهان بین دوربین های روشن بر چهره وارگاس یوساو قبر خاموش سیاوش کسرائی در نوسان باشد، مگر می شود وطن را گذاشت که از چهار سو درخطر است.

هاشمی رفسنجانی خطر در سه محور می بیند. اما حلقه محاصره مدام کاملتر وتنگتر می شود. حلقه جدید که» توطئه جمهوری اسلامی» باشد با شکایت آمریکاو عربستان به شورای امنیت می رود. برای نامه» نظام» تره هم خردنمی کنند. فضای بین المللی چنان داغ است که رسانه های مهم اتریش تااز حضور یک روزنامه نویس ایرانی درمیان میهمانان مطلع می شوند، دوربین ها را از ادبیات به سیاست می چرخانند واز پرو به ایران می آیند.

پرسش هایکی است:

–       ترور واقعیت دارد یاسنایور است؟ رهبر جمهوری اسلامی در اینکار دست دارد؟-

–       من پاسخ خودم را دارم و از تهران سخنان ضد و نقیض بگوش می رسد. علی خامنه ای که نوول ابزرواتور «برژنف» ایران می خواندش و مصباح یزدی در صدر رهبران جهان می نشاندش، لابد گمان می برد حلقه جدید را با «مهمل» و «مضحک» خواندش می شکند و تا انجا می ماند که رئیس جمهور را هم از قانون اساسی حذف کند و نخست وزیر منتخب مجلس «نوکرقدرت» امور رابدست بگیرد. هنوز حرف «مردی که می خواهد سلطان باشد» تمام نشده که یکی از تروریست پروران بنام که مهدی طائب باشد، از قدرت «نظام» برای ترور ملک عبداله پادشاه عربستان خبر می دهد.

همکاران طائب دردستگاه امنیتی «نظام» که در عالم ادعاهمه سیستم های اطلاعاتی جهان را بازی می دهد، تازه کشف می کنند که ایرانی دستگیر شده درآمریکا «ضدانقلاب» است و محمود احمدی نژاد تازه می فهمد ترور کار مردم بی فرهنگ است. و البته راست می گوید که مردم ایران با فرهنگند. فقط معلوم نیست چرا اوباشی که تازیانه احمدی نژاد را بر گرده سومین دانشجو فرود می آورند، وسینمای ایران رافاحشه خانه و بازیگران زن ایرانی را روسپی می خوانند، سرنوشت مردم با فرهنگ ایران را در اختیار گرفته اند.

هفته آخر مهر است و «مهرورزی» را به اوج می رسانند تا حلقه دوم محاصره کاملتر شود.

گزارش دبیرکل سازمان ملل متحد درباره وضعیت حقوق بشر در ایران منتشر می شود:»  نقض مستمر حقوق بشر در جمهوری اسلامی بی‌هیچ توقفی ادامه دارد.»

بان کی‌ مون رااز ۳۰۰ اعدام مخفی در مشهد مطلع کرده اند. بخش اول گزارش دکتر احمد شهید، گزارشگر ویژه شورای حقوق بشر در ایران هم اطلاعات دبیرکل را تائید وتکمیل می کند.

خبرها حکایت از محکوم شدن دیگر باره جمهوری اسلامی در شورای حقوق بشر دارد.

لوموند حلقه دوم محاصره رابه اولی پیوند می زند: «چیزی به دست یابی به بمب اتمی نمانده است.»

همه درانتظارند گزارش تازه آژانس بین المللی انرژی اتمی منتشر شود. خبرهائی که از گزارش «درز» کرده اند، تحلیل لوموند را تائید می کنند. حلقه سوم محاصره هم در شورای امنیت شکل می گیرد.

ديپلمات های غربی پیش بینی می کنند: «آژانس بين‌المللی انرژی اتمی در گزارش خود جزییات بیشتری از ماهیت برنامه هسته‌ای ايران ارائه می کند و این گزارش احتمالا به تشدید فشار ها بر جمهوری اسلامی منحر خواهد شد.»

باراک اوباما، رئیس جمهور آمریکا، از سازمان انرژِی اتمی خواهد اسناد طبقه بندی شده را مطرح کند که از «ماهیت نظامی» فعالیت های اتمی جمهوری اسلامی حکایت دارند.

حلقه چهارم را هم به گردن «نظام» می اندازند.ديويد کوهن، معاون وزير خزانه داری آمريکا می گوید: «بررسی تحريم های بيشتر ايران از جمله تحريم بانک مرکزی در دستور کار قرار گرفته و در حال بررسی است.»

فریدون خاوند ـ اقتصاد دان- درون حلقه چهارم را نشان می دهد: «در واقع اگر کاخ سفید بانک مرکزی ایران را تحریم کند، این گام ماقبل آخر خواهد بود پیش از تحریم صدور نفت ایران به بازارهای بین‌المللی. از این لحاظ می‌توان گفت که تحریم بانک مرکزی جمهوری اسلامی، اگر عملی شود، به معنای افزایش کمی تحریم علیه ایران نیست، بلکه یک جهش بزرگ کیفی خواهد بود در سیر طولانی تنش میان تهران و واشینگتن.»

–       واکنش وزیر خارجه «نظام» به خطری که دارد باصدای بلند در می زند، اعتراف است:» در بدترین شرایط تحریم هاهستیم.» و تهدید: «اگرانها قدرت سیلی زدن دارند ما چنان مشتی می زنیم که نتوانند سر بلند کنند.»

مهرماه به آخر می رسد. علی یونسی وزیر پیشین اطلاعات دولت خاتمی تحلیلی امنیتی می دهد: «اگر انتخابات با حضور گسترده مردم صورت نگیرد، «چالشی امنیتی» خواهد بود.»

رئیس کمیته اطلاعاتی سنای آمریکا می گوید: «به عقیده من ایران دارد برنامه اتمی اش را سرعت می بخشد. این کشور بیش از پیش خصمانه رفتار می کند. وضعیت خیلی خطرناکی است. اگر به چند سال آینده نگاه کنید ما در مسیر برخورد قرار داریم. اگر می خواهیم از آن پرهیز کنیم، باید دست به اقداماتی بزنیم تا کار به آنجا نکشد.»

فارلند در برنامه تلویزیونی پولیتیکو » اقدام» را معنا می کند: «فقط حمله بازدارنده جلو ایران را می گیرد.»

روسای جمهوری فرانسه و آلمان حرف مشابهی را می زنند: «غرب باید فشارها بر ایران را بیشتر و شدیدتر کند. این مسیری که رهبران ایران دارند طی می کنند بسیار نگران کننده و خطرنا ک است.»

در آستانه طرح رسمی گزارش مامور ویژه حقوق بشر ایران در سازمان ملل، دولت ایالات متحده از جامعه جهانی می خواهد تا جمهوری اسلامی را محکوم کنند و به تلاش برای درخواست تغییر در وضعیت مردم ایران ادامه دهند.

مصطفی تاج‌زاده به علی خامنه ای می نویسد: «ما هرگز تصور هم نمی‌کردیم که وضعیت اخلاق و انسانیت در این کشور به چنین ابتذالی کشیده شود که فرزندان به جرم تلاش پدران برای اعتلا و سربلندی کشور نه تنها از تحصیلات عالی و تحصیل در خارج کشور محروم شوند، بلکه زندگی خصوصی آینده آنان نیز به اراده بازجویان و مأموران امنیتی رقم بخورد. من به این می‌اندیشم نظامی که با این سرعت در سراشیبی سقوط اخلاقی و معنوی حرکت می‌کند چه سرنوشتی خواهد یافت و این ملت چه تاوان سنگینی از این بابت خواهد پرداخت».

و سیاوش کسرائی، بر می خیزدانگار از گور سردش در غربت؛ باچشمان خیس وطن در خطر رامی نگرد و فردا رانوید می دهد:

یک دو روز دیگر

ازپگاه

چو چشم باز می کنی

زمانه زیر و رو، زمانه پرنگار می شود

بهار می شود


هوشنگ اسدی