آدرس غلط

IMG_1074

آخرش هم معلوم نمی شود «امام خامنه ای» برای «اوباما» نامه محترمانه ای نوشته یا ننوشته است.و درست در همان روزهایی که مذاکرات اتمی ۵+۱ رک و راست دو جانبه شده است و بده و بستان با شیطان بزرگ، پنهان از مردم ایران بر بستر اما و اگر ادامه دارد ـ «آقا» مدعی «رواداری» جمهوری اسلامی با غیر مسلمان ها هم می شود.

عصاره فرمایش «حضرت آقا» در هفته پایانی بهمن ماه ۹۳این است:»اینها – غربی ها-ـ مدّعی حقوق بشر هم هستند! اینها را مقایسه کنند با آنچه در ایران می‌گذرد. این چنین چیزی در ایران سابقه ندارد؛ یعنی در دوران اسلامی و جمهوری اسلامی، تعرّض به غیر مسلمان از سوی مسلمانها هیچ سابقه‌ای ندارد. یعنی واقعاً بدانند، بفهمند در دنیا و دنیای مسیحیت بداند که در کشور اسلامی این‌قدر رواداری نسبت به غیر مسلمانها هست؛ این رواداری‌ای که آنجاها وجود ندارد.»

همکاران ما در روز»روایت خامنه‌ای از رواداری جمهوری اسلامی»را زیر ذره بین می برند و «رواداری» ازنوع «نظام مقدس» با مسیحیان- به ویژه ارامنه- و یهودیان حتی سنی ها و دراویش مسلمان را موضوع گزارشی خواندنی می کنند.

کسی در آزادترین کشوردنیا جرئت ندارد،در جواب «آقا»لب ترکند. حتی کار بجایی رسیده که به گفته موحدی‌کرمانی:» اعضای مجلس خبرگان رهبری[هم] هیچ غلطی در مقابل رهبری نمی‌توانند بکنند».

و » معظم اله» – عنوانی که مخصوص محمد رضاشاه پهلوی بود و حسین موسویان اکنون اطلاق آن به آیت اله خامنه ای را آغاز کرده است- از قضا در روزهایی در باره «رواداری اسلامی» فرمایش می فرمایند که مصادف باآغاز پنجمین سال»حصر» رهبران جنبش سبز به دستور ایشان است. میرحسین موسوی و زهرا رهنورد- هنوزاز مسلمان بودن خلع نشده اند،چه برسد به شیخ دلاور مهدی کروبی که در کسوت روحانی دربند است.»حصر» این مسلمانان که عمر خودرا بر سر جمهوری اسلامی گذاشته اند و یکی شان نخست وزیر امام بوده و دیگری رئیس مجلس اش، باز هم به موضوع روز تبدیل می شود. فیس بوک روز در مصاحبه با صدیقه وسمقی،علی افشاری، صادق زیبا کلام، مهدی خزعلی، جواد خادم ، مهدی فتا پور ونگارنده این سطور، به طرح این پرسش می پردازد:

-چرا رهبران جنبش سبز را آزاد نمی کنند؟

بحث دامن می گیرد. تاریخ «حصر» در جمهوری اسلامی ورق می خورد و به روحانیونی چون آیت اله شریعتمداری و ،» فقیه عالیقدر» آیت اله منتظری می رسد.حسین باستانی در «پرونده یک تصفیه» بر دهها نام پرتومی افکند که نه تنها مسلمان، بلکه در شمار علماء و مراجع هستند.

وکار به آنجا می رسد که آمریکا هم رسما خواستار آزادی فوری سه حصری آقای خامنه ای می شود.پاسخش را یکی از بادمجان دورقاب چین های آیت اله خامنه ای می دهد.رئیس صددر صد «مستقل» قوه قضائیه که صادق آملی لاریجانی باشد،خطاب به رئیس‌جمهور و وزارت خارجه آمریکا می گوید: «شما هیچ غلطی نمی‌توانید بکنید».

برادر صادق لاریجانی هم که جواد لاریجانی معروف باشد ورئیس ستاد حقوق بشر قوه قضائیه ، رهبران جنبش سبز را به تور گردشگری ایران دعوت می کند:» میرحسین موسوی، زهرا رهنورد و مهدی کروبی که در حصر خانگی هستند، می‌توانند به نقاط مختلف کشور سفر کنند «.

وبرای اینکه «رواداری اسلامی،ویژه نظام مقدس» به ثبت تاریخ برسد، غلامحسین محسنی اژه ای که با گاز گرفتن عیسی سحر خیز به شهرت رسید و حالا سخنگوی قوه قضائیه است،دو خبر خیلی خیلی داغ می دهد که «روا داری» و»آزادی» را چهار میخه می کند:

– انتشار خبر و تصویر «آقای خاص» ممنوع است

این «آقای خاص» همان محمد خاتمی است که با بیست وچند میلیون رای برای دو دوره رئیس جمهور بود والبته در کسوت روحانی.

– صدور حکم اعدام برای یک روحانی

این» روحانی» هم با رئیس ابدی اصلاحات فرق دارد و هم با حسن روحانی. مجید جعفری تبار و مینا مناقب، همسرش، از نوه‌های یکی از ائمه جمعه مشهور سابق هستند؛آیت الله محمد صدوقی، امام جمعه اسبق یزد، که درسال‌های ابتدایی انقلاب در نماز جمعه ترور شد.پس از کشته شدن آقای صدوقی، محمد علی صدوقی، پسر وی به سمت امام جمعه یزد منصوب شد. وی همسر مریم خاتمی،خواهر محمد خاتمی، رئیس پیشین جمهوری اسلامی است.

حجم «روا داری نظام مقدس» به علمای اسلام و مسئولین نظام آنقدر زیاد است که اصلانیازی نیست نمایندگان اقلیت های مذهبی که پای صحبت » معظم اله» نشانده شده اند، به دستور ایشان بروند وبه دنیای مسیحیت آدرس غلط بدهند.

حتی دادن آدرس غلط که در منازعه هسته‌ای بخش عمده ای از آن به حسین موسویان ، سفیر و عضو سابق هیات مذاکره کننده اتمی سپرده شده بود، اکنون- بر اساس تحلیل دقیق علی افشاری کار برد خود را از دست داده است.

روز آخر هفته برای نگاه که چهارشنبه باشد، آیت‌الله علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، بار دیگر پیش‌بینی می کند که تحریم‌های بین‌المللی علیه ایران حتی در صورت توافق هسته‌ای باقی خواهد ماند و خواستار ایستادگی کشور در برابر تحریم‌ها می شود:»بنده عقیده‌ام این است اگر مسئله هسته‌ای همان‌طور که آنها دیکته می‌کنند هم پیش برود باز هم تحریم‌ها برداشته نخواهد شد؛ چون با اصل انقلاب مخالفند».

آیا «آنها» – یعنی ۵ کشورهای اروپایی و آمریکایی – که اکنون مذاکره را به آمریکا واگذار کرده اند ،راه حل مساله را «دیکته» می کنند؟ یا بر اساس گزارش هافینگتون پست» دولت اوباما توافقی را با ایران امضاء خواهد کرد که تهران را در آستانه تبدیل شدن به کشوری هسته‌ای قرار می‌دهد»؟یا به گفته مرضیه افخم، سخنگوی وزارت خارجه نظام، قرار است طرفین به » تفاهم سیاسی» برسند و نه» توافق»:» باید میان توافق و تفاهم تفاوت قائل شد و آنچه تا پایان ماه مارس مد نظر است تفاهم سیاسی است. جمهوری اسلامی ایران به دنبال توافق یک مرحله ای است که ناقض بحث تفاهم سیاسی نیست».

در بی خبری مطلق مردم ایران نمی توان به هیچ یک از این پرسش ها جواب داد. شاید بهار که بیاید کمی از کوه یخ آب شود.

خانم ها! آقایان!

هفته آخر بهمن هم زیر سایه «رواداری نظام مقدس» به سر می شود. آخرین خبر هفته هم متاسفانه تلخ است.

بیژن نامدار زنگنه وزیر نفت، وضعیت صنعت نفت ایران را «اسفناک» توصیف می کند:» قیمت نفت در بازارهای جهانی در ماه‌های اخیر به شدت کاهش یافته و از بشکه‌ای ۱۰۸ دلار به حدود بشکه‌ای ۵۰ دلار رسیده است وزارت نفت در پرداخت حقوق کارکنان خود به مشکل برخورده است. این وزارتخانه در سال آینده، پولی برای سرمایه‌گذاری در حوزه نفت ندارد».

سالی دیگر بر اعدام خسرو گلسرخی- شاعر وروزنامه نگار- می گذردو این شعر او دیروز و امروز استبداد را به فردای آزادی پیوند می زند.

گیرم که در باورتان به خاک نشسته ام

و ساقه های جوانم از ضربه های تبرهایتان زخم دار است

با ریشه چه می کنید؟

گیرم که بر سر این باغ بنشسته در کمین پرنده اید

پرواز را علامت ممنوع می زنید

با جوجه های نشسته در آشیان چه می کنید؟

گیرم که می کشید

گیرم که می برید

گیرم که می زنید

با رویش ناگزیر جوانه ها چه می کنید؟

میدان تره بار

IMG_0882
«انقلاب شکوهمند اسلامی» به فرمایش بنیانگذارش «انفجار نور» بود. سی و شش سال بعد از این «انفجار» در فضایی چون «میدان تره بار»- تعبیراز رئیس فیلسوف مجلس اسلامی در آستانه ۲۲ بهمن – واژگان «دروغ» و «خیانت» و «حرام» فضا را آکنده است. رئیس دولت از «خیانت پشت جبهه» هراسان است. برای وزیراطلاعاتش بولتن های صد در صد دروغ می فرستند. وزیر ارشاد کارت زرد پر رنگ دیگری در باره «حرام» بودن موسیقی ازآیت اله یزدی، رئیس دبیرخانه مجلس خبرگان، دریافت می کند.» گشت ارشاد» برای نخستین بار شکار سینما گران «بد حجاب» رادر محل برگزاری جشنواره فجر در دستور کار قرار می دهد.

«انقلاب اسلامی» به تعریف ولی فقیه دوم که در بیانیه سالگرد انقلاب سپاه پاسداران، هیات «دکترین رسمی انقلاب» را بخود می گیرد، در حال گذر از «پیچ تاریخ» بسوی «تمدن نوین اسلامی» است.

حسن روحانی در یکی راهپیمایی‌های ۲۲ بهمن امسال که در»یک هزار شهر و شهرستان و پنج هزار روستای» ایران انجام شده‌است، دستاوردهای «انقلاب اسلامی» رابر می شمارد: «در تمام دانشگاه‌ها مراکز تحقیقاتی و مراکز علمی رشد داشتیم. دانشگاه‌ها نسبت به گذشته آرام‌تر هستند و به راه خود ادامه می‌دهند.همانطور که پارسال قول داده بودم که تورم را ۳۵ درصد به ۲۵ درصد برسانیم امروز باید بگوییم که این امر به ۱۷ درصد رسیده است.در زمینه تحول در سلامت کار بزرگی انجام دادیم آن هم پرداختی مردم در بیمارستان‌ها از ۳۷ درصد سال گذشته به ۶ درصد رسیده است و قیمت لوازم پزشکی پرمصرف در بیمارستان‌ها کاهش داشته، همچنین دسترسی به اقلام دارویی از ۳۲۰ به ۷۵۰ قلم افزایش پیدا کرده است».

ودرحالیکه بشریت از این فتوحات به حیرت افتاده است، اخبار روز گزارش هفته پیش مقامات سابق و کنونی جمهوری اسلامی در باره نابودی سفره های آبی و خیمه زدن «فساد قرن» را کامل می کند. «۶۰۰ دریاچه» روزمینی و زیرزمینی ایران در حال خشک شدن هستند. کارشناسان می گویند: «با توجه به این که در کل کشور شاهد ۵۰ درصد کاهش جریان سطحی هستیم، کشور دچار خشکسالی هیدرولوژیکی شده‌است».

از نگهداری ۲۰۰۰ زن زندانی در چند سوله مرغداری خبر می رسد. انجمن صنفی روزنامه‌نگاران اعلام می کند: «می‌خواهند تشکل دیگری را جایگزین ما کنند». منظورشان اقدامات یک مقام عالیرتبه «امنیتی خوب» است که بنام «برادر عباد» در زمان محمد خاتمی حلوا حلوایش کردند و حالا وزیر کار است. جعفری دولت آبادی، دادستان تهران هم که راه «قاضی محبوب » آقای خامنه ای یعنی سعید مرتضوی را دنبال می کند، رسما نام محمد خاتمی را ممنوع اعلام می کند و به مدیران دوتا و نصفی روزنامه نیمه جان باقیمانده هم هشدار می دهد.وزیر ارشاد هم درحال چانه زنی برسر ماهواره و»دیش» است: «جمع‌آوری دیش‌های ماهواره نتیجه‌بخش نیست و هر جا دیش‌های ماهواره جمع‌آوری می‌شود، دو روز بعد برمی‌گردند. نه می‌توانیم تمام دیش‌های ماهواره را از روی بام‌ها جمع کنیم و نه می‌شود شبکه‌های اجتماعی را به طور کامل بست. هر جا دیش‌های ماهواره را جمع کردیم، دو روز بعد دیش‌ها برگشت و انگار فقط برای کار و کاسبی نصّاب‌ها دیش‌ها را جمع می‌کنیم.»

«نظام مقدس» دارد با زندانی کردن زنان در سوله، گزینه سازی برای انجمن صنفی، جمع آوری دیش ها و شکار بازیگران بد حجاب بسرعت پیچ تاریخ را پشت سر می گذارد وچهار نعل بسوی «تمدن نوین اسلامی» می تازد. فقط درآخرین روزهای سال سی و ششم «انقلاب اسلامی» دو تا کار باقیمانده. یکی جوان کردی است که در هفده سالگی مرتکب قتل شده و حالا به رغم ممنوعیت مطلق و قطعی اعدام مجرمین کودک در قانون بین الملل، می خواهند اعدامش کنند.»سازمان دیده بان حقوق بشر» در بیانیه اعتراضی خود اعلام می کند: «از سال تعداد۲۰۱۰ تعداد ۳۱ تن مجرم کودک اعدام شده اند و همین امر ایران را در زمره‌ کشورهایی معرفی می‌کند که حداکثر تعداد اعدام مجرمین کودک توسط آن‌ها گزارش شده است».

با اعدام این کودک در پایان بهمن یک مشکل حل می شود و می ماند مساله اتمی که باید تا آغاز فروردین به نتیجه برسد. هفته، هفته جنگ لفظی، تهدید وتحبیب است. حتی علی لاریجانی، مستقیم و هاشمی رفسنجانی و ولادیمیر پوتین هم وارد بده و بستان مقامات آمریکا و جمهوری اسلامی می شوند که دیگر مذاکره را دو جانبه پیش می برند. هنوز معلوم نیست کدامشان گرگ و کدامیک میش است. هر چه هست دارند گله را می برند. اخبار متناقض و شرایط پیچیده است. مفسران و مطبوعات دیدگاههای متناقض دارند. برای مردم ایران که کمترین اطلاعی از اصل ماجرا ندارند و حتی یک خط از «توافق جامع» را هم ندیده اند، چاره ای نیست جز انتظار. شاید باد هوای مسموم اهواز را براند و شاید کلاغی خبری از آشی بیاورد که بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل، حتی تعداد نخودهایش را می داند و آن را «بد و خطرناک» می خواند. هنری کیسینجر، وزیر خارجه اسبق آمریکا و نظریه پرداز پر نفود سیاسی هم با او موافق است. مطالعه نظریات اوکه به تازگی برای اعضای کمیته نیروهای مسلح سنا مطرح و توسط روزنامه واشنگتن پست منتشر شده است، پرتوی بر تاریکخانه مساله اتمی می افکند.

هفته ای دیگر از بهمن می رودو سالی دیگر بر عمرجمهوری اسلامی افزوده می شود. مرتضی کاظمیان، بااستناد به دیدگاههای جان فوران، استاد معروف جامعه شناسی آمریکا، نگاهی دیگر به انقلاب پنجاه و هفت می اندازد.و علی اصغر رمضانپور، اهداف انقلاب و نتایج آن را بر می رسد.

خانم ها! آقایان!

هفته تمام شد و ما ماندیم و «کهن بوم و بر» ایران در قلب زمستانی دیگر.

– ترا، ای کهن بوم و بر دوست دارم

چنین سرود مهدی اخوان ثالث. فرهاد مهراد فریادش کرد و این هفته در آلبومی به همین نام با صدای محسن کرامتی و نوشین طافی به بازار موسیقی آمد و خشم برخی از مراجع تقلید را چنان سبب شد که گفتند: «جلوی آوازه خوانی زنان را در ایران می‌گیریم».

ترا، ای کهن بوم و بر دوست دارم

مهدی اخوان ثالث

ز پوچ جهان اگر دوست دارم

ترا، ای کهن بوم و بر دوست دارم

ترا، ای کهن پير جاويد برنا

ترا دوست دارم، اگر دوست دارم

ترا، ای گرانمايه، ديرينه ايران

ترا ای گرامی گهر دوست دارم

ترا، ای کهن زاد بوم بزرگان

بزرگ آفرين نامور دوست دارم

هنروار انديشه ات رخشد و من

هم انديشه ات، هم هنر دوست دارم

اگر قول افسانه، يا متن تاريخ

وگر نقد و نقل سير دوست دارم

اگر خامه تيشه ست و خط نقر در سنگ

بر اوراق کوه و کمر دوست دارم

وگر ضبط دفتر ز مشکين مرکب

نئين خامه، يا کلک پر دوست دارم

گمان های تو چون يقين می ستايم

عيان های تو چون خبر دوست دارم

هم ارمزد و هم ايزدانت پرستم

هم آن فره و فروهر دوست دارم

بجان پاک پيغمبر باستانت

که پيری است روشن نگر دوست دارم

گرانمايه زردشت را من فزونتر

ز هر پير و پيغامبر دوست دارم

بشر بهتر از او نديد و نبيند

من آن بهترين از بشر دوست دارم

سه نيکش بهين رهنمای جهان ست

مفيدی چنين مختصر دوست دارم

ابر مرد ايرانئی راهبر بود

من ايرانی راهبر دوست دارم

نه کشت و نه دستور کشتن به کس داد

ازينروش هم معتبر دوست دارم

من آن راستين پير را، گرچه رفته ست

از افسانه آن سوی تر، دوست دارم

هم آن پور بيدار دل بامدادت

نشابوری هورفر دوست دارم

فری مزدک، آن هوش جاويد اعصار

که ش از هر نگاه و نظر دوست دارم

دليرانه جان باخت در جنگ بيداد

من آن شير دل دادگر دوست دارم

جهانگير و داد آفرين فکرتی داشت

فزونترش زين رهگذر دوست دارم

ستايش کنان مانی ارجمندت

چو نقاش و پيغامور دوست دارم

هم آن نقش پرداز ارواح برتر

هم ارژنگ آن نقشگر دوست دارم

همه کشتزارانت، از ديم و فاراب

همه دشت و در، جوی و جر دوست دارم

کويرت چو دريا و کوهت چو جنگل

همه بوم و بر، خشک و تر دوست دارم

شهيدان جانباز و فرزانه ات را

که بودند فخر بشر دوست دارم

به لطف نسيم سحر روحشان را

چنانچون ز آهن جگر دوست دارم

هم افکار پرشورشان را، که اعصار

از آن گشته زير و زبر دوست دارم

هم آثارشان را، چه پندو چه پيغام

و گر چند، سطری خبر دوست دارم

من آن جاودنياد مردان، که بودند

بهر قرن چندين نفر دوست دارم

همه شاعران تو و آثارشان را

بپاکی نسيم سحر دوست دارم

ز فردوسی، آن کاخ افسانه کافراخت

در آفاق فخر و ظفر دوست دارم

ز خيام، خشم و خروشی که جاويد

کند در دل و جان اثر دوست دارم

ز عطار، آن سوز و سودای پر درد

که انگيزد از جان شرر دوست دارم

وز آن شيفته شمس، شور و شراری

که جان را کند شعله ور دوست دارم

ز سعدی و از حافظ و از نظامی

همه شور و شعر و سمر دوست دارم

خوشا رشت و گرگان و مازندرانت

که شان همچو بحر خزر دوست دارم

خوشا حوزه شرب کارون و اهواز

که شيرينترينش از شکر دوست دارم

فری آذر آبادگان بزرگت

من آن پيشگام خطر دوست دارم

صفاهان نصف جهان ترا من

فزونتر ز نصف دگر دوست دارم

خوشا خطه نخبه زای خراسان

ز جان و دل آن پهنه ور دوست دارم

زهی شهر شيراز جنت طرازت

من آن مهد ذوق و هنر دوست دارم

بر و بوم کرد و بلوچ ترا چون

درخت نجابت ثمر دوست دارم

خوشا طرف کرمان و مرز جنوبت

که شان خشک و تر، بحر و بر دوست دارم

من افغان همريشه مان را که باغی ست

به چنگ بتر از تتر دوست دارم

کهن سغد و خوارزم را، با کويرش

که شان باخت دوده ی قجر دوست دارم

عراق و خليج تورا، چون ورازورد

که ديوار چين راست در دوست دارم

هم اران و قفقاز ديرينه مان را

چو پوری سرای پدر دوست دارم

چو ديروز افسانه، فردای رويات

بجان اين يک و آن دگر دوست دارم

هم افسانه ات را، که خوشتر ز طفلان

بروياندم بال و پر دوست دارم

هم آفاق رويائيت را؛ که جاويد

در آفاق رويا سفر دوست دارم

چو رويا و افسانه، ديروز و فردات

بجای خود اين هر دو سر دوست دارم

تو در اوج بودی، به معنا و صورت

من آن اوج قدر و خطر دوست دارم

دگر باره برشو به اوج معانی

که ت اين تازه رنگ و صور دوست دارم

نه شرقی، نه غربی، نه تازی شدن را

برای تو، ای بوم و بر دوست دارم

جهان تا جهانست، پيروز باشی

برومند و بيدار و بهروز باشی

چهار تا آدم عوضی

IMG_0610
بهمن ماه هفته اول را پشت سر می گذارد و به روز «امام آمد» می رسد؛ روزی که قرار بود سرآغاز آبادی وآزادی ایران باشد. پول نفت بر سر سفره ها برود و حتی مارکسیست ها آزادانه سخن بگویند. «شیطان بزرگ» از اریکه فروافتد، پرچم ظفر نمون اسلام بر فراز کاخ های سرخ و سفید به اهتزاز درآیدو رابطه «میش» ایران با «گرگ» آمریکا دیگر شود.

و درست همین روزها وزیر خارجه «نظام» که از افسانه قهرمانی اش لبخندی چند منظوره باقی مانده است، همراه وزیر خارجه آمریکا که لابد برای خوشامد حریف حتی کراوات سبز همیشگی را هم بگردن ندارد؛ در خیابان های ژنو قدم می زنند. همزمان در تهران دور تازه بازداشت فعالانه مدنی و دانشجویی فعالانه توسط سپاه پاسداران در جریان است ومجلسیان طرح دوفوریتی برای ممنوع‌القلم کردن روزنامه‌نگاران را آماده می کنند.

ولی فقیه دوم که میراث فتوای قتل سلمان رشدی را از ولی فقیه اول به ارث برده است در ماجرای «چهارشنبه سیاه پاریس» در گام اول از سخت‌گیری بر «کفار» به جای «محکومیت تروریسم» سخن راند. درگام دوم حتی یک گام عقب می نشیند وجوانان غربی را به مطالعه مستقیم قرآن، اسلام شناسی و پیوستن به صفوف اسلامی دعوت می کند.

اکبر گنجی، می نویسد: «عجیب است. رژیم خودکامه‌ای که مدعی است نه تنها نواندیشان دینی ایرانی اسلام را نمی‌فهمند، بلکه فقیهی چون آیت‌الله صانعی را به دلیل فتواهای نوگرایانه- در محدوده سنت فقیهان- توسط جامعه مدرسین حوزه علمیه قم (فقیهان درباری) از مرجعیت خلع می‌کند، حالا کارش به کجا رسیده است!

محمد مجتهد شبستری و مصطفی ملکیان، به دلیل دگراندیشی دینی، از همه دانشگاه‌ها اخراج شده و از حق تدریس محرومند، اما جوانان غربی دعوت به خوانش مستقیم متن و رسیدن به «فهم صحیح از اسلام» می‌شوند. شبستری و ملکیان و احمد قابل و…اسلام را نمی‌فهمند، اما «جوانان غربی» خواهند فهمید».

دکتر حسین باقر زاده از زاویه دیگری به موضوع می نگرد: «ظاهرا«اسلام انسانی و رحمانی» از کشفیات اخیر جمهوری اسلامی است. نظامی که به هنگام قساوت و آدم‌کشی از «بسم الله القاصم الجبارین» استفاده می‌کرد، وقتی می‌خواهد چهره دیگری از خود نشان دهد به یاد «بسم‌ الله الرّحمن الرّحیم» می‌افتد. سه هفته پیش هم همان حکومت که برای سرکوب مخالفان خود از «اشداء علی الکفار» نام می‌برد کنفرانسی تحت عنوان «پیامبر رحمت و مدارا» در تهران برگزار کرد و سخنرانان دولتی در آن با آب و تاب از خصوصیات انسانی و رحم و مدارای پیامبر و اسلام سخن گفتتد. اسلام برای اسلام‌گرایان حاکم همانند کشکول ملا علی است که هر رطب و یابسی را که بخواهند و به سودشان باشد می‌توانند از آن بیرون بکشند. مثلا وقتی آیت الله خمینی می‌خواست فرمان قتل عام مخالفان خود را صادر کند از قتل عام یهودیان بنی قریظه در مدینه به فرمان پیامبر سخن راند (به صحت و سقم این واقعه و تعداد کشتگان کار نداریم؛ مسئله، توجیه قتل عام از سوی خمینی با توسل به این داستان است) در آن جا رحمت و مدارا هیچ محلی از اعراب نداشت – و اکنون همان حکومت وفادار به «امام راحل» از «مدارا» در اسلام خود سخن می‌گوید».

و اخبار و اقوال روز- در مقیاس فقط یک هفته از سی وچند سال عمر جمهوری اسلامی- دریچه ای بروی فضایی می گشایند که آیت الله خامنه ای جوانان غربی را به تنفس درهوای آن دعوت می کند.

احمد جنتی، یکی از ستون های «نظام» که از فضای مجازی عنوان «همشاگردی خدا» را گرفته است، غربیان را «انسان های وحشی و ناجور» می خواند و مدافعان رفع حصر از رهبران جنبش سبز را «چهار تا عوضی» عنوان می دهد. علی اصغر رمضان پور در ورای این سخنان «حکومت دشنام» را می بیند و از قضا یکی ازهمان «انسان های وحشی و ناجور غربی» که موافق رفع حصر هم هست، در تهران میهمان «نظام مقدس» است: کلودیا روت نایب‌رئیس مجلس آلمان که بااستقبال خوب می آیدو بابدرقه بد می رود. چند میوه برآمده از فرهنگ «نظام» را به همراه می برد.حتما یادش نخواهد رفت که مدعیان تغییرفرهنگ جهان او را «نازی» و «پررو» خوانده اند. خانم روت تا پایش به کشورش می رسد، به خبر نگاران می گوید: «در ایران ترس و کنترل شدید حاکم بود. ما متوجه شدیم که نیروهای امنیتی همه جا حضور دارند و گفت‌وگو و ملاقات​هایی که در نظر داشتیم انجام نگرفت. با فعالین حقوق بشری نتوانستیم دیدار کنیم».

محمد رضا رحیمی، معاون اول رئیس جمهور دوران «نکبت» که بعلت فساد مالی محکوم شده، گوشه دیگری از فضای فرهنگی «نظام» را نشان می دهدو به محمود احمدی نژاد می نویسد: «رحیمی محکوم امروز، چوب لجبازی‌ها و آبروبری‌های‌گاه و بیگاه شما را می‌خورد».

مرور روزنامه های آخرین روز هفته برای «نگاه هفته» هم مفید فایده است. محمدرضا باهنربرگزاری هرگونه همه پرسی درباره سياست خارجی را «حماقت» توصيف می کند و درباره حصر موسوی، کروبی و رهنورد هم می گوید: «آنها حاضر نيستند بعد از آزادی، سايت خبری راه نيندازند، بيانيه صادر نکنند و با اين وضع بايد در حصر بمانند».

جوانان جهان که لابد آیت الله خامنه ای توقع دارد دسته دسته از دامان اسلام بیاویزند، در پرتوآزادی رسانه ها، خبر دارند که موسوی و کروبی از استوانه های «نظام» و نور چشم ولی فقیه اول بوده اند. و از قضا روزهائیست که شکست فاشیسم، هفتاد ساله می شود و جهان با انتشار تصاویر اردوگاه آشویتس از این «ننگ» خود را مبرا می کند.

مدیر موزه باغ قصر هم لابد برای زدودن خون از دستان » نظام» از افتتاح هتل – زندان خبر می دهد و حتی روزنامه نگاران «آقا» رابه اقامت در آن دعوت می کند.

روزنامه آرمان ضمن انتشار گزارشی با تيتر «دزدی با دست های کوچک»، می نویسد: «سرقت اصلی ترين جرم کودکان و نوجوانان است».

شهيندخت مولاوردی، معاون رياست جمهوری، اعلام می کند که ۵۰۰ زن کارتن‌خواب در تهران وجود دارد و تعداد اين زنان «به صورت تصاعدی» در حال افزايش است.

روزنامه قانون در تيتر اول خود «مقابله با اقتصاد دزد‌پرور»، ضمن بررسی «راهکارهای مبارزه با فساد اقتصادی» از ديدگاه چند کارشناس و حقوقدان، می نویسد: «شايد به جرات بتوان گفت که خبر فسادبزرگ مالی معروف به پرونده سه هزار ميلياردی آخرين خبر فسادی بود که افکار عمومی را دچار شوک کرد، اما با انتشار موارد متعددی از پرونده های مقاسد اقتصادی، اين اخبار ديگر برای افکار عمومی در ايران شوک برانگيز نيست».

شبکه عریض و طویل «صدا وسیمای جمهوری اسلامی» که آنهم قرار بود مانند زندان «دانشگاه» باشد، معلوم نیست چرا قصد زدن کارلوس کی روش مربی تیم ملی فوتبال را دارد و به این بهانه، پرده از یکی از برج های طاغوتی تهران و زندگی افسانه ای ساکنان آن بر می گیرد.

بانک جهانی هم در گزارش مهمش زير عنوان «چشم انداز های اقتصادی جهان» به چشم انداز اقتصاد ایران نگاه خوشبینانه ای ندارد.

خانم ها! آقایان!

بهمن ماه دیگری است. ما مانده ایم و چهار تا آدم «عوضی». دیگر داشت کوبانی آزاد می شد که «رقص کردی در دانشگاه آزاد تهران» پا گرفت و تابرادران بجنبند و جلویش را بگیرند شبکه مجازی را تسخیر کرد.

IMG_0535

بد کاره

IMG_0609
بهمن ماه می رسد با جهانی که در زمستان ۹۳ دو پاره شده است: آزادی که شارلی نماد آن است، پرچم زندگی بر می افرازد و حتی تروریست ها را می بخشد؛ و ضد آزادی که نام های گوناگون دارد و زیر لوای دفاع از «تقدس» پیامبر هم نفرت و انتقام و مرگ را تبلیغ می کند.

«نظام مقدس» که دراین میان به نعل وبه میخ می زند، سرانجام تاب پوسته دروغین میانه روی را نمی آورد وپرده ازاندیشه بنیادین خویش می گیرد. آیت اله سید علی خامنه ای که الگو و قهرمانش تروریست شناخته ای بنام مجتبی نواب صفوی است، در سخنانی «تئوریک» و سراسر مستند به آیات، ابتدا «کثرت گرایی» دینی را ردمی کند.سپس به صراحت تمام می گوید: «رحمت و رأفت پیامبر برای مومنان (مسلمانان) است، نه غیر مسلمانان. پیروان پیامبر کسانی هستند که با کفار به شدت برخورد می‌کنند. پس شما هم باید همین گونه باشید.»

مجید محمدی این دیدگاه «مقام معظم» را تحت عنوان» سختگیری بر کفار بجای محکومیت تروریسم» می کاود.

«دانشجویان بسیجی» که فقط خواجه حافظ نمی داند از کدام «بیت» خط و ربط و مایه می گیرند، به خیابان می آیند و تحت حمایت کامل نیروی انتظامی، درمقابل سفارت فرانسه دست به راه پیمایی می زنند و خواستار تعطیلی این سفارتخانه می شوند.

خبرگزاری رویترز می نویسد: «این افراد که معمولا در تظاهرات دولتی دیده می شوند، در خیابان نوفل لوشاتو تهران شعارهای «مرگ بر فرانسه، مرگ بر اسرائیل و‌فرانسه، فرانسه ننگت باد‌، لا اله الله محمد رسول‌الله، مرگ بر فرانسه و صهیونیسم» سر دادند.»

احمد توکلی نماینده اصولگرای مجلس شورای اسلامی که از جمله سخنرانان این تجمع است حرف دل » نظام مقدس» را می زند: «حمله به این روزنامه ( شارلی) بدکاره به نظر ساختگی است و توسط نیروهای جاسوسی موساد و سیا انجام شده است».

طبق معمول همه راهها به موسادو سیا می رسد. سرتیپ محمد علی الله‌دادی، فرمانده سپاه پاسداران الغدير استان يزد همراه جهاد مغنیه در حمله هلیکوپتر های اسرائیلی کشته می شود. عکس های جهاد مغنیه – فرزند عماد مغنیه که چند سال قبل در سوریه ترور شد-همراه با فرزند آیت اله خامنه ای و قاسم سلیمانی منتشر می شود. اسرائیل رسما اعلام می کند که از همراهی فرمانده ارشد سپاه بانیروهای حزب اله لبنان خبر نداشته است. محمد علی جعفری، فرمانده سپاه، اسرائیل را به فرود «صاعقه‌های ویرانگر» تهدید می کند و»فروپاشی» آن را نوید می دهد.

رد فتنه ۸۸ هم در اسرائیل پیدامی شود و تا گوگوش و سروش هم می رسد.محمود نبویان، عضو جبهه پایداری در مراسم گرامیداشت نواب صفوی، خودش می پرسد و خودش جواب می دهد: «در سال ۸۸ فتنه چه کسی پشت سر فتنه‌گران بود؟ کشورهای آمریکا، اسرائیل، انگلیس، فرانسه و همه بودند.همان جمله معروف که از سروش تا گوگوش همه از آن‌ها دفاع کردند.من خانه محل حصر را دیده ام.ای کاش ما آنجا بودیم، کبابش به جاست، استخرش به جاست، همه چیز به جاست و بهترین پزشکان از او( موسوی) مراقبت می کنند».

دی ماه که «شاه رفت» تمام می شود و بهمنی که «امام آمد» می رسد و آمار تازه ای- مشت نمونه خروار- بر حاصل این رفت و آمد پر تو می افکند.معاون حقوقی رئيس قوه‌ی مجريه می گويد: «در حال حاضر ۱۰ ميليون پرونده در محاکم قضايی، ۵.۳ ميليون پرونده در شورای حل اختلاف و ۵. ۵ ميليون پرونده در محاکم دادگستری وجود دارد که اگر هر خانواده ۴ عضو داشته باشد، اين مساله نشان از درگيری ۴۰ ميليون نفر با مسائل حقوقی و قضايی دارد».

بزبان ساده: مجموع پرونده‌هايی که معاون حقوقی ذکر می کند ۱۹ ميليون است. اگر در هر پرونده به طور متوسط دو نفر درگير باشند، حدود ۳۸ ميليون نفر با محاکم سروکار دارند ؛ يعنی در ایران يک پرونده‌ی باز برای هر دو نفر يا دو پرونده به ازای هر خانواده.

معاون رییس جمهوری و رییس سازمان حفاظت محیط زیست خبر می دهد: «تا سال ۲۰۵۰ خشکسالی و کاهش نزولات جوی در ایران ١١ برابر شرایط فعلی می شود.»

قیمت نفت باز هم سقوط می کند. ورود قیمت نفت به کانال ۴۰ دلاری، اصطلاح «فروپاشی نفتی» را بر زبانها می اندازد. روزنامه نگاری با هراس تمام می نویسد: «طلای سیاه بر خاک سیاه نشسته است».

گزارش نشریه اکونومیست حاکی است: «اقتصاد ایران به تزریق درآمد نفتی حاصل از ٢/٢ میلیون بشکه نفت با بهایی که مدت‌ها بیش از صد دلار ماند، عادت کرده بود. سفره بزرگی برای مصرف این در آمد پهن شد که یک شاخص آن وجود ۷/۳ میلیون کارمند حاکمیت و ٢ میلیون بازنشسته مستمری بگیرست. حالا تحریم حجم نفت صادراتی را نصف کرده و تحولات اخیر بازار بهای هر بشکه را نیز بازهم کمتر از نصف کرده است. برآوردهای اولیه نشان می‌دهد که کاهش ناگهانی قیمت نفت به میزان ۱۱ درصد از کل حجم بودجه دولت کاسته است».

مذاکرات اتمی همچنان دور از چشم مردم و نظارت مطبوعات ادامه دارد. محمد جواد ظریف از توافق جامع تا ۲۲ بهمن ـ یعنی ۲۰ روز دیگر- خبر می دهد. سرگئی لاوروف، وزیر خارجه روسیه، ازاحتمال توافق تا اواخر ژوئن- حدود ۵ ماه دیگر- سخن می راند.

خانم ها! آقایان!

تاریخ پاسخ خواهد داد که براستی «بد کاره» کیست. آنان که برای آزادی ایستاده جان دادند و یا کسانی که آزادی را تیر باران و میهن ما را ویران کردند.

در این شب زمستانی فریاد «حیلت رها کن» محمد رضا شجریان به گوش می آید با آواز و تنبک همایون شجریان و، تار حسین علیزاده و کمانچه کیهان کلهر.

حادثه قرن

IMG_0608

جهان بپا می خیزد وسرود آزادی می خواند. درپاریس سه میلیون نفر در خیابانها هستند. همه شارلی شده اند تا این سخن سردبیر ترور شده هفته نامه طنز فرانسوی را فریاد کنند: «بهتر است مرده باشیم، تا مثل موش درکشوری زندگی کنیم که آزادی رادر آن ترور کرده اند».

در تهران- موسوم به ام القرای اسلام، علی مطهری نماینده مجلس را که فرزند تئوریسین انقلاب اسلامی هم هست فقط بخاطر چند کلمه انتقادی در صحن مجلس کتک می زنند؛ و دو کارگردان سینما- تهمینه میلانی و کیومرٍث پور احمد-رابه سبک روزگار آقایی «شهید» سعید امامی احضار و تهدید می کنند.

«نظام مقدس جمهوری اسلامی» که تمام هفته در برابر حادثه قرن به نعل ومیخ زده و با اما و اگر نیت واقعی خودرا پوشانده است، روز آخر هفته دستش را بناچار رو می کند.

نخستین شماره بعد از ترور «شارلی ابدو» در تیراژ شش میلیون نسخه و کاریکاتور پیامبر اسلام روی جلد منتشر می شود. پیامبر اشک بر دیده، شعار روز جهان را بدست دارد: «من شارلی هستم». القاعده انتشار این شماره را محکوم می کند و مسئولیت «نبردمقدس پاریس» را بعهده می گیرد: «این پیامی روشن به هر کسی است که جرئت کند به مقدسات اسلامی حمله کند».

همزمان سخنگوی وزارت خارجه دولت حسن روحانی، رسما انتشار کاریکاتور جدید را «موهن» می خواند واعلام می دارد: «سوءاستفاده از آزادی بیان در غرب قابل پذیرش نیست و باید جلوی آن گرفته شود».

قاعدتا هفت میلیون فرانسوی و میلیونها انسان جانبدار آزادی که در سراسر جهان با راه پیمایی تاریخ ۱۱ ژانویه حادثه قرن را رقم زدند، باید با سر کار خانم «مرضیه افخم» هماهنگ کنند تا برای یادگیری «آزادی» به سراغ «فرزندان بد نام امام زمان» فرستاده شوند.

اولین ماه سال جدید میلادی با حادثه ای تاریخ ساز آغاز شده است. ترور و آزادی در پاریس به هم رسیده اند. از این تقابل فردا خواهد زائید. جهان رسانه هزاران هزار عکس و فیلم و طرح تولیدکرده که گزیده ای از آنها در این شماره «هنر روز» در دسترس است. گلهای اندیشه در حال شکفتن است و تازه انتشار تحلیل ها آغاز شده است.

«اسلاوی ژیژک» نگاهی متفاوت و تامل بر انگیز بر چهارشنبه سیاه دارد و بر نقش «اسلام» متمرکز است.

روزنامه نگاران ایرانی رد پای ترور دگر اندیشان رادر ایران می جویند. استاد دکتر صدالدین الهی باقلمی به رنگ خون دل نوشته اش رابه روزنامه نویسان جانباخته در راه آزادی ایران هدیه می کند: «افراشته، میرزاده عشقی، فرخی یزدی، علی اصغرامیرانی، حسین فاطمی، احمد دهقان، محمد مسعود، مرتضی کیوان، کریمپور شیرازی، رحمان هاتفی و…. به همه این خونین کفنان قلم بدست با این باور که قلم تمامی آزادی انسان است».

امیر طاهری به سرچشمه و ترور احمد کسروی توسط «فدائیان اسلام» ونقش آیت اله خمینی در این تروربر می گردد. «فدائیان اسلام» در حکومت کنونی ایران حضور جدی دارند و سرکرده شان یعنی مجتبی نواب صفوی، الگوو قهرمان آیت اله سیدعلی حسینی خامنه ایست.

و رضا تقی نگاهی دارد به تاریخ ترور در اسلام که از زمان پیامبر آغاز می شود، از نواب صفوی می گذرد و تا امروز می رسد.

خانم ها! آقایان!

ماه نخست زمستان ایران رو به پایان است و تاریخ روزی از آن- ۲۱ دی- را همیشه بخاطر خواهد داشت که آزادی در برابر ترور سیاه بپا خاست.

شعری است سروده نگارنده «نگاه هفته»؛ ملهم از گفته سردبیر شارلی که قربانی ترور سیاه اندیشان شد :

یکشنبه آزادی

ازپاریس ترور

به شب های مهتاب بر می گردم

به دریاهای دور

وقتی مهتاب بود و مروارید

ونگاهت هر شب هزار گلسرخ می بارید

وقتی عاشقت شدم

پاریس حرفی بود کنار آزادی

پاریس سرد

در خیابان های خیس از بوی ترور

از خواب هولناک زمستانی برمی خیزد

دستت را بمن بده

تا با هم به شب های مهتاب و مروارید برگردیم

فریاد ماست که در یکشنبه آزادی

از خیابان های پاریس طلوع می کند:

بهتر است مرده باشیم

تا موش زنده شهری

که آزادی را درآن تیر باران کرده اند…

این سایت جدید شماست؟ برای فعال‌سازی ویژگی‌های مدیریتی و رد کردن این پیام، وارد شوید.
وارد شدن