رستم و مامور امنیتی

image

رئیس دولت «تدبیر و امید» در استان سنی نشین، پرچم «اهل بیت» و «مقام معظم رهبری» را برمی افرازد…

فروردین ماه ۹۳ رو به پایان دارد. رئیس دولت «تدبیر و امید» در استان سنی نشین، پرچم «اهل بیت» و «مقام معظم رهبری» را برمی افرازد و در زادگاه رستم دستان «حماسه» را از نام او، حکیم طوس و شاهنامه تهی می سازد.

حقوقدانی که سرهنگ نیست، عبارتی گزینشی از قانون اساسی جمهوری اسلامی را بجای موادمتعدد تبعیض آمیز آن می نشاند: «بین پیروان اقوام و مذاهب تفاوتی وجود ندارد.» و نتیجه می گیرد: «در کشور شهروند درجه دو نداریم».

منظوراز»کشور» ایران است که فردوسی در آن عجم زنده کرد به فارسی، سی و چند سال است که توسط «نظام مقدس» اداره می شود ومحمد جواد ظریف، وزیر خارجه اش، می گوید: «ما جامعه‌ای چندصدایی داریم.»

یکی از این «چند صدا» به «اصلاح طلبان» اختصاص دارد که رهبرانش در زندان خانگی هستند و تکلیف فعالینش را هم غلامحسین محسنی‌اژه‌ای- از عاملان اصلی سرکوب و سخنگوی فعلی قوه قضاییه، در نخستین نشست خبری خود در سال جدید، روشن می کند: «محاکمه غیابی برخی از فتنه‌گران سال ۸۸ در اسفندماه سال گذشته.»

یکی دیگر از «چند صدا» مواضع سیاسی رئیس جمهور پیشین را منعکس می کند که نظرش هم خیلی به نظر «حضرت آقا» نزدیک بود، تا اینکه درمذاکرات پنهانی «نظام مقدس»- «شیطان بزرگ» قرار شد تابلوی تعامل با سیاست جهانی بر سردر سرای «نظام» نصب شود.

آخرین خبرازطرفداران این «صدا» خواندنی است: «چند روز پس از اعلام شکایت دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی از جواد کریمی‌قدوسی٬ نماینده مجلس٬ رسانه‌ها خبر از لغو سخنرانی محمود نبویان در دانشگاه علامه به دلیل مخالفت مقام‌های دولتی داده‌اند. دفتر این نماینده مجلس نزدیک به جبهه پایداری٬ با انتشار اطلاعیه‌ای نوشت: «این سخنرانی، که قرار بود در نقد توافق‌نامه ژنو باشد، توسط «مدعیان آزادی بیان» لغو شده است. در اطلاعیه این نماینده مجلس٬ آمده است که دولت حسن روحانی «علی‌رغم تاکید بر آزادی نقد، صدای منتقدان را بر نمی‌تابد. سرکوب نقد و منتقد آن هم در فضای علمی و آکادمیک سنخیتی با ادعای اعتدال و آزادی بیان ندارد» و بر خلاف قانون اساسی است».

خبر بالا – که متن آن عمدا بدون کمترین تغییر آمده است- نیازی به توضیح ندارد و وضعیت یکی از» چند صدای خودی» را نشان می دهد؛ تا چه رود برصداهای «غیرخودی» که مشت نمونه خروارش در هفته آخر فروردین هم کم نیست.

معصومه دهقان، همسر عبدالفتاح سلطانی وکیل شناخته شده ایرانی درنامه ای خطاب به حسن روحانی، می نویسد: «در مراجعات مکرر خود به دادستانی وقتی در خواست قانونی خودم را طرح می‌کردم، آقای دادیار می‌گفتند قانون اجازه نمی‌دهد. بعد مواد قانون را برایش می‌خواندم، می‌گفت دادستان رضایت نمی‌دهد. تقاضای ملاقات با دادستان می‌کردم، دادستان از نظر‌ها پنهان بود. نامه می‌نوشتم. اما چون نامه‌ها ثبت نمی‌شد، پی گیری نامه بی‌معنی می‌بود.»

همسر وکیل عالیقدری که نه تنها «شهروند درجه دو»، بلکه زندانی محروم از حقوق قانونی خود است، گفتی از زبان ملتی حجت تمام می کند: «ما این ظلم‌ها را فراموش نمی‌کنیم… ما دست از طلب خود که اعادهٔ دادرسی عادلانه و قانونی، مرخصی، درمان و تغذیه و بهداشت زندانی و ملاقات و تلفن است بر نمی‌داریم و با امید به آزادی و لغو احکام نا‌عادلانه شب را صبح می‌کنیم!»

علی رضا پیری، دندانپزشک تبریزی «شهروند درجه دو» دیگری است که به گفته خانواده اش از ۳ سال و ۳ ماه پیش ناپدید شده و تاکنون هیچ یک از پی گیری ها در تبریز و تهران به نتیجه ای نرسیده است و مسئولان هم هیچ پاسخی نداده اند.

بر اساس آخرین گزارش ها، دراویش گنابادی حتی برای گرفتن کاربا اشکال تراشی روبروهستند. باید از مسیراحضار، تکمیل فرم اداره اطلاعات بگذرندتا بتوانندجواز دریافت کنند.

اعدام ها بعد ازوقفه نوروزی آغاز شده است واکنون زنی بنام ریحانه که مورد تجاوز یک مامور امنیتی سابق قرار گرفته، بعدازهفت سال انتظار برای بخشش، همین چهارشنبه به پای چوبه دار می رسد وتا به اینجا برسد به چهره ای جهانی تبدیل شده است.

احمد شهید، گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل در امور ایران، از تهران می خواهد تا حکم اعدام ریحانه را متوقف کند. دلیل هم می آورد: «برای خانم جباری دادگاه عادلانه‌ای برگزار نشده است.»

آخرین خبرها از این «شهروند درجه دو» که مورد تجازو یک «شهروند درجه یک» قرار گرفته است وبجرم دفاع ازخودش باید اعدام شود، تکان دهنده است: «عصر سه شنبه ( دیروز) مسئولی به بند زنان رفته وخواسته ریحانه را با خودش ببرد. ازآنجا که محکومان به اعدام را به بهانه‌های مختلفی عصر روز سه شنبه از بند خارج می‌کنند و صبح چهارشنبه دار می‌زنند، همه زندانیانی که داخل بند بودند دور ریحانه حلقه می‌زنند و می‌گویند ما نمی‌گذاریم او را ببرید. بالاخره بعد ازدو ساعت درگیری بین مسئولان زندان و زندانیان، آنها ریحانه را با خود برده‌اند.»

و حالا که چهارشنبه به پایان می رسد، چشم ها نگران ریحانه است.

دولت روحانی براعدام یک «شهروند درجه دو» چشم بسته وبرای نشاندن یک «شهروند درجه یک» بر کرسی نمایندگی سازمان ملل پاها را در یک کفش کرده است: ابوطالبی٬ تنها گزینه برای سازمان ملل است. رضا تقی زاده- تحلیلگرسیاسی- زیر عنوان دیپلماسی سازش یا چالش؟ نگاهی داردبه ماجرای حمید طالبی، یکی از گروگان گیرهای سفارت آمریکادر تهران که بعدها به مقامات نان وآبدار سیاسی رسید وحتی متهم به شراکت در قتل یک فعال سیاسی خارج از کشوراست.

وقتی برفردوسی ورستم خط فراموشی می کشند، دیگر تکلیف ريچارد فراي

ايران شناس برجسته روشن است؛ مردی که حیات خود رادر عشق «ایران» گذراند و برای خواب ابدی اصفهان را انتخاب کرد. چه می دانست که یک «شهروند درجه یک» برمسند امام جمعه اصفهان او را «زباله و جاسوس» خواهد خواند؟

فروردینی دیگر به پایان می رسد. درهای جمهوری اسلامی بر همان پاشنه سی وچند بهار رفته می گردد. راه برعاشقان ایران بسته و دروازه ها بروی امنیتی ها و سپاهیان «نظام» چهارتاق گشوده است. درروزهایی که جمهوری اسلامی درعمل روسیه را در اشغال گام به گام اوکراین همراهی می کند، یک «شهروند خیلی درجه یک» که سرتيپ امير علی حاجی زاده- فرمانده نيروی هوافضای سپاه پاسداران باشد؛ می گويد: «ايران مانع سقوط حکومت بشار اسد رييس جمهوری سوريه شد. ۸۶ کشور دنيا ايستادند و گفتند حکومت سوريه بايد عوض شود و بشاراسد برود ولی چون نظر ايران اين نبود آنها شکست خوردند.»

دستان پوتین- اسد ـ خامنه ای بهم می رسد ودرتحلیل هافینگتون پست به صورت تیتر بسیار بامعنائی در می آید: «سوریه، کارت پرهزینه برای ایران.»

خانم ها! آقایان!

فروردین را پشت سر می گذاریم. حتی رئیس دیر سال شورای امنیت ملی که به گفته امیرمحبیان بخاطر»سوابق و نگاه امنیتی خاص تبحر لازم را در این مورد «داشت و برای ریاست جمهوری نامزد شد، نمی داند که «اهل بیت»، «رهبری معظم» وماموران امنیتی آنها نمی توانند، رستم را از شاهنامه برانند و درگوش تاریح روایت وارونه بخوانند.

تنها، همین ابیات حکیم طوس درمعرفی رستم دستان، تلاش سی ساله «نظام» برای تغییر سیمای ایران را بر باد می دهد:

همان مادرم دخت مهراب بود

كزو كشور سند شاداب بود

كه ضحاك بودش به پنجم پدر

ز شاهان گيتي برآورده سر

نژادي از اين نامورتر كراست

خردمند گردن نپيچد ز راست

برون رفت مهراب كابل خداي

سوي خيمه زال زابل خداي

گزين كرد پس «رستم زابلي»

ز گردان شمشير زن كابلي

چگونه است كار تو با كابلي

چه گويند از «رستم زابلي»

در انديشه‌ي مهتر كابلي

چنان بد كزو «رستم زابلي»

كه رستم يلي بود در سيستان

منش كرده‌ام رستم داستان

سر گرد دارد و ريش دو شاخ

كمر بند باريك و سينه فراخ

 

چهارپایان

image

سال دیگر، دیگرآغاز شده است. شکوفه های بهاری پربارو سیاست ایران برانداز «نظام» همچنان درکار. درآبهای دور دست جهان تلاش برای یافتن اجساد مسافرانی ادامه دارد که دوجوان ایرانی ازوطن گریخته در میان آنانند وازمرزهای نزدیک، مرزبانان میهن تنها به همت روحانیون اهل سنت از خطر مرگ می رهند.

رعایت حقوق بشردرسال نوکه «رهبر»به آن نام تشریفاتی «فرهنگ و اقتصاد» می دهد، درمتون رسمی جهانی طلب می شود. عراقی زاده ای، فرمانده سرکوبگران، امضاء کنندگان بیانیه اتحادیه اروپا- یعنی سران ۲۸ کشورجهان را- لقب «چارپایان» نثار می کند، ودولت «تدبیر و امید» هم صدا با اصولگرایان، به شیوه احمدی نژادی به مقابله بیانیه رود. مسئولان جمهوری اسلامی، حقوق بشررا میدان جنگ با غربی‌ها تفسیر می کنندوترور موسوی و کروبی، – که آزادی آنها ازوعده های انتخاباتی حسن روحانی بود، – توسط «عماریون» تمرین می شود. کشتن » سران فتنه» برای » افزایش بصیرت» است البته.

نقشه سپاه برای سال جدید رسانه ای می شود وبازگشت حامیان «دکتر»، – رئیس جمهور برکشیده مقام معظم رهبری در سال ۸۸، – تیتر زیبائی را بر قلم همکاران روز می نشاند: احمدی‌نژاد‌ی‌های ایران٬ متحد شوید.

امیر محبیان ـ نظریه پردازسرشناس اقتدارگرایان ـ بدقت تمام نشان می دهد که سال ۹۲ سال کلید آقا بود. او تحت عنوان روحانی پروژه نظام برای تعامل با جهان است می نویسد: «انجام «پروژه سیستم» حرکتی «حساب شده» در حوزه تعامل بین‌الملل بود که تنها حسن روحانی با «سوابق و نگاه امنیتی خاص تبحر لازم را در این مورد » می توانست انجام دهد. نه احمدی‌نژاد می‌توانست این نقش را بازی کند و نه مصلحت بود کار بدست اصلاح طلبان بیفتد».

علی افشاری- تحلیگر سیاسی- جوانب گوناگون و وضعیت کنونی این»پروژه حساب شده» رادر لحظه کنونی، با تمرکزبرتوافق ژنو موردبررسی قرار می دهد.

روزنامه آمریکایی وال استریت جورنال می نویسد: «ایران موفق نشده به بخش بزرگی ازپولی که برمبنای توافق ژنو باید تحویل می گرفت، دسترسی پیدا کند.» مهرداد عمادی – کارشناس اقتصادی- دلایل این امر را بر می شمارد.

و رضا تقی زاده ـ تحلیلگر سیاسی- برمشکلات و محدودیت های مبادله نفت با کالا دست می گذارد تا پرده ای دیگر ازسیاست روسیه-، قدیمی ترین و خطرناک ترین دشمن ایران- بر ملا شود؛ودرست درایامی که جمهوری اسلامی عملا در کنار سیاست استعماری جدید روسیه قرار می گیرد.

یک نماینده مجلس فاش می سازد که بابک زنجانی تنها «ویترینی» برای یک گروه بزرگ سرمایه داربوده است، وچندروزنامه به دلیل نداشتن پول و کاغذ منتشر نمی شوند.

خانم ها! آقایان!

دومین انتخابات بزرگ منطقه درسال اول بهار برگزار می شود. بعد ازترکیه، نوبت افغانستان است. مردم در این کشور در یک «انتخابات آزاد» به طالبان و طالبانیسم «نه» می گویند. معترضان به انتخابات مهندسی شده سال ۸۸ ایران هنوز در بندند. عیسی سحر خیز می نویسد: «چقدر شایسته و به جا بود که دولت تدبیر و امید، مصوّبه نظارت استصوابی را که باعث تحقیروسرافکندگی یک ملت بزرگ و با سابقه درخشان تاریخی است، با همکاری نمایندگان مردم، لغو می کرد و این خار را از جلوی پای آزادی و دموکراسی بر میداشت، تا باعث افتراق و جدائی بین مردم نباشد.»

و با این ایران جا مانده از ترکیه و افغانستان است که محمد جلالی چیمه (م. سحر)، سخن می گوید:

ایرانِ من که خسته و زارم ترا

آخرچگونه دوست ندارم ترا؟

با من چه می‌کنی که به خونِ جگر

زینگونه بی‌شکیب و قرارم ترا

چون ماهواره‌ای که به گِردِ زمین

گردان بوَد، به گِردِ مدارم ترا

زان سان که دشمنان ترا دشمنم

از یاورانِ مُشفقِ یارم ترا

با آنکه از کنار تو‌ام بر کران

گویی که روز و شب به کنارم ترا

تا دررسد سعادتِ دیدار تو

رؤیانوردِ لحظه شمارم ترا

چون بلبلی که جانب گُل می‌پرد

با یادِ گل به گشت و گذارم ترا

تا سردهم سرودِ سرافرازیت

شعر و سرود و شور و شرارم ترا

چون آتشی که شعلۀ رنگین دهد

رنگین چو دانه‌های انارم ترا

آن شاخۀ شکستۀ باغم ولی

چون می‌وۀ رسیده به بارم ترا

با آنکه ره به خِطۀ دیگر بَرَد

شادم که سرنشینِ قطارم ترا

دشمن اگر به سلسله بندد مرا

باکم نه زانکه سلسله دارم ترا

بذر کویر و طعمۀ طوفان شود

گر دانه‌ها به خاک نکارم ترا

تا خطّ و رسم و نقش و نگارِ منی

بر لوحِ جان، به نقش و نگارم ترا

تا دست من به دامن مِهرت رسد

هرگز زمِهر، دست ندارم ترا

با سال‌های سردِ زمستانی‌ام

چشم انتظارِ فصلِ بهارم ترا

روزی که سربلندی‌ات از رَه رسد

بر خاک ِ راه، آینه دارم ترا !

تگ هوشنگ اسدی

بازگشت به صفحه اول

سال کلید آقا

 

سالی دیگرازسال های فلاکت می گذرد. دولت بگم بگم از نردبام نظام فرو انداخته می شود. تنها کمی بعد درزمی کند که «نظام» در دوسال آخر استقرار » پاک دست ترین دولت تاریخ ایران»، زیر نظر » مقام رهبری» با » شیطان بزرگ» سابق در عمان خلوت کرده تا آخرراه مشخص و جانشینسیب گندیده تعیین شود.

بر متن این توافق، درست سر پیچ امامزاده هاشم، برستون وشناسنامه نظام مهر ابطال می خورد. یکی از چند جان فدای سید علی که به فریاد مکرر می گوید مطیع رهبر و نظاماست، به ریاست جمهوری می رسدو کلید آقا در دستماموریت ویژه خودرا آغاز می کند.

مردادی دیگر است درتاریخ معاصر ایران. پایان نکبت، بقای ولایت در دستور کار است. جمهوری دا رودشنام، در متن سیاست مهار نرمش قهرمانانه را می آغازد.

ارگان های قدرت و منابع ثروت را سگ های گرسنه، گرگهای سیر دراختیار دارند و امام محمد الجواد قهرمان تازه برکشیده ایست که باید استمرار استقلال، آزادی، حکومت خدایی را برقرار نگه دارد.

سال ۱۳۹۳، زیررصد » نگاه هفته» که همه لینک های بالا ازآرشیو آن استخراج شده است، به اسفندماه می رسد. اخبار، رویدادها و سخنان آخرین هفته سال نشان می دهد که در برهمان پاشنه سی وچند ساله می گذرد.

عبداله مومنی را بعداز ۵ سال زندان دراتوبان رها می کنند. دیدار کاترین اشتون با پیرزنی دلسوخته، اعصاب «نظام» رابهم می ریزد. حتی علی مطهری به خشم در می آید و قهرمان مجازی» دولت تدبیر وامید» شام کاری خود با نماینده اتحادیه اروپا را به اعتراض لغو می کند.

شورای حقوق بشر سازمان ملل به گزارش تازه احمد شهید گوش می دهد واز تهران پاسخی جز دشنام دریافت نمی دارد. دامنه «اخلاق اسلامی» دامن دبیر کل سازمان ملل را هم می گیرد.خواهری که سخنگوی وزارت خارجه حسن روحانی است، همان حرف های برادرانی را تکرار می کند که سخنگویان دولت احمدی نژاد بودند.

احمد شهید در کنفرانس مطبوعاتی سخنی تاریخ می گوید: «وقتی یک گزارشگر ویژه یا دبیرکل سازمان ملل یا دیگر مقامات به خاطر حرفهایی که می‌زنند می‌توانند مورد حمله شخصی قرار بگیرند، شما به ایرانیانی فکر کنید در تهران و جاهای دیگر که اگر نظرشان را بیان کنند چه چیزی نصیبشان می‌شود.»

نرگس محمدی- یکی ازاین ایرانیان- می نویسد: «این جانب چون هزاران شهروند بی‌گناه ایرانی که با این عنوان مبهم، حقوق انسانیشان تضییع شده است، «محکوم فتنه» نیستم بلکه محکوم بی‌عدالتی و تبعیض هستم که نه تنها خودم بلکه اعضای خانواده‌ام حتی کودکان کوچکم طعم محرومیت و بی‌پناهی را می‌چشند. بنده نه تنها فتنه‌گر نیستم، بلکه یک فعال حقوق بشر هستم که قصدی جز بهبود شرایط زیست انسانی هموطنانم ندارم.»

و در آخرین روزهای سال، جمهوری اسلامی به رکورد تازه ای دست می یابد: بالاترین سرانه اعدام در ۱۵ سال گذشته. بر اهل ولایت مبارک باد که در آستانه نوروز ۱۶ زن بهائی را هم در اسارت دارند.

آیت اله خامنه ای که پدر داماد و رئیس دفترش اورااز فرش به عرش می رساند وبه گفته محمدی گلپایگانی ازریزو درشت همه امور مطلع است، تنها نگران فرهنگ است: «دولت محترم باید به این موضوع توجه کند و مسئولان فرهنگی نیز باید توجه داشته باشند که چه می‌کنند٬ زیرا در مسائل فرهنگی نمی‌توان بی‌ملاحظگی کرد.»

و شاید برای رفع نگرانی «آقا» اسب ها زین می شود و «وحشیانه» به خانه مجسمه ساز نامدار پرویزتناولی یورش می برند.

برای از سر گذراندن چهارشنبه سوری- کابوس ابدی نظام- تدابیر ویژه اتخاذ می گردد.از کلاه قرمزی تا سپاه پاسداران به یاری خوانده می شوند تا براین آئین ایرانی مهر حرام اسلامی بزنند. نوروز عمومی سنندج لغومی شود.

«نظام مقدس» توان آزاد سازی 5 مرزبان ایرانی را ندارد و نابودی اسرائیل را فریاد می کشد.پایگاه اطلاع رسانی KHAMENEI.IR از نظرسنجی در باره «مهم‌ترین جمله رهبر انقلاب در سال ۱۳۹۲» خبر می دهد و نتیجه را اعلام می کند: «اگر غلطی از رژیم صهیونیستی سر بزند، جمهوری اسلامی تل‌آویو وحیفا را با خاک یکسان خواهد کرد.»

درروزهای پایانی سال، سایه بی‌تفاوتی بر مذاکرات اتمی دروین سنگینی می کند. رضا تقی زاده- تحلیگر سیاسی- دستآورد نقطه محوری سیاست خارجی دولت را مورد ارزیابی قرار می دهد: «هشت ماه پس از روی کار آمدن حسن روحانی، وضعیت تولید، مصرف، فروش داخلی و صادرات نفت و گاز ایران، که بزرگترین ذخیره ترکیبی انرژی فسیلی در سراسر جهان و در عمل موتور محرک اقتصاد کشور محسوب میشوند، در همان وضعیت اسفباری است که پیش از تشکیل دولت «تدبیر و امید» قرار داشت.»

آیت‌الله صدیقی در مسجد اعظم اهواز می گوید: «احساس می‌کنیم طوفان‌هایی در پیش داریم و ما این را از زیارت رفتن‌های رهبری متوجه می‌شویم. ایشان در سه هفته اخیر سه بار به مشهد و دو بار به جمکران رفته‌اند جهت توسل.»

«رهبر فرزانه» درروزهایی که حتی اقتدارگریان از اداره کشور به امر ملوکانه  به فریاد در آمده اند، نگران تغییر نظاماست.

صادق زیبا کلام در ایامی که روسیه – بدترین دشمن ایران و بهترین یاور نظام- بخشی از اوکراین را بخاک خود ضمیمه می کند، سرنوشت شوروی را برپیشانی جمهوری اسلامی نوشته می بیند. بر این متن است که گوهر عشقی دلاور مادر ستار شانه به شانه مادر افسانه ای رمان معروف ماکسیم گورکی می ایستد.

 

خانم ها! آقایان!

بااینهمه بهار می زند.جشنواره نوروز در سراسر جهان خورشید فرهنگ ایران را فروزان نگه می دارد. رقص ایرانی، دختران زیبای میهن زخمی و پراکنده در سراسر جهان، به شعله های آتش باستانی و شادمانی چهارشنبه سوری مردمان پیوند می خورندو تا بهار دلنشین شیراز پر می کشند.

بهار را نمی توان به بند کشید، آتش را نمی توان حرام کرد، ایران را نمی توان کُشت.

سال نو، بهار نو می رسد.دعای پارسی ایرانیان در آغاز نورزی ایرانی، بر زبانها جوانه می زندو در میلیونها دهان گل می دهد:

گشت گرداگرد مهر تابناک، ایران زمین…

روز نو آمد و شد شادی برون زندر کمین

ای تو یزدان، ای تو گرداننده ی مهر و سپر…

برترینش کن برایم این زمان و این زمین

و شعر سیاوش کسرائی خزان مارا بهار می کند:

یکی دو روز دیگر از پگاه

 چو چشم باز می کنی

 زمانه زیر و رو

زمینه پر نگار می شود

 زمین شکاف می خورد

 به دشت سبزه می زند

 هر آن چه مانده بود زیر خاک

هر آنچه خفته بود زیر برف

جوان و شسته رفته آشکار می شود

 به تاج کوه

ز گرمی نگاه آفتاب

 بلور برف آب می شود

 دهان دره ها پراز سرود چشمه سارمی شود

نسیم هرزه پو

 ز روی لاله های کوه

کنار لانه های کبک

 فراز خارهای هفت رنگ

نفس زنان و خسته می رسد

 غریق موج کشتزار می شود

در آسمان

گروه گله های ابر

 ز هر کناره می رسد

به هر کرانه می دود

به روی جلگه ها غبار می شود

درین بهار… آه

چه یادها

 چه حرفهای ناتمام

 دل پر آرزو

 چو شاخ پر شکوفه باردار می شود

نگار من

 امید نوبهار من

لبی به خنده باز کن

ببین چگونه از گلی

خزان باغ ما بهار می شود

 


امر ملوکانه

 

زمستان سیاه دیگری ازایران می گذرد. «کشف بابک زنجانی‌های جديد» رسانه ای می شود، دولت های نهم و دهم «نظام» که رئيس اش آن را «پاکترين دولت تاریخ معرفی می کرد «در فسادمالی رکورد شکن» از کار درمی آید، واردات برنج همه رکوردهای تاریخی را پشت سرمی گذارد، قبوض نجومی گاز، مشترکان خانگی راغافلگيرمی کند؛و امام جمعه منصوب مقام رهبری، فقر و نداری را برای مردم قابل تحمل می داند.

مشت نمونه خروار است به روزگارولایت آیت اله خامنه ای که مامورامنیتی شهره، حسن عباسی نام، او را «پدرایران نوین» می خواند؛ ایرانی که زندانهایش غيرشرعی و سلول انفرادی مصداق شکنجه است ـ به گفته محمد موسوی بجنوردی عضو شورای عالی قضايی در دوره ولایت آيت الله خمينی ـ و معتادان ته‌سيگارها را از پياده‌رو خيابان وليعصرپایتختش جمع می کنند. لابد راه آقارا آب می زنند که احمد جنتی بشارت داده است: «مقدمه ظهورامام زمان فراهم شده و باید انتظارش را داشته باشیم.»

به اعتراف حمیدرضا ترقی، عضو شورای مرکزی حزب موتلفه: «در جمهوری‌اسلامی همیشه فساد بوده»واجلاس»خبرگان» بی خبرازاین خبرها، تنها این خبر را رسما انتشار می دهد: «خوابیدند و نان و پنیر خوردند.» اما خیلی زود درز می کند که گشودن رازهای سر به مهر از فعالیت‌های اتمی «نظام»- که براستی خواندنی است- تنها کاررسانه های آزاد جهان نیست.عباس عراقچی٬ معاون وزیر خارجه و ازاعضای اصلی تیم مذاکره کننده اتمی از «فتح الفتوح ژنو» به پانزدهمین اجلاس رسمی مجلس خبرگان رهبری گزارش می دهد: «غنی‌سازی سه و نیم درصد را تثبیت کردیم و این برای ما موفقیت است. غنی‌سازی ۲۰ درصد را هم که متوقف کردیم٬ به آن نیاز نداشتیم.»

مصطفی تاج زاده، می گوید: «دهان منتقدان را بستند تا ملت متوجه این تحقیر و اوضاع اسفناک اقتصادی نشود.»

مخالفین اقتدارگرا، می نویسند: «نگفتیم توافق ژنو ترکمانچای است» وسخن ازاداره کشور به «امر ملوکانه» می رانند. فرماندهان سپاه از دغدغه اصلی خود پرده می گیرند: «ملت ایران با چشمان خود دید که چگونه جریانی پرچم اصلاحات را برافراشت، لکن در عمل پیاده‌سازی اصلاحات را در سپردن امام خمینی به تاریخ، دوری جستن از نظام ولایی، کنار آمدن با امریکا، پذیرش حقوق بشر غربی و… تفسیر کرد! اکنون باید دقت کرد افرادی که دم از «اعتدال» می‌زنند، مرادشان از این اعتدال چیست.»

فریاد آزادی درکیف و چشم انداز شکست روسیه، پایه های قدرت را درتهران به لرزه انداخته است. صادق زیبا کلام می نویسد: «نگاه به غرب و به‌ویژه به آمریکا در بسیاری از جوامع، فاصله زیادی با عصر جنگ سرد پیدا کرده است. این نگاه جدید را امروزه به بهترین شکل می‌توان در اوکراین و اصرار کسر قابل‌توجهی از مردم آن بر دموکراسی، آزادی و اصرارشان در پیوستن به اتحادیه اروپا ملاحظه کرد.»

روزنامه جام جم – ارگان مطبوعاتی صدا و سیمای سرداران سپاه -پیروزی معترضان در اوکراین را «کودتای نارنجی» می خواند و هشدارمی دهد: «جمهوری اسلامی باید برای مدیریت بحران‌های مشابه و احتمالی در ایران «درس‌های» سرنگونی دولت ویکتور یانکوویج را از منظر مسائل داخلی مورد توجه قرار دهد.»

مجید محمدی -جامعه شناس- ۵ دلیل ناخشنودی جمهوری اسلامی ازانقلاب اوکراین رابر می شمارد.

ودراین میان، روسیه متحد اصلی جمهوری اسلامی بار دیگر نقاب از چهره می گیرد وسبب می شود تاریخ ورق بخورد و روس‌ها را بهتر بشناسیم دردستور کار قرار بگیرد: «روسیه تزاری که پس از انقلاب دموکراتیک مشروطه و آغاز «بهار تهران» در سال ۱۲۸۵ منافع استعماری و نفوذ خود را در ایران از دست رفته می‌دید ناگهان به بهانه واهی «دفاع از منافع اتباع خود» اولتیماتومی ۴۸ ساعته به دولت صمصام‌السلطنه داد و در ادامه با لشکرکشی به داخل خاک ایران شهرهای رشت و انزلی را تصرف و عزم تصرف پایتخت را نمودند. اکنون ۱۰۳ سال پس از آن واقعه شوم نظام روسیه به ظاهر دارای پارلمان و دموکراسی است اما سیاستمداران کرملین در عمل‌‌ همان خط مشی توسعه‌طلبانه عصر تزار و دوران کمونیسم را ادامه می‌دهند.»

ماه آخرزمستان وسال به نیمه است دیگر. وزیرارشاد ازلغو فیلترینگ فیس بوک می گوید و ممنوعیت های «مضحک» پیشین را بیاد می آورد: «اگر به عقب بازگردیم، می‌بینیم خیلی کارها که در اول انقلاب انجام شده مضحک به نظر می‌آید؛ مثل اینکه ویدئو و دستگاه فکس ممنوع بود.»

وزارت خارجه همان حرف های «مضحک» گذشته را تکرار می کند: «گزارش وزارت امور خارجه آمريکا در مورد ايران عموما بر اساس داده های بی اساس گروههای معاند عليه جمهوری اسلامی ايران تهيه و در جهت مقاصد سياسی دولت آمريکا تنظيم شده است.»

۲۰ زندانی سیاسی محبوس در بند ۳۵۰ زندان اوین در نامه‌ای به رییس قوه قضاییه با شرح وضعیت زندانیان بیمار در این بند به رفتارهای غیرقانونی و خودسرانه مسئولان زندان و قاضی صلواتی در جلوگیری از پیگیری روند درمانی این زندانیان اعتراض می کنند.

واردات برنج با رشد نزدیک به ۶۰ درصد از مرز یک میلیون و ۷۷۶ هزار تن می گذرد و به گفته مدیرعامل شرکت ملی پخش فرآورده‌های نفتی، از فروردین سال ۱۳۹۳، واردات روزانه بنزین کشور به ۱۰ تا ۱۱ میلیون لیتر خواهد رسید.

حسن رحیم‌پور ازغدی، مامور امنیتی برآمده از کیهان برادر حسین بازجو، که حالا عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی هم هست از «تربیت دینی فوق‌العاده» مردم سخن می گوید و تاکید دارد که «انقلاب اسلامی پس از ۳۵ سال ذره‌ای از قداست دینی خود منحرف نشده» است.

مصطفی تاج زاده می نویسد: «هم ذات پنداری تکفیری‌ها از روسیه امروز گذشته و به انقلاب اکتبر شوروی و انقلاب فرهنگی مائو رسیده است که تعجب آور نیست. زیرا پیش از این نیز قائم مقام مؤسسه کیهان در سرمقاله آن روزنامه اعلام کرد «کشتار میدان تیان آن من در پکن مرهم شفابخش چین بود.» ظاهرا از دید خشونت ورزان ایرانی تفاوت انصار حزب الله با بلشویک‌های تندرو تنها در نمازخواندن و مشروب نخوردن است! امیدوارم پیروان آقای مصباح آنقدر شهامت پیدا کنند که علنا از استبداد دینی دفاع کرده آن را جایگزین دیکتاتوری پرولتاریا معرفی نمایند تا عرصه سیاست ایران شفاف‌تر از همیشه گردد.»

و سایت فرارو مقاله خود در باره نقش روسیه در ایران را چنین پایان می دهد: «نظامهای اقتدارگرا ظاهری باثبات و فریبنده دارند. «یک جزیره ثبات» گاهی ممکن است یک انسداد سخت در دهانه آتش فشانی در حال فوران باشد.»

 

خانم ها! آقایان!

اسفند ۱۳۹۲ به نیمه است دیگر. اسرائیل از کشف «محموله موشکی ایران برای غزه» خبر می دهد.از کریمه خبرمقدمات شکست روسیه می رسد. قزاقستان متحد مهم روسیه در منطقه، و جهان با محکوم کردن اقدام روسیه در کریمه جهان را شگفت زده می کند. یک نظر سنجی که اخیراٌ توسط کرملین منتشر شده است نشان می‌دهد که ۷۳ درصد از روس‌ها با اقدام نظامی علیه اوکراین مخالفند. کاهش ۱۰ درصدی ارزش سهام در بازار مسکو بیش از ۶۰ میلیارد دلار به روسیه زیان رسانده است.

بیهوده نیست که ترانه سنتی روسی کلاغ سیاه بر زبانها جاری می شود:

ای کلاغ سیاه، دوست من که سرزده می رسی

به جاهای دور دور نرو

تو، ای کلاغ سیاه، کلاغ سیاه

برایم دست سپید با حلقه را آوردی

آی دست سپید با خلقه

ماشا به ایوان، به ایوان آمد

کمی قدم زد

کمی قدم زد:

«این که دست عزیز دل من است

او در جنگ کشته شد

ای معلوم است او در جنگ کشته شد.

او خفته، دفن نشده

در سرزمین بیگانه دور

ای در سرزمین بیگانه دور.»

مرد مهربانی، مرد مهربانی

با بیل آمد

ای با بیل آمد.

و در یک گور، در یک گور

دویست و چهل نفر را دفن کرد

ای دویست و چهل نفر را دفن.

و صلیب، صلیب از چوب بلوط

گذاشت و روی آن نوشت

ای و روی آن نوشت:

«اینجا، اینجا پهلوانان خفته اند

زنده باد یاد قزاقها از کرانه رود دون

ای زنده باد یاد قزاقهای رود دون»

 

سر نصراله برای خامنه ای

 

هفته نخست اسفند است ازسالی دیگربرای جمهوری اسلامی. فرمانده سپاهش می گوید: » صدور انقلاب پیشکش؛ باید داخل کشور را درست کرد.» استاد محافظه‌کار دانشگاه شورای عالی انقلاب فرهنگی را «منحط» می خواند. مبلغ سی ساله وچند ساله نماز ازمنبروآنتن، تنظیم خانواده را نقشه غرب می داند. آخرین آمارازافزایش خودکشی و اعتیاد در میان نسلی خبرمی دهد که بعد از خنثی کردن این «نقشه»، در جمهوری اسلامی به دنیا آمدند ودرمتن فرهنگ آن بالیدند تا «سرباز اسلام «شوند؛ اما بدام حشیش وقرص، تریاک، و شیشه، كدئین، ‌ترامادول، دیازپام و ریتالین افتادندو یا چون رضا براتی در رؤیای زندگی بهتر، هزاران کیلومتر دورتر از وطن لگد کوب پوتین مامورین شدند.

وتازه این ازنتایج «انقلاب شکوهمند اسلامی به رهبری امام خمینی» است که به روزگارجانشینش چهره می کند؛ و «ولایتمداری» را بجایی می رساند که محافظ دبیرکل حزب الله لبنان می گوید: «آنقدر امام خامنه ای را دوست دارم که اگر امرکند سر سید حسن را بیاور، می بَرم.»

اصفهان که جنازه زاینده رود را درآغوش دارد، خود ذره ذره می میرد. ۳۰۰ نفر از استادان دانشگاه‌های صنعتی، علوم پزشکی، هنر و دانشگاه اصفهان در نامه‌ای سرگشاده به رییس سازمان حفاظت محیط زیست، می نویسند: «مردم اصفهان دارند ذره‌ذره می‌میرند و ریه‌شان انباشته از سرب و گوگرد و ذرات معلق و مسموم دیگر می‌شود. شیر مادران اصفهانی آلوده شده است. آمار سرطان خون در کودکان مرز هشدار را پشت سر گذاشته است.»

مرگی که هدیه سیاست نفتی دولت پیشین «نظام» است همه جا حضور دارد. بیژن زنگنه، تائید می کند که بنزین تولیدی در پتروشیمی‌ها آلاینده وغیراستاندارد است. وزیر نفت سرزمینی که بر دریای نفت وگازخفته است، مژده می دهد: «در دولت توافق شده که در سال ۹۳ هیچ دریافت بنزینی از پتروشیمی‌ها عرضه نشود و بار دیگر واردات بنزین از خارج از کشور از سر گرفته شود.»

درهفته ای که انگلیسی ها سفارت خود را درتهران بازگشائی می کنند، دست آلمان برای نجات ارومیه ازآستین درمی آید. کلاودیا روت، معاون رئیس پارلمان آلمان، ازجامعه جهانی ودولت آلمان برای نجات دریاچه ارومیه کمک می خواهد. «نظام» اما، دراندیشه نجات دیکتاتوردمشق است. ازحضور هزاران داوطلب ایران در سوریه خبرمی رسد. مطبوعات جهان گزارش می دهند: ایران، پشت سرالقاعده در سوریه است.

دو زن، تاریخ طالبانی «نظام» را ورق می زنند. فائزه هاشمی، وضعیت مطبوعات را با روزگار انقلاب مشروطیت مقایسه می کند: «صد سال پیش وضع مطبوعات ایران بهتر بود.» فریبا داودی مهاجر از جنبش خزینه می نویسد: «بعد از بسته شدن خزینه ها اعتراض برخی علما و روحانیون بخصوص روحانیت خراسان بلند شد. آنها حزبی به نام حزب خزینه تاسیس کردند و فریاد واسلام سر دادند و استفاده از دوش به جای خزینه را از مظاهر غربگرایی اعلام کردند. این علمای معظم تنها آب خزینه را پاک و به اصطلاح «کرّ» می دانستند و هر چه غیر از آنرا را ناپاک و نجس اعلام کردند. آیات عظام فتوا دادند که منع خزینه «غیرشرعی» است و با آبی که از شیر آب می ریزد نمی توان غسل کرد. بنا براین ممنوع کردن خزینه «عمل خلاف شرع رضا شاه» اعلام شد.»

بعد از رضا شاه نوبت «خلاف» فرزندش می رسد. محمود جواد ظریف، وزیر امور خارجه، از توافق با دولت عراق درباره اجرای عهدنامه ۱۹۷۵ پرده بر می دارد؛ عهدنامه‌ای که شاه-ـ صدام برای پایان دادن به اختلافات مرزی دو کشورامضا کردند.

به اعتقاد حقوقدان های بین المللی، این عهدنامه هنوز ظرفیت حل و فصل اختلافات احتمالی دو کشور را دارا است و تهدید احتمالی اش از سوی برخی سیاستمداران عراقی، نمی تواند اعتبار این سند حقوقی را تضعیف کند.

و در این سرزمین ویران که ایران نام دارد، نگاهها همچنان متوجه آخرین رئیس جمهور «نظام» است تا راه را برای باز گرداندن قطره ای ثروت بلوکه شده ایران هموار کند. رضا تقی زاده ـ تحلیل گر سیاسی-ـ فضای کنونی را چنین تصویر می کند: «دور تازه مذاکرات سیاسی ایران و گروه ۵+۱ در شرایطی آغازگردیده که در نتیجه اجرای بخش اول توافق‌ها، هدف اعلام شده آمریکا مبنی بر تعلیق کلیه فعالیت‌های حساس اتمی ایران، بدون تحمیل کمترین هزینه، تامین شده است. انتظار آمریکا از ادامه مذاکرات در وین تضمین ادامه عقب‌گرد اتمی تهران طی شش ماه آینده و حفظ وضعیت روز در سه سال بعد از آن، بدون توسل به ظرفیت‌های نظامی است. تعهد متقابل آمریکا در قبال عقب‌گرد اتمی ایران، من‌جمله تعطیلی غنی‌سازی اورانیوم با غلظت ۲۰ درصد در فردو، که زمان لازم برای دست یابی به بمب اتمی را به نصف تقلیل می‌داد، همچنین معلق ساختن نا محدود کار در بخشهای مربوط به نصب و راه‌اندازی کوره اتمی راکتور آب سنگین اراک، که راه دوم دست یافتن به بمب اتمی را مسدود می‌سازد، منحصر به صدور اجازه استفاده اقساطی ایران از ۴٫۲ میلیارد دلار دارایی‌های متعلق به خود است.»

حسن روحانی، می گوید: «نخستین جلسه ما با شش قدرت بزرگ (۱+۵) این علامت را به ایران می‌دهد که همان‌طور که ایران اراده لازم را برای حل و فصل موضوع و رسیدن به گام نهایی دارد٬ این اراده هم در طرف مقابل وجود‌ دارد و امیدواریم این اراده تداوم داشته باشد. ان‌شاء‌الله قدم‌های بعدی را که امیدواریم گام نهایی باشد٬‌ برخواهیم داشت.» قراراست » گام نهایی» روز ۲۶ اسفندماه در وین برداشته شود. سرداران سپاه، یکصدا شده اند: «توافق با غرب مشکلات را حل نمی کند.» و قدرت های بزرگ به کمین قبضه بازار76 میلیونی ایران نشسته اند.

هفته نخست ماه آخرزمستان تمام می شود وانقلاب تازه اوکراین آتش تازه ای برمی فروزد. بیش وپیش ازهمه مصطفی پور محمدی، قاضی دادگاه مرگ که حالا وزیر دولت روحانی است به هراس می افتد و هشدار می دهد:» عده‌‌ای در داخل کشور که حال و هوای دیگری دارند، امر برایشان مشتبه شده است، در حالی که کشور و نظام ما قابل مقایسه با اینجاها نیست». احتمالا وزیردادگستری که «داد» را درسراسر ایران نهادینه کرده، وازسر بیکاری به کمک وزیرخارجه آمده، تحلیل نشریه فوربس از شباهت‌های ایران و اوکراین راخوانده و دارد جواب این تیتر سئوالی را می دهد: «ایران اوکراین بعدی است؟»

 

خانم ها! آقایان!

هفته دیگری به پایان می رسد. بیش از بیست هزارنفر روز یکشنبه در شهرهای بزرگ استرالیا در سوگ رضا براتی، پناهجوی ۲۳ ساله ایرانی که زیر مشت و لگد گاردهای کمپ پناهجویان در جزیره ای دور افتاده به قتل رسید، جمع می شوند و شمع روشن می کنند. روزنامه انگلیسی گاردین گزارشی از این «غول مهربان»منتشرمی کند که قلب هر ایرانی را به آتش می کشد.

برادر بازجو حسین کشفیات جدید خود را اعلام می کند :»شاملو جاسوس نازی‌ها و صادق هدایت آدم کثیفی بود.»

و منصور کوشان، هنرمندی از تبارهدایت و شاملو در غربت، جهان را ترک می گوید. اگر بود، بیگمان شعر ترانه‌ انسان عاشق را به جوان پناهجوئی که لگد مال «نظام» شد، تقدیم می کرد:

انسانی را می‌شناسم عاشق در زندگی

بودن را نه برای بودن

در وسوسه‌ی خواستن می‌خواهد.

 – یادت می‌آد کی بود؟

 همون که فکرش پر از پرنده بود.

انسانی را می‌شناسم عاشق در گل

باغ را نه برای باغ

در وسوسه‌ی شکفتن می‌خواهد.

 – یادت می‌آد کی بود؟

 همون که نگاش پر از بنفشه بود.

انسانی را می‌شناسم عاشق در طلوع

روز را نه برای روز

در وسوسه‌ی گذشتن می‌خواهد.

 – یادت می‌آد کی بود؟

 همون که دهانش پر از گلایه بود.

انسانی را می‌شناسم عاشق در رویا

خود را نه برای خود

در وسوسه‌ی زیستن می‌خواهد.

 – یادت می‌آد کی بود؟

 همون که دلش پر از جوونه بود.

این سایت جدید شماست؟ برای فعال‌سازی ویژگی‌های مدیریتی و رد کردن این پیام، وارد شوید.
وارد شدن